قلمرو سلسله هخامنشیان

 


به راستی چرا سازندگان فرانسوی مجسمه آزادی چنین شخصیتی را به عنوان نمادآزادی در نظر گرفتند؟ بی‌شک یکی از اصلی‌ترین دلایل آن یادآوری حمله اسکندر به شرقو استحاله فرهنگی آن است. چراکه تاریخ‌شناسان یکی از مهمترین اقدامات اسکندر راهلنیزه کردن سرزمین‌های تحت تصرفش می دانند. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونانو به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان و به عبارتی ساده تر یونانی مأبی است. در اینراستا اسکندر اقدام به تأسیس شهرهای جدید در راه‌های مهم و استراتژیک و کوچ دادنمردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا نمود. وی با این کار قصد در استحالهفرهنگی متصرفاتش داشت. نمود بارز و آشکار این مسأله را می‌توان در هلنیزه شدن سلسلهایرانی اشکانیان پس از براندازی سلوکیان (بازماندگان سلوکوس جانشین اسکندر) دید. اشکانیان همواره سعی در یونانی مأبی داشتند. تا جایی که حتی بر سکه هایشان عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان می آمد. (14)
به عبارتی دیگر مجسمه آزادیبه نوعی نماد رشد غرب‌گرایی نیز هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی می تواند یادآورتمام این گذشته باشد. اکنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان و در مقابل غربی‌هانیز به این سلطه می نازند و این میراث شوم اسکندر و تائیس است. اما نکته بسیاربسیار مهمی که هرگز نباید از نظر دور گردد این است که تمدن غرب هرگاه افول نمودنتوانست دوباره در همان مکان ابتدایی خود را بازسازی کند و در جایی دیگر ادامه حیاتداد. لذا می‌بینیم پس از افول یونان رم برمی‌خیزد و بعد از آن غرباز اروپای میانیانگلستان و نهایتآ امریکا سر بر می‌آورد. یعنی غرب هیچگاه نتوانست در همان حوزهمکانی اولیه دوباره رشد نماید. این تمدن آنقدر نقصان داشت که قدرت هضم تجاوزات وحتی تبادلات فرهنگی سالم را نیز نداشت.
اما در مقابل تمدن کهن و بافرهنگ ایرانهرگاه دچار نزول شد دوباره در همان مکان جوانه زد. هرگز نباید فراموش کرد که نهایتآاسکندر با لباس ایرانی از این مرز پر گهر رفت وحشیان و متجاوزان مغول مسلمان شدند ورصدخانه و مسجد و کتابخانه ساختند و از میان سه نفر زبانشناس که قواعد زبان عربی رابرای خود عرب‌زبانان نگاشتند دو تن از آنها ایرانی بودند و اکنون نیز پس از چندهزار سال باز هم ایران است که در مقابل زیاده‌خواهی‌های وحشی‌گرانه غرب ایستادهاست. آری! تکرار این تجربه تاریخی و از سویی دیگر پیشگویی‌های غرب نیز همین رامی‌گوید که منشاء آن اتفاق بزرگ آخرالزمانی نیز  ایران است و موعود ادیان به یاریایرانیان است که بساط بیداد آنها را بر خواهد چید. گویا غرب ناگزیر از شنیدن نامایران در کنار ناکامی‌های خود است  لذا اینگونه است که تائییس دوباره مشعل به دسترو به سوی شرق بر فراز آتلانتیس ایستاده است.
اگر بخواهیم اندکی تاریخی‌تر بهمسئله نگاه کنیم باید در نظر داشته باشیم زمانی که امپراتوری ایرانیان 127 ایالت راتحت سلطه خود ساماندهی کرده بود اوج تمدن غربیان یعنی یونان هنوز از سیستم ابتداییدولت شهرها (نه یک امپراتوری واحد) استفاده می‌کرد. لذا غرب ناگریز است تا با ساختنیک اتوپیای (آرمان شهر) خیالی یعنی یونان باستان تمامی مدنیت را به خود ارجاع دهد. زمانی که سخن از منطق باشد ارسطو الگو می شود. اگر از ریاضیات سخن رانده شودارشمیدوس را نشان می‌دهند. پدر علم پزشکی باید بقراط باشد و غیره و غیره تا منایرانی هیچگاه به این فکر نکنم که چرا غرب هنوز  با این همه ادعا نتوانسته حقوقبشری را که کوروش 2500 سال پیش به بهترین نحو اجرا می کرد را حتی شبیه سازی کند. اگر لازم باشد برای من و توی ایرانی فیلم 300 می سازند تا ما را از تمامی گذشتهپرافتخارمان بیزار کنند که مبادا شکوه و تمدن نیاکانیمان ما را دوباره به فکر فرهنگسازی در جهان بی اندازد.
آری! این کینه‌ای دیرینه است از تمدن شرق و سترگایران‌زمین که در هیبت شعله‌های آتش در مشعل عفریته جنگ این الهه شوم پیوندی! (تائیس + ایسیس) خود را نشان داده است. صدالبته غرب در این آتش کین می‌سوزد و خواهدسوخت. چراکه پس از تلاش چند هزار ساله برای منکوب و استحاله تمدن ایران‌زمین جوانهنورسته‌ای دوباره و اینبار در هیبت اسلام شیعی از دل ایران زمین رویید و اینبار نیزایرانیان بهترین را انتخاب کردند. رویشی که به لطف حق به انقلاب نهایی مهدی موعود (عج) منجر خواهد شد و چه زیبا پروردگار بزرگ در قرآن کتاب انسان‌ساز فرمود:
«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهمالوارثین»
«
و ما اراده نمودیم تا بر مستضعفین جهان منت گذارده وایشان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم» (15)

/ 0 نظر / 3 بازدید