abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator چطور یک چشم انداز عملی برای زندگی خود طراحی کنیم؟ - آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

چطور یک چشم انداز عملی برای زندگی خود طراحی کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٦
 

 

شاید تاکنون واژه‌هایی مانند چشم‌انداز ایران 1404، چشم‌انداز شرکت مایکروسافت، چشم‌انداز اپل و... به گوشتان خورده باشد. می‌خواهم چشم‌انداز را از تعریف کتاب‌های سنگین و قطور جدا کنم و با عبارت ساده بگویم.

 برترین ها: در مقالات گذشته راجع به اینکه برنامه چیست، زندگی با برنامه و بدون برنامه چگونه است، مطالبی را ارائه دادیم. گفتیم زندگی ما مثل همان مسافرتی است که تا کیش می‌رویم. اگر با برنامه برویم چه اتفاقی می‌افتد و بدون برنامه برویم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گفتیم زندگی بدون برنامه، یعنی یک قدم به جلو و یک قدم به عقب. بحث کردیم در مورد اینکه باید گاهی اوقات معنای کلمات را در ذهنمان بشکنیم. دیگر کلمات را آنگونه که تاکنون یاد گرفته ایم، تعریف نکنیم. برخی از این واژه‌ها، ذهن ما را بسته‌اند. بیاییم به شکل جدیدتری این واژه‌ها را برای خودمان تعریف کنیم.

 


صحبت کردیم از اینکه باید همه چیز را به عدد تبدیل کنیم. دیگر حرف کلی و صرفا کیفی نزنیم، برای مثال من زندگی خیلی خوب و عالی می‌خواهم، من خیلی پول می‌خواهم. اینها وقتی مفهوم دارند و باعث انگیزه در فرد می‌شوند که به عدد تبدیل شوند.

چشم‌انداز شما چیست؟


یکی دیگر از موضوعاتی که می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم چشم‌انداز است که زیاد راجع به آن شنیده‌اید. شاید تاکنون واژه‌هایی مانند چشم‌انداز ایران 1404، چشم‌انداز شرکت مایکروسافت، چشم‌انداز اپل و... به گوشتان خورده باشد.  می‌خواهم چشم‌انداز را از تعریف کتاب‌های سنگین و قطور جدا کنم و با عبارت ساده بگویم، وقتی می‌خواهید برای خودتان یا شرکت‌تان چشم‌انداز تعریف کنید، باید ابتدا امکانات، توانمندی‌ها و شایستگی‌های فعلی خود یا شرکت خود را تعریف کنید. در حوزه‌های مختلفی می‌توان توانمندی‌ها و شایستگی‌ها را تعریف کرد. اگر به لحاظ فردی نگاه کنیم، در حوزه‌هایی چون استعداد، هوش، تحصیلات، سابقه کاری و تجربه، پدر و مادر و سایر اعضای خانواده، موقعیت شغلی، توانمندی فیزیکی، ظاهر و... و اگر به لحاظ سازمانی ببینیم می‌توان در حوزه هایی چون بازاریابی و فروش، نیروی انسانی، بخش تولید، ساختار سازمانی و اداری، توانمندی مالی، قدرت توزیع، شهرت و اعتبار برند، حسن سابقه و تجربه سازمانی و...، توانمندی‌ها و شایستگی ها را تعریف کرد و بعد ببینیم چقدر می توانیم به این مهارت‌ها و توانایی‌ها در آینده اضافه کنیم. چشم‌انداز یعنی «یک ایده‌آل رسیدنی» ایده‌آلی که ما یا شرکت ما می‌تواند به آن برسد.


 

از خودتان سبقت بگیرید

 
خیلی از شرکت‌ها از چشم‌اندازی که برای 50 سال نوشته‌اند، در طول 20 سال عبور کرده‌اند، نمونه‌اش مایکروسافت است که چشم‌اندازش این بود: «روی هر میز یک کامپیوتر.» چند سال پیش چشم‌اندازش را عوض کرد: «هر میزی یک کامپیوتر برای 20 سال آینده.» یعنی سال 2030 باید به اینجا برسیم که کامپیوتر شما میز شماست.

تخیل: قدرت و توانایی فوق العاده مفیدی است که خداوند به ما داده است ولی مثل خیلی از توانایی‌های دیگر می‌توانیم این توانایی را بیهوده هدر بدهیم یا به خوبی از آن استفاده کنیم.

باید فقط یاد بگیریم افکارمان را متمرکز کنیم و روی کاغذ بیاوریم و بعد از اینکه نوشتید و مکتوب کردید، می‌شود چشم‌انداز. بعد براساس علم منطق می‌توانید قیاس از جزء به کل یا کل به جزء داشته باشید. مثلا من خودم اول به 20 سال آینده می‌روم بعد 10 سال، بعد 2 سال بعد. 6ماه آینده‌ام را می‌بینم، بعضی‌ها برعکسند از 6ماه به 20 سال می‌روند. فرقی نمی‌کند مهم این است که خودت با کدامیک از روش‌ها راحت‌تر باشی. هر2 منطقی است و هر 2 به یک نتیجه می‌رسند. پس یاد گرفتیم برای خودمان چشم‌انداز بنویسیم، بنابراین یاد می‌گیریم برای مشتریان‌مان، برای شرکت‌مان، برای فرزندان‌مان و... نیز چشم‌انداز بنویسیم.


 

 

 

زمان را دریابید


در زندگی واقعیتی وجود دارد که ممکن است اساس ذهن مارا بر هم بریزد و آن واقعیت این است که ما فکر می‌کنیم می‌توانیم گذشته خود را فراموش کنیم؟ هرگز! گذشته همیشه با ماست.

حضرت علی(ع) در مورد زمان، حدیث زیبایی دارند که برداشت من از حدیث ایشان این است که می‌فرمایند: «زمان 3 قسمت دارد، یک قسمت از آن، گذشته است که مرده و دیگر هیچ ارزشی ندارد، غیر از اینکه شما هم‌اکنون اینجا حضور دارید و شما را اکنون به جایی که هستید، رسانده است. گذشته فقط به درد پند گرفتن می خورد و تو محصول گذشته‌ات هستی و آینده را نیز غیر از خدا کسی خبر ندارد. آن چیزی که مهم است زمان حال است.»

برای مثال «آرا» همین چندوقت پیش در انجمن ترک اعتیاد بود و می‌گفت من آرا هستم یک معتاد، مدت پاکی 17 دقیقه! اولین چیزی که در این انجمن به شما یاد می‌دهند این است که تو گذشته را نمی‌توانی خنثی کنی. گذشته چیزی نیست که پاک‌کن‌برداری و پاکش کنی. گذشته ات می‌تواند به نحو خاصی بوده باشد، اما حال و آینده‌ات چیز دیگری باشد. گذشته تو می‌تواند اعتیاد باشد اما آینده‌ات اینگونه نباشد. پس نمی‌توانید گذشته خود را حذف کنید.

مگر «استیو جابز» بنیانگذار اپل، هیچ وقت انکار کرد که 2 سال در هندوستان معتاد بوده و سال‌ها پیاده‌روی می‌کرده تا به غذای مجانی برسد. نمی‌توانیم اشکالات و اشتباهات گذشته را نفی کنیم.

امیر مؤمنان حضرت علی(ع) در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجاست؟ در کجاست و به کجا می‌رود؟» این یعنی همان جوهره برنامه‌ریزی در زندگی، یعنی اینکه بدانیم گذشته‌مان چه بوده و از آن درس بگیریم، بدانیم در حال حاضر کجاییم و چه توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی داریم و درنهایت اینکه می‌خواهیم در آینده به کجا برویم و چگونه باشیم.

در متون مدیریت استراتژیک نیز می‌بینیم که گفته می‌شود، برای مدیریت استراتژیک باید 3گام زیر را طی کنیم:

1.  کجا بودیم؟ (?where were we)
2.  کجا هستیم؟ (?where are we)
3.  و قصد داریم به کجا برویم؟  (?where are we going)