abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator اصطلاحات زبان انگلیسی , - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

اصطلاحات زبان انگلیسی ,
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢۳
 

 

getting to the heart of the matter.......... دست روی اصل مطلب گذاشتن

be all thumb........ دست پا چلفتی بودن

make no bones about it.......... رک و پوسکنده گفتن

there is more to the matter than meets the eye........... مسئله پیچیده تر از اونه که میبینیم

the matter in hand........... موضوع مورد بحث

turn a blind eye......... نادیده گرفتن..چشم پوشی کردن

 

getting to the heart of the matter.......... دست روی اصل مطلب گذاشتن

be all thumb........ دست پا چلفتی بودن

make no bones about it.......... رک و پوسکنده گفتن

there is more to the matter than meets the eye........... مسئله پیچیده تر از اونه که میبینیم

the matter in hand........... موضوع مورد بحث

turn a blind eye......... نادیده گرفتن..چشم پوشی کردن

make head or tail of something........... سر در آوردن از چیزی

get off your chest............. خود را خالی کردن دق دل

off hand...... فی البداهه....سر ضرب

Tell something straight from the shoulder........ بدون رودربایستی گفتن

To earmark something for this end........ اختصاص دادن برای این هدف

Take fresh heart at something........ به چیزی دلگرم شدن..به چیزی دل بستن

Be a heartening development............ پیشرفت دلگرم کننده...چشمگیر

Eat one`s heart out........ غصه چیزی را خوردن

Take the responsibility on one`s shoulder........... مسئولیت چیزی رو به عهده گرفتن

The Achilles` heel of something......... نقطه ضعف چیزی...پاشنه آشیل

Take heart....... دلگرم شدن... جرات کردن

Put one`s best foot forward............ زیاد هر چه سریعتر ..با سرعت

Heart of the matter......... جان کلام...لب مطلب

Have some ideas in my head........... یه فکرایی دارم

Keep one`s fingers crossed............. انشاله خدا کنه

اصطلاحات راجع به زمان، بسیار ساده ولی کاربردی

In no time....... آنی

Times without number...... پی در پی..بی شمار

Take your time..... عجله نکن

The other day..... چند روز قبل

It was high time....... وقت اون رسیده..دیگه وقتشه

When the time was ripe...... در وقت مناسب/مقتضی

For the time being..... حال حاضر در

In the short run........ در کوتاه مدت

In the long run......... دراز مدت در

Time alone will tell....... آینده معلوم میکنه

One of these days...... همین روزا ...به زودی

At the eleventh hour........ درآاخرین لحظه

Once in a blue moon...... خیلی به ندرت

Every now and then........ هر از گاهی

Work against the clock..... به کوب کار کردن

At your earliest convenience........ در اولین فرصت

Time and again....... چندین بار...بارها

Every other day............ یک روز در میان

Time presses...... وقت تنگ است

Spare time........ وقت آزاد...اوقات فراغت

Time is up....... وقت تمام است

In the nick of time....... سر بزنگاه

fineاست و معمولا همه در جواب میگن how are uیکی از ساده ترین سوالهایی که در طول روز از ما پرسیده میشه

ولی آیا جواب دیگه ای وجود نداره؟ thanks

زمانی که شما احساس خوبی میکنید

How are you

in the pink

I feel exellent

I feel great

I feel marvelous

All the systems go well

Everything in the garden is lovely

Over the moon

On the top of the world

I`m having the time of my life

In seventh heaven

As right as rain

وقتی شما عادی هستید و احساس خاصی ندارید

How R U

Surviving

Hanging in there

So So

Alive and kicking........ ای رنده ایم

Could be better

Decent

وقتی احساس خوبی ندارید یا ناراحت هستید

How R U

I feel blue

I feel low

I feel lousy

I`m having one of those days

I`m not feeling well

Could be worse

وقتی شما احساس خستگی میکنید

How R U

Im dead on my feet

exhausted

I feel like a bus ran over me

Im wipped out

Im dog tired

Im dead tired

وقتی شما احساس نگرانی میکنید

How R U

In the jam

In the soup

between the devil and deep sea

Anxious

ولی جمله های دیگه ای هم وجود I thinkبرای ابراز عقیده چند تا جمله و راه بلدید؟ هر وقت از شما سوالی میشه اکثرا میگید

دارند :

In my book

Im of the opinion that

In my point of view

I express the idea that

I feel strongly that

In my estimation

It`s important........ مهمه که

It is of capital importance...... مهم در راس مسائل

It is of crucial importance

I pot significant

One is important is that........ خیلی مهمه اینه که یه چیزی که

to the best of my knowledge......... میدونم تا اونجایی که

 

His/Her cake is dough

دستش نمک نداره

I felt like a fool

سنگ رو یخ شدم