abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

نکاتی از کتاب : رمز موفقیت نوشته 3
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٢
 

دیل کارنگی و جیمز آلن و الا وایلر

 ترجمه :  محمد جواد پاکدل و مسعود میرزایی

 

21. اگر شرح و احوال مردان و زنان بزرگ ، اعم از کسانیکه در فکر و یا عمل بزرگ بوده اند بخوانیم می بینیم که قوه ای که آنان را به پیش میرانده است عشق و علاقه ی شدید بچیزی بوده که دوست می داشته اند . آنان مجنون وار " لیلی " خود را می جسته اند و سرانجام بر آن دست یافته اند .

22. عقب ماندن و پیشرفتن در زندگی فقط باینستکه شخص هر روز دو سه ساعت از وقتش را صرف تحصیل علم و هنر می کند یا نه .

23. موفقیت رایگان بدست نمی آید . موفقیت قیمت دارد ، قیمت آن بذل کوشش و جد و حهد متمادی است .

24. حواس خمسه را باید تربیت کرد ، اگر حواس خمسه تربیت نشوند ، اطلاعات ما از دنیای خارج بسیار کم و سطحی خواهد بود ، بنابر این چشم را باید تربیت کرد که زیبایی های حقیقی را ببیند و قس علیهذا سایر حواس .

25. روح بزرگ در راه نیل مقاصد بزرگ ترجیح میدهد با شکست مطلق روبرو شود تا اینکه از پیشروی بسوی هدف خودداری کند . پیروزی یا مرگ : اینست شعار یک روح بزرگ !!!!

26. قابلیت درست فکر کردن خیلی اهمیت دارد با وجود این مردم باین نکته کم اهمیت میدهند .

27. کاری که می خواهی فردا انجام بدهی ، امروز انجام بده ، کاری را که می خواهی امروز بانجام برسانی هم اکنون شروع کن .

28. برای ترک عادت زشت ، هیچ دارویی در داروخانه وجود ندارد یگانه داروی این درد ، بکار انداختن نیروی اراده است !!!!

29. منتظر فرصت مباش بلکه فرصت را بیافرین . هرگز مایوس مشو و اگر هم مایوس شدی در حال یاس همچنان بکار خود ادامه ده .

30. فرق زیادی بین مرد کامیاب و مرد شکست خورده وجود ندارد !!! مرد کامیاب کار می کند و منتظر می نشیند و مرد شکست خورده فقط منتظر می نشیند !!!!

خصوصیات مرد کامیاب ، اینهاست :

1. فکرش سریع تر کار میکند .

2. نیروی اراده ی قوی دارد .

3. به تمرکز قوای دماغی قادر است .

4. حافظه ی قوی ، منظم و همیشه آماده و بیداری دارد .

5. دارای نیروی بیان است و می تواند با منطق قوی طرف را مجاب کند .

6. بنفس خود اعتماد دارد .

7. از تجارب خود و دیگران مخصوصا دیگران بحداکثر استفاده می کند .

8. همیشه نسبت به آنچه در اطرافش میگذرد ، بیدار است .

9. کلمه ی شکست در قاموس او مفهومی ندارد .

10. در دنیا چنان بسر می برد که گویی چیزی بنام " نومیدی " اصلا وجود ندارد .  

 


 
 
نکاتی از کتاب : رمز موفقیت نوشته ادامه ......
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱۱
 

10 . از خواستن چیز های بزرگ هرگز باک نداشته باش زیرا اگر ایده آل تو بزرگ باشد قواییکه هرگز فکر نمی کردی در تو وجود دارد ظهور خواهد کرد .

11 .بدون تصمیم نمی توان قوای دماغی را متمرکز ساخت و بدون تمرکز قوای دماغی هم نمی توان بکامیابی نایل گشت .

12. اغلب مردم در کارهایشان یا کمی تعجیل و یا کمی تاخیر میکنند و در نتیجه با شکست روبرو میگردند . باید کارها را بموقع خود انجام داد و البته شناختن موقع ، کار آسانی نیست .

13. بعضی سزاوار ستایشند برای کارهای که کرده اند و برخی برای کارهایی ممکن بود بکنند و پاره ای برای کارهایی که می توانستند بکنند و نکرده اند . !!

14. روزگار طبق طبق گلهای فرصت در دسترس ما قرار میدهد تا از آن استفاده کنیم  . و آنگاه چه استفاده بکنیم و چه نکنیم آهسته و بی سر و صدا این فرصتها را از ما پس میگیرد و آنرا در چاه بی پایان زمان می افکند .

15. کانال دایل می گوید : کاریکه شما در این دنیا انجام میدهید اهمیتی ندارد . آنچه مهم است این است  که تا چه اندازه می توانید مردم را متقاعد سازید که کارهای را که انجام داده اید ، گران بهاست .

16. اخلاق خوب سرمایه است . اخلاق خوب قدرت است . اخلاق خوب کامیابی است . اخلاق خوب اقبال است . اخلاق خوب بهترین دارایی است که ممکن است کسی در این دنیا داشته باشد .

17. اغلب کسانی که در قلمرو شکست سرگردان میگردند ، برای این است که قادر نیستند به نفس اماره بگویند . " نه " !!

18. ممکن است ثروت از دست رفته را با سعی و کوشش مجددا بدست آورد و علم فراموش شده را با مطالعه بخاطر آورد ولی وقت که از دست رفت به هیچ وجه مجددا بدست نمی آید و برای همیشه در قلمرو ابدیت مفقد الاثر میگردد .

19. کسیکه در زندگی هدف مخصوص ندارد ، در جنگل تصمیمات رنگارنگ گم میشود . کسیکه می خواهد همه جا باشد ، هیچ جا نخواهد بود . یک تصمیم ، یک هدف و یک آرزو باید شعار کسی باشد که می خواهد در زندگی کامیاب گردد .

20. تنها با آرزو کردن ، نمیتوان چیزی را بدست آورد . باصطلاح تنها با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود . باید برای نیل به آرزو با یک انژی پایان ناپذیر و یک اراده راسخ و یک خواهش عمیق ، بتلاش پرداخت . بزرگترین تراژدی زندگی اشخاصیکه شکست خورده اند این بوده است که آنان یک علاقه ی مشخص و معلوم برای چیزی معین نداشته اند .


 
 
ارزش سلطنت
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱۱
 

 

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.

خلیفه گفت: مرا پندی بده!

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

گفت: صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی
.


 
 
رضا شاه خائن !!!!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱۱
 

یادش به خیر، ملاقاتی داشتم با پروفسور حسابی (پدر علم فیزیک ایران) - که خدایش رحمت کند - می گفت: "وقتی خواستم دانشگاه تهران را تاسیس کنم با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: "دانشگاه بسازید که چه بشود؟" و من عرض کردم: "دکتر و مهندس ها که برای تحصیل به فرنگ می روند، در مملکت خودمات تربیت کنیم." و او پاسخ داد: "تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است و باید فرنگی ها برای ما اینکار را بکنند." متاثر از کوته فکری وزیر معارف و ناامید از انجام رسالتی که بر دوش داشتم از دفتر وزیر خارج شدم، رفیق شفیق که آزدگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت: " من می توانم از اعلیحضرت (رضا خان) برایت وقت ملاقات بگیرم مشروط به اینکه وزیر معارف نفهمد که من این وساطت را انجام داده ام!" وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید "که چه شود؟" عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید" که چه شود؟" و عرض کردم: " این جاده ها و راه آهن را آلمان ها می سازند! مهندسین خودمان آن را بسازند و ... شاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می گویم رای بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم. فردای آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده اند که اعلیحضرت فرموده اند، کارتان را شروع کنید و طرحتان را نیز بنویسید. و این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران است و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد


 
 
Music And Literature
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٠
 

 

886. What’s your favorite kind of music? Do you like jazz?

887. He’s a composer of serious music. I like his music a lot.

888. We went to a concert last night to hear the symphony orchestra.

889.  My brother took lessons on the trumpet for nearly ten years.

890. You play the piano beautifully. How much do you practice every day?

891. I’ve never heard that piece before. Who wrote it?

892. Have you ever thought about becoming a professional musician?

893. Who is the author of this novel?

894. I’ve never read a more stirring story.

895. Who would you name as the greatest poet of our times?

896. This poetry is realistic. I don’t care for it very much.

897. Many great writers were not appreciated fully while they were alive.

898. This is a poem about frontier life in the United States.

899. This writer uses vivid descriptions in his writings.

900. How much do you know about the works of Henry Wadsworth Longfellow?

آموزش سریع زبان QQEnglish‏ - ‪qqeng.com‎                          منبع :

Adwww.qqeng.com/ir‎


 
 
Radio And Television
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٠
 

871. What channel did you watch on television last night?

872. I don’t get a good picture on my TV set. There’s something wrong.

873. You get good reception on your radio.

874. Please turn the radio up. It’s too low.

875. What’s on following the news and weather? Do you have a TV guide?

876. You ought to have Bill look at your TV. Maybe he could fix it.

877. We met one of the engineers over at the television station.

878. Where can I plug in the TV? Is this outlet all right?

879. I couldn’t hear the program because there was too much static.

880. Your car radio works very well. What kind is it?

881. The next time I buy a TV set, I’m going to buy a portable model.

882. I wonder if this is local broadcast.

883. You’d get better TV reception if you had an outside antenna.

884. Most amateur radio operators build their own equipment.

885. Station WRC is off the air now. They signed off two hours ago.

 


 
 
An Introduction to Etymology: Word Stories
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٠
 

The Surprising Origins of Everyday Words

By Richard Nordquist

The study of word histories can be entertaining as well as thought-provoking. Find out some of the many ways in which new words have entered (and continue to enter) the English language.

The etymology of a word refers to its origin and historical development: that is, its earliest known use, its transmission from one language to another, and its changes in form and meaning. Etymology is also the term for the branch of linguistics that studies word histories.

What's the Difference Between a Definition and an Etymology?

A definition tells us what a word means and how it's used in our own time. An etymology tells us where a word came from (often, but not always, from another language) and what it used to mean.

For example, according to The American Heritage Dictionary of the English Language, the definition of the word disaster is "an occurrence causing widespread destruction and distress; a catastrophe" or "a grave misfortune." But the etymology of the word disaster takes us back to a time when people commonly blamed great misfortunes on the influence of the stars.

Disaster first appeared in English in the late 16th century, just in time for Shakespeare to use the word in the play King Lear. It arrived by way of the Old Italian word disastro, which meant "unfavorable to one's stars."

This older, astrological sense of disaster becomes easier to understand when we study its Latin root word, astrum, which also appears in our modern "star" word astronomy. With the negative Latin prefix dis- ("apart") added to astrum ("star"), the word (in Latin, Old Italian, and Middle French) conveyed the idea that a catastrophe could be traced to the "evil influence of a star or planet" (a definition that the dictionary tells us is now "obsolete").

Is the Etymology of a Word Its True Definition?

Not at all, though people sometimes try to make this argument. The word etymology is derived from the Greek word etymon, which means "the true sense of a word." But in fact the original meaning of a word is often different from its contemporary definition.

The meanings of many words have changed over time, and older senses of a word may grow uncommon or disappear entirely from everyday use. Disaster, for instance, no longer means the "evil influence of a star or planet," just as consider no longer means "to observe the stars."

Let's look at another example. Our English word salary is defined by The American Heritage Dictionary as "fixed compensation for services, paid to a person on a regular basis." Its etymology can be traced back 2,000 years to sal, the Latin word for salt. So what's the connection between salt and salary?

The Roman historian Pliny the Elder tells us that "in Rome, a soldier was paid in salt," which back then was widely used as a food preservative. Eventually, this salarium came to signify a stipend paid in any form, usually money. Even today the expression "worth your salt" indicates that you're working hard and earning your salary. However, this doesn't mean that salt is the true definition of salary.

Where Do Words Come From?

New words have entered (and continue to enter) the English language in many different ways. Here are some of the most common methods.

  • Borrowing
    The majority of the words used in modern English have been borrowed from other languages. Although most of our vocabulary comes from Latin and Greek (often by way of other European languages), English has borrowed words from more than 300 different languages around the world. Here are just a few examples:
    • futon (from the Japanese word for "bedclothes, bedding")
    • gorilla (Greek Gorillai, a tribe of hairy women, perhaps of African origin)
    • hamster (Middle High German hamastra)
    • kangaroo (Aboriginal language of Guugu Yimidhirr, gangurru , referring to a species of kangaroo)
    • kink (Dutch, "twist in a rope")
    • moccasin (Native American Indian, Virginia Algonquian, akin to Powhatan mäkäsn and Ojibwa makisin)
    • molasses (Portuguese melaços, from Late Latin mellceum, from Latin mel, "honey")
    • muscle (Latin musculus, "mouse")
    • slogan (alteration of Scots slogorne, "battle cry")
    • smorgasbord (Swedish, literally "bread and butter table")
    • whiskey (Old Irish uisce, "water," and bethad, "of life")
  • Clipping or Shortening
    Some new words are simply shortened forms of existing words, for instance indie from independent; exam from examination; flu from influenza, and fax from facsimile.
  • Compounding
    A new word may also be created by combining two or more existing words: fire engine, for example, and babysitter.
  • Blends
    A blend (also called a portmanteau word) is a word formed by merging the sounds and meanings of two or more other words. Examples include moped, from mo(tor) + ped(al), and brunch, from br(eakfast) + (l)unch.
  • Conversion or Functional Shift
    New words are often formed by changing an existing word from one part of speech to another. For example, innovations in technology have encouraged the transformation of the nouns network, Google, and microwave into verbs.
  • Transfer of Proper Nouns
    Sometimes the names of people, places, and things become generalized vocabulary words. For instance, the noun maverick was derived from the name of an American cattleman, Samuel Augustus Maverick. The saxophone was named after Sax, the surname of a 19th-century Belgian family that made musical instruments.
  • Neologisms or Creative Coinages
    Now and then, new products or processes inspire the creation of entirely new words. Such neologisms are usually short lived, never even making it into a dictionary. Nevertheless, some have endured, for example quark (coined by novelist James Joyce), galumph (Lewis Carroll), aspirin (originally a trademark), grok (Robert A. Heinlein).
  • Imitation of Sounds
    Words are also created by onomatopoeia, naming things by imitating the sounds that are associated with them: boo, bow-wow, tinkle, click.

Why Should We Care About Word Histories?

If a word's etymology is not the same as its definition, why should we care at all about word histories? Well, for one thing, understanding how words have developed can teach us a great deal about our cultural history. In addition, studying the histories of familiar words can help us deduce the meanings of unfamiliar words, thereby enriching our vocabularies. Finally, word stories are often both entertaining and thought provoking. In short, as any youngster can tell you, words are fun.

NEXT:

Related


 
 
English grammar
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٠
 

 

Glossary of Grammatical and Rhetorical Terms

 

"English grammar is happening all around you," say Kersti Börjars and Kate Burridge. "Language change is going on in front of your very eyes" (Introducing English Grammar, 2010).  (kaan tanman/Getty Images)

 

By Richard Nordquist

Definition

English grammar is the set of principles or rules dealing with the word structures (morphology) and sentence structures (syntax) of the English language.

Although there are certain grammatical differences among the many dialects of present-day English, these differences are fairly minor compared to regional and social variations in vocabulary and pronunciation

In linguistic terms, English grammar (also known as descriptive grammar) is not the same as English usage (sometimes called prescriptive grammar). "The grammatical rules of the English language," says Joseph Mukalel,"are determined by the nature of the language itself, but the rules of use and the appropriateness of the use are determined by the speech community" (Approaches To English Language Teaching, 1998).

Examples and Observations

  • "Grammar is concerned with how sentences and utterances are formed. In a typical English sentence, we can see the two most basic principles of grammar, the arrangement of items (syntax) and the structure of items (morphology):

I gave my sister a sweater for her birthday.

 


 
 
قابل توجه خوانندگان وبلاگ :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

سلام دوستان و خوانندگان گرامی این وبلاگ از همان روز اول در همه مواردی که سوال و یا لغات انگلیسی در این وبلاگ گذاشته ام دوستان اصرار دارند تا جواب ها را هم بنویسم و یا معنی لغات را چرا ننوشته ام ؟‌

بنده در طول 37 سال تجربه تدریس متوجه این نکته بودم که دانش آموزان و دانشجویان ما بسیار راحت طلب هستند عزیزان من علم و تحصیل آن به همین راحتی نیست . باید شما عزیزان قدری زحمت به خود داده و به سوالات فکر کنید و در صورت علاقه مندی بیشتر با دوستان و دبیران خود مطرح کنید تا مطلب در یاد شما بماند . می دانم این حرف بنده به مزاج عده ای خوش نخواهد آمد . ولی عزیزان من فرق ما با دنیا غرب در همین نکته بسیار به ظاهر کوچک نهفته است .

چرا یک دیپلم ساختمان فرانسه بسیار کار بلدتر از مهندسان فوق لیسانس ما هستند . ( جسارت بنده خواهند بخشید البته تمامی منهدسان منظور بنده نیست . خود این غزیزان بهتراز من خبری دارند در دانشگاه های ما چه خبر هست ) . وقتی مدرک فروشی شد . پایان نامه در میدان تره بار بفروش برسد نباید انتظار معجزه از دانشگاه ها داشت .

بنده فکر می کنم که وظیفه من معلم معرفی منابع و انواع سوالات امتحانی قبل از امتحان هست تا شما دانش آموزان و دانشجویان ارجمند خود به دنبال پیدا کردن جواب ها باشید شاید به این طریق مطلب و موضوع در یاد و خاطره شما بماند و در آینده به درد شما بخورد . البته این نظر یک معلم پیر و بازنشسته است و شاید زیاد قابل توجه هم نباشد . برای شما موفقیت آرزومندم . عباسی


 
 
نکاتی از کتاب :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

رمز موفقیت نوشته :

 دیل کارنگی و جیمز آلن و الا وایلر

 ترجمه :  محمد جواد پاکدل و مسعود میرزایی

خواندن این را در اولین فرصت به تمام دوستان و اهالی مطالعه توصیه می کنم امیدوارم جوانان با خواندن این کتاب قدر زمان بیش از پیش بدانند .

نابغه کسی است که پیوسته افکارش را از قوه به فعل می آورد . ایده ها سرمایه ای هستند که فقط وقتی در دست افراد با قریحه و نبوغ میافتد ؛ مثمر ثمر می شود .    بالزاک

1 . در هنگام اتخاذ تصمیم باید قبلا اطراف و جوانب قضیه را بدقت مطالعه کرده و بعد بدون تذبذب و تردید تصمیم قاطع گرفت .

2. وقتی از اسکندر پرسیدند : چطور توانستی دنیا را فتح کنی ؟ گفت : با تاخیر نکردن و تصمیم خود را فورا اجرا کردن .

3. تردید و تذبذب ؛ نبوغ با هوش ترین اشخاص را ضایع میگرداند .

4. ولتر راست می گفت : تردید و تذبذب یک علامت بر جسته ی ضعف اخلاق است .

5. باید همیشه به یاد داشته باشیم ؛ شخصی که می تواند تصمیم بگیرد هر قدر هم نقاط ضعف دیگری داشته باشد ،‌بسی کامیابتر از مردی است که نمی تواند تصمیمی بگیرد .

6.انسان کار می کند تا کار نکند . بقول ویلیام فندر : اگر مردم کار کردن را واقعا دوست می داشتند ، ما هنوز زمین را با چوب های دستی شخم می زدیم و بار را روی دوش خود می بردیم .

7. زردتشت در میهن نامه ی آسمانی خویش می فرماید : چیزی داشته باش که دنیا می خواهد و آنگاه اگر در میان جنگل هم بسر بری راه خانه ی تو پر از مردم خواهد بود .

8 . هر عمل بزرگ از فکر سر چشمه می گیرد . هر کامیابی بزرگ نخست یک فکر نامریی بوده است . هر شاهکاری اعم از ادبی ، هنری و یا فلسفی از فکر سرچشمه گرفته است .

9 . فکر کردن هنر است . فکر کردن هنر این است که آگاه باشیم از تدبیر مختلفی که کمک می کند به تنظیم حقایق پراکنده و جستجوی دنیای مجهول آن .

10 . از خواستن چیز های بزرگ هرگز باک نداشته باش زیرا اگر ایده آل تو بزرگ باشد قواییکه هرگز فکر نمی کردی در تو وجود دارد ظهور خواهد کرد .


 
 
چگونه زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

 

تقویت زبان انگلیسی - improve English

چنانچه قصد دارید زبان انگلیسی خود را تقویت کنید اما به اندازه ای که می خواستید موفق نبوده اید، می توانید بر روی اطلاعات موجود در این مقاله تکیه کنید.

در وهله اول، باید به اندازه کافی در معرض زبان انگلیسی قرار بگیرید. بدین معناکه باید گوش دادن به این زبان را بسیار تمرین کنید. به خاطر داشته باشید شکست کدهای زبانی و درک آنچه به شما گفته می شود نیازمند صبر و تمرین زیاد است. همچنین  توجه به اشارات غیر شفاهی، مانند حالات چهره، زبان بدن و غیره در زمان گوش دادن لازم است. اگر دانش شما از زبان انگلیسی فقط در حد یک مبتدی است، بهتر است با گوش دادن به افسانه ها و داستان های کودکان شروع کنید زیرا این داستان ها شامل تعداد زیادی جملات کوتاه و ساده می باشند. به یاد داشته باشید هنگام گوش دادن لازم نیست که همه کلمات یا عبارات را بدانید. در بسیاری از موارد  شما باید پیام اصلی را حتی از طریق پیش بینی معنای کلمات ناشناخته با کمک آنچه به دنبال این کلمات می آید متوجه شوید و کلمات و عبارات را پیش بینی کنید.

از لحاظ گفتاری، توصیه می شود توقع آنچنانی از خودتان نداشته باشید و انتظار نداشته باشید مانند یک فرد انگلیسی زبان صحبت کنید. به خاطر داشته باشید قبل از اینکه بتوانید روان و صحیح صحبت کنید باید مرتکب اشتباهات زیادی شوید. یک راه برای تمرین صحبت کردن تشکیل گروه های دوستی است. در این  گروه ها شما می توانید با یکدیگر مکالمه کنید، تعامل داشته باشید و برخی از نقش ها را به زبان انگلیسی ایفا کنید. به علاوه مهم است در گفتارتان انعطاف پذیرباشید. یعنی اگر برخی کلمات یا عبارات را نمی دانید، این لزوما به این معنا نیست که نمی توانید ایده های خود را بیان کنید. با کمی اعتماد به نفس، می توانید از کلمات یا عبارات دیگری برای انتقال مفهومی که در ذهن دارید استفاده کنید.

در حوزه خواندن، در وهله اول، باید چشمان خود را به حرکت بر روی خطوط متن عادت دهید. بدون تردید، خواندن رمان ، داستان و نیز خواندن به صورت گسترده، ایده ای مناسب جهت افزایش سرعت خواندن شماست. با این وجود، برای اینکه بتوانید به خوبی بخوانید داشتن دانش لغوی قابل اعتماد و مهارت حدس زدن آن دسته از کلمات در متن که قبلا ندیده اید ضروری است. می توانید ابتدا از متونی که علاقه بیشتری به آنها دارید یا حداقل کمی درباره آنها اطلاعات دارید شروع کنید و به تدریج دامنه متونی را که می خوانید گسترش دهید. فراموش نکنید هنگام خواندن یک متن باید رویکردی منتقدانه، متفکرانه، فعال و پاسخگو داشته باشید. به عبارت دیگر گاهی لازم است هنگام خواندن یک متن خود را به جای نویسنده اثر بگذارید  تا بتوانید آنچه نویسنده قصد انتقالش را داشته پیش بینی کنید. به علاوه، یادداشت برداری، خط کشیدن، برجسته کردن، خلاصه کردن و تاویل یک متن می تواند کمک قابل توجهی به شما بکند.

چنانچه می خواهید علمی تر و موثرتر بنویسید باید دانش خود از دستور زبان و واژگان را افزایش دهید. سپس با رویکردی منطقی، انتقادی، متمرکز و یکپارچه به یک موضوع، ابتدا طرح یا استخوانبندی نوشته خود را ایجاد کنید و سپس با سازماندهی، سازماندهی مجدد و اصلاح پیش نویس نهایی به آن جان دهید. به خاطر داشته باشید برای تمرین نگارش لازم است چیزی بیش از زبان یعنی خرد، منطق و سازماندهی را که فراتر از مهارت زبانی هستند را تمرین کنید. نوشتن یادداشت ها و خاطرات شخصی کمک شایان توجهی است برای اینکه حرفه ای تر بنویسید.

اخیرا توجه زیادی به ادغام چهار مهارت شنیداری، گفتاری، خواندن و نگارش شده است. مقصود از ادغام مهارت، تمرین همزمان هر چهار مهارت به  طبیعی ترین شیوه ممکن است. برای مثال وقتی یک فیلم خوب را  همراه با زیرنویس می بینید، همزمان گوش دادن و خواندن را تمرین می کنید. متعاقبا وقتی درباره آن فیلم صحبت می کنید یا مقاله ای در مورد موضوعات بحث شده در فیلم، طرح و یا جنبه های چالش برانگیز فیلم می نویسید هر چهار مهارت را به شیوه ای موثر و مرتبط تمرین می کنید. روش ایده آل دیگر برای پوشش همزمان هر چهار مهارت، شرکت در کنفرانس هاست جایی که شما می توانید به سخنان دیگر شرکت کنندگان گوش دهید، جزوات آنها را بخوانید، به نوبت صحبت کنید و یادداشت بردارید.

از آنجا که زبان انگلیسی یک زبان بین المللی است، بسیاری از واژگان را از زبان های دیگر وام گرفته است، از اینرو از لحاظ تعداد واژگان زبانی بسیار غنی است. در نتیجه فرگیران این زبان باید لغات زیادی یاد بگیرند. با این وجود، این قضیه نباید موجب دلسردی شما شود زیرا نیازی به فراگیری همه واژگان انگلیسی نیست.  استفاده از یک دفترچه مخصوص برای واژگان جدید تکنیکی مفید است. با اضافه کردن لغات جدید به این دفترچه و مرور چندین باره آنها می توانید به گونه ای موثر بر بسیاری از واژگان تسلط پیدا کنید. به مرور، متوجه خواهید شد که قادر هستید بسیاری از لغاتی را که به تازگی فرا گرفته اید در مکالمات روزمره تان با دوستان و افراد دیگر به کار برید.

غنی کردن دانش لغوی خود به کمک کلمات متضاد و مترادف، اجزای کلمه، گروه بندی واژگان، تصاویر، ارتباط دادن لغات، ریشه و منشا کلمات قویا توصیه می شود. گرچه این امر ممکن است به نظر کمی زمانبر باشد، قطعا ارزش این همه کار سخت را خواهد داشت زیرا از این طریق می توانید تعداد واژگان خود را به طور قابل ملاحظه ای افزایش دهید.

مهم نیست چقدر در زبان انگلیسی مهارت دارید، باید به هر طریق  ممکن خودتان را پیوسته در معرض زبان انگلیسی قرار دهید. به عبارت دیگر، تمرین منظم کلید موفقیت شما در فراگیری زبان انگلیسی است. نکات زیر به شما کمک می کنند تا به طور منظم و مداوم در معرض زبان انگلیسی باشید.

  1. روزانه حداقل 30 دقیقه  زمان صرف یادگیری لغات جدید کنید.
  2. مهارت شنیداری خود را با تماشای فیلم، گوش دادن به اخبار، آهنگ ها، سریالهای تلویزیونی، مستندها،  شوهای تلویزیونی و نظیر آن تمرین کنید.
  3. به غیر از کتاب های درسی خود، یک رمان یا داستان انگلیسی را فقط برای لذت خود انتخاب کنید و حداقل چند صفحه از آن را به منظور تمرین خواندن گسترده و سرگرمی بخوانید.
  4. در میان دوستانتان گروهی تشکیل بدهید، گروهی که بتوانید در آن از اسامی مستعار انگلیسی مانند Henry، Max، Betty، July و غیره استفاده کنید. سپس در گروه خود، هر روز صحبت به زبان انگلیسی را تمرین کنید طوریکه انگار هیچ زبان دیگری نمی دانید.
  5. همچنین می توانید در گروه خود مقالاتی راجع به موضوعات جالب بنویسید و با یکدیگر معاوضه کنید. در پی این مقالات می توانید با بحث در مورد آنها به طور همزمان خواندن و نگارش را تمرین کنید.
  6. در مراحل اولیه فراگیری زبان، چنانچه یک مدرس زبان به شما تعلیم نمیدهد، مطالعه یک کتاب درسی دستور زبان ترجیحا با کلید سوالات و توضیحات در پایان کتاب ضروری است.
  7. منبع :

 
 
هنگام صحبت کردن به انگلیسی نباید این 7 کار را انجام دهیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٩
 

 

7 Donts for Speaking English

این مقاله حاصل مسافرت و اقامت در کشورهای مختلف و مصاحبت با افرادی است که زبان انگلیسی زبان دوم آنها بود. به گفتۀ آنها این هفت کار باعث شده ‎بود که روند یادگیری‎ شان مختل شود:

1) از صحبت کردن خجالت نکشید.

فقط یک راه برای یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد و آنهم اینست که دهانتان‎ را باز کنید و به انگلیسی صحبت کنید! دائماً صحبت کنید تا خوب پیشرفت کنید.

مارک توآن:   

    ترس برای همۀ ما وجود دارد و شجاعت یعنی مقاومت در برابر همین ترس و تسلط بر آن.

Courage is resistance to fear, mastery of fear; not absence of fear.  – Mark Twain

می‎توانید عذرخواهی کنید بابت اینکه نمی‎توانید صحبت کنید و مثلاً بگویید که خجالت می‎کشید اما اینکار باعث می‎شود از هدف‎تان دور شوید یعنی تسلط در صحبت کردن به زبان انگلیسی. اصلاً مهم نیست کلمه‎ای را اندکی بلد هستید یا تلفظ تان خوب نیست. اگر می‎خواهید پیشرفت کنید فقط باید صحبت کنید.

هیچوقت نگویید که نمی‎توانید به انگلیسی صحبت کنید چون تکرار آن باعث می‎شود در آیندۀ نزدیک دیگر واقعاً نتوانید صحبت کنید. اگر باور کنید که نمی‎توانید به انگلیسی صحبت کنید، مانع می‎شوید فکر و ذهن‎تان برای یادگیری تلاش کند و فرصت پیشرفت را از خودتان سلب می‎کنید. تنها راه پیشرفت اینست که انگلیسی را تمرین کنید و اصلاً مهم نیست که چقدر در اینکار خوب یا بد هستید.

2) از اشتباه کردن نترسید.

موقع صحبت کردن به انگلیسی نباید از اشتباه کردن بترسید. اشتباه بخشی از وجود هر آدمی است و دیر یا زود این واقعیت را قبول می‎کنید که شما هم مثل دیگران کامل نیستید و اشتباه می‎کنید. تنها راه برای اشتباه نکردن اینست که اصلاً تلاشی نکنید و اگر این رویه را پیش بگیرید، هیچوقت اشتباه نمی‎کنید ولی پیشرفتی هم در کار نخواهد بود.

مایکل جردن:

بیشتر از 9000 فرصت  شغلی را از دست دادم. تقریباً 300 بار در بازی‎های مختلف باختم. 26 بار به امید برنده شدن باز هم بازی را شروع کردم و باختم. بارها و بارها در زندگی شکست خوردم و همین هم علت موفقیت من است.

I’ve missed more than 9000 shots in my career. I’ve lost almost 300 games. 26 times, I’ve been trusted to take the game winning shot and missed. I’ve failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed. – Michael Jordan

شاید این حالت کمی درو از انتظار باشد ولی باید بارها اشتباه کنید و این یعنی دارید انگلیسی صحبت می‎کنید و در حال پیشرفت هستید. اگر هر روز اشتباه نکنید یعنی به اندازۀ کافی انگلیسی صحبت نمی‎کنید. البته نباید عمداً اشتباه کنید و باید مواظب اینجور اشتباهات باشید و در نتیجه می‎توانید یاد بگیرید و مهارت‎های‎تان را ارتقاء دهید.

آخرین موردی که هنگام صحبت کردن به انگلیسی باید به آن بیشتر توجه کنید، گرامر است. برای اینکه بخواهید با کسی به انگلیسی صحبت کنید لازم نیست کاملاً به گرامر مسلط باشید. انگلیسی ‎زبانان به این اهمیت نمی‎دهند که گرامرتان خوب است یا بد بلکه فقط می‎خواهند منظورتان را متوجه شوند و صحبت را ادامه دهند.

اگر واضح و با اعتماد به نفس صحبت کنید اصلاً مهم نیست حرف تعریف یا صفتی را اشتباه بگویید و یا ترتیب جمله را رعایت نکنید.

در بسیاری از برنامه‎های یادگیری زبان بر مقولۀ گرامر تأکید زیادی می‎شود و به مکالمه کمتر توجه می‎شود. عقیدۀ آنها اینست که قبل از شروع به مکالمه باید به تمامی قواعد گرامری مسلط باشید و همین امر باعث کاهش اعتماد به نفس موقع صحبت کردن می‎شود. این همان شنا کردن بر خلاف جریان رودخانه است. اول باید یاد بگیرید چطور صحبت کنید تا اعتماد به نفس خود را بدست آورید و بعداز اینکه به تسلط نسبی رسیدید، گرامر خود را اصلاح کنید.

هر کسی اشتباه می‎کند حتی خود انگلیسی ‎زبانان. هیچ کسی هم با تسلط کامل به زبان انگلیسی به دنیا نمی‎آید؛ کسب این مهارت مستلزم گذشت زمان و تلاش و تمرین زیاد است. بسیاری از آمریکایی‎ها 13 سال به مدرسه می‎روند و هنوز هم نمی‎توانند انگلیسی را به درستی صحبت کنند. 

پس از اشتباهات خود مایوس نشوید، آنها را بپذیرید و به خاطر نقش مفیدی که در یادگیری شما دارند قدرشان را بدانید!

3) به خاطر سطح زبانی  خود عذرخواهی نکنید.

بعضی افراد وقتی به انگلیسی صحبت می‎کنند، به‎خاطر سطح سوادشان در انگلیسی دائم عذرخواهی می‎کنند و این رفتار واقعاً آزاردهنده است. نباید کسی را به دلیل سطح زبانی‎اش دلخور کرد و نیز نباید به خاطر اشتباهات زبانی دیگران دلگیر و ناراحت شد.

افرادی که به خاطر سطح زبانی‎شان عذرخواهی می‎کنند اغلب انتظار دارند بهتر باشند. این دلیل کمی قابل ‎قبول است اما به خاطر اینکه بیشتر از سطح خاصی بلد نیستید، ناراحت نباشید. کسب مهارت زبانی فرآیندی زمان ‎بر است و نمی‎توانید انتظار داشته‎ باشید که یک شبه به این مهارت دست یابید. اگر سال‎ها و یا حتی چند ماه است که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید به هر حال تلاش کردید تا به این سطح برسید پس خودتان را دست کم نگیرید.

4) از خودتان مأیوس نشوید.

شاید بعضی وقت‎ها در یادگیری زبان انگلیسی کمی شکست بخورید و به مرحله‎ای برسید که نتوانید همانطوری که به زبان مادری ‎تان صحبت می‎کنید، به انگلیسی هم صحبت کنید و حتی ممکن است نتوانید کلمات درستی را بکار ببرید.

تقریباً هر کسی که انگلیسی یاد می‎ گیرد دچار این مشکلات می‎شود که در روند یادگیری کاملاً طبیعی است. اگر واقعاً در انگلیسی غرق شده باشید این روند فقط چند هفته طول می‎کشد اما اگر هفته‎ای دوبار سراغ انگلیسی می‎روید این حالت سال‎ها طول خواهد کشید. تنها راه غلبه بر این نوع شکست، تمرین است و تمرین است و تمرین.

یادتان باشد که دلیلش این نیست که شما به اندازۀ کافی باهوش نیستید و یا انگلیسی خیلی سخت است و بدانید که برای خیلی از افراد پیش می‎آید. نمی‎توان از این شکست موقتی فرار کرد پس به استقبالش بروید تا هرچه سریع‎تر این مرحله را پشت سر بگذارید.

5) اگر دیگران منظورتان را متوجه نشدند دلخور نشوید.

شاید بعضی ‎اوقات که دارید با کسی صحبت می‎کنید، آن شخص متوجه منظور شما نشود. چون انگلیسی زبانان زیادی در تمام دنیا وجود دارند پس لهجه‎های مختلفی هم وجود دارد که بعضی از آنها را به سختی می‎توان متوجه شد مثل لهجه‎های استرالیایی و ایرلندی.

در برخورد با افرادی که با خارجی‎ها زیاد تعامل ندارند همچین مشکلی پیش خواهد آمد. چون این افراد همچین تجربه‎ای نداشتند پس شاید هنگام صحبت با شما متوجه حرف‎هایتان نشوند. بدانید که این حالت به عدم مهارت زبانی شما مربوط نیست بلکه به این دلیل است که این افراد با خارجی‎هایی که لهجه‎های مختلف دارند هم ‎صحبت نشده‎اند.    

این حالت ممکن است هنگام صحبت با افرادی که سطح زبانی پائین‎تر از شما دارند هم رخ بدهد. شاید خیلی از حرف‎هایتان را متوجه نشوند چون از واژگان پیشرفته ‎تری استفاده می‎کنید. یادتان باشد که شما هم روزی در سطح آنها بودید و هیچ کسی در روند یادگیری در یک مرحله متوقف نمی‎شود.

6) خودتان را با انگلیسی زبانان دیگر مقایسه نکنید

بدون توجه به سطح زبان‎تان باید تلاش کنید تا بالاتر بروید و به هر آنچه که انجام داده‎اید افتخار کنید و کاری نداشته ‎باشید که دیگران چه فکری می‎کنند چون آنها این را نمی‎دانند که شما ساعت‎ها تمرین کردید تا به این سطح برسید و خبر ندارند که چقدر تلاش کردید.

این بدان معنا هم هست که نباید خودتان را با دیگران مقایسه کنید. آدم‎ها همه با هم فرق می‎کنند؛ یکی زودتر یاد می‎گیرد و دیگری باید زمان بیشتری را صرف کند. شاید یکی از دوستان‎تان به خاطر 3 سال زندگی در لندن بتواند انگلیسی را خیلی خوب صحبت کند ولی این دلیل نمی‎شود که روند یادگیری شما اشتباه باشد.

بعضی افراد از شکست دیگران لذت می‎برند ولی نباید به آنها اهمیت بدهید. به جای اینکه وقت خود را تلف کنید که آنها دربارۀ شما چه فکری می‎کنند، همان زمان را برای پیشرفت و تمرین خود بگذارید.

7) اگر به انگلیسی خوب مسلط هستید (و یا فکر میکنید مسلط هستید) به خودتان مغرور نشوید.

انگلیسی را باید زندگی کرد نه اینکه فقط یک هدف باشد.

انگلیسی بخش کوچکی در مغز شما نیست بلکه یک روند یاگیری است که شاید کمی سخت و متناقض به نظر برسد. وقتی نهایتاً به مهارت بالا می‎رسید (که هر معنایی می‎تواند داشته‎ باشد و در هر سطحی) نباید اینگونه فکر کنید که از قبل انگلیسی را آموخته‎اید چون این رویکرد، مشکلات اساسی و محدودیت‎هایی را ایجاد خواهد کرد که در اینجا به چند مورد اشاره می‎کنیم:

  • با این تفکر، در حال تظاهر هستید چون روند یادگیری هیچوقت متوقف نمی‎شود. مثل اینست که خود را عقل کل بدانید. همیشه مرحلۀ بالاتری وجود دارد و در مرحلۀ فعلی هم باید تمرین کرد.
  • با این رویکرد، زبان‎آموزان تنبل می‎شوند. این یک واقعیت جهانی در مورد روند یادگیری است که اگر در حال رشد و پیشرفت نباشید، حتماً پسرفت خواهید کرد.
  • این خودپسندی بیش از حد مانع شما می‎شود که مثل خود انگلیسی ‎زبانان باشید.
  • درک فرهنگی: شاید همه چیز را در مورد گرامر بدانید اما این بدان معنا نیست که به زبان تسلط دارید. باید دائماً به منبع زبان دسترسی داشته‎ باشید (یعنی فرهنگ زبانی) چون همین فرهنگ است که شما را به آنچه که واقعا هستید سوق می‎دهد.

خب الان می‎دانید که حین انگلیسی صحبت کردن نباید این 7 کار را انجام بدهید.


 
 
از سیر تا پیاز آنفولانزا و راه های درمان آن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 


"آنفولانزا" یا "آنفلوآنزا" عفونت حاد ویروسی دستگاه تنفسی است که در صورت سالم و فعال بودن سیستم ایمنی فرد مبتلا، عوارض بیماری بعد از طی دوره چند روزه تخفیف یافته و بهبودی کامل حاصل می‌شود. در افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن و دچار نقص ایمنی و در مواردی همه‌گیری، عوارض بیماری شدیدتر و مرگ و میر بیشتری دارد.

به نقل از خبرگزاری ایسنا : "آنفولانزا" اغلب بطور ناگهانی و با سردرد و درد عضلانی آغاز شده و به دنبال آن تب و لرز، درد مفاصل، بی‌اشتهایی و کسالت عارض می‌شود. آب‌ریزش از بینی و چشم و درد و ناراحتی گلو نیز وجود دارد، اما با توجه به عوارض حاد اولیه تحت الشعاع قرار می‌گیرند. موارد تخفیف آنفولانزا خیلی شبیه سرماخوردگی بروز می‌کند. در حالیکه این دو بیماری با هم متفاوتند.

 


انتشار و راه انتقال بیماری

به دلیل تغییرات مداوم مواد ژنتیکی، ویروس آنفولانزا زمینه‌ساز وقوع همه‌گیری در منطقه و در جهان می‌شود. تا کنون سه نوع ویروس آنفولانزا A، B و C شناخته شده‌اند که از این میان نوع A بیشترین تغییرات و در نتیجه توانایی ایجاد همه‌گیری را دارا است. راه انتقال این بیماری به این صورت است که ویروس مولد آنفولانزا از طریق ترشحات تنفسی (حلق و بینی) در پی سرفه و عطسه انتقال می‌یابد.

آنفولانزا مرغی

ویروس آنفولانزا علاوه بر انسان، پرندگان و حیوانات دیگر را نیز مبتلا می‌کند، اما شدت و نحوه بیماری‌زایی آن در میزبان‌های مختلف متفاوت است. البته شایع‌ترین نوع آن آنفولانزای پرندگان است که موجب صدمات اقتصادی در مرغداری‌ها شده و برای انسان‌ها نیز خطرناک است. در چند سال گذشته یک نوع ویروس آنفولانزای پرندگان به انسان سرایت کرده و انتشار و مرگ و میر قابل توجهی در جهان ایجاد کرده است. علائم اولیه آن نیز شامل تب (دمای بیش از ۳۸ درجه)، التهاب دستگاه تنفسی (فوقانی و تحتانی)، احتقان، اسهال و حالت تهوع و درد در نواحی شکمی و سینه است.

آنفولانزای خوکی

بیماری آنفولانزای خوکی از کشور مکزیک شروع شده و تا کنون در بسیاری از کشورها مشاهده شده است. این ویروس مسری است و مرکز مدیریت و کنترل بیماری‌های واگیردار وزارت بهداشت کشورمان با همکاری مراکز درمانی و آزمایشگاهی دیده‌ور نمونه تنفسی از بیماران مشکوک را جمع آوری کرده و با استفاده از روش‌های مولکولی حضور این ویروس را بررسی می‌کند.

علائم بیماری آنفولانزای H۱N۱ طیف متنوعی را شامل می‌شود که عبارتند از موارد بالینی خفیف یعنی بیماری مشابه آنفولانزای فصلی تا موارد شدید عفونت حاد دستگاه تنفسی تحتانی و پنومونی. قابل توجه است که در حال حاضر درصد مرگ و میر این بیماری از آنفولانزای فصلی کمتر است.

بر این اساس توصیه می‌شود، در صورت بروز تب ناگهانی بالا به همراه درد عضلانی و ضعف عمومی به مراکز بهداشت مراجعه کنید تا پزشک مرکز در صورت مشکوک بودن به آنفولانزا، نمونه‌گیری کرده برای آزمایشگاه ارسال کند.

 


واکسیناسیون علیه آنفولانزا

همه ساله سازمان بهداشت جهانی ویروس‌های آنفولانزای شایع را اعلام می‌کند و کارخانه‌های واکسن سازی معتبر، واکسن همان سال را می‌سازند. محدودیت ساخت واکسن باعث می‌شود که گروه های جامعه جهت انجام واکسیناسیون اولویت بندی شوند. بیماران قلبی، ریوی، کلیوی، دیابتی، افراد مسن، کودکان و پرسنل بهداشتی درمانی گروه‌های پر مخاطره از نظر بیماری آنفولانزا هستند که بهتر است همه ساله در اوایل پاییز با واکسن همان سال واکسینه شوند.

باید توجه کرد که افراد حساس به ترکیبات تخم مرغ و افرادی که در موارد قبلی تزریق واکسن حساسیت نشان داده‌اند، نباید واکسن آنفولانزا دریافت کنند.

توصیه‌های بهداشتی

بنابر اعلام واحد آنفولانزا انستیتو پاستور ایران، به منظور جلوگیری از انتشار آنفولانزا رعایت موارد زیر الزامی است:

- رعایت بهداشت فردی و عمومی

- شست‌وشوی مرتب دست و صورت با آب و صابون بالاخص پس از برخورد با فرد بیمار

- پوشاندن دهان و صورت هنگام سرفه و عطسه

- اجتناب از تماس با دیگران هنگام بیماری

- استراحت و نوشیدن مایعات گرم به میزان کافی هنگام بیماری

- این بیماری توسط ویروس‌ها ایجاد می‌شود. بنابراین آنتی بیوتیک‌ها اثر مهاری ندارند.

 


آنفولانزا در کودکان

اگر کودک شما نشانه های زیر را داشت احتمالا به آنفولانزا مبتلا شده است؟

تب ناگهانی – 38.3 درجه سیلسیوس یا بالاتر

خستگی، بی حالی به همراه نشانه هایی همچون سرفه های خشک و بینی گرفته

اگر نشانه هایی همچون گرفتگی بینی یا سرفه قبل از تب پدیدار شدند، به احتمال زیاد فرزند شما سرما خورده است.

از دیگر نشانه های آنفولانزا می توان به زودرنج شدن، بی میلی و کم اشتهایی، گلودرد و ورم گلو اشاره کرد. آنفولانزا همچنین باعث ایجاد درد در ناحیه شکم و اسهال و استفراغ می شود.

ویروس های نوع A و نوع B آنفولانزا، به سرعت در محیط منتشر و پخش می شوند. اگر کودک شما در نزدیکی فردی قرار دارد که آنفولانزا گرفته و سرفه و عطسه می کند، احتمال دارد قطرات سرفه یا عسطه او به دهان یا بینی کودک وارد شوند. فرد مبتلا به آنفولانزا، از یک روز پیش از بروز علائم بیماری و 5 روز پس از آن ناقل بیماری است.

از آنجا که ویروس آنفولانزا به سرعت تکثیر می شود، این بیماری می تواند به راحتی در مدرسه، مراکز نگهداری کودکان، زمین های بازی و حتی خانواده پخش شود. بیشتر مواقع، حتی افرادی که تصور می شود مبتلا نشده اند نیز پس از یک تا 4 روز علائم بیماری را نشان می دهند.

البته از آنجا که مقاومت افراد در مقابل ویروس آنفولانزا متفاوت است، شاید فردی به آن مبتلا باشد و خودش خبر نداشته باشد. یا نشانه های خفیفی داشته باشند که تصور شود سرماخوردگی است و به راحتی این ویروس را به بقیه افراد منتقل کند.

چه زمانی باید فرزند خود را پیش دکتر ببریم؟

اگر نشانه های زیر را در کودک خود مشاهده کردید، حتما او را نزد پزشک ببرید:

- اگر کودک شما زیر سه ماه است و تب 38 درجه سیلسیوس یا بیشتر دارد. کودکان در این سن حتما باید تحت مراقب پزشک برای تشخیص عفونت های جدی یا بیماری های احتمالی قرار بگیرند.
- اگر کودک شما بین 3 تا 6 ماه سن و تب بالای 38.3 درجه سیلسیوس یا بیشتر دارد.
- اگر کودک شما بالاتر از 6 ماه سن و تب بالای 39.4 درجه سیلسیوس یا بیشتر دارد.
- بیشتر از سه روز تب داشتن
- سرفه هایی که پس از یک هفته هنوز خوب نشده اند
- داشتن نشانه های آنفولانزا در صورت داشتن بیماری های مزمن همچون سرطان، کم خونی داسی شکل، دیابت یا ناراحتی های قلب، ریه یا کلیه
- داشتن نشانه های آنفولانزا و آرتروت روماتیسمی یا کاواساکی که هر دو با آسپرین درمانی برای مدت طولای بر طرف می شوند.
- گوش درد داشتن
- خس خس کردن گلو یا سخت نفس کشیدن
- دوباره مریض شدن بلافاصله پس از خوب شدن و درمان آنفولانزا
- کم آب شدن بدن
 


 
 
بهشت روی زمین کجاست ؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

 

سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اخیرا شاخص زندگی بهتر ۲۰۱۶ از کشورهایی که بهترین کیفیت زندگی را دارد منتشر کرده است.

خبرگزاری ایسنا: سازمان توسعه و همکاری اقتصادی ۳۴ کشور را در ۱۱ پارامتر رفاه شامل تعادل کار و زندگی، ثروت مالی، ایمنی، آموزش و کیفیت محیط زیستی مورد بررسی قرار داده است و از آمار سازمان ملل، دفاتر آمار ملی و سازمان گالوپ استفاده کرده است.

پایگاه خبری «بیزینس اینسایدر» به بررسی کشورهایی پرداخته که در این شاخص بالاترین امتیاز را به دست آورده است. این کشورها عبارتند از:

۱_ نروژ: این کشور سال گذشته هم دومین امتیاز بالا را به دست آورد. مردم در نروژ بهترین زندگی را دارند و در این کشور اکثر مردم از شغل با درآمد خوب و سطح بالای آموزش برخوردارند و متوسط عمرشان ۸۲ سال است.

۲_ استرالیا: اگرچه استرالیا در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ در رتبه اول و در سال ۲۰۱۵ در رتبه چهارم این شاخص قرار گرفت، امسال رتبه دوم را کسب کرد. بررسی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نشان داد مردم در استرالیا حس اجتماعی قوی دارند و ۹۵ درصد از استرالیایی‌ها معتقدند کسی را می‌شناسند که می‌توانند به آنها اتکا کنند.

۳_ دانمارک: این کشور در مقایسه با رتبه‌اش شاخص سال گذشته، هفت پله صعود کرد و از نظر بیشترین مرخصی با حقوق که به طور متوسط پنج هفته در سال است، امتیاز بالایی را به دست آورد. به‌طور متوسط کارکنان تمام وقت ۶۶ درصد از روزهای خود را به امور شخصی می‌پردازند.

۴_ سوییس: نرخ بیکاری در سوییس حدود ۳.۱ درصد است که یکی از پایین‌ترین نرخ‌های بیکاری در جهان است.

۵_ کانادا: این کشور در مسکن ارزان قیمت رتبه بالایی را کسب کرده است و در دهه ۲۰۰۰ دولت تورنتو و ونکوور محله‌های تک خانواده‌ را اصلاح کردند تا مالکان خانه‌ها اتاق‌های بیشتری برای اجاره داشته باشند و به این ترتیب شمار خانه‌های قابل اجاره‌ ارزان قیمت افزایش پیدا کرد.

۶_ سوئد: مردم در سوئد سطح مشارکت اجتماعی بالایی دارند. در انتخابات اخیر برای پارلمان، ۸۳ درصد از شهروندان سوئد در پای صندوق‌های رای حاضر شدند.

۷_ نیوزلند: نیوزلند که در شاخص زندگی بهتر امسال دو پله صعود کرد، محیط زیست را در اولویت خود قرار داده است. میزان آلایندگی‌های گلخانه‌ای نیوزیلند نسبتا پایین است که عمدتا به دلیل جمعیت اندک در این کشور است.

۸_ فنلاند: در فنلاند چهار درصد از کارمندان ساعت‌های طولانی کار می‌کنند که بسیار کمتر از متوسط ۱۳ درصد سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است.

۹_ آمریکا: با وجود این‌که این کشور از رتبه خود در شاخص سال گذشته چهار پله نزول کرده است، در بخش‌هایی مانند مسکن، درآمد و ثروت بالاترین امتیاز را به دست آورده است. متوسط درآمد خانوار در این کشور ۴۱ هزار و ۷۱ دلار در سال است که بالاترین میزان در بررسی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی بوده است.

۱۰_ ایسلند: این کشور از شاخص سال گذشته هشت پله نزول کرده است. درصد نیروی کار ایسلند که به مدت یکسال یا بیشتر بیکاری بودند، حدود ۰.۷ درصد است که پایین‌تر از متوسط ۲.۶ درصد سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است.

۱۱_ هلند: این کشور یکی از بالاترین نرخ‌های سواد در جهان را دارد و دانش آموزان در هلند در ریاضی، علوم و تست‌ها درک مطلب، امتیاز بالاتر از حد متوسطی را کسب کرده‌اند.

 


 
 
حقوق دونالد ترامپ چقدر است؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

رییس جمهور منتخب آمریکا پیش از برنده شدن، در یکی از تجمع های انتخاباتی گفته بود در صورت پیروزی از دریافت حقوق و مزایای ریاست جمهوری صرف نظر خواهد کرد و حالا با پایان رسیدن انتخابات، زمان عمل به وعده ها فرا رسیده است.

پایگاه خبری شبکه العالم: دونالد ترامپ منتخب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پیش از پیروزی، در تجمعی انتخاباتی وعده داده بود که درصورت پیروزی از دریافت حقوق و مزایای این سمت چشم پوشی کند.

او در ایالت نیوهمپشایر گفته بود: «می دانید اولین اقدامی که پس از انتخاب به عنوان رئیس جمهوری انجام خواهم داد چیست؟ هیچ حقوقی دریافت نخواهم کرد؛ زیرا برای من اهمیتی ندارد".

گفته می شود افزون بر مزایا و امکاناتی که ارزش آن 50 هزار دلار برای انجام ماموریت های ریاست جمهوری آمریکاست، درآمد رئیس جمهور بر اساس قانون، سالیانه 400 هزار دلار است که ماهیانه پرداخت می شود.

ترامپ در سپتامبر 2015 طی مصاحبه ای در توییتر در پاسخ به سئوالی درباره چشم پوشی از دریافت حقوق در صورت ورود به کاخ سفید تاکید کرده بود که حتی یک دلار نیز دریافت نخواهد کرد. ترامپ همان موقع گفته بود که برای تبلیغات انتخاباتی هزینه زیادی صرف کرده است.
رسانه های آمریکا روز جمعه درباره وعده ترامپ مبنی بر دریافت نکردن حقوق ریاست جمهوری سئوالاتی پرسیدند اما رئیس جمهوری منتخب هنوز درباره این موضوع سخنی نگفته است.

ترامپ از تاجران معروف در بخش املاک و رسانه است. وی از یک خانواده ثروتمند است، پدر وی "فرد ترامپ" نیز از بزرگترین سرمایه گذاران در بخش املاک بوده است.


ثروت رئیس جمهور منتخب آمریکا حدود 4 میلیارد و 500میلیون دلار برآورد شده است.

گفتنی است هربرت هوور رئیس جمهوری امریکا در سال 1929 و جان کندی رئیس جمهور آمریکا در سال 1961  نیز از امکانات و مزایای ریاست جمهوری استفاده نکردند.

 


 
 
spelling rule
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

 

Glossary of Grammatical and Rhetorical Terms

 

 

By Richard Nordquist

Definition

A spelling rule is a guideline or principle meant to assist writers in the accurate spelling of a word. Also called a spelling convention.

In our article Top Four Spelling Rules, we point out that traditional spelling rules "are a bit like weather forecasts: we may use them, but we really can't depend on them to be right 100% of the time. In fact, the only foolproof rule is that all spelling rules in English have exceptions."

Spelling rules differ from the rules of grammar. Spelling rules, says Steven Pinker, "are consciously taught and learned, and they show little of the abstract logic of grammar" (Words and Rules, 1999).


Examples and Observations

  • "Spelling rules can help us spell accurately by giving guidelines on how to make plurals (more than one), how to add suffixes (such as -ly and -ment) and how to change the form of verbs (for example, by adding -ing).

    "Words that have come into English from other languages often keep that language's spelling rules and letter combinations. . . . A knowledge of word history (etymology) helps us follow the rules, because then we know which language the spelling rules have come from."
    (John Barwick and Jenny Barwick, The Spelling Skills Handbook for the Word Wise. Pembroke, 2000)
     
  • "An example of a spelling rule is the deletion of final 'silent e' before a vowel initial suffix; arrange, arranging; blue, bluish. This rule is broken (i.e., the e is retained) in singe, singeing; dye, dyeing; hoe, hoeing; glue, gluey; etc."
    (TESOL Newsletter, 1975) 
     
  • Traditional Spelling Rules
    "Most traditional spelling rules are based on the written language only. Consider these two examples: 'to form the plural of nouns ending in y, change y to i and add es' (crycries), and 'i goes before e except after c' (quite a useful reminder, though there are a few exceptions--weird, neighbour, etc.). In such cases, we don't need to know anything about the sounds conveyed by the letters: the rules work on the letters alone. Rules of this kind are useful, as far as they go. The trouble is, of course, that they don't go very far. They need to be supplemented by more basic rules which tell the learners to relate what they see to what they hear. Ironically, it is these rules which are usually not taught, but left for children to 'pick up' as best they can. Not surprisingly, most children don't."
    (David Crystal, The English Language: A Guided Tour of the Language, 2nd ed. Penguin, 2002)
     
  • Teaching and Learning Spelling Rules
    "In general, research has not shown the formal teaching of spelling rules to be an effective instructional method--although several anecdotal and case-study accounts (particularly from older students with learning disabilities) have suggested that learning rules helped them combat a spelling weakness (Darch et al., 2000; Massengill, 2006).

    "Many rules are very complicated, and may apply only to a very small number of words. . . .

    "Students with learning difficulties have the greatest problem remembering and applying spelling rules. It is best instead to teach these students effective strategies for learning new target words and for proofreading, rather than attempting to teach obscure rules that are unlikely to be remembered or understood (Watson, 2013)."
    (Peter Westwood, Teaching Spelling: Exploring Commonsense Strategies and Best Practices. Routledge, 2014)
     
  • The Problem With Spelling Rules
    "From a linguist's point of view, rules are part of the natural system of language. But since spelling was arbitrarily standardized, the spelling rules that exist in school books are not the natural rules of other aspects of language. And as dialects change and drift apart, and language as a dynamic organic system evolves, the rules stay the same, making them a bad fit for the changing sounds. Because of its multiple origins, English spelling is complex, and spelling rules are far from a simple alphabetic–sound correspondence."
    (Kenneth S. Goodman and Yetta M. Goodman, "Learning to Read: A Comprehensive Model." Reclaiming Reading, ed. by Richard J. Meyer and Kathryn F. Whitmore. Routledge, 2011)  
     
  • An Alternative Approach: Morphemic Spelling Rules
    "Morphemes are units of meaning. Some words have one such unit, but many have more than one. There is only one morpheme in the adjective 'glad,' while 'gladly,' an adverb, and 'gladness,' a noun, have two morphemes each. All three words share the same root morpheme, 'glad'; but the added '-ly' ending in 'gladly' and '-ness' in 'gladness' turns the first of these two words into an adverb and the second into an abstract noun. . . . Whenever you put '-ly' or '-ness' on the end of an adjective you generate an adverb in the first case and an abstract noun in the second. . . . 

    " [T]he same morphemes tend to be spelled in the same way in different words. The result is a set of morphemic spelling rules, which transcend the basic alphabetic rules and . . . play a great part in children's successes and failures in learning to read and write. . . .

    "[M]orphemic spelling rules are a valuable but neglected resource for those learning to be literate."
    (Peter Bryant and Terezinha Nunes, "Morphemes and Children's Spelling." The SAGE Handbook of Writing Development, ed. by Roger Beard et al. SAGE, 2009)

 
 
root (words)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

 

Glossary of Grammatical and Rhetorical Terms

 

The noun hope is a root word. Complex words that are derived from hope include hopeful, hopefully, hopefulness, hopeless, and hopelessness.  (Malte Mueller/Getty Images)

 

 

By Richard Nordquist

Definition

In English grammar and morphology, a root is a word or word element (in other words, a morpheme) from which other words grow, usually through the addition of prefixes and suffixes. Also called a root word.

In Greek and Latin Roots (2008), T. Rasinski et al. define root as "a semantic unit. This simply means that a root is a word part that means something. It is a group of letters with meaning."

See Examples and Observations below. Also see:

Etymology
From the Old English, "root"
 

Examples and Observations

  • "Latin is the most common source of English root words; Greek and Old English are the two other major sources.

    "Some root words are whole words and others are word parts. Some root words have become free morphemes and can be used as separate words, but others cannot. For instance, cent comes from the Latin root word centum, meaning hundred. English treats the word as a root word that can be used independently and in combination with affixes, as in century, bicentennial and centipede. The words cosmopolitan, cosmic and microcosm come from the Greek root word kosmos, meaning universe; cosmos is also an independent root word in English."
    (Gail Tompkins, Rod Campbell, David Green, and Carol Smith, Literacy for the 21st Century: A Balanced Approach. Pearson Australia, 2015)

     
  • Free Morphs and Bound Morphs
    "Because a root tells us more about the meaning of a word than anything else, the first thing we ask about a complex word is often: What is its root? Often a complex word has more than one root, as in blackbird. . . .

    "In our native and nativized vocabulary, roots can usually appear as independent words, for which reason they are called free morphs. This makes it particularly easy to find the roots of words like black-bird, re-fresh, and book-ish-ness. In Latin and Greek, roots most often do not occur as separate words: they are bound morphs, meaning they can only appear when tied to other components. For example, the root of concurrent is curr 'run.' which is not an independent word in English or even in Latin."
    (Keith Denning, Brett Kessler, and William R. Leben. English Vocabulary Elements, 2nd ed. Oxford University Press, 2007)
     
  • Roots and Lexical Categories
    "Complex words typically consist of a root morpheme and one or more affixes. The root constitutes the core of the word and carries the major component of its meaning. Roots typically belong to a lexical category, such as noun, verb, adjective, or preposition. . . . Unlike roots, affixes do not belong to a lexical category and are always bound morphemes. For example, the affix -er is a bound morpheme that combines with a verb such as teach, giving a noun with the meaning 'one who teaches.'"
    (William O'Grady, et al., Contemporary Linguistics: An Introduction, 4th ed. Bedford/St. Martin's, 2001)
     
  • Simple and Complex Words
    "[M]orphologically simple words, which contain only a single root morpheme, may be compared to morphologically complex words which contain at least one free morpheme and any number of bound morphemes. Thus, a word like 'desire' may be defined as a root morpheme constituting a single word. 'Desirable,' by contrast, is complex, combining a root morpheme with the bound morpheme '-able.' More complex again is 'undesirability' which comprises one root and three bound morphemes: un+desire+able+ity. Notice also how, in complex words of this sort, the spelling of the root may be altered to conform to the bound morphemes around it. Thus, 'desire' becomes 'desir-' while 'beauty' will be transformed into 'beauti-' in the formation of 'beautiful' and of the increasingly complex 'beautician.'"
    (Paul Simpson, Language Through Literature: An Introduction. Routledge, 1997)
     

 
 
Commonly Confused Latin Abbreviations: E.g., Etc., Et al., and I.e.
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

 

"Latin abbreviations should be used with caution," says Brandon Royal. "Their use depends on whether the intended audience is likely to be familiar with their meaning" (The Little Red Writing Book, 2004).  (tiridifilm/Getty Images)

 

By Richard Nordquist

These days, a safe rule for using Latin abbreviations (such as e.g., etc., et al., and i.e.) is not to use them at all.

Such abbreviations were popular when Latin was the universal academic language in Europe and America. That's no longer the case. Because so few people study Latin anymore, expressions that once were common have fallen into disuse or misuse.

In our time, Latin abbreviations are generally appropriate only in special circumstances that prize brevity, as in footnotes, bibliographies, and technical lists. But if we must use Latin abbreviations, we ought to learn how to use them correctly.

Let's look at four Latin abbreviations that still show up in modern English prose--and that are often confused with one another.

1) e.g. (for example)

Example
"The focus of awareness can be external perception (e.g., the sounds of the morning traffic, the sight of the golden leaves on the lawn), internal sensations (e.g., your body posture, pain), or thoughts and emotions."
(Katherine Arbuthnott, Dennis Arbuthnott, and Valerie Thompson, The Mind in Therapy, 2013)

What e.g. stands for in Latin: exempli gratia
What e.g. means in English: for example
How e.g. is punctuated: with periods after e and g, followed by a comma [U.S.]; usually without periods after e and g [U.K.]
How e.g. is used: to introduce examples
How e.g. should not be used: as a synonym for etc. or to introduce an all-inclusive list.
How e.g. can be avoided: use "for example" or "for instance" instead.

2) etc. (and so on)

Example
"None of my own experiences ever finds its way into my work. However, the stages of my life--motherhood, middle age, etc.--often influence my subject matter."
(Anne Tyler, A Patchwork Planet, 2010)

What etc. stands for in Latin: et cetera
What etc. means in English: and other things
How etc. is punctuated: with a period at the end [U.S.]; with or without a period at the end [U.K.]
How etc. is used: in informal or technical writing, to suggest the logical continuation of a list of things (not, as a general rule, of people)
How etc. should not be used: (1) after and; (2) as a synonym for e.g. or et al.; (3) in reference to people; (4) vaguely to refer to "other things" that are not at all clear to the reader.
How etc. can be avoided: specify all of the items in a list or use "and so on."

3) et al. (and other persons)

Example
"Why is it that any time any of us mentions that women can be something other than just mothers, teachers, nurses, et al., some mother, teacher, nurse, et al. comes in demanding that we re-affirm that it’s okay to be a mother, teacher, nurse, et al.?"
(Shelley Powers)

What et al. stands for in Latin: et alii
What et al. means in English: and other persons
How et al. is punctuated: with a period after the l but not after the t
How et al. is used: in bibliographic citations or in informal or technical writing to suggest the logical continuation of a list of people (not things)
How et al. should not be used: (1) after and; (2) as a synonym for e.g. or etc.; (3) in reference to things; (4) vaguely to refer to "others" that are not at all clear to the reader.
How et al. can be avoided: specify all of the items in a list or use "and so on."

4) i.e. (that is)

Example
"Software is like entropy. It is difficult to grasp, weighs nothing, and obeys the second law of thermodynamics; i.e., it always increases."
(Norman R. Augustine)

What i.e. stands for in Latin: id est
What i.e. means in English: that is
How i.e. is punctuated: with periods after i and e, followed by a comma [U.S.]; with or without periods after i and [U.K.]
How i.e. is used: to introduce an explanatory phrase or clause
How i.e. should not be used: as a synonym for because.
How i.e. can be avoided: use "that is" instead.

 


 
 
آپدیت نود 32 = یوزرنیم و پسورد نود 32 : جمعه، 5 آذر 1395
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٧
 

Username:TRIAL-0183364129
Password:8ebv3vbdc7

Username:TRIAL-0183364122
Password:7h4772jsae

Username:TRIAL-0183364111
Password:x79x2nhjhb

Username:TRIAL-0183364096
Password:8kbn43ppxb

Username:TRIAL-0183364103
Password:9e6n4t362e

Username:TRIAL-0183364090
Password:sa6subbvhh

Username:TRIAL-0183364084
Password:4ss5cf9m6r