آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

تلفظ کلمات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٦
 

در بیشتر دیکشنریهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سیستم IPA استفاده می‌شود. در جدول زیر همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنید و با کلیک روی Amer (انگلیسی آمریکایی) یا Brit (انگلیسی بریتانیایی) تلفظ آنها را بشنوید (با فرمت mp3). تلفظ بریتانیایی نیز آنجا که با تلفظ آمریکایی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

words

listen

 

bad, lab

Amer

 

did, lady

Amer

 

find, if

Amer

 

give, flag

Amer

 

how, hello

Amer

 

yes, yellow

Amer

 

cat, back

Amer

 

leg, little

Amer

 

man, lemon

Amer

 

no, ten

Amer

 

sing, finger

Amer

 

pet, map

Amer

 

red, try

Amer

 

sun, miss

Amer

 

she, crash

Amer

 

tea, getting

Amer

 

check,church

Amer

 

think, both

Amer

 

this, mother

Amer

 

voice, five

Amer

 

wet, window

Amer

 

zoo, lazy

Amer

 

pleasure, vision

Amer

 

just, large

Amer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

words

listen

 

cup, luck

Amer

 

arm, father

Amer /Brit

 

cat, black

Amer

 

met, bed

Amer

 

away, cinema

Amer

 

turn, learn

Amer /Brit

 

hit, sitting

Amer

 

see, heat

Amer

 

hot, rock

Amer /Brit

 

call, four

Amer /Brit

 

put, could

Amer

 

blue, food

Amer

 

five, eye

Amer

 

nowout

Amer

 

go, home

Amer

 

whereair

Amer /Brit

 

sayeight

Amer

 

near, here

Amer /Brit

 

boy, join

Amer

 

pure, tourist

Amer /Brit

 

 

1- در و و … ، در انگلیسی بریتانیایی تلفظ نمی‌شود،

مگر اینکه قبل از یک حرف واکه (صدادار) بیاید (مثلاً

در answering و answerit). اما در انگلیسی آمریکایی همیشه

تلفظ می‌شود.

۲- در انگلیسی آمریکایی بجای تلفظ می‌شود.

۳- بسیاری از آمریکایی‌ها () و را به یک شکل تلفظ می‌کنند.



 
 
قوانین طلایی برای یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٥
 

بجای لغت ، عبارت (phrases) یادبگیرید
دانش آموزان معولا لغت یاد می گیرند ، بعد سعی می کنند لغات را کنار هم قراردهند و جمله بنویسند. گاهی بعضی از دانش آموزان تعداد زیادی لغت می دانند ولی از ساختن جمله و صحبت کردن عاجزند.
اگر شما 1000 لغت بدانید ممکن است حتی نتوانید 1 جمله درست بیان کنید ولی اگر شما 100 عبارت بدانید میتوانید صدها جمله با آنها بسازید .و در آخر اگر شما هزار عبارت بلد باشید میتوانید مثل یک انگلیسی زبان صحبت کنید.
دلیل دیگر برای اینکه شما عبارت یاد بگیرید این است که آن وقت دیگر لازم نیست هنگام صحبت کردن جملات فارسی را به انگلیسی در ذهنتان ترجمه کنید ، بلکه همان عبارات را بکار خواهید برد.
2 – فقط به تمرین روخوانی و گوش کردن اکتفا نکنید.
هنگامی که دارید Reading و Listening تمرین می کنید مطالبی را که دارید می خوانید و گوش می کنید با صدای بلند تکرار کنید .
اینکار باعث می شود که بین مغز و زبان شما همانگی ایجاد شود و روان صحبت کنید.
3 – خود را در انگلیسی غرق کنید
برای یادگیری سریعتر انگلیسی اطراف خود را با مطالب انگلیسی پر کنید .برای مثال با دوستان خود قرار بگذارید تا از این به بعد به زبان انگلیسی با هم صحبت کنید. ویا همیشه همراه خود مطالبی برای گوش کردن به انگلیسی داشته باشید.
4 – همواره انگلیسی صحیح را یاد بگیرید
همیشه سعی کنید مطالبی را برای یادگیری زبان انتخاب کنید که صحیح و قابل اعتماد باشند و عموم زبان آموزان از آن استفاده می کنند.


 
 
حدس زدن کلمه ار طریق کلمات مجاور
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۳
 

 

مهارت اول :

 حدس زدن کلمه ار طریق کلمات مجاور

مهمترین مشکل بچه ها در درک مطلب روبرو شدن با کلمات یا عبارات نا آشناست . در مثالهای این مهارت را یاد خواهید گرفت .چگونه به مفهوم ( و نه لزوما ترجمه ) این کلمات و عبارات نزدیک شوید . تاکید می کنم به هیچ وجه کلمه به کلمه نخوانید .بلکه عبارت به عبارت و جمله به جمله به متن نگاه کنید .

بعضی اوقات خود این کلمات ( که غالبا در کتاب درسی نیستند ) مورد سوال قرار می گیرند ؛ اگر هم مورد سوال واقع نشوند برای فهمیدن قشمتی از یک پاراگراف نیاز به دانستن معنای تقریبی آنها داریم . بنابر این دانستن این مهارت از ذو نظر فایده دارد .

کمک گرفتن از کلمات قبل و بعد که آشنا هستند یا کمک گرفتن از جملات همسایه که مفهوم قابل درک دارند ما را در حدس زدن این کلمات کمک می کنند .

مثال ها :

معنی کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده است را حدس بزنید .

By the fourth day , he was hallucinating . for example when he saw a street sign , he thought it was a person .

Hallucinate  در این جمله این کلمه به معنی  دچار توهم شدن است .

Over the next few days, his speech became so slurred that people couldn't understand him.

Slurred در این جمله  این کلمه به معنی  ( مبهم  ) است .

 

The price of clothing was so reasonable that we bought a lot of things.

 

در این جمله این کلمه به معنی : ارزان و یا مناسب است .

 

The test was so tough that no one passed it.

سخت و دشوار

 

We went to a trattoria after work. I ordered pasta, and he had a salad.

رستوران

William Porter wrote about 600 pieces of fiction, and his collections of stories were very popular.

داستان افسانه ای

این جور حدس زدن نتیجه ی تمرکز بر جملات ؛ لغت به لغت نخواندن ؛ اعتماد به نفس داشتن و فهمیدن فضای کلی جمله است .

 

In 1954 the American and Soviet governments announced that they would launch satellites  during 1957 .

اعلان کردن  - اظهار کردن – گفتن و بیان داشتن

 

As Edison was a boy, he had a great deal of imagination andcuriosity.

 

کنجکاوی – تخیل – ذکاوت و هوش

 

 

کلماتی که با ویرگول  ویا   به هم مرتبط می شوند از نظر گرامری یکسان هستند و از نظر معنایی مرتبط  ( نه لزوما مترادف یا متضاد ) هستند

 

معانی کلمات مشخص شده ای که با حدس زدن می گوییم




 
 
نکته های طلایی در یادگیری مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

 

یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی اکثر جوانان ایرانی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک مؤسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.

همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.

برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه ثبت نام می کنند.

اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند ، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعهقبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.


 
 
یادگیری مشارکتی و تدریس زبان انگلیسی ( روش کارآیی تیمی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱
 

محمد احمدوند

با توجه به تغییرات و پیشرفت های سریعی که در علوم روی می دهد ، دانش آموزان ما نیازمند روش هایی هستند که از طریق آن ها به مهارت های یادگیری دست یابند تا خود بتوانند علوم را بهتر و سریع تر و همگام با پیشرفت ها بیاموزند. روش " یادگیری مشارکتی " یا " آموزش از طریق همیاری " دانش آموزان را در این امر یاری می دهد. یادگیری مشارکتی خود شامل 5 روش است که عبارتند از : 1. کارآیی تیمی 2. تدریس اعضای تیم . 3. قضاوت عملکرد . 4. قضاوت طرز تلقی . 5. حل مسأله . از میان این روش ها، نگارنده دو روش :" کارایی تیمی " و " حل مسأله " را با توجه به مسائل آموزشی ایران ، برای تدریس زبان انگلیسی مناسب تشخیص داده است و از بین این دو ، روش کارایی تیمی را جذاب تر می داند. به همین دلیل روی این روش تأکید و تمرکز دارد.

روش کارایی تیمی 10 مرحله دارد که عبارتند از :
1. مشخص کردن هدف های آموزشی توسط معلم ؛ 
2. ارزشیابی تشخیصی توسط معلم ؛ 
3. ارائه محتوای درس توسط معلم ؛ 
4. مطالعه انفرادی دانش آموزان ؛ 
5. ارائه سؤال ها به دانش آموزان توسط معلم و پاسخ دادن به آن ها ؛ از سوی فراگیران 
6. تشکیل گروه های دانش آموزی توسط معلم ، برای بحث روی جواب ها و رسیدن دانش آموزان به یک جواب مشترک ؛ 
7. دادن پاسخ درست به سؤال ها توسط معلم و نمره دادن هر دانش آموزان به خود و تصحیح ورقه مشترک گروه توسط سر گروه ؛ 
8. ثبت نمرات در جدول و تفسیر جدول توسط معلم ؛ 
9. ارزشیابی پایانی توسط معلم و پاسخ انفرادی دانش آموزان ؛ 
10. بازخورد توسط معلم .

 

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/٢٢
 

 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاریمناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاریافراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل۲بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیمبراحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصیبپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشتهباشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن رااز این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:

ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را واردحافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شمانرم افزار لایتنر ماندگاراست.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابهجعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایتاستفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام دروبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکاراینترنتمی باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.


 
 
Non-Native Speakers Can Use More English in Class
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢۸
 

 

 

 

مقدمه

 

وازرت آموزش و پرورش کشور ژاپن، در سال 1980 متوجه شد که دانش آموزان این کشور پس از 6 سال انگلیسی خواندن در سیستم آموزشی این کشور نمی توانند انگلیسی صحبت کنند. لذا شروع به تجدید نظر در برنامه ی درسی زبان انگلیسی و  تغییر ساختار کتاب ها و تغییرات کلی این درس در دوره ی راهنمایی و حتی ابتدایی را شروع کردند. با توجه به برنامه ی نه ساله ی تغییر ساختار آموزشی - Japan Exchange and Teaching (JET) Program – سال بعد از آن حدود 4000 دستیار حرفه ای معلم زبان (ALT) به کلاس ها فرستاده شدند. و همه ی این ها باعث افزایش قدرت ارتباط و مکالمه به زبان انگلیسی دانش آموزان شد.

 

کتاب های درسی، مواد آموزشی، برنامه درسی، و حتی حضور خود انگلیسی زبان ها در کلاس در این زمینه موثر واقع نمی شود، مگر این که در کلاس از مدل استفاده از ارتباط و معاشرت انگلیسی استفاده کند. 

 

با توجه به تجربه های گوناکون از معلمان و دستیاران شرکت کننده در این برنامه اکثر این افراد دریافتند که بهترین راه کمک به معلمان در تسهیل امر یادگیری زبان انگلیسی ارائه ی شیوه هایی ایست که در آن دانش آموزان مکالمه ی بیشتری بشنوند و انجام دهند. پس این مقاله راهنمای کوچکی است که شامل مثال و تمرین هایی است که در آن از جملات ساده و کلیدی استفاده شده است که تعییرات بسیاری را در عملکرد زبانی دانش آموزان و همچنین معلمان ایجاد می کند.

 

 

 

راه های ساده برای استفاده بیشتر از انگلیسی در کلاس

 

 

 

•           همیشه در شروع و آغاز کلاس از انگلیسی استفاده کنید.

 

 

 

درواقع بسیار ضروری نیست که یک دانش آموز دقیقا بداند که جمله ی Let's begin در زبان خودشان دقیقا به چه معناست. آن ها ایده ی اصلی و پایه ای را وقتی که این عبارت در ابتدای هرکلاس استفاده می شود، دریافت می کنند. حتی اگر از کلمه ی begin را استفاده کنید که یک فعالیت یا آزمونی را در حال شروع کردن می باشید، معنی آن برای دانش آموزان معین و روشن می شود. ( بعد ها اگر به صورت رسمی در درس این لغت را به آن ها معرفی کنید، آن ها کاربرد واقعی آن را فرا می گیرند.) چنین مسائلی برای عبارت That's all for today هم صادق می باشد.

 

ولی اگر کلاس با همان زبان مادری دانش آموزان و به صورت کاملا عادی شروع شود، این برای دانش آموز تداعی می شود که مکالمات و ارتباطات آن ها در سطح همان زبان مادری آن هاست. پس شکل و قالب اصلی کلاس نباید به زبان مادری دانش آموزان باشد.

 

 

 

 

 

•           به دانش آموزان "اصطلاحات انگلیسی کلاس" را آموزش بدهید.

 

 

 

به دانش آموزان اصطلاحات انگلیسی مخصوص به سطح خودشان را که در کلاس استفاده می شود آموزش بدهید. برای مثال:

 

I don't know = من نمی دانم   I don't understand = من نمی فهمم   Once again please = یک بار دیگر لطفا

 

Just a minute = یک دقیقه لطفا صبر کنید   و غیره...

 

مطمئن باشید که آن ها همانگونه که شما در ذهن دارید، می آموزند که چگونه از این ها استفاده کنند. شما می توانید یک پوستر یا چارت شامل این گونه اصطلاحات بسازید و آن را در جایی که تمام دانش آموزان به آن دید دارند نصب کنید. می توانید به صورت تصادفی به دانش آموزان کاغذ های کوچکی که در آن ها اصطلاحاتی که می خواهید از آن ها استفاده کنند را بدهید و از آن ها بخواهید که آن را در پشت کتاب یا دفتر خود بچسبانند که به سهولت به آن ها دسترسی داشته باشند. (بر اساس تجربه ها، پوستر ها کاربرد بیشتری دارند.). شما می توانید بر روی کاغذ ها یا پوستر، ترجمه فارسی را هم اضافه نمایید، اما به محض اینکه دانش آموزان آن ها را فرا گرفتند و در صورت استفاده از آن ها جواب منطقی ارائه دادند، آن ها را حذف کنید.

 

اگر دانش آموزی از معادل  فارسی آن ها استفاده کرد، به او یادآوری کنید که باید چه بگوید یا استفاده کند. هر چه دانش آموزان ارتباطشان با شما و یکدیگر انگلیسی باشد، استفاده از انگلیسی برای آن ها دلپذیرتر و ساده تر می گردد.

 

 

 

•           سعی کنید که برای فعالیت های همسان فقط از یک یا دو اصطلاح استفاده کنید.

 

 

 

با محدود کردن تعداد اصطلاحاتی که معلم از آن ها استفاده می کند، دانش آموزان آن ها را سریع تر فرا می گیرند. برای مثال، در یک کلاس با سطح انگلیسی ابتدایی، شما می توانید از اصطلاح  Open your books to page ~ (صفحه ی ~ کتاب را باز کنید)  استفاده کنید، حتی اگر کتابشان باز است. سپس شما می توانید اصطلاح Turn to page ~. (رجوع کنید یا بروید به صفحه ی ~) را معرفی کنید. بعضی از دانش آموزان در هر صورت فقط  ...page ~ (صفحه ی ~) را متوجه می شوند. پس هر دو اصلاح یک معنی برای آن ها دارد. گرچه که بقیه ی دانش آموزان بدون گمراه شدن، معنی هر دو را متوجه می شوند.

 

آن معلم هایی که از دانشجو معلم ها و یا دستیار معلم استفاده می کنند، در نظر داشته باشند که یک لیست از این اصطلاحات را به این افراد بدهند. بسیار نا امید کننده است که یک اصطلاح بسیار ساده را بگویید اما دانش آموزان عکس العملی نشان ندهند. برای مثال شما بگویید Please repeat this sentence به جایPlease read this sentence aloud. اگر از چنین افرادی استفاده می کنید ارائه ی لیست اصطلاحات به آن ها الزامیست.

 

 

 

•           همیشه دانش  آموزان را موظف کنید که اسم خود را به انگلیسی بنویسند.

 

 

 

این نکته برای دانش آموزانی است که نوشتار زبان مادری آن ها مثل انگلیسی نیست. از همان ابتدا که دانش آموزان الفبای انگلیسی را فرا گرفتند،  بر این که اسم خود را به انگلیسی بنویسند پافشاری کنید.  به یاد داشته باشید که کلاس شما یک کلاس انگلیسی است. یاد گرفتن و به خاطر سپردن این که نام شما به یک زبان خارجی چگونه نوشته می شود به نوعی شخصی سازی آن زبان است.علاوه بر این استفاده ی دانش آموزان از زبان مادری این را القا می کند که او در سطح پایه ای و ابتدایی ارتباطات قرار دارد.

 

این همچنین برای دیگر دانش آموزان هم می باشد. و وقتی که  دانش آموزان تمرینی را انجام می دهند که اسم دوستشان در آن وجود دارد، آن ها مجبورند که انگلیسی باشند. در سطح مقدماتی دانش آموزان معمولا باید به هم دیگر در نوشتن اسم ها کمک کنند.

 

اگر دانش آموزان در نوشتن اسم هایشان مشکل دارند، به کنار آن ها بروید و در نوشتن اسمشان به آن ها کمک کنید و اسم آن ها را در اول دفترشان بنویسید تا در مواقع لزوم به آن رجوع کنند. اگر در کلاس 20 یا 30 دقیقه وقت ندارید که صرف این کار کنید، می توانید اسم همه را بر روی کارت هایی بنویسید و به همه بدهید و تا زمانی که آن را حفظ کرنند، به آن رجوع کنند.

 

 

 

•           از کاغذ های کوچک و نوشته شده، برای ارتباطات نوشتاری انگلیسی استفاده کنید.

 

 

 

از انگلیسی برای پیش پا افتاده ترین دستور ها هم استفاده نمایید. برای مثال Please write ~ (لطفا بنویسید) Answer the following questions (سوال های بعدی را پاسخ بدهید) English only, please (لطفا فقط به انگلیسی) و غیره... . هر دستور را برای دانش آموزان بلند بخوانید و سپس انجام دهید. (برای مثال در حین این که سوال را می خوانید،  نقش این را بازی کنید که که جواب می نویسید. یا مثلا با یک دانش آموز مصاحبه کنید و نقش  آن را بازی کنید که چیزی که او می گوید را می نویسید. )

 

بعضی از دستورها بسیار کم به کار برده می شوند. برای مثال یک دانش آموز به ندرت یک صفحه یا فرم کاری را پر می کند و مثل همیشه دانش آموزان کندتر اگر نفهمیدند که هر دستور به چه معناست، می توانند ببینند که دیگر دانش آموزان چه کاری را انجام می دهند. یا شما می توانید از دانش آموزان دیگر بخواهید که به آن ها کمک کنند. حتی دقیقا تعدادی معدودی دستور به زبان فارسی بر روی یک کاغذ به زبان مادری دانش آموزان قطعا از توضیحات فقط شفاهی بهتر می باشد.

 

حتی برای دانش آموزان ضعیف از نظر انگلیسی معادل کلمات ساده ای همچون name ,class, date, و ... را استفاده نکنید. همچنین شما می توانید از طریق نوشتن نمونه ها به دانش آموزان نشان بدهید که از آن ها می خواهید که کجا بنویسند.

 

 

 

•           گرامر را هم به انگلیسی تدریس کنید.

 

 

 

برای معلمانی که تا کنون به انگلیسی گرامر را تدریس نکرده اند و همچنین ندیده اند که کسی این کار را انجام داده باشد(که تعداد نسبتا زیادی از معلمان شامل این گروه هستند)، به نظر می رسد که این کار غیر ممکنی است. اما این کار به سادگی امکان پذیر است. با شیوه ای که در زیر آمده است، هر نکته ای و در هر سطحی را می توان به آسانی تدریس کرد.

 

همیشه با مطلبی که دانش آموز می داند شروع کنید برای مثال اگر می خواهید حال استمراری(be doing) را تدریس کنید شما می توانید با مرور کردن زمان حال ساده شروع کنید. چند جمله ی ساده به دانش آموزان مثل جملات زیر نشان دهید.

 

She plays soccer every week.                                      He cooks spaghetti every Tuesday.

 

 

 

مطمئن شوید که دانش آموزان این جملات را فرا گرفته اند. سپس every week را به کلمه ی now ، تبدیل کنید و plays را به

 

  is playing تبدیل کنید.                                                                 She is playing soccer now.

 

به دانش آموزان چند مثال دیگراز زمان حال ساده بدهید وبعد از تبدیل قید زمان آن ها به now از چند دانش آموز بپرسید که در مکان فعل باید چه فعل جدیدی قرار دهید.

 

و همچنین برای تدریس چگونگی حالت سوالی، می توانید ابتدا علامت سوال را در پایان جمله جایگزین کنید و سپس  ساختار را به حالت سوالی تبدیل کنید. به دانش آموزان چند مثال دیگر بدهید و از آن ها بخواهید که جملات را به سوال تبدیل کنند. پس از اینکه به آن ها حالت سوالی و منفی را درس دادید می توانید یک بازی ساده به صورت مصاحبه ای و کاملا به زبان انگلیسی ساده شامل سوالاتی که شما از آن ها می پرسید انجام دهید.

 

در سطوح پایین تر، تصاویر بسیار به شما کمک می کنند که به دانش آموزان بفهمانید و همچنین از علاقه ی آنها به ترجمه کم کنید.

 

همچنین معلمانی که از زبان انگلیسی استفاده می کنند باید به این نکته توجه داشته باشند که به دانش آموزانی که به اندازه کافی سریع نیستند زمان بدهند و حتی کمی به زبان مادری بگویند تا چنین مطالبی را فرا بگیرند. این به این معنا نیست که حتما قسمتی از زمان کلاس را به زبان مادری دانش آموزان اداره کنید.

 

 

 

•           به توانایی های خود اعتماد داشته باشید.

 

 

 

این نکته بسیار ضروری است. دانش آموزان به یک مدل خوب و مطمئن انگلیسی زبان نیاز دارند تا در خودشان اعتماد به نفس را افزایش دهند. گرچه شاید مکالمه و ارتباط به زبان انگلیسی به مدت ساعت برای معلمان سخت باشد، اما همین تمرین ها در کلاس باعث می شود که انگلیسی صحبت کردن به یک عادت روزانه و ساده برای شما تبدیل می گردد.

 

بعضی از معلمانمی گویند که انگلیسی آن ها آن قدر خوب نیست که بتوانند در کلاس انگلیسی صحبت کنند. بعضی از آن ها می گویند که از این نگرانند که در مقابل دانش آموزان اشتباه کنند. و دانش آموزان هم همین اشتباه را تکرار کنند. آن ها نباید اینگونه فکر کنند. در درجه اول این را بدانید که در تمام سطوحی که شما تدریس می کنید فقط کافیست کمی از چیزی را که تدریس می کنید به انگلیسی بدانید. معمولا دانش آموزان بیشتر از گفته های شما با گرامر و درسی که شما ارائه می کنید درگیر می شوند و احتمالا اشتباهات شما را به یاد نمی آورند. پس انگلیسی صحبت کنید و لذت ببرید.

 

 

 

•           اشتباهات دانش آموزانتان را اصلاح کنید اما سرزنش نکنید.

 

 

 

اگر شما می خواهید که دانش آموزانتان تجربه کنند، حدس بزنند، تمرین کنند، شما باید این گونه رفتار ها را تقویت کنید. بگذارید دانش آموزان این را احساس کنند که حتی اگر آن ها سهوا هم اشتباه کردند شما از صحبت کردن و تلاششان راضی هستید. حتی اگر هم جواب اشتباه دادند به خاطر پاسخ دادن آن ها را تشویق کنید و از آن ها بخواهید که دوباره تلاش کنند. به آن ها پاسخ درست را بگویید یا از دانش آموزان دیگر بخواهید که جواب درست را بگویند.

 

یک راه که تضمین می کند که دانش آموزان دیگر انگلیسی صحبت نکنند این است که آن ها را از اشتباه کردن بترسانید. این خیلی ساده و پیش پا افتاده است که از دانش آموزی که یک سوال ساده ی گرامری را هم نمی تواند پاسخ دهد عصبانی شوید، اما اگر دانش آموزنتان این راببیند، اغلب سریعا ناراضی و ناراحت می شوند و از انگلیسی صحبت کردن بیشتر از اشتباه گفتند می ترسند و این باعث می شود که کم کم همه از انگلیسی صحبت کردن دست بکشند.

 

 

 

•           و در آخر، دانش آموزان و خودتان را را به مبارزه بطلبید!

 

 

 

امتحان کنید و ببینید که آیا می توانید یک کلاس را کلا به انگلیسی اداره کنید؟ اگر نمی توانید، سعی کنید نصف کلاس یا فقط 15 دقیقه از آن را صرف انگلیسی صحبت کردن کنید. یا اینکه چطور است از چند جلسه هفته ای یک جلسه را انگلیسی صحبت کنید؟ و بعد دو یا سه... و بعدا تمام کلاس های باقیمانده را...

 

 

 

•           اجرای ایده های ذکر شده:

 

 

 

ایده ها و پیشنهادات بالا به نظر ساده و آسان می رسد، اما این را  بدانید که به سادگی به دست نمی آیند. اگر می خواهید از آن ها استفاده کنید شما باید تلاش کنید که به انگلیسی مکالمه کنید و ارتباط برقرار کنید، نه اینکه آن ها را به عنوان استراتژی استفاده کنید.  پیش نویسی همانند این مقاله به معلمان ژاپنی داده شد و مشاهده گردید که چقدر معلمان این ایده ها را پیاده سازی کردند.

 

باید دید که چه میزان از معلمان اصطلاحات انگلیسی کلاس را ارائه کردند. برای مثال یک معلم سال اول راهنمایی، برگه هایی درست کرد و در آن ها اصطلاحات انگلیسی کلاس را در اختیار دانش آموزان قرار داد و دانش آموزان آن ها را در کتاب هایشان چسباندند. معلم به دانش آموزان چگونگی استفاده از این اصطلاحات را تدریس کرد و آن ها را تشویق به استفاده از آن ها نمود و دانش آموزان بسیاری از اوقات آن ها را استفاده می کردند.

 

معلمی دیگر ایده ی درست کردن پوستر را بسیار دوست داشت. او پوستر را درست کرد و به آنان تلفظ دستور ها و اصطلاحات را آموخت اما  شیوه ی استفاده درست آن را آموزش نداد. او این کار را انجام داد و پوستر بر روی دیوار کلاس باقی ماند اما در واقع هیچوقت از دانش آموزان نمی خواست که از آن ها استفاده کنند پس به طور طبیعی دانش آموزان هم استفاده نمی کردند. و یک معلم دیگر برگه هایی از اصطلاحات تعبیه کرد و به دانش آموزان داد. دانش آموزان هم آن را در کتاب یا دفتر خود چسباندند اما دیگر حتی به آن ها نگاه هم نکردند.

 

در نمونه ی آخر، شکست دانش آموزان در استفاده از اصطلاحات به دلیل، عدم استفاده معلم از این اصطلاحات و همچنین عدم تشویق دانش آموزان در جهت استفاده از آنان بود. اگر شما از دانش آموزانتان نخواهید، آن ها زیاد هم مشتاق نیستند که از آن ها استفاده کنند. اگر به دانش آموزان تاکید نمی کنید که از آن ها استفاده کنند، قاعدتا زیاد هم متعجب نشوید که چرا از آن ها استفاده نمی کنند.

 

وادار کردن دانش آموزان به استفاده از چند اصطلاح انگلیسی یا نوشتن اسم خودشان به زبان انگلیسی به نوعی یک چالش را برای آن ها ایجاد می کند و وقتی که معلم، زبان کلاس را به انگلیسی تغییر می دهد باز هم چالش جدید دیگری ایجاد می گردد.

 

در بعضی مکان ها و شرایط دیده می شود که دانش آموزان به سرعت از اینکه انگلیسی به آن ها درس داده می شود، ناامید و سردرگم می شوند. و وقتی که دانش آموزان با صدای بلند به معلم اعتراض می کنند که چیزی نمی فهمند، معلم ناخودآگاه به زبان مادری آن ها بر می گردد و از این شیوه دست بر می دارد. اصولا معلمان برای مقاومت و پافشاری در این شیوه آماده نشده اند و این مشکل است.

 

برای معلمان و دانش آموزانی که عادت به کلاس انگلیسی به زبان غیر مادری (همانند اکثر معلم ها و دانش آموزان) دارند، شیوه ی ذکر شده چالش بزرگی می باشد. در بسیاری از کلاس ها، کل زمان کلاس و همه چیز به زبان مادری اداره می گردد. پس قاعدتا  دانش آموزان در ابتدا از عادت به این شیوه امتناء می کنند. آن ها به این عادت کردند که هرچه معلمشان می گوید به سادگی بفهمند اما با این مواجه می شوند که در فهمیدن معلمشان مشکل دارند. پس این را دوست نخواهند داشت. معلمان باید یاد بگیرند که در این مواقع به جای این که به زبان مادری برگردند، فقط بگویند: "It's okay. It's okay" و سپس در ادامه مثال های بیشتری بزنند. و حتی می توانید به انگلیسی از دانش آموزی بپرسید که به زبان مادری خودش نکته را توضیح دهد. یا یک دانش آموز دیگر می تواند درس را در جملات کوتاهی به زبان مادری توضیح دهد و این ها همه در حالی انجام می شود که دانش آموزان بسیار عصبانی و سردرگم هستند. و اینگونه نباید بگذاریم که دانش آموزان از فهمیدن و یاد گرفتن دست بکشند. تجربه این را اثبات کرده است که چه شما در یک جلسه یا کم کم این شیوه را اعمال کنید، دانش آموزان هم به ندرت هم یاد میگیرند و هم از آن لذت می برند و البته شما هم!

 

 

 

•           نتیجه گیری

 

 

 

هزاران ملاقات، بهترین کتاب ها، خلاقانه ترین مواد آموزشی، و حتی حضور افرادی که زبان مادری آن ها انگلیسی است، قدرت ارتباط و مکالمه انگلیسی را به دانش آموزان نمی دهد و فقط با استفاده از مکالمات و ارتباط انگلیسی با دانش آموزان و معلم ایجاد می گردد و این قدرت انگلیسی صحبت کردن را افزایش می دهد. اگر می خواهید یک موضوع گرامری را برای مثال به دانش آموزان به زبان انگلیسی درس بدهید، بسیار مشکل تر می باشد، اما دانش آموزان ایده ها را بهتر فرا میگیرند. این به این خاطر است که آن ها مجبورند گوش کنند و فکر کنند که شما چه می گویید. پس نه تنها قدرت مکالمه آن ها بالاتر می رود، بلکه نمره های بهتری هم کسب می کنند.

 

و برعکس این قضیه، اگر شما پافشاری نکنید و علاقه نداشته باشید، دانش آموز شما هم تلاش نمی کند که به انگلیسی ارتباط برقرار کند. شما فقط با این روش، دیکته، لغت وگرامر تدریس نمی کنید، بلکه غیر مستقیم ارزش مکالمه و ارتباط به زبان انگلیسی را درس می دهید.اگر شما با استفاده از انگلیسی صحبت کردن به دانش آموزانتان را نشان ندهید که این مساله مهم است، آن ها هم  اینگونه فکر نمی کنند. اگر شما به زبان مادری آن ها به دانش آموزان تدریس کنید، آن ها ممکن است یاد بگیرند که انگلیسی گوش دهند، بخوانند یا ترجمه کنند، اما قطعا نمی توانند صحبت کنند.

 

 

 

ضمیمه شماره 1 – اصطلاحات انگلیسی کلاس برای معلمان

 

 

 

اینجا لیستی از اصطلاحات انگلیسی- آمریکایی مربوط به کلاس درس برای معلمان غیر انگلیسی زبانی وجود دارد که نگران اصطلاحات خاص انگلیسی هستند. قاعدتا شما تعدای از آن ها را می دانید یا استفاده می کنید و آن ها بسیار بیشتر از تعدادی هستند که بتوان همه ی آن ها را در اینجا ذکر کرد.

 

اکثر این اصطلاحات برای دانش آموزان کابردی ندارد ولی دانش آموزان با اشاره و حرکت صحیح معلم متوجه مفهوم آن ها می شوند و واکنش نشان می دهند. بعضی از اصطلاحات زیر با اشاره مفهومشان مشخص نمی شود، پس چند دفعه ی اول باید برای آن ها ترجمه کرد. کلمات داخل پرانتز ( ) اختیاری هستند یعنی هم می توانید استفاده کنید و هم استفاده نکنید. کلماتی که با  /از هم جدا شدند باید یکی از آن ها را استفاده کنید که به صورت پررنگ مشخص شده اند. و علامت ~ به معنای هر عدد خاص یا هر شیء خاصی می باشد.

 

 

 

Greetings     سلام و احوال پرسی

 

 

 

Hello.                                                              سلام 

 

Good morning (class/everyone).                     صبح بخیر

 

Good afternoon (class/everyone).                   بعد از ظهر بخیر

 

That's all for today.                                         درس امروز همین بود.

 

Goodbye.                                                        خدانگهدار

 

See you tomorrow/next week/Friday.             شما را فردا/هفته ی آینده/ جمعه ی بعدی میبینم. 

 

 

 

Directions        دستور های هدایتی

 

 

 

Stand up.         برپا                                                       Sit down./Be seated.   بنشینید. (برجا)

 

Open your (text)books/notebooks (to page ~/chapter ~/section ~).   کتاب ها / دفتر هایتان را باز کنید

 

Turn to page ~.                        به صفحه ی ~ بروید 

 

Look at page/part/number ~.   به صفحه/قسمت/شماره ~ نگاه کنید

 

Close your books/notebooks. کتاب هایتان/دفترهایتان را ببندید.

 

Take out your pen/pencil/notebook/textbook/homework/~.   خودکار/مداد/دفتر/کتاب/کتاب کار خود را بیرون بیاورید

 

Put your pen/papers/books/everything/~ away/in your desks/in your bags.

 

خودکار/کاغذها/کتاب ها/ همه چیز را ~ کنار/ زیر میز/ در داخل کیف بگذارید.

 

Pass your notebooks/tests/papers/homework to the front/to me.

 

دفتر/آزمون/کاغذها/ تمرین ها/ تکالیف خود را در مقابل/برای من بگذارید.

 

Here is/are your tests/your homework/your notebooks/~.

 

آزمون های شما/ تکالیف شما/ دفتر های شما اینجاست.

 

Take one (handout/test/copy/~).                                             یک عدد بردار ( کاغذ/آزمون/کپی)

 

Come to the blackboard/front.                                                بیا به سمت تخته سیاه/ جلو

 

Translate this into English/L1.                                                این را به انگلیسی/ زبان مادری خودت ترجمه کن.

 

Write the answer on the chalkboard/in your notebooks.        پاسخ را در تخته/ دفتر خود  بنویس

 

Listen carefully.                                                                      با دقت گوش کن.

 

Read page ~ (aloud).                                                              صفحه ی ~ را بخوان (بلند)

 

Repeat after me./Repeat ~./Again.     بعد از من تکرار کنید . / دوباره ~ تکرار کنید.

 

Practice (~).                                                     تمرین کنید (~)

 

Check your/your partner's answers.                پاسخ خود/ بغل دستی خود را چک کنید.

 

(کلمه ی Please هم می تواند با اصطلاحات بالا استفاده گردد.)

 

 

 

Transitions     دستورات ترتیبی.

 

 

 

First (of all)...?                        اول(از همه) ...؟                           Next...                                                 سپس...

 

For example...                         برای مثال...                                Now let's ~.                             حالا بیایید 

 

After that... پس                        از آن ...

 

Questions    سوالات

 

 

 

Who knows (the answer)?                              چه کسی می داند(جواب را)؟

 

Who knows (~)?                                             چه کسی می داند(~) ؟

 

Who understands?                                          چه کسی فهمید(~)؟

 

Who can tell me (~) ?                                      چه کسی می تواند به من بگوید(~)؟

 

Who will volunteer (to ~)?/Who will do it? چه کسی داوطلب است؟ / چه کسی این را انجام می دهد؟

 

Who has a question (about ~)?                       چه کسی سوال دارد(در مورد ~)؟

 

What's ~ in English?/What does it/~ mean in English?          این کلمه ~ به انگلیسی چه می شود؟

 

What's ~ in L1?/What does it/~ mean in L1.                          کلمه ی ~ به زبان مادریتان چه می شود؟

 

What's the answer?                                         پاسخ این سوال چه می شود؟

 

Do you understand?                                       آیا می فهمید؟

 

Do you know (~)?                                           آیا ~ را می دانید؟

 

Do you have any questions?                           آیا سوالی دارید؟

 

Can you tell me (~)?                                       آیا می توانید ~ را بگویید؟

 

Will you volunteer (to ~)?/Will you do it?      آیا داوطلب انجام این کار~ هستید؟

 

Who's absent today?                                       چه کسی امروز غایب است؟

 

 

 

Disciplinary Expressions     اصطلاحات مربوط به نظم و ترتیب

 

 

 

Be quiet./Stop talking./No talking.     ساکت باشید/ صحبت نکنید /  حرف نزنید

 

Calm down.                                        آرام باشید.

 

Stop that./Stop it.                                بس است/ آن را متوقف کن.

 

Don't do that.                                      آن کار را انجام نده

 

Put that/~ away.                                  آن را~ کنار بگذار

 

Listen (to me)..                                    گوش کن(به من)

 

Look (at me).                                      نگاه کن (به من)

 

(کلمه ی Please هم می توانیم با اصطلاحات بالا استفاده کنیم اما اگر معلم عصبانی باشد می تواند استفاده نکند.)

 

What are you doing?                           چه کاری انجام می دهی؟ چه کار می کنی؟

 

Are you listening?                               گوش می دهی؟

 

Are you paying attention?                  توجه می کنی؟ دقت می کنی؟

 

 

 

 

 

ضمیمه شماره 2 – اصطلاحات انگلیسی کلاس برای دانش آموزان

 

 

 

 

 

دانش آموزان اگر وادار به مکالمه به زبان انگلیسی در کلاس باشند مجبورند که از اصطلاحات زیر استفاده کنند و طبیعتا معلمان باید دانش آموزان را در ترجمه، تلفظ و کاربرد آنان کمک کنند. مخصوصا در کلاس های با سطح انگلیسی ابتدایی که بهتر است،  ترجمه به زبان مادری به آن ها گفته شود واز آن ها خواسته شود که معنی آن ها را بنویسند. معلم بهتر است که به دانش آموزان پیشنهاد دهد که این اصطلاحات را در کاغذی در ابتدای دفتر یا کتابشان بچسبانند تا دسترسی به آن ها آسان باشد. همانند ضمیمه شماره یک تعداد بسیار زیادی اصطلاحات مفید دیگری هم وجود دارد که در این لیست قید نشده است..

 

Excuse me?                 اجازه؟                           (Are you speaking to) me?      من؟(با من صحبت می کنید؟)

 

I didn't hear you.        من نشنیدم چه گفتید.           Again, please.                          لطفا دو باره

 

More slowly, please.   لطفا آهسته تر                  Just a minute, please.              لطفا یک دقیقه صبر کنید.

 

Ms. ~/Mr. ~.                خانم ~/ آقای ~                 I'm thinking.                            دارم فکر می کنم.

 

I don't understand. (Huh?) من نمی فهمم.            I don't know.                          من نمی دانم.

 

How do you say this word?                شما این لغت را چگونه می گویید؟ (تلفظ می کنید)          

 

What does ~ mean?                            این کلمه~ به چه معناست؟

 

What's ~ in English?                           این کلمه~ به انگلیسی چه می شود؟

 

What's ~ in L1?           این کلمه~ به زبان خودمان چه می شود؟         I think ~.         من دارم فکر می کنم. ~

 

One more please.         لطفا یکی دیگر                                          Please help me.            لطفاه به من کمک کنید

 

That's easy/difficult/strange.               این آسان/ سخت/ عجیب است.

 

 

 

---------------------------------------------------------------------

 

 

 

* مقاله ی فوق ترجمه ای آزاد و ویرایش شده      “Easy Ways Teachers Who Are Non-Native Speakers Can Use More English in Class” می باشد که توسط  James R. Welker محقق ژاپنی نگاشته شده که توسط گرد آورنده ترجمه شده و با توجه به نیاز های داخلی بومی سازی شده است و با توجه به منابع معتبر دیگر تکمیل گردیده و ارائه گردیده است.

منبع :  Kordkuy English language department

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاری مناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاری افراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل ۲ بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیم براحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصی بپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشته باشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰ لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن را از این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:
ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را وارد حافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شما نرم افزار لایتنر ماندگار است.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابه جعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵ خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایت استفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام در وبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکار اینترنت می باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.

* فیلم های زبان اصلی (و یا زیرنویس انگلیسی) ببینید و Speaking و Listening خود را تقویت کنید.

* کتاب های خارجی، مجلات خارجی و .. نیز می توانند در مرور مطالب و افزایش درک مطلب نیز بسیار موثر باشند


 
 
38 راه جادویی برای یادگیری سریع زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

1 - از اشتباه کردن در زبان انگلیسی نترسید

با اعتماد به نفس کامل انگلیسی صحبت کنید و اجازه دهید دیگران اشتباهات شما را اصلاح کنند.( بالاخره یک روز اشتباهات شما تمام می شوند. )

2 - اطراف خود را از چیزهای انگلیسی زبان پر کنید.

خود را در محیط کاملا انگلیسی زبان قرار دهید. همه چیزهایی که با آن ها در ارتباط هستید ( دوستان ، کتاب ، اخبار ، فیلم و .....). بهترین روش روانی در مکالمه ، صحبت کردن است.

3 - هر روز انگلیسی تمرین کنید

برای خود یک برنامه ریزی مطالعه زبان انگلیسی انجام دهید و مقدار زمان مطالعه انگلیسی هر روز را مشخص و خود را موظف به انجام آن بدانید. مطالعه انگلیسی باید جزئی از برنامه های روزانه شما قرار گیرد.

4 - با دوستان و خانواده خود برنامه مطالعه زبان انگلیسیتان را در میان بگذارید.

از آن ها بخواهید تا شما را مجبور به اجرای برنامه خود سر وقت مشخص کنند و البته اجازه ندهید برای شما مزاحمتی در موقع مطالعه ایجاد کنند.

 

5 - بر روی هر چهار مهارت انگلیسی ( گفتاری ، شنیداری ، نوشتاری ، خواندن ) تمرین کنید.

هر چهار مهارت برای یادگیری بهتر شما نیاز است

6 - یک دفترچه یاداشت مخصوص کلمات جدیدی که یاد می گیرید درست کنید

کلمات جدید را حداقل 3 بار در مثال های مختلف در حال صحبت کردن استفاده کنید تا کاملا بر آن مسلط شوید.

7 - کلمات جدید را حفظ نکنید . در مثال یاد بگیرید.

حفظ کردن کلمات یک روش رایج برای شرکت در امتحان است و معمولا پس از مدتی بیشتر مطالب حفظ شده بعد  امتحان ازحافظه پاک می شود.

8 - از بهترین زمان یادگیری خود در طول روز استفاده کنید.

ساعات یادگیری در افراد متفاوت است . مثلا عده ای صبح زود بهتر یاد می گیرند . عده ای بعد از ظهر و عده ای در ساعات شب . زمان یادگیری خود را پیدا کنید.

9 - بعد از هر دوره مشخص از خود امتحان بگیرید.

شما متوجه خواهید شد که اگر برای امتحان بخواهید مطالعه کنید، خود را ملزم به خواندن می دانید.

10 - برای خود اهداف انگیزشی مشخص کنید و آن ها را برای خود تکرار کنید.

مثلا به خود بگویید بعد ار یادگیری زبان انگلیسی چه کارهایی می توانید انجام دهید. ( شغل جدید ، ارتباطات جدید و .....) . یا چگونه کیفیت زندگی شما با دانستن زبان انگلیسی بهبود پیدا می کند .

11 - یک هدف دراز مدت برای خود اتنخاب کنید .

تمرکز خود را بر نحوه رسیدن به هدفتان بگذارید.

12 - همچنین یک هدف کوتاه مدت برای خود انتخاب کنید.

پاداشی را برای هدف کوتاه مدت خود مشخص کرده و پس از دستیابی به آن هدف به خود جایزه بدهید.

13 - به خود بگویید که زبان انگلیسی را به خاطر علاقه مطالعه می کنید نه از سر اجبار.

 شرایطی را برای خود فراهم سازی که یادگیری زبان انگلیسی یک تمایل قلبی باشد نه از سر زور و اجبار. زبان می خوانید چون خودتان می خواهید.

14 - بهترین روش و متد مطالعه و یادگیری که قبلا برای شما جواب داده است را شناسایی و بکار بگیرید.

درباره روش های یادگیری خود که فکر می کنید بهتر از دیگران هستید را پیدا کنید.

15 - این مهم است که شما چگونه زبان یاد می گیرید.

عده ای ترجیح می دهند در گروه و به صورت ارتباط با افراد مختلف زبان یاد بگیرند. ولی برخی هم ترجیح می دهند در محیط آرام و ساکت و به صورت انفرادی مطالعه زبان داشته باشند.

16 - از دیگران کمک بگیرید.

اگر شما چیزی را نمی دانید و یا در رابطه با موضوعی شک دارید، بهتر است از معلم یا هم کلاسیهای خود که دانش بالاتری دارند بپرسید.

17- دوره، دوره، دوره، فقط دوره کنید.

هر مطلبی که قبلا یادگرفته اید را صدها بار برای خودتان دوره کنید.

18 - اصلا کار خوبی نیست که برای مطالعه، از 30 دقیقه بیشتر وقت بگذارید.

زمانبندی مطالعه خود را طوری تنظیم کنید که هر نیم ساعت یکبار ، استراحت کوتاهی داشته باشید و از هوای تازه استفاده و به عضلات پاهای خود استراحت دهید.

19 - برای رفتن به سطح بالاتر عجله نکنید.

فقط روی سطحی که در حال حاضر هستید تمرکز کنید و از توجه به اسم سطح زبان خود، خودداری کنید.

20 - به جای تماشای تلویزیون، دی وی دی تماشا کنید.

فیلم ها و منابع انگلیسی زبان خود را از طریق دی وی دی یا چیزهایی که بتوانید در حین اجرا نگه دارید ، تماشا کنید که اگر قسمتی از فیلم را متوجه نشدید برگردید و دوباره تماشا کنید.

21- تماشای تلویزیون برای زبان آموزان سطح بالا مناسب است.

تماشای تلویزیون به زبان انگلیسی فقط این اجازه را به شما می دهد که یک بار آن را گوش کنید.این روش برای زبان آموزانی که می خواهند لهجه خور را قوی تر کنند مناسب است.

22- داستان های کوتاه انگلیسی مطالعه کنید.

معمولا در بازار کتاب های سطح بندی شده زیادی وجود دارد که برای سطوح مختلف طبقه بندی شده اند.کتاب مناسب سطح زبان خود را خریداری کرده و آن را تا آخر مطالعه کنید. بعد از اتمام کتاب حس زیبایی را به شما میدهد. امتحان کنید.

23- کتاب های انگلیسی کودکان کلمات آسان تری دارند.

کتاب های کودکان حاوی کلمات آسان تری هستند که برای خواندن خصوصا زبان آموزان سطوح پایین تر مناسب می باشند.

24- روزنامه انگلیسی مطالعه کنید.

روزنامه های محل های مناسبی برای یافتن ساختار جملات پسیو می باشند که شما می توانید آن ها را مطالعک کرده و ساختارهای پسیو و اکتیو آن را مشخص کنید.

25- ابتدا معنی کلی کلمات جدید را بخوانید.

همیشه برای یادگیری کلمات جدید اول معنی آن ها را در دیکشنری انگلیسی به انگلیسی جستجو کنید.

26- برای فهمیدن معنی کلی کلمات جدید، معنی کلمات کلیدی به کار رفته در توضیح لغت را پیدا کنید.

 اگر معنی کلی لغات جدید را متوجه نشدید ، کلمات کلیدی مورد نیاز در توضیح کلمات را پیدا کنید.زیرا این کلمات تقریبا هم معنی لغت مورد نیاز شما هستند. در آخر برای درک بهتر معنی در دیکشنری انگلیسی به فارسی، معنی دقیق آن را بیابید.

27- معنی کلمات را حدس بزنید.

 سعی کنید معنی کلمات به کار رفته در جمله را، در همان متن حدس بزنید.

28- دایره لغات خود را بزرگ و بزرگتر کنید.

هر چه قدر کلمه بیشتر بدانید ، راحتر معنی کلمات را متوجه می شوید.

29- اشکال مختلف کلمات را یادبگیرید.

وقتی کلمه جدیدی را یاد می گیرید، فرم های اسم ، صفت، فعل و قید آن ها را نیز پیدا کنید.

(Beautiful (adjective), beauty (noun), beautifully (adverb

30- با پیشوند و پسوند کلمات آشنا شوید.

پیشوند و پسوند کلمات کمک می کنند ساختار لغات برای شما آشنا باشند و در نتیجه راحت تر آن ها را یاد می گیرید.

31- استرس تلفظ صحیح کلمات را یاد بگیرید.

انگلیسی برخلاف زبان ژاپنی و فرانسه از استرس( فشار) بر روی بخشی از کلمات برای تلفظ برخوردار است.سیلاب های کلمات را بشمارید و استرس صحیح را یر روی سیلاب ها یاد بگیرید.

32- هر وقت می توانید از زبان انگلیسی استفاده کنید.

از هر فرصتی برای یادگیری و صحبت کردن انگلیسی استفاده کنید. به همین سادگی!

33- انگلیسی را به فارسی ترجمه نکنید.

هرگز حتی در ذهن خود از ترجمه انگلیسی به فارسی یا فارسی به انگلیسی پرهیز کنید

34- با خود انگلیسی صحبت کنید.

در هر کجا در طول روز با خود انگلیسی صحبت کنید.( البته تو جاهای شلوغ مثل اتوبوس مواظب مردم باشید صدایتان را نشنوند. چون امکان دارد فکر کنند شما دیوانه شده اید!)

35- انگلیسی را انجام دهید!

شما نمی توانید زبان انگلیسی را از کتاب یاد بگیرید.باید انگلیسی را مانند یادگیری رانندگی انجام دهید.

36- بهترین راه یادگیری گرامر در صحبت کردن انگلیسی است.

گرامر را در صحبت کردن یاد بگیرید.

37- دفترچه خاطرات انگلیسی درست کنید.

برای خود اتفاقات روزانه را به صورت خاطره به زبان انگلیسی یادداشت کنید.ابتدا با جملات کوتاه شروع کنید.سپس روزانه آن را گسترش دهید تا به نوشتن هر روز عادت کنید.

38- از وب سایت های اجتماعی انگلیسی زبان استفاده کنید.

در وب سایت های یادگیری زبان انگلیسی عضو شوید و نظرات خود را با دیگر زبان آموزان به اشتراک بگذارید.


 
 
یادگیری زبان انگلیسی گرامر ساده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

در قسمت گرامر زبان انگلیسی بسیار مهم است که زبان آموزان در حد نیاز گرامر یاد بگیرند. نه بیشتر ، نه کمتر . اساتید گروه ESL  کاملا با پروسه یادگیری نوین زبان خارجی آشنایی دارند و به صورت ماهانه جلساتی را با مدیریت گروه برگزار کرده و آخرین تجربیات و تکنیک های یادگیری را با هم مرور می کنند.

 

گرامر مثل استخوان بندی هر زبان خارجی است که افرادی که می خواهند به آن زبان صحبت کنند نیاز دارند مقدمات و ساختارکلی گرامر زبان را بدانند. 

 

فرمول جمله بندی در زبان انگلیسی به صورت زیر بیان می شود و این خوب است که می توانیم این شکل جمله بندی را اینجا داشته باشیم.

از آن لذت ببرید و انگلیسی را سریع یاد بگیرید!

 

In English, the order of words in a statement is subject + verb + object.
 

Subject

Verb

Object

 

 

I
Mike
She

am
is watching
does not drink

a doctor.
a film.
coffee.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Some verbs do not have an object.
 

Subject

Verb

 

 

 

Ann
We

is swimming.
are walking.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After the verb 'to be', we can also use an adjective.
 

Subject

Verb

Adjective

 

 

She
Paul

is
feels

tired.
happy.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

After some verbs, we can talk about a person and an object.
 

Subject

Verb

Person

Object

 

Peter
She

is making
is writing

Tom
him

a cup of tea.
a letter.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

We usually put information about times or places at the end of a sentence.
If both are in the sentence: we usually put 'place' before 'time'
 

Subject

Verb

Object

Places

Times

He
She

has
reads

a holiday
a book

in Spain.
 

every year.
every week.


 
 
چه تعداد کلمه نیاز داریم تا بتوانیم انگلیسی صحبت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٩
 

 

چه تعداد کلمه نیاز داریم تا بتوانیم انگلیسی صحبت کنیم؟

این یک سوال مشترکی است که خیلی اوقات از همکاران ما پرسیده می شود.

ما جواب را اینجا می دهیم. "این موضوع بستگی به هدف شما  از یادگیری زبان انگلیسی دارد."

حدود 100.000 خانواده کلمه در زبان انگلیسی وجود دارد که یک فرد انگلیسی زبان (Native)   از 10.000 ( با تحصیلات متوسط) تا 20.000 ( تحصیلکرده) کلمه می داند.

محققین یادگیری زبان انگلیسی نشان داده اند که یک فرد چیزی حدود 9.000 تا 10.000 کلمه نیاز دارد تا از خواندن و نوشتن انگلیسی لذت کافی ببرد.

اما برای صحبت کردن روان انگلیسی توسط یک فرد در حال یادگیری زبان  2500 کلمه  پسیو و 2000 کلمه اکتیو کفایت می کند.

پس نیازی نیست اینقدر نگران کلمات مختلف با مترادف های گوناگون باشید. مهم هنر و تکنیک استفاده صحیح و درست از کلماتی است که در ذهن خود دارید.

درست یاد بگیرید تا راحت صحبت کنید


 
 
قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٦
 

 

مکالمه انگلیسی چگونه صورت میگرد؟ کلی هزینه می کنید، کلاس ‌زبان می رویدی، منابع و کتاب های آموزش انگلیسی می خوانید ، منابع صوتی انگلیسی گوش می هید، ولی هنوز هم نمی توانید انگلیسی صحبت کنید. هنوز هم از یک مکالمه ساده انگلیسی هراسانید. چند سال تلاش می کنید ولی هنوز هم در یک مکاله انگلیسی چند دقیقه ای نفس نفس می زنید. در بین صحبت کردنتان دائم به خود می گویید آیا اینجا رو درست گفتم؟ اگه یه جور دیگه ای می گفم بهتر نبود؟ و … ولی واقعا چرا؟

آیا تا به حال به این نکته فکر  کرده اید شاید راه و روش درست نیست؟ اگر اصول آموزش مکالمه انگلیسی که من از آن پیروی می کنم اشتباه باشد چه؟

اگر شما هم گفته های پاراگراف بالا را قبول دارید، پس بهتر است در ادامه مطلب به نکاتی که ذکر می شود توجه نمایید.

 هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی طبق متد Effortless English (انگلیسی بدون زحمت)
 

تصور کنید بدون فکر کردن انگلیسی صحبت می کنید کلمات به آسانی و به سرعت به واسطه زبان شما ادا میشوند و همچنین در آن واحد مفهوم صحبت های دیگران را درک می کنید برای اینکار شما باید شیوه یادگیری مکالمه زبان انگلیسی خود را تغییر بدهید.اولین قدم کنارگذاشتن یادگیری لغات زبان انگلیسی است تعجب کردید ؟؟ بله درست است. 

 

لغات را حفظ نکنید انگلیسی زبانها, انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات) ۴ تا ۵ برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات) را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند. 

قانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها
 

هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید هرگز . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را

اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما ۴-۵ برابر سریعتر بهبود می یابد باز تکرار می کنم هرگز هیچ تک لغت را در دفتریادداشت ننویسید و کلمات را نه بصورت تکی بلکه بصورت اصطلاحات(عبارات) یادداشت و مطالعه کنید

قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید

زیاد خودتون رو اسیر گرامر نکنید . گرامربه شما آموزش می دهد که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن.(یک بچه ی 6 ساله به راحتی فارسی صحبت میکنه.بدون اینکه یک ذره از گرامر یا قاعد زبان فارسی چیزی بدونه.حتی بزرگترها هم همینطور هستن و شاید ندونن مفعول و یا نهاد و...چی هست اما بسیار قاعده مند و صحیح صحبت میکنن.زبان انگلیسی رو هم اگه وارد متن زندگیتون کنید میتونید اینطور یادش بگیرید.

بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .

قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید

خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است خواندن متون انگلیسی را بیخیال شوید و گوش دادن به صورت مداوم و روزانه را شروع کنید

انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان

در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری مکالمه انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید شما باید روزی ۲-۳ ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید

بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید اغلب وقت خود را به شنیدن اختصاص بدهید این کلید یادگیری مکالمه عالی می باشد. (جهت مشاهده مطالب رایگان منابع صوتی انگلیسی اینجا کلیک کنید)

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است

راز یادگیری راحت مکالمه انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد

اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون انرا در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید

مطالعه عمیق مکالمه راحت

اما چگونه اینکار انجام شدنی است : برای اینکار فقط لازم است چندین بار یک درس را مطالعه کنید مثلا اگر شما یک کتاب صوتی دارید قبل از اینکه به درس ۲ بروید درس ۱ را ۳۰ بار گوش دهید . مثلا ۱۰ ورز و روزی ۳ بار

اما چگونه می توان گرامر را بطور عمیق یادگرفت …. در قسمت های بعد به این بخش هم خواهیم رسید

قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف

برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زما دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد و برایتان ضبط کند و دوباره انرا گوش کنید حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمانهای مختلف با این زمانها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد .قانون چهارم لازمه این قانون است یعنی یادگیری عمیق ( تکرار – تکرار – تکرار)
 

قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید

خوب این یعنی چی ؟

اگر می خواهید انگلیسی واقعی یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود را یاد بگیرید باید از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلمها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و… واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .

اگر بنا دارید انگلیسی واقعی را بفهمید و صحبت کنید بایدعلاوه بر مطالعه دوره هایی که صرفا برای آموزش انگلیسی طرح شده اند به منابعی روی بیاورید که انگلیسی زبانان روزانه از آنها استفاده می کنند در این صورت است که شما انگلیسی که یادمی گیرید منطبق با انگلیسی است که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود کسانی هستند که ۴ سال از وقت خود را صرف یادگیری انگلیسی کرده اند اما از فهم مکالمات انگلیسی زبانان عاجزند چرا ؟ مشکل از شما نیست مشکل از مدرسه آموزش زبان شماست . دوره های آموزش زبان و سی دی های آموزشی و دیگر هیچ

پس در کنار این منابع از منابعی که در انها انگلیسی واقعی مشاهده می شود و یا استعمال می شود هم استفاده نمایید

قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید

درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح میشوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار انها نگذرید .

بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.

اینها ۷ قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه انگلیسی طبق متد – ا فورتلس انگلیش – بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از اینها کامل نیستند و هیچ کدام از اینها هم شاید استباه نباشند ولی به یاد داشته باشید راههای یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی آموزش انگلیسی از طریق رادیو , یکی آموزش انگلیسی از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق فلان دوره آموزشی , فلانی فقط از طریق چت با انگلیسی زبانان و الاماشاالله . پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد . 

منبع: kardoonline


 
 
چند نکته جالب در مورد زبان‌های خارجی به نقل از وب‌سایت BBC
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

 

تخمین زده می‌شود تا 7000 زبان مختلف در دنیا صحبت می‌شود. 90 درصد این زبان‌ها فقط 100،000 متکلم دارند. بیشتر از یک میلیون نفر با 150 تا 200 زبان با هم صحبت می‌کنند و 46 زبان نیز فقط یک متکلم دارند!

 

زبان‌های دنیا به نسبت وجه اشتراک اجدادیشان به گروهای مختلفی تقسیم می‌شوند. مثلاً زبان‌ انگلیسی با زبان‌های آلمانی و هلندی ارتباط دارد. این دو زبان به همراه زبان‌های لاتین (فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی) بخشی از خانواده زبان هندو اروپایی (Indo-European) هستند.

2200 زبان در آسیا و 260 زبان در اروپا صحبت می‌شود.

بر طبق آمارهای یونسکو (UNESCO(The United Nations’ Educational, Scientific and Cultural Organization) ) کاربردی‏‌ترین زبان‌های دنیا به عنوان زبان اول و دوم مردم به ترتیب زیر می‏‌باشند:

چینی مندرین، انگلیسی، اسپانیایی، هندی، عربی، بنگالی، روسی، پرتغالی، ژاپنی، آلمانی، فرانسه.

کاربردی‏‌ترین سیستم نوشتاری در حال حاضر سیستم نوشتاری لاتین یا رومن است که اکثر زبان‏‌های اروپایی رایج فعلی را شامل می‏‌شود. بعد از لاتین کاربردی‏‌ترین سیستم‏‌های نوشتاری به ترتیب حروف الفبای انگلیسی زبان‏‌های زیر هستند:

امهریک، عربی، ارمنی، بنگالی، برمه‌ای، چینی، سریلیک (الفبای بعضی از زبان‌های اروپای شرقی مانند روسی و بلغاری)، دواناگاری (سنسکریت و هندی)، گرجستانی، یونانی، عبری (الفبای مردمان قوم یهود که در حال حاضر اسرائیلی‏‌ها از آن استفاده می‏‌کنند.)، ژاپنی، خمر (کامبوجی)، کره‌ای، لائو (لائوسی)، سینهالا (سریلانکایی)، تایوانی، تبتی .

 

سازمان ملل متحد از شش زبان انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، چینی، روسی و عربی به عنوان زبان‏‌های رسمی در امور روزانه خود استفاده می‏‌کند.

 

زبان‏‌های زیر زبانهای رسمی و کاری اتحادیه اروپا هستند:

بلغاری، چک، دانمارکی، هلندی، انگلیسی، استونیایی، فنلاندی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، مجاری، ایرلندی، ایتالیایی، لیتوانیایی، لاتویایی، مالتی، لهستانی، پرتغالی، رومانیایی، اسلواکیایی، اسلوونی، اسپانیایی، سوئدی.

 

ناسا (سازمان هوانوردی و فضانوردی آمریکا) در سال 1977میلادی دیسک طلایی شامل مناظر و صداهای کره زمین از جمله خوش‌آمدگویی به 55 زبان زنده و کاربردی دنیا همراه با سفینه‌های فضایی وویجر 1 و 2 به فضاهای دور دست کیهانی ارسال کرد تا اگر این سفینه‌ها مورد بازرسی موجودات هوشمند فضایی قرار گرفتند در مورد کره خاکی ما اطلاعاتی کسب کنند و احتمالا بار سفر به سمت ما را ببندند!

 

آسانی یا سختی یادگیری زبان خارجی می‏‌تواند به زبان مادری یادگیرنده ربط داشته باشد. به‏‌طور کلى هر چقدر زبان خارجی از بابت لغات، صداها و ساختار جمله به زبان مادری نزدیک‏‌تر باشد یادگیری آن نیز آسان‏‌تر است.

به‏‌عنوان مثال یک متکلم زبان لهستانی به‏‌‏‌علت تشابهات زبانی بهتر قادر است زبان مردم چک را یاد بگیرد تا زبان‌های شرق دور مانند چینی یا ژاپنی. به همین ترتیب یک نفر ژاپنی یا کره‌ای راحت‏‌تر می‏‌تواند زبان چینی را فرا بگیرد و به همین دلیل اگر شخصی یکی از زبان‏‌های اروپایی را فرا بگیرد یادگیری بقیه زبان‏‌های اروپایی برایش آسان‏‌تر می‏‌شود.

 

در حال حاضر زبان‌های زیادی در معرض خطر انقراض قرار دارند. بر طبق آمار یونسکو 2500 زبان در این گروه قرار دارند. یک چهارم زبان‌های دنیا هر کدام فقط کمتر از 1000 متکلم دارند و اگر این هزار نفر نتوانند زبان خودشان را به نسل بعد منتقل کنند این زبان‌ها برای همیشه از بین می‏‌روند.

از قرن 17 میلادی حدود 200 زبان مصنوعی ابداع شده‌اند که مهم‏‌ترین آنها زبان جهانی اسپرانتو است که در سال 1887 میلادی توسط لودویگ زمنوف چشم پزشک یهودی لهستانی اخترع شد. این زبان ترکیبی از عناصر زبان‌های لاتین، رومنس، انگلیسی و آلمانی است. امروزه حدود 2 میلیون متکلم این زبان وجود دارد.

Esperanto', invented by Ludwig Zamenhof, a Jewish ophthalmologist from Poland, in 1887

 

منبع:

BBC - Languages of the world - Interesting facts about languages

http://www.bbc.co.uk/languages/guide/languages.shtml


 
 
اصول یادگیرى هوشمندانه زبان خارجى، ترکیب زیبا و هوشمندانه سنت و مدرنیته
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

 

Smart Foreign Language Learning Principles (SFLLP)


 

افراد صاحب نظر در مبحث یادگیری زبان خارجی، روان‏‌شناسی و حافظه

 

Prof. Stephen D Krashen

 

پرفسور کراشن یکی از نظریه‏‌پردازان بنام در زمینه یادگیری زبان دوم است که تألیفات زیادی نیز در این زمینه دارد.

 

Prof. Avram Noam Chomsky

 

پرفسور چامسکی متفکر، زبان‏‌شناس و روان‏‌شناس بنام که در زمینه‌های گوناگون از جمله یادگیری زبان خارجی نظرات و تألیفات معتبری دارد.

 

Tony Buzan

 

یکی از افراد برجسته در زمینه تحقیقات مغز، حافظه و یادگیری و مخترع روش بسیار معروف Mind Mapping و مؤسس شرکت ThinkBuzan

 

 

Steve Kaufmann

 

آقای استیو کافمن کانادایی مؤسس وب سایت معتبر Lingq.com دوازده زبان دنیا را یاد گرفته است و با توجه به سن زیاد باز هم در حال اضافه کردن آن‏‌ها است. ایشان یکی از زبان‏‌شناسان معروف می‏‌باشد.

 

A.J.Hoge

 

آقای ای. جی. هو مؤسس وب سایت معروف Effortlessenglish.com می‏‌باشد. ایشان نیز به‌مانند آقای استیو کافمن و بقیه افراد ذکر شده معتقد به یادگیری زبان به روش طبیعی، لذت‌بخش و غوطه‌ور شدن در منابع اصلى زبان خارجی می‏‌باشد. اسم این وب سایت نیز انگلیسی بدون زحمت است.

 

Moses McCormick

 

جوان آمریکایی که بیشتر از 40 زبان دنیا از جمله فارسی و عربی را می‏‌داند.

 

آمار زبان‏‌های زنده دنیا

 

آمار افراد آنلاین به نسبت زبانی که صحبت می‌کنند تا تاریخ 31 می 2011 به نقل از وب سایت ویکی‌پیدیا:

 

موقعیت         زبان                   میزان کاربر          درصد

 

1  انگلیسى       565,004,126             26.8

 

2  چینى            509,965,013             24.2

 

3  اسپانیایى      164,968,742             7.8

 

4   ژاپنى           99,182,000               4.7

 

5   پرتغالى        82,586,600               3.9

 

6   آلمانى          75,422,674              3.6

 

7    عربى           65,365,400              3.3

 

8   فرانسوى     59,779,525               3.0

 

9   روسى         59,700,000               3.0

 

10   کره‏‌اى        39,440,000              2.0

 

کاربردی‌ترین زبان‏‌های زنده دنیا به نسبت منابع اینترنتی که از آن‏‌ها استفاده می‏‌کنند تا تاریخ 30 دیسمبر 2011 به نقل از وب سایت ویکی‌پیدیا:

 

زبان                         درصد

 

انگلیسى                56.6%

 

آلمانى                     6.5%

 

روسى                    4.8%

 

ژاپنى                      4.7%

 

اسپانیایى                4.6%

 

چینى                       4.5%

 

فرانسوى                 3.9%

 

ایتالیایى                   2.1%

 

پرتغالى                    2.0%

 

لهستانى                  1.4%

 

عربى                       1.3%

 

هلندى                      1.1%

 

ترکى                       1.1%

 

سوئدى                    0.7%

 

فارسى                    0.7%

 

Global Internet usage - Wikipedia, the free encyclopedia

http://en.wikipedia.org/wiki/Global_Internet_usage


 
 
۱۳ دلیل برای یاد گرفتن انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

اما اگر هنوز برای یادگیری جدی انگلیسی قانع نشدید یا می‌خواهید به بقیه‌ی دوستانتان یک انگیزه‌ی قوی بدهید این ۱۳ دلیل یادگیری انگلیسی  را بخوانید:

 

۱- زبان انگلیسی پرمخاطب‌ترین زبان استفاده‌ شده‌ی دنیاست. در کل زمین حدود ۴۰۰ میلیون نفر انگلیسی‌ زبان وجود دارد و ۵۰۰ میلیون نفر نیز انگلیسی را به عنوان زبان دوم استفاده می‌کنند. پس در کل حدود یک میلیارد نفر در دنیا زبان هم را متوجه می‌شوند. آیا دوست ندارید شما هم به ‌‌آنها بپیوندید؟

۲- حدود ۸۰% اطلاعات کامپیوتر‌ها به  انگلیسی پردازش می‌شوند. یادگیری فنون کامپیوتر برای افرادی که به انگلیسی تسلط دارند فوق‌العاده راحته.

۳- زبان انگلیسی زبان رسمی اخبار و اطلاعات مبادله‌شده‌ی جهان است. حدود نیمی از روزنامه‌های منتشر‌شده‌ی جهان به انگلیسی است. تنها در کشور هند سه هزار مجله‌‌ی انگلیسی‌ زبان منتشر شده است. اگر دوست دارید همیشه با آخرین اطلاعات و اخبار به‌روز باشید انگلیسی خیلی به دردتان خواهد خورد.

۴-زبانی که بیشتر مردم دنیا در حال یادگیری هستند انگلیسی می‌باشد. در حال حاضر حدود یک میلیارد نفر در حال یادگیری این زبان اند. در کشور چین ۲۵۰ هزار نفر از طریق تلویزیون انگلیسی یاد می‌گیرند!

۵- ۷۵% تله‌تکس‌های دنیا به انگلیسی فرستاده  می‌شود.

۶-بیش از ۸۰%  از صفحه‌های اصلی سایت‌ها به انگلیسی‌ هستند. یعنی با دانستن انگلیسی شما حداقل با موضوع ۸۰ درصد از سایت‌ها آشنا می‌شوید.

۷-حدود ۷۰% ایمیل‌های دنیا به انگلیسی فرستاده می‌شوند! آیا شما هم به  استفاده از اینترنت علاقه دارید؟ اگر این‍‌طور هست یادگیری انگلیسی برای شما ضروری است.

۸- پنج تا از بزرگترین شبکه‌های  اطلاع‌ رسانی (CBS,NBC,ABC,BBC,CBC) به انگلیسی برنامه پخش می‌کنند.

۹- بیش از ۶۰۰ هزار لغت در انگلیسی وجود دارد ولی تخمین زده شده که با یادگیری تنها ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ لغت هم شما می‌توانید کارتان را در بیشتر موارد جلو ببرید.

۱۰-مسافرت آسانترخواهد شد, شما می‌توانید در حین سفر به ۴۵ کشور انگلیسی زبان لذت بیشتری ببرید و نیازی به راهنما یا مترجم نداشته باشید.

۱۱-یادگیری زبان انگلیسی می‌تواند یک مزیت برای پیدا کردن کار یا مهاجرت حتی به کشور‌های غیر انگلیسی‌زبان برای شما حساب شود.

۱۲-شما حتما‌ می‌دانید که مترجم‌های آنلاین مثل مترجم گوگل  محدودیت‌های خاص خود را دارند و وقتی یک متن را می‌دهید تا ترجمه کنند به ندرت طبیعی ترجمه می‌شود. با یادگیری انگلیسی خود را از زحمت  این مترجم‌ها خلاص کنید.

۱۳-با یادگیری هر زبانی دید شما نسبت به زندگی بازتر خواهد شد و شخصیتتان پخته‌تر شده و حتی ذهنتان نیز تقویت می‌شود.

از چه سنی به کودکمان زبان و ریاضی یاد بدهیم؟

اگر شما هم از والدین همیشه نگرانی هستید که می ترسید برای آموزش دادن به فرزندتان دیر شود، پیشنهادهای ما در این مطلب را بخوانید. ما به شما از سن مناسب آموزش دادن به فرزندتان می گوییم.

شاید تا یکی، دو دهه پیش، با گذشتن بچه ها از ۵ سالگی نگرانی والدین برای آموزش دیدن شان شروع می شد اما چند سالی است که دامنه این نگرانی ها گسترده تر شده و به سن کودکستان و حتی یکی، دو سال اول زندگی کودکان کشیده شده است. هنوز کودک زبان باز نکرده والدین کارت های آموزش زبان انگلیسی را پیش چشمش می گیرند و هنوز مفهوم اعداد را نمی داند قلم و کاغذ به دستش می دهند تا نامش را بنویسد.

آیا وقتش رسیده؟
اگر با بردن کودک تان از این مرکز استعدادیابی به آن مرکز به دنبال اثبات نبوغ و توانایی خارق العاده اش در یادگیری هستید، دست نگه دارید. محققان توصیه می کنند کودک تان را تا قبل از سه سالگی به هیچ عنوان در معرض این تست ها قرار ندهید. اگر شما از مادران عجولی هستید که می خواهید در چند ماهگی هوش فرزندتان را آزمایش کنید و هنوز یک ساله نشده او را با کمک تجهیزات جدید آموزشی باسواد کنید، باید بگوییم راه طولانی و بی نتیجه ای را می روید. پیشنهاد محققان این است که حوصله و صبرتان را نگه دارید برای وقتی که می دانید تلاش تان ثمر دارد.

بعد از سه سالگی با آزمون های مختلفی که توسط کارشناسان و در دوره های مختلف انجام می شود می توانید به این نتیجه برسید که فرزندتان می تواند زودتر از موعد خواندن و نوشتن را یاد بگیرد یا نه.

چه موقع ریاضی یاد می گیرد؟
با کارشناسان آموزشی مشورت کنید و بعد سراغ اعداد بروید

برای شروع یادگیری اعداد و ریاضی، کودک باید به تفکر انتزاعی رسیده و توان درک مفهوم اعداد را داشته باشد. برای یافتن راه مناسب برای آموزش کودک بهترین کار این است که کودک با کمک یک کارشناس آموزشی مورد آزمون قرار گیرد و اگر قصد آموزش ریاضی به فرزندتان را دارید و در اوایل نتیجه خوبی از آموزش دیدنش می گیرید، بی وقفه پیش نروید. اگر او در فرآیند یادگیری مشکل داشت باید با قرار دادن وقفه سه تا شش ماهه، آموزش او را دوباره ازسر بگیرید. اگر احساس کردید روند یادگیری فرزندتان بسیار کند یا متوقف شده، یک مشاور آموزشی را در جریان قرار دهید.

از اینها کمک بگیرید
پازل ها به توانایی ساختاری کودک کمک می کنند. هر چیزی که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانایی ساختاری و ساختمانی کودک را افزایش دهد به نحوی با منطق و ریاضی او مرتبط است. در بازی های کودکان که با یکدیگر توپ را دست به دست می کنند هم می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها یاد داد.

چه زمانی حروف را یاد می گیرد؟
پیش از هر چیز کودک باید توانایی تشخیص حروف الفبا را داشته باشد. یادگیری این حروف هم در اغلب کودکان در پایان دوره پیش دبستانی یعنی حدود پنج تا پنج و نیم سالگی اتفاق می افتد. البته راه های دیگری هم برای یادگیری حروف الفبا قبل از ورود به مدرسه وجود دارد که معمولا از طریق روزنامه، مجلات، کتاب ها و علائمی است که در رسانه های مختلف وجود دارد. در تحقیقات مختلفی که انجام شده، مشخص شده کودکانی که برنامه های آموزشی تلویزیون را تماشا می کنند می توانند حتی در سه سالگی حروف را تشخیص داده و بازشناسی کنند.

در حقیقت میزان توانمندی کودکان در درک و فهم به فرآیند ابتدایی یادگیری بازمی گردد. از ۶ ماهگی به بعد توان غضروفی بچه ها شکل می گیرد. بچه ها با اشکال متفاوت آشنا شده و شناخت از طریق دست و دهان انجام می شود. برای یادگیری حروف می توانید از طریق بازی وارد شوید. فرآیند شناخت حروف، بچه ها را با کلمات و تطبیق کلمات از لحاظ مفهومی با مصداق خارجی آن فراهم می کند.

از اینها کمک بگیرید
از مکعب های پلاستیکی یا کتاب های مصور و رنگ آمیزی می توانید برای آموزش استفاده کنید. البته این روزها که کودکان به موبایل و تبلت علاقه ویژه ای نشان می دهند می توانید از اپلیکیشن ها و نرم افزارهای مختلف نیز کمک بگیرید.

چه موقع خواندن را یاد می گیرد؟
ببینید آماده است ؟
بسیاری از محققان به والدین و مربیان توصیه می کنند تا زمانی که کودکان به سن عقلی شش سال و شش ماه نرسیده اند به آنها خواندن یاد ندهید اما حالا آمادگی برای خواندن به عوامل زیادی بستگی دارد که برای کودکان مختلف در زمان های متفاوت اتفاق می افتد. آمادگی کودکان برای یادگیری در نتیجه تجارب رسشی و محیط پیرامون ایجاد می شود که می تواند در سنین پایین نیز اتفاق بیفتد. سن مناسب برای خواندن در کودکان بسیار متفاوت است آنها می توانند از سه تا ۱۱ سالگی خواندن را شروع کنند اما به طور کلی خواندن در سنین بین چهار تا ۱۰ سالگی اتفاق می افتد.

اما عجله نکنید؛ اگر فرزندتان مهارت های اساسی و زیربنایی را کسب نکرده باشد نباید او را مجبور به یادگیری و خواندن کنید. اجبار به خواندن زودتر از موعد در بسیاری از موارد باعث سرخوردگی و ناراحتی کودک می شود. به طور کلی اگر کودک شما در هر سنی ویژگی های زیر را از خود بروز دهد، می توان گفت آمادگی خواندن دارد:

وانمود می کند که در حال خواندن است.

از صداهایی که حروف ایجاد می کنند آگاه است.

به کلمات نوشته شده در خیابان ها، تلویزیون، مجلات و کتاب توجه می کند.

معنی برخی کلمات ساده را می داند.

می تواند نام و نام خانوادگی خود را تلفظ کند.

از اینها کمک بگیرید
نگاه کردن به تصاویر و بازی با حروف آهنربا دار یا حتی خواندن شعر و ترانه می تواند به یادگیری خواندن کودکان کمک زیادی کند.

چه موقع زبان دوم را یاد می گیرد؟
در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد و به عبارت دیگر کودک تسلط کامل بر زبان مادری داشته باشد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند، حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا به جا ادا می کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند.

پیش بینی می شود کودک بین سه تا سه سال و نیم به زبان مادری تسلط پیدا کند و کلمات و حروف را راحت ادا کند بنابراین از این سن می توان کم کم زبان دوم را وارد کرد. اما اگر کودکی چهار یا پنج سال دارد و هنوز بیان کلمات برای او مشکل است، برای یادگیری زبان دوم آماده نیست. پس نمی توان سن را معیار قرار داد. تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت وگو به زبان مادری و زبان اولش است.

از اینها کمک بگیرید
اگر کودک تان به کامپیوتر یا تبلت علاقه دارد استفاده از کیبورد یکی از ابزارهایی است که می تواند شناخت حروف انگلیسی را برای او فراهم کند. اگر فکر می کنید مشکل کودک در یادگیری زبان عدم تمرکز است، تمرین های تمرکز را با او انجام دهید.

چه موقع می تواند بنویسد؟
واقعیت این است که فرآیند خواندن پیش از نوشتن اتفاق می افتد. هر چند کودکان اول مداد را در دست شان می گیرند و شروع به خط خطی کردن می کنند. آنها در بازی های شان معمولا از علامت های نوشتاری استفاده می کنند و مثلا نسخه پزشک را می نویسند. وظیفه شما به عنوان والدین کودک این است که با دیدن این علائم به منظور تقویت مهارت نوشتن در کودک تان از او بخواهید منظور خودش را از این علائم بیان کند. اگر کودک چند بار در املای خود یک کلمه را اشتباه بنویسد، می تواند نشانه آن باشد که حافظه تصویری کودک مشکل دارد.

از اینها کمک بگیرید
اگر در تلاش هستید کودک تان نوشتن یاد بگیرد می توانید چند کار انجام دهید؛ مثلا می توانید برای کودک همیشه کاغذ و مداد رنگی آماده کنار بگذارید یا با هم نامه ای برای یکی از اقوام یا دوستان بنویسید. قبل از نوشتن کلمه برخی وسایلی که با حروفی مشابه نوشته می شوند را بیاورید و به کودک نشان دهید


 
 
چرا در آموختن زبان خارجی مشکل داریم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

هفته پیش گزارشی در مورد یک پسر نوجوان عادی ۱۶ ساله ساکن نیویورک منتشر شد که نشان می‌داد وی تنها در اوقات فراغت خود، بدون کلاس، زبان‌های عبری، عربی، روسی، سواحیلی و چندین زبان دیگر را یاد گرفته است. البته به گزارش دیسکاوریمشخص نیست که این پسر نوجوان که تیموتی دونر نام دارد، چه‌قدر به هر یک از این زبان‌ها مسلط است، اما واضح است که او با سایر هم‌سن‌ و سال‌هایی که در مدرسه با او همکلاس هستند و حتی بسیاری دیگر از مردم که تنها به یک یا دو زبان می‌توانند صحبت کنند متفاوت است.

این‌جا یک سوال پیش می‌آید:‌ آیا ممکن است مغز برخی از افراد ویژگی‌های خاصی داشته باشد که به آن‌ها این امکان را بدهد که در مقایسه با سایرین زبان‌های بیشتری را بیاموزند و به زبان‌های بیشتری صحبت کنند؟

به گفته محققین، به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال مثبت باشد. مطالعات جدید نشان می‌دهند که در مورد برخی از افراد،‌ ژن‌ها مغز را برای یادگیری زبان آماده می‌کنند. محققین به تازگی شروع به مطالعه در مورد قسمت‌هایی از مغز کرده‌اند که در افرادی که در یادگیری زبان ماهرترند، بزرگ‌تر و یا کارآمدتر هستند. اما سایرین، یادگیری بهتر زبان را به انگیزه بالاتر برای اختصاص زمان به یادگیری زبان و تلاش سخت برای یادگیری راه‌های جدید برقراری ارتباط نسبت می‌دهند.

مایکل پارادیس، عصب‌شناس دانشگاه مک‌گیل واقع در مونترال، یادگیری زبان را با یادگیری پیانو و ورزش‌های مختلف یا هر کار دیگری که به نظم و اصول نیاز داشته باشد مقایسه می‌کند و در این‌باره می‌گوید:‌ «کودکان به هر کاری که علاقه داشته باشند، از عهده آن به خوبی برمی‌آیند. کودکانی که به ریاضیات علاقه داشته باشند،‌ در ریاضیات خوب عمل می‌کنند. به همین شکل، کودکانی که به زبان علاقه دارند، در یادگیری زبان خوب پیش می‌روند. این فقط یک مورد افراطی از یک اصل عمومی و کلی است. اگر شما خوب تمرین کنید و در زمینه خاصی انگیزه خیلی بالایی هم داشته باشید، می‌توانید فراتر از مرزهای عمومی و معمول در آن زمینه پیش بروید و ارتقا یابید.»

کودکان کم‌سن در یادگیری زبان‌های مختلف به طور همزمان توانایی شگفت‌انگیزی دارند. آن‌ها می‌توانند در هر زبان، تلفظ‌ها را درست مانند زبان مادری یاد بگیرند. وقتی هم به بزرگسالی می‌رسند، تمام آن زبان‌ها را در ذهن خود به صورت جداگانه دارند،‌ بدون این که با هم قاطی بشوند. این درست برخلاف وضعیتی است که زبان‌آموزان بزرگسال دارند. بزرگ‌ترها وقتی شروع به یاد گرفتن زبان سوم می‌کنند، ممکن است در یادآوری زبان دوم با مشکل روبرو شوند.

بنابراین با بالا رفتن سن، نه تنها یادگیری زبان دشوارتر می‌شود، بلکه به نظر می‌رسد مراحل رشدی وجود دارند که با گذر از آن‌ها، دستیابی به برخی جزییات ظریف در یادگیری زبان مشکل‌تر می‌شود. برای مثال، به گفته اورین اوبلر، عصب‌شناس مرکز آموزشی سی.یو.ان.وای واقع در نیویورک، بین سنین ۹ تا ۱۲ ماهگی، کودک توانایی تشخیص صداهایی را که در زبان مادری‌اش به کار نمی‌روند ، از دست می‌دهد.

وقتی سن از ۴ سال گذشت، اغلب مردم دیگر هرگز نمی‌توانند زبان دومی را به طور کاملا عمیق و کامل یاد بگیرند و در ریخت‌شناسی عمیق زبان دوم مشکل خواهند داشت. ریخت‌شناسی زبان به مجموعه قوانینی گفته می‌شود که تعیین می‌کند کلمات چه‌طور از واحدهای زبانی ساخته می‌شوند. به گفته پارادیس، بعد از ۷ سالگی، مغز بیشتر به آن‌چه آموزش داده می‌شود توجه می‌کند. بنابراین از این سن نوع حافظه‌ای که کودک برای یادگیری زبان به کار می‌برد دستخوش تغییر می‌شود.

وقتی سن بلوغ گذشت، بسیار بعید است که فرد بتواند یک زبان خارجی را بیاموزد و آن را بدون لهجه بیگانه صحبت کند. البته در این مورد،‌ دونر مثالی استثنایی است که می‌تواند زبان‌هایی که آموخته را با لهجه‌ای تاثیرگذار بیان کند. این امر احتمالا نشان‌دهنده این است که مغز او در رسش خود در این زمینه تاخیر داشته است. البته به نظر نمی‌رسد که در این سن محدودیتی برای یادگیری کلمات جدید به وجود بیاید.

بیش از یک قرن است که دانشمندان می‌دانند نقاطی کلیدی در قشر خارجی نیمکره چپ مغز وجود دارند که در یادگیری صحبت کردن و فهم زبان سهم عمده‌ای دارند. این مناطق مغزی، منطقه بروکا و منطقه ورنیکه نام‌گذاری شده‌اند. همچنین در مغز مناطق متعدد دیگری وجود دارند که در پردازش زبان نقش دارند.

به گفته پارادیس، علاوه بر این‌ها، ژن‌ها، نوروترانسمیترها (ناقل‌های شیمیایی که ارتباط بین سلول‌های عصبی مغز را بر عهده دارند) و مناطق مغزی درگیر در حافظه بلندمدت‌ هم در زبان سهم دارند. همچنین وقتی فرد به زبان دوم صحبت می‌کند، در مقایسه با زبان مادری، پای ساختارهای دیگری هم به میان می‌آید.

این امر توضیح می‌دهد که چرا وقتی نواحی خاصی از مغز فرد بر اثر پارکینسون، آلزایمر یا سایر اختلالات آسیب می‌بیند، ممکن است فرد فقط بتواند به زبان مادری خودش صحبت کند، یا این که یکی از زبان‌هایی که بعدها در زندگی خود آموخته را فراموش کند در حالی که زبان دیگر کاملا دست‌نخورده باقی بماند. به علاوه،‌ بالا رفتن سن می‌تواند لهجه‌ای را به همراه بیاورد که تا قبل از آن وجود نداشته یا به چشم نمی‌آمده است.

تنها چند سالی است که دانشمندان شروع به مطالعه بر روی مهارت‌های خاص افرادی کرده‌اند که می‌توانند به چندین زبان صحبت کنند.

برای مثال در مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۸ / ۱۳۸۷، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که دانشجویانی در یادگیری زبان مهارت‌های بالاتری دارند که شکنج هشل بزرگ‌تری دارند. شکنج هشل نام ناحیه‌ای در بخش چپ مغز است که زیر و بمی صدا را پردازش می‌کند. اما به گفته پاتریک وونگ، عصب‌شناس دانشگاه ‌نورث‌وسترن واقع در ایلینویز و از محققین این مطالعه، این یافته تنها در مورد زبان‌هایی که آهنگین هستند درست بود.

در مطالعه دیگری، که سال گذشته منتشر شد، گروه وونگ به این نتیجه رسیدند که زبان‌آموزان برتر کسانی بودند که ارتباطات درون بخش سفید قشر شنوایی مغزی بیشتری داشتند. این ناحیه هم از نواحی سهیم در شبکه زبانی است. این گروه در مطالعه جدید خود به این نتیجه رسیده‌اند که کارآمدی بهتر ارتباطات بین سلول‌های عصبی در کنار قابلیت ژنتیکی روی کل سیستم موثر است.

در این مطالعات تنها افرادی که به چندین زبان صحبت می‌کنند، شواهد مورد نیاز را فراهم نمی‌کنند، بلکه به گفته اوبلر، افرادی که با یادگیری زبان‌های تازه دست و پنجه نرم می‌کنند و نیز به طور موازی، افرادی که از اختلالات زبانی (دیسلکسیا) رنج می‌برند هم منابع مطالعاتی خوبی هستند.

تا به حال، با این که در مغز کسانی که مهارت بالایی در زبان‌آموزی دارند و نیز افرادی که در دسته مقابل قرار می‌گیرند،‌ شواهدی از اثر زیست‌شناختی به دست آمده، اما هنوز نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که توانایی یا ناتوانی در یادگیری زبان، یک ویژگی مادرزاد است که با آن متولد می‌شویم. زیست‌شناسی ما ممکن است تنها تعیین‌کننده این باشد که از چه راهبردی برای یادگیری زبان استفاده کنیم.

وونگ در این‌باره می‌گوید: «اگر شکنج هشل در مغز شما کوچک است به این معنا نیست که در یادگیری زبان خنگ هستید! هدف مطالعات ما این است که پیش‌بین‌ها را پیدا کنیم. وقتی بتوانیم مولفه‌های پیش‌بین را بشناسیم،‌ می‌توانیم برنامه‌های آموزشی درست را به مردم معرفی کنیم.»

اما حوزه عصب‌زبان‌شناختی به نسبت حوزه‌ای جدید است. فرایند یادگیری زبان در مغز هنوز هم برای ما پر از اسرار ناشناخته است. اوبلر در این‌باره می‌گوید: «روزی یک نفر از من پرسید چه‌طور می‌توان مغز یادگیرندگان عادی متعددی را به مغز یادگیرندگان فوق‌العاده نزدیک کرد و من پاسخ دادم تا دهه‌ها نمی‌توانم به چنین سوالی پاسخ بدهم.»


 
 
برای یادگیری زبان هیچ‌وقت دیر نیست
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

هیچ‌گاه برای یادگیری یک زبان دیگر دیر نیست. نتایج تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تحت شرایط کنترل شده، افراد بزرگسال نسبت به کودکان موفقیت بیشتری در کسب مهارت زبانی جدید از خود نشان می‌دهند.

به گزارش نیوساینتیست، این باور گسترده وجود دارد که کودکان زیر ۷ سال در یادگیری یک زبان جدید بهتر از دیگران هستند، زیرا مغز آنها در بازآرایی خود راحت‌تر عمل می‌کند. همچنین آنها از حافظه رویه‌ای یا تلویحی برای یادگیری استفاده می‌کنند، به این معنا که زبان جدید را بدون تفکر خودآگاهانه می‌آموزند. اما تصور می‌شد که بزرگسالان از حافظه مستقیم استفاده می‌کنند، و زبان جدید را با یادگیری فعالانه قوانین آن می‌آموزند.

اما اکنون گروهی از زبان‌شناسان این مساله را مطرح کرده‌اند که این تفاوت ظاهری در یادگیری زبان، منعکس کننده طرز برخورد ما با خردسالان و بزرگسالان، و نه تفاوت‌های مغزی آنها است. سارا فرمن از دانشگاه اورشلیم می‌گوید: «اگر بزرگسالان دچار خطایی بشوند ما آن را اصلاح نمی‌کنیم، زیرا نمی‌خواهیم به آنها توهین کنیم.»

فرمن و همکارش آوی کارنی، آزمایشی را طراحی کردند که در آن به کودکان ۸ ساله، ۱۲ ساله و بزرگسالان این شانس داده شد که یک قانون زبانی جدید را یاد بگیرند. به عنوان یک قانون ساختگی، یک فعل بسته به اینکه به یک شی جاندار یا بی‌جان اشاره می‌کرد، نحوه نوشتن و تلفظ متفاوتی داشت.

این موضوع به شرکت‌کنندگان گفته نشد، اما از آنها خواسته شد که به تلفظ صحیح یک لیست از فعل-اسم گوش کنند و سپس فعل صحیح را برای کلمات دیگر به کار ببرند. محققان قبلا نشان داده بودند که کودکان ۵ ساله در انجام این وظیفه بسیار ضعیف هستند و لذا نمی‌توان آنها را در این مطالعه شرکت داد. دو ماه بعد تمام شرکت‌کنندگان مورد آزمایش قرار گرفتند تا مشخص شود که چه چیزی را از این آموزش‌ها به خاطر می‌آورند.

فرمن می‌گوید: «در تمام اندازه‌گیری‌ها، عملکرد بزرگسالان به طرز واضحی بهتر از دو گروه دیگر بود.» وقتی از شرکت‌کنندگان خواسته شد که قانون مذکور را برای کلمات جدید به کار ببرند، کودکان ۸ ساله این کار را کاملا به صورت شانسی انجام می‌دادند، در حالی‌که میزان موفقیت کودکان ۱۲ ساله و بزرگسالان بیش از ۹۰ درصد بود.

عملکرد گروه بزرگسالان حتی بهتر است و به گفته فرمن، آنها پتانسیل بالایی برای یادگیری تلویحات زبانی جدید دارند. بر خلاف گروه جوان‌تر، اغلب بزرگسالان و کودکان ۱۲ ساله نحوه عملکرد قانون را درک کرده بودند و پس از هر بار امتحان، نتایج آنها بهتر می‌شد. به گفته فرمن، این مساله قاطعیت یادگیری تلویحی را نشان می‌داد.

دیوید بردسانگ از دانشگاه تگزاس، نتایج به دست آمده را بسیار شگفت‌انگیز می‌خواند؛ خصوصا این یافته را که مهارت تلفظ کودکان نسبت به بزرگسالان در مرتبه پایین‌تری قرار دارد.

اما رابرت دی‌کیسر از دانشگاه مریلند هشدار می‌دهد که آزمایش‌های ساختگی مانند این، لزوما قابل تعمیم به دنیای واقعی نیست. وی می‌گوید: «حتی اگر بزرگسالان در یادگیری تلویحی بهتر از کودکان عمل کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان برای زبان‌آموزی از یادگیری تلویحی استفاده کنند


 
 
بهترین روش‌های آموزش زبان به کودکان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٧
 

سال اول زندگی، بچه به جز گریه و صداهایی که پدر و مادر به زور می‌خواهند ثابت کنند معنی خاصی دارد، روش ارتباطی دیگری نمی‌شناسد. چند سال بعدی هم والدین با شیرین زبانی کودک و این‌که او هر بار چه کلمه جدیدی را یاد گرفته است، سرگرمند، اما بعد از این مدت بعضی از پدر و مادر‌ها دنبال سرگرمی دیگری می‌روند و آن این است که به کودک‌شان زبان دیگری یاد بدهند. به همین دلیل در خیلی از مهمانی‌ها بچه‌هایی را می‌توان دید که به اصرار والدین برای عمو یا خاله‌شان غلط یا درست از یک تا ۱۰ را به انگلیسی می‌شمرند یا اپل می‌گویند و اورنج را نشان می‌دهند. اما از ابتدای دهه ۹۰ با مطرح شدن موضوع دهکده جهانی و زبان بین‌المللی و البته نتیجه تحقیقات بعضی دانشمندان آموزش زبان دوم رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است. تحقیقات نشان داده بچه‌هایی که زبان دوم یاد می‌گیرند، هوش اجتماعی بالاتری دارند.

 

اما واقعا از چه سالی باید آموزش زبان به کودکان را شروع کرد؟

بسیاری از کار‌شناسان بر این باورند هرچه زبان دوم در سنین پایین‌تری به کودک آموزش داده شود احتمال این‌که کودک در سال‌های بعد در یادگیری این زبان موفق‌تر باشد، بیشتر است. در سال ۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد. بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از ۱۰ سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند. نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت. بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود. در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش دیده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند. طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت و تبحر بیشتری دارند. بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴ نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.

 

 

نقش والدین در آموزش زبان

آموزش زبان باید توسط یک متخصص و بر اساس سیستم مناسب باشد. ساعات و جلسات آموزش زبان دوم و نحوه به کارگیری آن کاملا حساب شده است به همین دلیل والدین نا‌آشنا به این امر ممکن است نتوانند مربی‌های خوبی برای آموزش زبان به کودک‌شان باشند. اما آن‌ها می‌توانند با تشویق کودک به یادگیری و حمایت از او، علاقه کودک را به فراگیری زبان و فرهنگ دیگر بیشتر کنند. به کودک‌تان نشان بدهید توانایی او در صحبت کردن به زبان دیگر، برای‌تان ارزشمند است و با او همراهی کنید. سعی کنید کودک‌تان را به جشن‌ها یا مراسمی که در مورد فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر است ببرید یا با مشورت معلمش، کتاب‌ها و فیلم‌هایی به زبانی که در حال یادگیری است در اختیارش قرار دهید. اگر خودتان هم به آن زبان آشنایید، برایش به آن زبان کتاب بخوانید اما سعی کنید کلمات را به صورت صحیح تلفظ کنید. در بقیه مواد درسی با کودک‌تان کار کنید تا کودک با خیال راحت‌تری به یادگیری زبان بپردازد و مشکلی در زمینه‌های دیگر نداشته باشد.

 

زبان دوم ، از چه سنی؟

کار‌شناسان آموزش کودک و زبان‌شناسان معتقدند کودکانی که قبل از دوره نوجوانی به یادگیری زبان دوم بپردازند بهتر می‌توانند در زمینه تلفظ کلمات به طور صحیح و نزدیک به صاحبان اصلی زبان عمل کنند. زبان‌شناسان این موضوع را به تغییرات فیزیولوژیکی مربوط می‌دانند که در مغز کودکان در سنین نوجوانی رخ می‌دهد. تفاوت هجا‌ها و آوا‌ها در زبان‌های مختلف که باعث تفاوت لهجه‌ها می‌شود در کودکانی که زبان را قبل از شکل‌گیری بخش‌های مربوطه در مغز یاد گرفته‌اند کمتر به چشم می‌آید. به همین دلیل بهترین سن آموزش زبان به کودک، قبل از ۱۰ سالگی و زمانی است که کودک هنوز در زبان مادری خود هم پیشرفت چندانی نداشته است. البته این مسئله به هیچ وجه کودک را از یادگیری زبان مادری بازنمی‌دارد بلکه به پیشرفت آن هم کمک خواهد کرد. بعضی از والدین نگران این نکته هستند که یاد دادن زبان دوم در سنین کم ممکن است باعث شود کودک زبان مادری خود را فراموش کند یا این‌که در یادگیری زبان مادری و ادبیات آن دچار مشکل شود. در حالی‌که زبان‌شناسان خلاف این باور را دارند. آن‌ها معتقدند یادگیری زبان دوم به دلیل به کارگیری ذهن کودک در استفاده از ترجمه‌ها و معانی کلمات و ساختار جملات می‌تواند باعث شود زبان مادری خود را هم بار دیگر بیاموزد و آن را در کنار زبان دوم یاد بگیرد. توجه کودک به یک زبان جدید می‌تواند باعث توجه او به ساختارهای زبان و جمله‌بندی‌ها شود. چیزی که ممکن بود تا آن زمان به آن چندان توجهی نشان داده نشود.

 

 

بهترین روش‌های آموزش زبان به کودک

برای آموزش زبان دوم به کودک، ۳ روش اصلی وجود دارد که اغلب موسسات و سیستم‌های آموزش از یکی از این ۳ روش استفاده می‌کنند. به کارگیری هرکدام از این روش‌ها به سن کودک، سیستم تربیتی کودک و نگاه والدین به مسئله یادگیری زبان بستگی دارد. کودک در بعضی از این روش‌ها سریع‌تر زبان دیگری را یاد می‌گیرد و در بعضی از روش‌ها آزادی بیشتری برای انتخاب یادگیری دارد.

روش غرقه سازی: در این مدل از یادگیری کودک کاملا در محیطی با زبان دیگر قرار می‌گیرد. در مهدهای کودک‌ دوزبانه مربی‌ها با زبان دوم که هدف یادگیری است صحبت می‌کنند و در مدرسه هم بچه‌ها حداقل نیمی از اوقات خود را در طول روز به یادگیری زبان دوم می‌پردازند. در روش غرقه‌سازی کامل که البته در مدارس معدودی اجرا می‌شود کودک همه مواد درسی مانند ریاضی، علوم و تاریخ را به زبان دوم فرا می‌گیرد. در این روش یادگیری زبان در واقع زبان دوم به جای این‌که موضوعی برای یادگیری باشد خود وسیله‌ای برای آموزش مواد درسی دیگر است و کودک ناخودآگاه مجبور به یادگیری این زبان می‌شود. بچه‌هایی که با این روش زبان یاد می‌گیرند در صحبت کردن زبان دوم با لهجه صحیح و به طور کامل، موفق‌ترند و به سطوح بالاتری از یادگیری زبان می‌رسند. اگرچه ممکن است در ابتدا، یادگیری در بعضی از مواد درسی، بچه‌ها به اندازه‌ای که آن درس‌ها را به زبان مادری خود یاد می‌گیرند موفق نباشند اما به تدریج و با پیشرفت‌شان در یادگیری زبان دوم، این مشکل هم برطرف می‌شود.

روش آموزش زبان خارجی در مدارس ابتدایی: در این روش به جای این‌که زبان دوم در پایه راهنمایی به کودک آموزش داده شود، در‌‌ همان سال‌های ابتدایی و همراه با دیگر درس‌ها به طور مقدماتی به کودک یاد داده می‌شود. در این روش زبان دوم به عنوان یک سوژه یادگیری به کودک معرفی می‌شود و به طور معمول ۳ تا ۵ جلسه در هفته کودک زمان صرف یادگیری این زبان می‌کند. میزان موفقیت این روش کمی کمتر از روش قبلی است اما کودکانی که در این سن یادگیری زبان را شروع می‌کنند نسبت به کودکانی که در سال‌های بعد برای اولین بار زبان دوم را یاد می‌گیرند، پیشرفت بیشتری خواهند داشت. ارائه زبان دوم در سال‌های اولیه تحصیلی که کودک شوق برای یادگیری دارد باعث بالا رفتن سرعت یادگیری می‌شود. بسته به تلاش و میزان زمانی که صرف آموزش این زبان به کودک می‌شود ممکن است در آینده کودک بتواند به خوبی و با فصاحت به زبان دوم حرف بزند.

روش اکتشاف در زبان دوم: در این روش سن کودک کمی بالا‌تر است و این روش بیشتر از آن‌که آموزش زبان باشد در واقع نوعی تقویت شناخت کودک است. در این روش فرهنگ و زبان دوم به عنوان یک مفهوم به کودک ارائه می‌شود. برای کودک در مورد فرهنگ و زبان‌های مختلف صحبت می‌شود و ممکن است بیش از یک زبان به کودک ارائه شود تا کودک در یادگیری زبان دوم حق انتخاب داشته باشد. در مراحل بالا‌تر این روش، ساختار‌های زبان دوم هم به کودک آموزش داده می‌شود اما بیشتر از آن‌که تاکید بر فصیح صحبت کردن این زبان باشد، هدف آشنایی و ارائه اطلاعات در مورد فرهنگ جامعه‌ای است که به آن زبان سخن می‌گویند. اگر جلسات آموزش بیشتر از ۲ یا ۳ بار در هفته باشد ممکن است توانایی کودک در صحبت به زبان دوم هم بیشتر شود اما والدین نباید انتظار داشته باشند کودک در این روش یادگیری بتواند بعد‌ها به طور فصیح و با لهجه مناسب به زبان دوم حرف بزند. این روش یادگیری بیشتر مورد علاقه والدینی است که فکر می‌کنند آموزش زبان دوم ممکن است باعث فشار بر کودک شود. اگرچه این روش می‌تواند زمینه یادگیری زبان در سال‌های بعدی باشد و سرعت یادگیری زبان در فرد را در سال‌های بعدی زندگی افزایش دهد


 
 
اصول یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۸
 

 

به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

  1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         ۲. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (۷۰-۶۰ درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً ۸۰ درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و ۲۰% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

– از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

– فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به ۳ بخش مجزا تقسیم کنید.

  1. Vocabulary (واژگان) ۲. Grammar  ۳. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، ۳ ساعت مطالعه مختص واژگان ۲ ساعت مطالعه مختص گرامر و ۲ ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.
  2. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان:

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و….) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

– شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  …… یا bird، bread، braid، bride، breed و…..)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و…..)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و….)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و…..

– شامل ۳ ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی ۱: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی ۲: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی۳: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی ۴: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به ۳ بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

– در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

– در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

– در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و … در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

– steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

– اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

– به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

– وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

  1. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

  1. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

– برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

– از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

– هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و….) استفاده نکنید.

– در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

– زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

– یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و…..) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

– در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (۱ تا ۲ دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

– در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

– در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و….. .

inhabitant
ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
A town of 11000 inhabitants.

resident
مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
A resident of the United States.

denizen
ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
Polar bears, denizens of the frozen north.

citizen
تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
She’s Italian by birth but is now an Australian citizen.

colonist
مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
The early colonists faced many problems in a new land.

immigrant
مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.

pilgrim
زائر، زوار، مسافر، مهاجر
Muslim pilgrims on their way to Mecca

refugee
مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
a steady flow of refugees from the war zone

migrant
کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.

emigrant
مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
emigrants to Canada

Evacuee
فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
The evacuee is sent away from Iran.

Settler
مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
white settlers in Africa


 
 
اشتباه رایج در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٥
 

 

همه ما علاقمند به یادگیری زبان انگلیسی هستیم، اما اکثر مواقع آنرا کاری سخت، طاقت فرسا و کند تلقی می کنیم. شاید هیچوقت دقت نکرده باشیم مشکل را در جایی دیگر بایستی جستجو کرد. افراد زیادی هستند که بیش از دو زبان به غیر از زبان(های) مادری خود صحبت می کنند؛ دیدن این افراد باعث می شود که کمی انگشت اتهام خود را به سمتی دیگر بچرخانیم... به سمت روشهای غلط و ناکارآمد و شاید اشتباهات رایج. در این پست قصد داریم به بررسی این اشتباهات (منبع A.J. Hoge) بپردازیم تا یادگیری زبان کاری ساده تر و لذت بخش تر گردد.

1- تمرکز بر گرامر:

تمرکز بر قواعد بدترین، متداول ترین، و بزرگترین اشکال در یادگیری زبان است. تحقیقات نشان می دهد که مطالعه گرامر به توانایی صحبت کردن آسیب می رساند. چرا؟ زیرا گرامر انگلیسی برای به خاطر سپردن و استفاده کردن بسیار پیچیده می باشد در حالی که مکالمه واقعی بسیار پرسرعت و سریع می باشد. ما زمان کافی برای فکر کردن، به خاطر آوردن صدها و هزاران قواعد گرامری، انتخاب مورد صحیح و سپس استفاده از آنرا نداریم. قسمت منطقی سمت چپ مغز نمی تواند آنرا به درستی انجام دهد. ما بایستی گرامر را به مانند یک کودک و بصورت حسی یاد بگیریم. نگران نباشید!!! فقط کافی است به مکالماتی گوش دهید که در آن گرامر صحیح انگلیسی صحبت می شود- خصوصا توسط انگلیسی زبانان بومی. سپس مغزتان بصورت اتوماتیک قواعد صحیح را فرا


 
 
روش اصولی یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۳
 

زمانی به زبان انگلیسی مسلط هستید که بتوانید:

 

روش,اصولی,یادگیری,زبان,انگلیسی,آکاایران,روش اصولی یادگیری زبان,زمان,بتوانید,موفقیت,شویم,مفید,راحت,بیان,جامع

 به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

 یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

 یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

 اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

 اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

 در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         2. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

- از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

- فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.

1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar  3. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.

1. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان: 

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و....) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

- شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و.....

- شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی 4: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

- در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

- در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

- در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

- steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

- اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

- به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

- وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

2. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

3. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

- برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

- از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

- هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.

- در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

- زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

- یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

- در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

- در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

- در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و..... .

inhabitant

 
 ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
 A town of 11000 inhabitants.
 
resident

 
 مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
 A resident of the United States.
 
denizen

 
 ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
 Polar bears, denizens of the frozen north.
 
citizen

 
 تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
 She's Italian by birth but is now an Australian citizen.
 
colonist

 
 مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
 The early colonists faced many problems in a new land.
 
immigrant
 مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
 Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.
 
pilgrim

 
 زائر، زوار، مسافر، مهاجر
 Muslim pilgrims on their way to Mecca
 
refugee

 
 مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
 a steady flow of refugees from the war zone
 
migrant
 کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
 The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.
 
emigrant

 
 مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
 emigrants to Canada
 
Evacuee
 فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
 The evacuee is sent away from Iran.
 
Settler

 
 مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
 white settlers in Africa


 
 
روش اصولی یادگیری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٦
 



 زمانی به زبان انگلیسی مسلط هستید که بتوانید:

 

روش,اصولی,یادگیری,زبان,انگلیسی,آکاایران,روش اصولی یادگیری زبان,زمان,بتوانید,موفقیت,شویم,مفید,راحت,بیان,جامع

 به راحتی یک متن انگلیسی را بخوانید (Reading)

 یک مطلب انگلیسی بنویسید (Writing)

 یک مکالمه‌ی انگلیسی را بفهمید (Listening)

درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی صحبت کنید (Speaking).

 اگر به زبان انگلیسی تسلط پیدا کنید، به‌ راحتی می‌توانید درصد بالایی را در کنکور کسب کنید.

 اما برای رسیدن به این هدف (کسب درصد بالا) نیازی به تسلط بر این زبان ندارید!

 در کنکور تنها از قسمت Reading و به نحو غیرمستقیم از قسمت Writing آزمون به‌ عمل می‌آید. برای مسلط شدن بر این دو قسمت باید دو رکن اساسی در یادگیری این زبان را به‌خوبی و به‌طور صحیح مطالعه کنید.

 

1. Vocabulary (گنجینه‌ی لغات)                         2. Grammar (قواعد)

 

شما با مطالعه‌ی صحیح و یادگیری اصولی این دو رکن، علاوه بر تضمین موفقیت در آزمون کنکور قدم بزرگی در تسلط بر این زبان برداشته‌اید.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر اکثر داوطلبان در این درس درصد بالایی از سوالات را به‌طور صحیح پاسخ می‌دهند (70-60 درصد)، دقت داشته باشید که کسب این حداقل لازم است و برای پیشی گرفتن از دیگران باید به کسب درصدهای بالاتر فکر کنید.

همچنین با توجه به این‌که دانستن معنی لغات و عبارات لازمه‌ی پاسخ‌گویی به تمامی سوالات می‌باشد (چه سوالات مربوط به لغات و چه سوالات مربوط به گرامر) و از طرف دیگر قسمت اعظم سوالات در مورد معنی لغات و عبارات می‌باشد (تقریباً 80 درصد سوالات از معنی لغات و عبارات و 20% از گرامر می‌باشد) اهمیت مطالعه‌ی لغات واضح است.

ما بهترین شیوه‌ی مطالعه‌ی زبان انگلیسی را به شما ارائه می‌دهیم.

شیوه‌ی مطالعه

قبل از پرداختن به شیوه‌ی مطالعه، به شما پیشنهاد می‌کنیم:

- از خودتان و یا روش مطالعه انتظار معجزه نداشته باشید. مطمئن باشید زبان انگلیسی نیاز به استمرار، پشتکار و صرف وقت و انرژی (البته به‌صورت اصولی و با برنامه‌ریزی) دارد. پس به تبلیغات فریبنده‌ای که ادعای آموزش زبان انگلیسی در مدت‌زمان کوتاه‌ و بدون تلاش را دارند هیچ اهمیتی ندهید.

- فراتر از کنکور به زبان انگلیسی فکر کنید!

و اما شیوه‌ی مطالعه:

در هر روز هفته یک ساعت مطالعه را به این درس اختصاص دهید، مطالعه زبان انگلیسی را به 3 بخش مجزا تقسیم کنید.

1. Vocabulary (واژگان) 2. Grammar  3. تست‌زنی. به این ترتیب شما در هفته‌، 3 ساعت مطالعه مختص واژگان 2 ساعت مطالعه مختص گرامر و 2 ساعت مطالعه مختص تست‌زنی خواهید داشت.

1. در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان: 

الف) هم‌زمان با شروع مطالعه‌ی یک درس، کلمات را از همه‌ جای درس (تمرین‌ها، متن‌ها، زیرنویس‌ها، جدول‌ها و....) استخراج و آن‌ها را در جدول‌هایی بنویسید که هر جدول:

- شامل گروهی از کلمات باشد که به نحوی در یک زمینه‌ دارای اشتراک باشند، مثلاً: کلمات هم‌شکل را در یک جدول بنویسید (bind، bond، bund، band، bound،  ...... یا bird، bread، braid، bride، breed و.....)

کلمات مترادف را در یک جدول بنویسید (mediate، intervene، interpose، reconsiliate، interfere و.....)

کلمات با یک پیشوند را در یک جدول بنویسید (degenerate، decompose، deflate، deviate و....)

کلمات با یک مضمون (theme) را در یک جدول بنویسید، مانند جدول مربوط به میوه‌ها، جانوران، گیاهان، زمان‌ها، مکان‌ها و.....

- شامل 3 ستون باشد که یک ستون مربوط به کلمه، یک ستون برای معنی فارسی و در ستون دیگر نیز یک جمله بنویسید. (بهتر است که جمله را خودتان بسازید و در غیر این‌صورت از کتاب و یا دیکشنری استفاده کنید)

نکته‌ی 1: به لغات پایانی درس اکتفا نکنید.

نکته‌ی 2: کلمات خیلی ساده را وارد جدول‌ها نکنید.

نکته‌ی3: دقت کنید که لازم نیست هر جدول شامل تعداد کلمات زیادی باشد. همچنین کامل شدن این جدول‌ها به‌صورت تدریجی و همراه با مطالعه‌ی کتاب صورت می‌گیرد. مثلاً شما در درس یک جدولی را ایجاد کرده‌اید که یک یا دو کلمه در آن قرار گرفته‌اند. اما در درس هشت یا نه چند کلمه ی دیگر به آن اضافه می‌کنید.

نکته‌ی 4: چون نمی‌توانید همه‌ی لغات را در جدول‌ها قرار بدهید، باید یک جدول با عنوان «other words» یا «unsubjected words» نیز داشته باشید تا لغات مذکور (که برای آن‌ها وجه اشتراک پیدا نکرده اید) را در آن بنویسید. احتمالاً بیش‌ترین لغات را در این جدول خواهید نوشت!

ب) پس از مطالعه‌ی چندین درس و تهیه‌ی تعدادی از جدول‌ها (تقریباً 200 تا 300 کلمه) ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان را به 3 بخش (طبق زیر) تقسیم کنید:

- در یک قسمت مانند قبل، کتاب را مطالعه و جدول‌ها را تهیه و یا کامل کنید (نمونه‌ی جدول)

- در یک قسمت با استفاده از جدول‌ها، کلمات‌ را به فیش‌های لایتنر انتقال داده و کلمات را به‌ روش لایتنر می‌خوانید (روش لایتنر)

- در قسمت دیگر تنها به خواندن متون انگلیسی بپردازید. هدف از این بخش کسب تجربه به منظور خواندن سریع متون انگلیسی می‌باشد. شما باید علیرغم مشاهده‌ی کلمات نا آشنا مفهوم متن و جملات را درک وحتی با توجه به معنی جملات و مفهوم کلی متن، معنی کلمات جدید را حدس بزنید.

نکته: تنها به تکرار کلمات اکتفا نکنید. برای یادگیری عمیق کلمات، بین‌ آن‌ها و مطالب موجود در حافظه‌ به نحوی ارتباط برقرار کنید. سعی کنید کلمات را در قالب تصاویر، جملات، آهنگ‌ها، رفتارهای رومزه و ... در حافظه ثبت کنید. چند مثال:

- steal  که با style خاص خود steel می‌دزدد.

- اگر می‌خواهید معنی fig (انجیر) در ذهنتان ثبت شود، pig را تصور کنید که fig می‌خورد.

- به فردی فکر کنید که chess بازی می‌کند و در همان حال cheese می‌خورد.

- وقتی هنگام مطالعه‌ی زبان برای شما آب هویج می‌آورند، به‌عنوان تشکر بگویید: به خاطر آبcarrot  ممنون!

2. ساعت مطالعه‌ مختص گرامر:

مفید‌ترین روش برای مطالعه و یادگیری گرامر، خواندن گرامر‌های ذکر شده در کتاب‌های درسی و نوشتن یک خلاصه‌ی کلی از آن‌ها می‌باشد. در این خلاصه‌برداری‌ها می‌توانید برای به‌خاطر سپردن موثرتر با استفاده از خلاقیت ذهنتان جملات و یا کلماتی را به‌صورت رمزی ایجاد کنید که با به‌خاطر آوردن این جملات و کلمات رمزی گرامرهای مورد نظر را نیز به یاد بیاورید.

مثلاً ترتیب قرار گرفتن صفات در جمله قبل از اسم را می‌توانید به این طریق به‌خاطر بسپارید.

 

 

اما تنها خواندن و خلاصه‌برداری کردن از گرامرها (حتی اگر به بهترین نحو انجام گیرد) به هیچ‌ عنوان کافی نیست. شما باید برای درک و یادگیری عمیق گرامر‌ها تا می‌توانید تمرین‌های کتاب درسی (و کتاب‌های غیردرسی) را حل کنید. سعی کنید جواب تمرین‌ها را در کتاب یادداشت نکنید تا بتوانید در مطالعات بعدی نیز خود را تست کنید.

3. ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی:

- برای هر ساعت مطالعه‌ی مختص تست‌زنی یک آزمون انگلیسی تهیه کنید.

- از آزمون‌های مشابه کنکور و یا آزمون‌های کنکورهای گذشته استفاده کنید (البته آزمون کنکورهای گذشته برای زمانی است که اکثر مطالب را مطالعه کرده‌اید)

- هرگز از تست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی (مثلاً صد تست پشت سرهم در مورد ضمایر و....) استفاده نکنید.

- در هر آزمون این احساس را در خود ایجاد کنید که در جلسه‌ی کنکور هستید.

- زمان را کنترل کنید. با پیشرفت مطالعه و تمرین باید زمان پاسخ‌گویی به سوالات کاهش یابد.

- یکی از اهداف تمرین‌ تست‌زنی شناخت نقاط ضعف و قوت است. یعنی این‌که شما متوجه شوید که در کدام قسمت از سوالات (گرامر، درک مطلب و.....) قوی و در کدام قسمت ضعیف هستید تا بعداً با توجه به آن‌ها به سوالات پاسخ دهید.

- در درک‌مطلب‌ها ابتدا یک نگاه کلی (گذرا) به متن و سوالات انداخته (1 تا 2 دقیقه) و سپس متن را بخوانید و سعی کنید با توجه به نگاه گذرایی که به سوالات انداخته‌اید زیر نکات مهم خط بکشید. (این طریقه‌ی خواندن متن را در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان انجام داده‌اید!). در پاسخ‌دهی به سوالات طرح شده از متن ابتدا به سوالات Vocabulary پاسخ دهید. سپس سوالات مفهومی را که از ایده‌ی کلی متن پرسش‌ کرده‌اند پاسخ دهید.

- در سوالات گرامر سعی کنید پاسخ‌هایی را انتخاب کنید که ساختارهای گرامری ساده را به‌وجود می‌آورند. گزینه‌هایی که ساختار گرامر جمله را پیچیده می‌کنند به احتمال بیشتری اشتباه هستند.

- در انتهای هر آزمون نکات جدید گرامر و همچنین کلمات نا آشنا و جدید که در حین مطالعه به آن‌ها برنخورده بودید یا به آن‌ها توجه نکرده بودید را مشخص کرده و یادداشت کنید تا در ساعت مطالعه‌ی مختص واژگان یا گرامر، آن‌ها را مطالعه کنید.

پیشنهاد  بسیار مفید و سرگرم کننده

کلمه‌ی روز: پس از اتمام هر ساعت مطالعه‌ی زبان (واژگان، گرامر و تست) یک کلمه‌ را به‌عنوان کلمه‌ی روز انتخاب کنید و آن‌ را در تقویمی (در همان روز) یادداشت کنید. سعی کنید به این کلمه کمی بیش‌تر از دیگر کلمه‌ها بها دهید و در مورد آن بیش‌تر فکر کنید. انتخاب کلمه‌ی روز کاملاً بستگی به سلیقه‌ی شما دارد.

گرامر هفته: برای هر هفته نیز یک گرامر را انتخاب کنید وسعی کنید در طول هفته خوب آن را یاد بگیرید، با کمک آن جمله بسازید، در کتاب‌های کمک‌ درسی آن‌ را مطالعه کنید و..... .

inhabitant

 
 ساکن‌ در(کشور یا منطقه ای خاص  برای مدت طولانی)
 A town of 11000 inhabitants.
 
resident

 
 مقیم‌، مستقردر(جایی که خا نه ی فرد است)
 A resident of the United States.
 
denizen

 
 ساکن‌، مقیم‌، ساکن‌ کردن‌
 Polar bears, denizens of the frozen north.
 
citizen

 
 تابع‌، رعیت‌، تبعه‌ یک‌ کشور، شهروند
 She's Italian by birth but is now an Australian citizen.
 
colonist

 
 مستعمره‌ نشین‌، کسیکه‌ درتاسیس‌ مستعمره‌ای‌ شرکت‌ میکند،مهاجر
 The early colonists faced many problems in a new land.
 
immigrant
 مهاجر، تازه‌ وارد، غریب‌، کوچ‌ نشین‌، اواره‌
 Illegal immigrants maybe killed with ethnocentric guy.
 
pilgrim

 
 زائر، زوار، مسافر، مهاجر
 Muslim pilgrims on their way to Mecca
 
refugee

 
 مهاجر، فراری‌، پناهنده‌ سیاسی‌، اواره‌ شدن‌
 a steady flow of refugees from the war zone
 
migrant
 کوچ‌ کننده‌، مهاجر، سیار(به دنبال کار)، جانور مهاجر، کوچگر
 The country has a large seasonal migrant population, who work on the coffee and cotton plantations for part of the year.
 
emigrant

 
 مهاجر(که کشور خودش را به قصد زندگی در جای دیگر ترک کرده)، کوچ‌ کننده‌
 emigrants to Canada
 
Evacuee
 فراری‌ یا پناهنده‌ای‌ که‌ درموقع‌ جنگ‌ محل‌ خودراتخلیه‌میکند، مهاجر، فراری
 The evacuee is sent away from Iran.
 
Settler

 
 مهاجر تازه‌، مقیم‌، ماندگار، خوش‌ نشین‌، ماندگر
 white settlers in Africa
 


 
 
دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها وپهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوزنتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهایلغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ کردن آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید.دو صفحهمعنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداختهشده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: www.okhdar.com


 
 
روش یادگیری لغات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:



کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.


روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue(تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorousبه معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

جعبه لایتنر

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند. توضیحات بیشتر...

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.

اهمیت فراگیری اصطلاحات

اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).

هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.


مثال:

     معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):

- She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.

- او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.

     معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):

- Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.

- قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.

همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

 

افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از دو و گاهی سه کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.

چند مثال:

back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن

show off  خودنمایی کردن

 

اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.

درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟

یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).

یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:
 

 

Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

 

در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.

شنبه یکم شهریور 1393 | نظر بدهید

 
 

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

 

 

آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضی‌ها می‌گویند آنها دو زبان مختلف هستند ولی خیلی‌ها آنها را تنها حالتهای مختلفی از یک زبان می‌دانند.

البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یکپارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در ادامه با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

 

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English

American English

colour

color

centre

center

honour

honor

analyse

analyze

cheque

check

tyre

tire

favour

favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

  • صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف rتنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/
    برای فراگیری سیستم تلفظ IPAاینجا را کلیک کنید.
  • آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود - حرف t تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچیک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.
  • گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English

American English

معنی
فارسی

lift

elevator

آسانسور

trousers

pants

شلوار

lorry

truck

کامیون

petrol

gasoline

بنزین

underground

subway

مترو

aerial

antenna

آنتن

rubber

eraser

پاک‌کن

flat

apartment

آپارتمان

wardrobe

closet

جارختی

queue

line

صف

pavement

sidewalk

پیاده‌رو

 


 
 
چگونه لهجه خود را کاهش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

بسیاری از مشکلاتی تلفظی که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتیجه استفاده غلط از اصواتی است که در زبان مادری خود به کار می‌برند. بنابراین مشکلات تلفظی که شما از آن رنج می‌برید احتمالاً مشابه مشکلاتی است که دیگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتی یک انگلیسی‌زبان بومی (native) به شما می‌گوید که شما (بعنوان مثال) لهجه روسی یا چینی دارید، در واقع این نکته را تأیید می‌کند. بسیاری از برنامه‌های کاهش لهجه بر اساس تحقیقاتی است که اصوات خاصی را که هر گروه زبانی (مثلاً فرانسوی، چینی، اسپانیایی، ژاپنی و ...) موقع ادای کلمات انگلیسی دارد، مشخص می‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانیایی‌ زبانها در تلفظ صدای /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حالیکه چینی زبانها هیچ مشکلی در تلفظ آن ندارند. نکته‌های زیر به شما کمک می‌کنند که تأثیر زبان مادری خود بر انگلیسی‌تان را کاهش دهید.
 

به حرکات دهان انگلیسی زبانان (native) دقت کنید.

موقع تماشای برنامه‌های زبان اصلی به حرکات دهان گوینده خوب دقت کنید. آنچه که می‌گوید را تکرار کنید و لحن صدای او را تقلید کنید.


شمرده صحبت کنید.

تا وقتی که لحن و اصوات انگلیسی را بخوبی فرا نگرفته‌اید، شمرده صحبت کنید. اگر شما سریع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنید، انگلیسی زبانها در فهمیدن آنچه که می‌خواهید بگویید مشکل پیدا خواهند کرد. همچنین اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهید، این اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از دیکشنری استفاده کنید.

با علائم فونتیک دیکشنری خود آشنا باشید و تلفظ صحیح کلماتی را که ادای آنها برای شما دشوار است در آن جستجو کنید.


از دیگران کمک بگیرید.

یک فهرست از کلماتی که تلفظ آنها برای شما دشوار است، تهیه کنید و از یک دوست انگلیسی زبان (native) بخواهید آنها را برای شما تلفظ کند. خوب است صدایش را ضبط کنید و بعداً به آن گوش دهید و خودتان هم آن را تکرار کنید. اگر چنین دوستی ندارید می‌توانید از نرم افزارهایی که کلمات را با صدای ضبط شده انسان ادا می‌کنند استفاده کنید. (برای این منظور می‌توانید از نرم‌افزار Pronunciation Power و یا دیکشنری گویای لانگمن استفاده نمایید.)


به کتابهای نواردار گوش دهید.

با تهیه کتابهایی که دارای یک نوار یا سی‌دی صوتی هستند می‌توانید در یک زمان هم بخوانید و هم گوش کنید. بخشهایی از کتاب را با صدای بلند بخوانید و صدای خودتان را ضبط کنید. صدای خودتان را با گوینده اصلی مقایسه کنید و سعی کنید اشتباهاتتان را اصلاح کنید.


به پسوندهای s و ed دقت کنید.

تلفظ صحیح کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند را یاد بگیرید. مثلاً s- یاes- را در نظر بگیرید. این پسوند گاهی صدای /S/ می‌دهد (مثلاً در eats)، گاهی صدای /Z/ می‌دهد (مثلاً در plays) و گاهی هم صدای /IZ/ می‌دهد (مثلاً در washes). (برای فراگیری نحوه تلفظ صحیح این قبیل کلمات اینجا را کلیک کنید.)
 

با صدای بلند انگلیسی بخوانید.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقیقه یک متن انگلیسی (مثلاً یک کتاب داستان) را با صدای بلند بخوانید. این به شما کمک می‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که برای انگلیسی صحبت کردن به کار می‌آیند، تقویت کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که برای صحبت کردن یک زبان جدید حدود سه ماه تمرین روزانه مورد نیاز است تا عضلات دهان (برای آن زبان خاص) تقویت شوند.

آموزش مکالمه انگلیسی نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهی که بین کلمات و جملات ایجاد می‌کند این فرصت را برای شما فراهم می‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقویت نمایید.)
 

صدای خودتان را گوش کنید.

صدای خودتان را ضبط کنید و برای یافتن اشتباهات تلفظی خود به آن گوش دهید. این یک تمرین بسیار عالی است، زیرا این به شما کمک می‌کند از اشتباهاتی که دائماً  مرتکب می‌شوید آگاه شوید.
 

صبور باشید.

شما می‌توانید نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشید، ولی این «یک شبه» بدست نمی‌آید. مردم اغلب به دنبال کسب نتیجه فوری هستند و به همین دلیل خیلی زود دلسرد می‌شوند و از تلاش دست برمی‌دارند.


 
 
اگر وقت درس خواندن ندارید، بخوانید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

درس و تحصیل تنها دغدغه همه دانشجویان نیست. بعضی از دانشجویان ناچارند علاوه بر رفتن به دانشگاه، کار کنند یا مسئولیت اداره خانواده را به عهده بگیرند. اما کارشناسان نکاتی را پیشنهاد می کنند تا با استفاده از آنها بتوانیم از زمان مطالعه خود بیشترین استفاده را ببریم.

 

۱. مطالعه را جزئی از زندگی روزانه خود قرار دهید.

 

بهترین راه برای اینکه به درس خواندن عادت کنیم این است که آن را بخشی عادی از زندگی روزمره خود بدانیم. تحصیلات عالی مستلزم تلاش و پشتکار است. لازم است هر روز زمانی را به انجام تکالیف و مطالعه اختصاص دهیم. یک ساعت در روز برای شروع خوب است، ولی این زمان هرچه بیشتر باشد بهتر است.

 

۲. سبک یادگیری خود را بشناسید.

 

افراد مختلف روش های یادگیری متفاوتی دارند و هرگز یک روش واحد برای همه اشخاص مناسب نیست. بعضی افراد با روش های دیداری، بعضی با شنیدن، و بعضی با ترکیب روش های گوناگون یاد می گیرند. لازم است هریک از ما روش مناسب خود را کشف کنیم و آن را به طور مکرر مورداستفاده قرار دهیم. گاهی اوقات ترکیب رویکردهای مختلف، مثلا خواندن مطالب با صدای بلند می تواند مفید واقع شود.

روش های یادگیری همچنین ممکن است برحسب آنچه مطالعه می کنیم متفاوت باشد. به عنوان مثال کسی که زبان را با روش های شنیداری می آموزد ممکن است ریاضیات را با روش های دیداری یاد بگیرد. بهتر است عادات خود را با توجه به روش یادگیری خود شکل دهیم.

 

۳. همه چیز را به شب قبل از امتحان موکول نکنید.

 

بسیاری از دانش آموزان مطالعه را به شب قبل از امتحان موکول می کنند اما این روش روش خوبی برای یادگیری نیست. به گزارش برترین ها کارشناسان معتقدند که در محیط یادگیری آکادمیک، تنها دانستن مطالب و نکات کافی نیست بلکه دانش آموزان باید توانایی تفکر انتقادی راجع به آنها را نیز داشته باشند.

بهتر است مطالب درسی را به صورت روزانه مرور کنیم. همین طور بحث های گروهی و استفاده از نوارها و سی دی های آموزی به یادگری موثر تر کمک می کند.

 

۴. از درس خواندن لذت ببرید.

 

لزومی ندارد همیشه درس خواندن را جدی بگیریم و تنها در گوشه ای بنشینیم و مطالب را در ذهن خود فرو کنیم. روش های زیادی وجود دارد که به ما کمک می کنند تا ز درس خواندن لذت ببریم . همه چیز به خلاقیت ما بستگی دارد. مثلا استفاده از حروف اختصاری جالب، یا موزیک و سایر روش های خلاقانه باعث می شود تا از درس خواندن لذت بیشتری ببریم.

 

۵. خود را بیازمایید.

 

لازم نیست برای آزمودن خود تا روز امتحان صبر کنیم. می توانیم در حین مرور مطالب، فهرستی از چند سوال تهیه کنیم. سپس به عقب برگردیم و به آنها پاسخ بدهیم. همین طور در روزهای آینده که دوباره به سراغ مطالب می آییم این سوالات به ما کمک خواهند کرد. بکوشید تا به آزمودن خود عادت کنید و آن را بخشی از برنامه مطالعه خود قرار دهید.

منبع: bartarinha.ir


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 

آنچه که ما آن را فکر می‌نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٠
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

موضوع: روش‌های مطالعه

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت اول: مقدمه

م. حورایی

از یکی از مرتاضان هندی پرسیدند: آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی؟ گفت: آری. گفتند: چگونه؟ گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.

 این شاید بزرگترین ثمره تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنید، یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید.تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشما درطول روزبه پنج فعالیت مختلف مشغولید، درهرفعالیت صرفاً به آن فکرکنید و از افکار مربوط به کارهای دیگرآسوده باشید.موفقیت زندگی روزانه ما تماماًً به میزان تمرکز ما برامور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، درهنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری ازقبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و... به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد.تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کارمی کنید به خانواده می اندیشید، وقتی درخانواده به سرمی برید ازشغل خود نگرانید و وقتی ورزش میکنید در اندیشه تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزارسو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.

 


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

 

مطالعه موفق با تمرکز
قسمت دهم: مراقبه و مانترا

م. حورایی

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی‌فکری که برای تمرکز حواس فوق‌العاده مفید و لازم است، روشی است به نام «مراقبه» یا «مدیتیشن».

این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی 2 بار و هر بار 20 دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می‌گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای "دستیابی به لایه های عمیق فکر" است و شخص می‌تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

موضوع: روش‌های مطالعه

چگونه می‌توان تمرکز حواس داشت؟

همه ما قادر به متمرکزشدن هستیم. نوشتن یک داستان، نواختن پیانو و یا جذب یک فیلم سینمایی ‌شدن، همگی به تمرکز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افکار شما پراکنده است و ذهن‌تان از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود. درچنین مواقعی است که نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه‌ی خود را تقویت کنید.

تقویت حافظه عبارت است ازیادگیری‌های منظم ذهنی و مرتب‌کردن عواملی که یک‌باره به ذهن ما خطور می‌کنند.در این مقاله، شیوه‌های تقویت حافظه را ذکر می‌کنیم:

پرورش ذهن آشفته 

پرورش تمرکز، یک مهارت است. پرتاب توپ بسکتبال به طرف حلقه، تایپ‌کردن و یا مطالعه، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یک مهارت نیز نیاز بهتمرین و ممارست دارد. همان‌طور که وقتی دارویی را مصرف می‌کنید، بدون کمکشما در بدن عمل می‌کند و با کارهای شما تداخل پیدا نمی‌کند، در مورد یک موضوع هم همین طوراست و نباید با ورود افکار دیگر بر هم بریزد. 

عمل تمرکز، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروعتمرینات، ابتدا تغییرات کمی را حس کنید، ولی پس از 4 تا 6 هفته که از پرورش ذهن ویادگیری مهارت‌ها گذشت، متوجه پیشرفت‌های قابل‌توجهی خواهید شد و پس از مدت کوتاهیدرمی‌یابید که چه سال‌هایی را برای تقویت حافظه و تمرکز ذهن خود هدر داده‌اید. 


 
 
تکنیک‌های حفظ کردن مطالب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

چگونه می‌توانیم موفقیت خود در آموزش درس‌های حفظی را به حد اکثر برسانیم؟
این پرسشی است که در این مقاله به آن پاسخ داده می‌شود. روش‌های پیشنهادی در این مقاله برگرفته از اصول و تجربیات روانشناسی نوین است.

قانون اول تقویت حافظه: تجسم

تجسم کلمه‌ای است همردیف حافظه

سوال : بیاد بیاورید دستگیره درب منزل شما چه رنگی است وچه شکلی دارد ؟

اگر بیاد آورده باشید حتما به این علت بوده که توانسته اید تصویر درب  منزل خودرا بیاد آورده باشید و این اتفاق زمانی انجام می شود که شما تصویر دستگیره درب خودرا خوب تجسم نموده باشید

تجسم و حافظه دومفهوم کاملا به هم نزدیک هستند هر چه حافظه شما قوی تر باشد تجسم شما هم قویتر خواهد بود و هر چه تجسم شما قویتر باشه حافظتون قویتر خواهد بود

پس این کلمه ها را خوب بخاطر می سپردید  اگر شما در اون یک دقیقه به اون کلمه ها نگاه می کردید متوجه می شدید که تمام اونها قابل تجسم بودند واگر شما هر کدام از اونها رو وقتی خوندید تو ذهنتون هم اونا رو تجسم میکردید حتما نمره خوبی می آوردید

اگر هم میخواهید حافظه خود را تقویت کنید سعی کنید تجسم خودرا تقویت کنید و هر چیزی رو که میخواهید حفظ کنید تجسم کنید .

اگزنمره شما خیلی پایین بوده حتما این کلمات را تجسم نکرده اید برای اینکه نمره نسبتا خوبی در این امتحان کسب کنید اولین کاری که باید انجام دهید این است که این کلمات را تجسم نمایید یعنی شما باید چشمان خود را ببندید هر یک از کلمات را خوب در ذهن خود مجسم نمایید .با چشم درون ببینید.

قانون دوم تقویت حافظه: تداعی


 
 
سبک‌های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٥
 

موضوع: روش‌های مطالعه

سبک‌های یادگیری

مهران

با شناسایی سبک یادگیری خود و به کارگیری تکنیک‌های یادگیری ویژه مربوط به آن، یادگیری خود را بهبود بخشید.

انواع سبک‌های یادگیری:

1- سبک یادگیری دیداری

65 درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را به خاطر می‌سپارند.

* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و هم چنین سازمان‌دهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده می‌کنند.

* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود می‌بندند.

* معمولا افرادی مرتب و منظمی می‌باشند.

* این گونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا می‌باشند.

* معمولا در کلاس درس نیمکت‌های ردیف جلو را اشغال می‌کنند.

* تمایل به برداشتن یادداشت‌های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.

* جذب کتابهای مصور می‌گردند.

* در به خاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.

* برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیک‌های با رنگ روشن استفاده می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در روند آموزش از رنگ‌ها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.

2- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.

3-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

2- سبک یادگیری شنیداری

30 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته‌باشند.

* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.

* از طریق گوش دادن یاد می‌گیرند.

* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب می‌کنند.

* در محیط‌های شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست می‌دهند.

* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.

* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.

* برای به خاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند مکررا روخوانی می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری:

1- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.

2- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.

3-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

3- سبک یادگیری جنبشی- بساوایی

5 درصد جمعیت را شامل می‌گـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره می‌گیرند.

* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مند هستند.

* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دست‌های خود را تکان می‌دهند و از ژست‌های جسمانی استفاده می‌کنند.

* از آن که در کلاس درس بی‌حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.

* برای یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.

* هنگام مرور مطالب درسی خود مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار می‌کنند.

تکنیک‌های یادگیری

1- در حین یادگیری آدامس بجوید.

2- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید

3-حین یادگیری موسیقی گوش دهید.

منبع: سایت مردمان

یادگیری‌های شبانه تنها منجر به یادآوری نوک زبانی می شود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود

تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر "محمد رضا افضل نیا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر" افزود: به طور کلی یکی از عواملی که در یادگیری و یادآوری تأثیر زیاد دارد، اضطراب است. این عامل موجب برانگیختگی و آشوب درونی می شود که از لحاظ فیزیولوژیکی 17 تغییر مهم را در عملکرد دستگاه های بدن به وجود می آورد. این حالت طور مستمر در مغز حالتی تحمیلی مانند کودتای نظامی ایجاد می کنند. وی ادامه داد: بر اثر آدرنالین بالا به هنگام اضطراب، تغییرات کارکردی در سیستم ادراکی و واکنش های بدن به وجود می آید. در این هنگام مردمک چشم بیش از اندازه معمول گشاد شده و کارکرد سلول های مخروطی آن دچار اختلال می شود در نتیجه ظرافت ها و جزئیات کمتری از یک سئوال مد نظر قرار گرفته می شود و تنها سلول های میله ای که مسئول ادراکات کلی از محیط است، فعال می شوند. این روانشناس شناختی اظهار داشت: بدن و ماهیچه های داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب می شود و به دنبال آن کارکرد حافظه نیز مختل، تمرکز و بازیابی اطلاعات از حافظه با مشکل مواجه می شود. وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد. این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت. وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است. افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود. وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند. عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند. وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود. دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از 4 ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه 10 تا 15 دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است. عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.

منبع: خبرگزاری مهر


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 

قسمت سوم: علاقه

م. حورایی

به یقین می‌توان گفت که علاقه مهم‌ترین شرط در ایجاد تمرکز حواس است. هر چه علاقه شما به یک موضوع بیش‌تر باشد، تمرکز فکر شما بر آن بیش‌تر می‌شود. متخصصان حافظه و یادگیری، وقتی که شخصی می‌گوید: «من اصلاً حافظه ندارم»، به او می‌گویند: «نشانی منزلت را بلدی؟» و چون شخص پاسخ مثبت می‌دهد، می‌گویند: «پس تو حافظه داری. اگر حافظه نداشتی، نباید هیچ نمود و تظاهری را از حافظه نشان می‌دادی.»

شخص اصرار می کند: «من حافظه ندارم.»  یا «حافظه‌ام خیلی بد است، چون درس تاریخی را که دیشب خوانده بودم اصلاً به خاطر نمی‌آورم.» به زندگی همین شخص وارد می‌شویم. متوجه می‌شویم که به فوتبال علاقه زیادی دارد. از او سؤالی در این زمینه می کنیم، سؤالاتی خیلی جزئی و حاشیه ای. ملاحظه می‌کنیم که او حتی شماره پیراهن بازیکنان، باشگاه آنها و نتایج دقیق مسابقات قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه‌ی توانایی!

 

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید، خود به خود بر آن متمرکز می شوید. بیشتر دقت می‌کنید و به راحتی به حافظه می‌سپارید و بعداً هم خیلی راحت به خاطر می‌آورید. اساساً تمرکز حواس و حافظه لازم و ملزوم یکدیگرند:

 

علاقه‌ی بیش‌تر>> تمرکز بیش‌تر >> مرور ذهنی بیش‌تر >> به خاطر سپاری به‌تر >> یاد آوری سریع‌تر

 

حلقه اول این زنجیر، علاقه است. تا علاقه نباشد، تمرکز نیست و تا تمرکز نباشد، حافظه نیست و تا حافظه نباشد، یادگیری و موفقیت تحصیلی نیست. پس می بینید که اساس تمام موفقیتهای تحصیلی و همین طور شغلی و موفقیتهای دیگر علاقه است. علاقه، علاقه، علاقه = موفقیت، موفقیت، موفقیت. آن جا که شما علاقه دارید، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید. همین شما که از عدم تمرکز حواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن یک فیلم مهیج یا تماشای مسابقه ورزشی مورد علاقه خود یا بازی شطرنج یا خواندن یک رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه یک درس مورد علاقه خود هستید، نسبت به سر و صدا، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری که در محیط اطرافتان هست، هیچ واکنشی نشان نمی دهید یعنی: تمرکزی عالی دارید.

 

وقتی شما به موضوعی علاقه دارید، دوست دارید درباره آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر باعث می شود که تمرکز بهتری داشته باشید. از طرفی هرچه بیشتر فرابگیرید و بیشتر بدانید، علاقه شما به مطلب هم بیشتر می شود و باز علاقه بیشتر، میل فراگیری بیشتر و . . .


اما ما باید درسهای زیادی را مطالعه کنیم و در این مطالعه تمرکز حواس داشته باشیم تا بتوانیم یاد بگیریم و به خاطر بسپاریم و به موفقیت تحصیلی دست یابیم. طبیعتاً خیلی از این درسها مورد علاقه ما نیستند. با آنها چه کار کنیم؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه این درسها را کنار بگذاریم و فقط درسهای مورد علاقه را بخوانیم. تنها راه حل این است: باید به طریقی خودمان را به آن درسها علاقمند کنیم.

 

چگونه درس بخوانیم؟ این سؤالی است که اکنون مسلماً در ذهن شما ایجاد شده است. شما که مجبورید درسهایی را بخوانید که هیچ علاقه ای به آنها ندارید و واقعاً نمی دانید که با این بی علاقگی و در نتیجه عدم تمرکز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه کنید. یکی به مثلثات علاقه ندارد، یکی به شیمی، یکی به فلسفه، یکی به زمین شناسی، یکی به تاریخ و . . .


به هرحال هر کس ممکن است از یک یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما در عین حال که این بی علاقگی را حس می کند، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می نماید. ما هم اکنون زمینه های بسیار مؤثری را برای ایجاد علاقه به شما معرفی می کنیم.

 

 

اطلاعات اولیه

شاید مهم‌ترین راه ایجاد علاقه، کسب اطلاعات اولیه درباره موضوع مورد نظر باشد. هرچه اطلاعات اولیه شما و دانسته‌های ابتدایی شما در زمینه موضوع بیش‌تر باشد، خود به خود کشش بیش‌تری برای فراگیری آن خواهید داشت و در نتیجه تمرکز بهتری در آن به دست خواهید آورد. این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است. هرچه می توانید اطلاعات اولیه، سطحی و ابتدایی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند چه نباشند. مثلاً قبل از این که فرمولهای پیچیده اصطکاک را در فیزیک مطالعه کنید، به کسب اطلاعات اولیه و ابتدایی در مورد اصطکاک بپردازید. اگرچه این مطالب پیش پا افتاده، سطحی و بی ارتباط با آن فرمولهای پیچیده به نظر می رسند، شوق و شور و میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.

 

 

اهمیت مطالعه قبل از ورود به کلاس

شاید تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا دبیران و استادان شما این قدر به شما تأکید می کنند که قبل از ورود به کلاس جلسه بعد، مطالعه سطحی و اجمالی و سریعی بر آنچه که قرار است تدریس شود داشته باشید. علت این تأکید عمدتاً به خاطر همین تأثیر اطلاعات اولیه است. با دانستن اطلاعات اولیه شوق یادگیری و جذبتان فراوانتر می گردد و به یقین درک بهتری از صحبتهای مدرس خواهید داشت و ما در جای خود شیوه مطالعه قبل از ورود به کلاس را توضیح خواهیم داد.

 

 

اطلاعات اولیه چگونه باشند؟

برای کسب اطلاعات اولیه باید دقت کنید که این اطلاعات، ویژگیهای لازم را داشته باشند. هر مطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود. باید به خاطر داشته باشیم که اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد کند و ما را به فراگیری بیشتر وا دارد. بنابراین:

 

اول- اطلاعات اولیه باید ساده باشند: اگر شما در ابتدا مطالب دشوار و سخت را جستجو کنید و به آنها توجه نشان دهید، به جای علاقمند شدن به آنها از آنها بیزار می شوید. اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

 

دوم- اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند: با وجود آن که اطلاعات اولیه فراوانی در اختیار شماست که همگی ساده اند، توصیه می کنیم همه این اطلاعات را یکجا نگیرید. یکی از این اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است: یادگیری تدریجی است. اگر شما 9 ساعت مطالعه مستمر جغرافی را در یک روز، به یک ساعت مطالعه در 9 روز تبدیل کنید و یا 18 ساعت مطالعه پشت سر هم در یک روز را به 6 ساعت مطالعه در 3 روز تقسیم کنید، بازده فوق العاده بیشتری خواهیم داشت.

 

یادگیری یکباره مطالب، شما را زود خسته و بی علاقه می‌کند. درست مثل آنکه بخواهید در یک روز از صبح تا شب نیمی از کتاب را یاد بگیرید. اصل یادگیری تدریجی هم بر ایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یکباره به راحتی شما را از آن درس بیزار می‌کند.

 

سوم- اطلاعات اولیه باید به شکل خوبی ارائه شوند: انتقال اطلاعات اولیه به شکلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشتر افزایش می دهد. معلمی را به خاطر بیاورید که مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و در همان روز اول آن چنان تأثیری بر شما می گذارد که شیفته آن درس می‌شوید.

 

وقتی که مشغول درس خواندن هستید، مانند همان معلم مطالب را به شکلی زیبا برای خود بیان کنید و در خود علاقه ایجاد کنید، به خصوص در درسهایی که معلم شما مطلب را خشک و جدی و نه چندان خوب ارائه می‌دهد، حتماً از این روش استفاده کنید.

 

چهارم - به کاربردهای علمی مطالب علمی فکر کنید: کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید. قبل از آنکه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطکاک بروید به این فکر کنید که زمستانها در هوای سرد، دستان خود را به هم می‌مالید تا گرم شوند.

 

قبل از این که مثلثات بخوانید به این فکر کنید که تمام حرکات کشتیها روی اقیانوسها براساس نسبتهای مثلثاتی انجام می گیرد.

 

قبل از این که شیمی بخوانید و واکنشهای گرمازا و گرماگیر را بفهمید به این فکر کنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که در زمستان دستهای شما را گرم می کند.

 

قبل از این که گرانیگاه و مرکز ثقل چیزی را بیاموزید به این فکر کنید که چرا برج معروف پیزا در ایتالیا با همه کج بودنش فرو نمی‌ریزد.

 

بعضی از مطالب هم کاربردهای رفتاری دارند. می‌توانیم قبل از خواندن این مطالب به این کاربردهایشان فکر کنیم. مثلاً قبل از این که بخوانیم هفته دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندامها و دستگاههای مختلف بدن است، به این فکر کنیم که سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادر و پدر چه تأثیری بر جنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آنها چگونه می‌تواند باشد.

 

قبل از این که قانون عمل و عکس العمل نیوتن را بخوانیم به این فکر کنیم که تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر: «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی».


قبل از این که قاعده «هوند» را در شیمی بخوانیم که «تا زمانی که هر یک از اربیتالهای هم انرژی، یک الکترون نگرفته باشد، هیچ یک از آنها پر نمی شود.» به این فکر کنیم که ما هم باید در همه زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت کنیم.

 

رشد یک جانبه، قانون طبیعت نیست و به همین خاطر محکوم به شکست است. اگر در زمینه مالی داریم پیشرفت می کنیم در زمینه معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم. اگر دزمینه علمی موفقیت کسب می کنیم، باید در عمل هم به همان اندازه موفق شویم. اگر در زندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید در زندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم. خلاصه آن که اجازه ندهیم که در یک زمینه از سایر زمینه ها عقب بیفتیم. درست مانند اتمهای عناصر که قاعده هوند را اجرا می کنند و قبل از این که . . .

 

اگر کمی دقیق شوید، اگر ذهن خود را به کار بیندازید به کاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظه زندگی خود حس می کنید و هر چه بیشتر آمیختگی دانش را با زندگی روزمره درک می کنید علاقمند تر و مشتاقتر می شوید. در واقع دانش بشری از دقت کردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدار شده است.

 

اطلاعات اولیه مهمترین قانون علاقمندی است. نقش اطلاعات اولیه بسیار مهم است. وقتی که شما به تماشای مسابقه فوتبال مشغولید، همین که اطلاعات مختصری درباره آن داشته باشید، مثلاً بدانید که خطا در محوطه 18 قدم، ضربه پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد، با تمرکز و علاقه بیشتری آن را دنبال می کنید تا مادربزرگ شما که هیچ اطلاعات اولیه ای از فوتبال ندارد و تصور می کند 22 نفر بیهوده به دنبال توپ از این سو به آن سو می دوند و مسلماً مادربزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شما را آنچنان غرق تماشا می بیند که از اطراف خود کاملاً بی خبر شده‌اید.

 

یا وقتی که شما بدانید حرکت هر کدام از مهره های شطرنج چگونه است و همین اطلاعات مختصر و اولیه را داشته باشید، خیلی مشتاقتر و با دقت و تمرکز بیشتر به بازی شطرنج نگاه می کنید تا کسی که از شطرنج هیچ چیز نمی داند.

 

امروزه از این روش برای علاقمند کردن افراد به موضوعات خاص استفاده می‌کنند. مثلاً تصویر یک فوتبالیست مشهور را داخل یک بسته آدامس می‌گذارند و زیر آن نامش را می‌نویسند. هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه در بسته آدامس نمی نویسند چرا که همین قدر کافی است. به همین سادگی و کم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس کافی است که شما خود به خود به هر خبری درباره او متمرکز و حساس شوید.

 

دقت کنید که درسی که الان قرار است بخوانید چه اطلاعات اولیه ای از دروس قبل، از گفته های معلم و یا از صحبت دوستان یا از زندگی خودتان به شما کمک می کند. در جستجوی یافتن این اطلاعات اولیه و آموختن درس، با کمک آنها باشید. این همان چیزی است که می گویند در هر درس باید از پایه قوی باشید و دروس را اساسی بخوانید. قبل از فراگیری انتگرال، مفهوم مشتق را دریابید. قبل از آن که حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درک کنید و برای فهمیدن حد باید تصاعد هندسی را خوب یاد گرفته باشید که پایه آن هم تصاعد عددی است.

 

بعضیها وقتی می خواهند درسی را بخوانند یکباره به سراغ فرمولها و حفظ آنها می روند و چون کاری را از وسط شروع کرده اند و اطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند، درست و حسابی یاد نمی گیرند و بی علاقه و کلافه می شوند. درست مثل این که شما بخواهید یک سریال تلویزیونی را از قسمت دهم تماشا کنید. تا کسی به شما توضیحاتی در مورد نُه قسمت گذشته ندهد (و البته ساده و مختصر و کم حجم) شما علاقه چندانی به تماشای قسمت دهم پیدا نمی‌کنید.

 

پیش از مطالعه هر درس از این به بعد، دانسته های قبلی خود را مرور کنید. اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقمند و متمرکز سازید.

دانستن قوانین

شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

 

قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

 

یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

 

 

زبان گردانی

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. "زبان گردانی"، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

"زبان گردانی" یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

 

 

با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

 

در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه 18 سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

 

با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

 

هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

 

 

توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

 

همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

 

اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

 

همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

 

مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

 

اشتباه در برنامه ریزی

همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که "چند صفحه مانده" فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

 

تعیین هدف

یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن "هدف من یادگیری این فصل است." یا "هدفم این است که نمره خوبی بگیرم." و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

 

همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.


شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.


هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 


قسمت هفتم: پرورش دقت و حواس پنج گانه

م. حورایی

آستانه ی درک حواس پنج گانه، حداقل انرژی‌هایی هستند که می‌توانند یکی از حواس پنج گانه شما را تحریک کنند و اگر این انرژی کمی کم‌تر تحریک شود، حواس ما قادر به درک آن نخواهند بود. برای پرورش حواس پنج گانه به جز حس بینایی، باید خود را به آستانه ها نزدیک کنیم.

ما معمولاً حواس خود را تنبل می کنیم و برای درک محرکها، انرژی فراوانی را از محرک طلب می کنیم تا آن را آسان‌تر درک کنیم.

 

وقتی خود را به آستانه درک نزدیک می کنید، عملاً دقت حواس پنج گانه را در خود افزایش می‌دهید و با بیشتر کار کشیدن از آنها، درک انرژیهای کمتر محرکها را در خود پرورش می دهید.

پرورش حس شنوایی

شما وقتی به تماشای تلویزیون مشغول هستید، معمولاً صدای آن را تا حدی بلند می کنید که بتوانید صدا را بدون صرف انرژی فراوان و به راحتی بشنوید. حتی غالباً شما صدای تلویزیون را بیش از حد لازم زیاد می کنید. گوشی که مدام عادت می کند صدا را بدون صرف انرژی و با آسودگی فراوان و خود به خود بشنود، عملاً تنبل، کم دقت و بی تمرکز می شود. ما در حالی از حس شنوایی خود کمتر کار می کشیم که قادر است صدای تیک تاک یک ساعت معمولی را از فاصله ی شش متری در یک اتاق ساکت بشنود. برای پرورش حس شنیداری و افزایش قدرت تمرکز در شنیدن، باید خود را حتی الامکان به این آستانه نزدیک کنید و از آن کار بکشید.

 

 

تمرینات مؤثر

رادیو را روشن کنید و صدای آن را مانند وقتی که به طور معمولی به رادیو گوش می دهید باز کنید و به آن گوش دهید. بعد از سی ثانیه صدا را کمی کمتر کنید و حالا مجدداً گوش دهید. شنیدن خوب، اکنون مستلزم دقت بیشتر است. حدود یک دقیقه با دقت گوش کنید. سپس مجدداً صدا را کم کنید و با دقت بیشتر گوش کنید. همین طور آن قدر صدا را کم کنید تا به جایی برسید که اگر کسی با پای برهنه روی فرش راه برود، شنیدن برای شما غیر ممکن شود و دقایقی را به زحمت بشنوید.

 

با این کار، سلولهایی را که قبل از این، برای شنیدن تنبل کرده بودید، به تحرک و فعالیت وا می دارید و حس شنیداری خود را تقویت می کنید. این تمرین را با هر صوت دیگری می توانید انجام دهید. مثلاً می توانید به صدای تیک تاک ساعت از فاصله ای که شنیدنش سخت است، گوش کنید. تمام دقت خود را به جذب این اصوات وادارید. در بعضی از تمرینهای تمرکز، از دقت و آگاهی روی تیک تاک ساعت برای پرورش تمرکز استفاده می شود. همچون وقتی که شما برای بهبود تمرکز به صدای دم و بازدم تنفس خود فکر می کردید. توجه داشته باشید که این تمرینها را باید همیشه انجام دهید و لحظه لحظه زندگی تان را نوعی تمرکز شنیداری کنید. سعی کنید اولاً خودتان را عادت دهید که به صدای آهسته دیگران توجه کنید. به تلویزیون با صدای کمتری گوش کنید و در یک کلام با انرژی کمتر و زحمت بیشتری سلولهای شنوایی خود را به فعالیت وادارید و به آستانه ها نزدیک شوید. پس از مدتی خودتان می بینید که هم قدرت شنوایی شما افزایش یافته است و هم تمرکز حواستان بهبود یافته است.

 

 

پرورش حس بویایی

دوست شما به شما گلی می دهد و از شما می خواهد بوی خوش آن را استشمام کنید. شما غالباً گل را به بینی خود می چسبانید و یک نفس عمیق می کشید. یعنی باز هم انرژی فراوانی را طلب کردید تا با زحمت کمتری گل را بو کنید. آستانه بویایی شما تا این حد قوی است که قادرید قطره عطری را که در یک اتاق شش متر مکعبی پخش شده است، استشمام کنید.

 

باید خودتان را به این آستانه نزدیک کنید و تنبلی را از خود دور کنید. از این پس اگر قرار شد که غذایی را بو کنید یا بوی گل یا هر چیز دیگری را استشمام کنید، فاصله بیشتری نسبت به محرک بگیرید و بخواهید که آن را بو کنید. مثلاً گل را حداقل در فاصله نیم متری خود قرار دهید و تلاش کنید که بوی آن را حس کنید. برای تشخیص بوی غذا، سرتان را تا گردن در قابلمه فرو نکنید، بلکه از فاصله بیشتری نسبت به قابلمه، سعی کنید بوی آن را احساس کنید. حس بویایی خود را به تلاش وادارید و آن را فعال کنید.

 

 

پرورش حس چشایی 

صبح ها که قرار است چای خود را شیرین کنید، آن قدر در آن شکر می ریزید که به راحتی و بدون هیچ زحمتی تمام سلولهای بخش شیرینی زبان شما، شیرینی آن را درک کنند. مزه های فوق العاده قوی، سلولهای چشایی را ضعیف و تنبل می کنند چرا که همیشه با انرژی زیاد، حس چشایی شما را تحریک می کنند. قدرت واقعی حس چشایی شما تا حدی است که مزه شیرینی یک قاشق چایخوری شکر حل شده در دو گالن آب را حس کنید. اما ما در حس چشایی، خیلی بی دقت و کم توجه هستیم. تا آن حد که وقتی از شما می پرسند: غذا خیلی شور است؟ شما برای پاسخ گفتن، تازه مزه مزه می کنید. یعنی تا الآن که مشغول خوردن بودید، کاملاً نسبت به درک مزه و طعم آن بی توجه بوده اید.

 

از این پس که غذا می خورید، سعی کنید مزه تمامی اجزای آن را حس و درک کنید و کاملاً این اجزا را با حس چشایی خود از هم تشخیص دهید و با این روش حس چشایی خود را پرورش دهید.

 

همین کار را می توانستید برای پرورش حس شنوایی خود هم انجام دهید، مثلاً وقتی به شنیدن موسیقی ترکیبی چند ساز مشغول هستید، صداها را ازهم مجزا کنید و آنها را کاملاً از هم تشخیص دهید.

 

 

پرورش حس بساوایی

توان حس لامسه شما به حدی است که افتادن بال مگسی را که در فاصله یک سانتی متری گونه شماست، حس کنید. اما شما آن قدر در زندگی روزمره خود نسبت به محرکهایی که با پوست تنتان تماس پیدا می کنند، بی توجه و بی اعتنایید که حس بساوایی شما خیلی تنبل و ضعیف شده است. همین الآن لباسی را که بر تن دارید حس کنید. حس کنید که با چه قسمتهایی از تن شما بیشتر تماس دارد. نرمی و زبری لباس را در هر نقطه ای حس کنید. کفشی که به پا دارید، عینکی را که احیاناً به چشم دارید، ساعتی را که به دست دارید و . .

همین طور اگر در فضای بیرون هستید، نسیمی که تن شما را نوازش می کند حس کنید. اگر چه این توانایی مثبت حس لامسه است که بعد از مدتی وجود عینک را روی صورت حس نمی کند، شما در طول روز برای پرورش حس بساوایی و جلوگیری از تضعیف آن، به طور آگاهانه و فعال آن را به خاطر بیاورید و حس کنید.

 

 

پرورش حس بینایی

پرورش حس بینایی تا حدی با پرورش حواس دیگر متفاوت است. ما برای پرورش حواس دیگر به آستانه ها نزدیک می شویم و سعی می کنیم با انرژی کمتری محرکها را حس کنیم اما برای پرورش حس بینایی مطلقاً چنین کاری نمی کنیم. مثلاً نور تلویزیون یا نور اتاق مطالعه را کم نمی کنیم تا بخواهیم به زحمت ببینیم، چرا که این کار برای سلولهای بینایی آزار دهنده است.


برای تقویت حس بینایی، ما به مشاهده دقیق اجزایی می پردازیم که در وضعیتهای معمولی به آنها توجهی نداریم. مثلاً دست خود را در نور کافی ببینید. خطوط، برآمدگیها، چروکها، فرم قرار گرفتن ناخن، شکل ناخنها و حد فاصل بین انگشت و ناخن را با دقت نگاه کنید. پنجره را باز کنید و اولین تصویری را که از منظره بیرون به چشمتان می آید، این بار با دقت بسیار بیشتری ببینید.

شاید شما بارها این تصویر را دیده باشید اما هیچ وقت، این طور در جزییات تصویر دقیق نبوده اید.

 

 

شگفتی‌ها

هر کسی بر حسب این که چه شغلی دارد و از کدام حس خود بیشتر و بهتراستفاده می کند، در یک حس به خصوص، توانایی دقت و تمرکز حواسی فوق العاده می یابد. کارآگاهها و پلیسهای دایره جنایی که برای بررسی صحنه قتل، دزدی و جنایت، مجبورند بر جزییات تصاویر خیلی دقیق باشند، در این زمینه توانایی بیشتری نسبت به افراد معمولی پیدا می کنند.


جزییاتی که از آنها به عنوان "سر نخ" یاد می شود، در دید کلی همه افراد قرار می گیرد؛ اما تنها آنها هستند که به این جزییات توجه می کنند و کارآگاهی حرفه ای تلقی می شوند.

پارچه فروشها و بزازها، همه شغلشان حس لامسه است. به همین خاطر حس بساوایی در آنها خیلی قوی است و آنها می توانند به راحتی با چشم بسته و فقط با لمس گذرا، جنس و نوع پارچه را حدس بزنند. عطر فروشهای حرفه ای هم به خاطر تمرین دادن حس بویایی در شغل خود، خیلی راحت می توانند نوع عطرها را با بوییدن از همدیگر تشخیص دهند و حتی با حضور در یک مهمانی و حتی بدون نزدیک شدن بیش از حد به افراد بگویند هر کس از چه عطر یا ادوکلنی استفاده کرده است. شاید تصور کنید الآن می خواهیم در مورد پرورش حس شنوایی، مثالی از نوازندگان و موسیقیدان ها بزنیم. ابداً چنین نیست. موسیقیدان ها حس شنوایی خوبی ندارند به خاطر این که همیشه در سر و صدای زیاد و انرژیهای تحریک کننده فراوان به سر می برند. بتهوون مثال زنده این موضوع است که به هنگام نواختن سمفونی نهم خود کاملاً ناشنوا بود.


اما کسانی که به عیب یابی دستگاههای الکترونی (از طریق تشخیص تغییر صداهای ملایم) مشغول هستند و یا کسانی که در منزلشان خیلی آرام و ملایم با هم صحبت می کنند، نسبت به افراد معمولی تمرکز شنوایی بیشتری دارند. آشپزهای حرفه ای هم در حس چشایی سر آمدند. آنها می توانند با چشیدن کمی از غذا، تفاوت نوع چاشنیهای به کار رفته در هر غذا و حتی مقدار آنها را حدس بزنند. در محیط خانه شما، مادر، خواهر و یا همسر شما از این توانایی بیشتر برخوردار هستند.

 

 

تمرکز و حواس پنج گانه

البته پرورش تمام این حواس به پرورش دقت و تمرکز شما می انجامد اما آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید و در کتابهای مربوط به تمرکز بیشتر توصیه می شود، تمرکز دیداری و شنیداری است که خیره شدن به نقطه سیاه، شعله شمع و یا دوایر متحد المرکز برای پرورش تمرکز دیداری شما و تمرکز بر صدای نفس کشیدن، عمدتاً برای تمرکز شنیداری شما توصیه می شود.


اگر شما قصد دارید که مطالعه این کتاب را ادامه دهید و برای تمرکز حواس در مطالعه کوشش می کنید، بیشتر بر تمرینهای تمرکز دیداری و شنیداری تکیه کنید و تمرینات آن را انجام دهید.

 

نکته دیگری که مهم است، این است که تمرینات پرورش حواس پنج گانه را باید در طول روز، بخشی از زندگی خود کنید و به منظره ها، تصویرها، صداها، مزه ها، بوها و تماسهای خود بیشتر توجه کنید.

 

درلابلای فعالیتهای روزانه که در حین تمرکز به سر می برید و غالباً فعالیتی را بدون تمرکز ویژه انجام می دهید، گهگاه روی جزییات آن وضعیت، متمرکز شوید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
چگونه باید برای کنکور درس بخوانیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آیلر قزل

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند.
آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟
آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟

یکی از بزرگترین دقدغه های ذهنی داوطلبان این است که به چه روشی باید برای کنکور، درس بخوانند . آیا باید متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند؟ آیا حتما" باید از کلاسهای کنکورو روشهای تستی استفاده کنند؟ آیا باید از کتابها و جزوات خاصی استفاده کنند؟ آیا باید خط به خط مطالب را حفظ کنند؟ آیا باید شب و روز درس بخوانند؟ آیا باید از خواب و خوراک و ورزش و تفریح بگذرنند؟ چه باید کرد؟ کدام راه به موفقیت در کنکور ختم می‌شود؟ و .....

از این به بعد سعی می‌کنم ، جواب این سوالات را به همراه مطالب جدید و دانستنی‌های مفید در مقاله بگنجانم. ولی برای شروع، اضطرار بحث چگونگی درس خواندن، بیش‌تر محسوس است. اولا" به علت مهم بودن معدل در کنکورهای سال آینده، باید در طول تحصیل بسیار خوب و عمیق درس بخوانید و با معدل عالی دیپلم بگیرید، در راستای همین برنامه سازمان سنجش هم با مفهومی کردن سوالات در یکی دو سال اخیر داوطلبان کنکور را به خواندن دقیق کتب درسی و عدم استفاده از روش‌های کوتاه و تستی تشویق کرده است. این جملات را شاید خیلی شنیده باشید: کنکور خیلی سخت بود!!! سوالات وقت گیر بود، هر چی حل می‌کردم به جواب نمی‌رسیدم !!! همه‌ی اونا رو حفظ بودم ولی نمی‌تونستم از 4 گزینه یکی رو انتخاب کنم!!! بعضی سوالا اصلا از کتاب نبود!!! و.... چرا؟ چرا این گونه شده؟ چرا داوطلبان نمی‌توانند آن طور که باید و شاید به سوالات جواب دهند؟ بعد از بررسی سوالات 10 سال گذشته‌ی کنکور و مقایسه و تحلیل روند سوالات به این نتیجه رسیدیم که سوالات به سمت مفهومی و دقیق شدن پیش می روند، یعنی کاملا از کلیشه‌ای بودن خارج شده اند. هم چنین سازمان سنجش تصمیم گرفته است دقیقا" فقط از متون ،مثال‌ها و تمارین کتب درسی و مطالب مفهومی وابسته به آنها سوال طرح کند. گزینه‌ها را طوری طراحی می‌کنند که فقط کسانی که آن مطلب را کامل فهمیده و یادگرفته‌اند، بتوانند از بین گزینه ها درست‌ترین را انتخاب کنند. در سوالات ، کاملا" مشهود است که داوطلبان باهوش‌تر، پرتلاش‌تر ،ماهرتر، دقیق‌تر و به‌تر غربال خواهندشد. متاسفانه چون برخی مراکز پیش دانشگاهی و دبیرستان‌ها و مخصوصا کلاس‌های کنکور دانش آموزان را به سوی سطحی خواندن و حفظ کردن مطالب سوق می دهند و دانش آموزان به جای این که دروس را تشریحی و دقیق‌تر بیاموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع کنند، روش تستی خواندن و نحوه‌ی تست زدن را می‌آموزند. در این میان سازمان سنجش برای مقابله با این نظام غلط و غیر اصولی، سیاست‌هایی ( مفهومی‌ترکردن سوال‌ها و تاثیر معدل نهایی سال سوم متوسطه) را در پیش گرفته‌است تا داوطلبان برای فراگیری دقیق و عمیق درس‌ها ارزش بیشتری قائل شوند. سازمان سنجش ادعا کرده: سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگویی 20 تا 25 درصد از داوطلبان است که از سطح علمی خوبی برخوردارند و برای ما توان پاسخ‌گویی آنها مهم است. در حقیقت در کنکور سراسری سوالی خوب و استاندارد است که در یک گروه آزمایشی بین 10 تا 30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحیح بدهند. حال با این اوصاف ، پس باید برای موفقیت در کنکور 85 چگونه درس بخوانیم ؟!!!

 


 
 
روش‌های مطالعه و آمادگی برای کنکور
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 


آنچه پیش روی شماست حاوی یک روش برنامه ریزی برای مطالعه و بویژه آمادگی برای کنکور است. این روش ممکن است با آنچه در ذهن شماست و یا روشهای ابتدایی مرسوم برنامه ریزی فردی تفاوتهای زیادی داشته باشد، اما پس از مطالعه آن درمی یابید که کاملاً عملی و مفید بوده و تمام جوانب یک یادگیری مطلوب را داراست.

در این روش با استفاده از دقیق ترین دستاوردهای روانشناسی یادگیری می توانید به بهترین شکل از توان و استعداد خود بهره بگیرید.

اصول اساسی:
 ۱ - این روش بیشتر به گذشته توجه دارد. چون ابتدا باید امکانات خود را بشناسید و برای این کار هم باید به گذشته توجه کنید. بدون شناخت دقیق توانایی هایتان نمی توانید الگو و برنامه واقع بینانه ای برای آینده تدوین نمایید.
 اغلب برنامه های آموزشی از پیش تعیین شده که شما و یا حتی افراد با تجربه تر برای روزها و هفته های بعد تنظیم می کنید، هرگز اجرا نمی شود. زیرا این برنامه ها همگی یک اشکال اساسی دارند آنها برمبنای تواناییها و امکانات واقعی شما استوار نشده اند. معمولاً این برنامه ها خوش بینانه و بلندپروازانه تنظیم می شوند. ما نمی توانیم برنامه مطالعه و زندگی خود را فقط براساس آرزوها و تمایلات خودمان تنظیم کنیم. متأسفانه در ۹۹ درصد موارد حدس شما از تواناییهای خودتان خوش بینانه است. به همین دلیل معمولاً ارزیابی شخصی دو برابر واقعیت است.
 ۲ - برنامه هر کس مخصوص خود او و با دیگری متفاوت است. هر کس در زمینه بهره هوشی، پایه درسی، نقاط قوت و ضعف درس، اهداف آموزشی، عادات و روشهای مطالعه، محیط و شرایط زندگی و تحصیل و میزان اعتماد به نفس با دیگران متفاوت است و برای هر فرد باید برنامه ای متناسب با ویژگیهای خاص خود تنظیم گردد. الگوبرداری از کارهای دوستانی که موفق بوده اند نیز چندان مفید نیست. چه بسا کاری که برای کسی بسیار مفید و مؤثر است برای دیگران کاملاً مضر باشد.
 ۳ - واحد زمانی این برنامه یک هفته است. یکی از عواملی که باعث اجرا نشدن برنامه های درسی می شود تنظیم برنامه به صورت ساعت به ساعت یا روز به روز است. در حالی که در زندگی واقعی ما عوامل بسیاری وجود دارند که موجب می شوند ما نتوانیم هر روز در ساعت معین همان کاری را که می خواهیم انجام دهیم، ولی می توانیم این ضعف را در روزهای بعد جبران کنیم. به همین دلیل یک هفته واحد زمانی مناسبتری برای برنامه ریزی است.
 اگر ما در طول یک هفته رفتار خود را بررسی کنیم بهتر می توانیم به عدم تعادلهای کار خود پی ببریم و افراط و تفریطها را در کار خود بشناسیم هنگامی که ساعات مطالعه دروس مختلف را در طول یک هفته جمع می کنیم متوجه می شویم که درسی را بیشتر یا کمتر از اندازه لازم مطالعه کرده ایم.
 هر کس اگر به حال خود گذاشته شود کاری را انجام می دهد که بیشتر به آن علاقه دارد، همچنین هنگام درس خواندن بیشتر به مطالعه دروسی می پردازد که در آن موفق تر بوده و نمره کمتری کسب کرده است. باید هر درس را به اندازه اهمیت همان درس و به طور متعادل مطالعه نماییم، و با توجه به قدرت و ضعف مان در آن درس ساعات مطالعه آن را تنظیم نماییم.
 ۴ - نقش فعال و خلاق در برنامه ریزی متعلق به شماست. هیچ کس به اندازه شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نیست و هیچ کس به اندازه شما از جزئیات کار شما آگاه نیست. در این روش شما می توانید ابتکارات و خلاقیتهای خود را ابراز نمایید. این خود شما هستید که فعالترین نقش را در برنامه ریزی آموزشی تان دارید. مهم برخورد خلاقانه شما با برنامه ریزی است که خودتان انجام می دهید.
 ۵ - رقیب اصلی شما خودتان هستید. رقیب شما دیگران نیستند، شما در طول سال جاری باید با خودتان مسابقه بدهید. باید هر روزتان از روز قبل و هر هفته تان از هفته قبل بهتر و موفق تر باشد.

سال گذشته از چند درصد توانایی خود  استفاده کرده اید؟
 متأسفانه بخش قابل توجهی از توانایی های ما به هدر می رود و ما بدون آن که به این موضوع توجه کنیم، در پی رقابت و مسابقه با دیگران هستیم سالم ترین، صحیح ترین و موثرترین نوع رقابت، رقابت انسان با خود است. ما باید دائماً تلاش کنیم قابلیتها و تواناییهای خود را بیشتر و بیشتر متحقق نماییم. برای ارزیابی صحیح از کار خود باید دائماً با خود رقابت کنید و رکوردهای کمی و کیفی به دست آمده را ثبت کنید. اگر شما بدانید این هفته چقدر مطالعه کرده اید حتماً در هفته آینده تلاش خواهید کرد ساعات بیشتری درس بخوانید


 
 
مقاله اصول ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 



 اینجانب زهرا محبی فارغ التحصیل بهمن ماه سال 78 در رشته ادبیات انگلیسی هستم. با وجود اینکه رشته تحصیلی من مترجمی نبود با تلاشی 12 ساله توانستم تجارب ترجمه ای کسب نمایم که برای شخص خودم بسیار ارزشمند است.  اولین تجربه اینجانب برگرداندن دو رمان از جین آستن به زبان فارسی بود که البته مبتدی بود، ولی در حد توان برای آن تلاش نمودم و وقتی در آزمون ترجمه سازمان آموزش فنی و حرفه ای به عنوان مترجم کتاب های فنی سازمان، قبول شدم سررشته ای از کتب فنی نداشتم و از طرفی به خاطر رشته تحصیلی دانشگاهی راه بسیار سختی پیش رو داشتم. با وجود آنکه متن کتابهای ارائه شده از لحاظ لغوی بسیار ساده بود ولی به علت عدم آشنائی با دستگاه های مربوطه ترجمه اصطلاحات بسیار سخت می نمود. بنا را بر این گذاشتم که برای ترجمه کتابهای فنی که یکی از آنها " تراشکاری صنعتی" بود، از نزدیک در کارگاه تراشکاری با دستگاه مربوطه آشنا شوم. این تجربه به من آموخت که شناخت کامل موضوع ترجمه و اصطلاحات وابسته به آن رشته خاص از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که به مترجم توانائی ترجمه صحیح مطلب را هدیه می کند.



 
 
انواع ترجمه از نظر پیتر نیومارک(Peter Newmark )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 

 

نیومارک(1981) در بحث از انواع ترجمه ، به دو نوع ترجمه اشاره می‌کند؛ ترجمه معنایی(Semantic translation) وترجمه پیامی(Communicative )، که می‌توان آنها را تا حدودی به ترتیب با ترجمه «کلمه به کلمه» و » ترجمه آزاد» کت‌فورد مطابقت داد. در اینجا به نقل گفته های نیومارک در مورد این دو نوع ترجمه می پردازیم:

- Communicative translation attempts to produce on its readers an effect as close as possible to that obtained on the readers of the original.

- Semantic translation attempts to render, as closely as the semantic and syntactic structures of the second language allow, the exact contextual meaning of the original.

چنانکه قبلاً متذکر شدیم، ترجمه معنایی بیشتر با ترجمه ( کلمه به کلمه) و یا شاید تحت‌الفظی کت‌فورد شباهت داد که در آن  مترجم نه تنها مفهوم متن مبدا را نشان می‌دهد بلکه نحوه بیان نویسنده اصلی یعنی آرایش و ساختار نحوی را نیز حفظ می‌کند. در ترجمه پیامی ، مترجم تنها پیام اصلی را مد نظر قرار می‌دهد آنچه را که خودش از متن اصلی درک می کند . در قالب متن مقصد عرضه می‌کند و به شیوه بیان متن اصلی توجه ندارد.

 

تمرین:

1- در جاهایی که تازه رنگ / نقاشی شده است علامت انگلیسی«wet paint » نصب می شود تا مردم رنگی نشوند . این عبارت را یک بار به طور معنایی و یک بار به صورت پیامی ترجمه کنید و بگوئید کدامیک در فارسی مقبول‌تر است.

2- عبارت فارسی زیر را در نظر بگیرید:

«‌استعمال دخانیات ممنوع»

دو ترجمه  برای این جمله به انگلیسی ارائه شده است شما ضمن تعیین نوع آنها را در فارسی باهم مقایسه کنید

- It is forbidden to use tobacco products

- No smoking

3-عبارت زیر را به دو صورت معنایی و پیامی‌ ترجمه کنید و آنها را با هم مقایسه کنید.

- It was as dark as coal

4- جمله انگلیسی زیر بخشی از داستان Animal Farm  نوشته Orwell George است. آن را به صورت پیامی به فارسی ترجمه کنید.

- They knew every inch of the farm

5- جملات و عبارات زیر را به صورت معنایی ترجمه کنید. آیا حاصل ترجمه در فارسی مقبولیت دارد؟

-to kill time

- to rise the price

- to play with someone's feeling

- to break the silence

- golden hair

- to die of hunger

انواع ترجمه از دیدگاه زبان‌شناسان و ترجمه‌شناسان

آبراهام کولی(A. Cowley) ، شاعر انگلیسی قرن هفدهم، شخصی است که اشعار پیندار (Pindar ) شاعر کلاسیک یونانی را به انگلیسی ترجمه کرده است. تا آن زمان اصولاً همه پای بند به ترجمه «کلمه به کلمه» بودند و کولی که این سنت را شکسته بود سخت مورد انتقاد واقع شد . کولی در پاسخ به این انتقادها می‌گوید:

« هر کسی شعرهای پیندار را کلمه به کلمه ترجمه کند بدان می‌ماند که دیوانه‌ای سخن دیوانه‌ای را نقل کرده باشد. بنابراین در ترجمه آثار او ، من آنچه را خواسته‌ام به متن افزوده‌ام و آنچه را که زاید دانسته‌ام حذف کرده‌ام.

درایدن (Dryden ) شاعر انگلیسی هم عصر کولی در نقد ترجمه کولی، دست به تقسیم بندی انواع ترجمه می زند و ترجمه کولی را در یکی از این دسته‌ها قرار می‌د‌‌هد و آن را ترجمه جعلی و ساختگی یا به اصطلاح(imitation ) می‌نامد. درایدن ترجمه را بر سه قسم می‌داند:

1- metaphrase :  کلمه در برابر کلمه و عبارت در برابر عبارت قرار می‌گیرد (بنابراین فقط صورت حفظ می شود).

2- paraphrase : ترجمه‌‌ای که مترجم مفهوم اصلی متن را در نظر دارد و برای رساندن این مفهوم گاه تفسیرهایی بر آن می‌افزاید (بنابراین مفهوم حفظ می شود اما صورت نه).

3-imitation : مترجم نه به کلمه وفادار است و نه به مفهوم، بلکه فقط برای حفظ «روح کلی مطلب» آنهم به گونه ای که خود دریافته، هرگونه تصرفی در متن به عمل می‌آورد و ترجمه کولی از این دسته است.

 

زبانشناسان معاصر تقسیم‌بندیهایی از انواع ترجمه به عمل آورده اند.

چنانکه قبلاً‌ اشاره شد کتفورد ترجمه را جایگزینی مواد متنی زبان مبدأ با مواد متنی معادل  از زبان مقصد می‌داند اما از این جایگزینی همیشه یک ترجمه خوب  حاصل نمی شود زیرا یک ترجمه  به نظام‌های زبان مبدأ و مقصد، هدف مترجم از ترجمه متن، مخاطب یا خواننده متن و نوع سبک و سیاق متن مورد ترجمه بستگی دارد و انتخاب یک ترجمه از میان ترجمه‌های مختلف نیز باید با در نظر گرفتن این عوامل صورت گیرد.

الف) از نظر میزان(extent ) متن مورد ترجمه آن را به دو نوع ترجمه کامل (full translation ) و ترجمه نسبی / غیر کامل translation) partial ) تقسیم بندی می‌کند.

در ترجمه کامل، کلیة  عناصر متن مبدأ بدون استثناء با عناصر زبان مقصد جایگزین می‌گردد ولی در ترجمه غیر کامل قسمتی از متن زبان مبدأ جایگزین نشده باقی می ماند و به همان صورت اصلی نوشته می‌شود. برای مثال وقتی یک متن گرامر انگلیسی را به فارسی ترجمه می‌کنیم گاهی اصطلاحات دستوری و مثالهای آن را به صورت انگلیسی (جایگزین نشده) می‌نویسیم. به عنوان یک تمرین دو متن زیر را به  فارسی ترجمه کنید:

1- "Let's" usually expresses a suggestion and is reported by the verb "suggest" in indirect speech.

e.g.: He said, "Let's leave the case at the station"

He suggested leaving the case at the station.

 

2-The word "Paper" derives from "Papyrus" which is the name of a plant and was used for writing in old Egypt.

 

 

ب) ترجمه از نظر سطح (level ) توصیف زبانی به دو گروه ترجمه کلی (total) و ترجمه محدود (restricted ) تقسیم‌بندی میشود. می‌دانیم که هر زبان در چند سطح مورد مطالعه قرار می گیرد که  عبارتند از:

واج شناسی(phonology ) ، واژه‌شناسی(morphology ) ، نحو (syntax)، معناشناسی (semantics ) و رسم الخط (graphology ) . در ترجمه کلی، زبان مبدأ در همه سطوح توسط زبان مقصد جایگزین می شود مثال:

Translation is a branch of contrastive linguistics.

 

ترجمه در ایران

کار ترجمه در کشور ما با ترجمه کتابهای درسی دارالفنون آغاز شد . این موسسه آموزشی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادیخواهان تأسیس شد و هدفش کسب تمدن و علوم مغرب زمین بود و لذا به استخدام معلمین خارجی اقدام کردند. کتب درسی به زبان خارجی در زمینه علوم ، ادبیات ، تاریخ ، پزشکی و مهندسی با کمک همین معلمین تهیه و به فارسی ترجمه می شدند. از آنجایی که  محصلین بیشتر به فرانسه اعزام می‌شدند، زبان فرانسه در مملکت رایج شد و با گسترش آن آثار نویسندگان  فرانسوی به فارسی ترجمه شد و در کنار آن ترجمه‌هایی از دیگر زبانها مانند آلمانی، روسی ،لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی ، و انگلیسی نیز به فارسی صورت گرفت.

از نخستین کتابهای ترجمه شده ادبی در آن زمان می‌توان به نمایشنامه مردم گریز مولیر(Mollier ) اشاره کرد که از فرانسه به فارسی ترجمه شد. در ضمن دو کتاب تاریخی« پطر کبیر» و « شارل دوازدهم» نیز به سفارش عباس میرزا توسط میرزا رضا مهندس به فارسی ترجمه شدند. از آن پس کار ترجمه رونق بیشتری یافت و محمد طاهر میرزا و محمد خان اعتماد‌السلطنه پرکارترین مترجمان آن دوره بودند.

پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی  جای فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. با وجود این، در قلمرو ادبیات هنوز بهترین مترجمان ما اغلب کسانی هستند که از زبان فرانسه ترجمه کرده اند و نمونه بارز آن « محمد قاضی» است.

مختصری از تاریخچه ترجمه و علل آن

به گفته پیتر نیومارک(1988) اولین ردپای ترجمه را می‌توان در سه هزار سال قبل از میلاد و دوران پادشاهی مصر باستان دید که نوشته‌هایی به دو زبان در منطقه الفاتین(Elephantine ) یافت شده است. لازم به ذکر است که نظیر این نوشته‌ها به دو زبان به صورت سنگ و یا نوشته‌های روی پوست از پادشاهان ایرانی قبل از میلاد نیز یافت شده و موجود می‌باشند.

اما شروع ترجمه به صورت رسمی به حدود سال 240 قبل از میلاد برمی‌گردد. در آن زمان  شخصی به نام لیویوس آندریکوس (Livius Andricus ) متن « ادیسه» اثر  هومر را از یونانی به لاتین برگرداند. در قرن دوم قبل از میلاد نیز ترجمه تورات توسط هفتاد تن از علمای یهودی به منظور رفع نیازهای جامعه یهودی اسکندریه که به زبان لاتین تکلم می‌کردند انجام شد. ترجمه انجیل نیز به زبانهای لاتین، سریانی ، قبطی  و ارمنی کمی بیشتر از آن شروع شده بود که این نوع ترجمه‌ها عمدتاً ترجمه‌های « کلمه به کلمه» بودند . تنها جرم قدیس (Saint Jerome ) یک ترجمه تحت‌الفظی از انجیل در قرن چهارم میلادی به عمل آورد که بسیار مورد انتقاد  مترجمان و مذهبیون واقع شد. در واقع همین انتقادات و مخالفت‌ها سرآغاز بحث بر سر شیوه ترجمه و لزوم تعیین اصول و مبانی ترجمه شد.

 

در قرون وسطی( قرن چهارم تا چهاردهم) ترجمه در اروپای غربی منحصر به مباحث، مقالات و متون مذهبی بود.

در قرن نهم و دهم میلادی در بغداد  مرکزی به نام « دارالحکمه» دایر شد که در واقع مرکز ترجمه آثار کلاسیک یونانی به زبان عربی بود و عده  زیادی از این مترجمان ایرانی‌الاصل بودند.

در قرن  دوازدهم که با فتح اسپانیا به دست مسلمانان، اسلام و غرب در تماس قرار گرفتند، مرکزی برای ترجمه آثار اسلامی به زبان لاتین و آثار یونانی به عربی در آنجا دایر شد.

با پیدایش رنسانس پرداختن به کار ترجمه در جوامع فرهنگی اروپایی غربی از هر سو رواج گرفت در این دوران، ترجمه انجیل از مسائل و معضلات عمده به شمار می رفت. اولین ترجمه کامل از انجیل به زبان انگلیسی توسط ویکلیف بین سالهای 1380 تا 1384 میلادی به عمل آمد.

تا قبل از قرن نوزدهم عمده مطالب ترجمه شده به مسائل مذهبی، ادبیات، یا فلسفه مربوط می‌شوند. در قرن نوزدهم ترجمه به عنوان وسیله‌ای یک جانبه جهت ارتباط بین دانشمندان و متفکران دنیا نقش ایفا می‌کرد و قرن بیستم  نقش ترجمه به مراتب بیشتر شد، تا جائی که آن را « عصر ترجمه » لقب دادند.

امروزه ترجمه ابزاری است برای:

- آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و فنی

- تبادل اطلاعات فرهنگی،  هنری و ادبی

-  آگاهی از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان

- مبادلات اقتصادی و تجارت

- آگاهی از افکار و اندیشه‌های پیشینیان و گذشتگان

 

تعریف ترجمه و نقطه نظرات مختلف در این باره

برای   واژه « ترجمه» تعاریف مختلفی از  سوی متخصصان فن بیان شده است که در اینجا به اختصار چند  مورد را بررسی می‌کنیم.

جان کتفورد (Catford, 1965 ) ترجمه را این­گونه تعریف می کند:

»Translation is the replacement  of textual material in one   language by  equivalent textual material in another language«

ترجمه جایگزینی مواد متنی است در یک زبان (زبان مبدأ) با مواد متنی معادل در زبان دیگر (زبان مقصد).

یوجین نایدا (E. Nida) نیز ترجمه را چنین تعریف می کند:

«ترجمه عبارت است از پیدا کردن نزدیکترین معادل طبیعی پیام زبان دهنده در زبان گیرنده، نخست از لحاظ معنایی و دوم از لحاظ سبک»

 

پیترنیومارک (P. Newmark) نیز می گوید:

«ترجمه فنی است که یک پیام نوشتاری در زبانی  را با همان پیام در زبان  دیگر جایگزین می‌کند»

ورنر وینتر (Werner Winter ) می گوید:

« ترجمه کوششی است در جهت جایگزینی یک تجربه و یا فرمول خاصی از جهان پیرامون به زبان دیگر»

سروانتس(Cervantes ) معتقد است:

« یک ترجمه مثل پشت قالی فقط می تواند طرح کار را نشان دهد»

کولی (Cowley ) هم در دفاع از ترجمه آزاد خود می گوید:

«... ترجمه کلمه به کلمه و یا خط به خط به این می ماند که دیوانه‌ای حرفهای دیوانه‌ای دیگر را نقل کند.»


 
 
ویژگی های یک مترجم خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 
 

درباره یک مترجم خوب نظرات زیادی ارائه شده است. در نگاه اول  به نظر می‌رسد که یک مترجم خوب باید به دو زبان تسلط کامل داشته باشد اما این به تنهایی کافی نیست. برخی، علاوه بر تسلط به دو زبان ، بعضی مهارتها و ویژگی‌های دیگر را نیز برای مترجم خوب برشمرده­ اند. برای نمونه ناباکوف می­گوید: استعداد نویسندگی مترجم باید در حدود استعداد کسی باشد که اثرش را ترجمه می­کند. نایدا نیز می‌گوید: کسی که نتواند اثر قابل ملاحظه‌ای بنویسد بعید است بتواند اثر قابل ملاحظه‌ی ترجمه کند. یک مترجم خوب باید مثل یک هنرپیشه خوب به کلمات حیات و حرکت ببخشد، مترجم حتماً باید خودش نویسنده باشد».

اما متأسفانه چنانکه جان دان(John Donne ) می گوید اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی‌توانند بنویسند به ترجمه روی می‌آورند.

 

اتین دوله(Etienne Dollet ) درباره ویژگی‌های یک مترجم خوب می گوید:

- مترجم باید محتوای متن و قصد نویسنده را بخوبی درک کند.

- مترجم باید از دانشی وسیع در زبان مبدأ و مقصد برخوردار باشد.

- مترجم باید از ترجمه لفظ به لفظ که هم به مفهوم متن اصلی و هم به زیبایی آن لطمه وارد می کند بپرهیزد.

- مترجم باید شکل‌های گفتاری رایج و متداول در دو زبان را بشناسد و به کار گیرد.

- مترجم باید از طریق انتخاب و ترتیب مناسب کلمات ، تأثیری همه جانبه و لحنی مناسب متن اصلی به ترجمه ببخشد.

According to Newmark , Cicero(106-43 B.C) believed that:

" … a translator must be either an interpreter or a rhetorician and who knows an interpreter's knowledge is not equaled to bilingualism, and that  the rhetorician is not only one who looks things superficially but one who sees through things " (Newmark:1981)

فرزانه فرحزاد می‌گوید: « امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده که مترجم خوب کسی است که به زبان  مبدأ ( زبانی که از آن ترجمه می‌شود) و زبان مقصد  (زبانی که به آن ترجمه می‌شود) و موضوع متن مورد ترجمه احاطه داشته باشد».

پیتر نیومارک (1988 ) می گوید:

"A translator requires a knowledge of literary and non – literary textual criticism, since he has to assess the quality of a text before he decides how to interpret and then translate it. there are differences between literary and technical translation. The technical translator is concerned with content and the literary translator, with form. A technical translation must be literal; a literary translation must be free"

 

پازارگادی نیز ویژگی‌های یک مترجم خوب را 1- تسلط به زبان مادری   2- تسلط به زبان خارجی   3- تشخیص اختلافات دو زبان ذکر می کند.


 
 
ویژگی‌های یک ترجمه خوب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

Mollanazar (2001) says:

"A good translation is one which conveys the same message accurately , naturally and clearly"

دلی فیتس (Duddly Fits) می گوید:

"ترجمه خوب عبارت است از نزدیک‌ترین معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا که ظرفیت زبان اول ایجاب کند و عجیب و دور از ذهن ننماید."

موریس نادو (Maurice Nadeau ) معتقد است:

« یک ترجمه خوب در درجه اول باید ترجمه گون نباشد، به عبارت دیگر مترجم با سلاست و روانی و حفظ کیفیات متن اصلی آن را به زبان دوم برگرداند"

نورتروپ فرای (Northrop Frye ) می‌گوید:

 

" ترجمه  خوب آن است که مفاد متن اصلی را بازگو کند. نوع دیگر ترجمه نیز وجود دارد که خلق دوباره متن است و بنابراین می‌‌توان آن را اثری مستقل و جداگانه محسوب کرد».

ارنست سمیونز (Ernest Simmons ) نیز می‌گوید:

« ترجمه خوب، ترجمه‌ای است که مفهوم و پیام متن اصلی را به علاوه فرم (شکل بیان) تا سر حد امکان حفظ کرده باشد».

طاهره صفارزاده می گوید یک مترجم خوب آن است که دارای چند ویژگی باشد :

1- مفهوم متن اصلی را برساند .

2- لحن نویسنده در آن حفظ شده باشد .

3- مترجم زبان خاص و متناسب را دریافته باشد . ( سبک )

4- واژگان درست و دقیق را انتخاب کرده باشد .

5- متن ترجمه شده از نظر دستوری با متن اصلی تطابق داشته باشد.

6- در برگرداندن جملات طول کلام نویسنده رعایت شده باشد .

7- به علایم نگارشی و نقطه گذاری توجه شده باشد .

 

یوجین نایدا  ( 1974)   می گوید :

«ترجمه خوب ترجمه ای است که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدا نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد . در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود و سپس رعایت سبک ».

 

Dryden ( 1631-  1700)  says :

a . the translator  must  understand the  language of the  author.

b . the translator  must  be familiar  with the author's thoughts.

c . the translator  must  look into  himself to  conform his  genius to that of the author's .

d . if the  thoughts  in the translator's  language and those of the author's are identical, then  rendering would occur smoothly.

e . if the thoughts in the translator's language and those of the author's are not identical , then  redressing is required .

 

اگر بخواهیم مجموع نظرات گفته شده درمورد یک ترجمه خوب را به شکل خلاصه در آوریم باید  بگوییم که یک ترجمه خوب باید از دو ویژگی برخوردار باشد :

1- ترجمه خوب باید دارای دقت / صحت (accuracy) باشد، یعنی ترجمه باید دقیق باشد و دقیقآ همان معنا ، مفهوم ، سبک و لحنی را داشته باشد که متن اصلی دارد .

2- ترجمه خوب باید از سلاست و روانی (fluency) برخوردار باشد ، یعنی باید  روان و طبیعی باشد و به اصطلاح جملات آن مصنوعی نبوده و بوی ترجمه نداشته باشد . به عبارت دیگر زمانی که یک گویشور زبان مقصد آن ترجمه را می خواند  آن را به عنوان یک نوشته طبیعی در آن زبان قبول داشته باشد .

معمولآ صحت یک ترجمه را یک گویشور زبان مبدا می تواند بسنجد و روانی یک ترجمه را یک گویشور زبان مقصد تعیین می کند .

تمرین:

در اینجا جملاتی از صاحبنظران در مورد ترجمه نقل شده است . ضمن مطالعه­ی این جملات آنها را به فارسی برگردانید.

something new must be added to translations to accommodate for inevitable losses »        (Steiner, 1966)

-« some translators ,  having faced  the  intolerable  atrocities and having been  tired of the injustices of their own  communities , have  found tranquility in translation to keep themselves away from the tormenting  currents . Julia Zulawski΄s statement is interesting ; « In 1950, I started translating to run away from our century for a while ».  This statement implies that you do not have to satisfy others ΄ curiosities but your own desire is sometimes a priority«          (Mac Shane, 1971)

- « the inexperienced young writers can learn from translations carried out by great translators of great writers and thinkers of great eras ».  (Mac Shane. 1971)

 

- « translation of a literary work is as tasteless as a stewed strawberry.          (Harry Smith, 1959)

- « Almost all translations are bad ».  (Max Eastman)

- « poetry is of so subtle a spirit that in pouring out of one language into another, it will all evaporate ».     (Denham)

- « the literal translation is a lie, it is a fake and a fraud »    (Burton, 1973)

- « translation  is a  customs  house through  which  passes, if the custom officials  are not  alert , more  smuggled goods of foreign idioms than through any other linguistic frontier »        (Julia  Casares , 1956)

- « we must learn to depend not whole on any man's translation. (George Joey, 17th century)

- «A good translation takes us a very long way ». (Goethe, 19th century)

- « Translation is a sin ».   (Grant Showerman. 1916)

- « Translation  from one language  into  another is  like gazing  at a tapestry  with  the wrong  side  out » . (Cervantes, 17th century)

- « Poetry cannot be translated ».   (Samuel Johnson, 18th century)

- «Translation is like a woman, if it was beautiful, it could not be faithful ».

- « Few readers will get as much out of the originals as they would from a good translation ».  (Elsa Gress, 1971)

- « I sometimes  suspect that the  universe  is nothing  but a translation  from God's original  and this is  the reason  that  everything here is  topsy- turvy . My cabalist theory is that Almighty trusted Satan to translate his creation and it was published before he could correct it ».  (Isaac Bashevis)

- « Translation undresses a literary work, shows it in its true nakedness. An author can fool himself in his own language, but many of his shortcomings become clear to him in another language. Translation tells the bitter truth.  It unveils all masks ».   (Isaac Bashevis)


 
 
مسائل و مشکلات ترجمه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه است را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد : گروه اول  مشکلات  مربوط به خود مترجمان است و گروه دوم  مشکلاتی است که به ماهیت  زبانها و اختلافات ذاتی آنها برمی گردد .

گروه اول : مشکلات مترجمان

از مجموع نظرات صاحبنظران در مورد ویژگیهای ترجمه و مترجم خوب می توان چنین  نتیجه گرفت که یک مترجم کارآمد باید به زبان مبدا ، مقصد و موضوع ترجمه تسلط کامل داشته باشد و عده ای نیز معتقدند که یک مترجم خوب باید از استعداد نقد و و نویسندگی نیز برخوردار بوده و اطلاعات زبان شناسی هم داشته باشد ، اما چنانکه جان دان ( J. Donne)  می گوید، متاسفانه اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی توانند بنویسند به کار ترجمه روی آورده اند

 

کمتر مترجمی را می توان پیدا کرد که بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد . علاوه بر آن، بسیاری از افرادی که بنا به دلایلی بر دو زبان تسلط کافی دارند ، تحصیلات دانشگاهی و ذوق کافی برای ترجمه ندارند . ترجمه، علاوه بر تسلط کافی به دو زبان مستلزم علاقه ، ذوق و استعداد نیز می باشد و جمع شدن  همه این ویژگیها در یک فرد به ندرت اتفاق می افتد .

آموزش ترجمه در دانشگاهها نیز با مشکلات عدیده ای روبروست . متاسفانه دانشجویان زمانی دروس ترجمه را می گذرانند که در مورد خود زبان انگلیسی اطلاعات کافی ندارند و هنوز در مورد واژه­ها و ساختارهای ساده انگلیسی دچار مشکل هستند . علت این امر این است که تا کنون زبان خارجه مرتبه مستقلی در آزمون ورودی دانشگاهها نداشت و دیپلمه  ریاضی ، تجربی و انسانی  می توانستند وارد این رشته شوند و گاهاً  این انتخاب نه از سر علاقه ، که از سر ناچاری بود .

از طرف دیگر ، بسیاری از دانشجویان فارسی زبان که درس اصول و ترجمه را می گذرانند فکر می کنند که مشکلات فقط مربوط به زبان انگلیسی است در حالیکه اکثر آنها با ساختار و ترکیبات زبان فارسی نیز آشنایی کافی ندارند و از اصول نگارش فارسی نیز خیلی کم می دانند و به قول دکتر صفوی گناه بی سوادی شان را بر گردن زبان فارسی می اندازند .

همین عوامل باعث می شود که امروزه شاهد ترجمه هایی باشیم که نه شباهتی به زبان فارسی دارند و نه می توان چیزی از آنها فهمید .

گروه دوم :   مشکلات مربوط به ماهیت زبان

مسئله تفاوت بین زبانها برای اولین بار از سوی یک فرد  مردم شناس بنام مالینفسکی (Malinovsky) مطرح شده . او که به مطالعه فرهنگ و زبان یک قبیله بومی  در جزیره تروبریاند Trobereyand  مشغول بود متوجه شد که آنها برای برخی مفاهیم ، از جمله حرکت قایق در آب ، واژه­های زیادی دارند که برای آنها معادلی در زبان انگلیسی نمی توان یافت و چنین استدلال کرد که برخی از مفاهیم قابل ترجمه از زبانی به زبان دیگر نیستند .این بحث را دو فرد زبانشناس به نامهای ادوارد ساپیر        (Edward  Sapir) و بنیامین لی ورف ( Benjamin  Lee  Whorf ) بسط و گسترش دادند و بعداً  تحت عنوان نظریه  نسبیت زبانی و یا نظریه " ساپیر-ورف" ( Sapir – Whorf  hypothesis)  مطرح شد . این نظریه معتقد است که تفاوت بین زبانهای دنیا بسیار زیاد است . روح این نظریه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

«هر زبانی بر حسب علایق  گویشوران خود ، محیط زندگی و فرهنگ آنها ، برش خاصی از واقعیت های جهان خارج را انتخاب و نامگذاری می نماید که این انتخاب ها با انتخاب های سایر زبانها یکسان نبوده و از طرف دیگر بر واقعیت های جهان  خارج عیناً منطبق نیستند ».

به بیان ساده تر ، این فرضیه می­خواهد بر این مسئله تأ کید کند که زبانهای دنیا به شیوه های متفاوت مفاهیم و مصادیق جهان  خارج را نامگذاری می کنند و از این رو  اختلافات  ذاتی  موجود بین زبانها کار ترجمه را بسیار  مشکل و ناموفق می سازد . برای  نمونه به واژه های مربوط به روابط خویشاوندی ( kinship  terms)  در فارسی و انگلیسی دقت کنید . با وجود اینکه ، روابط و نسبت های فامیلی در دو جامعه انگلیسی زبان و فارسی زبان یکسان هستند اما تقسیم بندیها و  نامگذاریهای این دو زبان با هم تفاوت آشکار دارند.  در فارسی برای " برادر پدر" از لفظ " عمو " و برای " برادر مادر "  از لفظ " دایی "  استفاده می شود .  این در حالی است که در زبان انگلیسی برای هر دو  مصداق / مفهوم  از لفظ  واحد  یعنی " uncle"  استفاده می شود. همین مسئله را در مورد " خواهر پدر = عمه "  و  " خواهر مادر = خاله "  نیز داریم .

فارسی انگلیسی

عمه __________  aunt

خاله  __________  aunt

دایی ___________ uncle

عمو  ___________ uncle

حال اگر فرزندان دایی ، عمو ، عمه ، و خاله را در نظر بگیریم موضوع پیچیده تر می شود . در فارسی کلماتی مثل پسر عمو ،پسر دایی، دختر دایی، پسر عمه ، دختر عمه ، پسر خاله ،و دختر خاله داریم در حالیکه همه آنها در انگلسیی معادل واژه  cousin هستند . با این احوال فرض کنید  بخواهید  جمله های زیر را از فارسی  به انگلیسی یا بر عکس ترجمه کنید :

پسر خاله ام را دیروز در خیابان دیدم .

دختر  عمویم رشته حسابداری می خواند .

My aunt bought me a nice present.

He married one of his cousins.

 

به عنوان نمونه ای دیگر به واژه " پوست " در فارسی دقت کنید . این واژه برای پوشش خارجی بدن انسان ، حیوانات و اشیاء به کار می رود . در مقابل  در زبان انگلیسی تقسیم بندی و نامگذاری دقیق تری برای آن وجود دارد .

 

Skin (انسان و برخی حیوانات)

Shell (تخم مرغ و میوه های مغزدار مثل گردو و فندوق)

Bark (درختان)

Peel (میوه جات)

Ring (مرکبات)

Hide (تمساح-بز-گوسفند-گاو)

Husk(لایه خارجی بذرها و هسته ها )

 

 

پوست

این مثال و مثالهای متعدد دیگر  نشان می دهند که با وجود  یکسان  بودن واقعیت های جهان خارج ، هر زبان  تصویری متفاوت از این واقعیت ها را به دست می دهد و همین مسئله موجب شد  تا  ورف ( Whorf)   ادعا کند که هر شخصی از دریچه و زاویهء زبان خود به دنیا  می نگرد و این ادعا خود منجر به تقویت این ایده فلسفی شد که مفاهیم  ذهنی ما تحت تأثیر  زبان ما هستند و از همینجا گونه افراطی نظریه نسبیت زبانی شکل می­گیرد که می گوید " زبان ما ، طرز تفکر و ذهنیت ما را تعیین می کند "

"Our language determines  our mind"

این نسخه از نظریه نسبیت زبانی به وجود نوعی " جبر زبانی "  ( ( linguistic determinismاعتقاد دارد . طرفداران این نظریه، ترجمه را امری تقریباً  غیر ممکن  می دانند . اکثر اندیشمندان با این مسئله موافقند که زبان ما بر تفکر و اندیشه ما تأثیر می گذارد، اما گونه افراطی این نظریه را قبول ندارند.

به هر حال وجود تفاوت میان زبانهای دنیا را  نمی توان منکر شد و این تفاوتها به واژگان زبان محدود نمی شود و ساختار زبانها هم با یکدیگر متفاوتند. به عنوان نمونه ای از تفاوتهای ساختاری زبانها می توان به ساختار هسته و وابسته و یا ترتیب  اجزای جمله اشاره کرد.


 
 
جعبه لایتنر (فیزیکی) چیست؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است.
در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح می‌‌دهیم و امیدواریم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید.
این وسیله توسط محقق اتریشی ” سباستین لایتنر” طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل می‌‌نماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز می‌‌سازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب می‌‌کند.

اساس علمی:
این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است:
۱. اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً ۴۵% آن را فراموش می‌‌کند و بعد از یک ماه ۸۰% آن فراموش می‌‌شود. به این ترتیب فقط ۲۰% مطلب وارد حافظه درازمدت می‌‌شود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم می‌‌کند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی،مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود.
۲. قانون یادگیری اسکینر: بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند می‌‌کند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید.
این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی می‌‌رود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق می‌‌کند.

مزایای این وسیله:
۱. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری می‌‌کند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه می‌‌کنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما می‌‌شود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آن‌ها می‌‌کند.
۲. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور می‌‌شوید کارت‌ها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.
۳. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل می‌‌شود.

چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل می‌‌شود.

۱ ۲ ۴ ۸ ۱۵

عرض قسمت های مختلف به ترتیب ۱۵,۸,۴,۲,۱ واحد است. این جعبه را می‌‌توانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و… درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را می‌‌توانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که می‌‌خواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه می‌‌نویسید.

مراحل کار:
۱. روز اول: تعدادی از برگه‌ها را تکمیل می‌‌کنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگه‌ها را در خانه اول جعبه قرار دهید. می‌‌توانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
۲. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جواب‌ها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۳. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع می‌‌کنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل می‌‌نمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار می‌‌دهید تا این برگه‌ها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
۴. روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگه‌ها را مطالعه می‌‌کنید و اگر جواب درست دادید برگه‌ها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار می‌‌دهید و پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر می‌‌برید و کاغذ رنگی را در پشت این برگه‌ها می‌‌گذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول می‌‌گذارید.
۵ . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگه‌ها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگه‌ها یک کاغذ رنگی می‌‌گذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
۶. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگه‌ها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل می‌‌شود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار می‌‌دهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگه‌ها از داخل جعبه خارج می‌‌شوند و شما می‌‌توانید این برگه‌ها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، می‌‌توانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت می‌‌توانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد می‌‌گیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.
نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید.

 

منبع: تبیان


 
 
چگونه فکر دیگران را بخوانیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 
   
 
 
   
 
 
 
 
     
 
   
 

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

قابل ذکر است در علوم انسانی این موارد صد در صد مطلق نیست و نسبی می باشد از این رو عواملی همچون فرهنگ در رفتارها تأثیر بسیار زیادی دارد از این رو در هنگام مطالعه موارد ذیل تفاوت های فرهنگی و عامل جنسیت را در نظر داشته باشید

▪ خوددار

اگر شخصی دستهایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان میدهد که وی خود را بشدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان میدهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و میتواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد

▪ تدافعی

اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با ارامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند

▪ متفکر

گره کردن دستها به دسته های صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.

بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ میدانند اما روانشناسان بالینی میگویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است

▪ دقیق

وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است

▪ دودلی

انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید میکند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند

▪ بی گناه

دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار میدهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد میتواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمیداند چگونه آنرا به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش میگذرد داشته باشد

▪ مطمئن

دستهایی که به کمر زده میشود در مردها نشان دهنده آن است که فرد به آنچه میگوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما میگوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که میتواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند

▪ مرموز

دستهای مشت شده در زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانیکه حرفهای شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله میکند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما میگوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد

▪ ظاهر ساز

در این حالت شخص آرام بنظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود میگیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آنها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولا از آن دسته حالتهایی است که در بیشتر افراد دیده میشود ولی نوع آنها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمیشود

▪ مالکیت

قرار دادن پاها روی هر چیز ( روی صندلی میز سکو و …) نشانه حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت میدانند که در نهایت به عقیده فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد

▪ اعتماد به نفس

تکیه زدن به صندلی درحالتیکه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را میداند.

     
   

 
 
۷ نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

 

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه۱۲۱میلیون نفر و آلمانی۱۱۸میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع وروش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا
۷نکته ساده را برای شروعیادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱-   مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲-   تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده۱۰دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم باتکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳-   متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴-   شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان۴تا۵سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه۴ساله باشید نه یک مهندس۲۰و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه ودرس را با تفریح بیاموزید.

۵-   اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶-   زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷-   این را بدانید کهیادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

دراین مقاله نیز می توانید با ابزارها و روش های موثر یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی) آشنا شوید.

نویسنده: غزاله فیروز

 


 
 
یادگیری ابدی هزاران لغت زبان انگلیسی در کمتر از چند ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

همانطور که می دانید یکی از مهم ترین جوانب یادگیری یک زبان خارجی (زبان انگلیسی)، افزایش دایره لغات آن زبان می باشد. شما که در صدد یادگیری زبان انگلیسی هستید بدون دانستن لغات ضروری، اختصاصی و عمومی نه قادر به درک متون انگلیسی و مطالعه آنها، و نه مکالمه و شنیدن و فهمیدن زبان خواهید بود. در این مقاله سعی می شود راهکاری مناسب جهت یادگیری و بخاطرسپاری انبوهی از لغات زبان انگلیسی، عربی (یا هر زبان خارجی دیگر) به شما آموزش داده شود تا در کمترین زمان بیشترین لغات را تا ابد بخاطر بسپارید. این روش ها بسیار عملی بوده و بر روی بسیاری افراد نتایج خیره کننده ای داشته است.

این مقاله شامل۲بخش یادگیری و بیادسپاری لغات می باشد. بسیاری از ما روزانه لغات زیادی را دیده و حتی می توانیم براحتی برای چند دقیقه بخاطر بسپاریم، آیا تا بحال فکر کرده اید اگر کلیه لغاتی که با آنها مواجه می شوید و بطور کوتاه مدت یاد می گیرید، وارد حافظه بلند مدت شما شده بود، تابحال چند لغت بخاطر داشتید؟

یادگیری اولیه لغات:

اولین قدم برای افزایش دایره لغات مشاهده آنها و یادگیری اولیه آن است. به مطالعه متون مختلف عمومی و تخصصی بپردازید. داستان، خبر، مقاله و .. . این روزها با گسترش اینترنت این منابع در دسترس همگی هست و بهترین مطالب و منابع برای یادگیری و تقویت زبان اینترنت می باشد. لغات آشنا به همراه معنی آنها یادداشت کنید. در ابتدای کار از لغات مهم و ضروی شروع کنید و هر روز لیستی از لغات جدید داشته باشید. لیست مناسبی از لغات مربوط به کتاب ۵۰۰لغت کاملا ضروری (۵۰۴ Essential Words) می باشد که می توانید فلش کارت آن رااز این قسمت دانلود کنید.

حال به مهم ترین بخش کار یعنی یادگیری این لغات می پردازیم:

ابتدا هر لغت را یک بار به همراه معنی بخوانید و شکل آنها را دیده و بخاطر بسپارید. لغت را در ذهن خود تصویر سازی کنید، به عنوان مثال برای حفظ کردن کلمه Book (کتاب) تصویر یک کتاب را به همراه شکل کلمه Book در ذهن خود مجسم کنید. این کار هم از لحاظ لغت-معنی و هم املای کلمه بسیار مفید خواهد بود. به همین ترتیب تمامی لغات را بطور سطحی بخاطر بسپارید و آنها را واردحافظه کوتاه مدت خود بکنید. از فراموش کردن آنها نگران نباشید، در این مرحله هدف فقط بخاطر سپاری اولیه لغات است، در مرحله بعد خواهید آموخت چگونه یک لغت را تا ابد بیاد داشته باشید.

بخاطرسپاری ابدی لغات:

همه ما در دوران تحصیل خود لغات بسیاری را می آموزیم، ولی پس از مدتی دوری از آنها همگی فراموشی شده و بکل از دایره لغات ما پاک می شوند. چاره چیست؟

سباستین لایتنر روشی را به نام روش لایتنر ابداع کرده است که به یادگیری بدون فراموشی معروف است. در این روش مطالب سخت که زیاد از ذهن شما می روند، بیشتر برای شما مرور می شوند، و مطالب آسان وقت شما را بیهوده تلف نمی کنند. مرور اصولی با روش لایتنر تنها در عرض کمتر از چند ماه و با روزی کمتر از نیم ساعت زمان مفید، دایره لغات شما را به هزاران لغت افزایش خواهد داد، البته دیگر خیالتان از فراموش نشدن لغات نیز راحت خواهد بود.

برای استفاده از روش لایتنر و تمرین و تکرار و مرور اصولی لغات زبان انگلیسی، پیشنهاد ما به شمانرم افزار لایتنر ماندگار است.

درواقع نرم افزار لایتنر ماندگار عمل مشابهجعبه لایتنر را انجام می دهد. در این نرم افزار لغات آماده شده پس از یادگیری اولیه را وارد نرم افزار می کنید، تمام سوالات ابتدا به خانه اول (از ۱۵خانه) می روند. همچنین می توانید از فلش کارت های آماده و بسیار مفید بخش دانلود رایگان فلش کارت وبسایت استفاده کنید. کافیست شما هر روز (و یا هر وقت علاقه داشتید) وارد نرم افزار شده و لغات فعال که مشخص شده (تشخیص فعال بودن لغات، جابجائی لغات به خانه های مناسب، و .. همگی بطور اتوماتیک بر عهده نرم افزار می باشد) پاسخ دهید و تنها پس از مدتی کوتاه تاثیر معجزه آسای آن را در یادگیری خود و مهم تر از یادگیری، ماندگاری آن مشاهده کنید و دایره لغات خود را با لذت یادگیری به طرز خیره کننده ای افزایش دهید.

روش این نرم افزار بر پایه تمرین و مرور اصولی در بازه های زمانی مشخص می باشد که خودبخود مطالب سخت تر، بیشتر برای شما مرور می شود تا هنگامی که بطور کامل ملکه ذهن شما شده و به حافظه بلندمدتتان منتقل گردد و در این روش مطالب آسان، بیهوده وقت شما را برای تکرار نمی گیرند.

علاوه بر این می توانید با ثبت نام دروبسایت Hi2En.com از سیستم آنلاین لایتنر برای یادگیری لغات (Online Leitner Box) و بسیاری امکانات دیگر بهره مند شوید.

توصیه های دیگر:

* تا می توانید مطالب انگلیسی بخوانید، اخبار، مقالات و ..، بهترین منبع برای اینکاراینترنتمی باشد. بهترین روش برای مرور لغات، خواندن می باشد.


 
 
عوامل موثر در یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 


یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال می‌آورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار:


آمادگی
شاگرد باید از لحاظ جسمی ، عاطفی ، عقلی و … رشد کافی کرده باشد تا بتواند بخوبی یاد بگیرد ویادگیری زمانی برایش مفید خواهد بود که از هر نظر آمادگی لازم داشته باشد. او حتی اگر بعضی از جنبه‌های آمادگی را کسب نکرده باشد، یادگیری برایش خستگی آور و کسل کننده خواهد شد و چندان پیشرفتی نخواهد کرد. مثلا در یادگیری نوشتن ، اعصاب و عضلات دست و انگشتان باید به قدر کافی رشد کرده و آمادگی داشته باشند. اگر کودکی را که از لحاظ جسمی و روانی آمادگی یاد گرفتن و نوشتن را ندارد، تعلیم بدهیم، جریان یادگیری او در این زمینه حتی در سال‌های بعدی به کندی پیش خواهد رفت، در صورتی که اگر همین کودک در سنی که آمادگی کافی دارد، تحت تعلیم قرار گیرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در این زمینه سریعتر پیشرفت خواهد کرد.

آمادگی در زمینه‌های مختلف متفاوت است. ممکن است فرد از لحاظ عقلی آماده باشد ولی از نظر عاطفی نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد. مثلا ترس از معلم احساس عدم امنیت ، دلهره ، اضطراب و پریشانی فکر ممکن استیادگیری را در زمینه مورد نظر مختل کند. رشد وآمادگی ذهنی افراد نیز در فهم و یادگیری علوم مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است شاگردی در مرحله‌ای از رشد خود آماده درک علوم تجربی باشد، ولی برای درک علوم اجتماعی هنوز آمادگی لازم را بدسن نیاورده باشد. بنابراین ، معلم باید آمادگی هر یک از شاگردان خود را تدریس مواد درسی در نظر داشته باشد و فعالیت‌های آموزشی خود را متناسب با سطح آمادگی آنان عرضه کند.

هر چه فرد آمادگی بیشتری برای رفتار معینی داشته باشد، برای انجام دادن رفتار ، به محرک کمتری نیاز دارد. مثلا خنداندن یک انسان خوشحال بسیار ساده‌تر از خندان یک شخص غمگین است. هر چه فرد آمادگی کمتری داشته باشد‌، تحرک بیشتری برای ایجاد آن رفتار لازم است. تدریس و فعالیت معلم زمانی بیشترین تاثیر را دریادگیری خواهد داشت که شاگرد به آمادگی لازم رسیده باشد و در غیر این صورت شاگرد همچون چراغی که فتیله آن پایین کشیده شده باشد، هرگز برافروخته نمی‌شود و چیزی نخواهد آموخت.

انگیزه و هدف
یادگیری معلول انگیزه‌های متفاوتی است. یکی از این انگیزه‌ها که نقش مهمی در جریان ییادگیری میل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت هر کس است که نیروی فعالیت را افزایش می‌دهد. برای اینکه شاگردان در ضمن یادگیری فعال باید به موضوعی که می‌خواهند قرا بگیرند علاقمند باشند. برای ایجاد رغبت ، لازم نیست موضوعات درسی را به طور تصنعی جالب توجه نشان داد، همینکه مطالب و مفاهیم درسی بر اساس نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسی و واقعی آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک کند، رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه ، هدف است. هدف به فعالیت انسان و جهت و نیرو می‌دهد. اگر انسانی در طول زندگی خود هدف قابل وصولی نداشته باشد، پویایی و حرکت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می‌کند. در مدارس ، هدف‌های تربیتی باید انعکاس از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و بطور واضح بیان شود.

معلم و دانش آموز باید بدانند غرض از فعالیت‌های آموزشی در یک مقطع زمانی خاص چیست. مشخص بودن هدف‌ها در مدرسه ، سبب هماهنگی پیش فعالیت‌های معلم و شاگرد می‌شود و آنان را به اجرای فعالیت‌های متنوع بر می‌انگیزد و جهت و میزان پیشرفت آنان را نشان می‌دهد، محیط مدرسه و کلاس را آموزنده و نشاط آور می‌سازد و سطح یادگیری شاگردان را گسترش داده و یادگیری را عمیق‌تر و موثرتر می‌کند.

تجارب گذشته
آموخته‌ها و تجارب گذشته شاگرد ساخت‌شناختی وی را تشکیل می‌دهد. آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تاثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می‌تواند مفاهیم و مسائل جدیدی را درک کند که مفهوم و مساله جدیدی با ساخت‌شناختی او مرتبط باشد. در واقع ، فرآیند یادگیری همچون روند رشد است. همچنان که رشد جریانی دائمی است، یعنی گذشته ، حال و آینده آنان با هم ارتباط دارد، یادگیری نیز جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می‌دهد و آنچه فرد در آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد.

فرد وقتی مفهومی را واقعا می‌‌آموزد که پایه و ریشه در تجارب گذشته‌اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود،یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت‌های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت‌شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرط اساسی موفقیت در کارها تربیتی است. معلم آگاه در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه‌ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می‌کند، توان او را برای درک و هم مسئله جدیدی می‌سنجد و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می‌دهد. مثلا اگر معلم ریاضی در تدریس مفهوم تازه ، زمینه‌های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به مطالب و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود.

البته ممکن است در اینجا سوال مطرح شود که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس ، دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد ، محیط خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست. چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه شاگردان انتخاب کند. اگر چه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش‌آموزان را می‌توان از طریق آموزش ترمیمی یا فعالیت‌های متنوع دیگر که به حل این مسئله کمک می‌کند‌، از میان برد.

موقعیت و محیط یادگیری
موقعیت ومحیط یادگیری از عوامل بسیار موثر دریادگیری است. محیط مانند نور ، هوا ، تجهیزات و امکانات آموزشی. طبیعی است هر چه امکانات آموزشی ، کتابخانه و منابع مختلف علمی مناسب‌تر و بیشتر باشد، یادگیری شاگردان در مقایسه با یادگیری شاگردان مدرسه‌ای که دارای فضای مناسب نیست و در آن جز کتاب درسی منابع دیگری یافت نمی شود بسیار متفاوت خواهد بود.

محیط ممکن است عاطفی باشد. رابطه معلم و شاگرد ، رابطه شاگردان با هم ، رابطه والدین با هم و نگرش والدین و مربیان در زمینه تربیت کودکان ، همگی می‌تواند در میزان یادگیری شاگردان موثر باشد. موقعیت آموزش منظم همراه با محبت و احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری احترام متقابل ، نسبت به محیط‌های خشک و تهی از عواطف ، تاثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت. عاطفه به عنوان یک عامل بسیار موثر می‌تواند در جریان یادگیری عمل کند.

عواملی نظیر عدم امنیت ، ترس ، اضطراب ، نومیدی ، شک و تردید می‌توانند در فعالیت‌های آموزشی از همه امکانات یاد شده برخوردار باشد، شاگرد را به کنجکاوی و تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود واردار می‌سازد. البته محیط و موقعیت تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود وادار می‌سازد. البته محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی ، استعداد ، نیاز و گرایش شاگردان باشد.

اگر مجموعه عوامل موجود در محیط برای شاگرد برانگیزنده و قابل درک نباشد، مساله‌ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت وجود مساله ، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال ، امکانات محیط آموزشی ، اعم از نیروی انسانی و تجهیزات ، وضع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی خانواده نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل و آموزشگاه و هزاران عامل محیطی دیگر می‌تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان موثر باشد.

روش تدریس معلم
در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط‌های آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می‌پردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی می‌کند‌، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود می‌آورد و با شناخت استعداد ، علایق و توانایی شاگردان ، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می‌کند.

البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت‌های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌های آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت.

کسی که می‌خواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند.

با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا می‌گیرد. بلکه با روش‌های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت.

توجه به کل به جای جز
طرفداران مکتب گشتالت معتقدند کل ، اجزا را در یک طرح و زمینه قرار می‌دهد و ارتباط آنها را روشن می‌سازد. به نظر ایشان ، اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامفهوم هستند ولی وقتی در یک طرح زمینه قرار بگیرند، معنی و مفهوم آنها روشن می‌شود. طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزا و کیفیت خالص آنها این خصوصیت را ندارد طرح یا کل ، عناصر را مشخص می‌سازد و آنها را در یک زمینه خالص به هم ارتباط می‌دهد.

مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد که حرکت از کل به جز روند یادگیری را بهتر و فهم مطالب را آسان‌تر می‌کند. اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامربوط هستند و در طرح و کل ، معنی پیدا می‌کنند. البته کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آنها سبب تصور کل نمی‌شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزا با هم و تا این ارتباط مشخص نشود، اجزا قابل فهم نیستند.

در جریان تدریس ، معلم باید در حد امکان ، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزا با کل را مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزا بپردازد. مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با هم و همچنین رابطه آنها با کل ، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جز با مشخص کردن روابط جز با کل ، قدرت تحلیلی در فراگیران می‌دهد و در نتیجه یادگیری معنی‌دار می‌شود. به عبارت دیگر ، حفظ و فکر و تکرار ، جای خود را به فهم و اندیشه می‌دهد.

تمرین و تکرار
برای بسیاری از دست‌اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سوال‌ها مطرح است : تمرین و تکرار چه نقشی در فرآیند یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست، شرایطتمرین و تکرار چیست؟ مساعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می‌تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟

در پاسخ به سوالات مطرح شده باید گفت: تاثیرتمرین و تکرار در کل فرآیند یادگیری و حیطه‌های مختلف آن بویژه در حیطه روانی – حرکتی ، انکار ناپذیر است. همه این ضرب‌المثل قدیمی در کار نیکو کردن از پر کردن است،را شنیده‌اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. و اگر تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

ولی این نکته نیز غیر قابل انکار است کهکیفیت اجرای تمرین ، مقدار و زمان آن نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانکه آزمایش‌های متعدد نشان داده است، اجرای تمرین در زمان غیر متمرکز ، اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد. مثلا شاگرد موضوع مورد یادگیری را در دو تمرین بیست دقیقه‌ای ، زودتر از یک تمرین چهل دقیقه‌ای یاد می‌گیرد. از همین رو ، تمرین و تکرار موثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشد، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره‌های آن مناسب باشد و در شرایط واقعی و طبیعی انجام پذیرد.

اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند، مطلع شود. زیرا اطلاع از پیشرفت ، او را به کوشش وا می‌دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی‌آور باشد. هر گاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود ، اغلب موجب کاهش کارایی تمرین می‌شود. به این معنی که شخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیفتر می‌شود، تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سرباز می‌زند. در واقع خستگی یادگیری را کاهش می‌دهد.

منبع: رشد



 
 
سبک های یادگیری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

با شناسایی سبک یادگیری خود و بکارگیری تکنیکهای یادگیری ویژه مربوط به آن یادگیری خود را بهبود بخشید:

۱- سبک یادگیری دیداری

۶۵درصد جمعیت را شامل می گـردد. خــصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:

* بـا مشـاهـده و تـرکیـب تـصـاویـر بـا اطلاعات، اطلاعات را بخاطر می سپارند.
* بـرای بـرقـراری ارتـبـاط با دیگران و همچنین سازماندهی اطلاعات از تصاویر، نقشه ها و نمودارها استفاده میکنند.
* مـعـمـولا بـرای بـه خـاطـر آوردن مطـلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود میبندند.
* معمولا افرادی مرتب و منظمی میباشند.
* اینگونه افراد در تجسم اشیاء، طرحها و نتایج در ذهن خود توانا میباشند.
* معمولا در کلاس درس نیمکتهای ردیف جلو را اشغال میکنند.
تمایل به برداشتن یادداشت های مفصل و با جزئیات فراوان دارند.
* جذب کتابهای مصور میگردند.
* در بخاطر آوردن لطیفه ها مشکل دارند.
برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیکهای با رنگ روشن استفاده میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در روند آموزش از رنگها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده کنید.
۲- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه کنید.
۳-یک محیط آرام و بدون سرو صدا را برای مطالعه برگزینید.

۲- سبک یادگیری شنیداری

۳۰درصد جمعیت را شامل می گـردد. خصوصیات این گونه افراد به قرار زیر است:

* تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سرو کار داشته باشند.
* قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.
* از طریق گوش دادن یاد میگیرند.
* برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب میکنند.
* در محیطهای شلوغ و پر سرو صدا تمرکز خود را از دست میدهند.
* به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.
* تمایل دارند مطالب را با صدای بلند بخوانند.
* برای بخاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند  مکررا روخوانی میکنند.

تکنیکهای یادگیری:
۱- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت کنید.
۲- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره گیرید.
۳-عوض نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک بگیرید.

۳- سبک یادگیری جنبشی-بساوایی

۵درصد جمعیت را شامل میـگـردد. خصوصیات این گروه به قرار زیر است:

* بـرای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره میگیرند.
* به فعالیتهای بدنی و ورزش علاقه مندند.
* در هـنگام بر قراری ارتباط و گفتگو مکررا دستهای خود را تکان داده و از ژستهای جسمانی استفاده میکنند.
* از آنکه در کلاس درس بی حرکت بنشینند و به درس گوش دهند بیزارند.
* برای یادگیری و بخاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.
* هنگام مرور مطالب درسی خود  مرتبا راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار میکنند.

تکنیکهای یادگیری
۱- در حین یادگیری آدامس بجوید.
۲- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات عملی بهره گیرید.
۳-حین یادگیری موسیقی گوش دهید


 
 
کلید های توسعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

 

بخش دهم

کلید های توسعه

هویت و مرجع

 

فرق شما با سایر مردم جهان چیست؟ یکی از عوامل مهم که شما را از دیگران متمایز می کند، تجارب شماست. هرعملی که زمانی انجام داده اید، نه تنها در حافظه آگاه، بلکه در نظام عصبیتان ثبت شده است. هر چه که تاکنون دیده، شنیده، لمس کرده، چشیده و یا بوئیده اید، در بایگانی عظیمی که مغز نامیده می شود انباشته شده است.

این خاطرات آگاه یا ناآگاه را مرجع می نامیم. برای اطمینان از درستی یا نادرستی هر عقیده ای به این تجارب تکیه می کنیم، حتی اگر آن عقیده بسیار مهم باشد( مثلاٌ اعتقاد به اینکه چه کسی هستیم و چه کارهایی از ما ساخته است).

چه تجاربی در شکل دادن به زندگی شما مؤثر تر بوده است؟ در یکی از سمینارهای من، پیش از ورود به جلسه،پرسشنامه ای به شرکت کنندگان داده می شود.در این پرسشنامه از شرکت کنندگان خواسته شده است که پنج تجربه را که به عقیده خوشان بیشترین اثر را بر زندگیشان گذاشته است ذکر کنند. جالب اینجاست که بسیاری از اشخاص تجارب ( یا مرجعهای) همانندی دارند، اما نحوه تعبیر و تفسیرشان از آن واقعه به کلی با دیگری متفاوت است.

دو نفر در جوانی پدرشان را از دست می دهند. یکی شان بر اثراین واقعه از ایجاد هرگونه رابطه صمیمانه با دیگران خودداری می کند، در حالی که دیگری فردی بسیار اجتماعی و خونگرم می شود.

پس آنچه که زندگی ما را شکل می دهد نه فقط خود مرجعها، بلکه تعبیر و تفسیری است که از آنها می کنیم.

بزرگترین طراح زندگی شما، خودتان هستید، خواه به این موضوع، توجه کرده و خواه نکرده باشید. تجارب خود را مانند پارچه بزرگی در نظر آورید که می توانید آن را مطابق هر الگویی که دوست دارید ، ببرید و بدوزید، و هر روز که می گذرد، نخی به تارو پود این پارچه افزوده می شود...


 

 


 
 
مهارت های خواندن خود را پرورش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب ” چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ ” می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از
۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از
۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از ۲۴ ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند. مرورهای اصولی را می توانید بوسیله نرم افزار لایتنر نیز انجام دهید.

منبع: www.learningcenter.com، www.how-to-study.com، www.ucc.vt.edu

 


 
 
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید
۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
۸- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
۹ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۱۰-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۱ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

منبع: فکر نو

 


 
 
اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٦
 

 

اضطراب یکی از شایع‌ترین حالات روحی است که تقریباً در همه‌ی انسان‌ها در طول زندگی و به درجات مختلف بروز می‌کند. اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزدیک شدن امتحانات در فرد نمایان می‌شود، به طوری که هر کسی در طول زندگی خود حداقل یک بار این احساس را تجربه کرده است. انسان دوست دارد هنگام ارزیابی و نقادی رفتارهایش بوسیله ی دیگران حداکثر امتیاز ممکن را کسب نماید. به همین دلیل هر زمان که در موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می‌گیرد دچار اضطراب می‌شود،هر چند موضوع امتحان را بارها و بارها تمرین کرده باشد.



 
 
چگونه خود را برای کنکور آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

دلایل عدم اجراء برنامه‌ریزی:

یکی از عوامل استرس‌زا برای هر دانش‌آموز کنکوری، عدم اجراء برنامه‌های اوست. دانش‌آموز پیش از دیگران از اجراء نکردن برنامه‌های خود دچار نگرانی و پشیمانی می‌گردد. هر چند که تکرار این موضوع به‌تدریج به یک عادت تبدیل می‌شود.
پس لازم است بدانیم چه دلایل مهمی مانع اجراء برنامه‌های ما می‌شود. بدیهی است عدم توجه به نکات گفته شده در بحث قبلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این مورد هستند، به‌طور مثال دانش‌آموزی که توان مطالعاتی او در روز یک ساعت است به یک‌باره تصمیم می‌گیرد، روزانه شش ساعت مطالعه کند.
برای افزایش ساعات مطالعه باید به یک مدل افزایش تدریجی متناسب با توان شخصی روی آوریم. ”هفته اول (
۱ ساعت)، هفته دوم (۱ ساعت و نیم)، هفته سوم (۲ ساعت و نیم)، هفته چهارم (۳ ساعت و نیم)، هفته پنجم (۴ ساعت و نیم)، هفته ششم (۵ ساعت و نیم تا ۶ ساعت).


▪ دلیل دیگر، عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری است:

به این معنی که پیش‌بینی نکردن اتفاقاتی که در طول روز یا هفته می‌تواند مانع اجراء برنامه باشند قطعاً دانش‌آموز را دچار مشکل می‌سازد.

عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری


مثلاً دانش‌آموزی که می‌داند هفته آینده در روز پنج‌شنبه به عروسی یکی از بستگان نزدیک خود دعوت شده است، باید برای آن روز میزان ساعت مطالعاتی کمتری را لحاظ کند در غیر این‌صورت او قادر نخواهد بود به آن برنامه عمل نماید.
تعارف با دوستان و نزدیکان نیز یکی دیگر از این دلایل است. بسیاری از دانش‌آموزان ما هنگام اجراء برنامه‌های خود با اطرافیان دچار تعارف می‌شوند. یعنی در حالی‌که می‌دانند امروز نمی‌توانند با دوستان خود به گردش یا تفریح بپردازند، اما با اولین پیشنهاد از طرف آن‌ها ترجیح می‌دهند برای حفظ دوستی (یا به اصطلاح معرفت!) از اجراء برنامه پرهیز کنند و به خواسته دوستان خود توجه نمایند.
پس بهتر است که به‌طور غیر مستقیم برنامه‌های تنظیمی خود را به اطلاع دوستان و اطرافیان نزدیک خود برسانیم (مثلاً با نصب این برنامه‌ها در روی دیوار اتاق و یا کمک گرفتن از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی).
ناهماهنگی در اجزاء برنامه نیز می‌تواند مانع اجراء صحیح برنامه باشد، چرا که بارها با دانش‌آموزانی روبه‌رو شده‌ایم که به‌دلیل پراکندگی و از هم گسیختگی در اجزاء برنامه‌های خود نمی‌توانند به‌درستی آن را اجراء کنند.
مثلاً یا آن‌قدر تعداد زیادی درس را در یک روز برای مطالعه در نظر گرفته‌اند و یا دروسی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اند که با هیچ‌یک از برنامه‌های کلاسی فردا و یا امروز خود هماهنگی ندارند. بنابراین این برنامه حتی در صورت اجراء، بازدهی مطلوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

الف) برنامه‌ریزی گروهی:

گاهی اوقات با مشاورانی روبه‌رو می‌شویم که به‌دلایل معقول و یا نامعقول برای تمام دانش‌آموزان یک کلاس (با توان‌ها و ویژگی‌های گوناگون) یک برنامه درسی واحد را ارائه می‌دهند.
یک دانش‌آموز باید بداند این‌گونه برنامه‌ها، کلیات را شامل می‌شود و لازم است خود او با فکر و اندیشه نسبت به تعدیل و یا تغییرات لازم در برنامه (براساس شرایط و مشخصات فردی خود) اقدام نماید یا قابلیت اجرائی آن تضمین گردد.

ب) عواطف و احساسات:

بارها شاهد بوده‌ایم که به‌دلیل وابستگی‌های عاطفی دوران جوانی برنامه‌های مطالعاتی اجراء نمی‌شوند. مثلاً به‌راحتی برنامه یک دانش‌آموز به سبب یک اتفاق ناگوار عاطفی نظیر دعوا دچار اختلال می‌گردد و به اصطلاح معروف برای دانش‌آموز هیچ حس و حالی برای درس خواندن باقی نمی‌ماند.

آزمون

برای ایجاد یادگیری، آزمون یکی از عوامل تٲثیرگذار است بنابراین در این زمینه به نکات زیر توجه کنید:

آزمون


الف) هدف خود را در آزمون‌های موضوعی، پیدا کردن نقاط ضعف و نواقص علمی خود قرار دهید، به‌عبارت دیگر با گرفتن کارنامه، در پی درصدها و رتبه‌ها نباشید، بلکه مشخص نمائید که در چه سئوالاتی دچار اشتباه شده‌اید و یا در چه سئوالاتی ضعف علمی داشته‌اید. سپس نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنید (هر چند که دانش‌آموزی قوی و عالی قبل از گرفتن کارنامه نیز به این‌کار اقدام می‌کنند).
اما در آزمون‌های جامع که معمولاً در اواخر دوره آمادگی کنکور برگزار می‌شود، به‌دنبال کسب درصد و رتبه‌های مناسب باشید تا بتوانید تا حد مناسبی رتبه واقعی خود را در آینده پیش‌بینی نمائید و از خطاهای تاکتیکی جلوگیری کنید.
این در حالی است که اکثر دانش‌آموزان در هدف‌گذاری برعکس عمل می‌کنند به این معنی که با کسب درصدهای پائین در آزمون‌های موضوعی به‌تدریج ناامید می‌شوند و در انتها نیز معمولاً در آزمون‌های جامع شرکت نمی‌کنند.
در حالی‌که کسب درصدهای پائین در آزمون‌های ابتدائی باید منجر به تلاش دانش‌آموزان برای رفع نواقص شود که نهایت این تلاش‌ها در طول دوره، منجر به افزایش توان علمی او خواهد شد، به‌عبارت دیگر آزمون، خود یک جلسه آموزشی محسوب می‌گردد.
ب) از شرکت در آزمون‌های متعدد و گوناگون پرهیز کنید چرا که اگر تعداد آزمون‌ها زیاد باشد، منجر به کاهش انگیزه می‌گردد و ارزش شرکت در آزمون برای دانش‌آموز کم‌رنگ خواهد شد تعداد مناسب و متعادل آزمون‌ها در طول دوره آمادگی کنکور بین
۱۲ـ۱۰ آزمون است که از این تعداد ۳ـ۲ آزمون باید به‌صورت جامع برگزار شود.
ج) اگر حداقل
۸۰ـ۷۰ درصد موضوعات آزمونی را مطالعه نکرده‌اید در آن آزمون شرکت نکنید زیرا کسب هر نتیجه‌ای (چه خوب و چه بد) کاذب است. به‌عبارت دیگر این نتیجه نمی‌تواند آینده را برای شما پیش‌بینی کند.
د) دفترچه سئوالات و پاسخ‌های تشریحی هر آزمون را حفظ کنید تا در هنگام مرور مطالب، مجدداً به آن‌ها رجوع نمائید و نسبت به پاسخ‌گوئی سئوالاتی که قبلاً در آن‌ها دچار مشکل بوده‌اید، اقدام کنید.
و) برای شرکت در آزمون و در حین برگزاری آزمون، از تغذیه مناسبی بهره‌مند شوید (حداقل در آن روز صبحانه مناسبی میل کنید).
ه) از مسئولان برگزارکننده آزمون بخواهید تشویق‌های مناسبی را برای نفرات برتر هر آزمون در نظر بگیرند.
ی) از شرکت در آزمون‌هائی که طراحان سئوالات آن، به تٲلیف تست‌های سخت و دشواری می‌پردازند، پرهیز کنید

 


 
 
بهتـرین راهـکارهای کاربـردی برای مـطالـعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸
 


آمارها نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید. از آنجا که مغز انسان به منظور ساخت پروتئین و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.

در این ایمیل چند نکته در رابطه با مطالعه مفید را پیش روی شما دوستانی که فصل امتحانات را در پیش دارید و یا اینکه در تدارک شرکت در کنکور هستید، قرار می دهیم که امید است مورد استفاده شما عزیزان پرشین استار قرار گیرد. لذا برای درس خواندن مفید لطفا توصیه های کاربردی زیر را بکار گیرید:

- با خیالی آسوده استراحت کنید
اگر زمان بشما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید: باید امروز را هم درس می خواندم و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید.

- وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید

در زمانهایی که خسته، عصبانی، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست.

- درس ها را در همان روز مرور کنید

زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود.

- مرحله به مرحله پیش بروید

ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.

- محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید
همیشه فراهم کردن محیط مناسب برای درس خواندن را در اولویت اول قرار دهید. به طور مثال اگر به سکوت احتیاج دارید، تمام سعی تان را برای ایجاد یک مکان دور از سر و صدا برای موفقیت در درس خواندن، به کار بگیرید.

- میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید
کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند. این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید. پس به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید. تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است.

- با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید
عموما اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید، مثلا در دفتر یادداشت خود بنویسید :
۲ تا ۴ بعد از ظهر درس خواندن.

- هدف داشته باشید
یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت. کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید.

- ناامیدی دشمن یادگیری است
افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده، آهسته و پیوسته پیش می روند.


با تشکر از ارسال : سمیرا حقیقی


 
 
معلمان از نظر جسمی ـ روحی با چه مشکلاتی مواجه‌اند؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 


کارشناس طب کار وزارت بهداشت: عوامل استرس‌زا، حساسیت‌های پوستی و تنفسی از مشکلات معلمان است



متخصص طب کار و بیماریهای شغلی مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: مهمترین و اصلی‌ترین مشکل کاری آموزگاران، وجود عوامل مختلف استرس‌زای شغلی است گرچه نمی‌توان مسائل جسمی و فیزیکی را از نظر دور داشت.

دکتر ماریا مظاهری در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان این که بسیاری از آموزگاران برحسب روش تدریس خود مجبورند ساعات طولانی ایستاده باشند، اظهار داشت: خستگی پا، فشار به کمر و پشت در اثر نشستن‌های طولانی از مشکلات جسمی و فیزیکی معلمان است؛ همچنین حساسیت‌های پوستی یا تنفسی در اثر تماس طولانی با گچ یا ماژیک‌ وایت‌برد از دیگر مشکلات معلمان است.

وی ادامه داد: در مناطق سردسیر و گرمسیر گاهی حتی وسایل سردکننده و گرم کننده مناسبی در کلاسها وجود ندارد و معلمان مجبورند که در این شرایط به تدریس بپردازند.

دکتر مظاهری ادامه داد: در برخی موارد مطالب زیادی باید در طول سال تدریس شود و از ابتدای سال بنا به تجربه هر ساله آموزگاران نگران به اتمام نرساندن مطالب لازم می‌شوند در این موارد برخی معلمان سعی به برگزاری کلاسهای جبرانی می‌کنند تا مطالب را به طور کامل تدریس کنند.

وی توضیح دارد: این امر باعث وارد آمدن فشار به معلمان می‌شود که این قضیه به ویژه در مدارس چند شیفته به دلیل ساعات کم کلاس و پایان سال تحصیلی بارزتر است.

این متخصص طب کار و بیماریهای شغلی مرکز سلامت محیط کار وزارت بهداشت گفت: گاهی آموزگاران باید به تدریس مطالبی بپردازند که با عقاید آنها متفاوت است بنابراین این افراد در یک جنگ و جدال دائمی با خود به سر می‌برند زیرا ناگزیر به انتقال مطالبی به شاگردان خود هستند که قلبا آنها را نادرست می‌دانند و حتی شاید آنها را برای روح و فکر دانش‌آموزان خود مخرب و مضر بدانند.

وی افزود: از مشکلات دیگر، پرجمعیت بودن کلاسهاست که فشار کاری معلمان را از تمامی جهات، افزایش می‌دهد؛ یکی از مهمترین مسائل در این کلاسها، توانایی حفظ آرامش است که با توجه به مسایل و روحیات نسل جدید، این مساله از مهمترین درگیریهای آموزگاران است.

دکتر مظاهری در پایان خاطرنشان کرد: از دیگر مسایلی که آموزگاران را تحت فشار قرار می‌دهد و شاید امروزه با شیوع بیشتری دیده می‌شود، تقاضای غیرمنطقی والدین و یا حتی مسؤولان مدرسه برای اضافه کردن نمره به شاگردی است که از دید معلم، استحقاق دریافت آن را ندارد.

__________________
عضو تحریریه علمی ایران سلامت
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
drsadjad[@]gmail.com


گفتگو با علی مصریان، رییس مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار
سلامت معلم

تمامی اقشار جامعه با مشکلات و مسایل خاص خود روبه‌رو بوده و گاهی عوامل خطرسازی آنها را تهدید می‌کند، معلم‌ها نیز از این امر مستثنا نبوده و در حین فعالیت فرهنگی و آموزشی خود با عواملی دست و پنجه نرم می‌کنند که بی‌تردید می‌تواند برای سلامت آنها مخاطره‌آمیز باشد. از این رو هفته‌نامه سلامت در آستانه روز معلم عوامل زیان‌آور این شغل را طی گفتگویی با علی مصریان، رییس مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار و امور اجتماعی بررسی کرده است:


سلامت : چه عوامل زیان‌آوری سلامت معلمان را به خطر می‌اندازد؟
عوامل فیزیکی محیط کار جزو مهم‌ترین عواملی هستند که معلمان را تهدید می‌کنند. به طور مثال، هنوز بیشتر مدارس کشور در زمستان از بخاری‌های گازی استفاده می‌کنند و همین مساله احتمال وقوع آتش‌سوزی و مشکلاتی از این قبیل را به دنبال دارد. کارکردن با گچ و تخته سیاه از دیگر عواملی است که نه تنها مشکلات پوستی را ایجاد می‌کند بلکه می‌تواند ناراحتی‌های تنفسی را نیز به دنبال داشته باشد.
سلامت : کار با ماژیک و تخته سفید چطور؟
البته در برخی از مدارس کشور از تخته سفید و ماژیک استفاده می‌شود که این وسایل کمک آموزشی نیز بی‌مشکل نبوده و با توجه به اینکه ماژیک از مواد شیمیایی تهیه می‌شود، مسایل خاص خود را به دنبال دارد. ضمن اینکه استفاده از این نوع تخته به دلیل بازتاب نور در درازمدت سبب بروز ناراحتی‌های چشمی می‌شود.
سلامت : آیا معلمان در معرض ابتلا به بیماری جسمی خاصی قرار دارند؟
بله، شغل معلمی ایجاب می‌کند که دارندگان این مشاغل روزانه چند ساعت روی پا بایستند، از این رو بیشتر صاحبان این حرفه با رسیدن به دوران میانسالی با مشکلات زانو و بیماری‌هایی مانند واریس مواجه می‌شوند، ضمن اینکه صحبت‌کردن‌های متوالی در ساعات گوناگون روزی به دلیل ارایه مطالب آموزشی مشکلات حنجره را نیز به دنبال خواهد داشت.
سلامت : مشکلات روحی چه‌طور؟
از دیگر مشکلاتی که سلامت معلمان را به خطر می‌اندازد، استرس‌های شغلی است، اغلب سر و کله‌زدن با محصلان کار سختی است و مسایل خاص خود را دارد ضمن اینکه معلمان با استرس‌های اجتماعی نیز مواجه هستند. بیشتر معلم‌هایی که به صورت حق‌التدریسی فعالیت می‌کنند، از آینده شغلی خود واهمه دارند و گاهی به دلیل پایین‌بودن دستمزد با دیگر استرس‌های اجتماعی می‌جنگند.
سلامت : چه راهکارهایی برای بارزنشدن این مشکلات و تضمین سلامت معلمان اندیشیده شده است؟
بهبود شرایط محیط کار از مهم‌ترین برنامه‌هایی است که مرکز تحقیقات و تعلیمات وزارت کار در برنامه‌های خود گنجانده است. به طور مثال با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در سال گذشته اغلب محیط‌های آموزشی استان تهران بهینه‌سازی شد. اغلب کلاس‌ها از نورکافی و شرایط آب و هوایی مناسبی برخوردار نبودند که خوشبختانه این مسایل حل شد.
سلامت : آیا کلاس‌های آموزش ایمنی و سلامت برای معلم‌ها در نظر گرفته‌اید؟

بله، کلاس‌های بسیاری را در تقویم آموزشی گنجانده‌ایم. این کلاس‌ها اغلب به صورت رایگان برگزار شده و طی آن مباحث مرتبط با بهداشت کار و ایمنی در محل کار مطرح خواهد شد. اقشار فرهنگی در میان دیگر شغل‌های جامعه از اهمیت بالاتری برخوردار بوده و بی‌تردید با تقویت و حفاظت از این افراد وهمچنین سرمایه‌گذاری‌های بیشتر جامعه‌ای آگاه خواهیم داشت.

هفته نامه سلامت

__________________
عضو تحریریه علمی ایران سلامت
اطلاعیه مدیریت سایت- دعوت به همکاری : سایت ایران سلامت , جهت تکمیل و توسعه بخش ها و فعالیت های مختلف ,از افراد علاقه مند دعوت به همکاری می نماید.
drsadjad[@]gmail.com

معلمان مقطع دبستان استرس بیشتری دارند

تحقیقات نشان داده معلمان مقطع دبستان و پیش دبستانی تحت تاثیر سن و سال کودکان و ساعات طولانی کار ، تحت استرس بیشتری قرار دارند.
به گزارش سلامت نیوز محققان دانشگاه ییل اعلام کرده اند که شرایط خاص کلاس در مقاطع دبستان و پیش دبستانی و نیاز به توجهات همه جانبه معلم اعم از علمی و مهارتی و محبتی فشار روحی بیشتری بر معلمان وارد می کند.

بنابر همین گزارش ، معلمانی که در مقاطع دبستان و پیش دبستانی مشغول کار هستند در حدود 14 درصد استرس دارند در صورتی که معلمان در مقطع دبیرستان در حدود 9 درصد استرس دارند.

البته بخشی از این استرس نیز می تواند مربوط به ساعات کار و روزهای کاری معلمان باشد زیرا در دبیرستان معلمان هر روز و تمام ساعات نباید سر کار باشند و همین امر زمینه ساز آرامش و استراحت بیشتر برای آنها می باشد.

در ضمن بررسی ها نشان داده تعداد دانش آموزان نیز در استرس معلمان تاثیر دارد. به عبارت دیگر عموما در مقطع ابتدایی تعداد دانش آموزان در هر کلاس به مراتب بیشتر از مقاطع دیگر است و همین تعداد زیاد دانش آموزان مشکلاتی را در برقراری نظم و آموزش متمرکز معلمان ایجاد می کند.

بررسی ها نشان داده معلمانی که در حدود 12 تا 15 نفر دانش آموز در هر کلاس دارند نسبت به گروهی که بالای 18 تا 20 نفر دانش آموز دارند تحت استرس بیشتری هستند.

هم چنین چنانچه معلمان در سطوح بالاتر از دبستان کار کنند اما تعداد کلاسهایی که باید در هر روز داشته باشند زیاد و پشت سر هم باشد نیز میزان قابل توجهی بر استرس آنها می افزاید.


 
 
نمی خواهم به مدرسه بروم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 


مقاله زیر از وبلاگwww.ravanshena30.mihanblog.com می باشد.

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید

دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه

دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.

راه حل:

با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.

از مدرسه می ترسم!

بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.

راه حل:

با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.

من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم

هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.

راه حل:

اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.

علت نرفتن به مدرسه را دریابید

کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.

کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید

این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».

با دقت کافی وارد عمل شوید

اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.


 
 
چگونه هوش اکتسابی ‌کودکان را بپرورانیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

 

هرگز درباره هوش کودک مستقیما با او سخن نگویید

جام جم آنلاین: هوش همواره موضوعی جالب و جذاب برای پژوهشگران بوده و هست. این که چرا برخی افراد باهوش‌ترند و این هوش چگونه شکل می‌گیرد و از کجا می‌آید.

بر این اساس طی چند دهه انسان‌شناسان و محققان علوم پزشکی عوامل زاینده و فزاینده هوش آدمی را تحقیق و بررسی کرده‌اند. بنا به یافته‌ها بخشی از فرآیند شکل‌گیری هوش، ذاتی است و ریشه‌های ژنتیک دارد. اما بخشی دیگر اکتسابی بوده و بر ‌اثر فرآیند رشد بویژه در سال‌های کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد. فرآیند رشد ذهنی که با رشد جسمی همراه است، خود از عوامل متعدد دیگری نظیر تغذیه، پرورش ذهنی، آموزش، تعلم و تربیت، محیط اجتماعی، اقلیم، محل سکونت و ... تاثیر می‌گیرد. امروزه دانشمندان می‌دانند حتی آب و هوا می‌تواند بر میزان هوش ساکنان یک منطقه جغرافیایی تاثیر بگذارد. حتما شنیده‌اید که سرب موجود در هوای آلوده هوش بچه‌ها را کم می‌کند یا می‌تواند بر سلامت سیستم عصبی مادر و جنین اثر نامطلوب بگذارد.

به هر ترتیب این که بخشی از فرآیند باهوش‌شدن اکتسابی باشد، خبر خوبی است و البته یک فرصت بزرگ. محققان می‌پندارند توجه به پرورش ذهنی حتی در سنین بزرگسالی می‌تواند کفه ترازوی هوش را از بازوی ذاتی بودن به بازوی اکتسابی‌بودن سوق دهد. مجموعه یافته‌های متقدم و متاخر در این حوزه نیز می‌تواند در قالب توصیه‌هایی به والدین ارائه شود که دوست دارند فرزندی باهوش داشته باشند. البته کیست که چنین آرزویی در سر نپروراند.

ـ بازی‌های فکری، مغز کودک را تغذیه می‌کنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد، بازی‌های گروهی و استراتژیک و... می‌توانند ذهن کودک را تمرین دهند و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز کنند.

ـ به دانش مبتنی بر کنجکاوی، تحقیق و آزمون و خطا اهمیت بدهید. کودک از رفتار والدینش می‌آموزد و در صورتی که آنان را مشتاق یادگیری و علم‌اندوزی و مشوق آن بیابند، امور ذهنی را برای خود به یک ارزش تبدیل می‌کنند.

ـ ورزش و تغذیه وی را فراموش نکنید. ورزش‌کردن متابولیسم بدنی کودک را فعال می‌سازد و این‌که می‌گویند عقل سالم در بدن سالم است در تحقیقات مفصل و جداگانه‌ای اثبات شده است. تغذیه مناسب اصول و قواعدی دارد که باید آنها را‌ آموخت و «زیاد بخور تا قوی شوی!» پنداری عوامانه و سطحی‌نگر درباره تغذیه کودکان است. تغذیه کودک با شیر مادرش، خوردن صبحانه کامل بویژه در سن تحصیل، استفاده از مواد مغذی مانند خشکبار به صورت میان‌وعده، تنظیم کمی و کیفی وعده‌های غذایی و... تنها بخشی از اصول تغذیه‌ای برای کودکان هستند.

ـ فرزند را به پیگیری فعالیت‌های هنری ترغیب کنید. بی‌دلیل نیست که هنر را شاخه‌ای از ریاضی دانسته‌اند. در این میان موسیقی ارزش‌هایی شناخته‌شده برای پرورش هوش کودک دارد.

ـ بازی‌های مجازی را به سمت بازی‌های مجازی استراتژیک سوق دهید. امروزه با وجود آسیب‌هایی که از پرداختن به بازی‌های مجازی برای کودکان متصور است، بخشی از این سرگرمی‌ها مطابق اصول پرورش ذهنی تولید و عرضه می‌شوند. از آنجا که جلوگیری از پرداختن کودکان و نوجوانان به بازی‌های مجازی در عمل غیرممکن است می‌توان در تهیه این نوع بازی‌ها دقت بیشتری به خرج داد.

ـ مطالعه را تشویق کنید. کودکان و نوجوانان به کتاب‌های خوب احتیاج دارند نه صفحه حوادث روزنامه‌ها. در انتخاب کتاب‌ها و منابع مطالعاتی به فرزندتان یاری دهید.

ـ از طرف دیگر بام نیفتید! توصیه آخر این است که درباره افزایش هوش به صورت مستقیم با کودک صحبت نکنید. این کار نوعی توقع آشکار از سوی والدین برای کودک ایجاد می‌کند که بالطبع مخرب است. علاوه بر آن هیچ‌گاه هوش کودک را تحقیر نکنید. کودکان حتی کلام توهین‌آمیز والدین را به عنوان حقیقت می‌پذیرند و در مواجهه با آن تسلیم می‌شوند.

برای ایجاد انگیزه، خودباوری را در فرزندانمان تقویت کنیم

خودباوری کودکان زمانی قوام پیدا می‌کند که آنها مورد اعتماد و احترام باشند، به حرف‌هایشان گوش داده شود و دیگران به توانایی آنان اعتقاد داشته باشند.

نکته: بازی‌های فکری مغز کودک را تغذیه می‌کنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد بازی‌های گروهی و استراتژیک و... می‌توانند ذهن کودک را تمرین دهد و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز کند

اگر کودکان هیچ ذهنیتی نداشته باشند که به چه فکر می‌کنند، چه چیزی را دوست دارند یا از چه چیزی خوششان نمی‌آید یا نقاط ضعف و قوتشان چیست، نمی‌توانند خودشان را باور کنند. آنان باید درک روشنی از ماهیت وجودی خویش داشته باشند.

راه های تقویت خود باوری در کودکان

ـ علائق و مهارت‌های تحصیلی و غیرتحصیلی را در کودک تشویق کنند.

ـ برای هرگونه پیشرفت او در هر زمینه، ارزش قائل شوند و به آن پاداش بدهند.

ـ‌ کنجکاوی، خلاقیت و قدرت تخیل کودک را پرورش دهند.

ـ از کودک، رفتاری مسوولانه انتظار داشته باشند و در این زمینه نقش سرمشق را برای او ایفا کنند.

ـ تعهد به کیفیت یادگیری (در دانش‌آموزان)‌ و خودپروری را به کودک نشان دهند.

ـ زمانی را برای سرگرمی و شادی کودک به همراه خانواده تعیین کنند.

ـ در موارد بروز اشتباه از جانب کودک، زیاد سختگیری نکنید.

ـ او را یاری کنید در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد.

ـ به تمایلات و علایقش احترام بگذارید.

ـ درباره کاری که ممکن است بتواند یاد بگیرد و انجام دهد به او امید بدهید.

ـ به او کمک کنید تا نسبت به آینده خود احساس امنیت و خوش‌بینی کند.

ـ از انتقادهای آزارنده و مخرب نسبت به فرزند خود بپرهیزید.

چگونگی پرورش انگیزه در دانش‌آموزان

انگیزش ذاتی دانش‌آموزان به یادگیری می‌تواند در محیطی امن، اعتمادبخش و حمایتگرانه، پرورش یابد. زمانی که افراد در محیطی امن و مثبت قرار می‌گیرند و با دیگران روابط کیفی دارند، ترس از شکست و عدم امنیت به طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.انگیزش دانش‌آموزان در صورتی افزایش میِ‌یابد که دریابند تکالیف یادگیری به طور مستقیم یا غیرمستقیم با نیازها، علایق و اهداف شخصی آنها مرتبط است.دانش‌آموزان از طریق یادگیری شرایط و فعالیت‌هایی برانگیخته می‌شوند که به آنها اجازه داده شود تا دست به انتخاب‌های شخصی بزنید و مقتضیات تکالیف را با ظرفیت‌هایشان هماهنگ سازند.

معلمان ‌باید نحوه مرتبط شدن افکار با خلقیات و انگیزه را به دانش‌آموزان نشان دهند و ثابت کنند که دانش‌آموزان می‌توانند افکاری را که بر انگیزه یادگیری آنها تاثیر می‌گذارد، کنترل کنند، چرا که اگر دانش‌آموزان نسبت به خود و یادگیری‌شان افکار و احساسات منفی نداشته باشند، برای یادگرفتن، با انگیزه می‌شوند.از کارهای مهمی که معلم می‌تواند در کمک به دانش‌آموزان برای افزایش خودانگیزشی به کار گیرد، آموختن این مهم است که خود آنها فرآیند یادگیری و فعالیت‌های ویژه یادگیری را ارزشمند تلقی کنند.

درک اهمیت، هدف‌گزینی برای دانش‌آموزان مهم است، چرا که انتخاب هدف موجب ایجاد انتظارات مثبت و دلایلی می‌شود که هرفرد برای کنترل زندگی‌اش می‌تواند از آن بهره بگیرد.

به دانش‌آموزان، برای به عهده گرفتن کنترل و هدایت راهی که می‌خواهند درپیش گیرند و آنچه که می‌خواهند انجام دهند، کمک کنید. می‌توان گفت کودکان موفق در مدرسه تحت تاثیر معلم‌های کارآمد و همچنین خط‌مشی‌ها،‌ محیط، قواعد و مقررات مدرسه کارآمد قرار می‌گیرند. چنین مدرسه‌هایی قادرند وضعیت دانش‌آموزان، معلمان و دیگر کارکنان مدرسه را بهبود بخشند.

امین رحیمی / جام جم


 
 
بررسی نقش انگیزش در تعلیم و تربیت دانش آموزان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

دنیای پرهیجان یادگیری

 چرا بعضی دانش آموزان ، مشتاقانه به تکالیف آموزشگاهی روی می آورند و در انجام دادن تکالیف آموزشگاهی از خود سختکوشی نشان می دهند، حال آن که بعضی دیگر، از تکالیف آموزشگاهی اجتناب می کنند و از روی بی علاقگی به انجام دادن آنها مبادرت می ورزند؟ چرا بعضی دانش آموزان از یادگیری در مدرسه و خارج از مدرسه لذت می برند و به پیشرفتشان افتخار می کنند، حال آن که بعضی دیگر، نسبت به یادیگری آموزشگاهی دلواپس و ناشادند؟ اینها پرسش های انگیزشی اند و برای یادگیری آموزشگاهی دانش آموزان اشارات مهم در بر دارند.

انگیزش با یادگیری ارتباط دارد، زیرا یادگیری فرآیندی متعالی است که مستلزم کوشش عمدی و آگاهانه است. حتی اگر دانش آموزانی که از توانایی بالا برخوردارند، هنگام یادگیری توجه کافی نداشته باشند و کوشش از خود نشان ندهند، قادر به یادگیری نخواهند بود. برای این که دانش آموزان بتوانند از برنامه های درس آموزشی حداکثر بهره را ببرند، باید مربیان و پرورشکاران زمینه ای فراهم آورند که در آن دانش آموزان به درگیری در فعالیت های یادگیری برانگیخته شوند.

رابطه میان انگیزش و یادگیری سال ها توجه روان شناسان را به خود جلب کرده است. در این ارتباط می توان گفت برای این که ما چیزی را یاد بگیریم باید:

1- به یادگیری آن راغب باشیم.

2- قدرت و توانایی یادگیری آن را داشته باشیم.

3- فرصت و امکان یادگیری آن به ما داده شود.

4- در آنچه یاد می گیریم راهنمایی لازم شده باشد.

از این 4 عامل ، 3 عامل قدرت ، فرصت و راهنمایی وقتی سودمند خواهند بود که ما یاد گرفتن را بخواهیم ، یعنی محرک یا انگیزه ای ما را به آموختن برانگیزد، زیرا همان طور که می دانیم یادگیری عبارت از تغییر کم و بیش دائمی در رفتار است که در نتیجه فعالیت خود فرد انجام می گیرد.

فرد نیز وقتی فعالیت می کند که عاملی او را به این فعالیت برانگیزد، پس بدون انگیزه و برانگیختگی یادگیری وجود نخواهد داشت بنابر این هرگونه آموزشی باید بر نیازها و انگیزه های اساسی و فرعی در دانش آموزان مبتنی باشد و رغبت های آنها را برای آموختن برانگیزد. وجود انگیزه نه تنها با آغاز یادگیری ضروری است ، بلکه برای ادامه و تقویت آن و حل مسائل و مشکلاتی که پیدا می شود و کاربرد آموخته ها در اوضاع تازه نیز ضرورت دارد و بدین سبب که انگیزه قوی دقت و تمرکز فعالیت ذهنی را زیاد می کند، پیدایش خستگی را به تاخیر می اندازد و پذیرش راهنمایی را در یاد گیرنده بیشتر می کند. به این ترتیب انگیزه یا محرک ، شرط ضروری هرگونه یادگیری است.

درباره تاثیر انگیزش بر یادگیری ، پژوهش های زیادی انجام شده است . در یک مطالعه تازه تر چند محقق آثار عوامل مهم مانند توانایی یادگیرندگان ، آموزش معلمان و انگیزش بر یادگیری را در متجاوز از 25هزار دانش آموز مورد بررسی قرار دادند.

مهم ترین عاملی که مستقیم با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد، سطح توانایی یادگیرندگان بود. پس از آن ، 2عامل مهم دیگر، یکی آموزش معلم و دیگری انگیزش برای یادگیری بودند. پژوهشگران مذکور (کیت و کول ) در نتیجه گیری از بررسی خود نوشتند به نظر می رسد دانش آموزانی که در یک مدرسه دارای کیفیت و برنامه های سطح بالا به تحصیل اشتغال دارند از انگیزش زیادی برخوردارند.

دانش آموزانی که انگیزش تحصیلی بالایی دارند، فعالیت های تحصیلی بیشتری را می پذیرند، تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند و در نتیجه موفقیت بیشتری کسب می کنند.

انگیزش تشویقی

اساسا استفاده از مشوق ها برای تغییر جهت رفتار برانگیخته شده به استفاده از وابستگی های تقویت به طور عاقلانه مربوط می شود، برای مثال ، در کلاس های ابتدایی ، کودک خردسال ممکن است به خاطر فعالیت های اجتماعی تقویت دریافت کند. کار کردن با دیگر کودکان و رابطه برقرار کردن با معلم به شکل مناسب برای یادگیری موثر ضروری است . کودک از راه اشتیاق به کسب تایید دیگران ، پرهیز از عدم تایید آن و برخورداری از یک جایگاه احترام اجتماعی در میان همگان برانگیخته می شود.

انگیزش پیشرفت

یکی دیگر از نیازهایی که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده نیاز به پیشرفت با انگیزه پیشرفت است . انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موقعیت کلی یا موقعیت در یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز با هم تفاوت دارند. بعضی افراد دارای انگیزه سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران و در کارهای خود برای کسب موقعیت بسختی می کوشند. بعضی دیگر انگیزه چندانی به پیشرفت موقعیت ندارند و از ترس شکست آماده خطر کردن برای کسب موفقیت نیستند.

پژوهش های انجام شده نشان داده که افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند، پیشی می گیرند. بنا به نظریه اتکینسون ، اشخاصی که دارای انگیزه پیشرفت زیاد هستند در تکالیفی که دارای درجه استواری متوسطند و نه خیلی دشوار و نه خیلی آسان توفیق زیادی به دست می آورند، یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدیت را نشان می دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آنها مستلزم قدری تقبل خطر است.

وظایف انگیزشی معلم

ابتدا باید چند نکته ریز درباره یادگیری را همیشه در نظر داشته باشیم : همیشه آنچه را یاد می گیریم خوب نیست . آدمی ، بد را همچون خوب یاد می گیرد. همیشه یادگیری آگاهانه انجام نمی گیرد و گاهی هم بدون این که آگاه باشیم یاد می گیریم . همیشه آنچه را می آموزیم آشکار نیست یا بزودی ظاهر نمی شود، بلکه گاهی ناپیداست یا در بلندمدت ظاهر می شود، مانند آموختن نفرت از یک شی ئ یا یک شخص . در هر صورت پدیده مهم در یادگیری که همیشه ضروری است ، انگیزش یا برانگیختگی است و هر معلم در برانگیختن محصلانش دارای 4وظیفه اساسی است.

1- درگیر کردن محصلان که وظیفه تحریکی است.

2- توصیف و توضیح درست به محصل که آنچه را او می تواند در پایان آموختن انجام دهد (توانایی های تازه ) و این را وظیفه انتظاری گویند.

3- تدارک پاداش هایی برای پیشرفت در راهی که پیشرفت محصل را برمی انگیزد و این وظیفه تشویقی است.

4- کاربرد پاداش ها و تنبیه برای هدایت و کنترل رفتار منحرف و این را وظیفه انضباطی خوانند.

روش های ایجاد انگیزش یادگیری

طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطالب یا موضوعی را که می خواهیم کودک و نوجوان یاد بگیرد به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب کند، مطرح کنیم.

باید کوشید تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید. وقتی دانش آموزی بر اثر شکست در درس تازه نسبت به آن درس نگرش منفی پیدا می کند، باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند و در نتیجه به تصویری مثبت تر نسبت به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود. آنچه را که از دانش آموزان به عنوان هدف آموزشی انتظار داریم در آغاز درس دقیقا برای آنان بگوییم.

هدف هایی را که مطرح می کنیم باید روشن ، معین و مناسب با توانایی دانش آموزان باشد.در شرایط مقتضی ، از تشویق های کلامی استفاده کنیم . استفاده از کلماتی چون خوب ، آفرین ، مرحبا و عالی پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدابیر موثر در ایجاد انگیزه است.

باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس کند، زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.تکالیفی را که ارائه می کنیم باید نه بسیار مشکل باشد و نه ساده .باید از ارائه تکالیف یکنواخت پرهیز کرد، به عبارت دیگر باید از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کرد.از آزمون ها و نمره ها به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان استفاده کنید.تکالیفی را که به دانش آموزان می دهید، همه را بعدا از آنان بخواهید.

تبادل نظر با دانش آموزان درباره مشکلات درس و شرکت دادن آنان در طرح نقشه های کار و فعالیت ، فواید زیادی دارد. قدردانی از کار دانش آموز او را به انجام کوشش و دلبستگی بیشتر وادار خواهد کرد.

می توان با فعال کردن دانش آموز هنگام تدریس و وادار کردن وی به انجام کارهایی درباره درس ، در او انگیزه قوی ایجاد کرد.

استفاده از علایق موجود یادگیرنده : مربیان و والدین می توانند علایق موجود دانش آموز را بشناسند و از آن استفاده کنند. به این صورت که از موضوع ها، دروس و فعالیت هایی که دانش آموز به آنها علاقه دارد در جهت علاقه مند کردن او به فعالیت هایی که کمتر علاقه دارد، استفاده کرد.

یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزش ، تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان است . اگر معلم بتواند ضمن درس ، مسائل مربوطی را مطرح یا طرح هایی را ارائه کند که نیاز به دانش و بینش داشته باشد آنچنان که دانش آموزان را برای یافتن پاسخ به تلاش و کوشش فکری وادارد.

وقتی درس با تفریح و بازی همراه باشد دانش آموزان به آموختن آن علاقه بیشتری پیدا می کنند. نکته دیگر برای افزایش انگیزش در دانش آموزان عبارت است از فراهم آوردن دروس و فعالیت های جالب.

صابر محمدی

منبع : جام جم


 
 
روش گام به گام برنامه‌ریزی درسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 


گام اول

سلام دانش‌آموز عزیز

عزیزان، به روزهای پایانی سال تحصیلی نزدیک می‌شوید، بیشتر سال تحصیلی را پشت سر گذاشته و به روزهای امتحانات نزدیک‌تر می‌شوید. روزهایی که برای همه شما روزهای مهم و پرکاری محسوب می‌شود و نتیجه 9 ماه تلاشتان در ظرف چند روز بررسی می‌شود.



بعضی از شما ممکن است با برنامه‌‌ای درست از اول سال تحصیلی درس‌ها را مطالعه کرده‌اید و با اطمینان خاطر روزهای امتحان را نیز سپری می‌کنید. ولی بعضی دیگر ممکن است تمام درس‌ها را انباشته کرده‌اند تا در روزهای پایانی بخوانند و طبیعتاً دچار سردرگمی و کلافگی و گاهی اضطراب می‌شوند. نمی‌دانند از کجا شروع کنند و چگونه دروس را مطالعه کنند. در این ویژه نامه می‌‌خواهیم، راه کارهای عملی را به شما آموزش دهیم تا در روزهای پایانی سال تحصیلی بتوانید، هر چه زودتر اقدام کرده و برنامه درسی برای خود درست کنید.



برای داشتن یک برنامه خوب و کارا، باید هدف مشخصی داشته باشید تا بدانید از چه نقطه به چه نقطه‌‌ای می‌خواهید برسید. داشتن هدف، ارزشمندتر است زیرا مشخص می‌کند که ما باید به چه برسیم. شاید یک نفر هدفش این باشد که می‌‌خواهم در درس ریاضی نمره
x بگیرم و فرد دیگر هدفش این باشد که می‌خواهم اشکالات ترم پیش را در درس ریاضی بر طرف کنم و فرد دیگری بخواهد کتاب ریاضی را تمام کرده و وقت مرور دوباره داشته باشد. بنابراین با مشخص کردن هدف خود برای هر درس، می‌دانید که به کجا می‌خواهید برسید.

بعداً در مورد هدف‌گذاری بیش‌تر توضیح داده می‌شود.



برای رسیدن به هدف باید راه‌هایی را تنظیم کرد تا ما را به هدف برساند. پس برنامه‌ریزی، تنظیم راه‌های هدفمند و سازمان یافته برای رسیدن به هدف است. یک برنامه‌ریزی خوب، در واقع انتخاب مسیری است که ما را به هدف می‌رساند. برنامه‌ریزی یک روش گام به گام، سازمان یافته، دقیق، قابل اجرا به شیوه منظم است تا ما را در انجام دادن بهتر کارها یاری دهد و در بها دادن به وقت و اتلاف آن جلوگیری کند.



اهمیت برنامه ریزی

چرا برنامه‌ریزی مهم است و ما باید آن را یاد بگیریم؟



1ـ با داشتن یک برنامه خوب، حداکثر استفاده از وقت می‌شود و همچنین وقت کافی برای رسیدن به فعالیت‌های مختلف را داریم و از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می‌شود.

2ـ با داشتن برنامه، از بلاتکلیفی در مطالعه دروس جلوگیری می‌شود. حالتی که شاید همه تجربه کرده‌ایم که نمی‌دانیم از کجا شروع کنیم.



3ـ نادیده گرفتن تنظیم برنامه منجر به غفلت در انجام تکالیف شده و باعث انباشته شدن دروس می‌شود و در نتیجه رغبت کمتر را برای مطالعه ایجاد می‌کند.



4ـ داشتن برنامه باعث اطمینان خاطر و نداشتن دغدغه ذهنی می‌شود و جرأت و اعتماد به نفس را بالا می‌برد.



5ـ برنامه باعث افزایش تمرکز حواس می‌شود، زیرا با داشتن زمان معین ذهن به طور اتوماتیک آماده دریافت مطلب می‌شود و یادگیری افزایش می‌یابد.



6ـ نداشتن برنامه، باعث می‌شود که اطلاعات در دقایق پایانی پیش از امتحان در مغز انباشته شده و به درستی پردازش نشوند. و این فراگیری به طور فشرده، باعث فراموشی سریع می‌شود و همچنین آشفتگی هیجانی و اضطراب ذهنی را به وجود می‌آورد.



7ـ داشتن برنامه و مطالعه بر اساس برنامه، باعث می‌شود که دروس بعدی که معلم آموزش می‌دهد، بهتر فهمیده شود.



8ـ داشتن برنامه، به روشن شدن اهداف کمک می‌کند و منجر به شناخت بیشتر و تشخیص اهداف می‌شود.

اصول برنامه‌ریزی



برای داشتن یک برنامه مناسب باید چه اصولی را در نظر داشت.

ـ اولین گام برای داشتن برنامه، مشخص کردن اهداف است. اهداف خود را بر حسب اینکه بلند مدت هستند یا کوتاه مدت، دسته‌بندی کنید و به صورت روشن بنویسید.



مثال اهداف بلند مدت :
قبولی در دانشگاه در رشته‌ای خاص یا قبولی پایان ترم با معدل
x



مثال اهداف کوتاه مدت :
گرفتن نمره
x در فلان درس ـ آمادگی برای پرسش کلاسی فلان درس



ـ اهداف واقع بینانه باشند و مطابق با واقعیت نه آرمانی و ایده‌آل، در ابتدای کار گام‌ها کوچک انتخاب مثلاً آمادگی برای پرسش کلاسی فردا

ـ اهداف مطابق با ویژگی‌ها و خصوصیات شما باشد، نه کپی‌ برداری شده از دوستانتان، زیرا هر شخص منحصر به فرد است و با درک این مطلب می‌‌توان هدف خوبی تعیین کرد.



ـ اهداف را زمان بندی کنید و در کنار آن مشخص کنید که چه زمانی باید و یا لازم است، به این هدف برسیم. مثلاً : خوب جواب دادن درس در کلاس ریاضی، زمان : فردا. گرفتن نمره
x در امتحان ریاضی پایان ترم در خرداد.



ـ اهداف بزرگ را به قطعات کوچک تبدیل کنید، مثال گرفتن نمره
x در امتحان ریاضی پایان ترم خرداد را به هدف‌های کوچک‌تر که بررسی امتحانات پیشین ریاضی و در آوردن نقاط ضعف و لیست کردن آن ها، زمان‌بندی برای برطرف کردن هر نقطه ضعف و روش بر طرف کردن، برنامه‌ریزی برای خواندن دروس ریاضی بر اساس فصل‌های کتاب، برنامه برای مرور ریاضی.



ـ برنامه انعطاف پذیر و قابل اجرا باشد. وقت‌های آزاد در برنامه گنجانده شود تا برای جبران وقت‌های از دست رفته استفاده گردد.



ـ برنامه متناسب با روحیه شخصی شما باشد، از مقایسه خود با دیگران پرهیز کنید و از روی برنامه دیگران کپی برداری نکنید.



ـ در برنامه وقتی را برای استراحت و تفریح قرار دهید.



با توجه به نکات گفته شده در این نوشتار، گام بعدی برای برنامه ریزی درسی به طور اختصاصی می‌باشد.


 
 
برنامه‌ریزی درسی به صورت اختصاصی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

 

دوستان عزیز، حالا خود را برای برنامه‌ریزی درسی آماده کنید، چند هفته‌ای به امتحان برنامه جامعی تهیه کنید تا در پرتو آن از حداکثر توان و استعداد خود استفاده کنید. برای این منظور رعایت نکات زیر اساسی است و باید در برنامه‌ریزی در نظر گرفته شود.



1- جدولی برای تمام روزهای هفته بکشید، در آن جدول فعالیت‌های اجباری مثل صرف نهار یا مدرسه رفتن را با مدت زمان لازم برای هر کدام را با مداد قرمز بنویسید. این کار باعث می‌شود که متوجه شوید وقت خود را چگونه می‌گذرانید و چقدر وقت آزاد دارید تا برای آن برنامه‌ریزی کنید. همچنین شما این کار به نقاط ضعف و قوت خود پی می‌برد.

2- پیش‌نویس برنامه با مداد باشد که به راحتی قابل تغییر باشد.



3- تمام کتاب‌های درسی خود را گردآوری کنید و حجم کتاب و سخت و آسانی آن را مورد بررسی قرار دهید، همچنین طول مدتی که برای خواندن هر درس و فصول و بخش‌های آن لازم است را یادداشت کنید.

4- برای هر درس وقت کافی در نظر گرفته شود. برای هر ساعت درس کلاسی، 2 ساعت وقت مطالعه قرار دهید. مثلاً اگر ریاضی را در هفته 4 ساعت دارید، 8 ساعت وقت مطالعه لازم دارد. دروسی که برای شما سخت‌تر است وقت بیشتری برای آن قرار دهید.

5- بین زمان‌های مطالعه، استراحت کوتاهی قرار دهید. 45 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت در نظر بگیرید. اگر امکان استراحت 15 دقیقه‌ای نبود، دو درس با موضوع متفاوت (مثلاً ریاضی و جغرافی) پشت سر هم قرار دهید تا از خستگی ذهنی شما جلوگیری کند. هر 3 یا 4 وقت 45 دقیقه‌ای، یک استراحت نیم‌ساعته برای خود در نظر بگیرید.



6- در برنامه‌ریزی برای درس‌ها اولویت‌ها را در نظر بگیرید و ابتدا دروسی که خیلی بااهمیت است به عنوان اولویت اول در نظر گرفته و سپس دروس با اهمین کمتر را در اولویت دوم و اولویت سوم را برای دروس بااهمیت کمتر قرار دهید.

7- وقت خواب کافی برای خود در نظر بگیرید. زیرا کم‌خوابی باعث می‌شود تمرکز نداشته باشید و از برنامه مطالعه نتوانید به خوبی استفاده کنید.

8- زمان مناسب برای انجام هر فعالیت انتخاب کنید. دروسی که احتیاج به تمرکز بیشتر دارد و برای شما سخت‌تر است در ساعاتی قرار دهید که آمادگی ذهنی بالاتری دارید. مثلاً منحنی یادگیری در ساعت 3 بعدازظهر پایین است، دروسی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد را در این ساعات قرار ندهید.



9- مطالعه دروس اگر به صورت موازی باشد از خستگی ذهنی جلوگیری می‌کند. بنابراین در برنامه خود، یک روز را کامل برای یک درس قرار ندهید مگر اینکه امتحان آن درس خیلی نزدیک باشد.

10- وقت آزاد در برنامه برای جبران وقت از دست رفته داشته باشید.

11- در مقابل تغییر برنامه مقاومت کنید. اگر عامل غیرمنتظره‌ای پیش آمد، از خود سؤال کنید، اولویت آن نسبت به درس‌تان چقدر مهم است و آیا می‌شود جلوی آن را گرفت و به وقت دیگری موکول کرد یا نه. و اگر احیاناً کاری بود که نمی‌شد انجام نداد، از وقت آزاد برای جبران استفاده کنید.

12- از نیمه‌کاره رها کردن برنامه و کار پرهیز کنید زیرا باعث می‌شود که اعتماد به نفس‌تان را پایین بیاید و دچار آشفتگی ذهنی می‌شوید.

13- برنامه خود را به معلم یا مشاور مدرسه یا والدین نشان دهید تا اشکالات آن برطرف شود.

14- دو نسخه از برنامه تهیه کنید. یکی برای ثبت در دفتر یادداشت و دیگری را روی میز مطالعه یا دیوار قرار دهید.



حالا که یاد گرفتید چگونه برنامه‌ریزی کنید، باید موانع پیش‌رو را هم بشناسید تا به موقع بتوانید از آن ها جلوگیری کنید تا خیلی به برنامه شما وارد نشود. این موانع بدین قرارند:



1- عدم تسلط بر موضوع‌های درسی یکی از موانع مهم می‌باشد. باید برای برطرف کردن آن، دروسی را که بلد نیستید و یاد نگرفتید بشناسید و از معلم یا دوست خود بخواهید که آن را برای شما توضیح دهد.

2- عدم شناخت نقاط ضعف و قوت خود، تا شما آن ها را نشناسید نمی‌توانید برای برطرف کردن آن ها کاری انجام دهید. برای شناخت آن ها می‌توانید از اطرافیان (خانواده، دوستان، معلم) کمک بگیرید.

3- نداشتن اعتماد به نفس و داشتن تصورات منفی از خود، برای جبران این مشکل بحثی که در مورد اعتماد به نفس است و در این ویژه‌نامه آمده است را مطالعه کنید.

4- ضعیف و کم‌رنگ شدن هدف و انگیزه، برای برطرف کردن این مورد، اهداف خود را همانطور که گفتیم واقع‌بینانه انتخاب کنید و آن را در جایی که جلوی چشمتان قرار دارد بگذارید.

5- فشردگی و تراکم برنامه، موجب می‌شود که زود خسته شده و بعد از چند روز برنامه را کنار بگذارید، برای جبران آن حتماً وقت‌های استراحت در برنامه قرار دهید.

6- از پرخوابی و بدخوری بپرهیزید، زیرا سطح یادگیری را کاهش می‌دهد.

 


 
 
نکته های طلایی در یادگیری مکالمه زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 

 

 گروه دانشگاه-یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی هرفردی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک موسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه ثبت نام می کنند.اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعه قبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.برخی نیز که کار و شغل روزمره اجازه حضور در کلاس را نمی دهد، با خرید انواع کتاب ها و نوارها، تصمیم می گیرند که در منزل یا خودرو، شخصا اقدام به یادگیری کنند که چون اجبار و ضرب العجلی برایشان نیست، به مرور از خیر این شیوه می گذرند و مجموعه ای از کتاب و سی دی و نوار روی دستشان می ماند.آنچه که در این مطلب قصد بیان آن را داریم اشاره به نکته های کلیدی و طلایی در یادگیری مکالمه زبان است که بر اساس تجربه های مختلف بدست آمده است.
سه شرط اصلی برای یادگیری مکالمه زبان:
- انگیزه: تصمیم خود را بگیرید! به چه منظوری می خواهید زبان یاد بگیرید؟ اگر مصمم هستید، آغاز کنید وگرنه وقتتان را تلف خواهید کرد!
- وقت و انرژی: یادگیری زبان یک کار ممتد و وقت گیر است و نباید بین بخش های مختلف آن فاصله انداخت، پس دقیقا مشخص کنید در طول هفته چه زمانهایی را برای یادگیری مکالمه اختصاص می دهید.
- محیط مناسب: هنگام یادگیری زبان باید فضای مناسب و ساکتی رو در نظر داشته باشید تا از تمرکز لازم برخوردار شوید.روی مکان های شلوغ یا ماشین و غیره زیاد حساب نکنید.
شنوایی مهمترین و بهترین روش
مهمترین و مفیدترین روش یادگیری مکالمه، شنوایی است. هر چه از روش شنوایی بیشتر استفاده کنید سرعت یادگیریتان بیشتر می شود. حال چگونه باید نوار ها را گوش کنیم:- به هیچوجه قبل از آنکه برای چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده اید، سراغ خواندن متن آن نروید. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانید، ممکن است برخی کلمات را غلط تلفظ کنید و این اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنید، بعد متن را بخوانید.هر درس را حتی تا 100 بارهم باید گوش کنیم! بله تعجب نکنید، اگر مایل هستید اعتماد به نفس لازم در مکالمه را بدست بیاورید، هر درس را آنقدر گوش می دهید تا حفظ شوید. می توان گفت کلیدی ترین موضوع در مکالمه همین باشد. شما باید متن درس ها را حفظ کنید. بعد با خاموش کردن نوار سعی کنید مثل گوینده آن متن را تکرار کنید. بزرگترین لذت شما زمانی است که یک پاراگراف طولانی را از بر بگویید!فقط با استفاده از هدفون نوار گوش کنیم. به دو دلیل،اول ینکه توانمندیهای یادگیری انسان به نسبت 60 و 40 درصد بین بینایی و شنوایی تقسیم می شود. اگر بخواهیم توان بینایی ما به کمک شنوائیمان بیاید، باید چشمهایمان را ببندیم،( تصور کنید در جایی نشسته و با کسی صحبت می کنید، همکارتان به شما نزدیک می شود و در گوش شما مطلبی را توضیح می دهد.. در آن لحظه که دارید به مطلب او گوش می کنید، به کجا نگاه می کنید؟ با اینکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هیچ جا نگاه نمی کنید چون تمام هوش و حواس شما به فهمیدن حرف های او معطوف است!) هدفون نیز نوعی پچ پچ در گوش شماست که باعث می شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوینده جلب شود.دوم اینکه صدایی که از هدفون در می آید به دلیل نزدیکی به پرده گوش انسان، برای مدتها در محدوده ورودی گوش باقی می ماند و در یک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار می شود و شما سود بیشتری از آن می برید!اگر سی دی تصویری هم می بینید باید همانند سینما فضا را تاریک کنید تا هیچ چیز دیگری توجه شما را به هم نزند.در مرحله بعد وقتی با خواندن متن به طور کامل با بحث آشنا شدیم، باید صدای خود را ضبط کنیم. یک نوار خالی آماده کنید و هر متنی را که حفظ کردید، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنید. البته در ابتدا این کار سخت خواهد بود اما اگر بخشی را فراموش کردید، به جای مراجعه به کتاب، مجددا آن بخش را گوش کنید. بعد دوباره صدای خود را ضبط کنید. تازه وقتی به صدای خود گوش کردید خواهید فهمید چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پیشرفت کرده اید..! فراموش نکنید برای رسیدن به لهجه مناسب، شما باید همانند یک مقلد صدا یا یک بازیگر تئاتر، نحوه گویش گوینده را تقلید کنید. حتی اگر طرف یک پیرزن یا بچه باشد مثل او حرف بزنید. توجه داشته باشید، اگر سعی کنید دقیقا مثل نوار حرف بزنید، کلمات بیشتری به خاطرتان می آید، چون شما دقیقا همانی را می گویید که شنیده اید!!، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنید، دیگر شنیده های شما دردی را دوا نمی کند، چون ذهن شما، آنها را چیز دیگری فرض می کند.بهترین تمرین گفتار، در مقابل آینه است. در این روش اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کنید.نکته قابل توجه این که کسانی که مرتب به شما توصیه می کنند، زیاد نوار یا رادیو گوش دهید یا فیلم زبان اصلی ببینید، درست می گویند، اما اینکار به گفتار شما کمکی نمی کند بلکه تنها فایده اش، آشنایی گوش شما با فرکانس هاس ویژه مکالمه زبان است. حتی اگر معنی کلمات را نفهمید، باز هم گوش کنید.. بعدا که با معانی آشنا شدید، ذهن شما همانند پازل این کلمات را کنار هم قرار می دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل می آورد. تمرین، گرامر، دیکته، حفظ لغت و جمله سازی،همه این موارد را فراموش کنید.در مراحل اولیه یادگیری مکالمه، اجبار نداشته باشید که تمرین حل کنید، دیکته بنویسید، گرامر کار کنید.فقط گوش کنید، حفظ کنید و صدای خود را ضبط کنید.. تا آنجا پیش روید که از لهجه و سرعت گفتار خود راضی شوید.پرداختن به بحث گرامری، شما را از هدفتان دور می کند.شما در حین حفظ مطلب، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعایت می کنید و این روش ماندگار تر است تا اینکه با هدف قبلی بخواهید نکته های گرامری را در جملات خود بکار ببرید.به دنبال یادگیری یا حفظ لغات هم نباشید. با دیکشنری خداحافظی کنید.! شما فقط جملات یا عبارت ها را یاد می گیرید نه کلمات. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشید اگر نتوانید در جمله بکار ببرید، به چه دردتان می خورد؟ به یاد داشته باشید ما نباید خودمان جمله بسازیم بلکه جملات آماده را حفظ می کنیم.فراموش نکنید، شما فقط و فقط جملاتی را می توانید در گفتار خود بکار ببرید که قبلا عین آن را خوانده یا شنیده باشید! در غیر اینصورت مثل یک دانش آموز با ادب، بگویید هنوز نخوندیم آقا...! اگر تلاش کنید که یک جمله جدید بسازید یعنی به طور کلی عکس روش مورد نظر ما عمل می کنید. آیا وقتی شما فارسی حرف می زنید جمله سازی می کنید؟ قطعا جواب منفی است برای اینکه جملاتی که می خواهید بگویید قبلا بارها خوانده اید یا بگوشتان آشناست.خیالتان راحت باشد، آنقدر جمله های متعدد حفظ خواهید کرد که نیاز به جمله سازی پیدا نمی کنید.مکالمه زبان را وارد زندگی خود کنیدیکی از اشتباهات بزرگ شیوه تدریس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن یک نوزاد است. وقتی فرزند شما متولد می شود اولین کلماتی که با آنها آشنا می شود، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند، مثل بیا، بشین، دست نزن، جیزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و....اما ما در مدارس با جملات کامل خبری شروع می کنیم
teacher a is Hestubent a am Iاین موضوع را می توان بزرگترین نقص نظام آموزش زبان انگلیسی در مدارس دانست. تحصیلکردگان دانشگاهی ما هنوز نمی توانند فرق بین get، take و put را بخوبی درک کنند، چون تنها با کاربرد امری این افعال جایگاه واقعی آنها مشخص می شود.
چند پیشنهاد:
 چند شب پشت سر هم در حالیکه اعضای خانواده شما متوجه نیستند، ضبط صوت خود را روشن کنید تا مکالمات عادی افراد داخل منزل( مثلا حین صرف شام) ضبط شود.در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بین اعضای خانواده را از روی نوار در دفتر خود بنویسید. چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده اید، خواهید دید که برخی جمله ها تکراری است، انها را حذف کنید.- به کمک استاد خود یا یک کسی که زبان خوبی دارد، این جملات را تر جمه کنید.- جملات را حفظ کنیدهمین...الان شما قادر هستید با همین جملاتی که حفظ کردید در منزل انگلیسی حرف بزنید!!! چون گفتار های خانوادگی و روزمره ما بسیار محدود و اکثرا تکراری هستند.
 از این شاخه به آن شاخه نپرید، روش های گوناگون را امتحان نکنید، انواع نوارها و کتابها را نخرید.. تنها یک مجموعه کتاب و نوار را تهیه و با همان ها شروع کنید. برخی یادداشت ها و تذکر های ی روزمره خود را انگلیسی بنویسید...تذکرات به خودتان...دوستان یا اعضای خانواده..قوانین منزل یا محل کار..جملات کوچکی هستند ولی همیشه یادتان می ماند. ترجمه متون را از طریق یادگیری مکالمه انجام دهید...مکالمه شما که پیشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق می شوید.نکته آخر: در جای جای محل کار و منزل خود جملات مهم را بنویسید و نصب کنید تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد جمله..نه لغت!!!


 
 
آسیب‌شناسی آموزش زبان‌ انگلیسی در مدارس ایرانی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 

 

زبان دوم، الفبای فراموش‌شده

زهرا باقری شاد :‌تمام دیپلمه‌ها دست‌کم نمره شش سال آموزش زبان انگلیسی را در بایگانی کارنامه‌های خود دارند اما این کارنامه‌ها نماد هرچه که باشند، باسوادی یا بی‌سوادی افراد، حکم کوله‌باری سبک از دانسته‌های زبان انگلیسی دانش‌آموزان ایرانی را دارند.

 

له‌باری که دانش‌آموزان به اتکای آن نمی‌توانند حتی یک نامه کوتاه به زبان بین‌المللی انگلیسی بنویسند و توانایی مکالمه‌ای مختصر در حد یک گفت‌وگوی روزمره را هم ندارند.
شش سال آموزش زبان انگلیسی در بیشتر مدرسه‌های ایرانی به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آموزش و پرورش و زبان‌شناسی تنها صرف وقت و اتلاف زمان محسوب می‌شود، آن هم در شرایطی که برخی از دانش‌آموزان پس از فارغ‌التحصیل شدن یا حتی در زمان تحصیل و به موازات برنامه‌های آموزشی مدرسه، به یادگیری زبان انگلیسی در آموزشگاه‌های آزاد می‌پردازند و به تدریج نیز بر تعداد متقاضیان حضور در این آموزشگاه‌ها افزوده می‌شود.
بر همین اساس کارشناسان ضعف دانش‌آموزان ایرانی را در یادگیری زبان، تنها به فضای آموزش رسمی مرتبط می‌دانند و از دانش‌آموزان به عنوان افرادی علاقه‌مند به یادگیری زبان انگلیسی نام می‌برند که مشکلات متعددی چون ناکارآمد بودن محتوای کتاب‌های درسی زبان انگلیسی و کم‌بودن ساعت‌های تدریس از انگیزه آنها در یادگیری این زبان کاسته است.

آموزش زبان از سال اول راهنمایی، یک کار غیرکارشناسانه
پس از مخالفت با اجرای طرحی مبنی بر تدریس آزمایشی زبان انگلیسی در مدرسه‌های ابتدایی که در زمان وزارت مرتضی حاجی به صورت پیشنهادی مطرح شده بود، آموزش این زبان همچنان با روند همیشگی از سال اول راهنمایی آغاز می‌‌شود و این در حالی است که بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان عرصه تعلیم و تربیت، این دوره را برای آغاز آموزش یک زبان خارجی به دانش‌آموزان زمان مناسبی نمی‌دانند.دکتر احد نویدی، عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت یکی از این کارشناسان است که نسبت به زمان آغاز تدریس زبان انگلیسی در سال اول راهنمایی دیدگاهی منتقدانه دارد و آن را یک کار غیرکارشناسی می‌داند.
او می‌گوید: «توجه داشته باشیم که هرچه یادگیری از سنین بالاتر شروع شود، باید در مغز یک حافظه جانبی هم تشکیل شود. تشکیل همین حافظه جانبی یک مشکل اساسی است که البته امکان آن نیز در روش‌های تدریس مدارس ایرانی وجود ندارد».
شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش نیز معتقد است آموزش زبان انگلیسی هرچه از سنین پایین شروع شود موفق‌تر است و تدریس زبان انگلیسی را حتی پیش از دبستان هم مفید ارزیابی می‌کند.
حمیدرضا حصارکی، مدرس زبان انگلیسی و مسوول دوره‌های زبان بخش متوسطه منطقه 17 آموزش و پرورش تهران یکی دیگر از کارشناسانی است که تدریس نشدن زبان انگلیسی را در دوران ابتدایی یک تصمیم سلیقه‌ای می‌داند و معتقد است این تصمیم سلیقه‌ای از بار علمی مناسب برخوردار نیست.
این کارشناس با تاکید بر ضرورت استفاده از تئوری زبان‌شناسی برای برنامه‌ریزی آموزش زبان‌های خارجی به «تهران امروز» می‌گوید: «براساس یکی از نظریه‌های زبان‌شناسی، اوج یادگیری بین 11 تا 14 سال است، با این توضیح که بعد از 14 سالگی در مغز پدیده‌ای به نام یکسان‌سازی اتفاق می‌افتد و قدرت یادگیری کمتر می‌شود اما این نظریه به این معنا نیست که پیش و پس از این دوران، آموزش و یادگیری انجام نگیرد. به همین دلیل پیش از انقلاب حتی در آمادگی‌ها و مدارس ابتدایی هم زبان انگلیسی همراه کتاب‌هایی که برای همان دوران سنی طراحی شده بودند، به بچه‌ها آموزش داده می‌شد.»

ترکیبی از مباحث غیرضروری
نگاه برنامه‌ریزان دفتر تالیف کتاب‌های درسی نسبت به آموزش زبان، یک مقوله کاربردی نیست. این را حصارکی می‌گوید و همین فقدان نگاه کاربردی را مهم‌ترین مشکل بر سر راه یادگیری زبان انگلیسی توسط دانش‌آموزان می‌داند.
او می‌گوید: «کتاب‌های درسی زبان انگلیسی در ایران تنها براساس مهارت‌های خواندن و ترجمه تالیف شده‌اند، در حالی که حتی اگر بحث بر سر تقویت این دو مهارت باشد، ما در این دو مقوله هم موفق نبوده‌ایم و فقط معجونی از نکات غیرضروری و گرامرهای غیرکاربردی را در کتاب‌های درسی زبان انگلیسی گنجانده‌ایم.»
به اعتقاد این کارشناس، در تمام دنیا، هدف اصلی آموزش زبان‌های خارجی برقراری ارتباط است. بر همین اساس هدف از یادگیری زبان انگلیسی هم باید افزایش مهارت مکالمه باشد که این مساله در آموزش و پرورش ایران نادیده گرفته می‌شود.حصارکی با تاکید بر اینکه در میان مهارت‌هایی چون خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و شنیدن، اولویت با شنیدن است، می‌افزاید: «اگرچه این 4 مهارت در یادگیری یک زبان خارجی باید با هم و هم‌تراز هم تقویت شوند اما آنچه که مهم‌تر از سایر مهارت‌هاست، اولویت‌دادن به شنیدن است.
دانش‌آموزان ما متاسفانه وسایل کمک‌آموزشی لازم در این زمینه را در اختیار ندارند و امکان شنیدن زبان انگلیسی، چه از طریق ضبط‌صوت و چه در لابراتوارهای زبان برای آنها وجود ندارد».
کم ‌بودن ساعت تدریس زبان انگلیسی، یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان، آن را مورد انتقاد قرار می‌دهند و سه ساعت در هفته را برای آموزش این زبان کافی نمی‌دانند، در حالی که به گفته آنها، شرایط غیراستاندارد آموزش هم، مشکلات ناشی از این کمبود وقت را تشدید می‌کند.در این میان بی‌علاقه‌بودن دانش‌آموزان ایرانی به فراگیری زبان انگلیسی، نظریه‌ای است که مسوول دوره‌های زبان بخش متوسطه منطقه 17 آن را تایید نمی‌کند و می‌گوید: «من تصور می‌کنم که دانش‌آموزان ما خیلی هم به زبان انگلیسی علاقه دارند اما چون ابزارهای اولیه یادگیری را برای آنها فراهم نکردیم و به آنها احساس راحت‌بودن با این درس را نیاموختیم، با این تصور زبان انگلیسی را یاد می‌گیرند که مجموعه‌ای از فرمول‌های گرامری و لغت‌های دشوار است، در حالی که فراگیری زبان انگلیسی با درس‌هایی مثل ریاضیات و فیزیک، تفاوت بسیاری دارد.»
تدریس زبان انگلیسی بدون در نظر گرفتن طبیعت آن و به شیوه فرمولی و دستوری به اعتقاد کارشناسان آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف آموزش روش مناسبی نیست چرا که فرمول‌ها و دستورهای متداول در درس‌های علمی همچون فیزیک، شیمی و ریاضیات در درس زبان کارایی ندارند و دانش‌آموزان را تنها در پاسخگویی به سوالات چهار گزینه‌ای توانمند می‌سازند.

معلمان در مهارت‌های زبان مشکل دارند
پایین بودن سطح علمی مدرسان زبان انگلیسی در مدارس سال‌هاست که از سوی کارشناسان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. بسیاری بر این باورند که خود دبیران این رشته هنوز بر مهارت‌های یادگیری زبان انگلیسی تسلط کافی ندارند و به همین دلیل از عهده تقویت این مهارت‌ها در دانش‌آموزان برنمی‌آیند.
نویدی در این‌باره می‌گوید: «بیشتر معلمان زبان در کشور ما مکالمه بلد نیستند پس چطور می‌توانند به دانش‌آموزان مهارت مکالمه و صحبت کردن به زبان انگلیسی را بیاموزند؟ بسیاری از آنها در فهم معنای جملات به زبان انگلیسی مشکل دارند نمی‌توانند به خوبی ترجمه کنند به همین دلیل ممکن نیست مهارت‌هایی را که خود ندارند به دانش‌آموزان انتقال دهند.»به اعتقاد نویدی، استخدام معلم زبان انگلیسی در آموزش و پرورش کشور ما تنها براساس مدرک این رشته صورت می‌گیرد و نظارتی بر کارایی معلمان این رشته از سوی آموزش و پرورش وجود ندارد.
این پژوهشگر می‌افزاید: «البته اگر معلم سواد هم داشته باشد انگیزه‌ای برای آموزش ندارد چون درگیر همان مشکلاتی است که سایر معلمان با آن دست به گریبانند. علاوه بر اینکه می‌داند نتیجه کارش چه مثبت باشد و چه منفی، نه تشویق خواهد شد و نه توبیخ.»

زبان انگلیسی یک مهارت پایه تلقی نمی‌شود
نگاه برنامه‌ریزان در آموزش و پرورش به یادگیری زبان انگلیسی به‌گونه‌ای است که آن را یک مقوله غیرفعال ارزیابی می‌کنند درحالی که کارشناسان زبان انگلیسی آن را مقوله‌ای فعال می‌دانند که باید به صورت یک مهارت پایه به دانش‌آموزان آموزش داده شود.
از سوی دیگر زبان انگلیسی که آشنا نبودن با آن در دنیا نوعی بی‌سوادی محسوب می‌شود در آموزش و پرورش ایران هنوز به عنوان یک مهارت پایه تلقی نشده و به اعتقاد نویدی این تفکر آموزشی به تمام جامعه تسری یافته است. این پژوهشگر می‌گوید: «وظیفه آموزش عمومی این است که در دانش‌آموزان مهارت‌های پایه ایجاد کند اما هنوز در جامعه ما و در سیستم آموزشی کشور این فهم حاصل نشده که زبان انگلیسی یک مهارت پایه است البته ما درباره سایر مهارت‌های پایه هم مشکل داریم و شواهد موجود گویای این است که ما به‌طور کلی در آموزش و پرورش رسمی با شکست مواجه شده‌ایم همان‌طور که بچه‌های ما در مدرسه احساس مسوولیت و مشارکت را یاد نمی‌گیرند به همین ترتیب زبان انگلیسی را هم نمی‌آموزند و این پدیده کلی است.»
نویدی همچنین بر این باور است که در کشور ما هنوز پس‌مانده‌ای از نگرش‌های منفی به زبان انگلیسی وجود دارد و این زبان به عنوان یک زبان بیگانه در سیستم آموزشی ما مغفول مانده است. به گفته او، دانش‌آموزانی هم که در خارج از مدرسه و در آموزشگاه‌های آزاد به فراگیری زبان انگلیسی می‌پردازند در واقع به واسطه نوعی هدایت خانوادگی به یادگیری زبان متمایل شده‌اند و تسلط آنها بر زبان انگلیسی جزو افتخارات آموزش و پرورش رسمی به حساب نمی‌آید.

واگذاری مسوولیت آموزش زبان به بخش خصوصی
آموزش زبان انگلیسی در بسیاری از مدارس غیرانتفاعی به صورت غیررسمی در دوره ابتدایی نیز ارائه می‌شود. در حالی که به گفته کارشناسان نظر مسوولان آموزش و پرورش به این مساله مثبت نیست. با وجود این برخی از مدارس غیرانتفاعی حتی نمره زبان انگلیسی را در کارنامه دانش‌آ‌موزان ابتدایی هم لحاظ می‌کنند تا به نوعی مشوق یادگیری این زبان در دانش‌آموزان باشند.
حصارکی در حالی که این شیوه را مفید ارزیابی می‌کند، می‌گوید: «امروز مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی راحت با مجموعه افراد مجرب در زمینه آموزش زبان انگلیسی قرارداد همکاری می‌بندند و این گروه برای دانش‌آموزان برنامه‌ریزی می‌کنند. به این ترتیب می‌توان حضور بخش خصوصی را در آموزش زبان انگلیسی مفید تلقی کرد چون بخش خصوصی همیشه برای اثبات خودش و به این دلیل که هزینه می‌کند و می‌خواهد بازدهی داشته باشد بهتر از بخش دولتی کار می‌کند.»
عبداللهی هم واگذاری تدریس زبان انگلیسی به موسسه‌های خصوصی و نظارت دولت را بر عملکرد آنها راهکاری برای ارتقای سطح یادگیری دانش‌آموزان در این زمینه می‌داند و این در حالی است که بسیاری از کارشناسان دیگر نیز با تاکید بر مفید نبودن عملکرد دولت در آموزش زبان، با واگذاری این مسوولیت به بخش خصوصی موافقند. اگر چه آنها ناکارآمد بودن سیستم آموزش رسمی را تنها در یادگیری زبان انگلیسی خلاصه نمی‌کنند و بازدهی آموزش زبان عربی را نیز در مدارس ضعیف می‌دانند. با وجود اینکه تاکید بر یادگیری زبان عربی در سیستم آموزش رسمی ایران بیشتر است، اما به اعتقاد کارشناسان سرنوشت آموزش این زبان نیز مشابه سرنوشت آموزش زبان انگلیسی است و دانش‌آموزان ایرانی در هر دو مقوله با مشکلاتی در ترجمه، صحبت و درک متن مواجه هستند. بر همین اساس ارزیابی صاحب‌نظران آموزش و پرورش بر نادرست بودن شیوه‌های تالیف و تدریس همه زبان‌های خارجی در سیستم آموزش رسمی متمرکز شده و انتقادات متعدد دراین زمینه گویای نادیده گرفتن زبان‌های خارجی به عنوان مهارت‌های پایه آموزشی از سوی نهاد آموزش و پرورش است؛ نهادی که خروجی آن در آموزش زبان انگلیسی یا هر زبان خارجی دیگر به قدری ضعیف است که حتی برای نوشتن یک نامه رسمی و کوتاه هم کفایت نمی‌کند.


 
 
اصول یادگیری زبان انگلیسی در مدارس عادی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

 

 

محمّدحسین ملکی ـ منطقه 10 تهران

به عنوان مقدمه باید عرض کنم که تاکنون بیش از 6900 زبان در جهان شناسایی شده است. در قاره‌ آسیا بیشترین تعداد زبان‌ها یعنی 2269 و در قاره امریکا کمترین تعداد زبان‌ها یعنی 1002 زبان وجوددارد. وجود این همه زبان مختلف تنها می‌تواند نشان دهنده عظمت خالقی باشد که آنها را آفریده است. قرآن مجید در سوره روم آیه 22 می‌فرماید:

«و از جمله آیات او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و اختلاف زبانهای شما و رنگهای شما، بی‌گمان در این برای دانشمندان مایه‌های عبرت است.»

یکی از این زبانها و بی‌گمان مهم‌ترین آنها، زبان انگلیسی است که به عنوان زبان بین‌المللی سالیان متمادی است که مورد توجّه همگان قرار گرفته است. ما ایرانیان نیز که دارای تمدّن و فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی هستیم، باید بتوانیم بیش از گذشته از زبان انگلیسی به عنوان یک وسیله‌ جهانی جهت ارائه نظرات خود در سطح بین‌المللی استفاده کنیم. با بهره بردن از منابع انگلیسی زبان نوشتاری مانند کتاب‌ها، دایره‌المعارف‌ها، مقاله‌ها، روزنامه‌ها، مجلات و نیز منابع گفتاری مانند شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، فیلم‌ها، نوارها و سی‌دی‌های صوتی و تصویری بر تجارب و دانش خود بیافزاییم. حال سؤال مهم و اساسی این است که راه اصلی و درست رسیدن به این مقصود و مقصد چیست؟ چگونه باید به مطالعه درست زبان انگلیسی پرداخت که دارای حداکثر بهره‌وری باشد و از به هدر رفتن بیهوده وقت و انرژی جلوگیری کرد؟

در اینجا چند راهکار بسیار ساده ولی با اهمیّت به زبان‌آموزان و علاقه‌مندان انگلیسی معرفی می‌کنیم. تردید نکنید اگر آنها را به دقّت به کار گیرید، میزان پیشرفت و یادگیری شما چندین برابر خواهد شد و با صرف وقت و انرژی کمتر، مطالب بیشتری را یاد خواهید گرفت. ضمن آنکه این‌بار یادگیری برایتان لذّت‌بخش‌تر خواهد شد و بدون هیجان و دلواپسی در موقعیت‌های گوناگون به خوبی از دانش زبانی خود استفاده خواهید کرد.

هدف خود را مشخص کنید

چرا می‌خواهید زبان بیاموزید؟ چه چیزی می‌خواهید یاد بگیرید؟ مکالمه‌های روزمرّه؟ تست‌های کنکور؟ کلمه‌ها و اصطلاحاتی که در کامپیوترو اینترنت به کار می‌رود؟ فهمیدن اخبار و فیلم‌ها؟ خواندن متن‌های درک‌مطلب؟ در چه سطحی می‌خواهید یاد بگیرید؟ پایه، متوسط، پیشرفته، تافل و...؟

از پایه شروع کنید

اگر زبان انگلیسی‌تان خیلی ضعیف است، از کتابهای پایه و ساده شروع کنید. خجالت نکشید که از سطح بسیار پایین شروع می‌کنید. مهم این است که درست و اصولی شروع کنید ولی تا سطوح بالا و عالی ادامه دهید.

همراه پیدا کنید

انتخاب یک دوستِ علاقه‌مند به زبان انگلیسی، یادگیری را برای شما آسان‌تر و جالب‌تر می‌کند و می‌توانید آموخته‌های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و با هم تبادل‌نظر کنید.

از این شاخه به آن شاخه نپرید

کتابها، مطالب، نوارها و سی‌دی‌های مورد علاقه خود را به دقت انتخاب کنید. هرچه بیشتر به موضوعاتی که مطالعه می‌کنید علاقه‌مند باشید، یادگیری برایتان جذاب‌تر می‌شود. سعی کنید کتاب‌ها و متن‌هایی که برای مطالعه انتخاب می‌کنید ارتباط زیادی با انگلیسی واقعی (real English) داشته باشد. دائماً کتاب‌ها و کلاس‌های خود را عوض نکنید.

انگلیسی را از طریق گوش بیاموزید

اولین مرحله یادگیری زبان گوش‌دادن (Listening) است. تا می‌توانید به نوارها و سی‌دی‌های صوتی و تصویری گوش کنید. گوش دادن به رادیو، تلویزیون و نیز تماشای فیلم و کارتون‌های انگلیسی بسیار مهم است.

هرگز یادگیری انگلیسی را با کتاب‌هایی که بدون نوار کاست و یا سی‌دی است شروع نکنید. اینگونه کتاب‌ها ارزش یادگیری ندارند. زبان انگلیسی دارای لهجه‌های گوناگون است که فقط از طریق گوش‌دادن زیاد پی به آنها خواهید برد.

حفظ کردن واژگان را متوقف کنید

خواندن و حفظ کردن واژگان و کلمه‌های یک زبان به تنهایی ارزش ندارد. واژگان زمانی ارزش و معنی پیدا می‌کنند که در قالب عبارت و جمله باشند. همیشه سعی کنید یک کلمه و اصطلاح جدید را در قالب عبارت و یا جمله‌ای آسان یاد بگیرید. به مثالهای زیر توجه کنید:

a.Give me some water, please.

b.Please water the flowers.

در جمله‌ اول کلمه water اسم است و به معنی آب است. (لطفاً مقداری آب به من بدهید.)

در جمله دوم کلمه‌ water فعل است و به معنی آب‌دادن است. (لطفاً به گُل‌ها آب بدهید.)

دستور زبان (Grammar) نخوانید

خواندن نکات دستوری و حفظ کردن فرمولهای پیچیده بدون کاربرد آنها در مکالمه‌ها و فعالیت‌های زبانی روزانه ارزش زیادی ندارد. چه بسیار دانش‌آموزانی که از خود انگلیسی زبانها بیشتر دستور زبان بلد هستند ولی متأسفانه از کاربرد درست جمله‌ها در موقعیت‌های واقعی ناتوان هستند. این بدان معنی نیست که اصلاً دستور زبان نخوانید بلکه به معنی آن است که در آن غرق نشوید. دستور زبان جزئی از زبان است نه همه ‌آن.

پرسیدن عیب نیست

هرجا به مطلبی برخورد کردید که آن را نمی‌دانید از معلم خود یا دیگران بپرسید. نگذارید سؤالات بی‌جواب شما روز به روز بیشتر و بیشتر شوند و به انبوهی از مجهولات تبدیل شوند. همیشه گفته‌اند سؤال کردن عیب نیست، ندانستن عیب است.

یادداشت‌برداری کنید

از سخنان مهم و نیز نوشته‌های تخته کلاس و یا متون درسی‌تان یادداشت‌برداری کنید. یادداشت‌های منظم و مرتب شده برای مرورهای بعدی به کارتان می‌آید.


هر روز یاد بگیرید

حتماً شنیده‌اید که می‌گویند انگلیسی فرّار است. یعنی از مغز فرار می‌کند. این به آن دلیل است که ما از انگلیسی فرار می‌کنیم. اگر یادگیری و مطالعه برای ما یک عادت شود از آن لذت می‌بریم. مطالعه‌ روزانه حدود 15 الی 20 دقیقه به مراتب بهتر از هفته‌ای یک روز و آن هم 2 تا 3 ساعت است. از یادگیری به صورت منظم و پیوسته ماندگار‌تر است.

دهانتان را باز کنید

به خود جرأت صحبت کردن بدهید. با دیگران ارتباط برقرار کنید. هر آنچه را یاد می‌گیرید، صحبت کنید. از اشتباه کردن نترسید. خود انگلیسی زبانها نیز اشتباه می‌کنند.

از اینترنت استفاده کنید

بعضی از شبکه‌ها و پایگاههای اینترنتی حاوی مطالب سودمندی برای زبان‌آموزان هستند.

صبور باشید

یادگیری زبان فرایندی تدریجی است. تصور نکنید که یاد گرفتن زبان با یک یا دو ماه کلاس رفتن حاصل می‌شود. زود مأیوس نشوید. به قول ضرب‌المثل معروف: «کارها نیکو شود اما به صبر». ضمناً فریب بعضی از آگهی‌های تجاری را که مدعی آموزش مکالمه زبان در 10 یا 15 جلسه و یا در خواب هستند را نخورید.

آموخته‌هایتان را مرور کنید

هر از چند گاهی مطالب گذشته را مرور کنید و آموخته‌های خود را با دانسته‌های قبلی پیوند بزنید.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که مراحل درست یادگرفتن زبان انگلیسی به ترتیب زیر است:

1 ـ گوش دادن (Listening)

2 ـ صحبت کردن (Speaking)

3 ـ خواندن (Reading)

4 ـ نوشتن (Writing)


 
 
چگونه خود را برای کنکور آماده سازیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

دلایل عدم اجراء برنامه‌ریزی:

یکی از عوامل استرس‌زا برای هر دانش‌آموز کنکوری، عدم اجراء برنامه‌های اوست. دانش‌آموز پیش از دیگران از اجراء نکردن برنامه‌های خود دچار نگرانی و پشیمانی می‌گردد. هر چند که تکرار این موضوع به‌تدریج به یک عادت تبدیل می‌شود.
پس لازم است بدانیم چه دلایل مهمی مانع اجراء برنامه‌های ما می‌شود. بدیهی است عدم توجه به نکات گفته شده در بحث قبلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این مورد هستند، به‌طور مثال دانش‌آموزی که توان مطالعاتی او در روز یک ساعت است به یک‌باره تصمیم می‌گیرد، روزانه شش ساعت مطالعه کند.
برای افزایش ساعات مطالعه باید به یک مدل افزایش تدریجی متناسب با توان شخصی روی آوریم. ”هفته اول (۱ ساعت)، هفته دوم (۱ ساعت و نیم)، هفته سوم (۲ ساعت و نیم)، هفته چهارم (۳ ساعت و نیم)، هفته پنجم (۴ ساعت و نیم)، هفته ششم (۵ ساعت و نیم تا ۶ ساعت).


دلیل دیگر، عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری است:

به این معنی که پیش‌بینی نکردن اتفاقاتی که در طول روز یا هفته می‌تواند مانع اجراء برنامه باشند قطعاً دانش‌آموز را دچار مشکل می‌سازد.

عدم توجه به واقعیات روزمره و یا ضعف در آینده‌نگری


مثلاً دانش‌آموزی که می‌داند هفته آینده در روز پنج‌شنبه به عروسی یکی از بستگان نزدیک خود دعوت شده است، باید برای آن روز میزان ساعت مطالعاتی کمتری را لحاظ کند در غیر این‌صورت او قادر نخواهد بود به آن برنامه عمل نماید.
تعارف با دوستان و نزدیکان نیز یکی دیگر از این دلایل است. بسیاری از دانش‌آموزان ما هنگام اجراء برنامه‌های خود با اطرافیان دچار تعارف می‌شوند. یعنی در حالی‌که می‌دانند امروز نمی‌توانند با دوستان خود به گردش یا تفریح بپردازند، اما با اولین پیشنهاد از طرف آن‌ها ترجیح می‌دهند برای حفظ دوستی (یا به اصطلاح معرفت!) از اجراء برنامه پرهیز کنند و به خواسته دوستان خود توجه نمایند.
پس بهتر است که به‌طور غیر مستقیم برنامه‌های تنظیمی خود را به اطلاع دوستان و اطرافیان نزدیک خود برسانیم (مثلاً با نصب این برنامه‌ها در روی دیوار اتاق و یا کمک گرفتن از خود آن‌ها برای برنامه‌ریزی).
ناهماهنگی در اجزاء برنامه نیز می‌تواند مانع اجراء صحیح برنامه باشد، چرا که بارها با دانش‌آموزانی روبه‌رو شده‌ایم که به‌دلیل پراکندگی و از هم گسیختگی در اجزاء برنامه‌های خود نمی‌توانند به‌درستی آن را اجراء کنند.
مثلاً یا آن‌قدر تعداد زیادی درس را در یک روز برای مطالعه در نظر گرفته‌اند و یا دروسی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اند که با هیچ‌یک از برنامه‌های کلاسی فردا و یا امروز خود هماهنگی ندارند. بنابراین این برنامه حتی در صورت اجراء، بازدهی مطلوبی برای آن‌ها نخواهد داشت.

الف) برنامه‌ریزی گروهی:

گاهی اوقات با مشاورانی روبه‌رو می‌شویم که به‌دلایل معقول و یا نامعقول برای تمام دانش‌آموزان یک کلاس (با توان‌ها و ویژگی‌های گوناگون) یک برنامه درسی واحد را ارائه می‌دهند.
یک دانش‌آموز باید بداند این‌گونه برنامه‌ها، کلیات را شامل می‌شود و لازم است خود او با فکر و اندیشه نسبت به تعدیل و یا تغییرات لازم در برنامه (براساس شرایط و مشخصات فردی خود) اقدام نماید یا قابلیت اجرائی آن تضمین گردد.

ب) عواطف و احساسات:

بارها شاهد بوده‌ایم که به‌دلیل وابستگی‌های عاطفی دوران جوانی برنامه‌های مطالعاتی اجراء نمی‌شوند. مثلاً به‌راحتی برنامه یک دانش‌آموز به سبب یک اتفاق ناگوار عاطفی نظیر دعوا دچار اختلال می‌گردد و به اصطلاح معروف برای دانش‌آموز هیچ حس و حالی برای درس خواندن باقی نمی‌ماند.

آزمون

برای ایجاد یادگیری، آزمون یکی از عوامل تٲثیرگذار است بنابراین در این زمینه به نکات زیر توجه کنید:

آزمون


الف) هدف خود را در آزمون‌های موضوعی، پیدا کردن نقاط ضعف و نواقص علمی خود قرار دهید، به‌عبارت دیگر با گرفتن کارنامه، در پی درصدها و رتبه‌ها نباشید، بلکه مشخص نمائید که در چه سئوالاتی دچار اشتباه شده‌اید و یا در چه سئوالاتی ضعف علمی داشته‌اید. سپس نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنید (هر چند که دانش‌آموزی قوی و عالی قبل از گرفتن کارنامه نیز به این‌کار اقدام می‌کنند).
اما در آزمون‌های جامع که معمولاً در اواخر دوره آمادگی کنکور برگزار می‌شود، به‌دنبال کسب درصد و رتبه‌های مناسب باشید تا بتوانید تا حد مناسبی رتبه واقعی خود را در آینده پیش‌بینی نمائید و از خطاهای تاکتیکی جلوگیری کنید.
این در حالی است که اکثر دانش‌آموزان در هدف‌گذاری برعکس عمل می‌کنند به این معنی که با کسب درصدهای پائین در آزمون‌های موضوعی به‌تدریج ناامید می‌شوند و در انتها نیز معمولاً در آزمون‌های جامع شرکت نمی‌کنند.
در حالی‌که کسب درصدهای پائین در آزمون‌های ابتدائی باید منجر به تلاش دانش‌آموزان برای رفع نواقص شود که نهایت این تلاش‌ها در طول دوره، منجر به افزایش توان علمی او خواهد شد، به‌عبارت دیگر آزمون، خود یک جلسه آموزشی محسوب می‌گردد.
ب) از شرکت در آزمون‌های متعدد و گوناگون پرهیز کنید چرا که اگر تعداد آزمون‌ها زیاد باشد، منجر به کاهش انگیزه می‌گردد و ارزش شرکت در آزمون برای دانش‌آموز کم‌رنگ خواهد شد تعداد مناسب و متعادل آزمون‌ها در طول دوره آمادگی کنکور بین ۱۲ـ۱۰ آزمون است که از این تعداد ۳ـ۲ آزمون باید به‌صورت جامع برگزار شود.
ج) اگر حداقل ۸۰ـ۷۰ درصد موضوعات آزمونی را مطالعه نکرده‌اید در آن آزمون شرکت نکنید زیرا کسب هر نتیجه‌ای (چه خوب و چه بد) کاذب است. به‌عبارت دیگر این نتیجه نمی‌تواند آینده را برای شما پیش‌بینی کند.
د) دفترچه سئوالات و پاسخ‌های تشریحی هر آزمون را حفظ کنید تا در هنگام مرور مطالب، مجدداً به آن‌ها رجوع نمائید و نسبت به پاسخ‌گوئی سئوالاتی که قبلاً در آن‌ها دچار مشکل بوده‌اید، اقدام کنید.
و) برای شرکت در آزمون و در حین برگزاری آزمون، از تغذیه مناسبی بهره‌مند شوید (حداقل در آن روز صبحانه مناسبی میل کنید).
ه) از مسئولان برگزارکننده آزمون بخواهید تشویق‌های مناسبی را برای نفرات برتر هر آزمون در نظر بگیرند.
ی) از شرکت در آزمون‌هائی که طراحان سئوالات آن، به تٲلیف تست‌های سخت و دشواری می‌پردازند، پرهیز کنید


 
 
عوامل موثر بر انتخاب رشته دانشگاهی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

هر کس در زندگی بارها دست به انتخاب می‌زند. چرا که انتخاب یکی از مهمترین فعالیت‌های انسان است. انسان با انتخاب‌های خود مسیر زندگی‌اش را تعیین می‌کند...
 
انسان آزاد آفریده شده است و به وی این اختیار داده شده است که در بسیاری از موارد آنچه را که مناسب می‌داند برگزیند.لحظات انتخاب، لحظاتی حساس هستند. چرا که با تصمیم گیری درباره روش‌ یا پدیده‌ای خاص، فرد سرنوشت خود را رقم می‌زند. انتخاب در زندگی از اهمیت بالایی برخوردار است. با انتخاب درست می‌توان از منابع (مادی، مالی، انسانی و اطلاعاتی) به شیوه‌ای مناسب بهره برداری کرده و از اتلاف این منابع جلوگیری کرد. انتخابی که مبتنی بر اطلاعات و بینش باشد می‌تواند به تصمیم گیرنده در جلوگیری از ضایع شدن منابع کمک کند. از طرف دیگر به خاطر آن فرد تصمیم گیرنده، باید نسبت به انتخاب خود پاسخگو باشد، بنابراین انتخاب صحیح می‌تواند به امور پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری کمک کند.

انتخاب درست و توسعه جامعه

برخی می پندارند برای آنکه بتوان به توسعه کشور و ایجاد پیشرفتهایی در آن کمک کرد، باید تحصیلات دانشگاهی داشت. بهتر است بگوییم افرادی که در دانشگاه تحصیل کرده‌اند تا اندازه‌ای به رشد و توسعه جامعه کمک می‌کنند. افراد دیگر نیز می‌توانند موجبات توسعه کشور را فراهم آورند. به طور مثال کارگران ساده، کشاورزان، دامداران،‌رانندگان و بسیاری دیگر که به دانشگاه نرفته‌اند نیز در صورتی که کار خود را به درستی انجام دهند، سهم بسیار بزرگی در آبادانی و پیشرفت جامعه دارند. مهمترین مساله‌ای که باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که افراد در زمینه‌هایی مشغول به کار شوند که می‌توانند بیشترین بازده را داشته باشند، یک کشاورز خوب بهتر از یک پزشک بد است.

عده‌ای هم بر این باورند که می‌توان در کنار کسب مهارت های شغلی و حرفه‌ای، به یادگیری موضوعات مورد علاقه پرداخت. به عنوان مثال ممکن است فردی به حرفه تراشکاری اشتغال داشته باشد و در همان حال کتابهای مربوط به مواد و ترکیبات آن را مطالعه کند یا حتی به مطالعه منابعی در زمینه روان شناسی بپردازد.

انتخاب رشته تحصیلی

در دوره متوسطه یک بار دانش آموزان انتخاب رشته تحصیلی را تجربه می‌کنند. در واقع این انتخاب یکی از سرنوشت سازترین انتخاب‌های دانش آموزان است. با این کار آنان در راهی قدم می‌گذارند که زمینه دانش و توانایی آنان را تعیین می‌کند.

انتخاب رشته دانشگاهی

به گزارش خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، فرصت بعدی برای انتخاب رشته تحصیلی هنگامی است که دانش آموزان برای ورود به دانشگاه ثبت نام می‌کنند. آنان پس از شرکت در آزمون سراسری و در صورتی که مجاز به انتخاب رشته شوند. رشته و دانشگاه محل تحصیل خود را برمی‌گزینند و بدین شکل بار دیگر سرنوشت خود را با یک انتخاب رقم می‌زنند.

انتخاب رشته تحصیلی اهمیت فراوانی دارد زیرا انتخاب نادرست رشته تحصیلی سبب افت علمی کشور، تضییع منابع اقتصادی و انسانی، بی تفاوتی و بی انگیزه شدن دانشجو نسبت به مسائل اجتماعی و ایجاد اختلالات روانی در زندگی فردی و اجتماعی دانشجو می‌گردد.

عوامل موثر بر انتخاب رشته دانشگاهی

عوامل متعددی بر انتخاب رشته دانشگاهی تاثیر می‌گذارند. بعضی از این عوامل به فرد و برخی دیگر به جامعه برمی‌گردند که برخی از مهمترین عوامل موثر در انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل به شرح زیر است.

علاقه

یکی از مهمترین مسائلی که هنگام انتخاب رشته باید مورد توجه قرار گیرد علاقه فرد است. میل و علاقه در هر کار سبب می شود شخص با انرژی بیشتری فعالیت کند. بسیاری از دانشجویان به خاطر آنکه به رشته تحصیلی خود علاقه نداشته‌اند، ترک تحصیل کرده‌اند و تعدادی دیگر نیز نتوانسته‌اند در رشته خود موفق باشند.

داوطلبان دانشگاه‌ها بهتر است قبل از هر چیز زمینه علایق خود را شناسایی کنند و هنگام انتخاب رشته به آن توجه داشته باشند.

شناخت

در صورتی علاقه به رشته می‌تواند افراد را در انتخاب رشته صحیح یاری کند که از رشته‌های تحصیلی و مراکز آموزشی آگاهی داشته باشد. شناخت و آگاهی داشتن از رشته تحصیلی سبب ایجاد انگیزه در فرد می‌شود. بعضی افراد نسبت به رشته‌ها و دانشگاه‌هایی ابراز علاقه می‌کنند، ولی وقتی مشغول به تحصیل می‌شوند، احساس می‌کنند که در انتخاب خود دچار اشتباه شده‌اند. دلیل این امر نداشتن اطلاع و آگاهی مناسب از رشته‌های تحصیلی و مراکز آموزشی است.

توانایی علمی

در حال حاضر تعداد داوطلبان از ظرفیت دانشگاهها بیشتر است. بنابراین همه داوطلبان نمی‌توانند ادامه تحصیل دهند. آنان بایستی در آزمون شرکت کنند. بر حسب توانایی داوطلبان به آنها اجازه داده می‌شود به رشته‌های تحصیلی خاصی وارد شوند. اگر همه افراد می‌توانستند وارد دانشگاه شوند شرایط فرق می‌کرد اما در حال حاضر افراد باید برای ورود به دانشگاه مورد ارزشیابی قرار گیرند. درست است که علاقه فرد یکی از مهمترین ملاک‌های انتخاب رشته است اما توانایی فرد نیز تعیین کننده است. از آنجا که در مسابقه ورود به دانشگاه همیشه افرادی که توانایی بیشتری دارند انتخاب می‌شوند،‌لازم است داوطلبان به نمرات خود توجه کرده و با واقع بینی هرچه بیشتر رشته و محل تحصیل خود را انتخاب کنند.

توان اقتصادی خانواده‌ها

گاهی اوقات لازم است کسی که در دانشگاه پذیرفته می‌شود برای تحصیل به شهری مسافرت کند که از محل اقامتش دور است. از طرف دیگر تحصیل در رشته‌های مختلف هزینه‌های متفاوتی را در بر دارد. رشته‌های شبانه و دانشگاه‌های غیر انتفاعی نیازمند وضعیت اقتصادی مناسب خانواده‌ها است. بنابراین افرادی که قادر به تامین هزینه رشته‌ها و دانشگاه‌ها هستند می‌توانند آنها را انتخاب کنند.

امکانات مراکز آموزشی

تعداد زیادی از مراکز آموزشی امکانات مناسبی در اختیار دانشجویان خود قرار می‌دهند. به طور مثال برای دانشجویان خوابگاه تدارک می‌بینند و در برخی موارد کمک هزینه‌های تحصیلی یا بن کتاب در اختیار آنان قرار می‌دهند. در عوض بعضی از مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها نمی‌توانند برای دانشجویان خود خوابگاه تهیه کرده و امکانات دیگر را برایشان فراهم آورند. توجه به این مساله هنگام انتخاب محل تحصیل مهم است.

آینده شغلی

بی شک بسیاری از داوطلبان برای آن که بتوانند شغل بهتری پیدا کنند یا اینکه احتمال اشتغال آنان افزایش یابد به دانشگاه وارد می‌شوند. همه رشته‌های تحصیلی از وضعیت شغلی یکسانی برخوردار نیستند. بنابراین بازار کار آنها اشباع شده است. از طرفی بعضی از رشته‌های تحصیلی زمینه شغلی مناسبی ندارند چرا که یا شناخته شده نیستند یا ضرورت آنها در حال حاضر احساس نشده است. واقع بینی و دوری از تعصب، داوطلبان را یاری می‌کند رشته مناسبی انتخاب کنند.

هدف داوطلب

می‌توان هدف‌های مختلفی را برای تحصیل در دانشگاه تصور کرد. برخی بر این باورند که باید حتی الامکان تا آخرین مقطع تحصیلی ادامه بدهند و به اصطلاح تا آخر خط بروند. در این صورت باید به طبیعت رشته تحصیلی مورد نظر نیز توجه داشت چرا که امکان ادامه تحصیل در بعضی از رشته‌ها وجود ندارد یا اینکه فقط در کشورهای دیگر می‌توان در آن رشته تحصیلات خود مقاطع بالاتر را ادامه داد.

برخی ورود به دانشگاه را راه حلی موقت می‌دانند . به عبارت دیگر برای گریز از برخی مسائل و رویدادهای آتی این کار را انجام می‌دهند. به طور مثال امروزه بسیاری از داوطلبان دانشگاه‌ها برای آن که دوران سربازی خود را به تعویق بیاندازند یا با گرفتن مدارک بالا و دریافت بورس از موسسات از انجام وظیفه عمومی معاف شوند تلاش خود را برای ورود به دانشگاه متمرکز می‌کنند. بدیهی است این افراد به دنبال علاقه خود نیستند و هنگام انتخاب رشته هم، رشته‌ها و دانشگاه‌هایی را بر می‌گزینند که احتمال قبول شدن خود را در آنها زیاد می‌بینند. این امر پیامدهای منفی به همراه دارد. از جمله می‌توان به افت کیفیت آموزش عالی اشاره کرد. این عده نه تنها هنگام ورود به دانشگاه موفقیت تحصیلی چندانی نخواهند داشت بلکه روی دانشجویان دیگر نیز اثرات منفی به جای می‌گذارند. با این کار حق کسی که دارای علاقه و انگیزه ادامه به تحصیل در یک رشته است ضایع می‌شود.

سهمیه پذیرش

گزینش دانشجو در بیشتر رشته‌ها به صورت بومی در استان یا ناحیه یا قطب می‌باشد. مثلا 70 درصد ظرفیت رشته‌های پزشکی دانشگا‌ه‌های هر ناحیه مختص داوطلبان ساکن آن ناحیه اعم از داوطلبان سهمیه مناطق یا نهادها بوده و 30 درصد بقیه به صورت آزاد است. بنابراین پیشنهاد می‌شود که داوطلبان حتی الامکان از انتخاب محل‌هایی که در خارج از مناطق بومی داوطلب است خودداری نمایند. شانس قبولی داوطلبی کهرشته‌های تحصیلی و دانشگاه‌های شهر یا استان خود را انتخاب می‌کند بیشتر از داوطلبی است که در شرایط تقریبا مشابه دست به انتخاب رشته‌ها و دانشگاه‌های مربوط به شهرها یا استانهای دیگر می‌زند.

آزادی عمل

پیش نیاز هر انتخاب، داشتن آزادی عمل است. اگر دست کسی را با طناب ببندند نخواهند توانست از میان دو شی یکی را انتخاب کند و بردارد. باید به داوطلبان اجازه داده شود تا در رشته تحصیلی و محل تحصیل مورد نیز خود اطلاعاتی را کسب کرده و با توجه به این اطلاعات دست به انتخاب بزنند.

مشاهده شده است که در پاره‌ای موارد والدین، فرزندان خود را مجبور می‌کنند تا رشته تحصیلی خاصی را انتخاب کنند. این والدین شاید به دنبال آرزوهای خودشان هستند. آرزوهایی که به آنها نرسیده‌اند و فکر می‌کنند فرزندان آنها مسئولیت دارند تا آرزوی والدین را برآورده کنند.

منظور از این گفته که والدین نباید فرزندان خود را وادار به انتخاب رشته خاصی کنند، به هیچ وجه به معنی مشارکت نداشتن آنان در سرنوشت فرزندشان نیست. داوطلبان ورود به دانشگاه باید از افراد مختلف از جمله پدر و مادر کمک بگیرند و از تجربیات آنان در انتخاب رشته استفاده کنند.

علاقه فرد به رشته، مهمترین عامل انتخاب رشته است. نباید به هنگام انتخاب رشته تفکر داوطلب این باشد که به هر قیمت در دانشگاه قبول شود


 
 
چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

 

آیا شما هم از آدم‌هایی هستید که وقتی می‌خواهند کاری کنند و برنامه‌ای را اجرا کنند، به خود و توانایی‌های خود شک می‌کنید و همیشه می‌ترسید که نکند نشود، من نمی‌توانم، سخت است.



اگر جواب به این سؤال بله است، نکات زیر احتمالاً بتواند به شما کمک کند و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد به شرط این‌که این کلمات را در عمل به کار ببرید نه این‌که آن ها را فقط بخوانید و فراموش کنید.





1- اهداف واقع‌بینانه‌ای که برای خود در نظر گرفتید، صرفاً در حد گفتن نباشد. بلکه باید به آن ها جامه عمل پوشاند و باید در فعالیت‌های مرتبط با آن هدف درگیر شوید. مثلاً اینکه فقط بخواهید نمره ریاضی‌تان از ترم پیش بیشتر باشد کارساز نیست بلکه باید در فعالیت‌هایی که به بهبود عملکرد ریاضی شما منجر می‌شود نیز بپردازید.



2- برای رشد اعتماد به نفس، واقع‌بین باشید و موقعیت فعلی خود را در نظر بگیرید و از آرمانی فکر کردن بپرهیزید. آغاز آن با گام‌های کوچک و اهداف کوتاه مدت میسر است. به طور مثال اگر معمولاً نمره ریاضی شما 14 بوده است، برای کسب نمره بهتر فعلاً به 20 فکرنکنید بلکه یک گام کوچک مثلاً نمره 16 هم بگیرید زودتر اعتماد به نفس‌تان تقویت می‌شود. زیرا اگر نتوانید با تلاش 20 بگیرید، دوباره احساس ناتوانی می‌کنیم ولی با کمی تلاش حتماً 16 را می‌گیرید.




3- با خود عهد و پیمانی نبندید که نتوانید به آن عمل کنید. برنامه‌ریزی بیش از حد و عملی نساختن آنها باعث کاهش اعتماد به نفس می‌شود و در دفعه‌های بعد کلمه نمی‌توانم برای شما تداعی می‌شود.



4- هرگاه تصمیمی را می‌گیرید با شروع به انجام آن تصمیم باعث می‌شود تا قدم‌های بعدی را راحت‌تر بردارید. به خود بگویید: فقط آن را انجام بده.



5- هرچه به توانایی خود، کمتر اعتماد داشته باشید، انگیزه شما کاهش می‌یابد و همچنین اگر اعتماد بیش از حد به توانایی‌های خود داشته باشید، غرور بی‌جهت شما را می‌گیرد و موجب می‌شود که نقاط ضعف خود را نشناخته و یا برنامه‌ای بریزید که از عهده آن برنیایید و در نهایت به اعتماد به نفس شما لطمه وارد می‌شود.



6- سرزنش، برچسب زدن و اظهار نظر دیگران باعث می‌شود باور فرد نسبت به توانایی‌هایش کم شود.



7- برچسب‌ها و کلماتی که در مورد خود می‌گویید همان‌قدر که می‌توانند تشویق کننده و کمک کننده باشند، می‌توانند مخرب نیز باشند، پس حواستان باشد از چه برچسب‌ها و کلماتی در مورد خود استفاده می‌کنید.



8- برای تقویت اعتماد به نفس نباید شکست‌های گذشته را مدام در ذهن مرور کنیم، فقط باید علت آن ها را پیدا کرد تا برای رفع آن اقدام شود.



9- مشکلات در اجرای اهداف را ردیابی نموده و با به دست آوردن علل آن ها، برای حل آن قدم بردارید.



10- موفقیت‌های گذشته خود را به خاطر آورده و آنها را تجزیه و تحلیل کنید. این امر مشوق خوبی برای آینده است.



11- با توسعه دادن توانایی‌ها و روش‌های مختلف یادگیری، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.



12- خود را برای پیشرفت‌های کم و آرام تشویق کنید و مداومت در کار را فراموش نکنید، زیرا پیشرفت کم شاید در کوتاه مدت نمایان نباشد ولی با مداومت و پشتکار اثرات خود را می‌گذارد.



13- خود را با عبارات مناسب و در زمان مقتضی، تحسین کنید.



14- فکرهای منفی خود را تغییر دهید، زیرا وقتی فرد مرتب به خود می‌گوید: من نمی‌توانم، نمی‌شود و...، مانعی جدی برای پیشرفت خود فراهم می‌کند.



15- افکار منفی خود را که موجب می‌شود اعتماد به نفس شما پایین بیاید را نوشته و با یک مشاور در مورد آن ها صحبت کنید.


 
 
یادگیری بهتر چگونه باید مطالعه کرد؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

 

دوستان عزیز، حالا که برنامه‌ریزی مناسبی کرده‌اید و می‌خواهید برنامه خود را اجرا کنید، گام بعدی چگونه مطالعه کردن است. بعضی از بچه‌ها نمی‌دانند از کجا شروع کنند. ما در این مبحث قصد داریم شیوه‌های کاربردی را برای مطالعه به شما ارائه دهیم. برای داشتن یک مطالعه مناسب و مفید رعایت نکات زیر می‌تواند به شما کمک کند:



1- قبل از شروع مطالعه، باید یک مکان ثابت و مشخص را انتخاب کنید. در حد امکان آن مکان جای تنگ نباشد و کمی وسعت داشته باشد، اطراف شما شلوغ نباشد، و محل خلوتی از خانه باشد. دارای نور مناسب و حرارت در حد دمای 20 درجه باشد، گرم نباشد چون موجب خواب‌آلودگی می‌شود. اگر شما از یک مکان ثابت هر روز استفاده کنید موجب می‌شود که ذهن شما به آن مکان برای یادگیری شرطی شود. هیچ‌وقت روی تخت‌خواب و به حالت درازکش، اقدام به مطالعه نکنید.



2- هرکس بنا به ویژگی‌های شخصیتی خود مکان و روش خاصی را برای مطالعه می‌پسندد، مثلاً افراد برون‌گرا در کتاب‌خانه بهتر مطالعه می‌کنند. بنابراین شما نیز روش خود را پیدا کنید. برای این کار فهرستی از انواع روش‌های مطالعه را نوشته و پیامد هر روش را نوشته و بهترین روش را انتخاب کنید و اجرا نمایید.



3- انگیزه خود را برای مطالعه افزایش دهید و با تغییر نگرش درباره تجربه امتحان، از مطالعه لذت ببرید. این امر باعث می‌شود که عملکردتان بهتر شود.





4- دروس حفظ کردنی را صبح زود بعد از استراحت شبانه قرار دهید که مغز آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد.



5- قبل از شروع مطالعه، مطمئن شوید که جزوه‌های شما کامل است، برای این کار می‌توانید جزوه خود را با جزوه دوستانتان مقایسه کنید.



6- چند دقیقه تا 10 دقیقه قبل از مطالعه، نگاه اجمالی به فصلی که می‌خواهید مطالعه کنید بیندازید.



7- قبل از شروع مطالعه هر فصل، سؤالاتی برای خود مطرح کنید، هدف از این فصل چیست؟ بعد از مطالعه این فصل من باید چه مطالبی را یاد گرفته باشم؟



8- یک فصل کتاب را انتخاب کنید، فهرستی از عناوین مهم و زیرعناوین تهیه کنید. این امر موجب می‌شود که هنگام مرور، مطالب برای شما یادآوری شود.




9- فهرستی از مفاهیم کلیدی فصل را نوشته، سپس مفاهیمی که قبلاً با آنها آشنایی داشتید را با علامت مشخص کنید و بعد از آن مفاهیمی را که تعریف آن را بلدید مشخص کنید و ارتباط بین مفاهیمی که بلد هستید برقرار کنید و آنها را نیز مشخص کنید. در نهایت مفاهیم ناآشنا را برای یادگیری مشخص نمایید و به یادگیری آنها اقدام کنید.



10- در هنگام مطالعه یک فصل مشخص کنید چه چیزی را باید یاد بگیرید، مطالب را به صورت خلاصه یادداشت کنید. مجدداً یادداشت‌ها را خلاصه‌نویسی کنید و نکته‌های مهم را سازماندهی مجدد کرده و آن هایی را که باید در امتحان مورد توجه قرار دهید، یادداشت کنید و در نهایت عبارات کوتاه را به صورت کد از متن استخراج کنید.



11- در طول سال تحصیلی، درس‌های جلسه قبل که معلم داده است را مطالعه کنید و تمریناتی برای مسلط شدن آن درس انجام دهید. جمعه‌ها را نیز برای مرور دروس یک هفته برنامه‌ریزی کنید.



12- برای اینکه درس‌ها خوب تحکیم پیدا کند، می‌توانید مطالب درسی را برای دوستان خود بازگو کنید و از یکدیگر سؤال بپرسید و همچنین به دوستی که درسی را یاد نگرفته است، آموزش دهید.



13- مطمئن باشید مطالبی که یاد می‌گیرید از نظر نگارشی هم صحیح بنویسید تا در امتحان مشکلی نباشد.



14- موضوعاتی که مطالعه می‌کنید، از خود بپرسید که «آیا امکان سؤال از آن وجود دارد یا نه» و بر یادگیری آن ها تأکید کنید.




15- جهت آماده شدن برای امتحان چند گزینه‌ای، مطالعه کامل کتاب را در برنامه خود داشته باشید و یک چشم‌انداز کلی از مطالب پیدا کنید و سپس با مطالعه مجدد آن را مستحکم کنید.



16- برای اینکه مطالب بهتر در حافظه شما جایگزین شود از یکی از روش‌های زیر استفاده کنید:



الف) روش تقطیع: در این روش شما اجزای عبارتی را که می‌خواهید حفظ کنید به قطعات کوچک تبدیل کنید مثل شماره تلفن 61 53 34 88 که با 4 قطعه کردن راحت‌تر حفظ می‌شود.



ب) سازماندهی و مرتب و دسته‌بندی کردن: در این روش شما اجزای مرتبط را با هم در یک طبقه قرار می‌دهید و بین طبقات ارتباط برقرار می‌کنید تا یادگیری بهتر انجام شود.



ج) تصویرسازی ذهنی: در این روش شما مطالبی که می‌خواهید حفظ کنید را با یک تصویر در ذهن، مرتبط می‌کنید و بهتر حفظ می‌شود.



د) استفاده از کارت‌های مرور: با این روش، شما می‌توانید در هرجا که باشید، مرور درس‌ها را داشته باشید، در یک طرف کارت، عبارت مورد نظر را نوشته و تعریف، توضیح، فرمول و یا … مربوط به آن را در طرف دیگر بنویسید.



17- خلاصه فصل‌ها را حتماً بخوانید و به سؤالات آخر فصل پاسخ بدهید.



18- از نگهداری مطالب بر روی کاغذ چرک‌نویس خودداری کنید.

19- برای مرور درس‌ها، تاریخ و زمان مناسب قرار دهید و تاریخ را یادداشت کنید تا فراموش نشود.



20- ورقه‌های امتحانات قبلی را مورد استفاده قرار دهید و آنها را تجزیه و تحلیل کنید. مشکلات قبلی را درآورده و دوباره به آنها جواب دهید. به سؤالات قبلی از زوایای مختلف و جدید نگاه کنید.



21- برای خود آزمون‌های کوچک با فواصل زمانی مختلف ترتیب دهید.



22- هنگام مطالعه یادداشت‌ برداری کنید و از علامت و خط کشیدن و دیگر شیوه‌های برجسته‌سازی استفاده کنید زیرا تمرکز را افزایش می‌دهد.



23- مفاهیم اصلی را با صدای بلند مرور کنید، انگار که برای خودتان سخنرانی می‌کنید.



24- گاهی معلم با کلمات «مهم است»، «فراموش نکنید»، «مشخص کنید» شما را به نکات کلیدی و امتحانی راهنمایی می‌کند. خود را جای معلم و طراح سؤال قرار دهید، اگر به جای او بودید چه سؤالی طرح می‌کردید، بدین‌گونه سؤالات را پیش‌بینی کنید.

25- قسمت‌های مشکل را به قسمت‌های ساده و کوچک‌تر تقسیم کنید.



26- به نقشه‌ها و نمودارها و تصاویر کتاب دقت کنید و مطالب آنها را یاد بگیرید و تفسیر کنید، زیرا تصویر ذهنی برای یادآوری مفیدتر است.



27- علت اصلی حواس‌پرتی و کاهش تمرکز، درگیر نشدن با مطالب درسی است در این موقع فضای آزاد در ذهن وجود دارد که هر چیز می‌تواند آن فضا را پر کند و حواس‌پرتی به وجود بیاورد.



28- اگر سعی کنید که بار اول مطالب را حفظ کنید، باعث خستگی ذهنی می‌شود.



29- مطالب را پاراگراف پاراگراف خلاصه‌برداری کنید و سپس مطالب مرتبط را با هم ادغام کنید. مثال‌ها و تمرینات کتاب را حل کنید.



30- مرتبط کردن مطالب با هم به صورت تصویر و نمودار (درختی) باعث درگیر شدن دو نیمکره مغز شده و یادگیری را افزایش می‌دهد.



31- از مرور مطالب درسی با عجله در آخرین دقایق پرهیز کنید.


 
 
دیریت اضطراب امتحان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 




دوستان عزیز با همه آمادگی‌ها، گاهی ممکن است شما با داشتن اضطراب نتوانید عملکرد خوبی داشته باشید. بچه‌ها اصلاً می‌دانید اضطراب امتحان چیست و چه نشانه‌هایی دارد و برای کنترل آن چه باید بکنید؟



در این گام ما می خواهیم در این مورد بحث کنیم.



اضطراب امتحان یک حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است و ترس قابل ملاحظه در مواردی که در ادامه متن می‌آید می‌باشد. البته مقدار کمی اضطراب و نگرانی، برانگیزاننده بوده و برای آمادگی امتحان کمک کننده است ولی اگر بیش از حد باشد باعث پریشانی و کاهش عملکرد می‌شود و فرد را دچار ضعف یادگیری و افت نمرات درسی می‌کند و یکی از عوامل افت تحصیلی می‌باشد. موقعیت‌های زیر، فرد را دچار اضطراب می‌کند.



1- هنگام مطالعه و آماده شدن برای امتحان

2- شب قبل از امتحان و صبح روز امتحان

3- هنگام حرکت به طرف محل امتحان و ورود به جلسه

4- هنگام شروع امتحان، در حین امتحان و پس از آن

5- زمان انتظار برای اخذ جواب امتحان

6- هنگام گفت‌ و گو درباره امتحان و ثبت‌نام برای امتحان

حالا اگر شما در هر یک از موقعیت های فوق، دچار اضطراب می‌شوید حتماً این مبحث را مطالعه کنید.



علائمی که هنگام اضطراب امتحان وجود دارد و قابل تشخیص است در 4 حوزه خود را نشان می‌دهند:



1- حوزه شناختی:

الف) افکار و خودگویی‌های منفی قبل از امتحان، حین امتحان و بعد از امتحان : من باید بالاترین نمره را بگیرم، هیچ سؤالی را بلد نیستم، دارم خودم را گول می‌زنم، این افکار اضطراب معمولی را چند برابر می‌کند.



ب) ناتوانی در سازماندهی افکار و اشکال در تمرکز بر اثر اضطراب می‌باشد.



ج) افکار نگران کننده در مورد اینکه دیگران بهتر عمل می‌کنند و مقایسه خود با آنها، در صورتی که باید به تفاوت‌های فردی توجه داشت و هر کس خود را با عملکرد قبلی‌اش مقایسه کند.



د) اشکال در خواندن یا فهم سؤالات، زیرا تمرکز کاهش می‌یابد.



ه) اشکال در به خاطر آوردن واژه‌ها و مفاهیم کلیدی هنگام پاسخ به سؤالات تشریحی، که ناشی از فراموشی بر اثر اضطراب است.



و) احساس خالی بودن سر و یا وقفه ذهنی که شخص فکر می‌کند هیچ چیز بلد نیست.

2- علائم عاطفی و هیجانی:

احساس دلهره، سراسیمگی، یأس، خشم، ترس، غمگینی، احساس آسودگی به محض پایان یافتن امتحان، گاه گریه کردن که واکنشی در برابر اضطراب است.



3- علائم رفتاری:

بی‌قراری، بازی کردن با انگشتان، با سرعت قدم زدن، تنش حرکتی، لرزش، سوء مصرف دارو و مواد و تکان دادن پا.



4- علائم فیزیولوژیک:

تعرق، خشکی دهان، اسهال، تکرر ادرار، افزایش ضربان قلب، احساس گیجی، کوتاه شدن تنفس، احساس دل به هم خوردگی، خیس شدن کف دست‌ها، سر درد، تنش عضلانی، تهوع و استفراغ، احساس ضعف یا از حال رفتن، لرزش.


 
 
چه عواملی باعث اضطراب امتحان می‌شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 

 

گام هفتم



خوب دوستان عزیز، به آخرین منزل ویژه‌نامه رسیدیم. در این گام می خواهیم عواملی که اضطراب را به وجود می‌آورد را در بررسی کنیم:



1- عدم آمادگی کافی:
که ناشی از عقب انداختن مطالعه درسی تا آخرین ساعات قبل از امتحان است و شخص سعی می‌کند با عجله دروس را شب قبل از امتحان بخواند. در این وضعیت شاید فرد اطلاع کافی از اینکه چه مطالبی را باید یاد بگیرد نداشته باشد، که این خود ناشی از:



الف) عدم احساس نیاز به مطالعه، شخص فکر می‌کند بلد است و نیاز به مطالعه نیست.



ب) شیوه‌های غلط در مدیریت زمان که باید درست برنامه‌ریزی کرده و یا از مشاور راهنمایی بگیرد.



ج) ناتوانی در سازماندهی صحیح مطالب درسی.



د) روش نادرست مطالعه

2- عوامل آموزشگاهی که شامل:
انتظارات بیش از حد معلمان، مشکل بودن سؤالات امتحان، رقابت فشرده بین دانش‌آموزان، کم بودن زمان امتحان، محیط نامناسب امتحان، عوامل مزاحم (سر و صدا، نور نامناسب) می‌باشد که دانش‌آموز احساس می‌کند نمی‌تواند در این رقابت فشرده، عملکرد خوبی داشته باشد.



3- تجربیات منفی قبلی که نتیجه عوامل زیر می‌باشد:



الف) تجربه وقفه ذهنی که شخص قبلاً احساس کرده چیزی در ذهنش نیست و به اصطلاح ذهنش هنگ کرده است که موجب عدم توانایی در پاسخ دادن یا اصلاح پاسخ‌ها می‌شود.



ب) گرفتن نمره کم در امتحانات گذشته



ج) فرآیند افکار منفی

4- عوامل شخصیتی:
افرادی که دارای اضطراب همیشگی (فراگیر) هستند، افرادی که خود انتقادگرند و دائماً ضعف‌ها و نکات منفی خود را می‌بینند، افراد کمال‌گرا که دارای تفکر همه یا هیچ هستند که باید بهترین باشند و انتظارات نادرست از خود دارند، افرادی که نسبت به آینده دید بد بینانه دارند، افرادی که از شکست می‌ترسند، افرادی که عزت نفس پایین دارند، افرادی که نیاز به تأیید دارند، بنابراین اگر نمره ایده‌آل نگیرند، این نیاز برآورده نمی‌شود.



5- عوامل خانوادگی که شامل:
انتظارات بیش از حد والدین، تنبیه و سرزنش کردن، عدم استفاده از برنامه‌های تشویق و تقویت، الگوی فزرندپروری خشک و غیرقابل انعطاف، اوضاع اقتصادی اجتماعی نامناسب، که شخص احساس می‌کند نمی‌تواند رضایت والدینش را کسب کند.



برای درمان اضطراب امتحان راه‌هایی وجود دارد که در زیر با هم مرور می‌کنیم.

ابتدا روش‌هایی برای پیشگیری:



1- ارزیابی واقع‌بینانه و بدون اغراق از توانایی‌های خود. خود را همان‌گونه که هست ببینید.



2- ارزیابی واقع‌بینانه و بدون اغراق از امتحان داشته باشید و آن را سخت‌تر از حد، برآورد نکنید.



3- اضطراب را در مدار توجه خود قرار ندهید و هرگاه اضطراب وارد مدار توجه شما شد آن را با تصاویر ذهنی موفقیت‌های قبلی خود جابه‌جا کنید.





4- از مشورت دیگران استفاده کنید.



5- در مورد نگرانی واقع‌بین باشید، وجود کمی نگرانی طبیعی است، آن را عادی تلقی کنید.



6- خود رهنمون بودن: دانش‌آموز خود رهنمون کسی است که خود را با دگرگونی‌ها و شرایط دشوار تطبیق دهد و مشکلات را بدون اتکا صرف به دیگران و احساس اعتماد به نفس حل می‌کند.



7- دور کردن خود از اضطراب‌های متفرقه مثل دنبال کردن مسابقات فوتبال



برای درمان اضطراب چه‌کار می‌توان کرد:

1- آرامیدگی، در حالت نشسته یا درازکش، چشم را بسته، تنفس عمیق و آرام به صورتی که حبس نفس برای مدت کوتاه (تا 4 شماره) بین دم و بازدم انجام دهید. به مدت 1 یا 2 بار در روز هر بار 15 دقیقه کاهش اضطراب و افزایش تمرکز در پی دارد.



2- ورزش منظم و مداوم علاوه بر سلامت جسمی باعث کاهش اضطراب می‌شود یا حداقل 3 بار در هفته پیاده‌روی انجام شود، ورزش‌های دیگر مانند دویدن، شنا و یوگا کاهش اضطراب و افزایش تمرکز را دارد.



3- ویتامین‌های گروه B باعث کاهش اضطراب می‌شود. خوردن میوه و سبزی، توصیه می‌شود.



4- کاهش قند خون باعث کاهش تمرکز می‌شود. با شیرینی‌های طبیعی (مثل خرما) ار افت قند خون جلوگیری کنید.



5- حساسیت‌زدایی منظم، انجام امتحانات مختلف قبل از امتحان اصلی و با فواصل مختلف باعث عادی شدن شرایط امتحان می شود.



6- روش‌های شناختی یعنی به چالش کشیدن افکار اتوماتیک منفی، با تکنیک‌های شناختی و تغییر دادن این افکار که البته می‌توان از مشاور برای آن کمک گرفت.





7- یادگیری مشاهده‌ای، دیدن افرادی که در شرایط شما هستند ولی اضطراب امتحان ندارند.



8- مهارت‌های مطالعه را افزایش دهید تا دروس بیشتر در حافظه شما تحکیم پیدا کند.


 
 
در باره رشته های انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

در باره رشته های انگلیسی - از روزنامه آفرینش

جمله مشهوریست که می گوید هر که دو زبان را بداند در حکم دو نفر است.دانستن زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر قبل از آنکه در قالب یک رشته توضیح داده شود یک امکان فوق العاده مناسب است برای استفاده از کتاب ها و مقالاتی که دوست داریم بدون هیچگونه واسطه ای آنها را مطالعه کنیم، بهترین ترجمه ها و ماهرترین مترجمان آنچه به ما می رسانند به اندازه اصل یک اثر نمی تواند گویا باشد به عبارتی اینجا از جاهایی نیست که کپی برابر اصل باشد. زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی و فراگیر جهان شناخته شده و به عبارتی زبان مشترک بسیاری از مراکز علمی گشته است. در مورد رشته زبان انگلیسی که در دانشکده زبان دانشگاه ها عرضه می گردد و آنچه قابل بیان است عبارتست از اینکه تحصیل در این رشته ها قابلیت ها و توانایی ما را برای دبیری زبان فراهم می نماید. تحصیلات دانشگاهی رشته زبان انگلیسی اگر همراه با تلاش و پیگیری های مستمر دانشجو صورت پذیرد و در طول تحصیل خود همت خود را به صورت کامل بر مطالعه آثار خارجی قرار دهد امکان فعالیت در بخش های تخصصی تر را می تواند بعهده بگیرد که در بخش بازار کار زبان خارجی به طور کامل به آن پرداخته ایم.آنچه باید بدان اهمیت بدهیم استفاده مطلوب از دروسی است که در طی تحصیل این رشته فرا گرفته ایم و استفاده به صورت درست حاصل نمی شود مگر اینکه برای انتخاب این رشته به علاقه واقعی و پشتکار خود مطمئن باشیم و نه در این رشته و هیچ رشته دیگر عنوانی ما را فریب ندهد. درس زبان فرار است و اگر از آن خوب استفاده نکنیم و برای محل کار خود تدبیری نیندیشیم دچار مشکل جدی خواهیم شد. طول دوره تحصیل رشته زبان انگلیسی 4 سال می باشد.ارتباط بین دانشگاه و صنعت چند سالی است که رو به بهبود گذاشته اما این ارتباط که باید رابطه ای مستقیم و کاربردی باشد و در دانشگاه دروسی تدریس شود که در جامعه مورد استفاده قرار گیرد بحث بیکاری فارغ التحصیلان و اشتغال به کار آنها عوامل بسیاری دارد در جای دیگری به آن خواهیم پرداخت.آنچه در خصوص وضعیت شغلی رشته های زبان های خارجی عرضه شده قابل بیان است به این قرار است:  امکان دبیری این رشته ها در مراکز آموزش،کار مترجمی این رشته ها در صورتی که گرایش مترجمی را انتخاب کرده باشید موقعیت مناسبی را برای شما فراهم می کند.،وزارت امور خارجه به عنوان اصلی ترین مرکز جذب دانشجویان فارغ التحصیل دانشکده های زبان سراسر کشور محسوب می شود و تعامل بین دانشکده زبان های خارجی با وزارت خارجه گرچه در شکل ایده آل خود قرار ندارد ولی در آینده نه چندان دور این ارتباط به نحو مطلوبی شکل خواهد گرفت.بازار کار رشته های زبان های خارجی ارتباط مستقیمی با جهان خارج نیز داد و این نحو ارتباط می تواند در این بخش ها صورت پذیرد.در بخش صنعت: رفت و آمد در بخش صنعت و بازرگانی و بطور عموم در حوزه اقتصاد بسیار گسترده است و حضور زبان دان در کارخانه ها، ادارات و وزارتخانه ها برای ارتباط با بخش های خصوصی و دولتی کشورهای خارجی بخش وسیع و مهمی است برای جذب دانش آموختگان رشته های زبان خارجی استفاده از اینترنت و منابع خارجی در شرکت های خصوصی و ارتباط این شرکت ها با دنیای خارج بسیار گسترده شده و دانستن زبان خارجی و تسلط بر یک زبان به نحوی که بتوان مخاطب را جذب نمود موقعیت خوبی را فراهم نموده است.کلاس های خصوصی برای دانش آموزانی که در این درس ضعف دارند نیز بخشی از بازار کار این رشته ها را فراهم آورده.
دیباچه: آیا می توان درها را به روی خود بست و به همه ملت ها پشت کرد و از پیشرفت و سازندگی سخن گفت؟آیا می توان بدون شناخت زبان انگلیسی که زبان بین المللی است، از تمدن و فرهنگ اقوام و همچنین پیشرفت های علمی و فرهنگی و تحولات ادبی و هنری جهانیان آگاهی یافت؟و آیا می توان ارزش مطالعه آثار ادیبان بزرگی چون شکسپیر، مولیر، دیکنز، پروست و صدها فیلسوف و اندیشمند جهان را انکار کرد؟اینجاست که باید بر اهمیت رشته های زبان های خارجه و بخصوص رشته زبان انگلیسی مهر تایید زد.رشته  زبان  انگلیسی  در مقطع  کارشناسی  دارای  دو گرایش  زبان  وادبیات  انگلیسی  و مترجمی  زبان  انگلیسی  است.
گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی :
در گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی  طی  سه  ترم ، دروس  پایه  که  شامل  خواندن ، نگارش  و مکالمه  است ، آموزش  داده  می شود تا دانشجو با مسائل  اساسی  زبان  آشنا گشته  و آماده  مطالعه  دروس  تخصصی  خود شامل  ادبیات  انگلیسی ، ترجمه ، زبان شناسی  و روش  تدریس  ، آزمون سازی  و نقد ادبی  گردد.
درس های  این  رشته  در طول  تحصیل :
دروس  مشترک  در  گرایش های  زبان  انگلیسی :
خواندن  و درک  مفاهیم ، دستور و نگارش  ، گفت  و شنود آزمایشگاه ، متون  یادگیری  زبان ، نگارش  پیشرفته ، ترجمه  متون  ساده ، اصول  و روش  ترجمه ، کاربردهای  اصطلاحات  و تعبیرات  در ترجمه ، آواشناسی  انگلیسی ، درآمدی  بر ادبیات  انگلیسی ، خواندن  متون  مطبوعاتی ، نمونه های  نثر ساده ، بیان  شفاهی  داستان ، نامه نگاری  انگلیسی ، مقاله نویسی ، بررسی  آثار ترجمه شده  اسلامی ، اصول  و روش  تحقیق ، آزمون سازی  زبان ، روش  تدریس.
دروس  تخصصی  گرایش  زبان  و ادبیات  انگلیسی :
کلیات  زبان شناسی ، زبان  دوم  (فرانسه  یا آلمانی )، داستان  کوتاه ، سیری  در تاریخ  ادبیات  انگلیسی ، فنون  و صناعات  ادبی ، ترجمه  متون  ادبی ، نمایشنامه ، شعر انگلیسی  ، آشنایی  با رمان ، اصول  و روش  نقد ادبی ، مکتب های  ادبی ، متون  برگزیده  نثر ادبی.


 
 
دلایل اصلی ناکامی در یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

بشر در هیچ دوره‌ای این چنین با حجم انبوهی از داده‌ها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگردانی انسان امروز، انتخابی مناسب از بین هزاران امکانی است که عمر کوتاهش را بر نمی‌تابد و این سرگردانی، در انتخاب روشی مناسب برای یادگیری یک زبان بین المللی با گستره تولید جهانی، صد چندان شده است. کتابها، فیلمهای صوتی - تصویری، کلاسهای آموزشی رسمی و غیر رسمی، نرم افزارها و پهنه گسترده اینترنت در کارند تا امر فراگیری یک زبان خارجی تحقق یابد. آیا اشکال در بهره هوشی ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است که با گذراندن بیش از ده سال از دوران راهنمائی تا دانشگاه هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم؟ چرا ما دانش آموزان و دانشجویان ایرانی با گذراندن بیش از ده سال، از دوران دبیرستان تا دانشگاه، هنوز نتوانسته‌ایم در حد قابل قبولی زبان بیاموزیم. بدون شک اشکال در بهره هوشی و توانائی‌های ما نیست بلکه مشکل در روشها و تکنولوژی‌هایی است که ما با استفاده از آنها زمان بزرگی از زندگی خویش را از دست داده‌ایم. عمده‌ترین دلایل نا‌کامی در فراگیری زبان در کشور ما بقرار زیر است:


 ترس

ما همیشه زبان را درس مشکلی تصور می کردیم که باید آنرا امتحان دهیم و بدین دلیل هرگز فرصت استفاه از آنرا بصورتی نیافتیم که از آن لذت ببریم.


 تکیه بر محیط مبتنی بر متن

دنیای واقعی زبان، یک دنیای صوتی است. در حالی که سیستم آموزشی ما، دنیایی مبتنی بر متن بوده است و این باعث می‌شد که مشکل تلفظ نیز بر مشکلات بیشمار ما افزوده شود. بدلیل عدم زیستن در یک محیط واقعی صوتی با آن احساس بیگانگی می‌کنیم. نتیجه این سیستم آموزشی در آرمانی ترین شرایط تربیت مترجم بود، نه کسی که با زبان بتواند ارتباط برقرار کند.


 تکیه بر گرامر

کاش ما زبان را با روش کودکان یاد می‌گرفتیم که کمترین اهمیتی برای دستورات پیچیده زبان نمی‌دهند. راستی ما، خود چقدر با گرامر زبان مادری خود آشنا هستیم؟ دستوات گرامری در تمامی زبانها یک موضوع کاملاً تخصصی و انتزاعی از زبان است و اگر نه اینست، پس اینهمه رشته‌های دانشگاهی سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معنی می‌دهند؟ حرف زدن با رعایت دستورات گرامری زبانی پر از استثناء، مانند انگلیسی، تقریباً غیر ممکن است.


 تأکید بر یادگیری لغات

آموزش ما، حفظ کردن فرهنگهای لغت بود، هر معلمی برای خود دیکشنری کوچکی می‌ساخت که مجبور به حفظ آن بودیم. و متأسفانه هنوز هم کار به همین منوال است. در یک فرهنگ انگلیسی نگاهی به لغت GET یا TAKE بیندازید. دو صفحه معنی مختلف و گاه متضاد برای یک لغت، سردرگمی آدمی را در آموزش صد چندان می‌کند. فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند. مثلاً لغت Take معنی واضحی ندارد، در حالی که معنی عبارت Take off کاملا مشخص است.


 اهمیت دادن به امر خواندن

در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن می‌باشد. در برخی از کلاسهای غیر رسمی نیز صحبت از هم زمانی چهار عنصر رفته است. اما وقتی ما در محیط واقعی زبان قرار می‌گیریم در می‌یابیم که اگر هدف فراگیری زبان باشد، عنصر خواندن و نوشتن اهمیت درجه چندم دارند، به این دلیل ساده که در تمامی زبانها افراد بی سواد آن جامعه نیز قادر با تکلم زبان مادری خود هستند.

منبع: http://www.okhdar.com/


 
 
چرا باید انگلیسی یاد بگیریم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

شاید یادگیری زبان انگلیسی مهمترین گام در ارتقاء کیفیت زندگی شما باشد.

آیا هیچ فکر کرده‌اید که دسترسی به اطلاعاتی که دیگران از آن بی‌بهره‌اند، چقدر می‌تواند جالب باشد؟ یا صحبت کردن با افراد جالبی که دیگران نمی‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ یا تحت تأثیر قرار دادن اطرافیانتان هر موقع که دهانتان را باز می‌کنید؟ و یا پشت سر گذاشتن دیگران با جهش‌های بزرگی که در شغل‌تان برمی‌دارید؟

شما می‌توانید به همه‌ اینها برسید، اگر خوب انگلیسی صحبت کنید.

 

 


 

دسترسی به اطلاعات

شما به چه چیزی علاقمند هستید؟ علوم؟ موسیقی؟ کامپیوتـر؟ سلامتی؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـای امروز – از قبیـل اینترنت، تلویزیون و مطبوعـات – دسترسی تقریباً نامحدودی را به اطلاعات پیرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنید که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم.

تنها یک مشکل وجود دارد: بیشتر این اطلاعات به زبان انگلیسی است.

در اینجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگلیسی بلد باشید می‌توانید از آنها استفاده کنید، بیان می‌شود:

  • بیشتر صفحات وب. بیش از یک میلیارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اینترنت وجود دارد! این شگفت‌انگیز است که تنها با یاد گرفتن یک زبان، به خیل عظیمی از اطلاعات در پهنه اینترنت دسترسی پیدا می‌کنید.
  • کتابها – در هر موضوعی، از سرتاسر جهان. شما می‌توانید کتابهایی با نویسندگان آمریکایی یا بریتانیایی بخوانید، و نیز کتابهای ترجمه شده از زبانهای دیگر. به هر موضوعی که علاقمند باشید، می‌توانید چیزی به انگلیسی درباره آن پیدا کنید.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌های انگلیسی زبان هستند که به راحتی در هر کجای جهان یافت می‌شوند. شما برای پیدا کردن مجله‌هایی مانند تایم یا نیوزویک مجبور نیستید خیلی وقت صرف کنید.
  • علوم. زبان انگلیسی کلیـد دنیـای علم و فن‌آوری است. حـدود 95% مقـالات علمی منتشر شده، به زبان انگلیسی است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهای انگلیسی‌زبان (مانند آمریکا و انگلستان) می‌باشد.
  • گزارشات خبری. شبکه‌های تلویزیونی بین‌المللی از جمله BBC و CNN را در نظر بگیرید. آنها خبرها را بسیار سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر منتشر می‌کنند. در هر کجای دنیا شما می‌توانید به آنها دسترسی داشته باشید.

 

گفتگو با دیگران

انگلیسی را می‌توان «زبان گفتگو» نامید. چرا؟ چون به نظر می‌رسد همه مردم جهان پذیرفته‌اند که برای گفتگو و ارتباط با یکدیگر از زبان انگلیسی استفاده کنند.

  • حدود یک و نیم میلیارد (1.500.000.000) نفر در جهان می‌توانند به انگلیسی صحبت کنند. یک میلیارد نفر دیگر هم مشغول فراگیری آن هستند.
  • تقریباً همه کنفرانسها و مسابقات بین‌المللی به زبان انگلیسی برگزار می‌شود. به عنوان مثال رقابتهای المپیک یا جام جهانی فوتبال را در نظر بگیرید.
  • سیاستمداران کشورهای مختلف از زبان انگلیسی برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کنند. انگلیسی، زبـان اصلی سازمانهایی از قبیـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... می‌باشد.

 

اگر شما بتوانید به انگلیسی صحبت کنید، قادر خواهید بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنید. مثلاً می‌توانید عقاید و نظراتتان را در گروه‌های تبادل نظر اینترنتی بیان کنید. به افراد مورد علاقه‌تان ایمیل ارسال کنید و درباره زندگی و فرهنگشان اطلاعات کسب کنید.
  • راحت‌تر سفر کنید. به هر کجا که سفر می‌کنید می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید – انگلیسی در بیش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. می‌توانید آدرس بپرسید، با افراد مکالمه کنید، یا... کمک بخواهید. کسی چه می‌داند، شاید روزی زبان انگلیسی جان شما را نجات دهد!

 

پیشرفتهای شغلی

اگر خواهان شغل خوبی در زمینه‌های تجاری یا علمی هستید، از پشت میز کارتان بلند شوید و همین حالا به فراگیری انگلیسی مشغول شوید!

دانستن انگلیسی به شما اجازه می‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگلیسی» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنید. بدین ترتیب شانس خود را برای بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بیشتر، افزایش می‌دهید.
  • دانش فنی خود را افزایش دهید. انگلیسی زبان فن‌آوری است، مخصوصاً فن‌‌آوریهای تراز بالایی مانند علوم کامپیوتر، ژنتیک و پزشکی. اگر می‌خواهید درباره این علوم مطالعه کنید، احتمالاً مجبور خواهید شد از منابع انگلیسی استفاده کنید.
  • یک تاجر بین‌المللی باشید. ایـن بسیار واضح اسـت. تجـارت بین‌المللی تنها بـا زبان انگلیسی میسر می‌شود. یادتان باشد که در دهکده جهانی به سر می‌برید. بنابراین اگر می‌خواهید نقشی ایفا کنید، باید انگلیسی بلد باشید – تا بتوانید با تجار دیگر ارتباط داشته باشید، در کنفرانس‌ها و همایش‌ها شرکت کنید، روزنامه‌ها و مجلات تجاری بخوانید و....
  • دانشجوی و محقق بهتری باشید. می‌توانید با دانشمندان کشورهای دیگر مکاتبه کنید. در همایشهای بین‌المللی شرکت کنید و با مطالعه مجلات و کتب، از یافته‌های جدید علمی با خبر شوید.

 

یاد گرفتن انگلیسی آسان است

انگلیسی نه فقط مفیدترین زبان دنیاست، بلکه یکی از آسان‌ترین زبانها برای یادگیری و استفاده محسوب می‌شود:

  • الفبای ساده – هیچ نماد یا نشانه خاصی از قبیل ä یا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافی است یک s (یا es) به انتهای یک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهی کلمات – اغلب کلمات اصلی کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولانی‌تر هم غالباً کوتاه می‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگلیسی همه جا یافت می‌شود: دسترسی به تلویزیون، موسیقی، وب‌سایتها و مجلات انگلیسی زبان بسیار راحت است. شما مجبور نخواهید بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشی استفاده کنید. می‌توانید همزمان هم انگلیسی بیاموزید و هم از آن استفاده کنید. بدیهی است که بدین ترتیب اشتیاق شما برای یادگیری افزایش می‌یابد.

منبع: http://www.zabanamoozan.com/


 
 
چطور با خواندن، انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

 

سریع خوانی

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ی یک متن (مثلاً یک روزنامه) سعی می‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلی مطلب پی ببرند. شاید بتوان این استراتژی را «سریع خوانی» نامید. در این استراتژی مغز تلاش می‌کند تا جای ممکن کلمات کمتری را بخواند و تنها کسری از ثانیه روی هر کلمه توقف می‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نیز این استراتژی را برای خواندن متون انگلیسی بکار بگیرند.

حال باید دید این استراتژی (سریع خوانی) چه ویژگیهایی دارد:

  • کلمات گرامری از قبیل حروف اضافه و حروف تعریف دیده نمی‌شوند. چشم تنها روی کلماتی از قبیل اسمها، فعلها، صفات و قیدهای اصلی توقف می‌کند.
  • وجوه کلمه دیده نمی‌شود (مانند قسمت دوم یا سوم بودن یک فعل).
  • به املای دقیق کلمه دقت نمی‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روی شکل آن تشخیص می‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزیه و تحلیل نمی‌کند.
  • به کلمات مشکلی که برای درک معنی کلمه ضروری نیستند توجه نمی‌شود (برای صرفه جویی در وقت به دیکشنری مراجعه نمی‌شود).

 

البته «سریع خوانی» روش بسیار خوبی برای صرفه‌جویی در وقت است. اما مشکل اینجاست که شما برای درک یک مطلب به کلمات گرامری خیلی نیاز ندارید، اما برای ساختن یک متن یا مطلب (هنگام نوشتن یا صحبت کردن) به آنها نیاز دارید. بنابراین اگر به چیزهایی مانند حروف تعریف و حروف اضافه دقت نکنید، نخواهید توانست آنها را به درستی در جملات خودتان بکار گیرید.

به همین دلیل بعضی از زبان‌آموزان یک کتاب 300 صفحه‌ای را تمام می‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پایه‌ای هم مشکل داشته باشند. و باز به همین دلیل است که حروف اضافه و حروف تعریف جزو سخت‌ترین قسمتهای آموزش زبان انگلیسی محسوب می‌شوند. توصیه‌ای که در اینجا به زبان‌آموزان می‌شود این است که اگر می‌خواهید مهارتهای خروجی (=نوشتن و مکالمه) خود را افزایش دهید، باید به خودتان یاد بدهید که به کلمات گرامری توجه کنید.

 

چگونه بخوانیم؟

در اینجا چند نکته‌ی جالب و مهم برای مطالعه‌ی متن‌های انگلیسی به زبان‌آموزان توصیه می‌شود:

1- هنگام برخورد با یک چیز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنید: مثلاً یک کلمه‌ی جدید، نحوه‌ی کاربرد یک کلمه، یک ساختار گرامری، یک حرف اضافه، یک حرف تعریف، ترتیب لغات و .... کمی وقت بگذارید و فکر کنید که چرا مثلاً در یک جمله‌ی خاص از حرف اضافه‌ی at به جای on استفاده شده است و یا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حالیکه شما انتظار گذشته‌ی ساده را داشتید.

2- اگر در جمله‌ای عبارت مفیدی وجود دارد، از خودتان بپرسید: آیا خودم می‌توانم یک عبارت مشابه بسازم؟ آیا می‌توانید مثلاً حروف اضافه، حروف تعریف و زمانهای صحیح را بکار ببرید؟ اگر مطمئن نیستید، سعی کنید یک عبارت مشابه را با صدای بلند و یا در ذهنتان بگویید. هدف این است که آن عبارت را در ذهنتان نگه دارید.

3- هر جا لازم است (و یا اگر صرفاً دوست دارید)، از دیکشنری استفاده کنید تا به تعاریف کلمات و نیز به جملات نمونه‌ی بیشتری دست پیدا کنید. (معرفی دیکشنری)

4- جملات و عبارتهای مفید و کاربردی را در دفتر یادداشت خود (و یا در نرم‌افزارهایی مانند Supermemo) وارد کنید. بدین ترتیب اطمینان خواهید یافت که در آینده باز هم آنها را مرور خواهید کرد.

 

اگر دوست ندارید هنگام خواندن توقف کنید (تا مثلاً یک کلمه را در دیکشنری جستجو کنید)، می‌توانید زیر جملات جالب و مفید خط بکشید تا بعداً به آنها رسیدگی کنید.

نکته‌ی مهم دیگری که باید به آنها توجه کنید این است که شما مجبور نیستید که همیشه از استراتژی بالا استفاده کنید. خواندن به این روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراین اگر بعد از یک مطالعه‌ی طولانی خسته هستید، این روش را به کار نبرید. همچنین برای هر جمله به یک اندازه وقت صرف نکنید. در بسیاری از جملات، عبارتها و ساختارهایی که برای جمله‌سازی شما مفید باشند وجود ندارد.

منبع: http://www.zabanamoozan.com/

 


 
 
چطور میتوانیم شنونده خوبی باشیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

تحقیقات نشان داده است که هر فرد روزانه 90 درصد زمان کاری خود را صرف یکی از حالات ارتباط میکند: یا در حال صحبت کردن است، یا نوشتن، یا خواندن و یا شنیدن. در بین این چهار حالت، شنیدن یا گوش کزدن بیشترین سهم را دارد. ما بیش از 30 درصد از وقت خود را صرف گوش کردن به رسانه های جمعی (مثل رادیو و تلویزیون) میکنیم و 25 درصد دیگر از وقتمان را هم صرف گوش کردن به دیگران. با این تفاسیر، خوب شنیدن مهارت بسیار مهمی برای ما به حساب می آید.

مهارت شنیدن برای یک زبان آموز اهمیت دوچندانی دارد. چرا که بخش عمده ای از فرایند یادگیری زبان با خوب شنیدن در ارتباط است. با خوب شنیدن و زیاد شنیدن، میتوانید تلفظ خود را بهبود ببخشید، دایره لغات خودتان را گسترش دهید، اصطلاحات جدید و ناب انگلیسی را یاد بگیرید. شاید بدون اغراق یتوان گفت، مهارتهای شنیداری در یادگیری زبان انگلیسی بیشترین اهمیت را دارند.

اگر فکر میکنید شنونده خوبی نیستید، با خواندن نکات زیر میتوانید مهارتهای خود را در این زمینه افزایش دهید:

 

1- اگر به گوینده نگاه کنید، بهتر میشنوید. حالات چهره و چشمان فرد گوینده، حرکات دست و حالت بدن او، به معنای کلماتی که میشنوید، می افزایند. علاوه بر این، توجه شما باعث میشود فرد سخنگو با علاقه و انگیزه بیشتری صحبت کند.

 

2- به جای تک تک کلمات، یر معنای کل جملات تمرکز کنید. هر گوینده از سخنانی که به زبان می آورد هدفی را دنبال میکند، این هدف ممکن است در قالب کلمات مختلفی بیان شود، ولی کار شما به عنوان شنونده این است که نکته اصلی را در این صحبتها پیدا کنید. پس تمرکز شما باید بر فهم کل صحبت باشد، نه بر کلمات.

 

3- به لحن و تن صدای گوینده توجه کنید. فرد گوینده ممکن است بعضی کلمات را خیلی آهسته ادا کند، یا کلمه ای را خیلی بلند بگوید، جایی مکث کند یا آه بکشد، جمله ای را با آهنگی خاص تلفظ کند، یا برای بیان احساسش تن صدایش را بالا و پایین ببرد. این صداها به کلماتی که گفته میشوند رنگ و لعاب میدهند. با توجه به این حالات میتوان معنای جملات را بهتر درک کرد.

 

4- گفته های فرد مقابل را در یک یا دو جمله خلاصه کنید. خوب به حرفهایی که میشنوید گوش دهید، سپس سعی کنید هر چیزی که فهمیده اید را به زبان خودتان در یک یا دو جمله خلاصه کنید (و آنرا بنویسید.)

 

5- تمرین کنید! یاد گرفتن و تقویت هر مهارتی نیازمند تمرین زیاد است. برای تقویت مهارت شنوایی خودتان باید به منابع اصلی زبان انگلیسی گوش دهید.

من تماشای فیلمهای زیرنویس دار، گوش کردن به آهنگهای انگلیسی، گوش کردن به اخبار و داستانهای انگلیسی و خواندن متن آنها را به شما توصیه میکنم. البته سعی کنید از منابعی استفاده کنید که زیاد از سطح معلومات زبان انگلیسی شما بالاتر نباشند.

موفق باشید

 


 
 
نکاتی برای یادگیری سریعتر زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

      هدف داشته باشید.

      چرا میخواهید زبان یاد بگیرید؟ قبل از هر چیز این سؤال را از خودتان بپرسید. خودتان دوست دارید زبان یاد بگیرید یا کسی از شما خواسته است که این کار را بکنید؟ یادگیری زبان مثل هر تصمیم دیگری که در زندگی میگیرید، باید خواست خود شما باشد.

      هنوز بچه هستید!

       بچه ای که تازه متولد شده است، به آهستگی زبان یاد میگیرد.

       اول یاد میگیرد که گوش کند، بعد صحبت کردن یاد میگیرد.

       سرانجام نوبت به خواندن و نوشتن میرسد.

     هر روز به مطالب انگلیسی گوش دهید.

      به رادیوهای انگلیسی زبان گوش دهید.

       برنامه های تلویزیونی انگلیسی ببینید.

       فیلمهای زبان انگلیسی تماشا کنید.

      از مطالب آموزشی اینترنتی استفاده کنید.

     یک دوست انگلیسی زبان پیدا کنید.

       با هم به انگلیسی صحبت کنید.

      مکالمه هایی که یاد گرفته اید را تمرین کنید.

      داستانهای انگلیسی بخوانید.

      با کتابهای داستان ساده شروع کنید.

       تبلیغات و هر تابلویی که به انگلیسی میبینید را بخوانید.

      کلمات جدیدی که یاد میگیرد را بنویسید.

       دفترچه ای برای لغات جدید داشته باشید.

       کلمات را در آن به ترتیب حروف الفبا بنویسید.

       برای هر کلمه یک جمله مثال بنویسید.

       همیشه اول از یک دیکشنری انگلیسی-انگلیسی استفاده کنید.

      از گرامر ترس نداشته باشید.

       گرامر هم وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است.

       برای یاد گرفتن نکات گرامری که در آنها ضعیف هستید، تمرین کنید.

     به دوستانی که در سطح پایینتری از شما قرار دارند، نکات گرامری را آموزش دهید. تدریس بهترین راه برای یادگیری است.

     از انگلیسی لذت ببرید.

      هفته ای یکبار تبدیل به یک انگلیسی زبان شوید! طوری رفتار کنید که انگار زبان مادریتان را نمیدانید. سعی کنید روزتان را فقط با انگلیسی صحبت کردن بگدرانید.

       نامه های عاشقانه انگلیسی بنویسید. (اگر معشوقه تان انگلیسی یاد ندارد که دیگر چه بهتر!)

       سعی کنید مطالب جالبی که به زبان خودتان میخوانید را به انگلیسی ترجمه کنید. (جوکها، مطالب کوتاه، جملات جالب و ...)

       متن آهنگهای محبوبتان را پیدا کنید و همراه با گوش کردن متن را هم بخوانید. حتی میتوانید با خواننده محبوبتان همراهی هم بکنید!

       برای خودتان یک هویت انگلیسی داشته باشید (با شغل، خانواده و ...). بیوگرافی خودتان را بنویسید.

        با خودتان انگلیسی صحبت کنید. اگر کسی زبان شما را نمیفهمد، لااقل با خودتان که میتوانید انگلیسی صحبت کنید!

       هر جایی که قدم میگذارید، سعی کنبد نام وسایل اطرافتان را به انگلیسی با خودتان تمرین کنید. اگر کلمه ای را بلد نیستید، از دیکشنری استفاده کنید.

 

امیدوارم که این نکات در یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک کند.

 


 
 
مهارتهای یادگیری زبان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

زمانیکه تصمیم دارید یک زبان جدید یاد بگیرید، باید به یاد داشته باشید که خود شما اصلی ترین نقش را در یادگیری زبان دارید. در همین 2-3 سال تدریس زبان به من ثابت شده است که بیشتر زبان آموزان فکر میکنند حضور در کلاس زبان و گذراندن ترم و به پایان رساندن یک کتاب به تنهایی برای یادگیری زبان کافی است. در حالیکه، یادگیری زبان نیازمند وقت و از همه مهمتر بوجود آوردن محیطی است که در آن از زبان استفاده شود.

در اینجا قصد دارم به تعدادی از راهکارها و مهارتهایی که میتوانند کمک شایان توجهی به بهتر یاد گرفتن زبان شما بکنند، بپردازم.

 

- تمرین زبان را در برنامه روزانه خود بگنجانید. تمرین روزانه اهمیت فوق العاده زیادی دارد.

 

- صبور باشید. زمانیکه کسی با شما انگلیسی صحبت میکند، یا در حال مطالعه یک کتاب انگلیسی هستید، نیازی نیست معنای تک تک کلمات را بفهمید!

در کلاس درس، معلم سعی میکند بیشتر انگلیسی صحبت کند تا زبان آموزان یک محیط انگلیسی را تجربه کرده و از جملات معلم الگوبرداری کنند. لطفا بیشتر تحمل کنید!

 

- اشتباه بخشی از جریان یادگیری زبان است. وقتی انگلیسی صحبت میکنید، اشتباه در انتخاب کلمات یا ساختار جمله طبیعی است. کمی خطر کنید و اجازه ندهید که ترس از اشتباه مانع صحبت کردن شما شود.

 

- زمانیکه کسی به شما چیزی میگوید که معنای آن را درست متوجه نمیشوید، از این اصطلاحات انگلیسی استفاده کنید:

"Can you repeat that?"

"What does … mean?"

"Can you say that more slowly?"

 

- فیلم های زبان اصلی تماشا کنید. سعی کنید ضمن تماشای فیلم به دنبال لغات و اصطلاحاتی باشید که آنها را به تازگی یاد گرفته اید.

 

- برای استفاده از زبان انگلیسی، لازم نیست حتما به اندازه کسی که انگلیسی زبان مادریش است مهارت پیدا کرده باشید. به دنبال فرصتی باشید که از آنچه یاد گرفته اید، استفاده کنید. سعی کنید دوستانی پیدا کنید که به زبانی که در حال یاد گرفتن آن هستید، تکلم میکنند. چت کردن همیشه هم بد نیست!

 

- یادگیری زبان چیزی فراتر از یادگیری صداها و لغات جدید است. در پس هر زبان، فرهنگ و یک طرز تفکر خاص وجود دارد. سعی کنید هر چه بیشتر در مورد فرهنگ سخنوران زبانی که در حال یادگیری آن هستید، اطلاعات کسب کنید.

 

- به دنبال شبکه های رادیویی یا تلویزیونی بگردید که برنامه های انگلیسی پخش میکنند. (شبکه هایی مثل "صدای آمریکا" یا "بی بی سی" برنامه های مناسب و ویژه ای برای یادگیری زبان انگلیسی دارند.)

 


 
 
از "لهجه" خود بکاهید!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

بیشتر مشکلاتی که زیان آموزان در تلفظ دارند به خاطر ناهماهنگیهایی است که بین صداهای زبان مادری آنها و زبان انگلیسی وجود دارد. برای مثال، اگر یک انگلیسی زبان با شما صحبت کند، میتواند به راحتی تشخیص دهد که زبان مادری شما انگلیسی نیست و این نکته را با گفتن این که شما "لهجه هندی، روسی، یا چینی دارید" ابراز میکند.

در هر صورت زبان مادری شما میتواند باعث شود که شما مشکلاتی در تلفظ صداها و کلمات خاصی داشته باشید. این مشکلات تلفظی از یک زبان به زبان دیگر متفاوت است. نکاتی که در زیر آمده است میتواند به شما کمک کند که مشکلات تلفظی خود را به حداقل برسانید:

 

  • ·      به حرکات دهان انگلیسی زبانهای بومی دقت و سعی کنید از آنها تقلید کنید. زمانیکه فیلم تماشا میکنید، به حرکات دهان افرادی که صحبت میکنند، نگاه کنید. جملات آنها را تکرار کرده و سعی کنید که تلفظ و آهنگ صدای آنها را تقلید کنید.

 

  • ·      تا زمانیکه تلفظ و آهنگ صحیح جملات را یاد نگرفته اید، سعی کنید شمرده صحبت کنید. اگر با تلفظ و آهنگ نادرست، سریع صحبت کنید، مطمئنا کسیکه به حرفهای شما گوش میدهد، چیزی نخواهد فهمید. نگران این نباشید که ممکن است طرف مقابل شما حوصله اش سر برود، مهم اینست که شما بتوانید منظور خودتان را به درستی منتقل کنید.

 

  • ·      موسیقی انگلیسی گوش بدهید. وقتی در حال یاد گرفتن انگلیسی هستید، سعی کنید به آهنگهای انگلیسی گوش بدهید. کمتر به موسیقی زبان مادری خودتان گوش بدهید. هر زبان، موسیقی و نوع خواندن خاص خودش را دارد.

 

  • ·      از دیکشنری استفاده کنید. علائم فونتیک زبان انگلیسی که در دیکشنری به کار میروند را یاد بگیرید و با استفاده از آن تلفظ صحیح کلماتی که گفتن آنها برایتان دشوار است را پیدا کنید.

 

  • ·      لیستی از کلماتی که نمیتوانید آنها را به خوبی تلفظ کنید، تهیه کرده و از فردی که آنها را به خوبی تلفظ میکند بخواهید آنها را برایتان بخواند. صدای او را ضبط کنید و با تمرین و تکرار تلفظ صحیح آن کلمات را یاد بگیرید.

 

  • ·      کتابهایی بخرید که همراه خود نوار یا سی دی دارند. به طور همزمان گوش دهید و بخوانید. صدای خودتان را در حال خواندن بخشهایی از کتاب ضبط کنید. صدای خود را با صدای اصلی خواننده کتاب مقایسه کرده و اشتباهات خود را اصلاح کنید.

 

  • ·      انتهای کلمات را با دقت بیشتری تلفظ کنید. به "s" سوم شخص و جمع در آخر کلمات توجه کنید و "ed" انتهای افعال زمان گذشته را نیز با دقت بیشتری تلفظ کنید.

 

  • ·      روزانه 15 تا 20 دقیقه با صدای بلند یک متن انگلیسی بخوانید. این کار باعث قوی شدن عضلاتی از دهان میشود که در زمان انگلیسی صحبت کردن مورد استفاده قرار میگیرند. تحقیقات نشان داده است که تقویت عضلات دهان برای صحبت کردن به یک زبان جدید، به سه ماه تمرین روزانه نیاز دارند.

 

  • ·      صدای خودتان را ضبط کنید و در آن به دنبال اشتباهات تلفظی بگردید. بسیاری از افراد دوست ندارند که به صدای ضبط شده خودشان گوش دهند و از این کار اجتناب میکنند. اما این کار بسیار مفید بوده و باعث میشود که شما نسبت به اشکالاتی که در تلفظ خود دارید آگاه شوید.

 

  • ·      صبور باشید. هر کسی میتواند نحوه صحبت کردن خودش را تغییر دهد، ولی این کار مطمئنا یک شبه اتفاق نمی افتد. مردم اغلب به دنبال این هستند که خیلی سریع نتیجه بگیرند و به همین خاطر خیلی زود تسلیم میشوند. تنها زمانی قادر خواهید بود بهتر انگلیسی صحبت کنید که واقعا تلاش کنید و برای آن وقت بگذارید.

 
 
American English vs. British English
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

 

با سلام

مطلب این هفته در مورد تفاوتهایی است که بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود داره. ولی قبل از اینکه به بحث اصلی بپردازم، میخوام از دوستانی که لطف کردند و در نظرسنجی شرکت کردند، تشکر کنم. مطمئنا نظرات و راهنماییهای شما کمک بزرگی در راه بهتر شدن مطالب این وبلاگه.

نکته بعدی که میخواستم بگم دز موزد مطالب گرامریه. من شخصا مطلب گرامری خاصی در وبلاگ نمینویسم، اگر نکته دستوری خاصی وجود داره که میخواید در موردش نوشته بشه، در قسمت نظرات مطرح کنید و یا برای من پیغام بگذارید.

 

 

تفاوتهای انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی

 

  • آمریکاییها حرف "r" را با گرد کردن زبان و فشردن نوک زبانشان به سقف دهان خود، تلفظ میکنند. در حالیکه بیشتر بریتانیاییها اصلا حرف "r" را تلفظ نمیکنند (مخصوصا زمانیکه حرف r در انتهای کلمه باشد).

 

  • در انگلیسی آمریکایی تفاوت چندانی در تلفظ کلمات can و can't وجود ندارد. در حالیکه در انگلیسی بریتانیایی استاندارد، این دو کلمه آشکارا با هم تفاوت دارند. (حرف a در can't صدای /آ/ دارد).

 

  • آمریکاییها تمایل بیشتری به راحت تلفظ کردن کلمات دارند و در مواقعی بعضی از حروف یک کلمه را تلفظ نمیکنند. به عنوان مثال، کلمه "facts" در انگلیسی آمریکایی مشابه کلمه "fax" تلفظ میشود. (حرف "t" تلفظ نمیشود).

 

  • استرس (تکیه) در برخی از کلمات در این دو نوع گویش انگلیسی متفاوت است. به نمونه های زیر توجه کنید:

British English                                     American English

  advertisement                                      advertisement             

       details                                                  details

 

  • ·     علیرغم اینکه شاید میلیونها واژه مشترک بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وحود داشته باشد، واژگانی وجود دارند که تنها در انگلیسی آمریکایی یا بریتانیایی استفاده میشوند. آشنایی با تعدادی از این کلمات شاید خالی از لطف نباشد.

 

British English                         American English

lift                                            elevator

boot                                         trunk       

autumn                                            fall

litter                                                garbage

crossroad                                 crossing

trousers                                           pants

 

  • ·     علاوه بر موارد فوق، تفاوتهایی هم در املای کلمات در این دو زیرشاخه اصلی زبان انگلیسی وجود دارند؛ به عنوان مثال، کلماتی که در آمریکایی به ترتیب به "or" و "ize" ختم میشوند، در بریتانیایی به "our" و "ise" ختم میشوند:

 

American English                             British English

color                                                colour

harbor                                              harbour

humor                                              humour

 

recognize                                 recognise

realize                                              realise

dramatize                                        dramatise

 

  • ·         تفاوتهای کمی هم در استفاده از حروف اضافه وجود دارد، که به عنوان نکته آخر به آنها میپردازیم:

American English                             British English

on the weekend                               at the weekend