abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

درک مطلب شماره 1
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱
 

Reading Comprehension  1

  George Banks was a successful journalist . He worked for a good newspaper , and he liked arguing very much . He argued with anybody and about anything . Sometimes the people whom he argued with were as clever as he was , but often they were not .

 

   He did not mind arguing with stupid people at all , he knew that he colud never argue them to agree , because they could never really understand what he was saying . and the stupider they were the surer they were that they were right ; but he often found that stupid people said very amusing things .

 

 At he end of one argument which george had with one of these less clever people , The man said something which George has always remembered and which has always amused him . It was , " well sir , you should never forget this : there are always three answers to every question : your answer , my answer , and the correct answer ."


 
 
خدا را دوست دارم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم


 
 
جغرافیای زنان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

GEOGRAPHY OF WOMEN

Between the ages of 15 - 20 a woman is like Africa.
She is half discovered, half wild.
یه زن بین سن 15 تا 20 سال مانند آفریقا است.
نیمی از آن کشف شده و نیمی دست‌نخورده و هیجانی

Between the ages of 20 - 30 a woman is like America.
Fully discovered and scientifically perfect.
بین سن 20 تا 30 سال زن شبیه آمریکا است
کاملا کشف شده و کامل علمی (به سن بلوغ رسیده)

Between the ages of 30 - 35, she is like India & Japan.
Very hot, wise and beautiful !!!!!!!!!
بین سن 30 تا 35 سال، او شبیه هند و ژاپن است.
خیلی گرم، باهوش و زیبا!!!!!!!

Between the ages of 35 - 40 a woman is like France.
She is half destroyed after the war but still desirable.
بین 35 تا 40 سال، زن شبیه به فرانسه است
او مانند نیمه متلاشی‌شده بعد از جنگ اما هنوز خواستنی است

Between the ages of 40 - 50 she is like Germany.
She lost the war but not the hope.
بین سن 40 تا 50 سال شبیه آلمان است.
جنگ را باخته ولی هنوز امید دارد.

Between the ages of 50 - 60 she is like Russia.
Very wide, very quiet but nobody goes there.
بین سن 50 تا 60 سال او شبیه به روسیه است
خیلی پهن،‌ خیلی آرام ولی کسی آنجا نمی‌رود

Between the ages of 60 - 70 a woman is like England.
With a glorious past but no future.
بین سن 60 الی 70 سال، زن شبیه انگلستان است.
با گذشته‌ای پرافتخار اما بدون آینده

After 70, they become Siberia.
Everyone knows where it is, but no one wants to go there.
بعد از 70 سال، آن‌ها مثل سیبری می‌شوند
همه می‌دانند که کجاست، اما کسی دلش نمی‌خواد بره آنجا.

 


 
 
ویژگی های عشق!
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 



عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد
love is
wide ocean that joins two shores

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
life with out love is none sense and goodness without love is impossible

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks

عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
love is when you find yourself spending every wish on him

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust

عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer

وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen

عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

 


 
 
گفتگو با خدا
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 
 

THE INTERVIEW WITH GOD


گفتگو با خدا



I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

God asked
خدا از من پرسید

?So you would like to interview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

I said, If you have the time
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

God smiled
با لبخندی گفت

My time is eternity
وقت من ابدی است

?What questions do you have in mind for me
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

I asked
پرسیدم

?What surprises you most about human kind
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد

That they get bored with childhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند

They rush to grow up, and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس

long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند

And then
و سپس

Lose their money to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند

That by thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند

They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند

Such that they live in neither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not the future
و نه در آینده

That they live as if they will never die
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد

And die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

God's hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم

Then I asked
سپس من پرسیدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

?What are some of life's lessons you want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

But they can do is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند

To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn to forgive by practicing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید

But it can take many years to heal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید

To learn that there are people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند

But simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند

To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند

But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند

But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند

Thank you for your time, I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

?Is there anything else you would like your children to know
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟

God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد

Just know that I am here
فقط اینکه بدانند من اینجا "با آنها" هستم

ALWAYS
همیشه


 
 
خدا را شکر کنیم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 
 

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام


I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم



I am thankful for the husband who snores all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم

این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است

این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم



I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم



I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم



I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم



I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم

این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم



I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم



I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند

این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم


Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر


 
 
جملات زیبا و آموزنده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 

Three things in life that are never certain.
سه چیز در زندگی پایدار نیستند.

-Dreams
رویاها

-Success
موفقیت ها

-Fortune
شانس


Three things in life that,one gone never come back.
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.

-Time
زمان

-Words
کلمات

-Opportunity
موقعیت


Three things in life that can destroy a man/woman.
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.

-Alcohl
الکل

-Pride
غرور

-Anger
عصبانیت


Three things that make a man/woman
سه چیز انسانها رو می سازند.

-Hard work
کار سخت

-Sincerity
صدق و صفا

-Commitment
تعهد


Three things in life that are most valuable.
سه چیز د زندگی خیلی با ارزش هستند.

-Love
عشق

-Self-confidence
اعتماد به نفس

-Friends
دوستان


Three things in life that may never be lost.
سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.

-Peace
آرامش

-Hope
امید

-Honesty
صداقت


 
 
چطور روزتان را برنامه ریزی کنید؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 

افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است.


‌● برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید
۲۰-۱۵ دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در ۱۰ دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.


● یک لیست مستر تنظیم کنید
این لیست از همه کارهایی که فکرش را بکنید تشکیل شده است. اگر کاری به فکرتان می رسد که لازم است انجام دهید، فوراً آنرا در این لیست جای دهید. هیچ تعهدی به انجام همه کارهایی که در لیست مستر نوشته شده است ندارید. هدف این لیست این است که صرفاً آن کارها را فراموش نکنید. هر کار دیگری هم که در طول روز به ذهنتا می رسد را به این لیست اضافه کنید.


● یک لیست از حتماً های روزانه تهیه کنید
این لیست از کارهایی تشکیل شده است که بالاترین اولویت را دارند و سنگین ترین نتیجه را در بر خواهند داشت، چه مثبت و چه منفی. برای تنظیم این لیست وقت بگذارید و خوب فکر کنید چون وقتی کاری وارد این لیست می شود باید تا آخر روز بعد بی بر و برگرد انجام شود. کارهایی که در این لیست نوشته می شوند به هیچوجه نباید به تاخیر بیفتند چون باعث می شود که اینکار برایتان شکل عادت درباید و به اولویت های روزانه تان بی توجه شوید. این لیست باید کوتاه بوده و بیشتر از
۶ مورد روی آن نوشته نشده باشد.


● یک لیست از بایدهای روزانه تهیه کنید
این لیست شامل کارهایی می شود که باید در طول روز انجام دهید اما حتمی و لازم نیستند که بخواهید آنها را روی لیست حتماً ها قرار دهید. این کارها را باید بعد از اتمام کارهای نوشته شده در لیست حتماًها به انجام برسانید.


● قرارملاقات ها را فراموش نکنید
ساعت های خاصی در روز هستند که به یک ملاقات خاص تعلق دارند. وقتی قراری با کسی می گذارید حتماً آن را روی تقویم خود یادداشت کنید و بعد آن قرارها را به برنامه روزانه تان منتقل کنید.


● بعضی کارها را به دیگران محول کنید
خیلی از کارهای قید شده در لیست روزانه تان هستند که می توانید انجام آنها را به دیگران واگذار کنید. افراد موفق می دانند که نمی توانند همه کارهایشان را شخصاً تمام کنند و همیشه خیلی از کارهایشان را به کسانی می سپارند که انجام دهند.


● سه بار تاخیر در انجام کار
اگر می بینید که چند روز پشت سر هم کارهایتان را نیمه تمام می گذارید و به روز بعد معوق میکنید آنوقت باید از خودتان بپرسید چرا آن روز اول این کار در لیستتان بوده است و چه ارزشی در زندگیتان دارد. تا می توانید نباید بیشتر از سه روز کاری را به تاخیر بیندازید.


● تنظیم وقت برای تهیه غذا
معمولاً چیزی که از خیلی برنامه ریزی ها جا می ماند تنظیم ساعتی برای خوردن غذاست. این مسئله اهمیت زیادی دارد، اول به این دلیل که در پولتان صرفه جویی کرده و برای غذاخوردن بیرون نمی روید، و دوم اینکه برای سلامتیتان بهتر است. خیلی از افراد موفق برای صرفه جویی در وقت به رستورانهای فست فود می روند و وضعیت سلامتیشان هم وخیم است. یادتان باشد، مدیریت زمان، مدیریت زندگی است و بالاترین اولویت زندگی، خودتان هستید.
با اجرای این استراتژی ها در تنظیمب برنامه روزانه می توانید بازده کاری خود را به طور قابل توجهی بالا برده و سریعتر به اهداف و آرزوهایتان دست پیدا کنید.

 


 
 
آیا می دانید که…؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 

به طور متوسط، وزن کبد هر انسان پنج برابر بیشتر از وزن قلب اوست.
– به طور متوسط، پوست سر هر انسان بین صد و بیست هزار تا صد و پنجاه هزار تار مو دارد.
– طول عمر متوسط مردان در قرن پنجم در انگلستان، سی سال بوده است.
– وزن جنین انسان در نه ماهکی حدود دو و چهار دهم بیلیون افزایش پیدا می کند.
– واژه سالمونلا که در زبان انگلیسی به معنای ماهی آزاد است و باکتری که پس از ورود به دستگاه گوارشی انسانها به همراه مواد غذایی آلوده باعث مسمومیت شدید می شود، هیچ ارتباطی با هم ندارند. بلکه این باکتری از روی نام آسیب شناس آمریکایی، یعنی دنیل ای سالمون نامگذاری شده است.
– طول عمر متوسط رومی ها یا یونایان باستان، سی و شش سال بوده است.
– اولین دوقولو های آزمایشگاهی جهان در ژوئن
۱۹۸۱ متولد شدند.
– طول عمر متوسط هر غده چشایی انسان بین هفت تا ده روز است.
– یک میلیون و دویست هزار فیبر درهر عصب بینایی وجود دارد.
– در مغز انسان، صدمیلیون رشته عصبی وجود دارد. هر رسته عصبی به صد ها رشته دیگر متصل است.
– به طور متوسط، عضلات و ماهیچه های یک مرد حدود چهل درصد از وزن بدنش را تشکیل میدهند. در حالی که عضلات و ماهیچه های یک زن، حدود سی درصد از وزن بدنش را تشکیل میدهند.
– در طول یک ساعت حروف چیی کردن حدود صد و ده کالری مصرف میشود، یعنی فقط سی کالری بیشتر از زمانی که در خواب به مصرف می رسد.
– به طور متوسط هر انسان قادر است تا یازده روز بدون آب زنده بماند.
– تعداد دندانهای شیری بیست عدد است، در حالی که یک انسان بزرگ سال سی و دو دندان دارد.
– به طور متوسط، هر سال حدود هفتصد و پنجاه گرم از سلول های لایه خارجی پوست انسان از پوست جدا می شود.
– به طور متوسط هر انسان در طول روز حدود هشت هزار تا ده هزار قدم برمی دارد.
– دویست و سی مفصل در بدن انسان وجود دارد.
– به طور متو سط، هر انسان در هر دقیقه، دوازده تا هجده با ر نفس می کشد.
– به طور متوسط، هر فردی که سیگار را ترک می کند، به یک ساعت خواب کمتر شبانه نیاز دارد



 


 
 
A Bad Boyfriend
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 


A: I’m upset with my mom.
B: Why is that?
A: I warned her about her new boyfriend. She didn’t listen to me.
B: What happened?
A: I gave her $1,000 for her birthday. I told her to spend it on herself.
B: That was very nice of you.
A: I found out that she gave it to her new boyfriend.
B: Why did she do that?
A: He said he would buy her a nice ring.
B: What’s wrong with that?
A: He went to Las Vegas. He lost it all gambling.
B: I hope your mom broke up with him.


 
 
جملات فوق العاده ارزشمند و تفکر برانگیز
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 

 


One song can spark a moment
یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد

One flower can wake the dream
یک گل میتواند بهار را بیاورد

One tree can start a forest
یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد

One bird can herald spring
یک پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد

One smile begins a friendship
یک لبخند میتواند سرآغاز یک دوستی باشد

One handclasp lifts a soul
یک دست دادن روح انسان را بزرگ میکند

One star can guide a ship at sea
یک ستاره میتواند کشتی را در دریا راهنمایی کند

One word can frame the goal
یک سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص کند

One vote can change a nation
یک رای میتواند سرنوشت یک ملت را عوض کنند

One sunbeam lights a room
یک پرتو کوچک آفتاب میتواند اتاقی را روشن کند

One candle wipes out darkness
یک شمع میتواند تاریکی را از میان ببرد

One laugh will conquer gloom
یک خنده میتواند افسردگی را محو کند

One hope will raise our spirits
یک امید روحیه را بالا می برد

One touch can show you care
یک دست دادن نگرانی شما را مشخص میکند

One voice can speak with wisdom
یک سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد

One heart can know what's true
یک قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد

One life can make a difference
یک زندگی میتواند متفاوت باشد

You see, it's up to you
شما می بینید پس تصمیم با شماست