abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator اصطلاحات در مورد خرید کردن در زبان انگلیسی – بخش اول کلیات - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

اصطلاحات در مورد خرید کردن در زبان انگلیسی – بخش اول کلیات
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۳
 

 

Shopping


 

1- آن مغازه تمام اجناسش را با تخفیف می فروشد.

That shop is selling everything off at a discount.

 

2- بعد از ظهر بیا با هم بریم خرید.

Let’s go shopping together in the afternoon.

 

3- نظرت در مورد خرید آن لوستر چیه؟

How about buying that chandelier?

 

4- خیلی قشنگ است. اما ما قدرت خریدش رو نداریم.

It’s very nice, but we cannot afford it.

 

5- کت مورد نظرم رو تو ویترین اون مغازه دیدم.

I saw the jacket I wanted in the window of that shop.

 

6- این مغازه کی باز می شود؟ حدود 9 باز می شود.

What time does this shop open? It opens at 9.

 

7- پوشاک مردانه در کدام طبقه است؟

Which floor is man’s wear on?

 

8- می تونم کمکتون کنم؟ متشکرم، فقط دارم نگاه می کنم.

Can I help you? It’s all right, thank you. I am just browsing/ looking.

 

9- دنبال چرخ دستی می گردم.

I’m looking for a shopping trolley.

 

10- می شه بگید صندوق کجاست؟

Could you tell me where the cashier is?

 

11- جلوی صندوق یک صف طولانی است.

There is a long line at the checkout.

 

 12- نفر بعدی لطفا.

Who is next please?

 

13- من مشتری دائمی اینجا هستم.

I’m a regular customer here.

 

14- لطفا این رسید را پیش خودتان نگه داریم چون بدون آن اجناس تعویض نمی شود.

Please keep this receipt because goods cannot be exchanged without it.

 

15- تمامی اجناس ما ضمانت دارند.

Our goods are all under guarantee.

 

16- امروز مغازه ها زود می بندند.

Today is an early closing day.

 

17- ویترین مغازه خالی بود.

The shop window was bare.

 

18- مغازشون خوب در میاره.

Their shop is a nice earner.

 

19- برای رعایت سلامتی، لطفا رد این فروشگاه از کشیدن سیکار خودداری فرمایید.

In the interest of health, please do not smoke in this shop.

 

20- به علت فوت پدر، این مغازه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.

Due to father’s death, this shop is closer until further notice.

 

21- خوب، من چقدر باید بدم؟

Well, how much should I pay?

 

22- سایر اصطلاحات:

برچسب قیمت: price tag

پس دادن: return

عوض کردن: exchange

امتحان کردن: try on

پرداختن: pay for

تخفیف: discount

قیمت حراجی: sale price