abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator الانه دهها هزار نخبه و متخصص از کشور خارج می‌شود - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

الانه دهها هزار نخبه و متخصص از کشور خارج می‌شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۸
 

 

 

روزنامه شرق: خروج نخبه‌ها از کشور، فرار مغز‌ها همان مهاجرتی است که از سرزمین مادری، صورت می‌گیرد.دکتر محمد علی‌زاده، مسئول سابق بررسی جمعیت در سازمان برنامه و بودجه و نیز رییس کنونی سازمان ملی استعداد‌های درخشان معروف به سمپاد است. با او از تاریخچه عبارت فرار مغز‌ها در ایران، عوامل رانشی نخبه‌های ایرانی و اثر مهاجرت این نخبه‌ها بر فرآیند توسعه در کشورمان گفتیم.
‌آقای دکتر، بحث خروج نخبه‌ها از کشور، شاید سالیان درازی است که در ایران وجود دارد، اما به عنوان نخستین سوال می‌خواهم از شما بپرسم، از کجا می‌توان پی برد که به راستی نخبه‌ها از کشور خارج می‌شوند یا نه؟

به نظرم بهترین راه فهم این مطلب، آمار‌هایی است که کشور‌های دریافت‌کننده نخبگان ما منتشر می‌کنند و تا آنجا که ما بر اسناد و مدارک کندوکاو می‌کنیم، عمده کشور‌های دریافت‌کننده مغز‌ها و نخبه‌های ایران، آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، هلند، آلمان، نروژ، بلژیک، سوئد و استرالیا هستند. این آمار‌ها نشان‌دهنده آن است که کشور‌هایی که نخبگان ما را دریافت می‌کنند، کشور‌های پیشرفته و ابرقدرت در جهان هستند. خود این موضوع برای ما بسیار مهم است که نخبه‌های ما جذب کشور‌های درجه دو در اقتصاد جهانی نمی‌شوند. یعنی مقصد نخبه‌های ایرانی همواره کشور‌های پیشرفته‌ای هستند که بالاترین سطح رفاه اجتماعی، اقتصادی و بالاترین درآمد‌های سرانه را دارند.
‌آیا آمار خاصی در مورد تعداد نخبه‌هایی که سالانه از کشور خارج می‌شوند، در دست هست؟

ببینید، باید دقت کنید که همواره دو دسته نخبه از کشور خارج می‌شود؛ یکی آن دسته نخبگانی که از دانشگاه‌ها و مدارس ایران برای ادامه تحصیل جذب دانشگاه‌ها می‌شوند و یک دسته آن نخبگانی هستند که متخصص محسوب می‌شوند. یعنی در کشور‌های مقصد دیگر وارد محیط تحصیلی نمی‌شوند بلکه جذب بازار کار می‌شوند.

اینها معمولا در سرشماری‌ها مشخص می‌شود و چون سرشماری‌ها معمولا هر چند سال یک‌بار انجام می‌شود، برخی کشور‌ها اصلا سرشماری نمی‌کنند و به نمونه‌گیری‌ها اکتفا می‌کنند. اما این مسلم است که تعداد مهاجران نخبه ایرانی به خارج از کشور بسیار بالاست. این را حتی از روی تعداد افرادی که هنوز در ایران هستند و برای مهاجرت اقدام کرده‌اند و به اصطلاح پشت در‌های سفارت ایستاده‌اند، می‌توان فهمید. این ارقام بسیار بالاست.
در رنکینگ‌های بین‌المللی هم ایران در رتبه‌های اول یا دوم صادر‌کننده نخبه‌های نفیس جهانی قرار می‌گیرد. اما اگر بخواهیم با وجود همه اعداد و ارقام متفاوتی که اعلام می‌شود، منطقی‌ترین آنها را بیان کنیم، سالی بین 50 تا 80هزار نخبه و متخصص در مجموع از ایران خارج می‌شود.
‌به نظر می‌رسد که خروج متخصصان نگران‌کننده‌تر باشد، چرا که دولت خرج متخصص شدن آنها را داده است...
دقیقا. یعنی دولت جمهوری اسلامی در سالیان دراز هزینه پرورش این افراد را داده است و این افراد را از یک ماده خام به یک متخصص تبدیل کرده است.

در این بحث اصلا هم کاری به نحوه و نوع نظام آموزشی کشورمان و درست و غلط بودن آن نداریم. اما این یک واقعیت است که ایران به راستی یک کشور نخبه‌پرور است. ما اکنون در سازمان خودمان (سازمان ملی استعداد‌های درخشان/سمپاد) بچه‌های تیزهوش را پرورش می‌دهیم و جشنواره خوارزمی را برگزار می‌کنیم اما هرگز نمی‌توانیم از این بچه‌های المپیادی و تیزهوش بهره‌برداری درستی در امور داخلی کشور کنیم.
‌آقای دکتر، می‌خواهم کمی به عقب بازگردم و درمورد زمان پیدایش عبارت «فرار مغزها» یا همان خروج نخبه‌ها از شما بپرسم. این عبارت از چه زمانی در ادبیات فارسی کاربرد پیدا کرد...؟ این عبارت دقیقا چه معنایی دارد؟

فرار مغز‌ها در واقع گریز نخبه‌ها از یک کشور است. اما فرار مغز‌ها یا در واقع همان «زهکش‌کردن مغزها» پیش از انقلاب هم وجود داشت. در آن زمان، بخشی از نخبگان و برخی از ثروتمندان برای تحصیل به آمریکا، آلمان و فرانسه می‌رفتند و حدود 80درصد آنان، پس از دریافت مدرک تحصیلی بازمی‌گشتند. در جمعیت‌شناسی، بحثی با عنوان «رانش و کشش» وجود دارد که دلیل بازگشت نخبگان در آن زمان و عدم بازگشت نخبگان در شرایط فعلی را توضیح می‌دهد.

فرار مغز‌ها یک نوع مهاجرت محسوب می‌شود اما نام این نوع مهاجرت، مهاجرت گزینشی است؛ مهاجرت ارزشمند‌ترین سرمایه‌های انسانی. در این گزینش ما دو مورد را باید بررسی کنیم؛ نخست آنکه زمینه‌های رانش یا فرار اینها چیست؟ و جاذبه‌ها و موارد کشش در کشور مقصد چیست، که آنها را به سوی خود جذب می‌کند؟

چرا که وجود عوامل رانشی به تنهایی کافی نیست. در سال‌های دهه 30، 40 و 50 بودند افرادی که مهاجرت می‌کردند، اما تعداد آنها بسیار بسیار پایین بود. (البته همان زمان پیش از انقلاب هم حدود یک‌صد هزار ایرانی ساکن آمریکا داشتیم.) اما در آن زمان رقم مهاجرت‌ها آنقدر پایین بود که اثری روی فرآیند توسعه ملی نداشت.
‌چه عواملی باعث اوج‌گیری خروج نخبه‌ها شده است؟

من باید عوامل را به اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تجزیه کنم. برای مثال عوامل اقتصادی را در نظر بگیرید: نرخ رشد اقتصادی در این سال‌ها پایین آمده است. البته پس از انقلاب گاهی رشد‌های پنج یا شش درصدی را تجربه کرده‌ایم، اما به هر حال باز هم نرخ رشد ایران پایین آمده است. در این بین، یک مساله خود رشد است و مساله دیگر نحوه توزیع آن رشد است. خود رشد اقتصادی پایین و سوءرفتار‌ها در نحوه توزیع رشد، به بیکاری در کشور دامن می‌زند. همه اینها باعث شده «بازده اقتصادی کار» در کشور ما یک‌دهم آمریکا و یک‌پنجم کره جنوبی باشد.

بیکاری، کم‌کاری، هرز رفتن منابع، نابرابری اقتصادی و بسیاری از این عوامل نخبه‌ها را می‌رماند. خب؟ مگر نخبه با چه زندگی می‌کند؟ با مغزش. پس قطعا از محیط زندگی خودش، بیش از دیگران تاثیر می‌پذیرد. گفته می‌شود «عدالت اجتماعی» محور است. اما به راستی در عمل، دسترسی‌ها به مواهب اجتماعی و حتی توسعه، نابرابر است. من کاملا به خاطر دارم که ما در برنامه اول توسعه، به دلیل وجود نیروی کم تخصصی و مهاجرت همین نخبه‌ها، سیاست‌هایی را اتخاذ کردیم که نخبه‌ها جذب کشور خودمان شوند.

نهادی برای این کار تشکیل شد، که سراغ نخبه‌های خارج از کشور رفتند