آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

دین
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۸
 

حدیث (1) امام على علیه السلام :

یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَکُم بِالدَبِ وَ دینَـکُم بِالعِلمِ؛

اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.

تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 210

حدیث (2) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

مَن خانَ أَمانَةً فِى الدُّنیا وَلَم یَرُدَّها إِلى أَهلِها ثُمَّ أَدرَکَهُ المَوتُ ماتَ عَلى غَیرِ مِلَّتى وَیَلقَى اللّه‏َ وَ هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ؛
کسى که در دنیا به امانتى خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار مى‏کند در حالى که بر او خشمگین است.

 امالى صدوق، ص‏516

حدیث (3) امام صادق علیه‏السلام :

اَبصَرَ رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رَجُلاً شَعثا شَعرُ رَأسِهِ وَ سَخَةً ثیابُهُ، سَیِّئَةً حالُهُ فَقال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : مِن الدّینِ المُتعَةُ وَ اِظهارُ النِّعمَةِ؛
پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مردى را دیدند که موهاى ژولیده و جامه‏اى چرکین و سر و وضع نامرتّبى داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمت‏هاى خدا و آشکار ساختن نعمت جزء دین است.

کافى، ج 6، ص 439، ح 5


 
 
شیعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۸
 

حدیث (1) امام على علیه‏السلام:

شیعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمرِنا اَلَّذینَ اِن غَضِبوا لَم یَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم یُسرِفوا، بَرَکَةٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا؛
شیعیان ما کسانى‏اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مى‏کنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مى‏نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم مى‏روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى‏کنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى‏کنند، براى همسایگانشان مایه برکت‏اند و نسبت به هم‏نشینان خود در صلح و آرامش‏اند.

کافى، ج 2، ص 236، ح 24

حدیث (2) امام حسین علیه السلام :

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛
بى گمان شیعیان ما دل هایشان از هر خیانت، کینه،وفریبکارى پاک است.

بحارالانوار، ج68، ص156، ح


 
 
اندرز از سرگذشت دیگران
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۱
 


بر صاحبان خرد، پوشیده نیست که طبع انسانى را به داستان و سرگذشت دیگرانرغبتى بسزاست و از شنیدن و خواندن قصه ها لذتى وافر مى برد، از اینرو در سابقبازار قصه گویى رونقى داشته و شغل رسمى بوده و در این دوره هم بیشتر نشریات ومطبوعات براى جلب توجه خوانندگان ، بهنقل داستانهاى مهیّج و رمّانهاى سراسر دروغ مى پردازند و یا داستانهاى ساختگى مجلاتخارجى را ترجمه مى نمایند. و تعجب اینجاست با آنکه همه مى دانند که اینها سراسردروغ و ساختگى است ، در عین حال با اشتیاق و ولع تمام مى خوانند یا گوش مى گیرند واین نیست مگر همانى که اشاره شد که طبع انسان اصولا به قصه ها و سرگذشتهامایل است در حالى که مى توان این غریزه را در راه صحیح به کار انداخت و از آن بهبهترین وجه ، بهره هاى فراوان برد.
از این غریزه مى توان براى عبرت گرفتن و بیدار شدن دلها از خواب غفلت نهایتاستفاده را نمود و بدون اینکه به تحریف و جعل داستانهاى دروغى احتیاجى باشد ازسرگذشت پیشینیان و دیگران اندرز گرفت چنانچه در قرآن مجید سرگذشت واقعى وقضایاى حقیقى پیشینیان را مکرر یادآور شده و از اقوام عاد و ثمود و نوح و فرعون و لوطدر جاهاى متعدد، بحث فرموده و از عاقبت بدشان سخن گفته و دیگران را اندرز مى دهد کهاز چنین عقوبتهایى برحذر باشند و مکرر مى فرماید:((آیا کسى هست که اندرز بگیرد؟ آیاعبرت گیرنده اى هست که از سرگذشت ایشان متنبه شود؟(2)(3)
و از داستان یوسف و برادرانش به بهترین قصه ها تعبیر فرموده و (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَاَحْسَنَ الْقَصَصِ) (4) آنگاه در آخر سوره مى فرماید:((هر آینه در سرگذشت ایشانعبرتى است براى خداوندان خرد)).
(لَقَدْ کانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُولىِ اْلاَلْبابِ) (5) یعنى هر عاقلى از سرگذشتایشان اندرز مى گیرد و از نکات اخلاقى و نتیجهاعمال و پاداش نیکى و بدى در دار دنیا به خود مى آید و راه را از چاه تمیز و صواب رابر خطا ترجیح مى دهد.
در جاهاى مکرر از پیغمبران گذشته و حالاتشان از بردبارى در سختیها و مصیبتها وفداکارى در راه رسیدن به مرام و مقصد و پایدارى و ثبات قدم در راه هدف ، داد سخن راداده است .
بلکه بیشتر حکمتها و اندرزها را ضمن داستان بیان مى فرماید؛ مثلا دستورالعملهاى عالىاخلاقى را - که راه رسیدن به کمال انسانیت است - ازقول ((لقمان حکیم )) ضمن وصیت به فرزندش بیان مى فرماید. (6)
و یا رازهاى آفرینش و حکمتهاى امور تکوینى را ضمن داستان ((موسى و خضر)) یادآور مىشود. و نظایر آن از آثار صدقه و انفاق در راه (7) خدا را به بهترین بیان ضمن قصههاى گوناگون مى رساند.
از جمله چیزهایى که سبب تاءلیف این کتاب شده - چنانچه مؤ لف محترم در مقدمه مختصرخود اشاره فرموده - اندزر گرفتن خوانندگان از سرگذشت دیگران است که هر داستانىبهره اى وافر و نتیجه اخلاقى فوق العاده اى دارد که اثر همان توجه طبع انسانى بهداستان دیگران است که این نتیجه از این راه بهترحاصل مى شود و به اصطلاح موعظه ضمن قصه بیشتر اثر مى کند، مخصوصا اگرقصه حقیقى و راستى باشد.
ایمان به غیب
موضوع دیگرى که قابل دقت بیشترى است ، این است که اساس دین مقدس اسلام بر عقیدهبه مبداء و معاد و سایر امورى است که از حواس بشرى برکنار و به اصطلاح ، ((غیب ))است ، هرچه امور ماوراى حس را شخص بیشتر باور داشته باشد، ایمانش قویتر و به مقامقرب پروردگار، نزدیکتر است .
یکى از بهترین راههایى که ایمان به غیب را طبعا زیاد مى کند خوابهاى درستى است کهبه واسطه اتصال نفس انسانى به عالم ماوراى حس امور پنهانى را درک مى نماید و شاهدصدقى هم در خارج دارد که خیال محض نبوده بلکه آنچه را در خواب دیده مربوط به عالمغیب است .
کسانى که رؤ یاى صادقه دارند، ایمان بیشترى به غیب پیدا مى کنند و کسانى که مىشنوند و باور مى دارند، ایمان به غیبشان زیادتر مى شود.
از این نظر که این کتاب مشتمل بر رؤ یاهاى صادقه و شواهد صدق خارجى آن است نیز درخور توجه و قابل استفاده است که خوانندگان با خواندن رؤ یاهاى درستى که مربوطبه زمان حاضر است و در هیچ کتابى نیست و کسانى که خواب دیده اند از خوبان دورهحاضر و بحمد الله بیشترشان در قید حیاتند و آنهائى که از نزدیک با ایشان مربوطندمى دانند که اهل کلک و دروغ نیستند.
بنابراین ، خواننده بهتر مى فهمد که به راستى عالم دیگرى فوق عالم ماده و طبیعت استتا برسد به اعتقاد به معاد و غیره . لذا این کتاب از نظر تقویت عقاید اسلامى و ایمانبه عالم غیب و ماوراى ماده ، فوق العاده مفید است .


 
 
نگاهی به شیوه های نوین ارزشیابی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۱
 


هدف از امتحان چیست؟
نویسنده : زهرا رضایی کمال

به راستی در امتحان گرفتن از بچه ها، چه هدفی را دنبال می کنیم؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی آن که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟
        ما معلمان زمانی دانش آموز بوده ایم. در آن زمان خیلی خوب احساس می کردیم و باور داشتیم که بسیاری از ارزش های خوب همان هایی هستند که قابل اندازه گیری نیستند، ولی امروز آن باور را فراموش کرده ایم. واژه ارزشیابی به معنای یافتن ارزش هاست. یافتن آنچه نه در زمان محدود، بلکه در فرایند آموزش و تلاش برای یادگیری و آموختن حاصل می شود.
        به عنوان معلم باید عمیقا باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما آن ابزار سنتی را که بدون توجه به تفاوت های فردی، به دنبال یافتن نقطه ضعف هاست، رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی های او را شناسایی کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس این باور عمل کند که آموزش و ارزشیابی فرایندهایی در هم تنیده اند.
         ارزشیابی یک فرایند نظام یافته (سیستماتیک) برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات است تا تعیین شود که آیا هدف های موردنظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی؟
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار پایه، اختلال در رشد عاطفی دانش آموزان، از میان رفتن خلاقیت و... را در پی خواهد داشت. بنابراین مشاهده دانش آموزان در کلاس درس، آزمایشگاه و سایر موقعیت های پرورشی، استفاده از گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و... از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.

پیشینه
طی قرن های متمادی در آموزش و پرورش سراسر جهان انتخاب بهترین استعدادها برای تحصیل صورت می گرفت.
قسمت اعظم نیروی معلمان و مدیران هم بدین کار اختصاص می یافت که در هر یک از مقاطع تحصیلی تعیین کنند کدام دانش آموز را باید از ارتقا به مراحل بالاتر بازداشت و آنان را از دستگاه آموزش و پرورش طرد کرد. عالی ترین مرحله تحصیل را ورود به دانشگاه و گذراندن دوره آن می دانستند و بدین ترتیب از هر 100 دانش آموزی که تحصیلات رسمی را آغاز می کرد، فقط در حدود 5 نفر، از نظر خصوصیات طبیعی و پرورشی، شایسته ورود به دانشگاه تشخیص داده می شد. در مورد 95 نفر دیگر هم علاقه چندانی از طرف متخصصان تعلیم و تربیت ابراز نمی شد و نتیجه این جریان انتخاب، به ویژه هنگامی که این تصمیم خیلی زود (در حدود 12 و 13 سالگی) اتخاذ می شد، آن بود که بیشتر کودکان طبقه کارگر هر چه زودتر از صحنه مدارس خارج شوند. در گذشته در سراسر جهان، آموزش و پرورش را مجموعه ای از یادگیری ها می دانستند که ظاهرا می بایست به تدریج از سال اول تا آخر از آسان به مشکل تنظیم می شد. قرن ها آموزش و پرورش را به صورت مخروطی تصور می کردند که تقریبا تمام افراد گروه های سنی ابتدایی در قاعده آن قرار می گرفتند و هر چه بالاتر می رفتیم، تعداد افراد تقلیل می یافت و فقط عده معدودی به راس هرم می رسیدند.
هر نوع آزمایش و امتحانی را بدان جهت به کار می بردند که تعیین کنند به چه کسانی می توان حق ارتقا به مرتبه بالاتر را داد. در این جا امتحان یا هر نوع ارزشیابی دیگر، به منظور اتخاذ تصمیم های مهم و غالباغیر قابل تغییر در مورد وضع آینده هر یک از دانش آموزان در دستگاه آموزش و پرورش به کار برده می شد. نتیجه حاصل از اجرای این نظام، اثر نامطلوب آن بر امر آموزش و بر رفاه دانش آموزان بود.

ارزشیابی معتبر به همراه آموزش معتبر امکان پذیر است
علمای فن آموزش و ارزشیابی معتقدند که قبل از این که معلم در طراحی یک سیستم ارزشیابی معتبر بکوشد، باید شیوه آموزش خود را اصلا ح کند. آنان معتقدند که تنها زمانی معلم می تواند به شیوه معتبر ارزشیابی رو کند که شیوه آموزش او اعتبار داشته باشد.

 آنان برای چنین آموزشی ویژگی های زیر را قایل اند.
1- آموزش باید با پژوهش همراه باشد: دانش آموز هنگامی که عملا تحقیق می کند، در ساخت مفاهیم سهیم می شود.
2-آموزش باید سعی در تلفیق دانش داشته باشد: آموزش دانش های مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز باعث می شود تا او نتواند از آموخته ها در زندگی روزمره خود که کاربرد تلفیقی آموخته ها را می طلبد، استفاده کند.
3- ارزشیابی ارزشی بیش از موفقیت در جلسات امتحان داشته باشد: علمای آموزش معتقدند که آموزش های رسمی باید در خارج از کلا س و در زندگی روزمره کاربرد داشته باشد. بنا بر این دانش آموزان باید مهارت های لا زم برای زندگی کردن را در مدرسه فرا بگیرند.
4- زندگی گروهی فرد را اصل قرار دهد: توجه به کار گروهی، باید جای خود را در برنامه آموزش و نیز ارزشیابی باز کند تا به آنها اعتبار ببخشد.
5 - افراد را به یک فراگیر مادام العمر تبدیل کند: آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آن چه را نیاز دارد بیاموزد، بدون آن که نیازمند آموزگاری باشد.


انواع شیوه های نوین ارزشیابی
1- سنجش و ارزشیابی با رویکرد پویا و رشد دهنده = ارزشیابی مستمر
خصلت عمده این نوع ارزشیابی در پویایی و گستردگی آن است و از معلم انتظار اقداماتی فراتر از آزمون های سنتی را دارد، تا تصویری کلی از تمامیت شخصیت دانش آموز ارائه دهد. از نتایج این نوع سنجش و ارزشیابی در جهت رشد و ارتقای دانش آموز استفاده می شود و مهم تر از همه این که از هر دانش آموز توقع رشد و بالندگی را د رحد توان خود او دارد. در این رویکرد فرایند ارزشیابی با فرایند آموزش در هم تنیده، جاری و مستمر است. از نتایج این سنجش برای مقایسه یا نمره دادن به دانش آموزان استفاده نمی شود. امروزه این شیوه سنجش که تفاوت های فردی دانش آموزان را می پذیرد و به قابلیت رشد هر یک اعتقاد دارد، در نظام های پیشرفته آموزشی مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشیابی های معتبر شده است.

نقش ارزشیابی مستمر در فرایند آموزش چیست ؟


ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرایند آموزش تلقی می شود. به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است. ارزشیابی مستمر در طراحی برنامه درسی معلم جای خاصی دارد. یعنی معلم از نتایج سنجش مستمر در تعیین گام بعدی خود در آموزش استفاده می کند و به این دلیل است که آموزش و ارزشیابی در هم تنیده می شوند و دانش آموز رشد می کند. ارزشیابی تشخیصی هم نوعی ارزشیابی مستمر و سازنده است، زیرا هدف آن دریافت کاستی ها و مشکلا ت و خطاهای احتمالی دانش آموز است تا در طراحی مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار گیرد.
درسنجش و ارزشیابی رشد دهنده، استفاده از نتایج ارزشیابی حد اقل به اندازه جمع آوری آنها اهمیت دارد. در فرایند چنین ارزشیابی دانش آموزان نقش اساسی دارند، چون آنان هستند که در مرکز یادگیری قرار دارند و نقش اصلی را در پرورش یا اصلا ح یک آموخته ایفا می کنند. هر چه دانش آموزان بیشتر درفرایند آموزش سهیم شوند، بهتر و بیشتر می توانند آموخته های خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند یا بهبود بخشند; به عبارتی شیوه آموختن را بهتر یاد می گیرند.
به یک مثال که در آن به نقش ارزشیابی در فرایند آموزشی می پردازند، توجه کنید:
فرض کنید معلم دانش آموز را در فعالیتی درگیر کرده است تا از این طریق اطلا عات مناسبی درمورد حدود آموخته های او جمع آوری کند. او در این راه از شیوه های مختلف استفاده می کند، با دانش آموز گفتگو می کند، بر کار او نظارت دارد... سپس اطلا عاتی که جمع آوری کرده است، تفسیر می کند. در این کار معلم ضمن توجه به هدف ها، به تجارب و یافته های قبلی دانش آموز نیز توجه دارد.
بنابراین زمانی که دانش آموز را ارزشیابی می کند، با توجه به هدف های آموزشی، به جزئیات پیشرفت دانش آموز و بهبود یافته های او نیز نظر دارد. در این فرایند دانش آموز نیز نقش دارد، زیرا فرصت می کند تا کار خود را ارزیابی کند و دریابند که تا چه حد رضایت بخش است یا این که می توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتیجه آن جزئی از فرایند تعاملی است که بین معلم و دانش آموز انجام می شود و بخشی از هدف ارزشیابی مستمر و رشد دهنده است.


برای ارزشیابی مستمر چهار نوع ارزشیابی پیشنهاد می شود:
1- پرسش های کلاسی و آزمونک ها
2- ارزشیابی فعالیت های کلاسی
3- ارزشیابی خارج از کلاس
4- ارزشیابی از تکالیف
1- ارزشیابی از پرسش های کلاسی و آزمونک ها:
پرسش های کلاسی: پرسش هایی هستند که در جریان کلاس مطرح می شود هدف از این پرسش ها یادآوری پیش نیازهای یادگیری برای درس کلا س، جمع آوری ایده ها و اطلاعات دانش آموزان در ارتباط با یک موضوع و مواردی از این قبیل و یک دانش آموز طی یک دوره آموزشی چندین بار مورد پرسش قرار می گیرد و در لیست علامت گذاری می شود.
آزمونک ها ابزاری برای ارزشیابی تدریجی هستند در این نوع ارزشیابی هدف نمره دادن نیست بلکه منظور این است که در هر مرحله هدف های رفتاری معین میزان پیشرفت فراگیران چگونه است و تا چه مقدار به اهداف آموزشی دست یافته اند بنابراین لازم است آزمونک ها پیشرفت گام به گام هدف ها را بسنجند و در پایان تدریس یک یا تعداد معدودی از هدف های رفتاری مربوط به هم انجام شوند.
2- ارزشیابی فعالیت های کلاسی:
فعالیت های کلاسی که ممکن است فردی یا گروهی انجام شوند مهمترین بخش ارزشیابی مستمر است.
بنابراین ارزشیابی فعالیت کلاسی نمره دادن به پرسش های کلاسی نیست بلکه ارزشیابی روند شکل گیری و پیشرفت مهارت ها و نگرش ها است و بیشتر با مشاهده رفتار دانش آموزان ممکن می باشد و در جریان آن دانستی ها، پرورش نگرش، نظافت در کار و انضباط، توجه به صحبت های دیگران، قبول مسوولیت در گروه، تحمل نظر مخالف، انعطاف پذیری و... مورد توجه قرار می گیرد.
3- ارزشیابی خارج از کلاس:
فعالیت های خارج از کلاس فرصتی است تا فراگیران براساس علاقه موقعیت و امکانات خود، کلاس درس را به زندگی واقعی گسترش دهند و با خلاقیت های خود موقعیت های تازه ای برای یادگیری ایجاد کنند. تهیه فهرست ارزشیابی براساس نوع فعالیت می تواند معلم را در قضاوت نهایی فعالیت ها و ارائه باز خورد مناسب به دانش آموزان یاری دهد.
4- ارزشیابی از تکالیف:
دفتر تکالیف در حقیقت کتابی است که دانش آموزان در آن موضوع درس را تدوین می کنند. لازم است تکالیف به صورتی تدارک دیده شوند که به عنوان منبعی برای تقویت و پاداش دانش آموزان در آینده و فرصتی برای برانگیختن مشارکت و پشتکار در یادگیری فراگیران باشد و باید از طرف معلم با توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان مورد ارزشیابی قرار گیرد.
2- ارزشیابی از طریق فهرست مشاهدات:
استفاده از فهرست مشاهدات در برنامه آموزش شیوه نو و تازه ای است که از طریق آن معلم می تواند در مورد حدود آموخته های دانش آموز یا گروهی از دانش آموزان در حیطه های مختلف مهارتی، نگرشی و دانشی قضاوت کند. این یادداشت ها به معلم امکان می دهد تا در برنامه تدریس خود میزان حصول به هدف های آموزشی را تعقیب و کنترل کند و دریابد که هر دانش آموز تا چه اندازه به هدف های موردنظر رسیده است و احتمالا به چه کمک هایی نیاز دارد و براساس آن اطلاعات، فرایند تدریس خود را بازنگری کند.
استفاده از فهرست مشاهدات روش ساده و سریعی است که از طریق آن معلم می تواند دانش آموزان را در بسیاری از هدف های آموزشی که در آزمون های پایانی امکان پذیر نیست، ارزیابی کند و از نتایج آن در جهت بهبود فرایند دانش آموزان استفاده کند. اگر این کار به صورت مستمر انجام شود و معلم به موقع از نیازهای آموزشی هر دانش آموز مطلع شود، می تواند در رفع آن نیازها اقدام کند، کاری که از عهده ارزشیابی پایانی بر نمیآید. مرور فهرست ارزشیابی به معلم امکان می دهد تا نقاط ضعف مشترک دانش آموزان را هم دریابد.
3- ارزشیابی پوشه ای
یک پوشه کارنما مانند یک جورچین یا پازل مجموعه قطعاتی از کارهای دانش آموز است که با اتصال آنها می توان تصویر کامل و روشن تری از دانش آموز به عنوان یک یادگیرنده مادام العمر به نمایش گذاشت.
پوشه می تواند شامل فهرست های ارزشیابی معلم، گزارش کارهای دانش آموز، یادداشت های معلم، گزارش های گردش های علمی و کارهای عملی و پروژه های دانش آموز باشد. پوشه بیش از این که قطعاتی از کارهای دانش آموز باشد که بی هدف جمع آوری شده است، مجموعه ای از کارهای مشخص، هدفدار و آگاهانه دانش آموز است که به او امکان می دهد تا توانایی های خود را از جهات مختلف به نمایش بگذارد.
پوشه، چیزی بسیار فراتر از یک ظرف پر از خرت و خورت است. پوشه مجموعه ای سازماندهی شده از مدارک مستندی است که معلم و دانش آموز با استفاده از آن، میزان پیشرفت دانش آموز را در حیطه های مختلف دانش، مهارت و نگرش در موضوعات معین درسی، به نمایش می گذارند. (واوروس، 1990)
مرور پوشه دانش آموز به معلم امکان می دهد تا با اطمینان بیشتر و براساس دلایل مستند در مورد دانش آموز قضاوت کند. مرور پوشه دانش آموز به معلم فرصت می دهد تا قابلیت های او را به درستی شناسایی و باتوجه به تئوری هوش های چندگانه، برای آموزش او برنامه ریزی کند.


 
 
کارنامه سبب افسردگی دانش آموزان می شود!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۱
 

امتحانات نهایی و نمره گذاری در کلاس های درسی چند کشور خارجی ، نگاهی به شیوه های نوین ارزشیابی،هدف از امتحان معلمان چیست؟

کشور آرژانتین
از سال ۱۹۸۹ وضع درسی دانش آموزان با نمرات ۱ تا ۳ سنجیده می شود ( عالی ، رضایت بخش ، غیر رضایت بخش ) و اعتقاد کلی آن است که این روش موجب پایین آمدن استانداردهای آموزش شده است . و بسیاری معتقدند که شیوه نمره گذاری گذشته که با اعداد ۱ تا ۱۰ مشخص می شد ،‌ نتیجه بهتری داشت و شیوه جدید باید مورد تجدید نظر قرار گیرد .
کشور آلمان
ارزشیابی از دانش آموزان توسط معلمین مربوطه و بر اساس امتحانات کتبی ، شفاهی ، انجام دادن تکالیف درسی و مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس صورت می گیرد . که نتیجه بصورت گزارش کتبی (بویژه در دوره ابتدایی) و یا بر اساس نمره گزاری در مقیاس ۶ نمره ای به اطلاع خانواده ها می رسد ..
کشوراسپانیا
بر اساس مقررات جدید ، ارزشیابی در مقطع پیش دبستانی بصورت مستمر و ارتقاء بصورت اتوماتیک خواهد بود . در دوره ابتدایی و متوسطه ، اطلاعات لازم برای ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با روشهای مختلف از قبیل مشاهده منظم ، تحلیل تکالیف درسی ، آزمونهای کتبی ، شفاهی و عملی جمع آوری خواهد شد . د رصورتی که بررسی ها نشان دهند که دانش آموز به هدفهای مورد نظر نائل نشده است ، باید سال تحصیلی را تکرار کند . تکرار پایه در هر دوره فقط یکبار و در مجموع در طی ۱۰ سال آموزش اجباری ، دو بار امکان خواهد داشت .
کشور بلغارستان
در بلغارستان ، دانش آموزان دوره ابتدایی بطور اتوماتیک و بر اساس سن به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند . در دوره های پیش متوسطه ، متوسطه و دانشگاهی ، وضعیت تحصیلی دانش آموزان با نمرات ۲تا ۶ مشخص می شود . نمره ۲ به معنای ضعیف است و دانش آموز باید مجددآ در امتحان شرکت کند ، نمره ۳ ، به معنای رضایتبخش ، نمره ۴ خوب ، نمره۵ خیلی خوب و نمره ۶ به معنای عالی می باشد . دانش آموزان ضعیف باید پایه تحصیلی را تکرار کنند .
کشور سوئد
در مدارس سوئد هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . در دوره آموزش اجباری بجز تعداد معدودی از دانش آموزان بقیه به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند و قبولی یا مردودی در واقع مفهومی ندارد . در سال دوبار ( آخر پاییز وبهار ) به دانش آموزان کلاسهای هشتم و بالاتر نمره داده می شود . نمرات با اعداد ۱تا ۵ مشخص می شود .
کشور ژاپن
در ژاپن هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . ارتقاء به کلاس بالاتر بر اساس ارزشیابی داخلی انجام می گیرد و در عمل ارتقاء از کلاسی به کلاس بالاتر در مرحله آموزش اجباری ( تا کلاس نهم ) بصورت اتوماتیک و قطعی می باشد .
کشورروسیه
برای نمره دادن به دانش آموزان از نمرات ۱ تا ۵ استفاده می شود که ۵ بیشترین و ۱ کمترین نمره است . نمره قبولی ۳ می باشد . اگر دانش آموزی دردو یا سه درس نمره ۲ بیاورد ،هنوز اجازه ارتقاء به کلاس بالاتر را خواهد داشت . اگر دانش آموزی در سال پایانی یک نمره ۲ داشته باشد ، گواهی نامه پایان تحصیلات به وی داده می‌شود ولی این نمره ممکن مانع از ورود وی به مراکز آموزش عالی در برخی از رشته های تحصیلی شود .

 

ارزشیابی می‌تواند براساس دو رویکرد متفاوت انجام شود:


1ـ سنجش و ارزشیابی با رویکرد سنتی
این نوع سنجش بر آزمون‌های جزئی‌نگر متکی است و طی آن دانش‌آموز با یک دسته پرسش‌های مجرد و اکثراً ناملموس سنجیده می‌شود. پرسش‌های این آزمون خدشه‌ناپذیر است و هیچ گاه معلم در هنگام انجام آن فرصت نمی‌کند با دانش‌آموز تعامل کند یا دانش‌آموز فرصت نمی‌یابد پرسش را تجزیه و تحلیل کند و مثلاً بگوید «بهتر بود سؤال را این طور طرح می‌کردید که … ». یا «این بار من از شما سؤالی می‌پرسم تا جواب دهید» (ویگنیر 1993).
ویژگی اصلی ارزشیابی‌های سنتی این است که منحصراً به سنجش دانش‌آموز متوسل می‌شوند و به آزمون شونده (دانش‌آموز) فرصت ارزشیابی خود و دریافت بازخوردهای مؤثر از معلم داده نمی‌شود.
(ولف و همکاران 1991) معتقدند در چنین آزمونی تعداد پاسخ‌های صحیح نمره دانش‌آموز را تعیین می‌کند و نه کیفیت عملکرد او، درست مثل اینکه تعداد جمله‌های کامل یک مطلب چاپ شده را بشماریم ولی از ارزیابی قدرت بیان موضوع و انسجام مفاد در چارچوب آن غفلت کنیم. در این آزمون معمولاً آن پاسخی که مغایر با پاسخ‌های از پیش تعیین شده باشد غلط گرفته می‌شود و حتی طرح پرسش‌هایی که به دانش‌آموز اجازة بیان دیدگاه‌های متفاوت را بدهد، به ندرت پذیرفته می‌شود. استدلال طرفداران این نوع آزمون‌ها این است که معتقدند سنجش و ارزشیابی دانش‌آموز از این طریق دقیق و تکنیکی امکان‌پذیر است. امّا آیا به واقع دقت اندازه‌گیری و سنجش می‌تواند ملاک اصلی اعتبار آن آزمون شود؟
اکثر سنجش‌های پایانی که معمولاً در پایان یک دورة آموزشی انجام می‌شود و میزان آموخته‌ها را براساس حدود انتظاراتی از پیش نوشته شده می‌سنجد، از انواع سنجش‌های سنتی است. این آزمون‌ها نقشی در برنامه‌ریزی معلم برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز ندارد و به عبارت دیگر، معلم در طرح درس و تدریس خود از نتایج این آزمون‌ها برای آموزش همان دانش‌آموز بهره نمی‌گیرد.
2ـ سنجش و ارزشیابی با رویکرد پویا و رشد دهنده = ارزشیابی مستمر


ارزشیابی مستمر، تدریجی یا تکوینی، اصطلاح‌هایی هستند که این روزها در بین معلمان و مدرسان کشور زیاد به کار می‌روند. امّا آنان در تفسیر معنای این واژه به ندرت توافق دارند. بعضی از آن تصوری مشابه ارزشیابی براساس آزمون‌های پایانی،‌ ولی در مقیاس کوچک‌تر و تعداد بیشتر دارند. به عبارتی، آنان کلمات مستمر و مکرر را معادل گرفته‌اند. گروهی آن را همان آزمون‌هایی می‌دانند که در انتهای هر جلسه یا هر چند جلسه تدریس در واقع واژة سنجش مستمر معادل فارسی عبارت
Formative Assesment است.
فرهنگ لغات انگلیسی کلمة
Formative را به تکوینی، سازنده، رشددهنده و یا شکل‌دهنده ترجمه کرده است. بنابراین به نظر می‌رسد کلمة مستمر ترجمة مناسبی نیست. این ترجمة نادرست، تصور نادرستی را نیز از آن در ذهن متبادر می‌کند. احتمالاً اگر به جای واژة سنجش مستمر از سنجش سازنده، پویا یا رشد‌دهنده استفاده شود، میزان سوء تعبیرهایی که در عمل از واژة مستمر می‌شود، کاهش خواهد یافت.
شرلی کلارک که مطالعات بسیاری در زمینة ارزشیابی مستمر دارد، در این مورد تعبیر جالبی دارد. او چنین می‌گوید:
اگر ما به کودکان خود به مانند گیاهان بیندیشیم، سنجش پایانی به مثابه اندازه‌گیری و بررسی این گیاهان است این اندازه‌گیری برای مقایسه و یا تجزیه و ارزیابی وضعیت فعلی گیاه مناسب و معتبر است، ولی در رشد گیاه تأثیر ندارد. امّا سنجش مستمر، سازنده و رشددهنده، فرآیند جمع‌‌آوری اطلاعات از گیاه با هدف باغبانی کردن آن است. کود دادن، آب دادن، هرس کردن، علفهای هرز را از آن دور کردن و انجام هر چه که باعث رشد گیاه شود. (شرلی کلارک 2001)


ویژگی‌های ارزشیابی مستمر چیست ؟


خصلت عمدة این نوع ارزشیابی در پویایی و گستردگی آن است و از معلم انتظار اقداماتی فراتر از آزمون سنتی را دارد، تا تصویری کلی از تمامیت شخصیت دانش‌آموز ارائه دهد. از نتایج این نوع سنجش و ارزشیابی در جهت رشد و ارتقای دانش‌آموز استفاده می‌شود و مهم‌تر از همه این که از هر دانش‌آموز توقع رشد و بالندگی را در حد توان خود او دارد. مشخصة اصلی سنجش پویا و رشددهنده این است که به معلم اطلاعات مستند و معتبری می‌دهد تا براساس آن اطلاعات بتواند مرحله بعدی تدریس خود را طراحی کند.
این نوع سنجش، برای هر دانش‌آموز قابلیت رشد و پیشرفت قایل است و برای آموزش هر دانش‌آموز برنامة خاصی را طراحی می‌کند. در این رویکرد فرآیند ارزشیابی با فرآیند آموزش در هم تنیده، جاری و مستمر است از نتایج این سنجش برای مقایسه یا نمره‌دادن به دانش‌آموز استفاده نمی‌شود. امروز این شیوة سنجش که تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان را می‌پذیرد و به قابلیت رشد هر یک اعتقاد دارد، در نظام‌های پیشرفتة آموزشی مورد توجه قرار گرفته و نقطة عطف ارزشیابی‌های مستمر شده است.
نقش ارزشیابی مستمر در فرآیند آموزش چیست ؟


ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرآیند آموزش تلقی می‌شود. به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است. اما نباید چنین تصور کرد که افزایش تعداد دفعات سنجش دانش‌آموز، ارزشیابی را از نوع مستمر و پویا می‌کند. معلمان ممکن است هر هفته یا هر چند هفته یک آزمون طرح کنند و با سنجش آن آزمون دانش‌آموزان را ارزیابی کنند، اما آن چه یک سنجش را از نوع رشددهنده می‌کند، نحوة استفاده از نتایج ارزشیابی است و این که چه کسی از آن استفاده می‌کند.
به عبارت دیگر ارزشیابی مستمر در طراحی برنامة درسی معلم جای خاصی دارد. یعنی معلّم از نتایج سنجش مستمر در تعیین گام بعدی خود در آموزش استفاده می‌کند و به این دلیل است که آموزش و ارزشیابی در هم تنیده می‌شوند و دانش‌آموزان رشد می‌کنند و نباید آن را با سنجش‌های متداولی که گرچه ممکن است مکرر اتفاق افتد، ولی حاصل آن ها ارائه یک نمره یا رتبه است و معلم و دانش‌آموز از آن بهرة دیگری نمی‌گیرند، معادل دانست.
ارزشیابی تشخیصی هم نوعی ارزشیابی مستمر و سازنده است، زیرا هدف آن دریافت کاستی‌ها و مشکلات و خطاهای احتمالی دانش‌آموز است تا در طراحی مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار گیرد و به این دلیل ما آن را هم نوعی ارزشیابی مستمر می‌دانیم.


درسنجش و ارزشیابی رشددهنده، استفاده از نتایج ارزشیابی حداقل به اندازة جمع‌آوری آنها اهمیت دارد در فرآیند چنین ارزشیابی دانش‌آموزان نقش اساسی دارند، چون آنان هستند که در مرکز یادگیری قرار دارند و نقش اصلی را در پرورش یا اصلاح یک آموخته ایفا می‌کنند. هر چه دانش‌آموزان بیشتر در فرآیند آموزش سهیم شوند،‌ بهتر و بیشتر می‌توانند آموخته‌های خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند یا بهبود بخشند؛ به عبارتی شیوة آموختن را بهتر یاد می‌گیرند.
نمودار زیر بخش‌های مختلف فرآیند ارزشیابی مستمر را نشان می‌دهد. هر ارزشیابی که مراحل آن با این نمودار همخوانی داشته باشد، ارزشیابی مستمر است. باید توجه کرد که چگونه از جمع‌آوری اطلاعات و مستندات از فعالیت‌های دانش‌آموز برای قضاوت در طراحی مرحلة بعدی آموزش و رفع کاستی‌ها و نقاط ضعف او در یادگیری استفاده می‌شود.

انواع مقیاس های اندازه گیری


(کوهن و سورد لیک 2002)
مقیاسهای اندازه گیری را به چهار نوع یا در چهار سطح دسته بندی کرده اند. (استیونسن، 1951) :‌
اسمی، ترتیبی، فاصله ای، نسبتی. این طبقه بندی از ساده به پیچیده و به صورت سلسله مراتبی تنظیم شده است یعنی اینکه هر طبقه دارای تمامی ویژگیهای طبقات قبل به اضافه ی ویژگیهای مخصوص به آن طبقه است.
* مقیاس اسمی:‌
پایین ترین سطح یا ساده ترین نوع اندازه گیری را معرفی می کند این مقیاس به دو صورت مورد استفاده قرار میگیرد، یکی برای اسم گذاری ودیگری برای طبقه بندی.
1- اسم گذاری :
در این مقیاس از ارقام و اعداد برای اسم گذاری یا نام گذاری و تشخیص اشیاء و افراد استفاده می شود بدون این که این اعداد هیچ گونه مفهوم و معنای ریاضی داشته باشد، به عنوان مثال :‌ شماره هایی که بر پشت پیراهن بازیکنان فوتبال نوشته می شوند وشماره ی خیابانهای شهرها موارد ی از کاربرد و اعداد برای اسم گذاری هستند.
2- طبقه بندی :
در این مقیاس نیز از ارقام و اعداد برای طبقه بندی اشیاء و افراد استفاده و باز هم اعداد هیچ گونه مفهوم و معنای ریاضی ندارند وتنها برای مشخص کردن طبقه های مختلف طبقه بندی بکار میروند . فرض کنید یک زمین شناس انواع سنگها را در
کیسه های مختلف با شماره های مختلفی دسته بندی می کند.دراین دسته بندی یک عدد معرف کیسه ی حاوی سنگهای آهکی ، عدد دیگر نشان دهنده ی کیسه ی محتوی سنگهای آتش زنه و غیره خواهد بود . در اینجا به جز اینکه اعداد معرف انواع مختلف سنگها هستند ، هیچ معنی دیگری ندارند.
علاوه بر موردها و مثالهایی که از مقیاس اسمی ذکر کردیم ، در علوم اجتماعی و رفتاری متغیر های زیادی وجود دارند که به کمک مقیاس اسمی اندازه گیری می شوند. مانند جنس ،نژاد ، ملیّت، مذهب، و غیره . مثلا جنسیت را به صورت زن = 1 ، مرد=2 ، نژاد را به صورت سیاه=1، سفید=2، زرد=3، و غیره نشان میدهند.
عملیات مجاز در باره ی این مقیاس بسیار کم و به قرار زیرند:
عملیات مجاز آماری :
شمارش فراوانی، یعنی تعیین تعداد موردهای درون هر طبقه. تعیین نما، یعنی طبقه ای که بیشتر از طبقات دیگر عضو دارد.
عملیات مجاز ریاضی :
انجام هیچ یک از چهار عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم در این مقیاس میسر نیست.
مقیاس ترتیبی :
مقیاس ترتیبی یا رتبه ای مجموعه ای از رتبه هاست ، در این مقیاس، دسته ای از افراد یا اشیاء ، با توجه به یک صفت، از بزرگ به کوچک مرتب می شوند و معلوم نیست که هر یک از این افراد یا اشیاء به مفهوم مطلق، چقدر از آن صفت را دارد و مشخص نیست که این اشیاء یا افراد، از لحاظ صفت مورد اندازه گیری چه مقدار از یکدیگر فاصله دارند. (نا نا لی 1978 ،)
مثالی برای این مقیاس مرتب کردن دانش آموزان یک کلاس به ترتیب قد و شماره گذاری آنها از کوتاهترین به بلند ترین یا از بلند ترین به کوتاهترین فرد است. مثال دیگر پرسشنامه استرس زندگی (هولمزوراهه 1967)است که در آن تعداد تغییرات زندگی فرد در شش ماه کذشته با هم جمع می شوند( مثلا ازدواج، سکونت،تغییر شغل و غیره) با این پرسشنامه ، افراد بر اساس میزان استرس که در 6 ماه گذشته تجربه کرده اند، که آن هم به توسط تغییرات حاصل در زندگیشان معلوم می گردد، به دنبال هم مرتب می شوند.
عملیات مجاز در باره مقیاس تربیتی بیشتر از مقیاس اسمی هستند . با این ، عملیات مورد نیاز یک مقیاس خوب اندازه گیری در این مقیاس نیز مجاز نیستند.
عملیات مجاز آماری :
شمارش فراوانی، تعیین نما، محاسبه ی میانه، محاسبه ی درصدها و محاسبه ی ضریب همبستگی رتبه ای اسپیر من .
عملیات مجاز ریاضی :
هیچ یک از چهار عمل اصلی جمع، تفریق ، ضرب وتقسیم در مقیاس میسر نیست.
مقیاس فاصله ای :
مقیاسی است که در آن رتبه اشیاء یا افراد، با توجه به یک صفت مشخص است و معلوم است که اشیاء یا افراد از لحاظ صفت مورد اندازه گیریچه مقدار از یکدیگر فاصله دارند اما هیچ نوع اطلاعی راجع به مقدار مطلق صفت مورد نظر برای هیچ یک از اشیاء یا افراد در دست نیست(نانالی 1978)
در مقیاس فاصله ای ، فاصله های بین واحد ها معلوم و برابر هستند در صورتی که در مقیاس ترتیبی فاصله بین واحدها معلوم نیست.
مثالی برای این مقیاس، مقیاس به کار گرفته شده در دماسنجهای سانتی گراد و فارنهایت است. در هر دوی این دماسنجها صفر انتخابی یک صفر قراردادی است نه یک صفر واقعی، اما فاصله 5،10،15 و غیره در تمام طول مقیاس همواره یکسان است. یعنی مثلاً تفاوت دما بین 10و20 درجه برابر است با تفاوت دما بین 40و 50 درجه .
عملیات محاز آماری و ریاضی در باره مقیاس فاصله ای :
چون در این مقیاس فاصله های بین واحدها برابر است واین مقیاس از یکی از ویژگیهای مهم یک مقیاس خوب اندازه گیری برخوردار است بنابراین همه‌ی محاسبات ریاضی را در باره‌ی آن می توان انجام داد.
عملیات مجاز آماری :
محاسبه ی نما ، میانه، میانگین، انحراف معیار، ضریب و همبستگی رتبه ای اسپیرمن و ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون.
عملیات مجاز ریاضی :
جمع و تفریق مجاز است، ضرب و تقسیم مجاز نیست.
مقایسة مقیاس ترتیبی با مقیاس فاصله ای از نظر بروگاتا و بوهر است :
این دو استدلال کرده اند که مقیاس ترتیبی شکل ضعیفی از مقیاس فاصله ای است که در آن اطلاعات مربوط به فاصله ی بین نقاط مقیاس گم شده است . از آنجا که متغیرهای ترتیبی عموماً با آن دسته از شاخص های آماری توصیف می شوند کـه فرض می کنند مقیاس مورد نظر پیوسته و عددی است، بروگاتا و بوهر نستد معتقدند که بهتر است متغیرهای ترتیبی را به صورت مقیاس فاصله ای ناکامل تصور کنیم تا اینکه آنها را سطح مستقلی از اندازه گیری بدانیم.

مقیاس نسبتی :
مقیاسی است که در آن رتبه اشخاص با توجه به یک صفت معلوم است، فاصله بین اشخاص معلوم است و علاوه بر اینها فاصله ی حداقل یکی از اشخاص از یک صفر منطقی نیز معلوم است ( نانالی 1978). مثلاً اگر قد دانش آموزان یک کلاس را با توجه به اندازه ی واقعی قد آنها ، نه در رابطه با قدکوتاهترین فرد یا فرد متوسط ، تعیین کنیم مقیاس حاصل یک مقیاس نسبی است که دارای هر سه ویژگی بالا است.
مهمترین مقیاس نسبتی همان مقیاس اعداد از صفر تا بی نهایت است.
اندازه گیری طول ، وزن ، حجم و سایر صفات فیزیکی اشیاء با مقیاس نسبتی عملی است ، اما اندازه گیری متغیرهای روانی و پرورشی با این مقیاس به ندرت میسر است.



 
 
انتظارات زنان از همسر ایده آلشان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 

 


آهای آقایان، می‌دانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید؟ این راهنمایی است که به شما می‌گوید همسران‌تان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید همسری ایده‌آل باشید.

1. به عواطف او احترام بگذارید

بگذارید گریه کند. زنان همیشه قدردان مردهایی هستند که به عواطف و احساسات‌شان اهمیت می‌دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می‌کند به او دستمال تعارف کنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می‌شود.

2. اهمیت آنچه می‌پوشید

با نظر او لباس بپوشید. مدها می‌آیند و می‌روند اما توجه یک مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یک زن حائز اهمیت است. باید سعی کنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می‌پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته‌اش توجه کنید.

لباس پوشیدن شما آنطور که همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند که بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می‌گویند این یکی از اولویت‌های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می‌شود مردها قوی‌تر و جالب‌‌تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید که این رنگ به مهربان‌تر نشان دادن شما کمکی نمی‌کند.

3. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی‌افتد

یک مرد سنتی باشید. زمانی که پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترک. آنها به خوبی می‌توانند از پس کارهایی همچون باز کردن در یا جابه‌جا کردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌کنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همکاری دارند و توقع دارند شما این کارها را برای او انجام دهید.

4. اشتباهات خود را پنهان نکنید

شجاع باشید، اعتراف کنید. می‌خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند که با ملاحظه و متفکر باشد، به خصوص وقتی می‌دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می‌تواند اعم از بدخلقی یا بی‌توجهی به آنها به دلیل خستگی از کار باشد. آنها مشتاقند ببینند که شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه‌تان اعتراف کنید.

5. نقش حلال مشکلات را بازی نکنید

گوش کنید، راه‌حل ارائه ندهید. وقتی چیزی همسرتان را آزار می‌دهد او گوش شنوای شما را می‌خواهد نه نصیحت. مردها فکر می‌کنند باید همه چیز را حل کنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یک زن گوش سپردن به حرف‌هایش مانند معجزه‌ای عمل می‌کند که به عمیق‌تر شدن رابطه کمک می‌کند.

6. سر تکان دادن کافی نیست

با دقت گوش کنید. خانم‌ها واقعا دوست دارند بدانند که به حرف‌هایشان توجه می‌کنید. کافـی نیست سر تکان دهید و وقتی مکث می‌کنند منتظرند عکس‌العمل شما همراه با توجه کامل باشد. مثلا اگر از کارفرمای خود شکایت می‌کنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم که روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی کنید در ارائه راه‌حل شتاب نکنید.

7. تقلید می‌تواند نشانه علاقه باشد

نشانه عشق را از یاد نبرید. همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه‌اش را به شما نشان می‌دهد. مثلا او ممکن است غذایی را که باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه‌تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

8. به یک بار گفتن اکتفا نکنید

چند بار بگویید، نه یک بار. بد نیست گاهی ویژگی‌های فردی مثبت او را گوشزد کنید. مثلا از زیبایی‌اش تعریف کنید و بدون اینکه به شما بگوید تغییرات ظاهری‌اش را تحسین کنید. تغییراتی از قبیل کاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند کوچک هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه‌مند می‌کند.

9. از رابطه‌تان صحبت کنید

فرصتی برای صحبت فراهم کنید. وقتی او می‌خواهد سر صحبت در مورد روابط‌تان را باز کند لزوما قرار نیست مشکلی را مطرح کند. روانشناسان معتقدند که زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترک، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور کلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند که این نشانه خوبی است. یک صحبت صادقانه دونفره می‌تواند یک زوج را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

10. با او چشم در چشم صحبت کنید

چشم در مقابل چشم. شما به عنوان یک مرد ممکن است ترجیح بدهید در کنار همسرتان نشسته و با او صحبت کنید اما او اغلب ترجیح می‌دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مکالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یک زوج خواهد شد.

11. لحظه را از دست ندهید

گاهی شما فرمان را در دست بگیرید. نگذارید او همیشه پیش‌قدم شده و سرحرف را باز کند. اگر به شما فرصت صحبت کردن می‌دهد سعی کنید از آن استفاده کرده و بحث را هدایت کنید هرچند موضوع ساده‌ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.

12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست

چرا شاعر نمی‌شوید؟ همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی‌کند 2 ماه از ازدواج‌تان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یک شاخه گل، دعوت به یک شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر کلیشه‌ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می‌شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه‌هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند کرد.


 
 
قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٩
 

کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.

و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.

وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و... ) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.

به جای خسته نباشید؛ بگوییمخدا قوت

به جای 
خدا بد نده؛ بگوییمخدا سلامتی بده

به جای 
بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای
 فراموش نکنی؛ بگوییمیادت باشه

به جای 
پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای 
دستت درد نکنه؛ بگوییمممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای 
ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای 
گرفتارم؛ بگوییم‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود

به جای 
دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای 
قابل نداره؛ بگوییمهدیه برای شما

به جای 
شکست خورده؛ بگوییمبا تجربه

به جای 
فقیر هستم؛‌ بگوییمثروت کمی دارم

به جای
 بدرد من نمی خورد؛ بگوییممناسب من نیست

به جای 
مشکل دارم؛ بگوییممسئله دارم

به جای 
جانم به لبم رسید؛ بگوییمچندان هم راحت نبود

به جای 
مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم

به جای 
من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای 
زشت است؛ بگوییم :‌ قشنگ نیست

به جای 
چرا اذیت می‌کنی؛ بگوییم :‌ با این کار چه لذتی می‌بری

به جای 
غم آخرت باشد؛ بگوییمشما را در شادی ها ببینم

به جای 
متنفرم؛ بگوییمدوست ندارم

به جای 
دشوار است؛ بگوییم : آسان نیست

به جای جملاتی از جمله 
چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا نپرسیدی؟ 

بگوییم: 
سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ...


 
 
اگر همسرتان برایتان تکراری شده این متن را بخوانید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٩
 


روزهای اول ازدواج‌تان را به‌خاطر آورید که چطور عاشق و دلباخته همسرتان بودید. حتی تصور دوری از همسرتان غیرممکن بود اما بعد از گذشت زمان این شیفتگی و علاقه کمرنگ شده است. در این شرایط آیا شما جزو گروهی هستید که از این وضعیت به همسرتان شکایت می‌کنید؟ مطمئنا به همان میزان که همسرتان نسبت به روزهای اول ازدواج تغییر کرده است شما نیز تغییر کرده‌اید اما به جای شکایت و ناامیدی بهتر است به‌دنبال اصلاح رابطه‌تان باشید.

شناسایی اولین مشخصه تغییر

یکی از دلایلی که باعث تکراری شدن رابطه شما با همسرتان می‌شود تغییر ظاهر شماست. در طول سال‌هایی که با هم بوده‌اید، آنچه مسلما تغییر کرده است ظاهر و قیافه شماست. بنابراین برای جلوگیری از خستگی از وضع ظاهر باید به فکر تغییر آن باشید. آن‌چه را که روزی باعث شد به همسرتان علاقه‌مند و مجذوب او شوید را به‌خاطر آورید و به تحسین آن مشخصه‌ها در افکار خود بپردازید. از کلماتی که همسرتان را به وجد می‌آورد و شما را به یاد روزهای اول زندگی مشترک‌تان می‌اندازد، استفاده کنید. روزهای شیرین دوران نامزدی خود را به یاد آورید که برای دیدن یکدیگر لحظه شماری می‌کردید.
خستگی زوجین از یکدیگر مشکلی است که درمان آن دوباره زنده کردن رابطه است. مشکلاتی که همسران در طول زندگی مشترک‌شان مواجه هستند را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد؛ خیانت، انجام‌ندادن تعهدات تا کشمکش، حسادت و خودخواهی. اما خستگی زوجین از یکدیگر مسئله‌ای متفاوت است و به‌طور واضح ارتباطی با جنگ و دعوا و خودخواهی بین زوجین ندارد.

چگونه بفهمید شوهرتان از شما خسته شده است؟

اگر متوجه شدید شوهرتان کمتر حرف می‌زند و به جای گذراندن وقت آزاد خود با شما، وقت خود را با دوستانش در بیرون از خانه می‌گذراند اکنون زمان آن رسیده که دست به کار شوید. اگر اوضاع را به حال خود رها کنید شاید روزی را ببینید که همسرتان وقت خود را با شخص دیگری می‌گذراند تا لحظه‌ها برایش لذت بخش‌تر باشد. از خودتان شروع کنید. اگر دیدید شوهرتان علاقه‌ای به گذراندن وقت خود با شما را ندارد از خود سوال کنید چه چیزی باعث چنین عملی شده است، شاید به این علت است که شما غرق در مسئولیت‌های خانه شده‌اید. روز‌های اول آشنایی‌تان را به خاطر آورید زمانی که تازه ازدواج کرده بودید به چه اندازه از هم شناخت داشتید؟ قابل فهم است که تغییر در وضعیت خانواده نیاز به تغییر در اولویت‌ها دارد؛ زمانی را در بیرون از خانه با همسرتان سپری کنید و لحظات لذت‌بخشی را با یکدیگر داشته باشید تا تاثیرش را ببینید.

به ظاهر خود اهمیت دهید

بسیار دیده می‌شود خانم‌ها چند سال پس از ازدواج دیگر به ظاهر خود اهمیت نمی‌دهند و خود را رها می‌کنند. درحالی‌که پس از ازدواج هم باید همیشه آراسته باشید و به ظاهر خود اهمیت دهید. برای رفتن به آرایشگاه برنامه هفتگی داشته باشید. سعی کنید از مدل موها و آرایش جدید استفاده کنید. اگر توان مالی ندارید می‌توانید خودتان به آرایش موهای خود بپردازید و لباسی زیبا به تن کنید. مطمئن باشید که همسرتان متوجه تغییر شما خواهد شد و شرایط از آن پس کمی بهتر می‌شود. ورزش کنید با ورزش نه تنها می‌توانید به وزن ایده‌آل خود برسید بلکه قلب و پوستی سالم خواهید داشت. وقتی شما احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشید مطمئنا شوهرتان همین احساس را نسبت به شما پیدا می‌کند.

به‌دنبال علائق مشترک باشید

تلاش کنید تمامی فعالیت‌هایی که از انجام آن با همدیگر در گذشته لذت می‌بردید را به خاطر آورید و آن‌ها را تکرار کنید. اگر امکان پیاده‌روی در روزهای آخر هفته در کوه را ندارید به پیاده‌روی در پارک اطراف خانه خود بسنده کنید. بهتر است کاری که هردوی‌تان از آن لذت می‌برید، انجام دهید.

صمیمیت‌ها را از نو زنده کنید

اگر همسرتان از این‌که از شما خسته شده است شکایت می‌کند، شاید منظور او از این شکایت این است که شوهرتان به صمیمیت بیشتری نیاز دارد. وقتی مسئولیت‌های کاری و خانواده تمامی وقت شما را پر می‌کند نخستین چیزی را که تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد روابط زناشویی شماست. روابط زناشویی در زندگی مشترک بسیار مهم است و یکی از چند راهی است که می‌توانید با آن صمیمیت را به زندگی خود بازگردانید.

دلایل همسرتان را جویا شوید

برخلاف تلاش‌های شما برای بهبود رابطه، اگر همسرتان مانند گذشته از شما فاصله می‌گیرد و از بودن با شما خسته است، بهتر است با او مستقیما به گفت‌وگو بپردازید و از او صریحا سوال کنید چه چیزی موجب چنین تغییری در رفتار او شده است. اگر می‌توانید هردوی‌تان با تلاش یکدیگر به تغییر شرایط بپردازید و جرقه‌ای در رابطه‌تان ایجاد کنید. اگر همسرتان از جواب دادن به سوال شما خودداری کرد احتمالا مشکل جدی‌تر از آن است که فکر می‌کنید، در این صورت بهتر است با یک مشاور متخصص مشکل خود را در میان بگذارید. نگران نباشید شاید روزهای سختی در کار خود گذرانیده است. اگر بر خلاف تلاش‌های‌تان نتوانستید علت را جویا شوید اجازه ندهید این شرایط بر شما تاثیر بگذارد و ناامید شوید. فعالیت اجتماعی خود را ادامه دهید. افراد اجتماعی و با اعتماد به نفس همیشه مورد تایید و تحسین همسران‌شان هستند، البته تلاش کنید تعادل را میان کار و زندگی مشترک خود رعایت کنید.

آیا شما از رابطه‌تان خسته شده‌اید؟

خستگی از روابط در هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد نه تنها در زندگی زوجین بلکه حتی در محیط کار. اگر شما هر روز کار یکسان و ثابتی را انجام دهید نه تنها تا حدی از آن کار خسته می‌شوید بلکه کارتان کیفیت مطلوب نخواهد داشت. وقتی کار جدیدی را آغاز می‌کنید یا پیشرفتی در کارتان ایجاد می‌شود ناگهان نیروی تازه می‌گیرید. اگر رابطه با همسرتان برای شما خسته‌کننده شده است به جای این‌که به فکر شخصی دیگر بیفتید و بخواهید دیگری را جایگزین کنید، بهتر است تغییری هر چند کوچک در زندگی‌تان ایجاد کنید. گاهی تنها با بیان احساسات و آرزوهای‌تان می‌توانید تازگی به روابط ببخشید. روابط بسیاری وجود دارند که هر 2 در دل جمله -‌ ای کاش... - را تکرار می‌کنند ولی هیچگاه این موضوع را برای همسرشان بازگو نمی‌‌کنند درحالی‌که با گفتن آرزوها می‌بینید تا چه اندازه نقاط مشترکی بین شما وجود دارد. این‌که شما بدانید از روابط خود خسته شده‌اید اصلا خجالت‌آور نیست، آنچه باعث ناراحتی می‌شود و باید برای آن شرمنده شد، نپذیرفتن و آگاهی نداشتن از این خستگی است.

چطور به جای خستگی از روابط، آن را دوباره زنده کنیم؟

در 6 ماه تا یک سال اول زندگی مشترک همه چیز رمانتیک و عالی است اما با گذر زمان زندگی رنگ یکنواختی می‌گیرد اما این موضوع به این معنا نیست که شما دیگر عاشق هم نیستید و همانند روز‌های دوران نامزدی از دیدن یکدیگر قلب‌تان به تپش نمی‌افتد و صدای قلب‌تان را نمی‌شنوید. برای این‌که روابط خود را زنده و عاشقانه نگه دارید 2 راهکار به شما پیشنهاد می‌شود :
1. حرف یکدیگر را بشنوید
درست است که شما دوست دارید زمانی را تنها باشید اما باید زمانی را برای شنیدن حرف همسرتان در نظر بگیرید. این زمان می‌تواند موقع صرف شام یا هنگام شستن ظرف‌ها یا قبل از خوابیدن باشد. یکی از راه‌هایی که نشان می‌دهد همسرتان نزد شما دارای ارزش است گوش دادن به حرف‌های اوست.
2. همسرتان را غافلگیر کنید
آخر هفته بدون برنامه‌ریزی و اطلاع قبلی همسر خود را بیرون ببرید یا هدیه‌ای هر چند کوچک به او دهید. این هدیه می‌تواند حتی یک شاخه گل باشد. خود را به جای همسرتان قرار دهید و از خود بپرسید اگر جای او بودم چه چیزی من را غافلگیر می‌کرد؟ این هدیه می‌تواند خاطرات زیبای گذشته را به یاد شما آورد.


آیا شما بر علائق خود سرمایه‌گذاری می‌کنید؟

هر کدام از شما این حق را در زندگی دارید که به فعالیت‌های شخصی خود بپردازید. زمانی را صرف پیشرفت شخصی خود، علائق شخصی، سرگرمی‌ها و دوستان خود کنید. به همان اندازه که نیاز به گذراندن وقت بیکاری خود با یکدیگر دارید باید وقتی را برای خود اختصاص دهید. با گذراندن وقت کافی با یکدیگر در پایان روز حرفی مشترک برای گفتن دارید که این خود روابط را بهبود می‌بخشد.

دفترچه یادداشتی برای ثبت وقایع تهیه کنید

رابطه بین زن و شوهر همانند یک گیاه است. اگر آب و غذا به آن نرسد از بین می‌رود. اگر هردوی شما بسیار مشغله دارید که این در‌گیری می‌تواند کاری، علائق شخصی یا کارهای فرزندان‌تان باشد در این بین سعی کنید زمانی را به نوشتن خاطرات مشترک‌تان در یک دفترچه با یکدیگر صرف کنید. حتی می‌توانید هر 2 هفته یک‌بار در یک عصر زیبا که هردوی‌تان باهم هستید این کار را انجام دهید. برای این‌که رابطه‌تان را تازه نگه دارید هرازگاهی به انجام کارهایی بپردازید که غیرمعمول است.


 
 
باورهای غلط درباره مصرف سیگار
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٩
 

مطالعات نشان داد که 20 درصد سیگاری ها باور دارند که خطرات ناشی از سیگار، در سیگارهایی که لغات سبک و یا ملایم دارند، کمتر از مارک های دیگر سیگار می باشد. در حالی که اینطور نیست. خطرات ناشی از سیگار کشیدن بر همه معلوم است. سیگار کشیدن در محیط های بسته مثل اتاق کار، داخل خانه، رستوران و ... اثرات مضر بیشتری دارد. در این مقاله 9 باور غلط درباره کشیدن سیگار را بیان می کنیم :

باور غلط 1 : تنها خطر سیگار کشیدن، بروز سرطان ریه می باشد.

کشیدن سیگار فقط باعث سرطان ریه نمی شود، بلکه انواع سرطان و بیماری ها را در پی دارد؛ مثل سرطان دهان، سرطان مری، سرطان مثانه، سکته مغزی، بیماری های قلبی، آسم و آسیب جنین در زن بارداری که سیگار می کشد. همچنین سیگار کشیدن یکی از دلایل عمده اختلال نعوظ در مردان می باشد. پس برای سلامتی خود و خانواده تان، باید سیگار را ترک کنید.

باور غلط 2 : برخی سیگارها خطری ندارند.

هیچ سیگاری بی خطر نیست و نیکوتین موجود در سیگار، یک ماده اعتیادآور می باشد. برخی افراد سیگاری، دود سیگار را به صورت عمیق وارد بدن خود می کنند و آن دود را برای مدت طولانی در بدن نگه می دارند. سیگارهای الکترونیکی نیز بی خطر نیستند. اجازه ندهید این باورها در ترک سیگار دخالت کنند. قلیانی ها نسبت به سیگاری ها، 200 برابر بیشتر در معرض خطرات باشند

باور غلط 3 : سیگارهای لایت (Light) یا سبک مضر نیستند.

شرکت های سیگار از کلماتی مانند: سبک یا ملایم استفاده می کنند و پاکت های سیگار را با رنگ های نقره ای، سفید و یا طلایی به فروش می رسانند، با این مضمون که اینها بی خطر هستند. اما موسسه غذا و داروی آمریکا به تازگی نوشتن لغاتی همچون سبک و ملایم را روی پاکت های سیگار ممنوع کرده است.

مطالعات نشان داده که 20 درصد سیگاری ها باور دارند که خطرات ناشی از سیگار، در سیگارهایی که لغات سبک و یا ملایم دارند، کمتر از مارک های دیگر سیگار می باشد. در حالی که اصلا اینطور نیست. دیگر باور غلط این است که نیکوتین سیگارهای باریک تر، ضرر کمتری دارد، در حالی که اینهم اینطور نیست و بهتر است شما هیچ کدام از این حرف ها را باور نکنید.

باور غلط 4 : قلیان ها بی خطر هستند.

در قلیان، دود از طریق آب منتقل می گردد. برخی مردم بر این باورند که لوله قلیان، قبل از ورود دود به ریه، آن را تمیز می کند. ولی باید گفت که خطرات ناشی از قلیان به مراتب بیشتر از خطرات ناشی از سیگار می باشد. قلیانی ها نسبت به سیگاری ها، 200 برابر بیشتر در معرض خطرات باشند. یک باور دیگر نیز وجود دارد که می گوید، قلیان های دست دوم و کار کرده، ایمن تر می باشند که این باور نیز نادرست است.

باور غلط 5 : برای ترک سیگار، من خیلی پیر هستم.

اگر یک سال است که سیگار کشیدن را ترک کرده اید، خطر بیماری های قلبی را به نصف کاهش داده اید. افراد 35 تا 39 ساله، اگر سیگار را ترک کنند، می توانند 3 تا 5 سال طول عمر خود را زیاد کنند. افراد 65 ساله، می توانند یک سال طول عمر خود را زیاد کنند. مطالعات نشان داده که حتی افراد 69 ساله نیز می توانند با ترک سیگار، طول عمر خود را زیاد کنند و از زندگی لذت بیشتری ببرند.

باور غلط 6 : من هرگاه بخواهم می توانم سیگار را ترک کنم.

هر چه مدت سیگار کشیدن شما بیشتر باشد، به همان نسبت ترک سیگار برایتان سخت تر خواهد بود. افرادی که می گویند، اراده ترک سیگار را دارند، باید آنها را در مواقع بحرانی دید که آیا اراده شان پابرجا است یا نه. حدود 9 نفر از 10 نفری که سیگار را ترک می کنند، دوباره شروع به سیگار کشیدن می کنند. مطالعات نشان داده که گرچه 70 درصد سیگاری ها خواهان ترک سیگار هستند، اما تنها 7 درصد آنها دارای اراده قوی در ترک سیگار هستند. بهترین روش ترک سیگار، مشاوره و دارودرمانی می باشد.

باور غلط 7 : اگر کودکی در خانه نباشد، می توان سیگار کشید.

اگر کسی در داخل خانه سیگار بکشد و حتی فرد دیگری در آنجا نباشد، دود سیگار روی فرش، لباس ها و پرده ها و ... باقی می ماند. اگر بتوانید بوی سیگار را در فضای خانه استشمام کنید، بدون اینکه کسی در آن لحظه سیگار بکشد، نشان می دهد که موادشیمیایی سرطان زا در محیط خانه وجود دارد. این مسئله به خصوص در نوزادانی که روی زمین سینه خیز یا چار دست و پا راه می روند و وسایل را در دهانشان می گذارند، خیلی خطرناک است. پس بهتر است برای سلامت کودکانمان هم شده سیگار را ترک کنیم.

باور غلط 8 : اگر سیگار را ترک کنم، افزایش وزن پیدا می کنم.

نیکوتین یک ماده محرک است و اشتهای فرد را از بین می برد. پس وقتی سیگار را ترک می کنید، هوس و میل به غذا خوردن بوجود می آید. به طور متوسط، افراد بعد از ترک سیگار، 6/3 کیلوگرم افزیش وزن می یابند. هنگامی که سیگار را ترک می کنید، سوخت و ساز بدنتان نیز کم می شود، اما شما می توانید با ورزش کردن و یا پیاده روی طولانی با چاقی مبارزه کنید. با ورزش کردن و عادات صحیح غذایی می توانید با خطرات ناشی از سیگار و افزایش وزن ناخواسته مبارزه کنید.

باور غلط 9 : من فقط در مهمانی ها سیگار می کشم، بنابراین خطری مرا تهدید نمی کند.

یکی از باورهای غلط مردم این است که اگر گاهی وقت ها سیگار بکشند، از خطرات سیگار در امان هستند. در حقیقت، خطرات سیگار کشیدن بعد از روشن کردن یک عدد سیگار مشخص می شود. کشیدن 1 تا 4 عدد سیگار در روز باعث می شود که شما سه برابر بیشتر در معرض ابتلا به سرطان ریه باشید.

و اما فواید فوری ترک سیگار

- بعد از گذشت 20 دقیقه از ترک سیگار، فشار خونتان کم می شود، ضربان قلبتان آهسته تر می گردد و دمای دست و پاهای شما زیاد می شود.
- بعد از 8 ساعت از ترک سیگار، خون شروع به خنثی کردن مواد مضر سیگار می کند و میزان مونوکسید کربن و اکسیژن در خونتان به مقدار طبیعی می رسد.
- بعد از 24 ساعت از ترک سیگار، سیستم های داخلی بدن شروع به ترمیم و بازسازی خود می کنند و به همان نسبت ابتلا به بیماری های قلبی کم می شود.
- بعد از 48 ساعت از ترک سیگار، انتهای اعصاب مرده ناشی از سیگار، دوباره زنده می شوند و حس چشایی و بویایی بهبود می یابد.

فواید بعدی ترک سیگار

- بعد از هفته ها از ترک سیگار، گردش خون بهبود می یابد و عملکرد ریه ها نیز بهتر می گردد. ورزش کردن و راه رفتن، آسان تر انجام می گیرد.
- بعد از چندین ماه از ترک سیگار، تولید خلط سینه کمتر می شود و شما کمتر سرفه می کنید و کمتر خس خس سینه دارید.
- بعد از یک سال از ترک سیگار، احتمال ابتلا به امراض قلبی به نصف کاهش می یابد.
- بعد از پنج سال از ترک سیگار، خطر سکته کاهش می یابد و با گذشت زمان، احتمال سکته کم و کمتر می گردد.
- بعد از 10 سال از ترک سیگار، احتمال ابتلا به سرطان ریه به نصف کاهش می یابد. کاهش ابتلا به زخم های گوارشی و سرطان های دهان، حلق، مری، پانکراس، کلیه و مثانه نیز دیده می شود


 
 
افراد موفق آخر هفته‌های خود را چگونه می‌گذرانند؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٩
 


تعطیلات آخر هفته ممکن است برای بسیاری از ما تنها یکی دو روز دلگیر و خسته‌کننده به نظر برسند. اغلب ما، کل هفته مشغول انجام کارها یا فعالیت‌های روزمره‌مان هستیم و آخر هفته در واقع باید زمانی برای بازیابی قوا و شروع پرانرژی کار در روزهای پیش رو باشد. اما برای بسیاری از ما، تقریباً برعکس است. به جای انجام امور مفید و انرژی‌بخش، اغلب‌مان روزهای تعطیل آخر هفته را به استراحت می‌گذرانیم. تا حدی که به جای دریافت انرژی، روزها و به خصوص عصر معروف جمعه را خسته‌کننده و دلگیر حس و توصیف می‌کنیم.

اما چه باید کرد که اینطور نباشد؟ چطور با آخر هفته‌ها دوست شویم و همانند افراد موفق از آنها در جهت مثبت بهره ببریم؟ در این ایمیل برخی نکات که می‌تواند آخر هفته‌های شما را متحول کند بازگو شده است.



آخر هفته را به گذراندن در کنار خانواده و دوستان اختصاص دهید


گذراندن زمان با خانواده و دوستان نزدیک در آخر هفته‌ها، یک ایدهٔ عالی است. به خصوص برای کسانی که در طول هفته وقت کافی برای بودن در کنار خانواده و دوستان‌شان ندارند.
 


تمرینات ورزشی انجام دهید


همه به ورزش نیاز دارند. و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که در طول پنج یا شش روز کاری ِ هفته، وقت کافی برای ورزش کردن ندارید، باید قدر آخر هفته‌ها را بیشتر بدانید. انجام تمرینات سادهٔ ورزشی، علاوه بر کمک به سلامت جسم و تناسب اندام، ذهن شما را پاک و برای پرورش ایده‌های تازه و آغاز یک هفتهٔ پرانرژی آماده می‌کند.



منابع ایجاد شور و اشتیاق را پیدا کنید


سعی کنید چیزهایی که در شما شور و هیجان ایجاد می‌کنند پیدا کنید. دنبال کردن آنها در آخر هفته‌ها، این روزها را برای شما مفید و جذاب می‌کنند. این اشتیاق می‌تواند یادگیری هر چیز، سرایش شعر، نقاشی کردن یا پرورش یک ایدهٔ قدیمی برای خودتان باشد. بسیاری از افراد موفق آخر هفته‌های خود را به دنبال همین نقاط مثبت هستند تا آنها را برای خود بسط دهند. انجامش دهید.
 


به تعطیلات بروید


آخر هفته به معنی تعطیلی کار است. اگر مدتی‌ست که فشار کار زیاد شده، شاید لازم است چند روزی را در روزهای منتهی به آخر هفته مرخصی بگیرید تا روزهای بیشتری از تعطیلی لذت ببرید و یا مقدمات یک مسافرت کوتاه را بچینید.



از اینترنت و دنیای دیجیتال دور بمانید


بسیاری از افراد موفق، آخر هفته‌ها خودشان را از قید و بند روزمره‌ها رها می‌کنند و در عصر ما، اینترنت و ایمیل و دنیای دیجیتال، بخشی از روزمرّه‌گی بسیاری از ما شده است. هر چند که برای اغلب‌مان، قطع اینترنت و کامل دور ماندن از آن غیرقابل تحمل و تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد، اما این آخر هفته را با پیاده‌روی بدون تلفن هوشمندتان امتحان کنید و مطمئن باشید که حس آزادی بیشتری دارید.
 


به امور داوطلبانه بپردازید


چنانچه فرصتی برای انجام یک کار داوطلبانه و مناسب در اطرافتان وجود دارد، آن را حداقل برای بعضی از آخر هفته‌ها قبول کرده و انجام دهید. انجام امور نامرتبط با کار اصلی شما، باعث تخلیه موقت ذهن از آنالیزها و برنامه‌ریزی‌های پیچیدهٔ کاری و آماده سازی برای بهبود آنها می‌شود. همچنین، ممکن است در این حرکت‌های داوطلبانه با افراد جدیدی آشنا شوید، که به صورت بالقوه برای شما دوستان یا همکارانی خوب هستند.
 


از انجام امور روزمره پرهیز کنید


هر هفته ممکن است برخی وظایف و تسک‌ها در روز آخر کار هفتگی باقی بمانند و بخواهید آنها را در آخر هفته و کمترین زمان ممکن تمام کنید. پیشنهاد می‌شود امور روزمره را در آخر هفته انجام ندهید و به جای این کار، برای آخر هفته‌های خود، از میان نکات همین مطلب تعاریف و تکالیف تازه تعیین کنید.
 


درست برنامه‌ریزی کنید


برنامه‌ریزی برای انجام امور در هفتهٔ پیش رو بسیار موثر و مفید است. اما به شرطی که روزهای آخر هفته را از تقویم کارهای تعیین شده حذف کنید. آغاز هفته برای ما شنبه است. دلیلی ندارد اگر روز پنجشنبه در حال برنامه ریزی برای هفته بعد هستید، جمعه را هم در نظر بگیرید. این مساله برای دیگران نیز صادق است. سعی کنید اگر مدیر بخشی هستید، تعاریف جدید را برای روزهای آخر هفته زیردست‌های خود نیز در نظر بگیرید و آنها را مجاب به انجام امور در روزهای آخر هفته نکنید.
 


با دیگران همراهی کنید


ما انسان‌ها مجموعاً موجوداتی وابسته به اجتماع هستیم. گذراندن وقت در کنار سایرین می تواند منجر به بروز احساسات خوب و مثبت در ما شود. اگر در روزهای هفته زمان کافی برای گذراندن وقت با سایر افراد ندارید، آخر هفته‌ها برای این کار مناسب است. برای مثال با اعضای خانواده یا دوستان خود به خارج از شهر بروید یا عضو یک گروه کوهنوردی شوید و هر هفته به یکی از کوه‌ها یا تپه‌های اطراف محل زندگی‌تان صعود کنید. حس خوشحالی و موفقیت جمعی، از بهترین عوامل افزایش انرژی و آغاز یک هفته خوب است.



اعمالی مانند باغبانی، نجاری، بازی‌های کامپیوتری، ورزش، آشپزی و فعالیت‌های فرهنگی را جدی بگیرید


این نکته برای کسانی که تمام هفته، در دفتر یا محل کار مشغول و درگیر هستند بسیار مهم و موثر است. اگر شما هم از این دسته افراد هستید، بهتر است آخر هفته خود را به اموری اینچنینی اختصاص دهید. هر کدام که دوست دارید را به تناوب انجام دهید. همچنین می‌توانید به صورت ترکیبی دو یا سه مورد را انجام دهید. برای مثال، صبح جمعه را با باغبانی و کمی ورزش شروع کنید و عصر را به سینما یا تئاتر اختصاص دهید.
 


اعمال و وظایف هفته را بررسی کنید و در خود بازتابشان دهید


بسیاری از افراد موفق، آخر هفته‌ها را به بررسی کارهایی که در طول هفته انجام داده‌اند می‌پردازند. این مساله علاوه بر کسب بهتر تجارب، نهایتاً بازتاب و بروز عملکرد بهتر در موقعیت‌های مشابه را منجر می‌شود. ضمن اینکه آنها را در هفته‌های آینده، به مرور از عملکردشان خشنود ساخته و به کمال می‌رساند.
 


مراقبه کنید


آخر هفته را به جای درگیر کردن مجدد ذهن و فکرتان به امور روزمره، به مدیتیشن و آرامش ذهن بگذرانید. چه باور کنید، چه نه، آرام کردن ذهن‌تان از اغتشاش و افکار شلوغ روزمره بهترین لطفی‌ست که می‌توانید به جای تکرار کارهای روزمره، در آخر هفته انجام دهید. یک جای آرام با نور مناسب در خانه یا هر مکان دیگر پیدا کنید و آرامش را درون خود بجویید.
 


انرژی‌های از دست رفته را باز یابید


ما در دنیایی پر از رقابت زندگی می‌کنیم. بهتر است به جای تخلیه کامل انرژی باقی‌مانده‌ای که آخر هفته داریم، به بازیابی آن بپردازیم تا بتوانیم مانند افراد موفق، در این دنیای رقابتی سهمی داشته باشیم.
تمام نکات فوق می‌توانند این انرژی از دست رفته را به شما پس داده و برای هفتهٔ تازه آماده‌تان کنند.


•••


افراد موفق ارزش زمان را می‌دانند و از میزان کافی اوقات فراغت نیز آگاهند. بهتر است به جای گذراندن ساعات و روزهای آخر هفته در کنار تلویزیون، خوابیدن برای ساعت‌های متمادی یا تکرار اعمال و رفتاری که در سایر روزهای هفته بروز می‌دهید، خود را با کمک نکات فوق برای یک هفتهٔ نو آماده کنید تا بتوانید به موفقیت‌هایی که انتظار دارید برسید


 
 
ارزشهای حیاتی که باید به فرزندانتان بیاموزید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
 

بچه‌ها مثل اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و در آینده زندگی شاد و راحت داشته باشند.

1. صداقت

جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

2. احترام

بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل “خواهش می‌کنم”، “لطفاً”، “متشکرم” و “عذر می‌خواهم” در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

3. قدرشناسی

خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند. چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

4. سخاوت

ما در دنیای “من می خواهم” زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

5. خاص بودن

بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

6. بخشش

اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

7. شوخ‌طبعی

 

زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای همدیگر انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر در مورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

8. نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس.

9. پشتکار

هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

10. عشق

آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

 ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند. اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:

- گره زدن بند کفش

- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه

- دوچرخه سواری

- مرتب کردن تخت خواب

- مطالعه پیش از خواب

- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال

- استفاده از کامپیوتر

- تماشای تلویزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل

- استعمال کرم ضد آفتاب

- دوختن دکمه لباس

- احترام گذاردن به بزرگترها

- عذرخواهی بعد از اشتباه

- گرفتن بینی با دستمال

- شستن ناحیه تناسلی

- استفاده از توالت عمومی

- شستن لباسها

- اتو کردن لباسها

- انتخاب وعده های غذایی سالم

- تعمیر شیر آبی که چکه میکند

- کنترل خود هنگام عصبانیت

- حل معما

- نقشه خوانی

- کاشتن گل و درخت

- داشتن اعتماد بنفس

- سخنرانی در یک جمع

- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی

- تمیز کردن بهم ریختگی ها

- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه

- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها

- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح

- آشپزی

- رقص

- شنا

- گوش دادن

- بازی شطرنج

- چه زمانی نه بگویند

- سرودن شعر یا غزل

- کسب درآمد مشروع

- پس انداز پول و خرج هوشمندانه

- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران

- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه

- کادو کردن یک هدیه

- خواندن روزنامه

- زمان گذاشتن برای افراد مستمند

- مستقل بودن و تکیه بر خود

- سرفه و عطسه در دستمال شخصی

- رهبری کردن یک گروه

- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی

- سؤال پرسیدن

- نگهداری از کودک

- مدیریت استرس

- پختن کیک

- تمایز خواسته ها از نیازها

- فن مذاکره و گفتگو

- نوشتن انشاء و مقاله

- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب

- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند

- برخورد با اتفاقات دلخراش

- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران

- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق

-تعویض یک لاستیک پنچر

- استفاده از کپسول اطفاء حریق


 
 
با این سوالات کلیدی زندگی‌تان را بیمه کنید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
 

برای شروع زندگی مشترک تنها عشق کافی نیست؛ یعنی حتی اگر عشق دو طرف واقعی باشد و همدیگر را به خاطر لیاقت ها، توانایی ها و مهارت های اجتماعی و فردی دوست داشته باشند باز هم باید مهارت هایی را پیش از ازدواج بیاموزند تا بتوانند به خوبی دوران پیش رو را مدیریت کنند و باعث آرامش، امنیت و افتخار یکدیگر شوند. چراکه اختلاف خیلی از زوج ها از آنجایی شروع می شود که همدیگر را به درستی نمی شناسند. علایق همدیگر را نمی دانند و سوالات درستی از همدیگر نمی پرسند تا به این شناخت برسند.

اگر می خواهید ارتباطی سالم، منطقی و پربار داشته باشید، یادگیری مهارت های ارتباطی را جدی بگیرید. مهارت های ارتباطی فرصتی است برای تعیین چارچوب های زندگی مشترک و پاسخ مثبت دادن به احساسات و عواطف همسر. علامت این که کسی مهارت های ارتباطی کافی ندارد این است که معمولا سخنان و رفتارهای نسنجیده هر چند کوچک و به شوخی دارد که می تواند یک دلخوری بزرگ به وجود آورد و شیرینی روابط را کم کند. بخشی از این مهارت ها را می توانید با شناخت بیشتر از روحیات و تمایلات ساده و پیش پا افتاده همسرتان به دست آورید.

باور کنید که گاهی زوج ها سال های سال کنار هم زندگی می کنند بدون آنکه بدانند کدام رفتار یا حرکت شان دل همسرشان را می آزارد یا همسرشان دوست دارد هر روز چه برخوردی از آنها ببیند. همین توقعات کوچک برآورده نشده گاهی می تواند کوهی از مشکلات را درست کند که حل آنها واقعا دشوار است. اگر در آستانه ازدواج هستید یا جزو تازه عروس و دامادها به شمار می روید، این سوالات را از یکدیگر بپرسید تا دچار سوء تفاهم های رایج نشوید.

این پرسشنامه که شما می توانید آن را کنکور زندگی مشترک بدانید، برای پر کردن جای خالی شناخت متقابل زوجین از یکدیگر طراحی شده و در اختیار شما قرار گرفته است. ممکن است در نگاه اول سوالات پرسشنامه را بدیهی و پاسخ دادن به آن را کاری بیهوده تصور کنید اما به شما اکیدا توصیه می کنیم پرسشنامه را به دقت مطالعه کنید و به پرسش های صادقانه پاسخ بدهید، اگر شما و همسرتان صادقانه به این سوالات پاسخ دهید، می توانید مطمئن باشید که ازدواج خوبی در انتظار شما خواهد بود.

اگر می خواهید شناخت خود را از همسرتان بیشتر کنید و زندگی بهتری برای خود بسازید، این 27سوال زیر را با دقت پاسخ دهید و از نامزدتان هم بخواهید که به آن پاسخ دهد.

1- وقتی به خانه بازمی گردی، سه کاری که انتظار داری برایت انجام دهم یا سه جمله ای که دوست داری بگویم، چیست؟

2- وقتی با هم تنها هستیم، گفتن چه حرفی تو را به شدت ناراحت می کند؟

3- وقتی در یک جمع خانوادگی یا دوستانه حضور داریم، گفتن چه حرفی تو را به شدت ناراحت می کند؟

4- چه چیزی در صحبت کردن من وجود دارد که تو آن را تحمل می کنی؟

5- چه موردی در صدا یا سبک ارتباط برقرار کردن من وجود دارد که باعث می شود تو مایل باشی زمان “بیشتری” را با من بگذرانی؟

6- چه چیزی در صدا یا سبک ارتباط برقرار کردن من وجود دارد که باعث می شود تو مایل باشی زمان “کمتری” را با من بگذرانی؟

7- درباره بحث کردن یا مشاجره کردن‌مان احساس تو چیست؟

8- چه حرفی را حتی در زمان عصبانیت، هرگز نباید به تو بگویم؟

9- زمانی که واقعا نیاز دارم توجه و تمرکزت را به یک موضوع جلب کنم باید چه کار کنم یا چه بگویم؟

10- چه چیزی برای تو علامت خطر است که موجب می شود تصور کنی کیفیت ارتباط ما بد شده است؟

11- انجام کدام سرگرمی یا وقت گذرانی می تواند ما را به هم نزدیک تر کند؟

12- انتظار داری در 5سال آینده کیفیت روابط ما در چه وضعی باشد؟

13- بزرگ ترین درسی که می توانم از تو یاد بگیرم چیست؟

14- زمانی که احساس می کنی از طرف همسرت آزرده شده ای چه کار می کنی و چه می گویی؟

15- در صورتی که بخواهی من را فریب دهی چه می گویی و چطور رفتار می کنی؟

16- زمانی که واقعا تو را آزرده کرده باشم، گفتن چه حرفی یا انجام چه کاری باعث می شود مرا ببخشی؟

17- از نظر تو چه چیزی واقعا زندگی مشترک ما را می تواند ویران کند؟

18- کدام یک از ضعف های من را پذیرفتی و دیگر موجب اذیت تو نمی شود و فکرت را مشغول نمی کند؟

19- سه نگرانی که درباره وضعیت روانی، احساسات یا رفتارهای من داری کدام است؟

20- کدام یک از عادت های من تو را آشفته می کند و می رنجاند؟

21- در صورتی که تو را آزرده باشم چطور پاسخم را می دهی (تنبیه یا سرزنش می کنی؟)

22- خاص ترین ویژگی اخلاقی تو چیست که من باید بدانم؟

23- در صورتی که قادر نباشم یکی از دوستان یا نزدیکان تو را تحمل کنم، عکس العمل تو چه خواهد بود؟

24- باید چه کار کنم که احساس کنی واقعا دوستت دارم؟

25- موقع غذا خوردن دوست داری در چه فاصله ای و با چه زاویه ای نسبت به هم بنشینیم؟

26- به نظر تو ابراز عواطف و علاقه من نسبت به تو، در جمع باید چگونه باشد؟

27- در صورتی که موقتا نخواهی توسط من نوازش شوی، این مطلب را چطور به من می گویی؟

حالا وقت تعامل است
حالا که هم شما و هم همسرتان به سوالات پرسشنامه “ارتباط موفق” پاسخ داده اید وقت آن رسیده است که پاسخ بسیاری از سوالات خود درباره ویژگی های اخلاقی، علایق و خواسته های همسرتان را در پاسخ او به این پرسشنامه جست و جو کنید. حالا وقت تعامل است؛ زمان آن رسیده است که اختلاف نظرها در موارد ارتباطی و زندگی مشترک تان را با یکدیگر در میان بگذارید و به رفع سوء تفاهم ها و اختلاف ها بپردازید.

در این مرحله بهترین مشاور برای بهبود زندگی مشترک، خودتان هستید اما اگر بعد از بررسی پاسخ ها به این نتیجه رسیدید که سطح اختلاف نظرتان زیاد است بهتر است با مشاوران خانواده این موضوع را در میان بگذارید و زندگی تان را زیباتر کنید


 
 
فایده های شگفت انگیز نعمت لبخند در زندگی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
 

لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی ۱۰ فایده لبخند زدن را بیان می‌کنند. آدمها همیشه لبخند می‌زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می‌کنیم زیرا لبخند می‌تواند پیام‌های مختلفی را به دیگران برساند. در زیر به ۱۰ روشی که می‌توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی‌های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می‌کنیم.

1. تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می‌فرستد که دیگران می‌توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانیکه لبخند می‌زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند. اقتصاددانان نیز تصور می‌کنند که لبخند ارزش ویژه‌ای دارد. در یک تحقیق که توسط شارلمان و همکاران (Scharlemann et al.) انجام گرفت، احتمال اینکه شرکت‌کننده‌ها به افرادیکه لبخند می‌زدند اعتماد کنند خیلی بیشتر از بقیه بود. این تحقیق مشخص کرد که لبخند تمایل افراد برای اعتماد کردن را تا ۱۰% افزایش می‌دهد.

2. جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام می‌دهند و دستگیر می‌شوند معمولاً لبخند می‌زنند. آیا این کار برایشان فایده‌ای دارد؟ براساس تحقیقی که توسط لافرانس (LaFrance) و هِچ (Hecht) در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می‌تواند اینطور باشد. ما با کسانیکه قانونشکنی کرده‌اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می‌کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می‌شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم. به نظر می‌رسد که به این دلیل در این مورد موثر است که تصور می‌کنیم افرادی که بعد از قانون شکنی لبخند می‌زنند، قابل‌اعتمادتر از آنهایی هستند که لبخند نمی‌زنند.

3. رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده‌اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت‌زده شده‌اید. عملکرد خجالت این است که شما را از مکان‌های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند‌های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت‌ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می‌کنیم. این کار برای این انجام می‌شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد. بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می‌کند از زندان رها شویم.

 

4. چون درغیراینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد
گاهی‌اوقات به این دلیل لبخند می‌زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی‌کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس‌های قدیمی‌اش پیدا کرده برایمان تعریف می‌کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می‌کنید چون مودبانه است. در یک تحقیق از افراد مختلف سوال شد بعد از شنیدن اخبار خوب از یک نفر، صورت خود را خشک و جدی نگه دارند. بعد از آن احساس بدی پیدا کردند و تصور می‌کردند که آن فرد نظر بدی نسبت به آنها پیدا خواهد کرد. به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می‌زنیم چون می‌دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی‌تر از مردان است.

5. خندیدن از ته قلب
لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت‌های ناراحت‌کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می‌گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می‌زنیم برای اینکه کمی روحیه‌مان را بهتر کند کافی است.
هشدار: لبخند زدن به چیزهای ناراحت‌کننده شاید موثر باشد اما به نظر دیگران جالب نمی‌رسد. وقتی آنسفیلد (Ansfield) در تحقیق خود از شرکت‌کننده‌ها خواست تا ویدئوهایی ناراحت‌کننده تماشا کنند، آنهایی که لبخند زدند بعد احساس بهتری داشتند تا آنها که لبخند نزدند. اما آنهایی که به تصاویر ناراحت‌کننده لبخند می‌زدند در نظر دیگران خوشایند نبودند.

6. برای درک و بینش بهتر
وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می‌شود. متوجه نمی‌شویم که کناردستمان چه می‌گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه‌رویمان می‌افتد را می‌بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می‌کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده‌هایی که در گوشه‌های ذهنمان است نمی‌شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده‌های پیرامونی نیاز پیدا می‌کنیم. لبخند بزنید. لبخند زدن باعث می‌شود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطاف‌پذیری در توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلی‌نگر را تقویت می‌کند. وقتی این ایده توسط جانسون و همکاران (Johnson et al.) در سال ۲۰۱۰ بررسی شد، نتایج تحقیق نشان داد که شرکت‌کننده‌هایی که لبخند می‌زدند در کارهایی که نیاز به توجه داشت و فرد باید کل جنگل و نه فقط درختان آن را می‌دید، بهتر عمل می‌کردند.

 

7. برای جذابیت
لبخند خانم‌ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم‌ها را در یک بار بررسی کرد ]والش و هویت، ۱۹۸۵ (Walsch & Hewitt, 1985) [. وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می‌کرد، در ۲۰% از موارد فرد به او نزدیک می‌شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می‌کرد، در ۶۰% از موارد مرد به او نزدیک می‌شد.
اما وقتی مردها به زنان لبخند می‌زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. بااینکه لبخند زدن جذابیت خانم‌ها را برای آقایان بیشتر می‌کند اما برعکس آن چندان صادق نیست. درواقع، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مردان وقتی باغرور و یا حتی خجالت رفتار کنند، نسبت به زمانیکه شاد به نظر می‌رسند، جذابیت بیشتری دارند ]تریسی و بیل، ۲۰۱۱ (Tracy & Beall, 2011)[. کمتر لبخند زدن باعث می‌شود مردان مردانه‌تر به نظر برسند.

8. پنهان کردن فکر
روانشناسان در گذشته تصور می‌کردند که یک لبخند واقعی هیچوقت دروغ نمی‌گوید. لبخند‌های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می‌کند درحالیکه لبخندهای واقعی به چشم‌ها نیز می‌رسد. اما در تحقیقات اخیر مشخص شده است که ۸۰%از افرادیکه لبخند مصنوعی می‌زنند می‌توانند تاثیر لبخند بر روی چشم‌ها را نیز تقلید کنند. پس از لبخند می‌توان برای پنهان کردن چیزی که واقعاً به آن فکر می‌کنیم استفاده کنیم اما با این وجود ساختن یک لبخند مصنوعی چندان آسان نیست زیرا زمان‌بندی آن باید درست باشد. رمز ایجاد یک لبخند قابل‌اعتماد این است که شروع کُندی دارد، یعنی نیم‌ثانیه طول می‌کشد تا روی صورت پخش شود. یک تحقیق نشان داده است که در مقایسه با یک لبخند با شروع سریع (یک دهم ثانیه)، لبخندهای با شروع کُندتر قابل‌اطمینان‌تر، واقعی‌تر و جذاب‌تر تلقی می‌شوند.

9. برای پول درآوردن
در موارد قبل بررسی کردیم که اقتصاددانان نیز ارزش لبخند را دریافته‌اند اما آیا لبخند می‌تواند واقعاً برایمان پول‌ساز باشد؟ واضح است که یک لبخند پهن از یک مستخدم می‌تواند: تید و لوکارد (Tidd and Lockard) در سال ۱۹۷۶ در تحقیق خود دریافتند که مستخدم‌هایی که لبخند می‌زنند انعام بیشتری دریافت می‌کنند. بطور‌کلی‌تر افرادیکه در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان‌نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می‌گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می‌شود و آنچه نشان داده می‌شود می‌تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.

. لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند
یکی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی که معمولاً به‌خاطر خودکار بودن آن دیده نمی‌شود زمانی است که به کسی لبخند می‌زنید و او در جواب به شما لبخند می‌زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی‌زنند. هینز و توم‌هاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱ در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می‌دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد اینگونه رفتار می‌کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی‌دهد.

11. لبخند برای طول‌عمر
اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادیکه زیاد لبخند می‌زنند معمولاً بیشتر عمر می‌کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده‌اند. شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید


 
 
ویژگی های سی گانه یک انسان مدنی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥
 

. به شهروندان عادی بیشتر احترام بگذارد تا کسانی که پست و مقام دارند.

2. بتواند سی صفحه در مورد خود، روحیات و افکار خود بدون حتی یک جمله تکراری بنویسد.

3. برای خود به وسعت جهان، احترام قائل باشد.

4. در روز حداقل پانزده دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد.

5. از کسی سؤال خصوصی نپرسد.

6. برای هر سؤالی، چندین پاسخ متفاوت قائل باشد.

7. اختلاف خود با دیگران را با گفت وگو حل کند.

8. مبنای قضاوت در مورد انسان ها: 95 درصد باطن و عمل آن ها، 5 درصد، ظاهرشان.

9. انتظارات خود را از دیگران به حداقل برساند. با توانایی های خود زندگی کند.

10. راست گویی و درست کاری را نه صرفاً یک فضیلت فردی بلکه استوانه آفرینش بداند.

11. برای کل جامعه و آینده آن تلاش کند و نه صرفا در گروه و اطرافیان خود.

12. در روز پانزده دقیقه با گُل و گیاه وقت بگذراند و رنگ ها را تقدیر کند تا بلکه قدری از قدرت، سیاست، پول و خودنمایی فاصله گیرد.

13. در صف خودپرداز بانک، یک متر از کسی که مشغول کار بانکی است فاصله بگیرد.

14. با عذرخواهی، فضای تنش ها را تخفیف دهد.

15. از نیاز به نمایش، عبور کرده باشد.

16. اگر می خواهد ثروتمند شود، نهاد های دولتی و حکومتی را ترک کند.

17. بر کسانی که با او تفاوت فکری و سلیقه ای دارند، القاب نگذارد.

18. در زندگی اجتماعی و سیاسی: 95 درصد فکر و مطالعه و استدلال، 5 درصد حس، شایعات و فضاها را رعایت کند.

19. تا بتواند در رانندگی بوق نزند.

20. به گونه ای رفتار کند که صاحبان قدرت سراغ او بیایند و نه بالعکس.

21. بخش مهمی از زندگی خود را برای بجا گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی کند.

22. هنگام به کارانداختن برف پاک کن ها برای شستشوی شیشه ها، اتوموبیل های اطراف را کثیف نکند.

23. برای هر انسانی، مستقل از اینکه چه فکری دارد و به کدام گروه تعلق دارد، ارزش انسانی قائل باشد.

24. از دوستی ها و به خصوص حلقه اول دوستان خود، مانند گُل مراقبت کند.

25. حداقل در دو کار گروهی به طور دائمی، برای فرونشاندن منیت های خود، مشارکت کند.

26. اعتبار فکری افراد را در متون قابل اتکایی که تولید کرده اند، بداند.

27. وارد شبکه ذهنی منتقدین خود شود تا جهان آن ها را بهتر درک کند.

28. در رفتار اجتماعی و اخلاق فردی، قابل پیش بینی باشد.

29. به هیچ فرد، گروه و ملتی دشنام ندهد. با مخالفین خود، حقوقی رفتار کند.

30. شأن و منزلت خود را به مراتب بالاتر از کسانی بداند که پست و مقام و منصب دارند.

نویسنده: پروفسور محمود سریع القلم


 
 
فرزندانتان ترسو و کم اعتماد به نفس نمیشوند اگر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧
 

مردان و زنانی که در زندگی‌شان اعتماد به نفس خوبی دارند و دست به ریسک‌های معقول می‌زنند، بازتاب یک تربیت درست هستند که بسیار اصولی و حساب‌شده طراحی شده است.

زندگی مثبت: زندگی بدون داشتن اعتمادبه‌نفس تقریبا غیرممکن است. اگر تمام توانایی‌های لازم برای شروع کاری را در اختیار داشته باشید اما نتوانید به خودتان اعتماد کنید، بازده کمی خواهید داشت. برای اینکه فرزندانتان به بزرگسالانی با اعتمادبه‌نفس پایین تبدیل نشوند و ترسو بار نیایند، از همین حالا باید به فکر باشید.

کنترل نامحسوس

جرات به خرج دهید و فرزندتان را درگیر تجربه?های و ریسک‌های جدید کنید. بگذارید فرزندتان از همان سن پایین بعضی از کارهای به‌ظاهر دشوار را خودش انجام دهد و اگر اشتباهی نیز مرتکب شد راهنمایی‌اش کنید. برای مثال اگر فرزند کوچکتان خواست یک بطری شیشه‌ای را خودش به تنهایی جابجا کند و با این کار می‌خواهد به شما کمک کند اصلا مانع او نشوید. فرض را بر این می‌گیریم که محتویات داخل بطری به زمین ریخت. به جای سرزنش کردن، همراه با فرزندتان آثار لکه و کثیفی را پاک کنید و باز هم به او فرصت امتحان کردن مجدد را بدهید. با این کار فرزندتان را از سنین پایین در مقابل اشتباه و شکست قوی بار آورده‌اید.

انتخاب

به فرزندتان اجازه دهید قدرت انتخاب داشته باشد و تبعات انتخاب خود را از نزدیک حس کند. در یک روز برفی اجازه بدهید از بین شال، کلاه و پوشیدن کت یا تمام این موارد خودش گزینه‌ای را انتخاب کند. اگر تنها کلاه را برداشت و با وجود توضیحاتتان همچنان روی انتخابش اصرار داشت، مانعش نشوید اما شال و کتش را با خود همراه داشته باشید. در این شرایط کمی احساس سردی باعث مرگ فرزندتان نمی‌شود بلکه به او درسی بزرگ خواهد داد؛ درسی که در بزرگسالی‌اش آن را خوب در خاطر خواهد سپرد. بگذارید فرزندتان با تمام وجودش از تاثیر انتخاب در زندگی شخصی‌اش آگاه شود و محتاطانه‌تر و با دقت بیشتری گزینه‌های مختلف را انتخاب کند و به کار بگیرد.

وظایف کوچک اما حیاتی

این شانس را به فرزندتان بدهید تا در کارهای خانه یا بیرون از منزل به شما کمک کند. با درونی کردن این حس در همین سنین پایین روحیه همکاری را در فرزندتان می‌پرورانید و این موضوع باعث استقلال شخصیتی فرزندتان خواهد شد و از او یک شخص با اعتمادبه‌نفس قوی خواهد ساخت. بخش کوچکی از کارهای منزل را به عهده‌اش بگذارید اما یادتان باشد خیلی در این کار زیاده‌روی نکنید و متناسب با توانایی‌های فرزندتان وظیفه‌ای مشخص به او بسپارید. این کار می‌تواند کمک گرفتن از او در چیدن میز شام یا آب دادن به گلدان داخل خانه‌تان یا برداشت نامه‌ها و بسته‌های داخل صندوق پستی‌تان باشد. این وظایف کوچک اما مهم باعث می‌شود فرزندتان احساس قدرت کند و همین موضوع اعتمادبه‌نفس او را تقویت خواهد کرد.

اتمام کارها

مطمئنا فرزند شما به تفریحاتی خاص علاقه دارد، مثل شنا، بازی با رایانه، نقاشی و... در همه این فعالیت‌ها به او بیاموزید کار را به اتمام برساند. اگر او در این سنین پایین یاد بگیرد نسبت به چیزهایی که دوست دارد تعهد داشته باشد و آنها را به صورت کامل انجام دهد، به همین ترتیب در آینده به خوبی از عهده انجام تصمیم‌ها و به سرانجام رساندن آنها برخواهد آمد و حس کامل کردن یک فعالیت باعث افزایش روحیه اعتمادبه‌نفس در او خواهد شد. پس بگذارید کارهای مورد علاقه فرزندتان به خوبی به پایان برسد و در این کار تشویقش کنید.

نظرخواهی را فراموش نکنید

منظور از این کار این نیست که در همه کارها با فرزندتان مشورت کنید بلکه دخالت دادن نظر فرزندتان در بعضی از اموری که مربوط به او می‌شود روحیه اعتمادبه‌نفس فرزندتان را تقویت می‌کند و باعث تاثیرات خیلی خوبی در زندگی شخصی و شغلی آینده‌اش می‌شود. برای مثال اگر قرار است به منزل یکی از اقوامتان بروید قبل از این کار این تصمیم را با فرزندتان در میان بگذارید و از او بخواهید خودش را برای مهمانی آماده کند. اگر می‌خواهید دکوراسیون اتاق فرزندتان را تغییر دهید، این موضوع را با او در میان بگذارید. شاید نظر او را به عنوان نظر نهایی برای این کار انتخاب نکنید اما نتیجه این کار بسیار مثبت است و تاثیرات بلندمدتی بر روحیه فرزندتان خواهد گذاشت.

هوش احساسی را دست کم نگیرید

حتما شما هم با کودکانی برخورد کرده‌اید که قادر به ارتباط با همسن و سال‌های خودشان نیستند و از جمع فاصله می‌گیرند. این گروه از کودکان در سنین بالا نیز این مشکل را با خود یدک خواهند کشید چون در کودکی نتوانسته‌اند در این زمینه شخصیت خود را به درستی کامل کنند. برای اینکه فرزندان امروز شما بزرگسالان کم‌رو و فاقد مهارت‌های اجتماعی بار نیایند، سعی کنید تا می‌توانید روحیه گروهی فرزندتان را تقویت کنید و به او اجازه دهید با دوستان و همسن و سال‌های خود ارتباط داشته باشد.

از اینکه فرزندتان ممکن است تحت‌تاثیر الگوهای بد قرار بگیرد، نترسید چون اگر کنترل زیادی هم بر روابط او داشته باشید باز هم ممکن است فرزندتان تحت‌تاثیر حرف‌ها و رفتارهایی قرار بگیرد که خوشایند شما نباشد. برای بالا بردن روحیه اعتمادبه‌نفس فرزندتان، سعی کنید او را در گروه‌های دوستان وارد کنید و خودتان بر روابط نظارت داشته باشید. در مورد بایدها و نبایدها با او صحبت کنید و الگوی خوبی برایش باشید


 
 
توصیه های مهم به مادران شاغل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧
 

بسیاری از مادران مجبورند سر کار بروند تا در این شرایط سخت اقتصادی چرخ زندگی‌شان را بگردانند. تکلیف آنها چه می‌شود؟ آیا فرزندپروری آنها محکوم به شکست است؟ دکتر نسرین امیری، روان‌پزشک کودک و نوجوان به این پرسش پاسخ می‌دهد.

سلامت ایران: بسیاری از مادران مجبورند سر کار بروند تا در این شرایط سخت اقتصادی چرخ زندگی‌شان را بگردانند. تکلیف آنها چه می‌شود؟ آیا فرزندپروری آنها محکوم به شکست است؟ دکتر نسرین امیری، روان‌پزشک کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به این پرسش پاسخ می‌دهد.


پاسخ شما به مادرهایی که شاغلند و در عین حال، دغدغه‌های فرزندپروری دارند، چیست؟

به‌نظر من باید با برنامه‌ریزی درست، شرایطی مهیا کنیم که بچه‌دار شدن به معنی تمام‌مدت کنار فرزند بودن و کناره‌گیری از حرفه اجتماعی نباشد، چراکه وقتی بند ناف بریده شد، هر انسان هویتی مجزا دارد. قرار نیست مادر تمام روز در کنار کودکش باشد یا اگر نتواند به‌خاطر کارش هر روز با او باشد، دچار اضطراب شود.

اما نوزاد را که نمی‌توان به حال خود رها کرد! اگر قرار است مادر بعد از مرخصی 6 ماهه فعالیت حرفه‌ای خود را شروع کند، باید فرزندش را به چه کسی بسپارد که آسیب روانی یا تربیتی نبیند؟

بهتر است از یک آشنا بخواهد از فرزندش نگهداری کند. مادربزرگ، خاله و عمه‌های کودک انتخاب‌ خوبی هستند. در قدیم بچه‌ها مادرخوانده‌ای داشتند که در نبود مادر از آنها نگهداری می‌کرد. شاید الان بسیاری از بزرگترها خاطرات خود را درباره این شخص در ذهن داشته باشند. تا 3 سالگی کودک می‌تواند در کنار این افراد باشد اما بعد از این سن باید به رشد اجتماعی‌اش توجه کرد و مهد، مکان مناسب‌تری برای نگهداری از او است.

قبل از 3 سالگی اگر کسی از آشنایان برای نگهداری کودک وجود نداشته باشد، می‌توان او را به مهد سپرد؟

بهتر است قبل از 3 سالگی مهد نرود و مثلا در شرایطی مادر او را همراه خود به محل کار ببرد. امروزه در بسیاری از اداره‌ها، محل نگهداری کودک وجود دارد و مادر می‌تواند فرزندش را به‌خصوص در سن شیرخوارگی همراه خود به محل کار ببرد و در اتاقی نزدیک به اتاق خود بگذارد تا پرستاری از او نگهداری کند و مادر نیز بتواند هر چند ساعت یک بار به او سر بزند.

در مواردی که به دلایلی کودک شیرخوار نمی‌تواند نزدیک محل کار مادر نگهداری شود و شخص آشنایی هم نمی‌‌تواند از او پرستاری کند، راه‌حلی جز مهد وجود ندارد اما اگر این تنها گزینه‌ پیش‌روی شماست نباید احساس گناه یا اضطراب کنید، بلکه مهد مناسب و مطمئنی بیایید و سعی کنید مربی شیرخوار مرتب عوض نشود. علاوه بر این، مربی باید با مادر در ارتباط نزدیک باشد تا بچه دچار اضطراب و کمبود محبت نشود چون قبل از 3 سال معضل تربیتی نداریم. مشکل اصلی بعد از این سن است. تا قبل از 3 سالگی، مهم‌ترین مساله‌ای که باید مد نظر گرفته شود، انتقال خوب و کامل محبت به شیرخوار است. کودک باید احساس کند در مدتی که مادر نیست، به‌وسیله مربی حمایت می‌شود.

بهترین سن کودک برای مهدکودک

دکتر غزال زاهد، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان، عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی:

تا زمانی که کودک توانایی توصیف فضای مهد و بیان اتفاق‌هایی که در آنجا می‌افتد را ندارد، نباید به مهد کودک سپرده شود. اگر مادری شاغل است، برای فرزند زیر 3 سال خود باید یک نفر را به عنوان مراقب انتخاب کند. این شخص می‌تواند مادربزرگ، خاله یا یک پرستار باشد که بچه در کنار او احساس آرامش و ایمنی داشته باشد. در چنین شرایطی، احتمال بروز «اضطراب جدایی» کمتر می‌شود در غیر این صورت بچه دچار اختلال در پدیده دلبستگی می‌شود.

پدیده دلبستگی یعنی ارتباط عاطفی که بین مادر و کودک وجود دارد و طی آن کودک احساس آرامش و ایمنی می‌کند. کودکی که زود به مهد فرستاده می‌شود تا حدی دچار اضطراب جدایی است و به حضور مادر و پدر نیاز دارد. این تمایل بودن با والدین ممکن است در حد معمول یا بیمارگونه باشد. کودکی که به مهد فرستاده می‌شود و اضطراب زیادی دارد، هر روز با گریه به مهد می‌رود و حتی دچار علایم جسمانی ناشی از اضطراب می‌شود، لازم است رفتن او به مهد قطع و اضطراب زمینه‌ای بررسی و درمان‌های لازم انجام شود اما اگر اضطراب در حد طبیعی است، زمانی که کودک از مهد برمی‌گردد، والدین باید وقت خود را در اختیار کودک بگذارند.

او به نوازش، آغوش، حضور، لبخند، بوسیدن، تماس پوستی و چشمی کافی با والدین نیاز دارد. اگر غیر از این باشد، احساس عدم‌امنیت در کودک شکل می‌گیرد و در صورت غفلت تبدیل به اختلال‌های اضطرابی و روان‌پزشکی می‌شود.


 
 
مسلمان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧
 

حدیث (1) پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله :

مَنْ نَفَّسَ مِنْ مُسْلِمٍ کُرْبَةً مِنْ کُرَبِ الدُّنْیا نَفَّسَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرْبَةً مِنْ کُرَبِ یَوْمِ الْقیامَةِ وَ مَنْ یَسَّرَ عَلى مُعْسِرٍ یَسَّرَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ مَنْ سَتَرَ عَلى مُسْلِمٍ سَتَرَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؛

هر کس غمى از غم‏هاى دنیا را از مسلمانى برطرف نماید، خداوند غمى از غم‏هاى روز قیامت را از او برطرف کند و هر کس بر شخص تنگدستى آسان بگیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان گیرد و هر کس راز مسلمانى را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت راز پوش وى شود.

علل الشرایع، ج 2، ص 599، ح 49

 

حدیث (2) رسول اکرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله :

مَن رَدَّ عِرضِ أخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البتّهَ.
هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند مطمئناً بهشت بر او واجب می شود.

وسائل الشیعه ج12 ص29

حدیث (3) امام صادق (ع):

مَن کانَ حاجَةِ أخیهِ المُسلِمِ کانَ اللهُ فی حاجَتِهِ ما کانَ فی حاجَةِ أخیهِ.
کسی که در پی برآوردن نیاز برادر مسلمان خود باشد، تا زمانی که در این راه است خداوند هم در پی برآوردن حاجت او خواهد بود.

وسائل الشیعه ج16 ص


 
 
اسلام
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٧
 

حدیث (1) رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

وَ مَن شَهِدَ شَهادَةَ حَقٍّ لِیُحیِىَ بِها حَقَّ امرِى‏ءٍ مُسلِمٍ اَتى یَومَ القیامَةِ وَ لِوَجهِهِ نورٌ مَدَّ البَصَرِ تَعرِفُهُ الخَلایِقُ بِاسمِهِ وَ نَسَبِهِ ؛

کسى که براى زنده کردن حق یک مسلمان، شهادت حقّ بدهد، روز قیامت در حالى آورده مى‏شود که پرتو نور چهره اش، تا چشم کار مى‏کند دیده مى‏شود و خلایق او را به نام و نسب مى‏شناسند.

کافى، ج 7، ص 381، ح 1

حدیث (2) امام صادق علیه‏السلام :

إنَّ مِمّا یُزَیِّنُ السلامَ الخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاسِ؛
خوش اخلاقى در بین مردم زینت اسلام است.

کنزالعمال، ج10، ص143، ح28731

حدیث (3) رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

اَلحَیاءُ زینَةُ السلامِ؛
حیا زینت اسلام است.

مستدرک الوسایل، ج1، ص488، ح1244

حدیث (4) امام صادق علیه‏السلام :

اثافى الاسلامِ ثَلاثَةٌ: الصَّلوةُ وَ الزَّکوةُ وَ الوِلایة،لا تَصِحُّ واحِدَةٌ مِنهُنَّ اِلا بِصاحِبَتَیها؛
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ شود.

کافى، جلد2، ص 18

حدیث (5) امام رضا علیه السلام:

اِنَّ الایمانَ اَفضلُ مِن الاسلامِ بِدَرجَةٍ, وَ التَّقـوى اَفضـلُ مِن الایمانِ بِدَرَجَةٍ وَ لَم یَعطِ بَنو آدَمَ اَفضلُ مِنَ الیَقینِ؛

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

تحف العقول، ص44


 
 
فرار به سوی خدا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٢
 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.
وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند.
شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید.
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست


 
 
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٢
 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.!


 
 
نکته مهم امنیتی اندروید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٢
 

بهتر است با انجام این پنج نکته ساده اما مؤثر امنیت گوشی و تبلت اندرویدی خود را بالاتر ببریم.

فارنت: گوشی‌های هوشمند ما شخصی‌ترین وسایل ما محسوب می‌‌شوند؛ ما آن‌ها را به همه جا حمل می‌کنیم، تصاویر شخصی و خانوادگی را روی آن‌ها ذخیره می‌کنیم، یادداشت‌های مهم‌مان را روی آن‌ها ثبت می‌کنیم و تاریخچه تمامی تماس‌های ما بر روی آن وجود دارد. پس بهتر است با انجام این پنج نکته ساده اما مؤثر امنیت گوشی و تبلت اندرویدی خود را بالاتر ببریم.

اپلیکیشن‌های امنیتی زیادی برای اندروید وجود دارند که شاید Lookout یکی از بهترین آن‌ها باشد. اما اگر علاقه‌ای به نصب اپلیکیشن‌های جانبی ندارید با این روش‌ها نیز می‌توانید تا حد زیادی امنیت اندروید را بالا ببرید. همیشه به خاطر داشته باشید کاربر ضعیف‌ترین حلقه در زنجیره امنیت محسوب می‌شود و اگر بخواهید می‌توانید حتی کار را برای هکرهای حرفه‌ای نیز دشوار کنید. گفتنی است روش‌های ذکر شده بر روی اکثر دستگاه‌های اندرویدی قابل اجراست.

1- گوشی یا تبلت خود را با Android Device Manager ردیابی، قفل و پاکسازی کنید

این ویژگی تا سال گذشته تنها با اپلیکیشن‌های جانبی امکان‌پذیر بود اما خوشبختانه با عرضه آپدیتی برای Google Play Services می‌توانید با فعال کردن این سرویس به صفحه Device Manager بر روی وب مراجعه کرده و یا با اپلیکیشن اندرویدی آن دستگاه‌های دیگرتان را ردیابی کنید.

وقتی دستگاه مفقود شده یا دزدیده شده خود را بر روی نقشه مشاهده کردید می‌توانید آن را با رمز دلخواهی قفل کنید، اطلاعات آن را پاکسازی کنید و یا آن را مجبور به زنگ زدن با حداکثر صدا کنید؛ حتی اگر بر روی بی‌صدا تنظیم شده باشد.

- تأیید هویت دو مرحله‌ای را فعال کنید

این روش نه تنها گوشی بلکه کل اکانت گوگل شما را محافظت خواهد کرد. با فعال کردن این سیستم از این صفحه گوگل هر گاه فردی پسورد شما را به درستی برای ورود به اکانت گوگل وارد کند باید یک کد امنیتی را نیز وارد کند که از طریق پیامک، تماس تلفنی خودکار و یا اپلیکیشن مخصوص آن به شما اعلام می‌شود. به این ترتیب حتی با دانستن پسورد گوگلی شما نیز کسی نمی‌تواند گوشی دزدیده شده‌تان را که از راه دور قفل کرده‌اید باز کند.


3- حافظه گوشی را رمزگذاری کنید

پیش از این گفتیم که اگر قصد فروش گوشی خود را دارید برای پاکسازی کامل آن یکی از راه‌های مفید استفاده از رمزگذاری یا Encryption گوشی است. با این روش همچنین هربار که گوشی روشن شود ملزم به وارد کردن پسورد هستید و حتی اگر دزد با روشی به اطلاعات شما دست پیدا کرد از آن‌جا که تمامی اطلاعات رمزگذاری شده هستند کوچکترین استفاده‌ای نخواهند داشت.

برای این‌کار کافیست به تنظیمات اندروید و سپس Security و Encrypt Phone مراجعه کنید. توجه داشته باشید که عملیات رمز‌گذاری ممکن است بسته به حجم اطلاعات تا چند ساعت نیز به طول بیانجامد و اگر آن را متوقف کنید ممکن است برخی اطلاعات شما از بین برود. پس مطمئن شوید که گوشی شما شارژ کافی داشته و آن را به برق متصل کنید. همچنین یک عیب این روش در گوشی‌های ضعیف کاهش نسبی سرعت گوشی است.

4- گوشی را قفل کنید!

ساده‌ترین روش محافظت از گوشی استفاده از رمز عددی، حروفی و یا رمز الگویی اندروید است. با مراجعه به تنظیمات، Security و Screen Lock این کار را می‌توانید انجام دهید. تحقیقات نشان می‌دهد حدود 40 درصد کاربران از هیچ رمز و قفلی برای گوشی خود استفاده نمی‌کنند. اگر حوصله وارد کردن رمز را ندارید می‌توانید از اپلیکیشن‌های مخصوصی استفاده کنید که هنگام اتصال به وای‌فای خانگی و یا اداری به صورت خودکار قفل گوشی را باز می‌کنند تا تنها در مواقع ضروری مجبور به تایپ رمز باشید. یک نمونه مناسب این اپلیکیشن Unlock with WiFi است که می‌توانید آن را دانلود و امتحان کنید.


5- مشخصات صاحب گوشی را به صفحه‌قفل اضافه کنید

هر کسی که گوشی‌تان به دستش رسید لزوماً دزد یا هکر نیست و شاید گوشی‌تان را جایی جا گذاشته باشید و فردی بخواهد آن را به شما بازگرداند. اما اگر با رمزگذاشتن روی گوشی امکان ورود به صفحه مخاطبان را نداشته باشد طبعاً قادر به پیدا کردن شما نخواهد بود.

چاره کار مراجعه به تنظیمات، سپس Security و Owner Info است تا بتوانید در صفحه قفل اطلاعات مفیدی را برای یابنده احتمالی گوشی‌تان بنویسید


 
 
توجه :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

وقتی اتومبیلی با سرعت 80 کیلومتر در ساعت به مانعی برخورد می‌کند:

در 2 صدم ثانیه: سپر در هم می‌شکند و اتومبیل فشاری مطابق با 30 برابر وزن خود را تحمل میکند.

در 4 صدم ثانیهراننده و سرنشینان هر کدام با فشاری برابر با 2 تن به جلو پرتاب می‌شوند.

در 5 صدم ثانیه: بدن راننده با همان نیروی 2 تنی با فرمان اتومبیل برخورد می‌کند.

در 7 صدم ثانیه: سرنشین جلوئی به داشبورد می خورد.

در 9 صدم ثانیه: سر سرنشینان به شیشه اتومبیل برخورد می‌کند.

در یک دهم ثانیهسرنشینان عقب نیز به سرنشینان جلو می‌پیوندند!

امـــــا؛

یادتان باشد که هنوز 90 درصد از ثانیه اول سانحه باقی مانده

که این فرصتیست برای جلوگیری از صدمات احتمالی

و حفظ جان خود و همراهانتان

کمربند ایمنی را ببندید

چه در جلو نشسته‌اید و چه در صندلی عقب اتومبیل،

چه در مسافت‌های کوتاه درون شهری و چه در مسافرت‌های بلند جاده‌ای

البته تنها در صورتیکه که قصد دارید با سرعتی بیش از هشتاد کیلومتر رانندگی کنید؛

این توصیه را فراموش نکنید


 
 
چکار کنیم فرزندمان معتاد نشود؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

در این مقاله، نظرات روان شناسان و متخصصان مشاور درباره روش های فرزند پروری که سبب پیشگیری اعتیاد فرزندان تان به مواد مخدر و الکل می شود را با شما - والدین - در میان می گذاریم.

سلامت نیوز: هیچ کس این اعتقاد را ندارد که فرزند پروری کاری ساده است. وقتی فرزندان به سال های نوجوانی قدم می گذارند، نزاع و درگیری ها آغاز می شوند. عوامل تهدید کننده زیادی وجود دارند که می توانند بر ایمنی و سلامت فرزندان تاثیر منفی بگذارند و متاسفانه، منابع سودمند و واقع بینانه اندک هستند و در دسترس نیستند.

هنگامی که تا ساعت یک بامداد منتظر بازگشت فرزند 17 ساله تان به خانه هستید بدانید که اکثر والدین در شرایط مشابه شما قرار دارند. یکی از متداول ترین شکایات والدین چنین است " برای دریافت کمک نمی دانیم به کجا مراجعه کنیم. " یا " از مطرح کردن سوال خجالت می کشیم. " با جست و جویی ساده در اینترنت می توان سایت هایی را یافت که به والدین مشاوره می دهند، اما اطلاعات موجود در این سایت ها همسان نیستند.


 
 
9 روش برای رابطه خوب با همسر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 


1 - احساس می کند جذابیت جنسی خود را از دست داده است.

«احساس می کردم دیگر برای همسرم جذابیتی ندارم. او دائما شکم مرا مسخره می کند و چهره ام را با جورج کلونی مقایسه می کند». خودتان را جای همسرتان بگذارید؛ اگر او دائما شما را با ستارگان سینما مقایسه کند و به شما حس غیر جذاب بودن دهد چه عکس العملی نشان می دهید؟ پس همیشه با همسر خود چنان رفتار کنید که گویی برای شما جذابترین است و بدین ترتیب برای شما جذاب باقی می ماند.  

2-  فکر می کند می تواند قسر در رود.

برای بسیاری مردان جدی نگرفتن عواقب، کافی ست تا بی وفا شوند. «برای همسرم اهمیتی ندارد اگر تا دیروقت کار کنم یا حتی وقتی روز تولدش به تماشای فوتبال مشغول شوم. می دانستم اگر مچ مرا بگیرد دلش می شکند اما فکر نمی کردم در این حد باشد». بهتر است مرزهایی را برای هر دو تان تعیین کنید و در عین حال به همسر خود نشان دهید که او را بخشیده اید.

3- خویشتن او آسیب دیده است.

گاهی یک تجریه تلخ موجب می شود همسرتان عزت نفس خود را از دست بدهد و بخواهد این کمبود را با خیانت جبران کند.

«همسرم بی نظیر است، اما با گذشت شش ماه از بیکاری ام که هر روز صبح شاهد سرکار رفتنش بودم بدنبال راهی بودم که به آن طریق  از احساسی که نسبت به خودم داشتم فرار کنم، و بین اعتیاد و خیانت دومی را انتخاب کردم».

4- احساسات شما برای او در اولویت نیست.

«من حریص بودم. یک زن بی نظیر برایم کافی نبود». این جوگیری او سال ها ادامه پیدا کرد تا اینکه همسرش به او گفت که از این رفتار او چه احساسی پیدا کرده است. «خودخواهیِ من به مهم ترین فرد زندگی ام آسیب می زد». همسر او باعث شد متوجه شود اگر احساسات او را نیز در نظر بگیرد، رفتار متفاوتی از خود نشان خواهد داد. حق با او بود. او همسر خود را بخشید و همسرش نیز دیگر به او خیانت نکرد.    

5- احساس می کند دیگر مثل قبل به او اهمیت نمی دهید

روزمرگی می تواند باعث شود به آسانی فراموش کنید که همسرتان چقدر برایتان اهمیت داشته است. نگذارید این اتفاق بیفتد. «در ابتدای زندگی مشترکمان همیشه به احساسات همدیگر توجه می کردیم. می دانستم این صمیمیت به طول نمی انجامد، اما چند سالی نگذشت که حس کردم دیگر برای او اهمیت چندانی ندارم، یعنی شاید اولویت دهُم او نیز به حساب نمی آمدم. دلیل خیانت او بیش از آنکه جاذبه ی جنسی به فردی دیگر باشد، اهمیت داشتن برای موجودی دیگر بود.
 
6- عصبانی است اما نمی خواهد در مورد آن صحبت کند.

همسری که بجای صحبت درباره نگرانی هایش آن را در خود فرو می ریزد، از دیگر مواردی ست که برای تخلیه خشم خود در معرض خیانت است. از آنجایی که هیچ یک از شما توانایی خواندن ذهن هم را ندارید بسیار ضروری است که آشکارا و به نرمی درباره مشکلاتتان با یکدیگر صحبت کنید.

7- احساس می کند به اندازه کافی قدر او را نمی دانید.

حتی اگر رابطه جنسی خوبی دارید، تحسین کردن همسر می تواند رابطه تان را عمیق تر کند. سعی کنید هر روز حداقل یک بار از همسر خود تعریف کنید، این رفتار باعث می شود به همسرتان یادآوری شود که هنوز هم برای او اهمیت دارید.  

8- شما دائما او را متهم به خیانت می کنید.

همیشه بخاطر بسپارید او همسری وفادار است مگر آنکه خلافش ثابت شود. «از ماه عسل به بعد همسرم فکر می کرد که به او خیانت می کنم. می دانستم بخاطر این است که پدر او یک خیانتکار بود، اما این چه ربطی به من داشت؟» از آنجایی که هیچ چیزی احساس او را بهتر نمی کرد، همسرش با خود اندیشید خیانت کردنش برای او اهمیتی نخواهد داشت، پس به همسر خود خیانت کرد. اگر شما به همسر خود مضنون هستید، حتما دلیلش را از خود بپرسید. آیا نوع خرج کردن یا ساعات کاری او ناگهان به طرز قابل توجهی تغییر کرده است، و یا شما احساس ناامنی می کنید؟ در مورد آنچه آزارتان می دهد صحبت کنید و از همسرتان بپرسید چه نیازهایی دارد. بی جهت مشاجره نکنید.

9- می خواهد به شما نشان دهد که خوشحال نیست.

«ماه ها بود که به او می گفتم اوضاع چندان رضایتبخش نیست. حتی پیشنهاد کردم پیش مشاور ازدواج برویم اما او نپذیرفت». رابطه یک شبه اش با زنی دیگر، آخرین تلاش او بود برای آنکه همسرش ناراحتی اش را جدی بگیرد، و این کار به طرز معجره آسایی موثر بود. هر دو نزد روان درمان رفتند و به تدریج رابطه شان را محکم تر کردند. با توجه نشان دادن به همسرتان و گوش کردن به حرف هایش می توانید عمر، سرمایه و طبیعتا رابطه تان را بهبود بخشید. یک ازدواج و رابطه خوب دو جانبه است و لازم است هر دو طرف برای یگدیگر تلاش کنند


 
 
تبلیغ خوب موجب افزایش روحیه معلمان می‌شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 


استقرار جو حمایتی
جانستون Jonstone،در یک بررسی در سال 1993،‌ از معلمان مقطع ابتدایی و دبیرستان خواست تا از میزانکارهایشان در یک هفته کاری یادداشت روزانه‌ای  تهیه کنند که در آن روز به فواصل 15دقیقه‌ای تقسیم شده‌ بود. در پایان روز از معلمان خواسته می‌شد که اگر در طول روزدچار استرس شده‌اند، گزارش کنند که چه کاری برای مقابله با آن انجام داده‌اند. طییک هفته کاری، راهبردهای اساسی‌ای که معلمان گزارش کردند، دریافت حمایت از همکاراندر مدرسه بود که آن را در پی صحبت از دلتنگی‌هایشان به دست آورده بودند کارکنانارشدی که معلمان را حمایت کرده بودند مورد تشویق خاص قرار گرفتند. کمیته مشورتیخدمات آموزشی در سال 1996 طی یک گزارش، روش‌هایی را مشخص کرد که مدیران ارشد ازطریق آنها، می‌توانند به رشد فرهنگ حمایتی در مدرسه کمک کنند
-   
اطمیناندهند که در دسترس کارکنان هستند و آنها می‌توانند از مشکلات و نگرانی‌هایشان صحبتکنند.
-   
تغییر در این نگرش که تحت فشار استرسبودن، بازتابی از آسیب‌پذیری خود شخص است
-   
ایجاد برنامه آشناسازی ثمر بخش و معرفی برنامه‌ها برای کارکنانجدید
-  
تشویق کارکنان به صحبت کردن دربارهاحساسات خود و اثرات استرس
-    
تشویق توصیه وتأیید رفتار حمایتی در دیگران 
-   
ایجاد روشهایمبتنی بر همکاری به جای روش‌های مدیریتی خصمانه
-    
ایجاد روحیه جمعی، احساس تعلق داشتن، و سهیم بودن در مقاصد واهداف
تشخیص اینکه افراد ممکن است بعد از یکدوره غیبت به دلیل بیماری، در زمان بازگشت به کار نگران باشند و کمک بهآنها.
-    
تشویق کارمندان به استفاده ازراهنمایی‌های خصوصی درباره بهداشت شغلی


 
 
علل فشار روانی معلمان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

 

تحلیل قوای روانی معلم سه عامل اساسیدارد:


ـ فرسودگی نگرشی

ـ ‌فرسودگی جسمی
ـ‌ فرسودگیهیجانی
فرسودگی نگرشی، به فقدان اشتیاق به کار و پایین بودن حس رضایت از آناطلاق می‌شود.
فرسودگی جسمی، بیشتر اوقات به خستگی معلمان در مدرسه اطلاقمی‌شود. آنها معمولاً اظهار می‌کنند که در پایان یک روز کاری، کاملاً تهی از انرژیهستند.
در حالت فرسودگی هیجانی، حفظ اساس مثبت در طول یک روز کاری، برای معلماندشوار می شود. احساس غالب بر آنها در طول روز، تمایل شدید به چشم پوشی از انجاممسئولیت‌هاست. هیجان غالب در این حالت، معمولاً افسردگی است..
شخصیت تیپآ
معلمان دارای شخصیت تیپ (آ)، ناشکیبا و پرخاشگر هستند، تمایل شدیدی به انجامشدن کارها و گرایش به قبول کار زیاد دارند. این معلمان در تقابل با گروه دارایشخصیت تیپ (ب) هستند که نگرشی آسان‌گیر و راحت نسبت به زندگی دارند. شخصی که درگروه شخصیت تیپ (آ) قرار داشته باشد، احتمالا به 10 پرسش زیر، پاسخ می‌دهد:
-   
آیا اغلب کارها (مانند غذا خوردن، صحبت کردن و راه رفتن) را با سرعت زیاد انجاممی‌دهید؟
-  
آیا معمولاً وقتی مشغول به کاری هستید، مضطرب می‌شوید و می‌خواهیدکار را سریع تمام کنید و به کار بعدی بپردازید؟
-    
آیا وقتی در حال استراحتهستید احساس گناه می‌کنید، گویی همیشه کاری هست که باید انجام دهید؟
-    
آیافکر می‌کنید نماینده شدن کار سختی است؟
-   
آیا فکر می‌کنید در صورتی کهنتوانید عقاید خود را آزادانه بیان کنید شرکت در جلسات، غیر ممکن است؟


 
 
اگر می خواهی شادتر باشی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

برترین ها: همه می‌خواهیم بیش‌تر درباره شادی بدانیم و این که چگونه خوش‌حالتر شویم. محققان اما می‌گویند مهمترین عامل شادی و رضایت، پاداشی است که می‌گیریم و انتظار و توقعی است که از خودمان داریم. انتظار ما مثل پیچ تنظیم شادی عمل می‌کند.

اما پاداش، پاسخ مطلوب است، می‌تواند مالی باشد یا عاطفی، معنوی باشد یا انسان‌دوستانه، ممکن است تخدیری باشد یا تشویقی، تحصیلی باشد یا تفریحی، مهم این است که ما آن را پاداش بدانیم. پاداش شادی می‌آورد و نبود آن شادی را کم می‌کند.

اما پاداش تنها عامل شادی و رضایت نیست. پاداش به خودی خود تعیین‌کننده شادی نیست، بلکه تاثیر آن را انتظار و توقع ما تعیین می‌کند.
اما آیا می‌توان شادی را پیش‌بینی کرد؟

محققان دانشگاه UCL می‌گویند شادی را می‌توان با فرمول ریاضی پیش‌بینی کرد، آنها حتی این فرمول را پیدا کرده‌اند.

به گفته این محققان این فرمول بدقت شادی فرد را پیش و بعد از اتفاقاتی که بتازگی رخ داده پیش‌بینی می‌کند.

اما این فرمول بر چه اساسی تدوین شده است؟

«شادی به این ربطی ندارد که اوضاع چگونه پیش می‌رود، بلکه به این ربط دارد که اوضاع چقدر بهتر از انتظار و توقع ما پیش می رود.»

دکتر راب راتلج پژوهشگر ارشد این تحقیق می‌گوید: «ما انتظار داشتیم که ببینیم شادی فرد در هر لحظه به پاداش هایی که اخیرا گرفته ربط داشته باشد اما در کمال تعجب دیدیم که انتظار و توقع ها در شادی نقش بسیار مهمی دارند.»

«زندگی سرشار از انتظار و توقع است.» این گفته معروفی است که اگر توقعتان کمتر باشد خوشحال‌ترید. ما متوجه شدیم که این تا حدی درست است، وقتی انتظار و توقعتان کم باشد اما نتیجه فراتر از انتظار، باعث خوشحالی می‌شود.»

توقع ما حتی پیش از اینکه نتیجه را بدانیم بر احساس خوشحالی و رضایت ما تاثیر می گذارد. بسیاری از ما به محض رسیدن به موفقیت، شادی موفقیت را فراموش می‌کنیم. شاید این مکانیسم مغز است تا فرد را همیشه در تکاپو نگه دارد.

مثلا اگر شما می خواهید در رستوران محبوب خود با دوستتان شام بخورید، به محض اینکه تدارک برنامه را شروع کنید، انتظار مثبتی که شما از آن دارید باعث احساس خوشحالی می‌شود.

آنها معتقدند این فرمول ممکن است به پزشکان کمک کند تا اختلالات خلقی را بیشتر شناسایی کنند و متوجه شوند که فرد وقتی میزان خوشحالی خود را ارزیابی می کند چقدر این می تواند تحت تاثیر بردن یا باختن در یک بازی ساده روی موبایل باشد.

برای رسیدن به این فرمول، محققان ابتدا یک مساله فرضی را برای ۲۶ نفر مطرح کردند. این افراد بر اساس تصمیمی که می‌گرفتند پولی بدست می‌آورند یا از دست می‌دادند.

در جریان این تصمیم‌گیری، فعالیت مغزی شرکت کنندگان آنها با fMRI بررسی می‌شد و از آنها مرتب سوال می‌شد «در این لحظه چقدر احساس خوشحالی می کنید؟» بر اساس نتیجه این کارآزمایی، دانشمندان یک مدل کامپیوتری طراحی کردند که رضایت و شادی را به پاداش‌های و انتظارهای اخیر ربط می‌داد. این مدل را روی بیش از هجده هزار نفر آزمایش کردند.

با استفاده از کلیک اپلیکیشنی که محققان دانشگاه UCL طراحی کردند، شرکت کنندگان با موبایل خود «چه چیز شما را خوشحال می‌کند؟» را بازی کردند.

نتیجه این که فرمول پیشنهادی بخوبی می‌تواند خوشحالی و رضایت افراد را پیش بینی کند.


شادی یا توقع شادی

یافته‌های این تحقیق با نظریه «تنظیم لذت» همخوانی دارد، بر طبق این نظریه هر فرد یک سطح شادی کلی دارد که به آن خو کرده است و بیشتر اوقات در این سطح یا نزدیک به آن است.

اگر کسی برنده بلیت بخت آزمایی شود مدتی دچار سرخوشی و شعف وافر خواهد بود اما بعد از مدتی دوباره به سطح شادی همیشگی‌اش بر می‌گردد.

علاوه بر این، خوشحالی ما در هر لحظه به «اتفاقات اخیر» بستگی دارد، به آنچه که می توانیم در حال حاضر «تجربه یا حس» کنیم نه آنچه که می‌توانیم «به یاد آوریم.»

بر اساس نظریه «فراز و فرود»، ما در به یاد آوردن عواطف خود نسبت اتفاقات گذشته، احساس ما بیشتر از هر چیز بر اساس نقطه اوج و پایان آن شکل می‌گیرد تا تجربه کلی ما از آن اتفاق. به عبارت دیگر یادآوری عاطفی ما از تجربه گذشته میانگین آن نیست. مثل یک جراحی دردناک بعدا بر اساس اوج درد و درد در مراحل آخر به یاد آورده می‌شود، اگر درد در آخر کار درد کم بوده، یادآوری آن خاطره برای ما کمتر دردناک است.

این تحقیق همچنین نشان می‌دهد اگر ما منتظر نتیجه مثبتی باشیم، تاثیر عاطفی آن اتفاق بر ما کمتر می شود، اگر انتظار داریم که در امتحان قبول شویم، خوشحالی ما از قبولی کمتر از وقتی است که فکر می کنیم در امتحان رد می‌شوم.


از طرف دیگر، اگر انتظار داشته باشیم که در امتحان مردود شویم از رد شدن آنقدر ناراحت نمی‌شویم که وقتی فکر می‌کنیم قبول می‌شویم اما در امتحان رد شوبم.

پایین نگهداشتن سطح توقع و انتظار، احتمال نتیجه مطلوب را افزایش می‌دهد. علاوه بر این، وقتی توقع کم است، نتیجه مطلوب، شادی زیاد به همراه می‌آورد و نتیجه نامطلوب کمتر ناگوار است.

بنابراین پایین نگهداشتن توقع می‌تواند روشی مفید باشد اما باید در نظر داشته باشیم که پایین نگهداشتن سطح توقع تا زمانی که نتیجه عمل یا تصمیم روشن شود، کیفیت زندگی را کم می‌کند.

با این حال نباید فراموش کرد حتی اتفاق نامطلوب هم می تواند شادی ایجاد کند. اگر در سالن انتظار فرودگاه اعلام کنند پرواز یک ساعت تاخیر دارد، کسی خوشحال نمی‌شود. اگر اعلام کنند به احتمال زیاد پرواز شش ساعت تاخیر خواهد داشت باز هم کسی خوشحال نخواهد شد. اما اگر کمی بعد اعلام کنند که به جای شش ساعت، تاخیر پرواز یک ساعت خواهد بود، در کل باعث احساس خوشحالی مسافران خواهد شد


 
 
شروع کسب و کار جدید به این 6 دلیل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

جان ۵۳ ساله بود که با خبر شد محل کار او مناطق آفشور* منتقل شده است. از زمانی که جان به این شرکت پیوسته بود هشت سال میگذشت و تا پیش از شنیدن این خبر از حقوق و مزایای معقول و مناسبی به عنوان یک مدیر میانی برخوردار بود ولی اکنون او بیکار شده بود.

خلاقیت: جان ۵۳ساله بود که با خبر شد محل کار او مناطق آفشور* منتقل شده است. از زمانی که جان به این شرکت پیوسته بود هشت سال میگذشت و تا پیش از شنیدن این خبر از حقوق و مزایای معقول و مناسبی به عنوان یک مدیر میانی برخوردار بود ولی اکنون او بیکار شده بود.

جان تمام عمرش را در پستهای سازمانی گذرانده بود و میدانست که باید دنبال شغل دیگری برود، اما این پنجمین باری بود که او به دلیل تعدیل نیرو یا دلایل مشابهی از این دست، امنیت شغلی خود را از دست میداد. با وجود داشتن یک همسر و دو فرزند نوجوان، او دیگر حاضر به تحمل شرایط نامطمئن این چنینی برای آینده خود نبود و دیگر زمان آن رسیده بود که کسب و کار خودش را شروع کند.


تغییر بزرگ

در این کشور و در سراسر جهان، گروه زیادی از مردم سعی میکنند از طریق ایجاد کسب و کاری برای خودشان به دنبال استقلال از شرکتهای بزرگ باشند. هر ماه، حدود یک میلیون آمریکایی شغل خود را از دست میدهند یا تغییر شغل میدهند و به طور فزایندهای تصمیم به داشتن کسب و کاری از آن خود میگیرند.

اتاق بازرگانی آمریکا در گزارشی بیان کرده است: «میلیونها آمریکایی از طریق کارهایی مثل مدیریت کسب و کار، عقد قرارداد مستقل و فروش مستقیم از کارآفرینی استقبال میکنند.» این گزارش همچنین به نظرسنجی در گالوپ اشاره میکند و میگوید ۶۱ درصد از آمریکاییها ترجیح میدهند رئیس خودشان باشند.

6 مزیت کارآفرینی

1. امنیت شغلی

از نظر یکی-دو نسل پیش، مشغول بودن در یک شرکت یا کارخانه بزرگ امنترین حالت شغلی و داشتن کسب و کار شخصی بسیار پرریسک درنظر گرفته میشد ولی اکنون کارکردن در یک شرکت سنتی به پرریسکترین حالت تبدیل شده و کارکردن برای خود دارای امنیت شغلی بیشتری از آن است. دانکن مکفرسون، از بنیانگذاران و گردانندگان شرکت مشاوره پارتو میگوید: اگر برای دیگران کار کنم، وقتم را برای به دستآوردن پولی صرف میکنم که سهم مشخصی از آن نخواهم برد ولی به عنوان یک کارآفرین خودم تعیینکننده سرنوشتم خواهم بود.

2. استقلال

افراد علاقهمندند برای خودشان کار کنند و از آزادی که برای تعیین چگونگی موفقیتشان دارند لذت میبرند. شما میتوانید انتخاب کنید که کجا، چگونه و با چه کسانی کار کنید و بهتر از همه اینکه شما محدودیت کمتری در انتخاب بازههای زمانی برای پرداختن به خانواده و کارتان دارید.

3. انعطافپذیری

مهم نیست در شهر کوچک یا بزرگی زندگی میکنید. کارآفرینی فرصت برابری در اختیار همه قرار میدهد. ایمیل، امکان برگزاری جلسات از راه دور و ارزان و نسل جدید ابزار وب، امکان مدیریت هر کسب و کار رقابتی را از یک صفحه نمایش خانگی امکانپذیر کرده است. شما به عنوان مدیر یک کسب و کار خانگی میتوانید حوزه فعالیتتان را تا شیکاگو، سانفرانسیسکو، هنگکنگ و لندن گسترش دهید و به کارهای دیگری نیز برسید.

4. پول بیشتری به دست آورید

زمانی که کسب و کاری برای خود ایجاد میکنید نسبت به زمانی که برای دیگران کار میکنید، به مراتب فرصت بیشتری برای پول درآوردن دارید. جفری گیتومر نویسنده معروف کتاب کوچک قرمز فروش و کتاب کوچک زرد نگرش میگوید: «همه این اصطلاح را شنیدهاند، «رویای آمریکاییها» که من آن را «واقعیتی در مورد آمریکاییها» میدانم. زمانی که شما کسب و کار خودتان را دارید، زندگینامه و داستان موفقیت مختص خودتان را مینویسید؛ میراث خود را بر جای میگذارید و مهمتر از همه چک حقوقیتان را با دست خودتان مینویسید. داشتن کسب و کار به شما این فرصت را میدهد که کاری را انجام دهید که عاشقش هستید.

5. تاثیرات عالی بر زندگی

در یک مطالعه اکتشافی، ۸۴ درصد از پاسخدهندگان اینطور پاسخ دادند درصورتی که کسب و کار از آن خودشان باشد اشتیاق بیشتری به کار دارند. اولین دلیل آنها برای این خواسته این است که در این صورت میتوانند زندگی کاری جذابتری داشته باشند.

6. شغل دوم

جمعت متعلق به نسل انفجار جمعیت در حال بازنشسته شدن هستند، با اینحال آنها میدانند که نمیتوانند و نمیخواهند به حقوق بازنشستگی اکتفا کنند. دکتر مری فورلانگ نویسنده کتاب «تبدیل نقره به طلا» میگوید: این دسته از افراد زمام آینده را در دست میگیرند و زندگیشان را بازتعریف میکنند. آنها میخواهند کاری را انجام دهند که ارزشها و هویتشان را منعکس کند. آنها میخواهند تفاوت ایجاد کنند.» یک مطالعه نشان میدهد که ۵۰درصد آمریکاییها در پنجاه و شصت سالگی عمرشان هنوز تمایل به انجام کارهای مهم دارند.

دستزدن به شروع کسب و کار آنقدرها هم که به نظر میرسد دلهرهآور نیست. بعدها که به گذشته نگاه میکنید خواهید دید که چقدر این کار آسان بوده و با این هزینه کم چه چیزهایی به دست آوردهاید.

این کار به چه چیزهایی نیاز دارد؟ ابتدا بیایید ببینیم که چه چیزهایی نیاز نیست.شما به داشتن پیشینه ای در MBA یا کسب و کارهای بزرگ ندارید.و لازم نیست که حتما ثروتمند باشید.دست زدن به شروع بعضی از کسب و کارها نیاز به تخصصهای خاص،مشاوره،یا سرمایه اولیه قابل توجه و در برخی موارد مانند فرانشیزها نیاز به گذراندن دوره آموزشی خاصی دارد.این کسب و کار حتی میتواند در زمینه تولید بند کفش باشد و با فروش مستقیم،فرصتهای آنلاین سودآوری ثابت و زیادی داشته باشد.بسیاری از بزرگترین کارآفرینان در عصر ما بدون مدرک و سرمایه اولیه خاصی کار خود ا شروع کرده اند.

اما گمان نکنید که تنها داشتن سرمایه اولیه زیاد موجب درآمد زایی و اشتیاق شما خواهد شد.سرمایه گذاری عمده موجود در کسب و کارهای شخصی شامل زمان،تمرکز و اشتیاقی است که فرد با خود به کسب و کار میآورد.نیازی نیست که شما یک ریاضی دان یا یک نابغه در انجام مذاکارت باشید؛شما به تمایلی شدید و عزم راسخ و شور و اشتیاق برای کار مورد نظر نیاز دارید.
* Offshore از لحاظ تجاری به مفهوم نقل مکان از محلی به محل دیگر جهت کم کردن هزینهها و افزایش سود.

کشورهایی که در آنها رونق اقتصادی وجود ندارد و دارای منابع مالی نیستند برای ایجاد رونق اقتصادی و اشتغالزایی، قرارداد مدت داری را با سازمانی به نام سازمان جهانی Offshore عقد می نمایند که با استفاده از ویژگیهای زیر بتوانند رونق اقتصادی ایجاد نمایند:

1. هیچگونه مالیاتی پرداخت نمی شود و مالیات کاملاً صفر است.

2. چون رونق اقتصادی نیست نیروی کار فراوان و نسبتاً ارزان است.

3. در کشورهای پیشرفته با فشار های اتحادیه های کارگری قوانین معمولاً به نفع کارگر است ولی در مناطق Offshore دولتمردان قوانین کار را جهت تشویق به سرمایه گذاری به نفع کارفرما وضع می کنند.

4. هزینه های سربار (overhead) – آب، برق، تلفن، مکان و … – به شدت پایین می باشد.

5. حریم خصوصی در سرمایه گذاری به شدت رعایت می شود (سرمایه داران علاقه ای به اطلاع دیگران از زمینه سرمایه گذاری و درآمد ماهانه آنها ندارند)

جالب است که بدانیم سود شرکتها در مناطق Offshore بین ۲۵% تا ۴۰% در ماه می باشد. کشورهای مختلف در زمینه های مختلف خود را Offshore اعلام می کنند. بعضی در تولید، بعضی در مسایل اقتصادی و بعضی دیگر در زمینه نرم افزاری که شاید ملموس ترین آنها را بتوان کشور چین دانست که در زمینه تولید خود را Offshore اعلام کرده است


 
 
تکبر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

حدیث (1) امام صادق علیه السلام :

اَلکِبرُ أَن تَغمِصَ النّاسَ وَتُسَفِّهَ الحَقَّ؛
تکبر، این است که مردم را تحقیر کنى و حق را خوار شمارى.

کافى، ج2، ص310، ح8

حدیث (2) امام على علیه السلام :

اَلحِرصُ وَالکِبرُ وَالحَسَدُ دَواعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِى الذُّنوبِ؛
حرص و تکبّر و حسادت، انگیزه هاى فرورفتن در گناهانند.

نهج البلاغه، حکمت 371

حدیث (3) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

أَلا اُخبِرُکُم بِأَهلِ النّارِ؟ کُلُّ عُتُلٍّ جَوّاظٍ مُستَکبِرٍ؛
آیا شما را از اهل دوزخ آگاه نکنم؟ هر درشتخوىِ خشنِ متکبّر.

 الترغیب و الترهیب، ج3، ص563، ح16

حدیث (4) امام صادق علیه السلام :

ما مِن أَحَدٍ یَتیهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ یَجِدُها فى نَفسِهِ؛
هیچ کس نیست که تکبّر ورزد، مگر بر اثر خوارى و حقارتى است که در خود مى بیند.

کافى، ج2، ص312، ح17

حدیث (5) امام على علیه السلام :

عَجِبتُ لِلمُتَکَبِّرِ الَّذى کانَ بِالمسِ نُطفَةً وَیَکونُ غَدا جیفَةً؛
در شگفتم از شخص متکبّر، که دیروز نطفه اى بوده و فردا لاشه اى است.

نهج البلاغه، حکمت 126

حدیث (6) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

إِنَّهُ لَیُعجِبُنى أَن یَحمِلَ الرَّجُلُ الشَّى ءَ فى یَدِهِ یَکونُ مَهنَئا لأِهلِهِ یَدفَعُ بِهِ الکِبرَ عَن نَفسِهِ؛
براستى که خوش دارم مرد با خوشحالى و افتخار چیزى را با دست خودش براى خانواده اش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور کند.

تنبیه الخواطر، ج1، ص201

حدیث (7) امام على علیه السلام :

فى صِفَةِ المُتَّقینَ ـ : بُعدُهُ عَمَّن تَباعَدَعَنهُ زُهدٌ وَنَزاهَةٌ وَدُنُوُّهُ مِمَّن دَنا مِنهُ لینٌ وَرَحمَةٌ لَیسَ تَباعُدُهُ بِکِبرٍ وَعَظَمَةٍ وَلا دُنُوُّهُ بِمَکرٍ وَخَدیعَةٍ؛
در وصف پرهیزگاران، مى فرماید: اگر از کسى دورى مى کند، به خاطر دنیاگریزى و پاکدامنى است و اگر به کسى نزدیک مى شود، از سر خوشخویى و مهربانى است، نه دورى کردنش از روى تکبر و نخوت است و نه نزدیک شدنش از روى مکر و فریب.

نهج البلاغه، خطبه 193

حدیث (8) امام صادق علیه السلام :

مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ، (قالَ حَفصُ بنُ غیاثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما یَرى أَنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافیَةِ إذا رَآهُ مُرتَکِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتى وَ أَنتَ مَوقوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ موسى علیه السلام ؛
هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى علیه السلام را نخوانده اى؟

کافى، ج8، ص128، ح98

حدیث (9) امام على علیه السلام :

وَعَن ذلِکَ ما حَرَسَ اللّه  عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّکَواتِ وَمُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِى الیّامِ المَفروضاتِ تَسکینا لأَِطرافِهِم وَتَخشیعا لأَِبصارِهِم وَتَذلیلاً لِنُفوسِهِم وَتَخفیضا لِقُلُوبِهِم وَإِذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم... اُنظُروا إِلى ما فى هذِهِ الفعالِ مِن قَمعِ نَواجِمِ الفَخرِ وَقَدعِ طَوالِعِ الکِبرِ؛
از این جاست که خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکاتها و جدّیت در روزه دارى در روزهاى واجب، نگهبانى مى کند، زیرا که این امور باعث آرام شدن اعضاء و جوارح و خشوع دیدگان و فروتنى جانها و خضوع دلها و بیرون راندن کبر و نخوت از وجود آنان مى شود... بنگرید، که این اعمال چگونه نمودهاى فخر فروشى را در هم مى شکند و آثار و نشانه هاى تکبر را مى زداید!

نهج البلاغه، خطبه 192

حدیث (10) امام حسن مجتبى علیه السلام :

لَمّا قیلَ لَهُ إِنَّ فیکَ کِبرا ـ : کَلاّ، اَلکِبرُ لِلّهِ وَحدَهُ وَلکِن فىَّ عِزَّةٌ، قالَ اللّه  تَعالى: (وَلِلّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ)؛
در پاسخ کسى که به ایشان گفت: در وجود شما تکبّر است، فرمودند: هرگز، تکبّر تنها از آن خداست. اما در وجود من، عزّت است. خداى متعال فرموده است: «و عزّت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است».

بحارالأنوار، ج24، ص325، ح40

حدیث (11) امام صادق علیه السلام :

إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَکَینِ مُوَکَّلَینِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَکَبَّرَ وَضَعاهُ؛
در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر کس براى خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر کس تکبر ورزد او را پَست گردانند.

کافى، ج2، ص122، ح2

حدیث (12) امام کاظم علیه السلام :

إِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلایَنبُتُ فِى الصَّفا فَکَذلِکَ الحِکمَةُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه  جَعَلَ التَّواضُعَ آلَةَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّکَبُّرَ مِن آلَةِ الجَهلِ؛
زراعت در زمین هموار مى روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل هاى متواضع جاى مى گیرد نه در دل هاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.

تحف العقول، ص 396

حدیث (13) پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

اَلا اُخْبِرُکُمْ بِاَبْعَدِکُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى یا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَلْفاحِشُ الْمُتَفَحِّشُ الْبَذى‏ءُ، اَلْبَخِیلُ، اَلْمُخْتَالُ، اَلْحَقودُ، اَلْحَسُودُ، اَلْقاسِى الْقَلْبِ، اَلْبَعِیدُ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ یُرْجى، غَیْرُ المَاْمونِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقى؛

آیا شما را از کم شباهت‏ترینتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخیل، متکبر، کینه توز، حسود، سنگدل، کسى که هیچ امیدى به خیرش و امانى از شرش نیست.

کافى، ج 2، ص 291، ح 9

حدیث (14) پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

مَن تَکَبَّرَ وَضَعَهُ اللهُ فَهو فی أعیُن النّاس صَغیرٌ وَ فی نَفسِهِ کَبیرٌ
هر که تکبر کند خدا پستش گرداند، او در چشم مردم کوچک است و در خیال خودش بزرگ

کنز العمال ح5737

حدیث (15) امام محمد باقر علیه السلام:

الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِ؛

دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.

جهادالنفس،ص254

حدیث (16) امام صادق علیه السلام:

ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی نََفسِهِ؛

هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد.

جهادالنفس، ح585

حدیث(17) حضرت زهرا (س):

فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ؛

خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

احتجاج طبرسی، ج1، ص258

حدیث (18) امام صادق علیه السلام:

لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر؛

کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.

جهاد النفس، ح 569

حدیث (19) امام صادق علیه السلام:

الکِبرُ أنْ تَغمِصَ النّاسَ وتُسَفِّهَ الحَقَّ.

تکبر، آن است که مردم را تحقیر کنى و حق را خوار شمارى.


میزان الحکمة- ج10-ص16-ح 17357

حدیث (20) امام علىعلیه السلام:


ما أقبَحَ الخُضوعَ عِندَ الحاجَةِ وَالجَفاءَ عِندَ الغِنى.

چه زشت است فروتنى هنگام نیاز و درشتى هنگام بی ‏نیازى.

نهج‏ البلاغه، نامه 31 دانش نامه امیرالمومنین ج6-ص220-ح2604


 
 
عُجب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

 

حدیث (1) قال الصادق علیه السلام :

اِنَّ اللهَ عَلِمَ اَنَّ الذَّنبَ خَیرٌ لِلمُومنِ مِنَ العُجبِ وَ لَولا ذلک مَا ابتُلِیَ مُومِنٌ بِذَنبٍ اَبَداً؛

خداوند می دانست که برای شخص مومن گناه از عجب بهتر است و اگر این طور نبود، شخص مومن هیچ وقت آلوده به گناه نمی شد.

کافی، ج 2 ، ص 313

حدیث (2) قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

لَولا اَنَّ الذَّنبَ لِلمُومِنِ خَیرٌ مِنَ العُجبِ مَا خَلا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَینَ عَبدِهِ المُومِنِ وَ بَینَ الذَّنبِ اَبَداً؛

اگر گناهی برای مومن از عجب بهتر بود، خداوند عز و جل هرگز بنده مومن را به گناه گرفتار نمی کرد. 

عده الداعی، ص 236

حدیث (3) امام على علیه السلام :

سَیِّئَهٌ تَسُوئُکَ خَیرٌ مِن حَسَنَهٍ تُعجِبُکَ؛

خطایی که باعث ناراحتی تو شود، نزد خداوند از کار نیکی که باعث عجب تو شود بهتر است.

نهج البلاغه، حکمت 460

حدیث (4) امام صادق علیه السلام :

آفَةُ الدِّینِ الحَسَدُ وَ العُجبُ وَ الفَخرُ؛

آفت دینداری حسد و خودبینی و فخر فروشی است.

جهاد النفس، ح 545


 
 
گوش دادن رو یاد بگیریم اینجوری نمی شه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٤
 

خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه
های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت، بعد از کلی
فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل میکنه و میذاره روی میز، بعد روی زمین
بلاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت
میکشه که ...
هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه میگه این چکمه ها لنگه به لنگه است.
خانم ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه
نیفته هر چه تونست کشید تا بالاخره بوتهای تنگ رو یکی یکی از پای بچه
درآورد.
گفت ای بابا و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست
پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه
ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه نمیرفتن و با فشار زیاد بالاخره
موفق شد که بوت ها رو پای این کوچولو بکنهکه بچه میگه این بوتها مال من
نیست.
خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی
گریبانگیرش شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت آخه چی بهت
بگم. دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد.
وقتی تمام شد پرسید خب حالا بوت های تو کدومه؟ بچه گفت همین ها بوت های
برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره میتونم پام کنم...
مربی که دیگه خون خونشو میخورد سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره
این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد یک آه طولانی
کشید و بعد گفت خب حالا دستکش هات کجان؟ توی جیبت که نیستن. بچه گفت توی
بوت هام بودن دیگه


 
 
جوانمردی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٤
 

اسب سواری ، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست. مرد سوار، دلش به حال او رحم آمد ، از اسب پیاده شد و او را بر اسب نشانید تا او را با مقصدش برساند.
 مرد افلیج بر اسب که نشست ، دهنه اسب را کشید و گفت : من اسب را بردم و با اسب گریخت ، اما پیش از آنکه از صدا رس دور شود ، مرد سوار در پی آن فریاد زد : تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی. اسب برای تو ، اما گوش کن ، چه میگویم .
 مرد افلیج اسب را نگه داشت .
 مرد سوار گفت : هرگز به هیچ * نگو چگونه اسب را بدست آوردی ، چون از این می ترسم که دیگر هیچ سواری به پیاده ای رحم نکند.
 مرد افلیج گفت: از آن روز که من را در یاد است در کنار این راه در تماشای سواران بودم. در اندیشه شدم ، این چه بازی است که در آن من پیاده و بازنده ام.
 با خود گفتم: اگر این بازی تا به آخر شود، سر انجام مرا جز خاک گور چیز دیگر نیست ، پس آن بهتر، قبل از آنکه به آخر خط برسم بازی را دگر سازم.
 مرد سوار گفت: و بر آن شدی اسب دیگر کسان ببری ؟
 مرد افلیج گفت : آری چرا نه ؟ اسب را جز سواری دادن کاری نیست ، می خواهد تو باشی ، می خواهد من باشم.
 مرد سوار گفت: تو دگر بر چه آیینی که دزدان نیز در آیین خود جوانمرد را می شناسند. من در حق تو جوانمردی کردم ،از برای یاری تو دست دراز کردم، بر کفم آتش نهادی ، این جفا سزاوار من نبود.
 مرد افلیج گفت : نخست آنکه تو جوانمردی نکردی ، ترحم کردی ، و دیگر ،آنچه تو به آن میگویی جوانمردی ، من به آن میگویم اسب. سه دیگر ، من نمی بردم، دیگری می برد ، پی آن چگونه است دیگران سزاوارند سوار باشند ، اما سزای من پیاده بودن است.
 آیین از آن تو ، من اگر بخواهم بر آیین تو باشم ، تمام عمر باید در کنار این راه اوقات خود هدر کنم .
 تو بر آیین خود باش ، من اسب را میبرم.
 مرد سوار گفت : پا از گلیم خویشتن نباید دراز کرد .
 مرد افلیج گفت : آن گلیم که می گویی در باور من بود ، بسیار رنج بردم تا آن را زدودم ، اکنون بر آنم که باور را باور نکنم.
 مرد سوار گفت: اما آن اسب از آن من است.
 مرد افلیج گفت : از آن تو بود ، اکنون دیگر مال من است .
 مرد افلیج لگام کشید ، اسب بر روی دو پا بلند شد و به تاخت درامد .
 مرد سوار دست در پس سنگی برد تا به سوی مرد افلیج پرتاب کند ، مرد افلیج در حالی که دور میشد گفت : بازی سنگ پرانی را دها بار من انجام دادم ، تا بلکه سواری را از اسب به زیر کشم ، اما نشد .
 ریشه سنگ از خاک بیرون نیامد که نیامد ، حال با جوانمردی خویش باش و پا از گلیم خویش دراز مکن .
 و رفت .
 مرد سوار ایستاد و نگاه کرد تا مرد افلیج در نگاهش گم شد ، پس با نا امیدی پایجامه را تا زانو درید و خود را به شکل و شمایل مرد افلیج درآورد و در کنار جاده نشست .
 از دور سواری برآمد. مرد سوار خود را به پریشانی و درماندگی زد.
 سوار در صدا رس ایستاد.
 مرد افلیج بود که بازگشته بود و با سرخوشی می خندید .
 مرد سوار به دیدن مرد افلیج گفت : پشیمان شدی و برگشتی ؟
 می دانستم که آیین جوانمردی بر تو اثر خواهد کرد.
 مرد افلیج گفت : می بینم که زود آموخته شدی ، آن آیین ، تو را در باور نبود ، زبان ریا را کنار گزار ، من دیگر خام نخواهم شد .
 تو که در اندر زمانی نتوانستی پیاده گی را تاب آوری ،چگونه بر آن بودی که من عمری پیاده بودن را برخود هموار کنم ؟
 مرد سوار گفت: پشیمان نشدی ؟
 مرد افلیج گفت : هرگز ، تا آن هنگام که بازی ، بازی پیادگان بود ، دنیا کوچک بود و زندگی را در کنار همین جاده در بر خود داشتم .اما وقتی اسب آمد ، دنیا فراخ شد ، دنیای کوچک من در زیر پاهای اسب تو خرد شد و از دست رفت و دنیای من شد اسب.
 مرد سوار گفت : اگر پشیمان نشدی ، پس چرا بازگشتی ؟
 مرد افلیج گفت : بازگشتم ببینم به غیر از آنچه مرا در نظر بود ، ترفند دیگری به نظر تو رسیده یا نه ؟ اکنون که دیدم اندیشه من بر تو فزونی بوده ، برای آنکه پایت به سان افلیجان به نظر آید ، مقداری گزنه بر آن بمال ، همانگونه که من به انجام رساندم .
 اکنون میروم ، اما بدان هرگز به هیچکس نخواهم گفت :
 جوانمردی تو یعنی اسب من ، باشد که تو هم بتوانی این بازی را با دیگران به انجام رسانی تا بر جوانمردی آنان سوار شوی.


 
 
یقین
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٤
 

حدیث (1) امام صادق علیه‏السلام :

اَلرَّوحُ وَ الرّاحَةُ فِى الرِّضا وَ الیَقینِ وَ الهَمُّ وَ الحَزَنُ فِى الشَکِّ وَ السَّخَطِ؛

خوشى و آسایش، در رضایت و یقین است و غم و اندوه در شکّ و نارضایتى.

مشکاة‏الأنوار، ص 34

حدیث (2) امام صادق علیه‏السلام :

حُرِمَ الحَریصُ خَصلَتَینِ وَ لَزِمَتهُ خَصلَتانِ: حُرِمَ القَناعَةَ فَافتَقَدَ الرّاحَةَ وَ حُرِمَ الرِّضا فَافتَقَدَ الیَقینَ؛
حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضى بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است.

غررالحکم، ج3، ص330، ح4634

حدیث (3) امام على علیه‏السلام :

إنَّ المُؤمِنَ مَن یُرى یَقینُهُ فی عَمَلِهِ، وَ المُنافِقُ مَن یُرى شَکُّهُ فی عَمَلِهِ؛
در عمل مؤمن یقین دیده مى‏شود و در عمل منافق شک.

غررالحکم، ح3551

حدیث (4) امام على علیه‏السلام :

یُستَدَلُّ عَلَی الیَقین بِقِصَر الأمَلِ وَ إخلاص العَمَل وَ الزُّهدِ فی الدُّنیا
سه چیز از نشانه های یقین هستند: کوتاهی آرزو، اخلاص در عمل، بی رغبتی به دنیا

مستدرک الوسائل ج11 ص201

حدیث (5) امام صادق علیه السلام:

اِنَّ العَملَ القَلیلَ الدّائمَ عَلَی الیَقینِ اَفضَلُ عِنداللهِ منَ العَمَلِ الکثیرِ عَلی غَیرِ یَقینٍ؛

عمل اندک و بادوام که بر پایه یقین باشد و در نزد خداوند از عمل زیاد که بدون یقین باشد برتر است.

جهاد النفس، ‌ص62

حدیث (6) امام رضا علیه السلام:

اِنَّ الایمانَ اَفضلُ مِن الاسلامِ بِدَرجَةٍ, وَ التَّقـوى اَفضـلُ مِن الایمانِ بِدَرَجَةٍ وَ لَم یَعطِ بَنو آدَمَ اَفضلُ مِنَ الیَقینِ؛

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

تحف العقول، ص


 
 
همدلی کنیم واقعا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدن : چه می‌کنی؟

پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…

گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد.

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟

پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!!


 
 
قضاوت
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد میشد.دوستان ملا گفتند:
 ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی ,ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
 ملا قبول کرد,شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت:
 من برنده... شدم و باید به من سور دهید.گفتند:
 ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت:
 نه ,فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است.دوستان گفتند:
 همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
 ملا قبول کردو گفت:
 فلان روز ناهار به منزل ما بیایید.دوستان یکی یکی آمدند,اما نشانی از ناهار نبود گفتند ملا ,انگار نهاری در کار نیست.ملا گفت:
 چرا ولی هنوز آماده نشده,دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.ملا گفت:آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشبزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید.دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند:
 ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند .ملا گقت:
 چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.
 نکته:با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید


 
 
اگر وقت درس خواندن ندارید، بخوانید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

درس و تحصیل تنها دغدغه همه دانشجویان نیست. بعضی از دانشجویان ناچارند علاوه بر رفتن به دانشگاه، کار کنند یا مسئولیت اداره خانواده را به عهده بگیرند. اما کارشناسان نکاتی را پیشنهاد می کنند تا با استفاده از آنها بتوانیم از زمان مطالعه خود بیشترین استفاده را ببریم.

 

۱. مطالعه را جزئی از زندگی روزانه خود قرار دهید.

 

بهترین راه برای اینکه به درس خواندن عادت کنیم این است که آن را بخشی عادی از زندگی روزمره خود بدانیم. تحصیلات عالی مستلزم تلاش و پشتکار است. لازم است هر روز زمانی را به انجام تکالیف و مطالعه اختصاص دهیم. یک ساعت در روز برای شروع خوب است، ولی این زمان هرچه بیشتر باشد بهتر است.

 

۲. سبک یادگیری خود را بشناسید.

 

افراد مختلف روش های یادگیری متفاوتی دارند و هرگز یک روش واحد برای همه اشخاص مناسب نیست. بعضی افراد با روش های دیداری، بعضی با شنیدن، و بعضی با ترکیب روش های گوناگون یاد می گیرند. لازم است هریک از ما روش مناسب خود را کشف کنیم و آن را به طور مکرر مورداستفاده قرار دهیم. گاهی اوقات ترکیب رویکردهای مختلف، مثلا خواندن مطالب با صدای بلند می تواند مفید واقع شود.

روش های یادگیری همچنین ممکن است برحسب آنچه مطالعه می کنیم متفاوت باشد. به عنوان مثال کسی که زبان را با روش های شنیداری می آموزد ممکن است ریاضیات را با روش های دیداری یاد بگیرد. بهتر است عادات خود را با توجه به روش یادگیری خود شکل دهیم.

 

۳. همه چیز را به شب قبل از امتحان موکول نکنید.

 

بسیاری از دانش آموزان مطالعه را به شب قبل از امتحان موکول می کنند اما این روش روش خوبی برای یادگیری نیست. به گزارش برترین ها کارشناسان معتقدند که در محیط یادگیری آکادمیک، تنها دانستن مطالب و نکات کافی نیست بلکه دانش آموزان باید توانایی تفکر انتقادی راجع به آنها را نیز داشته باشند.

بهتر است مطالب درسی را به صورت روزانه مرور کنیم. همین طور بحث های گروهی و استفاده از نوارها و سی دی های آموزی به یادگری موثر تر کمک می کند.

 

۴. از درس خواندن لذت ببرید.

 

لزومی ندارد همیشه درس خواندن را جدی بگیریم و تنها در گوشه ای بنشینیم و مطالب را در ذهن خود فرو کنیم. روش های زیادی وجود دارد که به ما کمک می کنند تا ز درس خواندن لذت ببریم . همه چیز به خلاقیت ما بستگی دارد. مثلا استفاده از حروف اختصاری جالب، یا موزیک و سایر روش های خلاقانه باعث می شود تا از درس خواندن لذت بیشتری ببریم.

 

۵. خود را بیازمایید.

 

لازم نیست برای آزمودن خود تا روز امتحان صبر کنیم. می توانیم در حین مرور مطالب، فهرستی از چند سوال تهیه کنیم. سپس به عقب برگردیم و به آنها پاسخ بدهیم. همین طور در روزهای آینده که دوباره به سراغ مطالب می آییم این سوالات به ما کمک خواهند کرد. بکوشید تا به آزمودن خود عادت کنید و آن را بخشی از برنامه مطالعه خود قرار دهید.

منبع: bartarinha.ir


 
 
فکر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

حدیث (1) لقمان حکیم علیه‏السلام :

یَا بُنَىَّ اِذَا امتَلأََتِ المَعِدَةُ نَامَتِ الفِکرَةُ وَ خَرِسَتِ الحِکمَةُ وَ قَعَدَتِ الاَعضَاءُ عَنِ العِبادَةِ؛

فرزندم هرگاه شکم پر شود، فکر به خواب مى‏رود و حکمت، از کار مى‏افتد و اعضاى بدن از عبادت باز مى‏مانند.

مجموعه ورام، ج 1، ص 102

حدیث (2) امام حسین علیه السلام :

مَن أَحجَمَ عَنِ الرَّىِ وَعَیِیَت بِهِ الحِیَلُ کانَ الرِّفقَ مِفتاحُهُ؛
هر کس فکرش به جایى نرسد و راه تدبیر بر او بسته شود، کلیدش مداراست.

بحارالأنوار، ج75، ص128

حدیث (3) امام حسن عسکری علیه السلام:

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

تحف العقول، ص442

حدیث (4) امام علی علیه السلام:

العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛

علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.

 نهج البلاغه،ص469

حدیث (5) پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

 اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانیَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن یَکونَ صَمْتى فِکْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛

پروردگارم هفت چیز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشکار، گذشت از کسى که به من ظلم نموده، بخشش به کسى که مرا محروم کرده، رابطه با کسى که با من قطع رابطه کرده، و سکوتم همراه با تفکّر و نگاهم براى عبرت باشد.

کنزالفوائد،ج2،ص11

حدیث (6) امام صادق (ع):

اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛

برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست.

الکافی،ج2،ص55

حدیث (7) امام صادق (ع):

فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛

یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.

مصباح الشریعه،ص114


 
 
عقل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٧
 

حدیث (1) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

یا عَلىُّ اَلعَقلَ مَا اکتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ؛

یا على عقل چیزى است که با آن بهشت و خشنودى خداوند رحمان به دست مى آید.

(من لایحضره الفقیه،ج4،ص369)

حدیث (2) امام على علیه السلام :

أَعقَلُ النّاسِ أَبعَدُهُم عَن کُلِّ دَنیَّةٍ؛

عاقل ترین مردم کسى است که از همه پَستى ها دورتر باشد.

(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص197)

حدیث (3) امام على علیه السلام :

مَن لَم یُهَذِّب نَفسَهُ لَم یَنتَفِع بِالعَقلِ؛

هر کس خود را تزکیه نکند، از عقل بهره نمى برد.

(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص240)

حدیث (4) امام حسین علیه السلام:

لا یَکمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ؛

عقل جز با پیروى از حق کامل نمى شود.

(بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص127)

حدیث (5) امام على علیه السلام :

أَفضَلُ النّاسِ عَقلاً أَحسَنُهُم تَقدیرا لِمَعاشِهِ وَأَشَدُّهُمُ اهتِماما بِإِصلاحِ مَعادِهِ؛

عاقل ترین مردم کسى است که در امور زندگیش بهتر برنامه ریزى کند و در اصلاح آخرتش بیشتر همّت نماید.

(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص52)

حدیث (6) امام على علیه السلام :

زکوةُ العَقلِ احتِمالُ الجُهّالِ؛

زکات عقل تحمّل نادانان است.

(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص56)

حدیث (7) امام على علیه السلام :

رَدعُ النَّفسِ عَن زَخارِفِ الدُّنیا ثَمَرَةُ العَقلِ؛

دورى از تجمّلات دنیا میوه عقل است.

(تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص241)

حدیث (8) امام على علیه السلام :

لَیسَ العاقِلُ مَن یَعرِفُ الخَیرَ مِنَ الشَّرِّ وَلکِنَّ العاقِلُ مَن یَعرِفُ خَیرَ الشَّرَّینِ؛

عاقل آن نیست که خیر را از شر تشخیص دهد، بلکه عاقل کسى است که میان دو شر، آن را که ضررش کمتر است بشناسد.

(بحار الانوار(ط-بیروت)ج75،ص6)

حدیث (9) قال الحسین علیه السلام :

إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لُمَّة ٌ قَمَعَ  الحُزنَ  بِالحَزمِ  وَ قَرَعَ  العَقلَ  لِلاِحتیالِ؛

چون براى عاقل مشکلى پیش آید، غم خود را با هوشیارى و دوراندیشى از میان مى برد و عقل را به چاره جویى وامى دارد.

(نزهة الناظر و تنبیه الخاطر،ص84)

حدیث (10) امام على علیه السلام :

یَنبَغى لِلعاقِلِ اَن یَحتَرِسَ مِن سُکرِ المالِ وَ سُکرِ القُدرَةِ ، وَ سُکرِ العِلمِ ، وَ سُکرِ المَدحِ وَ سُکرِ الشَّبابِ ، فَاِنَّ لِکُلِّ ذالِکَ ریاحا خَبیثَةً تَسلُبُ العَقلَ وَ تَستَخِفُّ الوَقارَ ؛

سزاوار است که عاقل ، از مستى ثروت، قدرت ، دانش ، ستایش و مستى جوانى بپرهیزد، چرا که هر یک را بادهاى پلیدى است که عقل را نابود مى کند و وقار و هیبت را کم مى نماید .

(تصنیف غرر الحکم و دررالکلم،ص66)


 
 
همه مُردند
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱
 

دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای
 محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم
 رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس
 غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت:
 استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!

در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی
 ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرد است:

هیـچ کس زنده نیست… همه مُردند


 
 
طوری زندگی کنی که زندگیت ارزش نجات دادن را داشته باشد
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱
 

روزی مردی جان خود را به خطر انداخت تا جان پسر بچه ای را که در دریا در حال غرق شدن بود نجات دهد. اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند هر دوی آنها غرق می شوند. و اگر غرق نشوند حتما در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد. ولی آن مرد با تلاش فراوان پسر بچه را نجات داد.آن مرد خسته و زخمی پسرک را...

به نزدیک ترین صخره رساند. و خود هم از آن بالا رفت. بعد از مدتی که هر دو آرامتر شدند. پسر بچه رو به مرد کرد و گفت: «از اینکه به خاطر نجات من جان خودت را به خطر انداختی متشکرم» مرد در جواب گفت: احتیاجی به تشکر نیست. فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگیت ارزش نجات دادن را داشته باشد


 
 
عالم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱
 

حدیث (1) قال رسول الله (ص) :

أَعلَمُ النّاسِ مَن جَمَعَ عِلمَ النّاسِ إِلى عِلمِهِ؛

داناترین مردم کسى است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید.

(من لا یحضره الفقیه، ج4، ص395)

حدیث (2) امام صادق علیه‏السلام :

لایَنبَغى لِمَن لَم یَکُن عالِما أَن یُعَدَّ سَعیدا؛

کسى که بهره ‏اى از دانش ندارد معنا ندارد که دیگران او را سعادتمند بدانند.

(تحف العقول، النص،ص364)

حدیث (3) قال ابی عبدالله (ص) :

قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: یَغْدُو النَّاسُ عَلى‏ ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ: عَالِمٍ‏، وَ مُتَعَلِّمٍ‏، وَ غُثَاءٍ، فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ، وَ شِیعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ، وَ سَائِرُ النَّاسِ غُثَاءٌ؛

جمیل گوید: شنیدم از آن حضرت که مى‏ فرمود: مردم سه دسته صبح مى‏کنند: عالم‏ و متعلم‏ و ورآبى، ما علماء هستیم، و شیعیان ما متعلم و دانش آموزند، و مردم دیگر ورآبیند.

(الکافی،ج 1،ص82)

حدیث (4) امام صادق علیه‏السلام :

لَن تَبقَى الاَرضُ اِلاّ وَ فیها عالِمٌ یَعرِفُ الحَقَّ مِنَ الباطِلِ؛

هرگز زمین باقى نمى‏ماند مگر آن که در آن دانشمندى وجود دارد که حق را از باطل مى‏شناسد.

(محاسن، ج 1، ص234)

حدیث (5) امام علی علیه السلام:

رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ؛

چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.

(نهج البلاغه،ص755)

حدیث (6) امام صادق علیه السلام:

العُلَماءُ حُکّامٌ عَلَى المُلوکِ؛

عالمان فرمانرواى بر شهریاران هستند.

(کنز الفوائد،ج2،ص33)

حدیث (7) پیامبر صلى ‏لله‏ علیه ‏و ‏آله :

اَلا اِنَّ شَرَّ الشَّرِّ شِرارُ العُلَماءِ وَ اِنَّ خَیرَ الخَیرِ خیارُ العُلَماءِ؛

بدانید که بدترین بدها، علماى بدند و بهترین خوبان علماى خوبند.

(منیة المرید، ص 137)

حدیث (8) امام على علیه‏السلام :

عَلَیکَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِکرامِ العُلَماءِ وَ الصَّفحِ عَن زَلاّتِ الخوانِ فَقَد اَدَّبَکَ سَیِّدُ الوَّلینَ وَ الخِرینَ بِقَولِهِ (ص) : اُعفُ عَمَّن ظَـلَمَکَ وَ صِل مَن قَطَعَکَ وَ اَعطِ مَن حَرَمَکَ ؛

تو را سفارش مى‏کنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دینى)؛ چرا که سرور اولین و آخرین، تو را چنین ادب آموخته و فرموده است : «گذشت کن از کسى که به تو ظلم کرده ، رابطه برقرار کن با کسى که با تو قطع رابطه کرده و عطا کن به کسى که از تو دریغ نموده است».

(بحارالانوار،ج75،ص71)

حدیث (9) امام على علیه‏السلام :

جالِسِ العُلَماءَ یَزدَد عِلمُکَ وَ یَحسُن اَدَبُکَ وتَزکُ نَفسُکَ؛

با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.

(غررالحکم و درر الکلم،ص430)

حدیث (10) امام صادق علیه‏السلام :

اِنَّ الشَّیطانَ لَیَطمَعُ فى عالِمٍ بِغَیرِ اَدَبٍ اَکثَرُ مِن طَمَعِهِ فى عالِمٍ بِاَدَبٍ ، فَتَاَدَّبوا وَ اِلاّ فَاَنتُم اَعرابٌ ؛

شیطان ، در عالِمِ بى‏بهره از ادب بیشتر طمع مى‏کند تا عالِمِ برخوردار از ادب . پس ادب داشته باشید وگرنه شما، بیابانى (فاقد تمدّن) هستید.

(أعلام الدین فی صفات المؤمنین،ص96)

حدیث (11) قال رسول الله (ص) :

 اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلکِن فِى المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلکِن فِى الغنیاءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلکِن فِى العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبرُ حَسَنٌ وَلکِن فِى الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلکِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَیاءُ حَسَنٌ وَلکِن فِى النِّساءِ اَحسَنُ؛

عدالت نیکو است اما از دولتمردان نیکوتر، سخاوت نیکو است اما از ثروتمندان نیکوتر؛ تقوا نیکو است اما از علما نیکوتر؛ صبر نیکو است اما از فقرا نیکوتر، توبه نیکو است اما از جوانان نیکوتر و حیا نیکو است اما از زنان نیکوتر.

(نهج الفصاحه، ص578)

 

حدیث (12) امام محمدباقر علیه السلام:

عالِمٌ یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعینَ اَلفٍ عابِدٍ؛

دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

(بحارالانوار، ج75  ، ص 173)

حدیث (13) امام حسین علیه السلام:

مِن دَلائِلِ العالِمِ إنتقادَةِ لِحَدِیثِه وَ عِلمِه بِحَقائِقَ فُنونِ النَّظَر؛

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است.

(بحارالانوار، ج75، ص119)

حدیث (14) امام صادق علیه السلام:

إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِیاءِ.

دانشمندان وارثان پیامبران هستند

(الکافی (ط-اسلامیه)،ج1،ص32و34)

حدیث (15) پیامبر اعظم صلى ‏لله‏ علیه ‏و ‏آله :

فَقِیهٌ وَاحِدٌ أَشَدُّ عَلَى‏ إِبْلِیسَ‏ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ.
وجود یک فقیه برای ابلیس سخت تر از هزار عابد است.

(بحارالانوار، ج1، ص177)

حدیث (16) امام على علیه‏السلام:

جالِسِ العُلَماءَ تَسعَد
باعلما همنشینی کن تا سعادتمند شوی

(غررالحکم ،ح336)

حدیث (17) امام صادق (سلام الله علیه) :

عالِمٌ أفضَلُ مِن‏ألفِ عابِدٍ وألفِ زاهِدٍ.

یک عالم برتر از هزار عابد و هزار زاهد است.

(بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلّی اللّه علیهم،ج1،ص8)


 
 
دانش
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱
 

حدیث (31)  امام على(سلام الله علیه) :

العِلمُ یُنجِدُ الفِکرَ.
دانش روشنى بخش اندیشه است.

(غررالحکم و دررالکلم،ص48)

حدیث (32)  امام صادق (سلام الله علیه) :

لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشّابَّ مِنکُم إلاّ غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أومُتَعَلِّماً.
دوست ندارم جوانى از شما [شیعیان] را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجو.

(امالی شیخ طوسی،متن،ص303)

حدیث (33)  امام علی (سلام الله علیه) :

لا عَمَلَ کَالتَّحقیِقِ.

هیچ عملى مانند پژوهش نیست.


(غررالحکم ودررالکم - ص768


 
 
اخلاق
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳۱
 

حدیث (21) امام على علیه‏ السلام :

رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْییزُ بَیْنَ الاْخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها؛

بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.


(غررالحکم و دررالکلم،ص378)

حدیث (22) امام على علیه ‏السلام :

جالِسِ الْعُلَماءَ یَزْدَدْ عِلْمُکَ وَ یَحْسُنْ اَدَبُکَ وتَزکُ نَفسُکَ؛

با علما معاشرت کن تا علمت زیاد، ادبت نیکو و جانت پاک شود.

(غررالحکم و دررالکلم،ص341)

حدیث (23) امام على علیه ‏السلام :

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَلیَبْدَأ بِتَعْلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلیمِ غَیْرِهِ وَلْیَکُنْ تَاْدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدیبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالاِْجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِمْ؛

کسى که خود را پیشواى مردم قرار داده، باید پیش از آموزش دیگران، خود را آموزش دهد و پیش از آن‏که دیگران را با زبان، ادب بیاموزد، باکردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب‏آموز خود بیش از آموزگار و ادب‏آموز مردم، شایسته تجلیل است.

مثیرالاحزان،ص50

حدیث (24) امام على علیه ‏السلام :

یا مُؤمِنُ اِنَّ هذَا العِلمَ وَالاَدَبَ ثَمَنُ نَفْسِکَ فَاجْتَهِد فى تَعَلُّمِهِما ، فَما یَزیدُ مِنْ عِلْمِکَ وَ اَدَبِکَ یَزیدُ فى ثَمَنِکَ وَ قَدْرِکَ ، فَاِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدى اِلى رَبِّکَ وَ بِالاَْدَبِ تَحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّکَ وَبِأَدَبِ الْخِدْمَةِ یَسْتَوجِبُ الْعَبْدُ وَلایَتَهُ وَقُرْبَهُ ، فَاقْبَلِ النَّصیحَةَ کى تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ؛

اى مؤمن! به تحقیق این دانش و ادب بهاى جان توست پس در آموختن آن دو بکوش که هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود بر قیمت و قَدْرت افزوده مى‏شود ؛ زیرا با دانش به پروردگارت راه مى‏یابى و با ادب به پروردگارت خوش خدمتى مى‏کنى و با ادب در خدمت‏گزارى، بنده سزاوار دوستى و نزدیکى به او مى‏شود . پس [این [نصیحت را بپذیر تا از عذاب بِرَهى.

(بحار الانوار(ط-بیروت)،ج1،ص180)

حدیث (25) پیامبر صلى ‏لله‏ علیه ‏و ‏آله :

اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَالْعَمَلُ تابِعُهُ یُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ یُحْرَمُهُ الأْشقیاءُ؛

دانش پیشواى عمل و عمل پیرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى‏شود و بدبختان از آن محرومند.

(الأمالى، طوسى، ص 488)

حدیث (26) پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله :

قَلْبٌ لَیْسَ فیهِ شَىْ‏ءٌ مِنَ الْحِکْمَةِ کَبَیْتٍ خَرِبَ فَتَعَلَّموا وَ عَلِّموا وَ تَفَقَّهوا وَ لا تَموتوا جُهّالاً فَاِنَّ اللّه‏َ لا یَعْذِرُ عَلَى الْجَهْلِ؛

دلى که در آن حکمتى نیست، مانند خانه ویران است، پس بیاموزید و آموزش دهید، بفهمید و نادان نمیرید. براستى که خداوند، بهانه‏اى را براى نادانى نمى‏پذیرد.

نهج الفصاحه،ص600

حدیث (27) امام علی علیه‏ السلام :

قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛

به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی.

(غررالحکم،ص136)

حدیث (28) رسول اکرم (صلى ‏لله‏ علیه ‏و ‏آله):

ا لا اخبرکم بأجود الأجواد قالوا بلى یا رسول اللَّه. فقال اجود الاجواد اللَّه و انا اجود بنى آدم و اجودهم بعدى رجل‏ علّم‏ علما فنشره و یبعث یوم القیمة امة واحدة و رجل جاد بنفسه فی سبیل اللَّه حتى قتل

پیغمبر- صلّى اللَّه علیه و آله- فرمود:
آیا خبر ندهم به بخشنده‏ترین بخشنده‏ها؟ گفتند: بلى یا رسول اللَّه.
 بخشنده ‏ترین بخشنده‏ها خداى متعال جلّت عظمته مى‏باشد. و من بخشنده‏ترین اولاد آدم هستم و بخشنده‏ترین اولاد آدم بعد از من مردى است که علمى را بیاموزد پس آن را منتشر کند و چنین کس در روز قیامت مبعوث شود در حالى که امت واحده است، یعنى کسى است که جامع خیرات است و به او اقتدا مى‏شود. و نیز بخشنده‏ترین مردم بعد از من مردى است که جان خود را در راه خدا بخشش کند تا کشته شود.

(إرشاد القلوب / ترجمه طباطبایى، ص50)

حدیث (29) امام محمد باقر علیه‏ السلام :

ما شیبَ شیءٌ بشیءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ؛

چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.

(بحارالانوار ، ج 75 ، ص 172 )

حدیث (30) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله):

مَن عَمِلَ بِما یَعلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم.

هر کس به آنچه می ‏داند عمل کند، خداوند دانش آنچه را که نمی ‏داند به او ارزانى می ‏دارد.

(مرآ‌ة العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج3،ص


 
 
مقایسه انواع روش های مطالعه برای کنکور و درس خواندن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٧
 

در این مطلب سعی می کنیم تا به مقایسه انواع روشهای مطالعه صحیح برای دانش جویان و دانش آموزان عزیز بپردازیم. تا کسانی که به دنبال بهترین روش مطالعه می باشند . با شناخت نکات مثبت و نقاط ضعف هر روش مطالعه بهتر بتوانند شیوه و سبک مطالعه و خواندن را برگزینند:


روش مطالعه خواندن بدون نوشتن
در این روش فرد از زمانی که کتاب را باز می‌ کند، شروع می‌کند به خواندن متن و پشت سرهم بدون توقف‌ متن‌ها را می‌خواند تا زمانی که خسته شود یا زمان مطالعه به پایان برسد. اکثر افراد از این روش استفاده می‌کنند. ولی این بدترین روش برای مطالعه است. زیرا در این حالت تمرکز فرد در سطح پایین قرار دارد، مطالعه‌گر در حالت منفعل قرار می‌گیرد و احتمال خواب آلودگی زیاد است.


روش مطالعه گزینشی
برخی معتقدند از آنجا که شیوه نگارش کتابهای درسی، تحلیلی است، اطلاعات کلیدی در اوایل و اواخر فصل قرار دارد، بنابراین در مطالعه اینگونه کتابها باید نکات زیر رعایت شود.
ـ چند پاراگراف اول هر فصل را بخوانید.
ـ چند پاراگراف آخر را نیز بخوانید.
ـ اگر کتاب دارای پرسشهایی باشد آنها را مطالعه کنید.
ـ تیتر ها و عنوانهای فرعی را بخوانید.
ـ یکی دو خط از هر پاراگراف در اواسط متن را که به نظر مهم می آید، بخوانید.
ـ بخش نهایی کتاب یا خلاصه نتایج را هم بخوانید.
این روش نیز روش مناسبی برای مطالعه نیست. زیرا فرد نمی‌تواند بر کلیت مطالب تسلط پیدا کند.


روش مطالعه برجسته سازی (خط کشیدن زیر نکات مهم)
در این روش فرد همان‌طور که متن را می‌خواند، زیر نکات مهم خط می‌کشد یا با ماژیک فسفوری آن را رنگ می‌کند.
دو نوع برجسته سازی: کسانی که زیر نکات مهم را خط می‌کشند نیز دو حالت دارد.


1ـ اول مطالعه و فهم بعد خط:کسانی که اول مطلب را مطالعه می‌کنند و می‌فهمند بعد زیر نکات مهم را خط می‌کشند از روش مناسب‌تری استفاده می‌کنند. زیرا با مراجعه بعدی این نکات مهم تداعی‌گر سایر نکات می‌شود.


2ـ انحصار توجه به خط کشیدن:برخی افراد به جای اینکه مطلب را مطالعه کنند و بفهمند تمام توجه آنها به خط کشیدن و برجسته کردن منحصر می‌شود. وقتی یک فصل را تمام می‌کنند. می‌بینند که تنها چیزی که آنها به دست آورده‌اند خط خطی کردن کتاب است اما از فهم مطلب چیزی عایدشان نگشته است.


روش مطالعه حاشیه نویسی
در این روش فرد ابتدا متن را می‌خواند بعد خلاصه آن یا نکات مهم آن را در حاشیه کتاب یادداشت می‌کند. این روش نسبت به دو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.


روش مطالعه خلاصه نویسی
در این روش شما مطالب را می خوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست.

 

مراحل این روش
الف: در اتاقی آرام بنشینید و کتاب را باز کنید، اولین صفحه فصل مورد نظر را بیاورید و چند برگه یادداشت تمیز و یک قلم هم در کنار دستتان بگذارید.
ب: عنوان فصل و عنوان بعد از آن را، اگر وجود داشته باشد، یادداشت کنید.
ج: اولین بند را بخوانید و سپس خواندن را متوقف کنید.
د: آنگاه به دقت به آنچه خوانده اند بیندیشید و در کلماتی هر چه کمتر و به زبان خودتان آن را خلاصه کنید، این خلاصه می تواند حتی چهار یا پنج کلمه باشد و به صورت جمله هم نباشد.
هـ: مواظب باشید زیاد ننویسید و خلاصه با خود بند برابر نشود و رونویس کامل از آن نباشد. فایده واقعی این روش زمانی آشکار می شود که بخواهید برای امتحان آماده شوید اگر فصل‌ها را خوب خلاصه کرده باشید، با مرور چند تا از این خلاصه ها خود را از خواندن کل کتاب معاف کرده اید.(1)


روش مطالعه کلید برداری
در این روش شما بعد از درک مطالب، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاه ترین، راحت ترین ،بهترین و پر معنی‌ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود. کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است.
در این روش، شخص نکته های مهمی را (نه کل مطالب را) که احیاناً نویسنده کتاب آنها را مشخص کرده است یا خود فرد مهم بودن آنها را تشخیص می دهد، روی برگه هایی یادداشت می کند و در زمان مناسب مثلاً هنگام امتحان از آنها استفاده می کند.


روش مطالعه خلاقیت و طرح شبکه‌ای مغز
در این روش شما مطالب را می‌خوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

روش مطالعه پس ختام
این روش مطالعه از شش مرحله با نامهای زیر تشکیل شده است.
منفی : این روش در ابتدای امر کمی ظولانی و وقت گیر است. و دانش آموز از بکار بردن آن هراس دارد. اما پس از مدتی استفاده از آن این روش قدرت خود را نشان می دهد. نکته مثبت: باعث می شود فرد با تمرکز فکر بخواند . به طور فعال به یادگیری بپردازد. و هنگام مطالعه کسل و خواب آلوده نشود.
منبع:مهکام


 
 
صلوات 2
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳
 

حدیث (1) قال رسول الله صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله :

خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ وَشَرُّ الدُّنیا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ ؛

خیر دنیا و آخرت با دانش است و شرّ دنیا و آخرت با نادانى.

(بحارالانوار، ج79، ص170)

حدیث (2) قال رسول الله صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله :

طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ؛

طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جویندگان دانش را دوست دارد.

(مصباح الشریعه،ص13)

حدیث (3) قال على علیه ‏السلام :

کُلُّ وِعاءٍ یَضیقُ بِما جُعِلَ فیهِ إِلاّ وِعاءُ العِلمِ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ؛

فضاى هر ظرفى در اثر محتواى خود تنگ‏تر مى‏شود مگر ظرف دانش که با تحصیل علوم، فضاى آن بازتر مى‏گردد.

 (نهج البلاغه،ص505)

حدیث (4) قال على علیه ‏السلام :

زَکاةُ العِلمِ بَذلُهُ لِمُستَحِقِّهِ وَإجهادُ النَّفسِ فِى العَمَلِ بِهِ؛

زکات دانش، آموزش به کسانى که شایسته آن‏اند و کوشش در عمل به آن است.

(غرر الحکم و درر الکلم،ص391)

حدیث (5) قال على علیه‏ السلام :

خَیرُ العِلمِ مانَفَعَ؛

بهترین علم آن است که مفید باشد.

(غررالحکم و دررالکلم،ص 354)

حدیث (6) قال الصادق علیه ‏السلام :

مَن تَعَلَّمَ العِلمَ وَعَمِلَ بِهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ دُعِىَ فى مَلَکُوتِ السَّماواتِ عَظیما فَقیلَ: تَعَلَّمَ لِلّهِ وَعَمِلَ لِلّهِ وَعَلَّمَ لِلّهِ؛

هر کس براى خدا دانش بیاموزد و به آن عمل کند و به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمانها به بزرگى یاد شود و گویند: براى خدا آموخت و براى خدا عمل کرد و براى خدا آموزش داد.

الذریعه الی حافظ الشریعه(شرح اصول کافی) ج1،ص56

حدیث (7) قال على علیه ‏السلام :

پاِنَّ العِلمَ حَیاةُ القُلوبِ وَ نورُ البصارِ مِنَ العَمى وَ قُوَّةُ البدانِ مِنَ الضَّعفِ؛

به راستى که دانش، مایه حیات دل‏ها، روشن کننده دیدگان کور و نیروبخش بدن‏هاى ناتوان است.

(تحف العقول، ص 28)

حدیث (8) قال على علیه‏ السلام :

یَنبَغى لِلعاقِلِ اَن یَحتَرِسَ مِن سُکرِ المالِ وَ سُکرِ القُدرَةِ ، وَ سُکرِ العِلمِ ، وَ سُکرِ المَدحِ وَ سُکرِ الشَّبابِ ، فَاِنَّ لِکُلِّ ذالِکَ ریاحا خَبیثَةً تَسلُبُ العَقلَ وَ تَستَخِفُّ الوَقارَ؛

سزاوار است که عاقل ، از مستى ثروت، قدرت ، دانش ، ستایش و مستى جوانى بپرهیزد، چرا که هر یک را بادهاى پلیدى است که عقل را نابود مى‏کند و وقار و هیبت را کم مى‏نماید.

(غرر الحکم، ص 797)

حدیث (9) قال ابی عبدالله علیه ‏السلام :

اِنَّ مِن حَقیقَةِ الایمانِ اَن تُؤثِرَ الحَقَّ وَ اِن ضَرَّکَ عَلَى الباطِلِ وَ اِن نَفَعَکَ وَ اَن لا یَجوزَ مَنطِقُکَ عِلمَکَ؛

از حقیقت ایمان این است که حق را بر باطل مقدم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد و نیز از حقیقت ایمان آن است که گفتار تو از دانشت بیشتر نباشد.

(بحارالانوار، ج 2، ص114)

حدیث (10) قال الصادق علیه ‏السلام :

لایَزالُ المُؤمِنُ یُورِثُ أَهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى یُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَمیعا؛

مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره مند مى سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند.

(مستدرک الوسایل، ج12، ص201)


 
 
صلوات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳
 

حدیث (1) امام صادق علیه السلام:

اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى (ص) مِن تَمامِ الصَّلوةِ؛

تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (ص) کمال نماز است.

وسائل الشیعه، ج 6، ص 221

حدیث (2) امام صادق علیه السلام:

أثقَلُ ما یوضَعُ فی المیزانِ یَومَ القیامَةِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ اهل بَیتِهِ.
سنگین ترین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده می شود صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.

وسائل الشیعه، ج 7، ص 197

حدیث (3) امام صادق علیه السلام:

ما مِن عَمَلٍ أفضَلَ یَومَ الجُمُعَةِ مِنَ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ.
در روز جمعه هیچ عملى برتر از صلوات بر محمد و خاندان او (ع) نیست.


 
 
عادتهای روزمره ای که باعث پیری می شوند
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱
 


آیا پیر شدن ظاهریتان سریعتر از پیر شدن سنیتان است؟ اگر از تصویری که در آینه میبینید راضی نیستید، شاید زمان آن رسیده که بعضی عادتهای روزمره تان را بررسی کنید. غذاهایی که میخورید و حتی نحوه خوابیدنتان میتواند پیرترتان کرده و طول عمرتان را هم کم کند. در این مقاله متخصصین درمورد متداولترین عادتهایی که باعث پیر شدن میشود و راهکارهایی برای از بین بردن آن صحبت میکنند.

چند کار را همزمان انجام میدهید

اگر لیست کارهای روزانه تان به نظر هیچوقت کوتاه نخواهد شد، ممکن است استرس زندگی پرمشغله تان برای بدنتان مسموم باشد. خیلی ها فکر میکنند انجام همزمان کارهای مختلف خیلی خوب است اما با این روش نه تنها کاری پیش نمی برند بلکه استرس بیشتری هم برای خود تولید میکنند. تحقیقات مختلفی نشان میدهد که استرس مزمن تولید رادیکالهای آزاد که مولکولهایی بی ثبات هستند و به سلولها آسیب رسانده و متهم اصلی در پیری هستند، را در بدن تحریک میکند. به جای اینکه سعی کنید همه کارها را یکجا انجام دهید، سعی کنید در هر لحظه فقط روی یک کار تمرکز کنید و بعد از اتمام آن سراغ کار بعدی بروید.

بی اندازه شیرینی جات میخورید

به جز اینکه با خوردن شیرینی جات وزنتان را بالا میبرید، صورتتان را هم پیرتر میکنید. مولکولهای قند در درون بدن خود را به فیبرهای پروتئینی در هر سلول میچسبانند. این فرایند مخرب که گلیکاسیون نامیده می شود موجب از دست رفتن شفافیت پوست، ایجاد حلقه های تیره زیر چشم، پف کردگی، افزایش چین و چروکهای صورت و بزرگتر شدن روزنه های روی پوست میشود. اگر میخواهید شادابی و جوانی خود را حفظ کنید، شیرینی جات را برای بقیه بگذارید.

شبها کمتر از
۵ ساعت میخوابید

کم خوابی نه تنها باعث ایجاد پف سیاه زیر چشمهایتان میشود، بلکه طول عمرتان را هم پایین می آورد. خواب مطلوب بین محدوده هفت ساعت است. اگر علائم کم خوابی مثل نداشتن انرژی در طول روز، کند شدن ذهن، مشکل در توجه و تمرکز یا افزایش وزن را در خود مشاهده کردید، حتماً زودتر بخوابید.

زیاد تلویزیون تماشا میکنید

اینکه چند روز پشت سر هم بنشینید سریال محبوبتان را تماشا کنید یک چیز است، اینکه مدام پای تلویزیون نشسته باشید چیزی دیگر. در یک مجله پزشکی ورزشی بریتانیایی تحقیقی منتشر شده بود که بر روی
۱۱۰۰۰ استرالیایی ۲۵ سال به بالا انجام گرفته بود، مشخص شد که به ازای هر یک ساعت تماشای تلویزیون، ۲۲ دقیقه از سن متوسط افراد بزرگسال کاسته میشود. علاوه بر این، افرادیکه به طور متوسط شش ساعت در روز تلویزیون تماشا میکردند، ۵ سال کمتر از آنهایی که تماشا نمیکرده اند زندگی کردند.

این تاثیر بیشتر بخاطر نشستن و غیرفعال بودن است. وقتی بیشتر از
۳۰ دقیقه پشت سر هم مینشینید، بدنتان شروع به اندوختن چربی در سلولهایتان میکند که احتمال چاق شدنتان را بالا میبرد. چه برای تماشای تلویزیون نشسته باشید و چه پشت میز کارتان، هر ۳۰ دقیقه یکبار بلند شده و کمی در اطراف قدم بزنید.

بیشتر زمان روز را مینشینید

خطرات سبک زندگی نشسته کاملاً مشخص است: آنهایی که بیشتر روز خود را روی صندلی مینشینند بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای کلیوی، بیماریهای قلبی-عروقی، سرطان و چاقی مفرط هستند. به طور طبیعی ورزش منظم به پیشگیری از این مشکلات سلامتی کمک کرده و باعث میشود طولانی تر زندگی کنید. در یک تحقیق مشخص شد آنهایی که
۱۵۰ دقیقه یا بیشتر از هفته خود را ورزش میکردند، ۱۰ تا ۱۳ سال بیشتر از افراد کم فعالیت زندگی کردند.

از کرمهای چشم استفاده نمیکنید

یکی از مهمترین محصولات آرایشی که باید استفاده کنید، یک کرم زیر چشم خوب برای به تاخیر انداختن چین و چروک هاست. پوست زیر چشمها نازکتر از پوست قسمتهای دیگر صورتتان است و خیلی سریعتر پیر شدنتان را نشان میدهد. مرطوب نگه داشتن این ناحیه سالها از عمر ظاهریتان کم میکند.

موثرترین کرمهای زیر چشم حاوی رتین A، نوعی ویتامین A، میباشد. سایر عوامل مهم آن عبارتند از نرمکننده ها و مرطوب کننده هایی که رطوبت، آنتیاکسیدان، اسید هیالورونیک و ویتامین C را در این ناحیه نگه میدارد. اینها ساخت کلاژن و الاستین را برای سفت کردن پوست و کاهش خطوط دور چشمها تقویت میکند.

از کرم ضدآفتاب استفاده میکنید اما فقط در مسافرتها

رانندگی، باغبانی و رفتن حتی تا سر کوچه بدون ضدآفتاب بسیار بیشتر از تخریبی که یک روز گذراندن کنار دریا دارد به شما آسیب میزند. علت اصلی تقریباً هر نوع پیری زودرس روی صورت قرارگیری در معرض اشعه فرابنفش است. این اشعه حتی در زمانهایی که هوا ابری یا بارانی است هم وجود دارد. با استفاده از کرم ضدآفتاب با SPF بین
۳۰ تا ۵۰ در زمانهایی که از خانه بیرون میروید از پوستتان محافظت کنید.

زیاد آرایش میکنید

سایه چشم آبی به کنار، آرایش زیادی هم شما را پیرتر نشان میدهد. استفاده از لوازم آرایشی، مخصوصاً محصولات آرایشی چرب، منافذ پوستتان را میبندد. علاوه بر این، استفاده بیش از حد از محصولات پوستی عطردار، موادشیمیایی و عوامل الکلی با از بین بردن روغنهای طبیعی پوست، پوستتان را خشک میکند و باعث ایجاد چین و چروک زودرس روی پوست میشود. برای راهنمایی بیشتر با متخصص پوستتان صحبت کنید.

دمر میخوابید و صورتتان را در بالشت فرو میبرید

دمر یا یکطرفه خوابیدن طوریکه صورتتان را در بالشت فرو ببرید میتواند روی پوستتان ایجاد چروک کرده و موجب پیری زودرس میشود. بافتهای پیوندی و کلاژن موجود در پوست صورت با بالا رفتن سن ضعیف تر میشود. به همین دلیل وقتی شبهای پیاپی به یک سمت صورتتان میخوابید، صورتتان دیگر به سرعت زمانی که جوان بودید برنگشته و صاف نمیشود. این چینهای ایجاد شده بخاطر بالشتتان دائمی خواهد شد. بنابراین بهتر است به پشت خوابیده و از روکشهای بالشت ساتن استفاده کنید که پوستتان صاف بماند.

خانه تان را خیلی گرم نگه میدارید

وقتی بیرون از خانه سرد است، ممکن است وسوسه شوید که داخل خانه را حسابی گرم کنید. چه شومینه و چه شوفاژها را روشن کنید، هر دو رطوبت هوای خانه را میگیرند. این موجب خشک و ملتهب شدن پوستتان میشود که به مرور زمان منجر به پیری خواهد شد. استفاده از یک مرطوب کننده هوا با خشکی هوا مقابله کرده و از خارش و پوسته پوسته شدن پوستتان جلوگیری میکند. گذاشتن یک حوله مرطوب روی شوفاژ یا یک کاسه آب سرد در اتاق، مقداری از رطوبت از دست رفته را برمیگرداند.

با نی نوشیدنی مینوشید

نوشیدن نوشیدنیهای تیره رنگ با نی میتواند از ایجاد لکه بر روی دندانهایتان جلوگیری میکند اما همانطور که جمع کردن چشمها باعث ایجاد چین و چروک در اطراف چشمهایتان میشود، جمع کرند لبهایتان هم موجب ایجاد چروک زودرس دور دهانتان میشود. این اتفاق با کشیدن سیگار هم روی میدهد. از اینرو بهتر است نوشیدنیهایتان را از بطری داخل لیوان ریخته تا موقع نوشیدن از جمع کردن لبها خودداری کنید.

کل چربیها را از برنامه غذاییتان حذف میکنید

برای حفظ حس جوانی و ظاهر شاداب کمی چربی لازم است. اسیدهای چرب امگا
۳ که در ماهیهای چرب (مثل سالمون) و بعضی آجیلها (مثل گردو و بذر کتان) یافت میشود پوست را نرم نگه داشته و قابلیت ارتجاعی پوست را حفظ میکند و درنتیجه از بروز چین و چروک جلوگیری کرده و برای سلامت قلب و مغز نیز مفید است. آکادمی تغذیه و رژیم درمانی توصیه میکند که حداقل دو بار در هفته از ماهی در وعده های غذایی خود استفاده کنید.

قوز میکنید

ساعتها پشت سر هم پشت کامپیوتر نشستن به مرور زمان باعث ایجاد فرمی زشت و قوزمانند در ستون فقراتتان میشود. ستون فقرات به طور طبیعی شکلی S مانند متوازن دارد تا بتواند بدن را ثابت نگه داشته و از بدن محافظت کند. بد نشستن و ایستادن و قوز کردن ستون فقرات را از این حالت طبیعی خود دور کرده و درنتیجه عضلات، دیسک کمر و استخوانها دچار فشار میشوند. درنتیجه آن معمولاً دچار درد و خستگی میشوید و ستون فقرات دچار پیری و بدشکلی دائمی میشود. با چک کردن و توجه به فرم بدنتان در طول روز (گوشها، شانه ها و لگن در حالت نشسته باید در یک خط صاف قرار گیرند) سعی کنید بدنتان را همیشه در وضعیت مطلوب نگه دارید
.


 
 
اندر حکایت انواع و اقسام عشــق و عاشــقی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱
 


در طول تاریخ توصیف های متعددی از عشق ارائه شده. غم و اندوه و لذت و شکوه عشق باعث شده شاعران، هنرمندان، متفکران، نویسندگان و بسیاری، عشق را الهام بخش برخی از آثار خود کنند. هرکدام از ما در طول زندگی به طریقی با عشق آشنا شده ایم و شاید بهترین و بدترین لحظه های زندگی هر کدام از ما به نوعی با عشق گره خورده باشد ...

اما واقعا عشق چیست و آن را چگونه تعریف می کنیم؟

دشواری در تعریف عشق و تنوع توصیف هایی که از آن شده، ارزیابی و سنجش آن را دشوار کرده است. در طول 60 سال گذشته حدود 30 ابزار مختلف برای اندازه گیری عشق به وجود آمده اند و شاید جاه طلبانه ترین آنها ابزاری است که آن را براساس میل فرد برای صمیمیت همراه با مراقبت و احساس تعلق به دیگری مورد ارزیابی قرار می دهد. تلاش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی باعث شده عشق به انواع مختلفی تقسیم بندی شود: عشق بین والدین و فرزندان، اعضای خانواده، دوستان و افراد مختلف. اما به طور کلی عشاق می توانند دو نوع قراردادی عشق را تجربه کنند؛ عشق شهوانی و عشق همیارانه.

- عشق شهوانی: عشق شهوانی که معمولا به عنوان عشق رمانتیک و شیدایی شناخته می شود، حالتی است از جذابیت و فریفتگی بسیار همراه با میل به دیگری. این نوع عشق با ویژگی هایی از قبیل دلسوزی و شفقت، شادی، اضطراب، میل جنسی و وجد و سرور زیاد شناخته می شود. برانگیختگی فیزیولوژیکی عمومی شامل افزایش ضربان قلب، تعریق، سرخ شدن پوست همراه با احساس برانگیختگی زیاد، اغلب از علائم فیزیکی عشق شهوانی است.

از نظر دیگران، افراد دارای عشق شهوانی، به دنبال برآورده کردن نیازهای خود هستند بنابراین جای تعجب نیست که عشق شهوانی عمر کوتاهی داشته باشد و عمدتا چند ماه بیشتر طول نکشد. در این نوع عشق، زمانی که آتش عشق کم سو می شود، به تدریج تضادها و تعارض ها، تظاهر پیدا می کند و عشاق سابق، افرادی شکاک، ناراضی و ناامید شده و با یکدیگر درگیری های متعددی پیدا می کنند.

- عشق همیارانه: عشق همیارانه نسبت به عشق شهوانی، تنش و استرس کمتری درپی دارد. این عشق با سپاسگزاری عمیق طرفین از یکدیگر همراه و اغلب شامل تحمل و بردباری در برابر قصورات یکدیگر و تلاش برای رفع مشکلات و بهبود روابط بین فردی است. رابطه زناشویی در این نوع رابطه، بیانگر احساسات عمیق طرفین به یکدیگر و اطمینان از درک نیازها و خواسته های یکدیگر و احساس لذت است.

به موازاتی که عشق همیارانه، رشد می کند و روابط گسترده تر می شود، زوج به راحتی درباره مسائل و نگرانی های جنسی شان صحبت می کنند. با ارتقای روابط بین فردی و صمیمیت بین طرفین، لذت از روابط زناشویی نیز افزایش پیدا می کند و تعهدات طرفین در رابطه قوی تر می شود. علاوه بر این، رابطه زناشویی در این نوع رابطه، برخلاف عشق شهوانی، بامعناتر است و رضایت عمیق تری را به دنبال دارد.

انواع عشق از نظر جان آلن لی

تلاش برای توصیف انواع روابط عاشقانه منجر به ارائه مدلی براساس واژه های باستانی یونانی از طرف جان آلن لی شده. وی معتقد است 6 نوع رابطه عاشقانه وجود دارد: رمانتیک، سرگرم کننده، مالکانه، اشتراکی، نوع دوستانه و واقع گرایانه که در ادامه به تفسیر آنها می پردازیم.

- عشق رمانتیک: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند، جایگاه خاصی برای زیبایی ظاهری و فیزیکی طرف مقابل خود قائل اند و به دنبال تجربه لذت بصری و لمسی هستند که از ظاهر و بدن معشوق یا معشوقه خود کسب می کنند و میل زیادی به داشتن رابطه با معشوق خود دارند.

- عشق بازیگوشانه: در این نوع رابطه عشقی، عمدتا افراد به دنبال کسب تجارب متعدد جنسی هستند و تعهد برایشان معنایی ندارد. این عشق ناپایدار برای آنها نوعی تفنن و لذت زودگذر است.

- عشق مالکانه: این نوع عشق معمولا با آشفتگی و حسادت بیش ازحد همراه و فرد به دنبال مالکیت در رابطه عاشقانه خود است. این افراد زندگی پرپیچ و خمی دارند و هرچند محبت زوج به یکدیگر می تواند بسیار لذت بخش باشد ولی آشفتگی هایی را به دنبال دارد که تجربه آن برای فرد می تواند دردناک باشد.

- عشق همیارانه: در این نوع رابطه تعهد، صمیمت و عطوفت به تدریج ایجاد می شود و معمولا رابطه زوج ها طولانی مدت و بر پایه صلح و آرامش و نوعی روابط دوستانه حاکم است.

- عشق نوع دوستانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می کنند عمدتا روابطی توام با شفقت، دلسوزی، مراقبت و از خودگذشتگی را تجربه می کنند. چنین روابط و احساساتی بدون هیچگونه چشمداشتی است.

- عشق واقع گرایانه: در این نوع رابطه عشقی، فرد به دنبال انتخاب کسی است که با ملاک های عقلانی و منطقی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، تحصیلی و... او سازگار باشد. در نتیجه این رابطه می تواند به احساس رضایت متقابل بینجامد.

جان آلن لی معتقد است روابط عاشقانه در طول زمان پیشرفت می کند و افراد ممکن است در دوره های مختلف از زندگی شان رویکردهای مختلفی از عشق را تجربه کنند. معمولا زوج ها در هر نوع رابطه ای به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار و موفق هستند. صرف نظر از اینکه رضایت و موفقیت در یک رابطه عاشقانه، اغلب به این بستگی دارد که بتوانیم فردی را پیدا کنیم که رویکرد مشابهی با ما در ارتباط با عشق و صمیمیت داشته باشد.



منبع: سلامت نیوز



 
 
درمان‌های طبیعی برای همه مشکلات معـده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱
 

مجله سیب سبز: هیچ‌کس از مشکلات گوارشی خاطره خوبی ندارد؛ تهوع، سوزش سر دل، حس سنگینی و نفخ بیشتر از چیزی که به نظر می‌رسند انسان را آزار می‌دهند. اما این بخش از بدن به طور مستقیم با خوراکی‌هایی که می‌خوریم در ارتباط است و در نتیجه بسیاری از مشکلات گوارشی و معدوی با روش‌های تغذیه‌ای قابل‌حل هستند. این تکنیک‌های ساده نمونه‌هایی از راه‌حل‌های ساده با خوراکی‌ها برای مشکلات رایج شکمی است.

بیش از حد داروهای آنتی اسید مصرف می‌کنید؟

نشانه:  احساس آشفتگی در معده خود دارید و دل‌تان به هم می‌خورد

راه‌حل: قرص یا برگ نعناع


آنتی‌اسیدها شامل عناصری مثل کلسیم یا منیزیم هستند. این عناصر می‌توانند اسید طبیعی معده را خنثی کنند. وجود آنها از آن جهت ضروری است که بدون آنها اسید معده می‌تواند دیواره معده را از بین ببرد. آنها با خنثی کردن اسید مانع آسیب به معده می‌شوند. اما همین آنتی اسیدها وقتی زیاد خورده می‌شوند، با خنثی کردن اسید معده در کار آن اختلال ایجاد می‌کنند. درواقع اسید معده کم می‌شود و نمی‌تواند غذاها را هضم کند. درنتیجه آن غذاها در معده می‌مانند و شما حس دل به هم خوردگی پیدا می‌کنید. داروهایی مثل سایمتدین و فامویتدین و سایر محصولات آنتی‌اسید به کاهش مقدار اسید کمک می‌کنند و می‌توانند به کاهش علائم ریفلاکس کمک کنند. در نتیجه باید مطمئن شوید که از آنتی‌اسیدها درست استفاده می‌کنید. آنها را پزشک فقط برای دردهای معده تجویز می‌کند و اگر شما همیشه به مصرف آنها نیاز دارید یعنی مشکلی در معده خود دارید و باید به پزشک مراجعه کنید تا درمان شوید. وقتی حس دل به هم خوردگی دارید، می‌توانید قرص نعناع بخورید. جویدن برگ‌های نعناع هم به شما کمک می‌کند. این ماده به هضم غذا و عبور دادن آن از معده شماکمک می‌کند.

مشکل: درد معده یا نفخ زیاد دارید؟

نشانه:  دل‌درد دارید یا حس دل‌پیچه یا سنگینی در معده خود می‌کنید. توجه کنید که اگر مشکل گوارشی مزمن دارید باید این درمان را هر روز داشته باشید.

راه‌حل:  زنجبیل

راه‌حل این مشکل استفاده از ریشه‌هایی مثل زنجبیل یا دانه‌هایی مثل رازیانه است. زنجبیل را می‌توانید هم به صورت رنده شده، هم کنسرو شده و هم پودر خشک مصرف کنید. زنجبیل همراه غذا در دستگاه گوارش شما حرکت کرده و هضم را راحت می‌کند. تجربه نشان داده ریشه زنجبیل قدیمی تاثیر بیشتری در حل مشکلات گوارشی دارد. دانه رازیانه هم می‌تواند بر دل‌پیچه یا نفخ غلبه کند. این گیاه گاز موجود در دستگاه گوارش را برطرف می‌کند و درد را تسکین می‌دهد. رازیانه می‌تواند هم مثل پودر مصرف شود و هم همراه چای دم شود. در هر دو صورت خواص خاص خود را خواهد داشت. شما می‌توانید بعد از خوردن غذاهای سنگین یا غذهای تند چای زنجبیل، نعناع یا رازیانه بنوشید. این کار به شما کمک می‌کند راحت‌تر غذا را هضم کنید و از مشکلات احتمالی معده در امان بمانید و البته به یاد داشته باشید اگر نفخ یا درد معده را هر روز احساس می‌کنید، باید حتما به دکتر مراجعه کنید تا بعد از تشخیص مشکل درمان مناسب آن را دریافت کنید. درد معده اگر به‌موقع درمان نشود عوارض جبران‌ناپذیری را به دستگاه گوارش شما وارد می‌کند.

مشکل: بیرون روی

نشانه:  این حالت در بیشتر موارد باعث بی‌اشتهایی می‌شود.

راه‌حل: موز

باید غذاهای خاص بخورید. این غذاهای خاص به شما کمک می‌کنند تا بر مشکل به وجود آمده غلبه کنید و سریع‌تر به روال معمول گوارش خود بازگردید. خوراکی‌هایی مثل موز، برنج، سیب، نان برشته شده و چای سال‌هاست به عنوان مواد خوراکی ضداسهال استفاده می‌شوند. آنها می‌توانند معده شما را آرام کنند و دستگاه گوارش را دوباره به کار بیندازند. هضم آنها هم بسیار راحت است و مشکلی با آنها نخواهید داشت. این خوراکی‌ها علاوه‌بر اینکه مزه خوبی دارند و اشتها را برمی‌انگیزند، حاوی قندهای ساده و نشاسته با اسیدیته پایین هستند و کمترین احتمال را دارند که برای بیرون‌روی مشکلی ایجاد کنند. ماست هم در این وضعیت می‌تواند کمک‌کننده باشد.

مشکل: استفراغ

نشانه: بعد از آن نمی‌توانید چیزی بخورید و حال‌تان به خاطر ضعف و تهوع مدام بدتر می‌شود.

راه‌حل: شیر نارگیل


وقتی بدن شما آب از دست می‌دهد شما الکترولیت‌ها و سایر مواد مغذی بدن خود را از دست می‌دهید. نوشیدن مایعات می‌تواند در این حالت به شما کمک کند آب از دست رفته را بازیابید. برای مثال یک نوشیدنی مفید در این مورد شیرنارگیل است. این نوشیدنی منبع خوبی از الکترولیت‌ها و پتاسیم است. شما حتی می‌توانید از شیرنارگیل موجود در سوپرمارکت‌ها استفاده کنید اما شیرنارگیل‌های طبیعی قطعا بهتر هستند و فایده بیشتری برای شما خواهند داشت. علاوه بر شیرنارگیل می‌توانید از نوشیدنی‌هایی مثل چای سبز، چای آلبالو یا توت یا سایر چای‌های میوه‌ای آرامبخش استفاده کنید. این نوشیدنی‌ها علاوه بر داشتن آب مقداری آنتی‌اکسیدان دارند و می‌توانند شما را آرام کنند. آرامش اعصاب می‌تواند تا حد زیادی بر تهوع چیره شود و عوارض آن را کم کند.

مشکل: حساسیت معده

نشانه: شما مدام و به هر دلیل مشکلات معده دارید. این مشکلات ممکن است به صورت درد، سنگینی یا سوزش سر دل باشد.

راه‌حل: پروبیوتیک‌ها

پروبیوتیک‌‌ها در این زمینه بهترین درمان هستند. البته شما در این مورد باید حتما به دکتر مراجعه کرده باشید و ممکن است در حال مصرف دارو باشید. به هر حال پروبیوتیک‌ها می‌توانند به شما کمک کنند. شما لازم است آنها را هر روز مصرف کنید و مصرف آنها را در برنامه روزانه خود بگنجانید. مــی‌تـــوانیــد پروبیوتیک‌ها را هم در محصولات طبیعی مثل ماست و پنیر که در بازار یافت می‌شوند دریافت کنید و هم می‌توانید مکمل‌های آن را تهیه و مصرف کنید. پروبیوتیک‌ها معمولا به شکل قرص‌های جویدنی پیدا می‌شوند البته نمونه‌های طبیعی بیشتر توصیه می‌شوند.

پروبیوتیک‌ها حاوی باکتری‌های مفیدی هستند که می‌توانند سلامت دستگاه گوارش شما را در وضع خوبی نگه دارند (در مقابل آنتی بیوتیک‌ها تمام باکتری‌های دستگاه گوارش را می‌کشند؛ هم باکتری‌های خوب را و هم باکتری‌های بد را. در حالی که باکتری‌های خوب برای دستگاه گوارش مفید هستند). پروبیوتیک‌ها دوست خوب دستگاه گوارش شما هستند.

تجربه نشان داده زمانی که مردم شروع به مصرف آنها می‌کنند احساس بهتری در دستگاه گوارش خود خواهند داشت. برای مثال پروبیوتیک ماست به کم شدن زمان ناراحتی معده منجر می‌شود. حتی وقتی درد معده دارید خوردن ماست می‌تواند تا حدی آن را آرام کند. فرآورده‌های لبنی مثل ماست، کفیــر و دوغ حاوی گونه‌های مختلف لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس هستند که یک پروبیوتیک قدرتمند است. در عین حال تحقیقات جدید نشان داده انواعی از پـروبیــوتیک‌ها مثل اسیدوفیلوس و یا بیفیدوباکتریوم می‌تـــوانند یک تقویت‌کننده سیستم ایمنی قوی هم به حساب بیایند


 
 
5 کار برای اینکه مردم بیشتر دوست‌مان داشته باشند
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱
 


1- سلام کردن و احوالپرسی :


اصلا منظورم این نیست که با همه صمیمی باشیم ، ولی یکی از مهمترین کارهایی که برای مردم ارزش دارد سلام کردن و احوالپرسی با آنهاست ، زیاد دیده ام مخصوصا آپارتمان نشینان و برج نشینان در شهر بزرگی مثل تهران همسایه ها نه تنها همدیگر را نمی شناسند ، بلکه حتی سلام هم به هم نمی کنند ، سلام کردن هم محبت مردم را جلب می کند و هم روی اعتماد به نفس ما اثر مثبت دارد ، از همین فردا سعی کنید به تعداد افراد بیشتری - مخصوصا دور و بری ها - سلام کنید و اثر مثبت آن روی اعتماد به نفس خود را ببینید.

2- انجام دادن کارهای شخصی :


تا جایی که می توانید سعی کنید کمتر از مردم درخواست داشته باشید و کارهای شخصی را خودتان انجام دهید ، حتی از نزدیکان و خانواده خود هم سعی کنید کمتر درخواست داشته باشید ، خواسته های کمتر از مردم انسان را دوست داشتنی تر می کند.

3- امر و نهی نکردن :


امر و نهی کردن زیاد - بر خلاف تصور رایج - نه تنها کسی را بالا نمی برد بلکه از عزت نفس فرد نیز می کاهد ، بسیار دیدم شوهران و پدرانی را که مدام دستور می دهند و امر و نهی می کنند و معتقدند با این کار ارزش آنها بالاتر می رود ، در حالی که کاملا برعکس است ، چرا که هر چه تعداد امر و نهی بالاتر برود ، پذیرش آن کمتر می شود ، امر و نهی در شرایط خاصی باید باشد و اگر هر زمان بخواهید از آن استفاده کنید کم کم حرف شما کم اهمیت می شود و  ارزش خودتان نیز پایین می آید ، پس از امر و نهی در شرایطی بسیار خاص و به ندرت استفاده کنید.

4- غر نزدن و انتقاد نکردن :

این مورد هم بسیار جالب است ، افراد از شرایط کشور و شرایط مالی و ... انتقاد می کنند و فکر می کنند با این کار ارزش آنها بالا می رود ، به اصطلاح در جامعه ما هر کس منتقدتر باشد یعنی فرد باسوادتری است ، ولی این دید صحیح نیست ، کسی که مدام غر میزند و انتقاد می کند در واقع ناتوانایی خود را بیان می کند و عدم توانایی مدیریت شرایط ، مردم به کسانی علاقمند هستند که حرف های خوب می زنند و اهل غر زدن نیستند ، چرا که از انتقاد و غر زدن اشباع شده اند ، بنابراین تمایل شان به کسانی که حرف های مثبت و غیر منفی می زنند بیشتر است.

5- بیان خوبی های دیگران :


مردم دوست دارند خوبی هایشان بیان شود و فراموش نشود ، از این ویژگی به بهترین نحو استفاده کنید ، اگر کسی خوبی به شما کرده بارها از او تشکر کنید و وقتی او را می بینید یا در جمع خوبی هایی که از او دیده اید را بیان کنید ، بدترین کار ممکن بیان خوبی های خودتان در جمع است ، مردم از آدمهایی که از خودشان تعریف می کنند به تدریج متنفر می شوند ، بهترین کار برای دوست داشته شدن توسط مردم بیان خوبی هایشان است.

امیدوارم شما هم با بکارگیری این راهکارهای رایگان و ساده ، ارتباط بهتری با اطرافیان خود داشته باشید و از این ارتباط لذت ببرید


 
 
دیوونه کیه ؟عاقل کیه؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٧
 

 

در شهر ما دیوانه ای زندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچه بچه

ها قرار میگیرد.روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرار داده بودند با خنده و شادی

بازی مبکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم: چرا کودکانی که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت

میخندند را از خود نمیرانی؟؟ با خنده گفت:

((مگر دیوانه شده ام که بندگان خدا را از خود برانم در حالیکه میتوانم لبخند را به آنها هدیه دهم؟)). جوابش مرا

مدتی در فکر فرو برد....دوباره از او پرسیدم:قشنگترین و زشت ترین چیزی را که تا به حال دیده ای را برایم

تعریف کن.!

لیوان آبی که در اتاق بود را برداشت و سر کشید.با آستین لباسش آبی که از دهانش شر کرده بود را پاک کرد

و گفت :((قشنگترین چیزی را که در تمام عمرم دیده ام لبخندی است که پدرم هنگام مرگ بر لب داشت.و زشت ترین 

چیزی که دیده ام مراسم خاکسپاری پدرم بود که همه گریه کنان جسد را دفن میکردند.پرسیدم:چرا به نظر تو

زشت بود؟مگر مراسم خاک سپاری بدون گریه هم میشود؟جواب داد:((مگر برای کسی که به مرگ لبخند زده

است باید گریه کرد؟؟)) و من از آن روز در این فکر هستم که آیا این مرد دیوانه است یا مردم شهر ما دیوانه اند

که او را دیوانه می پندارند؟؟


 
 
نجس ترین در دنیا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٧
 

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و میخواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد وزیر هم عازم سفر میشود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد و عازم دیار خود میشود در نزدیکی های شهر چوپانی را میبیند و به خود میگوید بگذار از او هم سوال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان به وزیر میگوید من جواب را میدانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را میپذیرد چوپان هم میگوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی میشود که میخواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او میگوید تو میتوانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو اینکار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من رابکش

خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول میکند و آن کار را (اسمشو نبر را) انجام میدهد سپس چوپان به او میگوید کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر میکردی نجس ترین است بخوری


 
 
پندنامه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٥
 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! 
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! 
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!! 
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ 
لقمان جواب داد : 
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد. 
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است. 
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست
...


 
 
من مسافرم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٥
 

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟...

زاهد گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم.


 
 
نغییر دنیا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٩
 

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
 وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
 وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد .... که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.

  وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با رنگ سبز رنگ آمیزی کنند.
 همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
 پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.
 بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.
 راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟
  مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته ام."

 مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.
 برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.

 برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر چشم اندازت(نگرش) میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.
 تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان(نگرش) ارزانترین و موثرترین روش میباشد


 
 
ابوعلی سینا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٩
 

در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.

به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوان‌تر میشود.

تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم...

پدر دختر باخوشحالی زیاد قبول میکند و به طبیب یا همان حکیم میگوید شرط شما چیست؟ حکیم میگوید برای این کار من احتیاج به یک گاو چاق و فربه دارم, شرط من این هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟

پدر دختر با جان و دل قبول میکند و با کمک دوستان و آشنایانش چاقترین گاو آن منطقه را به قیمت گرانی می‌خرد و گاو را به خانه حکیم می‌برد, حکیم به پدر دختر میگوید دو روز دیگر دخترتان را برای مداوا به خانه ام بیاورید.

پدر دختر با خوشحالی برای رسیدن به روز موعود دقیقه شماری میکند...


از آنطرف حکیم به شاگردانش دستور میدهد که تا دوروز هیچ آب و علفی را به گاو ندهند. شاگردان همه تعجب میکنند و میگویند گاو به این چاقی ظرف دو روز از تشنگی و گرسنگی خواهد مرد.

حکیم تاکید میکند نباید حتی یک قطره آب به گاو داده شود.

دو روز میگذرد گاو از شدت تشنگی و گرسنگی بسیار لاغر و نحیف میشود..

خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به نزد حکیم می آورد, حکیم به پدر دختر دستور میدهد دخترش را بر روی گاو سوار کند. همه متعجب میشوند، چاره ای نمی‌بینند باید حرف حکیم را اطاعت کنند.. بنابراین دختر را بر روی گاو سوار میکنند.

حکیم سپس دستور میدهد که پاهای دختر را از زیر شکم گاو با طناب به هم گره بزنند.

همه دستورات مو به مو اجرا میشود، حال حکیم به شاگردانش دستور میدهد برای گاو کاه و علف بیاورند..

گاو با حرص و ولع شروع می‌کند به خوردن علف ها، لحظه به لحظه شکم گاو بزرگ و بزرگ تر میشود، حکیم به شاگردانش دستور میدهد که برای گاو آب بیاورند..

شاگردان برای گاو آب میریزند، گاو هر لحظه متورم و متورم میشود و پاهای دختر هر لحظه تنگ و کشیده تر میشود, دختر از درد جیغ میکشد..

حکیم کمی نمک به آب اضاف میکند, گاو با عطش بسیار آب می‌نوشد, حالا شکم گاو به حالت اول برگشته که ناگهان صدای ترق جا افتادن باسن دختر شنیده میشود..

جمعیت فریاد شادی سر می‌دهند, دختر از درد غش میکند و بیهوش میشود.

حکیم دستور میدهد پاهای دختر را باز کنند و او را بر روی تخت بخوابانند.

یک هفته بعد دختر خانم مثل روز اول سوار بر اسب به تاخت مشغول اسب سواری میشود و گاو بزرگ متعلق به حکیم میشود.

 

این، افسانه یا داستان نیست,

آن حکیم، ابوعلی سینا بوده است..


 
 
طرز فکر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٩
 

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .


 
 
مهمترین عضو بدن چیه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٩
 

وقتی بچه بودم، مادرم همیشه عادت داشت از من بپرسه که کدام عضو مهمترین عضو بدن است. در طول سالیان متمادی، جواب هایی می دادم و همیشه تصورم این بود که بالاخــره جـــواب صــحیح را پیدا می کنم.

 بزرگتر که شدم، به فکرم رسید که صدا برای ما انسان ها خیلی مهم است. پس در جواب مادرم گفتم: "مـامـان، فـکر می کنم گوش ها مهمترین عضو بدن هستند". اما مادرم گـفت: "نـه پـــسرم، اشتباه می کنی. خیلی آدما ناشنوا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."

 چند سال گذشت و قبل از اینکه مادرم سوالش را تکرار کند، دوباره شروع کردم به فکر کردن و این طور نتیجه گیری کردم که بالاخره جواب صحیح را پیدا کردم. پس به مادرم گفتم: "مامان، بالاخره فهمیدم کدوم عضو مهمتره. چشم، چشم از همه اعضای بدن مهمتره."

 مادرم نگاهی به من انداخت و گفت: "خیلی خوب داری همه چیز رو یاد می گیری، اما بازم جوابت صحیح نیست، چون خیلی آدما نابینا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."

 از قرار معلوم بازم اشتباه کرده بودم. اما دست از تلاشم برنداشتم، چون مادرم هر چند سال یکبار این سوال را از من می پرسید و هر بار که جواب می دادم، طبق معمول می گفت: "نه پسرم جوابت درست نیست، ولی خوشحالم. چون داری هر سال باهوش تر میشی."

 تا اینکه سال قبل، پدربزرگم مرد و این مسئله ای بود که قلب همه ما را به درد آورد. همه داشتیم گریه می کردیم. حتی پدرم هم گریه می کرد. وقتی که می خواستیم برای آخرین بار پدربزرگ را ببینیم و با او خداحافظی کنیم، مادرم رو به من کرد و گفت: "عزیز دل من، هنوزم نفهمیدی که مهمترین عضو بدن کدومه؟"

 از اینکه مادرم درست در چنین لحظه ای این سوال را از من پرسید سخت تعجب کرده بودم. همیشه فکر می کردم این یک بازی بین من و مادرم است. مادرم که تعجب را در صورت من دید، گفت: "این سوال خیلی مهمه. اگر به این سوال جواب بدی، اونوقت می فهمم که معنی واقعی زندگی رو فهمیدی."

 "در این چند سال هر وقت ازت می پرسیدم مهمترین عضو بدن کدومه، هر بار بهت می گفتم که داری اشتباه می کنی و همیشه هم مثالی میزدم که بفهمی چرا جوابات اشتباهه. اما امروز همون روزیه که باید درس مهمی یاد بگیری."

 بعد نگاهی به من انداخت. نگاهی که تنها در یک مادر دیده می شود. به چشمان خیس از اشکش نگاه کردم. مادرم گفت:"عزیز دلم، مهمترین عضو بدن، شانه های توست".

 گیج و متحیر پرسیدم: "چرا، چون سر روی آن قرار دارد"؟ اما مادرم در جواب گفت:"نه برای اینکه وقتی دوست یا همسرت ناراحت است و گریه می کنه، سرش رو روی شونه های تو میذاره. عزیز دلم، هر کسی توی این دنیا به یک شونه نیاز داره که برخی مواقع سرش رو روی اون بذاره. فقط دعا می کنم تو هم دوست یا همسری داشته باشی که در هنگام نیاز سرت را روی شانه هایشان بگذاری و گریه کنی تا کمی تسلی پیدا کنی".

 همانجا و همان لحظه بود که دریافتم مهمترین عضو بدن نه تنها خودپسند است، بلکه در برابر غم و اندوه سایرین خود را مسئول می داند و با آنها همدردی می کند!!

 خوشا به حال کسانی که شانه ای برای گریستن دارند و بدا به حال کسانی که از این نعمت بی بهره هستند


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 

قسمت سوم: علاقه

م. حورایی

به یقین می‌توان گفت که علاقه مهم‌ترین شرط در ایجاد تمرکز حواس است. هر چه علاقه شما به یک موضوع بیش‌تر باشد، تمرکز فکر شما بر آن بیش‌تر می‌شود. متخصصان حافظه و یادگیری، وقتی که شخصی می‌گوید: «من اصلاً حافظه ندارم»، به او می‌گویند: «نشانی منزلت را بلدی؟» و چون شخص پاسخ مثبت می‌دهد، می‌گویند: «پس تو حافظه داری. اگر حافظه نداشتی، نباید هیچ نمود و تظاهری را از حافظه نشان می‌دادی.»

شخص اصرار می کند: «من حافظه ندارم.»  یا «حافظه‌ام خیلی بد است، چون درس تاریخی را که دیشب خوانده بودم اصلاً به خاطر نمی‌آورم.» به زندگی همین شخص وارد می‌شویم. متوجه می‌شویم که به فوتبال علاقه زیادی دارد. از او سؤالی در این زمینه می کنیم، سؤالاتی خیلی جزئی و حاشیه ای. ملاحظه می‌کنیم که او حتی شماره پیراهن بازیکنان، باشگاه آنها و نتایج دقیق مسابقات قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه‌ی توانایی!

 

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید، خود به خود بر آن متمرکز می شوید. بیشتر دقت می‌کنید و به راحتی به حافظه می‌سپارید و بعداً هم خیلی راحت به خاطر می‌آورید. اساساً تمرکز حواس و حافظه لازم و ملزوم یکدیگرند:

 

علاقه‌ی بیش‌تر>> تمرکز بیش‌تر >> مرور ذهنی بیش‌تر >> به خاطر سپاری به‌تر >> یاد آوری سریع‌تر

 

حلقه اول این زنجیر، علاقه است. تا علاقه نباشد، تمرکز نیست و تا تمرکز نباشد، حافظه نیست و تا حافظه نباشد، یادگیری و موفقیت تحصیلی نیست. پس می بینید که اساس تمام موفقیتهای تحصیلی و همین طور شغلی و موفقیتهای دیگر علاقه است. علاقه، علاقه، علاقه = موفقیت، موفقیت، موفقیت. آن جا که شما علاقه دارید، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید. همین شما که از عدم تمرکز حواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن یک فیلم مهیج یا تماشای مسابقه ورزشی مورد علاقه خود یا بازی شطرنج یا خواندن یک رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه یک درس مورد علاقه خود هستید، نسبت به سر و صدا، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری که در محیط اطرافتان هست، هیچ واکنشی نشان نمی دهید یعنی: تمرکزی عالی دارید.

 

وقتی شما به موضوعی علاقه دارید، دوست دارید درباره آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر باعث می شود که تمرکز بهتری داشته باشید. از طرفی هرچه بیشتر فرابگیرید و بیشتر بدانید، علاقه شما به مطلب هم بیشتر می شود و باز علاقه بیشتر، میل فراگیری بیشتر و . . .


اما ما باید درسهای زیادی را مطالعه کنیم و در این مطالعه تمرکز حواس داشته باشیم تا بتوانیم یاد بگیریم و به خاطر بسپاریم و به موفقیت تحصیلی دست یابیم. طبیعتاً خیلی از این درسها مورد علاقه ما نیستند. با آنها چه کار کنیم؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه این درسها را کنار بگذاریم و فقط درسهای مورد علاقه را بخوانیم. تنها راه حل این است: باید به طریقی خودمان را به آن درسها علاقمند کنیم.

 

چگونه درس بخوانیم؟ این سؤالی است که اکنون مسلماً در ذهن شما ایجاد شده است. شما که مجبورید درسهایی را بخوانید که هیچ علاقه ای به آنها ندارید و واقعاً نمی دانید که با این بی علاقگی و در نتیجه عدم تمرکز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه کنید. یکی به مثلثات علاقه ندارد، یکی به شیمی، یکی به فلسفه، یکی به زمین شناسی، یکی به تاریخ و . . .


به هرحال هر کس ممکن است از یک یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما در عین حال که این بی علاقگی را حس می کند، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می نماید. ما هم اکنون زمینه های بسیار مؤثری را برای ایجاد علاقه به شما معرفی می کنیم.

 

 

اطلاعات اولیه

شاید مهم‌ترین راه ایجاد علاقه، کسب اطلاعات اولیه درباره موضوع مورد نظر باشد. هرچه اطلاعات اولیه شما و دانسته‌های ابتدایی شما در زمینه موضوع بیش‌تر باشد، خود به خود کشش بیش‌تری برای فراگیری آن خواهید داشت و در نتیجه تمرکز بهتری در آن به دست خواهید آورد. این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است. هرچه می توانید اطلاعات اولیه، سطحی و ابتدایی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند چه نباشند. مثلاً قبل از این که فرمولهای پیچیده اصطکاک را در فیزیک مطالعه کنید، به کسب اطلاعات اولیه و ابتدایی در مورد اصطکاک بپردازید. اگرچه این مطالب پیش پا افتاده، سطحی و بی ارتباط با آن فرمولهای پیچیده به نظر می رسند، شوق و شور و میل به فراگیری و در نتیجه تمرکز حواس شما را افزایش خواهند داد.

 

 

اهمیت مطالعه قبل از ورود به کلاس

شاید تا به حال به این موضوع فکر کرده باشید که چرا دبیران و استادان شما این قدر به شما تأکید می کنند که قبل از ورود به کلاس جلسه بعد، مطالعه سطحی و اجمالی و سریعی بر آنچه که قرار است تدریس شود داشته باشید. علت این تأکید عمدتاً به خاطر همین تأثیر اطلاعات اولیه است. با دانستن اطلاعات اولیه شوق یادگیری و جذبتان فراوانتر می گردد و به یقین درک بهتری از صحبتهای مدرس خواهید داشت و ما در جای خود شیوه مطالعه قبل از ورود به کلاس را توضیح خواهیم داد.

 

 

اطلاعات اولیه چگونه باشند؟

برای کسب اطلاعات اولیه باید دقت کنید که این اطلاعات، ویژگیهای لازم را داشته باشند. هر مطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود. باید به خاطر داشته باشیم که اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد کند و ما را به فراگیری بیشتر وا دارد. بنابراین:

 

اول- اطلاعات اولیه باید ساده باشند: اگر شما در ابتدا مطالب دشوار و سخت را جستجو کنید و به آنها توجه نشان دهید، به جای علاقمند شدن به آنها از آنها بیزار می شوید. اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

 

دوم- اطلاعات اولیه باید کم حجم باشند: با وجود آن که اطلاعات اولیه فراوانی در اختیار شماست که همگی ساده اند، توصیه می کنیم همه این اطلاعات را یکجا نگیرید. یکی از این اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است: یادگیری تدریجی است. اگر شما 9 ساعت مطالعه مستمر جغرافی را در یک روز، به یک ساعت مطالعه در 9 روز تبدیل کنید و یا 18 ساعت مطالعه پشت سر هم در یک روز را به 6 ساعت مطالعه در 3 روز تقسیم کنید، بازده فوق العاده بیشتری خواهیم داشت.

 

یادگیری یکباره مطالب، شما را زود خسته و بی علاقه می‌کند. درست مثل آنکه بخواهید در یک روز از صبح تا شب نیمی از کتاب را یاد بگیرید. اصل یادگیری تدریجی هم بر ایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یکباره به راحتی شما را از آن درس بیزار می‌کند.

 

سوم- اطلاعات اولیه باید به شکل خوبی ارائه شوند: انتقال اطلاعات اولیه به شکلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشتر افزایش می دهد. معلمی را به خاطر بیاورید که مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و در همان روز اول آن چنان تأثیری بر شما می گذارد که شیفته آن درس می‌شوید.

 

وقتی که مشغول درس خواندن هستید، مانند همان معلم مطالب را به شکلی زیبا برای خود بیان کنید و در خود علاقه ایجاد کنید، به خصوص در درسهایی که معلم شما مطلب را خشک و جدی و نه چندان خوب ارائه می‌دهد، حتماً از این روش استفاده کنید.

 

چهارم - به کاربردهای علمی مطالب علمی فکر کنید: کاربرد مطالب را در زندگی خود جستجو کنید. قبل از آنکه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطکاک بروید به این فکر کنید که زمستانها در هوای سرد، دستان خود را به هم می‌مالید تا گرم شوند.

 

قبل از این که مثلثات بخوانید به این فکر کنید که تمام حرکات کشتیها روی اقیانوسها براساس نسبتهای مثلثاتی انجام می گیرد.

 

قبل از این که شیمی بخوانید و واکنشهای گرمازا و گرماگیر را بفهمید به این فکر کنید که اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده است که در زمستان دستهای شما را گرم می کند.

 

قبل از این که گرانیگاه و مرکز ثقل چیزی را بیاموزید به این فکر کنید که چرا برج معروف پیزا در ایتالیا با همه کج بودنش فرو نمی‌ریزد.

 

بعضی از مطالب هم کاربردهای رفتاری دارند. می‌توانیم قبل از خواندن این مطالب به این کاربردهایشان فکر کنیم. مثلاً قبل از این که بخوانیم هفته دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندامها و دستگاههای مختلف بدن است، به این فکر کنیم که سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادر و پدر چه تأثیری بر جنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آنها چگونه می‌تواند باشد.

 

قبل از این که قانون عمل و عکس العمل نیوتن را بخوانیم به این فکر کنیم که تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر: «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی».


قبل از این که قاعده «هوند» را در شیمی بخوانیم که «تا زمانی که هر یک از اربیتالهای هم انرژی، یک الکترون نگرفته باشد، هیچ یک از آنها پر نمی شود.» به این فکر کنیم که ما هم باید در همه زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت کنیم.

 

رشد یک جانبه، قانون طبیعت نیست و به همین خاطر محکوم به شکست است. اگر در زمینه مالی داریم پیشرفت می کنیم در زمینه معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم. اگر دزمینه علمی موفقیت کسب می کنیم، باید در عمل هم به همان اندازه موفق شویم. اگر در زندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید در زندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم. خلاصه آن که اجازه ندهیم که در یک زمینه از سایر زمینه ها عقب بیفتیم. درست مانند اتمهای عناصر که قاعده هوند را اجرا می کنند و قبل از این که . . .

 

اگر کمی دقیق شوید، اگر ذهن خود را به کار بیندازید به کاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظه زندگی خود حس می کنید و هر چه بیشتر آمیختگی دانش را با زندگی روزمره درک می کنید علاقمند تر و مشتاقتر می شوید. در واقع دانش بشری از دقت کردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدار شده است.

 

اطلاعات اولیه مهمترین قانون علاقمندی است. نقش اطلاعات اولیه بسیار مهم است. وقتی که شما به تماشای مسابقه فوتبال مشغولید، همین که اطلاعات مختصری درباره آن داشته باشید، مثلاً بدانید که خطا در محوطه 18 قدم، ضربه پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد، با تمرکز و علاقه بیشتری آن را دنبال می کنید تا مادربزرگ شما که هیچ اطلاعات اولیه ای از فوتبال ندارد و تصور می کند 22 نفر بیهوده به دنبال توپ از این سو به آن سو می دوند و مسلماً مادربزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شما را آنچنان غرق تماشا می بیند که از اطراف خود کاملاً بی خبر شده‌اید.

 

یا وقتی که شما بدانید حرکت هر کدام از مهره های شطرنج چگونه است و همین اطلاعات مختصر و اولیه را داشته باشید، خیلی مشتاقتر و با دقت و تمرکز بیشتر به بازی شطرنج نگاه می کنید تا کسی که از شطرنج هیچ چیز نمی داند.

 

امروزه از این روش برای علاقمند کردن افراد به موضوعات خاص استفاده می‌کنند. مثلاً تصویر یک فوتبالیست مشهور را داخل یک بسته آدامس می‌گذارند و زیر آن نامش را می‌نویسند. هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه در بسته آدامس نمی نویسند چرا که همین قدر کافی است. به همین سادگی و کم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس کافی است که شما خود به خود به هر خبری درباره او متمرکز و حساس شوید.

 

دقت کنید که درسی که الان قرار است بخوانید چه اطلاعات اولیه ای از دروس قبل، از گفته های معلم و یا از صحبت دوستان یا از زندگی خودتان به شما کمک می کند. در جستجوی یافتن این اطلاعات اولیه و آموختن درس، با کمک آنها باشید. این همان چیزی است که می گویند در هر درس باید از پایه قوی باشید و دروس را اساسی بخوانید. قبل از فراگیری انتگرال، مفهوم مشتق را دریابید. قبل از آن که حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درک کنید و برای فهمیدن حد باید تصاعد هندسی را خوب یاد گرفته باشید که پایه آن هم تصاعد عددی است.

 

بعضیها وقتی می خواهند درسی را بخوانند یکباره به سراغ فرمولها و حفظ آنها می روند و چون کاری را از وسط شروع کرده اند و اطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند، درست و حسابی یاد نمی گیرند و بی علاقه و کلافه می شوند. درست مثل این که شما بخواهید یک سریال تلویزیونی را از قسمت دهم تماشا کنید. تا کسی به شما توضیحاتی در مورد نُه قسمت گذشته ندهد (و البته ساده و مختصر و کم حجم) شما علاقه چندانی به تماشای قسمت دهم پیدا نمی‌کنید.

 

پیش از مطالعه هر درس از این به بعد، دانسته های قبلی خود را مرور کنید. اطلاعات اولیه بگیرید و خود را علاقمند و متمرکز سازید.

دانستن قوانین

شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند.
قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.

 

قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟

 

یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.

 

 

زبان گردانی

وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. "زبان گردانی"، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:

"زبان گردانی" یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.

 

 

با کتاب شوخی کنید

وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.

 

در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه 18 سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.

 

با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).

 

هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.

با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.

 

 

توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر

برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.

 

همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.

 

اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.

 

همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.

 

مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.

 

اشتباه در برنامه ریزی

همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که "چند صفحه مانده" فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.

 

تعیین هدف

یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن "هدف من یادگیری این فصل است." یا "هدفم این است که نمره خوبی بگیرم." و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .

 

همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.


شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.


هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
مطالعه موفق با تمرکز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
 


قسمت هفتم: پرورش دقت و حواس پنج گانه

م. حورایی

آستانه ی درک حواس پنج گانه، حداقل انرژی‌هایی هستند که می‌توانند یکی از حواس پنج گانه شما را تحریک کنند و اگر این انرژی کمی کم‌تر تحریک شود، حواس ما قادر به درک آن نخواهند بود. برای پرورش حواس پنج گانه به جز حس بینایی، باید خود را به آستانه ها نزدیک کنیم.

ما معمولاً حواس خود را تنبل می کنیم و برای درک محرکها، انرژی فراوانی را از محرک طلب می کنیم تا آن را آسان‌تر درک کنیم.

 

وقتی خود را به آستانه درک نزدیک می کنید، عملاً دقت حواس پنج گانه را در خود افزایش می‌دهید و با بیشتر کار کشیدن از آنها، درک انرژیهای کمتر محرکها را در خود پرورش می دهید.

پرورش حس شنوایی

شما وقتی به تماشای تلویزیون مشغول هستید، معمولاً صدای آن را تا حدی بلند می کنید که بتوانید صدا را بدون صرف انرژی فراوان و به راحتی بشنوید. حتی غالباً شما صدای تلویزیون را بیش از حد لازم زیاد می کنید. گوشی که مدام عادت می کند صدا را بدون صرف انرژی و با آسودگی فراوان و خود به خود بشنود، عملاً تنبل، کم دقت و بی تمرکز می شود. ما در حالی از حس شنوایی خود کمتر کار می کشیم که قادر است صدای تیک تاک یک ساعت معمولی را از فاصله ی شش متری در یک اتاق ساکت بشنود. برای پرورش حس شنیداری و افزایش قدرت تمرکز در شنیدن، باید خود را حتی الامکان به این آستانه نزدیک کنید و از آن کار بکشید.

 

 

تمرینات مؤثر

رادیو را روشن کنید و صدای آن را مانند وقتی که به طور معمولی به رادیو گوش می دهید باز کنید و به آن گوش دهید. بعد از سی ثانیه صدا را کمی کمتر کنید و حالا مجدداً گوش دهید. شنیدن خوب، اکنون مستلزم دقت بیشتر است. حدود یک دقیقه با دقت گوش کنید. سپس مجدداً صدا را کم کنید و با دقت بیشتر گوش کنید. همین طور آن قدر صدا را کم کنید تا به جایی برسید که اگر کسی با پای برهنه روی فرش راه برود، شنیدن برای شما غیر ممکن شود و دقایقی را به زحمت بشنوید.

 

با این کار، سلولهایی را که قبل از این، برای شنیدن تنبل کرده بودید، به تحرک و فعالیت وا می دارید و حس شنیداری خود را تقویت می کنید. این تمرین را با هر صوت دیگری می توانید انجام دهید. مثلاً می توانید به صدای تیک تاک ساعت از فاصله ای که شنیدنش سخت است، گوش کنید. تمام دقت خود را به جذب این اصوات وادارید. در بعضی از تمرینهای تمرکز، از دقت و آگاهی روی تیک تاک ساعت برای پرورش تمرکز استفاده می شود. همچون وقتی که شما برای بهبود تمرکز به صدای دم و بازدم تنفس خود فکر می کردید. توجه داشته باشید که این تمرینها را باید همیشه انجام دهید و لحظه لحظه زندگی تان را نوعی تمرکز شنیداری کنید. سعی کنید اولاً خودتان را عادت دهید که به صدای آهسته دیگران توجه کنید. به تلویزیون با صدای کمتری گوش کنید و در یک کلام با انرژی کمتر و زحمت بیشتری سلولهای شنوایی خود را به فعالیت وادارید و به آستانه ها نزدیک شوید. پس از مدتی خودتان می بینید که هم قدرت شنوایی شما افزایش یافته است و هم تمرکز حواستان بهبود یافته است.

 

 

پرورش حس بویایی

دوست شما به شما گلی می دهد و از شما می خواهد بوی خوش آن را استشمام کنید. شما غالباً گل را به بینی خود می چسبانید و یک نفس عمیق می کشید. یعنی باز هم انرژی فراوانی را طلب کردید تا با زحمت کمتری گل را بو کنید. آستانه بویایی شما تا این حد قوی است که قادرید قطره عطری را که در یک اتاق شش متر مکعبی پخش شده است، استشمام کنید.

 

باید خودتان را به این آستانه نزدیک کنید و تنبلی را از خود دور کنید. از این پس اگر قرار شد که غذایی را بو کنید یا بوی گل یا هر چیز دیگری را استشمام کنید، فاصله بیشتری نسبت به محرک بگیرید و بخواهید که آن را بو کنید. مثلاً گل را حداقل در فاصله نیم متری خود قرار دهید و تلاش کنید که بوی آن را حس کنید. برای تشخیص بوی غذا، سرتان را تا گردن در قابلمه فرو نکنید، بلکه از فاصله بیشتری نسبت به قابلمه، سعی کنید بوی آن را احساس کنید. حس بویایی خود را به تلاش وادارید و آن را فعال کنید.

 

 

پرورش حس چشایی 

صبح ها که قرار است چای خود را شیرین کنید، آن قدر در آن شکر می ریزید که به راحتی و بدون هیچ زحمتی تمام سلولهای بخش شیرینی زبان شما، شیرینی آن را درک کنند. مزه های فوق العاده قوی، سلولهای چشایی را ضعیف و تنبل می کنند چرا که همیشه با انرژی زیاد، حس چشایی شما را تحریک می کنند. قدرت واقعی حس چشایی شما تا حدی است که مزه شیرینی یک قاشق چایخوری شکر حل شده در دو گالن آب را حس کنید. اما ما در حس چشایی، خیلی بی دقت و کم توجه هستیم. تا آن حد که وقتی از شما می پرسند: غذا خیلی شور است؟ شما برای پاسخ گفتن، تازه مزه مزه می کنید. یعنی تا الآن که مشغول خوردن بودید، کاملاً نسبت به درک مزه و طعم آن بی توجه بوده اید.

 

از این پس که غذا می خورید، سعی کنید مزه تمامی اجزای آن را حس و درک کنید و کاملاً این اجزا را با حس چشایی خود از هم تشخیص دهید و با این روش حس چشایی خود را پرورش دهید.

 

همین کار را می توانستید برای پرورش حس شنوایی خود هم انجام دهید، مثلاً وقتی به شنیدن موسیقی ترکیبی چند ساز مشغول هستید، صداها را ازهم مجزا کنید و آنها را کاملاً از هم تشخیص دهید.

 

 

پرورش حس بساوایی

توان حس لامسه شما به حدی است که افتادن بال مگسی را که در فاصله یک سانتی متری گونه شماست، حس کنید. اما شما آن قدر در زندگی روزمره خود نسبت به محرکهایی که با پوست تنتان تماس پیدا می کنند، بی توجه و بی اعتنایید که حس بساوایی شما خیلی تنبل و ضعیف شده است. همین الآن لباسی را که بر تن دارید حس کنید. حس کنید که با چه قسمتهایی از تن شما بیشتر تماس دارد. نرمی و زبری لباس را در هر نقطه ای حس کنید. کفشی که به پا دارید، عینکی را که احیاناً به چشم دارید، ساعتی را که به دست دارید و . .

همین طور اگر در فضای بیرون هستید، نسیمی که تن شما را نوازش می کند حس کنید. اگر چه این توانایی مثبت حس لامسه است که بعد از مدتی وجود عینک را روی صورت حس نمی کند، شما در طول روز برای پرورش حس بساوایی و جلوگیری از تضعیف آن، به طور آگاهانه و فعال آن را به خاطر بیاورید و حس کنید.

 

 

پرورش حس بینایی

پرورش حس بینایی تا حدی با پرورش حواس دیگر متفاوت است. ما برای پرورش حواس دیگر به آستانه ها نزدیک می شویم و سعی می کنیم با انرژی کمتری محرکها را حس کنیم اما برای پرورش حس بینایی مطلقاً چنین کاری نمی کنیم. مثلاً نور تلویزیون یا نور اتاق مطالعه را کم نمی کنیم تا بخواهیم به زحمت ببینیم، چرا که این کار برای سلولهای بینایی آزار دهنده است.


برای تقویت حس بینایی، ما به مشاهده دقیق اجزایی می پردازیم که در وضعیتهای معمولی به آنها توجهی نداریم. مثلاً دست خود را در نور کافی ببینید. خطوط، برآمدگیها، چروکها، فرم قرار گرفتن ناخن، شکل ناخنها و حد فاصل بین انگشت و ناخن را با دقت نگاه کنید. پنجره را باز کنید و اولین تصویری را که از منظره بیرون به چشمتان می آید، این بار با دقت بسیار بیشتری ببینید.

شاید شما بارها این تصویر را دیده باشید اما هیچ وقت، این طور در جزییات تصویر دقیق نبوده اید.

 

 

شگفتی‌ها

هر کسی بر حسب این که چه شغلی دارد و از کدام حس خود بیشتر و بهتراستفاده می کند، در یک حس به خصوص، توانایی دقت و تمرکز حواسی فوق العاده می یابد. کارآگاهها و پلیسهای دایره جنایی که برای بررسی صحنه قتل، دزدی و جنایت، مجبورند بر جزییات تصاویر خیلی دقیق باشند، در این زمینه توانایی بیشتری نسبت به افراد معمولی پیدا می کنند.


جزییاتی که از آنها به عنوان "سر نخ" یاد می شود، در دید کلی همه افراد قرار می گیرد؛ اما تنها آنها هستند که به این جزییات توجه می کنند و کارآگاهی حرفه ای تلقی می شوند.

پارچه فروشها و بزازها، همه شغلشان حس لامسه است. به همین خاطر حس بساوایی در آنها خیلی قوی است و آنها می توانند به راحتی با چشم بسته و فقط با لمس گذرا، جنس و نوع پارچه را حدس بزنند. عطر فروشهای حرفه ای هم به خاطر تمرین دادن حس بویایی در شغل خود، خیلی راحت می توانند نوع عطرها را با بوییدن از همدیگر تشخیص دهند و حتی با حضور در یک مهمانی و حتی بدون نزدیک شدن بیش از حد به افراد بگویند هر کس از چه عطر یا ادوکلنی استفاده کرده است. شاید تصور کنید الآن می خواهیم در مورد پرورش حس شنوایی، مثالی از نوازندگان و موسیقیدان ها بزنیم. ابداً چنین نیست. موسیقیدان ها حس شنوایی خوبی ندارند به خاطر این که همیشه در سر و صدای زیاد و انرژیهای تحریک کننده فراوان به سر می برند. بتهوون مثال زنده این موضوع است که به هنگام نواختن سمفونی نهم خود کاملاً ناشنوا بود.


اما کسانی که به عیب یابی دستگاههای الکترونی (از طریق تشخیص تغییر صداهای ملایم) مشغول هستند و یا کسانی که در منزلشان خیلی آرام و ملایم با هم صحبت می کنند، نسبت به افراد معمولی تمرکز شنوایی بیشتری دارند. آشپزهای حرفه ای هم در حس چشایی سر آمدند. آنها می توانند با چشیدن کمی از غذا، تفاوت نوع چاشنیهای به کار رفته در هر غذا و حتی مقدار آنها را حدس بزنند. در محیط خانه شما، مادر، خواهر و یا همسر شما از این توانایی بیشتر برخوردار هستند.

 

 

تمرکز و حواس پنج گانه

البته پرورش تمام این حواس به پرورش دقت و تمرکز شما می انجامد اما آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید و در کتابهای مربوط به تمرکز بیشتر توصیه می شود، تمرکز دیداری و شنیداری است که خیره شدن به نقطه سیاه، شعله شمع و یا دوایر متحد المرکز برای پرورش تمرکز دیداری شما و تمرکز بر صدای نفس کشیدن، عمدتاً برای تمرکز شنیداری شما توصیه می شود.


اگر شما قصد دارید که مطالعه این کتاب را ادامه دهید و برای تمرکز حواس در مطالعه کوشش می کنید، بیشتر بر تمرینهای تمرکز دیداری و شنیداری تکیه کنید و تمرینات آن را انجام دهید.

 

نکته دیگری که مهم است، این است که تمرینات پرورش حواس پنج گانه را باید در طول روز، بخشی از زندگی خود کنید و به منظره ها، تصویرها، صداها، مزه ها، بوها و تماسهای خود بیشتر توجه کنید.

 

درلابلای فعالیتهای روزانه که در حین تمرکز به سر می برید و غالباً فعالیتی را بدون تمرکز ویژه انجام می دهید، گهگاه روی جزییات آن وضعیت، متمرکز شوید.

منبع: شبکه‌ی آموزش


 
 
چند نکته‌ی کلی برای کارآمدی بهتر مطالعه‌ی مطالب درسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۱
 

 

1- در فواصل زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید:
آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.
از آنجا که مغز انسان به منظور "ساخت پروتئین" و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است، بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.

2- با خیالی آسوده استراحت کنید:
اگر زمان شما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. (مثلا" هر یک ماه یکبار ، مخصوصا" بعد از دادن یک آزمون آزمایشی ، یک استراحت یک روزه یا نصفه روزه ، به خود بدهید.)با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید : "باید امروز را هم درس می خواندم" و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما همانطور که در بالا اشاره شد، فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید. فقط سعی کنید در این یک روز بیشتر به فعالیتهای مورد علاقه و خواب بپردازید . کمتر فعالیت ذهنی سنگین ، مثل شرکت در بحثهای سیاسی یا دیدن چند فیلم سینمایی فلسفی و ... بپردازید . بیشتر به فعالیتهای سبک بدنی و ورزشی و نشاط آور بپردازید.

3- وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید:
در زمان‌هایی که خسته، عصبانی، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می‌کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می‌کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست. به همین دلیل همیشه توصیه می کنیم که به حواشی کنکور و نتیجه ی کنکور و حرف مردم و درکل ،موارد استرس زا فکر نکنید.
شعار همیشگی من(( شما فقط درس بخوانید و حداکثر تلاشتان را انجام دهید و در نهایت نتیجه را به خدا واگذار کنید.))

4- درس ها را در همان روز مرور کنید :
زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود. مخصوصا" در مورد دروس اختصاصی و مطالب سنگین ، مرور و حل کردن چند تمرین ، چند ساعت بعد از تدریس ، بسیار مفید خواهد بود.

5- مرحله به مرحله پیش بروید:
ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن ، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.

6-محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید :
برای مطالعه ی مفید داشتن جایی مخصوص این کار ضروریست. بهترین مکان برای مطالعه میز شخصی و اتاقی جدا از جریان های غیر درسی است.
بهتر است میز مطالعه در کنج اتاق قرار داشته باشد به طوری که شما رو به دیوار قرار بگیرید. قرار گرفتن در محیطی بسته می تواند تا حد زیادی در حفظ تمرکز موثر باشد. از اطراف میز کار خود پوستر.مجله. کتاب غیر درسی. ضبط. تلفن وهر چیزی که حواستان را پرت می کند بردارید.
تمام وسایل مورد نیاز برای مطالعه را روی میز قرار دهید تا هنگام مطالعه دائما مجبور نباشید از جای خود بلند شوید.
نور اتاق مطالعه باید کافی و تلفیقی از نور سفید و زرد باشد. مثلا یک لامپ معمولی برای چراغ مطالعه و یک لامپ مهتابی برای اتاق. یا یک لامپ کم مصرف برای چراغ مطالعه و یک لامپ معمولی برای اتاق.
چراغ مطالعه باید حداقل 30 سانتی متر با کاغذ فاصله داشته و اگر راست دست هستید در سمت چپ میز و اگر چپ دست هستید در سمت راست میز قرار گیرد.
مطالعه مقدس استپس همیشه درست پشت میز بنشینید یعنی تمام مفاصل بدنتان زاویه ی 90 درجه داشته باشند. هرگز هنگام درس خواندن لم ندهید. دستتان را زیر سرتان نگذاریدروی میز نخوابید و ... وهمیشه صاف بنشینید و هر وقت خسته شدید از جای خود بلند شوید. کمی داخل اتاق قدم بزنید و چند حرکت کششی انجام دهید سپس دوباره مشغول مطالعه شوید.
حتی اگر میز مطالعه ی شخصی هم ندارید روی صندلی نشسته ودرس بخوانید چون روی زمین زودتر خسته می شوید.و
هرگز.هرگز.هرگز دراز کشیده و در رختخواب درس نخوانید.
تمام موارد بالا شرایط ایده آل برای مطالعه اند و لازم نیست همه ی این شرایط محیا باشند تا شما درس بخوانید. یادتان باشد کسانی در شرایطی کاملا متضاد با اینها به بهترین موفقیت ها رسیده اند.
خودِ درس خواندن اصل است پس هیچگاه اصل موضوع را فراموش نکنید.

7- میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید :
کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند، این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید، به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید.
تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است. تست زدن بعد از خواندن مطلب هم یک نوع مرور محسوب می شود، تا آزمون!

8- با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید:
عموما" اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید. برای این کار می توانید از جدول برنامه ریزی اسکینر ،استفاده کنید.

9-هدف داشته باشید :
یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت.
کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید. مثلا" پولدار شدن ، مهندس شدن ، پزشک شدن و .... اهداف بلند مدت و مبهمی هستند. هر کدام از اینها مسیرهایی را می طلبند که شما باید این مسیرها را با تلاش و دستیابی به اهداف کوتاه مدت ، سپری کنید . مثل فارغ التحصیلی از دانشگاه با معدل خوب و اندوختن مهارت و تجربه در حین تحصیل ، قبل از آن ، گذشتن از سد کنکورو.... تا برسد به کوتاه مدت ترین هدف ، مثل اینکه فردا از 8 تا 10 باید زیست بخوانم و....

10- ناامیدی دشمن یادگیری است:
افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده ، آهسته و پیوسته پیش می روند.

نکته ی آخر:
روش تست زدن درس های عمومی
پس از آنکه اطمینان نسبی حاصل کردید که درس را یاد گرفته اید. پس از گذشت حداقل 48 ساعت و حداکثر 130 ساعت به سراغ تست ها بروید.
حتما تست ها را با نمونه سوالات کنکور های سراسری سال های گذشته شروع کنید و بعد به سراغ نمونه سوالات آزاد و در نهایت به سراغ تست های تالیفی بروید.
حتما از همان ابتدا تست ها را در زمان معین بزنید و برای هر تست عمومی به طور متوسط 30 ثانیه زمان در نظر بگیرید.
پس از اتمام درصد خام خود را به این ترتیب محاسبه کنید:
تعداد صحیح ضربدر سه منهای تعداد غلط تقسیم بر کل سوالات ضربدر سه اگر این درصد زیر 50 باشد باید بدون تعارف بگویم شما هیچ چیز از درس نفهمیده اید و باید از اول درس را بخوانید.
درصد ایده آل بالای 80 درصد است.
البته گاهی درصد پایین در اثر کمبود زمان به وجود می آید. اگر اوایل به این موضوع برخوردید ، زیاد مهم نیست ولی بعد از چند سری تست زدن نباید وقت کم بیاورید.

منبع: مدرسه اینترنتی تبیان


 
 
جـغرافیـای کشور مستـقلی بنام قـلـب
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۳
 

 

قلب کشور بزرگ مستقلی است در طرف چپ قارّه سینه انسان !

قلب، محدود است از طرف شمال به دریای محبّت و از طرف جنوب به کشور غم، از طرف مشرق به دریاچه دوستی و از طرف مغرب به صحرای عاطفه !

پایتخت قلب، "عشق آباد" است که شهری است بزرگ، پرجمعیت و آباد !

ایالات عمده آن چهار است: محبّت، نفرت، احساس و امیال !

شهرهای بزرگ و مهمّ قلب عبارتند از : مودّت، خصومت، یأس، هوس، بغض و حسد !

دماغه امید در دریای محبت، پیشرفتگی خاص پیدا کرده است !

جزایر شوخی و جفا از متعلّقات این کشور است !

رودهای بزرگ و پرآبی چون شادی و اندوه، بیشتر سرزمینهای این کشور پهناور را مشروب میسازند !

از کوههای مهم آن می توان: معرفت، نیکی، بدی و احسان را نام برد. قله مرتفع: گذشت و ایثار از تمام نقاط کشور قابل رؤیت است. در جای جای این کوههای سر به فلک کشیده، غارهایی به نام اسرار وجود دارد که تاکنون پای کسی به عمق و انتهای آن نرسیده است !

نظام اقتصادی این کشور از تبادل و تهاتر عهد و پیمان و درستی و نادرستی تأمین می گردد !

قسمت عمده سرزمینهای شمال و شرق این کشور را جنگلهای انبوه تزویر و شک و تردید پوشانیده است !

میزان بارندگی در شهرهای جنوبی و غربی به ویژه در دشتهای اندوه و درد بیشتر از سایر نقاط است !

بیشتر ساکنان این شهرها اغلب درخت دوستی می کارند و میوه آرزو برداشت می کنند !

مردم این سرزمین معمولا از راه کیفر و پاداش امرار معاش میکنند !

تفرجگاههای بسیاری تحت عنوان صفا و وفا در نقاط مختلف بیشتر شهرهای قلب ساخته شده که در واقع سرمایه معنوی و جاذبه های توریستی آن را تشکیل می دهند !

نقاط ناشناخته و مجهول بسیاری در گوشه و کنار این کشور پهناور و کهنسال وجود دارد که تاکنون نامکشوف و غیر قابل دسترس باقی مانده و دانشمندان قلب شناس، شب و روز سرگرم مطالعه در مورد این موضوع می باشند !

این کشور کاملا در منطقه زلزله خیز واقع شده و گسل های بزرگ و وحشتناکی در سراسر این کشور موجب تکانها و لرزشهای سهمگین می شوند که هستی مردم را هر آن تهدید می کند !

می توان گفت که سرزمین قلب دائماً در حال تکان خوردن و حرکت است و در شبانه روز لحظه ای آرام و قرار ندارد. البته وجود چندین کوه آتشفشان فعّال به نامهای: احساسات و عواطف و کینه و انتقام، ترس و هراس سکنه شهرهای این کشور زلزله خیز را چند برابر کرده است و آتش و دود و خاکستر پیوسته از آنها متصاعد است !

چنانکه گذشته، قلب کشور ناشناخته و نامکشوفی است که بیشتر نقاط آن بکر و دست نیافتنی باقی مانده است. امید می رود که بشر روزی بتواند به اعماق جنگلهای متراکم و غارهای تاریک و گوشه و کنارهای مجهول آن دست پیدا کند !


به امید آن روز !



اندکی صبر کنید تا بتپد ...


با تشکر از ارسال : خانم الهام ملکی


 
 
قسمت پایانی شکل های سوالی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
 

چه چیزی بنظر می رسد که مشکل باشد ؟

?what seems to be the trouble

حال شما چطور است ؟

?how are you

حال شما چطور است ؟

?how are you doing

شما چطور(هستید) ؟

?how about you

او چند ساله است ؟

?how old is she

(نظر) شما در مورد این (کشور) چگونه است؟

?how do you like it here

چه مدت می مانید؟ (چه مدت اقامت می کنید؟)

?how long are you staying

چه مدت اقامت خواهید کرد؟

?how long will you be staying

چه مدت قصد دارید بمانید؟

?how long do you plan to stay

شما چه تعداد می خواهید؟(چند تا می خواهی؟)

?how many would you like

شما چه مقدار می خواهید؟ (چقدر می خواهی؟)

?how much would you like

چه کسی داره تماس می گیره، لطفا؟ (لطفا خودتان را معرفی کنید؟)

?who's calling, please

از کدام تخت خواب ، استفاده خواهید کرد؟

?which bedroom will you use

شما اهل کجا هستید؟

?where are you from

شما کجا دارید می روید؟

?where are you going

شما کجا دارید می روید؟

?where are you headed

کجا می توانم با شما تماس بگیرم؟

?where can I contact you

چه موقع می توانید تشریف بیاورید؟

?when can you come in


 
 
قسمت دوم جملات سوالی در انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
 

آیا شما هیچ دارویی خورده اید؟

?have you taken any medication

آیا شما یک قرص نان دوست دارید؟ ( می خواهید)

?would you like a loaf of bread

آیا شما مقداری مرغ (می خواهید) دوست دارید؟

?would you like some chicken

آیا شما تعدادی گوجه فرنگی (می خواهید) دوست دارید؟

?would you like some tomatoes

آیا دوست دارید که روی ذرت بو داده شما، کره باشد؟

?would you like butter on your popcorn

آیا شما میل دارید که چیزی بنوشید؟

?would you like something to drink

آیا شما چیز دیگری هم میل دارید؟

?would you like anything else

بگو، آیا شما میل دارید گاهی اوقات بیرون بروید؟

? say, would you like to go out sometimes 

آیا شما میل دارید سری بزنید و نگاهی به آپارتمان بیاندازید؟

?would you like to come by and look at the apartment

آیا شما میل دارید گاهی اوقات تنیس بازی کنید؟

? would you like to play Tennis sometimes

نام شما چیست؟

 ? what's your name  

حالا اسم من چیست؟

?now, what's my name

آدرس و شماره تلفن شما چیست؟

?what's your address and phone number

درجه حرارت (تب) شما چند است؟

?what's your temperature


 
 
قسمت اول شکل های سوالی ( Questions forms)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
 

 

آیا مشکلی وجود دارد ؟

?is there a problem

آیا اشکالی وجود دارد ؟

?is there anything wrong

آیا این یک سفر تجاری است یا فقط یک تعطیلی ؟

?is this a business trip or just a vacation

آیا شما برای تجارت اینجا هستید یا برای تفریح ؟

?are you here for business or pleasure

آیا شما دنبال یک آپارتمان می گردید ؟

?are you looking for an apartment

آیا شما دارید در مورد یک آپارتمان تماس می گیرید ؟

?are you calling about an apartment

آیا اجازه هست کمکتان کنم ؟

?may I help you

آیا اجازه هست کمکتان کنم ؟

?can I help you

آیا می توانم اسم شما را داشته باشم ؟ ( یادداشت کنم.بپرسم ؟)

?can i have your name

آیا شما می توانید الان بیاید ؟

?can you come right now

آیا می توانم تصویر شما را برای روزنامه دیواری مدرسه بگیرم ؟ حتما

can i take your picture for school paper? Sure

آیا شما متوجه می شوید؟

?do you understand

آیا شما ورزش دوست دارید؟

?do you like sports

آیا شما اینجا را دوست دارید؟

?do you like it here

آیا شما ماشین ، اجاره کرده اید؟

?have you rented a car

آیا شما به راهنمایی (پرسیدن جهت) نیاز دارید؟

?do you need directions

آیا شما به چیز دیگری هم نیاز دارید؟

?do you need anything else

آیا شما نیاز دارید که یک ماشین اجاره کنید؟

?do you need to rent a car

آیا شما رزرو دارید؟

?do you have a reservation

آیا شما هیچ ، سوالی دارید؟

?do you have any questions

آیا شما تب دارید؟

?do you have a temperature

آیا شما ویزا دارید؟

?do you have a visa

آیا شما بچه دارید؟

?do you have kids 

آیا شما بچه دارید؟

?do you have any kids

آیا شما هیچ ، برادر یا خواهر دارید؟

?do you have any brothers or sisters

آیا شما چیزی برای نوشیدن می خواهید؟

?do you want anything to drink

آیا شما کوکا کولای کلاسیک می خواهید یا رژیمی یا آلبالویی ؟

do you want Classic coke, Diet cocker or Cherry coke?

آیا همه ی آن را متوجه شدید ؟

?did you get all of that

آیا شما در سانفرانسیسکو چیزهای زیادی را دیده اید؟

have you seen many things in San Francisco?

آیا شما چیزی برای آن ( سر درد استفاده کرده اید) خورده اید؟

?have you taken anything for it 


 
 
فتبارک الله احسن الخالقین
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

 

یعنی بزرگا و متبرکا خداوندی که بهترین آفرینندگان است. این عبارت قرانی که در آیه 14 سوره مؤمنون ، و با تغییر بعضی عبارات در سوره‌های دیگر [25] نیز به کار رفته است، در مقام تحسین جمال یا برومندی کسی به کار می‌رود. معروف است(و من در تفسیری ندیده‌ام) که چون خداوند خلقت انسان را کامل کرد و انسان که اکمل و اجمل مخلوقات است، به صنع اتقن الهی پدید آمد حق تعالی به تحمید ذات خود پرداخت و فرمود:« فتبارک الله احسن الخالقین».

فی النار

جزو تعبیرات توبیخ‌آمیز است. مانند به جهنم،‌به درک اسفل . فی المثل بچه‌ای قهر می‌کند وچیزی را از دست پدر یا مادرش نمی‌گیرد ، پدر یا مادر با تغیر می‌گوید:« فی النار که نمی‌خواهی»

کن فیکون

کن یعنی باش و موجود شو، فیکون، یعنی سپس [بیدرنگ] می‌شود، یا موجود می‌شود.«کن» را امر ایجادی خداوند گویند که البته کنایه است . یعنی خطاب لفظی در کار نیست. از جهت تمثیل و تقریب به ذهن انسانی، چنین تعبیر شده است که خداوند چون ایجاد چیزی یا اجرای امری را بخواهد ، به آن می‌فرماید: «کن» . در این جا عرفا و مفسران بحثهای علمی باریکی کرده‌اند که آیا شی‌ء قبل از موجود شدن شیء است، یا قابلیت خطاب دارد یا خیر؟ بعضی گفته‌اند که همه چیز قبل از آن که وجود عینی خارجی پیدا کند، در علم الهی و در حالت اعیان ثابته، وجود علمی دارد ، و در واقع به آن وجود علمی خطاب می‌شود، و آن از ساحت علم ،‌به ساحت عین می‌آید و وجود خارجی یا تحقق پیدا می‌کند. تعبیر « کن فیکون» پنج بار در قرآن مجید به کار رفته است[26]. از جمله می‌فرماید:
« انما قولنا لشی‌ء اذااردناه ان نقول کن فیکون[27]».
همانا سخن ما خطاب به چیزی آنگاه که اراده‌اش کرده‌ایم این است که می‌گوییم، باش و بیدرنگ موجود می‌شود.
شگفت‌اور است که این تعبیر قرآنی در عرف محاوره فارسی، تحول و تغییر معنای بسیاری پیدا کرده است. و به سه صورت به کار می‌رود:
1ـ اسمی : کن فیکون: « چرا این خانه کن فیکون است؟» .(یعنی ویران است، یا شلوغ ـ پلوغ و ریخته ـ پاشیده است).
2ـ فعل لازم : آن کارخانه را به توپ بستند، و در آن واحد کن فیکون شد(یعنی ویران شد).
3ـ فعل متعدی: آمریکاییها هیروشیما را کن فیکون کردند.
ملاحظه می‌شود که در عرف محاوره ، یا عرف غیر رسمی فارسی، کن فیکون به معنای درب و داغان، و ویرانه و واژگون و زیر و زبر و نظایر آن به کار می‌رود . یعنی ام ایجادی [الهی]، به صورت امر اعدامی درآمده است. و این از شگفتیها و خرد ناپذیریهای زبان است.

ماشاء‌الله

ماشاءالله یعنی آنچه خدا بخواهد . این کلمه منشأ قرآنی دارد؛ از جمله آمده است:
« و لولا اذ دخلت جنتک قلت ما شاء الله لاقوة الا بالله...[28]».
و چرا چون وارد باغت شدی نگفتی این است آنچه خدا خواهند،‌ و تاب و توانی جز از سوی خدا نیست.
فرنگ اسلامی،‌با اشاراتی که در قرآن مجید (از جمله در آخر سوره قلم) هست و نیز تصریحات مندرج در احادیث نبوی به چشم زخم که در عرف به آن « چشم زدن» می‌گویند اعتقاد دارد و گفته‌اند که برای دفع چشم زخم و به اصطلاح تعویذ،‌می‌توان آیه و ان یکاد(شرحش خواهد ) خواند ، یا همین کلمه « ماشاء الله» را گفت. شادروان دهخدا شخصاً یادداشتی در لغت‌نامه درباره این کلمه نوشته است:
« مخفف ماشاء الله کان [و] مالم یشأ لم یکن [هر چه خدا خواست همان می‌شود،‌و آنچه نخواهد نمی‌شود] است. چون کسی یا چیزی در حسن و زیبایی و خوبی ، کسی را شگفت‌آید، ماشاء الله گوید؛ و آن را چون تعویذی شمارند که آن چیز را از چشم بد بیننده و شگفت‌آرنده مصود دارد. جمله را گاه دیدن چیزی سخت نیک گویند، دفع چشم زخم را. [برابر است با]بنام ایزدی بنا میزد، تبارک الله، تعالی الله، چشم بد دور.
همو،‌ در دنباله این مطلب می‌افزاید که در مقام تحسین و مترادف با بارک‌الله، مرحبا، آفرین. احسنت نیز به کار می رود. همچنین برای تشجیع و تشویق هم به کار می‌رود. گاه نیز از طریق طنز و تهکم،‌فی المثل برابر با خیط کردی، خراب کردی به کار می‌رود. فی المثل به کسی که اتومبیل زیبایی را به دیواری کوبیده و قر کرده است می‌گویند:ط ماشالا[ = ماشاء الله] چی کردی؟» یا :« ماشالات باشه، چه خبرته». شنیدن ماشاء‌الله ، یعنی تن به تشویق بیجا دادن و بر آن دل نهادن. چنانکه گویند: « ماشالا . ماشالا[شنیدن] آدم را بیچاره میکند» یا : « پسره را با ماشالا . ماشالا شیر کردند و فرستادند جلو».

مناع الخیر

مناع الخیر از مناع که صیغه مبالغه از منع است یعنی بسیار بازدارنده ، و خیر به معنای خیر و خوبی تشکیل یافته است، و به کسی گفته می‌شود که از رسیدن یا رساندن خیر به دیگران مضایقه دارد.مثلاً می‌گویند:« آقا جان بگذار دلال بیچاره هم دستش به چیزی بند شود،‌چرا مناع الخیر می‌شود؟» صورت درست قرآنی آن : مناع للخیر است و در قرآن مجید دوبار [29] به کار رفته است. مصداق بارز مناع الخیر همان کسی است که در عرف عامیانه به او گویند: « نه خود خورد،‌نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد.»

نسیاً مَنسیّاً

این دو کلمه تقریباً به یک معنی است: از یاد رفته و فراموش گردانده شده. فی المثل می‌گویند: « بعد رفت به کویت دیگر کسی خبری از او ندارد: نسیاً منسیاً شد.» منشأ قرآنی آن در آیه 23 سوره مریم است که از قول مریم، علیها السلام، می‌فرماید:
« قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیاً منسیاً»
گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و از یاد رفته و فراموش گردیده بودم.

نور علی نور

نور علی نور، که گاه در فارسی بدون تنوین در نور اول تلفظ می‌شود، در اصل یعنی نور در نور، نوری بر نوری افزوده شد و اصطلاحاً یعنی امری یا چیزی خوب است و همراه چیز یا امر خوب یا خوبتر دیگرست . مانند گل بود به سبزه هم آراسته شد. مثلاً می‌گویند:« جواد آقای ما بچه درس خوانی بود،‌نماز خوان هم شده است: نور علی نور» یا « جمعمان جور بود آقای صمدی هم وارد شدند. نور علی نور» منشأ قرآنی این عبارت، در آیه 35 سوره نور است.

وان یکاد

مراد از وان یکاد آیه ما قبل آخر سوره قلم است:
« و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک باببصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون »
و اگر چه نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند ،‌به تو چشم زخم برسانند [= تو را چشم بزنند] [ولی خداوند نگذاشت].
بعضی آیه بعدی را نیز مکمل آن می‌دانند:
« و ما هو الا ذکر للعالمین»
و حال آن که آن [قرآن ] جز پندآموزی برای جهانیان نیست.
مفسران در شأن نزول این آیه گویند که کافران مردی را از قریش که به شور چشمی و چشم زنی معروف بود، و گاو و شتر را به اصابت چشم از پای می‌انداخت برانگیختند که حضرت رسول (ص) را چشم بزند، و خداوند این آیه را نازل کرد و حضرت (ص) را مصون داشت. از حسن بصری نقل است که گفته است: دوای چشم زخم قرائت این آیه است[30].
سنایی گوید:
نقاش که بر رخ تو پرگار افکند***فرمود که تا سجده برندت یکچند
چون نقش تمام گشت ای سرو بلند ***می‌خواند و ان یکاد و میسوخت اسپند[31].
حافظ گوید :
حضور خلوت انسست و دوستان جمعند***وان یکاد بخوانید و در فراز کنید.
چنانکه پیشتر در مدخل «ماشاء‌الله» اشاره کردیم اعتقاد به چشم زخم که در قرآن کریم و سنت نبوی وارد است، در فرهنگ اسلامی شایع است، برای دفع آن یا آیه وان یکاد می‌خوانند،‌یا ماشاء الله می‌گویند، یا اسفند در آتش می‌ریزند و دود می‌کنند[32]. نیز برای حفظ و تعویذ آیه و ان یکاد را به صورت حرز یا گردن‌بند در می‌آورند و همراه می‌برند.

والذاریات

در تداول عامه گاه شنیده می‌شود که می‌گویند « فلانی والذاریاتش بلند شد ». ظاهراً « والذاریات» را ، به غلط با « زاری» فارسی همانند و همریشه می‌دانند. والذاریات، در قرآن کریم، کلمه اول از سوره‌ای است به نام : « الذاریات» از ریشه ذرو(بر وزن سرو) به معنای بادهای پراکنده کننده خاک و شاید گرده گیاهان. و او اول این کلمه واو قسم است.

هباءً منثوراً

اگر کلمه بالایی در عرف عامیانه‌تر به کار می‌رود، باید گفت که این تعبیر در عرف فرهنگی‌تر کاربرد دارد. هباء یعنی غبار، و منثوراً از ریشه نثر یعنی پراکنده، و اصطلاحاً به هیچ و پوچ ، یا حاصل عملی که بر باد رفته باشد می‌گویند. منشأ قرآنی آن آیه 23 سوره فرقان است:
« و قدمنا الی ما عملو من عمل فجعلناه هباءً منثوراً».
و به هر عملی که کرده‌اند روی آوردیم و آن را هیچ و پوچ گردانیم.

هل من یزید

هل من یزید، یعنی آیا باز هم هست؟ آیا بیشتر از این هم هست. درعرف فارسی نظیر این عبارت شنیده می‌شود که می‌گویند« فلانی صد میلیون پول روی پول گذاشته، باز هم هل من مزید می‌طلبد» منشأ قرآنی این عبارت،‌آیه 30 سوره «ق» [=قاف] است:
« یوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول‌ هل من مزید».
روز که به جهنم گوییم آیا پر شدی و می‌گوید آیا بیش از این هم هست؟

هیئاً مریئاً

هنیئاً مریئاً یعنی سازگار و خوشگوار، یعنی نوش جان. فی المثل میگویند « بعد از آن هر چه سود بردی مال خودت، هنیئاً مریئاً» منشأ قرآنی این دو کلمه در آیه چهارم سوره نساء است.
« وآتوالنساء صدقاتهن نحله فان طبن لکم عن شیء منه نفساً فکلوه هنیئاً مریئاً.»
و مهر [ = کابین] زنان را به ایشان با خوشدلی بدهید، ولی اگر به طیب خاطر خویش، چیزی، از آن به شما بخشیدند، آن را [بپذیرید و ] نوشینو گوارا بخورید.

یأجوج و مأجوج

یأجوج و مأجوج یعنی بسیار عجیب و غریب، نامأنوس و نامفهوم.
نظیر این عبارات گاه در محاوره فارسی شنیده :« آنها را تماشا کردی چه ریخت یأجوج و مأجوجی داشتند» یا « مترجم از عهده بر نیامده است. کتاب را به زبان یأجوج و مأجوج ترجمه کرده است » یأجوج و مأجوج نام قومی است که دو بار در قرآن مجید ظاهر شده است. بار اول در آیه 94 سوره کهف است که به نزد ذوالقرنین شکایت می‌برند که قوم یأجوج و مأجوج در زمین فتنه و فساد برپا می‌کنند و نهایتاً ذوالقرنین سدی در برابر آنان می‌بندد ومحدودشان می‌سازد . بار دوم در آیه 96 سوره انبیاء است که از لجام‌گسیختگی این قوم در قیامت و این که مثل مور و ملخ از فراز هر پشته‌ای روان هستند، سخن گفته شده است. مفسران و مورخان یأجوج و مأجوج را با چند قوم، از جمله خزران ، مغولها و قبایل دیگری از چینها یا نژاد زرد تطبیق داده‌اند.

یاسین زیرگوش خر خواندن

یاسین[= یس] نام سوره سی‌ و ششم قرآن است و در آغاز همان سوره آمده است. و مفسران در معنای آن اختلاف دارند. از قول ابن عباس نقل کرداند که معنای آن را یا انسان، بر طبق لغت و لهجه طی می‌دانسته است. قاضی بیضاوی نیز «سین» یاسین را مخفف انیسین (مصغر انسان) شمرده است. یاسین از شیواترین و شگرف‌ترین سوره‌های قرآن است و به «قلب القرآن» موسوم است و خواندن آن فضایل و خواص بسیار دارد . در فرهنگ لغات عامیانه جمال‌زاده یاسین زیر گوش خر خواندن « کنایه از کار بیحاصل کردن و رنج بیهوده درباره شخص نالایق و ناقابل بودن است. این تمثیل را گاهی مختصر می‌کنند و آن را یاسین خواندن می‌گویند[33] ». و همچنین آمده است: « سر کوچه یاسین و الرحمن خواندن[34]» که، کنایه از گدایی کردن است


 
 
چیستان به زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٧
 

1. Why was Karl Marx buried at High gate Cemetery in London?

- Because he was dead!

2. What odd number becomes even when beheaded?

- Seven (Seven - E = even)

3. Why is the letter E like London?

- It is the capital in England.

4. What has four wheels and flies?

- A garbage truck.

5. What kind of running means walking?

- Running out of gas!

6. What stays hot even if you put it in a refrigerator?

- Pepper!

7. What can't be used unless broken?

- Eggs!

8. What two words contain thousands of letters?

- Post office.

9. What has nothing but a head and a tail?

- A coin.

10. What did the big chimney say to the little chimney while working?

- You are too young to smoke!

11. What has three hands but only one face?

- A clock.

12. Why is the letter "E" so important?

- Because it is the beginning of "everything"!

13. Who works only one day in the year but never gets fired?

- Santa Clause.

14. When can you have something and nothing at the same time in your pocket?

- When you have a hole in your pocket!

15. Where can you always find money?

- In a dictionary.

16. Why do fish live in water?

- Because cats cannot swim!

17. What is black when it is clean, and white when it is dirty?

- A blackboard.

18. Why are grandpa's false teeth like stars?

- Because they come out at night!

19. What word is pronounced wrong even by native English speakers?

- The word "wrong"!

20. What will make more noise in your house than a dog?

- Two dogs


 
 
چیستانهای انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

1. Why was Karl Marx buried at High gate Cemetery in London?

- Because he was dead!

2. What odd number becomes even when beheaded?

- Seven (Seven - E = even)

3. Why is the letter E like London?

- It is the capital in England.

4. What has four wheels and flies?

- A garbage truck.

5. What kind of running means walking?

- Running out of gas!

6. What stays hot even if you put it in a refrigerator?

- Pepper!

7. What can't be used unless broken?

- Eggs!

8. What two words contain thousands of letters?

- Post office.

9. What has nothing but a head and a tail?

- A coin.

10. What did the big chimney say to the little chimney while working?

- You are too young to smoke!

11. What has three hands but only one face?

- A clock.

12. Why is the letter "E" so important?

- Because it is the beginning of "everything"!

13. Who works only one day in the year but never gets fired?

- Santa Clause.

14. When can you have something and nothing at the same time in your pocket?

- When you have a hole in your pocket!

15. Where can you always find money?

- In a dictionary.

16. Why do fish live in water?

- Because cats cannot swim!

17. What is black when it is clean, and white when it is dirty?

- A blackboard.

18. Why are grandpa's false teeth like stars?

- Because they come out at night!

19. What word is pronounced wrong even by native English speakers?

- The word "wrong"!

20. What will make more noise in your house than a dog?

- Two dogs.


 
 
مشاغل به زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۳
 

 

شغل

معادل فارسی

شغل

معادل فارسی

actor

هنرپیشه مرد

actress

هنر پیشه زن

artist

هنرمند

captain

ناخدا

assistant

معاون

demarche

بخشدار

banker

بانکدار

dressmaker

خیاط زنانه

blacksmith

آهنگر

rancher

گله دار

boss

رئیس

gardener

باغدار

brigadier

سرتیپ

muezzin

موذن

caretaker

سرایدار

cameleer

ساربان

clerk

کارمند

cook

آشپز

coach

مربی

dentist

دندانپزشک

colonel

سرهنگ

carpenter

نجار

diver

غواص

rancher

چوپان

doctor

پزشک

house maker

خانه دار

doorkeeper

دربان

council

شورا

fireman

آتش نشان

writer

نویسنده

fisherman

ماهیگیر

waiter

گارسون

greengrocery

سبزی و میوه فروش

professor

استاد

guard

نگهبان

seller

فروشنده

guard man

مرد پاسدار

glassmaker

شیشه ساز

headmaster

مدیر مرد

headmistress

مدیر زن

judge

قاضی

housewife

زن خانه دار

lawyer

وکیل

painter

نقاش ساختمان

worker

کارگر

boatman

قایقران

mayor

شهردار

street sweeper

رفتگر

miner

معدنچی

minister

وزیر

nurse

پرستار

pilot

خلبان

officer

افسر

barber

آرایشگر مرد

photographer

عکاس

clergyman

روحانی

plumber

لوله کش

specialist

متخصص

player

بازیگر

footballer

بازیکن فوتبال

porter

باربر

butcher

قصاب

president

رئیس جمهور

watchmaker

ساعت ساز

prime minister

نخست وزیر

grocer

بقال

psychologist

روانشناس

operator

تلفنچی

reporter

خبر نگار.گزارشگر

merchant

تاجر

retired

بازنشسته

optician

عینکساز.چشم پزشک

sculptor

مجسمه ساز

calligrapher

خوشنویس، خطاط

sergeant

گروهبان

forester

جنگلبان

shopkeeper

مغازه دار

teacher

معلم

singer

خواننده

engineer

مهندس

soldier

سرباز

driver

راننده

speaker

سخنران

decorator

آذین گر

surgeon

جراح

army

نظامی

tailor

خیاط مردانه

baker

نانوا

tiller

سفالگر

governor

فرماندار

tourist

جهانگرد

student

دانش آموز

welder

جوشکار

repairman

تعمیرکار

 

 

farmer

کشاورز

 


 
 
عبارات پرکاربرد در متن¬ها و اخبار
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۳
 


سیستم قوی مراقبت­های بهداشتی

Strong care health system

اقتصاد با رشد سریع

Fast-growing economy

تا سال دو هزار

By the year 2000


گروه مستقر در ژنو

The Geneva-based group

با سرعتی

At a pace

در اوایل دهه 1980

In the early 1980s

در مقام مقایسه

As compared with


به درجات مختلف

To varying degrees

بی میلی، بیزاری

Unwillingness

حیاتی، جدی

Crucial

موسسات دینی

Religious institutions

این تراژدی بزرگ

The immense tragedy

رکوردهای جدیدی

New records


پاکت­های تجاری

Business envelopes

کار وقت گیر

Time-consuming task

سیستم­های کامپیوتری چاپ لیزری

Computerized laser-printing systems

استعمال کنندگان مختلف / بیشمار

Numerous users

کشمکش در کرواسی

The conflict in Croatia

اعلام اسقلال

Declaration of independence

آنها (تانک­ها) اتومبیل­ها را له کردند و موانع را شکسته و پشت سر گذاشتند.

They crushed cars and burst through barriers

 


 
 
جملات زیبا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 


One song can spark a moment
یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد



One flower can wake the dream
یک گل میتواند بهار را بیاورد



One tree can start a forest
یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد



One bird can herald spring
یک پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد



One smile begins a friendship
یک لبخند میتواند سرآغاز یک دوستی باشد



One handclasp lifts a soul
یک دست دادن روح انسان را بزرگ میکند



One star can guide a ship at sea
یک ستاره میتواند کشتی را در دریا راهنمایی کند



One word can frame the goal
یک سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص کند



One vote can change a nation
یک رای میتواند سرنوشت یک ملت را عوض کنند



One sunbeam lights a room
یک پرتو کوچک آفتاب میتواند اتاقی را روشن کند



One candle wipes out darkness
یک شمع میتواند تاریکی را از میان ببرد



One laugh will conquer gloom
یک خنده میتواند افسردگی را محو کند



One hope will raise our spirits
یک امید روحیه را بالا می برد



One touch can show you care
یک دست دادن نگرانی شما را مشخص میکند



One voice can speak with wisdom
یک سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد



One heart can know what's true
یک قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد



One life can make a difference
یک زندگی میتواند متفاوت باشد



You see, it's up to you
شما میبینی پس تصمیم با شماست

 


 
 
Tsunamis - Killer Waves
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
 


On December 26, 2004 a great underwater earthquake near the coast of Indonesia caused the greatest tsunami in history. 280,000 people died and many coastal villages were wiped out.

The word tsunami comes from the Japanese : tsu means harbour and nami waves. A tsunami is a series of ocean waves that can travel over hundreds of kilometres at a very high speed. They are hardly seen in the open ocean, but when they reach the shallow water near the coast they get taller and taller—up to 30 metres. The waves are so powerful that they can destroy everything that gets in their way.

Tsunamis are created by earthquakes on the ocean floor. The earth’s crust is made up of many plates that always move. Where such plates meet one of them may move on top of the other. When a plate moves upward it pushes the water above normal sea level. That is when a tsunami is born.

 

The energy of the earthquake creates waves that spread into all directions very quickly. In the open ocean tsunamis can reach a speed of up to 900 kilometres an hour. When a tsunami approaches the coastline it slows down to maybe 50 km an hour. The water has nowhere to go so it piles up—in some cases it gets taller than a ten-story building. It crashes onto the coast and destroys houses, beaches, roads without difficulty.

Tsunamis cause most damage when an underwater earthquake occurs near a coastal region. The waves can reach the coast within minutes and the population there cannot be warned in time. There is almost no way of escaping.

If quakes happen very far from land it may take the killer waves a few hours to reach the coast. People can be warned and get to a safe place.

On the beach people who witness a tsunami approaching will see a great rise and fall of water. Sometimes the water near the beach will completely disappear and a few minutes later the first of the great waves can reach the shore. In some cases tsunamis don’t arrive as one big wave but as a strong flood.

 

 

People, especially tourists, often make mistakes when they see a tsunami approaching. Curious crowds stay at the beach and watch the giant waves come in. When they realize how tall these waves are, it may be too late to run. The best thing to do is to try to run as far inland as possible and try to reach high ground.

Many regions around the Pacific Ocean have warning centres and special plans on how to evacuate people when a tsunami comes close. The Pacific Tsunami Warning Centre is located on the Hawaiian Islands. It detects the rise of ocean water and underwater earthquakes and reports information to many other stations in other countries. Local governments must then decide what to do.

On December 26, 2004 the world’s most powerful earthquake in 40 years occurred off the coast of Sumatra, Indonesia. The tsunami that it set into motion hit the coastal areas very quickly—during the middle of the Christmas season. Thousands of Europeans were on the beaches of Thailand, Indonesia, Sri Lanka and other islands when the tsunami hit. It is thought that about 280,000 people died.

 

Words

  • approach = to come nearer
  • cause =lead to
  • coastline = where land meets the ocean
  • create = make
  • crust = the hard outer part of the earth
  • curious = if you want to know something
  • damage =harm, destruction
  • detect = to find out or discover something
  • destroy =harm, damage, so that you cannot use something any more
  • disappear = go away so that you cannot see it
  • earthquake = a sudden shake of the earth that causes a lot of damage
  • evacuate = to bring people away from a dangerous place
  • disappear = you cannot see it any longer
  • flood = a lot of water
  • harbour = a place where ships stay
  • inland = away from the coast
  • local = regional
  • locate = to be in a certain place
  • occur = happen
  • pile up = to become taller and taller
  • plate = large sheets of rock that form the earth’s surface
  • population = the people who live in a country
  • reach = get to
  • realize = see, find out
  • rise = to become taller
  • sea level =the average height of the sea , used to measure mountains and other places
  • series = many
  • set into motion =to start moving
  • shallow = not very deep
  • speed =how fast something is
  • ten story = ten floors high
  • wipe out =destroy
  • witness = someone who sees something and can tell you how it happened

 
 
Muammar Gaddafi – Revolutionary Leader of Libya
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
 

Muammar Gaddafi came to power in Libya in 1969 and has ruled the country as a dictator ever since. He is the longest ruling leader in the Middle East and Northern Africa. At 27 he overthrew the Libyan king when he was in Turkey for medical treatment. During the last few years Gaddafi has tried to gain international recognition and become a statesman.

Gaddafi was born in the desert town of Sirte. He came from a Bedouin family who led a nomadic life style. After he had gone to a military college he went to Britain for army training. On September 1, 1969 he overthrew the monarch and became what he called the revolutionary leader of Libya.

Although Gaddafi officially set up peoples’ committees he gave them virtually no power. People who thought otherwise were sent to prison or killed. Many of them were tortured or simply disappeared. The media was under the control of the colonel.

Gaddafi’s ideology is presented in his Green Book, in which he creates a mixture of capitalism and socialism combined with Islamic ideas. Gaddafi is well-known for his 40 female body guards who he chooses himself. Instead of wearing a suit he often wears stylish clothes with sunglasses. Political guests are welcomed in heavily guarded tents instead of state palaces.

 

 

In the past decades Col Gaddafi has tried to gain influence in many parts of Northern Africa. In the 70s he sent an army to Chad and during the 80s Libya was host to rebel and terrorist groups. Over the years western countries have been against Gaddafi’s regime because they say he supported militant groups like the IRA or the PLO.

Relationships with the west worsened towards the middle of the 1980s. Gaddafi’s regime was made responsible for terrorist attacks all over the world. US President Ronald Reagan called Gaddafi a “mad dog” and sent planes to bomb Libyan cities. In one of the air attacks the Libyan leader almost got killed.

In 1988 270 people were killed by a bomb in a Pan Am jet over Lockerbie, Scotland. Gaddafi was suspected of letting the bombers hide in his country. The United Nations imposed sanctions on Libya and isolated the country to get Gaddafi to hand over the terrorists.

Towards the end of the century Gaddafi tried to bring his country out of isolation. He handed the terrorists over to the UN and declared that Libya was behind the bombing. In the last few years Gaddafi has been working hard on normalizing relationships between Libya and the United States.

After Saddam Hussein lost power in 2003 Gaddafi became afraid that he too might have to step down. He allowed weapons inspectors into the country and vowed to dismantle Libya’s weapons of mass destruction. In the last few years Gaddafi turned a statesman and met important western leaders including British Prime Minister Tony Blair, French President Nicolas Sarkozy and Italian Prime Minister Silvio Berlusconi.

Although Libya is one of the oil-richest countries in the world, the people of the country have remained poor. They have not received the wealth that Gaddafi has accumulated over the years. Economic experts think that Gaddafi may have a fortune of about $60 billion dollars.

When unrest began in Tunisia and Egypt at the beginning of 2011 it was clear that it would spread to Libya as well. In weeks of fighting Gaddafi has tried to hold on to power. He sent the army to fight against protesters. Hundreds of people were killed. After losing control of most of the country, the only question that remains is how long Gaddafi will stay in power.

Words

  • accumulate = build up
  • although = white
  • attack = to use violence against
  • Bedouin = someone who belongs to an Arab tribe that lives in tents in the desert
  • billion = one thousand million
  • choose = select
  • colonel = high rank in the army
  • combine = together with
  • committee = group, team
  • create = make
  • decade = ten years
  • declare = to say officially
  • disappear = to go away, impossible top find
  • ever since = since then
  • female = women
  • fortune = the amount of money that you have
  • gain = get
  • guard = protect, defend
  • hand over = give to
  • heavily = very much
  • hold on to = keep, stay in
  • host = to invite someone to stay or work in place
  • ideology = what someone believes about a political or economic system
  • impose = to put into effect
  • including = also
  • infl uence = power
  • instead of = in something’s place
  • IRA = Irish republican Army = illegal organization that wants to reunite Ireland
  • isolate = cut off, separate
  • jet = fast passenger plane
  • media = newspapers, radio and television
  • militant = radical, aggressive
  • monarch = the king or queen of a country
  • nomadic = to travel from one place to another and not have one place to live
  • normalize = to become normal again
  • officially = formally
  • otherwise = here: in a different way
  • overthrow = defeat, remove from power
  • palace = official home of an important leader, like a queen or a king
  • PLO = Palestine Liberation Organization = group that wants to create an Arab state in the middle East
  • present = show
  • prison = a building where you keep people who have done illegal things
  • receive = get
  • recognition = respect
  • regime = a government that was not elected in a fair way; rulers that you do not like
  • remain = is left, stay
  • responsible = to blame
  • rule = to have power in a country
  • sanction = law that stops trade or communications with another country in order to force its leaders make changes
  • spread = move to
  • statesman = a political leader who is admired and respected by others
  • step down = to stop being a ruler or leader
  • support = give money to
  • suspect = think, believe
  • torture = to hurt someone so that you can get information out of them
  • towards = near
  • treatment = something that is done to make a person healthy again
  • unrest = conflict, violence, trouble
  • virtually = almost, nearly
  • wealth = riches, capital, money
  • weapons inspector = a scientist who is sent to a country to see if it has weapons that are not allowed
  • weapons of mass destruction = chemical, nuclear or biological weapons that are very powerful and could kill many people and destroy large areas
  • worsen = to make worse

 
 
جه بگوییم و جه نگوییم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٦
 

 

بگوییم :  از اینکه وقت خود را در اختیار  من گذاشتید متشکرم.

نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

 

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.

نگوییم : گرفتارم.

 

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟

نگوییم : دروغ نگو.

 

بگوییم :  خدا  سلامتی بده.

نگوییم :  خدا بد نده.

 

بگوییم : هدیه برای شما.

نگوییم :  قابل ندارد.

 

بگوییم : با تجربه شده.

نگوییم :  شکست خورده.

 

بگوییم: قشنگ نیست.

نگوییم : زشت است.

 

بگوییم: خوب هستم.

نگوییم: بد نیست.

 

بگوییم : مناسب من نیست.

نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

 

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟

نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

 

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.

نگوییم : خسته نباشید.

 

بگوییم: من.

نگوییم: اینجانب.

 

بگوییم: دوست ندارم.

نگوییم: متنفرم.

 

بگوییم: آسان نیست.

نگوییم: دشوار است.

 

بگوییم : بفرمایید.

نگوییم : در خدمت هستم.

 

بگوییم : خیلی راحت نبود.

نگوییم : جانم به لبم رسید.

 

بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.

نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.

__._,_.___


 
 
انسانهای خارق العاده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٦
 

اکثر انسان ها دارای زندگی های معمولی هستند و به همین روال نیز به زندگی شان ادامه می دهند. در دنیا البته افرادی نیز هستند که قدرت های خارق العاده ای دارند و همچنین با دیگر افراد مقداری متفاوتند. با ده نفر از این انسان ها آشنا شوید.


تکناز :  انسان هایی که قدرت های مختلف و باورنکردنی دارند بسیار کم هستند. این افراد در بخش های مختلف دسته بندی می شوند بدین گونه که برخی باهوش، برخی قدرتمند ویا ... هستند. برخی از این افراد حتی قدرتشان را به عنوان منبعی برای ادامه زندگی استفاده می کنند.

مغز باور نکردنی

"دنیل تامت" نام یک پسر انگلیسی است که مغزی باورنکردنی دارد. تمام ذهن او به گونه ای مملو از اعمال ریاضی است و می تواند بسیاری از محاسبات ریاضی را تنها در چند ثانیه انجام دهد. او همچنین حافظه باورنکردنی دارد و می تواند بسیاری از چیزهایی که دیده است را بعد از چندین وقت باتمام جزئیات به خاطر آورد. او البته قدرت های دیگری مانند یادگیری سریع زبان را نیز دارد و می تواند در طول کمتر از دو هفته یک زبان را به طور کامل فراگیرد. یکی از رکوردهای او به خاطر سپردن عدد پی با 22514 عدد تنها در 5 ساعت است.

 

پسر نابینا با قدرت سونار

"بن آندروود تات" نام پسر نابینایی آمریکایی است که البته به خاطریک سرطان مجبور به خارج کردن چشمانش شده است. او البته از زمانی که نابینا شده از یک سیستم خاص برای خودش استفاده می کند. او نه نیاز به عصا دارد و نه  کسی به او کمک می کند. در هنگام حرکت صدای کوچکی را استفاده می کند و از بازگشت صدا به گوشش متوجه می شود اجسام در کجا هستند. او تنها در نفر در دنیا است که از این سیستم استفاده می کند.

منعطف ترین مرد دنیا

"دنیل بروانینگ اسمیت" نام مردی از آمریکا است که تا به حال توانسته است رکورد انعطاف گینس را بشکند. او همچنین در فیلم های سینمایی نیز شرکت داشته است و البته بدن بسیار نرمی دارد. او میتواند کتف خود را از جایش خارج کند و یا در یک جعبه بسیار کوچک جا میشود.

مرد همه چی خوار

"مایکل لوتیتو" فردی است که می تواند هر چیزی را بخورد. او در سال های دور در کشورش یعنی فرانسه برنامه های تفریحی اجرا می کرده است و از آن زمان شروع به خوردن چیزهای بسیار عجیب کرده است. او تا به حال تعدادی تلویزیون، دوچرخه، یک هواپیمای سسنا 150 را خورده است. او برای خوردن این هواپیما بیش از 2 سال زمان صرف کرد و همچنین بسیاری از قسمت های خطرناک و حتی سمی آن را نیز خورده است.

دندان آهنی

راجا گیگی" نام مرد مالزیایی است که می تواند یک قطار را با دندان های خود بکشد. او در سال 2007 برای بار دوم رکورد خود را جابه جا کرد. او در توانست یک قطار با 6 واگن که نزدیک به 297 تن وزن داشت 2.8 متر با دندان های خود کشید. او از زمانی که 14 ساله بوده است دندان های خودش را تقویت کرد.

مرد آهن ربایی

بار دیگر فردی از مالزی دارای یک قدرت خارق العاده است."لیو تو لین" 70 ساله فردی است که از بچگی دارای قدرتی آهن ربایی بوده است. او به تازگی یک خودرو را با استفاده از قدرت آهن ربایی خودش نزدیک به 20 متر کشیده است. او همچنین این قدرت خود را به سه فرزندش نیز داده است و تقریبا تمام خانواده آن ها آهن ربایی هستند.

مرد بی خواب

مرد 64 ساله ویتنامی کسی است که از سال 1973 تا به حال نخوابیده است. "تای نگوک" نام این مرد است که می گوید در آن سال یک تب شدید گرفته است و از آن سال به بعد دیگر نتوانست دیگر بخوابد. تا به حال بیش از 12 هزار شب است که او نخوابیده است. او همچنین در طول روز بسیار کار می کند تا خسته شود اما نمی تواند بازهم در آخر شب بخوابد. او البته تا به حال به مراتب به پزشک مراجعه کرده است که البته همه آن ها می گویند او کاملا سالم است.

مرد بدون درد

"تیم کرایدلند" نام فرد آمریکایی است که اصلا مانند دیگر انسان ها درد را حس نمی کند از همین رو به مرد بدون درد و همچنین مرد شکجه گر معروف شده است.او می تواند سوزن های بزرگی را وارد دهانش کند و یا اینکه آن ها را در داخل بدنش می کند بدون اینکه حتی ذره ای درد به او وارد شود.

نزدیک ترین دوست شیرها

رفتار شناس حیوانات "کوین ریچاردسون" کسی است که به عنوان نزدیکترین دوست انسانی شیرها شناخته می شود. او می تواند شب ها و روزها در کنار شیرها زندگی می کند بدون این که آن ها ذره ای به او آسیب وارد کنند. همچنین او با ببرها و پلنگ ها نیز همین رابطه را دارد. هیچکس نمی داند او به چه صورت می تواند با شیرها ارتباط برقرار کند.

چشمان باورنکردنی

"کلودیو پانتو" برزیلی را بسیاری از مردم دنیا به خاطر چشمان از حدقه در آمده اش معروف است. او می تواند چشمانش را نزدیک به 4 سانتی متر از جای خودش خارج کند این بدین معنی است که می تواند چشمانش را نزدیک به 95 درصد از حالت عادی بیشتر خارج کند


 
 
تنهایی در دنیای مدرن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۳
 


طی بیست سال گذشته تحقیقات زیادی بر روی سنجش تاثیرات تنهایی انجام شده که ثابت می‌کنند یک دغدغه سلامتی مهم در اجتماع است. بعنوان مثال، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد خطر ایجاد و مرگ و میر از بیماری قلبی می‌تواند به قدرت شبکه اجتماعی فرد از دوستان و خانواده بستگی داشته باشد و فوت همسر احتمال فوت افراد را بالا می‌برد. و‌ عملکرد شناخت برای افراد مبتلا به آلزایمر که شبکه اجتماعی بزرگ‌تری دارند، حتی در شدیدترین مراحل بیماری، وضعیت بهتری دارد.

در این مقاله بعد از ذکر چند نمونه از موارد تنهایی، به بررسی چند موضوع و مسئله مثل مشکلات تعریف طبیعت چندبعدی تنهایی، برخی شواهدی که آن را به یک دغدغه سلامت اجتماعی تبدیل می‌کند، تفاوت آن با عزلت و پیشنهاداتی درمورد غلبه و کنار آمدن با آن اشاره می‌کند.

نمونه‌های تنهایی


 
 
مرز گذاشتن برای حریم شخصی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۳
 

 

مرزها خطوطی خیالی هستند که به شما کمک می‌کنند از خودتان هم از نظر فیزیکی و هم احساسی محافظت کنید. این خطوط اعمال و رفتارهای دیگران را طوری کنترل می‌کنند که به شما آسیبی نرسد، اذیتتان نکند و به چیزی وادارتان نکند. مرزها محدودیت‌هایی هستند که برای طریقه برخورد دیگران با خودتان قائل می‌شوید. دیگران طوری با شما رفتار می‌کنند که خودتان اجازه می‌دهید؛ اما با قوی یا ضعیف بودن مرزهایتان می‌توانید به دیگران یاد دهید چطور با شما رفتار کنند.

داشتن مرزهای قوی برای محافظت از بدن، ذهن و روحتان خیلی مهم است. مرز گذاشتن  می‌تواند تاثیر شگرفی بر کیفیت زندگی شما داشته باشد. این قدم مهمی برای به دست گرفتن کنترل زندگیتان و قبول کردن مسئولیت خودتان و زندگیتان است. این مهارتی است که برای ایجاد آن زندگی که می‌خواهید لازم دارید. اما معمولاً همه در این حیطه مشکل دارند.

ایجاد مرزهای قوی به شما کمک می‌کند روی پای خودتان بایستید، دیگر به زور کارهایی که دوست ندارید را انجام ندهید و از اولویت دادن به نیازهای خودتان احساس گناه نکنید. این بخشی از فرایند تعریف خودتان و چیزهایی که برایتان قابل‌قبول است، می‌باشد. وقتی مرزی تعیین نکنید، دیگران ممکن است بدون اینکه بدانند پا را از خط فراتر بگذارند.

مرز گذاشتن به معنی تغییر دادن آدمها نیست (بااینکه در ابتدای کار ممکن است آنطور به نظر برسد). معنی آن این است که تصمیم بگیرید چه چیزهایی را می‌توانید یا دیگر نمی‌توانید در زندگیتان تحمل کنید و بعد این را قاطعانه در مواقع لزوم بیان کنید. مرزها برای اینکه به یک فرد سالم تبدیل شوید و کار و زندگی شخصیتان را به خوبی متعادل کنید، ضروری هستند. این مرزها هستند که تعهد شما به احترام به خودتان را نشان می‌دهند.

اولین قدم برای ایجاد مرز، هوشیاری از خود است؛ باید بفهمید کجاها به فضا، احترام، انرژی و قدرت شخصی بیشتری نیاز دارید. این فرایند را با تشخیص اینکه چه زمان عصبانی، خسته، خشن یا کینه‌ای می‌شوید شروع کنید. در این موارد، احتمالاً یک رد شدن از مرز اتفاق افتاده است، با آگاه شدن از موقعیت‌هایی که لازم است محدودیت‌های شدیدتری داشته باشید، می‌توانید ایجاد مرزهای جدیدتان و بیان آن برای دیگران را شروع کنید.

ایجاد مرز برای کار و خانه به شما کمک می‌کند به خودتان بیشتر احترام بگذارید. اشکالی ندارد که از دیگران تقاضای احترام کنید و به خودتان احترام بگذارید. لحن صدای یک نفر، منفی بودن، انتقاد،  زبان یا هر نوع شکل بی‌احترامی دیگر شما را وا می‌دارد مرزهایی ایجاد کنید تا از خودتان و اهدافتان درمقابل تاثیرات مخرب دیگران محافظت کنید.

به خودتان اجازه دهید که به طریقی جدید به خودتان و دیگران احترام بگذارید. مرزها راه مهمی برای احترام گذاشتن به نیازهای دیگران و همچنین نیازهای خودتان است. به طور کنایه‌آمیزی وقتی از مرزهای خودتان آگاه می‌شوید (و به‌ آنها احترام می‌گذارید)، کم‌کم مرزهای دیگران هم برایتان محترم می‌شوند. احترام گذاشتن به مرزهای دیگران شما را به فرد جذاب‌تری تبدیل می‌کند.

خیلی مهم است که بدانید در ایجاد مرزها:

  • نیازهای شخصی شما معتبر هستند. نیازی به دفاع کردن، بحث کردن یا توضیح بیش از حد آنها نیست.
  • در صورت لزوم، روی حمایت یک دوست برای قبل و بعد از تعیین مرزهایتان حساب کنید
  • مرز گذاشتن را با ساده‌ترین آنها شروع کنید و کم‌کم به سخت‌ترها برسید. قبل از اینکه به سراغ مرزهای سخت‌تر بروید، اجازه دهید ارتباطات و رفتار شما قوی‌تر شود.
  • وقتی کسی کاری که به مرزهای شما تجاوز می‌کند، انجام داد، فوراً به او بگویید، 
  • خیلی ساده به آنها بگویید که کدام کارشان باعث عصبانی، خسته، خشن، کینه‌ای و ناراحت شدن شما شده است. دقت کنید که نحوه حرف زدنتان توام با احترام و آرامش باشد.
  • یک درخواست روراست و مستقیم برای متوقف کردن آن رفتارشان که برای شما ناراحت‌کننده بوده، مطرح کنید. خیلی دقیق بگویید که چه می‌خواهید.
  • به انجام کاری که خواسته‌اید توسط طرف‌مقابل دقت کنید.
  • برای ایجاد تغییر از آنها تشکر کنید.


و اگر تمایلی به همکاری نشان ندادند:

 

  • عواقب احتمالی ادامه بی‌احترامی‌شان را به آنها گوشزد کنید.
  • از آنها بخواهید که دست از رفتارشان بکشند.
  • بدون عصبانی شدن یا جنگ کردن دور شوید.
  • یا در صورت لزوم عواقبی که قبلاً هشدار داده بودید را عملی کنید.


مرز گذاشتن مثل هر مهارت دیگری نیاز به یاد گرفتن اصول اولیه آن، برنامه ریختن برای اجرای مهارت جدیدتان و سپس دنبال کردن آن و سیستم حمایتی دارد. به مرور زمان و با تمرین، مرز گذاشتن برایتان راحت‌تر خواهد شد.

یادتان باشد که مرز گذاشتن راهی برای احترام گذاشتن کامل به خودتان است. شما می‌توانید واکنش خودتان را با رساندن محترمانه خواسته‌هایتان به دیگران کنترل کنید اما نمی‌توانید واکنش آنها را به خواسته‌تان کنترل کنید. کسانیکه بطور مداوم از احترام گذاشتن به مرزهای شما سر باز می‌زنند، تمایلی به تغییر ندارند. تغییری که دوست دارید ببینید ممکن است از خودتان ناشی شود. مطمئن شوید که درخواست‌های مستقیم داشته و مرزهایتان را قاطعانه مطرح‌ کرده‌اید. اگر با تمام این حرف‌ها باز به مرزهایتان احترام نگذاشتند، دیگر به خودتان بستگی دارد که تصمیم بگیرید چطور پیش روید. در این موارد، ممکن است نیاز باشد بیشتر رفت‌و‌آمد کنید یا رابطه را تمام کنید.

تمرین: جملات زیر را تمام کنید:

آدمها هیچوقت دیگر ….
من حق دارم بخواهم ….
برای محافظت از زمان و انرژی‌ام، اشکالی ندارد اگر …

بعد هر جمله را با حداقل ۱۲ مثال از مرزهایی که می‌توانید برای احترام گذاشتن به خودتان ایجاد کنید، به پایان برسانید. افکارتان را سانسور نکنید. طی یکی رو هفته بعد افکارتان را جمع کرده و یادداشت کنید. سپس، ساده‌ترین آنها را انتخاب کرده و شروع به بیان کردن مرزهایتان کنید.

مراحل مهم در تعیین مرز

۱. خودآگاهی: باید ببیند مرزهایتان کجاها قوی و کجاها ضعیف هستند و کجاها اصلاً وجود ندارند. چند مرز تازه برای خودتان بگذارید. چه کارهایی را دوست ندارید اطرافیانتان در برخورد با شما انجام بدهند یا چه حرف‌هایی را بزنند؟

۲. آگاهی دهید: دیگران را درمورد رفتارها و حرف‌های غیرقابل‌قبولشان مطلع کنید. به آنها کمک کنید بفهمند چطور می‌توانند به مرزهای جدید شما احترام بگذارند. بدون مقصر کردن کسی حرف‌هایتان را بزنید. مرزهایتان را به زبان بیاورید.

۳. درخواست کنید: به دقت و با آرامش به هر فرد بگویید که دوست دارید چه بگویند یا چه کاری کنند. آنها را به احترام گذاشتن به خودتان متعهد کنید.

۴. پیگیری کنید: پیشرفت آنها در برخورد با خودتان را به اطلاع آنها برسانید. به یاد دادن و تشویق آنها ادامه دهید. به آنهایی که به مرزهایتان احترام می‌گذارند، پاداش دهید.

۵. هشدار دهید: به آنها درمورد عواقب احتمالی نادیده گرفتن مرزهایتان هشدار دهید.

۶. عواقب: اگر آنچه انتظار داشتید انجام نشد، عواقب کار را اجرا کنید. عواقبی تعیین کنید که بر فرد مقابل اثر بیشتری داشته باشد تا خودتان.

۷. به مرزهای دیگران احترام بگذارید: به مرزهای دیگران تجاوز نکنید. مرزهای آنها را شناخته و به آنها احترام بگذارید

منبع : مردمان


 
 
مهارت های خواندن خود را پرورش دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید:

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکر کنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب ” چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ ” می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از
۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از
۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از ۲۴ ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند. مرورهای اصولی را می توانید بوسیله نرم افزار لایتنر نیز انجام دهید.

منبع: www.learningcenter.com، www.how-to-study.com، www.ucc.vt.edu

 


 
 
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید
۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.
۸- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .
۹ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۱۰-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۱ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

منبع: فکر نو

 


 
 
فواید هلو برای سلامتی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

هلو با پوست نرم و گوشت شیرین خود، یکی از بهترین میوه‌های تابستانی است. هلو موادمغذی بسیاری را با کالری کم و بدون چربی فراهم می‌کند که می‌تواند انتخاب بسیار سالمی بعنوان یکی از وعده‌های میوه روزانه باشد.

کنترل وزن

یک عدد هلوی بزرگ فقط چیزی درحدود
۶۸ کالری در خود دارد و فاقد چربی است. خوردن هلو به جای تنقلات چاق‌کننده و پرکالری مثل چیپس، چیزهای سرخ‌کردنی، سیریال‌ها و شیرینی‌جات به شما برای کنترل وزنتان کمک می‌کند. هلو میوه‌ای به طور طبیعی شیرین است و می‌تواند جایگزین خوبی برای بسیاری از قندهای رژیم‌غذاییتان شود. از آن بر روی سیریال، ماست یا پنیر استفاده کنید.

ویتامین‌ها

هلو حاوی
۱۰ ویتامین مختلف است. یک عدد هلوی بزرگ ۵۷۰ واحد ویتامین A در خود دارد که برای سلامت بینایی بسیار مهم است، و11.6  میلی‌گرم ویتامین C، که آنتی‌اکسیدان و سازنده بافت‌هاست. میزان کمتری ویتامین K و E دارد که حدود ۶ درصد ارزش روزانه را برحسب رژیم‌غذایی ۲۰۰۰ کالری، تامین می‌کند. ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان دیگر است، درحالیکه ویتامین K برای توانایی لحته شدن خون در بدن بسیار مهم است. هلو همچنین منبع خوبی از تیامین، ریبوفلاوین، ویتامین B6، نیاسین، فولات و اسید پانتوتنیک می‌باشد.

موادمعدنی

یک عدد هلوی بزرگ
۳۳۳ میلی‌گرم پتاسیم در خود دارد. پتاسیم به شما برای حفظ فشارخون سالم کمک کرده و همچنین از سنگ کلیه و از بین رفتن استخوان‌ها پیشگیری می‌کند. شما روزانه به ۲۰۰۰ میلی‌گرم پتاسیم نیاز دارید. هلو مقداری منیزیم، فسفر، روی، مس، منگنز، آهن و کلسیم نیز فراهم می‌کند. این موادمعدنی از گلوبول‌های قرمز خون، استخوان‌ها و سیستم عصبی بدن محافظت می‌کند.

آنتی‌اکسیدان‌ها

در یک تحقیق مشخص شد که برخی آنتی‌اکسیدان‌‌های خاص در گوشت و پوست هلو وجود دارد که یکی از مهمترین آنها اسید کلروژتیک است که به از بین بردن رادیکال‌ای آزاد کمک می‌کند--ترکیباتی که بدن شما وقتی در معرض آلاینده‌ها، موادغذایی و محیط قرار می‌گیرد، به آن نیاز دارد تا تاثیرات بالا رفتن سن را کاهش داده و بیماری‌های مزمن را دور کند. این آنتی‌اکسیدان همچنین به دور کردن سرطان کمک کرده و التهاب بدن را کاهش می‌دهد.

فیبر

یک عدد هلوی بزرگ حدود
۱۷ گرم کربوهیدرات دارد که ۳ گرم آن فیبر است. فیبر برای هضم و گوارش خوب غذاها الزامی است و از بروز یبوست جلوگیری کرده و سلامت کلیه‌ها را تضمین می‌کند. فیبر همچنین در تنظیم سطح کلسترول بدن نقش دارد و به کاهش خطر بروز بیماری‌های قلبی کمک می‌کند. خانم‌ها باید روزانه به طور متوسط باید ۲۵ گرم و آقایان ۳۸ گرم  فیبر مصرف کنند.

 

 


 
 
چگونه شنونده خوبی باشیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

 

جغد پیر و دانا در جنگل زندگی می‌کرد
هر چه بیشتر می‌دید، کمتر حرف می‌زد
هر چه بیشتر حرف می‌زد، بیشتر گوش می‌کرد

چرا ما نمی‌توانیم مثل آن جغد دانا باشیم؟


همه ما در چند سال اول زندگی حرف زدن را یاد می‌گیریم. این درواقع، یک مرحله پیشرفت بسیار خوب است، نشانه اینکه کودک رشدی طبیعی دارد. اما، شنیدن هم اگر مهارت مهمتری نسبت به حرف زدن نباشد اما به همان اندازه اهمیت دارد که معمولاً والدین، آموزگاران و رؤسا از آن غافل می‌شوند.

بله، به همه ما یاد داده‌اند که به والدینمان و در مدرسه گوش دهیم اما تعداد کمی از ما یاد گرفته‌اند شنونده‌های خوبی باشند--نوع شنیدن فعال و منظم که به ما کمک می‌کند اطلاعاتی که می‌شنویم را برای ارتقاء کیفیت و کمیت آن بررسی کنیم و درنتیجه قدرت تصمیم‌گیری خود را تقویت کنیم.

اما این چرا تا این اندازه اهمیت دارد؟ به عقیده برنارد فراری، نویسنده کتاب «قدرت شنیدن»: «قوی شدن در گوش دادن بعنوان مهمترین مهارت اصلی در بیزنس رمز کار برای ایجاد بینش و ایده‌های خوب و جدید است که منجر به موفقیت شود.» فراری می‌گوید بااینکه بیشتر افراد سعی می‌کنند نحوه ارتباط را یاد بگیرند و یاد بگیرند چطور ایده‌هایشان را موثرتر بیان کنند، بااینحال راهشان اشتباه است و فرصت‌های اشتباهی را پیش رویشان قرار می‌دهد.
پس برای اینکه شنونده‌ای خوب باشیم چه باید بکنیم؟

سه قدم تا تبدیل شدن به شنونده‌ای خوب

۱. برخورد محترمانه

بهترین شنونده‌ها تشخیص می‌دهند که نمی‌توانند بدون گرفتن اطلاعات از اطرافیانشان موفق شوند. وقتی برای ایده‌ها و نظرات دیگران ارزش قائل باشید، احتمال رفت‌وآمد کردن آنها با شما بیشتر بوده و ایده‌ها و اطلاعاتشان را بیشتر در دسترس شما قرار می‌دهند که موجب رشد شده و احتمال موفقیت را بالا می‌برد.

برای شنونده خوبی بودن باید اطلاعات مهم را از دیگران گرفته تا به آنها برای ارائه ایده‌ها و راهکارهای جدید کمک کنید. به عبارت دیگر، شنونده‌های خوب سریع پاسخ حرف‌های طرف‌مقابلشان را نمی‌دهند یا نمی‌گویند که کجای حرفشان اشتباه بوده است؛ آنها فعالانه گوش داده و بعد سوالات محترمانه‌ای می‌پرسند که نهایتاً به کشف راهکارها یا برنامه‌های عملی کمک می‌کند.

همچنین خیلی مهم است که بدانید پرسیدن سوالات محترمانه به این معنی نیست که این سوالات نمی‌توانند سخت یا کنایه‌دار باشند. رمز این کار این است که سوالات را به طریقی بپرسید که جریان سیال مکالمه را حفظ کرده و تولید فکر و ایده کند.

۲. بیشتر گوش کنید، کمتر حرف بزنید.

فراری قاعده ۲۰\۸۰ را طراحی کرده است که در آن فرد مخاطب باید ۸۰ درصد از مواقع و خود فرد ۲۰ درصد مواقع صحبت کنند. او همچنین تلاش می‌کند که این ۲۰ درصد از زمان را صرف پرسیدن سوالاتی درمورد حرف‌های مخاطب کند تا گفتن حرف‌های خود. او می‌گوید بااینکه مقاومت دربرابر میل به حرف زدن درمقابل گوش دادن کار دشواری است اما با تمرین و صبر می‌توانید کنترل  این تمایل را به دست آورده و کیفیت و تاثیر گفتگوهای خود را بالا ببرید.

و آخر اینکه دکتر فراری اشاره می‌کند که گاهی نیاز به قطع صحبت‌های طرف‌مقابل است تا گفتگو پیش رفته و هدایت شود. بااینحال توصیه می‌کند که این کار محترمانه انجام شود تا انتقال اطلاعات طرف‌مقابل مختل نشود.

۳. به چالش کشیدن تصورات

فراری در مقاله‌ای می‌نویسد، «شنونده‌های خوب به دنبال درک--و به چالش کشیدن--تصوراتی هستند که در زیر پوسته هر گفتگو پنهان است.» او باور دارد که یکی از فاکتورهای مهم در خوب گوش دادن این است که برای به دست آوردن چیزی که از مکالمه می‌خواهید و گرفتن تصمیمات درست، باید آماده به چالش کشیدن تصورات و فرضیات قدیمی خود باشید. فقط به این دلیل که چیزی همیشه به طریقی خاص انجام می‌شده است به این معنی نیست که راهی به همان اندازه خوب یا بهتر برای آن وجود ندارد.

این تغییر رویکرد هم سریع و راحت حاصل نمی‌شود. تغییر دشوار است. علاوه بر این، انجام کاری متفاوت همیشه خطری دیگر به کار اضافه می‌کند. اما بستن ذهن به سمت ایده‌ها و افکار جدید هم خطر به دنبال دارد. اگر همیشه این رویکرد را دارید که می‌دانید چه چیزی بهتر است، فرصت‌های کشف چیزهای بهتر را از دست می‌دهید.

فراری می‌گوید همانطور که بعضی افراد نسبت به بقیه نویسنده‌های بهتری هستند، بعضی هم شنونده‌های بهتری هستند. اما، با تشخیص توانایی‌ها و ضعف‌های فردی خود، و استفاده از این استراتژی‌ها برای گوش دادن، هر فردی می‌تواند به شنونده‌ای خوب تبدیل شود و درنتیجه تصمیم‌گیری‌های بهتری داشته باشد


 
 
چطور دست از راضی کردن دیگران برداریم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 


این را تصور کنید: در سالن نمایش هستید. زود می‌رسید و چون اولین نفر هستید می‌توانید بهترین صندلی را برای خودتان بگیرید. نوشیدنی و تنقلات لازم را می‌خرید، در صندلیتان نشسته و منتظر شروع برنامه می‌مانید. یک نفر به سمتتان می‌آید و می‌‌گوید، «سلام. می‌تونید جاتونو عوض کنید تا من و دوستام اینجا بشینیم؟» اگر با خودتان آه بکشید و وسایلتان را برداشته و روی صندلی دیگری بنشینید، فقط برای اینکه خوب باشید، باید به شما تبریک گفت. شما آدمی هستید که همیشه برای راضی کردن دیگران آماده هستید و اجازه می‌دهید از شما استفاده کنند. احتمالاً چیزی که می‌خواهید را هم از زندگی به دست نمی‌آورید. دیگر زمانش رسیده است که تمرکز زندگیتان را از دیگران روی خودتان برگردانید و قربانی خوب بودن نشوید.


مراحل

۱. برای خودتان الگو شوید. پنج مورد پیدا کنید که چیزی گفتید یا کاری انجام دادید که واقعاً منعکس‌کننده خواست و نیاز خودتان نبوده و برای خوشحال و راضی کردن دیگران بوده باشد.

آنها را یادداشت کنید.

برای هرکدام از این موقعیت‌ها، تجسم کنید که اگر انتخاب می‌کردید که خودتان را راضی کنید، چطور رفتار می‌کردید! بدترین اتفاقی که ممکن بود بیفتد چه بود؟
بدترین ترس‌هایتان را یادداشت کنید.

۲. ترس‌هایتان را بررسی کنید. آیا واقعبینانه هستند؟ آیا وحشتناک‌اند؟ از این می‌ترسید که هیچکس دوستتان نداشته باشد، که کسی ترکتان کند، یا اینکه همه تنهایتان بگذارند. این زندانی است که خودتان را در آن اسیر کرده‌اید و الان وقتش رسیده که قفل آن را شکسته و خودتان را از آن نجات دهید.

اطرافیانتان ممکن است به این تسلیم‌پذیری شما عادت کرده باشند، اما اگر نتوانند قبول کنند که شما هم نیازهای خودتان را داشته باشید، آیا واقعاً ازرزش این را دارند که در زندگی شما باشند؟

۳. مرزها و محدودیت‌هایتان را بررسی کنید. آنها را با مرزهایی که برای دیگران قائل می‌شوید مقایسه کنید.

چه رفتارهایی برای شما قابل‌قبول و چه رفتارهایی غیرقابل‌قبول است؟

این رفتارها برای خودتان و دیگران یکسان است؟

ایا چیزهای غیرقابل‌تحمل را تحمل می‌کنید؟ چیزهای غیرعادی را عادی جلوه می‌دهید؟ چیزهای غیرقابل‌قبول را قبول می‌کنید؟ آیا می‌دانید اینکه کسی با احترام و عزت با شما رفتار کند چه حسی دارد؟

یاد بگیرید که رفتارهای غیرقابل‌قبول برای دیگران را تشخیص داده و بدانید که وقتی مرزهایتان  را می‌شکنند، چطور برای آنها محدوده تعیین کنید.

۴. منبع را در نظر بگیرید. خیلی از آدمهایی که عادت به خوشنود کردن دیگران دارند، در محیط‌هایی بزرگ شده و تربیت یافته‌اند که نیازها و احساساتشان در آن کنار گذاشته شده بوده است.

آیا همیشه از شما انتظار می‌رفته است که برای برآوردن نیازهای دیگران، نیازهای خود را کنار گذاشته و نادیده بگیرید؟

آیا یاد گرفته‌اید که تنها راه گرفتن یک واکنش مثبت از دیگران این است که خواسته‌هایشان را برآورده کنید؟

اگر اینطور است، باید بدانید که با متمرکز شدن بر خوشنود کردن دیگران، خود را در معرض سوءاستفاده قرار می‌دهید. وقتی همیشه پشت انتظارات دیگران پنهان باشید، هیچوقت به نهایت توانایی و قدرت خود بعنوان یک انسان نخواهید رسید.

۵. ارزش خود را با کارهایی که برای دیگران می‌کنید ارزیابی نکنید. این خیلی خوب است که دوست داشته باشید به دیگران کمک کنید، اما این کار را چون می‌خواهید باید انجام دهید نه چون احساس می‌کنید باید انجام دهید. میل به کمک کردن دیگران باید بعد از این باشد که بفهمید چطور می‌توانید به خودتان کمک کنید.

بهترین محبت‌ها آنهایی است که با انتخاب شما انجام شوند نه از روی ترس از احساس گناه. اگر به این خاطر کاری برای دیگران انجام می‌دهید که اگر انجام ندهید احساس بدی پیدا می‌کنید، آیا آن عمل واقعی است؟ آیا دوست دارید دیگران هم تحت همان شرایط برایتان کاری انجام دهند؟ و آیا وقتی تا حدی به دیگران کمک می‌کنید که خودتان را فراموش کنید، آیا عاقلانه است؟

۶. «نه» گفتن را یاد بگیرید. بهانه‌تراشی نکنید--برای نخواستن چیزی دلیل بیاورید.

مثلاً شوهرتان دوست دارد کل خانواده‌اش برای شب عید خانه شما باشند و این برای شما غیرقابل‌تحمل است. بگویید، «متاسفم عزیزم. من واقعاً نمیتونم از این تعداد مهمان آن شب خوب پذیرایی کنم.»

دوستتان از شما می‌خواهد با او به میهمانی بروید که کسانی در آن هستند که خوشتان نمی‌آید. به او بگویید، «مرسی. اونجا واقعاً جای من نیست.»  لازم نیست که برای رد کردن پیشنهاد او دوستانش را زیر سوال ببرید، همین یک نه متشکرم کافی است.

سعی کنید نه‌هایتان را مودبانه و قاطع بگویید. تعجب خواهید کرد وقتی ببینید که بر خلاف انتظارتان دنیا با نه شما فرو نمی‌پاشد. آدمها معمولاً ناراحت نمی‌شوند و آنهایی هم که می‌شوند ارزش خوشنود کردن را ندارند.

۷. چیزهایی که می‌‌خواهید را طلب کنید. اگر همه می‌خواهند به سینما بروند و اکثر افراد گروه می‌‌خواهند که یک فیلم خاص را ببینند اما شما فیلم دیگری را دوست دارید. به زبان بیاورید. به این معنی نیست که باید همه را مجبور کنید فیلمی که دوست دارید را ببینند، اما کسی چه می‌داند، ممکن است کسان دیگری هم در گروه باشند که ترجیح دهند نظر شما را  اجرا کنند و خوشنودتان کنند!

به زبان آوردن نظراتتان اصلاً ایرادی ندارد و به این معنی نیست که چیزی خواسته‌اید. همین که به دیگران یادآور شوید که شما هم یک انسان هستید و اولویت‌های خودتان را دارید عالی است.

حتی اینکه از کسی بخواهید که در کاری به شما کمک کند هم می‌تواند کمکتان کند. باید بدانید که هیچکس نمی‌تواند ذهن شما را بخواند. اگر احساس می‌کنید که خیلی برای دیگران کار انجام می‌دهید، اما آنها هیچ کاری برای شما انجام نمی‌دهند، شاید به این دلیل باشد که شما نیازها و خواسته‌هایتان را مطرح نمی‌کنید. عادلانه نیست که توقع داشته باشید آنها حدس بزنند. اگر از شما بپرسند که چه می‌خواهید یا اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، نظرتان را حتماً مطرح کنید.

۸. برای خودتان کاری انجام دهید. یک کاری که همیشه دوست داشتید انجام دهید، اما از اینکه کسی دیگر دوست نداشته باشد می‌ترسیدید آنرا انجام دهید.

موهایتان را رنگ کنید. ظاهرتان را تغییر دهید، به تعطیلات بروید، یا به تماشای آن فیلمی بروید که فقط خودتان دوست داشتید و هیچکس دوست نداشت ببیند.
هر کاری که می‌کنید، آن را فقط بخاطر خودتان انجام دهید، بدون اینکه نگران باشید که دیگران چه فکر می‌کنند.

یادتان باشد که حتماً باید کارهایی باشد که دوست داشته باشید واقعاً برای خودتان، بدون در نظر گرفتن فکر دیگران، انجام دهید. نظرات دیگران یک فاکتور در زندگی ماست اما نباید عامل تعیین‌کننده باشد.

۹. مصالحه کنید. نه افراط خوب است نه تفریط. نباید آنقدرها هم خودخواه شوید. درواقع آنهایی که پی خوشنود کردن دیگران هستند، اعتمادبه‌نفس پایینی دارند. سعی کنید مهارت‌های مراقبت از خود را یاد بگیرید.

می‌توانید به حرف‌های دیگران گوش کنید اما نهایتاً انتخاب خودتان را داشته باشید. سعی کنید تعادل را حفظ کنید!

گاهی‌اوقات نیاز دیگران باید اول قرار گیرد. وقتی تعارض نیازها و خواسته‌ها در میان است سعی کنید راه‌حلی پیدا کنید که هر دو نیاز را در نظر بگیرد.

نکات

• چند مورد از بارزترین علائم اینکه اسیر خوشنود کردن دیگران هستید عبارتند از: فردی منفعل یا خشن هستید که معمولاً روابطتان بده‌بستان ندارد. به نظر می‌رسد هیچوقت لذتی ندارید. مداوم در حال کنترل شدن یا کنترل کردن هستید. معمولاً بدون هیچ دلیلی در عجله هستید.
• هیچوقت فکر نکنید که اگر نتوانید کسی را خوشنود کنید، دنیای اطرافتان فرو می‌پاشد. همیشه می‌توانید دوستان تازه‌ای پیدا کنید. اگر دوستی که سعی در خوشنود کردنش داشتید، شما را بخاطر اینکه خوشنودش نکردید، ترک کرد، او دوست شما نیست و نبودن او برایتان بهتر است. اما درها را باز بگذارید تا اگر متوجه اشتباه خود شد، بتواند برگردد.
• در برخی موارد داشتن عادت خوشنود کردن دیگران یکی از نشانه‌های وابستگی است.
• باید قاطع و استوار باشید. اگر این عادت از ابتدا با شما بوده است، غلبه بر آن چندان آسان نخواهد بود. باید آگاهی خود نسبت به رفتارهایتان را افزایش دهید تا بفهمید کی مشغول راضی نگه داشتن دیگران هستید تا ترمز کنید. به مرور زمان عادت می‌کنید انعطاف‌پذیرتر باشید.

هشدارها

• برخی ممکن است سخت این خودِ جدید شما بپذیرند یا با آن کنار بیایند. از اینکه خودتان هستید عذرخواهی نکنید اما با آنها با ملایمت برخورد کنید.
• شاید بعضی خودِ جدید شما را رد کنند یا نپذیرند. بااینکه ممکن است تغییر کردن در ابتدا ترس داشته باشد اما بدانید که بقیه هم ممکن است همینطور باشند و درک نکنند که رد کردن آنها بیشتر از اینکه به هدف شما باشد به هدف خودشان است. همانطور که شما ممکن است امیال آنها را رد کرده باشید، آنها هم ممکن است امیال خود یا شما را در مقابل رد کرده باشند چون فکر می‌کنند اینطور برای هر دو شما بهتر است. با این افراد باید صبور باشید. همانطور که توانستید بفهمید که تغییر چیز ترسناکی نیست، دیگران هم به موقع این را می‌فهمند. شما می‌توانید با غلبه بر ترس‌هایتان، به دیگران هم انگیزه دهید خود را‌ آرام کرده و با ترس‌هایشان بجنگند.
• برای تصمیم برای تغییر خود، دیگران را مقصر نبینید. نگویید، «به خاطر تو باید این کار را می‌کردم!» یادتان باشد این شمایید که تصمیم به تغییر دادن خود دارید.
• ابراز احساساتتان نیازمند این است که ابتدا خودتان از آنها آگاهی یابید که نیاز به تمرین آگاهانه و مداوم دارد.
• سعی در راضی نگه داشتن دیگران باعث می‌شود در معرض سوءاستفاده دیگران قرار گیرید به همین دلیل باید تمام تلاشتان را برای تغییر دادن این وضعیت به کار گیرید


 
 
.:: این خوشمزه ها را بخورید تا شکم تان لاغر شود ::.
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥
 

 

این روزها شکم بزرگ مشکل خیلی‌ها شده و زن و مرد و کودک و نوجوان هم نمی‌شناسد. چربی‌های دور شکم دلایل متعددی دارد که تغذیه‌ی نامناسب و عدم تحریک از مهم‌ترین آن‌هاست. برای رسیدن به شکمی تخت لازم است برنامه‌ زندگی‌تان را کمی تغییر دهید. از مواد غذایی که در این مقاله اشاره می‌شود غافل نشوید و کمی ورزش کنید.

اگر می‌خواهید شکم تختی داشته باشید باید مواد غذایی حاوی چربی‌های اشباع نشده‌ مونو که ما به آن‌ها چربی‌های خوب می‌گوییم میل کنید. البته معنی حرفمان این نیست که با صِرف خوردن یک ماده‌ی غذایی شکمتان تخت تخت می‌شود. منظورمان این است که مواد غذایی حاوی اسیدهای چرب اشباع نشده‌ مونو توانایی این را دارند چربی‌های دور شکم را کاهش دهند.

بادام : چربی‌های اشباع نشده‌ مونو و ویتامین E موجود در بادام میزان کلسترول خون را کاهش می‌دهد. این ماده‌ غذایی همچنین منبع خوب پروتئین‌های گیاهی و فیبرهای غذایی است.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : دو قاشق غذاخوری بادام خرد شده را روی ماست کم چربتان بریزید و مقداری میوه‌های ریز مثل توت‌فرنگی به آن اضافه کنید. این معجون انرژی‌زا را به عنوان میان وعده میل کنید و قدمی در جهت کاهش چربی‌های دور شکمتان بردارید.

آووکادو : آووکادو نیز منبع اسیدهای چرب اشباع نشده‌ مونو هستند. این میوه حاوی میزان قابل توجهی "بتا- سیتوسترول" یعنی یک استرول گیاهی طبیعی است که با کلسترول مقابله می‌کند.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : نصف یک عدد آووکادو را با آب لیموترش، نمک و فلفل له کنید و با مقدار کمی سیب زمینی تنوری یا سبزیجات خام میل کنید.

شکلات سیاه : شکلات سیاه مرغوب حاوی ترکیباتی است که می‌توانند از بیماری‌های قلبی، احتقان مغز، سرطان و دیابت پیشگیری کنند.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : به جای خوردن دسرهای پرکالری ۴۰ گرم شکلات سیاه را آب کنید و روی توت فرنگی بریزید تا یک دسر خوشمزه و شکم لاغر کن داشته باشید!

روغن کتان : روغن کتان که از تخم کتان تهیه می‌شود بهترین منبع اسیدهای چرب امگا ۳ است. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد روغن کتان التهاب‌هایی که باعث بروز بیماری‌هایی مثل آلزایمر، بیماری‌های قلبی و سرطان می‌شود را کاهش می‌دهد.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : یک قاشق غذا خوری روغن تخم کتان را در میلک شیکتان بریزید و زمانی که احساس گرسنگی می‌کنید به عنوان یک میان وعده‌ سالم میل بفرمایید.

کره‌ بادام زمینی طبیعی (بدون قند) : کره‌ بادام زمینی حاوی ویتامین E، منیزیم، پتاسیم، ویتامین B6 است. ویتامین E خواص آنتی اکسیدانی دارد، منیزیم برای استحکام استخوان‌ها و پتاسیم برای عضلات خوب است و ویتامین B6 سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : ۸۰ گرم پاستای تهیه شده با آرد کامل را با ۸۵ گرم میگوی پخته مخلوط کنید.تره فرنگی خرد شده و همچنین ۷۰ گرم فلفل دلمه‌ای قرمز حلقه شده را به آن اضافه کنید. دو قاشق غذاخوری کره‌ بادام زمینی را با ۲ قاشق غذاخوری آب ولرم و یک نوک انگشت فلفل تند مخلوط کرده روی مخلوط میگو و پاستای‌تان بریزید و نوش جان کنید.

روغن زیتون : روغن زیتون یکی از روغن‌های با ارزش برای آشپزی است که حتماً باید در هر آشپزخانه‌ای باشد. این روغن حاوی اسیدهای چرب اشباع نشده‌ مونو است که میزان کلسترول بد LDL را کاهش داده و تأثیری روی کلسترول خوب HDL خون ندارد. هر چه رنگ روغن زیتون شما سبزتر باشد معنی‌اش این است که حاوی آنتی اکسیدان‌های بیشتری است.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : در تهیه تمام سالادهایتان از این روغن استفاده کنید. به جای سس‌های غلیظ و چرب روغن زیتون را دریابید.

پسته : پسته حاوی لوتئین و زآگزانتین است. این دو کاروتنوئید مفید از ابتلا به بیماری‌های چشمی مانند دژنراسیون ماکولای مربوط به پیری و آب مروارید پیشگیری می‌کند.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : دو قاشق غذا خوری پسته‌ بوداده را با ۱۳۰ گرم پنیر ریکوتای کم چرب (یک پنیر ایتالیایی تهیه شده از شیر گاو و بز ) و دو قاشق چای‌خوری عسل و دو قاشق غذاخوری شکلات تلخ مخلوط کنید. زمانی که هوس خوردن هله‌هوله به سرتان زد از این میان وعده‌ رنگارنگ میل کنید.

تخمه آفتاب‌گردان : تخمه‌ آفتاب‌گردان سرشار از ویتامین B است که نقش مهمی در پیشگیری از التهاب دارد. این تخمه‌های ریز و البته خوشمزه همچنین منبع ویتامین E می‌باشند. تخمه‌ آفتاب‌گردان به طور طبیعی اشتهای شما را کاهش داده و اجازه نمی‌دهد که پر‌خوری کنید.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : دو قاشق غذا خوری تخمه آفتاب گردان بو داده را به سالادهایتان اضافه و میل کنید. البته اول باید تخمه‌ها را از پوست جدا کنید!

گردو : گردو نیز همانند روغن کتان و یا ماهی‌های چرب حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است که سلامت قلب و مغز را تضمین می‌کند. این اسیدهای چرب مفید همیار لاغری و سلامت بدن هستند. تا می‌توانید میزان امگا ۳ بدنتان را بالا ببرید و در عین حال خوش تیپ بمانید.

روش مصرف برای داشتن شکم تخت : سعی کنید در تهیه‌ غذاهایتان از گردو استفاده کنید. به سالادهایتان نیز گردو اضافه کنید. توصیه می‌کنیم ۲ قاشق غذاخوری گردوی خرد شده در سالاد مورد علاقه‌تان بریزید و میل کنید.
 


 
 
گفتنـی هایی از زبـان طـراح بـرج آزادی تـهران
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢
 


برج آزادی (شهیاد سابق‌) یکی از نمادهای مشهور ایران و شهر تهران در عصر پهلوی است که تاریخچه آن به سال 1345 خورشیدی برمی گردد. عملیات ساخت برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ خورشیدی آغاز شد و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید. برج شهیاد که به یادبود دو هزار و پانصدمین سال بنیان‌گذاری شاهنشاهی ایران بر پا گردید، خیلی زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ایران مدرن شد. این بنا اکنون چهل و یک ساله است و در حالی که با یک چرخش بزرگ، نماد انقلاب سال ۵۷ تلقی می شود، فرسوده از گذر زمان و رنجیده از بی مهری کسان، خود را نیازمند مرمت می یابد. با این حال دست بردن در مجموعه ای که ایرانیان سخت بدان خو گرفته اند و خارجیان، ایران امروزی را با تصویرش می شناسند، کاری ساده و خالی از حرف و حدیث نیست.


 
 
جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٤