abbasibe.persianblog.ir Website ValueWebsite Value Calculator
abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator مقالات فارسی در مورد زبان انگلیسی - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

چگونه زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/۸
 

 

تقویت زبان انگلیسی - improve English

چنانچه قصد دارید زبان انگلیسی خود را تقویت کنید اما به اندازه ای که می خواستید موفق نبوده اید، می توانید بر روی اطلاعات موجود در این مقاله تکیه کنید.

در وهله اول، باید به اندازه کافی در معرض زبان انگلیسی قرار بگیرید. بدین معناکه باید گوش دادن به این زبان را بسیار تمرین کنید. به خاطر داشته باشید شکست کدهای زبانی و درک آنچه به شما گفته می شود نیازمند صبر و تمرین زیاد است. همچنین  توجه به اشارات غیر شفاهی، مانند حالات چهره، زبان بدن و غیره در زمان گوش دادن لازم است. اگر دانش شما از زبان انگلیسی فقط در حد یک مبتدی است، بهتر است با گوش دادن به افسانه ها و داستان های کودکان شروع کنید زیرا این داستان ها شامل تعداد زیادی جملات کوتاه و ساده می باشند. به یاد داشته باشید هنگام گوش دادن لازم نیست که همه کلمات یا عبارات را بدانید. در بسیاری از موارد  شما باید پیام اصلی را حتی از طریق پیش بینی معنای کلمات ناشناخته با کمک آنچه به دنبال این کلمات می آید متوجه شوید و کلمات و عبارات را پیش بینی کنید.

از لحاظ گفتاری، توصیه می شود توقع آنچنانی از خودتان نداشته باشید و انتظار نداشته باشید مانند یک فرد انگلیسی زبان صحبت کنید. به خاطر داشته باشید قبل از اینکه بتوانید روان و صحیح صحبت کنید باید مرتکب اشتباهات زیادی شوید. یک راه برای تمرین صحبت کردن تشکیل گروه های دوستی است. در این  گروه ها شما می توانید با یکدیگر مکالمه کنید، تعامل داشته باشید و برخی از نقش ها را به زبان انگلیسی ایفا کنید. به علاوه مهم است در گفتارتان انعطاف پذیرباشید. یعنی اگر برخی کلمات یا عبارات را نمی دانید، این لزوما به این معنا نیست که نمی توانید ایده های خود را بیان کنید. با کمی اعتماد به نفس، می توانید از کلمات یا عبارات دیگری برای انتقال مفهومی که در ذهن دارید استفاده کنید.

در حوزه خواندن، در وهله اول، باید چشمان خود را به حرکت بر روی خطوط متن عادت دهید. بدون تردید، خواندن رمان ، داستان و نیز خواندن به صورت گسترده، ایده ای مناسب جهت افزایش سرعت خواندن شماست. با این وجود، برای اینکه بتوانید به خوبی بخوانید داشتن دانش لغوی قابل اعتماد و مهارت حدس زدن آن دسته از کلمات در متن که قبلا ندیده اید ضروری است. می توانید ابتدا از متونی که علاقه بیشتری به آنها دارید یا حداقل کمی درباره آنها اطلاعات دارید شروع کنید و به تدریج دامنه متونی را که می خوانید گسترش دهید. فراموش نکنید هنگام خواندن یک متن باید رویکردی منتقدانه، متفکرانه، فعال و پاسخگو داشته باشید. به عبارت دیگر گاهی لازم است هنگام خواندن یک متن خود را به جای نویسنده اثر بگذارید  تا بتوانید آنچه نویسنده قصد انتقالش را داشته پیش بینی کنید. به علاوه، یادداشت برداری، خط کشیدن، برجسته کردن، خلاصه کردن و تاویل یک متن می تواند کمک قابل توجهی به شما بکند.

چنانچه می خواهید علمی تر و موثرتر بنویسید باید دانش خود از دستور زبان و واژگان را افزایش دهید. سپس با رویکردی منطقی، انتقادی، متمرکز و یکپارچه به یک موضوع، ابتدا طرح یا استخوانبندی نوشته خود را ایجاد کنید و سپس با سازماندهی، سازماندهی مجدد و اصلاح پیش نویس نهایی به آن جان دهید. به خاطر داشته باشید برای تمرین نگارش لازم است چیزی بیش از زبان یعنی خرد، منطق و سازماندهی را که فراتر از مهارت زبانی هستند را تمرین کنید. نوشتن یادداشت ها و خاطرات شخصی کمک شایان توجهی است برای اینکه حرفه ای تر بنویسید.

اخیرا توجه زیادی به ادغام چهار مهارت شنیداری، گفتاری، خواندن و نگارش شده است. مقصود از ادغام مهارت، تمرین همزمان هر چهار مهارت به  طبیعی ترین شیوه ممکن است. برای مثال وقتی یک فیلم خوب را  همراه با زیرنویس می بینید، همزمان گوش دادن و خواندن را تمرین می کنید. متعاقبا وقتی درباره آن فیلم صحبت می کنید یا مقاله ای در مورد موضوعات بحث شده در فیلم، طرح و یا جنبه های چالش برانگیز فیلم می نویسید هر چهار مهارت را به شیوه ای موثر و مرتبط تمرین می کنید. روش ایده آل دیگر برای پوشش همزمان هر چهار مهارت، شرکت در کنفرانس هاست جایی که شما می توانید به سخنان دیگر شرکت کنندگان گوش دهید، جزوات آنها را بخوانید، به نوبت صحبت کنید و یادداشت بردارید.

از آنجا که زبان انگلیسی یک زبان بین المللی است، بسیاری از واژگان را از زبان های دیگر وام گرفته است، از اینرو از لحاظ تعداد واژگان زبانی بسیار غنی است. در نتیجه فرگیران این زبان باید لغات زیادی یاد بگیرند. با این وجود، این قضیه نباید موجب دلسردی شما شود زیرا نیازی به فراگیری همه واژگان انگلیسی نیست.  استفاده از یک دفترچه مخصوص برای واژگان جدید تکنیکی مفید است. با اضافه کردن لغات جدید به این دفترچه و مرور چندین باره آنها می توانید به گونه ای موثر بر بسیاری از واژگان تسلط پیدا کنید. به مرور، متوجه خواهید شد که قادر هستید بسیاری از لغاتی را که به تازگی فرا گرفته اید در مکالمات روزمره تان با دوستان و افراد دیگر به کار برید.

غنی کردن دانش لغوی خود به کمک کلمات متضاد و مترادف، اجزای کلمه، گروه بندی واژگان، تصاویر، ارتباط دادن لغات، ریشه و منشا کلمات قویا توصیه می شود. گرچه این امر ممکن است به نظر کمی زمانبر باشد، قطعا ارزش این همه کار سخت را خواهد داشت زیرا از این طریق می توانید تعداد واژگان خود را به طور قابل ملاحظه ای افزایش دهید.

مهم نیست چقدر در زبان انگلیسی مهارت دارید، باید به هر طریق  ممکن خودتان را پیوسته در معرض زبان انگلیسی قرار دهید. به عبارت دیگر، تمرین منظم کلید موفقیت شما در فراگیری زبان انگلیسی است. نکات زیر به شما کمک می کنند تا به طور منظم و مداوم در معرض زبان انگلیسی باشید.

  1. روزانه حداقل 30 دقیقه  زمان صرف یادگیری لغات جدید کنید.
  2. مهارت شنیداری خود را با تماشای فیلم، گوش دادن به اخبار، آهنگ ها، سریالهای تلویزیونی، مستندها،  شوهای تلویزیونی و نظیر آن تمرین کنید.
  3. به غیر از کتاب های درسی خود، یک رمان یا داستان انگلیسی را فقط برای لذت خود انتخاب کنید و حداقل چند صفحه از آن را به منظور تمرین خواندن گسترده و سرگرمی بخوانید.
  4. در میان دوستانتان گروهی تشکیل بدهید، گروهی که بتوانید در آن از اسامی مستعار انگلیسی مانند Henry، Max، Betty، July و غیره استفاده کنید. سپس در گروه خود، هر روز صحبت به زبان انگلیسی را تمرین کنید طوریکه انگار هیچ زبان دیگری نمی دانید.
  5. همچنین می توانید در گروه خود مقالاتی راجع به موضوعات جالب بنویسید و با یکدیگر معاوضه کنید. در پی این مقالات می توانید با بحث در مورد آنها به طور همزمان خواندن و نگارش را تمرین کنید.
  6. در مراحل اولیه فراگیری زبان، چنانچه یک مدرس زبان به شما تعلیم نمیدهد، مطالعه یک کتاب درسی دستور زبان ترجیحا با کلید سوالات و توضیحات در پایان کتاب ضروری است.
  7. آموزش زبان انگلیسی: Teaching English
  8. فراگیری زبان انگلیسی امروزه در هر کشوربه صورت یک ضرورت و امر اجتناب ناپذیری برای همه اقشار از جمله دانشجویان، دانش آموزان، کاربران اینترنت، افرادیکه به نوعی با تجارت خارجی در ارتباط می باشند و به خصوص قشر فرهیخته آن جامعه در آمده است زیرا برای افزودن بر دانسته ها، معلومات و دانش های جدید نیاز مبرم به مطالعه ی متون و منابع خارجی روز به روزضرورت خود را بیشتر نمایان می سازد.
  9. در این راستا وب سایت آسان زبان مفتخر است که با بهره گیری ازموفقترین و کاربردی ترین متدها و روش های نوین آموزش زبان انگلیسی، اقدام به آموزش این زبان به صورت آنلاین نموده است. امیدواریم این مجموعه ی آموزشی مفید، متنوع و کاربردی بتواند عموم فراگیران و علاقمندان این زبان بین المللی که هدفشان همانا یادگیری کامل این زبان و استفاده از آن در تمامی ابعاد زندگی اشان می باشد را به سر منزل مقصود رهنمون سازد.
  10. این مجموعه ی کامل آموزشی شامل مباحث دستور زبان، واژگان، تلفظ، مکالمه، نگارش، خواندن، آموزش اصطلاحات و ضرب المثل، ارائه ی آزمون های طبقه بندی شده و هدف دار در پایان هر مبحث درسی با استفاده از شیوه های مدرن و جذاب می باشد. مطالب ارائه شده در این مجموعه برای سطوح مختلف آموزشی از سطح مقدماتی تا پیشرفته طراحی و پیش بینی شده است.
  11. به زبان آموزان عزیز این اطمینان داده می شود که با مطالعه دقیق و پیگیری این مجموعه و تعمق در مضامین آن از سطح و پایه ی بسیار عالی و قابل قبول بر خوردارشده و درصد و میزان موفقیت خود را بطور چشمگیری بهبود خواهند بخشید.
  12. ضمناً فراگیران می توانند طی مراحل آموزش از طریق گزینه ی ارتباط با ما مشکلات و سؤالات آموزشی خود را مطرح نموده و منتظر دریافت پاسخ، ارائه طریق و توصیه های لازم و مفید از جانب مشاورین ما باشند.

عنوان

Title

گرامر زبان انگلیسی

Grammar

واژگان

Vocabulary

تلفظ

Pronunciation

مکالمه

Conversation

نگارش

Writing

خواندن

Reading

آزمون

Testing

ضرب المثل

Proverb


 
 
اگر وقت درس خواندن ندارید، بخوانید!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٧
 

 

درس و تحصیل تنها دغدغه همه دانشجویان نیست. بعضی از دانشجویان ناچارند علاوه بر رفتن به دانشگاه، کار کنند یا مسئولیت اداره خانواده را به عهده بگیرند. اما کارشناسان نکاتی را پیشنهاد می کنند تا با استفاده از آنها بتوانیم از زمان مطالعه خود بیشترین استفاده را ببریم.

 

۱. مطالعه را جزئی از زندگی روزانه خود قرار دهید.

 

بهترین راه برای اینکه به درس خواندن عادت کنیم این است که آن را بخشی عادی از زندگی روزمره خود بدانیم. تحصیلات عالی مستلزم تلاش و پشتکار است. لازم است هر روز زمانی را به انجام تکالیف و مطالعه اختصاص دهیم. یک ساعت در روز برای شروع خوب است، ولی این زمان هرچه بیشتر باشد بهتر است.

 

۲. سبک یادگیری خود را بشناسید.

 

افراد مختلف روش های یادگیری متفاوتی دارند و هرگز یک روش واحد برای همه اشخاص مناسب نیست. بعضی افراد با روش های دیداری، بعضی با شنیدن، و بعضی با ترکیب روش های گوناگون یاد می گیرند. لازم است هریک از ما روش مناسب خود را کشف کنیم و آن را به طور مکرر مورداستفاده قرار دهیم. گاهی اوقات ترکیب رویکردهای مختلف، مثلا خواندن مطالب با صدای بلند می تواند مفید واقع شود.

روش های یادگیری همچنین ممکن است برحسب آنچه مطالعه می کنیم متفاوت باشد. به عنوان مثال کسی که زبان را با روش های شنیداری می آموزد ممکن است ریاضیات را با روش های دیداری یاد بگیرد. بهتر است عادات خود را با توجه به روش یادگیری خود شکل دهیم.

 

۳. همه چیز را به شب قبل از امتحان موکول نکنید.

 

بسیاری از دانش آموزان مطالعه را به شب قبل از امتحان موکول می کنند اما این روش روش خوبی برای یادگیری نیست. به گزارش برترین ها کارشناسان معتقدند که در محیط یادگیری آکادمیک، تنها دانستن مطالب و نکات کافی نیست بلکه دانش آموزان باید توانایی تفکر انتقادی راجع به آنها را نیز داشته باشند.

بهتر است مطالب درسی را به صورت روزانه مرور کنیم. همین طور بحث های گروهی و استفاده از نوارها و سی دی های آموزی به یادگری موثر تر کمک می کند.

 

۴. از درس خواندن لذت ببرید.

 

لزومی ندارد همیشه درس خواندن را جدی بگیریم و تنها در گوشه ای بنشینیم و مطالب را در ذهن خود فرو کنیم. روش های زیادی وجود دارد که به ما کمک می کنند تا ز درس خواندن لذت ببریم . همه چیز به خلاقیت ما بستگی دارد. مثلا استفاده از حروف اختصاری جالب، یا موزیک و سایر روش های خلاقانه باعث می شود تا از درس خواندن لذت بیشتری ببریم.

 

۵. خود را بیازمایید.

 

لازم نیست برای آزمودن خود تا روز امتحان صبر کنیم. می توانیم در حین مرور مطالب، فهرستی از چند سوال تهیه کنیم. سپس به عقب برگردیم و به آنها پاسخ بدهیم. همین طور در روزهای آینده که دوباره به سراغ مطالب می آییم این سوالات به ما کمک خواهند کرد. بکوشید تا به آزمودن خود عادت کنید و آن را بخشی از برنامه مطالعه خود قرار دهید.

منبع: bartarinha.ir

 


 
 
چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٧
 

 

سریع خوانی

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.

حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

  • کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند.
  • وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).
  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.
  • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).

 

البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است. اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متن یا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن) به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید.

به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا به زبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید.

 

چگونه بخوانیم؟

در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود:

1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی atبه جای onاستفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر در جمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟ اگر مطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا در ذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید.

3- هر جا لازم است (و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید. (معرفی دیکشنری)

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد.

 

اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط بکشید تا بعداً به آنها رسیدگی کنید.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.




 
 
چگونه لهجه خود را کاهش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٧
 

 

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید. (برای این منظور می‌توانید از نرم‌افزار Pronunciation Power و یا دیکشنری گویای لانگمن استفاده نمایید.)


به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید.


به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یا es- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). (برای فراگیری نحوه تلفظ صحیح این قبیل کلمات اینجا را کلیک کنید.)
 

با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

آموزش مکالمه انگلیسی نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهی که بین کلمات و جملات ایجاد می‌کند این فرصت را برای شما فراهم می‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقویت نمایید.)
 

صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.



 
 
چگونه تلفظ خود را بهبود بخشیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنیداری نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. زبان انگلیسی یک زبان «استرس محور» می‌باشد که این بدان معنا است که سیلابهای خاصی استرس بیشتری نسبت به بقیـه دریافت می‌کنند، در حالیکه از روی کلمات فاقد استرس به سرعت می‌گذریم. انگلیسی‌زبانان به طور طبیعی استرس کلمات را به کار می‌برند. این آنقدر برای آنها طبیعی است که حتی نمی‌دانند دارند از آنها استفاده می‌کنند. در بسیاری از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپنی، هر سیلاب با «تأکید» مساوی و یکسان تلفظ می‌شود. بنابراین این دسته از غیر انگلیسی زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:

1.    آنها نمی‌توانند به راحتی صحبتهای انگلیسی زبانان بومی (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.

2.    انگلیسی‌زبانان بومی هم به نوبه‌ی خود در درک صحبتهای غیر انگلیسی زبانان (غیر بومی) مشکل دارند.

اما «استرس کلمه (word stress)» دقیقاً چیست؟ انگلیسی زبانان هر سیلاب را با شدت یکسانی بیان نمی‌کنند،‌ بلکه یک سیلاب را با استرس (تکیه) تلفظ می‌کنند. آنها یک سیلاب را بلند و واضح و بقیه سیلابها را آرامتر بیان می‌کنند.

سه کلمه‌ی photographer ، photographو photographic را در نظر بگیرید. این سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جای متفاوتی قرار گرفته است:

PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic

همه کلماتی که بیش از دو سیلاب دارند، دارای یک سیلاب استرس دار یا مؤکد هستند:

TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.

اگر شما در صحبتهایتان به درستی از استرس کلمات استفاده کنید، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنیداری و تـلفظ خـود را تـقـویـت خواهید کرد.

انگلیسی زبانان بیشتر به سیلابهای «استرس دار» دقت می‌کنند و نه به سیلابهای «خفیف». اگر شما در صحبتهایتان به درستی از استرس کلمات استفاده کنید، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنیداری و تلفظ خود را تقویت خواهید کرد.

هر موقع که چیزی به انگلیسی گوش می‌دهید (مثلاً رادیو یا یک فیلم زبان اصلی) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنید. اولین قدم شما این است که آن را بشنوید و تشخیص دهید. در مرحله بعد شما می‌توانید آن را به کار برید!

وقتی لغت جدیدی را یاد می‌گیرید،‌ باید مکان استرس آن را هم بیاموزید. اگر یک دفـترچه لغت دارید، موقع یادداشت یک لغت جدید حتماً نشان دهید که کدام سیلاب دارای استرس است. اگر نمی‌دانید می‌توانید به یک دیکشنری مراجعه کنید. در دیکشنریها معمولاً سیلاب استرس‌دار را با یک علامت (  '  ) نشان می‌دهند (قبل یا بعد از سیلاب استرس‌دار).

علاوه بر استرس کلمه (word stress)، باید استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنید.

بطور کلی کلمات استرس‌دار در یک جمله عبارتند از: اسمها، ‌افعال اصلی (مانند read, visit و ...)، صفتها و قیدها. کلمات دیگر یعنی حروف تعریف، افعال کمکی، ضمایر و ... در جمله استرس نمی‌گیرند. (دقت کنید سیلابهای استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگیرید.)

جمله زیر را با صدای بلند بخوانید:

The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.

حالا این جمله را با صدای بلند بخوانید:

He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in the evening.

اگر چه جمله دوم تقریباً 30% طولانی‌تر از جمله اول است، ولی برای بیان هر دوی آنها زمان یکسانی مورد نیاز است، زیرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.

 

یک تمرین

چند جمله را از یک کتاب انتخاب کنید و روی یک کاغذ یادداشت کنید. نخست سیلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنید (با استفاده از یک دیکشنری خوب) و سپس زیر کلمات استرس‌دار یا مؤکد در هر جمله را خط بکشید. بعد از آن، هر جمله را با صدای بلند بخوانید و دقت کنید که کلماتی که زیرشان خط کشیده‌اید را با تأکید بیشتری ادا کنید و از روی بقیه کلمات به سرعت بگذرید.

اگر شما این تمرین را بطور مرتب انجام دهید از پیشرفت سریع تلفظ تان شگفت‌زده خواهید شد!

 




 
 
سه مشکل اصلی پیش روی یک زبان آموز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

 

1- ایجاد شور و هیجان در فراگیری زبان

همه زبان‌آموزان دوست دارند که به خوبی انگلیسی صحبت کنند. آنها از این فکر که قادر باشند «روان» صحبت کنند و با دیگران به انگلیسی ارتباط برقرار کنند به هیجان می‌آیند. اما آنها معمولاً توجهی به خود فرآیند آموزش ندارند. در نظر بیشتر زبان‌آموزان، فراگیری زبان انگلیسی یک اجبار است - چیـزی که مجبور به انجام آن هستنـد، ولی میلی به آن ندارنـد. آنهـا در فراگیری زبان انگلیسی هیچ لذتی نمی‌بینند. بطور خلاصه، بیشتر زبان‌آموزان دوست دارند که انگلیسی صحبت کنند ولی دوست ندارند به فراگیری زبان انگلیسی مشغول باشند. این اولین و مهمترین مشکلی است که پیش روی یک زبان آموز قرار دارد، زیرا کسی که تمایلی به فراگیری یک زبان خارجی نـدارد، آن را بـه خوبی فرا نخواهـد گـرفت. اگـر شما «انگلیسی» را دوست نداشتـه باشیـد، «انگلیسی» هم شما را دوست نخواهد داشت!

اگر می‌خواهید که زبان‌آموز موفقی باشید، لازم است که خود فرآیند آموزش را هم دوست داشته باشید. لازم است که زمانی را که صرف فراگیری انگلیسی می‌کنید، به عنوان وقت تفریح یا استراحت خود به حساب آورید. به عنوان مثال، شما باید از موارد زیر لذت ببرید:

  • خواندن جملات انگلیسی و فکر کردن درباره ساختار آنها
  • فراگیری لغات جدید از یک دیکشنری
  • نوشتن یک جمله انگلیسی صحیح با کمک گرفتن از دیکشنری، کتاب گرامر و اینترنت
  • تمرین تلفظ اصوات و کلمات انگلیسی

به طور آرمانی، فراگیری زبان بایستی برای شما یک تفریح به حساب بیاید. شما باید خود را یک «زبان‌آموز» قلمداد کنید - کسی که فراگیری زبان انگلیسی را به عنوان یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌اش انتخاب کرده است.

 

2- ایجاد اولین تغییر در زندگی

تصمیم برای فراگیری زبان انگلیسی نیازمند ایجاد تغییراتی در زندگی‌تان می‌باشد. به عنوان مثال تصمیم می‌گیرید که هر روز 30 دقیقه برای خواندن یک کتاب انگلیسی وقت بگذارید و بر این تصمیم پافشاری می‌کنید. ایجاد یک تغییر کوچک ولی دائمی در زندگی راحت نیست، مخصوصاً اگر فراگیری زبان «سرگرم کننده» به نظر نرسد. به هر حال، زبان‌آموزان باید به خاطر داشته باشند که اگر روزی 15 دقیقه به مطالعه انگلیسی بپردازند، نتیجه بهتری می‌گیرند تا اینکه مثلاً هر یک ماه یکبار، یک روز کامل را به این کار اختصاص دهند.

 

3- ایجاد تغییرات دیگر در زندگی

اگر چه ایجاد اولین تغییر، خود کار دشواری است، ایجـاد تغییرات بعدی نیـز سخت است. بسیاری از زبان‌آموزان اولین گام را برمی‌دارند (مثلاً مطالعه روزانه یک کتاب بـه زبان انگلیسی) و همانجا متوقف می‌شوند. آنها خود را درگیر فعالیت‌های «انگلیسی ساز» نمی‌کنند.

یک زبان‌آموز خوب مجموعه‌ای از فعالیتها (خواندن متن، تماشای برنامه‌های زبان اصلی، تمرین تلفظ و ...) را در اختیار دارد و هر کدام را بر اساس حال و هوای خود انتخاب می‌کند. یک فعالیت به خودی خود کافی نیست، زیرا اولاً شما زودتر خسته می‌شوید و ثانیاً به شما طیفی از مهارتهای زبان ارائه می‌دهد که نوعاً بسیار محدود است. به عنوان مثال خواندن متون انگلیسی نمی‌تواند تلفظ شما را تقویت کند، اگر چه می‌تواند گرامر، دایره لغت و مهارتهای نوشتاری و درک مطلب شما را تقویت کند.




 
 
تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

 

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color

centre

center

honour

honor

analyse

analyze

cheque

check

tyre

tire

favour

favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

  • صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف rتنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/
    برای فراگیری سیستم تلفظ IPAاینجا را کلیک کنید.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی
فارسی

lift

elevator

آسانسور

trousers

pants

شلوار

lorry

truck

کامیون

petrol

gasoline

بنزین

underground

subway

مترو

aerial

antenna

آنتن

rubber

eraser

پاک‌کن

flat

apartment

آپارتمان

wardrobe

closet

جارختی

queue

line

صف

pavement

sidewalk

پیاده‌رو

 

 


 
 
اهمیت فراگیری اصطلاحات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

 

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.


مثال:

     معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.

همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از دو و گاهی سه کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن

show off  خودنمایی کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.

درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).

یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:
 

 

Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

 

در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.




 
 
روشهای فراگیری لغات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

 

 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:



کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue(تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorousبه معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند. توضیحات بیشتر...

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.


 
 
دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها وپهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهایلغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید.دو صفحهمعنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداختهشده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: www.okhdar.com


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 

 

م. حورایی

در آخرین قسمت ‌می‌خواهیم به سؤالاتی که احتمالاً برای شما در زمینه تمرکز حواس وجود دارد پاسخ دهیم.

1– آیا اختلاف و تفاوت افراد در قدرت یادگیری از هوش متفاوت آنها ناشی می شود؟

جواب – خیر. ریشه این اختلاف در یادگیری، مطلقاً هوش ذاتی و یا میزان انگیزه آنها نیست. انگیزه افراد، نسبتاً یکسان است. تفاوت، در توانایی تمرکز داشتن و جذب کردن است.

 

 

2– آیا تمرکز می تواند خود به خود ایجاد شود؟

جواب – بله. بعضی از عوامل هستند که باعث می شوند تمرکز حواس بدون تلاش ما به وجود بیاید. مثلاً علاقه فراوان به یک موضوع باعث می شود که ما بدون صرف انرژی، بر آن متمرکز شویم. همین طور مشکلی که بار هیجانی دارد و از نظر روحی برای ما مهم است، تمرکز ایجاد می کند.

 

 

3– آیا تمرکز داشتن یعنی بر افکار مزاحم تسلط داشتن؟

جواب - خیر. اگر شما چنین تعریفی از تمرکز حواس در ذهن خود داشته باشید محکوم به شکست هستید. شما هر چقدر هم که در ایجاد تمرکز حواس در خود ماهر شوید، هرگز قادر نیستید عوامل حواس پرتی و افکار مزاحم را کاملاً حذف کنید. تمرکز حواس یعنی کاهش عوامل حواس پرتی.

 

 

4 – اگر به شما بگویند از کل تمرینات این کتاب، کدام عوامل را در ایجاد تمرکز مؤثرتر می دانید، شما چه می گویید؟

جواب– علاقه، علاقه، علاقه.

 

 

5– مهمترین راه و شیوه ایجاد علاقه کدام است؟

جواب – افزایش دامنه اطلاعات از یک موضوع به آرامی. کسب اطلاعاتی ساده و مختصر درباره موضوع.

 

 

6– آیا سلامت جسمی در توانایی تمرکز مؤثر است؟

جواب – البته. احساس سلامت و توانایی، نیروی حیاتی فراوانی را در شما ایجاد می کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد در حالی که احساس بیماری و ناخوشی و کسالت باعث می شود که شما افسرده شوید و اعتماد به نفس خود را از دست بدهید. از آن جا که اعتماد به نفس و احساس توانمندی در هر موقعیتی نقش پایه ای دارد، در زمینه تمرکز حواس هم همین طور است. هرچه بیشتر احساس سلامت و توانایی کنید تمرکز حواس بهتری هم می توانید داشته باشید.

 

 

7– آیا یک موضوع درسی می تواند عامل حواس پرتی برای موضوع دیگر شود؟

جواب – بله. هر چیزی که بتواند توجه شما را از موضوع مورد نظرتان منحرف کند، عامل حواس پرتی است. مثلاً وقتی که شما مشغول مطالعه فیزیک هستید، توجه به درس شیمی حواس پرتی است. برای همین هم ما توصیه می کنیم وقتی که در حال مطالعه یک درس خاص هستید، کتابها و موضوعات درسی دیگر جلوی چشم شما نباشند تا شما را به یاد موضوعات دیگر بیندازند.

 

 

8– گفتید موسیقی به همراه مطالعه از تمرکز شخص کم می کند، اما من کسی را می شناسم که با آنکه هنگام مطالعه به موسیقی گوش می کند قدرت فراگیری بالایی دارد.

جواب – موسیقی قدرت فراگیری را به صفر نمی رساند. اگر همین فرد عادت گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه را ترک کند مسلماً نمراتش خیلی بهتر خواهد شد.

 

 

9– شنیدم نویسنده ای می گفت هر وقت روی صندلی مخصوصش می نشیند تمرکزش برای نوشتن بیشتر می شود. آیا حقیقت دارد؟

جواب – کاملاً. این موضوع، همان شرطی شدن است. هر کسی می تواند خودش را به محیط یا زمانی خاص عادت دهد و شرطی کند. عادتهای مترکز هر شخص هم متفاوت است. صندلی، یکی از عادتهای تمرکز است. البته باید دقت کنیم که صندلی مطالعه ما خیلی راحت نباشد. صندلیهای بسیار راحت باعث لمیدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگی می شوند که با تمرکز حواس مغایرت کامل دارد.

 

 

10– برای آن که قدرت تمرکزم در طول برنامه درسی روزانه کاهش نیابد چه کار کنم؟

جواب – در شروع برنامه هر روز، ابتدا کتابهای ساده تر، راحتتر، مطلوبتر و خوشایندتر را بگنجانید. در فاصله بین مطالعه دو موضوع متفاوت، به تمرینات آرامش و ریلکس بپردازید. از هوای آزاد استفاده کنید. نفس عمیق بکشید و استراحت کنید.

 

 

11– نقش اعتماد به نفس در تمرکز حواس چیست؟

جواب – اعتماد به نفس، مهمترین عامل روان شناختی مؤثر در تمرکز حواس است. احساس بی کفایتی همان چیزی است که از فایق شدن شما بر سستی ممانعت می کند. کاملاً ضروری است که احساس مخالف آن یعنی ارزش خود را بالا ببرید. خود پنداری مثبت، مهمترین کمکی است که شما می توانید برای تمرکز و یادگیری به خود بکنید. موفقیت در کارهای کوچک و یادآوری آنها از گذشته، دو عامل مؤثر در پرورش اعتماد به نفس هستند و پس از آن تصویر ذهنی مثبت و کوچک نشمردن موفقیتهای خود.

 

 

12– نقش ضمیر ناخودآگاه در پرورش تمرکز حواس چیست؟

جواب – ضمیر ناخودآگاه مهمترین ابزار هر کسی برای دستیابی به هر موفقیتی است، از جمله پرورش تمرکز حواس. برای ضمیر ناخودآگاه صرفاً باید هدف روشن و مشخصی را قرار داد و نگران هیچ چیز نبود. راه دستیابی، خود به خود نمایان می شود. شما هدفتان تمرکز حواس بوده و این کتاب اکنون جذب شما شده است. این کار ضمیر ناخودآگاه شماست. همچنین اگر در طول تمرینات، خود را شخصی قوی و متمرکز ببینید. دارای همان تمرکز قوی که مشتاق آن هستید می شوید. هر موفقیت کوچک شما در ناخودآگاه شما ثبت می شود و الگوی شما در آینده می شود.

 

 

13– شما گفتید برای پرورش اعتماد به نفس به خود تلقین کنیم. لطفاً بیشتر توضیح دهید.

جواب – تلقین به نفس وقتی مؤثر است که شما اصول آن را رعایت کنید: اول آن که به آنچه می گویید فکر و توجه کنید. مثلاً وقتی می گویید: تمرکز حواس من عالی است، خود را این چنین تصور کنید و به آن بیندیشید. دوم آنکه: آن را فراوان تکرار کنید، خصوصاً شبها قبل از خواب. سوم آن که به موضوع کاملاً معتقد باشید. تردید نداشته باشید و با ایمان آن را انجام دهید. چهارم این که با احساس و شور و اشتیاق فراوان عبارات تأکیدی و جملات تلقینی را بگویید نه از سر اجبار و وظیفه. بیشتر کسانی که تلقین به نفس را انجام می دهند و خصوصاً تجسم عینی موضوع را در پیش می گیرند، طی 2 الی 4 هفته نتیجه مثبت می گیرند.

 

 

 

14– سن من زیاد شده و برای همین تمرکزم را از دست داده ام، چه کار کنم؟

جواب – ابداً چنین چیزی نیست. تحقیقات نشان داده است که کلاس درس افراد مسن از تمرکز بالایی برخوردار است. افراد مسن، غالباً دلایل محکمتر و اطمینان بخش تری برای فراگیری دارند و انگیزه فراگیری و استفاده مثبت از کلاس در آنها قویتر است. برتری بزرگتر دیگری که بزرگ سالان دارند این است که آنان آموخته های خود را خیلی سریعتر از یک کودک در زندگی روزانه به کار می گیرند و به همین دلیل، این آموخته ها خیلی سریع خودکار می شوند.

 

 

15– گفته بودید که  کردن در کلاس چقدر مهم است. اگر این طور است علت این که اکثر دانش آموزان در کلاس غالباً  نمی کنند چیست؟

جواب –  بسیار خوبی بود. اما جواب آن: اول این که بسیاری از آنها پرسیدن را دلیلی بر این می دانند که مطلب را نفهمیده اند و از پرسیدن ابا دارند که این سبب عقب ماندگی فراوان می شود. دوم این که عده ای عزت نفس لازم را ندارند یا مضطرب می شوند و یا خجالت می کشند و یا واهمه دارند از این که مبادا شان احمقانه باشد. به این افراد توصیه می کنیم که به پرورش اعتماد به نفس خود بپردازند و از همین امروز تصمیم بگیرند که  خود را در کلاس مطرح کنند. تمام مشکل در دفعه اول است. به تدریج  کردن برایتان عادی می شود و خیلی راحت می توانید  خود را بپرسید. به افراد دسته اول هم می گوییم که این مثل قدیمی را عمل کنند که "پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است." بر فرض هم که پرسش شما نشانه آن باشد که مطلب را نفهمیده اید، شما به کلاس آمده اید که بفهمید و معلم شما خیلی خوشحال می شود از این که به شما کمک کند درک بهتری از مطلب داشته باشید.

 

 

16– من در لحظات امتحان دچار حواس پرتی می شوم و مترکز نیستم. علت چیست؟

جواب – اول این که به احتمال فراوان اطلاعات شما برای امتحان کافی نیست. چون اطلاعات فراوان علاقه فراوان ایجاد می کند و علاقه، شرط تمرکز است. دوم آن که از نتیجه امتحان مضطرب هستید و اضطراب مانع تمرکز است. سوم این که اهمیت تحصیل و درس خواندن در ذهن شما کمتر از مسایل دیگر است. علاقمند شدن به درس، مطالعه منظم و مستمر و عادت کردن به آن، حضور در جلسه امتحان با آمادگی، زود رسیدن به جلسه امتحان، تنفس عمیق و تمرینات آرامش قبل از امتحان، به تمرکز بیشتر شما کمک می کند. ضمن آن که پاسخ دادن به ات آسان در ابتدا نیز شوق و تمرکز شما را افزایش می دهد.

 

 

17– من در هنگام پاسخگویی به  امتحانی ناگهان فکرم به جای دیگر می رود و رشته کلام را از دست می دهم، چرا؟

جواب – شما ضعف سازماندهی دارید. قبلاً هم گفتیم که تمرکز و حافظه ارتباط تنگاتنگ و مؤثری دارند. یادداشت برداری، خواندن و به یاد آوردن، همه باید با نظم و سازماندهی انجام شود. آنچه را که می خوانید، روی کاغذ سازماندهی کنید و ارتباطشان را با هم در نظر بگیرید.

 

 

18– آیا راه میانبری برای تمرکز حواس وجود دارد؟

جواب – تمرکز یک مهارت اکتسابی است و زمان می خواهد. اما تمرینات مستمر و استفاده از تلقین و تجسم عینی، روند پیشرفت و بهره وری را بسیار به جلو می اندازد و سریع می کند.

 

 

19– نقش بازیهای فکری مانند شطرنج در تمرکز حواس چیست؟

جواب – بسیار عالی است. به شرط آن که در طول بازی، افکار منظم و دنباله دار و جهت داری را دنبال کنید. یادتان باشد هر بازی که در آن بازیکن آنچه را که در بازی می گذرد به خاطر بسپارد یا پیش بینی کند، در افزایش قدرت تمرکز مؤثر است.

 

 

20- دوست من می گوید وقتی سیگاری روشن می کنم جریان فکرم به کار می افتد و تمرکزم بیشتر می شود. نظر شما چیست؟

جواب – نه. تمام شواهد و تجارب و تحقیقات علمی درست عکس این قضیه را نشان می-دهد. ثابت شده است که سیگار کشیدن عملاً روند هوش را به تأخیر می اندازد. علاوه بر این، از آنجا که سیگار بر سلامت تن و تنفس مستقیماً اثر منفی می گذارد، مسلماً تمرکز را بر هم می- زند. این موضوع یک عادت و یک برداشت نادرست ذهنی است.

 

 

21– من نمی دانم آنچه که شما گفتید واقعاً مؤثر است یا نه. چون با انجام این تمرینات گاهی تمرکز فوق العاده خوبی دارم و گاهی هم مانند گذشته تمرکز خوبی ندارم. چه کار کنم که همیشه تمرکز خوب داشته باشم؟

جواب – همین که گاهی نتیجه گرفته اید، نشان می دهد که تغییر در شما آغاز شده و قابلیت دایمی شدن را دارد. این موضوع با تلاش و تمرین مستمر شما و انجام تمرینات تلقین و تجسم، مسیر تازه عصبی را در ذهن شما ایجاد می کند و در ناخودآگاه به عنوان یک عادت و رفتار دایمی جای می گیرد. فقط از حرکت باز نایستید. توصیه همین است.

 

 

22– تفاوت تفکر مثبت با تجسم خلاق چیست؟

جواب – تفکر مثبت مربوط به ذهن آگاه و هوشیار شماست که اندیشه شما را اصلاح و پاک می کند. تجسم خلاق، مربوط به ذهن نیمه آگاه و نیمه هوشیار شماست که افکار مثبت ذهن آگاه را در ناخودآگاه ثبت و جایگزین می کند.

 

 

23– من روشهای پیشنهادی شما را یک هفته تمام است که به کار برده ام اما هنوز نتیجه محسوسی نگرفته ام. آیا امکان دارد که این روشها برای من مناسب نباشد؟

جواب – به هیچ عنوان. از این که یک هفته است دارید تمرین می کنید خوشحالیم و به شما تبریک می گوییم. فقط از شما می خواهیم که این تمرینها را به طور مستمر تا 20 روز دیگر هم انجام دهید و حدوداً پس از یک ماه در مورد خود قضاوت کنید و خود را ارزیابی نمایید. الآن واقعاً خیلی زود است.

 

 

24– اساساً چرا وقتی در حال انجام کاری هستم، خیالات دیگر به سراغم می آیند؟

جواب – خیال پروری، خود یک راه زندگی به صورت تفریحی است. هر چند وقت یک بار درست وسط یک کار جدی، شما رؤیایی می شوید که معنی اش این است: هنوز به آن کار رغبت کافی ندارید. هنوز به اندازه کافی بر انگیخته نشده اید. باید در خودتان علاقه بیشتر ایجاد کنید و خود را هدفدار کنید. اما در چنین مواردی توصیه می کنیم که در محیطی دیگر قرار بگیرید و خیال پردازی نکنید، این بار آگاهانه، خود خواسته و جهت دار. در فکر فرو نروید بلکه فکر کنید. فکر، شما را به هر سو نکشد بلکه شما فکر را به دنبال خود بکشید. با این کار، ذهن شما آسوده تر می شود و برای تمرکز بعدی مهیا می گردد.

 

 

25– من نمی توانم دو ساعت مطالعه متمرکز حتی به روش پیشنهادی شما داشته باشم.

جواب – زمان بندی شما نادرست است. پس از هر نیم ساعت مطالعه، پنج دقیقه استراحت کنید تا این آرامش، خلأ ذهنی لازم را برای جذب مطالب بعدی و تمرکز بر آنها به وجود آورد. پشت سر هم مطالعه نکنید. حتی حافظه شما تمایل دارد که پس از چند دقیقه جذب و فراگیری به دسته بندی و ذخیره سازی بپردازد.

 

 

26– من در منزلی که در محله شلوغ و پر رفت و آمدی است زندگی می کنم. سر و صدا واقعاً خیلی زیاد است. چه کار کنم؟

جواب – اول این که اطمینان داشته باشید که در سخت ترین و دشوارترین شرایط نیز تمرکز داشتن ممکن است. اگر علاقه و رغبت شما فراوان باشد، یا سر و صدای محیط را اصلاً درک نمی کنید و یا کمتر درک می کنید. بنابراین سعی کنید روشهای علاقمند شدن به موضوع را به کار بگیرید. ضمن آن که گفتیم آنچه مهم است سکوت نسبی است. ما می گوییم در محیط منزل خود ساکت ترین جا نسبتاً کجاست؟ آنجا را انتخاب کنید.

 

 

27– من از عدم تمرکز خود بسیار کلافه بودم. آیا این احساس نادرست بوده است؟

جواب – خیر، بسیار هم عالی بوده است. اولین قدم مثبت برای هر تغییری نارضایتی از وضع قبلی و کنونی است. این نارضایتی است که میل و انگیزه شما را برای دگرگونی، رشد و تغییر مهیا می کند.

 

 


اکنون شما مفهوم تمرکز حواس، روشهای ایجاد آن به هنگام مطالعه در منزل و همین طور در کلاس درس و جلسه سخنرانی را فرا گرفته اید و باید تمرین را شروع کنید. یادتان باشد مهمترین عامل موفقیت انسانهای موفق، پافشاری در تمرینات است. آن قدر تمرین کنید تا موفق شوید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
How to Avoid Common spelling Mistakes when Writing a Article
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۸
 

 

اشتباهات متداول املایی در یک مقاله

هنگامی که برای مخاطبان بسیاری چیزی می نویسید اسپل یا املای صحیح مهم است. بنابراین بررسی املا کلمات دارای اهمیت ویژه ای می باشد. برخی از اشتباهات وجود دارند که هیچ نرم افزاری نمی تواند آن را برطرف کنند زیرا آنچه تایپ کرده اید فقط یک لغت است که مسلما شما فقط به آن یک کلمه نیاز نداشته اید. در اینجا متداولترین اشتباهت را بیان می کنیم و اینکه چگونه می توانید به آن اشتباهات پی ببرید.

 

  1. مراقب هم آوا ها باشیم: هم آواها لغاتی هستند که صداهای مشابهی دارند اما املای آنها متفاوت است: در زیر چند مثال از این هم آواها آورده شده است

 

Allowed/ aloud *

allowed  یعنی "اجازه خواستن" در حالیکه aloud  معنایی مشابه "صدای بلند" دارد

 

*Bored/board

bored یعنی از "دست دادن علاقه(کسل/ خسته) " در حالیکه  board  "تکه پهنی از چوب (تخته)" است

Break/brake *

break یعنی "خراب کردن(شکستن)"، اما brake کاری است که برای آهسته کردن سرعت ماشین یا دوچرخه انجام می دهید "(ترمز کردن)"

 

* New /knew

 new "(تازه) "متضاد old (کهنه) است در حالیکه knew گذشته فعل know "(دانستن)" می باشد.

 

*past/passed

Past، اتفاقی است قبل از زمان کنونی،"( قبلی/ گذشته/ سابق)،"  در حالیکه passedبه معنای این است که شما در یک امتحان رد نشدید. و یا اینکه شما با شخصی رفته اید. "(عبور کردن، قبول شدن)."

 

*piece/peace

Piece "(بخش، قطعه)بخشی از چیزی" است( حتی سه حرف اول آن از  pieتشکیل شده است).  از طرف دیگر معنی  peace  "(آرامش و صلح) نبودن صدا و دشمنی " است

 

*sure/shore

Sure به معنی "مسلم "است. اما shoreبه معنی "ساحل یا خط ساحلی" است.

*site/sight

وقتی شما آن را به معنی "مکانی" که چیزی قرار می گیرد معنی کنید – مانند یک website از  siteاستفاده می کنید . از طرف دیگر  sight به چیزی معنی می شود که" شما می بینید."

stairs/ Stares

 stairs "پله ها" هستند. Staresفعلی به معنی" زل زدن مشتاقانه" است

 

*steel/steal

 Steel یک" فلز" است در حالیکه steal به معنی "برداشتن چیزی که به تو تعلقی ندارد" بدون اطلاع شخص.

 

*they’re/ their/ there

They’re  یک روش کوتاه گویی they are است.

Their صفت مفعولی است-  It’s their fault–

 there مکان است مانند عبارت over there

*through/ threw

Through  "جهت و مسیر" را بیان می کند.(- straight through the door– مستقیم به طرف در). Threw گذشته throw به معنی "پرتاب کردن" است.

*to/ too/ two

Two naughty boys who went too far went to jail. )دو پسر شیطان که خیلی دور رفته بودند به زندان رفتند).To به – too خیلی –  two دو

*whether/ weather

 Whether یک انتخاب را نشان می دهد- whether or not –  در حالیکه weather به آفتابی ، بارانی، برفی و غیره اشاره دارد.

*which/witch

 Which witch is the wicked witch?

Which یک کلمه پرسشی است –در حالیکه witch  اسم شخص است و به معنی "جادوگر" می باشد.

 

*whole/hole

 Whole یعنی "کامل" در حالیکه  hole به معنای شکاف یا فضایی که چیزی از دست داده  باشد. "گودال"

*right/write

Right به معنی" درست" است و یا به معنای "مخالف چپ". اما write یعنی "نوشتن"(لغات و یا موسیقی )

*Your/ you’re

Your  یک ضمیر ملکی است و you’re  اختصار  you are است

 

 

2. آپوستروف ها را به درستی بکار ببریم: بیشتر افراد باit’s   و its  مشکل دارند. It’s به معنی it is  است. در حالیکه itsیک شکلی از مضاف الیه است(ملکی)ضمیر های ملکی his, hers  و its   صرفا شکل هایی ملکی هستند  که آپوستروف نمی گیرند._ از این رو با آنها اشتباه گرفته می شوند-   The dog wagged its tail .

غیر از موارد بالا از آپوستروف هنگامی استفاده می شود که یک یا دو حرف حذف شود و کلمه کوتاه نویسی شود. به عنوان مثال، where is  تبدیل به where’s  شده است. S های جمع نیازی به آپوستروف ندارند.

کلمات جمع که مالکیت می گیرند، آپوستروف بعد از s قرار می گیرد.

 The dogs tails wagged in excitement

 

3.به تفاوت نوشتاری اسم و فعل دقت کنید:

advice/advise

advice ، اسم است در حالیکه advise، فعل می باشد.

 

practice/practice

practice  اسم است در حالیکه practise  فعل است. (البته در انگلیسی بریتانیایی اسم  و فعل آنها به یک شکل نوشته می شود practice )

affect/effect

affect  یک فعل است و effect  یک اسم است. بنابراین شما درمورد effect  چیزی صحبت می کنید، اما بر کسی affect  می گذارید.

روش دیگری برای بخاطر سپردن آنها این است که affect = affection  در حالیکه effect = cause and effect است.

 

 

4. مراقب لغات مشابه باشید:

 

  • dose/does
  • of/off
  • quiet/quite
  • chose/choose
  • lose/loose
  • accept/except

 

مواظب باشید  بعد از افعال مودال مانند would, could, should, must, may and might  بجای have  از of استفاده نکنید:این اشتباه در کوتاه نویسی آنها ایجاد می شود. would have در کوتاه نویسی would've نوشته می شود که صدایی همچون would of دارد.

 

نکات

  • در لغاتی مانند socialise/socialize ، در انگلیسی آمریکایی، -ize بکار می رود. اما در انگلیسی بریتانیایی از –ise استفاده می شود. هر دوی آنها صحیح است و بستگی به این دارد که با مقاله هماهنگ باشد.
  • در سرتاسر جهان  تفاوت های قابل توجهی در املای انواع مختلف انگلیسی وجود دارد که قراردادهای املایی  را شامل می شود.
  • گوناگونی های مختلف را بپذیر! این موضوع می تواند خوب به نظر نیاید- در شهر تودور انگلیس، هیچ قانون املایی وجود نداشت و مردم هرطور که دوست داشتند می نوشتند. که این مسئله خواندن را جالب می ساخت!
  • در انگلیسی بریتانیایی در پایان لغاتی همچون travel که به آنها پسوند اضافه می شود(l) مجدد نوشته می شود، اما در انگلیسی آمریکایی چنین نیست.traveller
  • رنگ خاکستری در زبان انگلیسی بریتانیایی grey  اما در زبان انگلیسی آمریکایی  gray نوشته می شود.
  • در انگلیسی آمریکایی، u در کلماتی مانند color  و honor حذف می شود، در حالیکه در انگلیسی بریتانی u حفظ نمی شود- colour)  و ( honour

 

 

مترجم: صفورا قناد سبزواری


 
 
How to teach yourself to read
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۸
 

 

شیوه دوم

 

شروع به خواندن

 

 

  1.  مطالب معنا دار را انتخاب کنید: چون بهترین خواننده ها برای خواندن خود هدفی را در نظر می گیرند، بنابراین با مطالبی که در زندگی روزمره با آنها سر و کار دارید خواندن را شروع کنید. آن مطالب می تواند شامل مقالات روزنامه و یا مجله های های ساده و کوتاه، یادداشت کار، جدول ها و یا دستورالعمل های پزشکی باشد.

 

  1. بلند بخوانید: بهترین راه برای آشنا شدن با لغات در یک مقاله بلند خواندن آنها است. با کمک یک معلم و یا شخص آشنا با لغات،  لغات نا آشنا را ادا کنید و برای درک و فهمیدن معنی لغات جدید از تصاویر، توضیحات کلامی و متن استفاده کنید.

 

2.برای خواندن خود، زمان قرار دهید:  خواندن بی وقفه و پایدار در یک مدت زمان به شما کمک می کند تا واژگان خود را گسترش دهید و به یک خواننده حرفه ای تبدیل شوید. هر روز تایم خاصی را به خواندن اختصاص دهید. سرعت خواندن خود را یادداشت کنید و ببینید هر دفعه چقدر سرعت خواندن شما افزایش می یابد.

 

شیوه سوم

 

آموزش استراتزی خواندن

 

  1. در نظرگرفتن لغات: استراتژی حمله به لغات، می تواند به شما در درک معنی و تلفظ لغات ناآشنا کمک کند. شما می توانید لغات را جز به جز و در زوایای مختلفی در نظر بگیرید.
  • به دنبال نشانه های تصویری باشید. عکس ها، تصاویر و دیگر نشانه های بصری را در صفحه بررسی کنید.و اینکه در (افراد، مکان ها، اشیا، و حرکات) چه چیزی وجود دارد که می تواند مفهوم این جمله را برساند، بیابید.
  • لغت را بلند بخوانید: با اولین حرف شروع کنید. هر حرف را بلند و آرام ادا کنید. سپس صداها را تکرار کنید و برای شکل گرفتن آن کلمه آن ها را با هم ترکیب کنید. توجه داشته باشید لغتی که با ترکیب حروف ایجاد می کنید معنی دارد یا خیر.
  • لغت را تکه تکه کنید: به لغت نگا ه کنید و ببینید که آیا شما می توانید هر صدا/ نشان، پیشوند، پسوند، پایان و ریشه لغت را که قبلا آنها را می شناختید از هم  جدا کنید. هر تکه را به تنهایی بخوانید و سپس سعی کنید تکه ها را باهم ترکیب کنید و لغت را ادا کنید.

*برای مثال اگر شما می دانید که ‘pre’به معنی ‘before’(قبل) است و ‘view’ به معنی ‘to look at’(نگاه کردن به) می باشد بنابراین شما می توانید متوجه شوید که کلمه ‘preview’  به معنی

’to look at ahead of time’ (نگاه کردن قبل از زمان).]پیش نمایش/ قبلا رویت کردن[ است. به شرط اینکه با بخش و تکه کردن لغت بتوانید به معنی آن پی ببرید.

 

  • ارتباط ها را بیابید: به لغت ناآشنا توجه کنید که آیا با لغاتی که شما می شناسید  شباهت هایی دارد یا خیر. از خود بپرسید آیا این لغت بخش و یا شکلی از این لغت ناآشنا است یا خیر.

 

*همچنین می توانید لغت ناشناخته را در جمله بکار ببرید تا ببینید مفهومی دارد یا خیر:  این می تواند بدین مفهوم باشد که این دو کلمه به اندازه کافی در مفهوم یکسان هستند.

 

 

2.باز خوانی:  مجدد به جمله رجوع کنید. سعی کنید لغات مختلفی را که معنی آنها را نمی دانید در جمله جایگزین کنید و ببینید که هر کدام از آنها مفهومی را در جمله در بر دارند یا خیر.

 

3.به خواندن ادامه دهید: بجای چسبیدن به لغتی که نمی دانید، برای بدست آوردن سر نخ بیشتر قبل و بعد آن را بخوانید. اگر لغت در متن مجدد بکار رفته بود آن جمله را با جمله اولی که آن لغت را داشت مقایسه کنید و به این فکر کنید که مفهوم این لغت در هر دو جمله چه می تواند باشد.

 

4.بر دانش قبلی خود تکیه کنید: به موضوع کتاب، پاراگراف و یا جمله نگاه کنید. با توجه به اطلاعات شما از موضوع اصلی، آیا لغت در آن جمله معنی می دهد؟

 

5.پیش بینی کنید: به تصاویر، فهرست، سرفصل ها، نقشه ها، نمودارها و دیگر شکل های داخل کتاب نگاه کنید. سپس براساس آنچه که می بینید و احتمالا کتاب هم در مورد آن است، بنویسید. سپس متن را بخولنید و پیش بینی خود را براساس متن تغییر دهید.

 

 

6. پرسش سوالات: بعد از مرور عنوان، سر فصل، تصاویر و دیگر اطلاعات کتاب، برخی سوالاتی که ممکن است برای شما پیش آید و یا همچنان برای دانستن آن کنجکاو هستید را بنویسید. سعی کنید در هنگام یافتن سوال آنها را  بخوانید، بنویسید و پاسخ دهید. اگر نتوانستید سوالی را پاسخ دهید ببینید آیا می توانید پاسخ را از منابع دیگر بیابید.

 

 

7. تصویر سازی کردن: همانند یک فیلم، داستانی را که می خوانید مجسم کنید. از شخصیت ها یک تصویر ذهنی مناسب ایجاد کنید و سعی کنید داستان را آشکار در همان زمان و مکان ببینید. با طرح ها، اشکال هندسی و یا به صورت انیمیشنی  آنچه اتفاق می افتد راترسیم کنید.

 

8. ارتباط ایجاد کنید: ازخود بپرسید آیا چیزی در مورد این داستان وجود دارد که شما بتوانید آن را به چیزی ارتباط دهید؟ آیا هریک از شخصیت ها، شما را یاد شخصی که می شناسید می اندازد؟ آیا شما تجربه ای مشابه این داستان داشته اید؟ آیا برخی از مفاهیم مورد بحث این کتاب را شما قبلا در مدرسه، خانه و یا تجارب زندگی خود آموخته اید؟ آیا سبک داستان شبیه چیزی است که قبلا دیدید یا خواندید؟ هر تشابهاتی را که به نظرتان می آید بنویسید و ازآنها برای درک متن کمک بگیرید.

 

9. داستان را بازگویی کنید:  این روشی مفید  است که به شما این اطمینان را می دهد تا در مورد آنچه که خوانده اید با شخص دیگری صحبت کنید. هنگامیکه یک پاراگراف، مقاله، داستان کوتاه و یا فصل را خواندید، به بیان خودتان آن را خلاصه کنید و بگویید که در مورد چه بوده است. بلند بگویید طوری که خودتان صدای خود را بشنوید.

 اگر شخص در انتهای توضیح شما سوالی از شما بپرسد آیا میتوانید به او پاسخ دهید؟! پی بردن به این مسئله نقص در درک شما از موضوع را مشخص می کند و  شاید برای وضوح بیشتر نیاز به بازخوانی باشد.

 


 
 
How to teach yourself to read
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱
 

 

چگونه بخوانید

اگر شما و یا شخصی قادر به خواندن انگلیسی نیست در اینجا به چهار روش  به شما در این امر کمک خواهیم کرد.

14 درصد بزرگسالان آمریکایی قادر به خواندن نیستند- یعنی 32 میلیون نفر- و 21 درصد خواندنی ضعیف دارند. خبر خوشحال کننده این است که هرگز برای اینکه چگونه بخوانید دیر نیست. این مقاله می تواند به شما در افزایش مهارت خواندن کمک کند.

شیوه اول

 

تسلط بر اصول

 

 

  1. با حروف الفبا شروع کنید: همه چیز از الفبا آغاز می شود. 26 حرف الفبای انگلیسی همان هایی هستند که تمام لغات زبان انگلیسی را شکل می دهند. بنابراین ازهم اینجا آغاز می کنیم. چند روش برای آشنایی با الفبا وجود دارد;  روشی را انتخاب کنید که مناسب شماست و می توانید از آن طریق بهتر یاد یگیرید.
  • الفبا را با آواز بخوانید. ممکن است این کار کمی احمقانه به نظرتان برسد اما اکثر مردم الفبا را بصورت آهنگین آموخته اند. ملودی در به خاطر ماندن حروف به شما کمک می کند و آواز خوانی در کل به یادگیرنده تصویری تمام از الفبا و ارتباط آن با حروف ایجاد می کند.

*شما می توانید موسیقی الفبا را از اینترنت بگیرید و یا از فردی که می تواند بخواند کمک بگیرد تا الفبا را برای شما بخواند و ضبط کنید و بارها و بارها گوش دهید تا آن را یاد بگیرید.

  • آن را لمس کنید. اگر شما شخصی هستید که برای یاد گرفتن باید لمس کنید، کاغذ حروف الفبا بخرید. به یک حرف نگاه کنید، سپس چشمانتان را ببندید. انگشتتان را بر روی حروف بکشید و نام  و صدای حرف را بگویید. وقتی  احساس کردید حرف را یاد گرفته اید، انگشت خود را از روی کاغذ بردارید و حرف را در هوا بنویسید.

 

  • حروف را جابه جا کنید: برای یادگیری حروف به طور انفرادی، مجموعه الفبای مغناطیسی تهیه کنید. و از طریق آنها می توانید حروف الفبا را به ترتیب بچینید. بعد ها شما می توانید با تمرین و ترتیب آنها لغات را نیز بسازید.
  • بر روی آنها راه بروید: اگر مت های الفبا دارید می توانید از آنها برای یایدگیری حروف الفبا استفاده کنید. وقتی هر حروف را بیان می کنید بر روی آن حروف بایستید و یا اینکه از کسی بخواهید حروف را بدون ترتیب،  صدا بزند و شما بر روی حروف صحیح  قرار گیرید. می توانید همزمان حروف را آهنگین بخوانید و برقصید.

 

 

  1. .  حروف صدادار را از بی صدا تفکیک کنید:  در حروف الفبا پنج حرف صدا دار وجود داردa , e, i, o, u  ;    مابقی حروف حروف بی صدا نامیده می شوند.

*صدای حروف صدادار در گلو با کمک زبان و دهان ایجاد می شود، در حالیکه حروف بی صدا با استفاده زبان و دهان برای کنترل جریان هوای تنفس شما ایجاد می شود. حروف صدادار می توانند به تنهایی ادا شوند، اما حروف بی صدا را نمی توان به تنهایی ادا کرد. برای مثال حرفA همانa خوانده میشود اما حرف B  در واقع bee خوانده می شود. در مورد C=see و D=dee نیز چنین است.

 

  1. . از فنوتیک( تلفظ و هجای کلمات) استفاده کنید: فنوتیک یک رابطه است، به ویژه فنوتیک، رابطه بین حروف و صداها را در یک زبان بیان می کند. برای مثال وقتی شما یاد می گیرید که حرف C  صدایی مانند”sa “ و یا “ka”  دارد و “tion”  صدایی همچون “shun” می دهد، شما در واقع فنوتیک را می آموزید.

*فنوتیک معمولا به دو طریق تدریس می شود: یکی روش "ببین و بگو" که در آن یاد می گیرید کل لغات را بخوانید. و یا روش "یک سیلابی "، که در آن شما می آموزید که چگونه ترکیبات حروف مختلف را ادا کنید و چگونه آنها را برای شکل گیری لغات کنار هم بگذارید.

*برای یادگیری فنوتیک، شما باید صدای سیلاب ها و یا لغات را بشنوید. برای چنین کاری، شما به یک برنامه آنلاین اینترنتی و یا فردی نیاز دارید که بتواند در یادگیری صداهای ایجاد شده با ترکیب حروف مختلف و اینکه چگونه در نوشتار به نظر می رسند به شما کمک کند.

 

  1. . علامات نقطه گذاری را تشخیص دهید: وقتی مطلبی را می خوانید مهم است که علامات نقطه گذاری متداول را بشناسید زیرا آنها در مورد معنی جمله می توانند به شما اطلاعاتی بدهند.

                  *کاما (,): وقتی در جمله کاما را می بینید این بدین معناست که وقتی در حال خواندن هستید در قسمت کاما کمی مکث و توقف کنید.

*نقطه (.) : یک نقطه نشان دهنده پایان جمله است. وقتی به یک نقطه می رسید، توقف کامل کنید، و قبل از اینکه به خواندن ادامه دهید یک نفس عمیق بکشید.

*علامت سوال (?) : هنگامیکه سوالی را می پرسید صدای شما به طرف بالا می رود. هنگامیکه شما علامت ? را در پایان جمله دیدید این به این معنا است که سوالی پرسیده شده است بنابراین وقتی آن سوال را می خوانید انتهای صدای خود را بالا ببرید]به حالت پرسش[.

*علامت تعجب (!):  این علامت برای تاکید بر یک نکته مهم  و یا جلب توجه بکار می رود. وقتی جمله ای می خوانید که با علامت ! به پایان رسیده، صدای خود را هیجان زده، شدید و یا بر روی لغات تاکید شده نمایید.


 
 
انگلیسی را همراه با شعر و موسیقی بیاموزید.
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٠
 

این بخشی از فرهنگ انگلیسی ‎زبانان است که همه آنرا اجرا می‎کنند اما افراد کمی از آن بهره ‎مند می‎شوند. اگر شعر یا ترانه‎ای را دوست دارین، متن آنرا پیدا کنید تا بفهمید آهنگ به چه معناست. به این ترتیب، آهنگی که از قبل دوست داشتید را می‎توانید بفهمید و کلماتش را به درستی تلفظ کنید. در اینجا به چند نکته اشاره می‎کنیم:

- اگر بخشی از آهنگ را متوجه نشدید اصلاً مسئله‎ای نیست. حتی یک انگلیسی‎ زبان هم ممکن است نیمی از یک ترانه را متوجه نشود و این کاملاً طبیعی است. فقط کافی است متن آنرا پیدا کنید.

- اگر آی‎پاد یا آیفون دارید، ترانه‎ها را به بخش آهنگ‎ها اضافه کنید. می‎توانید همزمان با اینکه ترانه را می‎شنوید، متن آنرا نیز بخوانید. این راه خوب و آسانی است و در سفرهای طولانی مدت می‎تواند مفید باشد.

- برنامه‎های موسیقی NPR گزینۀ عالی برای دوستداران موسیقی است چون در آن، هماهنگی کاملی بین دیالوگ، موسیقی و فرهنگ وجود دارد. با احساسی که به موسیقی دارید، انگلیسی را هم یاد بگیرید.

حالا با خواندن این چند مورد، پیشنهاد بهتری برایتان داریم: با دقت به اطراف نگاه کنید. بله، انگلیسی در اطراف شماست و تا به حال دقت نکرده بودید.

بعداز خواندن این مقاله، پنج دقیقه در گوگل جستجو کنید و به آهنگهایی که می‎شنوید و فیلم‎های تلویزیونی مورد علاقه‎تان و مواردی که تا به حال برایتان مهم نبودند دقت کنید.

دومین پیشنهاد ما اینست که عادت‎های روزانه ‎تان را تغییر دهید. اگر کاری را هر روز انجام دهید نه تنها سریع‎تر یاد می‎گیرید بلکه تکرار آن باعث می‎گردد آسان‎تر شود چون دیگر یک عادت شده‎است مثل اینکه هر روز مسواک بزنید و اگر یک روز آنرا انجام ندهید، حس خوبی نخواهید داشت.

به یاد داشته‎باشید که اگر می‎خواهید در هر کاری بهترین باشید، باید هر روز و یا حداقل 5 یا 6 روز در هفته آنرا انجام دهید. انگلیسی هم از این قاعده مستثنی نیست. اما اینکه هر روز در معرض آن باشید به این معنا نیست که مجبورید حتما درس بخوانید.

این را بدانید اگر انگلیسی را صرفاً به عنوان یک درس بخوانید، آنرا یاد نخواهید گرفت. باید در آن غرق شوید و تمام رویاها و تمایلات خود را با انگلیسی عجین کنید.

 آنهایی که به انگلیسی مسلط هستند، آنرا در شغل خود بکار می‎برند و در محیط‎های بین‎المللی مثل Facebook همه با این زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می‎کنند و این جزئی از زندگی روزمره‎شان است و نمی‎توانند بدون انگلیسی زندگی کنند و آنرا هرگز فراموش نمی‎کنند چون ماهیت آنها را تشکیل می‎دهد.

همۀ ما زبان‎آموزان اندکی را می‎شناسیم که واقعاً به انگلیسی مسلط هستند و واقعاً می‎خواهیم بدانیم چطور این مهارت را بدست آورده‎اند و این را به استعداد طبیعی آنها، تلاش پیگیر و یا دانشگاهی که می‎رفتند نسبت می‎دهیم.

اگر از آنها بپرسید که چطور به این مهارت دست یافتند، آنها اینطور پاسخ می‎دهند: روند یادگیری را با زندگی‎تان، احساس‎تان و علایق‎تان پیوند دهید. برای اینکه در کاری بهترین باشید، باید هر روز آنرا انجام دهید و آنرا با اشتیاق انجام دهید. هیچ دانشگاه یا درآمد ماهانۀ خاصی نمی‎تواند اینکار را برای شما انجام دهد.

ارسطو میگوید:

"ما بازتابی از همان کاری هستیم که دائماً انجام می‎دهیم. پس بهترین بودن فقط یک عمل نیست بلکه یک عادت است."

“We are what we repeatedly do. Excellence, therefore, is not an act, but a habit.”

-Aristotle

اگر قصد دارید یادگیری زبان را شروع کنید و یا ادامه دهید، همین حالا در برنامه ی آموزش مجازی لنگوئج تایز شرکت کنید.


 
 
یادگیری آسان زبان انگلیسی و لذت کاربرد آن در زندگی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٠
 

آیا از زبان انگلیسی خسته شده‎اید؟ آیا نگران هستید که آنطورکه باید و شاید نمی‎توانید انگلیسی را یاد بگیرید؟ شاید هم دلتان می‎خواهد انگلیسی را بیشتر از این در زندگی‎ و انجام کارهای مورد علاقه‎ تان بکار ببرید.

می‎خواهم این مژده را به شما بدهم که راهی شگفت‎انگیز وجود دارد تا انگلیسی را بهتر یاد یگیرید و حین یادگیری آن از پیشرفت لذت ببرید.

اگر انگلیسی زبان دوم شماست، در هر سطحی هستید و با هر روشی که یاد می‎گیرید، می‎توانید با عادت‎هایی سرگرم ‎کننده، طبیعی و راحت از فرصت‎های جدید بهره ببرید، تمرین کنید و در انگلیسی پیشرفت کنید.

اگر این نصیحت را به جان بخرید و تصمیم بگیرید آنرا بکار ببرید، یادگیری ‎تان متحول می‎شود و چشم‎انداز جدیدی بدست می‎آورید و با نسخۀ جدید و تازه‎ای از انگلیسی آشنا می‎شوید. دیگر انگلیسی برایتان یکنواخت نخواهد بود و خودتان هم دیگر آن فرد قبلی نخواهید بود.

در اینجا چند پیشنهاد فوق‎العاده ارائه می‎شود تا به واسطۀ آنها بتوانید انگلیسی را در برنامۀ روزمره‎ تان بگنجانید.

به پادکست های انگلیسی گوش کنید.

می‎توانید برنامه‎های صوتی را به صورت رایگان دانلود کنید و روی ipod ، تلفن همراه و یا mp3 player‎ اجرا کنید. می‎توانید به اخبار روزانه یا برنامه‎های مخصوص یادگیری انگلیسی یا هر برنامۀ مورد علاقه‎ تان گوش کنید. Podcast ها گسترده اند و هیچ محدودیتی برای کیفیت و کمیت موارد گنجانده ‎شده در آن وجود ندارد. برای اینکه بهتر بتوانید از زمان خود استفاده کنید، پیشهاد می‎کنیم فایل‎های صوتی را هنگام رانندگی در ماشین خود، وقتی سوار اتوبوس هستید و یا موقع پیاده ‎روی گوش کنید.

podcast چیست؟

پادکست های ESL برای یادگیری انگلیسی طراحی شدند و برای یافتن آنها میتوانید عبارت "ESL podcast" را جستجو کنید. اگر "English Podcasts" را جستجو کنید ممکن است سایت‎های انگلیسی زبان زیادی را پیدا کنید که صرفاً برای یادگیری انگلیسی ایجاد نشده‎اند. ESL مخفف English as a Second Language (انگلیسی به عنوان زبان دوم) می باشد.

پادکست های مخصوص انگلیسی ‎زبانان

این پادکست ‎ها گسترده و جذاب هستند؛ در آنها اخبار، برنامه‎های جالب فرهنگی، مصاحبه‎ با موسیقی‎دانان موردعلاقه‎تان یا هر برنامه‎ای برای پیشرفت زبان پخش می شود.

به پورتال اخبار آمریکا (NPR) مراجعه کنید.

NPR از بزرگترین و بهترین سایت‎های آمریکایی است و خود به تنهایی یک دنیاست. در بخش موسیقی یک فهرست هنرمندان همراه مصاحبه‎های زیادی با آنان وجود دارد و نیز مطالبی در مورد هر هنرمندی که فکرش را بکنید، در دسترس است.

- برنامۀ  iTunes

این برنامه رایگان دانلود می‎شود و بهترین راهنمای سایت است. برای دریافت کامل سایت‎های انگلیسی باید به پایین صفحه روی گزینۀ "itunes store" کلیک کنید و کشور را به آمریکا یا هر کشور انگلیسی‎زبان تغییر دهید. روی صفحۀ اصلی itunes store لیستی از معروف‎ترین سایت‎ها در ایالات متحده را خواهید دید.

در اینجا به چند پادکست معروف زبان انگلیسی اشاره می‎کنیم:

Radiolab, World Cafe (Music)All Songs Considered (Music)50 Great Voices (Music)Insights at the Edge (Spirituality).

به رادیوی آنلاین گوش کنید.

آیا می‎دانید با دسترسی به اینترنت می‎توانید به طور زنده به رادیوی هر جای دنیا گوش کنید؟ در گوشی‎های آیفون بخش radio application می‎توانید tune-in را فعال کرده و ایستگاه‎های رادیویی مختلفی را بگیرید.

- می‎توانید TuneIn Radio را روی آیفون، آی‎پاد یا هر موبایلی با سیستم اندروید نصب کنید. این برنامه روی انواع ویندوز کامپیوتر هم قابل‎اجراست.

- اگر تمام جملات رادیو را نفهمیدید، نگران نشوید. موقع گوش دادن به رادیو لازم نیست فکر کنید که در حال درس خواندن هستید و فقط با آرامش گوش کنید. به مرور مغزتان به آواها و فرکانس کلام آشنا می‎شود. اگر هر روز اینکار را انجام دهید، طی چند ماه پیشرفت زیادی حاصل خواهد شد و به زودی می‎توانید کلمات جدیدی را بکار ببرید، راحت ‎تر گوش می دهید و دیگر حرف‎های انگلیسی‎زبانان را به راحتی متوجه خواهید شد.

- کی و کجا به رادیو گوش کنیم: در ماشین، در منزل هنگام آشپزی، صبح هنگام لباس پوشیدن و هر موقعی که بتوانید با آرامش گوش کنید. رمز موفقیت در پیشرفت مهارت شنیداری اینست که هر روز شرایطی آرام را فراهم کنید و به رادیو گوش فرا دهید.

سریالهای تلویزیونی موردعلاقهتان را هر روز ببینید.

شاید تا به حال این را هزاران بار شنیده‎ باشید که اگر زبان تلویزیون را تغییر دهید و زیرنویس انگلیسی را فعال کنید، قدرت شنیداری بهتر خواهد شد. ولی بدانید که این راه خیلی خوبی است. البته راه بهتر و راحت‎تر اینست که تمام دی وی دی های یک سریال را در دسترس داشته‎ باشید.

-  تمام فصل‎های فیلم مورد علاقه تان را تهیه کنید و به ترتیب ببینید: بهترین کار اینست که تمام دی وی دی ها را بگیرید و هر شب یک بخش را با زیرنویس ببینید. اگر 70 تا 80 درصد آنرا متوجه شدید، سعی کنید بدون زیرنویس ببینید. نگران نباشید، زود عادت می‎کنید.

- سریال دوستان = روانی کلام: سریال "Friends" انتخاب خوبی است. به نظر می‎رسد بین افرادی که این سریال را دوست دارند با سطح بالای روانی کلام رابطۀ مستقیمی وجود دارد. علتش اینست که این برنامه همۀ نسل‎ها را با ویژگی‎های دوست ‎داشتنی آنها نشان می‎دهد و معیار جالب و خنده ‎داری از فرهنگ آمریکایی است. این سریال 10 فصل و 250 بخش دارد.

 

- سایر سریال‎های پیشنهادی:

“How I Met Your Mother,” “Lost,” “Two and a Half Men,” “The Big Bang Theory,” “Grey’s Anatomy.”

البته مهم‎ترین مورد اینست که از دیدن یک سریال لذت ببرید.

- دیدن فیلم خوب است ولی‎ مشکل اینست که طولانی هستند و به سختی می‎توان دیدن آنرا در برنامۀ هر روز گنجاند.


 
 
15 نکته طلایی جهت تقویت ریدینگ (Reading)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٦
 

1-Look out for the title, headings and any special features such as capital letters, underlining, italics, figures, graphs and tables.

2-Make sure that you understand the questions and follow instructions carefully.

3-Pay attention to timing; do not spend too long on one passage or question.

4-Do not try and read every word; remember, you are reading for a purpose.

5-If you do not know the answer to a question, attempt it but do not waste time; move quickly onto the next one.

6-Do not panic if you do not know anything about the subject of the text; all the answers can be found in the text.

7-The word(s) you use must be taken from the Reading text; you must not change the form of the word(s) in the text.

8-Do not worry if there is a word that you do not understand – you may not need to use it.

9-Check your spelling.

10-Be careful to use singular and plural correctly.

11-Focus precisely on what you are asked to do in ‘completion’ type questions.

12-If the question asks you to complete the note ‘in the…’ and the correct answer is ‘evening’, just use ‘evening’ as your answer; note that ‘in the evening’ would be incorrect.

13-pay attention to the word limit; for example, if you are asked to complete a sentence using no more than two words, if the correct answer is ‘silk shirt’, the answer ‘shirt made of silk’ would be incorrect.

14-Attempt all questions; there are no penalties for incorrect answers, so you have nothing to lose.

15-Check your answers.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-به سرتیترها ، عناوین و هر مشخصه ی بارزی مانند حروف بزرگ، جمله یا کلمه ای که زیرش خط کشیده شده یا آیتلکس(فونت کج ) و اشکال ، نمودارها و جداول نگاه کنید. 

2- مطمئن شید که دستورالعملها رو دنبال میکنید و سوالات رومتوجه میشید.

3-وقتتون رو مدیریت کنید ، بیش از حد زمان رو برای یه سوال یا متن هدر ندید. 

4-لغات رو تک تک نخونید،هدفمند بخونید. 

5- اگه جواب سوالات رو نمیدونید واسش تلاش کنید ولی وقتتون رو زیاد هدر ندید  و سریعا سراغ سوال بعدی برید.

6-اگه در مورد عنوان متن چیزی نمیدونید نگران نباشید تمام جوابها  داخل متن پیدا میشه. 

7-لغت یا لغتهایی که استفاده میکنید باید از متن گرفته شده باشه نباید تغییری روی شکل لغت یا لغات در متن ایجاد کنید. 

8-اگه لغتی توی متن هست که متوجه معنیش نمیشید نگران نباشید شاید اصلا بهش احتیاج پیدا نکنید. 

9-دیکته  املاتون رو چک کنید.

10-مراقب باشید که از جمع و مفرد ها به درستی استفاده کنید.

11- توی سوالات "کامل کنید"  دقیقا دنبال چیزی باشید که ازتون خواسته شده.

12- اگه ازتون خواسته بشه متن رو با "in the... "کامل کنیدو پاسخ درست "evening" باشه فقط از "evening" استفاده کنید چون کاربرد "in the evening" نادرسته

13-به محدودیت لغت توجه کنید برای مثال اگه ازتون خواسته شده که یک جمله رو با دولغت کامل کنید اگه جواب درست "silk shirt" هست پاسخ صحیح "shirt made of silk" نادرست خواهد بود .

 14-برای تمام سوالات سعی خودتون رو بکنید چون جریمه یا نمره منفی ندارید پس چیزی برای از دست دادن ندارید (دقیت کنید که در کنکورها نمره منفی محاسبه میشه )

15-پاسخهاتون رو چک کنید.

http://www.hamedeskandari.ir


 
 
انگلیسی در سفر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٦
 

فاطمه نظامی پور

آیا به زودی قصد سفر به ایالات متحده را دارید؟ شاید دوست داشته باشید از شهرهای بزرگی مثل نیویورک، لوس آنجلس یا Grand canyon و پارک ملی Yellow Stone دیدن نمایید. مکان های گردشگری زیادی در ایالات متحده وجود دارد. اما قبل از رفتن، زمانی را به تجدید معلومات خود در زمینه ی واژگان و اصطلاحات انگلیسی اختصاص دهید که قابل استفاده در هتل، هواپیما، حمل و نقل عمومی یا رانندگی در ایالات متحده می باشند. واژگان و اصطلاحات زیر را برای شروع بررسی کنید.
 

 

At a Hotel

در هتل

 

Bell hop or bell boy

پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی میکند.

 

 

The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.

 


 
 
تقویت صحبت کردن انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٤
 

نکات زیر می تواند برای بهبود صحبت کردن شما مفید باشد:

  1. اول از همه به خاطر داشته باشید که خوب صحبت کردن نیاز به زمان و تمرین کافی دارد. توقع نداشته باشید ظرف مدت کوتاهی همانند شخصی که زبان مادری اش انگلیسی است، صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که شهر روم یک روزه ساخته نشد!
  2. همانند بچه ای که پس از مدت زیادی شنیدن، شروع به صحبت کردن می کند شما نیزباید صبور و امیدوار باشید که بالاخره یک روز می توانید به روانی صحبت نمایید.
  3. توانایی صحبت کردن شما تا حدی تحت تاثیر شخصیت شما است. مثلاً شاید شما شخصی پرحرف و اجتماعی باشید یا اینکه ساکت و خود دار عمل کنید. با وجود این در نظر داشته باشید که صحبت کردن زبان دوم همانند یادگیری زبان مادری "کاملاً طبیعی" نیست. لازم است تعامل زیادی با دیگران داشته باشید (این تعامل باید از طریق انگلیسی یا هرزبانی باشد که در حال فراگیری آن هستید.) همواره به خاطر بسپارید که با سعی و تلاش به موفقیت خواهید رسید.
  4. یافتن یک شریک زبانی روشی ایده آل برای تمرین صحبت کردن می باشد به ویژه وقتی که شریک شما همکلاس ویا هم سن و سال شما هم باشد چرا که اشتراکات بیشتری بین شما وجود دارد .
  5. به کمک اینترنت شما می توانید به فراتر از مرزهای ملی بروید و با افراد بومی انگلیسی زبان آنسوی کشورتان دوست شوید. می توانید در سایت های مربوط به آموزش زبان انگلیسی عضو شوید و دوستان اینترنتی پیدا کنید و با آنها صحبت کنید. طبیعتاً بین شما و آنها تفاوتهای فرهنگی  وجود دارد و این باعث جذاب تر شدن مکالمات شما می شود.
  6. اگر شما فردی درون گرا یا خود دارهستید و به سختی با دیگران ارتباط برقرار می کنید، می توانید با خودتان حرف بزنید. این عمل هنگامی که اعتماد به نفس کافی نداشته یا مبتدی هستید نیز به شما کمک شایانی می کند.
  7. به خاطر داشته باشید که حتی یک سفر طولانی نیز با برداشتن اولین قدم آغاز می شود و اولین قدم احتمالاً مشکل ترین قدم است. اما پس از آن به مرور قدم های بعدی آسان تر شده و پیشرفت شما سریع تر می شود.
  8. اگر در شروع کار موفق نبودید و یا دیگران به خاطر اشتباهتان به شما خندیدند، نگران نشوید! صحبت کردن زبان دوم بدون اشتباه و خطا تقریبا غیر ممکن است. هر چه وسواس بیشتری برای دقیق و بدون غلط صحبت کردن به خرج دهید، پیشرفت خود را کندتر می کنید. مجدداً به خاطر داشته باشید که شما همانند کودکی هستید که زبان مادری اش را همراه با اشتباه صحبت می کند.
  9. برای بررسی مهارت صحبت کردن خود، می توانید صدایتان را ضبط و در زمانی دیگر به آن گوش داده و به نقاط ضعف و قوتتان توجه کنید. اگر از تلفظ کلمه ای مطمئن نیستید، بهترین راه رجوع به یک دیکشنری استاندارد می باشد.
  10. هنگام صحبت کردن با دیگران گاهی اتفاق می افتد که کلمه یا عبارت خاصی را فراموش می کنید و یا حتی آن را نمی دانید. در چنین حالتی، اعتماد به نفس خود را از دست ندهید و سعی کنید از کلمات و عبارات دیگری برای انتقال منظور خود استفاده کنید.
    1. با افزایش دامنه ی لغت  خود، می توانید به سهولت منظورتان را از طریق صحبت کردن و یا نوشتن منتقل کنید. به عنوان یک زبان آموز بهتر است که یاد گیری لغت را یکی از عادات روزمره خود کنید.

کلاسهای مجازی آموزش زبان انگلیسی سایت لنگوئج تایز به صورت صوتی (زنده) و به طور همزمان برگزار میشود. با شرکت در این کلاسها علاوه بر ارتباط با زبان آموزان دیگر میتوانید مهارت اسپیکینگ و یا صحبت کردن خود را تقویت کنید


 
 
چند زبان را می توانید بیاموزید؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٤
 

در این مقاله لغتی جدید را به شما معرفی می کنیم که به احتمال زیاد آن را نمیشناسید: "هایپرپلیگلات [1]"(انسان های چند زبانی)

پلی گلات (یک انسان چند زبانه) کسی است که چندین زبان مختلف را صحبت می کند، و هایپرپلیگلات کسی است که به تعداد بسیاری زیادی از زبان های دنیا مسلط است. حال، تعداد خیلی زیاد چه تعدادی است؟ شما در مورد محدودیت آن چه فکری می کنید؟ 6؟12؟20؟ یا بیشتر از اینها؟

می خواهیم کشیش ایتالیایی قرن 19 گیوسپ مزوفانتی[2] را معرفی کنیم. کاردینال می گوید که 45، 50، 58 و یا حتی تعداد زبان های بیشتری را می داند. مسافرانی که در ایتالیا او را ملاقات کرده اند می گویند که او به راحتی می تواند با افراد فرانسوس، آلمانی، انگلیس، عرب و سایرین حتی به زبان آلگونکویین[3] (یک زبان بسیار سخت آمریکایی اصیل) مکالمه کند. اما همه آنها مربوط به 150 سال پیش بوده و ممکن درست هم نباشند.

ایا امروزه هم افرادی هایپرپلیگلات پیدا می شوند؟ قطعا هستند؛ برای مثال، مردی به نام الکساندر آرگولز[4] که در برکلی زندگی میکند ، و می تواند به 50 زبان به قدر کافی خوب برای مکالمه صحبت کند که زبان بسیار سختی مانند عربی و کره ای را نیز در بر میگیرد.

در آخرین مقاله از گاردین، آرگولز اظهار کرده است که هیچگونه روش جادویی برای ی��دگیری زبان وجود ندارد، من اغلب می پرسم که رمز آن چیست و مردم چگونه استعداد به خاطر سپردن لغات و عبارات را دارند. حقیقت این است که ، به ساعات بی پایانی از تمرکز، خواندن، مطالعه کردن و تمرین گرامر مانند تکینیک من که به آن سایه افکندن میگویند، نیاز است که شامل این است که در حال شنیدن یک مکالمه ضبط شده و تکرا آن با صدای بلند به چالاکی در بیرون از منزل قدم بزنی.

یک مثال جالب دیگر گراهام کانسدال[5] است، که در گروه ترجمه در در یک کمیسیون اروپایی در بروکسل کار میکند و از 23 زبان اروپایی موجود 14 تای آنها را در حدی که می تواند ترجمه کند می داند. مسلما از آنجا که زبان های اروپایی از یک خانواده هستند و با هم ارتباط دارند این امر برای او بسیار ساده تر از دیگران است. برای مثال، فرانسوس، ایتالیایی، اسپانیایی و پرتغالی همگی در یک خانواده هستند و آلمانی، هلندی ، دانمارکی سوئدی و نروژی هم در یک خانواده دیگر هستند. بنابراین اگر یک زبان را از یک خانواده بدانید خیلی راحتتر باقی آنها را نیز می آموزید. (انگلیسی خانواده ای جداگگانه است: بخشی از آن در خانواده اول و بخشی در دومی است).

نکته هایی مخصوص زبان آموزان

داستانهای کافی در مورد چند زبانی ها وجود دارد؛ ما از آنها چه چیز هایی را می توانیم بیاموزیم؟ آیا میتوانند برخی از رموز یادگیری موفقیت آمیز را به ما بگویند؟ در اینجا نکاتی که ممکن است مفید باشد بیان شده است:

1 مطمئن شوید که از این زبان هر روز استفاده میکنید

از هر فرصتی برای صحبت کردن با این زبان استفاده کنید- حتی پای تلفن با افراد کاملا غریبه- و اگر نمیتوانید مطمئن شوید که با خودتان صحبت می کنید.

2 علاوه بر صحبت کردن به این زبان خیلی فکر کنید

مثلا، تصور کنید که فقط انگلیسی صحبت می کنید. وقتی قدم میزنید همه چیز را با خودتان انگلیسی صحبت کنید . به صورت انگلیسی یادداشت برداری کنید و به دوستی زنگ بزنید تا بتوانید با او انگلیسی صحبت کنید.

3 این زبان را دوست داشته باشید

تمام زبان اموزان موفق زبانی را که می آموزند دوست دارند و برای آنها بسیار جذاب است. اگر از چیزی که می خوانید خسته شده اید چیز دیگری را که شما را جذب کند بخوانید. همیشه همانطور مجذوب بمانید که انگار جذب یک شخص شده اید.



 
 
انگلیسی خود را بدون گفتن حتی یک کلمه بهتر کنید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٦
 

ارتباط برقرار کردن به زبان انگلیسی فراتر از یادگیری واژگان انگلیسی است. در واقع، راهبردهای غیرکلامی زیادی وجود دارد که شما می توانید بواسطه آنها اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، درست مانند اینکه انگلیسی خود را بهتر کرده اید. در ادامه، ما سه مورد از مهم ترین جنبه های ارتباطات غیرکلامی را ذکر می کنیم:

1 با مخاطب تماس چشمی [1] برقرار کنید

وقتی که با کسی صحبت می کنید، بهترین کار این است که تا حد امکان به چشمان طرف نگاه کنید. این امر نشان می دهد که شما به مکالمه علاقه مندید و هنگامی که حرف نمی زنید، به دقت گوش می دهید. خصوصا در محیط های شلوغ مانند رستوران، شاید چشم های شما ناخود آگاه به سمت لب های مخاطبی که با شما صحبت می کند خیره شود. درست است که این کار باعث می شود شما حرف های او را در یک مکان شلوغ بهتر بفهمید، اما حتما تا حد ممکن تماس چشمی خود را نیز حفظ کنید.

2 به زبان بدن [2] توجه کنید

حرکاتی و اشاراتی که شما با دستان و حالات صور��تان بروز می دهید، مطالب زیادی را به مخاطب منتقل می کند- گاهی حتی بیشتر از خود کلمات! نه تنها باید از زبان بدن مخاطب آگاه باشید، بلکه باید بدانید که زبان بدن شما چه مطلبی راجع به شما منتقل می کند. اگر شما کمی کج بایستید،شاید به معنی آن باشد که شما نسبت به موضوع صحبت، بی علاقه هستید. اگر آنها خیلی لبخند بزنید، شاید به این معنا باشد که نظر شما را قبول دارند.

3 خود را برای مکالمات احتمالی به زبان انگلیسی آماده کنید

اگر شما به دنبال تمرین برای صحبت کردن به زبان انگلیسی هستید، آماده سازی خود برای مکالمه، کار عاقلانه و خوبی است. یک متن برای خودتان جهت صحبت کردن تهیه کنید، تا بتوانید به واسطه آن کلمات و عبارات سخت را تمرین کنید. این کار نه تنها موجب بهتر شدن مهارت های زبانی شما می شود، بلکه به شما اجازه می دهد که انگلیسی را با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. چه در محیط های کاری، چه در مکالمات عادی، باید بدانیم که مکالمه چیزی بیش از کلمات انگلیسی رد و بدل شده است و بنابراین باید به یاد داشته باشید که توجه کاملتان را به مکالمات در حال انجام بدهید. این فرصت خوبی است که مهارت های زبان انگلیسی تان را تمرین کنید و احتمالا از طریق مکالمه -نسبت به خود خوانی- چیزهای بیشتری یاد می گیرید


 
 
مزایای یادگیری آنلاین زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٦
 

تکنولوژی به طور شگفت انگیزی نحوه ی دسترسی افراد به اطلاعات و همچنین شیوه های آموزشی را تغییر داده است. براین اساس، روش های زیادی برای تسهیل کردن امر آموزش زبان که مدتهای زیادی ذهن ها را به خود مشغول نموده است، به وجود آمده است و یکی از آنها آموزش آنلاین می باشد. در اینجا به مهمترین ویژگی های این شیوه ی آموزشی اشاره می کنیم......

1 تسریع در یادگیری زبان

از آنجا که در آموزش آنلاین به خوبی زبان آموز حمایت می شود، این امرباعث می شود که مراحل اساسی یادگیری دست کم گرفته نشده و با سرعت طی نشوند. بنابراین زبان آموز در این شیوه ی یادگیری انفرادی1، لغات و نکات گرامری زیادی فرا می گیرد، البته این روش نمی تواند جایگزین یادگیری زبان در محیطی که به زبان دوم صحبت می شود و زبان آموز خود را درگیر با آن زبان می کند ودر نتیجه بهتر می تواند مهارتهای شنیداری و مکالمه ی خود را تقویت کند، بشود. جان هال دی جانگ 2 درباره ی اینکه چرا یادگیری زبان با یادگیری ریاضی و علوم متفاوت است می گوید :"آنچه که خیلی در آموزش زبان مؤثر است یافتن فرصتهایی برای تمرین شنیدن و گفتن است، چراکه از این طریق شما به جای اینکه فقط به اندوخته های یادگیری خود بیافزایید، آنچه که آموخته اید را بکار می گیرید وتوانایی خود را با بالا خواهید برد".

1)studding in isolation

2)John H.A.L. de Jon

2 جایگزینی این روش به جای یادگیری در کلاس درس

با شرکت در کلاس، زبان آموز از سطح دانش زبانی خود به طور دقیق تری اطلاع پیدا می کند و نیز بهتر می داند که چه میزان باید بیاموزد تا به سطح بالاتری ارتقا پیدا کند. با این حال، اگر آموزش در کلاس در کنار آموزش آنلاین باشد، نتیجه ی بهتری حاصل خواهد شد. لذا با طراحی برنامه هایی که به فرد امکان اطلاع از سطح واقعی زبان را می دهد، زبان آموزان قادر خواهند بود که زمان خود را مدیریت کرده و از هردو شیوه استفاده کنند.

 

3 این شیوه امکان آمیختنبا شیوه ی آموزش در کلاس را ندارد

با اینکه دانش آموزان و معلمان می توانند به طرق مختلف از اینترنت در کلاس درس استفاده کنند، با این حال، دوره های اختصاصی آنلاین آموزش زبان برای هر فرد به طور جداگانه، بر یادگیری زبان آموزان تأثیر ویژه ای دارد.

4 یادگیری زبان در محیط کار

شیوه ی آموزش آنلاین زبان کاملاٌ مناسب محیط کار است. همانگونه که جان هال دی جانگ می گوید، "شما باید برای آموختن زبان احساس نیاز کرده و به دنبال یافتن فرصتهایی برای تمرین آن باشید"، و هیچ فرصتی برای غرق شدن در زبان بهتر از داشتن شغلی که نیاز به برقرای ارتباط با افراد با زبان انگلیسی باشد، نیست؛ چرا که از این طریق شما با لغات اختصاصی زیادی روبرو خواهید شد- به خصوص زمانی که ابزاری در اختیارتان باشد که به شما در این امر کمک کند.


 
 
آیا موسیقی میتواند به شما در یادگیری انگلیسی کمک کند؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٦
 

 

وقتی که شاعر هنری وادزورث لانگ فلو[1] در سال 1835 نوشت که، "موسیقی زبان جهانی بشر است"، اشاره­ای به موفقیت جهانیِ One Direction نداشت. اگرچه موسیقی که ما گوش می­دهیم به­ طرز چشمگیری در طی دو قرن گذشته تغییر کرده است، اما سخنان لانگ فلو احتمالاً حتی در جهان به­هم پیوسته­ی امروزی بیشتر معتبر است.

موسیقی، یکی از لذت­های ساده زندگی است، اما آیا می­دانید که می­تواند به شما در یادگیری زبان انگلیسی نیز کمک کند؟ در این­جا نشان می­دهیم که چگونه موسیقی می­تواند ابزار ارزشمندی در هنگام یادگیری یک زبان خارجی محسوب شود:


تلفظ انگلیسی

تلاش برای تلفظ کلمات جدیدِ خارجی می­تواند اضطراب­آور و نگران­کننده باشد، به­خصوص اگر شما یک یادگیرنده نوجوان یا بزرگسال باشید. هنگامی­که شما همراه با یک آهنگ خارجی آواز می­خوانید، بیشتر بر روی آهنگ و تن تمرکز می­کنید تا خودِ کلمات، که این امر می­تواند در غلبه بر کم­رویی کمک کند.

مرزهای کلمات انگلیسی

هنگام روان صحبت کردن، عموماً بین کلمات مک�� نمی­کنیم. این می­تواند برای یک سخنرانِ غیربومی چالش­انگیز باشد. اخیراً مطالعه­ای نشان داد که زمانی­که کلمات با موسیقی تنظیم شده باشند، ما قادر به تمایز بسیار سریع­تر بین آن­ها هستیم.

واژگان انگلیسی

رابطه­ای بسیار قوی بین موسیقی و حافظه وجود دارد - مناطق مشابهی از مغز در هنگام گوش دادن و یا نواختن موسیقی و صحبت کردن یا پردازش زبان فعال می­شوند. تحقیقاتی از دانشگاه ادینبورگ[2] نشان داد که خواندن آوازیِ کلمات یا عبارات به یک زبان خارجی، باعث می­شود که ما، بعداً، دو برابر خوب­تر آن­را صحبت کنیم.

با توجه به این موضوع، می­خواستیم پی ببریم که زبان­آموزانِ انگلیسی در سراسر جهان به چه چیزی گوش می­دهند. تنها کمتر از نیمی از 6000 نفری که مورد بررسی قرار گرفتند (%48)، گفتند که بیتلز[3] نوارهایی هستند که گوش دادنِ آن­ها، در یادگیری زبان انگلیسی کمک­شان نموده است. ما پی بردیم که کسانی که در مکزیک و کره جنوبی هستند علاقه ویژه­ای به بیتلز دارند، که تقریباً دو سوم آرا ( %69 درصد) مربوط به آنان بود


 
 
چگونه زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

 

تقویت زبان انگلیسی - improve English

چنانچه قصد دارید زبان انگلیسی خود را تقویت کنید اما به اندازه ای که می خواستید موفق نبوده اید، می توانید بر روی اطلاعات موجود در این مقاله تکیه کنید.

در وهله اول، باید به اندازه کافی در معرض زبان انگلیسی قرار بگیرید. بدین معناکه باید گوش دادن به این زبان را بسیار تمرین کنید. به خاطر داشته باشید شکست کدهای زبانی و درک آنچه به شما گفته می شود نیازمند صبر و تمرین زیاد است. همچنین  توجه به اشارات غیر شفاهی، مانند حالات چهره، زبان بدن و غیره در زمان گوش دادن لازم است. اگر دانش شما از زبان انگلیسی فقط در حد یک مبتدی است، بهتر است با گوش دادن به افسانه ها و داستان های کودکان شروع کنید زیرا این داستان ها شامل تعداد زیادی جملات کوتاه و ساده می باشند. به یاد داشته باشید هنگام گوش دادن لازم نیست که همه کلمات یا عبارات را بدانید. در بسیاری از موارد  شما باید پیام اصلی را حتی از طریق پیش بینی معنای کلمات ناشناخته با کمک آنچه به دنبال این کلمات می آید متوجه شوید و کلمات و عبارات را پیش بینی کنید.

از لحاظ گفتاری، توصیه می شود توقع آنچنانی از خودتان نداشته باشید و انتظار نداشته باشید مانند یک فرد انگلیسی زبان صحبت کنید. به خاطر داشته باشید قبل از اینکه بتوانید روان و صحیح صحبت کنید باید مرتکب اشتباهات زیادی شوید. یک راه برای تمرین صحبت کردن تشکیل گروه های دوستی است. در این  گروه ها شما می توانید با یکدیگر مکالمه کنید، تعامل داشته باشید و برخی از نقش ها را به زبان انگلیسی ایفا کنید. به علاوه مهم است در گفتارتان انعطاف پذیرباشید. یعنی اگر برخی کلمات یا عبارات را نمی دانید، این لزوما به این معنا نیست که نمی توانید ایده های خود را بیان کنید. با کمی اعتماد به نفس، می توانید از کلمات یا عبارات دیگری برای انتقال مفهومی که در ذهن دارید استفاده کنید.

در حوزه خواندن، در وهله اول، باید چشمان خود را به حرکت بر روی خطوط متن عادت دهید. بدون تردید، خواندن رمان ، داستان و نیز خواندن به صورت گسترده، ایده ای مناسب جهت افزایش سرعت خواندن شماست. با این وجود، برای اینکه بتوانید به خوبی بخوانید داشتن دانش لغوی قابل اعتماد و مهارت حدس زدن آن دسته از کلمات در متن که قبلا ندیده اید ضروری است. می توانید ابتدا از متونی که علاقه بیشتری به آنها دارید یا حداقل کمی درباره آنها اطلاعات دارید شروع کنید و به تدریج دامنه متونی را که می خوانید گسترش دهید. فراموش نکنید هنگام خواندن یک متن باید رویکردی منتقدانه، متفکرانه، فعال و پاسخگو داشته باشید. به عبارت دیگر گاهی لازم است هنگام خواندن یک متن خود را به جای نویسنده اثر بگذارید  تا بتوانید آنچه نویسنده قصد انتقالش را داشته پیش بینی کنید. به علاوه، یادداشت برداری، خط کشیدن، برجسته کردن، خلاصه کردن و تاویل یک متن می تواند کمک قابل توجهی به شما بکند.

چنانچه می خواهید علمی تر و موثرتر بنویسید باید دانش خود از دستور زبان و واژگان را افزایش دهید. سپس با رویکردی منطقی، انتقادی، متمرکز و یکپارچه به یک موضوع، ابتدا طرح یا استخوانبندی نوشته خود را ایجاد کنید و سپس با سازماندهی، سازماندهی مجدد و اصلاح پیش نویس نهایی به آن جان دهید. به خاطر داشته باشید برای تمرین نگارش لازم است چیزی بیش از زبان یعنی خرد، منطق و سازماندهی را که فراتر از مهارت زبانی هستند را تمرین کنید. نوشتن یادداشت ها و خاطرات شخصی کمک شایان توجهی است برای اینکه حرفه ای تر بنویسید.

اخیرا توجه زیادی به ادغام چهار مهارت شنیداری، گفتاری، خواندن و نگارش شده است. مقصود از ادغام مهارت، تمرین همزمان هر چهار مهارت به  طبیعی ترین شیوه ممکن است. برای مثال وقتی یک فیلم خوب را  همراه با زیرنویس می بینید، همزمان گوش دادن و خواندن را تمرین می کنید. متعاقبا وقتی درباره آن فیلم صحبت می کنید یا مقاله ای در مورد موضوعات بحث شده در فیلم، طرح و یا جنبه های چالش برانگیز فیلم می نویسید هر چهار مهارت را به شیوه ای موثر و مرتبط تمرین می کنید. روش ایده آل دیگر برای پوشش همزمان هر چهار مهارت، شرکت در کنفرانس هاست جایی که شما می توانید به سخنان دیگر شرکت کنندگان گوش دهید، جزوات آنها را بخوانید، به نوبت صحبت کنید و یادداشت بردارید.

از آنجا که زبان انگلیسی یک زبان بین المللی است، بسیاری از واژگان را از زبان های دیگر وام گرفته است، از اینرو از لحاظ تعداد واژگان زبانی بسیار غنی است. در نتیجه فرگیران این زبان باید لغات زیادی یاد بگیرند. با این وجود، این قضیه نباید موجب دلسردی شما شود زیرا نیازی به فراگیری همه واژگان انگلیسی نیست.  استفاده از یک دفترچه مخصوص برای واژگان جدید تکنیکی مفید است. با اضافه کردن لغات جدید به این دفترچه و مرور چندین باره آنها می توانید به گونه ای موثر بر بسیاری از واژگان تسلط پیدا کنید. به مرور، متوجه خواهید شد که قادر هستید بسیاری از لغاتی را که به تازگی فرا گرفته اید در مکالمات روزمره تان با دوستان و افراد دیگر به کار برید.

غنی کردن دانش لغوی خود به کمک کلمات متضاد و مترادف، اجزای کلمه، گروه بندی واژگان، تصاویر، ارتباط دادن لغات، ریشه و منشا کلمات قویا توصیه می شود. گرچه این امر ممکن است به نظر کمی زمانبر باشد، قطعا ارزش این همه کار سخت را خواهد داشت زیرا از این طریق می توانید تعداد واژگان خود را به طور قابل ملاحظه ای افزایش دهید.

مهم نیست چقدر در زبان انگلیسی مهارت دارید، باید به هر طریق  ممکن خودتان را پیوسته در معرض زبان انگلیسی قرار دهید. به عبارت دیگر، تمرین منظم کلید موفقیت شما در فراگیری زبان انگلیسی است. نکات زیر به شما کمک می کنند تا به طور منظم و مداوم در معرض زبان انگلیسی باشید.

  1. روزانه حداقل 30 دقیقه  زمان صرف یادگیری لغات جدید کنید.
  2. مهارت شنیداری خود را با تماشای فیلم، گوش دادن به اخبار، آهنگ ها، سریالهای تلویزیونی، مستندها،  شوهای تلویزیونی و نظیر آن تمرین کنید.
  3. به غیر از کتاب های درسی خود، یک رمان یا داستان انگلیسی را فقط برای لذت خود انتخاب کنید و حداقل چند صفحه از آن را به منظور تمرین خواندن گسترده و سرگرمی بخوانید.
  4. در میان دوستانتان گروهی تشکیل بدهید، گروهی که بتوانید در آن از اسامی مستعار انگلیسی مانند Henry، Max، Betty، July و غیره استفاده کنید. سپس در گروه خود، هر روز صحبت به زبان انگلیسی را تمرین کنید طوریکه انگار هیچ زبان دیگری نمی دانید.
  5. همچنین می توانید در گروه خود مقالاتی راجع به موضوعات جالب بنویسید و با یکدیگر معاوضه کنید. در پی این مقالات می توانید با بحث در مورد آنها به طور همزمان خواندن و نگارش را تمرین کنید.
  6. در مراحل اولیه فراگیری زبان، چنانچه یک مدرس زبان به شما تعلیم نمیدهد، مطالعه یک کتاب درسی دستور زبان ترجیحا با کلید سوالات و توضیحات در پایان کتاب ضروری است.
  7. منبع :

 
 
هنگام صحبت کردن به انگلیسی نباید این 7 کار را انجام دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

 

7 Donts for Speaking English

این مقاله حاصل مسافرت و اقامت در کشورهای مختلف و مصاحبت با افرادی است که زبان انگلیسی زبان دوم آنها بود. به گفتۀ آنها این هفت کار باعث شده ‎بود که روند یادگیری‎ شان مختل شود:

1) از صحبت کردن خجالت نکشید.

فقط یک راه برای یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد و آنهم اینست که دهانتان‎ را باز کنید و به انگلیسی صحبت کنید! دائماً صحبت کنید تا خوب پیشرفت کنید.

مارک توآن:   

    ترس برای همۀ ما وجود دارد و شجاعت یعنی مقاومت در برابر همین ترس و تسلط بر آن.

Courage is resistance to fear, mastery of fear; not absence of fear.  – Mark Twain

می‎توانید عذرخواهی کنید بابت اینکه نمی‎توانید صحبت کنید و مثلاً بگویید که خجالت می‎کشید اما اینکار باعث می‎شود از هدف‎تان دور شوید یعنی تسلط در صحبت کردن به زبان انگلیسی. اصلاً مهم نیست کلمه‎ای را اندکی بلد هستید یا تلفظ تان خوب نیست. اگر می‎خواهید پیشرفت کنید فقط باید صحبت کنید.

هیچوقت نگویید که نمی‎توانید به انگلیسی صحبت کنید چون تکرار آن باعث می‎شود در آیندۀ نزدیک دیگر واقعاً نتوانید صحبت کنید. اگر باور کنید که نمی‎توانید به انگلیسی صحبت کنید، مانع می‎شوید فکر و ذهن‎تان برای یادگیری تلاش کند و فرصت پیشرفت را از خودتان سلب می‎کنید. تنها راه پیشرفت اینست که انگلیسی را تمرین کنید و اصلاً مهم نیست که چقدر در اینکار خوب یا بد هستید.

2) از اشتباه کردن نترسید.

موقع صحبت کردن به انگلیسی نباید از اشتباه کردن بترسید. اشتباه بخشی از وجود هر آدمی است و دیر یا زود این واقعیت را قبول می‎کنید که شما هم مثل دیگران کامل نیستید و اشتباه می‎کنید. تنها راه برای اشتباه نکردن اینست که اصلاً تلاشی نکنید و اگر این رویه را پیش بگیرید، هیچوقت اشتباه نمی‎کنید ولی پیشرفتی هم در کار نخواهد بود.

مایکل جردن:

بیشتر از 9000 فرصت  شغلی را از دست دادم. تقریباً 300 بار در بازی‎های مختلف باختم. 26 بار به امید برنده شدن باز هم بازی را شروع کردم و باختم. بارها و بارها در زندگی شکست خوردم و همین هم علت موفقیت من است.

I’ve missed more than 9000 shots in my career. I’ve lost almost 300 games. 26 times, I’ve been trusted to take the game winning shot and missed. I’ve failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed. – Michael Jordan

شاید این حالت کمی درو از انتظار باشد ولی باید بارها اشتباه کنید و این یعنی دارید انگلیسی صحبت می‎کنید و در حال پیشرفت هستید. اگر هر روز اشتباه نکنید یعنی به اندازۀ کافی انگلیسی صحبت نمی‎کنید. البته نباید عمداً اشتباه کنید و باید مواظب اینجور اشتباهات باشید و در نتیجه می‎توانید یاد بگیرید و مهارت‎های‎تان را ارتقاء دهید.

آخرین موردی که هنگام صحبت کردن به انگلیسی باید به آن بیشتر توجه کنید، گرامر است. برای اینکه بخواهید با کسی به انگلیسی صحبت کنید لازم نیست کاملاً به گرامر مسلط باشید. انگلیسی ‎زبانان به این اهمیت نمی‎دهند که گرامرتان خوب است یا بد بلکه فقط می‎خواهند منظورتان را متوجه شوند و صحبت را ادامه دهند.

اگر واضح و با اعتماد به نفس صحبت کنید اصلاً مهم نیست حرف تعریف یا صفتی را اشتباه بگویید و یا ترتیب جمله را رعایت نکنید.

در بسیاری از برنامه‎های یادگیری زبان بر مقولۀ گرامر تأکید زیادی می‎شود و به مکالمه کمتر توجه می‎شود. عقیدۀ آنها اینست که قبل از شروع به مکالمه باید به تمامی قواعد گرامری مسلط باشید و همین امر باعث کاهش اعتماد به نفس موقع صحبت کردن می‎شود. این همان شنا کردن بر خلاف جریان رودخانه است. اول باید یاد بگیرید چطور صحبت کنید تا اعتماد به نفس خود را بدست آورید و بعداز اینکه به تسلط نسبی رسیدید، گرامر خود را اصلاح کنید.

هر کسی اشتباه می‎کند حتی خود انگلیسی ‎زبانان. هیچ کسی هم با تسلط کامل به زبان انگلیسی به دنیا نمی‎آید؛ کسب این مهارت مستلزم گذشت زمان و تلاش و تمرین زیاد است. بسیاری از آمریکایی‎ها 13 سال به مدرسه می‎روند و هنوز هم نمی‎توانند انگلیسی را به درستی صحبت کنند. 

پس از اشتباهات خود مایوس نشوید، آنها را بپذیرید و به خاطر نقش مفیدی که در یادگیری شما دارند قدرشان را بدانید!

3) به خاطر سطح زبانی  خود عذرخواهی نکنید.

بعضی افراد وقتی به انگلیسی صحبت می‎کنند، به‎خاطر سطح سوادشان در انگلیسی دائم عذرخواهی می‎کنند و این رفتار واقعاً آزاردهنده است. نباید کسی را به دلیل سطح زبانی‎اش دلخور کرد و نیز نباید به خاطر اشتباهات زبانی دیگران دلگیر و ناراحت شد.

افرادی که به خاطر سطح زبانی‎شان عذرخواهی می‎کنند اغلب انتظار دارند بهتر باشند. این دلیل کمی قابل ‎قبول است اما به خاطر اینکه بیشتر از سطح خاصی بلد نیستید، ناراحت نباشید. کسب مهارت زبانی فرآیندی زمان ‎بر است و نمی‎توانید انتظار داشته‎ باشید که یک شبه به این مهارت دست یابید. اگر سال‎ها و یا حتی چند ماه است که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید به هر حال تلاش کردید تا به این سطح برسید پس خودتان را دست کم نگیرید.

4) از خودتان مأیوس نشوید.

شاید بعضی وقت‎ها در یادگیری زبان انگلیسی کمی شکست بخورید و به مرحله‎ای برسید که نتوانید همانطوری که به زبان مادری ‎تان صحبت می‎کنید، به انگلیسی هم صحبت کنید و حتی ممکن است نتوانید کلمات درستی را بکار ببرید.

تقریباً هر کسی که انگلیسی یاد می‎ گیرد دچار این مشکلات می‎شود که در روند یادگیری کاملاً طبیعی است. اگر واقعاً در انگلیسی غرق شده باشید این روند فقط چند هفته طول می‎کشد اما اگر هفته‎ای دوبار سراغ انگلیسی می‎روید این حالت سال‎ها طول خواهد کشید. تنها راه غلبه بر این نوع شکست، تمرین است و تمرین است و تمرین.

یادتان باشد که دلیلش این نیست که شما به اندازۀ کافی باهوش نیستید و یا انگلیسی خیلی سخت است و بدانید که برای خیلی از افراد پیش می‎آید. نمی‎توان از این شکست موقتی فرار کرد پس به استقبالش بروید تا هرچه سریع‎تر این مرحله را پشت سر بگذارید.

5) اگر دیگران منظورتان را متوجه نشدند دلخور نشوید.

شاید بعضی ‎اوقات که دارید با کسی صحبت می‎کنید، آن شخص متوجه منظور شما نشود. چون انگلیسی زبانان زیادی در تمام دنیا وجود دارند پس لهجه‎های مختلفی هم وجود دارد که بعضی از آنها را به سختی می‎توان متوجه شد مثل لهجه‎های استرالیایی و ایرلندی.

در برخورد با افرادی که با خارجی‎ها زیاد تعامل ندارند همچین مشکلی پیش خواهد آمد. چون این افراد همچین تجربه‎ای نداشتند پس شاید هنگام صحبت با شما متوجه حرف‎هایتان نشوند. بدانید که این حالت به عدم مهارت زبانی شما مربوط نیست بلکه به این دلیل است که این افراد با خارجی‎هایی که لهجه‎های مختلف دارند هم ‎صحبت نشده‎اند.    

این حالت ممکن است هنگام صحبت با افرادی که سطح زبانی پائین‎تر از شما دارند هم رخ بدهد. شاید خیلی از حرف‎هایتان را متوجه نشوند چون از واژگان پیشرفته ‎تری استفاده می‎کنید. یادتان باشد که شما هم روزی در سطح آنها بودید و هیچ کسی در روند یادگیری در یک مرحله متوقف نمی‎شود.

6) خودتان را با انگلیسی زبانان دیگر مقایسه نکنید

بدون توجه به سطح زبان‎تان باید تلاش کنید تا بالاتر بروید و به هر آنچه که انجام داده‎اید افتخار کنید و کاری نداشته ‎باشید که دیگران چه فکری می‎کنند چون آنها این را نمی‎دانند که شما ساعت‎ها تمرین کردید تا به این سطح برسید و خبر ندارند که چقدر تلاش کردید.

این بدان معنا هم هست که نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید. آدم‎ها همه با هم فرق می‎کنند؛ یکی زودتر یاد می‎گیرد و دیگری باید زمان بیشتری را صرف کند. شاید یکی از دوستان‎تان به خاطر 3 سال زندگی در لندن بتواند انگلیسی را خیلی خوب صحبت کند ولی این دلیل نمی‎شود که روند یادگیری شما اشتباه باشد.

بعضی افراد از شکست دیگران لذت می‎برند ولی نباید به آنها اهمیت بدهید. به جای اینکه وقت خود را تلف کنید که آنها دربارۀ شما چه فکری می‎کنند، همان زمان را برای پیشرفت و تمرین خود بگذارید.

7) اگر به انگلیسی خوب مسلط هستید (و یا فکر میکنید مسلط هستید) به خودتان مغرور نشوید.

انگلیسی را باید زندگی کرد نه اینکه فقط یک هدف باشد.

انگلیسی بخش کوچکی در مغز شما نیست بلکه یک روند یاگیری است که شاید کمی سخت و متناقض به نظر برسد. وقتی نهایتاً به مهارت بالا می‎رسید (که هر معنایی می‎تواند داشته‎ باشد و در هر سطحی) نباید اینگونه فکر کنید که از قبل انگلیسی را آموخته‎اید چون این رویکرد، مشکلات اساسی و محدودیت‎هایی را ایجاد خواهد کرد که در اینجا به چند مورد اشاره می‎کنیم:

  • با این تفکر، در حال تظاهر هستید چون روند یادگیری هیچوقت متوقف نمی‎شود. مثل اینست که خود را عقل کل بدانید. همیشه مرحلۀ بالاتری وجود دارد و در مرحلۀ فعلی هم باید تمرین کرد.
  • با این رویکرد، زبان‎آموزان تنبل می‎شوند. این یک واقعیت جهانی در مورد روند یادگیری است که اگر در حال رشد و پیشرفت نباشید، حتماً پسرفت خواهید کرد.
  • این خودپسندی بیش از حد مانع شما می‎شود که مثل خود انگلیسی ‎زبانان باشید.
  • درک فرهنگی: شاید همه چیز را در مورد گرامر بدانید اما این بدان معنا نیست که به زبان تسلط دارید. باید دائماً به منبع زبان دسترسی داشته‎ باشید (یعنی فرهنگ زبانی) چون همین فرهنگ است که شما را به آنچه که واقعا هستید سوق می‎دهد.

خب الان می‎دانید که حین انگلیسی صحبت کردن نباید این 7 کار را انجام بدهید.


 
 
معرفی 17 سایت رایگان آموزش آنلاین زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱
 

وبسایتهای فراوانی هستند که خدمات رایگان آموزش زبان ارائه می دهند. در این مقاله قصد داریم بهترین این وبسایتها را به شما زبان آموزان عزیز معرفی کنیم: 

1- Duolingo (رایگان)

این سایت از سایر مواردیکه معرفی میکنیم شناخته‎ شده ‎تراست. دوئولینگو بیشتر شبیه یک بازی است تا یک دورۀ آموزشی، یعنی راهی سرگرم ‎کننده برای یادگیری زبان در زمان صرف ناهار یا هر وقت دیگر. مثلاً هنگامی که دارید Candy Crush* بازی می‎کنید. در این دوره یادگیری زبان بر اساس مشاهدۀ مستقیم انجام می‎شود و می‎توانید از طریق فیس بوک با دوستان و خانواده ‎تان ارتباط برقرار کنید. البته این را هم بگوییم که در اینجا ممکن است بین خود و خویشاوندان دور و همکارانی که غیرفعال و کمی عصبی هستند با رقابت عجیبی روبرو شوید.

{*Candy Crush یک بازی ویدئویی به صورت جدولی. تولید آوریل 2012، تعبیهشده برای فیس بوک و گوشیهای اندروید – توضیح مترجم}

موارد مثبت این سایت

  • برای همه در سرتاسر دنیا رایگان است و هیچگونه تبلیغاتی هم ندارد.
  • پیشرفت شما را روی اینترنت و موبایل‎ تان نشان می‎دهد.
  • برای مواردی که ممکن است فراموش کرده ‎باشید به طور خودکار درس‎های دوره‎ای ارائه می‎دهد.
  • افراد متخصص فعال در سایت پیشرفت شما را با دوستان ‎تان مقایسه می‎کنند.
  • امکان ترجمۀ مقالات دنیای واقعی وجود دارد.
  • به راحتی می‎توانید اشتباهات خود را گزارش و دربارۀ آنها توضیح دهید.
    • به راحتی می‎توانید دربارۀ هر جمله‎ ای سوال بپرسید و اگر سوالی در مورد گرامر داشته ‎باشید کاربران خیلی دوستانه شما را راهنمایی می‎کنند.
  • آزمون تعیین سطح وجود دارد.

موارد منفی این سایت

  • در حال حاضر فقط 15 دورۀ کامل برای افراد غیرانگلیسی زبان در دسترس می‎باشد در حالیکه موارد بیشتری در مراحل دیگر ارائه می‎گردد.
  • شبیه ‎سازی صوتی که برای زبان اسپانیایی مناسب است و برای سایر زبان‎ها تقریباً ضعیف می‎باشد.
  • گنجینه واژگان اندک. دوئولینگو بعداز تکمیل هر درس اسپانیایی اعلام می‎کند که 1575 کلمه درس داده‎ شده‎ است که شامل اسامی جمع قابل‎شمارش، صرف یک فعل و غیره می‎باشد.
  • در دروس گویش‎ها بعضاً با هم فرق دارند.

2- ELanguageSchool (رایگان)

این یک سایت رایگان 15 زبانه است که برای زبان‎آموزانی مناسب می‎باشد که بیشتر می‎خواهند اصول نوشتاری را بیاموزند. بدون شک بهترین ویژگی این سایت فهرست طولانی مربوط به فعل‎ها و اسم‎های بکاررفته و نیز تبلیغات بسیار کم آن است.

3- FluentU (رایگان تا 18 دلار در ماه)

این برنامۀ منحصربفرد طوری است که زبان‎آموزان در هر سطحی که باشند در زبان غرق می‎شوند. در اینجا با استفاده از ویدئوهای دنیای واقعی درس‎های آموزشی ارائه می‎شوند مثل ویدئوهای موسیقایی، پیش‎پردۀ فیلم‎های اکران‎نشده، اخبار و گفتگوهای شوق‎برانگیز. به کمک این ویدئوهای سرگرم‎کنندۀ واقعی می‎توانید همه چیز را به خوبی یاد بگیرید. دلتان می‎خواهد هنگام پخش آهنگ *"Let It Go" به زبان آلمانی زیرلب با آن همراهی کنید و یا یک دورۀ فشردۀ جغرافیا را به زبان ژاپنی ببینید؟ در این سایت به واسطۀ این رویکرد جالب کلمات جدید آموزش داده می‎شود و با استفاده از بازی‎های تعاملی کلمات را یاد می‎گیرید و مسیر پیشرفت‎تان مشخص می‎شود. با شما شرط می‎بندیم که تا به حال چنین روش سرگرم‎کننده‎ای ندیده‎اید و در اینجا حتماً حس خواهید کرد که خیلی فعال هستید!

{* Let It Go آهنگ زیبای بخشی از انیمیشن Frozen تولید 2013 در دیزنیلند – توضیح مترجم}

4- Foreign Services Institute  (رایگان)

برخی افراد مشتاق در مؤسسۀ خدمات خارجی ایالات متحده وقت خود را صرف این کردند و مجموعه‎ای آنلاین از دوره‎های عمومی زبان راه‎اندازی نمودند. اکثر این دوره‎ها به صورت کلیپ‎های صوتی به شکل گفتگوهای کوتاه هستند. پس این دوره برای کسانی مناسب است که می‎خواهند مهارت‎های شنیداری خود را تقویت کنند که برای زبان‎آموزان تازه ‎کار خیلی خوب است!

5- Headstart2 from Defense Language Institute  (رایگان)

هداستارت 2 منبع خوب دیگری برای زبان‎آموزان تازه ‎کار است که برای پرسنل ارتش تعبیه شده‎است که در آن، زبان از دو قسمت تشکیل می‎شود که هر کدام 10 بخش دارد که می‎توانید از طریق اینترنت یا آی پاد خود به آنها دسترسی داشته باشید. دومین قسمت بر مأموریت‎های ویژه تأکید دارد و برای افرادی جذاب است که دوست دارند فیلم جنگی را به زبان اصلی ببینند.

6- Hello-Hello World (رایگان تا 99/29 دلار در سال)

این دوره برای زبان‎آموزان در iPad, iPod, iPhone کاربرد دارد. این سایت به واسطۀ منابع اطلاعاتی زیادی که دارد شناخته ‎شده است و یک گروه کادر حرفه‎ای نظرات را بررسی می‎کنند و جملات اشتباه کاربران را تصحیح می‎نمایند. این دوره برای آنهایی مناسب است که می‎خواهند قبل از یک سفر کاری یا یک امتحان مهم، کلمات و عبارات را در مدت زمان کوتاهی مرور کنند.

7- LanguageTies (رایگان تا 10 دلار در ماه)

لنگوئج تایز یک وبسایت آموزش زبان انگلیسی دو زبانه است که بسیاری از خدمات و منابع خود را به طور رایگان در اختیار زبان آموزان و مدرسین زبان قرار داده است. این سایت با همکاری تیمی از برترین استادان زبان انگلیسی اداره میشود و سعی دارد با تولید و ترجمه محتوای مناسب و ارائه سرویس های آموزشی مختلف به زبان آموزان و مدرسین زبان کمک کند. منابع آموزشی این سایت شامل مقالات یادگیری زبان، دوره ی آنلاین انگلیسی، اصطلاحات انگلیسی، گرامر، ضرب المثل ها و ... می باشد. همچنین خدماتی نظیر چت روم انگلیسی (یک به یک و گروهی)، آموزش مجازی (کلاسهای صوتی) و انجمن زبان توسط مدرسین سایت ارائه میشود. سایت لنگوئج تایز برای سرویس آموزش مجازی خود از نرم افزار مامبل استفاده میکند. این نرم افزار برای ویندوز، لینوکس، اندروید و iOS و با کمترین سرعت اینترنت (64Kbps) قابل استفاده است. در ضمن زبان آموزان میتوانند علاوه بر وب سایت (مرورگر) از اپلیکیشن های اندروید و iOS نرم افزار چت روم سایت نیز بهره ببرند.

8- Internet Polyglot (رایگان)

این سایت یک منبع ضروری برای زبان‎آموزان است و ویژگی‎ای دارد که سایر دوره‎های آنلاین ندارند: قابلیت ترجمۀ درس‎ها به هر زبانی که در سایت در دسترس است. آیا می‎خواهید زبان فرانسه را از طریق زبان اسپانیایی بیاموزید؟ No problemo, mon ami.!

9- LearnaLanguage.com (رایگان)

این سایت پر از دوره‎های زبانی رایگان است اما یک تغییر کوچک دارد: برخی درس‎ها کمی عجیب غریب هستند. می‎خواهید اسپانیایی یاد بگیرید؟ اینجا می‎توانید با بازی Burrito Builder* کلمات متنوع اسپانیایی را یاد بگیرید و یا اینکه عبارات عاشقانۀ ژاپنی را فرا بگیرید.

{* Burrito Builder مجموعهای از بازیها برای یادگیری زبان اسپانیایی شامل جدول کلمات متقاطع و انواع کارت. در این بازی کلمات اسپانیایی با معادلهای انگلیسی آموزش داده میشوند – توضیح مترجم}

10- Livemocha (رایگان تا 29 دلار در ماه)

این سایت یک انجمن بزرگ یادگیری زبان است که دستورالعمل یادگیری 38 زبان را ارائه می‎دهد. خیلی‎ها ساختار این سایت را با سایت Rosetta Stone* مقایسه می‎کنند و فکر می‎کنند شبیه آنست اما به جای اعتماد به تعیین سطح این برنامه از شما، آمادۀ رویارویی با گویشوران بومی باشید و بدانید که یک زبان دیگر شما را ترغیب می‎کند تا کیفیت زبانی خود را بسنجید.

{ Rosetta Stone*در معنای لغوی یعنی سنگ روزتا که یک سنگ باستانی کشفشده در مصر است که در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود. نام سایت آموزش زبان است که نماد همین سنگ را دارد – توضیح مترجم}

11- LingQ (رایگان تا 39 دلار در ماه)

 یک سیستم اینترنتی چند زبانه برای یادگیری زبان است که توسط استیو کافمن در یوتیوب راه‎اندازی شد و مانند Livemocha بابت کمک به هم‎طرازان‎تان به شما پاداش داده می‎دهد. LingQ درس‎های بسیار زیادی دارد که به شکل متن همراه با فایل صوتی تعبیه شده‎اند و این دروس به صورت رایگان در دسترس هستند.

12- Memrise (رایگان)

این صرفاً یک دورۀ آموزشی به معنای سنتی آن نیست بلکه مجموعه‎ای از دوره‎های 12 زبانه است که توسط خود کاربران تعبیه شده‎ و زبان‎های اشاره را هم شامل می‎شود. با این دوره می‎توانید بر اساس تکنیک تکرار واژگان کلیدی را حفظ کنید. حتی خودتان می‎توانید دوره‎ای را تعبیه کنید تا همان واژه‎های خاصی را حفظ کنید که همیشه شما را به اشتباه می‎انداختند.  

13- MIT OpenCourseWare (رایگان)

دوست دارید در MIT تحصیل کنید؟ همۀ ما خواهان این هستیم. با پیوستن به این دوره می‎توانید برنامۀ درسی مربوط به کلاس‎های زبان را انتخاب و دانلود کنید. اگر به ادبیات یا فرهنگ علاقه دارید می‎توانید به صحبت TedX این شخص سر بزنید که دربارۀ آموزش خود در MIT گفته است.

{این سایت تحت نظر دانشگاه MIT  است یعنی مؤسسه فناوری ماساچوست – توضیح مترجم}

14- My Language Exchange (رایگان)

تا حالا پیش آمده که موقع یادگرفتن یک درس خسته یا بی‎حوصله شده باشید؟ این سایت گزینۀ خوبی است تا بتوانید تعامل اجتماعی داشته ‎باشید و با کمک رفقایتان در سرتاسر دنیا موارد درسی را کامل کنید. این را هم بدانید که این سایت یک میلیون عضو دارد که می‎توانند به بیش از 115 زبان صحبت کنند.

15- MyLanguages.org (رایگان)

در این سایت دروس مربوط به 95 زبان به صورت رایگان وجود دارد و می‎توانید واژگان، گرامر و عبارات کوتاه و سریع را بیاموزید و سطح دانش خود را بسنجید. دوره‎های ارائه ‎شده در این سایت اغلب کتبی هستند و در کنار آنها ویدئوها و فایل‎های صوتی هم وجود دارد. این روش برای زبان‎آموزان در حد متوسط مناسب است که می‎خواهند مهارت‎های گرامری خود را مرور کنند و در آن پیشرفت کنند.

16- Open Culture (رایگان)

این سایت (طبق اظهارات خود) منبعی از بهترین رسانه‎های آزاد فرهنگی و آموزشی است که اقدام به جمع آموری دوره‎ها و منابع رایگان برای کاربران خود میکند. بخشی از این منابع عبارتند از بلاگ و لینک‎هایی به 1000 دورۀ رایگان که بسیار سودمند میباشد. این سایت صرفاً مختص دوره‎های زبانی نیست با این وجود می‎توانید منابع مربوط به بیش از 40 زبان را بیابید.

17- Word2Word  (رایگان)

این یک پایگاه داده‎ای گسترده و آنلاین حاوی دوره‎های رایگان مربوط به 119 زبان است و به این دلیل منحصربفرد می‎باشد که راه‎های یادگیری زبان و منابع عمومی چند زبانۀ بیشتری را در اختیار شما قرار می‎دهد. نکته مهم ‎تر اینکه در این سایت لینک‎ها و منابع مربوط به زبان‎هایی وجود دارد که کمتر معمول هستند مثل فریزیان (Frisian) و مالایی (Malay).


 
 
راه شگفت انگیزی که زبان انگلیسی به کسب و کار میکند 5
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱
 



 

هنگامی که انگلیسی، حقیقتا به زبانی جهانی تبدیل می­شود، دانستن این زبان مطمئنا مهارت مفیدی در دنیای کاری است. عجیب نیست که تحقیق نشان داده است که در حدود دوسوم یادگیرنده­ها در بازارهای جهانی مانند آسیا، اروپا و آمریکای جنوبی به منظور درخواست شغل در کشورخودشان یا برای کار در کشورهای خارجی در حال یادگیری زبان انگلیسی هستند. اما شما ممکن است تعجب کنید که بدانید انگلیسی از راه ­های دیگری نیز به شغل شما کمک می­کند. ادامه­ ی مطلب را بخوانید تا بفهمید مهارت داشتن در انگلیسی چطور می­تواند روش انجام وظایف را بهبود دهد، به شما کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرید و احتمالا حتی قدرت کسب درآمد شما را بالا ببرد ....

1. صحبت نکردن به یک زبان دیگر ممکن است کارمند را عقب بیاندازد

نه تنها دانستن یک زبان دوم برای افراد و شغلی که انجام می­ دهند مفید است، صحبت کردن با تنها یک زبان ممکن است به مانعی برای مشاغل آینده تبدیل شود.

ریچارد هاردی[1] استاد UBS می­گوید: "در کسب و کارهای جهانی قبل از یک نقطه­ ی مشخص، یک سقف شیشه­ای برای افراد تک زبانه[2] ایجاد می­شود؛ به جز اینکه آن­ها تجرب�� هایی در خارج از کشور داشته باشند، آگاهی فرهنگی داشته باشند و احتمالا زبان بدانند، نمی­ توانند به اتمسفر تصفیه شده دسترسی پیدا کنند"

 

2. مهارت­های انگلیسی چابکی کارمند را بهبود می­بخشد

جدا از فواید ارتباطی ­ای که در تقویت زبان انگلیسی وجود دارد؛ اندرو هیل[3]، وابسته و مدیر ویراستاری در فایننشال تایمز، بیان می­کند تحقیقی علمی وجود دارد که " مشخص می­کند افراد چند زبانه چابک ترند؛ و قابلیت بیشتری برای انجام وظایف مختلف دارند".

3. افراد چند زبانه تصمیم گیرندگان بهتری هستند

اگر فکر می­کنید که داشتن آشنایی مادری با یک زبان باعث می­شود هنگام تصمیم گیری با آن زبان راحت ­تر باشید، این ممکن است درست نباشد.

آنتونلا سوریس[4] استاد زبانشناسی توسعه در دانشگاه ادینبورگ بیان می­کند: "چندزبانه­ ها در گرفتن تصمیم­های عاقلانه در زبان دومی بهتر عمل می­کنند". " هنگامی که مشکل در چارچوب زبان دوم شکل می­گیرد، تفاوت احساسی بیشتری بین گوینده و مشکل وجود دارد و این باعث تصمیم عاقلانه تری می­شود چراکه کمتر تحت تاثیر فاکتورهای احساسی قرار دارد".

4. چند زبانه­ ها دارای ’قدرت نرم‘ هستند

قدرت نرم یقینا به معنای نرم­شدن توانایی­ها نیست – بلکه در واقع بر عکس این موضوع است. مفهومی که توسط جوزف نی [5] از دانشگاه هاروارد توسعه پیدا کرد و به این صورت تعریف شده است: " یک روش مجاب کننده در رابطه با روابط بین المللی، عموما با استفاده از تاثیرات اقتصادی یا فرهنگی – به جای تهدید و اجبار یا پرداخت پول."

قدرت نرم که به طور سنتی همراه با دیپلماسی بین­ المللی است، میتواند در نقش هایی که به میانجی گری، شبکه و ساختن روابط مشتری­ها نیاز دارند، مفید باشد.

5. داشتن مهارت­ های انگلیسی می­تواند به معنی داشتن مهارت­ های مذاکره­ ای بهتر باشد

توانایی­ های قدرت نرم که چند زبانه­ ها از آن برخوردار هستند( چنانکه در مورد 4 بالا اشاره شد) ، به این معنی است که آن ها در مذاکره کردن بهتر هستند " بخشی از آن به دلیل این است که آن­ها می توانند دیدگاه طرف دیگر را بفهمند؛ آنها می­توانند واکنش و نظر طرف مقابل را پیش ­بینی کنند" این را آنتونلا سوریس استاد زبانشناسی توسعه در دانشگاه ادینبورگ بیان می­کند. این موضوع بخصوص در نقش­ هایی که نیازمند مذاکرات در مورد قراردادهاست مفید است.


 
 
با موسیقی زبان انگلیسی را یاد گرفتن !!!!!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱٥
 

 

وقتی که شاعر هنری وادزورث لانگ فلو[1] در سال 1835 نوشت که، "موسیقی زبان جهانی بشر است"، اشاره­ای به موفقیت جهانیِ One Direction نداشت. اگرچه موسیقی که ما گوش می­دهیم به­ طرز چشمگیری در طی دو قرن گذشته تغییر کرده است، اما سخنان لانگ فلو احتمالاً حتی در جهان به­هم پیوسته­ی امروزی بیشتر معتبر است.

موسیقی، یکی از لذت­های ساده زندگی است، اما آیا می­دانید که می­تواند به شما در یادگیری زبان انگلیسی نیز کمک کند؟ در این­جا نشان می­دهیم که چگونه موسیقی می­تواند ابزار ارزشمندی در هنگام یادگیری یک زبان خارجی محسوب شود:


تلفظ انگلیسی

تلاش برای تلفظ کلمات جدیدِ خارجی می­تواند اضطراب­آور و نگران­کننده باشد، به­خصوص اگر شما یک یادگیرنده نوجوان یا بزرگسال باشید. هنگامی­که شما همراه با یک آهنگ خارجی آواز می­خوانید، بیشتر بر روی آهنگ و تن تمرکز می­کنید تا خودِ کلمات، که این امر می­تواند در غلبه بر کم­رویی کمک کند.

مرزهای کلمات انگلیسی

هنگام روان صحبت کردن، عموماً بین کلمات مک�� نمی­کنیم. این می­تواند برای یک سخنرانِ غیربومی چالش­انگیز باشد. اخیراً مطالعه­ای نشان داد که زمانی­که کلمات با موسیقی تنظیم شده باشند، ما قادر به تمایز بسیار سریع­تر بین آن­ها هستیم.

واژگان انگلیسی

رابطه­ای بسیار قوی بین موسیقی و حافظه وجود دارد - مناطق مشابهی از مغز در هنگام گوش دادن و یا نواختن موسیقی و صحبت کردن یا پردازش زبان فعال می­شوند. تحقیقاتی از دانشگاه ادینبورگ[2] نشان داد که خواندن آوازیِ کلمات یا عبارات به یک زبان خارجی، باعث می­شود که ما، بعداً، دو برابر خوب­تر آن­را صحبت کنیم.

با توجه به این موضوع، می­خواستیم پی ببریم که زبان­آموزانِ انگلیسی در سراسر جهان به چه چیزی گوش می­دهند. تنها کمتر از نیمی از 6000 نفری که مورد بررسی قرار گرفتند (%48)، گفتند که بیتلز[3] نوارهایی هستند که گوش دادنِ آن­ها، در یادگیری زبان انگلیسی کمک­شان نموده است. ما پی بردیم که کسانی که در مکزیک و کره جنوبی هستند علاقه ویژه­ای به بیتلز دارند، که تقریباً دو سوم آرا ( %69 درصد) مربوط به آنان بود


 
 
چند زبان را می توانید بیاموزید؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱٥
 

در این مقاله لغتی جدید را به شما معرفی می کنیم که به احتمال زیاد آن را نمیشناسید: "هایپرپلیگلات [1]"(انسان های چند زبانی)

پلی گلات (یک انسان چند زبانه) کسی است که چندین زبان مختلف را صحبت می کند، و هایپرپلیگلات کسی است که به تعداد بسیاری زیادی از زبان های دنیا مسلط است. حال، تعداد خیلی زیاد چه تعدادی است؟ شما در مورد محدودیت آن چه فکری می کنید؟ 6؟12؟20؟ یا بیشتر از اینها؟

می خواهیم کشیش ایتالیایی قرن 19 گیوسپ مزوفانتی[2] را معرفی کنیم. کاردینال می گوید که 45، 50، 58 و یا حتی تعداد زبان های بیشتری را می داند. مسافرانی که در ایتالیا او را ملاقات کرده اند می گویند که او به راحتی می تواند با افراد فرانسوس، آلمانی، انگلیس، عرب و سایرین حتی به زبان آلگونکویین[3] (یک زبان بسیار سخت آمریکایی اصیل) مکالمه کند. اما همه آنها مربوط به 150 سال پیش بوده و ممکن درست هم نباشند.

ایا امروزه هم افرادی هایپرپلیگلات پیدا می شوند؟ قطعا هستند؛ برای مثال، مردی به نام الکساندر آرگولز[4] که در برکلی زندگی میکند ، و می تواند به 50 زبان به قدر کافی خوب برای مکالمه صحبت کند که زبان بسیار سختی مانند عربی و کره ای را نیز در بر میگیرد.

در آخرین مقاله از گاردین، آرگولز اظهار کرده است که هیچگونه روش جادویی برای یادگیری زبان وجود ندارد، من اغلب می پرسم که رمز آن چیست و مردم چگونه استعداد به خاطر سپردن لغات و عبارات را دارند. حقیقت این است که ، به ساعات بی پایانی از تمرکز، خواندن، مطالعه کردن و تمرین گرامر مانند تکینیک من که به آن سایه افکندن میگویند، نیاز است که شامل این است که در حال شنیدن یک مکالمه ضبط شده و تکرا آن با صدای بلند به چالاکی در بیرون از منزل قدم بزنی.

یک مثال جالب دیگر گراهام کانسدال[5] است، که در گروه ترجمه در در یک کمیسیون اروپایی در بروکسل کار میکند و از 23 زبان اروپایی موجود 14 تای آنها را در حدی که می تواند ترجمه کند می داند. مسلما از آنجا که زبان های اروپایی از یک خانواده هستند و با هم ارتباط دارند این امر برای او بسیار ساده تر از دیگران است. برای مثال، فرانسوس، ایتالیایی، اسپانیایی و پرتغالی همگی در یک خانواده هستند و آلمانی، هلندی ، دانمارکی سوئدی و نروژی هم در یک خانواده دیگر هستند. بنابراین اگر یک زبان را از یک خانواده بدانید خیلی راحتتر باقی آنها را نیز می آموزید. (انگلیسی خانواده ای جداگانه است: بخشی از آن در خانواده اول و بخشی در دومی است).

نکته هایی مخصوص زبان آموزان

داستانهای کافی در مورد چند زبانی ها وجود دارد؛ ما از آنها چه چیز هایی را می توانیم بیاموزیم؟ آیا میتوانند برخی از رموز یادگیری موفقیت آمیز را به ما بگویند؟ در اینجا نکاتی که ممکن است مفید باشد بیان شده است:

1 مطمئن شوید که از این زبان هر روز استفاده میکنید

از هر فرصتی برای صحبت کردن با این زبان استفاده کنید- حتی پای تلفن با افراد کاملا غریبه- و اگر نمیتوانید مطمئن شوید که با خودتان صحبت می کنید.

2 علاوه بر صحبت کردن به این زبان خیلی فکر کنید

مثلا، تصور کنید که فقط انگلیسی صحبت می کنید. وقتی قدم میزنید همه چیز را با خودتان انگلیسی صحبت کنید . به صورت انگلیسی یادداشت برداری کنید و به دوستی زنگ بزنید تا بتوانید با او انگلیسی صحبت کنید.

3 این زبان را دوست داشته باشید

تمام زبان اموزان موفق زبانی را که می آموزند دوست دارند و برای آنها بسیار جذاب است. اگر از چیزی که می خوانید خسته شده اید چیز دیگری را که شما را جذب کند بخوانید. همیشه همانطور مجذوب بمانید که انگار جذب یک شخص شده اید


 
 
تلفظ کلمات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٦
 

در بیشتر دیکشنریهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سیستم IPA استفاده می‌شود. در جدول زیر همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنید و با کلیک روی Amer (انگلیسی آمریکایی) یا Brit (انگلیسی بریتانیایی) تلفظ آنها را بشنوید (با فرمت mp3). تلفظ بریتانیایی نیز آنجا که با تلفظ آمریکایی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

words

listen

 

bad, lab

Amer

 

did, lady

Amer

 

find, if

Amer

 

give, flag

Amer

 

how, hello

Amer

 

yes, yellow

Amer

 

cat, back

Amer

 

leg, little

Amer

 

man, lemon

Amer

 

no, ten

Amer

 

sing, finger

Amer

 

pet, map

Amer

 

red, try

Amer

 

sun, miss

Amer

 

she, crash

Amer

 

tea, getting

Amer

 

check,church

Amer

 

think, both

Amer

 

this, mother

Amer

 

voice, five

Amer

 

wet, window

Amer

 

zoo, lazy

Amer

 

pleasure, vision

Amer

 

just, large

Amer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

words

listen

 

cup, luck

Amer

 

arm, father

Amer /Brit

 

cat, black

Amer

 

met, bed

Amer

 

away, cinema

Amer

 

turn, learn

Amer /Brit

 

hit, sitting

Amer

 

see, heat

Amer

 

hot, rock

Amer /Brit

 

call, four

Amer /Brit

 

put, could

Amer

 

blue, food

Amer

 

five, eye

Amer

 

nowout

Amer

 

go, home

Amer

 

whereair

Amer /Brit

 

sayeight

Amer

 

near, here

Amer /Brit

 

boy, join

Amer

 

pure, tourist

Amer /Brit

 

 

1- در و و … ، در انگلیسی بریتانیایی تلفظ نمی‌شود،

مگر اینکه قبل از یک حرف واکه (صدادار) بیاید (مثلاً

در answering و answerit). اما در انگلیسی آمریکایی همیشه

تلفظ می‌شود.

۲- در انگلیسی آمریکایی بجای تلفظ می‌شود.

۳- بسیاری از آمریکایی‌ها () و را به یک شکل تلفظ می‌کنند.



 
 
قوانین طلایی برای یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٥
 

بجای لغت ، عبارت (phrases) یادبگیرید
دانش آموزان معولا لغت یاد می گیرند ، بعد سعی می کنند لغات را کنار هم قراردهند و جمله بنویسند. گاهی بعضی از دانش آموزان تعداد زیادی لغت می دانند ولی از ساختن جمله و صحبت کردن عاجزند.
اگر شما 1000 لغت بدانید ممکن است حتی نتوانید 1 جمله درست بیان کنید ولی اگر شما 100 عبارت بدانید میتوانید صدها جمله با آنها بسازید .و در آخر اگر شما هزار عبارت بلد باشید میتوانید مثل یک انگلیسی زبان صحبت کنید.
دلیل دیگر برای اینکه شما عبارت یاد بگیرید این است که آن وقت دیگر لازم نیست هنگام صحبت کردن جملات فارسی را به انگلیسی در ذهنتان ترجمه کنید ، بلکه همان عبارات را بکار خواهید برد.
2 – فقط به تمرین روخوانی و گوش کردن اکتفا نکنید.
هنگامی که دارید Reading و Listening تمرین می کنید مطالبی را که دارید می خوانید و گوش می کنید با صدای بلند تکرار کنید .
اینکار باعث می شود که بین مغز و زبان شما همانگی ایجاد شود و روان صحبت کنید.
3 – خود را در انگلیسی غرق کنید
برای یادگیری سریعتر انگلیسی اطراف خود را با مطالب انگلیسی پر کنید .برای مثال با دوستان خود قرار بگذارید تا از این به بعد به زبان انگلیسی با هم صحبت کنید. ویا همیشه همراه خود مطالبی برای گوش کردن به انگلیسی داشته باشید.
4 – همواره انگلیسی صحیح را یاد بگیرید
همیشه سعی کنید مطالبی را برای یادگیری زبان انتخاب کنید که صحیح و قابل اعتماد باشند و عموم زبان آموزان از آن استفاده می کنند.


 
 
حدس زدن کلمه ار طریق کلمات مجاور
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۳
 

 

مهارت اول :

 حدس زدن کلمه ار طریق کلمات مجاور

مهمترین مشکل بچه ها در درک مطلب روبرو شدن با کلمات یا عبارات نا آشناست . در مثالهای این مهارت را یاد خواهید گرفت .چگونه به مفهوم ( و نه لزوما ترجمه ) این کلمات و عبارات نزدیک شوید . تاکید می کنم به هیچ وجه کلمه به کلمه نخوانید .بلکه عبارت به عبارت و جمله به جمله به متن نگاه کنید .

بعضی اوقات خود این کلمات ( که غالبا در کتاب درسی نیستند ) مورد سوال قرار می گیرند ؛ اگر هم مورد سوال واقع نشوند برای فهمیدن قشمتی از یک پاراگراف نیاز به دانستن معنای تقریبی آنها داریم . بنابر این دانستن این مهارت از ذو نظر فایده دارد .

کمک گرفتن از کلمات قبل و بعد که آشنا هستند یا کمک گرفتن از جملات همسایه که مفهوم قابل درک دارند ما را در حدس زدن این کلمات کمک می کنند .

مثال ها :

معنی کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است را حدس بزنید .

By the fourth day , he was hallucinating . for example when he saw a street sign , he thought it was a person .

Hallucinate  در این جمله این کلمه به معنی  دچار توهم شدن است .

Over the next few days, his speech became so slurred that people couldn't understand him.

Slurred در این جمله  این کلمه به معنی  ( مبهم  ) است .

 

The price of clothing was so reasonable that we bought a lot of things.

 

در این جمله این کلمه به معنی : ارزان و یا مناسب است .

 

The test was so tough that no one passed it.

سخت و دشوار

 

We went to a trattoria after work. I ordered pasta, and he had a salad.

رستوران

William Porter wrote about 600 pieces of fiction, and his collections of stories were very popular.

داستان افسانه ای

این جور حدس زدن نتیجه ی تمرکز بر جملات ؛ لغت به لغت نخواندن ؛ اعتماد به نفس داشتن و فهمیدن فضای کلی جمله است .

 

In 1954 the American and Soviet governments announced that they would launch satellites  during 1957 .

اعلان کردن  - اظهار کردن – گفتن و بیان داشتن

 

As Edison was a boy, he had a great deal of imagination andcuriosity.

 

کنجکاوی – تخیل – ذکاوت و هوش

 

 

کلماتی که با ویرگول  ویا   به هم مرتبط می شوند از نظر گرامری یکسان هستند و از نظر معنایی مرتبط  ( نه لزوما مترادف یا متضاد ) هستند

 

معانی کلمات مشخص شده ای که با حدس زدن می گوییم




 
 
نکته های طلایی در یادگیری مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

 

یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی اکثر جوانان ایرانی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک مؤسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.

همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.

برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه ثبت نام می کنند.

اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند ، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعهقبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.


 
 
یادگیری مشارکتی و تدریس زبان انگلیسی ( روش کارآیی تیمی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

محمد احمدوند

با توجه به تغییرات و پیشرفت های سریعی که در علوم روی می دهد ، دانش آموزان ما نیازمند روش هایی هستند که از طریق آن ها به مهارت های یادگیری دست یابند تا خود بتوانند علوم را بهتر و سریع تر و همگام با پیشرفت ها بیاموزند. روش " یادگیری مشارکتی " یا " آموزش از طریق همیاری " دانش آموزان را در این امر یاری می دهد. یادگیری مشارکتی خود شامل 5 روش است که عبارتند از : 1. کارآیی تیمی 2. تدریس اعضای تیم . 3. قضاوت عملکرد . 4. قضاوت طرز تلقی . 5. حل مسأله . از میان این روش ها، نگارنده دو روش :" کارایی تیمی " و " حل مسأله " را با توجه به مسائل آموزشی ایران ، برای تدریس زبان انگلیسی مناسب تشخیص داده است و از بین این دو ، روش کارایی تیمی را جذاب تر می داند. به همین دلیل روی این روش تأکید و تمرکز دارد.

روش کارایی تیمی 10 مرحله دارد که عبارتند از :
1. مشخص کردن هدف های آموزشی توسط معلم ؛ 
2. ارزشیابی تشخیصی توسط معلم ؛ 
3. ارائه محتوای درس توسط معلم ؛ 
4. مطالعه انفرادی دانش آموزان ؛ 
5. ارائه سؤال ها به دانش آموزان توسط معلم و پاسخ دادن به آن ها ؛ از سوی فراگیران 
6. تشکیل گروه های دانش آموزی توسط معلم ، برای بحث روی جواب ها و رسیدن دانش آموزان به یک جواب مشترک ؛ 
7. دادن پاسخ درست به سؤال ها توسط معلم و نمره دادن هر دانش آموزان به خود و تصحیح ورقه مشترک گروه توسط سر گروه ؛ 
8. ثبت نمرات در جدول و تفسیر جدول توسط معلم ؛ 
9. ارزشیابی پایانی توسط معلم و پاسخ انفرادی دانش آموزان ؛ 
10. بازخورد توسط معلم .

 

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢٢
 

 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاریمناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاریافراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل۲بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیمبراحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصیبپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشتهباشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن رااز این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:

ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را واردحافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شمانرم افزار لایتنر ماندگاراست.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابهجعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایتاستفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام دروبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکاراینترنتمی باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.


 
 
Non-Native Speakers Can Use More English in Class
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢۸
 

 

 

 

مقدمه

 

وازرت آموزش و پرورش کشور ژاپن، در سال 1980 متوجه شد که دانش آموزان این کشور پس از 6 سال انگلیسی خواندن در سیستم آموزشی این کشور نمی توانند انگلیسی صحبت کنند. لذا شروع به تجدید نظر در برنامه ی درسی زبان انگلیسی و  تغییر ساختار کتاب ها و تغییرات کلی این درس در دوره ی راهنمایی و حتی ابتدایی را شروع کردند. با توجه به برنامه ی نه ساله ی تغییر ساختار آموزشی - Japan Exchange and Teaching (JET) Program – سال بعد از آن حدود 4000 دستیار حرفه ای معلم زبان (ALT) به کلاس ها فرستاده شدند. و همه ی این ها باعث افزایش قدرت ارتباط و مکالمه به زبان انگلیسی دانش آموزان شد.

 

کتاب های درسی، مواد آموزشی، برنامه درسی، و حتی حضور خود انگلیسی زبان ها در کلاس در این زمینه موثر واقع نمی شود، مگر این که در کلاس از مدل استفاده از ارتباط و معاشرت انگلیسی استفاده کند. 

 

با توجه به تجربه های گوناکون از معلمان و دستیاران شرکت کننده در این برنامه اکثر این افراد دریافتند که بهترین راه کمک به معلمان در تسهیل امر یادگیری زبان انگلیسی ارائه ی شیوه هایی ایست که در آن دانش آموزان مکالمه ی بیشتری بشنوند و انجام دهند. پس این مقاله راهنمای کوچکی است که شامل مثال و تمرین هایی است که در آن از جملات ساده و کلیدی استفاده شده است که تعییرات بسیاری را در عملکرد زبانی دانش آموزان و همچنین معلمان ایجاد می کند.

 

 

 

راه های ساده برای استفاده بیشتر از انگلیسی در کلاس

 

 

 

•           همیشه در شروع و آغاز کلاس از انگلیسی استفاده کنید.

 

 

 

درواقع بسیار ضروری نیست که یک دانش آموز دقیقا بداند که جمله ی Let's begin در زبان خودشان دقیقا به چه معناست. آن ها ایده ی اصلی و پایه ای را وقتی که این عبارت در ابتدای هرکلاس استفاده می شود، دریافت می کنند. حتی اگر از کلمه ی begin را استفاده کنید که یک فعالیت یا آزمونی را در حال شروع کردن می باشید، معنی آن برای دانش آموزان معین و روشن می شود. ( بعد ها اگر به صورت رسمی در درس این لغت را به آن ها معرفی کنید، آن ها کاربرد واقعی آن را فرا می گیرند.) چنین مسائلی برای عبارت That's all for today هم صادق می باشد.

 

ولی اگر کلاس با همان زبان مادری دانش آموزان و به صورت کاملا عادی شروع شود، این برای دانش آموز تداعی می شود که مکالمات و ارتباطات آن ها در سطح همان زبان مادری آن هاست. پس شکل و قالب اصلی کلاس نباید به زبان مادری دانش آموزان باشد.

 

 

 

 

 

•           به دانش آموزان "اصطلاحات انگلیسی کلاس" را آموزش بدهید.

 

 

 

به دانش آموزان اصطلاحات انگلیسی مخصوص به سطح خودشان را که در کلاس استفاده می شود آموزش بدهید. برای مثال:

 

I don't know = من نمی دانم   I don't understand = من نمی فهمم   Once again please = یک بار دیگر لطفا

 

Just a minute = یک دقیقه لطفا صبر کنید   و غیره...

 

مطمئن باشید که آن ها همانگونه که شما در ذهن دارید، می آموزند که چگونه از این ها استفاده کنند. شما می توانید یک پوستر یا چارت شامل این گونه اصطلاحات بسازید و آن را در جایی که تمام دانش آموزان به آن دید دارند نصب کنید. می توانید به صورت تصادفی به دانش آموزان کاغذ های کوچکی که در آن ها اصطلاحاتی که می خواهید از آن ها استفاده کنند را بدهید و از آن ها بخواهید که آن را در پشت کتاب یا دفتر خود بچسبانند که به سهولت به آن ها دسترسی داشته باشند. (بر اساس تجربه ها، پوستر ها کاربرد بیشتری دارند.). شما می توانید بر روی کاغذ ها یا پوستر، ترجمه فارسی را هم اضافه نمایید، اما به محض اینکه دانش آموزان آن ها را فرا گرفتند و در صورت استفاده از آن ها جواب منطقی ارائه دادند، آن ها را حذف کنید.

 

اگر دانش آموزی از معادل  فارسی آن ها استفاده کرد، به او یادآوری کنید که باید چه بگوید یا استفاده کند. هر چه دانش آموزان ارتباطشان با شما و یکدیگر انگلیسی باشد، استفاده از انگلیسی برای آن ها دلپذیرتر و ساده تر می گردد.

 

 

 

•           سعی کنید که برای فعالیت های همسان فقط از یک یا دو اصطلاح استفاده کنید.

 

 

 

با محدود کردن تعداد اصطلاحاتی که معلم از آن ها استفاده می کند، دانش آموزان آن ها را سریع تر فرا می گیرند. برای مثال، در یک کلاس با سطح انگلیسی ابتدایی، شما می توانید از اصطلاح  Open your books to page ~ (صفحه ی ~ کتاب را باز کنید)  استفاده کنید، حتی اگر کتابشان باز است. سپس شما می توانید اصطلاح Turn to page ~. (رجوع کنید یا بروید به صفحه ی ~) را معرفی کنید. بعضی از دانش آموزان در هر صورت فقط  ...page ~ (صفحه ی ~) را متوجه می شوند. پس هر دو اصلاح یک معنی برای آن ها دارد. گرچه که بقیه ی دانش آموزان بدون گمراه شدن، معنی هر دو را متوجه می شوند.

 

آن معلم هایی که از دانشجو معلم ها و یا دستیار معلم استفاده می کنند، در نظر داشته باشند که یک لیست از این اصطلاحات را به این افراد بدهند. بسیار نا امید کننده است که یک اصطلاح بسیار ساده را بگویید اما دانش آموزان عکس العملی نشان ندهند. برای مثال شما بگویید Please repeat this sentence به جایPlease read this sentence aloud. اگر از چنین افرادی استفاده می کنید ارائه ی لیست اصطلاحات به آن ها الزامیست.

 

 

 

•           همیشه دانش  آموزان را موظف کنید که اسم خود را به انگلیسی بنویسند.

 

 

 

این نکته برای دانش آموزانی است که نوشتار زبان مادری آن ها مثل انگلیسی نیست. از همان ابتدا که دانش آموزان الفبای انگلیسی را فرا گرفتند،  بر این که اسم خود را به انگلیسی بنویسند پافشاری کنید.  به یاد داشته باشید که کلاس شما یک کلاس انگلیسی است. یاد گرفتن و به خاطر سپردن این که نام شما به یک زبان خارجی چگونه نوشته می شود به نوعی شخصی سازی آن زبان است.علاوه بر این استفاده ی دانش آموزان از زبان مادری این را القا می کند که او در سطح پایه ای و ابتدایی ارتباطات قرار دارد.

 

این همچنین برای دیگر دانش آموزان هم می باشد. و وقتی که  دانش آموزان تمرینی را انجام می دهند که اسم دوستشان در آن وجود دارد، آن ها مجبورند که انگلیسی باشند. در سطح مقدماتی دانش آموزان معمولا باید به هم دیگر در نوشتن اسم ها کمک کنند.

 

اگر دانش آموزان در نوشتن اسم هایشان مشکل دارند، به کنار آن ها بروید و در نوشتن اسمشان به آن ها کمک کنید و اسم آن ها را در اول دفترشان بنویسید تا در مواقع لزوم به آن رجوع کنند. اگر در کلاس 20 یا 30 دقیقه وقت ندارید که صرف این کار کنید، می توانید اسم همه را بر روی کارت هایی بنویسید و به همه بدهید و تا زمانی که آن را حفظ کرنند، به آن رجوع کنند.

 

 

 

•           از کاغذ های کوچک و نوشته شده، برای ارتباطات نوشتاری انگلیسی استفاده کنید.

 

 

 

از انگلیسی برای پیش پا افتاده ترین دستور ها هم استفاده نمایید. برای مثال Please write ~ (لطفا بنویسید) Answer the following questions (سوال های بعدی را پاسخ بدهید) English only, please (لطفا فقط به انگلیسی) و غیره... . هر دستور را برای دانش آموزان بلند بخوانید و سپس انجام دهید. (برای مثال در حین این که سوال را می خوانید،  نقش این را بازی کنید که که جواب می نویسید. یا مثلا با یک دانش آموز مصاحبه کنید و نقش  آن را بازی کنید که چیزی که او می گوید را می نویسید. )

 

بعضی از دستورها بسیار کم به کار برده می شوند. برای مثال یک دانش آموز به ندرت یک صفحه یا فرم کاری را پر می کند و مثل همیشه دانش آموزان کندتر اگر نفهمیدند که هر دستور به چه معناست، می توانند ببینند که دیگر دانش آموزان چه کاری را انجام می دهند. یا شما می توانید از دانش آموزان دیگر بخواهید که به آن ها کمک کنند. حتی دقیقا تعدادی معدودی دستور به زبان فارسی بر روی یک کاغذ به زبان مادری دانش آموزان قطعا از توضیحات فقط شفاهی بهتر می باشد.

 

حتی برای دانش آموزان ضعیف از نظر انگلیسی معادل کلمات ساده ای همچون name ,class, date, و ... را استفاده نکنید. همچنین شما می توانید از طریق نوشتن نمونه ها به دانش آموزان نشان بدهید که از آن ها می خواهید که کجا بنویسند.

 

 

 

•           گرامر را هم به انگلیسی تدریس کنید.

 

 

 

برای معلمانی که تا کنون به انگلیسی گرامر را تدریس نکرده اند و همچنین ندیده اند که کسی این کار را انجام داده باشد(که تعداد نسبتا زیادی از معلمان شامل این گروه هستند)، به نظر می رسد که این کار غیر ممکنی است. اما این کار به سادگی امکان پذیر است. با شیوه ای که در زیر آمده است، هر نکته ای و در هر سطحی را می توان به آسانی تدریس کرد.

 

همیشه با مطلبی که دانش آموز می داند شروع کنید برای مثال اگر می خواهید حال استمراری(be doing) را تدریس کنید شما می توانید با مرور کردن زمان حال ساده شروع کنید. چند جمله ی ساده به دانش آموزان مثل جملات زیر نشان دهید.

 

She plays soccer every week.                                      He cooks spaghetti every Tuesday.

 

 

 

مطمئن شوید که دانش آموزان این جملات را فرا گرفته اند. سپس every week را به کلمه ی now ، تبدیل کنید و plays را به

 

  is playing تبدیل کنید.                                                                 She is playing soccer now.

 

به دانش آموزان چند مثال دیگراز زمان حال ساده بدهید وبعد از تبدیل قید زمان آن ها به now از چند دانش آموز بپرسید که در مکان فعل باید چه فعل جدیدی قرار دهید.

 

و همچنین برای تدریس چگونگی حالت سوالی، می توانید ابتدا علامت سوال را در پایان جمله جایگزین کنید و سپس  ساختار را به حالت سوالی تبدیل کنید. به دانش آموزان چند مثال دیگر بدهید و از آن ها بخواهید که جملات را به سوال تبدیل کنند. پس از اینکه به آن ها حالت سوالی و منفی را درس دادید می توانید یک بازی ساده به صورت مصاحبه ای و کاملا به زبان انگلیسی ساده شامل سوالاتی که شما از آن ها می پرسید انجام دهید.

 

در سطوح پایین تر، تصاویر بسیار به شما کمک می کنند که به دانش آموزان بفهمانید و همچنین از علاقه ی آنها به ترجمه کم کنید.

 

همچنین معلمانی که از زبان انگلیسی استفاده می کنند باید به این نکته توجه داشته باشند که به دانش آموزانی که به اندازه کافی سریع نیستند زمان بدهند و حتی کمی به زبان مادری بگویند تا چنین مطالبی را فرا بگیرند. این به این معنا نیست که حتما قسمتی از زمان کلاس را به زبان مادری دانش آموزان اداره کنید.

 

 

 

•           به توانایی های خود اعتماد داشته باشید.

 

 

 

این نکته بسیار ضروری است. دانش آموزان به یک مدل خوب و مطمئن انگلیسی زبان نیاز دارند تا در خودشان اعتماد به نفس را افزایش دهند. گرچه شاید مکالمه و ارتباط به زبان انگلیسی به مدت ساعت برای معلمان سخت باشد، اما همین تمرین ها در کلاس باعث می شود که انگلیسی صحبت کردن به یک عادت روزانه و ساده برای شما تبدیل می گردد.

 

بعضی از معلمانمی گویند که انگلیسی آن ها آن قدر خوب نیست که بتوانند در کلاس انگلیسی صحبت کنند. بعضی از آن ها می گویند که از این نگرانند که در مقابل دانش آموزان اشتباه کنند. و دانش آموزان هم همین اشتباه را تکرار کنند. آن ها نباید اینگونه فکر کنند. در درجه اول این را بدانید که در تمام سطوحی که شما تدریس می کنید فقط کافیست کمی از چیزی را که تدریس می کنید به انگلیسی بدانید. معمولا دانش آموزان بیشتر از گفته های شما با گرامر و درسی که شما ارائه می کنید درگیر می شوند و احتمالا اشتباهات شما را به یاد نمی آورند. پس انگلیسی صحبت کنید و لذت ببرید.

 

 

 

•           اشتباهات دانش آموزانتان را اصلاح کنید اما سرزنش نکنید.

 

 

 

اگر شما می خواهید که دانش آموزانتان تجربه کنند، حدس بزنند، تمرین کنند، شما باید این گونه رفتار ها را تقویت کنید. بگذارید دانش آموزان این را احساس کنند که حتی اگر آن ها سهوا هم اشتباه کردند شما از صحبت کردن و تلاششان راضی هستید. حتی اگر هم جواب اشتباه دادند به خاطر پاسخ دادن آن ها را تشویق کنید و از آن ها بخواهید که دوباره تلاش کنند. به آن ها پاسخ درست را بگویید یا از دانش آموزان دیگر بخواهید که جواب درست را بگویند.

 

یک راه که تضمین می کند که دانش آموزان دیگر انگلیسی صحبت نکنند این است که آن ها را از اشتباه کردن بترسانید. این خیلی ساده و پیش پا افتاده است که از دانش آموزی که یک سوال ساده ی گرامری را هم نمی تواند پاسخ دهد عصبانی شوید، اما اگر دانش آموزنتان این راببیند، اغلب سریعا ناراضی و ناراحت می شوند و از انگلیسی صحبت کردن بیشتر از اشتباه گفتند می ترسند و این باعث می شود که کم کم همه از انگلیسی صحبت کردن دست بکشند.

 

 

 

•           و در آخر، دانش آموزان و خودتان را را به مبارزه بطلبید!

 

 

 

امتحان کنید و ببینید که آیا می توانید یک کلاس را کلا به انگلیسی اداره کنید؟ اگر نمی توانید، سعی کنید نصف کلاس یا فقط 15 دقیقه از آن را صرف انگلیسی صحبت کردن کنید. یا اینکه چطور است از چند جلسه هفته ای یک جلسه را انگلیسی صحبت کنید؟ و بعد دو یا سه... و بعدا تمام کلاس های باقیمانده را...

 

 

 

•           اجرای ایده های ذکر شده:

 

 

 

ایده ها و پیشنهادات بالا به نظر ساده و آسان می رسد، اما این را  بدانید که به سادگی به دست نمی آیند. اگر می خواهید از آن ها استفاده کنید شما باید تلاش کنید که به انگلیسی مکالمه کنید و ارتباط برقرار کنید، نه اینکه آن ها را به عنوان استراتژی استفاده کنید.  پیش نویسی همانند این مقاله به معلمان ژاپنی داده شد و مشاهده گردید که چقدر معلمان این ایده ها را پیاده سازی کردند.

 

باید دید که چه میزان از معلمان اصطلاحات انگلیسی کلاس را ارائه کردند. برای مثال یک معلم سال اول راهنمایی، برگه هایی درست کرد و در آن ها اصطلاحات انگلیسی کلاس را در اختیار دانش آموزان قرار داد و دانش آموزان آن ها را در کتاب هایشان چسباندند. معلم به دانش آموزان چگونگی استفاده از این اصطلاحات را تدریس کرد و آن ها را تشویق به استفاده از آن ها نمود و دانش آموزان بسیاری از اوقات آن ها را استفاده می کردند.

 

معلمی دیگر ایده ی درست کردن پوستر را بسیار دوست داشت. او پوستر را درست کرد و به آنان تلفظ دستور ها و اصطلاحات را آموخت اما  شیوه ی استفاده درست آن را آموزش نداد. او این کار را انجام داد و پوستر بر روی دیوار کلاس باقی ماند اما در واقع هیچوقت از دانش آموزان نمی خواست که از آن ها استفاده کنند پس به طور طبیعی دانش آموزان هم استفاده نمی کردند. و یک معلم دیگر برگه هایی از اصطلاحات تعبیه کرد و به دانش آموزان داد. دانش آموزان هم آن را در کتاب یا دفتر خود چسباندند اما دیگر حتی به آن ها نگاه هم نکردند.

 

در نمونه ی آخر، شکست دانش آموزان در استفاده از اصطلاحات به دلیل، عدم استفاده معلم از این اصطلاحات و همچنین عدم تشویق دانش آموزان در جهت استفاده از آنان بود. اگر شما از دانش آموزانتان نخواهید، آن ها زیاد هم مشتاق نیستند که از آن ها استفاده کنند. اگر به دانش آموزان تاکید نمی کنید که از آن ها استفاده کنند، قاعدتا زیاد هم متعجب نشوید که چرا از آن ها استفاده نمی کنند.

 

وادار کردن دانش آموزان به استفاده از چند اصطلاح انگلیسی یا نوشتن اسم خودشان به زبان انگلیسی به نوعی یک چالش را برای آن ها ایجاد می کند و وقتی که معلم، زبان کلاس را به انگلیسی تغییر می دهد باز هم چالش جدید دیگری ایجاد می گردد.

 

در بعضی مکان ها و شرایط دیده می شود که دانش آموزان به سرعت از اینکه انگلیسی به آن ها درس داده می شود، ناامید و سردرگم می شوند. و وقتی که دانش آموزان با صدای بلند به معلم اعتراض می کنند که چیزی نمی فهمند، معلم ناخودآگاه به زبان مادری آن ها بر می گردد و از این شیوه دست بر می دارد. اصولا معلمان برای مقاومت و پافشاری در این شیوه آماده نشده اند و این مشکل است.

 

برای معلمان و دانش آموزانی که عادت به کلاس انگلیسی به زبان غیر مادری (همانند اکثر معلم ها و دانش آموزان) دارند، شیوه ی ذکر شده چالش بزرگی می باشد. در بسیاری از کلاس ها، کل زمان کلاس و همه چیز به زبان مادری اداره می گردد. پس قاعدتا  دانش آموزان در ابتدا از عادت به این شیوه امتناء می کنند. آن ها به این عادت کردند که هرچه معلمشان می گوید به سادگی بفهمند اما با این مواجه می شوند که در فهمیدن معلمشان مشکل دارند. پس این را دوست نخواهند داشت. معلمان باید یاد بگیرند که در این مواقع به جای این که به زبان مادری برگردند، فقط بگویند: "It's okay. It's okay" و سپس در ادامه مثال های بیشتری بزنند. و حتی می توانید به انگلیسی از دانش آموزی بپرسید که به زبان مادری خودش نکته را توضیح دهد. یا یک دانش آموز دیگر می تواند درس را در جملات کوتاهی به زبان مادری توضیح دهد و این ها همه در حالی انجام می شود که دانش آموزان بسیار عصبانی و سردرگم هستند. و اینگونه نباید بگذاریم که دانش آموزان از فهمیدن و یاد گرفتن دست بکشند. تجربه این را اثبات کرده است که چه شما در یک جلسه یا کم کم این شیوه را اعمال کنید، دانش آموزان هم به ندرت هم یاد میگیرند و هم از آن لذت می برند و البته شما هم!

 

 

 

•           نتیجه گیری

 

 

 

هزاران ملاقات، بهترین کتاب ها، خلاقانه ترین مواد آموزشی، و حتی حضور افرادی که زبان مادری آن ها انگلیسی است، قدرت ارتباط و مکالمه انگلیسی را به دانش آموزان نمی دهد و فقط با استفاده از مکالمات و ارتباط انگلیسی با دانش آموزان و معلم ایجاد می گردد و این قدرت انگلیسی صحبت کردن را افزایش می دهد. اگر می خواهید یک موضوع گرامری را برای مثال به دانش آموزان به زبان انگلیسی درس بدهید، بسیار مشکل تر می باشد، اما دانش آموزان ایده ها را بهتر فرا میگیرند. این به این خاطر است که آن ها مجبورند گوش کنند و فکر کنند که شما چه می گویید. پس نه تنها قدرت مکالمه آن ها بالاتر می رود، بلکه نمره های بهتری هم کسب می کنند.

 

و برعکس این قضیه، اگر شما پافشاری نکنید و علاقه نداشته باشید، دانش آموز شما هم تلاش نمی کند که به انگلیسی ارتباط برقرار کند. شما فقط با این روش، دیکته، لغت وگرامر تدریس نمی کنید، بلکه غیر مستقیم ارزش مکالمه و ارتباط به زبان انگلیسی را درس می دهید.اگر شما با استفاده از انگلیسی صحبت کردن به دانش آموزانتان را نشان ندهید که این مساله مهم است، آن ها هم  اینگونه فکر نمی کنند. اگر شما به زبان مادری آن ها به دانش آموزان تدریس کنید، آن ها ممکن است یاد بگیرند که انگلیسی گوش دهند، بخوانند یا ترجمه کنند، اما قطعا نمی توانند صحبت کنند.

 

 

 

ضمیمه شماره 1 – اصطلاحات انگلیسی کلاس برای معلمان

 

 

 

اینجا لیستی از اصطلاحات انگلیسی- آمریکایی مربوط به کلاس درس برای معلمان غیر انگلیسی زبانی وجود دارد که نگران اصطلاحات خاص انگلیسی هستند. قاعدتا شما تعدای از آن ها را می دانید یا استفاده می کنید و آن ها بسیار بیشتر از تعدادی هستند که بتوان همه ی آن ها را در اینجا ذکر کرد.

 

اکثر این اصطلاحات برای دانش آموزان کابردی ندارد ولی دانش آموزان با اشاره و حرکت صحیح معلم متوجه مفهوم آن ها می شوند و واکنش نشان می دهند. بعضی از اصطلاحات زیر با اشاره مفهومشان مشخص نمی شود، پس چند دفعه ی اول باید برای آن ها ترجمه کرد. کلمات داخل پرانتز ( ) اختیاری هستند یعنی هم می توانید استفاده کنید و هم استفاده نکنید. کلماتی که با  /از هم جدا شدند باید یکی از آن ها را استفاده کنید که به صورت پررنگ مشخص شده اند. و علامت ~ به معنای هر عدد خاص یا هر شیء خاصی می باشد.

 

 

 

Greetings     سلام و احوال پرسی

 

 

 

Hello.                                                              سلام 

 

Good morning (class/everyone).                     صبح بخیر

 

Good afternoon (class/everyone).                   بعد از ظهر بخیر

 

That's all for today.                                         درس امروز همین بود.

 

Goodbye.                                                        خدانگهدار

 

See you tomorrow/next week/Friday.             شما را فردا/هفته ی آینده/ جمعه ی بعدی میبینم. 

 

 

 

Directions        دستور های هدایتی

 

 

 

Stand up.         برپا                                                       Sit down./Be seated.   بنشینید. (برجا)

 

Open your (text)books/notebooks (to page ~/chapter ~/section ~).   کتاب ها / دفتر هایتان را باز کنید

 

Turn to page ~.                        به صفحه ی ~ بروید 

 

Look at page/part/number ~.   به صفحه/قسمت/شماره ~ نگاه کنید

 

Close your books/notebooks. کتاب هایتان/دفترهایتان را ببندید.

 

Take out your pen/pencil/notebook/textbook/homework/~.   خودکار/مداد/دفتر/کتاب/کتاب کار خود را بیرون بیاورید

 

Put your pen/papers/books/everything/~ away/in your desks/in your bags.

 

خودکار/کاغذها/کتاب ها/ همه چیز را ~ کنار/ زیر میز/ در داخل کیف بگذارید.

 

Pass your notebooks/tests/papers/homework to the front/to me.

 

دفتر/آزمون/کاغذها/ تمرین ها/ تکالیف خود را در مقابل/برای من بگذارید.

 

Here is/are your tests/your homework/your notebooks/~.

 

آزمون های شما/ تکالیف شما/ دفتر های شما اینجاست.

 

Take one (handout/test/copy/~).                                             یک عدد بردار ( کاغذ/آزمون/کپی)

 

Come to the blackboard/front.                                                بیا به سمت تخته سیاه/ جلو

 

Translate this into English/L1.                                                این را به انگلیسی/ زبان مادری خودت ترجمه کن.

 

Write the answer on the chalkboard/in your notebooks.        پاسخ را در تخته/ دفتر خود  بنویس

 

Listen carefully.                                                                      با دقت گوش کن.

 

Read page ~ (aloud).                                                              صفحه ی ~ را بخوان (بلند)

 

Repeat after me./Repeat ~./Again.     بعد از من تکرار کنید . / دوباره ~ تکرار کنید.

 

Practice (~).                                                     تمرین کنید (~)

 

Check your/your partner's answers.                پاسخ خود/ بغل دستی خود را چک کنید.

 

(کلمه ی Please هم می تواند با اصطلاحات بالا استفاده گردد.)

 

 

 

Transitions     دستورات ترتیبی.

 

 

 

First (of all)...?                        اول(از همه) ...؟                           Next...                                                 سپس...

 

For example...                         برای مثال...                                Now let's ~.                             حالا بیایید 

 

After that... پس                        از آن ...

 

Questions    سوالات

 

 

 

Who knows (the answer)?                              چه کسی می داند(جواب را)؟

 

Who knows (~)?                                             چه کسی می داند(~) ؟

 

Who understands?                                          چه کسی فهمید(~)؟

 

Who can tell me (~) ?                                      چه کسی می تواند به من بگوید(~)؟

 

Who will volunteer (to ~)?/Who will do it? چه کسی داوطلب است؟ / چه کسی این را انجام می دهد؟

 

Who has a question (about ~)?                       چه کسی سوال دارد(در مورد ~)؟

 

What's ~ in English?/What does it/~ mean in English?          این کلمه ~ به انگلیسی چه می شود؟

 

What's ~ in L1?/What does it/~ mean in L1.                          کلمه ی ~ به زبان مادریتان چه می شود؟

 

What's the answer?                                         پاسخ این سوال چه می شود؟

 

Do you understand?                                       آیا می فهمید؟

 

Do you know (~)?                                           آیا ~ را می دانید؟

 

Do you have any questions?                           آیا سوالی دارید؟

 

Can you tell me (~)?                                       آیا می توانید ~ را بگویید؟

 

Will you volunteer (to ~)?/Will you do it?      آیا داوطلب انجام این کار~ هستید؟

 

Who's absent today?                                       چه کسی امروز غایب است؟

 

 

 

Disciplinary Expressions     اصطلاحات مربوط به نظم و ترتیب

 

 

 

Be quiet./Stop talking./No talking.     ساکت باشید/ صحبت نکنید /  حرف نزنید

 

Calm down.                                        آرام باشید.

 

Stop that./Stop it.                                بس است/ آن را متوقف کن.

 

Don't do that.                                      آن کار را انجام نده

 

Put that/~ away.                                  آن را~ کنار بگذار

 

Listen (to me)..                                    گوش کن(به من)

 

Look (at me).                                      نگاه کن (به من)

 

(کلمه ی Please هم می توانیم با اصطلاحات بالا استفاده کنیم اما اگر معلم عصبانی باشد می تواند استفاده نکند.)

 

What are you doing?                           چه کاری انجام می دهی؟ چه کار می کنی؟

 

Are you listening?                               گوش می دهی؟

 

Are you paying attention?                  توجه می کنی؟ دقت می کنی؟

 

 

 

 

 

ضمیمه شماره 2 – اصطلاحات انگلیسی کلاس برای دانش آموزان

 

 

 

 

 

دانش آموزان اگر وادار به مکالمه به زبان انگلیسی در کلاس باشند مجبورند که از اصطلاحات زیر استفاده کنند و طبیعتا معلمان باید دانش آموزان را در ترجمه، تلفظ و کاربرد آنان کمک کنند. مخصوصا در کلاس های با سطح انگلیسی ابتدایی که بهتر است،  ترجمه به زبان مادری به آن ها گفته شود واز آن ها خواسته شود که معنی آن ها را بنویسند. معلم بهتر است که به دانش آموزان پیشنهاد دهد که این اصطلاحات را در کاغذی در ابتدای دفتر یا کتابشان بچسبانند تا دسترسی به آن ها آسان باشد. همانند ضمیمه شماره یک تعداد بسیار زیادی اصطلاحات مفید دیگری هم وجود دارد که در این لیست قید نشده است..

 

Excuse me?                 اجازه؟                           (Are you speaking to) me?      من؟(با من صحبت می کنید؟)

 

I didn't hear you.        من نشنیدم چه گفتید.           Again, please.                          لطفا دو باره

 

More slowly, please.   لطفا آهسته تر                  Just a minute, please.              لطفا یک دقیقه صبر کنید.

 

Ms. ~/Mr. ~.                خانم ~/ آقای ~                 I'm thinking.                            دارم فکر می کنم.

 

I don't understand. (Huh?) من نمی فهمم.            I don't know.                          من نمی دانم.

 

How do you say this word?                شما این لغت را چگونه می گویید؟ (تلفظ می کنید)          

 

What does ~ mean?                            این کلمه~ به چه معناست؟

 

What's ~ in English?                           این کلمه~ به انگلیسی چه می شود؟

 

What's ~ in L1?           این کلمه~ به زبان خودمان چه می شود؟         I think ~.         من دارم فکر می کنم. ~

 

One more please.         لطفا یکی دیگر                                          Please help me.            لطفاه به من کمک کنید

 

That's easy/difficult/strange.               این آسان/ سخت/ عجیب است.

 

 

 

---------------------------------------------------------------------

 

 

 

* مقاله ی فوق ترجمه ای آزاد و ویرایش شده      “Easy Ways Teachers Who Are Non-Native Speakers Can Use More English in Class” می باشد که توسط  James R. Welker محقق ژاپنی نگاشته شده که توسط گرد آورنده ترجمه شده و با توجه به نیاز های داخلی بومی سازی شده است و با توجه به منابع معتبر دیگر تکمیل گردیده و ارائه گردیده است.

منبع :  Kordkuy English language department

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاری مناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاری افراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل ۲ بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیم براحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصی بپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشته باشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰ لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن را از این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:
ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را وارد حافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شما نرم افزار لایتنر ماندگار است.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابه جعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵ خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایت استفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام در وبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکار اینترنت می باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.

* فیلم های زبان اصلی (و یا زیرنویس انگلیسی) ببینید و Speaking و Listening خود را تقویت کنید.

* کتاب های خارجی، مجلات خارجی و .. نیز می توانند در مرور مطالب و افزایش درک مطلب نیز بسیار موثر باشند


 
 
38 راه جادویی برای یادگیری سریع زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

1 - از اشتباه کردن در زبان انگلیسی نترسید

با اعتماد به نفس کامل انگلیسی صحبت کنید و اجازه دهید دیگران اشتباهات شما را اصلاح کنند.( بالاخره یک روز اشتباهات شما تمام می شوند. )

2 - اطراف خود را از چیزهای انگلیسی زبان پر کنید.

خود را در محیط کاملا انگلیسی زبان قرار دهید. همه چیزهایی که با آن ها در ارتباط هستید ( دوستان ، کتاب ، اخبار ، فیلم و .....). بهترین روش روانی در مکالمه ، صحبت کردن است.

3 - هر روز انگلیسی تمرین کنید

برای خود یک برنامه ریزی مطالعه زبان انگلیسی انجام دهید و مقدار زمان مطالعه انگلیسی هر روز را مشخص و خود را موظف به انجام آن بدانید. مطالعه انگلیسی باید جزئی از برنامه های روزانه شما قرار گیرد.

4 - با دوستان و خانواده خود برنامه مطالعه زبان انگلیسیتان را در میان بگذارید.

از آن ها بخواهید تا شما را مجبور به اجرای برنامه خود سر وقت مشخص کنند و البته اجازه ندهید برای شما مزاحمتی در موقع مطالعه ایجاد کنند.

 

5 - بر روی هر چهار مهارت انگلیسی ( گفتاری ، شنیداری ، نوشتاری ، خواندن ) تمرین کنید.

هر چهار مهارت برای یادگیری بهتر شما نیاز است

6 - یک دفترچه یاداشت مخصوص کلمات جدیدی که یاد می گیرید درست کنید

کلمات جدید را حداقل 3 بار در مثال های مختلف در حال صحبت کردن استفاده کنید تا کاملا بر آن مسلط شوید.

7 - کلمات جدید را حفظ نکنید . در مثال یاد بگیرید.

حفظ کردن کلمات یک روش رایج برای شرکت در امتحان است و معمولا پس از مدتی بیشتر مطالب حفظ شده بعد  امتحان ازحافظه پاک می شود.

8 - از بهترین زمان یادگیری خود در طول روز استفاده کنید.

ساعات یادگیری در افراد متفاوت است . مثلا عده ای صبح زود بهتر یاد می گیرند . عده ای بعد از ظهر و عده ای در ساعات شب . زمان یادگیری خود را پیدا کنید.

9 - بعد از هر دوره مشخص از خود امتحان بگیرید.

شما متوجه خواهید شد که اگر برای امتحان بخواهید مطالعه کنید، خود را ملزم به خواندن می دانید.

10 - برای خود اهداف انگیزشی مشخص کنید و آن ها را برای خود تکرار کنید.

مثلا به خود بگویید بعد ار یادگیری زبان انگلیسی چه کارهایی می توانید انجام دهید. ( شغل جدید ، ارتباطات جدید و .....) . یا چگونه کیفیت زندگی شما با دانستن زبان انگلیسی بهبود پیدا می کند .

11 - یک هدف دراز مدت برای خود اتنخاب کنید .

تمرکز خود را بر نحوه رسیدن به هدفتان بگذارید.

12 - همچنین یک هدف کوتاه مدت برای خود انتخاب کنید.

پاداشی را برای هدف کوتاه مدت خود مشخص کرده و پس از دستیابی به آن هدف به خود جایزه بدهید.

13 - به خود بگویید که زبان انگلیسی را به خاطر علاقه مطالعه می کنید نه از سر اجبار.

 شرایطی را برای خود فراهم سازی که یادگیری زبان انگلیسی یک تمایل قلبی باشد نه از سر زور و اجبار. زبان می خوانید چون خودتان می خواهید.

14 - بهترین روش و متد مطالعه و یادگیری که قبلا برای شما جواب داده است را شناسایی و بکار بگیرید.

درباره روش های یادگیری خود که فکر می کنید بهتر از دیگران هستید را پیدا کنید.

15 - این مهم است که شما چگونه زبان یاد می گیرید.

عده ای ترجیح می دهند در گروه و به صورت ارتباط با افراد مختلف زبان یاد بگیرند. ولی برخی هم ترجیح می دهند در محیط آرام و ساکت و به صورت انفرادی مطالعه زبان داشته باشند.

16 - از دیگران کمک بگیرید.

اگر شما چیزی را نمی دانید و یا در رابطه با موضوعی شک دارید، بهتر است از معلم یا هم کلاسیهای خود که دانش بالاتری دارند بپرسید.

17- دوره، دوره، دوره، فقط دوره کنید.

هر مطلبی که قبلا یادگرفته اید را صدها بار برای خودتان دوره کنید.

18 - اصلا کار خوبی نیست که برای مطالعه، از 30 دقیقه بیشتر وقت بگذارید.

زمانبندی مطالعه خود را طوری تنظیم کنید که هر نیم ساعت یکبار ، استراحت کوتاهی داشته باشید و از هوای تازه استفاده و به عضلات پاهای خود استراحت دهید.

19 - برای رفتن به سطح بالاتر عجله نکنید.

فقط روی سطحی که در حال حاضر هستید تمرکز کنید و از توجه به اسم سطح زبان خود، خودداری کنید.

20 - به جای تماشای تلویزیون، دی وی دی تماشا کنید.

فیلم ها و منابع انگلیسی زبان خود را از طریق دی وی دی یا چیزهایی که بتوانید در حین اجرا نگه دارید ، تماشا کنید که اگر قسمتی از فیلم را متوجه نشدید برگردید و دوباره تماشا کنید.

21- تماشای تلویزیون برای زبان آموزان سطح بالا مناسب است.

تماشای تلویزیون به زبان انگلیسی فقط این اجازه را به شما می دهد که یک بار آن را گوش کنید.این روش برای زبان آموزانی که می خواهند لهجه خور را قوی تر کنند مناسب است.

22- داستان های کوتاه انگلیسی مطالعه کنید.

معمولا در بازار کتاب های سطح بندی شده زیادی وجود دارد که برای سطوح مختلف طبقه بندی شده اند.کتاب مناسب سطح زبان خود را خریداری کرده و آن را تا آخر مطالعه کنید. بعد از اتمام کتاب حس زیبایی را به شما میدهد. امتحان کنید.

23- کتاب های انگلیسی کودکان کلمات آسان تری دارند.

کتاب های کودکان حاوی کلمات آسان تری هستند که برای خواندن خصوصا زبان آموزان سطوح پایین تر مناسب می باشند.

24- روزنامه انگلیسی مطالعه کنید.

روزنامه های محل های مناسبی برای یافتن ساختار جملات پسیو می باشند که شما می توانید آن ها را مطالعک کرده و ساختارهای پسیو و اکتیو آن را مشخص کنید.

25- ابتدا معنی کلی کلمات جدید را بخوانید.

همیشه برای یادگیری کلمات جدید اول معنی آن ها را در دیکشنری انگلیسی به انگلیسی جستجو کنید.

26- برای فهمیدن معنی کلی کلمات جدید، معنی کلمات کلیدی به کار رفته در توضیح لغت را پیدا کنید.

 اگر معنی کلی لغات جدید را متوجه نشدید ، کلمات کلیدی مورد نیاز در توضیح کلمات را پیدا کنید.زیرا این کلمات تقریبا هم معنی لغت مورد نیاز شما هستند. در آخر برای درک بهتر معنی در دیکشنری انگلیسی به فارسی، معنی دقیق آن را بیابید.

27- معنی کلمات را حدس بزنید.

 سعی کنید معنی کلمات به کار رفته در جمله را، در همان متن حدس بزنید.

28- دایره لغات خود را بزرگ و بزرگتر کنید.

هر چه قدر کلمه بیشتر بدانید ، راحتر معنی کلمات را متوجه می شوید.

29- اشکال مختلف کلمات را یادبگیرید.

وقتی کلمه جدیدی را یاد می گیرید، فرم های اسم ، صفت، فعل و قید آن ها را نیز پیدا کنید.

(Beautiful (adjective), beauty (noun), beautifully (adverb

30- با پیشوند و پسوند کلمات آشنا شوید.

پیشوند و پسوند کلمات کمک می کنند ساختار لغات برای شما آشنا باشند و در نتیجه راحت تر آن ها را یاد می گیرید.

31- استرس تلفظ صحیح کلمات را یاد بگیرید.

انگلیسی برخلاف زبان ژاپنی و فرانسه از استرس( فشار) بر روی بخشی از کلمات برای تلفظ برخوردار است.سیلاب های کلمات را بشمارید و استرس صحیح را یر روی سیلاب ها یاد بگیرید.

32- هر وقت می توانید از زبان انگلیسی استفاده کنید.

از هر فرصتی برای یادگیری و صحبت کردن انگلیسی استفاده کنید. به همین سادگی!

33- انگلیسی را به فارسی ترجمه نکنید.

هرگز حتی در ذهن خود از ترجمه انگلیسی به فارسی یا فارسی به انگلیسی پرهیز کنید

34- با خود انگلیسی صحبت کنید.

در هر کجا در طول روز با خود انگلیسی صحبت کنید.( البته تو جاهای شلوغ مثل اتوبوس مواظب مردم باشید صدایتان را نشنوند. چون امکان دارد فکر کنند شما دیوانه شده اید!)

35- انگلیسی را انجام دهید!

شما نمی توانید زبان انگلیسی را از کتاب یاد بگیرید.باید انگلیسی را مانند یادگیری رانندگی انجام دهید.

36- بهترین راه یادگیری گرامر در صحبت کردن انگلیسی است.

گرامر را در صحبت کردن یاد بگیرید.

37- دفترچه خاطرات انگلیسی درست کنید.

برای خود اتفاقات روزانه را به صورت خاطره به زبان انگلیسی یادداشت کنید.ابتدا با جملات کوتاه شروع کنید.سپس روزانه آن را گسترش دهید تا به نوشتن هر روز عادت کنید.

38- از وب سایت های اجتماعی انگلیسی زبان استفاده کنید.

در وب سایت های یادگیری زبان انگلیسی عضو شوید و نظرات خود را با دیگر زبان آموزان به اشتراک بگذارید.


 
 
یادگیری زبان انگلیسی گرامر ساده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

در قسمت گرامر زبان انگلیسی بسیار مهم است که زبان آموزان در حد نیاز گرامر یاد بگیرند. نه بیشتر ، نه کمتر . اساتید گروه ESL  کاملا با پروسه یادگیری نوین زبان خارجی آشنایی دارند و به صورت ماهانه جلساتی را با مدیریت گروه برگزار کرده و آخرین تجربیات و تکنیک های یادگیری را با هم مرور می کنند.

 

گرامر مثل استخوان بندی هر زبان خارجی است که افرادی که می خواهند به آن زبان صحبت کنند نیاز دارند مقدمات و ساختارکلی گرامر زبان را بدانند. 

 

فرمول جمله بندی در زبان انگلیسی به صورت زیر بیان می شود و این خوب است که می توانیم این شکل جمله بندی را اینجا داشته باشیم.

از آن لذت ببرید و انگلیسی را سریع یاد بگیرید!

 

In English, the order of words in a statement is subject + verb + object.
 

Subject

Verb

Object

 

 

I
Mike
She

am
is watching
does not drink

a doctor.
a film.
coffee.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Some verbs do not have an object.
 

Subject

Verb

 

 

 

Ann
We

is swimming.
are walking.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After the verb 'to be', we can also use an adjective.
 

Subject

Verb

Adjective

 

 

She
Paul

is
feels

tired.
happy.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After some verbs, we can talk about a person and an object.
 

Subject

Verb

Person

Object

 

Peter
She

is making
is writing

Tom
him

a cup of tea.
a letter.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

We usually put information about times or places at the end of a sentence.
If both are in the sentence: we usually put 'place' before 'time'
 

Subject

Verb

Object

Places

Times

He
She

has
reads

a holiday
a book

in Spain.
 

every year.
every week.


 
 
چه تعداد کلمه نیاز داریم تا بتوانیم انگلیسی صحبت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

چه تعداد کلمه نیاز داریم تا بتوانیم انگلیسی صحبت کنیم؟

این یک سوال مشترکی است که خیلی اوقات از همکاران ما پرسیده می شود.

ما جواب را اینجا می دهیم. "این موضوع بستگی به هدف شما  از یادگیری زبان انگلیسی دارد."

حدود 100.000 خانواده کلمه در زبان انگلیسی وجود دارد که یک فرد انگلیسی زبان (Native)   از 10.000 ( با تحصیلات متوسط) تا 20.000 ( تحصیلکرده) کلمه می داند.

محققین یادگیری زبان انگلیسی نشان داده اند که یک فرد چیزی حدود 9.000 تا 10.000 کلمه نیاز دارد تا از خواندن و نوشتن انگلیسی لذت کافی ببرد.

اما برای صحبت کردن روان انگلیسی توسط یک فرد در حال یادگیری زبان  2500 کلمه  پسیو و 2000 کلمه اکتیو کفایت می کند.

پس نیازی نیست اینقدر نگران کلمات مختلف با مترادف های گوناگون باشید. مهم هنر و تکنیک استفاده صحیح و درست از کلماتی است که در ذهن خود دارید.

درست یاد بگیرید تا راحت صحبت کنید


 
 
قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٦
 

 

مکالمه انگلیسی چگونه صورت میگرد؟ کلی هزینه می کنید، کلاس ‌زبان می رویدی، منابع و کتاب های آموزش انگلیسی می خوانید ، منابع صوتی انگلیسی گوش می هید، ولی هنوز هم نمی توانید انگلیسی صحبت کنید. هنوز هم از یک مکالمه ساده انگلیسی هراسانید. چند سال تلاش می کنید ولی هنوز هم در یک مکاله انگلیسی چند دقیقه ای نفس نفس می زنید. در بین صحبت کردنتان دائم به خود می گویید آیا اینجا رو درست گفتم؟ اگه یه جور دیگه ای می گفم بهتر نبود؟ و … ولی واقعا چرا؟

آیا تا به حال به این نکته فکر  کرده اید شاید راه و روش درست نیست؟ اگر اصول آموزش مکالمه انگلیسی که من از آن پیروی می کنم اشتباه باشد چه؟

اگر شما هم گفته های پاراگراف بالا را قبول دارید، پس بهتر است در ادامه مطلب به نکاتی که ذکر می شود توجه نمایید.

 هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی طبق متد Effortless English (انگلیسی بدون زحمت)
 

تصور کنید بدون فکر کردن انگلیسی صحبت می کنید کلمات به آسانی و به سرعت به واسطه زبان شما ادا میشوند و همچنین در آن واحد مفهوم صحبت های دیگران را درک می کنید برای اینکار شما باید شیوه یادگیری مکالمه زبان انگلیسی خود را تغییر بدهید.اولین قدم کنارگذاشتن یادگیری لغات زبان انگلیسی است تعجب کردید ؟؟ بله درست است. 

 

لغات را حفظ نکنید انگلیسی زبانها, انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات) ۴ تا ۵ برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات) را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند. 

قانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها
 

هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید هرگز . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را

اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما ۴-۵ برابر سریعتر بهبود می یابد باز تکرار می کنم هرگز هیچ تک لغت را در دفتریادداشت ننویسید و کلمات را نه بصورت تکی بلکه بصورت اصطلاحات(عبارات) یادداشت و مطالعه کنید

قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید

زیاد خودتون رو اسیر گرامر نکنید . گرامربه شما آموزش می دهد که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن.(یک بچه ی 6 ساله به راحتی فارسی صحبت میکنه.بدون اینکه یک ذره از گرامر یا قاعد زبان فارسی چیزی بدونه.حتی بزرگترها هم همینطور هستن و شاید ندونن مفعول و یا نهاد و...چی هست اما بسیار قاعده مند و صحیح صحبت میکنن.زبان انگلیسی رو هم اگه وارد متن زندگیتون کنید میتونید اینطور یادش بگیرید.

بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .

قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید

خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است خواندن متون انگلیسی را بیخیال شوید و گوش دادن به صورت مداوم و روزانه را شروع کنید

انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان

در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری مکالمه انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید شما باید روزی ۲-۳ ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید

بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید اغلب وقت خود را به شنیدن اختصاص بدهید این کلید یادگیری مکالمه عالی می باشد. (جهت مشاهده مطالب رایگان منابع صوتی انگلیسی اینجا کلیک کنید)

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است

راز یادگیری راحت مکالمه انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد

اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون انرا در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید

مطالعه عمیق مکالمه راحت

اما چگونه اینکار انجام شدنی است : برای اینکار فقط لازم است چندین بار یک درس را مطالعه کنید مثلا اگر شما یک کتاب صوتی دارید قبل از اینکه به درس ۲ بروید درس ۱ را ۳۰ بار گوش دهید . مثلا ۱۰ ورز و روزی ۳ بار

اما چگونه می توان گرامر را بطور عمیق یادگرفت …. در قسمت های بعد به این بخش هم خواهیم رسید

قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف

برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زما دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد و برایتان ضبط کند و دوباره انرا گوش کنید حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمانهای مختلف با این زمانها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد .قانون چهارم لازمه این قانون است یعنی یادگیری عمیق ( تکرار – تکرار – تکرار)
 

قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید

خوب این یعنی چی ؟

اگر می خواهید انگلیسی واقعی یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود را یاد بگیرید باید از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلمها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و… واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .

اگر بنا دارید انگلیسی واقعی را بفهمید و صحبت کنید بایدعلاوه بر مطالعه دوره هایی که صرفا برای آموزش انگلیسی طرح شده اند به منابعی روی بیاورید که انگلیسی زبانان روزانه از آنها استفاده می کنند در این صورت است که شما انگلیسی که یادمی گیرید منطبق با انگلیسی است که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود کسانی هستند که ۴ سال از وقت خود را صرف یادگیری انگلیسی کرده اند اما از فهم مکالمات انگلیسی زبانان عاجزند چرا ؟ مشکل از شما نیست مشکل از مدرسه آموزش زبان شماست . دوره های آموزش زبان و سی دی های آموزشی و دیگر هیچ

پس در کنار این منابع از منابعی که در انها انگلیسی واقعی مشاهده می شود و یا استعمال می شود هم استفاده نمایید

قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید

درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح میشوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار انها نگذرید .

بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.

اینها ۷ قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه انگلیسی طبق متد – ا فورتلس انگلیش – بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از اینها کامل نیستند و هیچ کدام از اینها هم شاید استباه نباشند ولی به یاد داشته باشید راههای یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی آموزش انگلیسی از طریق رادیو , یکی آموزش انگلیسی از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق فلان دوره آموزشی , فلانی فقط از طریق چت با انگلیسی زبانان و الاماشاالله . پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد . 

منبع: kardoonline


 
 
چند نکته جالب در مورد زبان‌های خارجی به نقل از وب‌سایت BBC
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

 

تخمین زده می‌شود تا 7000 زبان مختلف در دنیا صحبت می‌شود. 90 درصد این زبان‌ها فقط 100،000 متکلم دارند. بیشتر از یک میلیون نفر با 150 تا 200 زبان با هم صحبت می‌کنند و 46 زبان نیز فقط یک متکلم دارند!

 

زبان‌های دنیا به نسبت وجه اشتراک اجدادیشان به گروهای مختلفی تقسیم می‌شوند. مثلاً زبان‌ انگلیسی با زبان‌های آلمانی و هلندی ارتباط دارد. این دو زبان به همراه زبان‌های لاتین (فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی) بخشی از خانواده زبان هندو اروپایی (Indo-European) هستند.

2200 زبان در آسیا و 260 زبان در اروپا صحبت می‌شود.

بر طبق آمارهای یونسکو (UNESCO(The United Nations’ Educational, Scientific and Cultural Organization) ) کاربردی‏‌ترین زبان‌های دنیا به عنوان زبان اول و دوم مردم به ترتیب زیر می‏‌باشند:

چینی مندرین، انگلیسی، اسپانیایی، هندی، عربی، بنگالی، روسی، پرتغالی، ژاپنی، آلمانی، فرانسه.

کاربردی‏‌ترین سیستم نوشتاری در حال حاضر سیستم نوشتاری لاتین یا رومن است که اکثر زبان‏‌های اروپایی رایج فعلی را شامل می‏‌شود. بعد از لاتین کاربردی‏‌ترین سیستم‏‌های نوشتاری به ترتیب حروف الفبای انگلیسی زبان‏‌های زیر هستند:

امهریک، عربی، ارمنی، بنگالی، برمه‌ای، چینی، سریلیک (الفبای بعضی از زبان‌های اروپای شرقی مانند روسی و بلغاری)، دواناگاری (سنسکریت و هندی)، گرجستانی، یونانی، عبری (الفبای مردمان قوم یهود که در حال حاضر اسرائیلی‏‌ها از آن استفاده می‏‌کنند.)، ژاپنی، خمر (کامبوجی)، کره‌ای، لائو (لائوسی)، سینهالا (سریلانکایی)، تایوانی، تبتی .

 

سازمان ملل متحد از شش زبان انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، چینی، روسی و عربی به عنوان زبان‏‌های رسمی در امور روزانه خود استفاده می‏‌کند.

 

زبان‏‌های زیر زبانهای رسمی و کاری اتحادیه اروپا هستند:

بلغاری، چک، دانمارکی، هلندی، انگلیسی، استونیایی، فنلاندی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، مجاری، ایرلندی، ایتالیایی، لیتوانیایی، لاتویایی، مالتی، لهستانی، پرتغالی، رومانیایی، اسلواکیایی، اسلوونی، اسپانیایی، سوئدی.

 

ناسا (سازمان هوانوردی و فضانوردی آمریکا) در سال 1977میلادی دیسک طلایی شامل مناظر و صداهای کره زمین از جمله خوش‌آمدگویی به 55 زبان زنده و کاربردی دنیا همراه با سفینه‌های فضایی وویجر 1 و 2 به فضاهای دور دست کیهانی ارسال کرد تا اگر این سفینه‌ها مورد بازرسی موجودات هوشمند فضایی قرار گرفتند در مورد کره خاکی ما اطلاعاتی کسب کنند و احتمالا بار سفر به سمت ما را ببندند!

 

آسانی یا سختی یادگیری زبان خارجی می‏‌تواند به زبان مادری یادگیرنده ربط داشته باشد. به‏‌طور کلى هر چقدر زبان خارجی از بابت لغات، صداها و ساختار جمله به زبان مادری نزدیک‏‌تر باشد یادگیری آن نیز آسان‏‌تر است.

به‏‌عنوان مثال یک متکلم زبان لهستانی به‏‌‏‌علت تشابهات زبانی بهتر قادر است زبان مردم چک را یاد بگیرد تا زبان‌های شرق دور مانند چینی یا ژاپنی. به همین ترتیب یک نفر ژاپنی یا کره‌ای راحت‏‌تر می‏‌تواند زبان چینی را فرا بگیرد و به همین دلیل اگر شخصی یکی از زبان‏‌های اروپایی را فرا بگیرد یادگیری بقیه زبان‏‌های اروپایی برایش آسان‏‌تر می‏‌شود.

 

در حال حاضر زبان‌های زیادی در معرض خطر انقراض قرار دارند. بر طبق آمار یونسکو 2500 زبان در این گروه قرار دارند. یک چهارم زبان‌های دنیا هر کدام فقط کمتر از 1000 متکلم دارند و اگر این هزار نفر نتوانند زبان خودشان را به نسل بعد منتقل کنند این زبان‌ها برای همیشه از بین می‏‌روند.

از قرن 17 میلادی حدود 200 زبان مصنوعی ابداع شده‌اند که مهم‏‌ترین آنها زبان جهانی اسپرانتو است که در سال 1887 میلادی توسط لودویگ زمنوف چشم پزشک یهودی لهستانی اخترع شد. این زبان ترکیبی از عناصر زبان‌های لاتین، رومنس، انگلیسی و آلمانی است. امروزه حدود 2 میلیون متکلم این زبان وجود دارد.

Esperanto', invented by Ludwig Zamenhof, a Jewish ophthalmologist from Poland, in 1887

 

منبع:

BBC - Languages of the world - Interesting facts about languages

http://www.bbc.co.uk/languages/guide/languages.shtml


 
 
اصول یادگیرى هوشمندانه زبان خارجى، ترکیب زیبا و هوشمندانه سنت و مدرنیته
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

 

Smart Foreign Language Learning Principles (SFLLP)


 

افراد صاحب نظر در مبحث یادگیری زبان خارجی، روان‏‌شناسی و حافظه

 

Prof. Stephen D Krashen

 

پرفسور کراشن یکی از نظریه‏‌پردازان بنام در زمینه یادگیری زبان دوم است که تألیفات زیادی نیز در این زمینه دارد.

 

Prof. Avram Noam Chomsky

 

پرفسور چامسکی متفکر، زبان‏‌شناس و روان‏‌شناس بنام که در زمینه‌های گوناگون از جمله یادگیری زبان خارجی نظرات و تألیفات معتبری دارد.

 

Tony Buzan

 

یکی از افراد برجسته در زمینه تحقیقات مغز، حافظه و یادگیری و مخترع روش بسیار معروف Mind Mapping و مؤسس شرکت ThinkBuzan

 

 

Steve Kaufmann

 

آقای استیو کافمن کانادایی مؤسس وب سایت معتبر Lingq.com دوازده زبان دنیا را یاد گرفته است و با توجه به سن زیاد باز هم در حال اضافه کردن آن‏‌ها است. ایشان یکی از زبان‏‌شناسان معروف می‏‌باشد.

 

A.J.Hoge

 

آقای ای. جی. هو مؤسس وب سایت معروف Effortlessenglish.com می‏‌باشد. ایشان نیز به‌مانند آقای استیو کافمن و بقیه افراد ذکر شده معتقد به یادگیری زبان به روش طبیعی، لذت‌بخش و غوطه‌ور شدن در منابع اصلى زبان خارجی می‏‌باشد. اسم این وب سایت نیز انگلیسی بدون زحمت است.

 

Moses McCormick

 

جوان آمریکایی که بیشتر از 40 زبان دنیا از جمله فارسی و عربی را می‏‌داند.

 

آمار زبان‏‌های زنده دنیا

 

آمار افراد آنلاین به نسبت زبانی که صحبت می‌کنند تا تاریخ 31 می 2011 به نقل از وب سایت ویکی‌پیدیا:

 

موقعیت         زبان                   میزان کاربر          درصد

 

1  انگلیسى       565,004,126             26.8

 

2  چینى            509,965,013             24.2

 

3  اسپانیایى      164,968,742             7.8

 

4   ژاپنى           99,182,000               4.7

 

5   پرتغالى        82,586,600               3.9

 

6   آلمانى          75,422,674              3.6

 

7    عربى           65,365,400              3.3

 

8   فرانسوى     59,779,525               3.0

 

9   روسى         59,700,000               3.0

 

10   کره‏‌اى        39,440,000              2.0

 

کاربردی‌ترین زبان‏‌های زنده دنیا به نسبت منابع اینترنتی که از آن‏‌ها استفاده می‏‌کنند تا تاریخ 30 دیسمبر 2011 به نقل از وب سایت ویکی‌پیدیا:

 

زبان                         درصد

 

انگلیسى                56.6%

 

آلمانى                     6.5%

 

روسى                    4.8%

 

ژاپنى                      4.7%

 

اسپانیایى                4.6%

 

چینى                       4.5%

 

فرانسوى                 3.9%

 

ایتالیایى                   2.1%

 

پرتغالى                    2.0%

 

لهستانى                  1.4%

 

عربى                       1.3%

 

هلندى                      1.1%

 

ترکى                       1.1%

 

سوئدى                    0.7%

 

فارسى                    0.7%

 

Global Internet usage - Wikipedia, the free encyclopedia

http://en.wikipedia.org/wiki/Global_Internet_usage


 
 
۱۳ دلیل برای یاد گرفتن انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

اما اگر هنوز برای یادگیری جدی انگلیسی قانع نشدید یا می‌خواهید به بقیه‌ی دوستانتان یک انگیزه‌ی قوی بدهید این ۱۳ دلیل یادگیری انگلیسی  را بخوانید:

 

۱- زبان انگلیسی پرمخاطب‌ترین زبان استفاده‌ شده‌ی دنیاست. در کل زمین حدود ۴۰۰ میلیون نفر انگلیسی‌ زبان وجود دارد و ۵۰۰ میلیون نفر نیز انگلیسی را به عنوان زبان دوم استفاده می‌کنند. پس در کل حدود یک میلیارد نفر در دنیا زبان هم را متوجه می‌شوند. آیا دوست ندارید شما هم به ‌‌آنها بپیوندید؟

۲- حدود ۸۰% اطلاعات کامپیوتر‌ها به  انگلیسی پردازش می‌شوند. یادگیری فنون کامپیوتر برای افرادی که به انگلیسی تسلط دارند فوق‌العاده راحته.

۳- زبان انگلیسی زبان رسمی اخبار و اطلاعات مبادله‌شده‌ی جهان است. حدود نیمی از روزنامه‌های منتشر‌شده‌ی جهان به انگلیسی است. تنها در کشور هند سه هزار مجله‌‌ی انگلیسی‌ زبان منتشر شده است. اگر دوست دارید همیشه با آخرین اطلاعات و اخبار به‌روز باشید انگلیسی خیلی به دردتان خواهد خورد.

۴-زبانی که بیشتر مردم دنیا در حال یادگیری هستند انگلیسی می‌باشد. در حال حاضر حدود یک میلیارد نفر در حال یادگیری این زبان اند. در کشور چین ۲۵۰ هزار نفر از طریق تلویزیون انگلیسی یاد می‌گیرند!

۵- ۷۵% تله‌تکس‌های دنیا به انگلیسی فرستاده  می‌شود.

۶-بیش از ۸۰%  از صفحه‌های اصلی سایت‌ها به انگلیسی‌ هستند. یعنی با دانستن انگلیسی شما حداقل با موضوع ۸۰ درصد از سایت‌ها آشنا می‌شوید.

۷-حدود ۷۰% ایمیل‌های دنیا به انگلیسی فرستاده می‌شوند! آیا شما هم به  استفاده از اینترنت علاقه دارید؟ اگر این‍‌طور هست یادگیری انگلیسی برای شما ضروری است.

۸- پنج تا از بزرگترین شبکه‌های  اطلاع‌ رسانی (CBS,NBC,ABC,BBC,CBC) به انگلیسی برنامه پخش می‌کنند.

۹- بیش از ۶۰۰ هزار لغت در انگلیسی وجود دارد ولی تخمین زده شده که با یادگیری تنها ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ لغت هم شما می‌توانید کارتان را در بیشتر موارد جلو ببرید.

۱۰-مسافرت آسانترخواهد شد, شما می‌توانید در حین سفر به ۴۵ کشور انگلیسی زبان لذت بیشتری ببرید و نیازی به راهنما یا مترجم نداشته باشید.

۱۱-یادگیری زبان انگلیسی می‌تواند یک مزیت برای پیدا کردن کار یا مهاجرت حتی به کشور‌های غیر انگلیسی‌زبان برای شما حساب شود.

۱۲-شما حتما‌ می‌دانید که مترجم‌های آنلاین مثل مترجم گوگل  محدودیت‌های خاص خود را دارند و وقتی یک متن را می‌دهید تا ترجمه کنند به ندرت طبیعی ترجمه می‌شود. با یادگیری انگلیسی خود را از زحمت  این مترجم‌ها خلاص کنید.

۱۳-با یادگیری هر زبانی دید شما نسبت به زندگی بازتر خواهد شد و شخصیتتان پخته‌تر شده و حتی ذهنتان نیز تقویت می‌شود.

از چه سنی به کودکمان زبان و ریاضی یاد بدهیم؟

اگر شما هم از والدین همیشه نگرانی هستید که می ترسید برای آموزش دادن به فرزندتان دیر شود، پیشنهادهای ما در این مطلب را بخوانید. ما به شما از سن مناسب آموزش دادن به فرزندتان می گوییم.

شاید تا یکی، دو دهه پیش، با گذشتن بچه ها از ۵ سالگی نگرانی والدین برای آموزش دیدن شان شروع می شد اما چند سالی است که دامنه این نگرانی ها گسترده تر شده و به سن کودکستان و حتی یکی، دو سال اول زندگی کودکان کشیده شده است. هنوز کودک زبان باز نکرده والدین کارت های آموزش زبان انگلیسی را پیش چشمش می گیرند و هنوز مفهوم اعداد را نمی داند قلم و کاغذ به دستش می دهند تا نامش را بنویسد.

آیا وقتش رسیده؟
اگر با بردن کودک تان از این مرکز استعدادیابی به آن مرکز به دنبال اثبات نبوغ و توانایی خارق العاده اش در یادگیری هستید، دست نگه دارید. محققان توصیه می کنند کودک تان را تا قبل از سه سالگی به هیچ عنوان در معرض این تست ها قرار ندهید. اگر شما از مادران عجولی هستید که می خواهید در چند ماهگی هوش فرزندتان را آزمایش کنید و هنوز یک ساله نشده او را با کمک تجهیزات جدید آموزشی باسواد کنید، باید بگوییم راه طولانی و بی نتیجه ای را می روید. پیشنهاد محققان این است که حوصله و صبرتان را نگه دارید برای وقتی که می دانید تلاش تان ثمر دارد.

بعد از سه سالگی با آزمون های مختلفی که توسط کارشناسان و در دوره های مختلف انجام می شود می توانید به این نتیجه برسید که فرزندتان می تواند زودتر از موعد خواندن و نوشتن را یاد بگیرد یا نه.

چه موقع ریاضی یاد می گیرد؟
با کارشناسان آموزشی مشورت کنید و بعد سراغ اعداد بروید

برای شروع یادگیری اعداد و ریاضی، کودک باید به تفکر انتزاعی رسیده و توان درک مفهوم اعداد را داشته باشد. برای یافتن راه مناسب برای آموزش کودک بهترین کار این است که کودک با کمک یک کارشناس آموزشی مورد آزمون قرار گیرد و اگر قصد آموزش ریاضی به فرزندتان را دارید و در اوایل نتیجه خوبی از آموزش دیدنش می گیرید، بی وقفه پیش نروید. اگر او در فرآیند یادگیری مشکل داشت باید با قرار دادن وقفه سه تا شش ماهه، آموزش او را دوباره ازسر بگیرید. اگر احساس کردید روند یادگیری فرزندتان بسیار کند یا متوقف شده، یک مشاور آموزشی را در جریان قرار دهید.

از اینها کمک بگیرید
پازل ها به توانایی ساختاری کودک کمک می کنند. هر چیزی که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانایی ساختاری و ساختمانی کودک را افزایش دهد به نحوی با منطق و ریاضی او مرتبط است. در بازی های کودکان که با یکدیگر توپ را دست به دست می کنند هم می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها یاد داد.

چه زمانی حروف را یاد می گیرد؟
پیش از هر چیز کودک باید توانایی تشخیص حروف الفبا را داشته باشد. یادگیری این حروف هم در اغلب کودکان در پایان دوره پیش دبستانی یعنی حدود پنج تا پنج و نیم سالگی اتفاق می افتد. البته راه های دیگری هم برای یادگیری حروف الفبا قبل از ورود به مدرسه وجود دارد که معمولا از طریق روزنامه، مجلات، کتاب ها و علائمی است که در رسانه های مختلف وجود دارد. در تحقیقات مختلفی که انجام شده، مشخص شده کودکانی که برنامه های آموزشی تلویزیون را تماشا می کنند می توانند حتی در سه سالگی حروف را تشخیص داده و بازشناسی کنند.

در حقیقت میزان توانمندی کودکان در درک و فهم به فرآیند ابتدایی یادگیری بازمی گردد. از ۶ ماهگی به بعد توان غضروفی بچه ها شکل می گیرد. بچه ها با اشکال متفاوت آشنا شده و شناخت از طریق دست و دهان انجام می شود. برای یادگیری حروف می توانید از طریق بازی وارد شوید. فرآیند شناخت حروف، بچه ها را با کلمات و تطبیق کلمات از لحاظ مفهومی با مصداق خارجی آن فراهم می کند.

از اینها کمک بگیرید
از مکعب های پلاستیکی یا کتاب های مصور و رنگ آمیزی می توانید برای آموزش استفاده کنید. البته این روزها که کودکان به موبایل و تبلت علاقه ویژه ای نشان می دهند می توانید از اپلیکیشن ها و نرم افزارهای مختلف نیز کمک بگیرید.

چه موقع خواندن را یاد می گیرد؟
ببینید آماده است ؟
بسیاری از محققان به والدین و مربیان توصیه می کنند تا زمانی که کودکان به سن عقلی شش سال و شش ماه نرسیده اند به آنها خواندن یاد ندهید اما حالا آمادگی برای خواندن به عوامل زیادی بستگی دارد که برای کودکان مختلف در زمان های متفاوت اتفاق می افتد. آمادگی کودکان برای یادگیری در نتیجه تجارب رسشی و محیط پیرامون ایجاد می شود که می تواند در سنین پایین نیز اتفاق بیفتد. سن مناسب برای خواندن در کودکان بسیار متفاوت است آنها می توانند از سه تا ۱۱ سالگی خواندن را شروع کنند اما به طور کلی خواندن در سنین بین چهار تا ۱۰ سالگی اتفاق می افتد.

اما عجله نکنید؛ اگر فرزندتان مهارت های اساسی و زیربنایی را کسب نکرده باشد نباید او را مجبور به یادگیری و خواندن کنید. اجبار به خواندن زودتر از موعد در بسیاری از موارد باعث سرخوردگی و ناراحتی کودک می شود. به طور کلی اگر کودک شما در هر سنی ویژگی های زیر را از خود بروز دهد، می توان گفت آمادگی خواندن دارد:

وانمود می کند که در حال خواندن است.

از صداهایی که حروف ایجاد می کنند آگاه است.

به کلمات نوشته شده در خیابان ها، تلویزیون، مجلات و کتاب توجه می کند.

معنی برخی کلمات ساده را می داند.

می تواند نام و نام خانوادگی خود را تلفظ کند.

از اینها کمک بگیرید
نگاه کردن به تصاویر و بازی با حروف آهنربا دار یا حتی خواندن شعر و ترانه می تواند به یادگیری خواندن کودکان کمک زیادی کند.

چه موقع زبان دوم را یاد می گیرد؟
در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد و به عبارت دیگر کودک تسلط کامل بر زبان مادری داشته باشد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند، حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا به جا ادا می کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند.

پیش بینی می شود کودک بین سه تا سه سال و نیم به زبان مادری تسلط پیدا کند و کلمات و حروف را راحت ادا کند بنابراین از این سن می توان کم کم زبان دوم را وارد کرد. اما اگر کودکی چهار یا پنج سال دارد و هنوز بیان کلمات برای او مشکل است، برای یادگیری زبان دوم آماده نیست. پس نمی توان سن را معیار قرار داد. تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت وگو به زبان مادری و زبان اولش است.

از اینها کمک بگیرید
اگر کودک تان به کامپیوتر یا تبلت علاقه دارد استفاده از کیبورد یکی از ابزارهایی است که می تواند شناخت حروف انگلیسی را برای او فراهم کند. اگر فکر می کنید مشکل کودک در یادگیری زبان عدم تمرکز است، تمرین های تمرکز را با او انجام دهید.

چه موقع می تواند بنویسد؟
واقعیت این است که فرآیند خواندن پیش از نوشتن اتفاق می افتد. هر چند کودکان اول مداد را در دست شان می گیرند و شروع به خط خطی کردن می کنند. آنها در بازی های شان معمولا از علامت های نوشتاری استفاده می کنند و مثلا نسخه پزشک را می نویسند. وظیفه شما به عنوان والدین کودک این است که با دیدن این علائم به منظور تقویت مهارت نوشتن در کودک تان از او بخواهید منظور خودش را از این علائم بیان کند. اگر کودک چند بار در املای خود یک کلمه را اشتباه بنویسد، می تواند نشانه آن باشد که حافظه تصویری کودک مشکل دارد.

از اینها کمک بگیرید
اگر در تلاش هستید کودک تان نوشتن یاد بگیرد می توانید چند کار انجام دهید؛ مثلا می توانید برای کودک همیشه کاغذ و مداد رنگی آماده کنار بگذارید یا با هم نامه ای برای یکی از اقوام یا دوستان بنویسید. قبل از نوشتن کلمه برخی وسایلی که با حروفی مشابه نوشته می شوند را بیاورید و به کودک نشان دهید


 
 
چرا در آموختن زبان خارجی مشکل داریم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

هفته پیش گزارشی در مورد یک پسر نوجوان عادی ۱۶ ساله ساکن نیویورک منتشر شد که نشان می‌داد وی تنها در اوقات فراغت خود، بدون کلاس، زبان‌های عبری، عربی، روسی، سواحیلی و چندین زبان دیگر را یاد گرفته است. البته به گزارش دیسکاوریمشخص نیست که این پسر نوجوان که تیموتی دونر نام دارد، چه‌قدر به هر یک از این زبان‌ها مسلط است، اما واضح است که او با سایر هم‌سن‌ و سال‌هایی که در مدرسه با او همکلاس هستند و حتی بسیاری دیگر از مردم که تنها به یک یا دو زبان می‌توانند صحبت کنند متفاوت است.

این‌جا یک سوال پیش می‌آید:‌ آیا ممکن است مغز برخی از افراد ویژگی‌های خاصی داشته باشد که به آن‌ها این امکان را بدهد که در مقایسه با سایرین زبان‌های بیشتری را بیاموزند و به زبان‌های بیشتری صحبت کنند؟

به گفته محققین، به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال مثبت باشد. مطالعات جدید نشان می‌دهند که در مورد برخی از افراد،‌ ژن‌ها مغز را برای یادگیری زبان آماده می‌کنند. محققین به تازگی شروع به مطالعه در مورد قسمت‌هایی از مغز کرده‌اند که در افرادی که در یادگیری زبان ماهرترند، بزرگ‌تر و یا کارآمدتر هستند. اما سایرین، یادگیری بهتر زبان را به انگیزه بالاتر برای اختصاص زمان به یادگیری زبان و تلاش سخت برای یادگیری راه‌های جدید برقراری ارتباط نسبت می‌دهند.

مایکل پارادیس، عصب‌شناس دانشگاه مک‌گیل واقع در مونترال، یادگیری زبان را با یادگیری پیانو و ورزش‌های مختلف یا هر کار دیگری که به نظم و اصول نیاز داشته باشد مقایسه می‌کند و در این‌باره می‌گوید:‌ «کودکان به هر کاری که علاقه داشته باشند، از عهده آن به خوبی برمی‌آیند. کودکانی که به ریاضیات علاقه داشته باشند،‌ در ریاضیات خوب عمل می‌کنند. به همین شکل، کودکانی که به زبان علاقه دارند، در یادگیری زبان خوب پیش می‌روند. این فقط یک مورد افراطی از یک اصل عمومی و کلی است. اگر شما خوب تمرین کنید و در زمینه خاصی انگیزه خیلی بالایی هم داشته باشید، می‌توانید فراتر از مرزهای عمومی و معمول در آن زمینه پیش بروید و ارتقا یابید.»

کودکان کم‌سن در یادگیری زبان‌های مختلف به طور همزمان توانایی شگفت‌انگیزی دارند. آن‌ها می‌توانند در هر زبان، تلفظ‌ها را درست مانند زبان مادری یاد بگیرند. وقتی هم به بزرگسالی می‌رسند، تمام آن زبان‌ها را در ذهن خود به صورت جداگانه دارند،‌ بدون این که با هم قاطی بشوند. این درست برخلاف وضعیتی است که زبان‌آموزان بزرگسال دارند. بزرگ‌ترها وقتی شروع به یاد گرفتن زبان سوم می‌کنند، ممکن است در یادآوری زبان دوم با مشکل روبرو شوند.

بنابراین با بالا رفتن سن، نه تنها یادگیری زبان دشوارتر می‌شود، بلکه به نظر می‌رسد مراحل رشدی وجود دارند که با گذر از آن‌ها، دستیابی به برخی جزییات ظریف در یادگیری زبان مشکل‌تر می‌شود. برای مثال، به گفته اورین اوبلر، عصب‌شناس مرکز آموزشی سی.یو.ان.وای واقع در نیویورک، بین سنین ۹ تا ۱۲ ماهگی، کودک توانایی تشخیص صداهایی را که در زبان مادری‌اش به کار نمی‌روند ، از دست می‌دهد.

وقتی سن از ۴ سال گذشت، اغلب مردم دیگر هرگز نمی‌توانند زبان دومی را به طور کاملا عمیق و کامل یاد بگیرند و در ریخت‌شناسی عمیق زبان دوم مشکل خواهند داشت. ریخت‌شناسی زبان به مجموعه قوانینی گفته می‌شود که تعیین می‌کند کلمات چه‌طور از واحدهای زبانی ساخته می‌شوند. به گفته پارادیس، بعد از ۷ سالگی، مغز بیشتر به آن‌چه آموزش داده می‌شود توجه می‌کند. بنابراین از این سن نوع حافظه‌ای که کودک برای یادگیری زبان به کار می‌برد دستخوش تغییر می‌شود.

وقتی سن بلوغ گذشت، بسیار بعید است که فرد بتواند یک زبان خارجی را بیاموزد و آن را بدون لهجه بیگانه صحبت کند. البته در این مورد،‌ دونر مثالی استثنایی است که می‌تواند زبان‌هایی که آموخته را با لهجه‌ای تاثیرگذار بیان کند. این امر احتمالا نشان‌دهنده این است که مغز او در رسش خود در این زمینه تاخیر داشته است. البته به نظر نمی‌رسد که در این سن محدودیتی برای یادگیری کلمات جدید به وجود بیاید.

بیش از یک قرن است که دانشمندان می‌دانند نقاطی کلیدی در قشر خارجی نیمکره چپ مغز وجود دارند که در یادگیری صحبت کردن و فهم زبان سهم عمده‌ای دارند. این مناطق مغزی، منطقه بروکا و منطقه ورنیکه نام‌گذاری شده‌اند. همچنین در مغز مناطق متعدد دیگری وجود دارند که در پردازش زبان نقش دارند.

به گفته پارادیس، علاوه بر این‌ها، ژن‌ها، نوروترانسمیترها (ناقل‌های شیمیایی که ارتباط بین سلول‌های عصبی مغز را بر عهده دارند) و مناطق مغزی درگیر در حافظه بلندمدت‌ هم در زبان سهم دارند. همچنین وقتی فرد به زبان دوم صحبت می‌کند، در مقایسه با زبان مادری، پای ساختارهای دیگری هم به میان می‌آید.

این امر توضیح می‌دهد که چرا وقتی نواحی خاصی از مغز فرد بر اثر پارکینسون، آلزایمر یا سایر اختلالات آسیب می‌بیند، ممکن است فرد فقط بتواند به زبان مادری خودش صحبت کند، یا این که یکی از زبان‌هایی که بعدها در زندگی خود آموخته را فراموش کند در حالی که زبان دیگر کاملا دست‌نخورده باقی بماند. به علاوه،‌ بالا رفتن سن می‌تواند لهجه‌ای را به همراه بیاورد که تا قبل از آن وجود نداشته یا به چشم نمی‌آمده است.

تنها چند سالی است که دانشمندان شروع به مطالعه بر روی مهارت‌های خاص افرادی کرده‌اند که می‌توانند به چندین زبان صحبت کنند.

برای مثال در مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۸ / ۱۳۸۷، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که دانشجویانی در یادگیری زبان مهارت‌های بالاتری دارند که شکنج هشل بزرگ‌تری دارند. شکنج هشل نام ناحیه‌ای در بخش چپ مغز است که زیر و بمی صدا را پردازش می‌کند. اما به گفته پاتریک وونگ، عصب‌شناس دانشگاه ‌نورث‌وسترن واقع در ایلینویز و از محققین این مطالعه، این یافته تنها در مورد زبان‌هایی که آهنگین هستند درست بود.

در مطالعه دیگری، که سال گذشته منتشر شد، گروه وونگ به این نتیجه رسیدند که زبان‌آموزان برتر کسانی بودند که ارتباطات درون بخش سفید قشر شنوایی مغزی بیشتری داشتند. این ناحیه هم از نواحی سهیم در شبکه زبانی است. این گروه در مطالعه جدید خود به این نتیجه رسیده‌اند که کارآمدی بهتر ارتباطات بین سلول‌های عصبی در کنار قابلیت ژنتیکی روی کل سیستم موثر است.

در این مطالعات تنها افرادی که به چندین زبان صحبت می‌کنند، شواهد مورد نیاز را فراهم نمی‌کنند، بلکه به گفته اوبلر، افرادی که با یادگیری زبان‌های تازه دست و پنجه نرم می‌کنند و نیز به طور موازی، افرادی که از اختلالات زبانی (دیسلکسیا) رنج می‌برند هم منابع مطالعاتی خوبی هستند.

تا به حال، با این که در مغز کسانی که مهارت بالایی در زبان‌آموزی دارند و نیز افرادی که در دسته مقابل قرار می‌گیرند،‌ شواهدی از اثر زیست‌شناختی به دست آمده، اما هنوز نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که توانایی یا ناتوانی در یادگیری زبان، یک ویژگی مادرزاد است که با آن متولد می‌شویم. زیست‌شناسی ما ممکن است تنها تعیین‌کننده این باشد که از چه راهبردی برای یادگیری زبان استفاده کنیم.

وونگ در این‌باره می‌گوید: «اگر شکنج هشل در مغز شما کوچک است به این معنا نیست که در یادگیری زبان خنگ هستید! هدف مطالعات ما این است که پیش‌بین‌ها را پیدا کنیم. وقتی بتوانیم مولفه‌های پیش‌بین را بشناسیم،‌ می‌توانیم برنامه‌های آموزشی درست را به مردم معرفی کنیم.»

اما حوزه عصب‌زبان‌شناختی به نسبت حوزه‌ای جدید است. فرایند یادگیری زبان در مغز هنوز هم برای ما پر از اسرار ناشناخته است. اوبلر در این‌باره می‌گوید: «روزی یک نفر از من پرسید چه‌طور می‌توان مغز یادگیرندگان عادی متعددی را به مغز یادگیرندگان فوق‌العاده نزدیک کرد و من پاسخ دادم تا دهه‌ها نمی‌توانم به چنین سوالی پاسخ بدهم.»


 
 
برای یادگیری زبان هیچ‌وقت دیر نیست
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

هیچ‌گاه برای یادگیری یک زبان دیگر دیر نیست. نتایج تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تحت شرایط کنترل شده، افراد بزرگسال نسبت به کودکان موفقیت بیشتری در کسب مهارت زبانی جدید از خود نشان می‌دهند.

به گزارش نیوساینتیست، این باور گسترده وجود دارد که کودکان زیر ۷ سال در یادگیری یک زبان جدید بهتر از دیگران هستند، زیرا مغز آنها در بازآرایی خود راحت‌تر عمل می‌کند. همچنین آنها از حافظه رویه‌ای یا تلویحی برای یادگیری استفاده می‌کنند، به این معنا که زبان جدید را بدون تفکر خودآگاهانه می‌آموزند. اما تصور می‌شد که بزرگسالان از حافظه مستقیم استفاده می‌کنند، و زبان جدید را با یادگیری فعالانه قوانین آن می‌آموزند.

اما اکنون گروهی از زبان‌شناسان این مساله را مطرح کرده‌اند که این تفاوت ظاهری در یادگیری زبان، منعکس کننده طرز برخورد ما با خردسالان و بزرگسالان، و نه تفاوت‌های مغزی آنها است. سارا فرمن از دانشگاه اورشلیم می‌گوید: «اگر بزرگسالان دچار خطایی بشوند ما آن را اصلاح نمی‌کنیم، زیرا نمی‌خواهیم به آنها توهین کنیم.»

فرمن و همکارش آوی کارنی، آزمایشی را طراحی کردند که در آن به کودکان ۸ ساله، ۱۲ ساله و بزرگسالان این شانس داده شد که یک قانون زبانی جدید را یاد بگیرند. به عنوان یک قانون ساختگی، یک فعل بسته به اینکه به یک شی جاندار یا بی‌جان اشاره می‌کرد، نحوه نوشتن و تلفظ متفاوتی داشت.

این موضوع به شرکت‌کنندگان گفته نشد، اما از آنها خواسته شد که به تلفظ صحیح یک لیست از فعل-اسم گوش کنند و سپس فعل صحیح را برای کلمات دیگر به کار ببرند. محققان قبلا نشان داده بودند که کودکان ۵ ساله در انجام این وظیفه بسیار ضعیف هستند و لذا نمی‌توان آنها را در این مطالعه شرکت داد. دو ماه بعد تمام شرکت‌کنندگان مورد آزمایش قرار گرفتند تا مشخص شود که چه چیزی را از این آموزش‌ها به خاطر می‌آورند.

فرمن می‌گوید: «در تمام اندازه‌گیری‌ها، عملکرد بزرگسالان به طرز واضحی بهتر از دو گروه دیگر بود.» وقتی از شرکت‌کنندگان خواسته شد که قانون مذکور را برای کلمات جدید به کار ببرند، کودکان ۸ ساله این کار را کاملا به صورت شانسی انجام می‌دادند، در حالی‌که میزان موفقیت کودکان ۱۲ ساله و بزرگسالان بیش از ۹۰ درصد بود.

عملکرد گروه بزرگسالان حتی بهتر است و به گفته فرمن، آنها پتانسیل بالایی برای یادگیری تلویحات زبانی جدید دارند. بر خلاف گروه جوان‌تر، اغلب بزرگسالان و کودکان ۱۲ ساله نحوه عملکرد قانون را درک کرده بودند و پس از هر بار امتحان، نتایج آنها بهتر می‌شد. به گفته فرمن، این مساله قاطعیت یادگیری تلویحی را نشان می‌داد.

دیوید بردسانگ از دانشگاه تگزاس، نتایج به دست آمده را بسیار شگفت‌انگیز می‌خواند؛ خصوصا این یافته را که مهارت تلفظ کودکان نسبت به بزرگسالان در مرتبه پایین‌تری قرار دارد.

اما رابرت دی‌کیسر از دانشگاه مریلند هشدار می‌دهد که آزمایش‌های ساختگی مانند این، لزوما قابل تعمیم به دنیای واقعی نیست. وی می‌گوید: «حتی اگر بزرگسالان در یادگیری تلویحی بهتر از کودکان عمل کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان برای زبان‌آموزی از یادگیری تلویحی استفاده کنند


 
 
بهترین روش‌های آموزش زبان به کودکان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

سال اول زندگی، بچه به جز گریه و صداهایی که پدر و مادر به زور می‌خواهند ثابت کنند معنی خاصی دارد، روش ارتباطی دیگری نمی‌شناسد. چند سال بعدی هم والدین با شیرین زبانی کودک و این‌که او هر بار چه کلمه جدیدی را یاد گرفته است، سرگرمند، اما بعد از این مدت بعضی از پدر و مادر‌ها دنبال سرگرمی دیگری می‌روند و آن این است که به کودک‌شان زبان دیگری یاد بدهند. به همین دلیل در خیلی از مهمانی‌ها بچه‌هایی را می‌توان دید که به اصرار والدین برای عمو یا خاله‌شان غلط یا درست از یک تا ۱۰ را به انگلیسی می‌شمرند یا اپل می‌گویند و اورنج را نشان می‌دهند. اما از ابتدای دهه ۹۰ با مطرح شدن موضوع دهکده جهانی و زبان بین‌المللی و البته نتیجه تحقیقات بعضی دانشمندان آموزش زبان دوم رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است. تحقیقات نشان داده بچه‌هایی که زبان دوم یاد می‌گیرند، هوش اجتماعی بالاتری دارند.

 

اما واقعا از چه سالی باید آموزش زبان به کودکان را شروع کرد؟

بسیاری از کار‌شناسان بر این باورند هرچه زبان دوم در سنین پایین‌تری به کودک آموزش داده شود احتمال این‌که کودک در سال‌های بعد در یادگیری این زبان موفق‌تر باشد، بیشتر است. در سال ۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد. بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از ۱۰ سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند. نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت. بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود. در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش دیده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند. طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت و تبحر بیشتری دارند. بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴ نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.

 

 

نقش والدین در آموزش زبان

آموزش زبان باید توسط یک متخصص و بر اساس سیستم مناسب باشد. ساعات و جلسات آموزش زبان دوم و نحوه به کارگیری آن کاملا حساب شده است به همین دلیل والدین نا‌آشنا به این امر ممکن است نتوانند مربی‌های خوبی برای آموزش زبان به کودک‌شان باشند. اما آن‌ها می‌توانند با تشویق کودک به یادگیری و حمایت از او، علاقه کودک را به فراگیری زبان و فرهنگ دیگر بیشتر کنند. به کودک‌تان نشان بدهید توانایی او در صحبت کردن به زبان دیگر، برای‌تان ارزشمند است و با او همراهی کنید. سعی کنید کودک‌تان را به جشن‌ها یا مراسمی که در مورد فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر است ببرید یا با مشورت معلمش، کتاب‌ها و فیلم‌هایی به زبانی که در حال یادگیری است در اختیارش قرار دهید. اگر خودتان هم به آن زبان آشنایید، برایش به آن زبان کتاب بخوانید اما سعی کنید کلمات را به صورت صحیح تلفظ کنید. در بقیه مواد درسی با کودک‌تان کار کنید تا کودک با خیال راحت‌تری به یادگیری زبان بپردازد و مشکلی در زمینه‌های دیگر نداشته باشد.

 

زبان دوم ، از چه سنی؟

کار‌شناسان آموزش کودک و زبان‌شناسان معتقدند کودکانی که قبل از دوره نوجوانی به یادگیری زبان دوم بپردازند بهتر می‌توانند در زمینه تلفظ کلمات به طور صحیح و نزدیک به صاحبان اصلی زبان عمل کنند. زبان‌شناسان این موضوع را به تغییرات فیزیولوژیکی مربوط می‌دانند که در مغز کودکان در سنین نوجوانی رخ می‌دهد. تفاوت هجا‌ها و آوا‌ها در زبان‌های مختلف که باعث تفاوت لهجه‌ها می‌شود در کودکانی که زبان را قبل از شکل‌گیری بخش‌های مربوطه در مغز یاد گرفته‌اند کمتر به چشم می‌آید. به همین دلیل بهترین سن آموزش زبان به کودک، قبل از ۱۰ سالگی و زمانی است که کودک هنوز در زبان مادری خود هم پیشرفت چندانی نداشته است. البته این مسئله به هیچ وجه کودک را از یادگیری زبان مادری بازنمی‌دارد بلکه به پیشرفت آن هم کمک خواهد کرد. بعضی از والدین نگران این نکته هستند که یاد دادن زبان دوم در سنین کم ممکن است باعث شود کودک زبان مادری خود را فراموش کند یا این‌که در یادگیری زبان مادری و ادبیات آن دچار مشکل شود. در حالی‌که زبان‌شناسان خلاف این باور را دارند. آن‌ها معتقدند یادگیری زبان دوم به دلیل به کارگیری ذهن کودک در استفاده از ترجمه‌ها و معانی کلمات و ساختار جملات می‌تواند باعث شود زبان مادری خود را هم بار دیگر بیاموزد و آن را در کنار زبان دوم یاد بگیرد. توجه کودک به یک زبان جدید می‌تواند باعث توجه او به ساختارهای زبان و جمله‌بندی‌ها شود. چیزی که ممکن بود تا آن زمان به آن چندان توجهی نشان داده نشود.

 

 

بهترین روش‌های آموزش زبان به کودک

برای آموزش زبان دوم به کودک، ۳ روش اصلی وجود دارد که اغلب موسسات و سیستم‌های آموزش از یکی از این ۳ روش استفاده می‌کنند. به کارگیری هرکدام از این روش‌ها به سن کودک، سیستم تربیتی کودک و نگاه والدین به مسئله یادگیری زبان بستگی دارد. کودک در بعضی از این روش‌ها سریع‌تر زبان دیگری را یاد می‌گیرد و در بعضی از روش‌ها آزادی بیشتری برای انتخاب یادگیری دارد.

روش غرقه سازی: در این مدل از یادگیری کودک کاملا در محیطی با زبان دیگر قرار می‌گیرد. در مهدهای کودک‌ دوزبانه مربی‌ها با زبان دوم که هدف یادگیری است صحبت می‌کنند و در مدرسه هم بچه‌ها حداقل نیمی از اوقات خود را در طول روز به یادگیری زبان دوم می‌پردازند. در روش غرقه‌سازی کامل که البته در مدارس معدودی اجرا می‌شود کودک همه مواد درسی مانند ریاضی، علوم و تاریخ را به زبان دوم فرا می‌گیرد. در این روش یادگیری زبان در واقع زبان دوم به جای این‌که موضوعی برای یادگیری باشد خود وسیله‌ای برای آموزش مواد درسی دیگر است و کودک ناخودآگاه مجبور به یادگیری این زبان می‌شود. بچه‌هایی که با این روش زبان یاد می‌گیرند در صحبت کردن زبان دوم با لهجه صحیح و به طور کامل، موفق‌ترند و به سطوح بالاتری از یادگیری زبان می‌رسند. اگرچه ممکن است در ابتدا، یادگیری در بعضی از مواد درسی، بچه‌ها به اندازه‌ای که آن درس‌ها را به زبان مادری خود یاد می‌گیرند موفق نباشند اما به تدریج و با پیشرفت‌شان در یادگیری زبان دوم، این مشکل هم برطرف می‌شود.

روش آموزش زبان خارجی در مدارس ابتدایی: در این روش به جای این‌که زبان دوم در پایه راهنمایی به کودک آموزش داده شود، در‌‌ همان سال‌های ابتدایی و همراه با دیگر درس‌ها به طور مقدماتی به کودک یاد داده می‌شود. در این روش زبان دوم به عنوان یک سوژه یادگیری به کودک معرفی می‌شود و به طور معمول ۳ تا ۵ جلسه در هفته کودک زمان صرف یادگیری این زبان می‌کند. میزان موفقیت این روش کمی کمتر از روش قبلی است اما کودکانی که در این سن یادگیری زبان را شروع می‌کنند نسبت به کودکانی که در سال‌های بعد برای اولین بار زبان دوم را یاد می‌گیرند، پیشرفت بیشتری خواهند داشت. ارائه زبان دوم در سال‌های اولیه تحصیلی که کودک شوق برای یادگیری دارد باعث بالا رفتن سرعت یادگیری می‌شود. بسته به تلاش و میزان زمانی که صرف آموزش این زبان به کودک می‌شود ممکن است در آینده کودک بتواند به خوبی و با فصاحت به زبان دوم حرف بزند.

روش اکتشاف در زبان دوم: در این روش سن کودک کمی بالا‌تر است و این روش بیشتر از آن‌که آموزش زبان باشد در واقع نوعی تقویت شناخت کودک است. در این روش فرهنگ و زبان دوم به عنوان یک مفهوم به کودک ارائه می‌شود. برای کودک در مورد فرهنگ و زبان‌های مختلف صحبت می‌شود و ممکن است بیش از یک زبان به کودک ارائه شود تا کودک در یادگیری زبان دوم حق انتخاب داشته باشد. در مراحل بالا‌تر این روش، ساختار‌های زبان دوم هم به کودک آموزش داده می‌شود اما بیشتر از آن‌که تاکید بر فصیح صحبت کردن این زبان باشد، هدف آشنایی و ارائه اطلاعات در مورد فرهنگ جامعه‌ای است که به آن زبان سخن می‌گویند. اگر جلسات آموزش بیشتر از ۲ یا ۳ بار در هفته باشد ممکن است توانایی کودک در صحبت به زبان دوم هم بیشتر شود اما والدین نباید انتظار داشته باشند کودک در این روش یادگیری بتواند بعد‌ها به طور فصیح و با لهجه مناسب به زبان دوم حرف بزند. این روش یادگیری بیشتر مورد علاقه والدینی است که فکر می‌کنند آموزش زبان دوم ممکن است باعث فشار بر کودک شود. اگرچه این روش می‌تواند زمینه یادگیری زبان در سال‌های بعدی باشد و سرعت یادگیری زبان در فرد را در سال‌های بعدی زندگی افزایش دهد


 
 
اصول یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۸
 

 

به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

  1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         ۲. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (۷۰-۶۰ درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً ۸۰ درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و ۲۰% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

– از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

– فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به ۳ بخش مجزا تقسیم کنید.

  1. Vocabulary (واژگان) ۲. Grammar  ۳. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، ۳ ساعت مطالعه مختص واژگان ۲ ساعت مطالعه مختص گرامر و ۲ ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.
  2. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان:

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و….) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

– شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  …… یا bird، bread، braid، bride، breed و…..)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و…..)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و….)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و…..

– شامل ۳ ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی ۱: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی ۲: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی۳: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی ۴: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به ۳ بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

– در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

– در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

– در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و … در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

– steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

– اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

– به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

– وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

  1. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

  1. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

– برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

– از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

– هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و….) استفاده نکنید.

– در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

– زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

– یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و…..) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

– در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (۱ تا ۲ دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

– در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

– در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و….. .

inhabitant
ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
A town of 11000 inhabitants.

resident
مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
A resident of the United States.

denizen
ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
Polar bears, denizens of the frozen north.

citizen
تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
She’s Italian by birth but is now an Australian citizen.

colonist
مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
The early colonists faced many problems in a new land.

immigrant
مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.

pilgrim
زائر، زوار، مسافر، مهاجر
Muslim pilgrims on their way to Mecca

refugee
مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
a steady flow of refugees from the war zone

migrant
کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.

emigrant
مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
emigrants to Canada

Evacuee
فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
The evacuee is sent away from Iran.

Settler
مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
white settlers in Africa


 
 
اشتباه رایج در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٥
 

 

همه ما علاقمند به یادگیری زبان انگلیسی هستیم، اما اکثر مواقع آنرا کاری سخت، طاقت فرسا و کند تلقی می کنیم. شاید هیچوقت دقت نکرده باشیم مشکل را در جایی دیگر بایستی جستجو کرد. افراد زیادی هستند که بیش از دو زبان به غیر از زبان(های) مادری خود صحبت می کنند؛ دیدن این افراد باعث می شود که کمی انگشت اتهام خود را به سمتی دیگر بچرخانیم... به سمت روشهای غلط و ناکارآمد و شاید اشتباهات رایج. در این پست قصد داریم به بررسی این اشتباهات (منبع A.J. Hoge) بپردازیم تا یادگیری زبان کاری ساده تر و لذت بخش تر گردد.

1- تمرکز بر گرامر:

تمرکز بر قواعد بدترین، متداول ترین، و بزرگترین اشکال در یادگیری زبان است. تحقیقات نشان می دهد که مطالعه گرامر به توانایی صحبت کردن آسیب می رساند. چرا؟ زیرا گرامر انگلیسی برای به خاطر سپردن و استفاده کردن بسیار پیچیده می باشد در حالی که مکالمه واقعی بسیار پرسرعت و سریع می باشد. ما زمان کافی برای فکر کردن، به خاطر آوردن صدها و هزاران قواعد گرامری، انتخاب مورد صحیح و سپس استفاده از آنرا نداریم. قسمت منطقی سمت چپ مغز نمی تواند آنرا به درستی انجام دهد. ما بایستی گرامر را به مانند یک کودک و بصورت حسی یاد بگیریم. نگران نباشید!!! فقط کافی است به مکالماتی گوش دهید که در آن گرامر صحیح انگلیسی صحبت می شود- خصوصا توسط انگلیسی زبانان بومی. سپس مغزتان بصورت اتوماتیک قواعد صحیح را فرا


 
 
روش اصولی یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۳
 

زمانی به زبان انگلیسی مسلط هستید که بتوانید:

 

روش,اصولی,یادگیری,زبان,انگلیسی,آکاایران,روش اصولی یادگیری زبان,زمان,بتوانید,موفقیت,شویم,مفید,راحت,بیان,جامع

 به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

 یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

 یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

 اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

 اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

 در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         2. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

- از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

- فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.

1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar  3. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.

1. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان: 

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و....) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

- شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و.....

- شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی 4: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

- در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

- در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

- در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

- steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

- اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

- به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

- وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

2. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

3. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

- برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

- از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

- هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.

- در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

- زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

- یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

- در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

- در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

- در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و..... .

inhabitant

 
 ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
 A town of 11000 inhabitants.
 
resident

 
 مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
 A resident of the United States.
 
denizen

 
 ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
 Polar bears, denizens of the frozen north.
 
citizen

 
 تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
 She's Italian by birth but is now an Australian citizen.
 
colonist

 
 مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
 The early colonists faced many problems in a new land.
 
immigrant
 مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
 Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.
 
pilgrim

 
 زائر، زوار، مسافر، مهاجر
 Muslim pilgrims on their way to Mecca
 
refugee

 
 مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
 a steady flow of refugees from the war zone
 
migrant
 کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
 The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.
 
emigrant

 
 مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
 emigrants to Canada
 
Evacuee
 فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
 The evacuee is sent away from Iran.
 
Settler

 
 مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
 white settlers in Africa


 
 
روش اصولی یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٦
 



 زمانی به زبان انگلیسی مسلط هستید که بتوانید:

 

روش,اصولی,یادگیری,زبان,انگلیسی,آکاایران,روش اصولی یادگیری زبان,زمان,بتوانید,موفقیت,شویم,مفید,راحت,بیان,جامع

 به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

 یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

 یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

 اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

 اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

 در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         2. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

- از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

- فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.

1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar  3. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.

1. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان: 

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و....) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

- شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و.....

- شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی 4: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

- در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

- در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

- در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

- steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

- اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

- به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

- وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

2. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

3. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

- برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

- از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

- هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.

- در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

- زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

- یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

- در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

- در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

- در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و..... .

inhabitant

 
 ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
 A town of 11000 inhabitants.
 
resident

 
 مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
 A resident of the United States.
 
denizen

 
 ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
 Polar bears, denizens of the frozen north.
 
citizen

 
 تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
 She's Italian by birth but is now an Australian citizen.
 
colonist

 
 مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
 The early colonists faced many problems in a new land.
 
immigrant
 مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
 Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.
 
pilgrim

 
 زائر، زوار، مسافر، مهاجر
 Muslim pilgrims on their way to Mecca
 
refugee

 
 مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
 a steady flow of refugees from the war zone
 
migrant
 کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
 The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.
 
emigrant

 
 مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
 emigrants to Canada
 
Evacuee
 فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
 The evacuee is sent away from Iran.
 
Settler

 
 مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
 white settlers in Africa
 


 
 
دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها وپهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهایلغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید.دو صفحهمعنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداختهشده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: www.okhdar.com


 
 
روش یادگیری لغات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:



کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.


روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue(تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorousبه معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند. توضیحات بیشتر...

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.

اهمیت فراگیری اصطلاحات

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.


مثال:

     معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.

همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از دو و گاهی سه کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن

show off  خودنمایی کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.

درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).

یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:
 

 

Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

 

در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.

شنبه یکم شهریور 1393 | نظر بدهید

 
 

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

 

 

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color

centre

center

honour

honor

analyse

analyze

cheque

check

tyre

tire

favour

favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

  • صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف rتنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/
    برای فراگیری سیستم تلفظ IPAاینجا را کلیک کنید.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی
فارسی

lift

elevator

آسانسور

trousers

pants

شلوار

lorry

truck

کامیون

petrol

gasoline

بنزین

underground

subway

مترو

aerial

antenna

آنتن

rubber

eraser

پاک‌کن

flat

apartment

آپارتمان

wardrobe

closet

جارختی

queue

line

صف

pavement

sidewalk

پیاده‌رو

 


 
 
چگونه لهجه خود را کاهش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید. (برای این منظور می‌توانید از نرم‌افزار Pronunciation Power و یا دیکشنری گویای لانگمن استفاده نمایید.)


به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید.


به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یاes- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). (برای فراگیری نحوه تلفظ صحیح این قبیل کلمات اینجا را کلیک کنید.)
 

با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

آموزش مکالمه انگلیسی نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهی که بین کلمات و جملات ایجاد می‌کند این فرصت را برای شما فراهم می‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقویت نمایید.)
 

صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.


 
 
اگر وقت درس خواندن ندارید، بخوانید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

درس و تحصیل تنها دغدغه همه دانشجویان نیست. بعضی از دانشجویان ناچارند علاوه بر رفتن به دانشگاه، کار کنند یا مسئولیت اداره خانواده را به عهده بگیرند. اما کارشناسان نکاتی را پیشنهاد می کنند تا با استفاده از آنها بتوانیم از زمان مطالعه خود بیشترین استفاده را ببریم.

 

۱. مطالعه را جزئی از زندگی روزانه خود قرار دهید.

 

بهترین راه برای اینکه به درس خواندن عادت کنیم این است که آن را بخشی عادی از زندگی روزمره خود بدانیم. تحصیلات عالی مستلزم تلاش و پشتکار است. لازم است هر روز زمانی را به انجام تکالیف و مطالعه اختصاص دهیم. یک ساعت در روز برای شروع خوب است، ولی این زمان هرچه بیشتر باشد بهتر است.

 

۲. سبک یادگیری خود را بشناسید.

 

افراد مختلف روش های یادگیری متفاوتی دارند و هرگز یک روش واحد برای همه اشخاص مناسب نیست. بعضی افراد با روش های دیداری، بعضی با شنیدن، و بعضی با ترکیب روش های گوناگون یاد می گیرند. لازم است هریک از ما روش مناسب خود را کشف کنیم و آن را به طور مکرر مورداستفاده قرار دهیم. گاهی اوقات ترکیب رویکردهای مختلف، مثلا خواندن مطالب با صدای بلند می تواند مفید واقع شود.

روش های یادگیری همچنین ممکن است برحسب آنچه مطالعه می کنیم متفاوت باشد. به عنوان مثال کسی که زبان را با روش های شنیداری می آموزد ممکن است ریاضیات را با روش های دیداری یاد بگیرد. بهتر است عادات خود را با توجه به روش یادگیری خود شکل دهیم.

 

۳. همه چیز را به شب قبل از امتحان موکول نکنید.

 

بسیاری از دانش آموزان مطالعه را به شب قبل از امتحان موکول می کنند اما این روش روش خوبی برای یادگیری نیست. به گزارش برترین ها کارشناسان معتقدند که در محیط یادگیری آکادمیک، تنها دانستن مطالب و نکات کافی نیست بلکه دانش آموزان باید توانایی تفکر انتقادی راجع به آنها را نیز داشته باشند.

بهتر است مطالب درسی را به صورت روزانه مرور کنیم. همین طور بحث های گروهی و استفاده از نوارها و سی دی های آموزی به یادگری موثر تر کمک می کند.

 

۴. از درس خواندن لذت ببرید.

 

لزومی ندارد همیشه درس خواندن را جدی بگیریم و تنها در گوشه ای بنشینیم و مطالب را در ذهن خود فرو کنیم. روش های زیادی وجود دارد که به ما کمک می کنند تا ز درس خواندن لذت ببریم . همه چیز به خلاقیت ما بستگی دارد. مثلا استفاده از حروف اختصاری جالب، یا موزیک و سایر روش های خلاقانه باعث می شود تا از درس خواندن لذت بیشتری ببریم.

 

۵. خود را بیازمایید.

 

لازم نیست برای آزمودن خود تا روز امتحان صبر کنیم. می توانیم در حین مرور مطالب، فهرستی از چند سوال تهیه کنیم. سپس به عقب برگردیم و به آنها پاسخ بدهیم. همین طور در روزهای آینده که دوباره به سراغ مطالب می آییم این سوالات به ما کمک خواهند کرد. بکوشید تا به آزمودن خود عادت کنید و آن را بخشی از برنامه مطالعه خود قرار دهید.

منبع: bartarinha.ir


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

موضوع: روش‌های مطالعه

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت اول: مقدمه

م. حورایی

از یکی از مرتاضان هندی پرسیدند: آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی؟ گفت: آری. گفتند: چگونه؟ گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.

 این شاید بزرگترین ثمره تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنید، یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید.تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشما درطول روزبه پنج فعالیت مختلف مشغولید، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید.موفقیت زندگی روزانه ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و... به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کارمی کنید به خانواده می اندیشید، وقتی درخانواده به سرمی برید ازشغل خود نگرانید و وقتی ورزش میکنید در اندیشه تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزارسو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 

عمل تمرکز، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروعتمرینات، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا 6 هفته که از پرورش ذهن ویادگیری مهارت‌ها گذشت، متوجه پیشرفت‌های قابل‌توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهیدرمی‌یابید که چه سال‌هایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر داده‌اید. 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

چگونه می‌توانیم موفقیت خود در آموزش درس‌های حفظی را به حد اکثر برسانیم؟
این پرسشی است که در این مقاله به آن پاسخ داده می‌شود. روش‌های پیشنهادی در این مقاله برگرفته از اصول و تجربیات روانشناسی نوین است.

قانون اول تقویت حافظه: تجسم

تجسم کلمه‌ای است همردیف حافظه

سوال : بیاد بیاورید دستگیره درب منزل شما چه رنگی است وچه شکلی دارد ؟

اگر بیاد آورده باشید حتما به این علت بوده که توانسته اید تصویر درب  منزل خودرا بیاد آورده باشید و این اتفاق زمانی انجام می شود که شما تصویر دستگیره درب خودرا خوب تجسم نموده باشید

تجسم و حافظه دومفهوم کاملا به هم نزدیک هستند هر چه حافظه شما قوی تر باشد تجسم شما هم قویتر خواهد بود و هر چه تجسم شما قویتر باشه حافظتون قویتر خواهد بود

پس این کلمه ها را خوب بخاطر می سپردید  اگر شما در اون یک دقیقه به اون کلمه ها نگاه می کردید متوجه می شدید که تمام اونها قابل تجسم بودند واگر شما هر کدام از اونها رو وقتی خوندید تو ذهنتون هم اونا رو تجسم میکردید حتما نمره خوبی می آوردید

اگر هم میخواهید حافظه خود را تقویت کنید سعی کنید تجسم خودرا تقویت کنید و هر چیزی رو که میخواهید حفظ کنید تجسم کنید .

اگزنمره شما خیلی پایین بوده حتما این کلمات را تجسم نکرده اید برای اینکه نمره نسبتا خوبی در این امتحان کسب کنید اولین کاری که باید انجام دهید این است که این کلمات را تجسم نمایید یعنی شما باید چشمان خود را ببندید هر یک از کلمات را خوب در ذهن خود مجسم نمایید .با چشم درون ببینید.

قانون دوم تقویت حافظه: تداعی


 
 
سبک‌های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٥
 

موضوع: روش‌های مطالعه

سبک‌های یادگیری

مهران

با شناسایی سبک یادگیری خود و به کارگیری تکنیک‌های یادگیری ویژه مربوط به آن، یادگیری خود را بهبود بخشید.

انواع سبک‌های یادگیری:

1- سبک یادگیری دیداری

65 درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را به خاطر می‌سپارند.

* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و هم چنین سازمان‌دهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده می‌کنند.

* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود می‌بندند.

* معمولا افرادی مرتب و منظمی می‌باشند.

* این گونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا می‌باشند.

* معمولا در کلاس درس نیمکت‌های ردیف جلو را اشغال می‌کنند.

* تمایل به برداشتن یادداشت‌های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.

* جذب کتابهای مصور می‌گردند.

* در به خاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.

* برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیک‌های با رنگ روشن استفاده می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در روند آموزش از رنگ‌ها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.

2- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.

3-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

2- سبک یادگیری شنیداری

30 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته‌باشند.

* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.

* از طریق گوش دادن یاد می‌گیرند.

* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب می‌کنند.

* در محیط‌های شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست می‌دهند.

* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.

* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.

* برای به خاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند مکررا روخوانی می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.

2- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.

3-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

3- سبک یادگیری جنبشی- بساوایی

5 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره می‌گیرند.

* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مند هستند.

* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دست‌های خود را تکان می‌دهند و از ژست‌های جسمانی استفاده می‌کنند.

* از آن که در کلاس درس بی‌حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.

* برای یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.

* هنگام مرور مطالب درسی خود مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری

1- در حین یادگیری آدامس بجوید.

2- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید

3-حین یادگیری موسیقی گوش دهید.

منبع: سایت مردمان

یادگیری‌های شبانه تنها منجر به یادآوری نوک زبانی می شود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر "محمد رضا افضل نیا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر" افزود: به طور کلی یکی از عواملی که در یادگیری و یادآوری تأثیر زیاد دارد، اضطراب است. این عامل موجب برانگیختگی و آشوب درونی می شود که از لحاظ فیزیولوژیکی 17 تغییر مهم را در عملکرد دستگاه های بدن به وجود می آورد. این حالت طور مستمر در مغز حالتی تحمیلی مانند کودتای نظامی ایجاد می کنند. وی ادامه داد: بر اثر آدرنالین بالا به هنگام اضطراب، تغییرات کارکردی در سیستم ادراکی و واکنش های بدن به وجود می آید. در این هنگام مردمک چشم بیش از اندازه معمول گشاد شده و کارکرد سلول های مخروطی آن دچار اختلال می شود در نتیجه ظرافت ها و جزئیات کمتری از یک سئوال مد نظر قرار گرفته می شود و تنها سلول های میله ای که مسئول ادراکات کلی از محیط است، فعال می شوند. این روانشناس شناختی اظهار داشت: بدن و ماهیچه های داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب می شود و به دنبال آن کارکرد حافظه نیز مختل، تمرکز و بازیابی اطلاعات از حافظه با مشکل مواجه می شود. وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد. این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت. وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است. افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود. وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند. عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند. وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از 4 ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه 10 تا 15 دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است. عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.

منبع: خبرگزاری مهر


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 

قسمت سوم: علاقه

م. حورایی

به یقین می‌توان گفت که علاقه مهم‌ترین شرط در ایجاد تمرکز حواس است. هر چه علاقه شما به یک موضوع بیش‌تر باشد، تمرکز فکر شما بر آن بیش‌تر می‌شود. متخصصان حافظه و یادگیری، وقتی که شخصی می‌گوید: «من اصلاً حافظه ندارم»، به او می‌گویند: «نشانی منزلت را بلدی؟» و چون شخص پاسخ مثبت می‌دهد، می‌گویند: «پس تو حافظه داری. اگر حافظه نداشتی، نباید هیچ نمود و تظاهری را از حافظه نشان می‌دادی.»

شخص اصرار می کند: «من حافظه ندارم.»  یا «حافظه‌ام خیلی بد است، چون درس تاریخی را که دیشب خوانده بودم اصلاً به خاطر نمی‌آورم.» به زندگی همین شخص وارد می‌شویم. متوجه می‌شویم که به فوتبال علاقه زیادی دارد. از او سؤالی در این زمینه می کنیم، سؤالاتی خیلی جزئی و حاشیه ای. ملاحظه می‌کنیم که او حتی شماره پیراهن بازیکنان، باشگاه آنها و نتایج دقیق مسابقات قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه‌ی توانایی!

 

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید، خود به خود بر آن متمرکز می شوید. بیشتر دقت می‌کنید و به راحتی به حافظه می‌سپارید و بعداً هم خیلی راحت به خاطر می‌آورید. اساساً تمرکز حواس و حافظه لازم و ملزوم یکدیگرند:

 

علاقه‌ی بیش‌تر>> تمرکز بیش‌تر >> مرور ذهنی بیش‌تر >> به خاطر سپاری به‌تر >> یاد آوری سریع‌تر

 

حلقه اول این زنجیر، علاقه است. تا علاقه نباشد، تمرکز نیست و تا تمرکز نباشد، حافظه نیست و تا حافظه نباشد، یادگیری و موفقیت تحصیلی نیست. پس می بینید که اساس تمام موفقیتهای تحصیلی و همین طور شغلی و موفقیتهای دیگر علاقه است. علاقه، علاقه، علاقه = موفقیت، موفقیت، موفقیت. آن جا که شما علاقه دارید، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید. همین شما که از عدم تمرکز حواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن یک فیلم مهیج یا تماشای مسابقه ورزشی مورد علاقه خود یا بازی شطرنج یا خواندن یک رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه یک درس مورد علاقه خود هستید، نسبت به سر و صدا، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری که در محیط اطرافتان هست، هیچ واکنشی نشان نمی دهید یعنی: تمرکزی عالی دارید.

 

وقتی شما به موضوعی علاقه دارید، دوست دارید درباره آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر باعث می شود که تمرکز بهتری داشته باشید. از طرفی هرچه بیشتر فرابگیرید و بیشتر بدانید، علاقه شما به مطلب هم بیشتر می شود و باز علاقه بیشتر، میل فراگیری بیشتر و . . .


اما ما باید درسهای زیادی را مطالعه کنیم و در این مطالعه تمرکز حواس داشته باشیم تا بتوانیم یاد بگیریم و به خاطر بسپاریم و به موفقیت تحصیلی دست یابیم. طبیعتاً خیلی از این درسها مورد علاقه ما نیستند. با آنها چه کار کنیم؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه این درسها را کنار بگذاریم و فقط درسهای مورد علاقه را بخوانیم. تنها راه حل این است: باید به طریقی خودمان را به آن درسها علاقمند کنیم.

 

چگونه درس بخوانیم؟ این سؤالی است که اکنون مسلماً در ذهن شما ایجاد شده است. شما که مجبورید درسهایی را بخوانید که هیچ علاقه ای به آنها ندارید و واقعاً نمی دانید که با این بی علاقگی و در نتیجه عدم تمرکز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه کنید. یکی به مثلثات علاقه ندارد، یکی به شیمی، یکی به فلسفه، یکی به زمین شناسی، یکی به تاریخ و . . .


به هرحال هر کس ممکن است از یک یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما در عین حال که این بی علاقگی را حس می کند، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می نماید. ما هم اکنون زمینه های بسیار مؤثری را برای ایجاد علاقه به شما معرفی می کنیم.

 

 

اطلاعات اولیه

شاید مهم‌ترین راه ایجاد علاقه، کسب اطلاعات اولیه درباره موضوع مورد نظر باشد. هرچه اطلاعات اولیه شما و دانسته‌های ابتدایی شما در زمینه موضوع بیش‌تر باشد، خود به خود کشش بیش‌تری برای فراگیری آن خواهید داشت و در نتیجه تمرکز بهتری در آن به دست خواهید آورد. این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است. هرچه می توانید اطلاعات اولیه، سطحی و ابتدایی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند چه نباشند. مثلاً قبل از این که فرمولهای پیچیده اصطکاک را در فیزیک مطالعه کنید، به کسب اطلاعات اولیه و ابتدایی در مورد اصطکاک بپردازید. اگرچه این مطالب پیش پا افتاده، سطحی و بی ارتباط با آن فرمولهای پیچیده به نظر می رسند، شوق و شور و میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.

 

 

اهمیت مطالعه قبل از ورود به کلاس

شاید تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا دبیران و استادان شما این قدر به شما تأکید می کنند که قبل از ورود به کلاس جلسه بعد، مطالعه سطحی و اجمالی و سریعی بر آنچه که قرار است تدریس شود داشته باشید. علت این تأکید عمدتاً به خاطر همین تأثیر اطلاعات اولیه است. با دانستن اطلاعات اولیه شوق یادگیری و جذبتان فراوانتر می گردد و به یقین درک بهتری از صحبتهای مدرس خواهید داشت و ما در جای خود شیوه مطالعه قبل از ورود به کلاس را توضیح خواهیم داد.

 

 

اطلاعات اولیه چگونه باشند؟

برای کسب اطلاعات اولیه باید دقت کنید که این اطلاعات، ویژگیهای لازم را داشته باشند. هر مطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود. باید به خاطر داشته باشیم که اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد کند و ما را به فراگیری بیشتر وا دارد. بنابراین:

 

اول- اطلاعات اولیه باید ساده باشند: اگر شما در ابتدا مطالب دشوار و سخت را جستجو کنید و به آنها توجه نشان دهید، به جای علاقمند شدن به آنها از آنها بیزار می شوید. اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

 

دوم- اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند: با وجود آن که اطلاعات اولیه فراوانی در اختیار شماست که همگی ساده اند، توصیه می کنیم همه این اطلاعات را یکجا نگیرید. یکی از این اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است: یادگیری تدریجی است. اگر شما 9 ساعت مطالعه مستمر جغرافی را در یک روز، به یک ساعت مطالعه در 9 روز تبدیل کنید و یا 18 ساعت مطالعه پشت سر هم در یک روز را به 6 ساعت مطالعه در 3 روز تقسیم کنید، بازده فوق العاده بیشتری خواهیم داشت.

 

یادگیری یکباره مطالب، شما را زود خسته و بی علاقه می‌کند. درست مثل آنکه بخواهید در یک روز از صبح تا شب نیمی از کتاب را یاد بگیرید. اصل یادگیری تدریجی هم بر ایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یکباره به راحتی شما را از آن درس بیزار می‌کند.

 

سوم- اطلاعات اولیه باید به شکل خوبی ارائه شوند: انتقال اطلاعات اولیه به شکلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشتر افزایش می دهد. معلمی را به خاطر بیاورید که مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و در همان روز اول آن چنان تأثیری بر شما می گذارد که شیفته آن درس می‌شوید.

 

وقتی که مشغول درس خواندن هستید، مانند همان معلم مطالب را به شکلی زیبا برای خود بیان کنید و در خود علاقه ایجاد کنید، به خصوص در درسهایی که معلم شما مطلب را خشک و جدی و نه چندان خوب ارائه می‌دهد، حتماً از این روش استفاده کنید.

 

چهارم - به کاربردهای علمی مطالب علمی فکر کنید: کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید. قبل از آنکه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطکاک بروید به این فکر کنید که زمستانها در هوای سرد، دستان خود را به هم می‌مالید تا گرم شوند.

 

قبل از این که مثلثات بخوانید به این فکر کنید که تمام حرکات کشتیها روی اقیانوسها براساس نسبتهای مثلثاتی انجام می گیرد.

 

قبل از این که شیمی بخوانید و واکنشهای گرمازا و گرماگیر را بفهمید به این فکر کنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که در زمستان دستهای شما را گرم می کند.

 

قبل از این که گرانیگاه و مرکز ثقل چیزی را بیاموزید به این فکر کنید که چرا برج معروف پیزا در ایتالیا با همه کج بودنش فرو نمی‌ریزد.

 

بعضی از مطالب هم کاربردهای رفتاری دارند. می‌توانیم قبل از خواندن این مطالب به این کاربردهایشان فکر کنیم. مثلاً قبل از این که بخوانیم هفته دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندامها و دستگاههای مختلف بدن است، به این فکر کنیم که سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادر و پدر چه تأثیری بر جنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آنها چگونه می‌تواند باشد.

 

قبل از این که قانون عمل و عکس العمل نیوتن را بخوانیم به این فکر کنیم که تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر: «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی».


قبل از این که قاعده «هوند» را در شیمی بخوانیم که «تا زمانی که هر یک از اربیتالهای هم انرژی، یک الکترون نگرفته باشد، هیچ یک از آنها پر نمی شود.» به این فکر کنیم که ما هم باید در همه زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت کنیم.

 

رشد یک جانبه، قانون طبیعت نیست و به همین خاطر محکوم به شکست است. اگر در زمینه مالی داریم پیشرفت می کنیم در زمینه معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم. اگر دزمینه علمی موفقیت کسب می کنیم، باید در عمل هم به همان اندازه موفق شویم. اگر در زندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید در زندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم. خلاصه آن که اجازه ندهیم که در یک زمینه از سایر زمینه ها عقب بیفتیم. درست مانند اتمهای عناصر که قاعده هوند را اجرا می کنند و قبل از این که . . .

 

اگر کمی دقیق شوید، اگر ذهن خود را به کار بیندازید به کاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظه زندگی خود حس می کنید و هر چه بیشتر آمیختگی دانش را با زندگی روزمره درک می کنید علاقمند تر و مشتاقتر می شوید. در واقع دانش بشری از دقت کردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدار شده است.

 

اطلاعات اولیه مهمترین قانون علاقمندی است. نقش اطلاعات اولیه بسیار مهم است. وقتی که شما به تماشای مسابقه فوتبال مشغولید، همین که اطلاعات مختصری درباره آن داشته باشید، مثلاً بدانید که خطا در محوطه 18 قدم، ضربه پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد، با تمرکز و علاقه بیشتری آن را دنبال می کنید تا مادربزرگ شما که هیچ اطلاعات اولیه ای از فوتبال ندارد و تصور می کند 22 نفر بیهوده به دنبال توپ از این سو به آن سو می دوند و مسلماً مادربزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شما را آنچنان غرق تماشا می بیند که از اطراف خود کاملاً بی خبر شده‌اید.

 

یا وقتی که شما بدانید حرکت هر کدام از مهره های شطرنج چگونه است و همین اطلاعات مختصر و اولیه را داشته باشید، خیلی مشتاقتر و با دقت و تمرکز بیشتر به بازی شطرنج نگاه می کنید تا کسی که از شطرنج هیچ چیز نمی داند.

 

امروزه از این روش برای علاقمند کردن افراد به موضوعات خاص استفاده می‌کنند. مثلاً تصویر یک فوتبالیست مشهور را داخل یک بسته آدامس می‌گذارند و زیر آن نامش را می‌نویسند. هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه در بسته آدامس نمی نویسند چرا که همین قدر کافی است. به همین سادگی و کم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس کافی است که شما خود به خود به هر خبری درباره او متمرکز و حساس شوید.

 

دقت کنید که درسی که الان قرار است بخوانید چه اطلاعات اولیه ای از دروس قبل، از گفته های معلم و یا از صحبت دوستان یا از زندگی خودتان به شما کمک می کند. در جستجوی یافتن این اطلاعات اولیه و آموختن درس، با کمک آنها باشید. این همان چیزی است که می گویند در هر درس باید از پایه قوی باشید و دروس را اساسی بخوانید. قبل از فراگیری انتگرال، مفهوم مشتق را دریابید. قبل از آن که حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درک کنید و برای فهمیدن حد باید تصاعد هندسی را خوب یاد گرفته باشید که پایه آن هم تصاعد عددی است.

 

بعضیها وقتی می خواهند درسی را بخوانند یکباره به سراغ فرمولها و حفظ آنها می روند و چون کاری را از وسط شروع کرده اند و اطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند، درست و حسابی یاد نمی گیرند و بی علاقه و کلافه می شوند. درست مثل این که شما بخواهید یک سریال تلویزیونی را از قسمت دهم تماشا کنید. تا کسی به شما توضیحاتی در مورد نُه قسمت گذشته ندهد (و البته ساده و مختصر و کم حجم) شما علاقه چندانی به تماشای قسمت دهم پیدا نمی‌کنید.

 

پیش از مطالعه هر درس از این به بعد، دانسته های قبلی خود را مرور کنید. اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقمند و متمرکز سازید.

دانستن قوانین

شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

 

قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

 

یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

 

 

زبان گردانی

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. "زبان گردانی"، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

"زبان گردانی" یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

 

 

با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

 

در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه 18 سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

 

با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

 

هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

 

 

توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

 

همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

 

اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

 

همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

 

مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

 

اشتباه در برنامه ریزی

همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که "چند صفحه مانده" فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

 

تعیین هدف

یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن "هدف من یادگیری این فصل است." یا "هدفم این است که نمره خوبی بگیرم." و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

 

همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.


شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.


هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 


قسمت هفتم: پرورش دقت و حواس پنج گانه

م. حورایی

آستانه ی درک حواس پنج گانه، حداقل انرژی‌هایی هستند که می‌توانند یکی از حواس پنج گانه شما را تحریک کنند و اگر این انرژی کمی کم‌تر تحریک شود، حواس ما قادر به درک آن نخواهند بود. برای پرورش حواس پنج گانه به جز حس بینایی، باید خود را به آستانه ها نزدیک کنیم.

ما معمولاً حواس خود را تنبل می کنیم و برای درک محرکها، انرژی فراوانی را از محرک طلب می کنیم تا آن را آسان‌تر درک کنیم.

 

وقتی خود را به آستانه درک نزدیک می کنید، عملاً دقت حواس پنج گانه را در خود افزایش می‌دهید و با بیشتر کار کشیدن از آنها، درک انرژیهای کمتر محرکها را در خود پرورش می دهید.

پرورش حس شنوایی

شما وقتی به تماشای تلویزیون مشغول هستید، معمولاً صدای آن را تا حدی بلند می کنید که بتوانید صدا را بدون صرف انرژی فراوان و به راحتی بشنوید. حتی غالباً شما صدای تلویزیون را بیش از حد لازم زیاد می کنید. گوشی که مدام عادت می کند صدا را بدون صرف انرژی و با آسودگی فراوان و خود به خود بشنود، عملاً تنبل، کم دقت و بی تمرکز می شود. ما در حالی از حس شنوایی خود کمتر کار می کشیم که قادر است صدای تیک تاک یک ساعت معمولی را از فاصله ی شش متری در یک اتاق ساکت بشنود. برای پرورش حس شنیداری و افزایش قدرت تمرکز در شنیدن، باید خود را حتی الامکان به این آستانه نزدیک کنید و از آن کار بکشید.

 

 

تمرینات مؤثر

رادیو را روشن کنید و صدای آن را مانند وقتی که به طور معمولی به رادیو گوش می دهید باز کنید و به آن گوش دهید. بعد از سی ثانیه صدا را کمی کمتر کنید و حالا مجدداً گوش دهید. شنیدن خوب، اکنون مستلزم دقت بیشتر است. حدود یک دقیقه با دقت گوش کنید. سپس مجدداً صدا را کم کنید و با دقت بیشتر گوش کنید. همین طور آن قدر صدا را کم کنید تا به جایی برسید که اگر کسی با پای برهنه روی فرش راه برود، شنیدن برای شما غیر ممکن شود و دقایقی را به زحمت بشنوید.

 

با این کار، سلولهایی را که قبل از این، برای شنیدن تنبل کرده بودید، به تحرک و فعالیت وا می دارید و حس شنیداری خود را تقویت می کنید. این تمرین را با هر صوت دیگری می توانید انجام دهید. مثلاً می توانید به صدای تیک تاک ساعت از فاصله ای که شنیدنش سخت است، گوش کنید. تمام دقت خود را به جذب این اصوات وادارید. در بعضی از تمرینهای تمرکز، از دقت و آگاهی روی تیک تاک ساعت برای پرورش تمرکز استفاده می شود. همچون وقتی که شما برای بهبود تمرکز به صدای دم و بازدم تنفس خود فکر می کردید. توجه داشته باشید که این تمرینها را باید همیشه انجام دهید و لحظه لحظه زندگی تان را نوعی تمرکز شنیداری کنید. سعی کنید اولاً خودتان را عادت دهید که به صدای آهسته دیگران توجه کنید. به تلویزیون با صدای کمتری گوش کنید و در یک کلام با انرژی کمتر و زحمت بیشتری سلولهای شنوایی خود را به فعالیت وادارید و به آستانه ها نزدیک شوید. پس از مدتی خودتان می بینید که هم قدرت شنوایی شما افزایش یافته است و هم تمرکز حواستان بهبود یافته است.

 

 

پرورش حس بویایی

دوست شما به شما گلی می دهد و از شما می خواهد بوی خوش آن را استشمام کنید. شما غالباً گل را به بینی خود می چسبانید و یک نفس عمیق می کشید. یعنی باز هم انرژی فراوانی را طلب کردید تا با زحمت کمتری گل را بو کنید. آستانه بویایی شما تا این حد قوی است که قادرید قطره عطری را که در یک اتاق شش متر مکعبی پخش شده است، استشمام کنید.

 

باید خودتان را به این آستانه نزدیک کنید و تنبلی را از خود دور کنید. از این پس اگر قرار شد که غذایی را بو کنید یا بوی گل یا هر چیز دیگری را استشمام کنید، فاصله بیشتری نسبت به محرک بگیرید و بخواهید که آن را بو کنید. مثلاً گل را حداقل در فاصله نیم متری خود قرار دهید و تلاش کنید که بوی آن را حس کنید. برای تشخیص بوی غذا، سرتان را تا گردن در قابلمه فرو نکنید، بلکه از فاصله بیشتری نسبت به قابلمه، سعی کنید بوی آن را احساس کنید. حس بویایی خود را به تلاش وادارید و آن را فعال کنید.

 

 

پرورش حس چشایی 

صبح ها که قرار است چای خود را شیرین کنید، آن قدر در آن شکر می ریزید که به راحتی و بدون هیچ زحمتی تمام سلولهای بخش شیرینی زبان شما، شیرینی آن را درک کنند. مزه های فوق العاده قوی، سلولهای چشایی را ضعیف و تنبل می کنند چرا که همیشه با انرژی زیاد، حس چشایی شما را تحریک می کنند. قدرت واقعی حس چشایی شما تا حدی است که مزه شیرینی یک قاشق چایخوری شکر حل شده در دو گالن آب را حس کنید. اما ما در حس چشایی، خیلی بی دقت و کم توجه هستیم. تا آن حد که وقتی از شما می پرسند: غذا خیلی شور است؟ شما برای پاسخ گفتن، تازه مزه مزه می کنید. یعنی تا الآن که مشغول خوردن بودید، کاملاً نسبت به درک مزه و طعم آن بی توجه بوده اید.

 

از این پس که غذا می خورید، سعی کنید مزه تمامی اجزای آن را حس و درک کنید و کاملاً این اجزا را با حس چشایی خود از هم تشخیص دهید و با این روش حس چشایی خود را پرورش دهید.

 

همین کار را می توانستید برای پرورش حس شنوایی خود هم انجام دهید، مثلاً وقتی به شنیدن موسیقی ترکیبی چند ساز مشغول هستید، صداها را ازهم مجزا کنید و آنها را کاملاً از هم تشخیص دهید.

 

 

پرورش حس بساوایی

توان حس لامسه شما به حدی است که افتادن بال مگسی را که در فاصله یک سانتی متری گونه شماست، حس کنید. اما شما آن قدر در زندگی روزمره خود نسبت به محرکهایی که با پوست تنتان تماس پیدا می کنند، بی توجه و بی اعتنایید که حس بساوایی شما خیلی تنبل و ضعیف شده است. همین الآن لباسی را که بر تن دارید حس کنید. حس کنید که با چه قسمتهایی از تن شما بیشتر تماس دارد. نرمی و زبری لباس را در هر نقطه ای حس کنید. کفشی که به پا دارید، عینکی را که احیاناً به چشم دارید، ساعتی را که به دست دارید و . .

همین طور اگر در فضای بیرون هستید، نسیمی که تن شما را نوازش می کند حس کنید. اگر چه این توانایی مثبت حس لامسه است که بعد از مدتی وجود عینک را روی صورت حس نمی کند، شما در طول روز برای پرورش حس بساوایی و جلوگیری از تضعیف آن، به طور آگاهانه و فعال آن را به خاطر بیاورید و حس کنید.

 

 

پرورش حس بینایی

پرورش حس بینایی تا حدی با پرورش حواس دیگر متفاوت است. ما برای پرورش حواس دیگر به آستانه ها نزدیک می شویم و سعی می کنیم با انرژی کمتری محرکها را حس کنیم اما برای پرورش حس بینایی مطلقاً چنین کاری نمی کنیم. مثلاً نور تلویزیون یا نور اتاق مطالعه را کم نمی کنیم تا بخواهیم به زحمت ببینیم، چرا که این کار برای سلولهای بینایی آزار دهنده است.


برای تقویت حس بینایی، ما به مشاهده دقیق اجزایی می پردازیم که در وضعیتهای معمولی به آنها توجهی نداریم. مثلاً دست خود را در نور کافی ببینید. خطوط، برآمدگیها، چروکها، فرم قرار گرفتن ناخن، شکل ناخنها و حد فاصل بین انگشت و ناخن را با دقت نگاه کنید. پنجره را باز کنید و اولین تصویری را که از منظره بیرون به چشمتان می آید، این بار با دقت بسیار بیشتری ببینید.

شاید شما بارها این تصویر را دیده باشید اما هیچ وقت، این طور در جزییات تصویر دقیق نبوده اید.

 

 

شگفتی‌ها

هر کسی بر حسب این که چه شغلی دارد و از کدام حس خود بیشتر و بهتراستفاده می کند، در یک حس به خصوص، توانایی دقت و تمرکز حواسی فوق العاده می یابد. کارآگاهها و پلیسهای دایره جنایی که برای بررسی صحنه قتل، دزدی و جنایت، مجبورند بر جزییات تصاویر خیلی دقیق باشند، در این زمینه توانایی بیشتری نسبت به افراد معمولی پیدا می کنند.


جزییاتی که از آنها به عنوان "سر نخ" یاد می شود، در دید کلی همه افراد قرار می گیرد؛ اما تنها آنها هستند که به این جزییات توجه می کنند و کارآگاهی حرفه ای تلقی می شوند.

پارچه فروشها و بزازها، همه شغلشان حس لامسه است. به همین خاطر حس بساوایی در آنها خیلی قوی است و آنها می توانند به راحتی با چشم بسته و فقط با لمس گذرا، جنس و نوع پارچه را حدس بزنند. عطر فروشهای حرفه ای هم به خاطر تمرین دادن حس بویایی در شغل خود، خیلی راحت می توانند نوع عطرها را با بوییدن از همدیگر تشخیص دهند و حتی با حضور در یک مهمانی و حتی بدون نزدیک شدن بیش از حد به افراد بگویند هر کس از چه عطر یا ادوکلنی استفاده کرده است. شاید تصور کنید الآن می خواهیم در مورد پرورش حس شنوایی، مثالی از نوازندگان و موسیقیدان ها بزنیم. ابداً چنین نیست. موسیقیدان ها حس شنوایی خوبی ندارند به خاطر این که همیشه در سر و صدای زیاد و انرژیهای تحریک کننده فراوان به سر می برند. بتهوون مثال زنده این موضوع است که به هنگام نواختن سمفونی نهم خود کاملاً ناشنوا بود.


اما کسانی که به عیب یابی دستگاههای الکترونی (از طریق تشخیص تغییر صداهای ملایم) مشغول هستند و یا کسانی که در منزلشان خیلی آرام و ملایم با هم صحبت می کنند، نسبت به افراد معمولی تمرکز شنوایی بیشتری دارند. آشپزهای حرفه ای هم در حس چشایی سر آمدند. آنها می توانند با چشیدن کمی از غذا، تفاوت نوع چاشنیهای به کار رفته در هر غذا و حتی مقدار آنها را حدس بزنند. در محیط خانه شما، مادر، خواهر و یا همسر شما از این توانایی بیشتر برخوردار هستند.

 

 

تمرکز و حواس پنج گانه

البته پرورش تمام این حواس به پرورش دقت و تمرکز شما می انجامد اما آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید و در کتابهای مربوط به تمرکز بیشتر توصیه می شود، تمرکز دیداری و شنیداری است که خیره شدن به نقطه سیاه، شعله شمع و یا دوایر متحد المرکز برای پرورش تمرکز دیداری شما و تمرکز بر صدای نفس کشیدن، عمدتاً برای تمرکز شنیداری شما توصیه می شود.


اگر شما قصد دارید که مطالعه این کتاب را ادامه دهید و برای تمرکز حواس در مطالعه کوشش می کنید، بیشتر بر تمرینهای تمرکز دیداری و شنیداری تکیه کنید و تمرینات آن را انجام دهید.

 

نکته دیگری که مهم است، این است که تمرینات پرورش حواس پنج گانه را باید در طول روز، بخشی از زندگی خود کنید و به منظره ها، تصویرها، صداها، مزه ها، بوها و تماسهای خود بیشتر توجه کنید.

 

درلابلای فعالیتهای روزانه که در حین تمرکز به سر می برید و غالباً فعالیتی را بدون تمرکز ویژه انجام می دهید، گهگاه روی جزییات آن وضعیت، متمرکز شوید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
چگونه باید برای کنکور درس بخوانیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آیلر قزل

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند.
آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟
آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند . آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟ آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟ آیا باید از کتابها و جزوات خاصی استفاده کنند؟ آیا باید خط به خط مطالب را حفظ کنند؟ آیا باید شب و روز درس بخوانند؟ آیا باید از خواب و خوراک و ورزش و تفریح بگذرنند؟ چه باید کرد؟ کدام راه به موفقیت در کنکور ختم می‌شود؟ و .....

از این به بعد سعی می‌کنم ، جواب این سوالات را به همراه مطالب جدید و دانستنی‌های مفید در مقاله بگنجانم. ولی برای شروع، اضطرار بحث چگونگی درس خواندن، بیش‌تر محسوس است. اولا" به علت مهم بودن معدل در کنکورهای سال آینده، باید در طول تحصیل بسیار خوب و عمیق درس بخوانید و با معدل عالی دیپلم بگیرید، در راستای همین برنامه سازمان سنجش هم با مفهومی کردن سوالات در یکی دو سال اخیر داوطلبان کنکور را به خواندن دقیق کتب درسی و عدم استفاده از روش‌های کوتاه و تستی تشویق کرده است. این جملات را شاید خیلی شنیده باشید: کنکور خیلی سخت بود!!! سوالات وقت گیر بود، هر چی حل می‌کردم به جواب نمی‌رسیدم !!! همه‌ی اونا رو حفظ بودم ولی نمی‌تونستم از 4 گزینه یکی رو انتخاب کنم!!! بعضی سوالا اصلا از کتاب نبود!!! و.... چرا؟ چرا این گونه شده؟ چرا داوطلبان نمی‌توانند آن طور که باید و شاید به سوالات جواب دهند؟ بعد از بررسی سوالات 10 سال گذشته‌ی کنکور و مقایسه و تحلیل روند سوالات به این نتیجه رسیدیم که سوالات به سمت مفهومی و دقیق شدن پیش می روند، یعنی کاملا از کلیشه‌ای بودن خارج شده اند. هم چنین سازمان سنجش تصمیم گرفته است دقیقا" فقط از متون ،مثال‌ها و تمارین کتب درسی و مطالب مفهومی وابسته به آنها سوال طرح کند. گزینه‌ها را طوری طراحی می‌کنند که فقط کسانی که آن مطلب را کامل فهمیده و یادگرفته‌اند، بتوانند از بین گزینه ها درست‌ترین را انتخاب کنند. در سوالات ، کاملا" مشهود است که داوطلبان باهوش‌تر، پرتلاش‌تر ،ماهرتر، دقیق‌تر و به‌تر غربال خواهندشد. متاسفانه چون برخی مراکز پیش دانشگاهی و دبیرستان‌ها و مخصوصا کلاس‌های کنکور دانش آموزان را به سوی سطحی خواندن و حفظ کردن مطالب سوق می دهند و دانش آموزان به جای این که دروس را تشریحی و دقیق‌تر بیاموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع کنند، روش تستی خواندن و نحوه‌ی تست زدن را می‌آموزند. در این میان سازمان سنجش برای مقابله با این نظام غلط و غیر اصولی، سیاست‌هایی ( مفهومی‌ترکردن سوال‌ها و تاثیر معدل نهایی سال سوم متوسطه) را در پیش گرفته‌است تا داوطلبان برای فراگیری دقیق و عمیق درس‌ها ارزش بیشتری قائل شوند. سازمان سنجش ادعا کرده: سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگویی 20 تا 25 درصد از داوطلبان است که از سطح علمی خوبی برخوردارند و برای ما توان پاسخ‌گویی آنها مهم است. در حقیقت در کنکور سراسری سوالی خوب و استاندارد است که در یک گروه آزمایشی بین 10 تا 30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحیح بدهند. حال با این اوصاف ، پس باید برای موفقیت در کنکور 85 چگونه درس بخوانیم ؟!!!

 


 
 
روش‌های مطالعه و آمادگی برای کنکور
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آنچه پیش روی شماست حاوی یک روش برنامه ریزی برای مطالعه و بویژه آمادگی برای کنکور است. این روش ممکن است با آنچه در ذهن شماست و یا روشهای ابتدایی مرسوم برنامه ریزی فردی تفاوتهای زیادی داشته باشد، اما پس از مطالعه آن درمی یابید که کاملاً عملی و مفید بوده و تمام جوانب یک یادگیری مطلوب را داراست.

در این روش با استفاده از دقیق ترین دستاوردهای روانشناسی یادگیری می توانید به بهترین شکل از توان و استعداد خود بهره بگیرید.

اصول اساسی:
 ۱ - این روش بیشتر به گذشته توجه دارد. چون ابتدا باید امکانات خود را بشناسید و برای این کار هم باید به گذشته توجه کنید. بدون شناخت دقیق توانایی هایتان نمی توانید الگو و برنامه واقع بینانه ای برای آینده تدوین نمایید.
 اغلب برنامه های آموزشی از پیش تعیین شده که شما و یا حتی افراد با تجربه تر برای روزها و هفته های بعد تنظیم می کنید، هرگز اجرا نمی شود. زیرا این برنامه ها همگی یک اشکال اساسی دارند آنها برمبنای تواناییها و امکانات واقعی شما استوار نشده اند. معمولاً این برنامه ها خوش بینانه و بلندپروازانه تنظیم می شوند. ما نمی توانیم برنامه مطالعه و زندگی خود را فقط براساس آرزوها و تمایلات خودمان تنظیم کنیم. متأسفانه در ۹۹ درصد موارد حدس شما از تواناییهای خودتان خوش بینانه است. به همین دلیل معمولاً ارزیابی شخصی دو برابر واقعیت است.
 ۲ - برنامه هر کس مخصوص خود او و با دیگری متفاوت است. هر کس در زمینه بهره هوشی، پایه درسی، نقاط قوت و ضعف درس، اهداف آموزشی، عادات و روشهای مطالعه، محیط و شرایط زندگی و تحصیل و میزان اعتماد به نفس با دیگران متفاوت است و برای هر فرد باید برنامه ای متناسب با ویژگیهای خاص خود تنظیم گردد. الگوبرداری از کارهای دوستانی که موفق بوده اند نیز چندان مفید نیست. چه بسا کاری که برای کسی بسیار مفید و مؤثر است برای دیگران کاملاً مضر باشد.
 ۳ - واحد زمانی این برنامه یک هفته است. یکی از عواملی که باعث اجرا نشدن برنامه های درسی می شود تنظیم برنامه به صورت ساعت به ساعت یا روز به روز است. در حالی که در زندگی واقعی ما عوامل بسیاری وجود دارند که موجب می شوند ما نتوانیم هر روز در ساعت معین همان کاری را که می خواهیم انجام دهیم، ولی می توانیم این ضعف را در روزهای بعد جبران کنیم. به همین دلیل یک هفته واحد زمانی مناسبتری برای برنامه ریزی است.
 اگر ما در طول یک هفته رفتار خود را بررسی کنیم بهتر می توانیم به عدم تعادلهای کار خود پی ببریم و افراط و تفریطها را در کار خود بشناسیم هنگامی که ساعات مطالعه دروس مختلف را در طول یک هفته جمع می کنیم متوجه می شویم که درسی را بیشتر یا کمتر از اندازه لازم مطالعه کرده ایم.
 هر کس اگر به حال خود گذاشته شود کاری را انجام می دهد که بیشتر به آن علاقه دارد، همچنین هنگام درس خواندن بیشتر به مطالعه دروسی می پردازد که در آن موفق تر بوده و نمره کمتری کسب کرده است. باید هر درس را به اندازه اهمیت همان درس و به طور متعادل مطالعه نماییم، و با توجه به قدرت و ضعف مان در آن درس ساعات مطالعه آن را تنظیم نماییم.
 ۴ - نقش فعال و خلاق در برنامه ریزی متعلق به شماست. هیچ کس به اندازه شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نیست و هیچ کس به اندازه شما از جزئیات کار شما آگاه نیست. در این روش شما می توانید ابتکارات و خلاقیتهای خود را ابراز نمایید. این خود شما هستید که فعالترین نقش را در برنامه ریزی آموزشی تان دارید. مهم برخورد خلاقانه شما با برنامه ریزی است که خودتان انجام می دهید.
 ۵ - رقیب اصلی شما خودتان هستید. رقیب شما دیگران نیستند، شما در طول سال جاری باید با خودتان مسابقه بدهید. باید هر روزتان از روز قبل و هر هفته تان از هفته قبل بهتر و موفق تر باشد.

سال گذشته از چند درصد توانایی خود  استفاده کرده اید؟
 متأسفانه بخش قابل توجهی از توانایی های ما به هدر می رود و ما بدون آن که به این موضوع توجه کنیم، در پی رقابت و مسابقه با دیگران هستیم سالم ترین، صحیح ترین و موثرترین نوع رقابت، رقابت انسان با خود است. ما باید دائماً تلاش کنیم قابلیتها و تواناییهای خود را بیشتر و بیشتر متحقق نماییم. برای ارزیابی صحیح از کار خود باید دائماً با خود رقابت کنید و رکوردهای کمی و کیفی به دست آمده را ثبت کنید. اگر شما بدانید این هفته چقدر مطالعه کرده اید حتماً در هفته آینده تلاش خواهید کرد ساعات بیشتری درس بخوانید


 
 
مقاله اصول ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 



 اینجانب زهرا محبی فارغ التحصیل بهمن ماه سال 78 در رشته ادبیات انگلیسی هستم. با وجود اینکه رشته تحصیلی من مترجمی نبود با تلاشی 12 ساله توانستم تجارب ترجمه ای کسب نمایم که برای شخص خودم بسیار ارزشمند است.  اولین تجربه اینجانب برگرداندن دو رمان از جین آستن به زبان فارسی بود که البته مبتدی بود، ولی در حد توان برای آن تلاش نمودم و وقتی در آزمون ترجمه سازمان آموزش فنی و حرفه ای به عنوان مترجم کتاب های فنی سازمان، قبول شدم سررشته ای از کتب فنی نداشتم و از طرفی به خاطر رشته تحصیلی دانشگاهی راه بسیار سختی پیش رو داشتم. با وجود آنکه متن کتابهای ارائه شده از لحاظ لغوی بسیار ساده بود ولی به علت عدم آشنائی با دستگاه های مربوطه ترجمه اصطلاحات بسیار سخت می نمود. بنا را بر این گذاشتم که برای ترجمه کتابهای فنی که یکی از آنها " تراشکاری صنعتی" بود، از نزدیک در کارگاه تراشکاری با دستگاه مربوطه آشنا شوم. این تجربه به من آموخت که شناخت کامل موضوع ترجمه و اصطلاحات وابسته به آن رشته خاص از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که به مترجم توانائی ترجمه صحیح مطلب را هدیه می کند.



 
 
انواع ترجمه از نظر پیتر نیومارک(Peter Newmark )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 

 

نیومارک(1981) در بحث از انواع ترجمه ، به دو نوع ترجمه اشاره می‌کند؛ ترجمه معنایی(Semantic translation) وترجمه پیامی(Communicative )، که می‌توان آنها را تا حدودی به ترتیب با ترجمه «کلمه به کلمه» و » ترجمه آزاد» کت‌فورد مطابقت داد. در اینجا به نقل گفته های نیومارک در مورد این دو نوع ترجمه می پردازیم:

- Communicative translation attempts to produce on its readers an effect as close as possible to that obtained on the readers of the original.

- Semantic translation attempts to render, as closely as the semantic and syntactic structures of the second language allow, the exact contextual meaning of the original.

چنانکه قبلاً متذکر شدیم، ترجمه معنایی بیشتر با ترجمه ( کلمه به کلمه) و یا شاید تحت‌الفظی کت‌فورد شباهت داد که در آن  مترجم نه تنها مفهوم متن مبدا را نشان می‌دهد بلکه نحوه بیان نویسنده اصلی یعنی آرایش و ساختار نحوی را نیز حفظ می‌کند. در ترجمه پیامی ، مترجم تنها پیام اصلی را مد نظر قرار می‌دهد آنچه را که خودش از متن اصلی درک می کند . در قالب متن مقصد عرضه می‌کند و به شیوه بیان متن اصلی توجه ندارد.

 

تمرین:

1- در جاهایی که تازه رنگ / نقاشی شده است علامت انگلیسی«wet paint » نصب می شود تا مردم رنگی نشوند . این عبارت را یک بار به طور معنایی و یک بار به صورت پیامی ترجمه کنید و بگوئید کدامیک در فارسی مقبول‌تر است.

2- عبارت فارسی زیر را در نظر بگیرید:

«‌استعمال دخانیات ممنوع»

دو ترجمه  برای این جمله به انگلیسی ارائه شده است شما ضمن تعیین نوع آنها را در فارسی باهم مقایسه کنید

- It is forbidden to use tobacco products

- No smoking

3-عبارت زیر را به دو صورت معنایی و پیامی‌ ترجمه کنید و آنها را با هم مقایسه کنید.

- It was as dark as coal

4- جمله انگلیسی زیر بخشی از داستان Animal Farm  نوشته Orwell George است. آن را به صورت پیامی به فارسی ترجمه کنید.

- They knew every inch of the farm

5- جملات و عبارات زیر را به صورت معنایی ترجمه کنید. آیا حاصل ترجمه در فارسی مقبولیت دارد؟

-to kill time

- to rise the price

- to play with someone's feeling

- to break the silence

- golden hair

- to die of hunger

انواع ترجمه از دیدگاه زبان‌شناسان و ترجمه‌شناسان

آبراهام کولی(A. Cowley) ، شاعر انگلیسی قرن هفدهم، شخصی است که اشعار پیندار (Pindar ) شاعر کلاسیک یونانی را به انگلیسی ترجمه کرده است. تا آن زمان اصولاً همه پای بند به ترجمه «کلمه به کلمه» بودند و کولی که این سنت را شکسته بود سخت مورد انتقاد واقع شد . کولی در پاسخ به این انتقادها می‌گوید:

« هر کسی شعرهای پیندار را کلمه به کلمه ترجمه کند بدان می‌ماند که دیوانه‌ای سخن دیوانه‌ای را نقل کرده باشد. بنابراین در ترجمه آثار او ، من آنچه را خواسته‌ام به متن افزوده‌ام و آنچه را که زاید دانسته‌ام حذف کرده‌ام.

درایدن (Dryden ) شاعر انگلیسی هم عصر کولی در نقد ترجمه کولی، دست به تقسیم بندی انواع ترجمه می زند و ترجمه کولی را در یکی از این دسته‌ها قرار می‌د‌‌هد و آن را ترجمه جعلی و ساختگی یا به اصطلاح(imitation ) می‌نامد. درایدن ترجمه را بر سه قسم می‌داند:

1- metaphrase :  کلمه در برابر کلمه و عبارت در برابر عبارت قرار می‌گیرد (بنابراین فقط صورت حفظ می شود).

2- paraphrase : ترجمه‌‌ای که مترجم مفهوم اصلی متن را در نظر دارد و برای رساندن این مفهوم گاه تفسیرهایی بر آن می‌افزاید (بنابراین مفهوم حفظ می شود اما صورت نه).

3-imitation : مترجم نه به کلمه وفادار است و نه به مفهوم، بلکه فقط برای حفظ «روح کلی مطلب» آنهم به گونه ای که خود دریافته، هرگونه تصرفی در متن به عمل می‌آورد و ترجمه کولی از این دسته است.

 

زبانشناسان معاصر تقسیم‌بندیهایی از انواع ترجمه به عمل آورده اند.

چنانکه قبلاً‌ اشاره شد کتفورد ترجمه را جایگزینی مواد متنی زبان مبدأ با مواد متنی معادل  از زبان مقصد می‌داند اما از این جایگزینی همیشه یک ترجمه خوب  حاصل نمی شود زیرا یک ترجمه  به نظام‌های زبان مبدأ و مقصد، هدف مترجم از ترجمه متن، مخاطب یا خواننده متن و نوع سبک و سیاق متن مورد ترجمه بستگی دارد و انتخاب یک ترجمه از میان ترجمه‌های مختلف نیز باید با در نظر گرفتن این عوامل صورت گیرد.

الف) از نظر میزان(extent ) متن مورد ترجمه آن را به دو نوع ترجمه کامل (full translation ) و ترجمه نسبی / غیر کامل translation) partial ) تقسیم بندی می‌کند.

در ترجمه کامل، کلیة  عناصر متن مبدأ بدون استثناء با عناصر زبان مقصد جایگزین می‌گردد ولی در ترجمه غیر کامل قسمتی از متن زبان مبدأ جایگزین نشده باقی می ماند و به همان صورت اصلی نوشته می‌شود. برای مثال وقتی یک متن گرامر انگلیسی را به فارسی ترجمه می‌کنیم گاهی اصطلاحات دستوری و مثالهای آن را به صورت انگلیسی (جایگزین نشده) می‌نویسیم. به عنوان یک تمرین دو متن زیر را به  فارسی ترجمه کنید:

1- "Let's" usually expresses a suggestion and is reported by the verb "suggest" in indirect speech.

e.g.: He said, "Let's leave the case at the station"

He suggested leaving the case at the station.

 

2-The word "Paper" derives from "Papyrus" which is the name of a plant and was used for writing in old Egypt.

 

 

ب) ترجمه از نظر سطح (level ) توصیف زبانی به دو گروه ترجمه کلی (total) و ترجمه محدود (restricted ) تقسیم‌بندی میشود. می‌دانیم که هر زبان در چند سطح مورد مطالعه قرار می گیرد که  عبارتند از:

واج شناسی(phonology ) ، واژه‌شناسی(morphology ) ، نحو (syntax)، معناشناسی (semantics ) و رسم الخط (graphology ) . در ترجمه کلی، زبان مبدأ در همه سطوح توسط زبان مقصد جایگزین می شود مثال:

Translation is a branch of contrastive linguistics.

 

ترجمه در ایران

کار ترجمه در کشور ما با ترجمه کتابهای درسی دارالفنون آغاز شد . این موسسه آموزشی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادیخواهان تأسیس شد و هدفش کسب تمدن و علوم مغرب زمین بود و لذا به استخدام معلمین خارجی اقدام کردند. کتب درسی به زبان خارجی در زمینه علوم ، ادبیات ، تاریخ ، پزشکی و مهندسی با کمک همین معلمین تهیه و به فارسی ترجمه می شدند. از آنجایی که  محصلین بیشتر به فرانسه اعزام می‌شدند، زبان فرانسه در مملکت رایج شد و با گسترش آن آثار نویسندگان  فرانسوی به فارسی ترجمه شد و در کنار آن ترجمه‌هایی از دیگر زبانها مانند آلمانی، روسی ،لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی ، و انگلیسی نیز به فارسی صورت گرفت.

از نخستین کتابهای ترجمه شده ادبی در آن زمان می‌توان به نمایشنامه مردم گریز مولیر(Mollier ) اشاره کرد که از فرانسه به فارسی ترجمه شد. در ضمن دو کتاب تاریخی« پطر کبیر» و « شارل دوازدهم» نیز به سفارش عباس میرزا توسط میرزا رضا مهندس به فارسی ترجمه شدند. از آن پس کار ترجمه رونق بیشتری یافت و محمد طاهر میرزا و محمد خان اعتماد‌السلطنه پرکارترین مترجمان آن دوره بودند.

پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی  جای فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. با وجود این، در قلمرو ادبیات هنوز بهترین مترجمان ما اغلب کسانی هستند که از زبان فرانسه ترجمه کرده اند و نمونه بارز آن « محمد قاضی» است.

مختصری از تاریخچه ترجمه و علل آن

به گفته پیتر نیومارک(1988) اولین ردپای ترجمه را می‌توان در سه هزار سال قبل از میلاد و دوران پادشاهی مصر باستان دید که نوشته‌هایی به دو زبان در منطقه الفاتین(Elephantine ) یافت شده است. لازم به ذکر است که نظیر این نوشته‌ها به دو زبان به صورت سنگ و یا نوشته‌های روی پوست از پادشاهان ایرانی قبل از میلاد نیز یافت شده و موجود می‌باشند.

اما شروع ترجمه به صورت رسمی به حدود سال 240 قبل از میلاد برمی‌گردد. در آن زمان  شخصی به نام لیویوس آندریکوس (Livius Andricus ) متن « ادیسه» اثر  هومر را از یونانی به لاتین برگرداند. در قرن دوم قبل از میلاد نیز ترجمه تورات توسط هفتاد تن از علمای یهودی به منظور رفع نیازهای جامعه یهودی اسکندریه که به زبان لاتین تکلم می‌کردند انجام شد. ترجمه انجیل نیز به زبانهای لاتین، سریانی ، قبطی  و ارمنی کمی بیشتر از آن شروع شده بود که این نوع ترجمه‌ها عمدتاً ترجمه‌های « کلمه به کلمه» بودند . تنها جرم قدیس (Saint Jerome ) یک ترجمه تحت‌الفظی از انجیل در قرن چهارم میلادی به عمل آورد که بسیار مورد انتقاد  مترجمان و مذهبیون واقع شد. در واقع همین انتقادات و مخالفت‌ها سرآغاز بحث بر سر شیوه ترجمه و لزوم تعیین اصول و مبانی ترجمه شد.

 

در قرون وسطی( قرن چهارم تا چهاردهم) ترجمه در اروپای غربی منحصر به مباحث، مقالات و متون مذهبی بود.

در قرن نهم و دهم میلادی در بغداد  مرکزی به نام « دارالحکمه» دایر شد که در واقع مرکز ترجمه آثار کلاسیک یونانی به زبان عربی بود و عده  زیادی از این مترجمان ایرانی‌الاصل بودند.

در قرن  دوازدهم که با فتح اسپانیا به دست مسلمانان، اسلام و غرب در تماس قرار گرفتند، مرکزی برای ترجمه آثار اسلامی به زبان لاتین و آثار یونانی به عربی در آنجا دایر شد.

با پیدایش رنسانس پرداختن به کار ترجمه در جوامع فرهنگی اروپایی غربی از هر سو رواج گرفت در این دوران، ترجمه انجیل از مسائل و معضلات عمده به شمار می رفت. اولین ترجمه کامل از انجیل به زبان انگلیسی توسط ویکلیف بین سالهای 1380 تا 1384 میلادی به عمل آمد.

تا قبل از قرن نوزدهم عمده مطالب ترجمه شده به مسائل مذهبی، ادبیات، یا فلسفه مربوط می‌شوند. در قرن نوزدهم ترجمه به عنوان وسیله‌ای یک جانبه جهت ارتباط بین دانشمندان و متفکران دنیا نقش ایفا می‌کرد و قرن بیستم  نقش ترجمه به مراتب بیشتر شد، تا جائی که آن را « عصر ترجمه » لقب دادند.

امروزه ترجمه ابزاری است برای:

- آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و فنی

- تبادل اطلاعات فرهنگی،  هنری و ادبی

-  آگاهی از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان

- مبادلات اقتصادی و تجارت

- آگاهی از افکار و اندیشه‌های پیشینیان و گذشتگان

 

تعریف ترجمه و نقطه نظرات مختلف در این باره

برای   واژه « ترجمه» تعاریف مختلفی از  سوی متخصصان فن بیان شده است که در اینجا به اختصار چند  مورد را بررسی می‌کنیم.

جان کتفورد (Catford, 1965 ) ترجمه را این­گونه تعریف می کند:

»Translation is the replacement  of textual material in one   language by  equivalent textual material in another language«

ترجمه جایگزینی مواد متنی است در یک زبان (زبان مبدأ) با مواد متنی معادل در زبان دیگر (زبان مقصد).

یوجین نایدا (E. Nida) نیز ترجمه را چنین تعریف می کند:

«ترجمه عبارت است از پیدا کردن نزدیکترین معادل طبیعی پیام زبان دهنده در زبان گیرنده، نخست از لحاظ معنایی و دوم از لحاظ سبک»

 

پیترنیومارک (P. Newmark) نیز می گوید:

«ترجمه فنی است که یک پیام نوشتاری در زبانی  را با همان پیام در زبان  دیگر جایگزین می‌کند»

ورنر وینتر (Werner Winter ) می گوید:

« ترجمه کوششی است در جهت جایگزینی یک تجربه و یا فرمول خاصی از جهان پیرامون به زبان دیگر»

سروانتس(Cervantes ) معتقد است:

« یک ترجمه مثل پشت قالی فقط می تواند طرح کار را نشان دهد»

کولی (Cowley ) هم در دفاع از ترجمه آزاد خود می گوید:

«... ترجمه کلمه به کلمه و یا خط به خط به این می ماند که دیوانه‌ای حرفهای دیوانه‌ای دیگر را نقل کند.»


 
 
ویژگی های یک مترجم خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 
 

درباره یک مترجم خوب نظرات زیادی ارائه شده است. در نگاه اول  به نظر می‌رسد که یک مترجم خوب باید به دو زبان تسلط کامل داشته باشد اما این به تنهایی کافی نیست. برخی، علاوه بر تسلط به دو زبان ، بعضی مهارتها و ویژگی‌های دیگر را نیز برای مترجم خوب برشمرده­ اند. برای نمونه ناباکوف می­گوید: استعداد نویسندگی مترجم باید در حدود استعداد کسی باشد که اثرش را ترجمه می­کند. نایدا نیز می‌گوید: کسی که نتواند اثر قابل ملاحظه‌ای بنویسد بعید است بتواند اثر قابل ملاحظه‌ی ترجمه کند. یک مترجم خوب باید مثل یک هنرپیشه خوب به کلمات حیات و حرکت ببخشد، مترجم حتماً باید خودش نویسنده باشد».

اما متأسفانه چنانکه جان دان(John Donne ) می گوید اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی‌توانند بنویسند به ترجمه روی می‌آورند.

 

اتین دوله(Etienne Dollet ) درباره ویژگی‌های یک مترجم خوب می گوید:

- مترجم باید محتوای متن و قصد نویسنده را بخوبی درک کند.

- مترجم باید از دانشی وسیع در زبان مبدأ و مقصد برخوردار باشد.

- مترجم باید از ترجمه لفظ به لفظ که هم به مفهوم متن اصلی و هم به زیبایی آن لطمه وارد می کند بپرهیزد.

- مترجم باید شکل‌های گفتاری رایج و متداول در دو زبان را بشناسد و به کار گیرد.

- مترجم باید از طریق انتخاب و ترتیب مناسب کلمات ، تأثیری همه جانبه و لحنی مناسب متن اصلی به ترجمه ببخشد.

According to Newmark , Cicero(106-43 B.C) believed that:

" … a translator must be either an interpreter or a rhetorician and who knows an interpreter's knowledge is not equaled to bilingualism, and that  the rhetorician is not only one who looks things superficially but one who sees through things " (Newmark:1981)

فرزانه فرحزاد می‌گوید: « امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده که مترجم خوب کسی است که به زبان  مبدأ ( زبانی که از آن ترجمه می‌شود) و زبان مقصد  (زبانی که به آن ترجمه می‌شود) و موضوع متن مورد ترجمه احاطه داشته باشد».

پیتر نیومارک (1988 ) می گوید:

"A translator requires a knowledge of literary and non – literary textual criticism, since he has to assess the quality of a text before he decides how to interpret and then translate it. there are differences between literary and technical translation. The technical translator is concerned with content and the literary translator, with form. A technical translation must be literal; a literary translation must be free"

 

پازارگادی نیز ویژگی‌های یک مترجم خوب را 1- تسلط به زبان مادری   2- تسلط به زبان خارجی   3- تشخیص اختلافات دو زبان ذکر می کند.


 
 
ویژگی‌های یک ترجمه خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

Mollanazar (2001) says:

"A good translation is one which conveys the same message accurately , naturally and clearly"

دلی فیتس (Duddly Fits) می گوید:

"ترجمه خوب عبارت است از نزدیک‌ترین معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا که ظرفیت زبان اول ایجاب کند و عجیب و دور از ذهن ننماید."

موریس نادو (Maurice Nadeau ) معتقد است:

« یک ترجمه خوب در درجه اول باید ترجمه گون نباشد، به عبارت دیگر مترجم با سلاست و روانی و حفظ کیفیات متن اصلی آن را به زبان دوم برگرداند"

نورتروپ فرای (Northrop Frye ) می‌گوید:

 

" ترجمه  خوب آن است که مفاد متن اصلی را بازگو کند. نوع دیگر ترجمه نیز وجود دارد که خلق دوباره متن است و بنابراین می‌‌توان آن را اثری مستقل و جداگانه محسوب کرد».

ارنست سمیونز (Ernest Simmons ) نیز می‌گوید:

« ترجمه خوب، ترجمه‌ای است که مفهوم و پیام متن اصلی را به علاوه فرم (شکل بیان) تا سر حد امکان حفظ کرده باشد».

طاهره صفارزاده می گوید یک مترجم خوب آن است که دارای چند ویژگی باشد :

1- مفهوم متن اصلی را برساند .

2- لحن نویسنده در آن حفظ شده باشد .

3- مترجم زبان خاص و متناسب را دریافته باشد . ( سبک )

4- واژگان درست و دقیق را انتخاب کرده باشد .

5- متن ترجمه شده از نظر دستوری با متن اصلی تطابق داشته باشد.

6- در برگرداندن جملات طول کلام نویسنده رعایت شده باشد .

7- به علایم نگارشی و نقطه گذاری توجه شده باشد .

 

یوجین نایدا  ( 1974)   می گوید :

«ترجمه خوب ترجمه ای است که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدا نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد . در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود و سپس رعایت سبک ».

 

Dryden ( 1631-  1700)  says :

a . the translator  must  understand the  language of the  author.

b . the translator  must  be familiar  with the author's thoughts.

c . the translator  must  look into  himself to  conform his  genius to that of the author's .

d . if the  thoughts  in the translator's  language and those of the author's are identical, then  rendering would occur smoothly.

e . if the thoughts in the translator's language and those of the author's are not identical , then  redressing is required .

 

اگر بخواهیم مجموع نظرات گفته شده درمورد یک ترجمه خوب را به شکل خلاصه در آوریم باید  بگوییم که یک ترجمه خوب باید از دو ویژگی برخوردار باشد :

1- ترجمه خوب باید دارای دقت / صحت (accuracy) باشد، یعنی ترجمه باید دقیق باشد و دقیقآ همان معنا ، مفهوم ، سبک و لحنی را داشته باشد که متن اصلی دارد .

2- ترجمه خوب باید از سلاست و روانی (fluency) برخوردار باشد ، یعنی باید  روان و طبیعی باشد و به اصطلاح جملات آن مصنوعی نبوده و بوی ترجمه نداشته باشد . به عبارت دیگر زمانی که یک گویشور زبان مقصد آن ترجمه را می خواند  آن را به عنوان یک نوشته طبیعی در آن زبان قبول داشته باشد .

معمولآ صحت یک ترجمه را یک گویشور زبان مبدا می تواند بسنجد و روانی یک ترجمه را یک گویشور زبان مقصد تعیین می کند .

تمرین:

در اینجا جملاتی از صاحبنظران در مورد ترجمه نقل شده است . ضمن مطالعه­ی این جملات آنها را به فارسی برگردانید.

something new must be added to translations to accommodate for inevitable losses »        (Steiner, 1966)

-« some translators ,  having faced  the  intolerable  atrocities and having been  tired of the injustices of their own  communities , have  found tranquility in translation to keep themselves away from the tormenting  currents . Julia Zulawski΄s statement is interesting ; « In 1950, I started translating to run away from our century for a while ».  This statement implies that you do not have to satisfy others ΄ curiosities but your own desire is sometimes a priority«          (Mac Shane, 1971)

- « the inexperienced young writers can learn from translations carried out by great translators of great writers and thinkers of great eras ».  (Mac Shane. 1971)

 

- « translation of a literary work is as tasteless as a stewed strawberry.          (Harry Smith, 1959)

- « Almost all translations are bad ».  (Max Eastman)

- « poetry is of so subtle a spirit that in pouring out of one language into another, it will all evaporate ».     (Denham)

- « the literal translation is a lie, it is a fake and a fraud »    (Burton, 1973)

- « translation  is a  customs  house through  which  passes, if the custom officials  are not  alert , more  smuggled goods of foreign idioms than through any other linguistic frontier »        (Julia  Casares , 1956)

- « we must learn to depend not whole on any man's translation. (George Joey, 17th century)

- «A good translation takes us a very long way ». (Goethe, 19th century)

- « Translation is a sin ».   (Grant Showerman. 1916)

- « Translation  from one language  into  another is  like gazing  at a tapestry  with  the wrong  side  out » . (Cervantes, 17th century)

- « Poetry cannot be translated ».   (Samuel Johnson, 18th century)

- «Translation is like a woman, if it was beautiful, it could not be faithful ».

- « Few readers will get as much out of the originals as they would from a good translation ».  (Elsa Gress, 1971)

- « I sometimes  suspect that the  universe  is nothing  but a translation  from God's original  and this is  the reason  that  everything here is  topsy- turvy . My cabalist theory is that Almighty trusted Satan to translate his creation and it was published before he could correct it ».  (Isaac Bashevis)

- « Translation undresses a literary work, shows it in its true nakedness. An author can fool himself in his own language, but many of his shortcomings become clear to him in another language. Translation tells the bitter truth.  It unveils all masks ».   (Isaac Bashevis)


 
 
مسائل و مشکلات ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه است را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد : گروه اول  مشکلات  مربوط به خود مترجمان است و گروه دوم  مشکلاتی است که به ماهیت  زبانها و اختلافات ذاتی آنها برمی گردد .

گروه اول : مشکلات مترجمان

از مجموع نظرات صاحبنظران در مورد ویژگیهای ترجمه و مترجم خوب می توان چنین  نتیجه گرفت که یک مترجم کارآمد باید به زبان مبدا ، مقصد و موضوع ترجمه تسلط کامل داشته باشد و عده ای نیز معتقدند که یک مترجم خوب باید از استعداد نقد و و نویسندگی نیز برخوردار بوده و اطلاعات زبان شناسی هم داشته باشد ، اما چنانکه جان دان ( J. Donne)  می گوید، متاسفانه اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی توانند بنویسند به کار ترجمه روی آورده اند

 

کمتر مترجمی را می توان پیدا کرد که بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد . علاوه بر آن، بسیاری از افرادی که بنا به دلایلی بر دو زبان تسلط کافی دارند ، تحصیلات دانشگاهی و ذوق کافی برای ترجمه ندارند . ترجمه، علاوه بر تسلط کافی به دو زبان مستلزم علاقه ، ذوق و استعداد نیز می باشد و جمع شدن  همه این ویژگیها در یک فرد به ندرت اتفاق می افتد .

آموزش ترجمه در دانشگاهها نیز با مشکلات عدیده ای روبروست . متاسفانه دانشجویان زمانی دروس ترجمه را می گذرانند که در مورد خود زبان انگلیسی اطلاعات کافی ندارند و هنوز در مورد واژه­ها و ساختارهای ساده انگلیسی دچار مشکل هستند . علت این امر این است که تا کنون زبان خارجه مرتبه مستقلی در آزمون ورودی دانشگاهها نداشت و دیپلمه  ریاضی ، تجربی و انسانی  می توانستند وارد این رشته شوند و گاهاً  این انتخاب نه از سر علاقه ، که از سر ناچاری بود .

از طرف دیگر ، بسیاری از دانشجویان فارسی زبان که درس اصول و ترجمه را می گذرانند فکر می کنند که مشکلات فقط مربوط به زبان انگلیسی است در حالیکه اکثر آنها با ساختار و ترکیبات زبان فارسی نیز آشنایی کافی ندارند و از اصول نگارش فارسی نیز خیلی کم می دانند و به قول دکتر صفوی گناه بی سوادی شان را بر گردن زبان فارسی می اندازند .

همین عوامل باعث می شود که امروزه شاهد ترجمه هایی باشیم که نه شباهتی به زبان فارسی دارند و نه می توان چیزی از آنها فهمید .

گروه دوم :   مشکلات مربوط به ماهیت زبان

مسئله تفاوت بین زبانها برای اولین بار از سوی یک فرد  مردم شناس بنام مالینفسکی (Malinovsky) مطرح شده . او که به مطالعه فرهنگ و زبان یک قبیله بومی  در جزیره تروبریاند Trobereyand  مشغول بود متوجه شد که آنها برای برخی مفاهیم ، از جمله حرکت قایق در آب ، واژه­های زیادی دارند که برای آنها معادلی در زبان انگلیسی نمی توان یافت و چنین استدلال کرد که برخی از مفاهیم قابل ترجمه از زبانی به زبان دیگر نیستند .این بحث را دو فرد زبانشناس به نامهای ادوارد ساپیر        (Edward  Sapir) و بنیامین لی ورف ( Benjamin  Lee  Whorf ) بسط و گسترش دادند و بعداً  تحت عنوان نظریه  نسبیت زبانی و یا نظریه " ساپیر-ورف" ( Sapir – Whorf  hypothesis)  مطرح شد . این نظریه معتقد است که تفاوت بین زبانهای دنیا بسیار زیاد است . روح این نظریه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

«هر زبانی بر حسب علایق  گویشوران خود ، محیط زندگی و فرهنگ آنها ، برش خاصی از واقعیت های جهان خارج را انتخاب و نامگذاری می نماید که این انتخاب ها با انتخاب های سایر زبانها یکسان نبوده و از طرف دیگر بر واقعیت های جهان  خارج عیناً منطبق نیستند ».

به بیان ساده تر ، این فرضیه می­خواهد بر این مسئله تأ کید کند که زبانهای دنیا به شیوه های متفاوت مفاهیم و مصادیق جهان  خارج را نامگذاری می کنند و از این رو  اختلافات  ذاتی  موجود بین زبانها کار ترجمه را بسیار  مشکل و ناموفق می سازد . برای  نمونه به واژه های مربوط به روابط خویشاوندی ( kinship  terms)  در فارسی و انگلیسی دقت کنید . با وجود اینکه ، روابط و نسبت های فامیلی در دو جامعه انگلیسی زبان و فارسی زبان یکسان هستند اما تقسیم بندیها و  نامگذاریهای این دو زبان با هم تفاوت آشکار دارند.  در فارسی برای " برادر پدر" از لفظ " عمو " و برای " برادر مادر "  از لفظ " دایی "  استفاده می شود .  این در حالی است که در زبان انگلیسی برای هر دو  مصداق / مفهوم  از لفظ  واحد  یعنی " uncle"  استفاده می شود. همین مسئله را در مورد " خواهر پدر = عمه "  و  " خواهر مادر = خاله "  نیز داریم .

فارسی انگلیسی

عمه __________  aunt

خاله  __________  aunt

دایی ___________ uncle

عمو  ___________ uncle

حال اگر فرزندان دایی ، عمو ، عمه ، و خاله را در نظر بگیریم موضوع پیچیده تر می شود . در فارسی کلماتی مثل پسر عمو ،پسر دایی، دختر دایی، پسر عمه ، دختر عمه ، پسر خاله ،و دختر خاله داریم در حالیکه همه آنها در انگلسیی معادل واژه  cousin هستند . با این احوال فرض کنید  بخواهید  جمله های زیر را از فارسی  به انگلیسی یا بر عکس ترجمه کنید :

پسر خاله ام را دیروز در خیابان دیدم .

دختر  عمویم رشته حسابداری می خواند .

My aunt bought me a nice present.

He married one of his cousins.

 

به عنوان نمونه ای دیگر به واژه " پوست " در فارسی دقت کنید . این واژه برای پوشش خارجی بدن انسان ، حیوانات و اشیاء به کار می رود . در مقابل  در زبان انگلیسی تقسیم بندی و نامگذاری دقیق تری برای آن وجود دارد .

 

Skin (انسان و برخی حیوانات)

Shell (تخم مرغ و میوه های مغزدار مثل گردو و فندوق)

Bark (درختان)

Peel (میوه جات)

Ring (مرکبات)

Hide (تمساح-بز-گوسفند-گاو)

Husk(لایه خارجی بذرها و هسته ها )

 

 

پوست

این مثال و مثالهای متعدد دیگر  نشان می دهند که با وجود  یکسان  بودن واقعیت های جهان خارج ، هر زبان  تصویری متفاوت از این واقعیت ها را به دست می دهد و همین مسئله موجب شد  تا  ورف ( Whorf)   ادعا کند که هر شخصی از دریچه و زاویهء زبان خود به دنیا  می نگرد و این ادعا خود منجر به تقویت این ایده فلسفی شد که مفاهیم  ذهنی ما تحت تأثیر  زبان ما هستند و از همینجا گونه افراطی نظریه نسبیت زبانی شکل می­گیرد که می گوید " زبان ما ، طرز تفکر و ذهنیت ما را تعیین می کند "

"Our language determines  our mind"

این نسخه از نظریه نسبیت زبانی به وجود نوعی " جبر زبانی "  ( ( linguistic determinismاعتقاد دارد . طرفداران این نظریه، ترجمه را امری تقریباً  غیر ممکن  می دانند . اکثر اندیشمندان با این مسئله موافقند که زبان ما بر تفکر و اندیشه ما تأثیر می گذارد، اما گونه افراطی این نظریه را قبول ندارند.

به هر حال وجود تفاوت میان زبانهای دنیا را  نمی توان منکر شد و این تفاوتها به واژگان زبان محدود نمی شود و ساختار زبانها هم با یکدیگر متفاوتند. به عنوان نمونه ای از تفاوتهای ساختاری زبانها می توان به ساختار هسته و وابسته و یا ترتیب  اجزای جمله اشاره کرد.


 
 
جعبه لایتنر (فیزیکی) چیست؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است.
در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح می‌‌دهیم و امیدواریم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید.
این وسیله توسط محقق اتریشی ” سباستین لایتنر” طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل می‌‌نماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز می‌‌سازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب می‌‌کند.

اساس علمی:
این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است:
۱. اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً ۴۵% آن را فراموش می‌‌کند و بعد از یک ماه ۸۰% آن فراموش می‌‌شود. به این ترتیب فقط ۲۰% مطلب وارد حافظه درازمدت می‌‌شود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم می‌‌کند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی،مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود.
۲. قانون یادگیری اسکینر: بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند می‌‌کند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید.
این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی می‌‌رود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق می‌‌کند.

مزایای این وسیله:
۱. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری می‌‌کند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه می‌‌کنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما می‌‌شود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آن‌ها می‌‌کند.
۲. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور می‌‌شوید کارت‌ها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.
۳. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل می‌‌شود.

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

۱ ۲ ۴ ۸ ۱۵

عرض قسمت های مختلف به ترتیب ۱۵,۸,۴,۲,۱ واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و… درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

مراحل کار:
۱. روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
۲. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۳. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۴. روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.
۵ . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
۶. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.
نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید.

 

منبع: تبیان


 
 
چگونه فکر دیگران را بخوانیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 
   
 
 
   
 
 
 
 
     
 
   
 

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

▪ خوددار

اگر شخصی دستهایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان میدهد که وی خود را بشدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان میدهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و میتواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد

▪ تدافعی

اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با ارامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند

▪ متفکر

گره کردن دستها به دسته های صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.

بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ میدانند اما روانشناسان بالینی میگویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است

▪ دقیق

وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است

▪ دودلی

انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید میکند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند

▪ بی گناه

دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار میدهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد میتواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمیداند چگونه آنرا به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش میگذرد داشته باشد

▪ مطمئن

دستهایی که به کمر زده میشود در مردها نشان دهنده آن است که فرد به آنچه میگوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما میگوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که میتواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند

▪ مرموز

دستهای مشت شده در زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانیکه حرفهای شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله میکند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما میگوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد

▪ ظاهر ساز

در این حالت شخص آرام بنظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود میگیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آنها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولا از آن دسته حالتهایی است که در بیشتر افراد دیده میشود ولی نوع آنها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمیشود

▪ مالکیت

قرار دادن پاها روی هر چیز ( روی صندلی میز سکو و …) نشانه حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت میدانند که در نهایت به عقیده فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد

▪ اعتماد به نفس

تکیه زدن به صندلی درحالتیکه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را میداند.

     
   

 
 
۷ نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

 

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه۱۲۱میلیون نفر و آلمانی۱۱۸میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع وروش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا
۷نکته ساده را برای شروعیادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱-   مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲-   تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده۱۰دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم باتکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳-   متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴-   شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان۴تا۵سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه۴ساله باشید نه یک مهندس۲۰و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه ودرس را با تفریح بیاموزید.

۵-   اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶-   زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷-   این را بدانید کهیادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

دراین مقاله نیز می توانید با ابزارها و روش های موثر یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی) آشنا شوید.

نویسنده: غزاله فیروز

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاری مناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاری افراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل۲بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیم براحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصی بپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشته باشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن رااز این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:

ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را واردحافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شمانرم افزار لایتنر ماندگار است.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابهجعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایت استفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام دروبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکاراینترنتمی باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.


 
 
عوامل موثر در یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 


یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال می‌آورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار:


آمادگی
شاگرد باید از لحاظ جسمی ، عاطفی ، عقلی و … رشد کافی کرده باشد تا بتواند بخوبی یاد بگیرد ویادگیری زمانی برایش مفید خواهد بود که از هر نظر آمادگی لازم داشته باشد. او حتی اگر بعضی از جنبه‌های آمادگی را کسب نکرده باشد، یادگیری برایش خستگی آور و کسل کننده خواهد شد و چندان پیشرفتی نخواهد کرد. مثلا در یادگیری نوشتن ، اعصاب و عضلات دست و انگشتان باید به قدر کافی رشد کرده و آمادگی داشته باشند. اگر کودکی را که از لحاظ جسمی و روانی آمادگی یاد گرفتن و نوشتن را ندارد، تعلیم بدهیم، جریان یادگیری او در این زمینه حتی در سال‌های بعدی به کندی پیش خواهد رفت، در صورتی که اگر همین کودک در سنی که آمادگی کافی دارد، تحت تعلیم قرار گیرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در این زمینه سریعتر پیشرفت خواهد کرد.

آمادگی در زمینه‌های مختلف متفاوت است. ممکن است فرد از لحاظ عقلی آماده باشد ولی از نظر عاطفی نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد. مثلا ترس از معلم احساس عدم امنیت ، دلهره ، اضطراب و پریشانی فکر ممکن استیادگیری را در زمینه مورد نظر مختل کند. رشد وآمادگی ذهنی افراد نیز در فهم و یادگیری علوم مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است شاگردی در مرحله‌ای از رشد خود آماده درک علوم تجربی باشد، ولی برای درک علوم اجتماعی هنوز آمادگی لازم را بدسن نیاورده باشد. بنابراین ، معلم باید آمادگی هر یک از شاگردان خود را تدریس مواد درسی در نظر داشته باشد و فعالیت‌های آموزشی خود را متناسب با سطح آمادگی آنان عرضه کند.

هر چه فرد آمادگی بیشتری برای رفتار معینی داشته باشد، برای انجام دادن رفتار ، به محرک کمتری نیاز دارد. مثلا خنداندن یک انسان خوشحال بسیار ساده‌تر از خندان یک شخص غمگین است. هر چه فرد آمادگی کمتری داشته باشد‌، تحرک بیشتری برای ایجاد آن رفتار لازم است. تدریس و فعالیت معلم زمانی بیشترین تاثیر را دریادگیری خواهد داشت که شاگرد به آمادگی لازم رسیده باشد و در غیر این صورت شاگرد همچون چراغی که فتیله آن پایین کشیده شده باشد، هرگز برافروخته نمی‌شود و چیزی نخواهد آموخت.

انگیزه و هدف
یادگیری معلول انگیزه‌های متفاوتی است. یکی از این انگیزه‌ها که نقش مهمی در جریان ییادگیری میل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت هر کس است که نیروی فعالیت را افزایش می‌دهد. برای اینکه شاگردان در ضمن یادگیری فعال باید به موضوعی که می‌خواهند قرا بگیرند علاقمند باشند. برای ایجاد رغبت ، لازم نیست موضوعات درسی را به طور تصنعی جالب توجه نشان داد، همینکه مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسی و واقعی آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک کند، رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه ، هدف است. هدف به فعالیت انسان و جهت و نیرو می‌دهد. اگر انسانی در طول زندگی خود هدف قابل وصولی نداشته باشد، پویایی و حرکت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می‌کند. در مدارس ، هدف‌های تربیتی باید انعکاس از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و بطور واضح بیان شود.

معلم و دانش آموز باید بدانند غرض از فعالیت‌های آموزشی در یک مقطع زمانی خاص چیست. مشخص بودن هدف‌ها در مدرسه ، سبب هماهنگی پیش فعالیت‌های معلم و شاگرد می‌شود و آنان را به اجرای فعالیت‌های متنوع بر می‌انگیزد و جهت و میزان پیشرفت آنان را نشان می‌دهد، محیط مدرسه و کلاس را آموزنده و نشاط آور می‌سازد و سطح یادگیری شاگردان را گسترش داده و یادگیری را عمیق‌تر و موثرتر می‌کند.

تجارب گذشته
آموخته‌ها و تجارب گذشته شاگرد ساخت‌شناختی وی را تشکیل می‌دهد. آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تاثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می‌تواند مفاهیم و مسائل جدیدی را درک کند که مفهوم و مساله جدیدی با ساخت‌شناختی او مرتبط باشد. در واقع ، فرآیند یادگیری همچون روند رشد است. همچنان که رشد جریانی دائمی است، یعنی گذشته ، حال و آینده آنان با هم ارتباط دارد، یادگیری نیز جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می‌دهد و آنچه فرد در آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد.

فرد وقتی مفهومی را واقعا می‌‌آموزد که پایه و ریشه در تجارب گذشته‌اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود،یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت‌های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت‌شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرط اساسی موفقیت در کارها تربیتی است. معلم آگاه در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه‌ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می‌کند، توان او را برای درک و هم مسئله جدیدی می‌سنجد و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می‌دهد. مثلا اگر معلم ریاضی در تدریس مفهوم تازه ، زمینه‌های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به مطالب و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود.

البته ممکن است در اینجا سوال مطرح شود که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس ، دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد ، محیط خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست. چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه شاگردان انتخاب کند. اگر چه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش‌آموزان را می‌توان از طریق آموزش ترمیمی یا فعالیت‌های متنوع دیگر که به حل این مسئله کمک می‌کند‌، از میان برد.

موقعیت و محیط یادگیری
موقعیت ومحیط یادگیری از عوامل بسیار موثر دریادگیری است. محیط مانند نور ، هوا ، تجهیزات و امکانات آموزشی. طبیعی است هر چه امکانات آموزشی ، کتابخانه و منابع مختلف علمی مناسب‌تر و بیشتر باشد، یادگیری شاگردان در مقایسه با یادگیری شاگردان مدرسه‌ای که دارای فضای مناسب نیست و در آن جز کتاب درسی منابع دیگری یافت نمی شود بسیار متفاوت خواهد بود.

محیط ممکن است عاطفی باشد. رابطه معلم و شاگرد ، رابطه شاگردان با هم ، رابطه والدین با هم و نگرش والدین و مربیان در زمینه تربیت کودکان ، همگی می‌تواند در میزان یادگیری شاگردان موثر باشد. موقعیت آموزش منظم همراه با محبت و احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت. عاطفه به عنوان یک عامل بسیار موثر می‌تواند در جریان یادگیری عمل کند.

عواملی نظیر عدم امنیت ، ترس ، اضطراب ، نومیدی ، شک و تردید می‌توانند در فعالیت‌های آموزشی از همه امکانات یاد شده برخوردار باشد، شاگرد را به کنجکاوی و تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود واردار می‌سازد. البته محیط و موقعیت تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود وادار می‌سازد. البته محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی ، استعداد ، نیاز و گرایش شاگردان باشد.

اگر مجموعه عوامل موجود در محیط برای شاگرد برانگیزنده و قابل درک نباشد، مساله‌ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت وجود مساله ، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال ، امکانات محیط آموزشی ، اعم از نیروی انسانی و تجهیزات ، وضع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی خانواده نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل و آموزشگاه و هزاران عامل محیطی دیگر می‌تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان موثر باشد.

روش تدریس معلم
در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط‌های آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می‌پردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی می‌کند‌، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود می‌آورد و با شناخت استعداد ، علایق و توانایی شاگردان ، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می‌کند.

البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت‌های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌های آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت.

کسی که می‌خواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند.

با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا می‌گیرد. بلکه با روش‌های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت.

توجه به کل به جای جز
طرفداران مکتب گشتالت معتقدند کل ، اجزا را در یک طرح و زمینه قرار می‌دهد و ارتباط آنها را روشن می‌سازد. به نظر ایشان ، اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامفهوم هستند ولی وقتی در یک طرح زمینه قرار بگیرند، معنی و مفهوم آنها روشن می‌شود. طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزا و کیفیت خالص آنها این خصوصیت را ندارد طرح یا کل ، عناصر را مشخص می‌سازد و آنها را در یک زمینه خالص به هم ارتباط می‌دهد.

مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد که حرکت از کل به جز روند یادگیری را بهتر و فهم مطالب را آسان‌تر می‌کند. اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامربوط هستند و در طرح و کل ، معنی پیدا می‌کنند. البته کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آنها سبب تصور کل نمی‌شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزا با هم و تا این ارتباط مشخص نشود، اجزا قابل فهم نیستند.

در جریان تدریس ، معلم باید در حد امکان ، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزا با کل را مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزا بپردازد. مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با هم و همچنین رابطه آنها با کل ، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جز با مشخص کردن روابط جز با کل ، قدرت تحلیلی در فراگیران می‌دهد و در نتیجه یادگیری معنی‌دار می‌شود. به عبارت دیگر ، حفظ و فکر و تکرار ، جای خود را به فهم و اندیشه می‌دهد.

تمرین و تکرار
برای بسیاری از دست‌اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سوال‌ها مطرح است : تمرین و تکرار چه نقشی در فرآیند یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست، شرایطتمرین و تکرار چیست؟ مساعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می‌تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟

در پاسخ به سوالات مطرح شده باید گفت: تاثیرتمرین و تکرار در کل فرآیند یادگیری و حیطه‌های مختلف آن بویژه در حیطه روانی – حرکتی ، انکار ناپذیر است. همه این ضرب‌المثل قدیمی در کار نیکو کردن از پر کردن است،را شنیده‌اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. و اگر تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

ولی این نکته نیز غیر قابل انکار است کهکیفیت اجرای تمرین ، مقدار و زمان آن نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانکه آزمایش‌های متعدد نشان داده است، اجرای تمرین در زمان غیر متمرکز ، اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد. مثلا شاگرد موضوع مورد یادگیری را در دو تمرین بیست دقیقه‌ای ، زودتر از یک تمرین چهل دقیقه‌ای یاد می‌گیرد. از همین رو ، تمرین و تکرار موثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشد، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره‌های آن مناسب باشد و در شرایط واقعی و طبیعی انجام پذیرد.

اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند، مطلع شود. زیرا اطلاع از پیشرفت ، او را به کوشش وا می‌دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی‌آور باشد. هر گاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود ، اغلب موجب کاهش کارایی تمرین می‌شود. به این معنی که شخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیفتر می‌شود، تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سرباز می‌زند. در واقع خستگی یادگیری را کاهش می‌دهد.

منبع: رشد



 
 
سبک های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

با شناسایی سبک یادگیری خود و بکارگیری تکنیکهای یادگیری ویژه مربوط به آن یادگیری خود را بهبود بخشید:

۱- سبک یادگیری دیداری

۶۵درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را بخاطر می سپارند.
* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و همچنین سازماندهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده میکنند.
* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود میبندند.
* معمولا افرادی مرتب و منظمی میباشند.
* اینگونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا میباشند.
* معمولا در کلاس درس نیمکتهای ردیف جلو را اشغال میکنند.
تمایل به برداشتن یادداشت های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.
* جذب کتابهای مصور میگردند.
* در بخاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.
برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیکهای با رنگ روشن استفاده میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در روند آموزش از رنگها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.
۲- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.
۳-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

۲- سبک یادگیری شنیداری

۳۰درصد جمعیت را شامل می گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته باشند.
* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.
* از طریق گوش دادن یاد میگیرند.
* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب میکنند.
* در محیطهای شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست میدهند.
* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.
* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.
* برای بخاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند  مکررا روخوانی میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.
۲- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.
۳-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

۳- سبک یادگیری جنبشی-بساوایی

۵درصد جمعیت را شامل میـگـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره میگیرند.
* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مندند.
* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دستهای خود را تکان داده و از ژستهای جسمانی استفاده میکنند.
* از آنکه در کلاس درس بی حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.
* برای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.
* هنگام مرور مطالب درسی خود  مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار میکنند.

تکنیکهای یادگیری
۱- در حین یادگیری آدامس بجوید.
۲- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید.
۳-حین یادگیری موسیقی گوش دهید


 
 
کلید های توسعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

 

بخش دهم

کلید های توسعه

هویت و مرجع

 

فرق شما با سایر مردم جهان چیست؟ یکی از عوامل مهم که شما را از دیگران متمایز می کند، تجارب شماست. هرعملی که زمانی انجام داده اید، نه تنها در حافظه آگاه، بلکه در نظام عصبیتان ثبت شده است. هر چه که تاکنون دیده، شنیده، لمس کرده، چشیده و یا بوئیده اید، در بایگانی عظیمی که مغز نامیده می شود انباشته شده است.

این خاطرات آگاه یا ناآگاه را مرجع می نامیم. برای اطمینان از درستی یا نادرستی هر عقیده ای به این تجارب تکیه می کنیم، حتی اگر آن عقیده بسیار مهم باشد( مثلاٌ اعتقاد به اینکه چه کسی هستیم و چه کارهایی از ما ساخته است).

چه تجاربی در شکل دادن به زندگی شما مؤثر تر بوده است؟ در یکی از سمینارهای من، پیش از ورود به جلسه،پرسشنامه ای به شرکت کنندگان داده می شود.در این پرسشنامه از شرکت کنندگان خواسته شده است که پنج تجربه را که به عقیده خوشان بیشترین اثر را بر زندگیشان گذاشته است ذکر کنند. جالب اینجاست که بسیاری از اشخاص تجارب ( یا مرجعهای) همانندی دارند، اما نحوه تعبیر و تفسیرشان از آن واقعه به کلی با دیگری متفاوت است.

دو نفر در جوانی پدرشان را از دست می دهند. یکی شان بر اثراین واقعه از ایجاد هرگونه رابطه صمیمانه با دیگران خودداری می کند، در حالی که دیگری فردی بسیار اجتماعی و خونگرم می شود.

پس آنچه که زندگی ما را شکل می دهد نه فقط خود مرجعها، بلکه تعبیر و تفسیری است که از آنها می کنیم.

بزرگترین طراح زندگی شما، خودتان هستید، خواه به این موضوع، توجه کرده و خواه نکرده باشید. تجارب خود را مانند پارچه بزرگی در نظر آورید که می توانید آن را مطابق هر الگویی که دوست دارید ، ببرید و بدوزید، و هر روز که می گذرد، نخی به تارو پود این پارچه افزوده می شود...


 

 


 
 
مهارت های خواندن خود را پرورش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب ” چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ ” می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از
۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از
۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از ۲۴ ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند. مرورهای اصولی را می توانید بوسیله نرم افزار لایتنر نیز انجام دهید.

منبع: www.learningcenter.com، www.how-to-study.com، www.ucc.vt.edu

 


 
 
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید
۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
۸- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
۹ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۱۰-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۱ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

منبع: فکر نو

 


 
 
اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٦
 

 

اضطراب یکی از شایع‌ترین حالات روحی است که تقریباً در همه‌ی انسان‌ها در طول زندگی و به درجات مختلف بروز می‌کند. اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزدیک شدن امتحانات در فرد نمایان می‌شود، به طوری که هر کسی در طول زندگی خود حداقل یک بار این احساس را تجربه کرده است. انسان دوست دارد هنگام ارزیابی و نقادی رفتارهایش بوسیله ی دیگران حداکثر امتیاز ممکن را کسب نماید. به همین دلیل هر زمان که در موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می‌گیرد دچار اضطراب می‌شود،هر چند موضوع امتحان را بارها و بارها تمرین کرده باشد.



 
 
چگونه خود را برای کنکور آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

دلایل عدم اجراء برنامه‌ریزی:

یکی از عوامل استرس‌زا برای هر دانش‌آموز کنکوری، عدم اجراء برنامه‌های اوست. دانش‌آموز پیش از دیگران از اجراء نکردن برنامه‌های خود دچار نگرانی و پشیمانی می‌گردد. هر چند که تکرار این موضوع به‌تدریج به یک عادت تبدیل می‌شود.
پس لازم است بدانیم چه دلایل مهمی مانع اجراء برنامه‌های ما می‌شود. بدیهی است عدم توجه به نکات گفته شده در بحث قبلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این مورد هستند، به‌طور مثال دانش‌آموزی که توان مطالعاتی او در روز یک ساعت است به یک‌باره تصمیم می‌گیرد، روزانه شش ساعت مطالعه کند.
برای افزایش ساعات مطالعه باید به یک مدل افزایش تدریجی متناسب با توان شخصی روی آوریم. ”هفته اول (
۱ ساعت)، هفته دوم (۱ ساعت و نیم)، هفته سوم (۲ ساعت و نیم)، هفته چهارم (۳ ساعت و نیم)، هفته پنجم (۴ ساعت و نیم)، هفته ششم (۵ ساعت و نیم تا ۶ ساعت).


▪ دلیل دیگر، عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری است:

به این معنی که پیش‌بینی نکردن اتفاقاتی که در طول روز یا هفته می‌تواند مانع اجراء برنامه باشند قطعاً دانش‌آموز را دچار مشکل می‌سازد.

عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری


مثلاً دانش‌آموزی که می‌داند هفته آینده در روز پنج‌شنبه به عروسی یکی از بستگان نزدیک خود دعوت شده است، باید برای آن روز میزان ساعت مطالعاتی کمتری را لحاظ کند در غیر این‌صورت او قادر نخواهد بود به آن برنامه عمل نماید.
تعارف با دوستان و نزدیکان نیز یکی دیگر از این دلایل است. بسیاری از دانش‌آموزان ما هنگام اجراء برنامه‌های خود با اطرافیان دچار تعارف می‌شوند. یعنی در حالی‌که می‌دانند امروز نمی‌توانند با دوستان خود به گردش یا تفریح بپردازند، اما با اولین پیشنهاد از طرف آن‌ها ترجیح می‌دهند برای حفظ دوستی (یا به اصطلاح معرفت!) از اجراء برنامه پرهیز کنند و به خواسته دوستان خود توجه نمایند.
پس بهتر است که به‌طور غیر مستقیم برنامه‌های تنظیمی خود را به اطلاع دوستان و اطرافیان نزدیک خود برسانیم (مثلاً با نصب این برنامه‌ها در روی دیوار اتاق و یا کمک گرفتن از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی).
ناهماهنگی در اجزاء برنامه نیز می‌تواند مانع اجراء صحیح برنامه باشد، چرا که بارها با دانش‌آموزانی روبه‌رو شده‌ایم که به‌دلیل پراکندگی و از هم گسیختگی در اجزاء برنامه‌های خود نمی‌توانند به‌درستی آن را اجراء کنند.
مثلاً یا آن‌قدر تعداد زیادی درس را در یک روز برای مطالعه در نظر گرفته‌اند و یا دروسی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اند که با هیچ‌یک از برنامه‌های کلاسی فردا و یا امروز خود هماهنگی ندارند. بنابراین این برنامه حتی در صورت اجراء، بازدهی مطلوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

الف) برنامه‌ریزی گروه