آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها وپهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهایلغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید.دو صفحهمعنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداختهشده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: www.okhdar.com


 
 
روش یادگیری لغات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:



کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.


روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue(تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorousبه معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند. توضیحات بیشتر...

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.

اهمیت فراگیری اصطلاحات

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.


مثال:

     معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.

همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از دو و گاهی سه کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن

show off  خودنمایی کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.

درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).

یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:
 

 

Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

 

در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.

شنبه یکم شهریور 1393 | نظر بدهید

 
 

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

 

 

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color

centre

center

honour

honor

analyse

analyze

cheque

check

tyre

tire

favour

favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

  • صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف rتنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/
    برای فراگیری سیستم تلفظ IPAاینجا را کلیک کنید.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی
فارسی

lift

elevator

آسانسور

trousers

pants

شلوار

lorry

truck

کامیون

petrol

gasoline

بنزین

underground

subway

مترو

aerial

antenna

آنتن

rubber

eraser

پاک‌کن

flat

apartment

آپارتمان

wardrobe

closet

جارختی

queue

line

صف

pavement

sidewalk

پیاده‌رو

 


 
 
چگونه لهجه خود را کاهش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید. (برای این منظور می‌توانید از نرم‌افزار Pronunciation Power و یا دیکشنری گویای لانگمن استفاده نمایید.)


به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید.


به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یاes- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). (برای فراگیری نحوه تلفظ صحیح این قبیل کلمات اینجا را کلیک کنید.)
 

با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

آموزش مکالمه انگلیسی نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهی که بین کلمات و جملات ایجاد می‌کند این فرصت را برای شما فراهم می‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقویت نمایید.)
 

صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.


 
 
اگر وقت درس خواندن ندارید، بخوانید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

درس و تحصیل تنها دغدغه همه دانشجویان نیست. بعضی از دانشجویان ناچارند علاوه بر رفتن به دانشگاه، کار کنند یا مسئولیت اداره خانواده را به عهده بگیرند. اما کارشناسان نکاتی را پیشنهاد می کنند تا با استفاده از آنها بتوانیم از زمان مطالعه خود بیشترین استفاده را ببریم.

 

۱. مطالعه را جزئی از زندگی روزانه خود قرار دهید.

 

بهترین راه برای اینکه به درس خواندن عادت کنیم این است که آن را بخشی عادی از زندگی روزمره خود بدانیم. تحصیلات عالی مستلزم تلاش و پشتکار است. لازم است هر روز زمانی را به انجام تکالیف و مطالعه اختصاص دهیم. یک ساعت در روز برای شروع خوب است، ولی این زمان هرچه بیشتر باشد بهتر است.

 

۲. سبک یادگیری خود را بشناسید.

 

افراد مختلف روش های یادگیری متفاوتی دارند و هرگز یک روش واحد برای همه اشخاص مناسب نیست. بعضی افراد با روش های دیداری، بعضی با شنیدن، و بعضی با ترکیب روش های گوناگون یاد می گیرند. لازم است هریک از ما روش مناسب خود را کشف کنیم و آن را به طور مکرر مورداستفاده قرار دهیم. گاهی اوقات ترکیب رویکردهای مختلف، مثلا خواندن مطالب با صدای بلند می تواند مفید واقع شود.

روش های یادگیری همچنین ممکن است برحسب آنچه مطالعه می کنیم متفاوت باشد. به عنوان مثال کسی که زبان را با روش های شنیداری می آموزد ممکن است ریاضیات را با روش های دیداری یاد بگیرد. بهتر است عادات خود را با توجه به روش یادگیری خود شکل دهیم.

 

۳. همه چیز را به شب قبل از امتحان موکول نکنید.

 

بسیاری از دانش آموزان مطالعه را به شب قبل از امتحان موکول می کنند اما این روش روش خوبی برای یادگیری نیست. به گزارش برترین ها کارشناسان معتقدند که در محیط یادگیری آکادمیک، تنها دانستن مطالب و نکات کافی نیست بلکه دانش آموزان باید توانایی تفکر انتقادی راجع به آنها را نیز داشته باشند.

بهتر است مطالب درسی را به صورت روزانه مرور کنیم. همین طور بحث های گروهی و استفاده از نوارها و سی دی های آموزی به یادگری موثر تر کمک می کند.

 

۴. از درس خواندن لذت ببرید.

 

لزومی ندارد همیشه درس خواندن را جدی بگیریم و تنها در گوشه ای بنشینیم و مطالب را در ذهن خود فرو کنیم. روش های زیادی وجود دارد که به ما کمک می کنند تا ز درس خواندن لذت ببریم . همه چیز به خلاقیت ما بستگی دارد. مثلا استفاده از حروف اختصاری جالب، یا موزیک و سایر روش های خلاقانه باعث می شود تا از درس خواندن لذت بیشتری ببریم.

 

۵. خود را بیازمایید.

 

لازم نیست برای آزمودن خود تا روز امتحان صبر کنیم. می توانیم در حین مرور مطالب، فهرستی از چند سوال تهیه کنیم. سپس به عقب برگردیم و به آنها پاسخ بدهیم. همین طور در روزهای آینده که دوباره به سراغ مطالب می آییم این سوالات به ما کمک خواهند کرد. بکوشید تا به آزمودن خود عادت کنید و آن را بخشی از برنامه مطالعه خود قرار دهید.

منبع: bartarinha.ir


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

موضوع: روش‌های مطالعه

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت اول: مقدمه

م. حورایی

از یکی از مرتاضان هندی پرسیدند: آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی؟ گفت: آری. گفتند: چگونه؟ گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.

 این شاید بزرگترین ثمره تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنید، یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید.تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشما درطول روزبه پنج فعالیت مختلف مشغولید، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید.موفقیت زندگی روزانه ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و... به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کارمی کنید به خانواده می اندیشید، وقتی درخانواده به سرمی برید ازشغل خود نگرانید و وقتی ورزش میکنید در اندیشه تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزارسو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 

عمل تمرکز، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروعتمرینات، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا 6 هفته که از پرورش ذهن ویادگیری مهارت‌ها گذشت، متوجه پیشرفت‌های قابل‌توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهیدرمی‌یابید که چه سال‌هایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر داده‌اید. 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

چگونه می‌توانیم موفقیت خود در آموزش درس‌های حفظی را به حد اکثر برسانیم؟
این پرسشی است که در این مقاله به آن پاسخ داده می‌شود. روش‌های پیشنهادی در این مقاله برگرفته از اصول و تجربیات روانشناسی نوین است.

قانون اول تقویت حافظه: تجسم

تجسم کلمه‌ای است همردیف حافظه

سوال : بیاد بیاورید دستگیره درب منزل شما چه رنگی است وچه شکلی دارد ؟

اگر بیاد آورده باشید حتما به این علت بوده که توانسته اید تصویر درب  منزل خودرا بیاد آورده باشید و این اتفاق زمانی انجام می شود که شما تصویر دستگیره درب خودرا خوب تجسم نموده باشید

تجسم و حافظه دومفهوم کاملا به هم نزدیک هستند هر چه حافظه شما قوی تر باشد تجسم شما هم قویتر خواهد بود و هر چه تجسم شما قویتر باشه حافظتون قویتر خواهد بود

پس این کلمه ها را خوب بخاطر می سپردید  اگر شما در اون یک دقیقه به اون کلمه ها نگاه می کردید متوجه می شدید که تمام اونها قابل تجسم بودند واگر شما هر کدام از اونها رو وقتی خوندید تو ذهنتون هم اونا رو تجسم میکردید حتما نمره خوبی می آوردید

اگر هم میخواهید حافظه خود را تقویت کنید سعی کنید تجسم خودرا تقویت کنید و هر چیزی رو که میخواهید حفظ کنید تجسم کنید .

اگزنمره شما خیلی پایین بوده حتما این کلمات را تجسم نکرده اید برای اینکه نمره نسبتا خوبی در این امتحان کسب کنید اولین کاری که باید انجام دهید این است که این کلمات را تجسم نمایید یعنی شما باید چشمان خود را ببندید هر یک از کلمات را خوب در ذهن خود مجسم نمایید .با چشم درون ببینید.

قانون دوم تقویت حافظه: تداعی


 
 
سبک‌های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٥
 

موضوع: روش‌های مطالعه

سبک‌های یادگیری

مهران

با شناسایی سبک یادگیری خود و به کارگیری تکنیک‌های یادگیری ویژه مربوط به آن، یادگیری خود را بهبود بخشید.

انواع سبک‌های یادگیری:

1- سبک یادگیری دیداری

65 درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را به خاطر می‌سپارند.

* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و هم چنین سازمان‌دهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده می‌کنند.

* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود می‌بندند.

* معمولا افرادی مرتب و منظمی می‌باشند.

* این گونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا می‌باشند.

* معمولا در کلاس درس نیمکت‌های ردیف جلو را اشغال می‌کنند.

* تمایل به برداشتن یادداشت‌های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.

* جذب کتابهای مصور می‌گردند.

* در به خاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.

* برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیک‌های با رنگ روشن استفاده می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در روند آموزش از رنگ‌ها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.

2- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.

3-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

2- سبک یادگیری شنیداری

30 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته‌باشند.

* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.

* از طریق گوش دادن یاد می‌گیرند.

* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب می‌کنند.

* در محیط‌های شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست می‌دهند.

* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.

* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.

* برای به خاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند مکررا روخوانی می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.

2- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.

3-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

3- سبک یادگیری جنبشی- بساوایی

5 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره می‌گیرند.

* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مند هستند.

* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دست‌های خود را تکان می‌دهند و از ژست‌های جسمانی استفاده می‌کنند.

* از آن که در کلاس درس بی‌حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.

* برای یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.

* هنگام مرور مطالب درسی خود مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری

1- در حین یادگیری آدامس بجوید.

2- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید

3-حین یادگیری موسیقی گوش دهید.

منبع: سایت مردمان

یادگیری‌های شبانه تنها منجر به یادآوری نوک زبانی می شود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر "محمد رضا افضل نیا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر" افزود: به طور کلی یکی از عواملی که در یادگیری و یادآوری تأثیر زیاد دارد، اضطراب است. این عامل موجب برانگیختگی و آشوب درونی می شود که از لحاظ فیزیولوژیکی 17 تغییر مهم را در عملکرد دستگاه های بدن به وجود می آورد. این حالت طور مستمر در مغز حالتی تحمیلی مانند کودتای نظامی ایجاد می کنند. وی ادامه داد: بر اثر آدرنالین بالا به هنگام اضطراب، تغییرات کارکردی در سیستم ادراکی و واکنش های بدن به وجود می آید. در این هنگام مردمک چشم بیش از اندازه معمول گشاد شده و کارکرد سلول های مخروطی آن دچار اختلال می شود در نتیجه ظرافت ها و جزئیات کمتری از یک سئوال مد نظر قرار گرفته می شود و تنها سلول های میله ای که مسئول ادراکات کلی از محیط است، فعال می شوند. این روانشناس شناختی اظهار داشت: بدن و ماهیچه های داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب می شود و به دنبال آن کارکرد حافظه نیز مختل، تمرکز و بازیابی اطلاعات از حافظه با مشکل مواجه می شود. وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد. این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت. وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است. افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود. وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند. عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند. وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از 4 ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه 10 تا 15 دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است. عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.

منبع: خبرگزاری مهر


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 

قسمت سوم: علاقه

م. حورایی

به یقین می‌توان گفت که علاقه مهم‌ترین شرط در ایجاد تمرکز حواس است. هر چه علاقه شما به یک موضوع بیش‌تر باشد، تمرکز فکر شما بر آن بیش‌تر می‌شود. متخصصان حافظه و یادگیری، وقتی که شخصی می‌گوید: «من اصلاً حافظه ندارم»، به او می‌گویند: «نشانی منزلت را بلدی؟» و چون شخص پاسخ مثبت می‌دهد، می‌گویند: «پس تو حافظه داری. اگر حافظه نداشتی، نباید هیچ نمود و تظاهری را از حافظه نشان می‌دادی.»

شخص اصرار می کند: «من حافظه ندارم.»  یا «حافظه‌ام خیلی بد است، چون درس تاریخی را که دیشب خوانده بودم اصلاً به خاطر نمی‌آورم.» به زندگی همین شخص وارد می‌شویم. متوجه می‌شویم که به فوتبال علاقه زیادی دارد. از او سؤالی در این زمینه می کنیم، سؤالاتی خیلی جزئی و حاشیه ای. ملاحظه می‌کنیم که او حتی شماره پیراهن بازیکنان، باشگاه آنها و نتایج دقیق مسابقات قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه‌ی توانایی!

 

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید، خود به خود بر آن متمرکز می شوید. بیشتر دقت می‌کنید و به راحتی به حافظه می‌سپارید و بعداً هم خیلی راحت به خاطر می‌آورید. اساساً تمرکز حواس و حافظه لازم و ملزوم یکدیگرند:

 

علاقه‌ی بیش‌تر>> تمرکز بیش‌تر >> مرور ذهنی بیش‌تر >> به خاطر سپاری به‌تر >> یاد آوری سریع‌تر

 

حلقه اول این زنجیر، علاقه است. تا علاقه نباشد، تمرکز نیست و تا تمرکز نباشد، حافظه نیست و تا حافظه نباشد، یادگیری و موفقیت تحصیلی نیست. پس می بینید که اساس تمام موفقیتهای تحصیلی و همین طور شغلی و موفقیتهای دیگر علاقه است. علاقه، علاقه، علاقه = موفقیت، موفقیت، موفقیت. آن جا که شما علاقه دارید، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید. همین شما که از عدم تمرکز حواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن یک فیلم مهیج یا تماشای مسابقه ورزشی مورد علاقه خود یا بازی شطرنج یا خواندن یک رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه یک درس مورد علاقه خود هستید، نسبت به سر و صدا، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری که در محیط اطرافتان هست، هیچ واکنشی نشان نمی دهید یعنی: تمرکزی عالی دارید.

 

وقتی شما به موضوعی علاقه دارید، دوست دارید درباره آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر باعث می شود که تمرکز بهتری داشته باشید. از طرفی هرچه بیشتر فرابگیرید و بیشتر بدانید، علاقه شما به مطلب هم بیشتر می شود و باز علاقه بیشتر، میل فراگیری بیشتر و . . .


اما ما باید درسهای زیادی را مطالعه کنیم و در این مطالعه تمرکز حواس داشته باشیم تا بتوانیم یاد بگیریم و به خاطر بسپاریم و به موفقیت تحصیلی دست یابیم. طبیعتاً خیلی از این درسها مورد علاقه ما نیستند. با آنها چه کار کنیم؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه این درسها را کنار بگذاریم و فقط درسهای مورد علاقه را بخوانیم. تنها راه حل این است: باید به طریقی خودمان را به آن درسها علاقمند کنیم.

 

چگونه درس بخوانیم؟ این سؤالی است که اکنون مسلماً در ذهن شما ایجاد شده است. شما که مجبورید درسهایی را بخوانید که هیچ علاقه ای به آنها ندارید و واقعاً نمی دانید که با این بی علاقگی و در نتیجه عدم تمرکز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه کنید. یکی به مثلثات علاقه ندارد، یکی به شیمی، یکی به فلسفه، یکی به زمین شناسی، یکی به تاریخ و . . .


به هرحال هر کس ممکن است از یک یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما در عین حال که این بی علاقگی را حس می کند، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می نماید. ما هم اکنون زمینه های بسیار مؤثری را برای ایجاد علاقه به شما معرفی می کنیم.

 

 

اطلاعات اولیه

شاید مهم‌ترین راه ایجاد علاقه، کسب اطلاعات اولیه درباره موضوع مورد نظر باشد. هرچه اطلاعات اولیه شما و دانسته‌های ابتدایی شما در زمینه موضوع بیش‌تر باشد، خود به خود کشش بیش‌تری برای فراگیری آن خواهید داشت و در نتیجه تمرکز بهتری در آن به دست خواهید آورد. این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است. هرچه می توانید اطلاعات اولیه، سطحی و ابتدایی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند چه نباشند. مثلاً قبل از این که فرمولهای پیچیده اصطکاک را در فیزیک مطالعه کنید، به کسب اطلاعات اولیه و ابتدایی در مورد اصطکاک بپردازید. اگرچه این مطالب پیش پا افتاده، سطحی و بی ارتباط با آن فرمولهای پیچیده به نظر می رسند، شوق و شور و میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.

 

 

اهمیت مطالعه قبل از ورود به کلاس

شاید تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا دبیران و استادان شما این قدر به شما تأکید می کنند که قبل از ورود به کلاس جلسه بعد، مطالعه سطحی و اجمالی و سریعی بر آنچه که قرار است تدریس شود داشته باشید. علت این تأکید عمدتاً به خاطر همین تأثیر اطلاعات اولیه است. با دانستن اطلاعات اولیه شوق یادگیری و جذبتان فراوانتر می گردد و به یقین درک بهتری از صحبتهای مدرس خواهید داشت و ما در جای خود شیوه مطالعه قبل از ورود به کلاس را توضیح خواهیم داد.

 

 

اطلاعات اولیه چگونه باشند؟

برای کسب اطلاعات اولیه باید دقت کنید که این اطلاعات، ویژگیهای لازم را داشته باشند. هر مطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود. باید به خاطر داشته باشیم که اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد کند و ما را به فراگیری بیشتر وا دارد. بنابراین:

 

اول- اطلاعات اولیه باید ساده باشند: اگر شما در ابتدا مطالب دشوار و سخت را جستجو کنید و به آنها توجه نشان دهید، به جای علاقمند شدن به آنها از آنها بیزار می شوید. اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

 

دوم- اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند: با وجود آن که اطلاعات اولیه فراوانی در اختیار شماست که همگی ساده اند، توصیه می کنیم همه این اطلاعات را یکجا نگیرید. یکی از این اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است: یادگیری تدریجی است. اگر شما 9 ساعت مطالعه مستمر جغرافی را در یک روز، به یک ساعت مطالعه در 9 روز تبدیل کنید و یا 18 ساعت مطالعه پشت سر هم در یک روز را به 6 ساعت مطالعه در 3 روز تقسیم کنید، بازده فوق العاده بیشتری خواهیم داشت.

 

یادگیری یکباره مطالب، شما را زود خسته و بی علاقه می‌کند. درست مثل آنکه بخواهید در یک روز از صبح تا شب نیمی از کتاب را یاد بگیرید. اصل یادگیری تدریجی هم بر ایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یکباره به راحتی شما را از آن درس بیزار می‌کند.

 

سوم- اطلاعات اولیه باید به شکل خوبی ارائه شوند: انتقال اطلاعات اولیه به شکلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشتر افزایش می دهد. معلمی را به خاطر بیاورید که مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و در همان روز اول آن چنان تأثیری بر شما می گذارد که شیفته آن درس می‌شوید.

 

وقتی که مشغول درس خواندن هستید، مانند همان معلم مطالب را به شکلی زیبا برای خود بیان کنید و در خود علاقه ایجاد کنید، به خصوص در درسهایی که معلم شما مطلب را خشک و جدی و نه چندان خوب ارائه می‌دهد، حتماً از این روش استفاده کنید.

 

چهارم - به کاربردهای علمی مطالب علمی فکر کنید: کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید. قبل از آنکه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطکاک بروید به این فکر کنید که زمستانها در هوای سرد، دستان خود را به هم می‌مالید تا گرم شوند.

 

قبل از این که مثلثات بخوانید به این فکر کنید که تمام حرکات کشتیها روی اقیانوسها براساس نسبتهای مثلثاتی انجام می گیرد.

 

قبل از این که شیمی بخوانید و واکنشهای گرمازا و گرماگیر را بفهمید به این فکر کنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که در زمستان دستهای شما را گرم می کند.

 

قبل از این که گرانیگاه و مرکز ثقل چیزی را بیاموزید به این فکر کنید که چرا برج معروف پیزا در ایتالیا با همه کج بودنش فرو نمی‌ریزد.

 

بعضی از مطالب هم کاربردهای رفتاری دارند. می‌توانیم قبل از خواندن این مطالب به این کاربردهایشان فکر کنیم. مثلاً قبل از این که بخوانیم هفته دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندامها و دستگاههای مختلف بدن است، به این فکر کنیم که سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادر و پدر چه تأثیری بر جنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آنها چگونه می‌تواند باشد.

 

قبل از این که قانون عمل و عکس العمل نیوتن را بخوانیم به این فکر کنیم که تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر: «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی».


قبل از این که قاعده «هوند» را در شیمی بخوانیم که «تا زمانی که هر یک از اربیتالهای هم انرژی، یک الکترون نگرفته باشد، هیچ یک از آنها پر نمی شود.» به این فکر کنیم که ما هم باید در همه زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت کنیم.

 

رشد یک جانبه، قانون طبیعت نیست و به همین خاطر محکوم به شکست است. اگر در زمینه مالی داریم پیشرفت می کنیم در زمینه معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم. اگر دزمینه علمی موفقیت کسب می کنیم، باید در عمل هم به همان اندازه موفق شویم. اگر در زندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید در زندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم. خلاصه آن که اجازه ندهیم که در یک زمینه از سایر زمینه ها عقب بیفتیم. درست مانند اتمهای عناصر که قاعده هوند را اجرا می کنند و قبل از این که . . .

 

اگر کمی دقیق شوید، اگر ذهن خود را به کار بیندازید به کاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظه زندگی خود حس می کنید و هر چه بیشتر آمیختگی دانش را با زندگی روزمره درک می کنید علاقمند تر و مشتاقتر می شوید. در واقع دانش بشری از دقت کردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدار شده است.

 

اطلاعات اولیه مهمترین قانون علاقمندی است. نقش اطلاعات اولیه بسیار مهم است. وقتی که شما به تماشای مسابقه فوتبال مشغولید، همین که اطلاعات مختصری درباره آن داشته باشید، مثلاً بدانید که خطا در محوطه 18 قدم، ضربه پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد، با تمرکز و علاقه بیشتری آن را دنبال می کنید تا مادربزرگ شما که هیچ اطلاعات اولیه ای از فوتبال ندارد و تصور می کند 22 نفر بیهوده به دنبال توپ از این سو به آن سو می دوند و مسلماً مادربزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شما را آنچنان غرق تماشا می بیند که از اطراف خود کاملاً بی خبر شده‌اید.

 

یا وقتی که شما بدانید حرکت هر کدام از مهره های شطرنج چگونه است و همین اطلاعات مختصر و اولیه را داشته باشید، خیلی مشتاقتر و با دقت و تمرکز بیشتر به بازی شطرنج نگاه می کنید تا کسی که از شطرنج هیچ چیز نمی داند.

 

امروزه از این روش برای علاقمند کردن افراد به موضوعات خاص استفاده می‌کنند. مثلاً تصویر یک فوتبالیست مشهور را داخل یک بسته آدامس می‌گذارند و زیر آن نامش را می‌نویسند. هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه در بسته آدامس نمی نویسند چرا که همین قدر کافی است. به همین سادگی و کم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس کافی است که شما خود به خود به هر خبری درباره او متمرکز و حساس شوید.

 

دقت کنید که درسی که الان قرار است بخوانید چه اطلاعات اولیه ای از دروس قبل، از گفته های معلم و یا از صحبت دوستان یا از زندگی خودتان به شما کمک می کند. در جستجوی یافتن این اطلاعات اولیه و آموختن درس، با کمک آنها باشید. این همان چیزی است که می گویند در هر درس باید از پایه قوی باشید و دروس را اساسی بخوانید. قبل از فراگیری انتگرال، مفهوم مشتق را دریابید. قبل از آن که حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درک کنید و برای فهمیدن حد باید تصاعد هندسی را خوب یاد گرفته باشید که پایه آن هم تصاعد عددی است.

 

بعضیها وقتی می خواهند درسی را بخوانند یکباره به سراغ فرمولها و حفظ آنها می روند و چون کاری را از وسط شروع کرده اند و اطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند، درست و حسابی یاد نمی گیرند و بی علاقه و کلافه می شوند. درست مثل این که شما بخواهید یک سریال تلویزیونی را از قسمت دهم تماشا کنید. تا کسی به شما توضیحاتی در مورد نُه قسمت گذشته ندهد (و البته ساده و مختصر و کم حجم) شما علاقه چندانی به تماشای قسمت دهم پیدا نمی‌کنید.

 

پیش از مطالعه هر درس از این به بعد، دانسته های قبلی خود را مرور کنید. اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقمند و متمرکز سازید.

دانستن قوانین

شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

 

قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

 

یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

 

 

زبان گردانی

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. "زبان گردانی"، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

"زبان گردانی" یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

 

 

با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

 

در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه 18 سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

 

با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

 

هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

 

 

توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

 

همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

 

اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

 

همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

 

مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

 

اشتباه در برنامه ریزی

همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که "چند صفحه مانده" فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

 

تعیین هدف

یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن "هدف من یادگیری این فصل است." یا "هدفم این است که نمره خوبی بگیرم." و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

 

همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.


شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.


هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 


قسمت هفتم: پرورش دقت و حواس پنج گانه

م. حورایی

آستانه ی درک حواس پنج گانه، حداقل انرژی‌هایی هستند که می‌توانند یکی از حواس پنج گانه شما را تحریک کنند و اگر این انرژی کمی کم‌تر تحریک شود، حواس ما قادر به درک آن نخواهند بود. برای پرورش حواس پنج گانه به جز حس بینایی، باید خود را به آستانه ها نزدیک کنیم.

ما معمولاً حواس خود را تنبل می کنیم و برای درک محرکها، انرژی فراوانی را از محرک طلب می کنیم تا آن را آسان‌تر درک کنیم.

 

وقتی خود را به آستانه درک نزدیک می کنید، عملاً دقت حواس پنج گانه را در خود افزایش می‌دهید و با بیشتر کار کشیدن از آنها، درک انرژیهای کمتر محرکها را در خود پرورش می دهید.

پرورش حس شنوایی

شما وقتی به تماشای تلویزیون مشغول هستید، معمولاً صدای آن را تا حدی بلند می کنید که بتوانید صدا را بدون صرف انرژی فراوان و به راحتی بشنوید. حتی غالباً شما صدای تلویزیون را بیش از حد لازم زیاد می کنید. گوشی که مدام عادت می کند صدا را بدون صرف انرژی و با آسودگی فراوان و خود به خود بشنود، عملاً تنبل، کم دقت و بی تمرکز می شود. ما در حالی از حس شنوایی خود کمتر کار می کشیم که قادر است صدای تیک تاک یک ساعت معمولی را از فاصله ی شش متری در یک اتاق ساکت بشنود. برای پرورش حس شنیداری و افزایش قدرت تمرکز در شنیدن، باید خود را حتی الامکان به این آستانه نزدیک کنید و از آن کار بکشید.

 

 

تمرینات مؤثر

رادیو را روشن کنید و صدای آن را مانند وقتی که به طور معمولی به رادیو گوش می دهید باز کنید و به آن گوش دهید. بعد از سی ثانیه صدا را کمی کمتر کنید و حالا مجدداً گوش دهید. شنیدن خوب، اکنون مستلزم دقت بیشتر است. حدود یک دقیقه با دقت گوش کنید. سپس مجدداً صدا را کم کنید و با دقت بیشتر گوش کنید. همین طور آن قدر صدا را کم کنید تا به جایی برسید که اگر کسی با پای برهنه روی فرش راه برود، شنیدن برای شما غیر ممکن شود و دقایقی را به زحمت بشنوید.

 

با این کار، سلولهایی را که قبل از این، برای شنیدن تنبل کرده بودید، به تحرک و فعالیت وا می دارید و حس شنیداری خود را تقویت می کنید. این تمرین را با هر صوت دیگری می توانید انجام دهید. مثلاً می توانید به صدای تیک تاک ساعت از فاصله ای که شنیدنش سخت است، گوش کنید. تمام دقت خود را به جذب این اصوات وادارید. در بعضی از تمرینهای تمرکز، از دقت و آگاهی روی تیک تاک ساعت برای پرورش تمرکز استفاده می شود. همچون وقتی که شما برای بهبود تمرکز به صدای دم و بازدم تنفس خود فکر می کردید. توجه داشته باشید که این تمرینها را باید همیشه انجام دهید و لحظه لحظه زندگی تان را نوعی تمرکز شنیداری کنید. سعی کنید اولاً خودتان را عادت دهید که به صدای آهسته دیگران توجه کنید. به تلویزیون با صدای کمتری گوش کنید و در یک کلام با انرژی کمتر و زحمت بیشتری سلولهای شنوایی خود را به فعالیت وادارید و به آستانه ها نزدیک شوید. پس از مدتی خودتان می بینید که هم قدرت شنوایی شما افزایش یافته است و هم تمرکز حواستان بهبود یافته است.

 

 

پرورش حس بویایی

دوست شما به شما گلی می دهد و از شما می خواهد بوی خوش آن را استشمام کنید. شما غالباً گل را به بینی خود می چسبانید و یک نفس عمیق می کشید. یعنی باز هم انرژی فراوانی را طلب کردید تا با زحمت کمتری گل را بو کنید. آستانه بویایی شما تا این حد قوی است که قادرید قطره عطری را که در یک اتاق شش متر مکعبی پخش شده است، استشمام کنید.

 

باید خودتان را به این آستانه نزدیک کنید و تنبلی را از خود دور کنید. از این پس اگر قرار شد که غذایی را بو کنید یا بوی گل یا هر چیز دیگری را استشمام کنید، فاصله بیشتری نسبت به محرک بگیرید و بخواهید که آن را بو کنید. مثلاً گل را حداقل در فاصله نیم متری خود قرار دهید و تلاش کنید که بوی آن را حس کنید. برای تشخیص بوی غذا، سرتان را تا گردن در قابلمه فرو نکنید، بلکه از فاصله بیشتری نسبت به قابلمه، سعی کنید بوی آن را احساس کنید. حس بویایی خود را به تلاش وادارید و آن را فعال کنید.

 

 

پرورش حس چشایی 

صبح ها که قرار است چای خود را شیرین کنید، آن قدر در آن شکر می ریزید که به راحتی و بدون هیچ زحمتی تمام سلولهای بخش شیرینی زبان شما، شیرینی آن را درک کنند. مزه های فوق العاده قوی، سلولهای چشایی را ضعیف و تنبل می کنند چرا که همیشه با انرژی زیاد، حس چشایی شما را تحریک می کنند. قدرت واقعی حس چشایی شما تا حدی است که مزه شیرینی یک قاشق چایخوری شکر حل شده در دو گالن آب را حس کنید. اما ما در حس چشایی، خیلی بی دقت و کم توجه هستیم. تا آن حد که وقتی از شما می پرسند: غذا خیلی شور است؟ شما برای پاسخ گفتن، تازه مزه مزه می کنید. یعنی تا الآن که مشغول خوردن بودید، کاملاً نسبت به درک مزه و طعم آن بی توجه بوده اید.

 

از این پس که غذا می خورید، سعی کنید مزه تمامی اجزای آن را حس و درک کنید و کاملاً این اجزا را با حس چشایی خود از هم تشخیص دهید و با این روش حس چشایی خود را پرورش دهید.

 

همین کار را می توانستید برای پرورش حس شنوایی خود هم انجام دهید، مثلاً وقتی به شنیدن موسیقی ترکیبی چند ساز مشغول هستید، صداها را ازهم مجزا کنید و آنها را کاملاً از هم تشخیص دهید.

 

 

پرورش حس بساوایی

توان حس لامسه شما به حدی است که افتادن بال مگسی را که در فاصله یک سانتی متری گونه شماست، حس کنید. اما شما آن قدر در زندگی روزمره خود نسبت به محرکهایی که با پوست تنتان تماس پیدا می کنند، بی توجه و بی اعتنایید که حس بساوایی شما خیلی تنبل و ضعیف شده است. همین الآن لباسی را که بر تن دارید حس کنید. حس کنید که با چه قسمتهایی از تن شما بیشتر تماس دارد. نرمی و زبری لباس را در هر نقطه ای حس کنید. کفشی که به پا دارید، عینکی را که احیاناً به چشم دارید، ساعتی را که به دست دارید و . .

همین طور اگر در فضای بیرون هستید، نسیمی که تن شما را نوازش می کند حس کنید. اگر چه این توانایی مثبت حس لامسه است که بعد از مدتی وجود عینک را روی صورت حس نمی کند، شما در طول روز برای پرورش حس بساوایی و جلوگیری از تضعیف آن، به طور آگاهانه و فعال آن را به خاطر بیاورید و حس کنید.

 

 

پرورش حس بینایی

پرورش حس بینایی تا حدی با پرورش حواس دیگر متفاوت است. ما برای پرورش حواس دیگر به آستانه ها نزدیک می شویم و سعی می کنیم با انرژی کمتری محرکها را حس کنیم اما برای پرورش حس بینایی مطلقاً چنین کاری نمی کنیم. مثلاً نور تلویزیون یا نور اتاق مطالعه را کم نمی کنیم تا بخواهیم به زحمت ببینیم، چرا که این کار برای سلولهای بینایی آزار دهنده است.


برای تقویت حس بینایی، ما به مشاهده دقیق اجزایی می پردازیم که در وضعیتهای معمولی به آنها توجهی نداریم. مثلاً دست خود را در نور کافی ببینید. خطوط، برآمدگیها، چروکها، فرم قرار گرفتن ناخن، شکل ناخنها و حد فاصل بین انگشت و ناخن را با دقت نگاه کنید. پنجره را باز کنید و اولین تصویری را که از منظره بیرون به چشمتان می آید، این بار با دقت بسیار بیشتری ببینید.

شاید شما بارها این تصویر را دیده باشید اما هیچ وقت، این طور در جزییات تصویر دقیق نبوده اید.

 

 

شگفتی‌ها

هر کسی بر حسب این که چه شغلی دارد و از کدام حس خود بیشتر و بهتراستفاده می کند، در یک حس به خصوص، توانایی دقت و تمرکز حواسی فوق العاده می یابد. کارآگاهها و پلیسهای دایره جنایی که برای بررسی صحنه قتل، دزدی و جنایت، مجبورند بر جزییات تصاویر خیلی دقیق باشند، در این زمینه توانایی بیشتری نسبت به افراد معمولی پیدا می کنند.


جزییاتی که از آنها به عنوان "سر نخ" یاد می شود، در دید کلی همه افراد قرار می گیرد؛ اما تنها آنها هستند که به این جزییات توجه می کنند و کارآگاهی حرفه ای تلقی می شوند.

پارچه فروشها و بزازها، همه شغلشان حس لامسه است. به همین خاطر حس بساوایی در آنها خیلی قوی است و آنها می توانند به راحتی با چشم بسته و فقط با لمس گذرا، جنس و نوع پارچه را حدس بزنند. عطر فروشهای حرفه ای هم به خاطر تمرین دادن حس بویایی در شغل خود، خیلی راحت می توانند نوع عطرها را با بوییدن از همدیگر تشخیص دهند و حتی با حضور در یک مهمانی و حتی بدون نزدیک شدن بیش از حد به افراد بگویند هر کس از چه عطر یا ادوکلنی استفاده کرده است. شاید تصور کنید الآن می خواهیم در مورد پرورش حس شنوایی، مثالی از نوازندگان و موسیقیدان ها بزنیم. ابداً چنین نیست. موسیقیدان ها حس شنوایی خوبی ندارند به خاطر این که همیشه در سر و صدای زیاد و انرژیهای تحریک کننده فراوان به سر می برند. بتهوون مثال زنده این موضوع است که به هنگام نواختن سمفونی نهم خود کاملاً ناشنوا بود.


اما کسانی که به عیب یابی دستگاههای الکترونی (از طریق تشخیص تغییر صداهای ملایم) مشغول هستند و یا کسانی که در منزلشان خیلی آرام و ملایم با هم صحبت می کنند، نسبت به افراد معمولی تمرکز شنوایی بیشتری دارند. آشپزهای حرفه ای هم در حس چشایی سر آمدند. آنها می توانند با چشیدن کمی از غذا، تفاوت نوع چاشنیهای به کار رفته در هر غذا و حتی مقدار آنها را حدس بزنند. در محیط خانه شما، مادر، خواهر و یا همسر شما از این توانایی بیشتر برخوردار هستند.

 

 

تمرکز و حواس پنج گانه

البته پرورش تمام این حواس به پرورش دقت و تمرکز شما می انجامد اما آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید و در کتابهای مربوط به تمرکز بیشتر توصیه می شود، تمرکز دیداری و شنیداری است که خیره شدن به نقطه سیاه، شعله شمع و یا دوایر متحد المرکز برای پرورش تمرکز دیداری شما و تمرکز بر صدای نفس کشیدن، عمدتاً برای تمرکز شنیداری شما توصیه می شود.


اگر شما قصد دارید که مطالعه این کتاب را ادامه دهید و برای تمرکز حواس در مطالعه کوشش می کنید، بیشتر بر تمرینهای تمرکز دیداری و شنیداری تکیه کنید و تمرینات آن را انجام دهید.

 

نکته دیگری که مهم است، این است که تمرینات پرورش حواس پنج گانه را باید در طول روز، بخشی از زندگی خود کنید و به منظره ها، تصویرها، صداها، مزه ها، بوها و تماسهای خود بیشتر توجه کنید.

 

درلابلای فعالیتهای روزانه که در حین تمرکز به سر می برید و غالباً فعالیتی را بدون تمرکز ویژه انجام می دهید، گهگاه روی جزییات آن وضعیت، متمرکز شوید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
چگونه باید برای کنکور درس بخوانیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آیلر قزل

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند.
آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟
آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند . آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟ آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟ آیا باید از کتابها و جزوات خاصی استفاده کنند؟ آیا باید خط به خط مطالب را حفظ کنند؟ آیا باید شب و روز درس بخوانند؟ آیا باید از خواب و خوراک و ورزش و تفریح بگذرنند؟ چه باید کرد؟ کدام راه به موفقیت در کنکور ختم می‌شود؟ و .....

از این به بعد سعی می‌کنم ، جواب این سوالات را به همراه مطالب جدید و دانستنی‌های مفید در مقاله بگنجانم. ولی برای شروع، اضطرار بحث چگونگی درس خواندن، بیش‌تر محسوس است. اولا" به علت مهم بودن معدل در کنکورهای سال آینده، باید در طول تحصیل بسیار خوب و عمیق درس بخوانید و با معدل عالی دیپلم بگیرید، در راستای همین برنامه سازمان سنجش هم با مفهومی کردن سوالات در یکی دو سال اخیر داوطلبان کنکور را به خواندن دقیق کتب درسی و عدم استفاده از روش‌های کوتاه و تستی تشویق کرده است. این جملات را شاید خیلی شنیده باشید: کنکور خیلی سخت بود!!! سوالات وقت گیر بود، هر چی حل می‌کردم به جواب نمی‌رسیدم !!! همه‌ی اونا رو حفظ بودم ولی نمی‌تونستم از 4 گزینه یکی رو انتخاب کنم!!! بعضی سوالا اصلا از کتاب نبود!!! و.... چرا؟ چرا این گونه شده؟ چرا داوطلبان نمی‌توانند آن طور که باید و شاید به سوالات جواب دهند؟ بعد از بررسی سوالات 10 سال گذشته‌ی کنکور و مقایسه و تحلیل روند سوالات به این نتیجه رسیدیم که سوالات به سمت مفهومی و دقیق شدن پیش می روند، یعنی کاملا از کلیشه‌ای بودن خارج شده اند. هم چنین سازمان سنجش تصمیم گرفته است دقیقا" فقط از متون ،مثال‌ها و تمارین کتب درسی و مطالب مفهومی وابسته به آنها سوال طرح کند. گزینه‌ها را طوری طراحی می‌کنند که فقط کسانی که آن مطلب را کامل فهمیده و یادگرفته‌اند، بتوانند از بین گزینه ها درست‌ترین را انتخاب کنند. در سوالات ، کاملا" مشهود است که داوطلبان باهوش‌تر، پرتلاش‌تر ،ماهرتر، دقیق‌تر و به‌تر غربال خواهندشد. متاسفانه چون برخی مراکز پیش دانشگاهی و دبیرستان‌ها و مخصوصا کلاس‌های کنکور دانش آموزان را به سوی سطحی خواندن و حفظ کردن مطالب سوق می دهند و دانش آموزان به جای این که دروس را تشریحی و دقیق‌تر بیاموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع کنند، روش تستی خواندن و نحوه‌ی تست زدن را می‌آموزند. در این میان سازمان سنجش برای مقابله با این نظام غلط و غیر اصولی، سیاست‌هایی ( مفهومی‌ترکردن سوال‌ها و تاثیر معدل نهایی سال سوم متوسطه) را در پیش گرفته‌است تا داوطلبان برای فراگیری دقیق و عمیق درس‌ها ارزش بیشتری قائل شوند. سازمان سنجش ادعا کرده: سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگویی 20 تا 25 درصد از داوطلبان است که از سطح علمی خوبی برخوردارند و برای ما توان پاسخ‌گویی آنها مهم است. در حقیقت در کنکور سراسری سوالی خوب و استاندارد است که در یک گروه آزمایشی بین 10 تا 30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحیح بدهند. حال با این اوصاف ، پس باید برای موفقیت در کنکور 85 چگونه درس بخوانیم ؟!!!

 


 
 
روش‌های مطالعه و آمادگی برای کنکور
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آنچه پیش روی شماست حاوی یک روش برنامه ریزی برای مطالعه و بویژه آمادگی برای کنکور است. این روش ممکن است با آنچه در ذهن شماست و یا روشهای ابتدایی مرسوم برنامه ریزی فردی تفاوتهای زیادی داشته باشد، اما پس از مطالعه آن درمی یابید که کاملاً عملی و مفید بوده و تمام جوانب یک یادگیری مطلوب را داراست.

در این روش با استفاده از دقیق ترین دستاوردهای روانشناسی یادگیری می توانید به بهترین شکل از توان و استعداد خود بهره بگیرید.

اصول اساسی:
 ۱ - این روش بیشتر به گذشته توجه دارد. چون ابتدا باید امکانات خود را بشناسید و برای این کار هم باید به گذشته توجه کنید. بدون شناخت دقیق توانایی هایتان نمی توانید الگو و برنامه واقع بینانه ای برای آینده تدوین نمایید.
 اغلب برنامه های آموزشی از پیش تعیین شده که شما و یا حتی افراد با تجربه تر برای روزها و هفته های بعد تنظیم می کنید، هرگز اجرا نمی شود. زیرا این برنامه ها همگی یک اشکال اساسی دارند آنها برمبنای تواناییها و امکانات واقعی شما استوار نشده اند. معمولاً این برنامه ها خوش بینانه و بلندپروازانه تنظیم می شوند. ما نمی توانیم برنامه مطالعه و زندگی خود را فقط براساس آرزوها و تمایلات خودمان تنظیم کنیم. متأسفانه در ۹۹ درصد موارد حدس شما از تواناییهای خودتان خوش بینانه است. به همین دلیل معمولاً ارزیابی شخصی دو برابر واقعیت است.
 ۲ - برنامه هر کس مخصوص خود او و با دیگری متفاوت است. هر کس در زمینه بهره هوشی، پایه درسی، نقاط قوت و ضعف درس، اهداف آموزشی، عادات و روشهای مطالعه، محیط و شرایط زندگی و تحصیل و میزان اعتماد به نفس با دیگران متفاوت است و برای هر فرد باید برنامه ای متناسب با ویژگیهای خاص خود تنظیم گردد. الگوبرداری از کارهای دوستانی که موفق بوده اند نیز چندان مفید نیست. چه بسا کاری که برای کسی بسیار مفید و مؤثر است برای دیگران کاملاً مضر باشد.
 ۳ - واحد زمانی این برنامه یک هفته است. یکی از عواملی که باعث اجرا نشدن برنامه های درسی می شود تنظیم برنامه به صورت ساعت به ساعت یا روز به روز است. در حالی که در زندگی واقعی ما عوامل بسیاری وجود دارند که موجب می شوند ما نتوانیم هر روز در ساعت معین همان کاری را که می خواهیم انجام دهیم، ولی می توانیم این ضعف را در روزهای بعد جبران کنیم. به همین دلیل یک هفته واحد زمانی مناسبتری برای برنامه ریزی است.
 اگر ما در طول یک هفته رفتار خود را بررسی کنیم بهتر می توانیم به عدم تعادلهای کار خود پی ببریم و افراط و تفریطها را در کار خود بشناسیم هنگامی که ساعات مطالعه دروس مختلف را در طول یک هفته جمع می کنیم متوجه می شویم که درسی را بیشتر یا کمتر از اندازه لازم مطالعه کرده ایم.
 هر کس اگر به حال خود گذاشته شود کاری را انجام می دهد که بیشتر به آن علاقه دارد، همچنین هنگام درس خواندن بیشتر به مطالعه دروسی می پردازد که در آن موفق تر بوده و نمره کمتری کسب کرده است. باید هر درس را به اندازه اهمیت همان درس و به طور متعادل مطالعه نماییم، و با توجه به قدرت و ضعف مان در آن درس ساعات مطالعه آن را تنظیم نماییم.
 ۴ - نقش فعال و خلاق در برنامه ریزی متعلق به شماست. هیچ کس به اندازه شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نیست و هیچ کس به اندازه شما از جزئیات کار شما آگاه نیست. در این روش شما می توانید ابتکارات و خلاقیتهای خود را ابراز نمایید. این خود شما هستید که فعالترین نقش را در برنامه ریزی آموزشی تان دارید. مهم برخورد خلاقانه شما با برنامه ریزی است که خودتان انجام می دهید.
 ۵ - رقیب اصلی شما خودتان هستید. رقیب شما دیگران نیستند، شما در طول سال جاری باید با خودتان مسابقه بدهید. باید هر روزتان از روز قبل و هر هفته تان از هفته قبل بهتر و موفق تر باشد.

سال گذشته از چند درصد توانایی خود  استفاده کرده اید؟
 متأسفانه بخش قابل توجهی از توانایی های ما به هدر می رود و ما بدون آن که به این موضوع توجه کنیم، در پی رقابت و مسابقه با دیگران هستیم سالم ترین، صحیح ترین و موثرترین نوع رقابت، رقابت انسان با خود است. ما باید دائماً تلاش کنیم قابلیتها و تواناییهای خود را بیشتر و بیشتر متحقق نماییم. برای ارزیابی صحیح از کار خود باید دائماً با خود رقابت کنید و رکوردهای کمی و کیفی به دست آمده را ثبت کنید. اگر شما بدانید این هفته چقدر مطالعه کرده اید حتماً در هفته آینده تلاش خواهید کرد ساعات بیشتری درس بخوانید


 
 
مقاله اصول ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 



 اینجانب زهرا محبی فارغ التحصیل بهمن ماه سال 78 در رشته ادبیات انگلیسی هستم. با وجود اینکه رشته تحصیلی من مترجمی نبود با تلاشی 12 ساله توانستم تجارب ترجمه ای کسب نمایم که برای شخص خودم بسیار ارزشمند است.  اولین تجربه اینجانب برگرداندن دو رمان از جین آستن به زبان فارسی بود که البته مبتدی بود، ولی در حد توان برای آن تلاش نمودم و وقتی در آزمون ترجمه سازمان آموزش فنی و حرفه ای به عنوان مترجم کتاب های فنی سازمان، قبول شدم سررشته ای از کتب فنی نداشتم و از طرفی به خاطر رشته تحصیلی دانشگاهی راه بسیار سختی پیش رو داشتم. با وجود آنکه متن کتابهای ارائه شده از لحاظ لغوی بسیار ساده بود ولی به علت عدم آشنائی با دستگاه های مربوطه ترجمه اصطلاحات بسیار سخت می نمود. بنا را بر این گذاشتم که برای ترجمه کتابهای فنی که یکی از آنها " تراشکاری صنعتی" بود، از نزدیک در کارگاه تراشکاری با دستگاه مربوطه آشنا شوم. این تجربه به من آموخت که شناخت کامل موضوع ترجمه و اصطلاحات وابسته به آن رشته خاص از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که به مترجم توانائی ترجمه صحیح مطلب را هدیه می کند.



 
 
انواع ترجمه از نظر پیتر نیومارک(Peter Newmark )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 

 

نیومارک(1981) در بحث از انواع ترجمه ، به دو نوع ترجمه اشاره می‌کند؛ ترجمه معنایی(Semantic translation) وترجمه پیامی(Communicative )، که می‌توان آنها را تا حدودی به ترتیب با ترجمه «کلمه به کلمه» و » ترجمه آزاد» کت‌فورد مطابقت داد. در اینجا به نقل گفته های نیومارک در مورد این دو نوع ترجمه می پردازیم:

- Communicative translation attempts to produce on its readers an effect as close as possible to that obtained on the readers of the original.

- Semantic translation attempts to render, as closely as the semantic and syntactic structures of the second language allow, the exact contextual meaning of the original.

چنانکه قبلاً متذکر شدیم، ترجمه معنایی بیشتر با ترجمه ( کلمه به کلمه) و یا شاید تحت‌الفظی کت‌فورد شباهت داد که در آن  مترجم نه تنها مفهوم متن مبدا را نشان می‌دهد بلکه نحوه بیان نویسنده اصلی یعنی آرایش و ساختار نحوی را نیز حفظ می‌کند. در ترجمه پیامی ، مترجم تنها پیام اصلی را مد نظر قرار می‌دهد آنچه را که خودش از متن اصلی درک می کند . در قالب متن مقصد عرضه می‌کند و به شیوه بیان متن اصلی توجه ندارد.

 

تمرین:

1- در جاهایی که تازه رنگ / نقاشی شده است علامت انگلیسی«wet paint » نصب می شود تا مردم رنگی نشوند . این عبارت را یک بار به طور معنایی و یک بار به صورت پیامی ترجمه کنید و بگوئید کدامیک در فارسی مقبول‌تر است.

2- عبارت فارسی زیر را در نظر بگیرید:

«‌استعمال دخانیات ممنوع»

دو ترجمه  برای این جمله به انگلیسی ارائه شده است شما ضمن تعیین نوع آنها را در فارسی باهم مقایسه کنید

- It is forbidden to use tobacco products

- No smoking

3-عبارت زیر را به دو صورت معنایی و پیامی‌ ترجمه کنید و آنها را با هم مقایسه کنید.

- It was as dark as coal

4- جمله انگلیسی زیر بخشی از داستان Animal Farm  نوشته Orwell George است. آن را به صورت پیامی به فارسی ترجمه کنید.

- They knew every inch of the farm

5- جملات و عبارات زیر را به صورت معنایی ترجمه کنید. آیا حاصل ترجمه در فارسی مقبولیت دارد؟

-to kill time

- to rise the price

- to play with someone's feeling

- to break the silence

- golden hair

- to die of hunger

انواع ترجمه از دیدگاه زبان‌شناسان و ترجمه‌شناسان

آبراهام کولی(A. Cowley) ، شاعر انگلیسی قرن هفدهم، شخصی است که اشعار پیندار (Pindar ) شاعر کلاسیک یونانی را به انگلیسی ترجمه کرده است. تا آن زمان اصولاً همه پای بند به ترجمه «کلمه به کلمه» بودند و کولی که این سنت را شکسته بود سخت مورد انتقاد واقع شد . کولی در پاسخ به این انتقادها می‌گوید:

« هر کسی شعرهای پیندار را کلمه به کلمه ترجمه کند بدان می‌ماند که دیوانه‌ای سخن دیوانه‌ای را نقل کرده باشد. بنابراین در ترجمه آثار او ، من آنچه را خواسته‌ام به متن افزوده‌ام و آنچه را که زاید دانسته‌ام حذف کرده‌ام.

درایدن (Dryden ) شاعر انگلیسی هم عصر کولی در نقد ترجمه کولی، دست به تقسیم بندی انواع ترجمه می زند و ترجمه کولی را در یکی از این دسته‌ها قرار می‌د‌‌هد و آن را ترجمه جعلی و ساختگی یا به اصطلاح(imitation ) می‌نامد. درایدن ترجمه را بر سه قسم می‌داند:

1- metaphrase :  کلمه در برابر کلمه و عبارت در برابر عبارت قرار می‌گیرد (بنابراین فقط صورت حفظ می شود).

2- paraphrase : ترجمه‌‌ای که مترجم مفهوم اصلی متن را در نظر دارد و برای رساندن این مفهوم گاه تفسیرهایی بر آن می‌افزاید (بنابراین مفهوم حفظ می شود اما صورت نه).

3-imitation : مترجم نه به کلمه وفادار است و نه به مفهوم، بلکه فقط برای حفظ «روح کلی مطلب» آنهم به گونه ای که خود دریافته، هرگونه تصرفی در متن به عمل می‌آورد و ترجمه کولی از این دسته است.

 

زبانشناسان معاصر تقسیم‌بندیهایی از انواع ترجمه به عمل آورده اند.

چنانکه قبلاً‌ اشاره شد کتفورد ترجمه را جایگزینی مواد متنی زبان مبدأ با مواد متنی معادل  از زبان مقصد می‌داند اما از این جایگزینی همیشه یک ترجمه خوب  حاصل نمی شود زیرا یک ترجمه  به نظام‌های زبان مبدأ و مقصد، هدف مترجم از ترجمه متن، مخاطب یا خواننده متن و نوع سبک و سیاق متن مورد ترجمه بستگی دارد و انتخاب یک ترجمه از میان ترجمه‌های مختلف نیز باید با در نظر گرفتن این عوامل صورت گیرد.

الف) از نظر میزان(extent ) متن مورد ترجمه آن را به دو نوع ترجمه کامل (full translation ) و ترجمه نسبی / غیر کامل translation) partial ) تقسیم بندی می‌کند.

در ترجمه کامل، کلیة  عناصر متن مبدأ بدون استثناء با عناصر زبان مقصد جایگزین می‌گردد ولی در ترجمه غیر کامل قسمتی از متن زبان مبدأ جایگزین نشده باقی می ماند و به همان صورت اصلی نوشته می‌شود. برای مثال وقتی یک متن گرامر انگلیسی را به فارسی ترجمه می‌کنیم گاهی اصطلاحات دستوری و مثالهای آن را به صورت انگلیسی (جایگزین نشده) می‌نویسیم. به عنوان یک تمرین دو متن زیر را به  فارسی ترجمه کنید:

1- "Let's" usually expresses a suggestion and is reported by the verb "suggest" in indirect speech.

e.g.: He said, "Let's leave the case at the station"

He suggested leaving the case at the station.

 

2-The word "Paper" derives from "Papyrus" which is the name of a plant and was used for writing in old Egypt.

 

 

ب) ترجمه از نظر سطح (level ) توصیف زبانی به دو گروه ترجمه کلی (total) و ترجمه محدود (restricted ) تقسیم‌بندی میشود. می‌دانیم که هر زبان در چند سطح مورد مطالعه قرار می گیرد که  عبارتند از:

واج شناسی(phonology ) ، واژه‌شناسی(morphology ) ، نحو (syntax)، معناشناسی (semantics ) و رسم الخط (graphology ) . در ترجمه کلی، زبان مبدأ در همه سطوح توسط زبان مقصد جایگزین می شود مثال:

Translation is a branch of contrastive linguistics.

 

ترجمه در ایران

کار ترجمه در کشور ما با ترجمه کتابهای درسی دارالفنون آغاز شد . این موسسه آموزشی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادیخواهان تأسیس شد و هدفش کسب تمدن و علوم مغرب زمین بود و لذا به استخدام معلمین خارجی اقدام کردند. کتب درسی به زبان خارجی در زمینه علوم ، ادبیات ، تاریخ ، پزشکی و مهندسی با کمک همین معلمین تهیه و به فارسی ترجمه می شدند. از آنجایی که  محصلین بیشتر به فرانسه اعزام می‌شدند، زبان فرانسه در مملکت رایج شد و با گسترش آن آثار نویسندگان  فرانسوی به فارسی ترجمه شد و در کنار آن ترجمه‌هایی از دیگر زبانها مانند آلمانی، روسی ،لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی ، و انگلیسی نیز به فارسی صورت گرفت.

از نخستین کتابهای ترجمه شده ادبی در آن زمان می‌توان به نمایشنامه مردم گریز مولیر(Mollier ) اشاره کرد که از فرانسه به فارسی ترجمه شد. در ضمن دو کتاب تاریخی« پطر کبیر» و « شارل دوازدهم» نیز به سفارش عباس میرزا توسط میرزا رضا مهندس به فارسی ترجمه شدند. از آن پس کار ترجمه رونق بیشتری یافت و محمد طاهر میرزا و محمد خان اعتماد‌السلطنه پرکارترین مترجمان آن دوره بودند.

پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی  جای فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. با وجود این، در قلمرو ادبیات هنوز بهترین مترجمان ما اغلب کسانی هستند که از زبان فرانسه ترجمه کرده اند و نمونه بارز آن « محمد قاضی» است.

مختصری از تاریخچه ترجمه و علل آن

به گفته پیتر نیومارک(1988) اولین ردپای ترجمه را می‌توان در سه هزار سال قبل از میلاد و دوران پادشاهی مصر باستان دید که نوشته‌هایی به دو زبان در منطقه الفاتین(Elephantine ) یافت شده است. لازم به ذکر است که نظیر این نوشته‌ها به دو زبان به صورت سنگ و یا نوشته‌های روی پوست از پادشاهان ایرانی قبل از میلاد نیز یافت شده و موجود می‌باشند.

اما شروع ترجمه به صورت رسمی به حدود سال 240 قبل از میلاد برمی‌گردد. در آن زمان  شخصی به نام لیویوس آندریکوس (Livius Andricus ) متن « ادیسه» اثر  هومر را از یونانی به لاتین برگرداند. در قرن دوم قبل از میلاد نیز ترجمه تورات توسط هفتاد تن از علمای یهودی به منظور رفع نیازهای جامعه یهودی اسکندریه که به زبان لاتین تکلم می‌کردند انجام شد. ترجمه انجیل نیز به زبانهای لاتین، سریانی ، قبطی  و ارمنی کمی بیشتر از آن شروع شده بود که این نوع ترجمه‌ها عمدتاً ترجمه‌های « کلمه به کلمه» بودند . تنها جرم قدیس (Saint Jerome ) یک ترجمه تحت‌الفظی از انجیل در قرن چهارم میلادی به عمل آورد که بسیار مورد انتقاد  مترجمان و مذهبیون واقع شد. در واقع همین انتقادات و مخالفت‌ها سرآغاز بحث بر سر شیوه ترجمه و لزوم تعیین اصول و مبانی ترجمه شد.

 

در قرون وسطی( قرن چهارم تا چهاردهم) ترجمه در اروپای غربی منحصر به مباحث، مقالات و متون مذهبی بود.

در قرن نهم و دهم میلادی در بغداد  مرکزی به نام « دارالحکمه» دایر شد که در واقع مرکز ترجمه آثار کلاسیک یونانی به زبان عربی بود و عده  زیادی از این مترجمان ایرانی‌الاصل بودند.

در قرن  دوازدهم که با فتح اسپانیا به دست مسلمانان، اسلام و غرب در تماس قرار گرفتند، مرکزی برای ترجمه آثار اسلامی به زبان لاتین و آثار یونانی به عربی در آنجا دایر شد.

با پیدایش رنسانس پرداختن به کار ترجمه در جوامع فرهنگی اروپایی غربی از هر سو رواج گرفت در این دوران، ترجمه انجیل از مسائل و معضلات عمده به شمار می رفت. اولین ترجمه کامل از انجیل به زبان انگلیسی توسط ویکلیف بین سالهای 1380 تا 1384 میلادی به عمل آمد.

تا قبل از قرن نوزدهم عمده مطالب ترجمه شده به مسائل مذهبی، ادبیات، یا فلسفه مربوط می‌شوند. در قرن نوزدهم ترجمه به عنوان وسیله‌ای یک جانبه جهت ارتباط بین دانشمندان و متفکران دنیا نقش ایفا می‌کرد و قرن بیستم  نقش ترجمه به مراتب بیشتر شد، تا جائی که آن را « عصر ترجمه » لقب دادند.

امروزه ترجمه ابزاری است برای:

- آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و فنی

- تبادل اطلاعات فرهنگی،  هنری و ادبی

-  آگاهی از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان

- مبادلات اقتصادی و تجارت

- آگاهی از افکار و اندیشه‌های پیشینیان و گذشتگان

 

تعریف ترجمه و نقطه نظرات مختلف در این باره

برای   واژه « ترجمه» تعاریف مختلفی از  سوی متخصصان فن بیان شده است که در اینجا به اختصار چند  مورد را بررسی می‌کنیم.

جان کتفورد (Catford, 1965 ) ترجمه را این­گونه تعریف می کند:

»Translation is the replacement  of textual material in one   language by  equivalent textual material in another language«

ترجمه جایگزینی مواد متنی است در یک زبان (زبان مبدأ) با مواد متنی معادل در زبان دیگر (زبان مقصد).

یوجین نایدا (E. Nida) نیز ترجمه را چنین تعریف می کند:

«ترجمه عبارت است از پیدا کردن نزدیکترین معادل طبیعی پیام زبان دهنده در زبان گیرنده، نخست از لحاظ معنایی و دوم از لحاظ سبک»

 

پیترنیومارک (P. Newmark) نیز می گوید:

«ترجمه فنی است که یک پیام نوشتاری در زبانی  را با همان پیام در زبان  دیگر جایگزین می‌کند»

ورنر وینتر (Werner Winter ) می گوید:

« ترجمه کوششی است در جهت جایگزینی یک تجربه و یا فرمول خاصی از جهان پیرامون به زبان دیگر»

سروانتس(Cervantes ) معتقد است:

« یک ترجمه مثل پشت قالی فقط می تواند طرح کار را نشان دهد»

کولی (Cowley ) هم در دفاع از ترجمه آزاد خود می گوید:

«... ترجمه کلمه به کلمه و یا خط به خط به این می ماند که دیوانه‌ای حرفهای دیوانه‌ای دیگر را نقل کند.»


 
 
ویژگی های یک مترجم خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 
 

درباره یک مترجم خوب نظرات زیادی ارائه شده است. در نگاه اول  به نظر می‌رسد که یک مترجم خوب باید به دو زبان تسلط کامل داشته باشد اما این به تنهایی کافی نیست. برخی، علاوه بر تسلط به دو زبان ، بعضی مهارتها و ویژگی‌های دیگر را نیز برای مترجم خوب برشمرده­ اند. برای نمونه ناباکوف می­گوید: استعداد نویسندگی مترجم باید در حدود استعداد کسی باشد که اثرش را ترجمه می­کند. نایدا نیز می‌گوید: کسی که نتواند اثر قابل ملاحظه‌ای بنویسد بعید است بتواند اثر قابل ملاحظه‌ی ترجمه کند. یک مترجم خوب باید مثل یک هنرپیشه خوب به کلمات حیات و حرکت ببخشد، مترجم حتماً باید خودش نویسنده باشد».

اما متأسفانه چنانکه جان دان(John Donne ) می گوید اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی‌توانند بنویسند به ترجمه روی می‌آورند.

 

اتین دوله(Etienne Dollet ) درباره ویژگی‌های یک مترجم خوب می گوید:

- مترجم باید محتوای متن و قصد نویسنده را بخوبی درک کند.

- مترجم باید از دانشی وسیع در زبان مبدأ و مقصد برخوردار باشد.

- مترجم باید از ترجمه لفظ به لفظ که هم به مفهوم متن اصلی و هم به زیبایی آن لطمه وارد می کند بپرهیزد.

- مترجم باید شکل‌های گفتاری رایج و متداول در دو زبان را بشناسد و به کار گیرد.

- مترجم باید از طریق انتخاب و ترتیب مناسب کلمات ، تأثیری همه جانبه و لحنی مناسب متن اصلی به ترجمه ببخشد.

According to Newmark , Cicero(106-43 B.C) believed that:

" … a translator must be either an interpreter or a rhetorician and who knows an interpreter's knowledge is not equaled to bilingualism, and that  the rhetorician is not only one who looks things superficially but one who sees through things " (Newmark:1981)

فرزانه فرحزاد می‌گوید: « امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده که مترجم خوب کسی است که به زبان  مبدأ ( زبانی که از آن ترجمه می‌شود) و زبان مقصد  (زبانی که به آن ترجمه می‌شود) و موضوع متن مورد ترجمه احاطه داشته باشد».

پیتر نیومارک (1988 ) می گوید:

"A translator requires a knowledge of literary and non – literary textual criticism, since he has to assess the quality of a text before he decides how to interpret and then translate it. there are differences between literary and technical translation. The technical translator is concerned with content and the literary translator, with form. A technical translation must be literal; a literary translation must be free"

 

پازارگادی نیز ویژگی‌های یک مترجم خوب را 1- تسلط به زبان مادری   2- تسلط به زبان خارجی   3- تشخیص اختلافات دو زبان ذکر می کند.


 
 
ویژگی‌های یک ترجمه خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

Mollanazar (2001) says:

"A good translation is one which conveys the same message accurately , naturally and clearly"

دلی فیتس (Duddly Fits) می گوید:

"ترجمه خوب عبارت است از نزدیک‌ترین معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا که ظرفیت زبان اول ایجاب کند و عجیب و دور از ذهن ننماید."

موریس نادو (Maurice Nadeau ) معتقد است:

« یک ترجمه خوب در درجه اول باید ترجمه گون نباشد، به عبارت دیگر مترجم با سلاست و روانی و حفظ کیفیات متن اصلی آن را به زبان دوم برگرداند"

نورتروپ فرای (Northrop Frye ) می‌گوید:

 

" ترجمه  خوب آن است که مفاد متن اصلی را بازگو کند. نوع دیگر ترجمه نیز وجود دارد که خلق دوباره متن است و بنابراین می‌‌توان آن را اثری مستقل و جداگانه محسوب کرد».

ارنست سمیونز (Ernest Simmons ) نیز می‌گوید:

« ترجمه خوب، ترجمه‌ای است که مفهوم و پیام متن اصلی را به علاوه فرم (شکل بیان) تا سر حد امکان حفظ کرده باشد».

طاهره صفارزاده می گوید یک مترجم خوب آن است که دارای چند ویژگی باشد :

1- مفهوم متن اصلی را برساند .

2- لحن نویسنده در آن حفظ شده باشد .

3- مترجم زبان خاص و متناسب را دریافته باشد . ( سبک )

4- واژگان درست و دقیق را انتخاب کرده باشد .

5- متن ترجمه شده از نظر دستوری با متن اصلی تطابق داشته باشد.

6- در برگرداندن جملات طول کلام نویسنده رعایت شده باشد .

7- به علایم نگارشی و نقطه گذاری توجه شده باشد .

 

یوجین نایدا  ( 1974)   می گوید :

«ترجمه خوب ترجمه ای است که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدا نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد . در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود و سپس رعایت سبک ».

 

Dryden ( 1631-  1700)  says :

a . the translator  must  understand the  language of the  author.

b . the translator  must  be familiar  with the author's thoughts.

c . the translator  must  look into  himself to  conform his  genius to that of the author's .

d . if the  thoughts  in the translator's  language and those of the author's are identical, then  rendering would occur smoothly.

e . if the thoughts in the translator's language and those of the author's are not identical , then  redressing is required .

 

اگر بخواهیم مجموع نظرات گفته شده درمورد یک ترجمه خوب را به شکل خلاصه در آوریم باید  بگوییم که یک ترجمه خوب باید از دو ویژگی برخوردار باشد :

1- ترجمه خوب باید دارای دقت / صحت (accuracy) باشد، یعنی ترجمه باید دقیق باشد و دقیقآ همان معنا ، مفهوم ، سبک و لحنی را داشته باشد که متن اصلی دارد .

2- ترجمه خوب باید از سلاست و روانی (fluency) برخوردار باشد ، یعنی باید  روان و طبیعی باشد و به اصطلاح جملات آن مصنوعی نبوده و بوی ترجمه نداشته باشد . به عبارت دیگر زمانی که یک گویشور زبان مقصد آن ترجمه را می خواند  آن را به عنوان یک نوشته طبیعی در آن زبان قبول داشته باشد .

معمولآ صحت یک ترجمه را یک گویشور زبان مبدا می تواند بسنجد و روانی یک ترجمه را یک گویشور زبان مقصد تعیین می کند .

تمرین:

در اینجا جملاتی از صاحبنظران در مورد ترجمه نقل شده است . ضمن مطالعه­ی این جملات آنها را به فارسی برگردانید.

something new must be added to translations to accommodate for inevitable losses »        (Steiner, 1966)

-« some translators ,  having faced  the  intolerable  atrocities and having been  tired of the injustices of their own  communities , have  found tranquility in translation to keep themselves away from the tormenting  currents . Julia Zulawski΄s statement is interesting ; « In 1950, I started translating to run away from our century for a while ».  This statement implies that you do not have to satisfy others ΄ curiosities but your own desire is sometimes a priority«          (Mac Shane, 1971)

- « the inexperienced young writers can learn from translations carried out by great translators of great writers and thinkers of great eras ».  (Mac Shane. 1971)

 

- « translation of a literary work is as tasteless as a stewed strawberry.          (Harry Smith, 1959)

- « Almost all translations are bad ».  (Max Eastman)

- « poetry is of so subtle a spirit that in pouring out of one language into another, it will all evaporate ».     (Denham)

- « the literal translation is a lie, it is a fake and a fraud »    (Burton, 1973)

- « translation  is a  customs  house through  which  passes, if the custom officials  are not  alert , more  smuggled goods of foreign idioms than through any other linguistic frontier »        (Julia  Casares , 1956)

- « we must learn to depend not whole on any man's translation. (George Joey, 17th century)

- «A good translation takes us a very long way ». (Goethe, 19th century)

- « Translation is a sin ».   (Grant Showerman. 1916)

- « Translation  from one language  into  another is  like gazing  at a tapestry  with  the wrong  side  out » . (Cervantes, 17th century)

- « Poetry cannot be translated ».   (Samuel Johnson, 18th century)

- «Translation is like a woman, if it was beautiful, it could not be faithful ».

- « Few readers will get as much out of the originals as they would from a good translation ».  (Elsa Gress, 1971)

- « I sometimes  suspect that the  universe  is nothing  but a translation  from God's original  and this is  the reason  that  everything here is  topsy- turvy . My cabalist theory is that Almighty trusted Satan to translate his creation and it was published before he could correct it ».  (Isaac Bashevis)

- « Translation undresses a literary work, shows it in its true nakedness. An author can fool himself in his own language, but many of his shortcomings become clear to him in another language. Translation tells the bitter truth.  It unveils all masks ».   (Isaac Bashevis)


 
 
مسائل و مشکلات ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه است را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد : گروه اول  مشکلات  مربوط به خود مترجمان است و گروه دوم  مشکلاتی است که به ماهیت  زبانها و اختلافات ذاتی آنها برمی گردد .

گروه اول : مشکلات مترجمان

از مجموع نظرات صاحبنظران در مورد ویژگیهای ترجمه و مترجم خوب می توان چنین  نتیجه گرفت که یک مترجم کارآمد باید به زبان مبدا ، مقصد و موضوع ترجمه تسلط کامل داشته باشد و عده ای نیز معتقدند که یک مترجم خوب باید از استعداد نقد و و نویسندگی نیز برخوردار بوده و اطلاعات زبان شناسی هم داشته باشد ، اما چنانکه جان دان ( J. Donne)  می گوید، متاسفانه اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی توانند بنویسند به کار ترجمه روی آورده اند

 

کمتر مترجمی را می توان پیدا کرد که بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد . علاوه بر آن، بسیاری از افرادی که بنا به دلایلی بر دو زبان تسلط کافی دارند ، تحصیلات دانشگاهی و ذوق کافی برای ترجمه ندارند . ترجمه، علاوه بر تسلط کافی به دو زبان مستلزم علاقه ، ذوق و استعداد نیز می باشد و جمع شدن  همه این ویژگیها در یک فرد به ندرت اتفاق می افتد .

آموزش ترجمه در دانشگاهها نیز با مشکلات عدیده ای روبروست . متاسفانه دانشجویان زمانی دروس ترجمه را می گذرانند که در مورد خود زبان انگلیسی اطلاعات کافی ندارند و هنوز در مورد واژه­ها و ساختارهای ساده انگلیسی دچار مشکل هستند . علت این امر این است که تا کنون زبان خارجه مرتبه مستقلی در آزمون ورودی دانشگاهها نداشت و دیپلمه  ریاضی ، تجربی و انسانی  می توانستند وارد این رشته شوند و گاهاً  این انتخاب نه از سر علاقه ، که از سر ناچاری بود .

از طرف دیگر ، بسیاری از دانشجویان فارسی زبان که درس اصول و ترجمه را می گذرانند فکر می کنند که مشکلات فقط مربوط به زبان انگلیسی است در حالیکه اکثر آنها با ساختار و ترکیبات زبان فارسی نیز آشنایی کافی ندارند و از اصول نگارش فارسی نیز خیلی کم می دانند و به قول دکتر صفوی گناه بی سوادی شان را بر گردن زبان فارسی می اندازند .

همین عوامل باعث می شود که امروزه شاهد ترجمه هایی باشیم که نه شباهتی به زبان فارسی دارند و نه می توان چیزی از آنها فهمید .

گروه دوم :   مشکلات مربوط به ماهیت زبان

مسئله تفاوت بین زبانها برای اولین بار از سوی یک فرد  مردم شناس بنام مالینفسکی (Malinovsky) مطرح شده . او که به مطالعه فرهنگ و زبان یک قبیله بومی  در جزیره تروبریاند Trobereyand  مشغول بود متوجه شد که آنها برای برخی مفاهیم ، از جمله حرکت قایق در آب ، واژه­های زیادی دارند که برای آنها معادلی در زبان انگلیسی نمی توان یافت و چنین استدلال کرد که برخی از مفاهیم قابل ترجمه از زبانی به زبان دیگر نیستند .این بحث را دو فرد زبانشناس به نامهای ادوارد ساپیر        (Edward  Sapir) و بنیامین لی ورف ( Benjamin  Lee  Whorf ) بسط و گسترش دادند و بعداً  تحت عنوان نظریه  نسبیت زبانی و یا نظریه " ساپیر-ورف" ( Sapir – Whorf  hypothesis)  مطرح شد . این نظریه معتقد است که تفاوت بین زبانهای دنیا بسیار زیاد است . روح این نظریه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

«هر زبانی بر حسب علایق  گویشوران خود ، محیط زندگی و فرهنگ آنها ، برش خاصی از واقعیت های جهان خارج را انتخاب و نامگذاری می نماید که این انتخاب ها با انتخاب های سایر زبانها یکسان نبوده و از طرف دیگر بر واقعیت های جهان  خارج عیناً منطبق نیستند ».

به بیان ساده تر ، این فرضیه می­خواهد بر این مسئله تأ کید کند که زبانهای دنیا به شیوه های متفاوت مفاهیم و مصادیق جهان  خارج را نامگذاری می کنند و از این رو  اختلافات  ذاتی  موجود بین زبانها کار ترجمه را بسیار  مشکل و ناموفق می سازد . برای  نمونه به واژه های مربوط به روابط خویشاوندی ( kinship  terms)  در فارسی و انگلیسی دقت کنید . با وجود اینکه ، روابط و نسبت های فامیلی در دو جامعه انگلیسی زبان و فارسی زبان یکسان هستند اما تقسیم بندیها و  نامگذاریهای این دو زبان با هم تفاوت آشکار دارند.  در فارسی برای " برادر پدر" از لفظ " عمو " و برای " برادر مادر "  از لفظ " دایی "  استفاده می شود .  این در حالی است که در زبان انگلیسی برای هر دو  مصداق / مفهوم  از لفظ  واحد  یعنی " uncle"  استفاده می شود. همین مسئله را در مورد " خواهر پدر = عمه "  و  " خواهر مادر = خاله "  نیز داریم .

فارسی انگلیسی

عمه __________  aunt

خاله  __________  aunt

دایی ___________ uncle

عمو  ___________ uncle

حال اگر فرزندان دایی ، عمو ، عمه ، و خاله را در نظر بگیریم موضوع پیچیده تر می شود . در فارسی کلماتی مثل پسر عمو ،پسر دایی، دختر دایی، پسر عمه ، دختر عمه ، پسر خاله ،و دختر خاله داریم در حالیکه همه آنها در انگلسیی معادل واژه  cousin هستند . با این احوال فرض کنید  بخواهید  جمله های زیر را از فارسی  به انگلیسی یا بر عکس ترجمه کنید :

پسر خاله ام را دیروز در خیابان دیدم .

دختر  عمویم رشته حسابداری می خواند .

My aunt bought me a nice present.

He married one of his cousins.

 

به عنوان نمونه ای دیگر به واژه " پوست " در فارسی دقت کنید . این واژه برای پوشش خارجی بدن انسان ، حیوانات و اشیاء به کار می رود . در مقابل  در زبان انگلیسی تقسیم بندی و نامگذاری دقیق تری برای آن وجود دارد .

 

Skin (انسان و برخی حیوانات)

Shell (تخم مرغ و میوه های مغزدار مثل گردو و فندوق)

Bark (درختان)

Peel (میوه جات)

Ring (مرکبات)

Hide (تمساح-بز-گوسفند-گاو)

Husk(لایه خارجی بذرها و هسته ها )

 

 

پوست

این مثال و مثالهای متعدد دیگر  نشان می دهند که با وجود  یکسان  بودن واقعیت های جهان خارج ، هر زبان  تصویری متفاوت از این واقعیت ها را به دست می دهد و همین مسئله موجب شد  تا  ورف ( Whorf)   ادعا کند که هر شخصی از دریچه و زاویهء زبان خود به دنیا  می نگرد و این ادعا خود منجر به تقویت این ایده فلسفی شد که مفاهیم  ذهنی ما تحت تأثیر  زبان ما هستند و از همینجا گونه افراطی نظریه نسبیت زبانی شکل می­گیرد که می گوید " زبان ما ، طرز تفکر و ذهنیت ما را تعیین می کند "

"Our language determines  our mind"

این نسخه از نظریه نسبیت زبانی به وجود نوعی " جبر زبانی "  ( ( linguistic determinismاعتقاد دارد . طرفداران این نظریه، ترجمه را امری تقریباً  غیر ممکن  می دانند . اکثر اندیشمندان با این مسئله موافقند که زبان ما بر تفکر و اندیشه ما تأثیر می گذارد، اما گونه افراطی این نظریه را قبول ندارند.

به هر حال وجود تفاوت میان زبانهای دنیا را  نمی توان منکر شد و این تفاوتها به واژگان زبان محدود نمی شود و ساختار زبانها هم با یکدیگر متفاوتند. به عنوان نمونه ای از تفاوتهای ساختاری زبانها می توان به ساختار هسته و وابسته و یا ترتیب  اجزای جمله اشاره کرد.


 
 
جعبه لایتنر (فیزیکی) چیست؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است.
در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح می‌‌دهیم و امیدواریم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید.
این وسیله توسط محقق اتریشی ” سباستین لایتنر” طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل می‌‌نماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز می‌‌سازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب می‌‌کند.

اساس علمی:
این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است:
۱. اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً ۴۵% آن را فراموش می‌‌کند و بعد از یک ماه ۸۰% آن فراموش می‌‌شود. به این ترتیب فقط ۲۰% مطلب وارد حافظه درازمدت می‌‌شود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم می‌‌کند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی،مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود.
۲. قانون یادگیری اسکینر: بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند می‌‌کند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید.
این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی می‌‌رود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق می‌‌کند.

مزایای این وسیله:
۱. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری می‌‌کند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه می‌‌کنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما می‌‌شود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آن‌ها می‌‌کند.
۲. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور می‌‌شوید کارت‌ها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.
۳. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل می‌‌شود.

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

۱ ۲ ۴ ۸ ۱۵

عرض قسمت های مختلف به ترتیب ۱۵,۸,۴,۲,۱ واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و… درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

مراحل کار:
۱. روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
۲. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۳. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۴. روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.
۵ . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
۶. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.
نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید.

 

منبع: تبیان


 
 
چگونه فکر دیگران را بخوانیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 
   
 
 
   
 
 
 
 
     
 
   
 

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

▪ خوددار

اگر شخصی دستهایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان میدهد که وی خود را بشدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان میدهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و میتواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد

▪ تدافعی

اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با ارامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند

▪ متفکر

گره کردن دستها به دسته های صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.

بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ میدانند اما روانشناسان بالینی میگویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است

▪ دقیق

وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است

▪ دودلی

انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید میکند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند

▪ بی گناه

دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار میدهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد میتواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمیداند چگونه آنرا به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش میگذرد داشته باشد

▪ مطمئن

دستهایی که به کمر زده میشود در مردها نشان دهنده آن است که فرد به آنچه میگوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما میگوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که میتواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند

▪ مرموز

دستهای مشت شده در زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانیکه حرفهای شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله میکند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما میگوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد

▪ ظاهر ساز

در این حالت شخص آرام بنظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود میگیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آنها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولا از آن دسته حالتهایی است که در بیشتر افراد دیده میشود ولی نوع آنها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمیشود

▪ مالکیت

قرار دادن پاها روی هر چیز ( روی صندلی میز سکو و …) نشانه حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت میدانند که در نهایت به عقیده فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد

▪ اعتماد به نفس

تکیه زدن به صندلی درحالتیکه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را میداند.

     
   

 
 
۷ نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

 

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه۱۲۱میلیون نفر و آلمانی۱۱۸میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع وروش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا
۷نکته ساده را برای شروعیادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱-   مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲-   تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده۱۰دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم باتکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳-   متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴-   شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان۴تا۵سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه۴ساله باشید نه یک مهندس۲۰و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه ودرس را با تفریح بیاموزید.

۵-   اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶-   زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷-   این را بدانید کهیادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

دراین مقاله نیز می توانید با ابزارها و روش های موثر یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی) آشنا شوید.

نویسنده: غزاله فیروز

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاری مناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاری افراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل۲بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیم براحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصی بپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشته باشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن رااز این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:

ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را واردحافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شمانرم افزار لایتنر ماندگار است.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابهجعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایت استفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام دروبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکاراینترنتمی باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.


 
 
عوامل موثر در یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 


یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال می‌آورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار:


آمادگی
شاگرد باید از لحاظ جسمی ، عاطفی ، عقلی و … رشد کافی کرده باشد تا بتواند بخوبی یاد بگیرد ویادگیری زمانی برایش مفید خواهد بود که از هر نظر آمادگی لازم داشته باشد. او حتی اگر بعضی از جنبه‌های آمادگی را کسب نکرده باشد، یادگیری برایش خستگی آور و کسل کننده خواهد شد و چندان پیشرفتی نخواهد کرد. مثلا در یادگیری نوشتن ، اعصاب و عضلات دست و انگشتان باید به قدر کافی رشد کرده و آمادگی داشته باشند. اگر کودکی را که از لحاظ جسمی و روانی آمادگی یاد گرفتن و نوشتن را ندارد، تعلیم بدهیم، جریان یادگیری او در این زمینه حتی در سال‌های بعدی به کندی پیش خواهد رفت، در صورتی که اگر همین کودک در سنی که آمادگی کافی دارد، تحت تعلیم قرار گیرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در این زمینه سریعتر پیشرفت خواهد کرد.

آمادگی در زمینه‌های مختلف متفاوت است. ممکن است فرد از لحاظ عقلی آماده باشد ولی از نظر عاطفی نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد. مثلا ترس از معلم احساس عدم امنیت ، دلهره ، اضطراب و پریشانی فکر ممکن استیادگیری را در زمینه مورد نظر مختل کند. رشد وآمادگی ذهنی افراد نیز در فهم و یادگیری علوم مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است شاگردی در مرحله‌ای از رشد خود آماده درک علوم تجربی باشد، ولی برای درک علوم اجتماعی هنوز آمادگی لازم را بدسن نیاورده باشد. بنابراین ، معلم باید آمادگی هر یک از شاگردان خود را تدریس مواد درسی در نظر داشته باشد و فعالیت‌های آموزشی خود را متناسب با سطح آمادگی آنان عرضه کند.

هر چه فرد آمادگی بیشتری برای رفتار معینی داشته باشد، برای انجام دادن رفتار ، به محرک کمتری نیاز دارد. مثلا خنداندن یک انسان خوشحال بسیار ساده‌تر از خندان یک شخص غمگین است. هر چه فرد آمادگی کمتری داشته باشد‌، تحرک بیشتری برای ایجاد آن رفتار لازم است. تدریس و فعالیت معلم زمانی بیشترین تاثیر را دریادگیری خواهد داشت که شاگرد به آمادگی لازم رسیده باشد و در غیر این صورت شاگرد همچون چراغی که فتیله آن پایین کشیده شده باشد، هرگز برافروخته نمی‌شود و چیزی نخواهد آموخت.

انگیزه و هدف
یادگیری معلول انگیزه‌های متفاوتی است. یکی از این انگیزه‌ها که نقش مهمی در جریان ییادگیری میل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت هر کس است که نیروی فعالیت را افزایش می‌دهد. برای اینکه شاگردان در ضمن یادگیری فعال باید به موضوعی که می‌خواهند قرا بگیرند علاقمند باشند. برای ایجاد رغبت ، لازم نیست موضوعات درسی را به طور تصنعی جالب توجه نشان داد، همینکه مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسی و واقعی آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک کند، رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه ، هدف است. هدف به فعالیت انسان و جهت و نیرو می‌دهد. اگر انسانی در طول زندگی خود هدف قابل وصولی نداشته باشد، پویایی و حرکت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می‌کند. در مدارس ، هدف‌های تربیتی باید انعکاس از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و بطور واضح بیان شود.

معلم و دانش آموز باید بدانند غرض از فعالیت‌های آموزشی در یک مقطع زمانی خاص چیست. مشخص بودن هدف‌ها در مدرسه ، سبب هماهنگی پیش فعالیت‌های معلم و شاگرد می‌شود و آنان را به اجرای فعالیت‌های متنوع بر می‌انگیزد و جهت و میزان پیشرفت آنان را نشان می‌دهد، محیط مدرسه و کلاس را آموزنده و نشاط آور می‌سازد و سطح یادگیری شاگردان را گسترش داده و یادگیری را عمیق‌تر و موثرتر می‌کند.

تجارب گذشته
آموخته‌ها و تجارب گذشته شاگرد ساخت‌شناختی وی را تشکیل می‌دهد. آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تاثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می‌تواند مفاهیم و مسائل جدیدی را درک کند که مفهوم و مساله جدیدی با ساخت‌شناختی او مرتبط باشد. در واقع ، فرآیند یادگیری همچون روند رشد است. همچنان که رشد جریانی دائمی است، یعنی گذشته ، حال و آینده آنان با هم ارتباط دارد، یادگیری نیز جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می‌دهد و آنچه فرد در آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد.

فرد وقتی مفهومی را واقعا می‌‌آموزد که پایه و ریشه در تجارب گذشته‌اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود،یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت‌های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت‌شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرط اساسی موفقیت در کارها تربیتی است. معلم آگاه در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه‌ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می‌کند، توان او را برای درک و هم مسئله جدیدی می‌سنجد و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می‌دهد. مثلا اگر معلم ریاضی در تدریس مفهوم تازه ، زمینه‌های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به مطالب و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود.

البته ممکن است در اینجا سوال مطرح شود که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس ، دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد ، محیط خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست. چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه شاگردان انتخاب کند. اگر چه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش‌آموزان را می‌توان از طریق آموزش ترمیمی یا فعالیت‌های متنوع دیگر که به حل این مسئله کمک می‌کند‌، از میان برد.

موقعیت و محیط یادگیری
موقعیت ومحیط یادگیری از عوامل بسیار موثر دریادگیری است. محیط مانند نور ، هوا ، تجهیزات و امکانات آموزشی. طبیعی است هر چه امکانات آموزشی ، کتابخانه و منابع مختلف علمی مناسب‌تر و بیشتر باشد، یادگیری شاگردان در مقایسه با یادگیری شاگردان مدرسه‌ای که دارای فضای مناسب نیست و در آن جز کتاب درسی منابع دیگری یافت نمی شود بسیار متفاوت خواهد بود.

محیط ممکن است عاطفی باشد. رابطه معلم و شاگرد ، رابطه شاگردان با هم ، رابطه والدین با هم و نگرش والدین و مربیان در زمینه تربیت کودکان ، همگی می‌تواند در میزان یادگیری شاگردان موثر باشد. موقعیت آموزش منظم همراه با محبت و احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت. عاطفه به عنوان یک عامل بسیار موثر می‌تواند در جریان یادگیری عمل کند.

عواملی نظیر عدم امنیت ، ترس ، اضطراب ، نومیدی ، شک و تردید می‌توانند در فعالیت‌های آموزشی از همه امکانات یاد شده برخوردار باشد، شاگرد را به کنجکاوی و تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود واردار می‌سازد. البته محیط و موقعیت تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود وادار می‌سازد. البته محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی ، استعداد ، نیاز و گرایش شاگردان باشد.

اگر مجموعه عوامل موجود در محیط برای شاگرد برانگیزنده و قابل درک نباشد، مساله‌ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت وجود مساله ، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال ، امکانات محیط آموزشی ، اعم از نیروی انسانی و تجهیزات ، وضع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی خانواده نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل و آموزشگاه و هزاران عامل محیطی دیگر می‌تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان موثر باشد.

روش تدریس معلم
در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط‌های آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می‌پردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی می‌کند‌، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود می‌آورد و با شناخت استعداد ، علایق و توانایی شاگردان ، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می‌کند.

البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت‌های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌های آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت.

کسی که می‌خواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند.

با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا می‌گیرد. بلکه با روش‌های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت.

توجه به کل به جای جز
طرفداران مکتب گشتالت معتقدند کل ، اجزا را در یک طرح و زمینه قرار می‌دهد و ارتباط آنها را روشن می‌سازد. به نظر ایشان ، اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامفهوم هستند ولی وقتی در یک طرح زمینه قرار بگیرند، معنی و مفهوم آنها روشن می‌شود. طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزا و کیفیت خالص آنها این خصوصیت را ندارد طرح یا کل ، عناصر را مشخص می‌سازد و آنها را در یک زمینه خالص به هم ارتباط می‌دهد.

مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد که حرکت از کل به جز روند یادگیری را بهتر و فهم مطالب را آسان‌تر می‌کند. اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامربوط هستند و در طرح و کل ، معنی پیدا می‌کنند. البته کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آنها سبب تصور کل نمی‌شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزا با هم و تا این ارتباط مشخص نشود، اجزا قابل فهم نیستند.

در جریان تدریس ، معلم باید در حد امکان ، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزا با کل را مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزا بپردازد. مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با هم و همچنین رابطه آنها با کل ، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جز با مشخص کردن روابط جز با کل ، قدرت تحلیلی در فراگیران می‌دهد و در نتیجه یادگیری معنی‌دار می‌شود. به عبارت دیگر ، حفظ و فکر و تکرار ، جای خود را به فهم و اندیشه می‌دهد.

تمرین و تکرار
برای بسیاری از دست‌اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سوال‌ها مطرح است : تمرین و تکرار چه نقشی در فرآیند یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست، شرایطتمرین و تکرار چیست؟ مساعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می‌تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟

در پاسخ به سوالات مطرح شده باید گفت: تاثیرتمرین و تکرار در کل فرآیند یادگیری و حیطه‌های مختلف آن بویژه در حیطه روانی – حرکتی ، انکار ناپذیر است. همه این ضرب‌المثل قدیمی در کار نیکو کردن از پر کردن است،را شنیده‌اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. و اگر تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

ولی این نکته نیز غیر قابل انکار است کهکیفیت اجرای تمرین ، مقدار و زمان آن نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانکه آزمایش‌های متعدد نشان داده است، اجرای تمرین در زمان غیر متمرکز ، اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد. مثلا شاگرد موضوع مورد یادگیری را در دو تمرین بیست دقیقه‌ای ، زودتر از یک تمرین چهل دقیقه‌ای یاد می‌گیرد. از همین رو ، تمرین و تکرار موثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشد، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره‌های آن مناسب باشد و در شرایط واقعی و طبیعی انجام پذیرد.

اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند، مطلع شود. زیرا اطلاع از پیشرفت ، او را به کوشش وا می‌دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی‌آور باشد. هر گاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود ، اغلب موجب کاهش کارایی تمرین می‌شود. به این معنی که شخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیفتر می‌شود، تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سرباز می‌زند. در واقع خستگی یادگیری را کاهش می‌دهد.

منبع: رشد



 
 
سبک های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

با شناسایی سبک یادگیری خود و بکارگیری تکنیکهای یادگیری ویژه مربوط به آن یادگیری خود را بهبود بخشید:

۱- سبک یادگیری دیداری

۶۵درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را بخاطر می سپارند.
* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و همچنین سازماندهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده میکنند.
* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود میبندند.
* معمولا افرادی مرتب و منظمی میباشند.
* اینگونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا میباشند.
* معمولا در کلاس درس نیمکتهای ردیف جلو را اشغال میکنند.
تمایل به برداشتن یادداشت های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.
* جذب کتابهای مصور میگردند.
* در بخاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.
برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیکهای با رنگ روشن استفاده میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در روند آموزش از رنگها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.
۲- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.
۳-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

۲- سبک یادگیری شنیداری

۳۰درصد جمعیت را شامل می گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته باشند.
* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.
* از طریق گوش دادن یاد میگیرند.
* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب میکنند.
* در محیطهای شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست میدهند.
* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.
* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.
* برای بخاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند  مکررا روخوانی میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.
۲- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.
۳-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

۳- سبک یادگیری جنبشی-بساوایی

۵درصد جمعیت را شامل میـگـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره میگیرند.
* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مندند.
* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دستهای خود را تکان داده و از ژستهای جسمانی استفاده میکنند.
* از آنکه در کلاس درس بی حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.
* برای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.
* هنگام مرور مطالب درسی خود  مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار میکنند.

تکنیکهای یادگیری
۱- در حین یادگیری آدامس بجوید.
۲- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید.
۳-حین یادگیری موسیقی گوش دهید


 
 
کلید های توسعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

 

بخش دهم

کلید های توسعه

هویت و مرجع

 

فرق شما با سایر مردم جهان چیست؟ یکی از عوامل مهم که شما را از دیگران متمایز می کند، تجارب شماست. هرعملی که زمانی انجام داده اید، نه تنها در حافظه آگاه، بلکه در نظام عصبیتان ثبت شده است. هر چه که تاکنون دیده، شنیده، لمس کرده، چشیده و یا بوئیده اید، در بایگانی عظیمی که مغز نامیده می شود انباشته شده است.

این خاطرات آگاه یا ناآگاه را مرجع می نامیم. برای اطمینان از درستی یا نادرستی هر عقیده ای به این تجارب تکیه می کنیم، حتی اگر آن عقیده بسیار مهم باشد( مثلاٌ اعتقاد به اینکه چه کسی هستیم و چه کارهایی از ما ساخته است).

چه تجاربی در شکل دادن به زندگی شما مؤثر تر بوده است؟ در یکی از سمینارهای من، پیش از ورود به جلسه،پرسشنامه ای به شرکت کنندگان داده می شود.در این پرسشنامه از شرکت کنندگان خواسته شده است که پنج تجربه را که به عقیده خوشان بیشترین اثر را بر زندگیشان گذاشته است ذکر کنند. جالب اینجاست که بسیاری از اشخاص تجارب ( یا مرجعهای) همانندی دارند، اما نحوه تعبیر و تفسیرشان از آن واقعه به کلی با دیگری متفاوت است.

دو نفر در جوانی پدرشان را از دست می دهند. یکی شان بر اثراین واقعه از ایجاد هرگونه رابطه صمیمانه با دیگران خودداری می کند، در حالی که دیگری فردی بسیار اجتماعی و خونگرم می شود.

پس آنچه که زندگی ما را شکل می دهد نه فقط خود مرجعها، بلکه تعبیر و تفسیری است که از آنها می کنیم.

بزرگترین طراح زندگی شما، خودتان هستید، خواه به این موضوع، توجه کرده و خواه نکرده باشید. تجارب خود را مانند پارچه بزرگی در نظر آورید که می توانید آن را مطابق هر الگویی که دوست دارید ، ببرید و بدوزید، و هر روز که می گذرد، نخی به تارو پود این پارچه افزوده می شود...


 

 


 
 
مهارت های خواندن خود را پرورش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب ” چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ ” می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از
۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از
۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از ۲۴ ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند. مرورهای اصولی را می توانید بوسیله نرم افزار لایتنر نیز انجام دهید.

منبع: www.learningcenter.com، www.how-to-study.com، www.ucc.vt.edu

 


 
 
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید
۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
۸- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
۹ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۱۰-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۱ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

منبع: فکر نو

 


 
 
اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٦
 

 

اضطراب یکی از شایع‌ترین حالات روحی است که تقریباً در همه‌ی انسان‌ها در طول زندگی و به درجات مختلف بروز می‌کند. اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزدیک شدن امتحانات در فرد نمایان می‌شود، به طوری که هر کسی در طول زندگی خود حداقل یک بار این احساس را تجربه کرده است. انسان دوست دارد هنگام ارزیابی و نقادی رفتارهایش بوسیله ی دیگران حداکثر امتیاز ممکن را کسب نماید. به همین دلیل هر زمان که در موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می‌گیرد دچار اضطراب می‌شود،هر چند موضوع امتحان را بارها و بارها تمرین کرده باشد.



 
 
چگونه خود را برای کنکور آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

دلایل عدم اجراء برنامه‌ریزی:

یکی از عوامل استرس‌زا برای هر دانش‌آموز کنکوری، عدم اجراء برنامه‌های اوست. دانش‌آموز پیش از دیگران از اجراء نکردن برنامه‌های خود دچار نگرانی و پشیمانی می‌گردد. هر چند که تکرار این موضوع به‌تدریج به یک عادت تبدیل می‌شود.
پس لازم است بدانیم چه دلایل مهمی مانع اجراء برنامه‌های ما می‌شود. بدیهی است عدم توجه به نکات گفته شده در بحث قبلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این مورد هستند، به‌طور مثال دانش‌آموزی که توان مطالعاتی او در روز یک ساعت است به یک‌باره تصمیم می‌گیرد، روزانه شش ساعت مطالعه کند.
برای افزایش ساعات مطالعه باید به یک مدل افزایش تدریجی متناسب با توان شخصی روی آوریم. ”هفته اول (
۱ ساعت)، هفته دوم (۱ ساعت و نیم)، هفته سوم (۲ ساعت و نیم)، هفته چهارم (۳ ساعت و نیم)، هفته پنجم (۴ ساعت و نیم)، هفته ششم (۵ ساعت و نیم تا ۶ ساعت).


▪ دلیل دیگر، عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری است:

به این معنی که پیش‌بینی نکردن اتفاقاتی که در طول روز یا هفته می‌تواند مانع اجراء برنامه باشند قطعاً دانش‌آموز را دچار مشکل می‌سازد.

عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری


مثلاً دانش‌آموزی که می‌داند هفته آینده در روز پنج‌شنبه به عروسی یکی از بستگان نزدیک خود دعوت شده است، باید برای آن روز میزان ساعت مطالعاتی کمتری را لحاظ کند در غیر این‌صورت او قادر نخواهد بود به آن برنامه عمل نماید.
تعارف با دوستان و نزدیکان نیز یکی دیگر از این دلایل است. بسیاری از دانش‌آموزان ما هنگام اجراء برنامه‌های خود با اطرافیان دچار تعارف می‌شوند. یعنی در حالی‌که می‌دانند امروز نمی‌توانند با دوستان خود به گردش یا تفریح بپردازند، اما با اولین پیشنهاد از طرف آن‌ها ترجیح می‌دهند برای حفظ دوستی (یا به اصطلاح معرفت!) از اجراء برنامه پرهیز کنند و به خواسته دوستان خود توجه نمایند.
پس بهتر است که به‌طور غیر مستقیم برنامه‌های تنظیمی خود را به اطلاع دوستان و اطرافیان نزدیک خود برسانیم (مثلاً با نصب این برنامه‌ها در روی دیوار اتاق و یا کمک گرفتن از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی).
ناهماهنگی در اجزاء برنامه نیز می‌تواند مانع اجراء صحیح برنامه باشد، چرا که بارها با دانش‌آموزانی روبه‌رو شده‌ایم که به‌دلیل پراکندگی و از هم گسیختگی در اجزاء برنامه‌های خود نمی‌توانند به‌درستی آن را اجراء کنند.
مثلاً یا آن‌قدر تعداد زیادی درس را در یک روز برای مطالعه در نظر گرفته‌اند و یا دروسی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اند که با هیچ‌یک از برنامه‌های کلاسی فردا و یا امروز خود هماهنگی ندارند. بنابراین این برنامه حتی در صورت اجراء، بازدهی مطلوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

الف) برنامه‌ریزی گروهی:

گاهی اوقات با مشاورانی روبه‌رو می‌شویم که به‌دلایل معقول و یا نامعقول برای تمام دانش‌آموزان یک کلاس (با توان‌ها و ویژگی‌های گوناگون) یک برنامه درسی واحد را ارائه می‌دهند.
یک دانش‌آموز باید بداند این‌گونه برنامه‌ها، کلیات را شامل می‌شود و لازم است خود او با فکر و اندیشه نسبت به تعدیل و یا تغییرات لازم در برنامه (براساس شرایط و مشخصات فردی خود) اقدام نماید یا قابلیت اجرائی آن تضمین گردد.

ب) عواطف و احساسات:

بارها شاهد بوده‌ایم که به‌دلیل وابستگی‌های عاطفی دوران جوانی برنامه‌های مطالعاتی اجراء نمی‌شوند. مثلاً به‌راحتی برنامه یک دانش‌آموز به سبب یک اتفاق ناگوار عاطفی نظیر دعوا دچار اختلال می‌گردد و به اصطلاح معروف برای دانش‌آموز هیچ حس و حالی برای درس خواندن باقی نمی‌ماند.

آزمون

برای ایجاد یادگیری، آزمون یکی از عوامل تٲثیرگذار است بنابراین در این زمینه به نکات زیر توجه کنید:

آزمون


الف) هدف خود را در آزمون‌های موضوعی، پیدا کردن نقاط ضعف و نواقص علمی خود قرار دهید، به‌عبارت دیگر با گرفتن کارنامه، در پی درصدها و رتبه‌ها نباشید، بلکه مشخص نمائید که در چه سئوالاتی دچار اشتباه شده‌اید و یا در چه سئوالاتی ضعف علمی داشته‌اید. سپس نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنید (هر چند که دانش‌آموزی قوی و عالی قبل از گرفتن کارنامه نیز به این‌کار اقدام می‌کنند).
اما در آزمون‌های جامع که معمولاً در اواخر دوره آمادگی کنکور برگزار می‌شود، به‌دنبال کسب درصد و رتبه‌های مناسب باشید تا بتوانید تا حد مناسبی رتبه واقعی خود را در آینده پیش‌بینی نمائید و از خطاهای تاکتیکی جلوگیری کنید.
این در حالی است که اکثر دانش‌آموزان در هدف‌گذاری برعکس عمل می‌کنند به این معنی که با کسب درصدهای پائین در آزمون‌های موضوعی به‌تدریج ناامید می‌شوند و در انتها نیز معمولاً در آزمون‌های جامع شرکت نمی‌کنند.
در حالی‌که کسب درصدهای پائین در آزمون‌های ابتدائی باید منجر به تلاش دانش‌آموزان برای رفع نواقص شود که نهایت این تلاش‌ها در طول دوره، منجر به افزایش توان علمی او خواهد شد، به‌عبارت دیگر آزمون، خود یک جلسه آموزشی محسوب می‌گردد.
ب) از شرکت در آزمون‌های متعدد و گوناگون پرهیز کنید چرا که اگر تعداد آزمون‌ها زیاد باشد، منجر به کاهش انگیزه می‌گردد و ارزش شرکت در آزمون برای دانش‌آموز کم‌رنگ خواهد شد تعداد مناسب و متعادل آزمون‌ها در طول دوره آمادگی کنکور بین
۱۲ـ۱۰ آزمون است که از این تعداد ۳ـ۲ آزمون باید به‌صورت جامع برگزار شود.
ج) اگر حداقل
۸۰ـ۷۰ درصد موضوعات آزمونی را مطالعه نکرده‌اید در آن آزمون شرکت نکنید زیرا کسب هر نتیجه‌ای (چه خوب و چه بد) کاذب است. به‌عبارت دیگر این نتیجه نمی‌تواند آینده را برای شما پیش‌بینی کند.
د) دفترچه سئوالات و پاسخ‌های تشریحی هر آزمون را حفظ کنید تا در هنگام مرور مطالب، مجدداً به آن‌ها رجوع نمائید و نسبت به پاسخ‌گوئی سئوالاتی که قبلاً در آن‌ها دچار مشکل بوده‌اید، اقدام کنید.
و) برای شرکت در آزمون و در حین برگزاری آزمون، از تغذیه مناسبی بهره‌مند شوید (حداقل در آن روز صبحانه مناسبی میل کنید).
ه) از مسئولان برگزارکننده آزمون بخواهید تشویق‌های مناسبی را برای نفرات برتر هر آزمون در نظر بگیرند.
ی) از شرکت در آزمون‌هائی که طراحان سئوالات آن، به تٲلیف تست‌های سخت و دشواری می‌پردازند، پرهیز کنید

 


 
 
بهتـرین راهـکارهای کاربـردی برای مـطالـعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸
 


آمارها نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید. از آنجا که مغز انسان به منظور ساخت پروتئین و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.

در این ایمیل چند نکته در رابطه با مطالعه مفید را پیش روی شما دوستانی که فصل امتحانات را در پیش دارید و یا اینکه در تدارک شرکت در کنکور هستید، قرار می دهیم که امید است مورد استفاده شما عزیزان پرشین استار قرار گیرد. لذا برای درس خواندن مفید لطفا توصیه های کاربردی زیر را بکار گیرید:

- با خیالی آسوده استراحت کنید
اگر زمان بشما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید: باید امروز را هم درس می خواندم و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید.

- وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید

در زمانهایی که خسته، عصبانی، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست.

- درس ها را در همان روز مرور کنید

زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود.

- مرحله به مرحله پیش بروید

ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.

- محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید
همیشه فراهم کردن محیط مناسب برای درس خواندن را در اولویت اول قرار دهید. به طور مثال اگر به سکوت احتیاج دارید، تمام سعی تان را برای ایجاد یک مکان دور از سر و صدا برای موفقیت در درس خواندن، به کار بگیرید.

- میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید
کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند. این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید. پس به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید. تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است.

- با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید
عموما اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید، مثلا در دفتر یادداشت خود بنویسید :
۲ تا ۴ بعد از ظهر درس خواندن.

- هدف داشته باشید
یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت. کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید.

- ناامیدی دشمن یادگیری است
افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده، آهسته و پیوسته پیش می روند.


با تشکر از ارسال : سمیرا حقیقی


 
 
معلمان از نظر جسمی ـ روحی با چه مشکلاتی مواجه‌اند؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 


کارشناس طب کار وزارت بهداشت: عوامل استرس‌زا، حساسیت‌های پوستی و تنفسی از مشکلات معلمان است



متخصص طب کار و بیماریهای شغلی مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: مهمترین و اصلی‌ترین مشکل کاری آموزگاران، وجود عوامل مختلف استرس‌زای شغلی است گرچه نمی‌توان مسائل جسمی و فیزیکی را از نظر دور داشت.

دکتر ماریا مظاهری در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان این که بسیاری از آموزگاران برحسب روش تدریس خود مجبورند ساعات طولانی ایستاده باشند، اظهار داشت: خستگی پا، فشار به کمر و پشت در اثر نشستن‌های طولانی از مشکلات جسمی و فیزیکی معلمان است؛ همچنین حساسیت‌های پوستی یا تنفسی در اثر تماس طولانی با گچ یا ماژیک‌ وایت‌برد از دیگر مشکلات معلمان است.

وی ادامه داد: در مناطق سردسیر و گرمسیر گاهی حتی وسایل سردکننده و گرم کننده مناسبی در کلاسها وجود ندارد و معلمان مجبورند که در این شرایط به تدریس بپردازند.

دکتر مظاهری ادامه داد: در برخی موارد مطالب زیادی باید در طول سال تدریس شود و از ابتدای سال بنا به تجربه هر ساله آموزگاران نگران به اتمام نرساندن مطالب لازم می‌شوند در این موارد برخی معلمان سعی به برگزاری کلاسهای جبرانی می‌کنند تا مطالب را به طور کامل تدریس کنند.

وی توضیح دارد: این امر باعث وارد آمدن فشار به معلمان می‌شود که این قضیه به ویژه در مدارس چند شیفته به دلیل ساعات کم کلاس و پایان سال تحصیلی بارزتر است.

این متخصص طب کار و بیماریهای شغلی مرکز سلامت محیط کار وزارت بهداشت گفت: گاهی آموزگاران باید به تدریس مطالبی بپردازند که با عقاید آنها متفاوت است بنابراین این افراد در یک جنگ و جدال دائمی با خود به سر می‌برند زیرا ناگزیر به انتقال مطالبی به شاگردان خود هستند که قلبا آنها را نادرست می‌دانند و حتی شاید آنها را برای روح و فکر دانش‌آموزان خود مخرب و مضر بدانند.

وی افزود: از مشکلات دیگر، پرجمعیت بودن کلاسهاست که فشار کاری معلمان را از تمامی جهات، افزایش می‌دهد؛ یکی از مهمترین مسائل در این کلاسها، توانایی حفظ آرامش است که با توجه به مسایل و روحیات نسل جدید، این مساله از مهمترین درگیریهای آموزگاران است.

دکتر مظاهری در پایان خاطرنشان کرد: از دیگر مسایلی که آموزگاران را تحت فشار قرار می‌دهد و شاید امروزه با شیوع بیشتری دیده می‌شود، تقاضای غیرمنطقی والدین و یا حتی مسؤولان مدرسه برای اضافه کردن نمره به شاگردی است که از دید معلم، استحقاق دریافت آن را ندارد.

__________________
عضو تحریریه علمی ایران سلامت
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
drsadjad[@]gmail.com


گفتگو با علی مصریان، رییس مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار
سلامت معلم

تمامی اقشار جامعه با مشکلات و مسایل خاص خود روبه‌رو بوده و گاهی عوامل خطرسازی آنها را تهدید می‌کند، معلم‌ها نیز از این امر مستثنا نبوده و در حین فعالیت فرهنگی و آموزشی خود با عواملی دست و پنجه نرم می‌کنند که بی‌تردید می‌تواند برای سلامت آنها مخاطره‌آمیز باشد. از این رو هفته‌نامه سلامت در آستانه روز معلم عوامل زیان‌آور این شغل را طی گفتگویی با علی مصریان، رییس مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار و امور اجتماعی بررسی کرده است:


سلامت : چه عوامل زیان‌آوری سلامت معلمان را به خطر می‌اندازد؟
عوامل فیزیکی محیط کار جزو مهم‌ترین عواملی هستند که معلمان را تهدید می‌کنند. به طور مثال، هنوز بیشتر مدارس کشور در زمستان از بخاری‌های گازی استفاده می‌کنند و همین مساله احتمال وقوع آتش‌سوزی و مشکلاتی از این قبیل را به دنبال دارد. کارکردن با گچ و تخته سیاه از دیگر عواملی است که نه تنها مشکلات پوستی را ایجاد می‌کند بلکه می‌تواند ناراحتی‌های تنفسی را نیز به دنبال داشته باشد.
سلامت : کار با ماژیک و تخته سفید چطور؟
البته در برخی از مدارس کشور از تخته سفید و ماژیک استفاده می‌شود که این وسایل کمک آموزشی نیز بی‌مشکل نبوده و با توجه به اینکه ماژیک از مواد شیمیایی تهیه می‌شود، مسایل خاص خود را به دنبال دارد. ضمن اینکه استفاده از این نوع تخته به دلیل بازتاب نور در درازمدت سبب بروز ناراحتی‌های چشمی می‌شود.
سلامت : آیا معلمان در معرض ابتلا به بیماری جسمی خاصی قرار دارند؟
بله، شغل معلمی ایجاب می‌کند که دارندگان این مشاغل روزانه چند ساعت روی پا بایستند، از این رو بیشتر صاحبان این حرفه با رسیدن به دوران میانسالی با مشکلات زانو و بیماری‌هایی مانند واریس مواجه می‌شوند، ضمن اینکه صحبت‌کردن‌های متوالی در ساعات گوناگون روزی به دلیل ارایه مطالب آموزشی مشکلات حنجره را نیز به دنبال خواهد داشت.
سلامت : مشکلات روحی چه‌طور؟
از دیگر مشکلاتی که سلامت معلمان را به خطر می‌اندازد، استرس‌های شغلی است، اغلب سر و کله‌زدن با محصلان کار سختی است و مسایل خاص خود را دارد ضمن اینکه معلمان با استرس‌های اجتماعی نیز مواجه هستند. بیشتر معلم‌هایی که به صورت حق‌التدریسی فعالیت می‌کنند، از آینده شغلی خود واهمه دارند و گاهی به دلیل پایین‌بودن دستمزد با دیگر استرس‌های اجتماعی می‌جنگند.
سلامت : چه راهکارهایی برای بارزنشدن این مشکلات و تضمین سلامت معلمان اندیشیده شده است؟
بهبود شرایط محیط کار از مهم‌ترین برنامه‌هایی است که مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار در برنامه‌های خود گنجانده است. به طور مثال با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در سال گذشته اغلب محیط‌های آموزشی استان تهران بهینه‌سازی شد. اغلب کلاس‌ها از نورکافی و شرایط آب و هوایی مناسبی برخوردار نبودند که خوشبختانه این مسایل حل شد.
سلامت : آیا کلاس‌های آموزش ایمنی و سلامت برای معلم‌ها در نظر گرفته‌اید؟

بله، کلاس‌های بسیاری را در تقویم آموزشی گنجانده‌ایم. این کلاس‌ها اغلب به صورت رایگان برگزار شده و طی آن مباحث مرتبط با بهداشت کار و ایمنی در محل کار مطرح خواهد شد. اقشار فرهنگی در میان دیگر شغل‌های جامعه از اهمیت بالاتری برخوردار بوده و بی‌تردید با تقویت و حفاظت از این افراد وهمچنین سرمایه‌گذاری‌های بیشتر جامعه‌ای آگاه خواهیم داشت.

هفته نامه سلامت

__________________
عضو تحریریه علمی ایران سلامت
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
drsadjad[@]gmail.com

معلمان مقطع دبستان استرس بیشتری دارند

تحقیقات نشان داده معلمان مقطع دبستان و پیش دبستانی تحت تاثیر سن و سال کودکان و ساعات طولانی کار ، تحت استرس بیشتری قرار دارند.
به گزارش سلامت نیوز محققان دانشگاه ییل اعلام کرده اند که شرایط خاص کلاس در مقاطع دبستان و پیش دبستانی و نیاز به توجهات همه جانبه معلم اعم از علمی و مهارتی و محبتی فشار روحی بیشتری بر معلمان وارد می کند.

بنابر همین گزارش ، معلمانی که در مقاطع دبستان و پیش دبستانی مشغول کار هستند در حدود 14 درصد استرس دارند در صورتی که معلمان در مقطع دبیرستان در حدود 9 درصد استرس دارند.

البته بخشی از این استرس نیز می تواند مربوط به ساعات کار و روزهای کاری معلمان باشد زیرا در دبیرستان معلمان هر روز و تمام ساعات نباید سر کار باشند و همین امر زمینه ساز آرامش و استراحت بیشتر برای آنها می باشد.

در ضمن بررسی ها نشان داده تعداد دانش آموزان نیز در استرس معلمان تاثیر دارد. به عبارت دیگر عموما در مقطع ابتدایی تعداد دانش آموزان در هر کلاس به مراتب بیشتر از مقاطع دیگر است و همین تعداد زیاد دانش آموزان مشکلاتی را در برقراری نظم و آموزش متمرکز معلمان ایجاد می کند.

بررسی ها نشان داده معلمانی که در حدود 12 تا 15 نفر دانش آموز در هر کلاس دارند نسبت به گروهی که بالای 18 تا 20 نفر دانش آموز دارند تحت استرس بیشتری هستند.

هم چنین چنانچه معلمان در سطوح بالاتر از دبستان کار کنند اما تعداد کلاسهایی که باید در هر روز داشته باشند زیاد و پشت سر هم باشد نیز میزان قابل توجهی بر استرس آنها می افزاید.


 
 
نمی خواهم به مدرسه بروم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 


مقاله زیر از وبلاگwww.ravanshena30.mihanblog.com می باشد.

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید

دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه

دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.

راه حل:

با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.

از مدرسه می ترسم!

بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.

راه حل:

با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.

من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم

هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.

راه حل:

اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.

علت نرفتن به مدرسه را دریابید

کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.

کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید

این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».

با دقت کافی وارد عمل شوید

اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.


 
 
چگونه هوش اکتسابی ‌کودکان را بپرورانیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

 

هرگز درباره هوش کودک مستقیما با او سخن نگویید

جام جم آنلاین: هوش همواره موضوعی جالب و جذاب برای پژوهشگران بوده و هست. این که چرا برخی افراد باهوش‌ترند و این هوش چگونه شکل می‌گیرد و از کجا می‌آید.

بر این اساس طی چند دهه انسان‌شناسان و محققان علوم پزشکی عوامل زاینده و فزاینده هوش آدمی را تحقیق و بررسی کرده‌اند. بنا به یافته‌ها بخشی از فرآیند شکل‌گیری هوش، ذاتی است و ریشه‌های ژنتیک دارد. اما بخشی دیگر اکتسابی بوده و بر ‌اثر فرآیند رشد بویژه در سال‌های کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد. فرآیند رشد ذهنی که با رشد جسمی همراه است، خود از عوامل متعدد دیگری نظیر تغذیه، پرورش ذهنی، آموزش، تعلم و تربیت، محیط اجتماعی، اقلیم، محل سکونت و ... تاثیر می‌گیرد. امروزه دانشمندان می‌دانند حتی آب و هوا می‌تواند بر میزان هوش ساکنان یک منطقه جغرافیایی تاثیر بگذارد. حتما شنیده‌اید که سرب موجود در هوای آلوده هوش بچه‌ها را کم می‌کند یا می‌تواند بر سلامت سیستم عصبی مادر و جنین اثر نامطلوب بگذارد.

به هر ترتیب این که بخشی از فرآیند باهوش‌شدن اکتسابی باشد، خبر خوبی است و البته یک فرصت بزرگ. محققان می‌پندارند توجه به پرورش ذهنی حتی در سنین بزرگسالی می‌تواند کفه ترازوی هوش را از بازوی ذاتی بودن به بازوی اکتسابی‌بودن سوق دهد. مجموعه یافته‌های متقدم و متاخر در این حوزه نیز می‌تواند در قالب توصیه‌هایی به والدین ارائه شود که دوست دارند فرزندی باهوش داشته باشند. البته کیست که چنین آرزویی در سر نپروراند.

ـ بازی‌های فکری، مغز کودک را تغذیه می‌کنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد، بازی‌های گروهی و استراتژیک و... می‌توانند ذهن کودک را تمرین دهند و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز کنند.

ـ به دانش مبتنی بر کنجکاوی، تحقیق و آزمون و خطا اهمیت بدهید. کودک از رفتار والدینش می‌آموزد و در صورتی که آنان را مشتاق یادگیری و علم‌اندوزی و مشوق آن بیابند، امور ذهنی را برای خود به یک ارزش تبدیل می‌کنند.

ـ ورزش و تغذیه وی را فراموش نکنید. ورزش‌کردن متابولیسم بدنی کودک را فعال می‌سازد و این‌که می‌گویند عقل سالم در بدن سالم است در تحقیقات مفصل و جداگانه‌ای اثبات شده است. تغذیه مناسب اصول و قواعدی دارد که باید آنها را‌ آموخت و «زیاد بخور تا قوی شوی!» پنداری عوامانه و سطحی‌نگر درباره تغذیه کودکان است. تغذیه کودک با شیر مادرش، خوردن صبحانه کامل بویژه در سن تحصیل، استفاده از مواد مغذی مانند خشکبار به صورت میان‌وعده، تنظیم کمی و کیفی وعده‌های غذایی و... تنها بخشی از اصول تغذیه‌ای برای کودکان هستند.

ـ فرزند را به پیگیری فعالیت‌های هنری ترغیب کنید. بی‌دلیل نیست که هنر را شاخه‌ای از ریاضی دانسته‌اند. در این میان موسیقی ارزش‌هایی شناخته‌شده برای پرورش هوش کودک دارد.

ـ بازی‌های مجازی را به سمت بازی‌های مجازی استراتژیک سوق دهید. امروزه با وجود آسیب‌هایی که از پرداختن به بازی‌های مجازی برای کودکان متصور است، بخشی از این سرگرمی‌ها مطابق اصول پرورش ذهنی تولید و عرضه می‌شوند. از آنجا که جلوگیری از پرداختن کودکان و نوجوانان به بازی‌های مجازی در عمل غیرممکن است می‌توان در تهیه این نوع بازی‌ها دقت بیشتری به خرج داد.

ـ مطالعه را تشویق کنید. کودکان و نوجوانان به کتاب‌های خوب احتیاج دارند نه صفحه حوادث روزنامه‌ها. در انتخاب کتاب‌ها و منابع مطالعاتی به فرزندتان یاری دهید.

ـ از طرف دیگر بام نیفتید! توصیه آخر این است که درباره افزایش هوش به صورت مستقیم با کودک صحبت نکنید. این کار نوعی توقع آشکار از سوی والدین برای کودک ایجاد می‌کند که بالطبع مخرب است. علاوه بر آن هیچ‌گاه هوش کودک را تحقیر نکنید. کودکان حتی کلام توهین‌آمیز والدین را به عنوان حقیقت می‌پذیرند و در مواجهه با آن تسلیم می‌شوند.

برای ایجاد انگیزه، خودباوری را در فرزندانمان تقویت کنیم

خودباوری کودکان زمانی قوام پیدا می‌کند که آنها مورد اعتماد و احترام باشند، به حرف‌هایشان گوش داده شود و دیگران به توانایی آنان اعتقاد داشته باشند.

نکته: بازی‌های فکری مغز کودک را تغذیه می‌کنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد بازی‌های گروهی و استراتژیک و... می‌توانند ذهن کودک را تمرین دهد و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز کند

اگر کودکان هیچ ذهنیتی نداشته باشند که به چه فکر می‌کنند، چه چیزی را دوست دارند یا از چه چیزی خوششان نمی‌آید یا نقاط ضعف و قوتشان چیست، نمی‌توانند خودشان را باور کنند. آنان باید درک روشنی از ماهیت وجودی خویش داشته باشند.

راه های تقویت خود باوری در کودکان

ـ علائق و مهارت‌های تحصیلی و غیرتحصیلی را در کودک تشویق کنند.

ـ برای هرگونه پیشرفت او در هر زمینه، ارزش قائل شوند و به آن پاداش بدهند.

ـ‌ کنجکاوی، خلاقیت و قدرت تخیل کودک را پرورش دهند.

ـ از کودک، رفتاری مسوولانه انتظار داشته باشند و در این زمینه نقش سرمشق را برای او ایفا کنند.

ـ تعهد به کیفیت یادگیری (در دانش‌آموزان)‌ و خودپروری را به کودک نشان دهند.

ـ زمانی را برای سرگرمی و شادی کودک به همراه خانواده تعیین کنند.

ـ در موارد بروز اشتباه از جانب کودک، زیاد سختگیری نکنید.

ـ او را یاری کنید در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد.

ـ به تمایلات و علایقش احترام بگذارید.

ـ درباره کاری که ممکن است بتواند یاد بگیرد و انجام دهد به او امید بدهید.

ـ به او کمک کنید تا نسبت به آینده خود احساس امنیت و خوش‌بینی کند.

ـ از انتقادهای آزارنده و مخرب نسبت به فرزند خود بپرهیزید.

چگونگی پرورش انگیزه در دانش‌آموزان

انگیزش ذاتی دانش‌آموزان به یادگیری می‌تواند در محیطی امن، اعتمادبخش و حمایتگرانه، پرورش یابد. زمانی که افراد در محیطی امن و مثبت قرار می‌گیرند و با دیگران روابط کیفی دارند، ترس از شکست و عدم امنیت به طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.انگیزش دانش‌آموزان در صورتی افزایش میِ‌یابد که دریابند تکالیف یادگیری به طور مستقیم یا غیرمستقیم با نیازها، علایق و اهداف شخصی آنها مرتبط است.دانش‌آموزان از طریق یادگیری شرایط و فعالیت‌هایی برانگیخته می‌شوند که به آنها اجازه داده شود تا دست به انتخاب‌های شخصی بزنید و مقتضیات تکالیف را با ظرفیت‌هایشان هماهنگ سازند.

معلمان ‌باید نحوه مرتبط شدن افکار با خلقیات و انگیزه را به دانش‌آموزان نشان دهند و ثابت کنند که دانش‌آموزان می‌توانند افکاری را که بر انگیزه یادگیری آنها تاثیر می‌گذارد، کنترل کنند، چرا که اگر دانش‌آموزان نسبت به خود و یادگیری‌شان افکار و احساسات منفی نداشته باشند، برای یادگرفتن، با انگیزه می‌شوند.از کارهای مهمی که معلم می‌تواند در کمک به دانش‌آموزان برای افزایش خودانگیزشی به کار گیرد، آموختن این مهم است که خود آنها فرآیند یادگیری و فعالیت‌های ویژه یادگیری را ارزشمند تلقی کنند.

درک اهمیت، هدف‌گزینی برای دانش‌آموزان مهم است، چرا که انتخاب هدف موجب ایجاد انتظارات مثبت و دلایلی می‌شود که هرفرد برای کنترل زندگی‌اش می‌تواند از آن بهره بگیرد.

به دانش‌آموزان، برای به عهده گرفتن کنترل و هدایت راهی که می‌خواهند درپیش گیرند و آنچه که می‌خواهند انجام دهند، کمک کنید. می‌توان گفت کودکان موفق در مدرسه تحت تاثیر معلم‌های کارآمد و همچنین خط‌مشی‌ها،‌ محیط، قواعد و مقررات مدرسه کارآمد قرار می‌گیرند. چنین مدرسه‌هایی قادرند وضعیت دانش‌آموزان، معلمان و دیگر کارکنان مدرسه را بهبود بخشند.

امین رحیمی / جام جم


 
 
بررسی نقش انگیزش در تعلیم و تربیت دانش آموزان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

دنیای پرهیجان یادگیری

 چرا بعضی دانش آموزان ، مشتاقانه به تکالیف آموزشگاهی روی می آورند و در انجام دادن تکالیف آموزشگاهی از خود سختکوشی نشان می دهند، حال آن که بعضی دیگر، از تکالیف آموزشگاهی اجتناب می کنند و از روی بی علاقگی به انجام دادن آنها مبادرت می ورزند؟ چرا بعضی دانش آموزان از یادگیری در مدرسه و خارج از مدرسه لذت می برند و به پیشرفتشان افتخار می کنند، حال آن که بعضی دیگر، نسبت به یادیگری آموزشگاهی دلواپس و ناشادند؟ اینها پرسش های انگیزشی اند و برای یادگیری آموزشگاهی دانش آموزان اشارات مهم در بر دارند.

انگیزش با یادگیری ارتباط دارد، زیرا یادگیری فرآیندی متعالی است که مستلزم کوشش عمدی و آگاهانه است. حتی اگر دانش آموزانی که از توانایی بالا برخوردارند، هنگام یادگیری توجه کافی نداشته باشند و کوشش از خود نشان ندهند، قادر به یادگیری نخواهند بود. برای این که دانش آموزان بتوانند از برنامه های درس آموزشی حداکثر بهره را ببرند، باید مربیان و پرورشکاران زمینه ای فراهم آورند که در آن دانش آموزان به درگیری در فعالیت های یادگیری برانگیخته شوند.

رابطه میان انگیزش و یادگیری سال ها توجه روان شناسان را به خود جلب کرده است. در این ارتباط می توان گفت برای این که ما چیزی را یاد بگیریم باید:

1- به یادگیری آن راغب باشیم.

2- قدرت و توانایی یادگیری آن را داشته باشیم.

3- فرصت و امکان یادگیری آن به ما داده شود.

4- در آنچه یاد می گیریم راهنمایی لازم شده باشد.

از این 4 عامل ، 3 عامل قدرت ، فرصت و راهنمایی وقتی سودمند خواهند بود که ما یاد گرفتن را بخواهیم ، یعنی محرک یا انگیزه ای ما را به آموختن برانگیزد، زیرا همان طور که می دانیم یادگیری عبارت از تغییر کم و بیش دائمی در رفتار است که در نتیجه فعالیت خود فرد انجام می گیرد.

فرد نیز وقتی فعالیت می کند که عاملی او را به این فعالیت برانگیزد، پس بدون انگیزه و برانگیختگی یادگیری وجود نخواهد داشت بنابر این هرگونه آموزشی باید بر نیازها و انگیزه های اساسی و فرعی در دانش آموزان مبتنی باشد و رغبت های آنها را برای آموختن برانگیزد. وجود انگیزه نه تنها با آغاز یادگیری ضروری است ، بلکه برای ادامه و تقویت آن و حل مسائل و مشکلاتی که پیدا می شود و کاربرد آموخته ها در اوضاع تازه نیز ضرورت دارد و بدین سبب که انگیزه قوی دقت و تمرکز فعالیت ذهنی را زیاد می کند، پیدایش خستگی را به تاخیر می اندازد و پذیرش راهنمایی را در یاد گیرنده بیشتر می کند. به این ترتیب انگیزه یا محرک ، شرط ضروری هرگونه یادگیری است.

درباره تاثیر انگیزش بر یادگیری ، پژوهش های زیادی انجام شده است . در یک مطالعه تازه تر چند محقق آثار عوامل مهم مانند توانایی یادگیرندگان ، آموزش معلمان و انگیزش بر یادگیری را در متجاوز از 25هزار دانش آموز مورد بررسی قرار دادند.

مهم ترین عاملی که مستقیم با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد، سطح توانایی یادگیرندگان بود. پس از آن ، 2عامل مهم دیگر، یکی آموزش معلم و دیگری انگیزش برای یادگیری بودند. پژوهشگران مذکور (کیت و کول ) در نتیجه گیری از بررسی خود نوشتند به نظر می رسد دانش آموزانی که در یک مدرسه دارای کیفیت و برنامه های سطح بالا به تحصیل اشتغال دارند از انگیزش زیادی برخوردارند.

دانش آموزانی که انگیزش تحصیلی بالایی دارند، فعالیت های تحصیلی بیشتری را می پذیرند، تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند و در نتیجه موفقیت بیشتری کسب می کنند.

انگیزش تشویقی

اساسا استفاده از مشوق ها برای تغییر جهت رفتار برانگیخته شده به استفاده از وابستگی های تقویت به طور عاقلانه مربوط می شود، برای مثال ، در کلاس های ابتدایی ، کودک خردسال ممکن است به خاطر فعالیت های اجتماعی تقویت دریافت کند. کار کردن با دیگر کودکان و رابطه برقرار کردن با معلم به شکل مناسب برای یادگیری موثر ضروری است . کودک از راه اشتیاق به کسب تایید دیگران ، پرهیز از عدم تایید آن و برخورداری از یک جایگاه احترام اجتماعی در میان همگان برانگیخته می شود.

انگیزش پیشرفت

یکی دیگر از نیازهایی که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده نیاز به پیشرفت با انگیزه پیشرفت است . انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موقعیت کلی یا موقعیت در یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز با هم تفاوت دارند. بعضی افراد دارای انگیزه سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران و در کارهای خود برای کسب موقعیت بسختی می کوشند. بعضی دیگر انگیزه چندانی به پیشرفت موقعیت ندارند و از ترس شکست آماده خطر کردن برای کسب موفقیت نیستند.

پژوهش های انجام شده نشان داده که افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند، پیشی می گیرند. بنا به نظریه اتکینسون ، اشخاصی که دارای انگیزه پیشرفت زیاد هستند در تکالیفی که دارای درجه استواری متوسطند و نه خیلی دشوار و نه خیلی آسان توفیق زیادی به دست می آورند، یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدیت را نشان می دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آنها مستلزم قدری تقبل خطر است.

وظایف انگیزشی معلم

ابتدا باید چند نکته ریز درباره یادگیری را همیشه در نظر داشته باشیم : همیشه آنچه را یاد می گیریم خوب نیست . آدمی ، بد را همچون خوب یاد می گیرد. همیشه یادگیری آگاهانه انجام نمی گیرد و گاهی هم بدون این که آگاه باشیم یاد می گیریم . همیشه آنچه را می آموزیم آشکار نیست یا بزودی ظاهر نمی شود، بلکه گاهی ناپیداست یا در بلندمدت ظاهر می شود، مانند آموختن نفرت از یک شی ئ یا یک شخص . در هر صورت پدیده مهم در یادگیری که همیشه ضروری است ، انگیزش یا برانگیختگی است و هر معلم در برانگیختن محصلانش دارای 4وظیفه اساسی است.

1- درگیر کردن محصلان که وظیفه تحریکی است.

2- توصیف و توضیح درست به محصل که آنچه را او می تواند در پایان آموختن انجام دهد (توانایی های تازه ) و این را وظیفه انتظاری گویند.

3- تدارک پاداش هایی برای پیشرفت در راهی که پیشرفت محصل را برمی انگیزد و این وظیفه تشویقی است.

4- کاربرد پاداش ها و تنبیه برای هدایت و کنترل رفتار منحرف و این را وظیفه انضباطی خوانند.

روش های ایجاد انگیزش یادگیری

طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطالب یا موضوعی را که می خواهیم کودک و نوجوان یاد بگیرد به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب کند، مطرح کنیم.

باید کوشید تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید. وقتی دانش آموزی بر اثر شکست در درس تازه نسبت به آن درس نگرش منفی پیدا می کند، باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند و در نتیجه به تصویری مثبت تر نسبت به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود. آنچه را که از دانش آموزان به عنوان هدف آموزشی انتظار داریم در آغاز درس دقیقا برای آنان بگوییم.

هدف هایی را که مطرح می کنیم باید روشن ، معین و مناسب با توانایی دانش آموزان باشد.در شرایط مقتضی ، از تشویق های کلامی استفاده کنیم . استفاده از کلماتی چون خوب ، آفرین ، مرحبا و عالی پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدابیر موثر در ایجاد انگیزه است.

باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس کند، زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.تکالیفی را که ارائه می کنیم باید نه بسیار مشکل باشد و نه ساده .باید از ارائه تکالیف یکنواخت پرهیز کرد، به عبارت دیگر باید از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کرد.از آزمون ها و نمره ها به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان استفاده کنید.تکالیفی را که به دانش آموزان می دهید، همه را بعدا از آنان بخواهید.

تبادل نظر با دانش آموزان درباره مشکلات درس و شرکت دادن آنان در طرح نقشه های کار و فعالیت ، فواید زیادی دارد. قدردانی از کار دانش آموز او را به انجام کوشش و دلبستگی بیشتر وادار خواهد کرد.

می توان با فعال کردن دانش آموز هنگام تدریس و وادار کردن وی به انجام کارهایی درباره درس ، در او انگیزه قوی ایجاد کرد.

استفاده از علایق موجود یادگیرنده : مربیان و والدین می توانند علایق موجود دانش آموز را بشناسند و از آن استفاده کنند. به این صورت که از موضوع ها، دروس و فعالیت هایی که دانش آموز به آنها علاقه دارد در جهت علاقه مند کردن او به فعالیت هایی که کمتر علاقه دارد، استفاده کرد.

یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزش ، تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان است . اگر معلم بتواند ضمن درس ، مسائل مربوطی را مطرح یا طرح هایی را ارائه کند که نیاز به دانش و بینش داشته باشد آنچنان که دانش آموزان را برای یافتن پاسخ به تلاش و کوشش فکری وادارد.

وقتی درس با تفریح و بازی همراه باشد دانش آموزان به آموختن آن علاقه بیشتری پیدا می کنند. نکته دیگر برای افزایش انگیزش در دانش آموزان عبارت است از فراهم آوردن دروس و فعالیت های جالب.

صابر محمدی

منبع : جام جم


 
 
روش گام به گام برنامه‌ریزی درسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 


گام اول

سلام دانش‌آموز عزیز

عزیزان، به روزهای پایانی سال تحصیلی نزدیک می‌شوید، بیشتر سال تحصیلی را پشت سر گذاشته و به روزهای امتحانات نزدیک‌تر می‌شوید. روزهایی که برای همه شما روزهای مهم و پرکاری محسوب می‌شود و نتیجه 9 ماه تلاشتان در ظرف چند روز بررسی می‌شود.



بعضی از شما ممکن است با برنامه‌‌ای درست از اول سال تحصیلی درس‌ها را مطالعه کرده‌اید و با اطمینان خاطر روزهای امتحان را نیز سپری می‌کنید. ولی بعضی دیگر ممکن است تمام درس‌ها را انباشته کرده‌اند تا در روزهای پایانی بخوانند و طبیعتاً دچار سردرگمی و کلافگی و گاهی اضطراب می‌شوند. نمی‌دانند از کجا شروع کنند و چگونه دروس را مطالعه کنند. در این ویژه نامه می‌‌خواهیم، راه کارهای عملی را به شما آموزش دهیم تا در روزهای پایانی سال تحصیلی بتوانید، هر چه زودتر اقدام کرده و برنامه درسی برای خود درست کنید.



برای داشتن یک برنامه خوب و کارا، باید هدف مشخصی داشته باشید تا بدانید از چه نقطه به چه نقطه‌‌ای می‌خواهید برسید. داشتن هدف، ارزشمندتر است زیرا مشخص می‌کند که ما باید به چه برسیم. شاید یک نفر هدفش این باشد که می‌‌خواهم در درس ریاضی نمره
x بگیرم و فرد دیگر هدفش این باشد که می‌خواهم اشکالات ترم پیش را در درس ریاضی بر طرف کنم و فرد دیگری بخواهد کتاب ریاضی را تمام کرده و وقت مرور دوباره داشته باشد. بنابراین با مشخص کردن هدف خود برای هر درس، می‌دانید که به کجا می‌خواهید برسید.

بعداً در مورد هدف‌گذاری بیش‌تر توضیح داده می‌شود.



برای رسیدن به هدف باید راه‌هایی را تنظیم کرد تا ما را به هدف برساند. پس برنامه‌ریزی، تنظیم راه‌های هدفمند و سازمان یافته برای رسیدن به هدف است. یک برنامه‌ریزی خوب، در واقع انتخاب مسیری است که ما را به هدف می‌رساند. برنامه‌ریزی یک روش گام به گام، سازمان یافته، دقیق، قابل اجرا به شیوه منظم است تا ما را در انجام دادن بهتر کارها یاری دهد و در بها دادن به وقت و اتلاف آن جلوگیری کند.



اهمیت برنامه ریزی

چرا برنامه‌ریزی مهم است و ما باید آن را یاد بگیریم؟



1ـ با داشتن یک برنامه خوب، حداکثر استفاده از وقت می‌شود و همچنین وقت کافی برای رسیدن به فعالیت‌های مختلف را داریم و از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می‌شود.

2ـ با داشتن برنامه، از بلاتکلیفی در مطالعه دروس جلوگیری می‌شود. حالتی که شاید همه تجربه کرده‌ایم که نمی‌دانیم از کجا شروع کنیم.



3ـ نادیده گرفتن تنظیم برنامه منجر به غفلت در انجام تکالیف شده و باعث انباشته شدن دروس می‌شود و در نتیجه رغبت کمتر را برای مطالعه ایجاد می‌کند.



4ـ داشتن برنامه باعث اطمینان خاطر و نداشتن دغدغه ذهنی می‌شود و جرأت و اعتماد به نفس را بالا می‌برد.



5ـ برنامه باعث افزایش تمرکز حواس می‌شود، زیرا با داشتن زمان معین ذهن به طور اتوماتیک آماده دریافت مطلب می‌شود و یادگیری افزایش می‌یابد.



6ـ نداشتن برنامه، باعث می‌شود که اطلاعات در دقایق پایانی پیش از امتحان در مغز انباشته شده و به درستی پردازش نشوند. و این فراگیری به طور فشرده، باعث فراموشی سریع می‌شود و همچنین آشفتگی هیجانی و اضطراب ذهنی را به وجود می‌آورد.



7ـ داشتن برنامه و مطالعه بر اساس برنامه، باعث می‌شود که دروس بعدی که معلم آموزش می‌دهد، بهتر فهمیده شود.



8ـ داشتن برنامه، به روشن شدن اهداف کمک می‌کند و منجر به شناخت بیشتر و تشخیص اهداف می‌شود.

اصول برنامه‌ریزی



برای داشتن یک برنامه مناسب باید چه اصولی را در نظر داشت.

ـ اولین گام برای داشتن برنامه، مشخص کردن اهداف است. اهداف خود را بر حسب اینکه بلند مدت هستند یا کوتاه مدت، دسته‌بندی کنید و به صورت روشن بنویسید.



مثال اهداف بلند مدت :
قبولی در دانشگاه در رشته‌ای خاص یا قبولی پایان ترم با معدل
x



مثال اهداف کوتاه مدت :
گرفتن نمره
x در فلان درس ـ آمادگی برای پرسش کلاسی فلان درس



ـ اهداف واقع بینانه باشند و مطابق با واقعیت نه آرمانی و ایده‌آل، در ابتدای کار گام‌ها کوچک انتخاب مثلاً آمادگی برای پرسش کلاسی فردا

ـ اهداف مطابق با ویژگی‌ها و خصوصیات شما باشد، نه کپی‌ برداری شده از دوستانتان، زیرا هر شخص منحصر به فرد است و با درک این مطلب می‌‌توان هدف خوبی تعیین کرد.



ـ اهداف را زمان بندی کنید و در کنار آن مشخص کنید که چه زمانی باید و یا لازم است، به این هدف برسیم. مثلاً : خوب جواب دادن درس در کلاس ریاضی، زمان : فردا. گرفتن نمره
x در امتحان ریاضی پایان ترم در خرداد.



ـ اهداف بزرگ را به قطعات کوچک تبدیل کنید، مثال گرفتن نمره
x در امتحان ریاضی پایان ترم خرداد را به هدف‌های کوچک‌تر که بررسی امتحانات پیشین ریاضی و در آوردن نقاط ضعف و لیست کردن آن ها، زمان‌بندی برای برطرف کردن هر نقطه ضعف و روش بر طرف کردن، برنامه‌ریزی برای خواندن دروس ریاضی بر اساس فصل‌های کتاب، برنامه برای مرور ریاضی.



ـ برنامه انعطاف پذیر و قابل اجرا باشد. وقت‌های آزاد در برنامه گنجانده شود تا برای جبران وقت‌های از دست رفته استفاده گردد.



ـ برنامه متناسب با روحیه شخصی شما باشد، از مقایسه خود با دیگران پرهیز کنید و از روی برنامه دیگران کپی برداری نکنید.



ـ در برنامه وقتی را برای استراحت و تفریح قرار دهید.



با توجه به نکات گفته شده در این نوشتار، گام بعدی برای برنامه ریزی درسی به طور اختصاصی می‌باشد.


 
 
برنامه‌ریزی درسی به صورت اختصاصی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

 

دوستان عزیز، حالا خود را برای برنامه‌ریزی درسی آماده کنید، چند هفته‌ای به امتحان برنامه جامعی تهیه کنید تا در پرتو آن از حداکثر توان و استعداد خود استفاده کنید. برای این منظور رعایت نکات زیر اساسی است و باید در برنامه‌ریزی در نظر گرفته شود.



1- جدولی برای تمام روزهای هفته بکشید، در آن جدول فعالیت‌های اجباری مثل صرف نهار یا مدرسه رفتن را با مدت زمان لازم برای هر کدام را با مداد قرمز بنویسید. این کار باعث می‌شود که متوجه شوید وقت خود را چگونه می‌گذرانید و چقدر وقت آزاد دارید تا برای آن برنامه‌ریزی کنید. همچنین شما این کار به نقاط ضعف و قوت خود پی می‌برد.

2- پیش‌نویس برنامه با مداد باشد که به راحتی قابل تغییر باشد.



3- تمام کتاب‌های درسی خود را گردآوری کنید و حجم کتاب و سخت و آسانی آن را مورد بررسی قرار دهید، همچنین طول مدتی که برای خواندن هر درس و فصول و بخش‌های آن لازم است را یادداشت کنید.

4- برای هر درس وقت کافی در نظر گرفته شود. برای هر ساعت درس کلاسی، 2 ساعت وقت مطالعه قرار دهید. مثلاً اگر ریاضی را در هفته 4 ساعت دارید، 8 ساعت وقت مطالعه لازم دارد. دروسی که برای شما سخت‌تر است وقت بیشتری برای آن قرار دهید.

5- بین زمان‌های مطالعه، استراحت کوتاهی قرار دهید. 45 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت در نظر بگیرید. اگر امکان استراحت 15 دقیقه‌ای نبود، دو درس با موضوع متفاوت (مثلاً ریاضی و جغرافی) پشت سر هم قرار دهید تا از خستگی ذهنی شما جلوگیری کند. هر 3 یا 4 وقت 45 دقیقه‌ای، یک استراحت نیم‌ساعته برای خود در نظر بگیرید.



6- در برنامه‌ریزی برای درس‌ها اولویت‌ها را در نظر بگیرید و ابتدا دروسی که خیلی بااهمیت است به عنوان اولویت اول در نظر گرفته و سپس دروس با اهمین کمتر را در اولویت دوم و اولویت سوم را برای دروس بااهمیت کمتر قرار دهید.

7- وقت خواب کافی برای خود در نظر بگیرید. زیرا کم‌خوابی باعث می‌شود تمرکز نداشته باشید و از برنامه مطالعه نتوانید به خوبی استفاده کنید.

8- زمان مناسب برای انجام هر فعالیت انتخاب کنید. دروسی که احتیاج به تمرکز بیشتر دارد و برای شما سخت‌تر است در ساعاتی قرار دهید که آمادگی ذهنی بالاتری دارید. مثلاً منحنی یادگیری در ساعت 3 بعدازظهر پایین است، دروسی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد را در این ساعات قرار ندهید.



9- مطالعه دروس اگر به صورت موازی باشد از خستگی ذهنی جلوگیری می‌کند. بنابراین در برنامه خود، یک روز را کامل برای یک درس قرار ندهید مگر اینکه امتحان آن درس خیلی نزدیک باشد.

10- وقت آزاد در برنامه برای جبران وقت از دست رفته داشته باشید.

11- در مقابل تغییر برنامه مقاومت کنید. اگر عامل غیرمنتظره‌ای پیش آمد، از خود سؤال کنید، اولویت آن نسبت به درس‌تان چقدر مهم است و آیا می‌شود جلوی آن را گرفت و به وقت دیگری موکول کرد یا نه. و اگر احیاناً کاری بود که نمی‌شد انجام نداد، از وقت آزاد برای جبران استفاده کنید.

12- از نیمه‌کاره رها کردن برنامه و کار پرهیز کنید زیرا باعث می‌شود که اعتماد به نفس‌تان را پایین بیاید و دچار آشفتگی ذهنی می‌شوید.

13- برنامه خود را به معلم یا مشاور مدرسه یا والدین نشان دهید تا اشکالات آن برطرف شود.

14- دو نسخه از برنامه تهیه کنید. یکی برای ثبت در دفتر یادداشت و دیگری را روی میز مطالعه یا دیوار قرار دهید.



حالا که یاد گرفتید چگونه برنامه‌ریزی کنید، باید موانع پیش‌رو را هم بشناسید تا به موقع بتوانید از آن ها جلوگیری کنید تا خیلی به برنامه شما وارد نشود. این موانع بدین قرارند:



1- عدم تسلط بر موضوع‌های درسی یکی از موانع مهم می‌باشد. باید برای برطرف کردن آن، دروسی را که بلد نیستید و یاد نگرفتید بشناسید و از معلم یا دوست خود بخواهید که آن را برای شما توضیح دهد.

2- عدم شناخت نقاط ضعف و قوت خود، تا شما آن ها را نشناسید نمی‌توانید برای برطرف کردن آن ها کاری انجام دهید. برای شناخت آن ها می‌توانید از اطرافیان (خانواده، دوستان، معلم) کمک بگیرید.

3- نداشتن اعتماد به نفس و داشتن تصورات منفی از خود، برای جبران این مشکل بحثی که در مورد اعتماد به نفس است و در این ویژه‌نامه آمده است را مطالعه کنید.

4- ضعیف و کم‌رنگ شدن هدف و انگیزه، برای برطرف کردن این مورد، اهداف خود را همانطور که گفتیم واقع‌بینانه انتخاب کنید و آن را در جایی که جلوی چشمتان قرار دارد بگذارید.

5- فشردگی و تراکم برنامه، موجب می‌شود که زود خسته شده و بعد از چند روز برنامه را کنار بگذارید، برای جبران آن حتماً وقت‌های استراحت در برنامه قرار دهید.

6- از پرخوابی و بدخوری بپرهیزید، زیرا سطح یادگیری را کاهش می‌دهد.

 


 
 
نکته های طلایی در یادگیری مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 

 

 گروه دانشگاه-یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی هرفردی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک موسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه ثبت نام می کنند.اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعه قبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.برخی نیز که کار و شغل روزمره اجازه حضور در کلاس را نمی دهد، با خرید انواع کتاب ها و نوارها، تصمیم می گیرند که در منزل یا خودرو، شخصا اقدام به یادگیری کنند که چون اجبار و ضرب العجلی برایشان نیست، به مرور از خیر این شیوه می گذرند و مجموعه ای از کتاب و سی دی و نوار روی دستشان می ماند.آنچه که در این مطلب قصد بیان آن را داریم اشاره به نکته های کلیدی و طلایی در یادگیری مکالمه زبان است که بر اساس تجربه های مختلف بدست آمده است.
سه شرط اصلی برای یادگیری مکالمه زبان:
- انگیزه: تصمیم خود را بگیرید! به چه منظوری می خواهید زبان یاد بگیرید؟ اگر مصمم هستید، آغاز کنید وگرنه وقتتان را تلف خواهید کرد!
- وقت و انرژی: یادگیری زبان یک کار ممتد و وقت گیر است و نباید بین بخش های مختلف آن فاصله انداخت، پس دقیقا مشخص کنید در طول هفته چه زمانهایی را برای یادگیری مکالمه اختصاص می دهید.
- محیط مناسب: هنگام یادگیری زبان باید فضای مناسب و ساکتی رو در نظر داشته باشید تا از تمرکز لازم برخوردار شوید.روی مکان های شلوغ یا ماشین و غیره زیاد حساب نکنید.
شنوایی مهمترین و بهترین روش
مهمترین و مفیدترین روش یادگیری مکالمه، شنوایی است. هر چه از روش شنوایی بیشتر استفاده کنید سرعت یادگیریتان بیشتر می شود. حال چگونه باید نوار ها را گوش کنیم:- به هیچوجه قبل از آنکه برای چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده اید، سراغ خواندن متن آن نروید. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانید، ممکن است برخی کلمات را غلط تلفظ کنید و این اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنید، بعد متن را بخوانید.هر درس را حتی تا 100 بارهم باید گوش کنیم! بله تعجب نکنید، اگر مایل هستید اعتماد به نفس لازم در مکالمه را بدست بیاورید، هر درس را آنقدر گوش می دهید تا حفظ شوید. می توان گفت کلیدی ترین موضوع در مکالمه همین باشد. شما باید متن درس ها را حفظ کنید. بعد با خاموش کردن نوار سعی کنید مثل گوینده آن متن را تکرار کنید. بزرگترین لذت شما زمانی است که یک پاراگراف طولانی را از بر بگویید!فقط با استفاده از هدفون نوار گوش کنیم. به دو دلیل،اول ینکه توانمندیهای یادگیری انسان به نسبت 60 و 40 درصد بین بینایی و شنوایی تقسیم می شود. اگر بخواهیم توان بینایی ما به کمک شنوائیمان بیاید، باید چشمهایمان را ببندیم،( تصور کنید در جایی نشسته و با کسی صحبت می کنید، همکارتان به شما نزدیک می شود و در گوش شما مطلبی را توضیح می دهد.. در آن لحظه که دارید به مطلب او گوش می کنید، به کجا نگاه می کنید؟ با اینکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هیچ جا نگاه نمی کنید چون تمام هوش و حواس شما به فهمیدن حرف های او معطوف است!) هدفون نیز نوعی پچ پچ در گوش شماست که باعث می شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوینده جلب شود.دوم اینکه صدایی که از هدفون در می آید به دلیل نزدیکی به پرده گوش انسان، برای مدتها در محدوده ورودی گوش باقی می ماند و در یک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار می شود و شما سود بیشتری از آن می برید!اگر سی دی تصویری هم می بینید باید همانند سینما فضا را تاریک کنید تا هیچ چیز دیگری توجه شما را به هم نزند.در مرحله بعد وقتی با خواندن متن به طور کامل با بحث آشنا شدیم، باید صدای خود را ضبط کنیم. یک نوار خالی آماده کنید و هر متنی را که حفظ کردید، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنید. البته در ابتدا این کار سخت خواهد بود اما اگر بخشی را فراموش کردید، به جای مراجعه به کتاب، مجددا آن بخش را گوش کنید. بعد دوباره صدای خود را ضبط کنید. تازه وقتی به صدای خود گوش کردید خواهید فهمید چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پیشرفت کرده اید..! فراموش نکنید برای رسیدن به لهجه مناسب، شما باید همانند یک مقلد صدا یا یک بازیگر تئاتر، نحوه گویش گوینده را تقلید کنید. حتی اگر طرف یک پیرزن یا بچه باشد مثل او حرف بزنید. توجه داشته باشید، اگر سعی کنید دقیقا مثل نوار حرف بزنید، کلمات بیشتری به خاطرتان می آید، چون شما دقیقا همانی را می گویید که شنیده اید!!، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنید، دیگر شنیده های شما دردی را دوا نمی کند، چون ذهن شما، آنها را چیز دیگری فرض می کند.بهترین تمرین گفتار، در مقابل آینه است. در این روش اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کنید.نکته قابل توجه این که کسانی که مرتب به شما توصیه می کنند، زیاد نوار یا رادیو گوش دهید یا فیلم زبان اصلی ببینید، درست می گویند، اما اینکار به گفتار شما کمکی نمی کند بلکه تنها فایده اش، آشنایی گوش شما با فرکانس هاس ویژه مکالمه زبان است. حتی اگر معنی کلمات را نفهمید، باز هم گوش کنید.. بعدا که با معانی آشنا شدید، ذهن شما همانند پازل این کلمات را کنار هم قرار می دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل می آورد. تمرین، گرامر، دیکته، حفظ لغت و جمله سازی،همه این موارد را فراموش کنید.در مراحل اولیه یادگیری مکالمه، اجبار نداشته باشید که تمرین حل کنید، دیکته بنویسید، گرامر کار کنید.فقط گوش کنید، حفظ کنید و صدای خود را ضبط کنید.. تا آنجا پیش روید که از لهجه و سرعت گفتار خود راضی شوید.پرداختن به بحث گرامری، شما را از هدفتان دور می کند.شما در حین حفظ مطلب، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعایت می کنید و این روش ماندگار تر است تا اینکه با هدف قبلی بخواهید نکته های گرامری را در جملات خود بکار ببرید.به دنبال یادگیری یا حفظ لغات هم نباشید. با دیکشنری خداحافظی کنید.! شما فقط جملات یا عبارت ها را یاد می گیرید نه کلمات. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشید اگر نتوانید در جمله بکار ببرید، به چه دردتان می خورد؟ به یاد داشته باشید ما نباید خودمان جمله بسازیم بلکه جملات آماده را حفظ می کنیم.فراموش نکنید، شما فقط و فقط جملاتی را می توانید در گفتار خود بکار ببرید که قبلا عین آن را خوانده یا شنیده باشید! در غیر اینصورت مثل یک دانش آموز با ادب، بگویید هنوز نخوندیم آقا...! اگر تلاش کنید که یک جمله جدید بسازید یعنی به طور کلی عکس روش مورد نظر ما عمل می کنید. آیا وقتی شما فارسی حرف می زنید جمله سازی می کنید؟ قطعا جواب منفی است برای اینکه جملاتی که می خواهید بگویید قبلا بارها خوانده اید یا بگوشتان آشناست.خیالتان راحت باشد، آنقدر جمله های متعدد حفظ خواهید کرد که نیاز به جمله سازی پیدا نمی کنید.مکالمه زبان را وارد زندگی خود کنیدیکی از اشتباهات بزرگ شیوه تدریس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن یک نوزاد است. وقتی فرزند شما متولد می شود اولین کلماتی که با آنها آشنا می شود، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند، مثل بیا، بشین، دست نزن، جیزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و....اما ما در مدارس با جملات کامل خبری شروع می کنیم
teacher a is Hestubent a am Iاین موضوع را می توان بزرگترین نقص نظام آموزش زبان انگلیسی در مدارس دانست. تحصیلکردگان دانشگاهی ما هنوز نمی توانند فرق بین get، take و put را بخوبی درک کنند، چون تنها با کاربرد امری این افعال جایگاه واقعی آنها مشخص می شود.
چند پیشنهاد:
 چند شب پشت سر هم در حالیکه اعضای خانواده شما متوجه نیستند، ضبط صوت خود را روشن کنید تا مکالمات عادی افراد داخل منزل( مثلا حین صرف شام) ضبط شود.در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بین اعضای خانواده را از روی نوار در دفتر خود بنویسید. چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده اید، خواهید دید که برخی جمله ها تکراری است، انها را حذف کنید.- به کمک استاد خود یا یک کسی که زبان خوبی دارد، این جملات را تر جمه کنید.- جملات را حفظ کنیدهمین...الان شما قادر هستید با همین جملاتی که حفظ کردید در منزل انگلیسی حرف بزنید!!! چون گفتار های خانوادگی و روزمره ما بسیار محدود و اکثرا تکراری هستند.
 از این شاخه به آن شاخه نپرید، روش های گوناگون را امتحان نکنید، انواع نوارها و کتابها را نخرید.. تنها یک مجموعه کتاب و نوار را تهیه و با همان ها شروع کنید. برخی یادداشت ها و تذکر های ی روزمره خود را انگلیسی بنویسید...تذکرات به خودتان...دوستان یا اعضای خانواده..قوانین منزل یا محل کار..جملات کوچکی هستند ولی همیشه یادتان می ماند. ترجمه متون را از طریق یادگیری مکالمه انجام دهید...مکالمه شما که پیشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق می شوید.نکته آخر: در جای جای محل کار و منزل خود جملات مهم را بنویسید و نصب کنید تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد جمله..نه لغت!!!


 
 
آسیب‌شناسی آموزش زبان‌ انگلیسی در مدارس ایرانی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 

 

زبان دوم، الفبای فراموش‌شده

زهرا باقری شاد :‌تمام دیپلمه‌ها دست‌کم نمره شش سال آموزش زبان انگلیسی را در بایگانی کارنامه‌های خود دارند اما این کارنامه‌ها نماد هرچه که باشند، باسوادی یا بی‌سوادی افراد، حکم کوله‌باری سبک از دانسته‌های زبان انگلیسی دانش‌آموزان ایرانی را دارند.

 

له‌باری که دانش‌آموزان به اتکای آن نمی‌توانند حتی یک نامه کوتاه به زبان بین‌المللی انگلیسی بنویسند و توانایی مکالمه‌ای مختصر در حد یک گفت‌وگوی روزمره را هم ندارند.
شش سال آموزش زبان انگلیسی در بیشتر مدرسه‌های ایرانی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آموزش و پرورش و زبان‌شناسی تنها صرف وقت و اتلاف زمان محسوب می‌شود، آن هم در شرایطی که برخی از دانش‌آموزان پس از فارغ‌التحصیل شدن یا حتی در زمان تحصیل و به موازات برنامه‌های آموزشی مدرسه، به یادگیری زبان انگلیسی در آموزشگاه‌های آزاد می‌پردازند و به تدریج نیز بر تعداد متقاضیان حضور در این آموزشگاه‌ها افزوده می‌شود.
بر همین اساس کارشناسان ضعف دانش‌آموزان ایرانی را در یادگیری زبان، تنها به فضای آموزش رسمی مرتبط می‌دانند و از دانش‌آموزان به عنوان افرادی علاقه‌مند به یادگیری زبان انگلیسی نام می‌برند که مشکلات متعددی چون ناکارآمد بودن محتوای کتاب‌های درسی زبان انگلیسی و کم‌بودن ساعت‌های تدریس از انگیزه آنها در یادگیری این زبان کاسته است.

آموزش زبان از سال اول راهنمایی، یک کار غیرکارشناسانه
پس از مخالفت با اجرای طرحی مبنی بر تدریس آزمایشی زبان انگلیسی در مدرسه‌های ابتدایی که در زمان وزارت مرتضی حاجی به صورت پیشنهادی مطرح شده بود، آموزش این زبان همچنان با روند همیشگی از سال اول راهنمایی آغاز می‌‌شود و این در حالی است که بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان عرصه تعلیم و تربیت، این دوره را برای آغاز آموزش یک زبان خارجی به دانش‌آموزان زمان مناسبی نمی‌دانند.دکتر احد نویدی، عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت یکی از این کارشناسان است که نسبت به زمان آغاز تدریس زبان انگلیسی در سال اول راهنمایی دیدگاهی منتقدانه دارد و آن را یک کار غیرکارشناسی می‌داند.
او می‌گوید: «توجه داشته باشیم که هرچه یادگیری از سنین بالاتر شروع شود، باید در مغز یک حافظه جانبی هم تشکیل شود. تشکیل همین حافظه جانبی یک مشکل اساسی است که البته امکان آن نیز در روش‌های تدریس مدارس ایرانی وجود ندارد».
شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش نیز معتقد است آموزش زبان انگلیسی هرچه از سنین پایین شروع شود موفق‌تر است و تدریس زبان انگلیسی را حتی پیش از دبستان هم مفید ارزیابی می‌کند.
حمیدرضا حصارکی، مدرس زبان انگلیسی و مسوول دوره‌های زبان بخش متوسطه منطقه 17 آموزش و پرورش تهران یکی دیگر از کارشناسانی است که تدریس نشدن زبان انگلیسی را در دوران ابتدایی یک تصمیم سلیقه‌ای می‌داند و معتقد است این تصمیم سلیقه‌ای از بار علمی مناسب برخوردار نیست.
این کارشناس با تاکید بر ضرورت استفاده از تئوری زبان‌شناسی برای برنامه‌ریزی آموزش زبان‌های خارجی به «تهران امروز» می‌گوید: «براساس یکی از نظریه‌های زبان‌شناسی، اوج یادگیری بین 11 تا 14 سال است، با این توضیح که بعد از 14 سالگی در مغز پدیده‌ای به نام یکسان‌سازی اتفاق می‌افتد و قدرت یادگیری کمتر می‌شود اما این نظریه به این معنا نیست که پیش و پس از این دوران، آموزش و یادگیری انجام نگیرد. به همین دلیل پیش از انقلاب حتی در آمادگی‌ها و مدارس ابتدایی هم زبان انگلیسی همراه کتاب‌هایی که برای همان دوران سنی طراحی شده بودند، به بچه‌ها آموزش داده می‌شد.»

ترکیبی از مباحث غیرضروری
نگاه برنامه‌ریزان دفتر تالیف کتاب‌های درسی نسبت به آموزش زبان، یک مقوله کاربردی نیست. این را حصارکی می‌گوید و همین فقدان نگاه کاربردی را مهم‌ترین مشکل بر سر راه یادگیری زبان انگلیسی توسط دانش‌آموزان می‌داند.
او می‌گوید: «کتاب‌های درسی زبان انگلیسی در ایران تنها براساس مهارت‌های خواندن و ترجمه تالیف شده‌اند، در حالی که حتی اگر بحث بر سر تقویت این دو مهارت باشد، ما در این دو مقوله هم موفق نبوده‌ایم و فقط معجونی از نکات غیرضروری و گرامرهای غیرکاربردی را در کتاب‌های درسی زبان انگلیسی گنجانده‌ایم.»
به اعتقاد این کارشناس، در تمام دنیا، هدف اصلی آموزش زبان‌های خارجی برقراری ارتباط است. بر همین اساس هدف از یادگیری زبان انگلیسی هم باید افزایش مهارت مکالمه باشد که این مساله در آموزش و پرورش ایران نادیده گرفته می‌شود.حصارکی با تاکید بر اینکه در میان مهارت‌هایی چون خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و شنیدن، اولویت با شنیدن است، می‌افزاید: «اگرچه این 4 مهارت در یادگیری یک زبان خارجی باید با هم و هم‌تراز هم تقویت شوند اما آنچه که مهم‌تر از سایر مهارت‌هاست، اولویت‌دادن به شنیدن است.
دانش‌آموزان ما متاسفانه وسایل کمک‌آموزشی لازم در این زمینه را در اختیار ندارند و امکان شنیدن زبان انگلیسی، چه از طریق ضبط‌صوت و چه در لابراتوارهای زبان برای آنها وجود ندارد».
کم ‌بودن ساعت تدریس زبان انگلیسی، یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان، آن را مورد انتقاد قرار می‌دهند و سه ساعت در هفته را برای آموزش این زبان کافی نمی‌دانند، در حالی که به گفته آنها، شرایط غیراستاندارد آموزش هم، مشکلات ناشی از این کمبود وقت را تشدید می‌کند.در این میان بی‌علاقه‌بودن دانش‌آموزان ایرانی به فراگیری زبان انگلیسی، نظریه‌ای است که مسوول دوره‌های زبان بخش متوسطه منطقه 17 آن را تایید نمی‌کند و می‌گوید: «من تصور می‌کنم که دانش‌آموزان ما خیلی هم به زبان انگلیسی علاقه دارند اما چون ابزارهای اولیه یادگیری را برای آنها فراهم نکردیم و به آنها احساس راحت‌بودن با این درس را نیاموختیم، با این تصور زبان انگلیسی را یاد می‌گیرند که مجموعه‌ای از فرمول‌های گرامری و لغت‌های دشوار است، در حالی که فراگیری زبان انگلیسی با درس‌هایی مثل ریاضیات و فیزیک، تفاوت بسیاری دارد.»
تدریس زبان انگلیسی بدون در نظر گرفتن طبیعت آن و به شیوه فرمولی و دستوری به اعتقاد کارشناسان آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف آموزش روش مناسبی نیست چرا که فرمول‌ها و دستورهای متداول در درس‌های علمی همچون فیزیک، شیمی و ریاضیات در درس زبان کارایی ندارند و دانش‌آموزان را تنها در پاسخگویی به سوالات چهار گزینه‌ای توانمند می‌سازند.

معلمان در مهارت‌های زبان مشکل دارند
پایین بودن سطح علمی مدرسان زبان انگلیسی در مدارس سال‌هاست که از سوی کارشناسان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. بسیاری بر این باورند که خود دبیران این رشته هنوز بر مهارت‌های یادگیری زبان انگلیسی تسلط کافی ندارند و به همین دلیل از عهده تقویت این مهارت‌ها در دانش‌آموزان برنمی‌آیند.
نویدی در این‌باره می‌گوید: «بیشتر معلمان زبان در کشور ما مکالمه بلد نیستند پس چطور می‌توانند به دانش‌آموزان مهارت مکالمه و صحبت کردن به زبان انگلیسی را بیاموزند؟ بسیاری از آنها در فهم معنای جملات به زبان انگلیسی مشکل دارند نمی‌توانند به خوبی ترجمه کنند به همین دلیل ممکن نیست مهارت‌هایی را که خود ندارند به دانش‌آموزان انتقال دهند.»به اعتقاد نویدی، استخدام معلم زبان انگلیسی در آموزش و پرورش کشور ما تنها براساس مدرک این رشته صورت می‌گیرد و نظارتی بر کارایی معلمان این رشته از سوی آموزش و پرورش وجود ندارد.
این پژوهشگر می‌افزاید: «البته اگر معلم سواد هم داشته باشد انگیزه‌ای برای آموزش ندارد چون درگیر همان مشکلاتی است که سایر معلمان با آن دست به گریبانند. علاوه بر اینکه می‌داند نتیجه کارش چه مثبت باشد و چه منفی، نه تشویق خواهد شد و نه توبیخ.»

زبان انگلیسی یک مهارت پایه تلقی نمی‌شود
نگاه برنامه‌ریزان در آموزش و پرورش به یادگیری زبان انگلیسی به‌گونه‌ای است که آن را یک مقوله غیرفعال ارزیابی می‌کنند درحالی که کارشناسان زبان انگلیسی آن را مقوله‌ای فعال می‌دانند که باید به صورت یک مهارت پایه به دانش‌آموزان آموزش داده شود.
از سوی دیگر زبان انگلیسی که آشنا نبودن با آن در دنیا نوعی بی‌سوادی محسوب می‌شود در آموزش و پرورش ایران هنوز به عنوان یک مهارت پایه تلقی نشده و به اعتقاد نویدی این تفکر آموزشی به تمام جامعه تسری یافته است. این پژوهشگر می‌گوید: «وظیفه آموزش عمومی این است که در دانش‌آموزان مهارت‌های پایه ایجاد کند اما هنوز در جامعه ما و در سیستم آموزشی کشور این فهم حاصل نشده که زبان انگلیسی یک مهارت پایه است البته ما درباره سایر مهارت‌های پایه هم مشکل داریم و شواهد موجود گویای این است که ما به‌طور کلی در آموزش و پرورش رسمی با شکست مواجه شده‌ایم همان‌طور که بچه‌های ما در مدرسه احساس مسوولیت و مشارکت را یاد نمی‌گیرند به همین ترتیب زبان انگلیسی را هم نمی‌آموزند و این پدیده کلی است.»
نویدی همچنین بر این باور است که در کشور ما هنوز پس‌مانده‌ای از نگرش‌های منفی به زبان انگلیسی وجود دارد و این زبان به عنوان یک زبان بیگانه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است. به گفته او، دانش‌آموزانی هم که در خارج از مدرسه و در آموزشگاه‌های آزاد به فراگیری زبان انگلیسی می‌پردازند در واقع به واسطه نوعی هدایت خانوادگی به یادگیری زبان متمایل شده‌اند و تسلط آنها بر زبان انگلیسی جزو افتخارات آموزش و پرورش رسمی به حساب نمی‌آید.

واگذاری مسوولیت آموزش زبان به بخش خصوصی
آموزش زبان انگلیسی در بسیاری از مدارس غیرانتفاعی به صورت غیررسمی در دوره ابتدایی نیز ارائه می‌شود. در حالی که به گفته کارشناسان نظر مسوولان آموزش و پرورش به این مساله مثبت نیست. با وجود این برخی از مدارس غیرانتفاعی حتی نمره زبان انگلیسی را در کارنامه دانش‌آ‌موزان ابتدایی هم لحاظ می‌کنند تا به نوعی مشوق یادگیری این زبان در دانش‌آموزان باشند.
حصارکی در حالی که این شیوه را مفید ارزیابی می‌کند، می‌گوید: «امروز مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی راحت با مجموعه افراد مجرب در زمینه آموزش زبان انگلیسی قرارداد همکاری می‌بندند و این گروه برای دانش‌آموزان برنامه‌ریزی می‌کنند. به این ترتیب می‌توان حضور بخش خصوصی را در آموزش زبان انگلیسی مفید تلقی کرد چون بخش خصوصی همیشه برای اثبات خودش و به این دلیل که هزینه می‌کند و می‌خواهد بازدهی داشته باشد بهتر از بخش دولتی کار می‌کند.»
عبداللهی هم واگذاری تدریس زبان انگلیسی به موسسه‌های خصوصی و نظارت دولت را بر عملکرد آنها راهکاری برای ارتقای سطح یادگیری دانش‌آموزان در این زمینه می‌داند و این در حالی است که بسیاری از کارشناسان دیگر نیز با تاکید بر مفید نبودن عملکرد دولت در آموزش زبان، با واگذاری این مسوولیت به بخش خصوصی موافقند. اگر چه آنها ناکارآمد بودن سیستم آموزش رسمی را تنها در یادگیری زبان انگلیسی خلاصه نمی‌کنند و بازدهی آموزش زبان عربی را نیز در مدارس ضعیف می‌دانند. با وجود اینکه تاکید بر یادگیری زبان عربی در سیستم آموزش رسمی ایران بیشتر است، اما به اعتقاد کارشناسان سرنوشت آموزش این زبان نیز مشابه سرنوشت آموزش زبان انگلیسی است و دانش‌آموزان ایرانی در هر دو مقوله با مشکلاتی در ترجمه، صحبت و درک متن مواجه هستند. بر همین اساس ارزیابی صاحب‌نظران آموزش و پرورش بر نادرست بودن شیوه‌های تالیف و تدریس همه زبان‌های خارجی در سیستم آموزش رسمی متمرکز شده و انتقادات متعدد دراین زمینه گویای نادیده گرفتن زبان‌های خارجی به عنوان مهارت‌های پایه آموزشی از سوی نهاد آموزش و پرورش است؛ نهادی که خروجی آن در آموزش زبان انگلیسی یا هر زبان خارجی دیگر به قدری ضعیف است که حتی برای نوشتن یک نامه رسمی و کوتاه هم کفایت نمی‌کند.


 
 
اصول یادگیری زبان انگلیسی در مدارس عادی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

 

 

محمّدحسین ملکی ـ منطقه 10 تهران

به عنوان مقدمه باید عرض کنم که تاکنون بیش از 6900 زبان در جهان شناسایی شده است. در قاره‌ آسیا بیشترین تعداد زبان‌ها یعنی 2269 و در قاره امریکا کمترین تعداد زبان‌ها یعنی 1002 زبان وجوددارد. وجود این همه زبان مختلف تنها می‌تواند نشان دهنده عظمت خالقی باشد که آنها را آفریده است. قرآن مجید در سوره روم آیه 22 می‌فرماید:

«و از جمله آیات او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و اختلاف زبانهای شما و رنگهای شما، بی‌گمان در این برای دانشمندان مایه‌های عبرت است.»

یکی از این زبانها و بی‌گمان مهم‌ترین آنها، زبان انگلیسی است که به عنوان زبان بین‌المللی سالیان متمادی است که مورد توجّه همگان قرار گرفته است. ما ایرانیان نیز که دارای تمدّن و فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی هستیم، باید بتوانیم بیش از گذشته از زبان انگلیسی به عنوان یک وسیله‌ جهانی جهت ارائه نظرات خود در سطح بین‌المللی استفاده کنیم. با بهره بردن از منابع انگلیسی زبان نوشتاری مانند کتاب‌ها، دایره‌المعارف‌ها، مقاله‌ها، روزنامه‌ها، مجلات و نیز منابع گفتاری مانند شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، فیلم‌ها، نوارها و سی‌دی‌های صوتی و تصویری بر تجارب و دانش خود بیافزاییم. حال سؤال مهم و اساسی این است که راه اصلی و درست رسیدن به این مقصود و مقصد چیست؟ چگونه باید به مطالعه درست زبان انگلیسی پرداخت که دارای حداکثر بهره‌وری باشد و از به هدر رفتن بیهوده وقت و انرژی جلوگیری کرد؟

در اینجا چند راهکار بسیار ساده ولی با اهمیّت به زبان‌آموزان و علاقه‌مندان انگلیسی معرفی می‌کنیم. تردید نکنید اگر آنها را به دقّت به کار گیرید، میزان پیشرفت و یادگیری شما چندین برابر خواهد شد و با صرف وقت و انرژی کمتر، مطالب بیشتری را یاد خواهید گرفت. ضمن آنکه این‌بار یادگیری برایتان لذّت‌بخش‌تر خواهد شد و بدون هیجان و دلواپسی در موقعیت‌های گوناگون به خوبی از دانش زبانی خود استفاده خواهید کرد.

هدف خود را مشخص کنید

چرا می‌خواهید زبان بیاموزید؟ چه چیزی می‌خواهید یاد بگیرید؟ مکالمه‌های روزمرّه؟ تست‌های کنکور؟ کلمه‌ها و اصطلاحاتی که در کامپیوترو اینترنت به کار می‌رود؟ فهمیدن اخبار و فیلم‌ها؟ خواندن متن‌های درک‌مطلب؟ در چه سطحی می‌خواهید یاد بگیرید؟ پایه، متوسط، پیشرفته، تافل و...؟

از پایه شروع کنید

اگر زبان انگلیسی‌تان خیلی ضعیف است، از کتابهای پایه و ساده شروع کنید. خجالت نکشید که از سطح بسیار پایین شروع می‌کنید. مهم این است که درست و اصولی شروع کنید ولی تا سطوح بالا و عالی ادامه دهید.

همراه پیدا کنید

انتخاب یک دوستِ علاقه‌مند به زبان انگلیسی، یادگیری را برای شما آسان‌تر و جالب‌تر می‌کند و می‌توانید آموخته‌های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و با هم تبادل‌نظر کنید.

از این شاخه به آن شاخه نپرید

کتابها، مطالب، نوارها و سی‌دی‌های مورد علاقه خود را به دقت انتخاب کنید. هرچه بیشتر به موضوعاتی که مطالعه می‌کنید علاقه‌مند باشید، یادگیری برایتان جذاب‌تر می‌شود. سعی کنید کتاب‌ها و متن‌هایی که برای مطالعه انتخاب می‌کنید ارتباط زیادی با انگلیسی واقعی (real English) داشته باشد. دائماً کتاب‌ها و کلاس‌های خود را عوض نکنید.

انگلیسی را از طریق گوش بیاموزید

اولین مرحله یادگیری زبان گوش‌دادن (Listening) است. تا می‌توانید به نوارها و سی‌دی‌های صوتی و تصویری گوش کنید. گوش دادن به رادیو، تلویزیون و نیز تماشای فیلم و کارتون‌های انگلیسی بسیار مهم است.

هرگز یادگیری انگلیسی را با کتاب‌هایی که بدون نوار کاست و یا سی‌دی است شروع نکنید. اینگونه کتاب‌ها ارزش یادگیری ندارند. زبان انگلیسی دارای لهجه‌های گوناگون است که فقط از طریق گوش‌دادن زیاد پی به آنها خواهید برد.

حفظ کردن واژگان را متوقف کنید

خواندن و حفظ کردن واژگان و کلمه‌های یک زبان به تنهایی ارزش ندارد. واژگان زمانی ارزش و معنی پیدا می‌کنند که در قالب عبارت و جمله باشند. همیشه سعی کنید یک کلمه و اصطلاح جدید را در قالب عبارت و یا جمله‌ای آسان یاد بگیرید. به مثالهای زیر توجه کنید:

a.Give me some water, please.

b.Please water the flowers.

در جمله‌ اول کلمه water اسم است و به معنی آب است. (لطفاً مقداری آب به من بدهید.)

در جمله دوم کلمه‌ water فعل است و به معنی آب‌دادن است. (لطفاً به گُل‌ها آب بدهید.)

دستور زبان (Grammar) نخوانید

خواندن نکات دستوری و حفظ کردن فرمولهای پیچیده بدون کاربرد آنها در مکالمه‌ها و فعالیت‌های زبانی روزانه ارزش زیادی ندارد. چه بسیار دانش‌آموزانی که از خود انگلیسی زبانها بیشتر دستور زبان بلد هستند ولی متأسفانه از کاربرد درست جمله‌ها در موقعیت‌های واقعی ناتوان هستند. این بدان معنی نیست که اصلاً دستور زبان نخوانید بلکه به معنی آن است که در آن غرق نشوید. دستور زبان جزئی از زبان است نه همه ‌آن.

پرسیدن عیب نیست

هرجا به مطلبی برخورد کردید که آن را نمی‌دانید از معلم خود یا دیگران بپرسید. نگذارید سؤالات بی‌جواب شما روز به روز بیشتر و بیشتر شوند و به انبوهی از مجهولات تبدیل شوند. همیشه گفته‌اند سؤال کردن عیب نیست، ندانستن عیب است.

یادداشت‌برداری کنید

از سخنان مهم و نیز نوشته‌های تخته کلاس و یا متون درسی‌تان یادداشت‌برداری کنید. یادداشت‌های منظم و مرتب شده برای مرورهای بعدی به کارتان می‌آید.


هر روز یاد بگیرید

حتماً شنیده‌اید که می‌گویند انگلیسی فرّار است. یعنی از مغز فرار می‌کند. این به آن دلیل است که ما از انگلیسی فرار می‌کنیم. اگر یادگیری و مطالعه برای ما یک عادت شود از آن لذت می‌بریم. مطالعه‌ روزانه حدود 15 الی 20 دقیقه به مراتب بهتر از هفته‌ای یک روز و آن هم 2 تا 3 ساعت است. از یادگیری به صورت منظم و پیوسته ماندگار‌تر است.

دهانتان را باز کنید

به خود جرأت صحبت کردن بدهید. با دیگران ارتباط برقرار کنید. هر آنچه را یاد می‌گیرید، صحبت کنید. از اشتباه کردن نترسید. خود انگلیسی زبانها نیز اشتباه می‌کنند.

از اینترنت استفاده کنید

بعضی از شبکه‌ها و پایگاههای اینترنتی حاوی مطالب سودمندی برای زبان‌آموزان هستند.

صبور باشید

یادگیری زبان فرایندی تدریجی است. تصور نکنید که یاد گرفتن زبان با یک یا دو ماه کلاس رفتن حاصل می‌شود. زود مأیوس نشوید. به قول ضرب‌المثل معروف: «کارها نیکو شود اما به صبر». ضمناً فریب بعضی از آگهی‌های تجاری را که مدعی آموزش مکالمه زبان در 10 یا 15 جلسه و یا در خواب هستند را نخورید.

آموخته‌هایتان را مرور کنید

هر از چند گاهی مطالب گذشته را مرور کنید و آموخته‌های خود را با دانسته‌های قبلی پیوند بزنید.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که مراحل درست یادگرفتن زبان انگلیسی به ترتیب زیر است:

1 ـ گوش دادن (Listening)

2 ـ صحبت کردن (Speaking)

3 ـ خواندن (Reading)

4 ـ نوشتن (Writing)


 
 
چگونه خود را برای کنکور آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

دلایل عدم اجراء برنامه‌ریزی:

یکی از عوامل استرس‌زا برای هر دانش‌آموز کنکوری، عدم اجراء برنامه‌های اوست. دانش‌آموز پیش از دیگران از اجراء نکردن برنامه‌های خود دچار نگرانی و پشیمانی می‌گردد. هر چند که تکرار این موضوع به‌تدریج به یک عادت تبدیل می‌شود.
پس لازم است بدانیم چه دلایل مهمی مانع اجراء برنامه‌های ما می‌شود. بدیهی است عدم توجه به نکات گفته شده در بحث قبلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این مورد هستند، به‌طور مثال دانش‌آموزی که توان مطالعاتی او در روز یک ساعت است به یک‌باره تصمیم می‌گیرد، روزانه شش ساعت مطالعه کند.
برای افزایش ساعات مطالعه باید به یک مدل افزایش تدریجی متناسب با توان شخصی روی آوریم. ”هفته اول (۱ ساعت)، هفته دوم (۱ ساعت و نیم)، هفته سوم (۲ ساعت و نیم)، هفته چهارم (۳ ساعت و نیم)، هفته پنجم (۴ ساعت و نیم)، هفته ششم (۵ ساعت و نیم تا ۶ ساعت).


دلیل دیگر، عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری است:

به این معنی که پیش‌بینی نکردن اتفاقاتی که در طول روز یا هفته می‌تواند مانع اجراء برنامه باشند قطعاً دانش‌آموز را دچار مشکل می‌سازد.

عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری


مثلاً دانش‌آموزی که می‌داند هفته آینده در روز پنج‌شنبه به عروسی یکی از بستگان نزدیک خود دعوت شده است، باید برای آن روز میزان ساعت مطالعاتی کمتری را لحاظ کند در غیر این‌صورت او قادر نخواهد بود به آن برنامه عمل نماید.
تعارف با دوستان و نزدیکان نیز یکی دیگر از این دلایل است. بسیاری از دانش‌آموزان ما هنگام اجراء برنامه‌های خود با اطرافیان دچار تعارف می‌شوند. یعنی در حالی‌که می‌دانند امروز نمی‌توانند با دوستان خود به گردش یا تفریح بپردازند، اما با اولین پیشنهاد از طرف آن‌ها ترجیح می‌دهند برای حفظ دوستی (یا به اصطلاح معرفت!) از اجراء برنامه پرهیز کنند و به خواسته دوستان خود توجه نمایند.
پس بهتر است که به‌طور غیر مستقیم برنامه‌های تنظیمی خود را به اطلاع دوستان و اطرافیان نزدیک خود برسانیم (مثلاً با نصب این برنامه‌ها در روی دیوار اتاق و یا کمک گرفتن از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی).
ناهماهنگی در اجزاء برنامه نیز می‌تواند مانع اجراء صحیح برنامه باشد، چرا که بارها با دانش‌آموزانی روبه‌رو شده‌ایم که به‌دلیل پراکندگی و از هم گسیختگی در اجزاء برنامه‌های خود نمی‌توانند به‌درستی آن را اجراء کنند.
مثلاً یا آن‌قدر تعداد زیادی درس را در یک روز برای مطالعه در نظر گرفته‌اند و یا دروسی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اند که با هیچ‌یک از برنامه‌های کلاسی فردا و یا امروز خود هماهنگی ندارند. بنابراین این برنامه حتی در صورت اجراء، بازدهی مطلوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

الف) برنامه‌ریزی گروهی:

گاهی اوقات با مشاورانی روبه‌رو می‌شویم که به‌دلایل معقول و یا نامعقول برای تمام دانش‌آموزان یک کلاس (با توان‌ها و ویژگی‌های گوناگون) یک برنامه درسی واحد را ارائه می‌دهند.
یک دانش‌آموز باید بداند این‌گونه برنامه‌ها، کلیات را شامل می‌شود و لازم است خود او با فکر و اندیشه نسبت به تعدیل و یا تغییرات لازم در برنامه (براساس شرایط و مشخصات فردی خود) اقدام نماید یا قابلیت اجرائی آن تضمین گردد.

ب) عواطف و احساسات:

بارها شاهد بوده‌ایم که به‌دلیل وابستگی‌های عاطفی دوران جوانی برنامه‌های مطالعاتی اجراء نمی‌شوند. مثلاً به‌راحتی برنامه یک دانش‌آموز به سبب یک اتفاق ناگوار عاطفی نظیر دعوا دچار اختلال می‌گردد و به اصطلاح معروف برای دانش‌آموز هیچ حس و حالی برای درس خواندن باقی نمی‌ماند.

آزمون

برای ایجاد یادگیری، آزمون یکی از عوامل تٲثیرگذار است بنابراین در این زمینه به نکات زیر توجه کنید:

آزمون


الف) هدف خود را در آزمون‌های موضوعی، پیدا کردن نقاط ضعف و نواقص علمی خود قرار دهید، به‌عبارت دیگر با گرفتن کارنامه، در پی درصدها و رتبه‌ها نباشید، بلکه مشخص نمائید که در چه سئوالاتی دچار اشتباه شده‌اید و یا در چه سئوالاتی ضعف علمی داشته‌اید. سپس نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنید (هر چند که دانش‌آموزی قوی و عالی قبل از گرفتن کارنامه نیز به این‌کار اقدام می‌کنند).
اما در آزمون‌های جامع که معمولاً در اواخر دوره آمادگی کنکور برگزار می‌شود، به‌دنبال کسب درصد و رتبه‌های مناسب باشید تا بتوانید تا حد مناسبی رتبه واقعی خود را در آینده پیش‌بینی نمائید و از خطاهای تاکتیکی جلوگیری کنید.
این در حالی است که اکثر دانش‌آموزان در هدف‌گذاری برعکس عمل می‌کنند به این معنی که با کسب درصدهای پائین در آزمون‌های موضوعی به‌تدریج ناامید می‌شوند و در انتها نیز معمولاً در آزمون‌های جامع شرکت نمی‌کنند.
در حالی‌که کسب درصدهای پائین در آزمون‌های ابتدائی باید منجر به تلاش دانش‌آموزان برای رفع نواقص شود که نهایت این تلاش‌ها در طول دوره، منجر به افزایش توان علمی او خواهد شد، به‌عبارت دیگر آزمون، خود یک جلسه آموزشی محسوب می‌گردد.
ب) از شرکت در آزمون‌های متعدد و گوناگون پرهیز کنید چرا که اگر تعداد آزمون‌ها زیاد باشد، منجر به کاهش انگیزه می‌گردد و ارزش شرکت در آزمون برای دانش‌آموز کم‌رنگ خواهد شد تعداد مناسب و متعادل آزمون‌ها در طول دوره آمادگی کنکور بین ۱۲ـ۱۰ آزمون است که از این تعداد ۳ـ۲ آزمون باید به‌صورت جامع برگزار شود.
ج) اگر حداقل ۸۰ـ۷۰ درصد موضوعات آزمونی را مطالعه نکرده‌اید در آن آزمون شرکت نکنید زیرا کسب هر نتیجه‌ای (چه خوب و چه بد) کاذب است. به‌عبارت دیگر این نتیجه نمی‌تواند آینده را برای شما پیش‌بینی کند.
د) دفترچه سئوالات و پاسخ‌های تشریحی هر آزمون را حفظ کنید تا در هنگام مرور مطالب، مجدداً به آن‌ها رجوع نمائید و نسبت به پاسخ‌گوئی سئوالاتی که قبلاً در آن‌ها دچار مشکل بوده‌اید، اقدام کنید.
و) برای شرکت در آزمون و در حین برگزاری آزمون، از تغذیه مناسبی بهره‌مند شوید (حداقل در آن روز صبحانه مناسبی میل کنید).
ه) از مسئولان برگزارکننده آزمون بخواهید تشویق‌های مناسبی را برای نفرات برتر هر آزمون در نظر بگیرند.
ی) از شرکت در آزمون‌هائی که طراحان سئوالات آن، به تٲلیف تست‌های سخت و دشواری می‌پردازند، پرهیز کنید


 
 
عوامل موثر بر انتخاب رشته دانشگاهی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

هر کس در زندگی بارها دست به انتخاب می‌زند. چرا که انتخاب یکی از مهمترین فعالیت‌های انسان است. انسان با انتخاب‌های خود مسیر زندگی‌اش را تعیین می‌کند...
 
انسان آزاد آفریده شده است و به وی این اختیار داده شده است که در بسیاری از موارد آنچه را که مناسب می‌داند برگزیند.لحظات انتخاب، لحظاتی حساس هستند. چرا که با تصمیم گیری درباره روش‌ یا پدیده‌ای خاص، فرد سرنوشت خود را رقم می‌زند. انتخاب در زندگی از اهمیت بالایی برخوردار است. با انتخاب درست می‌توان از منابع (مادی، مالی، انسانی و اطلاعاتی) به شیوه‌ای مناسب بهره برداری کرده و از اتلاف این منابع جلوگیری کرد. انتخابی که مبتنی بر اطلاعات و بینش باشد می‌تواند به تصمیم گیرنده در جلوگیری از ضایع شدن منابع کمک کند. از طرف دیگر به خاطر آن فرد تصمیم گیرنده، باید نسبت به انتخاب خود پاسخگو باشد، بنابراین انتخاب صحیح می‌تواند به امور پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری کمک کند.

انتخاب درست و توسعه جامعه

برخی می پندارند برای آنکه بتوان به توسعه کشور و ایجاد پیشرفتهایی در آن کمک کرد، باید تحصیلات دانشگاهی داشت. بهتر است بگوییم افرادی که در دانشگاه تحصیل کرده‌اند تا اندازه‌ای به رشد و توسعه جامعه کمک می‌کنند. افراد دیگر نیز می‌توانند موجبات توسعه کشور را فراهم آورند. به طور مثال کارگران ساده، کشاورزان، دامداران،‌رانندگان و بسیاری دیگر که به دانشگاه نرفته‌اند نیز در صورتی که کار خود را به درستی انجام دهند، سهم بسیار بزرگی در آبادانی و پیشرفت جامعه دارند. مهمترین مساله‌ای که باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که افراد در زمینه‌هایی مشغول به کار شوند که می‌توانند بیشترین بازده را داشته باشند، یک کشاورز خوب بهتر از یک پزشک بد است.

عده‌ای هم بر این باورند که می‌توان در کنار کسب مهارت های شغلی و حرفه‌ای، به یادگیری موضوعات مورد علاقه پرداخت. به عنوان مثال ممکن است فردی به حرفه تراشکاری اشتغال داشته باشد و در همان حال کتابهای مربوط به مواد و ترکیبات آن را مطالعه کند یا حتی به مطالعه منابعی در زمینه روان شناسی بپردازد.

انتخاب رشته تحصیلی

در دوره متوسطه یک بار دانش آموزان انتخاب رشته تحصیلی را تجربه می‌کنند. در واقع این انتخاب یکی از سرنوشت سازترین انتخاب‌های دانش آموزان است. با این کار آنان در راهی قدم می‌گذارند که زمینه دانش و توانایی آنان را تعیین می‌کند.

انتخاب رشته دانشگاهی

به گزارش خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فرصت بعدی برای انتخاب رشته تحصیلی هنگامی است که دانش آموزان برای ورود به دانشگاه ثبت نام می‌کنند. آنان پس از شرکت در آزمون سراسری و در صورتی که مجاز به انتخاب رشته شوند. رشته و دانشگاه محل تحصیل خود را برمی‌گزینند و بدین شکل بار دیگر سرنوشت خود را با یک انتخاب رقم می‌زنند.

انتخاب رشته تحصیلی اهمیت فراوانی دارد زیرا انتخاب نادرست رشته تحصیلی سبب افت علمی کشور، تضییع منابع اقتصادی و انسانی، بی تفاوتی و بی انگیزه شدن دانشجو نسبت به مسائل اجتماعی و ایجاد اختلالات روانی در زندگی فردی و اجتماعی دانشجو می‌گردد.

عوامل موثر بر انتخاب رشته دانشگاهی

عوامل متعددی بر انتخاب رشته دانشگاهی تاثیر می‌گذارند. بعضی از این عوامل به فرد و برخی دیگر به جامعه برمی‌گردند که برخی از مهمترین عوامل موثر در انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل به شرح زیر است.

علاقه

یکی از مهمترین مسائلی که هنگام انتخاب رشته باید مورد توجه قرار گیرد علاقه فرد است. میل و علاقه در هر کار سبب می شود شخص با انرژی بیشتری فعالیت کند. بسیاری از دانشجویان به خاطر آنکه به رشته تحصیلی خود علاقه نداشته‌اند، ترک تحصیل کرده‌اند و تعدادی دیگر نیز نتوانسته‌اند در رشته خود موفق باشند.

داوطلبان دانشگاه‌ها بهتر است قبل از هر چیز زمینه علایق خود را شناسایی کنند و هنگام انتخاب رشته به آن توجه داشته باشند.

شناخت

در صورتی علاقه به رشته می‌تواند افراد را در انتخاب رشته صحیح یاری کند که از رشته‌های تحصیلی و مراکز آموزشی آگاهی داشته باشد. شناخت و آگاهی داشتن از رشته تحصیلی سبب ایجاد انگیزه در فرد می‌شود. بعضی افراد نسبت به رشته‌ها و دانشگاه‌هایی ابراز علاقه می‌کنند، ولی وقتی مشغول به تحصیل می‌شوند، احساس می‌کنند که در انتخاب خود دچار اشتباه شده‌اند. دلیل این امر نداشتن اطلاع و آگاهی مناسب از رشته‌های تحصیلی و مراکز آموزشی است.

توانایی علمی

در حال حاضر تعداد داوطلبان از ظرفیت دانشگاهها بیشتر است. بنابراین همه داوطلبان نمی‌توانند ادامه تحصیل دهند. آنان بایستی در آزمون شرکت کنند. بر حسب توانایی داوطلبان به آنها اجازه داده می‌شود به رشته‌های تحصیلی خاصی وارد شوند. اگر همه افراد می‌توانستند وارد دانشگاه شوند شرایط فرق می‌کرد اما در حال حاضر افراد باید برای ورود به دانشگاه مورد ارزشیابی قرار گیرند. درست است که علاقه فرد یکی از مهمترین ملاک‌های انتخاب رشته است اما توانایی فرد نیز تعیین کننده است. از آنجا که در مسابقه ورود به دانشگاه همیشه افرادی که توانایی بیشتری دارند انتخاب می‌شوند،‌لازم است داوطلبان به نمرات خود توجه کرده و با واقع بینی هرچه بیشتر رشته و محل تحصیل خود را انتخاب کنند.

توان اقتصادی خانواده‌ها

گاهی اوقات لازم است کسی که در دانشگاه پذیرفته می‌شود برای تحصیل به شهری مسافرت کند که از محل اقامتش دور است. از طرف دیگر تحصیل در رشته‌های مختلف هزینه‌های متفاوتی را در بر دارد. رشته‌های شبانه و دانشگاه‌های غیر انتفاعی نیازمند وضعیت اقتصادی مناسب خانواده‌ها است. بنابراین افرادی که قادر به تامین هزینه رشته‌ها و دانشگاه‌ها هستند می‌توانند آنها را انتخاب کنند.

امکانات مراکز آموزشی

تعداد زیادی از مراکز آموزشی امکانات مناسبی در اختیار دانشجویان خود قرار می‌دهند. به طور مثال برای دانشجویان خوابگاه تدارک می‌بینند و در برخی موارد کمک هزینه‌های تحصیلی یا بن کتاب در اختیار آنان قرار می‌دهند. در عوض بعضی از مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها نمی‌توانند برای دانشجویان خود خوابگاه تهیه کرده و امکانات دیگر را برایشان فراهم آورند. توجه به این مساله هنگام انتخاب محل تحصیل مهم است.

آینده شغلی

بی شک بسیاری از داوطلبان برای آن که بتوانند شغل بهتری پیدا کنند یا اینکه احتمال اشتغال آنان افزایش یابد به دانشگاه وارد می‌شوند. همه رشته‌های تحصیلی از وضعیت شغلی یکسانی برخوردار نیستند. بنابراین بازار کار آنها اشباع شده است. از طرفی بعضی از رشته‌های تحصیلی زمینه شغلی مناسبی ندارند چرا که یا شناخته شده نیستند یا ضرورت آنها در حال حاضر احساس نشده است. واقع بینی و دوری از تعصب، داوطلبان را یاری می‌کند رشته مناسبی انتخاب کنند.

هدف داوطلب

می‌توان هدف‌های مختلفی را برای تحصیل در دانشگاه تصور کرد. برخی بر این باورند که باید حتی الامکان تا آخرین مقطع تحصیلی ادامه بدهند و به اصطلاح تا آخر خط بروند. در این صورت باید به طبیعت رشته تحصیلی مورد نظر نیز توجه داشت چرا که امکان ادامه تحصیل در بعضی از رشته‌ها وجود ندارد یا اینکه فقط در کشورهای دیگر می‌توان در آن رشته تحصیلات خود مقاطع بالاتر را ادامه داد.

برخی ورود به دانشگاه را راه حلی موقت می‌دانند . به عبارت دیگر برای گریز از برخی مسائل و رویدادهای آتی این کار را انجام می‌دهند. به طور مثال امروزه بسیاری از داوطلبان دانشگاه‌ها برای آن که دوران سربازی خود را به تعویق بیاندازند یا با گرفتن مدارک بالا و دریافت بورس از موسسات از انجام وظیفه عمومی معاف شوند تلاش خود را برای ورود به دانشگاه متمرکز می‌کنند. بدیهی است این افراد به دنبال علاقه خود نیستند و هنگام انتخاب رشته هم، رشته‌ها و دانشگاه‌هایی را بر می‌گزینند که احتمال قبول شدن خود را در آنها زیاد می‌بینند. این امر پیامدهای منفی به همراه دارد. از جمله می‌توان به افت کیفیت آموزش عالی اشاره کرد. این عده نه تنها هنگام ورود به دانشگاه موفقیت تحصیلی چندانی نخواهند داشت بلکه روی دانشجویان دیگر نیز اثرات منفی به جای می‌گذارند. با این کار حق کسی که دارای علاقه و انگیزه ادامه به تحصیل در یک رشته است ضایع می‌شود.

سهمیه پذیرش

گزینش دانشجو در بیشتر رشته‌ها به صورت بومی در استان یا ناحیه یا قطب می‌باشد. مثلا 70 درصد ظرفیت رشته‌های پزشکی دانشگا‌ه‌های هر ناحیه مختص داوطلبان ساکن آن ناحیه اعم از داوطلبان سهمیه مناطق یا نهادها بوده و 30 درصد بقیه به صورت آزاد است. بنابراین پیشنهاد می‌شود که داوطلبان حتی الامکان از انتخاب محل‌هایی که در خارج از مناطق بومی داوطلب است خودداری نمایند. شانس قبولی داوطلبی کهرشته‌های تحصیلی و دانشگاه‌های شهر یا استان خود را انتخاب می‌کند بیشتر از داوطلبی است که در شرایط تقریبا مشابه دست به انتخاب رشته‌ها و دانشگاه‌های مربوط به شهرها یا استانهای دیگر می‌زند.

آزادی عمل

پیش نیاز هر انتخاب، داشتن آزادی عمل است. اگر دست کسی را با طناب ببندند نخواهند توانست از میان دو شی یکی را انتخاب کند و بردارد. باید به داوطلبان اجازه داده شود تا در رشته تحصیلی و محل تحصیل مورد نیز خود اطلاعاتی را کسب کرده و با توجه به این اطلاعات دست به انتخاب بزنند.

مشاهده شده است که در پاره‌ای موارد والدین، فرزندان خود را مجبور می‌کنند تا رشته تحصیلی خاصی را انتخاب کنند. این والدین شاید به دنبال آرزوهای خودشان هستند. آرزوهایی که به آنها نرسیده‌اند و فکر می‌کنند فرزندان آنها مسئولیت دارند تا آرزوی والدین را برآورده کنند.

منظور از این گفته که والدین نباید فرزندان خود را وادار به انتخاب رشته خاصی کنند، به هیچ وجه به معنی مشارکت نداشتن آنان در سرنوشت فرزندشان نیست. داوطلبان ورود به دانشگاه باید از افراد مختلف از جمله پدر و مادر کمک بگیرند و از تجربیات آنان در انتخاب رشته استفاده کنند.

علاقه فرد به رشته، مهمترین عامل انتخاب رشته است. نباید به هنگام انتخاب رشته تفکر داوطلب این باشد که به هر قیمت در دانشگاه قبول شود


 
 
چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

 

آیا شما هم از آدم‌هایی هستید که وقتی می‌خواهند کاری کنند و برنامه‌ای را اجرا کنند، به خود و توانایی‌های خود شک می‌کنید و همیشه می‌ترسید که نکند نشود، من نمی‌توانم، سخت است.



اگر جواب به این سؤال بله است، نکات زیر احتمالاً بتواند به شما کمک کند و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد به شرط این‌که این کلمات را در عمل به کار ببرید نه این‌که آن ها را فقط بخوانید و فراموش کنید.





1- اهداف واقع‌بینانه‌ای که برای خود در نظر گرفتید، صرفاً در حد گفتن نباشد. بلکه باید به آن ها جامه عمل پوشاند و باید در فعالیت‌های مرتبط با آن هدف درگیر شوید. مثلاً اینکه فقط بخواهید نمره ریاضی‌تان از ترم پیش بیشتر باشد کارساز نیست بلکه باید در فعالیت‌هایی که به بهبود عملکرد ریاضی شما منجر می‌شود نیز بپردازید.



2- برای رشد اعتماد به نفس، واقع‌بین باشید و موقعیت فعلی خود را در نظر بگیرید و از آرمانی فکر کردن بپرهیزید. آغاز آن با گام‌های کوچک و اهداف کوتاه مدت میسر است. به طور مثال اگر معمولاً نمره ریاضی شما 14 بوده است، برای کسب نمره بهتر فعلاً به 20 فکرنکنید بلکه یک گام کوچک مثلاً نمره 16 هم بگیرید زودتر اعتماد به نفس‌تان تقویت می‌شود. زیرا اگر نتوانید با تلاش 20 بگیرید، دوباره احساس ناتوانی می‌کنیم ولی با کمی تلاش حتماً 16 را می‌گیرید.




3- با خود عهد و پیمانی نبندید که نتوانید به آن عمل کنید. برنامه‌ریزی بیش از حد و عملی نساختن آنها باعث کاهش اعتماد به نفس می‌شود و در دفعه‌های بعد کلمه نمی‌توانم برای شما تداعی می‌شود.



4- هرگاه تصمیمی را می‌گیرید با شروع به انجام آن تصمیم باعث می‌شود تا قدم‌های بعدی را راحت‌تر بردارید. به خود بگویید: فقط آن را انجام بده.



5- هرچه به توانایی خود، کمتر اعتماد داشته باشید، انگیزه شما کاهش می‌یابد و همچنین اگر اعتماد بیش از حد به توانایی‌های خود داشته باشید، غرور بی‌جهت شما را می‌گیرد و موجب می‌شود که نقاط ضعف خود را نشناخته و یا برنامه‌ای بریزید که از عهده آن برنیایید و در نهایت به اعتماد به نفس شما لطمه وارد می‌شود.



6- سرزنش، برچسب زدن و اظهار نظر دیگران باعث می‌شود باور فرد نسبت به توانایی‌هایش کم شود.



7- برچسب‌ها و کلماتی که در مورد خود می‌گویید همان‌قدر که می‌توانند تشویق کننده و کمک کننده باشند، می‌توانند مخرب نیز باشند، پس حواستان باشد از چه برچسب‌ها و کلماتی در مورد خود استفاده می‌کنید.



8- برای تقویت اعتماد به نفس نباید شکست‌های گذشته را مدام در ذهن مرور کنیم، فقط باید علت آن ها را پیدا کرد تا برای رفع آن اقدام شود.



9- مشکلات در اجرای اهداف را ردیابی نموده و با به دست آوردن علل آن ها، برای حل آن قدم بردارید.



10- موفقیت‌های گذشته خود را به خاطر آورده و آنها را تجزیه و تحلیل کنید. این امر مشوق خوبی برای آینده است.



11- با توسعه دادن توانایی‌ها و روش‌های مختلف یادگیری، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.



12- خود را برای پیشرفت‌های کم و آرام تشویق کنید و مداومت در کار را فراموش نکنید، زیرا پیشرفت کم شاید در کوتاه مدت نمایان نباشد ولی با مداومت و پشتکار اثرات خود را می‌گذارد.



13- خود را با عبارات مناسب و در زمان مقتضی، تحسین کنید.



14- فکرهای منفی خود را تغییر دهید، زیرا وقتی فرد مرتب به خود می‌گوید: من نمی‌توانم، نمی‌شود و...، مانعی جدی برای پیشرفت خود فراهم می‌کند.



15- افکار منفی خود را که موجب می‌شود اعتماد به نفس شما پایین بیاید را نوشته و با یک مشاور در مورد آن ها صحبت کنید.


 
 
یادگیری بهتر چگونه باید مطالعه کرد؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

 

دوستان عزیز، حالا که برنامه‌ریزی مناسبی کرده‌اید و می‌خواهید برنامه خود را اجرا کنید، گام بعدی چگونه مطالعه کردن است. بعضی از بچه‌ها نمی‌دانند از کجا شروع کنند. ما در این مبحث قصد داریم شیوه‌های کاربردی را برای مطالعه به شما ارائه دهیم. برای داشتن یک مطالعه مناسب و مفید رعایت نکات زیر می‌تواند به شما کمک کند:



1- قبل از شروع مطالعه، باید یک مکان ثابت و مشخص را انتخاب کنید. در حد امکان آن مکان جای تنگ نباشد و کمی وسعت داشته باشد، اطراف شما شلوغ نباشد، و محل خلوتی از خانه باشد. دارای نور مناسب و حرارت در حد دمای 20 درجه باشد، گرم نباشد چون موجب خواب‌آلودگی می‌شود. اگر شما از یک مکان ثابت هر روز استفاده کنید موجب می‌شود که ذهن شما به آن مکان برای یادگیری شرطی شود. هیچ‌وقت روی تخت‌خواب و به حالت درازکش، اقدام به مطالعه نکنید.



2- هرکس بنا به ویژگی‌های شخصیتی خود مکان و روش خاصی را برای مطالعه می‌پسندد، مثلاً افراد برون‌گرا در کتاب‌خانه بهتر مطالعه می‌کنند. بنابراین شما نیز روش خود را پیدا کنید. برای این کار فهرستی از انواع روش‌های مطالعه را نوشته و پیامد هر روش را نوشته و بهترین روش را انتخاب کنید و اجرا نمایید.



3- انگیزه خود را برای مطالعه افزایش دهید و با تغییر نگرش درباره تجربه امتحان، از مطالعه لذت ببرید. این امر باعث می‌شود که عملکردتان بهتر شود.





4- دروس حفظ کردنی را صبح زود بعد از استراحت شبانه قرار دهید که مغز آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد.



5- قبل از شروع مطالعه، مطمئن شوید که جزوه‌های شما کامل است، برای این کار می‌توانید جزوه خود را با جزوه دوستانتان مقایسه کنید.



6- چند دقیقه تا 10 دقیقه قبل از مطالعه، نگاه اجمالی به فصلی که می‌خواهید مطالعه کنید بیندازید.



7- قبل از شروع مطالعه هر فصل، سؤالاتی برای خود مطرح کنید، هدف از این فصل چیست؟ بعد از مطالعه این فصل من باید چه مطالبی را یاد گرفته باشم؟



8- یک فصل کتاب را انتخاب کنید، فهرستی از عناوین مهم و زیرعناوین تهیه کنید. این امر موجب می‌شود که هنگام مرور، مطالب برای شما یادآوری شود.




9- فهرستی از مفاهیم کلیدی فصل را نوشته، سپس مفاهیمی که قبلاً با آنها آشنایی داشتید را با علامت مشخص کنید و بعد از آن مفاهیمی را که تعریف آن را بلدید مشخص کنید و ارتباط بین مفاهیمی که بلد هستید برقرار کنید و آنها را نیز مشخص کنید. در نهایت مفاهیم ناآشنا را برای یادگیری مشخص نمایید و به یادگیری آنها اقدام کنید.



10- در هنگام مطالعه یک فصل مشخص کنید چه چیزی را باید یاد بگیرید، مطالب را به صورت خلاصه یادداشت کنید. مجدداً یادداشت‌ها را خلاصه‌نویسی کنید و نکته‌های مهم را سازماندهی مجدد کرده و آن هایی را که باید در امتحان مورد توجه قرار دهید، یادداشت کنید و در نهایت عبارات کوتاه را به صورت کد از متن استخراج کنید.



11- در طول سال تحصیلی، درس‌های جلسه قبل که معلم داده است را مطالعه کنید و تمریناتی برای مسلط شدن آن درس انجام دهید. جمعه‌ها را نیز برای مرور دروس یک هفته برنامه‌ریزی کنید.



12- برای اینکه درس‌ها خوب تحکیم پیدا کند، می‌توانید مطالب درسی را برای دوستان خود بازگو کنید و از یکدیگر سؤال بپرسید و همچنین به دوستی که درسی را یاد نگرفته است، آموزش دهید.



13- مطمئن باشید مطالبی که یاد می‌گیرید از نظر نگارشی هم صحیح بنویسید تا در امتحان مشکلی نباشد.



14- موضوعاتی که مطالعه می‌کنید، از خود بپرسید که «آیا امکان سؤال از آن وجود دارد یا نه» و بر یادگیری آن ها تأکید کنید.




15- جهت آماده شدن برای امتحان چند گزینه‌ای، مطالعه کامل کتاب را در برنامه خود داشته باشید و یک چشم‌انداز کلی از مطالب پیدا کنید و سپس با مطالعه مجدد آن را مستحکم کنید.



16- برای اینکه مطالب بهتر در حافظه شما جایگزین شود از یکی از روش‌های زیر استفاده کنید:



الف) روش تقطیع: در این روش شما اجزای عبارتی را که می‌خواهید حفظ کنید به قطعات کوچک تبدیل کنید مثل شماره تلفن 61 53 34 88 که با 4 قطعه کردن راحت‌تر حفظ می‌شود.



ب) سازماندهی و مرتب و دسته‌بندی کردن: در این روش شما اجزای مرتبط را با هم در یک طبقه قرار می‌دهید و بین طبقات ارتباط برقرار می‌کنید تا یادگیری بهتر انجام شود.



ج) تصویرسازی ذهنی: در این روش شما مطالبی که می‌خواهید حفظ کنید را با یک تصویر در ذهن، مرتبط می‌کنید و بهتر حفظ می‌شود.



د) استفاده از کارت‌های مرور: با این روش، شما می‌توانید در هرجا که باشید، مرور درس‌ها را داشته باشید، در یک طرف کارت، عبارت مورد نظر را نوشته و تعریف، توضیح، فرمول و یا … مربوط به آن را در طرف دیگر بنویسید.



17- خلاصه فصل‌ها را حتماً بخوانید و به سؤالات آخر فصل پاسخ بدهید.



18- از نگهداری مطالب بر روی کاغذ چرک‌نویس خودداری کنید.

19- برای مرور درس‌ها، تاریخ و زمان مناسب قرار دهید و تاریخ را یادداشت کنید تا فراموش نشود.



20- ورقه‌های امتحانات قبلی را مورد استفاده قرار دهید و آنها را تجزیه و تحلیل کنید. مشکلات قبلی را درآورده و دوباره به آنها جواب دهید. به سؤالات قبلی از زوایای مختلف و جدید نگاه کنید.



21- برای خود آزمون‌های کوچک با فواصل زمانی مختلف ترتیب دهید.



22- هنگام مطالعه یادداشت‌ برداری کنید و از علامت و خط کشیدن و دیگر شیوه‌های برجسته‌سازی استفاده کنید زیرا تمرکز را افزایش می‌دهد.



23- مفاهیم اصلی را با صدای بلند مرور کنید، انگار که برای خودتان سخنرانی می‌کنید.



24- گاهی معلم با کلمات «مهم است»، «فراموش نکنید»، «مشخص کنید» شما را به نکات کلیدی و امتحانی راهنمایی می‌کند. خود را جای معلم و طراح سؤال قرار دهید، اگر به جای او بودید چه سؤالی طرح می‌کردید، بدین‌گونه سؤالات را پیش‌بینی کنید.

25- قسمت‌های مشکل را به قسمت‌های ساده و کوچک‌تر تقسیم کنید.



26- به نقشه‌ها و نمودارها و تصاویر کتاب دقت کنید و مطالب آنها را یاد بگیرید و تفسیر کنید، زیرا تصویر ذهنی برای یادآوری مفیدتر است.



27- علت اصلی حواس‌پرتی و کاهش تمرکز، درگیر نشدن با مطالب درسی است در این موقع فضای آزاد در ذهن وجود دارد که هر چیز می‌تواند آن فضا را پر کند و حواس‌پرتی به وجود بیاورد.



28- اگر سعی کنید که بار اول مطالب را حفظ کنید، باعث خستگی ذهنی می‌شود.



29- مطالب را پاراگراف پاراگراف خلاصه‌برداری کنید و سپس مطالب مرتبط را با هم ادغام کنید. مثال‌ها و تمرینات کتاب را حل کنید.



30- مرتبط کردن مطالب با هم به صورت تصویر و نمودار (درختی) باعث درگیر شدن دو نیمکره مغز شده و یادگیری را افزایش می‌دهد.



31- از مرور مطالب درسی با عجله در آخرین دقایق پرهیز کنید.


 
 
دیریت اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 




دوستان عزیز با همه آمادگی‌ها، گاهی ممکن است شما با داشتن اضطراب نتوانید عملکرد خوبی داشته باشید. بچه‌ها اصلاً می‌دانید اضطراب امتحان چیست و چه نشانه‌هایی دارد و برای کنترل آن چه باید بکنید؟



در این گام ما می خواهیم در این مورد بحث کنیم.



اضطراب امتحان یک حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است و ترس قابل ملاحظه در مواردی که در ادامه متن می‌آید می‌باشد. البته مقدار کمی اضطراب و نگرانی، برانگیزاننده بوده و برای آمادگی امتحان کمک کننده است ولی اگر بیش از حد باشد باعث پریشانی و کاهش عملکرد می‌شود و فرد را دچار ضعف یادگیری و افت نمرات درسی می‌کند و یکی از عوامل افت تحصیلی می‌باشد. موقعیت‌های زیر، فرد را دچار اضطراب می‌کند.



1- هنگام مطالعه و آماده شدن برای امتحان

2- شب قبل از امتحان و صبح روز امتحان

3- هنگام حرکت به طرف محل امتحان و ورود به جلسه

4- هنگام شروع امتحان، در حین امتحان و پس از آن

5- زمان انتظار برای اخذ جواب امتحان

6- هنگام گفت‌ و گو درباره امتحان و ثبت‌نام برای امتحان

حالا اگر شما در هر یک از موقعیت های فوق، دچار اضطراب می‌شوید حتماً این مبحث را مطالعه کنید.



علائمی که هنگام اضطراب امتحان وجود دارد و قابل تشخیص است در 4 حوزه خود را نشان می‌دهند:



1- حوزه شناختی:

الف) افکار و خودگویی‌های منفی قبل از امتحان، حین امتحان و بعد از امتحان : من باید بالاترین نمره را بگیرم، هیچ سؤالی را بلد نیستم، دارم خودم را گول می‌زنم، این افکار اضطراب معمولی را چند برابر می‌کند.



ب) ناتوانی در سازماندهی افکار و اشکال در تمرکز بر اثر اضطراب می‌باشد.



ج) افکار نگران کننده در مورد اینکه دیگران بهتر عمل می‌کنند و مقایسه خود با آنها، در صورتی که باید به تفاوت‌های فردی توجه داشت و هر کس خود را با عملکرد قبلی‌اش مقایسه کند.



د) اشکال در خواندن یا فهم سؤالات، زیرا تمرکز کاهش می‌یابد.



ه) اشکال در به خاطر آوردن واژه‌ها و مفاهیم کلیدی هنگام پاسخ به سؤالات تشریحی، که ناشی از فراموشی بر اثر اضطراب است.



و) احساس خالی بودن سر و یا وقفه ذهنی که شخص فکر می‌کند هیچ چیز بلد نیست.

2- علائم عاطفی و هیجانی:

احساس دلهره، سراسیمگی، یأس، خشم، ترس، غمگینی، احساس آسودگی به محض پایان یافتن امتحان، گاه گریه کردن که واکنشی در برابر اضطراب است.



3- علائم رفتاری:

بی‌قراری، بازی کردن با انگشتان، با سرعت قدم زدن، تنش حرکتی، لرزش، سوء مصرف دارو و مواد و تکان دادن پا.



4- علائم فیزیولوژیک:

تعرق، خشکی دهان، اسهال، تکرر ادرار، افزایش ضربان قلب، احساس گیجی، کوتاه شدن تنفس، احساس دل به هم خوردگی، خیس شدن کف دست‌ها، سر درد، تنش عضلانی، تهوع و استفراغ، احساس ضعف یا از حال رفتن، لرزش.


 
 
چه عواملی باعث اضطراب امتحان می‌شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 

 

گام هفتم



خوب دوستان عزیز، به آخرین منزل ویژه‌نامه رسیدیم. در این گام می خواهیم عواملی که اضطراب را به وجود می‌آورد را در بررسی کنیم:



1- عدم آمادگی کافی:
که ناشی از عقب انداختن مطالعه درسی تا آخرین ساعات قبل از امتحان است و شخص سعی می‌کند با عجله دروس را شب قبل از امتحان بخواند. در این وضعیت شاید فرد اطلاع کافی از اینکه چه مطالبی را باید یاد بگیرد نداشته باشد، که این خود ناشی از:



الف) عدم احساس نیاز به مطالعه، شخص فکر می‌کند بلد است و نیاز به مطالعه نیست.



ب) شیوه‌های غلط در مدیریت زمان که باید درست برنامه‌ریزی کرده و یا از مشاور راهنمایی بگیرد.



ج) ناتوانی در سازماندهی صحیح مطالب درسی.



د) روش نادرست مطالعه

2- عوامل آموزشگاهی که شامل:
انتظارات بیش از حد معلمان، مشکل بودن سؤالات امتحان، رقابت فشرده بین دانش‌آموزان، کم بودن زمان امتحان، محیط نامناسب امتحان، عوامل مزاحم (سر و صدا، نور نامناسب) می‌باشد که دانش‌آموز احساس می‌کند نمی‌تواند در این رقابت فشرده، عملکرد خوبی داشته باشد.



3- تجربیات منفی قبلی که نتیجه عوامل زیر می‌باشد:



الف) تجربه وقفه ذهنی که شخص قبلاً احساس کرده چیزی در ذهنش نیست و به اصطلاح ذهنش هنگ کرده است که موجب عدم توانایی در پاسخ دادن یا اصلاح پاسخ‌ها می‌شود.



ب) گرفتن نمره کم در امتحانات گذشته



ج) فرآیند افکار منفی

4- عوامل شخصیتی:
افرادی که دارای اضطراب همیشگی (فراگیر) هستند، افرادی که خود انتقادگرند و دائماً ضعف‌ها و نکات منفی خود را می‌بینند، افراد کمال‌گرا که دارای تفکر همه یا هیچ هستند که باید بهترین باشند و انتظارات نادرست از خود دارند، افرادی که نسبت به آینده دید بد بینانه دارند، افرادی که از شکست می‌ترسند، افرادی که عزت نفس پایین دارند، افرادی که نیاز به تأیید دارند، بنابراین اگر نمره ایده‌آل نگیرند، این نیاز برآورده نمی‌شود.



5- عوامل خانوادگی که شامل:
انتظارات بیش از حد والدین، تنبیه و سرزنش کردن، عدم استفاده از برنامه‌های تشویق و تقویت، الگوی فزرندپروری خشک و غیرقابل انعطاف، اوضاع اقتصادی اجتماعی نامناسب، که شخص احساس می‌کند نمی‌تواند رضایت والدینش را کسب کند.



برای درمان اضطراب امتحان راه‌هایی وجود دارد که در زیر با هم مرور می‌کنیم.

ابتدا روش‌هایی برای پیشگیری:



1- ارزیابی واقع‌بینانه و بدون اغراق از توانایی‌های خود. خود را همان‌گونه که هست ببینید.



2- ارزیابی واقع‌بینانه و بدون اغراق از امتحان داشته باشید و آن را سخت‌تر از حد، برآورد نکنید.



3- اضطراب را در مدار توجه خود قرار ندهید و هرگاه اضطراب وارد مدار توجه شما شد آن را با تصاویر ذهنی موفقیت‌های قبلی خود جابه‌جا کنید.





4- از مشورت دیگران استفاده کنید.



5- در مورد نگرانی واقع‌بین باشید، وجود کمی نگرانی طبیعی است، آن را عادی تلقی کنید.



6- خود رهنمون بودن: دانش‌آموز خود رهنمون کسی است که خود را با دگرگونی‌ها و شرایط دشوار تطبیق دهد و مشکلات را بدون اتکا صرف به دیگران و احساس اعتماد به نفس حل می‌کند.



7- دور کردن خود از اضطراب‌های متفرقه مثل دنبال کردن مسابقات فوتبال



برای درمان اضطراب چه‌کار می‌توان کرد:

1- آرامیدگی، در حالت نشسته یا درازکش، چشم را بسته، تنفس عمیق و آرام به صورتی که حبس نفس برای مدت کوتاه (تا 4 شماره) بین دم و بازدم انجام دهید. به مدت 1 یا 2 بار در روز هر بار 15 دقیقه کاهش اضطراب و افزایش تمرکز در پی دارد.



2- ورزش منظم و مداوم علاوه بر سلامت جسمی باعث کاهش اضطراب می‌شود یا حداقل 3 بار در هفته پیاده‌روی انجام شود، ورزش‌های دیگر مانند دویدن، شنا و یوگا کاهش اضطراب و افزایش تمرکز را دارد.



3- ویتامین‌های گروه B باعث کاهش اضطراب می‌شود. خوردن میوه و سبزی، توصیه می‌شود.



4- کاهش قند خون باعث کاهش تمرکز می‌شود. با شیرینی‌های طبیعی (مثل خرما) ار افت قند خون جلوگیری کنید.



5- حساسیت‌زدایی منظم، انجام امتحانات مختلف قبل از امتحان اصلی و با فواصل مختلف باعث عادی شدن شرایط امتحان می شود.



6- روش‌های شناختی یعنی به چالش کشیدن افکار اتوماتیک منفی، با تکنیک‌های شناختی و تغییر دادن این افکار که البته می‌توان از مشاور برای آن کمک گرفت.





7- یادگیری مشاهده‌ای، دیدن افرادی که در شرایط شما هستند ولی اضطراب امتحان ندارند.



8- مهارت‌های مطالعه را افزایش دهید تا دروس بیشتر در حافظه شما تحکیم پیدا کند.


 
 
در باره رشته های انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

در باره رشته های انگلیسی - از روزنامه آفرینش

جمله مشهوریست که می گوید هر که دو زبان را بداند در حکم دو نفر است.دانستن زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر قبل از آنکه در قالب یک رشته توضیح داده شود یک امکان فوق العاده مناسب است برای استفاده از کتاب ها و مقالاتی که دوست داریم بدون هیچگونه واسطه ای آنها را مطالعه کنیم، بهترین ترجمه ها و ماهرترین مترجمان آنچه به ما می رسانند به اندازه اصل یک اثر نمی تواند گویا باشد به عبارتی اینجا از جاهایی نیست که کپی برابر اصل باشد. زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی و فراگیر جهان شناخته شده و به عبارتی زبان مشترک بسیاری از مراکز علمی گشته است. در مورد رشته زبان انگلیسی که در دانشکده زبان دانشگاه ها عرضه می گردد و آنچه قابل بیان است عبارتست از اینکه تحصیل در این رشته ها قابلیت ها و توانایی ما را برای دبیری زبان فراهم می نماید. تحصیلات دانشگاهی رشته زبان انگلیسی اگر همراه با تلاش و پیگیری های مستمر دانشجو صورت پذیرد و در طول تحصیل خود همت خود را به صورت کامل بر مطالعه آثار خارجی قرار دهد امکان فعالیت در بخش های تخصصی تر را می تواند بعهده بگیرد که در بخش بازار کار زبان خارجی به طور کامل به آن پرداخته ایم.آنچه باید بدان اهمیت بدهیم استفاده مطلوب از دروسی است که در طی تحصیل این رشته فرا گرفته ایم و استفاده به صورت درست حاصل نمی شود مگر اینکه برای انتخاب این رشته به علاقه واقعی و پشتکار خود مطمئن باشیم و نه در این رشته و هیچ رشته دیگر عنوانی ما را فریب ندهد. درس زبان فرار است و اگر از آن خوب استفاده نکنیم و برای محل کار خود تدبیری نیندیشیم دچار مشکل جدی خواهیم شد. طول دوره تحصیل رشته زبان انگلیسی 4 سال می باشد.ارتباط بین دانشگاه و صنعت چند سالی است که رو به بهبود گذاشته اما این ارتباط که باید رابطه ای مستقیم و کاربردی باشد و در دانشگاه دروسی تدریس شود که در جامعه مورد استفاده قرار گیرد بحث بیکاری فارغ التحصیلان و اشتغال به کار آنها عوامل بسیاری دارد در جای دیگری به آن خواهیم پرداخت.آنچه در خصوص وضعیت شغلی رشته های زبان های خارجی عرضه شده قابل بیان است به این قرار است:  امکان دبیری این رشته ها در مراکز آموزش،کار مترجمی این رشته ها در صورتی که گرایش مترجمی را انتخاب کرده باشید موقعیت مناسبی را برای شما فراهم می کند.،وزارت امور خارجه به عنوان اصلی ترین مرکز جذب دانشجویان فارغ التحصیل دانشکده های زبان سراسر کشور محسوب می شود و تعامل بین دانشکده زبان های خارجی با وزارت خارجه گرچه در شکل ایده آل خود قرار ندارد ولی در آینده نه چندان دور این ارتباط به نحو مطلوبی شکل خواهد گرفت.بازار کار رشته های زبان های خارجی ارتباط مستقیمی با جهان خارج نیز داد و این نحو ارتباط می تواند در این بخش ها صورت پذیرد.در بخش صنعت: رفت و آمد در بخش صنعت و بازرگانی و بطور عموم در حوزه اقتصاد بسیار گسترده است و حضور زبان دان در کارخانه ها، ادارات و وزارتخانه ها برای ارتباط با بخش های خصوصی و دولتی کشورهای خارجی بخش وسیع و مهمی است برای جذب دانش آموختگان رشته های زبان خارجی استفاده از اینترنت و منابع خارجی در شرکت های خصوصی و ارتباط این شرکت ها با دنیای خارج بسیار گسترده شده و دانستن زبان خارجی و تسلط بر یک زبان به نحوی که بتوان مخاطب را جذب نمود موقعیت خوبی را فراهم نموده است.کلاس های خصوصی برای دانش آموزانی که در این درس ضعف دارند نیز بخشی از بازار کار این رشته ها را فراهم آورده.
دیباچه: آیا می توان درها را به روی خود بست و به همه ملت ها پشت کرد و از پیشرفت و سازندگی سخن گفت؟آیا می توان بدون شناخت زبان انگلیسی که زبان بین المللی است، از تمدن و فرهنگ اقوام و همچنین پیشرفت های علمی و فرهنگی و تحولات ادبی و هنری جهانیان آگاهی یافت؟و آیا می توان ارزش مطالعه آثار ادیبان بزرگی چون شکسپیر، مولیر، دیکنز، پروست و صدها فیلسوف و اندیشمند جهان را انکار کرد؟اینجاست که باید بر اهمیت رشته های زبان های خارجه و بخصوص رشته زبان انگلیسی مهر تایید زد.رشته  زبان  انگلیسی  در مقطع  کارشناسی  دارای  دو گرایش  زبان  وادبیات  انگلیسی  و مترجمی  زبان  انگلیسی  است.
گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی :
در گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی  طی  سه  ترم ، دروس  پایه  که  شامل  خواندن ، نگارش  و مکالمه  است ، آموزش  داده  می شود تا دانشجو با مسائل  اساسی  زبان  آشنا گشته  و آماده  مطالعه  دروس  تخصصی  خود شامل  ادبیات  انگلیسی ، ترجمه ، زبان شناسی  و روش  تدریس  ، آزمون سازی  و نقد ادبی  گردد.
درس های  این  رشته  در طول  تحصیل :
دروس  مشترک  در  گرایش های  زبان  انگلیسی :
خواندن  و درک  مفاهیم ، دستور و نگارش  ، گفت  و شنود آزمایشگاه ، متون  یادگیری  زبان ، نگارش  پیشرفته ، ترجمه  متون  ساده ، اصول  و روش  ترجمه ، کاربردهای  اصطلاحات  و تعبیرات  در ترجمه ، آواشناسی  انگلیسی ، درآمدی  بر ادبیات  انگلیسی ، خواندن  متون  مطبوعاتی ، نمونه های  نثر ساده ، بیان  شفاهی  داستان ، نامه نگاری  انگلیسی ، مقاله نویسی ، بررسی  آثار ترجمه شده  اسلامی ، اصول  و روش  تحقیق ، آزمون سازی  زبان ، روش  تدریس.
دروس  تخصصی  گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی :
کلیات  زبان شناسی ، زبان  دوم  (فرانسه  یا آلمانی )، داستان  کوتاه ، سیری  در تاریخ  ادبیات  انگلیسی ، فنون  و صناعات  ادبی ، ترجمه  متون  ادبی ، نمایشنامه ، شعر انگلیسی  ، آشنایی  با رمان ، اصول  و روش  نقد ادبی ، مکتب های  ادبی ، متون  برگزیده  نثر ادبی.


 
 
دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها و پهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهای لغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید. دو صفحه معنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: http://www.okhdar.com/


 
 
چرا باید انگلیسی یاد بگیریم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

شاید یادگیری زبان انگلیسی مهمترین گام در ارتقاء کیفیت زندگی شما باشد.

آیا هیچ فکر کرده‌اید که دسترسی به اطلاعاتی که دیگران از آن بی‌بهره‌اند، چقدر می‌تواند جالب باشد؟ یا صحبت کردن با افراد جالبی که دیگران نمی‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ یا تحت تأثیر قرار دادن اطرافیانتان هر موقع که دهانتان را باز می‌کنید؟ و یا پشت سر گذاشتن دیگران با جهش‌های بزرگی که در شغل‌تان برمی‌دارید؟

شما می‌توانید به همه‌ اینها برسید، اگر خوب انگلیسی صحبت کنید.

 

 


 

دسترسی به اطلاعات

شما به چه چیزی علاقمند هستید؟ علوم؟ موسیقی؟ کامپیوتـر؟ سلامتی؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـای امروز – از قبیـل اینترنت، تلویزیون و مطبوعـات – دسترسی تقریباً نامحدودی را به اطلاعات پیرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنید که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم.

تنها یک مشکل وجود دارد: بیشتر این اطلاعات به زبان انگلیسی است.

در اینجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگلیسی بلد باشید می‌توانید از آنها استفاده کنید، بیان می‌شود:

  • بیشتر صفحات وب. بیش از یک میلیارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اینترنت وجود دارد! این شگفت‌انگیز است که تنها با یاد گرفتن یک زبان، به خیل عظیمی از اطلاعات در پهنه اینترنت دسترسی پیدا می‌کنید.
  • کتابها – در هر موضوعی، از سرتاسر جهان. شما می‌توانید کتابهایی با نویسندگان آمریکایی یا بریتانیایی بخوانید، و نیز کتابهای ترجمه شده از زبانهای دیگر. به هر موضوعی که علاقمند باشید، می‌توانید چیزی به انگلیسی درباره آن پیدا کنید.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌های انگلیسی زبان هستند که به راحتی در هر کجای جهان یافت می‌شوند. شما برای پیدا کردن مجله‌هایی مانند تایم یا نیوزویک مجبور نیستید خیلی وقت صرف کنید.
  • علوم. زبان انگلیسی کلیـد دنیـای علم و فن‌آوری است. حـدود 95% مقـالات علمی منتشر شده، به زبان انگلیسی است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهای انگلیسی‌زبان (مانند آمریکا و انگلستان) می‌باشد.
  • گزارشات خبری. شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی از جمله BBC و CNN را در نظر بگیرید. آنها خبرها را بسیار سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر منتشر می‌کنند. در هر کجای دنیا شما می‌توانید به آنها دسترسی داشته باشید.

 

گفتگو با دیگران

انگلیسی را می‌توان «زبان گفتگو» نامید. چرا؟ چون به نظر می‌رسد همه مردم جهان پذیرفته‌اند که برای گفتگو و ارتباط با یکدیگر از زبان انگلیسی استفاده کنند.

  • حدود یک و نیم میلیارد (1.500.000.000) نفر در جهان می‌توانند به انگلیسی صحبت کنند. یک میلیارد نفر دیگر هم مشغول فراگیری آن هستند.
  • تقریباً همه کنفرانسها و مسابقات بین‌المللی به زبان انگلیسی برگزار می‌شود. به عنوان مثال رقابتهای المپیک یا جام جهانی فوتبال را در نظر بگیرید.
  • سیاستمداران کشورهای مختلف از زبان انگلیسی برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنند. انگلیسی، زبـان اصلی سازمانهایی از قبیـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... می‌باشد.

 

اگر شما بتوانید به انگلیسی صحبت کنید، قادر خواهید بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنید. مثلاً می‌توانید عقاید و نظراتتان را در گروه‌های تبادل نظر اینترنتی بیان کنید. به افراد مورد علاقه‌تان ایمیل ارسال کنید و درباره زندگی و فرهنگشان اطلاعات کسب کنید.
  • راحت‌تر سفر کنید. به هر کجا که سفر می‌کنید می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید – انگلیسی در بیش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. می‌توانید آدرس بپرسید، با افراد مکالمه کنید، یا... کمک بخواهید. کسی چه می‌داند، شاید روزی زبان انگلیسی جان شما را نجات دهد!

 

پیشرفتهای شغلی

اگر خواهان شغل خوبی در زمینه‌های تجاری یا علمی هستید، از پشت میز کارتان بلند شوید و همین حالا به فراگیری انگلیسی مشغول شوید!

دانستن انگلیسی به شما اجازه می‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگلیسی» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنید. بدین ترتیب شانس خود را برای بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بیشتر، افزایش می‌دهید.
  • دانش فنی خود را افزایش دهید. انگلیسی زبان فن‌آوری است، مخصوصاً فن‌‌آوریهای تراز بالایی مانند علوم کامپیوتر، ژنتیک و پزشکی. اگر می‌خواهید درباره این علوم مطالعه کنید، احتمالاً مجبور خواهید شد از منابع انگلیسی استفاده کنید.
  • یک تاجر بین‌المللی باشید. ایـن بسیار واضح اسـت. تجـارت بین‌المللی تنها بـا زبان انگلیسی میسر می‌شود. یادتان باشد که در دهکده جهانی به سر می‌برید. بنابراین اگر می‌خواهید نقشی ایفا کنید، باید انگلیسی بلد باشید – تا بتوانید با تجار دیگر ارتباط داشته باشید، در کنفرانس‌ها و همایش‌ها شرکت کنید، روزنامه‌ها و مجلات تجاری بخوانید و....
  • دانشجوی و محقق بهتری باشید. می‌توانید با دانشمندان کشورهای دیگر مکاتبه کنید. در همایشهای بین‌المللی شرکت کنید و با مطالعه مجلات و کتب، از یافته‌های جدید علمی با خبر شوید.

 

یاد گرفتن انگلیسی آسان است

انگلیسی نه فقط مفیدترین زبان دنیاست، بلکه یکی از آسان‌ترین زبانها برای یادگیری و استفاده محسوب می‌شود:

  • الفبای ساده – هیچ نماد یا نشانه خاصی از قبیل ä یا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافی است یک s (یا es) به انتهای یک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهی کلمات – اغلب کلمات اصلی کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولانی‌تر هم غالباً کوتاه می‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگلیسی همه جا یافت می‌شود: دسترسی به تلویزیون، موسیقی، وب‌سایتها و مجلات انگلیسی زبان بسیار راحت است. شما مجبور نخواهید بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشی استفاده کنید. می‌توانید همزمان هم انگلیسی بیاموزید و هم از آن استفاده کنید. بدیهی است که بدین ترتیب اشتیاق شما برای یادگیری افزایش می‌یابد.

منبع: http://www.zabanamoozan.com/


 
 
چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

سریع خوانی

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.

حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

  • کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند.
  • وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).
  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.
  • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).

 

البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است. اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متن یا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن) به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید.

به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا به زبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید.

 

چگونه بخوانیم؟

در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود:

1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی at به جای on استفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر در جمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟ اگر مطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا در ذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید.

3- هر جا لازم است (و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید. (معرفی دیکشنری)

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد.

 

اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط بکشید تا بعداً به آنها رسیدگی کنید.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.

منبع: http://www.zabanamoozan.com/

 


 
 
چطور میتوانیم شنونده خوبی باشیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

تحقیقات نشان داده است که هر فرد روزانه 90 درصد زمان کاری خود را صرف یکی از حالات ارتباط میکند: یا در حال صحبت کردن است، یا نوشتن، یا خواندن و یا شنیدن. در بین این چهار حالت، شنیدن یا گوش کزدن بیشترین سهم را دارد. ما بیش از 30 درصد از وقت خود را صرف گوش کردن به رسانه های جمعی (مثل رادیو و تلویزیون) میکنیم و 25 درصد دیگر از وقتمان را هم صرف گوش کردن به دیگران. با این تفاسیر، خوب شنیدن مهارت بسیار مهمی برای ما به حساب می آید.

مهارت شنیدن برای یک زبان آموز اهمیت دوچندانی دارد. چرا که بخش عمده ای از فرایند یادگیری زبان با خوب شنیدن در ارتباط است. با خوب شنیدن و زیاد شنیدن، میتوانید تلفظ خود را بهبود ببخشید، دایره لغات خودتان را گسترش دهید، اصطلاحات جدید و ناب انگلیسی را یاد بگیرید. شاید بدون اغراق یتوان گفت، مهارتهای شنیداری در یادگیری زبان انگلیسی بیشترین اهمیت را دارند.

اگر فکر میکنید شنونده خوبی نیستید، با خواندن نکات زیر میتوانید مهارتهای خود را در این زمینه افزایش دهید:

 

1- اگر به گوینده نگاه کنید، بهتر میشنوید. حالات چهره و چشمان فرد گوینده، حرکات دست و حالت بدن او، به معنای کلماتی که میشنوید، می افزایند. علاوه بر این، توجه شما باعث میشود فرد سخنگو با علاقه و انگیزه بیشتری صحبت کند.

 

2- به جای تک تک کلمات، یر معنای کل جملات تمرکز کنید. هر گوینده از سخنانی که به زبان می آورد هدفی را دنبال میکند، این هدف ممکن است در قالب کلمات مختلفی بیان شود، ولی کار شما به عنوان شنونده این است که نکته اصلی را در این صحبتها پیدا کنید. پس تمرکز شما باید بر فهم کل صحبت باشد، نه بر کلمات.

 

3- به لحن و تن صدای گوینده توجه کنید. فرد گوینده ممکن است بعضی کلمات را خیلی آهسته ادا کند، یا کلمه ای را خیلی بلند بگوید، جایی مکث کند یا آه بکشد، جمله ای را با آهنگی خاص تلفظ کند، یا برای بیان احساسش تن صدایش را بالا و پایین ببرد. این صداها به کلماتی که گفته میشوند رنگ و لعاب میدهند. با توجه به این حالات میتوان معنای جملات را بهتر درک کرد.

 

4- گفته های فرد مقابل را در یک یا دو جمله خلاصه کنید. خوب به حرفهایی که میشنوید گوش دهید، سپس سعی کنید هر چیزی که فهمیده اید را به زبان خودتان در یک یا دو جمله خلاصه کنید (و آنرا بنویسید.)

 

5- تمرین کنید! یاد گرفتن و تقویت هر مهارتی نیازمند تمرین زیاد است. برای تقویت مهارت شنوایی خودتان باید به منابع اصلی زبان انگلیسی گوش دهید.

من تماشای فیلمهای زیرنویس دار، گوش کردن به آهنگهای انگلیسی، گوش کردن به اخبار و داستانهای انگلیسی و خواندن متن آنها را به شما توصیه میکنم. البته سعی کنید از منابعی استفاده کنید که زیاد از سطح معلومات زبان انگلیسی شما بالاتر نباشند.

موفق باشید

 


 
 
نکاتی برای یادگیری سریعتر زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

      هدف داشته باشید.

      چرا میخواهید زبان یاد بگیرید؟ قبل از هر چیز این سؤال را از خودتان بپرسید. خودتان دوست دارید زبان یاد بگیرید یا کسی از شما خواسته است که این کار را بکنید؟ یادگیری زبان مثل هر تصمیم دیگری که در زندگی میگیرید، باید خواست خود شما باشد.

      هنوز بچه هستید!

       بچه ای که تازه متولد شده است، به آهستگی زبان یاد میگیرد.

       اول یاد میگیرد که گوش کند، بعد صحبت کردن یاد میگیرد.

       سرانجام نوبت به خواندن و نوشتن میرسد.

     هر روز به مطالب انگلیسی گوش دهید.

      به رادیوهای انگلیسی زبان گوش دهید.

       برنامه های تلویزیونی انگلیسی ببینید.

       فیلمهای زبان انگلیسی تماشا کنید.

      از مطالب آموزشی اینترنتی استفاده کنید.

     یک دوست انگلیسی زبان پیدا کنید.

       با هم به انگلیسی صحبت کنید.

      مکالمه هایی که یاد گرفته اید را تمرین کنید.

      داستانهای انگلیسی بخوانید.

      با کتابهای داستان ساده شروع کنید.

       تبلیغات و هر تابلویی که به انگلیسی میبینید را بخوانید.

      کلمات جدیدی که یاد میگیرد را بنویسید.

       دفترچه ای برای لغات جدید داشته باشید.

       کلمات را در آن به ترتیب حروف الفبا بنویسید.

       برای هر کلمه یک جمله مثال بنویسید.

       همیشه اول از یک دیکشنری انگلیسی-انگلیسی استفاده کنید.

      از گرامر ترس نداشته باشید.

       گرامر هم وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است.

       برای یاد گرفتن نکات گرامری که در آنها ضعیف هستید، تمرین کنید.

     به دوستانی که در سطح پایینتری از شما قرار دارند، نکات گرامری را آموزش دهید. تدریس بهترین راه برای یادگیری است.

     از انگلیسی لذت ببرید.

      هفته ای یکبار تبدیل به یک انگلیسی زبان شوید! طوری رفتار کنید که انگار زبان مادریتان را نمیدانید. سعی کنید روزتان را فقط با انگلیسی صحبت کردن بگدرانید.

       نامه های عاشقانه انگلیسی بنویسید. (اگر معشوقه تان انگلیسی یاد ندارد که دیگر چه بهتر!)

       سعی کنید مطالب جالبی که به زبان خودتان میخوانید را به انگلیسی ترجمه کنید. (جوکها، مطالب کوتاه، جملات جالب و ...)

       متن آهنگهای محبوبتان را پیدا کنید و همراه با گوش کردن متن را هم بخوانید. حتی میتوانید با خواننده محبوبتان همراهی هم بکنید!

       برای خودتان یک هویت انگلیسی داشته باشید (با شغل، خانواده و ...). بیوگرافی خودتان را بنویسید.

        با خودتان انگلیسی صحبت کنید. اگر کسی زبان شما را نمیفهمد، لااقل با خودتان که میتوانید انگلیسی صحبت کنید!

       هر جایی که قدم میگذارید، سعی کنبد نام وسایل اطرافتان را به انگلیسی با خودتان تمرین کنید. اگر کلمه ای را بلد نیستید، از دیکشنری استفاده کنید.

 

امیدوارم که این نکات در یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک کند.

 


 
 
مهارتهای یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

زمانیکه تصمیم دارید یک زبان جدید یاد بگیرید، باید به یاد داشته باشید که خود شما اصلی ترین نقش را در یادگیری زبان دارید. در همین 2-3 سال تدریس زبان به من ثابت شده است که بیشتر زبان آموزان فکر میکنند حضور در کلاس زبان و گذراندن ترم و به پایان رساندن یک کتاب به تنهایی برای یادگیری زبان کافی است. در حالیکه، یادگیری زبان نیازمند وقت و از همه مهمتر بوجود آوردن محیطی است که در آن از زبان استفاده شود.

در اینجا قصد دارم به تعدادی از راهکارها و مهارتهایی که میتوانند کمک شایان توجهی به بهتر یاد گرفتن زبان شما بکنند، بپردازم.

 

- تمرین زبان را در برنامه روزانه خود بگنجانید. تمرین روزانه اهمیت فوق العاده زیادی دارد.

 

- صبور باشید. زمانیکه کسی با شما انگلیسی صحبت میکند، یا در حال مطالعه یک کتاب انگلیسی هستید، نیازی نیست معنای تک تک کلمات را بفهمید!

در کلاس درس، معلم سعی میکند بیشتر انگلیسی صحبت کند تا زبان آموزان یک محیط انگلیسی را تجربه کرده و از جملات معلم الگوبرداری کنند. لطفا بیشتر تحمل کنید!

 

- اشتباه بخشی از جریان یادگیری زبان است. وقتی انگلیسی صحبت میکنید، اشتباه در انتخاب کلمات یا ساختار جمله طبیعی است. کمی خطر کنید و اجازه ندهید که ترس از اشتباه مانع صحبت کردن شما شود.

 

- زمانیکه کسی به شما چیزی میگوید که معنای آن را درست متوجه نمیشوید، از این اصطلاحات انگلیسی استفاده کنید:

"Can you repeat that?"

"What does … mean?"

"Can you say that more slowly?"

 

- فیلم های زبان اصلی تماشا کنید. سعی کنید ضمن تماشای فیلم به دنبال لغات و اصطلاحاتی باشید که آنها را به تازگی یاد گرفته اید.

 

- برای استفاده از زبان انگلیسی، لازم نیست حتما به اندازه کسی که انگلیسی زبان مادریش است مهارت پیدا کرده باشید. به دنبال فرصتی باشید که از آنچه یاد گرفته اید، استفاده کنید. سعی کنید دوستانی پیدا کنید که به زبانی که در حال یاد گرفتن آن هستید، تکلم میکنند. چت کردن همیشه هم بد نیست!

 

- یادگیری زبان چیزی فراتر از یادگیری صداها و لغات جدید است. در پس هر زبان، فرهنگ و یک طرز تفکر خاص وجود دارد. سعی کنید هر چه بیشتر در مورد فرهنگ سخنوران زبانی که در حال یادگیری آن هستید، اطلاعات کسب کنید.

 

- به دنبال شبکه های رادیویی یا تلویزیونی بگردید که برنامه های انگلیسی پخش میکنند. (شبکه هایی مثل "صدای آمریکا" یا "بی بی سی" برنامه های مناسب و ویژه ای برای یادگیری زبان انگلیسی دارند.)

 


 
 
از "لهجه" خود بکاهید!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

بیشتر مشکلاتی که زیان آموزان در تلفظ دارند به خاطر ناهماهنگیهایی است که بین صداهای زبان مادری آنها و زبان انگلیسی وجود دارد. برای مثال، اگر یک انگلیسی زبان با شما صحبت کند، میتواند به راحتی تشخیص دهد که زبان مادری شما انگلیسی نیست و این نکته را با گفتن این که شما "لهجه هندی، روسی، یا چینی دارید" ابراز میکند.

در هر صورت زبان مادری شما میتواند باعث شود که شما مشکلاتی در تلفظ صداها و کلمات خاصی داشته باشید. این مشکلات تلفظی از یک زبان به زبان دیگر متفاوت است. نکاتی که در زیر آمده است میتواند به شما کمک کند که مشکلات تلفظی خود را به حداقل برسانید:

 

  • ·      به حرکات دهان انگلیسی زبانهای بومی دقت و سعی کنید از آنها تقلید کنید. زمانیکه فیلم تماشا میکنید، به حرکات دهان افرادی که صحبت میکنند، نگاه کنید. جملات آنها را تکرار کرده و سعی کنید که تلفظ و آهنگ صدای آنها را تقلید کنید.

 

  • ·      تا زمانیکه تلفظ و آهنگ صحیح جملات را یاد نگرفته اید، سعی کنید شمرده صحبت کنید. اگر با تلفظ و آهنگ نادرست، سریع صحبت کنید، مطمئنا کسیکه به حرفهای شما گوش میدهد، چیزی نخواهد فهمید. نگران این نباشید که ممکن است طرف مقابل شما حوصله اش سر برود، مهم اینست که شما بتوانید منظور خودتان را به درستی منتقل کنید.

 

  • ·      موسیقی انگلیسی گوش بدهید. وقتی در حال یاد گرفتن انگلیسی هستید، سعی کنید به آهنگهای انگلیسی گوش بدهید. کمتر به موسیقی زبان مادری خودتان گوش بدهید. هر زبان، موسیقی و نوع خواندن خاص خودش را دارد.

 

  • ·      از دیکشنری استفاده کنید. علائم فونتیک زبان انگلیسی که در دیکشنری به کار میروند را یاد بگیرید و با استفاده از آن تلفظ صحیح کلماتی که گفتن آنها برایتان دشوار است را پیدا کنید.

 

  • ·      لیستی از کلماتی که نمیتوانید آنها را به خوبی تلفظ کنید، تهیه کرده و از فردی که آنها را به خوبی تلفظ میکند بخواهید آنها را برایتان بخواند. صدای او را ضبط کنید و با تمرین و تکرار تلفظ صحیح آن کلمات را یاد بگیرید.

 

  • ·      کتابهایی بخرید که همراه خود نوار یا سی دی دارند. به طور همزمان گوش دهید و بخوانید. صدای خودتان را در حال خواندن بخشهایی از کتاب ضبط کنید. صدای خود را با صدای اصلی خواننده کتاب مقایسه کرده و اشتباهات خود را اصلاح کنید.

 

  • ·      انتهای کلمات را با دقت بیشتری تلفظ کنید. به "s" سوم شخص و جمع در آخر کلمات توجه کنید و "ed" انتهای افعال زمان گذشته را نیز با دقت بیشتری تلفظ کنید.

 

  • ·      روزانه 15 تا 20 دقیقه با صدای بلند یک متن انگلیسی بخوانید. این کار باعث قوی شدن عضلاتی از دهان میشود که در زمان انگلیسی صحبت کردن مورد استفاده قرار میگیرند. تحقیقات نشان داده است که تقویت عضلات دهان برای صحبت کردن به یک زبان جدید، به سه ماه تمرین روزانه نیاز دارند.

 

  • ·      صدای خودتان را ضبط کنید و در آن به دنبال اشتباهات تلفظی بگردید. بسیاری از افراد دوست ندارند که به صدای ضبط شده خودشان گوش دهند و از این کار اجتناب میکنند. اما این کار بسیار مفید بوده و باعث میشود که شما نسبت به اشکالاتی که در تلفظ خود دارید آگاه شوید.

 

  • ·      صبور باشید. هر کسی میتواند نحوه صحبت کردن خودش را تغییر دهد، ولی این کار مطمئنا یک شبه اتفاق نمی افتد. مردم اغلب به دنبال این هستند که خیلی سریع نتیجه بگیرند و به همین خاطر خیلی زود تسلیم میشوند. تنها زمانی قادر خواهید بود بهتر انگلیسی صحبت کنید که واقعا تلاش کنید و برای آن وقت بگذارید.

 
 
American English vs. British English
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

با سلام

مطلب این هفته در مورد تفاوتهایی است که بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود داره. ولی قبل از اینکه به بحث اصلی بپردازم، میخوام از دوستانی که لطف کردند و در نظرسنجی شرکت کردند، تشکر کنم. مطمئنا نظرات و راهنماییهای شما کمک بزرگی در راه بهتر شدن مطالب این وبلاگه.

نکته بعدی که میخواستم بگم دز موزد مطالب گرامریه. من شخصا مطلب گرامری خاصی در وبلاگ نمینویسم، اگر نکته دستوری خاصی وجود داره که میخواید در موردش نوشته بشه، در قسمت نظرات مطرح کنید و یا برای من پیغام بگذارید.

 

 

تفاوتهای انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی

 

  • آمریکاییها حرف "r" را با گرد کردن زبان و فشردن نوک زبانشان به سقف دهان خود، تلفظ میکنند. در حالیکه بیشتر بریتانیاییها اصلا حرف "r" را تلفظ نمیکنند (مخصوصا زمانیکه حرف r در انتهای کلمه باشد).

 

  • در انگلیسی آمریکایی تفاوت چندانی در تلفظ کلمات can و can't وجود ندارد. در حالیکه در انگلیسی بریتانیایی استاندارد، این دو کلمه آشکارا با هم تفاوت دارند. (حرف a در can't صدای /آ/ دارد).

 

  • آمریکاییها تمایل بیشتری به راحت تلفظ کردن کلمات دارند و در مواقعی بعضی از حروف یک کلمه را تلفظ نمیکنند. به عنوان مثال، کلمه "facts" در انگلیسی آمریکایی مشابه کلمه "fax" تلفظ میشود. (حرف "t" تلفظ نمیشود).

 

  • استرس (تکیه) در برخی از کلمات در این دو نوع گویش انگلیسی متفاوت است. به نمونه های زیر توجه کنید:

British English                                     American English

  advertisement                                      advertisement             

       details                                                  details

 

  • ·     علیرغم اینکه شاید میلیونها واژه مشترک بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وحود داشته باشد، واژگانی وجود دارند که تنها در انگلیسی آمریکایی یا بریتانیایی استفاده میشوند. آشنایی با تعدادی از این کلمات شاید خالی از لطف نباشد.

 

British English                         American English

lift                                            elevator

boot                                         trunk       

autumn                                            fall

litter                                                garbage

crossroad                                 crossing

trousers                                           pants

 

  • ·     علاوه بر موارد فوق، تفاوتهایی هم در املای کلمات در این دو زیرشاخه اصلی زبان انگلیسی وجود دارند؛ به عنوان مثال، کلماتی که در آمریکایی به ترتیب به "or" و "ize" ختم میشوند، در بریتانیایی به "our" و "ise" ختم میشوند:

 

American English                             British English

color                                                colour

harbor                                              harbour

humor                                              humour

 

recognize                                 recognise

realize                                              realise

dramatize                                        dramatise

 

  • ·         تفاوتهای کمی هم در استفاده از حروف اضافه وجود دارد، که به عنوان نکته آخر به آنها میپردازیم:

American English                             British English

on the weekend                               at the weekend

on a team                                        in a team

Please write me soon.                             Please write to me soon.

  •  برای دیدن تفاوتهای املایی انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی روی لینک زیر کلیک کنید. (جدید)

Spelling differences between British and American English

 


 
 
روشهای فراگیری لغات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.

منبع: www.zabanamoozan.com

 


 
 
، اندازه گیری یا ارزشیابی؟ امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 

 

نگاهی به مبانی علمی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی


سرآغاز:واژه ارزشیابی در فرهنگ دهخدا تحت عنوان ارزیابی به معنای «عمل یافتن هر چیز، تقویم» و در فرهنگ معین به معنای «عمل یافتن ارزش و بهای هر چیز، سنجش و بررسی حدود هر چیز و برآورد کردن ارزش آن» تعریف شده است. در فرهنگ روانشناسی، «آرتور ربر»، ارزشیابی را در معنی عام «تعیین ارزش و یا اهمیت یک چیز» و به صورتی ویژه تر، آن را به معنای «تعیین میزان موفقیت یک برنامه، یک درس، یک سری آزمایش، یک دارو و ... در رسیدن به هدفهای اولیه» تعریف کرده است. در فرهنگ وبستر نیز، ارزشیابی به معنای «قضاوت کردن یا تعیین ارزش یا کیفیت کردن» تعریف شده است. مفهوم ارزشیابی به عنوان امتحان و آزمون کردن، همواره در طول تاریخ آموزش و پرورش با فرآیند یاددهی- یادگیری همراه بوده است.

در آموزش و پرورش چین باستان به امتحان و ارزشیابی بیش از حد اهمیت داده می شد، به نحوی که دانش آموزان را برای امتحان دادن در اتاق خاصی محبوس می کردند و از طریق سوراخی که به آن اتاق متصل بود، برای او غذا و آب می فرستادند. در دانشگاه جندی شاپور در عصر ساسانیان از دانشجویان پزشکی برای فارغ التحصیل شدن و ارائه اجازه نامه پزشکی، امتحان به عمل می آمده است. در مدارس عصر قاجاریه و در دارالفنون نیز، امتحان و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی وجود داشت و از دانش آموزان به صورت مرحله ای و نهایی امتحان گرفته می شده و معمولاً امتحانات نهایی با تشریفات خاص و گاه حضور پادشاه برگزار می شده است. بر این اساس، در جریان تعلیم و تربیت برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت یادگیری دانش آموزان و میزان دستیابی به هدفهای تربیتی، از دیرباز ارزشیابی امری ضروری می نموده است.



معمولاً ارزشیابی، هنگامی ضرورت می یابد که در جریان یک عمل، بخواهیم تصمیم تازه ای اتخاذ کنیم. آن وقت است که باید اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری، تجزیه و تحلیل و تفسیر نموده و بر مبنای آن تصمیم گیری کنیم. در فرآیند یاددهی- یادگیری، معلم پیوسته مجبور است تصمیمات تازه ای بگیرد. به عنوان مثال، او باید تصمیم بگیرد که آیا این مطلب را باید تدریس کند؟ آیا دانش آموزان مطالب و مفاهیم را به درستی یاد می گیرند و درک می کنند؟ پس از این دوره تدریس تا چه اندازه دانش آموزان به هدفهای آموزشی مورد نظر رسیده اند؟ و ... او برای پاسخگویی به هریک از این پرسشها، نیازمند اطلاعاتی دقیق است که براساس ارزشیابی به دست خواهد آورد.



تعاریف ارزشیابی


در مورد ارزشیابی، تعاریف گوناگونی ارائه شده است که در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها پرداخته می شود:

- ارزشیابی فرآیند منظمی است که در طی آن، درباره ارزش، مطلوبیت، مؤثر بودن یا کفایت چیزی طبق ملاکها و مقاصد معینی قضاوت و داوری می شود. این داوری مبتنی بر مقایسه دقیق داده های عینی با استانداردهای انتخابی است.

- از دیدگاه کرونباخ، ارزشیابی فرآیند گردآوری اطلاعات به منظور اخذ تصمیم درباره برنامه آموزشی است.

- بی بای(beebay) ارزشیابی را به عنوان «فرآیند نظامدار گردآوری و تفسیر شواهدی می داند که منجر به داوری ارزشی می شود و در نهایت به عمل می انجامد.»



با توجه به تعاریف فوق، می توان نتایج زیر را به دست آورد:

1- ارزشیابی، فرآیندی منظم و نظامدار (سیستماتیک) است. بنابراین به برنامه ریزی دقیق نیاز دارد.

2- ارزشیابی، بیشتر یک فرآیند کلی است تا جزیی، یعنی کل فرآِیند یاددهی- یادگیری را در برمی گیرد.

3- ارزشیابی، همواره به سوی هدفی متوجه است و هدف نهایی آن اصلاح و بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری است.

4- ارزشیابی نیازمند ملاکهای معینی است که براساس آن درباره مطلوبیت یک امر قضاوت می شود.

5- ارزشیابی در نهایت به نوعی عمل و تصمیم گیری می انجامد.



ارزشیابی پیشرفت تحصیلی


یک معلم حرفه ای در جریان تدریس خود، بدون توجه به این که چه می آموزد و به که می آموزد، چنانچه بخواهد کار خود را به شیوه ای علمی و دقیق پیش ببرد، نیازمند آن است که در طراحی برنامه تدریس خود، مراحل اساسی زیر را پشت سر گذارد:

الف- تعیین هدفهای آموزشی و پرورشی

در این مرحله، معلم از خود سؤال می کند که قرار است چه تغییرات مطلوبی را در دانستنی ها، مهارتها و نگرشهای دانش آموزان خود بوجود آورد. او در این مرحله موظف است تا هدفهای مورد نظر را براساس انتظاراتی که در پایان درس از فراگیران خود دارد، بیان کند.



ب- تعیین رفتار ورودی و انجام ارزشیابی تشخیصی

همه معلمان قبل از شروع تدریس از خود سؤال می کنند که آیا دانش آموزان برای یادگیری درس جدید از آمادگی های لازم برخوردارند؟ آیا آنان پیش دانسته های لازم را برای دریافت این درس دارا هستند.برای پاسخگویی به این پرسشها و تعیین رفتار ورودی دانش آموزان، معلم ناچار است به نوعی ارزشیابی تشخیصی دست بزند تا بتواند ضمن آگاهی از تواناییهای دانش آموزان، نقطه شروع تدریس خود را معین کند و از دانسته های فراگیران آغاز کند و به مرور مطالب جدید را به آنها آموزش دهد.



ج- انتخاب روش تدریس مناسب و ارائه آن در کلاس درس

پس از انجام ارزشیابی تشخیصی، معلم با توجه به ماهیت درس خود و هدفهای آن و اصولی که بر فرآیند یادگیری حاکم است، روشی را برای تدریس خود برمی گزیند. امروزه معمولاً با توجه به یافته های روانشناسی پرورشی توصیه می شود که معلمان از الگوها و روشهایی برای تدریس استفاده کنند که در آنها بر فعالیت یادگیرنده در جریان یادگیری، انجام فعالیتهای گروهی و یادگیری مشارکتی، واداشتن دانش آموزان به تفکر و حل مسأله و دستیابی به مهارتهای فرآیند و فراشناختی تأکید بیشتری می شود. بر همین اساس به معلمان سفارش می شود که از روشهای سنتی و قالبی که عملاً دانش آموزان را به حفظ انبوهی از حقایق و اصول مسلم وادار می سازد اجتناب کنند.



د- ارزشیابی مرحله ای یا تکوینی

در جریان ارائه درس و انجام فعالیتهای یاددهی- یادگیری و تعامل میان معلم و دانش آموزان و دانش آموزان با یکدیگر و با محیطی که آنها در آن قرار دارند، معلم به عنوان کسی که نقش راهنمایی دانش آموزان را به عهده دارد و می کوشد تا با توجه به هدفهای آموزشی و پرورشی درس مورد نظر به جهت دهی و سازمان دهی فعالیتها و تجارب یادگیری دانش آموزان بپردازد. در این مسیر همواره این نگرانی وجود دارد که آیا یادگیری در حال اتفاق افتادن است؟ آیا حواس و ذهن دانش آموزان با موضوع یادگیری درگیر شده است؟ آیا شاگردان مطالب را می فهمند؟ و... معلم برای این که بتواند به این پرسشها پاسخ دهد و براساس پاسخ آنها فرآیند یاددهی- یادگیری را درست پیش ببرد، مجبور است در خلال تدریس خود، مرتباً از دانش آموزان تأیید بگیرد که آیا درس را می فهمند؟ آیا به درس توجه دارند؟ آیا ابهامی در دریافت مطالب ندارند؟ و در بیشتر موارد، با توجه به مطالب ارائه شده، پرسشهای شفاهی را در کلاس طرح کند تا فراگیران به آنها پاسخ دهند یا تکالیف کوچکی را برای آنها در نظر بگیرد که به سرعت انجام دهند (به عنوان مثال نظرات معلم را خلاصه وجمع بندی نمایند یا مسأله ای در ارتباط با موضوع درس حل کنند یا آزمایشی را دوباره انجام دهند و...) مجموعه فعالیتهایی از این دست، ارزشیابی تکوینی نامیده می شود که عملاً معلم را در جریان یادگیری شاگردان قرار می دهد و به او کمک می کند تا آگاهانه فرآیند تدریس را در مسیر صحیح خود پیش ببرد.



هـ- جمع بندی و ارزشیابی مجموعی

همه معلمان با توجه به هدفها و محتوای درس خود در مراحل پایانی تدریس، ضمن جمع بندی و نتیجه گیری کلی از مطالب و فعالیتهایی که در کلاس و محیط آموزشی و یادگیری عرضه کرده اند، مایلند به این پرسش اساسی پاسخ دهند که تا چه اندازه دانش آموزان آنها توانسته اند به هدفهای آموزشی و پرورشی درسی دست یابند و اگر برخی از هدفهای درسی تحقق نیافته اند، چه موانع و مشکلاتی بر سر راه یاددهی- یادگیری وجود داشته است؟ آیا این مشکلات ناشی از ضعف معلم در ارائه صحیح درس بوده است؟ آیا دانش آموزان برای یادگیری، کوشش مناسب را انجام نداده اند؟ آیا مطالب و فعالیتهای یادگیری عرضه شده با توانایی و میزان درک و فهم فراگیران هماهنگی نداشته است؟ دستیابی به پاسخ این سؤالات، تنها در سایه اجرای نوعی ارزشیابی مجموعی ممکن خواهد شد. جمع آوری اطلاعات دقیق در مورد یادگیری های دانش آموزان و مجموعه فعالیتهای یاددهی- یادگیری، به معلم کمک خواهد کرد تا مشکلات یادگیری شاگردان و نقایص کار خویش و احیاناً مشکلات مربوط به محتوا و مطالب کتاب درسی و موارد آموزشی و کمک آموزشی و نظایر آن را کشف کند و آنگاه برای اصلاح و بهبود آنها اقدام نماید.



مراحل ارزشیابی


فرآیند ارزشیابی مستلزم پشت سرگذاشتن دوگام اساسی اندازه گیری و سنجش است. اندازه گیری در هر زمینه، معمولاً به جمع آوری اطلاعات درباره یک صفت یا خصیصه معینی که در هر شئ، یا پدیده وجود دارد، گفته می شود. این اطلاعات به منظور پیش بینی، داوری و تصمیم گیری در مورد فرد، شئ یا پدیده مورد نظر به کار می رود. به عنوان مثال اندازه گیری اندازه های بدنی یک فرد، می تواند به ما کمک کند که کفش و لباس مناسب برای وی تهیه کنیم، یا اندازه گیری میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دروس مختلف، ما را در راهنمایی تحصیلی وی در رشته های خاص یاری خواهد بخشید. براین اساس، نتایج اندازه گیری همواره منجر به توصیف پدیده مورد اندازه گیری می شود و تفسیر این نتایج نیز در بیشتر موارد برای ما امکان نوعی پیش بینی را فراهم می آورد.



گاهی ممکن است اطلاعات مربوط به صفاتی را که در اشیاء، افراد یا پدیده های شبیه به هم وجود دارد، با یکدیگر مقایسه کنیم و آنها را از نظر صفت یا خصیصه مشترک با یکدیگر مقایسه و بسنجیم. مثلاً هنگامی که از جنس، رنگ و قیمت چند جفت کفش اطلاع داشته باشیم، می توانیم آنها را به راحتی با یکدیگر مقایسه کرده و در مورد انتخاب یکی از آنها برای خودمان، تصمیم گیری کنیم. همچنین هنگامی که نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مان را در یک درس معینی در اختیار داشته باشیم، می توانیم آنها را با یکدیگر مقایسه و سنجش کنیم و سپس برای ورود آنها به یک مسابقه علمی تصمیم بگیریم. به طور کلی در جریان اندازه گیری و سنجش باید مراحل زیر را طی کرد:

1- تعریف صفت یا خصیصه مورد اندازه گیری

در این مرحله باید مشخص کرد که چه صفتی را می خواهیم اندازه گیری کنیم، در مورد یک شئ مواردی مانند وزن، رنگ، جنس، کاربرد و... صفاتی هستند که به آسانی می توان آنها را تعریف کرد. در مورد دانش آموزان، قد، وزن، هوش، میزان یادگیری در دروس گوناگون، صفاتی هستند که باید تعریف شوند.



2- تعیین یا ساختن ابزار اندازه گیری

با توجه به صفت مورد اندازه گیری تصمیم می گیریم که از چه ابزار یا وسیله ای برای اندازه گیری آن استفاده کنیم. برای اندازه گیری وزن معمولاً از وسایل توزین مانند ترازو و برای اندازه گیری میزان پیشرفت تحصیلی فراگیران از ابزارهایی مانند مشاهده، مصاحبه (سؤالات شفاهی)، پرسش نامه (سؤالات کتبی) و... استفاده می کنیم. برخی از ابزارهای اندازه گیری مانند ترازو یا آزمونهای اندازه گیری هوش و استعداد از قبل ساخته شده اند و ما تنها باید آنها را برای انجام عمل اندازه گیری انتخاب کنیم، اما گاهی نیاز است که ابزارهایی را خودمان طرح ریزی نموده و بسازیم. به طور مثال معلمان، بسیاری از پرسشهای امتحانی را خودشان می سازند و به کار می برند. انواع پرسشهای کتبی از نوع آزمونهای عینی و انشایی، نمونه هایی از ابزارهای اندازه گیری معلم ساخته است.



3- انتخاب یا ساختن مقیاس اندازه گیری

بسیاری از مقیاسهای اندازه گیری از قبل تعیین شده است، مانند واحد متریک برای اندازه گیری طول و واحد کیلوگرم و گرم برای اندازه گیری وزن. در نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی کشور ما، از مقیاس فاصله ای (نمره صفر تا بیست) برای اندازه گیری و سنجش یادگیری های دانش آموزان استفاده می شود. گاه ممکن است معلم خودش مقیاس تازه ای را برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در یک درس خاص وضع کند.



4- انجام عمل اندازه گیری

عمل اندازه گیری هنگامی صورت می گیرد که ما به مقادیری از یک صفت یا خصیصه که در یک فرد، یک شئ، یا یک پدیده وجود دارد، براساس قواعد معینی، عدد یا کمیت می دهیم. به عبارت دیگر عمل اندازه گیری، یعنی کمی ساختن صفات یا خصوصیات در جریان ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، هنگامی که معلم در حال تصحیح اوراق امتحانی یا مشاهده و بررسی رفتار دانش آموزان است و به ازای عملکرد آنها یا تغییراتی که در رفتار و اعمال آنها مشاهده می کند، به آنان نمره می دهد، عمل اندازه گیری صورت می گیرد. در این مرحله است که معلم باید دقت لازم را به کار بگیرد تا اندازه گیری با کمترین خطا انجام شود.



5- سنجش و ارزشیابی

نتایج عمل اندازه گیری، داده ها یا نمراتی است که تنها به مقدار یک صفت یا خصیصه در یک فرد یا شئ یا پدیده اشاره می کند، اما اگر مجموعه ای از این داده ها را با یکدیگر مقایسه و سنجش نموده و آن گاه براساس یک معیار مشخص درباره آنها به قضاوت و داوری بپردازیم، می گوییم که عمل سنجش و ارزشیابی انجام داده‏ایم.به عنوان مثال اگر نمرات ریاضی دانش آموزان را در یک کلاس با معیار میانگین (معدل کلاس) بسنجیم و در مورد پیشرفت تحصیلی هر یک از دانش آموزان (از مقایسه نمره او با میانگین) به قضاوت و داوری بپردازیم، می گوییم که عمل ارزشیابی انجام داده ایم.


منبع

روزنامه همشهری


 
 
تکنیکهای پاسخ گویی به درک مطلب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 


از آنجاییکه درک مطلب قسمت عمده ای از سئوالات امتحانی را در بر دارد آگاهی از تکنیکهای زیر دانش آموزان را در پاسخ صحیح دادن به سئوالات درک مطلبی یاری خواهد کرد .

گاهی اوقات دانش آموزان علیرغم درک کلی متن قادر نمی شوند بطور کامل به سئوالات مندرج پاسخ درست بدهند و پاسخ سئوالات را بدون تغییرات لازم مستقیما از متن رونویسی می کنند . بنابر این از دانش آموزان انتظار می رود با رعایت توصیه های زیر بتوانند ضمن درک کلی متن به سئوالات پاسخ داده شود .

 

1 – به سئوالات درک مطلب بطور کامل یعنی بصورت جمله پاسخ داده شود .

Mary went to the shop and bought a notebook .

                                      

                                       What did Mary buyShe bought a note book.

 

جواب سئوال بالا a notebook  می باشد اما باید بصورت جمله کامل پاسخ داده شود .

 

 

2 – از نوشتن کلمات اضافی برای سئوال درک مطلب خودداری شود .

 Hamid took the exam and passed the test .

                                 Did Hamid pass the testYes , he passed the test .

 

در جواب بالا کلمات اضافی خذف شده است و فقط پاسخ لازم داده شده است .

 

 

3 – به هدف سئوال توجه شود . برای مثال اگر سئوالی با where   مطرح شده باشد در جواب باید قید مکان نوشته شود .

The man spoke angrily at school yesterday .

             Where did the man speak angrilyHe spoke angrily at school .

 

در جواب بالا اگر  at school   در پاسخ نباشد صحیح نیست .

 

 

4 – در پاسخ سئوال فاعل و زمان فعل باید با سئوال درک مطلب مطابقت داشته باشد . ( نه با فاعل و زمان فعل خود درک مطلب )

I am Mr Jackson . I live in London . I work in a company .

                                 Where does Mr Jackson live He lives in London .

 

 

5 – اگر جمله سئوالی با یک فعل کمکی آغاز شود به آن  yes no questions  گفته می شود بدین معنی که در جواب باید از yes   یا  no  استفاده شود . در صورتی که پاسخ  yes  یا  no  را با توجه به مفاهیم کلی متن می دانید کافی است از قالب بندی خود سئوال استفاده کنید و نیازی نیست جواب را از متن کپی کنیم .

There are some birds and two old lions in the zoo .

Are there young lions in the zoo ?  No , there aren't young lions in the zoo

 

 

6 – اگر جمله با why  سوال شده باشد در جواب باید اول قضیه اصلی با استفاده از ساختار جمله بیان شود و سپس بعد از نوشتن because  جواب داده شود .

Ahmad is happy because he has got a lot of money .

        Why is Ahmad happy ? He is happy because he has a lot of money .

 

در جواب بالا قضیه اصلی  He is happy  و هم قضیه فرعی because he has a lot of money  بیان شده است .

 

 

7 – حد الامکان سعی شود در پاسخ بجای اسم از ضمیر استفاده شود .

Did the man buy the books ?

Yes . he bought it .

 

 

8 – اگر در جمله سوالی or  یا or not  بکار رود احتیاجی به نوشتن yes   و no  نیست .

 

Is it autumn or winter ? It is winter .

 

 

9 – از علامت زدن به متن برای پاسخ بجای نوشتن آن در جاهای مشخص شده خودداری شود .

 


 
 
روشهای یادگیری لغات زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 


در فرآیند آموزش زبان انگلیسی نقش حفظ لغات و بکار گیری آنها امری مهم به حساب می آید. یادگیری لغات در هر زبانی مخصوصا در زبان انگلیسی خیلی مهم است چون که هرچه دایره لغات ما (یعنی لغاتی که در ذهن داریم) درباره آن زبان بیشتر باشد بهتر و راحتتر می توانیم جمله سازی کنیم و از معادلهای ساده تر یک لغت برای بیان منظور خود استفاده کنیم .

در این بخش روشهای ساده ای برای یادگیری لغات زبان انگلیسی به شما آموزش داده می شود. این روشها خیلی عملی و ساده می باشند و با روشهای دیگر کمی متفاوت است.

 

روش اول : با ثبت لغات در یک دفترچه کوچک که بتوانید آنرا همیشه و همه جا با خود حمل کنید ِ می توانید لغات زیادی را در دفعات متعدد بازدید کرده و از یادگیری و حفظ آنها آگاه شود. دفترچه های کوچکی به همین منظور در در بازار وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید. این دفترچه ها به این صورت می باشند که به سه ستون به نامهای لغت فارسی  ِ تلفظ   ِ لغت انگلیسی

تقسیم بندی شده است . نمونه ای از این نوع دفترچه ها و نحوه استفاده از آنها در پایین مطلب قابل مشاهده است .

 

          انگلیسی

               تلفظ

            فارسی

             Book

              /bUk/

             کتاب

 

 

نکته مهم در استفاده از این روش این است که شما باید لغات نوشته شده در این دفترچه ها را طبقه بندی کنید به طور مثال چند صفحه را به اسم وانواع میوه ها یا اسم غذاها و یا اقسام کلمه مثل اسم و یا فعل اختصاص بدهید. با استفاده از این روش هر روز شما شاهد افزایش دایره لغات خود در زبان انگلیسی هستید. 

 


 
 
پنج خطای رایج در نوشتن طرح­های درس و چگونگی پرهیز از آنها
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 

 

   دکتر رابرت کیزلیک

 

ترجمه:

اسماعیل سلیمی ساعتلو

 

      معلمان موفق همواره طراحان و متفکران خوبی هستند. من در مسیر شغلیم به عنوان معلم و تربیت دهنده معلم، هزاران طرح درس نوشته شده به وسیله دانشجویان را مطالعه کرده و ارزیابی نموده­ام.  به جرات می­توانم بگویم اشتباهات زیادی را می­بینم که آنچه را که طرح درس قرار است  انجام دهد را تحریف یا تضعیف می­کنند. شما می­توانید مهارتهای طرح درسی خود را اول  از همه به وسیله تفکر دقیق در باره آنچه که طرح درس قرار است انجام بدهد، بهبود بخشید. هیچ جانشینی برای این موضوع وجود ندارد. در تدریس نحوه تهیه طرح درس به دانشجویان، متوجه شده­ام اغلب دانشجویان اشتباهات زیر را  مرتکب می­شوند:

1. هدف عینی درس مشخص نمی شود. (چیزی که دانش آموز واقعا انجام خواهد داد که می تواند قابل مشاهده باشد.)

2. ارزشیابی درس بی ارتباط با رفتار بیان شده در هدف عینی است.

3. مواد مشخص شده در درس غیرمرتبط با فعالیتهای یادگیری توصیفی واقعی هستند.

4. آموزشی که معلم نسبت به سطح یادگیری دانش­آموز مورد نظر به کار می گیرد اثربخش نیست.

5. فعالیتهای توصیف شده دانش آموز در طرح درس به صورت اثربخش و مستقیم با هدف درس هماهنگ و مرتبط نیستند.

 

      یک طرح­درس که مشتمل بر یک یا بیشتر از این نوع اشتباهات است به دوباره فکر کردن[1] و بازبینی نیاز دارد. در ادامه مطلب، اصول و راهنمایی­هایی برای کمک به شما برای بهبود و اصلاح طرحهای درس اثر بخش و پرهیز از پنج اشتباه رایج ذکر شده است.

 

- اول شما باید بدانید چگونه طرح ریزی کنید.

     هدف یک طرح درس واقعا بسیار ساده است: هدف برقراری ارتباط است. اما شما ممکن است سوال کنید ارتباط با چه کسی؟ پاسخ به این پرسش در یک مبنای عملی این است: شما. طرحهای درسی که شما تهیه می کنید شما را در جهت کمک به دانش آموزانتان برای نیل به خروجی های [2]یادگیری مورد نظر راهنمایی می کنند. اگر یک طرح درس با یک قالب خاص سازگار باشد الزاما مناسب نیست.  به هر حال واقعا آنچه که شما می خواهید توصیف کنید و آن چه که شما مصمم به انجام آن هستید  بهترین معانی برای یک پایان هستند. اگر شما طرح درسی می نویسید که می تواند به طرق گوناگون تفسیر یا اجرا شود ، آن احتمالا  طرح درس خوبی نیست. این به ما می فهماند  که شخص باید بداند که یک کلید اصلی در ایجاد یک طرح درس مشخص است. آن است شبیه این گفته است: " تقریبا هر سری از راههای اتصالی سرانجام شما را از  West Florida به  Anchorage     Alaska خواهد برد " همچنین فقط یکی از راههایی که این دو مکان را به هم وصل می کند کوتاهترین و بهترین مسیر است. بهترین در اینجا به این معنی است که برای مثال رسیدن به Anchorage  استفاده از یک اتومبیل نامطمئن مشکل متفاوتی از رسیدن به آنجا با استفاده از یک اتومبیل جدید مدل بالا است. شخص از چه فرایندی برای رسیدن به مقصد  تبعیت می کند؟ بستگی دارد به زمان و منابع در دسترس.

       بنابراین اگر شما موافقت می کنید که هدف طرح درس ارتباط برقرار کردن است، پس در مسیر به انجام رساندن آن هدف، طرح درس باید حاوی مجموعه ای از عناصری باشد که فرایند را توصیف می کنند. بیایید نگاهی به آنچه که این عناصر باید باشند بیفکنیم.

منبع : مدرسه مجازی زبان


 
 
extensive reading
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸
 

 

این روش به شما کمک می کند که قواعدی که به صورت نظری مطالعه کردید در ضمیر ناخودآگاه شما جا بیفتد، لذا با ادامه این روش شما قادر خواهید بود بدون فکر کردن جملات کاملا صحیح انگلیسی را بیان کنید، شبیه آنچه که در فارسی انجام می دهید. از طرفی دیگر مطالعه این کتابها مسیری است که شما را به مطالعه آسان نشریات و کتابهای روز انگلیسی راهنمایی می کند و در حقیقت مقدمه یک مطالعه موثر است.
کارآیی این روش با آزمایش هایی که در مراکز آموزش زبان وابسته به دانشگاه کمبریج در سراسر دنیا انجام شده اثبات شده. من در سایت یک استاد انگلیسی در ژاپن خوندم که ایشون 56% روش آموزشی شون رو این متد Extensive reading تشکیل می ده. این روش به دلیل جذابیتی که پیگیری داستانها ایجاد می کند بسیار ساده قابل انجام است. اما شروع آن باید با جدیت باشد.
در یک مقایسه انجام شده دو گروه از دانش آموزان زبان انگلیسی به دو روش به یادگیری کلمات پرداختند، یک گروه با روش سنتی دفترچه لغات و تکرار مرتب لغات و یک گروه با انجام متد Extensive reading. نتیجه این شد که در ابتدا رشد یادگیری در گروه اول بیشتر بود اما به تدریج گروه دوم سبقت گرفتند و پس از گذشت 6 ماه گروه دوم تقریبا به تمام لغات لازم انگلیسی تسلط پیدا کردند اما گروه اول بسیار عقب تر بودند.
البته بدونید که Extensive reading به تنهایی برای ارتقاع زبان موثر نیست و در کنار آن حتما باید قواعد نیز مطالعه شود. البته زمان لازم برای مطالعه قواعد بسیار کمتر است. اما به هرحال باید وجود داشته باشد. از آنجایی که ما ایرانی ها در مدرسه اکثر قواعد پایه ایی رو یاد گرفتیم، یک کتاب قواعد خوب به توصیه استادم کتاب Communicate what you mean است که در ایران هم تجدید چاپ شده. یک کتاب دیگر Language practice است که در 4 سطح ارائه می شود و از انتشارات McMilan است. اما در ایران فقط نسخه اصلی موجود است که حدود 20 هزار تومان برای سطح First Certificate پاتون آب می خوره.

این متد یک راه بیشتر ندارد و آنهم مطالعه به هر میزانی است که می توانید. حداقل زمانی که باید به این روش اختصاص داده شود 61 دقیقه در روز است که به مرور زمان به راحتی بدست می آید. اما میزان مطلوب مطالعه یک کتاب در روز است. شما بعد از آنکه سطح خودتان را پیدا کردید باید حداقل 20 تا 30 کتاب از آن سطح را مطالعه کنید تا بتوانید به سطح بعدی ارتقاع پیدا کنید لذا در صورت مطالعه یک کتاب در روز ظرف 6 ماه به حدود 3000 تا 4000 لغت کاربردی یا به قولی Head word دست پیدا می کنید که این تقریبا تمام لغات کلیدی است که شما برای فهم اکثر مطالب روز انگلیسی احتیاج دارید.
در این متد شما باید مراجعه به دیکشنری را به حداقل برسانید و سعی کنید مطالعه ایی روان داشته باشید. به این روش یک نام دیگر هم می دهند: study for pleasure یعنی مطالعه برای لذت، این یعنی شما باید از آنچه که می خوانید لذت ببرید. در حین مطالعه به هیچ عنوان روی یادگیری لغات یا نکات گرامری تمرکز نکنید بلکه دقیقا برعکس فقط به دنبال فهم داستان باشید. در صورت مواجهه با لغات جدید به هیچ عنوان آنها را علامت نزنید یا معنای لغت را در کنار آن یا در حاشیه و . . . صفحه ننویسید. فراموش نکنید که تنها هدف باید لذت مطالعه باشد. در صورتی که لغتی را مشاهده نمودید که برایتان نا آشنا بود سعی کنید آن را با توجه به فضای داستان و جملات قبل و بعد تحلیل و تفسیر کنید. در کتابهای Graded readers که بازنویسی شده ی داستان های اصلی هستند، این نکته رعایت شده که برای هر کلمه نا آشنا که در متن آمده شواهد و قرائنی قرار داده شود که خواننده بتواند آن لغت را حدس بزند. لذا اگر سطح خود را به درستی تنظیم کرده باشید تقریبا هرگز نیاز به مراجعه به دیکشنری پیدا نمی کنید. فراموش نکنید که این تلاش برای فهم معنای لغت باعث می شود آن لغت برای همیشه در ذهن شما باقی بماند در صورتی که با مراجعه فوری به دیکشنری در حقیقت ذهنتان را از فکر کردن به آن لغت بی نیاز کردید و مغز خیلی سریع آن لغت را فراموش می کند.
مزیت دیگر عدم مراجعه به لغت نامه این است که در اکثر لغت نامه ها کلمات مختلف را معادل هم قرار داده اند در حالی که هرگز هیچ دو کلمه ایی کاملا هم معنی نیستند و شما باید معانی کلمات را درک کنید نه اینکه آنها را به هم وابسته کنید. در نهایت اگر نتوانستید کلمه ایی را حدس بزنید کمی جلوتر بروید و اگر باز هم به آن کلمه برخورد کردید سعی کنید با مقایسه محل کاربرد جدید با محل قدیمی به نتیجه ایی برسید.
در نهایت اگر به هر ترتیب نتوانستید کلمه را حدس بزنید، به دیکشنری مراجعه کنید، فراموش نکنید از دیکشنری هایی که سعی کرده اند فقط کلمات معادل را نام ببرند استفاده نکنید (مثل دیکشنری Oxford) در عوض سراغ دیکشنری هایی بروید که کلمات را شرح داده اند (مثل Cambridge). بعد از دیدن معنی، لغت مذکور و 3 جمله که در آن به کار رفته را در یک دفترچه یادداشت کنید. فراموش نکنید که جملات ترجیحا باید مربوط به همان داستانی باشد که می خوانید، این به یادگیری شما فوق العاده کمک می کند.
سی دی دیکشنری Cambridge رو می تونید تهیه کنید که مزیتی که به نسخه مکتوب داره اینه که تلفظ تمام لغات رو هم داره و این هم به Speaking و هم به Listening شما کمک می کند.

 


 
 
توصیه هایی مهم برای امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢
 


چکیده:

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و توانایی‌های شماست و شما می‌‌توانید از آن به عنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.


برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:

با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه‌ی امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.


با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: " من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. " نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دل‌شوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی هم‌چون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.


آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.



در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا 10% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمان‌بندی کنید. در حالی‌که سؤالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهن‌تان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آن‌ها یادداشت کنید.


برای پاسخ‌گویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آن‌ها که نمره بیش‌تری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:

- مشکل تر هستند.

- جواب دادن به آن‌ها وقت بیش‌تری می‌‌گیرد.

- نمره کم‌تری دارند.


در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.

- ابتدا پاسخ‌هایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.

- اگر تست نمره‌ی منفی ندارد، از بین پاسخ‌های باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.

- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.

- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه‌ی قطعی رسیده باشید.


در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.

- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.

- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.

- سپس آن‌ها را تنظیم کرده و پاک‌نویس کنید.


در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.

- در جمله‌ی اول موضوع اصلی را بیان کنید.

- مقدمه ای برای آن بنویسید.

- سپس موضوع را با جزئیات بیش‌تری شرح دهید.

- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثال‌های اضافی بپرهیزید.


10% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.

- برای ترک کردن جلسه‌ی امتحان عجله نکنید.

- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.

- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.

- پاسخ‌ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.


وقتی نتیجه‌ی امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.

- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیش‌تر مطالعه کنید.

- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.

- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.

- روش‌هایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.

- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه‌ی مطلوب برسید.


 
 
اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩
 


اضطراب یکی از شایع‌ترین حالات روحی است که تقریباً در همه‌ی انسان‌ها در طول زندگی و به درجات مختلف بروز می‌کند. اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزدیک شدن امتحانات در فرد نمایان می‌شود، به طوری که هر کسی در طول زندگی خود حداقل یک بار این احساس را تجربه کرده است. انسان دوست دارد هنگام ارزیابی و نقادی رفتارهایش بوسیله ی دیگران حداکثر امتیاز ممکن را کسب نماید. به همین دلیل هر زمان که در موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می‌گیرد دچار اضطراب می‌شود،هر چند موضوع امتحان را بارها و بارها تمرین کرده باشد.



دانش‌آموزی که درسش را خوانده و یا فردی که برای استخدام باید در مصاحبه شرکت کند، گر چه می‌داند از او سوالات معمولی پرسیده خواهد شد اما با نزدیک‌تر شدن زمان امتحان مضطرب‌تر می‌شود. وجود اندکی اضطراب در انسان هم طبیعی و هم لازم است، ولی اگر از حد بگذرد برای او مشکل‌ساز خواهد بود؛ به طوری که با داشتن اطلاعات و مهارت کافی قادر نخواهد بود امتیاز لازم را کسب کند.



اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با خود پنداره ی ضعیف و تردید فرد درباره‌ی توانایی‌های خود مشخص می‌شود و غالباً با شناخت منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش‌های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است.



انواع اضطراب امتحان


الف) اضطراب تسهیل کننده یا تسریع کننده:

به اضطراب کم و یا در حد معقول که موجب تلاش بیشتر برای کسب موفقیت می‌شود و نتیجه ی بهتری را عاید فرد می‌کند، اضطراب تسهیل یا تسریع کننده اطلاق می‌شود.

نشانه‌ها یا علایم اضطراب تسهیل یا تسریع کننده:

1- فرد به خاطر مرور کردن درس‌هایش دچار هیجان می‌شود.

2- خودش را در اتاقش حبس می‌کند و مشغول درس خواندن می‌شود و به کوچکترین مزاحمت اعتراض می‌کند.

3- به شیوه‌ی خاصی درس‌هایش را مرور می‌کند، مثلاً با صدای بلند درس می‌خواند در اتاق راه می‌رود و یا دراز می‌کشد.

4- به درخواست‌های اطرافیان توجه نمی‌کند یا در مقابل خواسته‌ها با اعتراض می‌گوید که درس دارد.

5- کم غذا یا نسبت به غذایی بی‌میل می‌شود.



ب) اضطراب ناتوان کننده

اضطراب ناتوان کننده دلهره و تشویق شدیدی است که یا خود فرد دارد و یا اطرافیان آن را در فرد تشدید می‌کنند. اضطراب شدید اثر منفی روی عملکرد فرد می‌گذارد، زیرا با متأثر و درگیر کردن ذهن، زمینه‌ی فراموشی‌های زودگذر و خطاهای ادراکی را فراهم می‌کند.



نشانه‌های اضطراب ناتوان‌کننده:
1- فرد به خاطر مرور درس‌هایش دچار هیجان بیش از حد می‌شود.

2- دارای دلشوره و دل‌بهم خوردگی (احساس پروانه در شکم) است.

3- هنگام مرور درس‌هایش دستپاچه و عجول است.

4- از اینکه هر چه می‌خواند، چیزی نمی‌فهمد نالان است.

5- از گرفتن نمره‌ی کم‌ترس و وحشت دارد.

6- هنگام درس خواندن، ناخن‌هایش را می‌جود، پوست لب را می‌کند یا با موی سرش بازی می‌کند.

7- بی‌اشتهاست و نمی‌تواند غذا بخورد.

8- حالت تهوع دارد.

9- گریان است و بهانه‌گیری‌های بی‌دلیل دارد.



علت‌های اضطراب امتحان:
عوامل زیر باعث اضطراب امتحان در فرد می‌باشد.

1- سخت‌گیری‌های بیش از حد

زمانی که والدین با نزدیک شدن زمان امتحان، فشار مضاعفی برای آماده شدن و گرفتن نمره (معمولاً بیست) در مورد فرزند خود به کار می‌برند و یا پی در پی درباره‌ی امتحان به او هشدار می‌دهند.



2- ترس و تهدید

وقتی اطرافیان و مخصوصاً والدین، شرایط ویژه و سخت در ایام امتحان برقرار می‌کنند و فرزند خود را از گرفتن نمره ی کم یا عدم قبول شدن می‌ترسانند و تهدید می‌کنند.



3- عدم آمادگی

هنگامی که فرد به علت نداشتن برنامه‌ریزی درسی و مطالعه ی صحیح آمادگی لازم را برای امتحان کسب نکرده‌ باشد.



4- رقابت

زمانی است که دانش‌آموزان در مدرسه و یا فرزندان در خانه برای برتری یافتن بر یکدیگر به رقابت بپردازند.



5- والدین مضطرب

وجود اضطراب در والدین موجب انتقال آن به فرزند و تشدید اضطراب او می‌شود (مخصوصاً در ایام امتحان).



6- مقایسه کردن

هرگاه ناتوانی‌ها ی فردی با توانایی‌های فرد دیگری سنجیده شود و این امر با سرزنش همراه باشد، اعتماد به نفس فرد کم و بر اضطراب او افزوده می‌شود.



7- بیش از حد مهم جلوه دادن بعضی از درس‌ها

وقتی اطرافیان بعضی از درس‌ها را به هر دلیلی خیلی مهم تلقی می‌کنند، در فرد ترس یا نگرش منفی نسبت به آن درس‌ها به وجود می‌آید.



8- پاداش نامناسب

زمانی که اطرافیان برای قبول شدن یا گرفتن نمره ی بالا (معمولاً بیست) پاداش بیش از حد در نظر می‌گیرند.



9- تفکر منفی

وقتی اطرافیان فردی را با القابی مانند بی‌استعداد، بی‌عرضه و ... مورد خطاب قرار می‌دهند، تصویر ذهنی ناتوانی یا تفکر منفی را در فرد بوجود می‌آورند. این امر اضطراب امتحان را در فرد تشدید می‌کند.



10- بیماری‌ها

اگر بدون توجه به بیماری‌های جسمی یا روحی روانی و اقدام برای رفع آنها، فشار بیش از حدی به فرد برای درس خواندن و آماده شدن برای امتحان وارد شود، ممکن است دچار اضطراب شود.



11- عدم تمرکز

عدم دقت و تمرکز در انجام تکالیف یا درس خواندن در طول سال باعث می‌شود تا یادگیری سطحی باشد و در موقع امتحان یادآوری مطالب دشوار بوده و موجب اضطراب شود.



12- مقررات در جلسه ی امتحان

گاهی قوانین خشک ، رسمی و انعطاف ناپذیری که بر مبنای عدم اعتماد به دانش‌آموز از سوی مدرسه و عوامل اجرایی امتحانات وضع گردیده، می‌تواند بر شدت اضطراب بیفزاید.



13- انتظار بیش از حد از خود

گاهی اضطراب امتحان به این دلیل است که انتظارات فرد از خود، بیش از توانایی‌های اوست.


 
 
راهکارهای کاهش اضطراب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩
 

 

اضطراب امتحان (2)


در مقاله ی قبل راجع به اضطراب امتحان وانواع و علل آن صحبت کردیم در این مقاله راه کارهایی را برای مقابله با آن پیشنهاد می کنیم :


راه کارهای کاهش اضطراب امتحان:
1- به فرزندمان یادآوری کنیم همواره به خدا توکل کرده و هر کاری را با نام او شروع کند ، زیرا یاد خدا آرامش دهند‌ه‌ی دل‌های مضطرب است.

2- بر توانایی‌های فرزندمان تاکید کنیم تا اعتماد به نفس او تقویت شود.



3- انتظارات خود را با توانایی‌های فرزندمان هماهنگ کنیم و از او توقع بیش از حد نداشته باشیم.



4- تلاش‌های فرزندمان برای کسب موفقیت‌های هر چند کوچک را قدر بدانیم و او را تشویق کنیم.



5- عملکرد فرزندمان را با خودش مقایسه کنیم ، در صورت پیشرفت او را تشویق کنیم و در غیر این‌صورت در صدد علت‌یابی و رفع آن باشیم.



6- امتحان جزیی از فرآیند آموزش است. آن را عملکرد طبیعی و معمولی آموزش بدانیم و از حساسیت بی‌مورد نسبت به آن بپرهیزیم.



7- شرایط فیزیکی و عاطفی مناسبی را در ایام امتحانات برای فرزندمان فراهم کنیم.



8- از ابتدای سال تحصیلی فرزندمان را با نحوه‌ی برنامه‌ریزی درسی، روش صحیح مطالعه و مرور درس‌ها آشنا نماییم تا هنگام امتحان از انباشته شدن مطالب درسی و اضطراب امتحان بکاهیم.



9- به فرزندمان اطمینان خاطر بدهیم که در کنار او خواهیم بود و اگر مشکلی داشت ، او را یاری خواهیم کرد. از به کار بردن عباراتی مانند : «به من ربطی ندارد ، مشکل خودت است ، از نوع درس خواندن تو خسته شدم و ...» خودداری کنیم.



10- به فرزندمان یادآور شویم که تمامی تلاش خود را صرف یادگیری درس‌ها نماید نه کسب نمره ، زیرا کسانی که فقط برای به دست آوردن نمره درس می‌خوانند مطالب درسی را زودتر فراموش می‌کنند.



11- با فرزندمان به گونه‌ای رفتار کنیم که او بتواند عقاید و نگرانی‌های خود را درباره ی امتحان آشکارا بیان کند.



12- آخرین وضعیت درسی فرزندمان را از معلم یا معلم‌هایش جویا شویم تا بهتر بتوانیم به او کمک کنیم.



13- از غیبت کردن فرزندمان در ایام و نزدیکی امتحانات حتی الامکان جلوگیری کنیم، زیرا در این دوران درس‌ها دوره می‌شوند و فرزندمان می‌تواند اشکالات احتمالی خود را از معلم بپرسد و آنها را بر طرف کند.



14- در ایام امتحان فضای خانواده را شاد و آرام نگه داریم و از مشاجره و برخوردهای لفظی به خصوص با فرزندانمان خودداری کنیم.



15- در ایام امتحان از شرکت در جشن‌ها و میهمانی‌ها و یا برگزاری میهمانی حتی الامکان خودداری کنیم.



16- برای ایجاد تنوع و رفع خستگی فرزندانمان در ایام امتحان و درس خواندن، مدت زمان مناسبی را برای تفریح یا بازی و تماشای تلویزیون در نظر بگیریم.



17- ساعت خواب فرزندانمان را طوری تنظیم کنیم که خواب مورد نیاز آنها تأمین شود، به عبارت دیگر شب‌ها زودتر بخوابند تا صبح زودتر بیدار شوند. مطالعه تا نیمه‌های شب علاوه بر خستگی سبب عدم یادگیری می‌شود.



18- یاد‌آوری نماییم سر جلسه ی امتحان، لوازم‌التحریر و وسایل مورد نیاز را با خود همراه داشته باشند تا با آرامش خاطر به سوالات پاسخ دهند.



19- فرزندانمان را روز امتحان با ملایمت بیدار و زودتر از معمول راهی مدرسه کنیم که به موقع سر جلسه ی امتحان حاضر شوند، تا اضطراب دیر رسیدن به اضطراب امتحان اضافه نشود.



20- به فرزندانمان آموزش دهیم که دعا باعث آرامش و رسیدن به موفقیت می‌شود ، اما شرط مستجاب شدن دعا، تلاش و کوشش خود ماست.



21- با استفاده از نمونه سوالات سال‌های قبل، امتحان آزمایشی از فرزندانمان بگیریم و آن را تصحیح کنیم. با این روش، علاوه بر کاهش اضطراب آنها، درس‌هایی را که باید بیشتر تمرین کنند، تشخیص داده و بهتر می‌توانیم آنها را راهنمایی کنیم.



22- برنامه ی امتحانی فرزندانمان را در جایی نصب کنیم و به آنها بگوییم، روی هر امتحانی که می‌دهند یک خط بکشند. این کار انگیزه‌ی بیشتری برای درس خواندن و احساس نزدیک شدن به پایان امتحان را در آنها به وجود می‌آورد.



23- تشویق، تحسین و تأکید روی نقاط قوت فرزندانمان را فراموش نکنیم. زیرا این رفتارها، انگیزه ی آنان را برای پیشرفت، بیشتر می‌کند.



24- بهتر است معلمان، محیط مساعد و آرامی را برای دانش آموزان در جلسه ی امتحان فراهم آورند تا اضطراب دانش آموزان کاهش یابد.



25- اگر معلمان انتظارات، اهداف ، نحوه ی نمره‌گذاری و نوع امتحان را مشخص کنند، دانش‌آموزان می‌توانند با توجه به آنها برنامه‌ریزی کنند تا از اضطراب‌شان کاسته شود.



26- برگه‌های امتحان کلاسی یا تکالیف فرزندانمان را به همراه خود آنها بازبینی کنیم تا نقاط ضعف و قوت درسی خود را یافته و در مواردی که ضعف دارند تمرینات بیشتری انجام دهند.



27- توجه داشته باشیم کسب نمره ی بد فرزندانمان در امتحان به معنی بد بودن آنها نیست. بلکه بدان معناست که فعالیت آنها در آن درس کم بوده و یا مفاهیم اساسی آن درس را نمی‌دانند.


 
 
چگونه فرزندان خود را برای امتحان آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
 

 

ارتباط والدین با دانش آموز در منزل و اثر آن بر تمرکز وی

هر چه در محیط خانواده آرامش بیشتری وجود داشته باشد و رفتار والدین با دانش آموز آرام تر باشد میزان تمرکز و در نتیجه یادگیری او افزایش می یابد. لذا حتی اگر وی مدت کوتاهی به مطالعه بپردازد به علت همین فراگیری بهتر راندمان بیشتری داشته و مطالب به صورت پایدارتری در ذهن او نقش می بندد.

بر این اساس افراد ذیل نباید به فرزندان خود درس بدهند:

1- پدر و مادرهای مضطرب و وسواسی، اضطراب خود را به دانش آموز منتقل کرده و همین اضطراب سبب وسواس فکری و کاهش تمرکز وی می شود.

2- والدین افسرده، انگیزه مطالعه و اعتماد به نفس دانش آموز را کاهش می دهند.

از طرفی باعث کاهش سطح توقع دانش آموز شده و به جای افزایش راندمان درسی سبب درجا زدن وی می شوند.

3-پدر و مادرهایی که از روش کنترل کردن دانش آموز استفاده می کنند. با این کار در وی ایجاد نگرانی کرده و همین نگرانی میزان تمرکز وی را کاهش می دهد.

تأثیر محل سکونت بر یادگیری دانش آموز

برای افزایش تمرکز و یادگیری دانش آموز بویژه در زمان امتحان باید در محیط منزل حداکثر آرامش را برقرار کرد، برای این منظور:

1.باید کلیه رفت و آمدها از مدتی قبل از شروع امتحانات کنترل شود تا از پراکندگی ذهن دانش آموز جلوگیری شود.

2.باید از هر گونه تغییر عمده مانند جابجایی منزل یاشهرستان محل سکونت حتی الامکان خودداری شود.

3.تغییرات دکوراسیون و رنگ آمیزی منزل به زمانی پس از امتحانات موکول شود.

4.نور اطاق مطالعه باید کافی باشد و ترجیحاً از بالای سر و سمت چپ دانش آموز تابیده شود.بهتر است ترکیبی از نور سفید و زرد استفاده شود.

اثر دستگاههای سمعی بصری مانند تلویزیون و کامپیوتر بر تمرکز دانش آموزان

الف)در حین مطالعه دانش آموز حتی الامکان نباید به تماشای تلویزیون یا کار کردن با دستگاههای کامپیوتری بپردازد زیرا این دو سبب کاهش توجه وی به مطالب درسی می شود نهایتاً با صرف انرژی زیاد وی را خسته کرده و بازده او را کاهش می دهند.

ب)شبها قبل از خواب بویژه شب امتحان، دانش آموز نباید به تماشای تلویزیون بپردازد زیرا در این حالت در ضمن خواب، مغز او روی مضمون فیلم یا برنامه تلویزیونی متمرکز می شود.بجای اینکار می توان مطلبی را قبل از خواب مرور کرد که تا حدودی یادگیری آن برای دانش آموز مشکل است تا در حین خواب که بارها در ذهن او مرور می شود آموختن آن راحت تر شود.

ج)دانش آموز نباید در زمان استراحت بین ساعات مطالعه و هنگام شب فیلم های ترسناک، غم انگیز و اضطراب آور تماشا کند برعکس می تواند در زمان استراحت از فیلم های کمدی خنده آور و آرام بخش استفاده نماید.


خواب و استراحت دانش آموز

1-حداقل 8 ساعت خواب کامل در شبانه روز لازم است که یکساعت از آن را می توان به خواب بعدازظهر اختصاص داد و مابقی را به خواب شب.

2-خواب بعدازظهر نباید بیش از یکساعت باشد همچنین نباید به عصر یا دم غروب موکول شود چون در این حالت با خواب شب تداخل پیدا میکند.

3-زمان شروع خواب شب بسیار مهم است. دانش آموز نباید تا دیروقت بیدار بماند حتی اگر ساعات آخر شب را صرف مطالعه نماید.بهترین زمان را برای خواب شب ساعت 10-9 شب است، بعد از آن مغز را خسته کرده و از انرژی آن که باید در روز بعد صرف شود کاسته می شود.

4-قبل از خواب شب نباید دانش آموز را تنبیه یا نصیحت کرد، نباید مسئله ای باعث ناراحتی و گریه او شود. نباید بازی رقابتی انجام دهد چون همه اینها برخواب او اثر می گذارد.

5-قبل از خواب شب بهتر است از گفتن داستانهای غم انگیز،انتقامی،وحشت انگیز و اضطرابی برای دانش آموز خودداری کرده و ترجیحاً از داستانهایی با نتیجه مثبت استفاده شود.

6-قبل از خواب می توان از روشهایی برای آرام کردن دانش آموز استفاده شود از جمله موسیقی ملایم و تنفس عمیق

ادامه دارد...


 
 
چرا نمی تونم درس بخونم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
 


ما همواره از فرزندان خود انتظار داریم که خوب درس بخوانند، اتلاف وقت نکنند، و در ساعتی مقرر یادگیری خود را خاتمه دهند و نمرات بالایی هم کسب کنند اما هیچ گاه به آنان نمی آموزیم که اگر چگونه بخوانند نتایج بهتری کسب می کنند و در مدت زمان کمتری بازدهی بالاتری خواهند داشت. در این مقاله در نظر داریم تا خطاب به شما و دانش آموزان نکاتی را برای جلوگیری از افت تحصیلی و افزایش میزان یادگیری ارائه دهیم.



1) مطالبی که در آغاز و در پایان مطالعه می خوانید بهتر در حافظه می مانند و مطالبی که در میان قرار دارند ‚احتمال فراموش کردنشان بیشتر است . پس بخش های میانی مطالعه به تمرین زیادتری نیاز دارند. و مدت زمان مطالعه باید کوتاه در نظر گرفته شود. بهترین زمان مطالعه 50 دقیقه و 10 دقیقه استراحت است. مطالعه برای مدت زمان طولانی و مستمر نه تنها سبب یادگیری بیشتر نمی شود بلکه به علت خستگی از کارایی و تمرکزتان تان نیز کم می شود.

اگر علاوه بر خواندن کتاب های درسی آنها را به تحقیق و کارهای عملی و جستجو در دیگر منابع مرتبط با موضوع درسی واداریم ، علاقه بیشتری برای یادگیری خواهند داشت.

2) برای یادگیری بهتر از اصول یادگیری مثل تداعی، خلاصه نویسی،نکته برداری و ... استفاده کنید. ایجاد تداعی های ذهنی یعنی برقراری ارتباط میان آموخته ها در قدرت به خاطر سپاری مطالب بسیار موثر است. لزومی ندارد که تداعی ها طبیعی یا منطقی باشند .اگر آنها حالت مضحک و غیر عادی هم داشته باشند حتی موثر تر هم هستند. تداعی باید حتما از خود شما باشد .

3) حتما مطالب را مرور کنید. مرور دوباره مطالب تاثیر فراوانی در نتیجه نهایی و یادگیری آنها دارد.

4) از تکرار بی معنی و طوطی وار مطالب خودداری کنید.



هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد، یک هدف اصلی به شمار آید بر کل فرایند آموزشی اثرات سوء می گذارد و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند . بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد. تا یادگیری و تمرین را افزایش دهد.



در بسیاری از اوقات دانش آموزان از نداشتن انگیزه کافی برای مرور و تمرین شکایت دارند. انگیزه به حرکت های درونی فرد که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف است گفته می شود. برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند. شکست های پی در پی در دانش آموزان منجر به نگرشی منفی در آنها می شود که این عامل خود افت تحصیلی را به بار می آورد . لذا برای ایجاد انگیزه باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود.





کاربردی کر دن و جذابیت تکالیف هم در ایجاد انگیزه موثر است . اگر علاوه بر خواندن کتاب های درسی آنها را به تحقیق و کارهای عملی و جستجو در دیگر منابع مرتبط با موضوع درسی واداریم ، علاقه بیشتری برای یادگیری خواهند داشت. داشتن هدف به دانش آموز انگیزه می دهد و به حرکت ها و تلاش های او جهت مشخصی می دهد.



برنامه ریزی تحصیلی یعنی داشتن برنامه ی روزانه، ماهیانه و سالیانه برای مطالعه و یادگیری نیز روند پیشرفت را سریع تر می کند: تعیین ساعت خواب ، وقت نظافت و انجام عبادت، اوقات صبحانه نهار و شام، ساعات حضور در مدرسه و ایام مربوطه ،تعیین ساعاتی برای انجام تکالیف درسی و مطالعاتی ، ساعات گذراندن اوقات فراغت روزانه و هفتگی باید مشخص شود.

انجام نرمش و تقویت جسم و روح و انجام حرکات شاد و مفرح برای جلوگیری از بیمار شدن و بی حوصله شدن موثر است.

آموختن راه های کاهش اضطراب به دانش آموزان باعث می شود در هنگام امتحانات، دانش آموزان دچار اضطراب نشوند.

داشتن برنامه های غیر درسی منظم برای عبادت ، تفریح، گردش ، استراحت و گذراندن مفید اوقات فراغت نیز از علل دارا بودن انرژی کافی برای یادگیری خواهد بود.

علل جسمانی

یکی از عوامل نا شناخته در افت تحصیلی افراد ضعف های جسمانی آنان است که به علت بی اطلاعی پوشیده می ماند. ضعف شنوایی و بینایی دانش آموزان همواره باعث می شود که مرتب به معلم یاد آوری کنند که مطلب تکرار کند.

دبیر می تواند از مطالعه جزوات درسی دانش آموزان ضعف شنوایی آنها را بهتر بفهمد .

شرایط روانی و حرکتی: دانش‌آموزانی که مبتلا به صرع هستند یا دانش‌آموزانی که دچار لکنت زبانند نمی‌توانند افکار خود را بازگو کنند و دائماً در فشار روانی، اضطراب و تنش هستند. در مواردی صرع های کوچک که تقریبا بدون علائم و تنها با عدم هشیاری فرد در چند لحظه همراه است باعث تاخیر در یادگیری دانش آموزان می شود.

ایجاد تداعی های ذهنی یعنی برقراری ارتباط میان آموخته ها در قدرت به خاطر سپاری مطالب بسیار موثر است.
و پدران و مادران عزیز و همراه مواقعی هست که بدون وجود این عوامل متوجه افت شدید درسی در فرزندان خود می شوید و قادر به پیدا کردن عامل اصلی نیستید . سن نوجوانی دوره ایست که افراد اشتغال ذهنی فراوانی پیدا می کنند و ابهامات و مسائل زیادی تمرکز آنها را از بین می برد و در این گونه شرایط آنان نیاز به صمیمیت و همفکری شما دارند تا با انها همدلی کرده ، و بدور از سرزنش و با بردباری راهکارهای مفیدی را پیش روی آنها بگذارید.


 
 
ارزشیابی و 97 نکته مهم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
 

 

" ارزشیابی " یکی از ارکان مهم آموزش و پرورش و بخش جدایی ناپذیر آن است، آموزش و پرورش فرایندی متشکل و به هم پیوسته است که تمام اجزای آن به گونه ای سازمان یافته برای رسیدن به هدفی معین فعالیت می کنند.
در پایان هر یک از برنامه های آموزشی ، معلمان علاقه مندند میزان تغییرات حاصله در رفتار دانش آموزان را بررسی کنند تا معلوم شود ، چه اندازه به هدف های مورد نظر نزدیک شده اند. این عمل را اصطلاحاً ارزشیابی یا امتحانمی گویند که در نگارش های نوین بر خلاف گذشته دارای هدف های مهم تر و گسترده تری می باشد.


اینک ، ارزشیابی و 97 نکته مهم درباره آن :
1. ارزشیابی ، یکی از ارکان هر برنامه آموزشی است.
2. ارزشیابی ، به طور اخص ناظر اندازه گیری کیفیت ، کمیت و نوع تغییرات حاصل شده در رفتار دانش آموزان است.
3. ارزشیابی ، آگاهی از میزان کارآیی و کار آمدی عوامل مؤثر در آموزش و پرورش است.
4. ارزشیابی ، تنها به امتحانات پایانی محدود نمی شود.
5. ارزشیابی وسیله ای کار آمد و بی بدیل است برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان.
6. ارزشیابی برای برنامه ریزی ، تدریس و تصمیم گیری ، امری ضروری و پایه ای است.
7. ارزشیابی مطلوب ، مستقیماً در بهبود یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
8. دانش آموزان نیز از طریق ارزشیابی به نقاط ضعف و قوت خود پی می برند.
9. ارزشیابی مستمر ، باعث مرور و بازتولید مطالب آموخته شده توسط دانش آموزان می شود.
10. ارزشیابی مستمر ، نظارت گام به گام بر تحقق هدف های رفتاری است.
11. معلم از طریق ارزشیابی، روش تدریس و طرح درس خود را ارزیابی می کند.
12. امتحان وسیله ای است مناسب برای تفهیم هدف های درسی به دانش آموزان.
13. نتایج امتحانات موجب شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان می شود.
14. امتحان نباید وسیله تهدید امنیت روانی دانش آموزان شود.
15. ارزشیابی دانش آموزان ، نباید تحت تأثیر قضاوت شخصی و حالات عاطفی معلم قرار گیرد.
16. در جریان ارزشیابی باید سعی کرد فضای روانی مناسب و خالی از اضطراب برای بچه ها فراهم کرد.
17. سؤال های امتحانی باید با محتوای مواد آموزشی سازگار باشند.
18. سؤال های امتحانی را باید از مطالب مهم محتوای آموزشی که بر یادگیری آن ها تأکید شده است ، طرح کرد.
19. سؤال های امتحانی باید توانایی دانش آموزان را در سطوح مختلف یادگیری بسنجند.
20. سؤال های امتحانی باید معرف واقعی هدف های آموزش درس مورد نظر باشند. ( سنجش کار آمد )
21. خطای اندازه گیری آزمون باید کم باشد تا باعث اعتبار آن شود.
22. هدف نهایی از انجام امتحان ، بهبود کیفیت یادگیری است.
23. در طراحی سؤال های امتحانی از جدول دو بعدی ( هدف های رفتاری – فهرست محتوا ) استفاده شود.
24. با توجه به برایند یادگیری ها ، از انواع ابزار آزمون استفاده شود.
25. متن سؤال های امتحانی با بیانی ساده ، روشن ودور از ابهام نوشته شود.
26. از طرح پرسش های چند پهلو و گمراه کننده جداً اجتناب کنید.
27. متن سؤال ها را به صورت جملات مثبت بنویسید.
28. سؤال های امتحانی را عیناً مانند سؤال های کتاب و به صورت کلیشه ای ننویسید.
29. از دادن حق انتخاب به دانش آموزان برای این که ازمیان سؤال ها ، چند سؤال را انتخاب کنند و پاسخ دهند ، خودداری کنید.
30. هر سؤال امتحان باید مستقل از سؤال های دیگر باشد.
31. سؤال های امتحانی را از ساده به مشکل بنویسید.
32. اگر امتحان دارای سؤال های متنوع است ، آن ها را گروه بندی کنید و سؤال های هر گروه را به دنبال هم بنویسید.
33. سؤال های کتبی را طوری بنویسید که به آسانی خوانده شوند.
34. سؤال ها را با فاصله مناسب بنویسید .
35. سؤال های انشایی را در ورقه ها یا جزوه جداگانه و سؤال های عینی را نیز در ورقه جداگانه بنویسید و در امتحان ابتدا سؤال های عینی را به دانش آموزان بدهید ، بعد سؤال های انشایی را .
36. ایجاد شرایط فیزیکی و عاطفی مناسب در جلسه امتحان ضروری است.
37. فضای امتحان باید خالی از عوامل برهم زننده تمرکز حواس دانش آموزان باشد.
38. در جلسات امتحانی با فرد فرد دانش آموزان رابطه ای دوستانه و محبت آمیز بر قرار کنید.
39. دانش آموزان را در مورد نحوه امتحان راهنمایی کنید.
40. ورقه های امتحانی را به صورت ناشناخته تصحیح کنید.
41. در تصحیح اوراق امتحانی ابتدا سؤال اول را در تمام اوراق تصحیح کنید. سپس سؤال دوم را و بعد سوم و به همین ترتیب تا آخر .
42. محتوای سؤال های امتحان را از آنچه تدریس شده است ، استخراج کنید.
43. سعی شود سؤال های امتحانی پایاپی و ثبات داشته باشند.
44. سؤال های مرحله ای را طوری طرح کنید که دانش آموزان بتوانند در یک جلسه درس به آن ها پاسخ دهند و دنباله امتحان به زنگ تفریح نکشد که باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.
45. ارزشیابی را جزئی از فرایند آموزش بدانید نه به عنوان نقطه پایان تدریس.
46. راهبردهای آموزشی و ابزار ارزشیابی ، باید با هم سازگاری داشته باشند.
47. سؤال های امتحانی طوری طرح نشوند که فقط محفوظات دانش آموزان را بسنجند.
48. از طرح سؤال های بسیار سخت و بسیار آسان خودداری شود.
49. ارزشیابی نباید جای هدف های آموزشی را بگیرد و به عنوان هدف مطرح شود.
50. ارزشیابی و امتحان را همانند سایر فعالیت های آموزشی بدانیم.
51. ارزشیابی تنها برای صدور جواز عبور شاگردان از یک پایه به پایه دیگر نیست.
52. ارزشیابی باید وسیله پیش بینی باشد ؛ یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای می تواند به موفقیت برسد.
53. ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه دانش آموزان و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد.
54. در ارزشیابی به نتیجه عملکرد شاگردان درپاسخ به سؤال های مطرح شده اکتفا نکنید.
55. در ارزشیابی ، خود را محدود به انواع تست های کتبی و شفاهی نکنید.
56. ارزشیابی تدریجی و تراکمی ، باید به طور مستقیم و با اعلام قبلی صورت گیرد.
57. ایجاد محیط رعب و وحشت برای امتحان ، دانش آموزان مضطرب را مضطرب تر می سازد.
58. انتظارات خود را از دانش آموزان در مورد امتحانات مشخص کنید.
59. تأکید بیش از حد بر ارزش نمره بالا و منوط کردن ارزشمندی کودک به نتایج امتحانات وی ، باعث بالا رفتن اضطراب در بچه ها می شود.
60. نمره دادن فقط جزئی از فرایند ارزشیابی است.
61. ارزشیابی باید بلافاصله پس از تعیین هدف های آموزشی معلوم شود.
62. سؤال ها باید واضح و روشن طرح شوند و زیاد طولانی نباشند.
63. امتحانات نباید بر تمام ضوابط و موازین آموزشگاه حکومت کند.
64. هدف از ارزشیابی و امتحان ، شناختن و شناساندن است.
65. نسبت به امتحان نگرش مثبت ایجاد کنید.
66. موفق نشدن در امتحانات را نمی توان فقط به خود دانش آموز و فعالیت های او نسبت داد.
67. شیوه پرسش خود را از مطالب تدریس شده ، برای دانش آموزان مشخص کنید.
68. جلسات امتحانی را با کلام زیبا و آرام بخش الهی شروع کنید.
69. عدم موفقیت دانش آموزان را در امتحان ، دال بر بدی شخصیت آن ها ندانید.
70. سؤال های امتحانی را با عنایت به هدف های رفتاری ، طراحی کنید.
71. هیچ یک از آزمون ها به تنهایی ارزشیابی دقیقی از فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید.
72. ارزشیابی خود را به یک نوع وسیله سنجش محدود نسازید.
73. در هر امتحان عدالت را حاکم کنید و شرایط یکسان برای همه به وجود آورید.
74. اگر ارزشیابی به نحو شایسته انجام نگیرد ، اثر منفی بر یادگیری می گذارد.
75. آموزش و ارزشیابی باید هدف های یکسانی را دنبال کنند .
76. هدف از امتحان ، غافلگیر کردن دانش آموزان نیست.
77. یکی از ویژگی های ارزشیابی مطلوب ، کارامد بودن آن است.
78. تعداد سؤال های مربوط به یک هدف و یک محتوا باید متناسب با اهمیت آن ها باشد.
79. یک آزمون باید قدرت تشخیص داشته باشد.
80. در اجرای امتحان ، نباید به " سرعت در پاسخ دادن " اهمیت زیادی داد.
81. استفاده از چهار یا پنج نوع سؤال متفاوت در یک آزمون ، امتیاز به حساب نمی آید.
82. معلم نباید یک نوع سؤال را بر انواع دیگر برتری دهد و همواره از آن استفاده کند.
83. سؤال های امتحانی را با دقت طرح کنید و به طور خوانا بنویسید.
84. اگر دانش آموزان هنگام امتحان ، سؤال داشته باشند، باید به آن ها پاسخ داد ، اما آن ها را تشویق به سؤال کردن نکیند.
85. خواندن سؤال های امتحانی برای دانش آموزان ضرورت ندارد ، مگر دانش آموزانی که مشکل خواندن داشته باشند.
86. تردید در روایی یک آزمون احتمال تقلب را افزایش می دهد.
87. اضطراب زیاد در جلسه امتحان باعث افت عملکرد دانش آموزان می شود.
88. دادن ضریب بیش تر به سؤال هایی که توانایی و استعداد مهم تری را می سنجند ، منطقی است.
89. نمرات خام هر امتحان در نفس خود معنای زیادی ندارند.
90. یک آزمون هر اندازه هم خوب باشد اگر به نحوه شایسته ای اجرا و نمره گذاری نشود ، روایی و اعتبار آن به خطر می افتد.
91. در آگهی هر آزمون نه تنها باید تاریخ برگزاری آن ، بلکه تعداد سؤالها و نوع آن ها را نیز مشخص کنید.
92. آموزش و ارزشیابی و نمره گذاری باید هدف های یکسانی داشته باشند.
93. تغییرات نظام آموزشی باید در راستای تغییر بنیادی نظام سنجش و ارزشیابی باشد.
94. نمره خام به تنهایی بیان کننده میزان پیشرفت یا عملکرد دانش آموزان نیست.
95. به ارزشیابی در حیطه های نگرشی و مهارتی بیش تر توجه کنید.
96. ارزشیابی باید بتواند فراگیران را در امر یادگیری کمک کند.
97. به ارزشیابی های گروهی ، به خصوص در کلاس های ابتدایی بها بدهید.


 
 
What is an idiom
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

 

An idiom is a combination of words that has a meaning that is different from the meanings of the individual words themselves. It can have a literal meaning in one situation and a different idiomatic meaning in another situation. It is a phrase which does not always follow the normal rules of meaning and grammar.
To sit on the fence can literally mean that one is sitting on a fence.
I sat on the fence and watched the game.
However, the idiomatic meaning of to sit on the fence is that one is not making a clear choice regarding some issue.
The politician sat on the fence and would not give his opinion about the tax issue.

Many idioms are similar to expressions in other languages and can be easy for a learner to understand. Other idioms come from older phrases which have changed over time.
To hold one's horses means to stop and wait patiently for someone or something. It comes from a time when people rode horses and would have to hold their horses while waiting for someone or something.
"Hold your horses," I said when my friend started to leave the store.

Other idioms come from such things as sports that are common in the United Kingdom or the United States and may require some special cultural knowledge to easily understand them.
To cover all of one's bases means to thoroughly prepare for or deal with a situation. It comes from the American game of baseball where you must cover or protect the bases.
I tried to cover all of my bases when I went to the job interview.

Structure of Idioms

Most idioms are unique and fixed in their grammatical structure. The expression to sit on the fence cannot become to sit on a fence or to sit on the fences. However, there are many changes that can be made to an idiom.

Some of these changes result in a change in the grammatical structure that would generally be considered to be wrong.
To be broken literally means that something is broken.
The lamp is broken so I cannot easily read my book.
To be broke is grammatically incorrect but it has the idiomatic meaning of to have no money.
I am broke and I cannot go to a movie tonight.

There can also be changes in nouns, pronouns or in the verb tenses.
I sat on the fence and did not give my opinion.

Many people are sitting on the fence and do not want to give their opinion.

Adjectives and adverbs can also be added to an idiomatic phrase.

The politician has been sitting squarely in the middle of the fence since the election.

It is for these reasons that it is sometimes difficult to isolate the actual idiomatic expression and then find it in a dictionary of idioms.



 
 
۱۰ نگرش که مانع پیشرفت در زندگی می شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٤
 

آ

من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم.

عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم.

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛

۱- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید

این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.

۲- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم

منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.

۳- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی

هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.

۴- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده

میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون ۷۵ و برای خانم ها ۷۹ است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به ۱۰۰ سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

۵- پذیرش جبر مطلق

این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.

۶- قدر و لیاقت شما محدود نیست

این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.

۷- جهان اطراف ما تغییر نمی کند

دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟

۸- هیچ کس مرا قبول ندارد

من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.

۹- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم

من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.

۱۰- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید

ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.

منبع: مردمان


 
 
دلایل عدم پیشرفت و راه حل ها
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٤
 



فکر می‌کنید پیشرفت مطلوبی ندارید؟
اول باید ببینید که درست فکر می‌کنید یا نه؟ ملاک شما برای پیشرفت چیست؟ این ملاک تا چه حد عینی است؟ آیا اصلا ملاکی برای پیشرفت دارید یا فقط بر اساس مقایسه خود با دیگران، تصور می‌کنید که پیشرفتتان خوب نیست؟
در هر حال اگر برای‌تان ثابت شد که خوب پیشرفت نمی‌کنید، باید وضعیت را ارزیابی و تحلیل کنید.

ضعف درآمادگی‌های درسی

یک دلیل عدم پیشرفت می‌تواند ضعف پیش‌نیازها باشد. یادگیری‌های جدید بر پایه‌ی یادگیری‌های قبلی ساخته می‌شوند پس اگر در درس یا درس‌هایی ضعیف بوده‌اید و این ضعف را جبران نکرده‌اید، توقع نداشته باشید که همه چیز خوب پیش برود، یا سطح توقعات خود را پایین بیاورید و یا به صورت جدی به دنبال رفع کمبود پیش‌نیازها باشید. فبلا به این نکته اشاره کرده‌ایم که کلاس رفتن اکثر دانش‌آموزان با هدفمندی همراه نیست. درکلاس‌های تقویتی خصوصی و یا کنکور و تست -حتی اگرآموزش‌هاخوب باشند- تفاوت‌های فردی رعایت نمی‌شوند. تعداد زیادی در یک کلاس جمع می‌شوند. در این کلاس همه نوع دانش آموزی وجود دارد، ازضعیف تا قوی، ولی آموزش یکسان است درکلاس‌های کنکور، بیش‌تربرای تشریح مطالب، تست وتمرین و تکرار صرف می‌شود و دانش‌آموزانی که ضعف‌های اساسی در پیش‌نیازها دارند، فرصتی برای
ترمیم این ضعف‌ها پیدا نمی‌کنند.

دانش‌آموزان می‌توانند از زمان و هزینه‌هایی که صرف حضوردرکلاس‌ها می‌کنند، به صورت منطقی‌تری استفاده نمایند.

* اولا لزومی ندارد درهمه‌ی کلاس‌ها شرکت کنید. بایدتشخیص دهید نیازواقعی ما چیست. یعنی در کدام دروس وضع پیش‌نیازهای‌تان خوب است اما نیاز به تمرین و تکرار دارید و در کدام دروس باید وقت‌تان را صرف جبران ضعف‌ها کنید.
* ثانیا برای درس‌هایی که ضعف دارید، به صورت انفرادی یاگروه‌های کوچک (حداکثر
۴ نفری) از دبیرانی استفاده کنید که توانایی تشخیص ضعف‌ها و جبران آنها را دارند. به عبارت سادهتر رفع اشکالی کار کنید. به جای این که دبیر مربوط کلیه‌ی مطالب آن درس را آموزش دهد با هم، اما با وقت و دقت بیش‌تر به دنبال رفع اشکال باشید.

کلید: بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.

ضعف درآمادگی‌های روانی

آمادگی‌های روانی (انگیزه‌ها) علی رغم نقش فوق‌العاده‌ای که دارند کمتر مورد عنایت قرار می‌گیرند. در مورد انگیزه‌ها معمولا دو نوع اشکال وجود دارد:

* بعضی‌ها انگیزه ندارند و یا انگیزه‌ی آنان کامل نیست. در این دسته، انگیزه‌ها دچار تغییرات و دگرگونی‌های زیاد است. زمانی ممکن است کاملا سر حال باشند و در آمادگی روانی در سطح بالایی به سر برند و زمانی هم هیچ حال وحوصله‌ای برای درس و کنکور ندارند. این که چرا تعدادی از دانش‌آموزان انگیزه‌ی کافی ندارند و سطح انگیزه در آنان دائما بالا و پایین می‌رود، موضوعی است که در فرصت دیگر بدان پرداخته خواهدشد.

برای آن که میزان آمادگی‌های روانی خود را ارزیابی کنید به سؤالات زیر با بله و خیر پاسخ دهید:

o آیا از درس خواندن لذت می‌برید؟
o آیا تلاش شما بیش از آن که برای خودتان باشد، برای جلب رضایت دیگران است؟
o آیا برای شما دل کندن ازمحرک‌های خوشایند دیگر مثلا تفریح، تلویزیون، فوتبال و…. کار سختی است؟
o آیا اهداف روشنی برای درس خواندن و کنکوردارید؟
o آیا ازسر اجبار درس می‌خوانید و آیا از آمادگی‌های درسی لازم برخوردار هستید؟
* بعضی ازدانش‌آموزان هم در مورد انگیزه‌های خود دچار اغراق وخودفریبی می‌شوند. متاسفانه گاه حتی مشاوران نیز متوجه نوع مشکل این دانش‌آموز نمی‌شوند. همان گونه که کافی نبودن انگیزه مشکل‌ساز است،  بزرگ‌نمایی در این باره هم موجب پوشیده‌ماندن واقعیت‌ها می‌شود.

این دسته ازدانش‌آموزان حتی اگرحرکت خود را با شور و حرارت شروع کنند، معمولا درادامه دچار کندی می‌شوند. مشاوران باید به این دانش‌آموزان واقع‌گرایی و نحوه‌ی تقسیم انرژی روانی از ابتدا تا انتهای کار را آموزش دهند. دانش‌آموزی که کار خود را با سر و صدا و صرف انرژی زیاد
شروع می‌کند، باید بداند که احتمالا در ماه‌های بعد نخواهد توانست این روند را ادامه دهد، پس آهسته و پیوسته رفتن بهتر از تندرفتن است.

توصیه مفید برای این دانش‌آموزان استفاده از خدمات مشاوره‌ای است.

کلید: انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بار آن‌ها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.

ملاک‌های ارزیابی

عامل دیگر برای عدم پیشرفت مشخص نبودن ملاک‌های پیشرفت است. دانش‌آموزان در مورد پیشرفت یا عدم پیشرفت احساس کلی و مبهم دارند. مثلا اگر یک روز خوب درس خوانده‌باشند، آن را نشانه‌ی پیشرفت می‌دانند و یا اگر یکی دو روز فرصت مطالعه را از دست بدهند، فکر می‌کنند که خیلی عقب افتاده‌اند. اما در واقع هیچ یک از این موارد چیز خاصی را نشان نمی‌دهند. پس، پیشرفت باید ملاک مشخصی داشته‌باشد. این ملاک می‌تواند بر اساس زمان تعیین شود. مثلا مقدار زمان مطالعه‌ی مفید، در این صورت شما باید سعی کنید با یک برنامه‌ی تدریجی و منطقی ساعات مفید خود را افزایش دهید.

یک ملاک دیگر بر اساس موضوعات درسی است. مثلا شما در محدوده‌ی یک ماهه تصمیم می‌گیرید که ۵ بحث ازفیزیک، ۴ بحث ازشیمی، ۶ بحث از ادبیات و…. را بخوانید و در ماه بعد موضوعات و مباحث دیگر را مطالعه کنید.

توصیه می‌شود ملاک‌های ارزیابی پیشرفت خود را به صورت جزیی مثلا روزانه و یا حتی هفتگی تعیین نکنید، چرا که باعث دل‌سردی می‌شود. در این خصوص بهتر است کمی کلی عمل نمایید. ارزیابی روند پیشرفت در فرصت‌های دو هفته‌ای خوب است. همیشه به خودتان امید بدهید که
می‌توانید بهتر از گذشته عمل کنید.

کلید: با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید

نتیجه‌گیری:

* بدون جبران ضعف‌های پایه‌ای در درس‌ها، صحبت از پیشرفت تحصیلی معنایی ندارد.
* انگیزه‌های واقعی خود را بشناسید و هر چند وقت یک بارآنها را مرور نمایید و در صورت لزوم اصلاح کنید.
* با تعیین ملاک‌های مشخص، کنترل روند پیشرفت خود را تسهیل کنید.


 
 
چه کار کنم که در دوران تحصیل دانش آموز ممتاز و موفقی باشم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩
 

 

۱- سعی کنید در ایام تابستان ، کتابهای علمی و کتابهای مربوط به رشته ی تحصیلی یا شغلی که دوست دارید ، بخوانید و اطلاعات عمومی قوی در هر زمینه ای(مخصوصا” در زمینه های مورد علاقه تان) داشته باشید. مثلا” وقتی کسی از شما پرسید ، می خواهی چه کاره شوی؟ و یا چه رشته ای را دوست داری؟ باید بتوانید ، بی درنگ و با ارائه ی اطلاعات موثق و منطقی ( نه بر اساس حرف عامه ی مردم ) به او پاسخ دهید.

۲- با پیش مطالعه ی قبلی سر کلاس درس حاضر شوید. همیشه سر کلاس ، حرفی برای زدن داشته باشید.

۳- با یک روحیه ی فعال و شاداب سر کلاسهای درس شرکت کنید. با همکلاسی های خود رقابت سالم داشته باشید و سعی کنید در یادگیری دروس به هم کنید تا دست آخر خدا هم به شما کمک کند.

۴- با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنید و هر جایی که ابهامی بود، از معلم خود (نه از دانش آموزان دیگر) بپرسید. نگذارید اشکالات و ابهامات، در  ذهن شما انباشته شوند و بزودی تبدیل به یک ضعف علمی بزرگ شوند.

۵- درس هر روز را همان روز در خانه بخوانید و کمی از تمرینهایش را حل کنید.
این کار کمک می کند ، مطلب کاملا” در ذهن شما حک شود ، چون تازه آنرا آموخته اید و یادگیری اولیه، کاملا” در ذهنتان وجود دارد ، پس با یک مرور بلافاصله ،مراحل یادگیری در ذهن را کامل می کنید.

۶- سعی کنید متن کتاب را خوب بخوانید و مثالها و تمرینها را بدون توجه به حل آنها، خودتان حل کنید. (استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادی که غیر حضوری درس می خوانند ، توصیه می شود) اگر کسانی که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگردیها دارند ، از
حل المسائل
ها استفاده کنند ، به جز ضرر(تنبلی ذهن ، عدم تلاش کافی برای یافتن جواب ، کاهش روحیه ی خلاقیت و ارائه ی راه حل های جدید و ابتکاری و…) ، چیزی عایدشان نخواهد شد.

۷- دروس برنامه ی فردا را مرور کنید و همیشه با آمادگی کامل برای امتحان کلاسی یا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شوید.

۸- سعی کنید عادت کنید که شبها زود بخوابید و صبح زود از خواب بیدار شوید تا هیچگاه دیر به مدرسه نرسید.(با این کار هم به همه ی کارهایتان می رسید و هم همیشه سرحال و شاداب و پرانرژی خواهید بود.). بهتر است هر روز صبح حتی اگر شده ۱۰ دقیقه با موسیقی نرمش کنید ، تاثیر اعجاب انگیزی در روحیه ی شما خواهد داشت.

۹- در اوقات فراغت(زنگهای تفریح ، زنگهای بیکاری و…) در مدرسه، دروس را برای یکدیگر توضیح دهید.( این روش بسیار خوبی است برای اینکه بفهمید که خودتان هم درس را فهمیده اید یا نه؟ و هم دیگران از معلومات شما استفاده می کنند، در ضمن این کار باعث می شود احساس خیلی خوبی نسبت به خود و کلاس و درس و مدرسه داشته باشید.)

۱۰- قبل از هر امتحان ، سوالات امتحانی سالهای گذشته ی هر درس را گیر بیاورید و در خانه ، به صورت آزمایشی امتحان دهید.

۱۱- اهمیت شرط معدل(چه در کنکور، چه در شرایط پذیرش مدارس و موسسات مختلف چه در استخدام در ادارات و شرکتهای مختلف و…) کاملا” واضح و آشکار است .
پس سعی کنید با حداکثر معدل ممکن، دیپلم بگیرید.
البته این مسئله نباید باعث شود که شما فکر کنید ارزش نمره از فهم و یادگیری دقیق مطلب بیشتر است و دنبال راههای بگردید که به هر قیمتی که شده نمره تان بالا شود، نه!!!
نمره ی بالا همراه یادگیری کامل مطالب ارزشمند است وگر
نه دیر یا زود (سر جلسه ی کنکور) دست شما رو خواهد شد!

۱۲- سعی کنید همین الان ، به این مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصیل و چیست ، خوب فکر کنید و برای این سوالات پاسخهایی داشته باشید که برای شخص خودتان (نه برای آشنا و در و همسایه و فامیل) قابل قبول باشد ، بعد بر اساس این پاسخها ، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنویسید و برای رسیدن به تک تک آنها دنبال راه حل بگردید.
با این کار، هیچوقت انگیزه ی خود را در طول تحصیلات از دست نخواهید داد و همیشه انرژی لازم برای درس و کار را خواهید داشت.

۱۳- از همین الان(از دوران دبیرستان) ، استفاده از جدول برنامه ریزی را آغاز کنید تا بتوانید مهارتهای مدیریت زمان خود را افزایش دهید.

۱۴- همیشه سعی کنید به تغذیه ، خواب، ورزش و تفریح سالم اهمیت دهید تا بدنتان همیشه سالم و با نشاط باشد ،(شما می توانید یک فعالیت ورزشی مورد علاقه تان را در کنار درستان داشته باشید و آن فعالیت یکی از اوقات تفریح و شادابی شما باشد) زیرا که به تبعیت آن ، ذهن و فکرتان هم همیشه باز و آماده برای دریافت و ثبت اطلاعات ، خواهد بود.

۱۵- یادتان باشد، تست یک وسیله ی آزمایشی است نه آموزشی!
یعنی شما تست می زنید که ببینید مطالب آن درس را خوب یاد گرفته اید و با نکاتی که از متن کتابها بیرون کشیده اید ، می توانید تست بزنید یا نه؟
اول تست نزنید تا بعد با مراجعه به پاسخ تشریحی ، بخواهید نکته ی آنرا یاد بگیرید ، بلکه اول کتاب را در حد عالی بخوانید بعد برای آزمودن معلومات خود تست بزنید .
البته می توانید نکات استخراج شده از تستها را هم به طور کلی یادداشت کنید و بعدا” آنها را مرور کنید.

آیلر قزل

منبع: مدرسه اینترنتی تبیان


 
 
جدول برنامه ریزی خود کنترل اسکینری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩
 

 

مقدمه:

در این نوشتار بر آنیم تا شما را با یکی از مؤثرترین روش های علمی و روان شناختی در برنامه ریزی درسی مبتنی بر اصول رفتارگرایی بی.اف.اسکینر (B.F.Skinner) آشنا کنیم. تمام تلاش خود را خواهم نمود تا بیشتر به جنبه های کاربردی این روش بپردازم لکن برای عده ای از خوانندگان از قبیل مشاوران، معلمان،برنامه ریزان درسی و کلیه کسانی که به مباحث روان شناسی و تعلیم و تربیت علاقه مندند؛ ذکر پاره ای از مبانی علمی این مقوله خالی از لطف نمی باشد. امیدوارم که از حوصله داوطلبان عزیز کنکور که مخاطب اصلی این یادداشت می‌باشند فراتر نرود.

این روش برگرفته از روشهایی است که برای سنجش و درمان بسیاری از اختلالات رفتاری در برنامه های تغییر رفتار درمانی استفاده می‌گردد. در روش نظارت شخصی (self-monitoring) یا ثبت شخصی (self-recording) یا خود کنترلی (self-control) درمان جو – که در اینجا همان دانش آموز است- به مشاهده و ثبت رفتار خود می‌پردازد. در واقع این روش نوعی روش سنجش مستقیم رفتار توسط شخص رفتار کننده است. (در اینجا منظور از رفتار، مطالعه است.) با این حال علت اینکه آن را در زمره روش های سنجش غیرمستقیم قرار می‌دهند این است که در آن درمانگر یا یک مشاهده گر آموزش دیده به مشاهده و ثبت رفتار مددجو نمی پردازد . هنگامی که نتایج به دست آمده رضایت بخش نیست می‌توان از تدابیری برای بهبود آن استفاده کرد. مثلاً به مددجو گفته شود کار ثبت رفتارش- در اینجا جدول برنامه ریزی هفتگی _ گاه به گاه بررسی خواهد شد.یا اینکه به وی برای ثبت دقیق رفتارش پاداش داد. در این صورت دقت مشاهدات و ثبت رفتار در او افزایش می‌یابد. یکی از ویژگی های این روش سنجش رفتاری این است که به خودی خود موجب بهبود رفتار می‌شود. در اینجا بهبود رفتار افزایش ساعات مطالعه و تقسیم درست فراوانی آن میان دروس مختلف است. همان طور که اگر شخص فربهی مرتباً میزان مصرف کالری های روزانه خود را زیر نظر بگیرد، این عمل به خودی خود در کاهش وزن او مؤثر خواهد بود. به این پدیده واکنش پذیری (reactivity) می‌گوئیم. یعنی ابزار سنجش ،خود باعث بهبود رفتار گشته است. (برای مطالعه بیشتر به کتاب تغییر رفتار و رفتار درمانی: نظریه‌ها و روش ها،تالیف دکتر علی اکبر سیف ،نشر دوران مراجعه کنید.)

چگونگی استفاده از جدول:

همانطور که نمونه ای از جدول را در ذیل مشاهده می‌کنید.سطر های این جدول شامل دروس عمومی و اختصاصی شما و ستونها شامل ستون پیش بینی، روزهای هفته و ستون های جمع می‌باشد. شما می‌توانید نمونه قابل چاپ جدول را از اینجا بردارید.

اکنون به شرح بخش های مختلف جدول خواهم پرداخت:

ستون دروس:

این ستونی است که شما نام دروس مورد مطالعه در رشته خودتان را خواهید نوشت برای نمونه من دروس مر بوط به رشته ریاضی را نوشته ام.

ستون پیش بینی:

در ابتدا ی هفته با توجه به شناختی که از خود در هفته های گذشته کسب کرده اید و برنامه ای که پیش رو دارید پیش بینی می‌کنید که هر درس را چقدر بخوانید. توجه داشته باشید که این عدد نه زیاد آرمانی باشد که دست نایافتنی باشد و نه خیلی دست پائین که شما را برای بهبود رفتار مطالعه تحریک نکند.

ستون های ایام هفته:

در این خانه‌ها شما میزان مطالعه خود را پس از پایان آن یادداشت می‌کنید.مثلاً اگر شنبه ۱:۳۰ ساعت شیمی خوانده اید، ۳ ساعت حسابان و ۲ ساعت زبان آنها را مانند نمونه یادداشت کنید. این اعداد را می‌توانید با دورنگ به تفکیک نوع مطالعه (تستی / تشریحی) یادداشت کنید.

 

جدول برنامه ریزی خود کنترل اسکینری

ستون جمع تفکیکی:

در این ستون کل مطالعه یک درس در طول هفته به تفکیک نوع مطالعه یادداشت می‌شود. اکنون که ۹ ماه تا کنکور مانده است نسبت مطالعه تشریحی به تستی باید حدوداً ۳ به ۱ باشد و هرچه به کنکور نزدیکتر می‌شویم این نسبت به نسبت ۱ به ۱ نزدیک تر گردد.

ستون جمع کل:

این ستون حاصل جمع ساعات مطالعه تستی و مطالعه تشریحی است که در ستون قبل نوشته اید.

ستون معلم و کلاس:

در این ستون ساعات شرکت در کلاس های آموزشگاه و یا تدریس خصوصی خود را بنویسید. البته توصیه می‌گردد که بیش از دو نیم روز خود را برای این کار اختصاص ندهید.

ستون نمره تراز:

برای داوطلبانی که در آزمون های آزمایشی شرکت می‌کنند لازم است تا نمره تراز خود را در دروس مختلف پس از گرفتن کارنامه مربوط به آن هفته یادداشت کنند.این به شما کمک می‌کند تا بفهمید که در چه درسی باید بیشتر مطالعه کنید و نقاط ضعف و قوتتان کجاست. معمولاً داوطلبان به درسی بیشتر علاقه دارند و بیشتر مطالعه می‌کنند لذا نمره بهتری می‌گیرند و باز چنین نتیجه می‌گیرند که در این درس امکان پیشرفت بیشتری دارند.اما واقعیت چنین است که ستون نمره تراز و جمع کل است که مبنای تصمیم گیری شما برای هفته آینده خواهد بود.

سطر جمع کل:

این سطر نشان می‌دهد که در چه روزی چه میزان مطالعه داشته اید مسلماً ساعات مطالعه در روزهای تعطیل برای دانش آموزان باید بیشتر از روزهایی باشد که به مدرسه می‌روند.

سطر فوق برنامه:

ما به هیچ وجه اعتقاد نداریم که داوطلبان کنکور باید زندگی خود را تعطیل کرده و فقط درس بخوانند؛ بلکه این مهم است که بدانند هدف آنها قبولی در کنکور است و هر چه در این راستا به آنها کمک نماید به همین دلیل بقیه فعالیت‌ها فرعی است و باید کنترل شود. لذا در این ستون ساعات رفتن به باشگاه،کلاس موسیقی و… را یادداشت کنید.به مرور خواهید دید که چه رابطه ای بین این عدد و پیشرفت درسی شما وجود دارد.

سطر خواب :

ساعات خواب خود را نیز بنویسید.باز هم می‌گویم این توصیه ناشیانه است که بگوئیم از خواب خود کم کنید تا بیشتر مطالعه کنید چرا که کیفیت مطالعه شما نیز افت خواهد کرد.برای افرادی در سنین شما با فعالیت متوسط ،روزانه ۶-۸ ساعت خواب کفایت می‌کند که می‌تواند خواب شب یا خواب وسط روز باشد. سعی کنید به جای اینکه شب بیدار بمانید و درس بخوانید صبح‌ها زودتر بیدار شوید.

سطر تلویزیون:

این سطر شامل ساعات تماشای تلویزیون و استفاده از رایانه می‌گردد.به هیچ وجه جمع کل هفته در این ستون نباید دورقمی شود.این را بدانید که هر یک ساعت مشاهده تلویزیون یا مونیتور نه تنها یک ساعت از وقت مفید شما را هدر می‌دهد بلکه به اندازه نیم ساعت هم شما را خسته می‌کند. توصیه ما این است که برنامه‌ها را به کمک جداول موجود در روزنامه جام جم یا سایت صدا و سیما انتخاب کرده و یک یا دو برنامه را مشاهده کنید.مثلاً یکشنبه‌ها ساعت ۲۳:۱۵ شبکه سه فوتبال سری A باشگاه های ایتالیا و یا هرشب اخبار ساعت ۲۱ شبکه یک و یا… .

خانه قرمز رنگ:

این خانه مجموع ساعات مطالعه و به عبارتی خلاصه کار هفتگی شما را نشان می‌دهد.عدد مندرج در این خانه خوب است بین ۴۰ تا ۶۰ ساعت باشد. در یادداشت های آینده در مورد ویژگی های این جدول بیشتر خواهم نوشت.

نویسنده: روح الله آقا صادق

منبع: تبیان


 
 
توصیه های مهم عملکرد بهتر در امتحان های تستی و تشریحی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥
 

امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و تواناییهای شماست و شما می‌‌توانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:

۱- با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

۲- با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: ” من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. ” نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

۳- آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

۴- در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا ۱۰% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمانبندی کنید. در حالیکه سؤالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهنتان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.

۵- برای پاسخگویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بیشتری می‌‌گیرد.
- نمره کمتری دارند.

۶- در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
- ابتدا پاسخهایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.
- اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخهای باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.

۷- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.
- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
- سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.

۸- در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
- در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
- مقدمه ای برای آن بنویسید.
- سپس موضوع را با جزئیات بیشتری شرح دهید.
- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثالهای اضافی بپرهیزید.

۹- ۱۰% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.
- برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.
- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.
- پاسخ‌ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.

۱۰- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.
- روشهایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.
- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

منبع: تبیان


 
 
روش های کنترل اضطراب و استرس
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥
 

اضطراب مشکل همه‌ی انسان‌ها در کارهای سخت، وحتی مشکل بسیاری از انسان‌هادرشرایط عادی زندگی است. اضطراب مشکل رایج بشر امروزی و عصرجدیداست.
اضطراب به خودی خود بد نیست و حتی وجود آن برای زندگی لازم است. انسان بدون اضطراب، انسان بی‌خیال و شاید بی‌تفاوت خواهدبود. اضطراب زمانی مشکل محسوب می‌شود که روند زندگی را با دشواری همراه سازد و در فعالیت‌های انسان مانع ایجاد کند. اضطراب زیاد موجب کاهش عملکرد می‌شود و در این حالت باید با آن مقابله کرد.

راه‌های مقابله با اضطراب چیست؟ با اضطراب چه کنیم؟

یاد خدا

درس خواندن، کنکور، و همه‌ی فعالیت‌های دیگر با فلسفه‌ی زندگی ارتباط دارند. یاد خدا اگر همراه با یک فلسفه‌ی زندگی روشن و آگاهانه باشد، به طور حتم در آرامش انسان مؤثر خواهدبود. انسان خدامدار، افق زندگی بسیارگسترده و وسیعی دارد و اهداف زندگی را در امور کوچک و گذرا خلاصه نمی‌کند. برای او هم شکست و هم پیروزی معنای خاصی دارد. و آنان که ایمان آورده‌اند و دل‌های‌شان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باشید که یاد خدا  آرامش‌بخش دل‌ها است. سوره‌ی رعد آیه‌ی ۲۸

کلید: ایمان و اعتقاد قلبی به خداوند، آرامش بیشتر را در همه‌ی امور زندگی به ارمغان خواهدآورد.

شناسایی تیپ شخصیتی

در هر آدمی در طول زندگی روش‌های گوناگون برای کنار آمدن با موقعیت‌های اضطراب‌زا تکوین می‌یابد. برای کنار آمدن با اضطراب دو خط مشی کلی وجود دارد: در یکی از آنها خود مسأله مورد توجه قرار می‌گیرد (مشی مسأله مدار)، یعنی شخص موقعیت اضطراب‌زا را ارزیابی می‌کند و سپس دست به کاری می‌زند تا آن موقعیت را تغییر دهد. در خط مشی هیجان مدار، خود هیجان در مدار توجه قرار می‌گیرد، یعنی شخص به جای درگیری مستقیم با مسأله می‌کوشد تا از راه‌های گوناگون از احساس اضطراب خود بکاهد. در اغلب موارد خط مشی مسأله مدار گرایش سالم‌تری برای مقابله با اضطراب است.شما کدام خط مشی یا در واقع کدام تیپ شخصیتی را دارید؟ روی سخن بیشتر با کسانی است که هیجان مدار هستند، چرا که اینان بیشتر دچار اضطراب می‌شوند. شناسایی تیپ شخصیتی حداقل به شما کمک می‌کند اولاً خودتان را بهتر بشناسید و ثانیاً آمادگی‌های خود را برای مقابله با اضطراب واقع‌بینانه ارزیابی کنید. افراد هیجان مدار باید توجه داشته‌باشند که آنها بیش از آن که از خود مسأله نگران و مضطرب شوند از نگرانی خودشان نگران می‌شوند! به جای این که فکرکنند چگونه با مشکل مواجه شوند، به دنبال این می‌روند که چگونه بتوانند نگرانی خود را کنترل کرده یا کاهش دهند، وخود این فکر، اضطراب بیشتری تولید می‌کند.

کلید: با شناسایی تیپ شخصیتی، آمادگی‌های خود را برای مقابله با اضطراب ارزیابی کنید.

اعتماد به نفس و خودباوری

درباره‌ی نقش باورها صحبت کردیم. محکم، قوّی، مسلّط، شجاع و باحوصله و جدّی باشید تا اضطراب از شما دورشود اگر هر کاری را که می‌توانستید انجام دهید، انجام داده‌اید و با این همه مضطرب هستید، بگذارید بدون تعارف بگوییم، ترسویید! اگرهم می‌دانید که فعالیت‌های‌تان کمی‌ها و کاستی‌هایی داشته ولی می‌پذیرید که باید توقعی منطقی از خودتان داشته‌باشید، بازجای نگرانی واضطراب نیست. به هر حال یادتان باشد انسان‌های مسلّط و منطقی کمتر مضطرب می‌شوند.

کلید: برای کاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.

ورزش و تحرک جسمی

یک‌نواختی و رکود جسمی، از نظر روانی هم انسان را خسته می‌کند. خستگی روانی هم، موجب اغتشاش فکری و در نهایت اضطراب می‌شود. کسالت، تنبلی و بی‌تحرکی را از خود دور کنید. کسی که لمیده، درازکش و یا در حالتی که به استراحت شبیه است، درس می‌خواند، یا خیلی بی خیال است و یا برای افکار اضطرابی که در آینده به سراغش خواهدآمد، فکری نکرده است. به خصوص در ایام امتحانات، ماه‌ها، هفته‌ها و روزهای آخر کنکور سعی کنید با ورزش و تحرک جسمانی به نشاط وشادابی خود کمک نمایید. به قول فردوسی:

ز نیرو بود مرد را راستی                        ز سستی کژی زاید و کاستی

ساعات و زمان‌های معین را برای ورزش و نرمش اختصاص دهید، حتی اگر شده برای چنددقیقه.

کلید: ورزش و تحرک جسمانی، شادابی و نشاط و آمادگی‌های روانی را افزایش می‌دهد.

شوخ طبعی

معمولاً دیده‌اید که آدم‌های شاد و خنده‌رو بهتر با مسایل زندگی کنار می‌آیند. اگر چه این یک مسأله‌ی شخصیتی است ولی می‌توان آن را آموخت.
بیاموزیم که شوخ طبعی و بذله‌گویی به جا و به اندازه‌ی خود بد نیست، هم در روحیه‌ی خودمان و هم روحیّه‌ی اطرافیان تأثیر مثبت دارد.

کلید: خاصیت شوخ طبعی و بذله‌گویی را در کاهش اضطراب نادیده نگیرید.

تصویر سازی ذهنی

گاهی می‌توان با به تصویر کشیدن ذهنی آن چه که ممکن است برای‌مان پیش بیاید، هم موقعیت را بهتر درک کرد و هم پیش‌بینی‌های لازم را انجام داد.
یک مثال برای کنکوری‌ها: تصوّر کنید امروز جلسه‌ی کنکور برگزار می‌شود. شمابه محلّ برگزاری کنکور رسیده‌اید، از در ورودی عبور کرده‌اید، وارد سالن یا مکان آزمون شده‌اید، سر جای خود نشسته‌اید، پاسخ‌نامه‌ها و دفترچه‌ی سؤالات را کنار صندلی شما و روی میز گذاشته‌اند، الآن اعلام می‌کنند که شروع کنید، نیم ساعت ازوقت آزمون می‌گذرد، یک ساعت، دو ساعت، و…، دفترچه‌ی دوم را هم تمام می‌کنید و کنار می‌گذارید، جلسه به پایان می‌رسد، از جای خود بلند می‌شوید…
می‌توانید نمونه‌هایی از این تصویر سازی ذهنی را چند بار انجام دهید تا آمادگی‌های روانی خود را برای روز و ساعت آزمون افزایش دهید اگر این فعالیت را انجام دهید در واقع جلسه‌ی آزمون واقعی برای شما یادآور و تداعی کننده‌ی تمرین‌های تصویر سازی ذهنی خواهدبود.

کلید: تصویر سازی ذهنی، موقعیت واقعی جلسه‌ی آزمون و کنکور را تجربه کنید.

تغییر وضعیت آگاهانه

اصولاً شما به یکی از دو طریق می‌توانید زندگی کنید: یکی این که بگذارید مغزشما به ترتیب سابق کار کند. بگذارید هر تصویر، صدا، یا احساس را که خواست به صحنه‌ی ذهن‌تان بیاورد، و شما نیز به طور خودکار نسبت به آن عکس‌العمل نشان دهید. راه دیگر این است که به اختیار و آگاهانه فعالیت‌های مغزی خود را اداره کنید. می‌توانید حالات دلخواه در خود ایجاد کنید. می‌توانید خیالات و خاطرات تلخ را ضعیف و بی‌اثرکنید، می‌توانید آنها را طوری در نظر مجسم سازید که نتوانند بر شما مسلط شوند. طوری آنها را ناچیز و کوچک در نظر آورید که شما بر آنها مسلط باشید.

شاید این کار سخت به نظر برسد، اما آن قدرها هم سخت نیست. احتمالاً شما هم این تجربه را داشته‌اید که در خانواده و جمع دوستان به دلیلی به شدت عصبانی شده‌اید ولی در یک لحظه کسی چیزی گفته و یا کاری کرده که نتوانسته‌اید جلوی خنده‌ی خود را بگیرید. در این وضعیت چه حالتی به شما دست داده‌است؟ آیا باز هم عصبانی مانده‌اید؟ نمونه‌های این تجربه فراوان است. در روزی که حوصله ندارید، شنیدن اتّفاقی یک قطعه موسیقی زیبا، دیدن یک گل، یک تصویر، و حتی یک رنگ، به یک باره همه چیز را تغییر داده و روحیه‌ی شما کاملاً دگرگون شده‌است. حال حرف ما این است که چنین تغییر وضعیتی را می‌توان آگاهانه و به اختیار انجام داد. باور ندارید، تمرین کنید. به هنگام خستگی، بی‌حوصلگی و یا عصبانیت، به کسی یا چیزی که دوستش دارید فکرکنید، یک گل زیبا را در ذهن خود مجسم سازید، به خاطره‌ای خوش در زندگی‌تان بیندیشید. چه اتفاقی می‌افتد؟ این کار را می‌توان سر جلسه‌ی امتحان یا کنکورهم انجام داد، البته برای چند لحظه یا دقیقه. تا مسیر اضطراب عوض شود.

کلید: با اداره‌ی آگاهانه و اختیاری فعالیت‌های مغزی، می‌توان بر اضطراب مسلّط شد.

بازگشت به حالت قبل از اضطراب

هر جا که اضطراب شما را فرا گرفت، فوری سعی کنید به حالت قبل از اضطراب باز گردید. اگر مثلاً سر جلسه‌ی امتحان سؤال جاری یا سؤال قبلی را خوب پاسخ داده‌اید، و حالا به سؤالی رسیده‌اید که شما را نگران می‌کند به همان سؤال قبلی برگردید، به خودتان قوّت قلب بدهید و از روی سؤالی که سخت بوده فعلاً عبور کنید تا بعد سر فرصت به آن بپردازید.

کلید: اگر مضطرب شدید، سعی کنید به حالت قبل از اضطراب بازگردید تا بتوانید اوضاع را به کنترل خود در آورید.

جسارت ورزی

بیایید آخرین حدّ اضطراب را تصورکنید، واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟ این یکی از آموزه‌های روان‌شناسی برای افرادی است که از مقابله با شرایط استرس‌زا هراس دارند. جسارت‌ورزی می‌تواند مانع اضطراب شود. گاهی بد نیست انسان این جسارت را به خود بدهد که حدّ نهایی یک موضوع استرس‌زا را برای خود پیش‌بینی و تصور نماید. به کسانی که لکنت زبان دارند، توصیه می‌شود که به جای مخفی کردن لکنت خود، سعی کنند هر چه بیشتر لکنت داشته‌باشند و به کسانی که اضطراب دارند، توصیه می‌شود به جای کلنجار رفتن برای پس زدن اضطراب، سعی کنند هر چه بیشتر در خود اضطراب به وجود آورند. می‌گویند در بلا بودن از بیم بلا است. این بهتراست که از ترس اضطراب بیشترمضطرب شویم یا آن را به وجود
آوریم که بلا از سرمان بگذرد!

کلید: یک راه مقابله با اضطراب آن است که به جای تلاش برای کنترل، آن راتجربه کنیم، این یعنی جسارت ورزی.

آموزش آرمیدگی

شاید شما هم اسم ریلکس راشنیده باشید. در آموزش ریلکس (=آرمیدگی) فرد یاد می‌گیرد تا ماهیچه‌های بدن خود را به آرامش کامل درآورد. به این ترتیب که ابتدا یک دسته از ماهیچه‌های بدن خود را به حال انقباض(جمع کردن، فشرده کردن) در آورد و بعد آنها را شل کند، تا این که احساس شل شدن را در آن دسته عضلات احساس نماید. بعد، از فرد خواسته می‌شود تااین تمرین انقباض- شل کردن را، با تمامی قسمت‌های بدن خود (مانند ماهیچه‌های بازوها، گردن، صورت، شانه‌ها، پاها و غیره) انجام دهد. هر چند این تمرین‌ها ممکن است چند جلسه به طول انجامند، اما سرانجام فرد قادر خواهدبود که در یکی دو دقیقه به حالت آرمیدگی کامل درآید.

حداقل استفاده از آرمیدگی این است که وقتی خسته شدید یا اضطراب به شما دست داد، روی صندلی راحت بنشینید، چند نفس عمیق بکشید و تعدادی ازعضلاتی را که لازم می‌دانید، با فرمان خودتان سفت و شل کنید.

کلید: آموزش آرمیدگی، روشی سریع برای بازگشت به حالت آرامش است.

شناخت تأثیرات فردی اضطراب

هر فرد باید بداند که اضطراب چگونه علایم خود را در او نشان می‌دهد. شناخت این علایم می‌تواند به کنترل آنها کمک کند. اضطراب با تأثیرات هورمونی خود، بعد از شروع، دامنه‌ی بیشتری می‌گیرد و در نهایت به اوج خود می‌رسد. اگر کسی بر این نکته آگاهی داشته باشد، سعی می‌کند کمی صبر نماید تا دامنه‌ی اضطراب تمام شود و به تدریج به حالت آرامش باز گردد. اما اکثر افراد از خود اضطراب هول و دستپاچه شده و این باعث می‌گردد اضطراب آنها دچار افت و خیز بیشتری شود و طول بکشد.

کلید: شناخت رفتارهای نشان دهنده‌ی اضطراب، به کنترل آن کمک می‌کند.

تمرین اضطراب!

اضطراب را می‌توان مانند درس‌ها و تست‌ها تمرین کرد. با این سؤالات می‌توانید چگونگی، میزان و روش‌های کنترل اضطراب را تمرین و تجربه نمایید. آیا می‌توانید خود را مضطرب کنید؟ آیاعوامل ایجاد کننده‌ی اضطراب را در مورد خودتان می‌شناسید؟ آیا می‌توانید اتفاقات اضطراب‌زای احتمالی را سر جلسه‌ی امتحانات و یا در کنکور پیش‌بینی کنید؟ آیا رفتارهای نشان دهنده‌ی اضطراب را در مورد خودتان شناسایی کرده‌اید؟ آیا راه‌هایی برای مقابله با اضطراب پیش‌بینی کرده‌اید؟ اگر اضطراب دارید یا فکر می‌کنید احتمال دارد در روز جلسه‌ی امتحان یا کنکور اضطراب به سراغتان بیاید، حداقل ۲ تا ۳ جلسه به تمرین اضطراب اختصاص دهید.

کلید: برای مواجهه با اضطراب، اگر می‌توانید اضطراب را تمرین کنید.

دو یادآوری بسیار مهم

۱- برای کنترل اضطراب، به هیچ وجه از چند روش با هم استفاده نکنید. ببینید در روش‌های ذکر شده، کدام مورد برای شما مناسب‌تر است. بر اساس اولویت بندی خودتان به ترتیب از روش‌هایی که قابلیت بیشتری دارند، استفاده کنید.

۲- هیچ وقت برای کنترل اضطراب یا رفع خستگی و خواب آلودگی، سر خود و بدون تجویز پزشک سراغ داروها و مواد مسکن نروید.

نتیجه‌گیری:

* ایمان و اعتقاد قلبی به خداوند، آرامش بیشتر را در همه‌ی امور زندگی به ارمغان خواهدآورد.
* با شناسایی تیپ شخصیتی، آمادگی‌های خود را برای مقابله با اضطراب ارزیابی کنید.
* برای کاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
* ورزش و تحرک جسمانی، شادابی و نشاط و آمادگی‌های روانی را افزایش می‌دهد.
* خاصیت شوخ طبعی و بذله‌گویی را در کاهش اضطراب نادیده نگیرید.
* تصویر سازی ذهنی، موقعیت واقعی جلسه‌ی آزمون و کنکور را تجربه کنید.
* با اداره‌ی آگاهانه و اختیاری فعالیت‌های مغزی، می‌توان بر اضطراب مسلّط شد.
* اگر مضطرب شدید، سعی کنید به حالت قبل از اضطراب بازگردید تا بتوانید اوضاع را به کنترل خود در آورید.
* یک راه مقابله با اضطراب آن است که به جای تلاش برای کنترل، آن راتجربه کنیم، این یعنی جسارت ورزی.
* آموزش آرمیدگی، روشی سریع برای بازگشت به حالت آرامش است.
* شناخت رفتارهای نشان دهنده‌ی اضطراب، به کنترل آن کمک می‌کند.
* برای مواجهه با اضطراب، اگر می‌توانید اضطراب را تمرین کنید.


 
 
ده کلک ساده برای تقویت مغز و حافظه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢
 

دو راه پایه‌ای و اساسی برای اینکه مغزتان را سالم و سرحال نگه دارید وجود دارد: تنوع و کنجکاوی. وقتی هر کاری که انجام می‌دهید از روی عادت‌تان است و زندگی بر یک روال می‌گذرد، بدانید که وقت تغییر است.

اگر هر شب پیش از خواب جدول حل می‌کنید و این عادت‌تان شده است، وقتش است که تفریح وقت خوابتان را عوض کنید و ورزش دیگری برای مغزتان بیابید. در مورد دنیای دور و برتان کنجکاو باشید و به جستجوی این بروید که بفهمید هر چیزی چگونه کار می‌کند.

این تلاش برای فهمیدن بیشتر به مغزتان کمک می‌کند که سریع‌تر و تاثیرگذارتر عمل کند. ۱۰ کلک ساده هم ما به شما پیشنهاد می‌دهیم تا با به کارگیری آنها کمی ورزش کنید:

۱. کتاب بخوانید: یک کتاب انتخاب کنید. کتابی با موضوعی کاملاً جدید. موضوعی که تاکنون در مورد آن اطلاعی نداشتید. هر هفته در یک موضوع جدید کارشناس و خبره شوید. با این کار نه تنها ورزش می‌کنید، بلکه به این همه ناشر و نویسنده ایرانی هم که بازاری برای فروش کتاب‌هایشان پیدا نمی‌کنند کمک می‌کنید.

۲. بازی کنید: بازی راه بسیار خوبی برای مغز شماست که مهارت‌هایش را به امتحان بگذارد. سودوکو (جدول اعداد)، جدول کلمات، و بازی‌های الکترونیکی که این روزها در موبایل‌ها به وفور یافت می‌شوند، می‌توانند به بالا رفتن مهارت‌های مغز شما و تقویت حافظه‌تان کمک کنند.

این باز‌ی‌ها خودشان هم نوعی تفریح هستند. البته زمانی شما از این بازی‌ها بیشترین سود را می‌برید که روزی چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید، نه ساعت‌ها.

۳. از دست مخالفتان استفاده کنید: هر از گاهی یک روز را اختصاص دهید قبه استفاده از دست مخالفتان.

اگر چپ دست هستید با دست راستتان در را باز کنید. اگر راست دست هستید تلاش کنید کلید را با دست چپ بچرخانید. همین کار ساده باعث می‌شود مغزتان راه‌های جدیدی ایجاد کند. ساعتتان را در دست چپتان ببندید تا یادتان بماند که از دست مخالفتان استفاده کنید.

۴. شماره تلفن حفظ کنید: این تلفن‌های امروزی هم گاهی دردسرند. در حافظه این تلفن‌ها می‌توان همه اطلاعات را ذخیره کرد. برای همین است که این روزها دیگر کمتر کسی شماره تلفن حفظ می‌کند، در صورتی که حفظ کردن شماره تلفن تمرین خیلی خوبی برای مغز است. هر روز یک شماره جدید یاد بگیرید.

۵. برای مغزتان غذا بخورید: مغز شما به چربی‌های سالم و تغذیه مناسب نیاز دارد. روغن‌های ماهی، خشکبار، دانه‌های مغذی و روغن زیتون جزو این دسته از غذاها هستند. شروع کنید به خو.ردن این گونه غذاها و از خوردن چربی‌های اشباع شده پرهیز کنید.

۶. خرق عادت کنید: اغلب مردم عادت‌هایشان را دوست دارند؛ وقت‌کشی‌ها و تفریحاتی که می‌توانند تا ساعت‌ها ادامه پیدا کنند. اما هرگاه چیزی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، دیگر مغز برای انجام آن انرژی نمی‌سوزاند.

اگر واقعا می‌خواهید مغزتان جوان بماند با عادت‌هایتان مبارزه کنید. درها را با دست مخالفتان باز کنید و دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه این کارها باعث می‌شود مغزتان از خواب بیدار شود و دوباره دنیا را ببیند.

۷. از راه‌های متفاوت بروید: به هر کجا که می‌خواهید بروید از راهی متفاوت و جدید بروید.همین تغییر کوچک در عادت‌های روزانه باعث می شود برای مغزتان در پیدا کردن مسیرها تمرین کند.

اگر همیشه از یک سمت خیابان راه می‌رفتید به سوی دیگر خیابان برودی. وارد مغازه‌های جدید شوید و خلاصه هر کاری که عادت‌های روزانه شما را می‌شکند انجام دهید.

۸. یک مهارت جدید کسب کنید: یادگیری یک مهارت کاری جدید باعث می‌شود بخش‌های مختلفی از مغز شما به کار بیفتد. با این کار حافظه‌تان هم وارد بازی می‌شود، شما مهارت‌های جدیدی یاد می‌گیرید که به شما کمک می‌کند کارهای متفاوت انجام دهید.

۹. فهرست تهیه کنید: فهرست‌ها خارق‌العاده‌اند. تهیه فهرست به شما کمک می‌کند موارد مختلف را به هم پیوند دهید. فهرستی از همه مکان‌هایی که به آنها سفر کرده‌اید تهیه کنید. نام همه غذاهایی را که تاکنون چشیده‌اید روی کاغذ بیاورید.

از بهترین هدایایی که تا به حال دریافت کردید فهرست تهیه کنید. هر روز یک فهرست تهیه کنید تا حافظه‌تان شخم بخورد اما حواستان هم جمع باشد که خیلی به این فهرست‌ها تکیه نکنید. فهرست تهیه کنید اما بدون آن به خرید بروید. فهرست را وقتی استفاده کنید که هر چه به ذهنتان می‌رسید خریدید.

۱۰. یک تفریح جدید پیدا کنید: یک مهارت جدید پیدا کنید که زیاد هم گران نباشد. عکاسی با دوربین دیجیتال، نقاشی، ساز زدن، روشی جدید در آشپزی یا نوشتن می‌توانند گزینه‌های خوبی برای شما باشند.

منبع: همشهری آنلاین


 
 
غذاها و مکمل های غذائی نگهداری حافظه و تقویت ذهن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۱
 

فرآیندهای زیادی باعث گرفتگی رگ های قلب، پیدایش سلول های سرطانی و آسیب شبکه ارتباطی اعصاب در مغز می شوند. سبزیجات و میوه ها دارای مواد آنتی اکسیدانی هستند. مغز برای خنثی کردن رادیکال های آزاد نیاز به آنتی اکسیدان ها دارد.  ادیکال های آزاد به سلول های عصبی آسیب می رسانند و عمل واسطه های شیمیایی اعصاب را مختل می کنند. وقتی سن شما افزایش می یابد، قدرت دفاعی بدنتان ضعیف می شود، در نتیجه اثر تخریبی رادیکال های آزاد افزایش می یابد.

آنتی اکسیدان ها، حالت ارتجاعی رگ ها و قوت ضربان های قلب را حفظ می کنند. ۲۰ درصد خون خارج شده از قلب به مغز می رود. هر چیزی که مانع از جریان خون به مغز شود، قدرت یادگیری و ذهنی فرد را کاهش می دهد. وقتی که جریان خون در مغز مختل شود، باعث سکته و خونریزی مغزی می شود؛ چنین چیزی خطرناک و کشنده است. به تدریج یک سری حملات مغزی ضعیف اتفاق می افتد که در ابتدا باعث کاهش حافظه و فراموشی می شود و در نهایت رگ های مغزی آسیب می بینند و حالتی شبیه بیماری آلزایمر به وجود می آید.

افزایش هموسسیتئین خون (اسید آمینه ای که از هضم پروتئین حیوانی در بدن تولید می شود) رگ های خونی را مجروح می کند و باعث پیدایش پلاک ( بافت زخمی و مجروح ) می شود.

یک بررسی نشان داد افزایش هموسسیتئین خون، حافظه مردان مسن را کاهش می دهد. مطالعات دیگری نیز ثابت کرده که این امر باعث تنگ شدن سرخرگ های کاروتید ( رگ های بزرگی که خون را به مغز می رسانند) می شود.

فشار خون بالا، سرخرگ ها و سیاهرگ ها را ملتهب می کند و باعث تنگ شدن آنها می شود و شرایطی را به وجود می آورد که پلاک ها افزایش می یابد و سکته مغزی رخ می دهد.

افرادی که به طور مزمن دارای فشار خون بالا هستند، با افزایش سن ، در یادآوری ، خلاصه کردن و بررسی مطالب دچار مشکل می شوند. اسکن مغزی نشان می دهد افراد دچار فشار خون بالا، بی سبب دچار حملات خفیف مغزی می شوند. محققین می گویند حتی افزایش جزئی فشار خون، تغییرات عمده ای در مغز به وجود می آورد.

تغذیه و نگهداری قدرت حافظه:

۱- مرحله اول، مصرف کمتر نمک و چربی های اشباع است. رژیمDASH  که دارای میوه و سبزی فراوان و لبنیات کم چرب است، همان اثر داروها را در کاهش فشار خون بالا دارد.

۲- اسیدهای چرب امگا-۳ میزان حملات قلبی و افسردگی را کاهش می دهد. اسیدهای چرب غیر اشباعLDL را کاهش داده وHDL را افزایش می دهند.

۳- زغال اخته و توت فرنگی و اسفناج منبع غنی آنتوسیانین هستند. آنتوسیانین توانایی سلول های عصبی را برای پاسخ به واسطه های شیمیایی حفظ می کند. همچنین مانع از تشکیل لخته های خونی می شود ( رقیق کننده های خون) . این سه ماده غذایی کشسانی رگ های خونی را حفظ می کند و انتقال پیام های عصبی را بهبود می بخشد .

سایر مواد غذایی مثل کلم قرمز، انگور، آلو و آلبالو نیز همین اثرات را دارند.

اسفناج دارای آنتی اکسیدان فراوانی است که شامل بتا کاروتن ( پیش ساز ویتامینA)، ویتامینC و اسید فولیک است.

۴- سیر تا ۱۲ درصد میزان کلسترول بالا را کاهش می دهد. همچنین انعطاف پذیری رگ های خونی را حفظ می کند. برای این منظور روزانه ۴ حبه سیر را به صورت خام یا نیمه پخته مصرف کنید، یا اینکه ۲ تا ۸ عدد کپسول ۵۰ میلی گرمی را که حاوی عصاره سیر است بخورید.

۵- سویا نیز کلسترول خون را کاهش می دهد. موادی در سویا وجود دارد که از اکسیده شدنLDL جلوگیری می کنند و مانع از اثرات آتروژنیک رادیکال های آزاد ( تشکیل پلاک در دیواره داخلی سرخرگ ها ) می شود.

اثر سویا در کاهش کلسترول فقط برای افراد دچار کلسترول بالا موثر است، ولی اثر آنتی اکسیدانی آن برای همه افراد مفید است.

فیتواستروژن های سویا، هورمون های گیاهی هستند که محققین اعتقاد دارند مانند هورمون استروژن باعث تقویت حافظه می شوند.

قرص های هوش:

۱-اسید فولیک :برای رفع هموسیستئین ( اسید آمینه خطرناک ) بدن لازم است. تحقیقات ثابت کرده است در اثر کاهش اسید فولیک، ویتامین هایB6 وB12 در خون، مشکلاتی نظیر کاهش سطح  ادراک در افراد مسن، اشکال در یاد آوری، تمرکز حواس و افزایش هموسیستئین خون به وجود می آید.

۲-ویتامینB12 :برای نگهداری سلول های عصبی ضروری است. حتی اگر این ویتامین در حداقل مقدار طبیعی باشد، برای بدن مضر است و بایستی دارای مقدار نرمال خود باشد. رفتار و حافظه افراد با مکمل دهی ویتامین های گروهB بهبود می یابد. در کمبود این ویتامین ها سطح ادراک و آگاهی کم می شود، طوری که کسی هم متوجه نمی شود.

البته نباید محتوای ویتامینB موجود در غذا را بشمارید. وجود ویتامین هایB و Aکه بیشتر از صد در صدRDA را تامین کند، سالم و موثر است.

۳-ویتامین E: مغز شما را از آسیب حفظ می کند. مطالعات طولانی مدت نشان داده، مکمل ویتامینE خطر بروز بیماری های قلبی را کاهش می دهد ،LDL را بی اثر می کند و احتمال لخته شدن خون را کاهش می دهد.

همچنین وخامت بیماری آلزایمر افراد را آهسته می کند. اثر آنتی اکسیدانی ویتامینE تشکیل پلاک های آمیلوئیدی را که باعث التهاب و کج شدن انتهای اعصاب می شوند، متوقف می کند.

یکی از اعمال ویتامینE  رقیق کردن خون است. مصرف روزانه ۸۰۰-۲۰۰ واحد بین المللی ویتامینE توصیه می شود.

مکمل های غذایی و مغز:

Ginkgo:برای جلوگیری از کاهش حافظه موثر است. دارای اثر آنتی اکسیدانی و ضد انعقاد خون است. اگر یکی از مواد رقیق کننده خون مثل آسپیرین، ویتامینE و سیر را مصرف می کنید، قبل از مصرف این مکمل با پزشک خود مشورت کنید.

فسفاتیدیل سرین( PS ):ماده طبیعی که باعث انعطاف پذیری غشای سلول ها می شود؛ در نتیجه سلول های عصبی می توانند به راحتی با هم ارتباط داشته باشند.

همچنین سلول های مغزی را در مقابل آسیب رادیکال های آزاد حفظ می کند و  تولید استیل کولین (یک انتقال دهنده عصبی مهم ) را تحریک می کند.

وقتی جوان هستید،PS کافی در بدن تولید می شود ولی بعد از ۴۰ سالگی، تولید آن کم می شود و بدن نیاز به مکمل دارد.

تحقیقات اخیر نشان می دهد کهPS  مشکلات مربوط به حافظه را در کسانی که تازه دچار آلزایمر شده اند، بهبود می بخشد.

ابتدا برای مدت یک ماه ۳۰۰ میلی گرم در روز و بعد از این مدت فقط ۱۰۰ میلی گرم در روز مصرف کنید.

استروژن :التهاب و تخریب سلول های مغزی را که در اثر رادیکال های آزاد به وجود می آید، کاهش می دهد. همچنین حجم دندریت ها ( شاخه های سلول عصبی ) را افزایش می دهد، در نتیجه ارتباطات سلولی ممکن می شود. با تقویت قلب، هورمون درمانی با استروژن بطور مستقیم، حافظه را تقویت می کند. اگر شما سابقه خانوادگی ابتلاء به سرطان سینه را ندارید، هورمون درمانی با استروژن، قلب، استخوان ها و حافظه شما را بهبود می بخشد.

روشی سریع برای داشتن ذهنی فعال:

متخصصین اعصاب دریافته اند قسمتی از مغز بنام ” هیپوکامپوس ” در مقایسه با سلول های دیگر مغز ، با افزایش سن همچنان فعال می ماند. آنها معتقدند انجام ورزش و فعالیت بدنی شدید و هوازی باعث این امر می شود که با مقایسه بین موش های فعال در گردانه های چرخان و موش های کم تحرک این فرضیه ثابت شده است. دانشمندان معتقدند این مورد درباره انسان نیز صدق می کند چون مغز انسان و موش از بسیاری جهات شبیه هم هستند.

محققین بیان می کنند گذشت زمان شما را فرسوده تر و پیرتر می کند ولی کار و فعالیت بیرون از منزل شما را داناتر می کند.

تقویت کننده های ذهن :

انتقال دهنده های عصبی :مواد شیمیایی موجود در مغز که روی قدرت اندیشه، ذهن و حافظه، رفتار، آمادگی جنسی و هوشیاری فرد اثر می گذارند.

۱-استیل کولین : بیشتر در یادگیری و حافظه موثر است. مواد مغذی که روی استیل کولین مغز اثر دارند ، شامل: کولین،DMAE ( دی متیل آمینواتانول) ، لسیتین وCDP کولین است. در آلزایمر مقدار استیل کولین کاهش می یابد. داروهایی مثل تاکرین(tacrine) باعث افزایش استیل کولین می شود.

۲-دوپامین : برخی از اختلالات روانی مثل شیزوفرنی ، پارکینسون و اختلالات رفتاری در اثر غیر طبیعی بودن مقدار دوپامین است.

افزایش دوپامین باعث افزایش هوشیاری و آمادگی جنسی می شود. مواد مغذی که باعث افزایش دوپامین می شوند، شامل اسید آمینه تیروزین وNADH ( نیاسین غیر فعال ) است.

۳-نور اپی نفرین:اسیدآمینه های فنیل آلانین و تیروزین، به دوپامین تبدیل می شوند . دو پامین نیز به نور اپی نفرین تبدیل می شود. افزایش نور اپی نفرین باعث ایجاد هیجان در فرد می شود. مقادیر بیش از حد آن، عوارضی مثل بد خلقی، اضطراب و بی خوابی را ایجاد می کند.

۴-سروتونین :فعالیت های جسمی و روحی زیادی مثل رفتار، اضطراب، هیجان و پرخاشگری را تنظیم می کند.Prozac دارویی است که سروتونین را افزایش می دهد. ” ۵- هیدروکسی تریپتوفان “(HTP -5) پیش ساز اصلی سروتونین است که سطح آن را در مغز افزایش می دهد.

تریپتوفان در انواع گوشت، ماهی و سایر غذاهای پروتئینی وجود دارد. اگر مقدار تریپتوفان برای مغز کافی نباشد، سروتونین کاهش می یابد. تریپتوفان بهHTP -5 و سپس به سروتونین تبدیل می شود. سپس غده صنوبری موجود در مغز آن را به هورمون خواب ملاتونین تبدیل می کند.

۵-GABA (گاما- آمینو بوتیریک اسید): بیشترین و مهم ترین انتقال دهنده عصبی بازدارنده ی موجود در مغز است. حالت تحریک پذیری بایستی با بازدارندگی در تعادل باشد. تحریک بیش از حد منجر به بی قراری، کج خلقی، بیخوابی مزمن و حتی بیماری می شود.

GABA باعث آرامش، کاهش درد و خواب راحت می شود. داروی باربیتورات و بنزودیازپین باعث تحریک گیرنده هایGABA و آرامش فرد می شود.

منبع: تبیان


 
 
راز حافظه برتر: کم خوری!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۱
 

پژوهشگران دریافته‌اند که رژیم‌های غذایی کم‌کالری در تقویت حافظه افراد سالمند تاثیرگذار است.

همیشه گفته‏اند که مصرف کالری کمتر در رژیم غذایی، به سلامت و همچنین داشتن ‏اندامی‏ مناسب کمک می‏کند؛ اما تحقیقات جدید می‏گوید که حافظه پدربزرگ‏ها و مادربزرگ‏ها را هم می‏تواند تقویت کند.

تحقیقی که به مدت سه ماه بر روی عده‏ای از افراد مسن انجام گرفته، نشان داده است که کاهش کالری مصرفی روزانه، باعث تقویت حافظه و کاهش غلظت انسولین در خون می‏شود.

تحقیقات قبلی که حول همین موضوع و اثرات مصرف کم کالری انجام شده بود، نتایج مختلف و مبهمی داشت. کاهش ابتلا به بیماری‏های عصبی، توقف از دست رفتن حافظه، افزایش طول عمر و هم‌چنین کاهش خطر بیماری‏های قلبی از جمله نتایج بدست‌آمده بود؛ اما هیچ‌کدام از آنها نتوانست اثر بهبود دهنده‏ای را بر روی حافظه انسان ثابت کند.

اما حالا اگنس فلوئل، متخصص مغز و اعصاب از دانشگاه مونستر آلمان، به همراه همکارانش این ابهام را رفع کرده‏اند. آنها گروهی ۵۰ نفره از افراد سالمند را مورد مطالعه قرار دارند. این ۵۰ نفر به سه گروه تقسیم شدند: گروه اول رژیم غذایی خاص خودشان را طی مدت مطالعه حفظ کردند، گروه دوم میزان مصرف کالریشان را کاهش دادند و گروه سوم، اسیدهای چرب اشباع‌نشده بیشتری را در مدت مطالعه مصرف کردند (این اسیدها در غذاهایی مثل ماهی و زیتون یافت می‏شوند). شرکت‏کنندگان در این تحقیق به طور میانگین، سنی بالای ۶۰ سال داشتند و در میان آنها هم افراد چاق حضور داشتند و هم افرادی با وزن طبیعی.پس از گذشت سه ماه، کسانی که در گروه کالری کمتر بودند، ۲۰درصد بیشتر از دو گروه دیگر توانستند فهرستی از کلمات را به خاطر بسپارند. یعنی ۱۲.۵ کلمه نسبت به ۱۰.۵ کلمه. فلوئل می‏گوید که این اختلاف دوکلمه ای ممکن است زیاد به نظر نرسد، اما ما داریم در مورد افراد بالای ۵۰ سال صحبت می‏کنیم که دوکلمه هم برایشان دوکلمه است. این مطالعه در مجله «پیشرفت‏های آکادمی ‏ملی علوم» امریکا نیز منتشر شده است.

مارک متسون، مدیر آزمایشگاه موسسه ملی مغز و اعصاب مریلند، می‏گوید: «این پیشرفت مهمی‏است. چیزی را که در آزمایش روی حیوانات پیش‏بینی کرده بودیم، حالا روی انسان بررسی می‏کنیم و جواب می‏گیریم

فلوئل می‏گوید که در این مطالعه هم حافظه افراد چاق بهبود یافته بود و هم آنهایی که وزن طبیعی داشتند؛ اما تعداد شرکت‏کنندگان آن‌قدر کم بود که نمی‏توان دقیقا مشخص کرد این رژیم روی کدام گروه اثر بهتری داشته است. او و همکارانش قصد دارند که این مطالعه را بار دیگر بر روی گروه بیشتری انجام دهند و بخصوص، گروه بعدی شامل افرادی باشد که دچار فراموشی هستند.

اما چرا کاهش مصرف کالری به حافظه کمک می‌کند؟ یک دلیلش ممکن است این باشد که در این شرایط، بدن می‏تواند قند خود را بهتر از قبل بسوزاند. اثر دیگری که در این شرکت‏کنندگان دیده شد، کاهش میزان غلظت هورمون انسولین آنها بود که به تنظیم قند خون کمک می‏کند. بدین صورت بدن این افراد به هورمون انسولین حساس می‏شوند و کارایی مغز نیز بهبود می‏یابد.

علاوه بر این‏ها، فلوئل و همکارانش شاهد کاهش غلظت نوعی پروتئین به نام سی-راکتیو بودند که با بهبود حافظه افراد مسن مرتبط است.

اما آیا واقعا این داوطلبان، رژیم غذایی خود را حفظ کرده‏اند و ۳۰درصد از کالری مصرفی‌شان را کاهش داده‏اند؟ بعضی‏ها به این مساله شک دارند، چون تنها جوابی که فلوئل و همکارانش دارند، پرسش‌نامه‏هایی است که خود این افراد پر کرده‏اند و در آن اظهار کرده‏اند که رژیم غذایی را رعایت کردند.

آندری بارک، از دانشکده پزشکی ایلی‌نوی جنوبی، که جزو گروه شکاک است، عقیده دارد که شرکت‏کنندگان در این مطالعه باید بیشتر از این‏ها وزن کم می‏کردند، چون این رژیم واقعا رژیم سختی بوده و به هرحال آدم است و گرسنه‌اش می‏شود. شاید هم تا ۳۰درصد پیش نرفته باشند.

البته به نظر‏ آندری، اگر بعضی‌ها کمی ‏قانون‌شکنی هم کرده باشند، اتفاق بدی نیفتاده؛ چون به هر حال رژیم‏های سبک سالم‌ترند.

نیچر؛ ۲۶ ژانویه – ترجمه: آزاده پارساپور

منبع: خبرآنلاین


 
 
روش هایی برای تقویت حافظه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸
 

همه‌ی ما در بعضی از موارد برای به یاد آوردن مطالب یا اسامی با مشکلاتی مواجه هستیم اما بعضی از ما آن‌قدر فراموش‌کار و بی‌نظم هستیم که مغزمان بیشتر شبیه به یک الک، کار می‌کند. اما اصلاً نگران نباشید. روان‌شناسان در مرکز پزشکی دیکونس بوستون، برنامه‌ای با نام “Memory۱۰۱” طراحی نموده و ساخته‌اند که توجه بسیاری از محققان سراسر دنیا را به خود جلب کرده است.

اگر می‌خواهید حافظه‌ی خود را تقویت کنید، روش‌های زیر را خوانده و به آن‌ها عمل کنید:- یک دفترچه یادداشت درست کنید. دفترچه یادداشت به شما کمک خواهد کرد برای جزئیات زندگی روزمره‌ی خود، برنامه‌ریزی کنید. در این دفترچه لیست تمام کارهایی که باید در طول یک روز، هفته یا ماه انجام دهید را بنویسید. دفترچه یادداشت شما می‌تواند حاوی شماره تلفن‌ها، آدرس‌ها، تاریخ‌های تولد، اطلاعات پزشکی و هرچه که شما نیاز دارید باشد. این دفترچه را همیشه همراه داشته باشید و روزانه چند بار به آن نگاه بیاندازید. نوشتن چیزها به شما کمک می‌کند تا آن‌ها را در ذهن خود بسپارید.

- با خود بلند صحبت کنید. مثلاً بگویید “از پله‌ها بالا می‌روم تا عینکم را بردارم”، “به فروشگاه می‌روم تا شیر و تخم مرغ بخرم” و یا وقتی‌که در حال حمام کردن هستید و چیزی را به خاطر می‌آورید، آن‌را بلند بلند تکرار کنید تا در ذهن‌تان بماند.

- علائم و نشانه‌هایی برای یادآوری درست کنید و آن‌ها را در خانه، محل کار و ماشین خود بچسبانید، با جملاتی مانند “یادت باشد تمبر بخری” یا “یادت باشد کتاب را قرض بگیری”

- این عادت را در خود پرورش دهید که وسایلتان را همان‌جا که به آن‌ها نیاز پیدا خواهید کرد قرار دهید. مثلاً کلیدها را کنار درب خروج بگذارید، چترتان را نزدیک کتتان آویزان کنید و ..

- سردرگمی را به حداقل برسانید، در یک زمان فقط یک کار انجام دهید. زمانی که با کسی در حال صحبت هستید تلویزیون یا رادیو را خاموش کنید، در رستوران سعی کنید رو به دیوار بنشینید تا بتوانید راحت‌تر روی موضوع صحبت‌تان تمرکز کنید.

- برای کمک به این‌که چیزها را به خاطر بسپارید از ترفند استفاده کنید. حرف اول واژه‌ها، شعرها، کلمات هم قافیه و … کلیدهایی هستند که به شما کمک می‌کنند.

- توانایی حفظ و یادآوری اطلاعات به آرامی، با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد، پس از دوستان یا بستگان یا حتی پزشک معالج خود بخواهید “شمرده‌تر” صحبت کنند.

- برای محافظت از ذهن‌تان از بدن‌تان محافظت کنید. برخی داروها (و مسکن ها)، تغدیه‌ی نادرست یا حتی کمبود خواب ممکن است حافظه‌تان را مختل کند.

- مغزتان را ورزش بدهید. مطالعه، حل جدول، بیاد سپاری کلمات زبان های خارجی، بازی شطرنج و … تمام این فعالیت‌ها کمک می‌کند ذهنتان فعال و هوشیارانه عمل کند.

- روش شخصی یادگیری خود را بشناسید.
بسیاری از مردم روش یادگیری تصویری دارند. آن‌ها چیزهایی که به چشم می‌بینند را بهتر به خاطر می‌سپارند، پس دفترچه‌های یادداشت یا نشانه‌ها بیشتر از همه به آن‌ها کمک می‌کند. برخی دیگر روش‌های یادگیری سمعی دارند و چیزهایی را بهتر به خاطر می‌سپارند که می‌شنوند. بلند صحبت کردن یا استفاده از ضبط صوت به این افراد کمک می‌کند.
تعداد کمی از مردم به شکل عملی و حرکتی یاد می‌گیرند یعنی چیزهایی را به خاطر می‌سپارند که شخصاً تجربه کرده‌اند. نوشتن مطالب یا انجام همان کارها به آن‌ها کمک خواهد کرد.
با شناخت توانایی‌های خود، عملکرد حافظه‌تان را بالا برده و برای تقویت حافظه‌ی خود سعی کنید از هر
۳ روش یادگیری استفاده کنید.

نویسنده: دکتر گری وگین




 
 
بهداشت مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸
 

 

الف- هوا و نور

ب- جهت تابش نور
نور باید از سمت چپ و بالا از فاصله
۴۵ درجه به کتاب و کاغذ بتابد.

ج- یکنواخت بودن  نور محیط
نور سطح کتاب با نور اطراف نباید اختلاف زیادی داشته باشد زیرا باعث خستگی چشم ها  می شود.

د- استراحت متفاوت چشم ها
برای هر ساعت مطالعه، یک ربع ساعت استراحت داشته داشته باشید. در این زمان هم چشم ها و هم مغز استراحت می کنند و هم فرصت مرور مطالب یاد گرفته شده خود را پیدا می کنیم. در زمان استراحت به فاصله دور و به دون توجه ودقت نگاه کنید.

ه- وضع نشستن به هنگام مطالعه
نباید مدت ها به طور خمیده به جلو یا از طرفین مطالعه کرد، چون به تدریج ممکن است باعش تغییر شکل ستون مهره ها شود. بهتر است ضمن مطالعه و در فواصل استراحت چشم ها، وضع نشستن خود را تغییر دهید و مقداری حرکت کنید تا از رکود خون در پا ها جلوگیری شود. مطالعه موقع حرکت (مطالعه موقع حرکت وراه رفتن به ویژه هنگام حرکت ماشین، مناسب نیست و باعث خستگی و ضعف چشم ها می شود.)

و- صرف غذا
بلا فاصله پس از صرف غذا، نباید مطالعه کرد. زیرا پس از صرف غذا خون زیادی به سمت دستگاه گوارش  جریان می یابد و از میزان جریان خون در مغز کاسته می شود و در نتیجه از آمادگی برای مطالعه می کاهد.


 
 
مطالعه به سبکی دیگر! PQRST
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸
 


اغلب دانش آموزان، دانشجویان و علاقه مندان آموزشی از مربیان و استادان خود بارها پرسش می‌‌کنند که چگونه مطالعه کنیم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهی کنیم؟ صبح زود مطالعه کنیم یا شب هنگام؟ با صدای بلند مطالعه کنیم یا به آهستگی مطالب را مرور کنیم؟ پیشکسوتان فرهنگی نیز با توجه به تجربیات و روش های علمی شیوه هایی را توصیه می‌‌کنند.
مطلب زیر از کتاب زمینه روانشناسی “هیلگارد” تهیه شده که می‌‌تواند پاسخگوی برخی از پرسش های مربوط به شیوه های مطالعاتی باشد. با هم این مطلب را مرور می‌‌کنیم:
اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشی، یادگیری و حافظه است. در این جا با تکنیک ” PQRST” ( که مخفف آن در زبان لاتین، ” Preview ” مرور اجمالی، ” Question ” سوال، ” Read ” خواندن، “Self-recitation” تلقین و تکرار ” Test” آزمون است) آشنا می‌‌شوید:

مرحله P (مرور اجمالی):
در اولین گام مطالعه، مروری اجمالی بر کل مطالب مورد مطالعه کنید تا از موضوعهای اصلی آن تصوری پیدا کنید. این کار را می‌‌توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهای اصلی و تصاویر و عکس های آن انجام داد.
مهمترین جنبه مرحله مرور اجمالی این است که می‌‌توان خلاصه مطالب را در پایان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر یک از نکاتی که در این خلاصه آمده است تامل کرد. خواه ناخواه به ذهنتان خطور می‌‌کند که باید پس از خواندن مطالب جواب را پیدا کرده باشید و دستاورد این مرحله، به دست آوردن دید کلی نسبت به عناوین فصل‌ها و نحوه سازماندهی آنهاست.

مرحله Q (پرسش کردن):
عناوین اصلی مطالب را به یک یا چند پرسش تبدیل کنید؛ پرسش هایی که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست می‌‌یابید. باید از خود بپرسید: ” مطالب عمده ای که مولف می‌‌خواهد در این گفتار بیان کند، چیست؟ ”

مرحله R (خواندن):
در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بکوشید جواب پرسش هایی را که در مرحله Q مطرح کرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آنچه که در دست مطالعه دارید تامل کنید و آن را به مطالب دیگری که می‌‌دانید ارتباط دهید. پس می‌‌توان واژه‌ها یا عبارات کلیدی را در متن علامت زد. اصولا می‌‌بایست
۱۰ الی ۱۵ درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است که واژه‌ها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آنها را مرور کنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب کلیدی آن را نخوانده اید یادداشت برندارید این کار کمک می‌‌کند اهمیت نسبی هر نکته را دریابید.

مرحله S (تلقین و تکرار):
پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بکوشید تا نکات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را که در آن مطرح شده است از حفظ بیان کنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان کنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این کار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند می‌‌توانید این کار را در ذهنتان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله کنید تا مطمئن شوید که آنها را درست و کامل به یاد آورده اید. با تکرار یا از برکردن مطالب، متوجه می‌‌شوید که چه چیزهایی را به خاطر نسپرده اید. این کار به شما کمک می‌‌کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آنکه گفتار اولی به پایان رسید می‌‌توانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بندید. همین روش را تا پایان گفتارهای یک فصل اعمال کنید.

مرحله T (آزمون):
پس از پایان مطالعه یک فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و کل مطالب فصل را مرور کنید. بنابراین یادداشت های خود را دوره کنید و ببینید که آیا نکات اصلی را به یاد می‌‌آورید یا نه؟ بکوشید تا دریابید که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است برای یافتن مطالب و نکات کلیدی به کل فصل مراجعه کنید و در این مرحله باید خلاصه فصل‌ها را بخوانید، همچنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید. مرحله T را نباید به شب امتحان موکول کرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.
پژوهشهای انجام شده نشان می‌‌دهد که روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای که بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تکرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنید.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر می‌‌کند. خواندن خلاصه هر فصل سبب می‌‌شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی کنید خوب است به اهمیت تلقین و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول کنید.

منبع: تبیان




 
 
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
 

 

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید
۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
۸- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
۹ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۱۰-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۱ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

منبع: فکر نو


 
 
مهارت های خواندن خود را پرورش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
 

 

حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب ” چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ ” می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از
۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از
۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از ۲۴ ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند. مرورهای اصولی را می توانید بوسیله نرم افزار لایتنر نیز انجام دهید.

<