abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator لعات و اصطلاحات سیاسی - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

لعات و اصطلاحات سیاسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 

 

بخش هفتم

 

sack

اخراج کردن

sanctuary

پناه دادن، پناهگاه

savage oppression

رفتار خصمانه

scandal

رسوایی

Scar

جای زخم (سوختگی)

schedule

منظور کردن

scholastic

آموزشی

scold

سرزنش کردن

scourge

جراحت

search warrant

حکم تفتیش

sect

فرقه مذهبی

seek asylum

درخواست پناهندگی سیاسی

seek international support

درخواست کمکهای بین المللی

seizure

تصرف

self esteem

عزت نفس

self respect

عزت نفس

serve the interest

تامین کردن منافع

setback

توقیف

sewage treatment plant

تصفیه خانه فاضلاب

shadow Government

دولت سایه

shantytown

گدا محله، بیغوله

shrapnel

ترکش خمپاره

shell

گلوله توپ

shore up

محکم کردن

short fall

کسری

sleight

مهارت

slight

تحقیر

sniper

تک تیر انداز

Social Justice

عدالت اجتماعی

soil treatment

بهینه سازی خاک

solidarity

همبستگی

solidarity confinement

زندان تک سلولی

solidarity movement

جنبش همبستگی

spread of violence

گسترش خشونت

Squad

جوخه

squandering

تلفات

state radio

رادیو دولتی

stealth

دزدکی

stock pile

ذخیره

streamline

موثر کردن

strive

کوشش کردن

sustain attack

حمله بی وقفه

sweep mine

مین روبی

tactical retreat

عقب نشینی تاکتیکی

take a back

پا عقب گذاشتن به نفع کسی

take major steps

برداشتن گامهای موثر

take over

غلبه کردن

Tank operator

اپراتور تانک

taper

باریک شدن

Tax Collection Bill

لایحه جمع آوری مالیات

tension

تنش

tenure

دوره

term

دوره

thorough

به طور کامل

Tigress

دجله

to be slated

نامزد شدن

to further

افزایش دادن

to raid a war to lunch

جنگ برانگیختن

Top Figures

شخصیتهای اصلی

track down

فروپاشی

treason

خیانت

troop carrier

نفربر

Truce

صلح موقت

Truce and Reconciliation Committee

کمیته صلح و آشتی

U.S legislation

کنگره امریکا

uncompromising

سازش ناپذیر

uncover

کشف کردن

under the pretext of

به بهانه

undeserved

شایسته نبودن

unequal distribution of wealth

توزیع نابرابر ثروت

unprecedented

بی سابقه

untreated water

آب تصفیه نشده

invulnerable

آسیب ناپذیر

unworthy

بی ارزش

upgrade

بهبود، پیشرفت

upheaval

آشوب

uproot

ریشه کن کردن

upset

به هم زدن، اختلال

urge

ترغیب کردن

verdict from competent court

احکام صادره از طرف دادگاه صالحه

Verify

صحت چیزی را تایید کردن

viable

قابل اجرا

volatile

بی ثبات

War is imminent.

جنگ قریب الوقوع (متصور) است.

war shattered

جنگ زده

war torn

جنگ زده

war-criminal court

دادگاه جنایات جنگی

water treatment plant

تصفیه خانه آب

weapon inspection

بازرسی تسلیحاتی

welfare

رفاه

wiping out

پاک کردن

withdraw

عقب نشینی

Wrap up session

جلسه اختتامیه