abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

کارنامه سبب افسردگی دانش آموزان می شود
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳٠
 

یک کارشناس تعلیم و تربیت با تاکید بر اینکه نظام ارزشیابی کشور سبب ایجاد مشکلات روحی فراوانی برای دانش آموزان می شود ، می گوید : تحقیقات صورت پذیرفته نشان می دهد که بیش از 42 درصد از دانش آموزان افسردگی دارند و حدود 89 درصد از افسردگی های موجود بین دانش آموزان نیز ناشی از نحوه ارزشیابی تحصیلی است.

دکتر رضا معصوم زاده با اشاره به اینکه خانواده ها به دلیل تاکیدی که بر نمره دارند سبب افزایش میزان مشکلات نظام ارزشیابی کشور می شود ، می افزاید : نظام ارزشیابی به خودی خود استرس زا است و با تاکید و فشارهای بی رویه خانواده ها بر دانش آموزان نه تنها دانش آموزان انگیزه بیشتری برای ادامه راه و تلاش بیشتر پیدا نمی کنند که چه بسا احساس ناتوانی و عدم کارایی بر احساس توانایی و غلبه بر مشکلات فائق می آید و از دانش آموز شخصیت ضعیفی می سازد.

یک معلم با تاکید بر اینکه نمی توان با توبیخ و تنبیه انگیزه درس خواندن را در دانش آموزان تقویت کرد ، می گوید : کارنامه تنها نحوه عملکرد دانش آموزان را مشخص نمی کند ، چه بسا به نوعی نحوه عملکرد و میزان حساسیت والدین را نیز مشخص می کند.

الهام قره داغی می افزاید : امتحانات آخر سال تحصیلی همانند امتحانات دیگر هستند و اگر والدینی به شدت نسبت به نمرات دریافتی فرزندشان اعتراض دارند ، اعتراض اولیه را باید نسبت به خودشان داشته باشند ، چرا که در طول امتحانات متعددی که در سال تحصیلی از دانش آموز گرفته شده است ، آنها این نمرات را دیده اند اما هیچ اقدام جدی در زمینه برطرف کردن آن انجام نداده اند.

 

هر ساله بیش از ده  درصد از دانش آموزران کشور در مقاطع مختلف تحصیلی شکست می خورند و مردود می شوند و در این بین آمار مردودی دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر است ، به راستی چرا دانش آموزان انگیزه ای برای درس خواندن ندارند؟ معاون نظری و مهارتی وزارت اموزش و پرورش دلیل عمده عدم رغبت دانش آموزان ، خصوصا دانش آموزان دختر به مطالعه را عدم وجود شغل مناسب میداند و می گوید :  مشکل اشتغال انگیزه تحصیل دانش آموزان را کم کرده است و برای بالا بردن کیفیت آموزشی کشور عوامل ایجاد انگیزه تحصیل در دانش آموزان باید تقویت شود.

دکترعلی اصغر فانی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با اشاره به این که کمبود انگیزه یکی از مشکلات اساسی نظام آموزشی کشور است ، می افزاید : بر اساس مطالعات انگیزه پسران برای ادامه تحصیل کمتر از دختران است  ، به همین دلیل با وجود آمار بیشتر پسران در مقطع دبیرستان ، آمار ورودی دختران به دانشگاه بیشتر است.

وی  با تاکید بر اینکه باید تعریف هدف از تحصیل در کشور تغییر کند ، می گوید : در دو دهه قبل تحصیل معادل اشتغال بود ، ولی در حال حاضر با توجه به افزایش فارغ التحصیلان بیکار  این روند تغییر کرده است و باید جامعه و خصوصا اندیشه دانش آموزان به این سمت حرکت کند که هدف از تحصیل ارتقاء فرهنگ و اندیشه افراد است. 

 انتقاد ازنظام ارزشیابی؛  فقط درحرف

سال هاست که بحث ضعف ارزشیابی در بین متخصصان  مطرح می شود و هر کسی  بحث ناکارآمدی نظام ارزشیابی را پیش می کشد ، شاید این بحث به حدود 15 سال پیش برگردد اما تا کنون جز تغییر ارزشیابی آن هم به صورت آزمایشی و فقط در مقطع ابتدایی حاصل دیگری از این انتقادها و مباحث عاید دانش آموزان نشده است.

سال هاست که دانش آموزان صدمات روحی نظام ارزشیابی را که حاصلی جز مشکلات روحی ناشی از صدمات استرس های شدید  و یا از سویی دیگر بی تفاوتی ندارد را تحمل می کنند و در این بین مواردی همچون چشم و هم چشمی ، رقابت های بی حاصل خانوادگی بر فشارهای ناشی از نظام ارزشیابی می افزاید و در این بین مشکلات نظام ارزشیابی برای دانش آموزان چندین برابر می شود.

تغییر نظام ارزشیابی کشور ضمن اینکه اعتبارات فراوانی را می طلبد ، نیازمند سپری شدن دوره زمانی طولانی است اما می توان با کمی تدبیر حداقل استرس های ناشی از عوامل خارجی نظام ارزشیابی را به حداقل رساند و جو آرامی را برای ادامه تحصیل دانش آموزان فراهم کرد . منبع" خبرگزاری مهر "  

*دانش آموزان ، مهمترین دلیلحساسیت خود را برای نمره ، برخورد معلمان و خانواده هایشان می دانند!

*اضطراب تحصیلی چگونه ایجاد می شود ؟ ،  اضطراب امتحان و راههای مقابله با آن

 

بیست توخالی من! نمره مشخص می کند که من  خوب هستم یا بد !!

 

خانم رضایی هر روز با یک لیوان آب قند، می آمد سراغش که با لب هایلرزان و دست هایی که از سرما یخ زده بودند، بی حال ، روی صندلی افتاده بود. یکی ازبچه ها شانه هایش را می مالید و یکی دیگر کیف و کتابش را از روی زمین جمع می کرد. این ماجرای هر روز مونا بود که یا تازه از جلسه امتحان بیرون آمده بود ، یا یکی ازمعلم ها نمره امتحان قبلی اش را اعلام کرده بود. قصه همیشه سر نیم نمره یا بیست وپنج صدم بود که مونا بیخود از دست داده بود. مونا که گریه می کرد، مدام اسم پدرش رامی آورد و می گفت: «بابا این نمره ها را قبول ندارد.» آخر یک روز همه چیز خیلی خرابتر از همیشه شد. تازه ورقه ها را پخش کرده بودند که مونا از روی صندلی پرت شد رویزمین و از حال رفت. نه امتحان آن روز را داد ، نه توانست تا آخر امتحان ها به مدرسهبیاید.
«
امتحان» ، کلمه ای است از ریشه محن که به معنی در رنج افتادن است. بیدلیل نیست که همه ما در هر سنی باشیم ، با شنیدن نام امتحان ، دچار اضطرابی پنهانمی شویم و در شرایط مختلف احساس می کنیم امتحان ، بر ذهن و روح و دانش ما اثر منفیگذاشته است.

با این حال ، از دیرباز ، امتحان ، روشی استاندارد و رایج برایارزیابی دانش افراد در زمینه های گوناگون بوده است. این که امتحان چگونه برگزار شودو این ارزیابی ها ، از چه طریقی صورت بگیرند ، از مباحث قابل طرح و بررسی در عرصهآموزش است. درواقع ، امتحان به ذات خود امر مفید و لازمی است که بر مبنای آن میتوان به سنجش نتایج آموزش پرداخت ، اما تردیدی نیست که برای رسیدن به این هدف ،برگزاری امتحان به شیوه های مرسوم و شناخته شده ، تنها راه حل نیست. این که چهروشهای دیگری را می توان جایگزین روشهای سنتی امتحان کرد، بحثی است که باید از سویسیاستگذاران آموزشی مورد توجه قرار گیرد ؛ اما در شرایط فعلی که هنوز تا تغییر کاملشیوه های مرسوم و ابداع شیوه های جدید راه زیادی باقی است. باید برای شرایط موجودبرگزاری امتحان فکری کرد. فکری که در نهایت ، وضعیت سنجش دانش آموزان و شرایط روانیبرگزاری امتحان را بهبود بخشد.


 
 
یوزر پسورد نود32 جمعه تاریخ 29/02/1391 مصادف با 2012/05/18
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

Username:TRIAL-66359553 Password:m26c3472xr


Username:TRIAL-66360077 Password:md52vumrdt


Username:TRIAL-66360069 Password:fhvakpdrj3


Username:TRIAL-66360177 Password:2dj36eebrj


Username:TRIAL-66360169 Password:p363ncht76


Username:TRIAL-66360798 Password:27t8hkcrdj


Username:TRIAL-66360801 Password:h34ac8mm6t


Username:TRIAL-66360866 Password:v8r7j83vct


Username:TRIAL-66360914 Password:4mkdbkm5ck


Username:TRIAL-66360868 Password:5ur4d4cmcn


Username:TRIAL-66360908 Password:xx6anb2bt3


Username:TRIAL-66360954 Password:e2j6f4k4cv


Username:TRIAL-66360973 Password:kkm88vrx7x


Username:TRIAL-66361032 Password:a4vbb6kcsv


Username:TRIAL-66361030 Password:4dvefbamr4


Username:TRIAL-66361096 Password:38mj2n3hud


Username:TRIAL-66361090 Password:xj7eceepcu


 
 
5000 لغت مهم برای تافل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

 

perambulate v. To walk about.

perceive v. To have knowledge of, or receive impressions concerning, through the medium of the body senses.

perceptible adj. Cognizable.

perception n. Knowledge through the senses of the existence and properties of matter or the external world.

percipience n. The act of perceiving. percipient n. One who or that which perceives. percolate v. To filter.

percolator n. A filter.

percussion n. The sharp striking of one body against another. peremptory adj. Precluding question or appeal.

perennial adj. Continuing though the year or through many years. perfectible adj. Capable of being made perfect.

perfidy n. Treachery.

perforate v. To make a hole or holes through. perform v. To accomplish.

perfumery n. The preparation of perfumes. perfunctory adj. Half-hearted.

perhaps adv. Possibly.

perigee n. The point in the orbit of the moon when it is nearest the earth. periodicity n. The habit or characteristic of recurrence at regular intervals. peripatetic adj. Walking about.

perjure v. To swear falsely to.

perjury n. A solemn assertion of a falsity.

permanence n. A continuance in the same state, or without any change that destroys the essential form or nature.

permanent adj. Durable.

permeate v. To pervade.

permissible adj. That may be allowed.

permutation n. Reciprocal change, different ordering of same items. pernicious adj. Tending to kill or hurt.

perpendicular adj. Straight up and down.

perpetrator n. The doer of a wrong or a criminal act.

perpetuate v. To preserve from extinction or oblivion.

perquisite n. Any profit from service beyond the amount fixed as salary or wages. persecution n. Harsh or malignant oppression.

perseverance n. A persistence in purpose and effort.

persevere v. To continue striving in spite of discouragements.

persiflage n. Banter.

persist v. To continue steadfast against opposition.

persistence n. A fixed adherence to a resolve, course of conduct, or the like. personage n. A man or woman as an individual, especially one of rank or high station. personal adj. Not general or public.

personality n. The attributes, taken collectively, that make up the character and nature of an individual.

personnel n. The force of persons collectively employed in some service.

perspective n. The relative importance of facts or matters from any special point of view. perspicacious adj. Astute.

perspicacity n. Acuteness or discernment. perspicuous adj. Lucid.

perspiration n. Sweat.

perspire v. To excrete through the pores of the skin.

persuade v. To win the mind of by argument, eloquence, evidence, or refiection. persuadable adj. capable of influencing to action by entreaty, statement, or anything that moves the feelings.

pertinacious adj. Persistent or unyielding. pertinacity n. Unyielding adherence. pertinent adj. Relevant.

perturb v. To disturb greatly.

perturbation n. Mental excitement or confusion. perusal n. The act of reading carefully or thoughtfully. pervade v. To pass or spread through every part. pervasion n. The state of spreading through every part. pervasive adj. Thoroughly penetrating or permeating. perverse adj. Unreasonable.

perversion n. Diversion from the true meaning or proper purpose. perversity n. Wickedness.

pervert n. One who has forsaken a doctrine regarded as true for one esteemed false. pervious adj. Admitting the entrance or passage of another substance.

pestilence n. A raging epidemic.

pestilent adj. Having a malign infiuence or effect. pestilential adj. having the nature of or breeding pestilence. peter v. To fail or lose power, efficiency, or value.

petrify v. To convert into a substance of stony hardness and character. petulance n. The character or condition of being impatient, capricious or petulant. petulant adj. Displaying impatience.

pharmacopoeia n. A book containing the formulas and methods of preparation of medicines for the use of druggists.

pharmacy n. The art or business of compounding and dispensing medicines. phenomenal adj. Extraordinary or marvelous.

phenomenon n. Any unusual occurrence.

philander v. To play at courtship with a woman.

philanthropic adj. Benevolent.

philanthropist n. One who endeavors to help his fellow men. philanthropy n. Active humanitarianism.

philately n. The study and collection of stamps. philharmonic adj. Fond of music.

philogynist n. One who is fond of women.

philologist n. An expert in linguistics.

philology n. The study of language in connection with history and literature. philosophize v. To seek ultimate causes and principles.

philosophy n. The general principles, laws, or causes that furnish the rational explanation of anything.

phlegmatic adj. Not easily roused to feeling or action. phonetic adj. Representing articulate sounds or speech. phonic adj. Pertaining to the nature of sound.

phonogram n. A graphic character symbolizing an articulate sound. phonology n. The science of human vocal sounds. phosphorescence n. The property of emitting light.

photoelectric adj. Pertaining to the combined action of light and electricity. photometer n. Any instrument for measuring the intensity of light or comparing the intensity of two lights.

photometry n. The art of measuring the intensity of light.

physicist n. A specialist in the science that treats of the phenomena associated with matter and energy.

physics n. The science that treats of the phenomena associated with matter and energy. physiocracy n. The doctrine that land and its products are the only true wealth. physiognomy n. The external appearance merely.

physiography n. Description of nature.

physiology n. The science of organic functions.

physique n. The physical structure or organization of a person. picayune adj. Of small value.

piccolo n. A small flute.

piece n. A loose or separated part, as distinguished from the whole or the mass. piecemeal adv. Gradually.

pillage n. Open robbery, as in war.

pillory n. A wooden framework in which an offender is fastened to boards and is exposed to public scorn.

pincers n. An instrument having two lever-handles and two jaws working on a pivot. pinchers n. An instrument having two jaws working on a pivot.

pinnacle n. A high or topmost point, as a mountain-peak.

pioneer n. One among the first to explore a country.

pious adj. Religious.

pique v. To excite a slight degree of anger in. piteous adj. Compassionate.

pitiable adj. Contemptible.

pitiful adj. Wretched.

pitiless adj. Hard-hearted.

pittance n. Any small portion or meager allowance.

placate v. To bring from a state of angry or hostile feeling to one of patience or friendliness.

placid adj. Serene.

plagiarism n. The stealing of passages from the writings of another and publishing them as one's own.

planisphere n. A polar projection of the heavens on a chart.

plasticity n. The property of some substances through which the form of the mass can readily be changed.

platitude n. A written or spoken statement that is fiat, dull, or commonplace. plaudit n. An expression of applause.

plausible adj. Seeming likely to be true, though open to doubt. playful adj. Frolicsome.

playwright n. A maker of plays for the stage.

plea n. An argument to obtain some desired action. pleasant adj. Agreeable.

pleasurable adj. Affording gratification. plebeian adj. Common.

pledgee n. The person to whom anything is pledged.


 
 
افعال عبارتی (Phrasal Verbs) :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 


ساختار اصلی افعال عبارتی به شکل زیر است :

Verb + Adverb

افعال عبارتی هم می توانند لازم و هم متعدی باشند.

به چند مثال از افعال عبارتی توجه کنید :

 

phrasal verbs

meaning

examples

 

direct object

intransitive phrasal verbs

get up

rise from bed

I don't like to get up.

 

break down

cease to function

He was late because his car broke down.

 

transitive phrasal verbs

put off

postpone

We will have to put off

the meeting.

turn down

refuse

They turned down

my offer.

افعال عبارتی جداشدنی (Separable Phrasal Verbs) :

هنگامی که افعال عبارتی متعدی هستند ( یک شیء دارند)، معمولا می توانیم دو قسمت فعل عبارتی را از هم جدا کنیم. مثال :

  • They turn down my offer.
  • They turn my offer down.

هر دو جمله فوق صحیح بوده و معنای مشابهی دارند.

نکته: هنگامی که در افعال عبارتی متعدی شیء، ضمیر باشد چاره ای به جز جدا کردن فعل عبارتی نداریم.

direct object pronouns must go between the two parts of transitive phrasal verbs

 

John

switched

 

on

the radio.

These are all possible.

 

John

switched

the radio

on.

 

 

John

switched

it

on.

 

 

John

switched

 

on

it.

This is not possible.

 نکته :  از آنجایی برخی از افعال عبارتی جداپذیرند و برخی دیگر اینگونه نیستند. چگونه به این موضوع پی ببریم؟

در صورتی که یک فعل عبارتی مانند look up جدا پذیر باشد آن را به این شکل خواهید دید :

 look (something) up

پیشنهاد : هنگامی که در حال یادگیری فعل عبارتی جدیدی هستید مانند put off بهتر است آن را به شکل زیریادداشت کنید:

put something\somebody off

 


افعال اسمی در حالت تأثیر پذیری. (Gerunds in Passive Sense):

افعال اسمی در حالت تأثیر پذیری. (Gerunds in Passive Sense):

 

اغلب اوقات پس از افعال need،want و require از Gerund استفاده می کنیم که در این حالت فعل اسمی حالت تأثیر پذیری را نشان می دهد:

  • I have three pants that need washing (need to be washed).
  • This letter requires signing (needs to be signed).
  • The house wants repainting (needs to be repainted).

نکته : عبارت Something wants doing  یک عبارت انگلیسی بریتانیایی می باشد. میدانیم پس از want معمولا مصدر را می نویسیم.

 


افعال اسمی (Gerunds) :

وقتی یک فعل با "ing" ختم می شود، آن فعل یا فعل اسمی است و یا present participle( زمان حال، فرمی از فعل که مانند صفت عمل می کند.)

هنگامی که از فعل ing دار شبیه به اسم استفاده کنیم معمولا Gerunds خواهد بود:

  • Fishing is fun.

هنگامی که از فعل ing دار شبیه به فعل و یا صفت استفاده کنیم ، معمولا present participle است:

  • Anthony is Fishing.
  • I have a boring teacher.


 


 
 
افعال اسمی پس از افعال اصلی ( Gerunds after certain verbs) :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

 

گاهی اوقات یک فعل را بعد از یک فعل دیگر به کار می بریم. در این حالت فعل دوم معمولا به شکل ریشه استفاده می شود:

         I want to eat.

ولی بعضی وقتها فعل دوم باید فعل اسمی باشد :

         I dislike eating.

این موضوع به فعل اولی بستگی دارد. در زیر لیستی از افعال را می بینید که فعل بعد از آنها معمولا در غالب Gerunds می باشد :

         admit, appreciate, avoid, carry on, consider, defer, delay, deny, detest, dislike, endure, enjoy, escape, excuse, face, feel like, finish, forgive, give up, can't help, imagine, involve, leave off, mention, mind, miss, postpone, practise, put off, report, resent, risk, can't stand, suggest, understand.

به مثال های زیر توجه کنید :

         She is considering having a holiday.

         Do you feel like going out?

         I can't stand not seeing you.

برخی افعال هستند که چندان فرقی نمی کند که به چه شکلی به کار روند :

         I like to play tennis.

         I like playing tennis.

         It started to rain.

         It started raining

 


 
 
افعال اضافی - عبارتی ( Phrasal - Prepositional Verbs):
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

 

ساختار کلی :

verb + adverb + preposition

به مثال های زیر توجه کنید :

phrasal-prepositional verbs

meaning

examples

 

direct object

get on with

have a friendly relationship with

He doesn't get on with

his wife.

put up with

tolerate

I won't put up with

your attitude.

look forward to

anticipate with pleasure

I look forward to

seeing you.

run out of

use up, exhaust

We have run out of

eggs.

از آنجایی که افعال اضافی - عبارتی همیشه با حروف اضافه ختم می شوند، این افعال نیز داری یک شیء خواهند بود. و مانند افعال prepositional (افعال اضافی)، افعال اضافی - عبارتی نیز جدائی ناپذیرند.

پیشنهاد : هنگامی که فعل اضافی - عبارتی جدید را یاد می گیرید بهتر است آن را به شکل زیر یادداشت کنید :

مثال :  Get on with somebody و یا run out of something

افعال عبارتی (Phrasal Verbs) :

افعال عبارتی بخشی از گروه بزرگی از افعال به نام "افعال چند کلمه ای" می باشند. به کار گیری افعال چند کلمه ای به خصوص در مکالمه بسیار رایج می باشد. مانند: pick up، turn on و یا get on with. بسیاری از مردم برای راحتی به تمامی انواع افعال چند کلمه ای Phrasal Verbs (افعال عبارتی) می گویند که شامل یک فعل اصلی به همراه یک و یا چند لغت دیگر است. لغاتی که همراه با فعل اصلی می آیند می توانند قید و یا حرف اضافه باشند.

نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که Phrasal verbs یا افعال عبارتی همچنان یک فعل هستند. get یک فعل است، get up نیز یک فعل می باشد، که در معنا با هم متفاوتند. پس به افعال عبارتی نیز باید به چشم یک فعل جداگانه، با معنای جداگانه نگریست.

همانطور که در مثال زیر ملاحظه می کنید، سه نوع فعل عبارتی داریم :

فعل یک کلمه ای

look

direct your eyes in a certain direction

You must look before you leap.

 

افعال چند کلمه ای

prepositional verbs

افعال اضافی

look after

take care of

Who is looking after the baby?

phrasal verbs

افعال عبارتی

look up

search for and find information in a reference book

You can look up my number in the telephone directory.

phrasal-prepositional verbs

افعال اضافی - عبارتی

look forward to

anticipate with pleasure

I look forward to meeting you.


 
 
افعال اضافی (Prepositional Verbs) :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

 

ساختار اصلی افعال اضافی :

Verb + Prepositional

چون حروف اضافه همیشه دارای یک شیء هستند، تمامی افعال اضافی نیز شیء مستقیمی خواهند داشت. به مثال های زیر توجه کنید:

prepositional verbs

meaning

examples

 

direct object

believe in

have faith in the existence of

I believe in

God.

look after

take care of

He is looking after

the dog.

talk about

discuss

Did you talk about

me?

wait for

await

John is waiting for

Mary.

اینگونه افعال (prepositional verbs)  شداشدنی نیستند.

:

افعال اضافی جدائی ناپذیرند

 

Who is looking after the baby?

This is possible.

 

Who is looking the baby after?

This is not possible.

 پیشنهاد : هنگامی که فعل اضافی جدید را یاد می گیرید بهتر است آن را به شکل زیر یادداشت کنید :

مثال : Believe in somebody/something

این کار به شما کمک می کند که به خاطر داشته باشید فعلی که یاد گرفته اید نیاز به یک شیء داشته و البته جای آن نیز مشخص است.


 
 
نکته های گرامری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

as.......as / should / صفت تفضیلی برتر

 

 


 

Should

١- should، باید اخلاقی و اجتماعی است.
٢- بعد از آن فعل به شکل ساده قرار می گیرد.
بر خلاف has to و have to و had to که اجبار را می رسانند، should یک کار اخلاقی را می رساند و در زمان حال بیان می شود.

 

1- We have a test at 7 o’clock. We……… get up early.

a) should *
b) could
c) had to
d) has to

جمله چون زمان حال را نشان می دهد می توانیم در گزینه should و has to را انتخاب کنیم. اما فاعل جمع است و has to برای فاعل مفرد به کار می رود. بنابراین گزینه a صحیح است.  

 

2- They don’t know the address. They should ……..a policeman.

a) asks
b) to ask
c) asked
d) ask

بعد از should شکل ساده فعل می آید.  

 

3- You like to learn English. You should ……….Hard.

a) studied
b) to study
c) study *
d) studying  

 

4- The student wants to understand the question. He should ……….Carefully.

a) listened
b) to listen
c) listening
d) listen *  

 

صفت تساوی as.......as


اگر دو شخص و یا صفتی را به طور یکسان داشته باشند از ساختار صفت تساوی استفاده می شود. as صفت as  

 

1- My hand writing is as ……..as my sister s handwriting.

a) better
b) good *
c) well
d) best  

 

2- This story book is ……… that one.

a) more interesting
b) as interesting as *
c) the most interesting
d) interesting

چون برابری دو داستان است از صفت تساوی استفاده می کنیم.  

 

3- Her voice is as……… as mine.

a) better
b) good *
c) well
d) best  

 

4- This house is……..that one.

a) bigger
b) biggest
c) as big as *
d) big  

 

صفت تفضیلی برتر

این صفت، برتری یک شخص و یا یک شیء را بیان می کند نسبت به شخص یا شیء دیگر.

est + صفت یک بخشی+ The

 

صفتها را به دو بخش تقسیم می کنیم: صفتهای یک بخشی و یا یک سیلابی و صفتهای چند بخشی. اگر صفت یک بخشی باشد کافی است که er به آن اضافه کنیم و بدنبال آن than را قرار بدهیم.  

 

1. John is .......... than his sister.

a) old
b) as old as
c) older *
d) the oldest


از گزینه b نمی توان استفاده کرد چون در این جمله than آمده است.  

 

2. The woman is.............the man.

a) younger
b) the youngest
c) young
d) younger than *  

 

3. The car is .......... the bus

a) newer
b) the newest
c) new
d) newer than  

 

4. The dictionary is .......... the book.

a) large than *
b) the largest
c) large
d) larger  


 
 
نمونه سوال کنکوری از معنی لغات 50 سوال سری 9
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩
 

1-The time had come for man  to protect nature more than before and stop……..it any longer.

1) exploiting        2) exporting            3) exploring                   4) exploding

  2- Vision is one of our most important………..

1) emotions                   2) feelings                3) images              4) senses

  3- Modern ……….can be destructive if it is not along with proper training .

1) archeology         2) ecology                3) psychology                4) technology

  4- He is collecting ……….for the book he is going to write.

1) consideration        2) information                3) reception              4) variation

  5- The balloon became bigger and bigger as it was……..

1) blown up                2) grown up                3) shaken up     4) taken up

  6- I don’t know why Amir made so much ……..about such an unimportant matter.

1) performance         2)magnificence          3) independence         4) disturbance

7- The host greeted his guest with a ……..smile.

1) careful              2) cheerful                   3) helpful                    4) forceful

8- The official have ………heard about the new changes in school management.

1) exactly              2) frequently                 3) recently              4) occasionally

  9- The student answered all the questions quite………..

1) professionally            2) presently           3) principally                 4) personally

10- It gave me much …….to hear about your success.

1) mystery                    2) pleasure               3) measure                  4) pretty.

11- You can see your own …..in a mirror if you look at it.

1) reaction                2) reflection                  3) relation                4) question

12- Playing is just as necessary to children as food and sleep.

A child can hardly be ……without relaxation.

1) wealthy                     2) thirsty            3) hungry                    4) healthy

13- When someone ………..she doesn’t eat or drink anything from sunrise to sunset.

1) costs                   2) fasts                        3) lasts                          4) rests

14- After watching the film, everybody felt………it was a boring one.

1) excited                      2) depressed         3) happy               4) interested

15- Some robbers avoid ……..by wearing dark glasses and a hat.

1) recognition           2) supervision          3) restriction                     4) invasion

16- That architect is very successful in designing beautiful………..

1) automobiles               2) buildings                3) machines            4) picture

17- Children should have books with pretty pictures.

“Pretty” is the opposite of ……….

1) heavy                2) ugly                          3) funny                     4) tiny  

18- The two sides could not reach…….after long hours of discussion.

1) appointment         2) agreement            3) employment              4) repayment

19- Millions of people all over the world spend hours every week watching sports……on TV.

1) sessions                    2) reasons                3) accidents               4) events

20- The solution to the problem of child labor is heavier …….for those who break the law.

1) rewards                    2) fines                    3) presents                  4) medals

21- Population growth has affected every country in the world . That’s why governments try to ………it .

1) develop              2) improve                   3) increase                       4) restrict

  22- The students repeated the sentences after the teacher………

1) extremely                  2) heavily          3) immediately               4) silently

23-Do you……..to go to the hospital to visit the sick this afternoon

1) attend             2) defend                     3) intend                   4) offend

  24- Sometimes Farhad says he wants to repair his bicycle sometimes he says he wants to sell it and buy a new one. Nobody knows…….. .

1) briefly                   2) politely              3) really                      4) silently

  25- No one could recall when that event had taken place .“ Take place” means…. .

1) occur                     2) suggest                 3) comment                4) attack

  26-When you learn a foreign language, you will be taught punctuation, pronunciation, stress, and……..

1) education                  2) estimation       3) intonation                   4) creation

  27- Every one …….him

1) afraid of                    2) fears           3) fears of                         4) is fear.

28- I don’t know the meaning of this English word.

Why don’t you ……..it up in the dictionary.

 1) pick                   2) make                     3) take                          4) look

29- “Had you registered for the entrance exam?” “Yes I ……it in Tir.”

1) looked                   2) gave             3) presented                  4) attended

  30- How can disabled people ………their problems?

Many mechanical devices are made to help them.

1) overcome            2) welcome                 3) operate                   4) overtake

31- Biology ……….with plants and animals.

1) carries                     2) connects                   3) deals                    4) trains

  32- Did you find the ………to meet the president?

1) activity              2) opportunity                3) probability                 4) necessity

33- Here is a photograph of your brother. He ………….someone I knew in the army.

1) remembers me of                              2) remembers me to

3) reminds me to                                   4) reminds me of

  34- “Isn’t your car very much like your father’s?”

        “Yes, they are exactly………..”

1) same                       2) like                           3) alike                         4) likes

35- Don’t you want to ………..him a ring?

Yes, but I don’t have his phone number.

1)get                        2) give                          3) call               4) leave

36- "Look! You’ve ……some ink on the carpet."

"I’m sorry mother , I’ll clean it immediately ."

1) spilled                        2) left                 3) set                            4) filled

37- I wasn’t able to ……….the meeting because I was busy.

1) hurt                          2) attend                    3) rise                    4) pretend

38- It is everybody’s ………duty to work hard.

1) yearly                       2) natural                 3) world                   4) planning

39- Mary went ……..last year.

1) on a journey         2) to a journey      3) journey                   4) for a journey

40- Minoo made only one…….in her dictation.

1) failure             2) fault                3) problem                 4) mistake

41- The electricity which gets its………..from water is known as hydro electricity.

1) power                  2) force                 3) resource                4) subject

42- Organize your …….before you begin writing .

1) matter                2) thought              3) plan                          4) subject

  43- He does not know how to …….the question.

1) mean                2) answer                     3) talk                           4) mail

44- The ………..of the clock moved slowly towards midnight.

1) arms                2) fingers                    3) hands                 4) figures 

  45- The hotel room was so dirty that I was ……….and complained to the manager.

1) ashamed                   2) disgusted          3) disgusting           4) interested

  46- This book ……me, so I shall not finish it.

1) bores                    2) bears                3) beats                        4) boils

47- He was very cold and was ……his hands together.

1) rubbing                     2) crushing           3) cracking                    4) striking

48- They pay him 400 tomans ………day.

1) each                       2) every                  3) any                           4) per

49- It’s a pity Jack can’t go to school.

You are right. He feels so sick that he can’t attend the class…………… .

1) particularly                2) hardly            3) immediately               4) regularly

  50- Why don’t you ask Reza to ……..your problem?

1) change                      2) describe                 3) solve              4) divide

 


 
 
یوزر پسورد نود32 پنج شنبه تاریخ 28/02/1391 مصادف با 2012/05/17
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸
 

Username:TRIAL-66307078 Password:5najtr7kp5
Username:TRIAL-66307091 Password:7jvhxbrn3m
Username:TRIAL-66307124 Password:xvukkasj2e
Username:TRIAL-66307119 Password:t7ef236rfu
Username:TRIAL-66307145 Password:b6xj7xa6ub
Username:TRIAL-66307147 Password:ftxf3skuv6
Username:TRIAL-66307175 Password:hnpk3b263t
Username:TRIAL-66307187 Password:vrkp6mje5s
Username:TRIAL-66307215 Password:euud3ea3te
Username:TRIAL-66307218 Password:xp5fu4kvkp
Username:TRIAL-66307306 Password:8ubrrf5f4m
Username:TRIAL-66307912 Password:7m3urnuack
Username:TRIAL-66307906 Password:4xkr5daft3
Username:TRIAL-66308001 Password:jvkjjjrvn3
Username:TRIAL-66308008 Password:ta2j3mnd8e
Username:TRIAL-66308094 Password:ekf3vt86es
Username:TRIAL-66308104 Password:s6nm4tsube


 
 
اصطلاحات انگلیسی (6 )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

Face like thunder

If someone has a face like thunder, they are clearly very angry or upset about something.

Face only a mother could love

When someone has a face only a mother could love, they are ugly.

Face the music

If you have to face the music, you have to accept the negative consequences of something you have done wrong.

Face value

If you take something at face value, you accept the appearance rather than looking deeper into the matter.

Face your demons

If you face your demons, you confront your fears or something that you have been trying hard to avoid.

Facts of life

When someone is taught the facts of life, they learn about sex and reproduction.

Failure is the mother of success

Failure is often a stepping stone towards success.

Faint heart never won fair lady

This means that you will not get the partner of your dreams if you lack the confidence to let them know how you feel.

Fair and square

If someone does something fair and square, they do it correctly, following any rules or laws.

Fair crack of the whip

(UK) If everybody has a fair crack of the whip, they all have equal opportunities to do something.

Fair game

If something or someone is fair game, then it is acceptable to target, criticise or attack them.

Fair shake of the whip

(USA) If everybody has a fair shake of the whip, they all have equal opportunities to do something.

Fair thee well

Meaning completely and fully: I am tied up today to a fair-thee-well.

Fairweather friend

A fairweather friend is the type who is always there when times are good but forgets about you when things get difficult or problems crop up.

Fall at the first fence

If something falls at the first fence, it goes wrong or fails at the first or an early stage.

Fall at the first hurdle

If something falls at the first hurdle, it goes wrong or fails at the first or an early stage.

Fall by the wayside

To fall by the wayside is to give up or fail before completion.

Fall from grace

If a person falls from grace, they lose favor with someone.

Fall off the back of a lorry

(UK) If someone tries to sell you something that has fallen of the back of a lorry, they are trying to sell you stolen goods.

Fall off the turnip truck

(USA) If someone has just fallen off the turnip truck, they are uninformed, naive and gullible. (Often used in the negative)

Fall off the wagon

If someone falls off the wagon, they start drinking after having given up completely for a time.

Fall on our feet

If you fall on your feet, you succeed in doing something where there was a risk of failure.

Fall on stony ground

If an idea or plan falls on stony ground, it is received negatively by people in positions of power or fails to  take off.

Fall on your sword

If someone falls on their sword, they resign or accept the consequences of some wrongdoing.


 
 
لغت مهم برای تافل 5000
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

overreach v. To stretch out too far. overrun v. To infest or ravage. oversee v. To superintend. overseer n. A supervisor.

overshadow v. To cast into the shade or render insignificant by comparison. overstride v. To step beyond.

overthrow v. To vanquish an established ruler or government. overtone n. A harmonic.

overture n. An instrumental prelude to an opera, oratorio, or ballet. overweight n. Preponderance.

pacify v. To bring into a peaceful state. packet n. A bundle, as of letters.

pact n. A covenant.

pagan n. A worshiper of false gods.

pageant n. A dramatic representation, especially a spectacular one. palate n. The roof of the mouth.

palatial adj. Magnificent.

paleontology n. The branch of biology that treats of ancient life and fossil organisms. palette n. A thin tablet, with a hole for the thumb, upon which artists lay their colors for painting.

palinode n. A retraction.

pall v. To make dull by satiety.

palliate v. To cause to appear less guilty. pallid adj. Of a pale or wan appearance. palpable n. perceptible by feeling or touch. palsy n. Paralysis.

paly adj. Lacking color or brilliancy.

pamphlet n. A brief treatise or essay, usually on a subject of current interest. pamphleteer v. To compose or issue pamphlets, especially controversial ones.

panacea n. A remedy or medicine proposed for or professing to cure all diseases. Pan-American adj. Including or pertaining to the whole of America, both North and South. pandemic adj. Affecting a whole people or all classes, as a disease.

pandemonium n. A fiendish or riotous uproar.

panegyric n. A formal and elaborate eulogy, written or spoken, of a person or of an act. panel n. A rectangular piece set in or as in a frame.

panic n. A sudden, unreasonable, overpowering fear.

panoply n. A full set of armor.

panorama n. A series of large pictures representing a continuous scene. pantheism n. The worship of nature for itself or its beauty.

Pantheon n. A circular temple at Rome with a fine Corinthian portico and a great domed roof.

pantomime n. Sign-language.

pantoscope n. A very wide-angled photographic lens. papacy n. The official head of the Roman Catholic Church.

papyrus n. The writing-paper of the ancient Egyptians, and later of the Romans. parable n. A brief narrative founded on real scenes or events usually with a moral. paradox n. A statement or doctrine seemingly in contradiction to the received belief. paragon n. A model of excellence.

parallel v. To cause to correspond or lie in the same direction and equidistant in all parts. parallelism n. Essential likeness.

paralysis n. Loss of the power of contractility in the voluntary or involuntary muscles. paralyze v. To deprive of the power to act.

paramount adj. Supreme in authority.

paramour n. One who is unlawfully and immorally a lover or a mistress. paraphernalia n. Miscellaneous articles of equipment or adornment. paraphrase v. Translate freely.

pare v. To cut, shave, or remove (the outside) from anything.

parentage n. The relation of parent to child, of the producer to the produced, or of cause to effect.

Pariah n. A member of a degraded class; a social outcast. parish n. The ecclesiastical district in charge of a pastor. Parisian adj. Of or pertaining to the city of Paris.

parity n. Equality, as of condition or rank.

parlance n. Mode of speech.

parley v. To converse in.

parliament n. A legislative body.

parlor n. A room for reception of callers or entertainment of guests. parody v. To render ludicrous by imitating the language of. paronymous adj. Derived from the same root or primitive word. paroxysm n. A sudden outburst of any kind of activity.

parricide n. The murder of a parent.

parse v. To describe, as a sentence, by separating it into its elements and describing each word. parsimonious adj. Unduly sparing in the use or expenditure of money.

partible adj. Separable.

participant n. One having a share or part. participate v. To receive or have a part or share of.

partition n. That which separates anything into distinct parts.

partisan adj. Characterized by or exhibiting undue or unreasoning devotion to a party. passible adj. Capable of feeling of suffering.

passive adj. Unresponsive.

pastoral adj. Having the spirit or sentiment of rural life. paternal adj. Fatherly.

paternity n. Fatherhood.

pathos n. The quality in any form of representation that rouses emotion or sympathy. patriarch n. The chief of a tribe or race who rules by paternal right.

patrician adj. Of senatorial or noble rank.

patrimony n. An inheritance from an ancestor, especially from one's father. patriotism n. Love and devotion to one's country.

patronize v. To exercise an arrogant condescension toward. patronymic adj. Formed after one's father's name.

patter v. To mumble something over and over.

paucity n. Fewness.

pauper n. One without means of support. pauperism n. Dependence on charity.

pavilion n. An open structure for temporary shelter.

payee n. A person to whom money has been or is to be paid. peaceable adj. Tranquil.

peaceful adj. Tranquil.

peccable adj. Capable of sinning.

peccadillo n. A small breach of propriety or principle. peccant adj. Guilty.

pectoral adj. Pertaining to the breast or thorax. pecuniary adj. Consisting of money. pedagogics n. The science and art of teaching. pedagogue n. A schoolmaster.

pedagogy n. The science and art of teaching

pedal n. A lever for the foot usually applied only to musical instruments, cycles, and other machines.

pedant n. A scholar who makes needless and inopportune display of his learning. peddle v. To go about with a small stock of goods to sell.

pedestal n. A base or support as for a column, statue, or vase.

pedestrian n. One who journeys on foot.

pediatrics n. The department of medical science that relates to the treatment of diseases of childhood.

pedigree n. One's line of ancestors.

peddler n. One who travels from house to house with an assortment of goods for retail. peerage n. The nobility.

peerless adj. Of unequaled excellence or worth. peevish adj. Petulant. (irritable)

pellucid adj. Translucent.

penalty n. The consequences that follow the transgression of natural or divine law. penance n. Punishment to which one voluntarily submits or subjects himself as an expression of penitence.

penchant n. A bias in favor of something.

pendant n. Anything that hangs from something else, either for ornament or for use. pendulous adj. Hanging, especially so as to swing by an attached end or part. pendulum n. A weight hung on a rod, serving by its oscillation to regulate the rate of a clock.

penetrable adj. That may be pierced by physical, moral, or intellectual force. penetrate v. To enter or force a way into the interior parts of.

penetration n. Discernment.

peninsular adj. Pertaining to a piece of land almost surrounded by water. penitence n. Sorrow for sin with desire to amend and to atone.

penitential adj. Pertaining to sorrow for sin with desire to amend and to atone. pennant n. A small flag.

pension n. A periodical allowance to an individual on account of past service done by him/her.

pentagram n. A figure having five points or lobes. pentavalent adj. Quinqeuvalent.

pentad n. The number five.

pentagon n. A figure, especially, with five angles and five sides. pentahedron n. A solid bounded by five plane faces.

pentameter n. In prosody, a line of verse containing five units or feet.

pentathlon n. The contest of five associated exercises in the great games and the same contestants.

penultimate adj. A syllable or member of a series that is last but one. penurious adj. Excessively sparing in the use of money.

penury n. Indigence.


 
 
زبان انگلیسی سال سوم متوسطه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

 

  درس سوم
فعل های دو کلمه ای (Two – word verbs)



لغات درس

Ability = توانایی
Afraid (of) = ترسیده از – نگران از
Amount= مقدار
Area = منطقه – ناحیه
Basis= اساس – زمینه
Brain = مغز
Briefly= به طور خلاصه
Call up = زنگ زدن به
Chemical = شیمیایی
Conscious= هوشیار
Dead=مرده
Detail=جزء
Emotional = احساساتی
Enter = واردشدن
Even = حتی
Event = واقعه – رویداد
Exist = وجود داشتن
Feeling = احساس
Foreigner = بیگانه – خارجی
Forest = ‌جنگل
Hear about = شنیدن درباره
Hobby= سرگرمی
Information= اطلاعات
Interest = علاقمندی
Jet = جت
Look after = نگهداری کردن – مراقبت کردن
Loss = زیان – ضرر
Memory = حافظه
Mental =‌ روانی
Mind = حافظه
Mistake = اشتباه
Object = مفعول- جسم
Occur = ‌اتفاق افتادن
Over and over =‌بارها و بارها
Over learning= زیاد یاد گرفتن
Pace= گام - قدم
Painful = دردناک
Photographic = فتو گرافیک
Physical= جسمی – فیزیکی
Poem=شعر
Psychologist= روانشناس
Question= سؤال – سؤال کردن
Recall= درباره زنگ زدن
Record = ضبط کردن
Responsible=مسؤول
Scene=منظره – چشم انداز
Search for = جستجو کردن برای
Shopkeeper = مغازه دار- فروشگاه دار
Slow down= آرام کردن – کم کردن
Sorry about = متأسف از
Stick in ones mind = در حافظه ماندن
Talk with = صحبت کردن با
Thus = بنابراین
Turn up = بالا بردن
Weekend = آخرهفته – تعطیلات

 



فعل های دو کلمه ای (Two – word verbs)

1) فعل های دو کلمه ای (Two – word verbs)
1 – بسیاری از فعل ها از دو کلمه تشکیل شده اند، یکی قسمت اصلی فعل و دیگری جزئی که آن را کامل می کند.مانند Put on‌ که قسمت اصلی آن Put‌و جزء دیگر آن On‌می باشد.

Put -> base
On -> particle

شما با چند فعل دو کلمه ای زیر قبلاً آشنا شده اید:

Put on = پوشیدن
Give back =‌پس دادن
Wake up = بیدار شدن
Take off = درآوردن
Pick up = برداشتن
Turn on = خاموش کردن
Call up=تماس تلفنی گرفتن
Turn down= کم کردن
 

 

  2 – اگر مفعول فعل دو کلمه ای یک اسم باشد، هم می تواند بعد از قسمت اصلی فعل دو کلمه ای بیاید و هم می تواند بعد از جزء دوم فعل دو کلمه ای بیاید به مثال زیر توجه کنید:

I put on my coat. (put on + مفعول)
I put my coat on. (Put‌+ مفعول+On(

همانطور که در مثال بالا ملاحظه می کنید مفعول این فعل یعنی my coat در جمله اول بعد از هردو کلمه فعل دو کلمه ای آمده است و در جمله دوم کلمه فعل دو کلمه ای آمده است و به هر دو شکل صحیح است.  

 

  3 – حال اگر مفعول فعل دو کلمه ای، یک ضمیر باشد فقط می تواند ما بین دو کلمه فعل دو کلمه ای بیاید.

به مثال زیر توجه کنید:

I put it on.(put+ ضمیر مفعول+on)

ملاحظه می کنید که it که مفعول است ما بین put , on که دو کلمه فعل دو کلمه ای هستند آمده است. به چند مثال دیگر توجه کنید:


I turn on the T.V (turn on + مفعول)
I turn the T.V on (turn + مفعول+ on)
I turn it on . (turn + ضمیر مفعول+on)


Can you wake up mary at 6:00? (wake up + مفعول)
Can you wake mary up at 6 : 00 ? (wake+مفعول+up)
Can you wake her up at 6:00? (wake +ضمیرمفعول+up)
 

 

  2) حرف اضافه + فعل یا صفت (adjective/verb+preposition)

بعد از فعل ها و صفت ها می توان حرف اضافه را آورد. اسم یا ضمیری که بعد از حرف اضافه می آید، مفعول آن است و همیشه بعد از آن می آید.

He is looking for his pen
He is looking for it.

بعد از فعل look حرف اضافه for‌آمده است و مفعول آن his pen یا It بعد از حرف اضافه آمده است.

Im sorry about the accident.
Im sorry about it.

بعد از صفت sorry حرف اضافه about آمده است و مفعول آن the accident یا It بعد از حرف اضافه آمده است.

He is waiting for her sister.(فعل+حرف اضافه)
They are talking about the children. (فعل+حرف اضافه)
Im sorry about the accident. (صفت+حرف اضافه)
He was afraid of the animals. (صفت+حرف اضافه)
 

 

  تمرین :
گزینه صحیح را از میان گزینه های داده شده انتخاب نمایید.

1- I didn’t like the film on TV, so I decided to …………
1) turn it off
2) turn off it
3) turn it on
4) turn on it

2 – Its rainy today. If you want to go out , you must …. Your coat.
1) take off
2)turn up
3)put on
4)pick up

3 – your shoes are very dirty. Please………
1) take them off
2)take off them
3)turn them off
4) turn them

4 – The radio is loud. Please ……….
1) turn it on
2) turn it off
3) turn it up
4) turn it down

5- sorry, I’m late today. I was …… a bus.
1) looking after
2) talking about
3) sorry about
4) waiting for

6- The careless driver was…. The accident.
1) full of
2) responsible for
3) similar to
4) interested

7- Have you….. a doctor about your headaches.
1) talked about
2) looked after
3) talked with
4) talked for

8- A good way to learn something is to repeat it many times. In this way it will…………
1) call your mind
2) interest your mind
3)exist in your mind
4)stick in your mind

9- This room is very dark. Please ……….
1) turn the lights
2)turn the lights down
3) turn the lights up
4)turn the lights on

10) Do you believe in the ……. Of life on other plants.
1) exist
2)existence
3) existing
4) exist able


 
 
درس نهم زبان سال اول نظری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

نمونه سئوال            

ماضی نقلی : شکل صحیح افعال داخل پرانتز را بنویسید .

 

1. They ……………… in Shiraz since 1383 .   ( be )

2. We ……………… here for the last nine weeks . ( live )

3. Ali …………. There letter since Aban .    ( write )

4. They …………. Tehran since 1380  .      ( leave )

5. I …………. Him since last Mehr .    ( not to see )

----------------------------------------

جملات زیر را since      یا    for   کامل کنید .

   

6. We have been good friends ………… years .

7. I have had this car ……………… 1381 .

8. She has been absent …………….. Wednesday .

9. They have been in Europe ………….. last May .

10. He has lived in Ardebil …………… about five months .

 

------------------------------------------

بهترین گزینه را انتخاب نمایید .

 

11. They have ………….. to the radio since 9 o'clock .

a. listen               b. to listen               c. listened                  d. listening

12. She has ………… her homework for three hours .

a. do                 b. does                 c. done                  d. doing

13.Have they …………. Lunch here last week ? No , they haven't .

a. eat               b. ate                  c. eaten                d. to eat

14. His children …………….. a lot of milk since this morning .

a. drink               b. drank                c. has drunk             d. have drunk

15. She ………….. cleaned the house for 5 weeks .

a. hasn't                b. haven't             c. hadn't                 d. didn't

16.We ………….. TV for half an hour .

a. have watch         b. has watched         c. have watched      d. watched

17. Have you ………….. this film before .

a. see                  b. saw               c. sees                d. seen

18. They ………… in Tehran for two years , haven't they ?

a. were                b. was                  c. be                d. been

19. He ………… three cups of tea since four o'clock .

a. will drink             b. could drink             c. has drunk          d. was drunk

20. They ………… in the same house since 1375 .

a. are living              b. lived             c. have lived             d. live

 

----------------

GOOD   LUCK      :   ABBASI

 


 
 
نمونه سوال از ماضی بعید در زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

1. After they had played football , they ………….. home .

a. went                 b. go                  c. had gone                 d. are going

2. The train ………………. The station when we got there .

a. had left              b. has left              c. has been               d. had leaving

3. He …………… the house before you came in .

a. had left              b. has left               c. leaves               d. is leaving

4. The teacher ………….. the lesson when Mina entered the class.

a. would begin          b. has begun             c. had begun         d. will begin

5.Ali's mother was happy because she ………… the poor man .

a. helped              b. has helped           c. had helped             d. helps

6. Had she washed the dishes before the guests …………  .

a. had left              b. left               c. leave              d. has left

7. she didn't go to their party because they ………….. invited her .

a. didn't                b. had                c. hadn't                 d. did

8. Ahmad ………… tired because he had worked all day long .

a. is                  b. were                  c. was                    d. are

9. I …………. The room before they arrived .

a. have clean          b. have cleaned                c. had cleaned        d. clean

10. I was unhappy last night because I ………. A sad story .

a. had read               b. had reads             c. read               d. had reading

11. Before you came , I …………… the TV .

a. watch           b. had watched              c. will watch        d. have watch

 

 

شکل صحیح افعال داخل پرانتز را بنویسید .

 

12. I decided to go  to the party because I …………….. my homework .

( finish )

13. He was tired because , He ………….. hard all day long . ( work )

14. They were punished because they …………… the table . ( break )

15. Mina …………. The dinner before her father arrived . ( cook )

16. I was tired because I …………. No rest yesterday . ( had )

17. He ………….. The house before you came in . ( leave )

18. He died after he ………. Ill for a long time . ( be )

19. When I telephoned , he ………. There for two weeks . ( go )

20. I …………. Asleep when they came to the house . ( be )

 

Good    luck    : Abbasi


 
 
فرق میان no و any
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 

فرق میان no و any

No در جملاتی به کار می رود که در آنها not و یا never وجود نداشته باشد.
Any در جملاتی به کار می رود که در آنها not و یا never وجود نداشته باشد.
هر دو جمله را منفی می کند و بعد از آنها اسم قابل شمارش قرار می گیرد و جمع و هم اسم غیر قابل شمارش و مفرد.

1- There is ……… paper on the desk.
a) any
b) few
c) many
d) no

2- There aren’t ………… students in the classroom.
a) no
b) any *
c) some
d) much

3- A: did any body telephone me in the morning? B: No,…….. telephoned you in the morning.

a) every body
b) some body
c) any body
d) no body *

4- John wanted to buy a new car, but he didn’t have …….money.
a) any *
b) no
c) some
d) many

 

ساختار صفت بعد از فعل to be

به ساختار زیر توجه کنید:

فعل با to + ( مفعول یا for) + صفت + فعل to be + it


کدام گزینه از نظر دستوری اشتباه است؟  

1- A: what was the film like?

                 1                 2    

    B: it was boring to me to much that film.

                3                  4

گزینه ٣ درست است چون مفعول ما یعنی me همراه to نمی آید بلکه باید با for همراه باشد.

 

2- Is it possible ……… to read a book in a dark room?
a) for he
b) to him *
c) for him
d) to he

3- It is not difficult for a good student ……… good marks.
a) get
b) to get *
c) getting
d) got

 

۴- کدام گزینه از نظر گرامری درست است؟

a) It is easy for he to find a job.
b) It is important he on time.
c) It is necessary for him to stand in line. *
d) It is safe to him swimming in this river

 


 
 
English Slangs
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

blow the gaff Vrb phrs. To reveal a plot or secret. {Informal}

blow the whistle on Vrb phrs. To inform on.

 blub Verb. To sob. Possibly onomatopoeic. [Mid 1800s]

blud Noun. A form of address. Alternative spelling of 'blood'. See 'blood'.

blue arsed fly Noun. See 'like a blue arsed fly'.

blue rinser Noun. An elderly lady, a lady pensioner. From the habit of some of this particular age group having their hair died with a hint of blue.

 bluey Noun. A £5 note (sterling). Because of its colour.

 blunt Noun. A marijuana/cannabis cigarette. More specifically, especially in the U.S., a blunt is marijuana rolled in the outer leaves of a cigar.

 blunted Adj. Intoxicated by marijuana. From the term 'blunt', .

 blurt Noun. The vagina.

boaby Noun. Penis. [Glasgow use]

 boak Verb. To vomit. [Mainly N. England/Scottish use]

 boat Noun. Face. From the rhyming slang boat race.

 bob Verb. To visit briefly. E.g."I'm just gonna bob down to the corner shop for some fags, do you want anything?"
Noun. 1. A shilling in pre-decimal currency which now amounts to 5 pence.
2. A sex toy, a vibrator. An abbreviation of battery operated boyfriend.

Bob (and hit) * Noun. Excrement.
Verb. An act of defecation.
* Rhyming slang on shit.

bobbins Noun. Rubbish, nonsense, useless. Manchester rhyming slang for rotten, from bobbins of cotton. E.g."That meal was bobbins, next time we'll eat at home."

 bobbinsed Adj. Drunk, intoxicated. [Manchester use]

 Bobby Noun. A policeman/woman. The name derives from the pet form of the Christian name of Sir Robert Peel, who established the present British police organisation. {Informal}

bobby-dazzler Noun. A amazing thing or person. {Informal}

 bobfoc Acronym. A facially unattractive female, who possesses a sexually desirable body. From body off Baywatch, face off Crimewatch; both TV programmes.

Bob (Hope) Noun. Marijuana or cannabis. Rhyming slang for 'dope' (noun 2).

bo-boes Noun. Sleep. Generally a children's expression.

Bob's your uncle Phrs. There you have it; a catch phrase expressing satisfactory completion. E.g."Make sure you have primed and undercoated the wood. Then apply the gloss paint and Bob's your uncle! The wood will stay protected and look good for another couple of years."

bobtail Verb. To drive an articulated lorry (HGV) without a trailer and cargo. [HGV drivers vernacular]

bod Noun. A person. {Informal}

 bodge Verb. 1. To do a poor job or repair.
2. To cobble (something together). E.g."I bodged together that furniture out of driftwood and old egg boxes."
* Compare with 'botch'.

 bodge job Noun. A job done poorly, something cobbled together, a makeshift repair.
* Compare with 'botch job'.

 bof Noun. A contemptible, old person. Acronym of boring old fart.

boff Verb. 1. To break wind, 'fart'.
2. To have sex (with).

boffin Noun. 1. A person involved in scientific/technical research, usually associated with the wearing of white laboratory coats, glasses, and carrying a clipboard. Derog. {Informal}
2. An intellectual.

bog Noun. A toilet. [1800s]

 bog all Noun. Nothing, or a total lack of. E.g."We've bog all chance of winning without our captain and best player."

 bogart Verb. To selfishly hold on to (something). Jocular usage, heard amongst smokers of cannabis/marijuana. E.g."Come on Tim, don't bogart that joint, we all want to get stoned sometime tonight."

bogey Noun. A tiny ball of nasal mucus.

 bog-eyed Adj. Bleary or tired looking eyed, either from too little sleep or intoxication by drink or drugs.

boggin Adj. Unpleasant, vile, ugly. [Orig. Scottish]

bog off (!) Verb. To go away.
Exclam. Go away! Leave me alone!

bog-roll Noun. Toilet paper. See 'bog'.

bog-standard Adj. Normal, average, usual. E.g."It was just a bog-standard Christmas, too much food, too much booze and not enough sleep."

 bogtrotter Noun. An Irish person. Derog/offens.

 boiler Noun. An unattractive woman. Often phrased as old boiler for added derogatory emphasis. Derog.

boke Verb. To vomit. [Scottish/Northern Irish use]

Bolivian marching powder Noun. Cocaine. Humourous use.

 bollix Noun. Alternative spelling of 'bollocks'.

 bollock Verb. To reprimand. E.g."My dad bollocked me for stealing money from his wallet! I was only borrowing it."
Noun. A testicle.

 bollockbag Noun. The scrotum and testicles.

bollock-brain Noun. Idiot, imbecile. Derog.

bollocking Noun. A severe reprimand.

 (the) bollocks Noun. The best, a thing or situation of excellence. Abb of 'dog's bollocks'.

 bollocks (!) * Noun. 1. Testicles. S.e. until mid 1800s.
2. Rubbish, nonsense, drivel. E.g."That film was bollocks."
Exclam. An expression of anger, frustration, or defiance.
* Also written as bollox or bollix.

 bollocksed Adj. 1. Worn out, ruined, tired.
2. Very intoxicated. ..

.bollocks off Phrs. Suffixal use expressing the extreme or excessive nature of an action. For example, "I ran my bollocks off but still came last."

bollock (something) up Vrb phrs. To make a mistake, to mess something up.

bollocks to that! Exclam. A defiant exclamation.

ollox Noun. Alternative spelling of 'bollocks'.

 bolshie Adj. Angrily provocative. Originating from the socialist revolutionaries the Bolsheviks.

 bomb Noun. 1. Another name for burning cannabis fragments. See 'blimps' for a fuller explanation. Variations include bombies and bombers.
2. A small quantity of illicit drugs wrapped in a handrolling cigarette paper, forming a pill like ball. Made either for easier consumption at a later date or to avoid the bitter taste of the drugs when loose.
3. As, the bomb, meaning excellent, the best. [Orig. U.S.]
Verb. To travel or move quickly. E.g."Will you bomb round to the corner shop and get a pint of milk?" {Informal} bombed out Adj. Incapacitated by drink or drugs. Also shortened to 'bombed'.

bommie night Noun. Bonfire night, see 'bonnie night'. Possibly spelt bombie night from the use of fireworks. [East Lancashire/Merseyside use]

bonce Noun. The head.

bone Verb. To have sexual intercourse.
Noun. The act of having sexual intercourse.

bonedome Noun. A protective helmet, such as a motorcycle helmet.

bonehead Noun. 1. A stupid person.
2. Of a person, having a shaved head.

boner Noun. An erect penis.

bone up Verb. To study hard. E.g."I've been boning up on my highway code - my driving exam is next week." [Orig.US]


 
 
یوزر پسورد نود 32 چهارشنبه تاریخ 27/02/1391 مصادف با 2012/05/16
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

Username:TRIAL-66260609 Password:8tju2a73xn
Username:TRIAL-66260623 Password:572jxu4mkk
Username:TRIAL-66260636 Password:65mh4empx4
Username:TRIAL-66260731 Password:hxbvk4s4vj
Username:TRIAL-66260736 Password:f6hr5drdrf
Username:TRIAL-66260787 Password:xxs2bta3ak
Username:TRIAL-66260791 Password:casr2hueca
Username:TRIAL-66261746 Password:e54te38has
Username:TRIAL-66261782 Password:d53sxuj58e
Username:TRIAL-66261792 Password:u7fpassasn
Username:TRIAL-66261843 Password:exanps3uu4
Username:TRIAL-66261838 Password:pe4r3cda4x
Username:TRIAL-66261896 Password:5djsr4t8e3
Username:TRIAL-66261915 Password:a2muhu36a4
Username:TRIAL-66261983 Password:fhcuu44pea
Username:TRIAL-66262002 Password:m5exmuakab

 


 
 
15 روش برای سرعت بخشیدن به کندترین بخش کامپیوتر :
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
 




( یعنی خود ما ! )
 


این مقاله 15 ترفند افزایش سرعت کاربری را به شما آموزش می‌دهد. ترفند‌هایی که احتمالا بعضی از آنها را اصلا نمی‌دانید. ممکن است بگویید "یکی دو ثانیه دیر یا زود فرقی نمی کند" اما توجه داشته باشید که اولا اکثر کارهای ما با PC تکرار مکررات است و همین یکی دو ثانیه‌ها در یک دوره کاربری دو ساعته ممکن است به نیم ساعت برسند. دوما راحت‌تر و سریع‌تر شدن استفاده از سیستم، تجربه‌ای بهتر از کار با کامپیوتر را به ما می‌دهد و خستگی کمتری را برایمان به همراه دارد. پس بیش از این زمان را تلف نکنیم و به سراغ این 15 ترفند برویم که وقت طلاست!

شاید هیچ چیز عذاب‌آور‌تر از نشستن پشت کامپیوتر و تماشای لوگوی ویندوز 7 و انتظار برای بوت شدن ویندوز نباشد. اما اگر منصف باشیم لپ‌تاپ بیچاره شما زمان خیلی بیشتری را در انتظار شما می‌ماند تا کاری را انجام دهید.

خوشبختانه با چند ترفند ساده که قدرت پردازش شما را دو برابر می‌کند، می‌توانید تاخیرات خود را هنگام استفاده از کامپیوتر، کاهش دهید. من برای آن که مزایای اوورکلاک کردن خودتان را نشان دهم، کرونومتر را جلوی خودم قرار داده‌ام و زمانی که با هر کدام از ترفندها ذخیره می‌کنید را ثبت می‌کنم.

پس شما هم با ما همراه شوید و ترفندهای صرفه‌جویی در زمان که در زیر آمده‌اند را دنبال کنید.
 

. برای نرم‌افزارهای پر‌استفاده و محبوبتان کلید‌های میانبر ایجاد کنید

ههر‌بار که اشاره گر ماوس‌تان را روی نمایشگر حرکت می‌دهید، میلی ثانیه‌هایی از زندگی‌تان را هدر می‌دهید که دیگر هیچ وقت به دست نخواهید آورد. تصور کنید اشاره گر موس در گوشه راست بالا قرار دارد و شما باید آن را روی دکمه Start بیاورید، روی آن کلیک کنید تا منو باز شود و در آن به جستجو در میان برنامه‌ها بپردازید و در نهایت مثلا برنامه PowerPoint را اجرا کنید. همینکار طبق آزمایش ما 5.46 ثانیه زمان می‌برد.

 

اما اگر شما یک کلید میانبر برای این برنامه تعیین کنید می‌توانید همین کار را در کمتر از نیم‌ثانیه انجام دهید، چرا که فقط باید مثلا کلید ترکیبی CTRL+ALT+C را بفشارید.

برای اختصاص یک Hotkey (کلید میانبر) به یک نرم‌افزار خاص، کافی است روی آیکون Shortcut آن راست کلیک کرده و Properties را انتخاب نمایید. وارد برگه Shortcut شوید و سپس یک کلید ترکیبی به صورت زیر را در باکس کلید میانبر درج کنید.

CTRL+ALT+(یک حرف یا عدد)

برای آن که بتوانید آنها را راحت‌تر به خاطر بیاورید پیشنهاد می‌کنم از حرف اول نرم‌افزار استفاده کنید. برای مثال CTRL+ALT+W را برای Microsoft Word انتخاب نمایید.

زمان صرفه جویی: 5 ثانیه به ازای اجرای هر برنامه


2. از ماکرو‌ها برای تایپ متون تکراری استفاده کنید

اگر عبارت خاصی وجود دارد که مکررا مجبور به تایپ آن هستید، می‌توانید به جای اتلاف وقت برای تایپ آن، تنها با یک کلیک این کار را انجام دهید. حتی اگر این متن آدرس ایمیلتان باشد حداقل سه ثانیه در زمان صرفه جویی کرده‌اید.

برخی برنامه‌ها وجود دارند که به شما امکان اختصاص کلید میانبر برای برخی متون را می‌دهند. یکی از آنها Quick Paste نام دارد که کاملا رایگان بوده و کار با آن راحت است. پس از دانلود کردن Quick Paste مطمئن شوید که از منوی Options گزینه Start with Windows و Minimize to tray if Close را انتخاب کنید تا همیشه در پس زمینه اجرا شود.

 

برای استفاده از این برنامه تنها کافی است متن مورد نظر خود را در قسمت Text و کلید ترکیبی مورد نظرتان را در قسمت پایین وارد کنید تا هربار با فشردن این کلید ترکیبی، متن تکراری شما، در جای مناسب خود قرار گیرد.

زمان صرفه جویی: حدودا 17 ثانیه


3. از یک برنامه مدیریت رمز عبور برای لاگین کردن استفاده کنید

یکی از مشکلات اساسی، به خاطر سپردن نام کاربری‌ها و رمزهای‌ عبور است. اگر هر‌بار قرار باشد پسورد‌های خود را هنگام ورود به صفحه ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی یا سایت‌های خرید آنلاین و یا اینترنت بانک وارد کنید، زمان بسیاری را از دست می‌دهید. از طرفی چون مجبورید در جاهای مختلف از آنها استفاده کنید، ریسک امنیتی اطلاعات و اعتبارات‌تان را افزایش می‌دهید.

سریع‌ترین و امن‌ترین راه برای تایپ نام کاربری، در بخش ورود به سایت‌ها استفاده از برنامه‌های مدیریت رمز‌عبور مانند نرم‌افزار محبوب و کاملا رایگان KeePass یا افزونه LastPass می‌باشد.

با استفاده از KeePass می‌توانید کلیه اعتبارات خصوصی‌تان را در یک فایل رمز‌گذاری شده نگهداری کنید و برنامه را طوری تنظیم کنید که آن را در حالت آنلاین یا آفلاین با یک کلید میانبر مثل CTRL+ALT+A در فرم مربوطه‌شان تایپ کند. برخی پلاگین‌های این نرم‌افزار نیز امکان همگامسازی رمزهای‌عبور بین چند کامپیوتر و یکپارچگی با مرورگر شما برای لاگین‌های سریع تر را فراهم می‌کنند.

 

سروس دیگری که قصد داریم به شما معرفی کنیم افزونه LastPass است که در هر دو مرورگر کروم و فایرفاکس موجود می‌باشد.

زمان صرفه جویی: بسته به حافظه بلند‌مدتتان ممکن است در هر بار لاگین از 4 ثانیه تا 5 دقیقه طول بکشد.


4. Notification‌های ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را بدون بازکردن حتی یک صفحه وب، دریافت کنید

اگر مثل من باشید حتما تمایل دارید به محض آن که کسی در شبکه‌های اجتماعی به شما اشاره‌ای کرد و یا ایمیلی دریافت کردید، از آن مطلع شوید. در این صورت اگر هر بار از مرورگر برای دیدن اتفاقات جدید استفاده می‌کنید، لحظات ارزشمندی را از دست می‌دهید.

من پیشنهاد می‌کنم چند افزونه روی مرورگرتان نصب کنید که به محض دریافت هر پیامی هشدار می‌دهند. مرورگر کروم این آیکون‌های هشدار‌دهنده را در برجسته‌ترین جا یعنی کنار نوار آدرس قرار می‌دهد. البته برای IE و Firfox هم افزونه‌های هشدار وجود دارند.

 

برای کروم افزونه‌های زیر را پیشنهاد می‌کنم:

زمان صرفه جویی: هر پنج تا ده دقیقه 30 ثانیه صرفه‌جویی داریم.


5. از چند مانیتور و یا روش قراردادن پنجره‌ها در کنار هم برای مشاهده چند پنجره به طور همزمان استفاده کنید

بیشتر ما برای انجام کارمان نیاز به آن داریم که چند پنجره را به طور همزمان باز نگه داریم. مثلا اگر در حال نوشتن یک گزارش هستید و می‌خواهید نگاهی اجمالی به برنامه کاری که رئیس‌تان برایتان ایمیل کرده بیاندازید، نتایج یک محاسبه را در اکسل چک کنید و اطلاعات دیگری را از یک وب سایت بگیرید، حداقل چهار پنجره دارید که باید جلوی چشمتان باشند. اگر بخواهید در یک زمان فقط یکی از این پنجره‌ها را روی کل صفحه نمایشگر نشان دهید، عمری را در پرش میان پنجره‌ها هدر داده اید. چرخاندن چشمانتان از یک سوی مانیتور به سمت دیگر مسلما زمان بسیار کمتری نسبت به حرکت موس از سویی به سوی دیگر و زدن کلید‌ها هدر می‌کند.

 

برای صرفه جویی در زمان می‌توانید از پنجره‌های بیشتری در کنار یکدیگر استفاده کنید. روی یکی از پنجره‌ها کلیدهای ترکیبی Window Key+Right و روی دیگری از Window Key+Left استفاده کنید تا دو برنامه را در کنار یکدیگر بچسبانید. می‌توانید از یک نمایشگر دیگر برای دسکتاپ‌تان استفاده کنید تا فضای بیشتری برای ویندوز داشته باشید. مانیتور قابل حمل AOC e1649fwu می‌تواند یک نمایشگر دوم بسیار مناسب برای کاربران لپ‌تاپ‌ باشد، چرا که کمتر از 1.3 کیلوگرم وزن دارد و با USB تغذیه می‌شود.

زمان صرفه جویی: به ازای هر پرش میان پنجره‌ها 1.5 تا 2 ثانیه که در یک ساعت به چند دقیقه می‌رسد.


6. تاچ لمسی را برای تایپ سریع تر فرا بگیرید

اگر نمی‌توانید بدون نگاه کردن به صفحه کلید و استفاده از هر 10 انگشتتان تایپ کنید باید تاچ تایپ (تایپ لمسی) را فرا بگیرید. هر بار که پشت سیستم می‌نشینید و دکمه‌ها را می‌فشارید کامپیوترتان به ریش شما می‌خندد.

خوشبختانه بسیاری از برنامه‌های آنلاین می‌توانند شما را در یاد گیری تاچ تایپ و بهبود آن تا جایی که نیاز است (یعنی 80 کلمه در دقیقه) کمک کنند. TypingWeb چندین درس خوب و رایگان برای فراگیرید تایپ 10 انگشتی ارائه می‌دهد اما اگر 26$ دلار خرج کنید می‌توانید از سرویس آموزش کامل تایپ 10 انگشتی استفاده کنید.

 

زمان صرفه جویی: متون را با سرعتی 300 درصد بیشتر تایپ می‌کنید.


7. برای جستجو در وب مستقیما از نوار آدرس مرورگرتان استفاده کنید

اگر باید جستجویی را در وب انجام دهید دلیلی وجود ندارد که وارد سایت اصلی Google.com یا Bing.com شوید و سپس در باکس جستجو تایپ کنید. همه مرورگر‌های مدرن این امکان را دارند که اگر در نوار آدرس به جای آدرس وب سایت، متن یا کلمه ای را تایپ کنید به طور خودکار آن را جستجو کنند.

 

در یک آزمایش متوجه شدیم که رفتن به صفحه Google.com و انتظار برای بارگذاری آن، تایپ کلمه "Laptops" و فشردن دکمه Enter و انتظار برای نمایش نتیجه 9 ثانیه طول می‌کشد، در حالی که به سادگی این کلمه را در نوار آدرس کروم تایپ کردیم، Enter را فشردیم و منتظر نتیجه شدیم که کل آن 4 ثانیه طول کشید.

زمان صرفه جویی: 5 ثانیه به ازای هر جستجو


8. با استفاده از باکس جستجو در منوی Start ویندوز، ابزار مورد نیازتان را سریع‌تر بیابید

(در ویندوز 7) وقتی باید فایل یا برنامه‌ای را پیدا کنید، نیازی به آن نیست که در میان آن همه پوشه، خود را درگیر کنید. حتی نیازی نیست که پنجره مجزایی برای آن باز کنید. کافی است دکمه ویندوز یا CTRL+Esc را بفشارید تا منوی Start باز شود و شروع به تایپ کردن نام برنامه یا محتوای مورد نظر در باکس Search for Programs or files نمایید.

ممکن است فقط با تایپ چند حرف اول نام فایل یا برنامه، آن را در لیست پیشنهاد شده‌های ویندوز بیابید. این ویژگی جستجوی سریع زمانی کارآمد است که دقیقا می‌دانید به دنبال چه‌چیزی هستید. برای مثال وقتی می‌خواستم سندی را که درباره SSD‌ها نوشته بودم را بیابم، کلمه SSD را تایپ کردم و در 3 ثانیه به نتیجه رسیدم. وقتی در پوشه Documents به دنبال آن گشتم، 6 ثانیه به طول انجامید.

 

زمان صرفه جویی: 3 ثانیه


9. تنظیمات سیستم خود را طوری تغییر دهید تا هر فایل، با برنامه مورد نظرتان باز شود

اگر کامپیوترتان را همین دیروز خریداری نکرده باشید احتمالا دست کم پنج برنامه متفاوت برای نمایش تصاویر JPEG، چهار برنامه که می‌توانند MP3 را اجرا کنند، دو برنامه که PDF‌ها را نشان می‌دهند و شش برنامه برای ویرایش فایل‌های TXT دارید. متاسفانه وقتی روی این فایل‌ها کلیک می‌کنید لزوما با برنامه مورد نظر شما باز نمی‌شوند. مثلا اگر می‌خواهید تصویری را برش دهید و قرمزی چشم را از آن پاک کنید، باید JPEG را در Photoshop باز کنید نه Windows Gallery.

 

برای تغییر اختصاص برنامه به فرمت فایل‌ها در ویندوز، عبارت "file type" را در باکس جستجوی منوی شروع تایپ کنید و در نتایج یافت شده جست و جو، برنامه "Make a file type always open in a specific program" را انتخاب کنید. سپس پسوند فایلی که مایل به تغییر برنامه اش هستید را وارد کنید (مثل .jpg) و دکمه Change Program را بفشارید. در نهایت باید برنامه‌ای که می‌خواهید فرمت مورد نظر با آن باز شود را انتخاب کنید و دکمه Ok را بزنید.

زمان صرفه جویی: 10 ثانیه


10. از نوار اسکرول دوری کنید

هر بار که اشاره‌گر موس خود را حرکت می‌دهید تا روی Scroll bar یا نوار پیمایش در سمت راست پنجره ببرید تا با آن صفحه را به بالا یا پایین هدایت کنید، زمان زیادی را هدر می‌دهید. اگر یک موس دارید، پاسخ واضح است: از چرخ اسکرول روی موس استفاده کنید. اما اگر موس ندارید از دوانگشتتان روی تاچ پد استفاده کنید. کافی است انگشت اشاره و میانی تان را به هم چسبانده و روی تاچ پد آنها را بالا یا پایین بکشید. البته شرکت‌های مختلف علاوه بر این روش، ترفند‌های دیگری نیز برای این مشکل دارند. مثلا لپ تاپ‌های Lenovo دکمه‌های مخصوص پیمایش دارند.

در مرورگرهای وب می‌توانید با فشار دادن دکمه Space دقیقا به اندازه یک صفحه پایین بروید.

در آزمایشات من استفاده از نوار پیمایش برای رفتن به بخش خاصی از یک صفحه وب 4 ثانیه زمان برد، استفاده از چرخ موس 2 ثانیه و فشردن دکمه Space برای رسیدن به آن قسمت تنها 1 ثانیه طول کشید

زمان صرفه جویی: 2 تا 3 ثانیه


11. کلیدهای میانبر ویندوز را یاد بگیرید

روش اختصاص ماکروهای صفحه کلید به متون و برنامه‌هایی که استفاده مکرر دارند را توضیح دادیم. اما به همان اندازه هم به خاطر سپردن کلیدهای میانبر پیش فرض ویندوز مهم است. هر بار که یکی از کلیدهای ترکیبی زیر را استفاده می‌کنید، ثانیه‌های با ارزشی را صرفه جویی می‌کنید. و گر نه باید کلی از وقتتان را در جستجو میان منوها و زیرمنوهای مختلف تلف کنید.

ALT + F4: پنجره جاری را می‌بندد [1.3 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
Windows Key or CTRL + ESC: منوی Start را باز می‌کند [1 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
F5 or CTRL + R: صفحه وب را Refresh می‌کند [1 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + F: جستجو در میان اسناد [3 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + D: صفحه جاری را در مرورگر بوک مارک می‌کند [1.5 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + Left or Right Arrow: به کلمه بعدی یا قبلی می‌پرد [2 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + Up or Down: به اندازه یک پاراگراف بالا یا پایین می‌پرد (در برخی برنامه‌ها کار می‌کند) [1.5 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + A: Select All: انتخاب همه [2 ثانیه به ازای هر صفحه پر و 17 ثانیه در یک سند 8 صفحه ای صرفه جویی می‌شود]
CTRL + Shift + Arrow Key: انتخاب متن [0.5 ثانیه صرفه جویی می‌شود و دقیق تر هم هست]
F2: تغییر نام فایل [2 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + S: ذخیره [1.4 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + Z / CTRL + Y: حرکت قبلی و بعدی [1.4 ثانیه صرفه جویی می‌شود]
CTRL + C / CTRL + X / CTRL + V: این را دیگر حتما می‌دانید، کپی، چسباندن و بریدن [ 1.5 ثانیه صرفه جویی می‌شود]


12. تعداد سطر های نمایش داده شده در گوگل یا بینگ را افزایش دهید

وقتی در وب جستجو می‌کنید به طور پیش فرض فقط 10 نتیجه اول جستجو را در صفحه اول می‌بینید. اگر نتیجه مطلوبتان بین 10 تای اول نباشد مجبورید دوباره و دوباره کلیک کنید و صفحات دوم و سوم و ... جستجو را ببینید. همه آن کلیک کردن‌ها و بارگذاری صفحات زمانی در حدود 3.6 ثانیه را به ازای هر صفحه اضافی که مشاهده می‌کنید، تلف می‌کنند.

خوشبختانه می‌توانید دو موتور جستجوی اصلی یعنی گوگل و بینگ را طوری تنظیم کنید که به شما در هر صفحه بیش از 10 نتیجه را نشان دهند تا بدون نیاز به رفتن به صفحه بعد، سریعتر به نتیجه مطلوب برسید.

برای تغییر تعداد نتیجه‌های نشان داده شده در گوگل:

Search Settings را از منوی به شکل چرخ دنده در گوشه سمت راست بالای صفحه اصلی انتخاب کنید.

 

گزینه Google Instant predictions را روی Never تنظیم کنید.

 

نوار لغزان Results per Page را کلیک کنید و آن را به 50 یا 100 تغییر دهید. من فکر می‌کنم 50 تعادل خوبی بین سرعت و انتخاب بیشتر را ایجاد می‌کند.

 

روی Save کلیک کنید.
برای تغییر تعداد نتیجه‌های نشان داده شده در بینگ:
آیکون چرخ دنده شکل در گوشه سمت راست بالای صفحه را کلیک کنید.

 

در ستون سمت چپ دکمه Web را کلیک کنید.

 

از منوی پایین‌رو Results عدد 50 را انتخاب کنید.

زمان صرفه جویی: به ازای هر صفحه نتیجه جستجو 3.6 ثانیه


13. نوار ابزارتان را به صورت Never Combine تنظیم کنید

به طور پیش فرض ویندوز 7، تمام پنجره‌های باز از یک برنامه خاص را در یک آیکون در نوار وظیفه ترکیب می‌کند. این کار موجب می‌شود نوار وظیفه مرتب‌تری داشته باشیم اما همین موضوع موجب می‌شود برای دسترسی به یک پنجره روی آیکون برنامه آن در نوار وظیفه کلیک کنید و از منوی باز شده پنجره مورد نظر را انتخاب کنید. همین کار چند ثانیه از وقت شما را تلف می‌کند.

مثلا اگر من 6 سند Word را باز کنم و بخواهم یکی از آنها که برچسب "راهنمای خرید تلفن هوشمند" دارد را انتخاب کنم در حالت پیش فرض ویندوز 2.5 ثانیه طول می‌کشد تا به آن سند دسترسی پیدا کنم اما اگر این پنجره دکمه خودش روی نوار وظیفه را داشته باشد، 1.5 ثانیه زمان نیاز است.

برای جلوگیری از ترکیب پنجره‌های یک برنامه در نوار وظیفه توسط ویندوز 7:

روی دکمه Start راست کلیک کنید و Properties را انتخاب کنید.
برگه Taskbar را انتخاب کنید.
از منوی Taskbar Buttons گزینه Never combine را انتخاب کنید.
 


 

زمان صرفه جویی: 1 ثانیه


14. برای حافظه خارجی Autoplay تنظیم کنید

وقتی برای اولین بار یک حافظه فلش USB، هارد درایو، گوشی هوشمند، پخش کننده موسیقی یا سایر دستگاه‌های USB دارای حافظه را به کامپیوتر متصل می‌کنید، به طور پیش فرض با منوی Autorun ویندوز 7 مواجه می‌شوید که تعدادی گزینه را برای نمایش و ویرایش محتوا در اختیارتان قرار می‌دهد.

 

اما بیشتر مواقع شما می‌خواهید تمام فایل‌ها را ببینید و تصمیم بگیرید که آیا آنها را کپی کنید یا بازشان کنید و یا فایل‌های دیگری به آنها اضافه کنید. انتخاب پنجره Autoplay و سپس انتخاب گزینه Open folder to view files تقریبا 3.5 ثانیه طول می‌کشد.

خوشبختانه روشی وجود دارد تا هر بار که یک ابزار USB را متصل می‌کنید با منوی Autoplay مواجه نشوید.

در باکس جستجوی منوی Start کلمه "Autoplay" را تایپ کنید.
روی Autoplay کلیک کنید.

 

گزینه Open Folder to view files using Windows Explorer را برای تصاویر، فایل‌های ویدئویی، فایل‌های صوتی و محتویات مخلوط انتخاب کنید.

 

زمان صرفه جویی: 3.5 ثانیه


15. کاری کنید تا با بستن درب لپ تاپ، دستگاهتان به حالت Sleep نرود

هر کاربر نوت‌بوک، این تجربه را داشته است. نوت بوکتان روی زانوهایتان قرار گرفته و باز است. مجبورید به سمت کیفتان که روی زمین است بروید. اما در فضای کوچک و تنگی قرار گرفته اید. پس مجبورید درب لپ‌تاپ را ببندید تا وقتی خم می‌شوید لپ تاپتان روی زمین نیفتد. درب نوت بوک فقط برای چند ثانیه بسته شده است اما وقتی آن را دوباره باز می‌کنید باید مدتی منتظر بمانید تا سیستم بیدار شود. اگر سیستم‌تانرمز‌عبور هم داشته باشد احتمالا از شما می‌خواهد تا رمز عبور را نیز وارد کنید. حتی وقتی در محیط کار برای 2 دقیقه مجبورید از میز کار جدا شوید پیش خود می‌گویید ارزش آنکه کامپیوتر به حالت Sleep برود را ندارد و در آن را نمی بندید. اما حالا مجبورید کلی از زمان را فقط به خاطر چند ثانیه خم شدن و برداشتن کیف از دست بدهید. ساده ترین روش برای پرهیز از کل موضوع sleep/wake آن است که تنظیمات نوت‌بوک را طوری تغییر دهید که با بسته شدن درب، به حالت Sleep نرود.

برای این کار:

کلمه "Lid" را در باکس جستجوی منوی Start تایپ کنید.
روی Change what closing the lid does کلیک کنید.

 

برای هر دو حالت استفاده از باتری و اتصال به برق گزینه Do nothing را انتخاب کنید.

 

Save Changes را انتخاب کنید.

بعد از اعمال این تغییرات هنوز هم می‌توانید نوت‌بوک تان را به حالت Sleep ببرید اما باید گزینه Sleep را از منوی استارت انتخاب کنید و یا در صورت تنظیم برای حالت Sleep، دکمه پاور یا همان روشن/خاموش را بفشارید.

زمان صرفه جویی: 10 تا 15 ثانیه


در حالتی که از روش‌های صرفه جویی زمان، استفاده کنید، با هر دور انجام این کارها حدود 118 ثانیه در زمان صرفه جویی کرده‌اید و سرعت تایپتان نیز 300% زیاد شده است. اما اگر نیمی از این کار‌ها را در روز مکررا تکرار کنید، زمان قابل توجهی را صرفه‌جویی خواهید کرد.


منبع : وب سایت زومیت


 
 
یوزر پسورد نود 32 سه شنبه تاریخ 26/02/1391 مصادف با 2012/05/15
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
 

Username:TRIAL-66200896 Password:7n7bctnb6j

Username:TRIAL-66200917 Password:jvaaxf6u3e

Username:TRIAL-66201707 Password:avpdr88677

Username:TRIAL-66201713 Password:dm6hdfuxpp

Username:TRIAL-66201736 Password:xj8csxn8me

Username:TRIAL-66201739 Password:hdeemkx5cp

Username:TRIAL-66201785 Password:bm4fd6j5m3

Username:TRIAL-66201782 Password:dkm8kp826b

Username:TRIAL-66201830 Password:k3eed4t763

Username:TRIAL-66201828 Password:dcfjj8hf57

Username:TRIAL-66201863 Password:6pem87jc43

Username:TRIAL-66201874 Password:3x4pfvsrcn

Username:TRIAL-66202622 Password:r4sprb56e4

Username:TRIAL-66202629 Password:pa2j8m3e83

Username:TRIAL-66202711 Password:xnchpdn5pp

Username:TRIAL-66202705 Password:txvd564b76


 
 
اصطلاحات انگلیسی ( 5 )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

 

Each to their own

Different people have different preferences. In American English, 'Each to his own' is more common.

Eager beaver

A person who is extremely keen is an eager beaver.

Eagle eyes

Someone who has eagle eyes sees everything; no detail is too small.

Early bath

(UK) If someone has or goes for an early bath, they quit or lose their job or position earlier than expected because things have gone wrong.

Early bird catches the worm

The early bird catches the worm means that if you start something early, you stand a better chance of success.

Early to bed, early to rise, makes a man healthy wealthy and wise

It means that sleeping well and not staying up late will help you out physically and financially.

.


 
 
درس اول سال دوم نظری
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

 

نمونه سئوال                         صفحه اول

-------------------------------------------------------------------------------

1. After they had played football , they ………….. home .

a. went                 b. go                  c. had gone                 d. are going

2. The train ………………. The station when we got there .

a. had left              b. has left              c. has been               d. had leaving

3. He …………… the house before you came in .

a. had left              b. has left               c. leaves               d. is leaving

4. The teacher ………….. the lesson when Mina entered the class.

a. would begin          b. has begun             c. had begun         d. will begin

5.Ali's mother was happy because she ………… the poor man .

a. helped              b. has helped           c. had helped             d. helps

6. Had she washed the dishes before the guests …………  .

a. had left              b. left               c. leave              d. has left

7. she didn't go to their party because they ………….. invited her .

a. didn't                b. had                c. hadn't                 d. did

8. Ahmad ………… tired because he had worked all day long .

a. is                  b. were                  c. was                    d. are

9. I …………. The room before they arrived .

a. have clean               b. have cleaned        c. had cleaned        d. clean

10. I was unhappy last night because I ………. A sad story .

a. had read               b. had reads             c. read               d. had reading

11. Before you came , I …………… the TV .

a. watch            b. had watched              c. will watch        d. have watch

 

 

شکل صحیح افعال داخل پرانتز را بنویسید .

 

12. I decided to go  to the party because I …………….. my homework .

( finish )

13. He was tired because , He ………….. hard all day long . ( work )

14. They were punished because they …………… the table . ( break )

15. Mina …………. The dinner before her father arrived . ( cook )

16. I was tired because I …………. No rest yesterday . ( had )

17. He ………….. The house before you came in . ( leave )

18. He died after he ………. Ill for a long time . ( be )

19. When I telephoned , he ………. There for two weeks . ( go )

20. I …………. Asleep when they came to the house . ( be )

 

Good    luck    : Abbasi


 
 
سوالات زبان( 3 ) ادامه سوالات درس اول
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 


 

 

continue of lesson 1

 

43. some people … still believe that the eart is flat
1) surely
2) actually
3) truthfully
4) realistically

پاسخ : گزینه (2) معنی جمله « بعضی از افراد هنوز واقعاً اعتقاد دارند که زمین مسطح است»
1) مطمئنا
ً 2) واقعاً ، عملاً
3) صادقانه
4) به طور واقع بینانه  

 

44. It is not… to jump into the water to rescue somebody when you don’t know how to swim yourself.
1) registerd
2) rehular
3) respectfull
4) reasonable

پاسخ : گزینه (4) معنی جمله «وقتی خودتان نمی دانید چگونه شنا کنید منطقی نیست که برای نجات کسی به داخل آب بپرید».
1) ثبت شده
2) منظم
3) مؤدب
4) منطقی  

 

45. The work the children are todo often involres…. risk to their health.
1) perfect
2) serious
3) limited
4) well – known

پاسخ : گزینه (2) معنی جمله « کاری که برای انجام دادن به بچه داده می شود، اغلب خطرات جدی را برای سلامتی آنها دربر دارد».
1) کامل ، بی عیب
2) جدی
3) محدود
4) مشهور  

 

46. Gases and steam generated by the heat inside the earth put a lot of … upon its surface.
1) pressure
2) shortage
3) balance
4) signature

پاسخ : گزینه (1) – معنی جمله « گازها و بخارهایی که توسط حرارت داخل کره ی زمین به وجود می آیند، فشار زیادی را بر سطح زمین وارد می کنند».
1) فشار
2) کمبود
3) تعادل
4) امضاء  

 

47. They are doing research to … new drugs to fight cancer.
1) design
2) develop
3) manage
4) operate

پاسخ : گزینه (2) معنی جمله « آنها مشغول انجام تحقیقاتی هستند که داروهای جدیدی برای مبارزه با سرطان بسازند».
1) طراحی کردن
2) توسعه دادن، ایجاد کردن
3) اداره کردن
4) عمل کردن  

 

48. A driver who does not obey the traffic laws should be ….
1) admitted
2) excused
3) fined
4) scared

پاسخ : گزینه (3) معنی جمله « راننده ای که قوانین عبور و مرور را رعایت نمی کند باید جریمه شود»
1) پذیرفتن
2) بخشیدن ، عذر کسی را پذیرفتن
3) جریمه کردن
4) ترساندن  

 

49. Mohsen and his brother are six feet tall. They are the same….
1) height
2) Length
3) weight
4) width

پاسخ : گزینه (1) معنی جمله « قد محسن و برادرش 6 فوت است آنها هم قداند»
1) ارتفاع ، بلندا
2) طول ، داراز
3) وزن
4) عرض، پهنا  

 

50 . I found some money on the way of the park yesterday. “ found” is the opposite of …
1) held
2) lost
3) sold
4) worn

پاسخ : گزینه (2) معنی جمله « در راه پارک مقداری پول پیدا کردم «متضاد پیدا کردن» گم کردن است.
1) نگه داشتن، برگزار کردن
2) گم کردن
3) فروختن
4) پوشیدن  


 
 
درد سرهای یک خانم روسی که زبان انگلیسی نمیدانست!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

 

یک خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند .طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند.
یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین کرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد.
روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست که سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز کرد و به سینه خودش اشاره کرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد.
روز سوم خانم ، طفلک می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا کند تا این یکی را به فروشنده نشان بدهد. این بود که شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد............
..
برای خواندن ادامه داستان به پایین صفحه بروید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خیلی منحرفید!
حواستون کجاست ؟
شوهرش انگلیسی صحبت می کرد


 
 
جوک های جدید
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 


شمارشو برداشتم
ماشین غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو غضنفر داد میزنه: هیچ خودتونو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ میگه: من شمارشو برداشتم

توت می خورم
غضنفر میره بالا درخت چنار . میپرسن چیکار میکنی؟ میگه دارم توت میخورم! میگن الاغ اون درخت چناره. میگه الاغ خودتی، توت تو جیبمه

راننده تاکسی
یارو تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی

آرزوی پدر شدن
زن خوش غیرت زایمان می‌کنه، خوش غیرت با یه دسته گل بزرگ میره بیمارستان و به زنش میگه: مادر شدنت مبارک! زنش میگه: ممنون، امیدوارم تو هم یه روز پدر بشی


 
 
لغت مهم برای تافل 5000
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

 

observance n. A traditional form or customary act. observant adj. Quick to notice.

observatory n. A building designed for systematic astronomical observations. obsolescence n. The condition or process of gradually falling into disuse. obsolescent adj. Passing out of use, as a word.

obsolete adj. No longer practiced or accepted.

obstetrician n. A practitioner of midwifery.

obstetrics n. The branch of medical science concerned with the treatment and care of women during pregnancy.

obstinacy n. Stubborn adherence to opinion, arising from conceit or the desire to have one's own way.

obstreperous adj. Boisterous.

obstruct v. To fill with impediments so as to prevent passage, either wholly or in part. obstruction n. Hindrance.

obtrude v. To be pushed or to push oneself into undue prominence.

obtrusive adj. Tending to be pushed or to push oneself into undue prominence. obvert v. To turn the front or principal side of (a thing) toward any person or object. obviate v. To clear away or provide for, as an objection or difficulty.

occasion n. An important event or celebration.

Occident n. The countries lying west of Asia and the Turkish dominions. occlude v. To absorb, as a gas by a metal.

occult adj. Existing but not immediately perceptible.

occupant n. A tenant in possession of property, as distinguished from the actual owner. occurrence n. A happening.

octagon n. A figure with eight sides and eight angles.

octave n. A note at this interval above or below any other, considered in relation to that other.

octavo n. A book, or collection of paper in which the sheets are so folded as to make eight leaves.

octogenarian adj. A person of between eighty and ninety years. ocular adj. Of or pertaining to the eye.

oculist n. One versed or skilled in treating diseases of the eye. oddity n. An eccentricity.

ode n. The form of lyric poetry anciently intended to be sung. odious adj. Hateful.

odium n. A feeling of extreme repugnance, or of dislike and disgust.

odoriferous adj. Having or diffusing an odor or scent, especially an agreeable one. odorous adj. Having an odor, especially a fragrant one.

off adj. Farther or more distant.

offhand adv. Without preparation.

officiate v. To act as an officer or leader.

officious adj. Intermeddling with what is not one's concern. offshoot n. Something that branches off from the parent stock.

ogre n. A demon or monster that was supposed to devour human beings. ointment n. A fatty preparation with a butter-like consistency in which a medicinal substance exists.

olfactory adj. of or pertaining to the sense of smell.

olive-branch n. A branch of the olive-tree, as an emblem of peace. ominous adj. Portentous.

omission n. Exclusion.

omnipotence n. Unlimited and universal power.

Omnipotent adj. Possessed of unlimited and universal power. omniscience n. Unlimited or infinite knowledge.

omniscient adj. Characterized by unlimited or infinite knowledge. omnivorous adj. Eating or living upon food of all kinds indiscriminately. onerous adj. Burdensome or oppressive.

onrush n. Onset.

onset n. An assault, especially of troops, upon an enemy or fortification. onslaught n. A violent onset.

onus n. A burden or responsibility.

opalescence n. The property of combined refraction and reflection of light, resulting in smoky tints.

opaque adj. Impervious to light.

operate v. To put in action and supervise the working of. operative adj. Active.

operator n. One who works with or controls some machine or scientific apparatus. operetta n. A humorous play in dialogue and music, of more than one act.

opinion n. A conclusion or judgment held with confidence, but falling short of positive knowledge.

opponent n. One who supports the opposite side in a debate, discussion, struggle, or sport.

opportune adj. Especially fit as occurring, said, or done at the right moment. opportunist n. One who takes advantage of circumstances to gain his ends. opportunity n. Favorable or advantageous chance or opening.

opposite adj. Radically different or contrary in action or movement. opprobrium n. The state of being scornfully reproached or accused of evil. optic n. Pertaining to the eye or vision.

optician n. One who makes or deals in optical instruments or eye-glasses.

optics n. The science that treats of light and vision, and all that is connected with sight. optimism n. The view that everything in nature and the history of mankind is ordered for the best.

option n. The right, power, or liberty of choosing. optometry n. Measurement of the powers of vision. opulence n. Affluence.

opulent adj. Wealthy.

oral adj. Uttered through the mouth.

orate v. To deliver an elaborate or formal public speech. oration n. An elaborate or formal public speech.

orator n. One who delivers an elaborate or formal speech.

oratorio n. A composition for solo voices, chorus, and orchestra, generally taken from the Scriptures.

oratory n. The art of public speaking.

ordeal n. Anything that severely tests courage, strength, patience, conscience, etc. ordinal n. That form of the numeral that shows the order of anything in a series, as first, second, third. ordination n. A consecration to the ministry.

ordnance n. A general name for all kinds of weapons and their appliances used in war. orgies n. Wild orwanton revelry.

origin n. The beginning of that which becomes or is made to be. original adj. Not copied nor produced by imitation.

originate v. To cause or constitute the beginning or first stage of the existence of. ornate adj. Ornamented to a marked degree.

orthodox adj. Holding the commonly accepted faith.

orthodoxy n. Acceptance of the common faith.

orthogonal adj. Having or determined by right angles.

orthopedic adj. Relating to the correcting or preventing of deformity orthopedist n. One who practices the correcting or preventing of deformity oscillate v. To swing back and forth.

osculate v. To kiss.

ossify v. to convert into bone.

ostentation n. A display dictated by vanity and intended to invite applause or flattery. ostracism n. Exclusion from intercourse or favor, as in society or politics.

ostracize v. To exclude from public or private favor.

ought v. To be under moral obligation to be or do.

oust v. To eject.

out-and-out adv. Genuinely.

outbreak n. A sudden and violent breaking forth, as of something that has been pent up or restrained. outburst n. A violent issue, especially of passion in an individual.

outcast n. One rejected and despised, especially socially.

outcry n. A vehement or loud cry or clamor.

outdo v. To surpass.

outlandish adj. Of barbarous, uncouth, and unfamiliar aspect or action. outlast v. To last longer than.

outlaw n. A habitual lawbreaker.

outlive v. To continue to exist after.

out-of-the-way adj. Remotely situated.

outpost n. A detachment of troops stationed at a distance from the main body to guard against surprise.

outrage n. A gross infringement of morality or decency. outrageous adj. Shocking in conduct.

outreach v. To reach or go beyond.

outride v. To ride faster than.

outrigger n. A part built or arranged to project beyond a natural outline for support. outright adv. Entirely.

outskirt n. A border region.

outstretch v. To extend.

outstrip v. To go beyond.

outweigh v. To surpass in importance or excellence. overdo v. To overtax the strength of.

overdose n. An excessive dose, usually so large a dose of a medicine that its effect is toxic.

overeat v. To eat to excess.

overhang n. A portion of a structure which projects or hangs over. overleap v. To leap beyond.

overlord n. One who holds supremacy over another. overpass v. To pass across or over, as a river. overpay v. To payor reward in excess.

overpower v. To gain supremacy or victory over by superior power. overproduction n. Excessive production.

 


 
 
نمونه سوال از زبان یک پیش دانشگاهی درس سوم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

In His Name

Test on Lesson 3 – Pre-University English Book

1. The train …… at 10:30 is the best for you. So hurry up, otherwise, you will miss it. (1384)

1) leaving                      2) left              3) which left                 4) to leave

2. Acid rain …… by burning of gas, oil and coal destroys forests. (1384)

1) is created                  2) creating         3) which created           4) created

3. Anna told me that the stories …… in this book are very interesting.

1) write                  2) written                      3) wrote                       4) writing

4. All over the world there are people …… fast without paying attention to the traffic rules.

1) to drive           2) who are driven          3) who drove                4) driving

5. Your heart is a hardworking part of your body …… blood through the vessels.

1) pump             2) pumped                    3) pumping                    4) pumps

6. He has written several books …… the effects of greenhouse on global warming.

1) discuss            2) discussed                  3) which discusses        4) discussing

7. The strategy …… to control pollution inTehranis effective.

1) planning           2) which was planned       3) which planned           4) plan

8. Scientists are concerned about global warming …… by human activities.

1) produced       2) which produced         3) is produced               4) producing

9. Many people believe that we should avoid all foods …… chemicals.

1) contain            2) containing                 3) which containing       4) contained

10. Which sentence is grammatically WRONG?

1) A new factory employed 100 workers has opened in this area.

2) The car taking us to the airport broke down.

3) Life must be very pleasant for people living in the countryside.

4) The police never found the money stolen in the robbery.

11. Another greenhouse gas …… by farming is called methane.

1) is producing       2) which is produced     3) which produced         4) producing

12. The earth is a small …… located on the edge of the Milky Way. (1373)

1) plane                        2) plant             3) planet                       4) plan

13. White is the easiest color to see at night because it …… the most light. (1373)

1) absorbs             2) controls           3) destroys                    4) reflects

14. The government should consider heavy fines for the factories which …… rivers with chemical waste. (1376)

1) perform                    2) produce         3) pollute                      4) provide

15. He …… the door of the shop and went home. (1384)

1) got away from          2) locked up        3) took part in               4) took off

16. People living in cold …… need to wear thick clothes to keep warm. (1384)

1) distances                  2) regions            3) bulbs                         4) craters

17. We put our empty bottles in a bottle bank for ……. (1384)

1) trapping                    2) surviving         3) recycling                   4) suffering

18. Air pollution in big cities is to some extent related to ……. (1375)

1) examination         2) communication       3) organization        4) transportation

19. Very often too much rain or too little rain …… the food which has been planted by farmers. (1380)

1) collects               2) confines              3) deforms                    4) destroys

20. Much time and money can be …… if computers are used in offices. (1381)

1) absorbed                   2) consumed       3) produced                  4) saved

21. Working in a coal mine is a serious risk to the health. "Risk" means ……. (1375)

1) safety                       2) salary            3) reason                      4) danger

22. The amount of air …… inTehranis increasing day after day. (1376)

1) position                     2) prediction          3) protection                 4) pollution

23. For the first time in my life, I think I will be able to …… some money. (1378)

1) bake                       2) cost                          3) burn                         4) save              

24. Do you know that some of the chemicals are very damaging to the ……?

1) achievement         2) government          3) development         4) environment

25. As human beings destroys forests, many types of plants and animals are put in danger of ….

1) pollution          2) expansion                 3) extinction                  4) production

26. The ozone …… protects living things from the harmful radiation of the sun.

1) climate                     2) layer               3) environment              4) length

 

There are many theories about how our solar system began. Some scientists think the solar …27… was once a …28… cloud of moving gas and dust. Each bit of matter in the cloud …29… the others toward itself. They began to come …30…. They became so great that powerful explosions began and the sun was born.

27. 1) system               2) method                     3) process                     4) orbit

28. 1) wise                   2) loud                    3) cruel                         4) huge

29. 1) accepted 2) influenced                 3) injured                      4) pulled

30. 1) one another         2) each other         3) together                    4) the other

 

            One of the great problems that the world faces is overpopulation. Experts tell us that unless it is brought under control, population growth will produce a serious problem in the world's food supply in a few years. Increase in population will also consume the space for living on the earth. Many of the world's people are not aware of this problem. Also people who have used lands to produce find this problem difficult to understand. World leaders who must always think about public reaction find the problem hard to deal with. Improvement in food production and spreading them, however, is something that everybody can understand and support. Likewise water saving which is necessary to food production and other important human activities is supported readily by most people, but increased population will probably never reach enough balance, unless an effort is made to control population.

31. The passage is mainly about the effect of …….

1) lack of food      

2) harmful human activities     

3) too many people living on the earth    

4) shortage of water for increased world population

32. The word "it" in line 1 refers to …….

1) problem                    2) world              3) food supply               4) population growth

33. The one problem NOT mentioned in the passage is …….

1) water scarcity                     food supply 

3) world leaders' weakness               4) shortage of living space for people

34. The word "consume" in line 3 is closest in meaning to …….

1) decrease              2) eat               3) catch                        4) dissolve

35. According to the passage, the problem of increased population …….

 1) cannot be effectively solved

2) requires human activity for its solution

3) cannot be solved unless some other problems are solved

4) requires the use of  more agricultural land for its solution

 

BEST WISHES

 


 
 
نمونه سوال درس چهارم پیش دانشگاهی یک
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

IN THE NAME OF GOD

First name:                    Last name:                                lesson-4

 

Vocabulary,

A:  Match a word in column A with a word in column B to make meaningful phrase (2)

-----------A--------                                  -----------B-------

1. First (---)                                          a. department

2. Emergency (--)                                 b. pressures

3. Over (---)                                         c. shock

4. Weather (--)                                     d. lines

5. After (--)                                          e. aid

6. Fire (--)                                            f. forecast

7. Electrical (--)                                    g. pass

8. Atmosphere (--)                                h. procedures

 

B: Choose the correct answer. (5)

9 .Some people are not fast enough to take ……………….actions during emergencies.

  a. regular            b. immediate                 c. flexible                      d. healthy

10. The earthquake could hit any place because no area is …………..free of earthquakes.

  a. smoothly                 b. firmly              c. efficiently                  d. entirely

11. Bad dreams are widely ………….among children.

  a. common                  b. real               c. smooth                      d. strong

12. We tried hard, but we couldn’t …………… the source of the radio signals.

  a. define                     b. design            c. distract                      d. locate

13. We hoped he wasn’t seriously ……………in the car crash.

  a. imagined                 b. saved              c. injured                       d. balanced

14. Scientists ………….that the dinosaurs were killed by a sudden change in climate in the past.

  a. guess              b. communicate          c. combine             d. recognize

15. People were shocked by the …………..power of modern weapons used in the recent war.

  a. available         b. destructive         c. fashionable                d. repetitive

16. It is impossible to …………when an earthquake may happen.

  a. survive                    b. notice             c. predict                      d. float

17. Different organizations …………services for people involved in an earthquake.

  a. expect                b. change            c. provide                      d. compare

18. Education shouldn’t be ……………….only by examination results.

  a. measured            b. suggested         c. organized                  d. located

 

C: Fill in the blanks with the words given. (5)

     instructions – mechanisms – pressure – bend – earthquake – forecasted –emergency –member – organization – aid – hit

19. It is …………..that the temperature will reach 40 C.

20. Foreign ……….from many countries was sent to Bam survivors.

21. A(n) ……………measuring 6.1 on the Richter scale struck southernCaliforniaon June 28.

22. Amir is a good player. He is a …………..of the local tennis club.

23. Before taking the medicine, read the…………….for use which are printed on the box.

24. You can’t do it now. You need a special tool to ………..the steel.

25. He raised the hammer and ………the bell.

26. The government called a(n) ………..meeting to discuss the unexpected crisis .

27. When a person is ill, the body’s natural defence……………come into operation.

28. She works for a(n) ……………that helps the old people .  

D: Cloze: fill in the blanks with your own words. (3)

Earthquakes happen every day .Though millions of people may never ……29…..an earthquake, it is very common happening on this ….30….. So today, somewhere, an earthquake will ….31…. It may be so light that only special instruments can ...32... its movement; it may shake houses, …33…. windows, and change the place of small things. It may be strong to cause ...34…, injury, and death.

 

 

E: Mini comprehension: choose the best answer. (3)

35. Sometimes we don’t know a weak earthquake has happened under us. The sentence means that...

 a. we don’t know the time of weak earthquakes 

b. we don’t know what happens under us

 c. we don’t feel weak earthquakes 

   d. weak earthquakes are predictable

 

36. The problem is in finding the exact area where and when a strong shock will happen. This sentence means that we are not able to specify…………………………………

a. the number of victims 

b. the strength of an earthquake

c. the problem of earthquake in our daily life 

d. the exact time and place of a strong earthquake

 

37. The plates of the crust move along smoothly but sometimes they stick together and create pressure. The pressure increases and the rock bends until it breaks. These sentences show………..

 a. how an earthquake occurs                                      b. what the layers of the earth are

 c. how the pressure increases                                     d. what kind of rocks are in the crust

 

F: Comprehension: read the following passage and choose the best answer.(2)

Earthquakes are common in China. They sometimes do a lot of damage. Chinese scientists tour the region hunting for signs that might mean an earthquake is due. They use an instrument called seismograph that measures movement in the Earth’s crust. In 1975, scientists were able to warn people that there would be an earthquake in the city ofHaicheng. Just two hours after the people had been led to safety, the city was destroyed.

 

38. According to the passage ……………………………………………………………….

a.       chinese scientists go hunting in different regions

b.       scientists might predict an earthquake by using instruments

c.       scientists do a lot of damage to cities by using different instruments

d.       chinese scientists look for signs of earthquake in the regions

39. Seismograph is an instrument for……………………………………………………….

a. hunting  signs of earthquakes inChina 

b. estimating the amount of damage after an earthquake 

c. warning people of earthquake        

d. measuring the movements of the earth

40. Which sentence is true according to this text?

a.       A lot of people died in Haicheng after the earthquake.

b.       Haicheng was destroyed completely when the people were still in the city

c.       There are a lot of earthquakes inChina.

d.       In 1975 , scientists could invent an instrument called seismograph

41. The underlined word “they” in the text refers to ……………

 a. earthquakes              b. Chinese scientists         c. signs             d. people


 
 
یوزر پسورد نود 32 دوشنبه تاریخ 25/02/1391 مصادف با 2012/05/14
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

Username:TRIAL-66150937 Password:2x23vjrxnv

Username:TRIAL-66151700 Password:5pcr8pdrc6

Username:TRIAL-66151735 Password:4pbpphrcbs

Username:TRIAL-66151731 Password:b75s445rhn

Username:TRIAL-66151852 Password:jcb4fb3uxa

Username:TRIAL-66151849 Password:mbttpvpsfj

Username:TRIAL-66151893 Password:k4n6md2aef

Username:TRIAL-66151897 Password:2dnxb4knh5

Username:TRIAL-66151914 Password:62s23usjc6

Username:TRIAL-66151912 Password:xcs573fubc

Username:TRIAL-66151996 Password:k45ucfpvun

Username:TRIAL-66151991 Password:2467txstr6

Username:TRIAL-66152736 Password:eac2f25up2

Username:TRIAL-66152732 Password:h8vsnkss8b

Username:TRIAL-66152806 Password:se4vn3f6v3

Username:TRIAL-66152811 Password:jxauch5rn5

Username:TRIAL-66152842 Password:5m847ntvk5


 
 
یوزر پسورد نود32 شنبه تاریخ 23/02/1391 مصادف با 2012/05/12
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤
 

 

Username:TRIAL-66047642 Password:x6mmtd3nda

Username:TRIAL-66047656 Password:rjhjkd7chu

Username:TRIAL-66047675 Password:e73hm6kfx5

Username:TRIAL-66047733 Password:jjxvbe4tr4

Username:TRIAL-66047721 Password:c64n3xt8p2

Username:TRIAL-66047844 Password:matrnsdant

Username:TRIAL-66047856 Password:unpxvamupx

Username:TRIAL-66048449 Password:tmfju7uu3u

Username:TRIAL-66048485 Password:snejd38f2h

Username:TRIAL-66048510 Password:jahamcbfv4

Username:TRIAL-66048668 Password:6kefrsaak3

Username:TRIAL-66048666 Password:2vekvxxkj7

Username:TRIAL-66048845 Password:rtfur84b37

Username:TRIAL-66048847 Password:xhfrk4d243

Username:TRIAL-66049586 Password:a2rrdkn74p

Username:TRIAL-66049584 Password:jmbde3nsku

Username:TRIAL-66049643 Password:erkdb6tu8n

Username:TRIAL-66049636 Password:5d6dt3vcna