abbasibe.persianblog.ir Website ValueWebsite Value Calculator
abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

آموزش در ژاپن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٩
 

 ژاپن کشوری است که یک تحول " متکی به خود " را تحقق بخشیده است. موقعیت کنونی این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی به یک باره و تحت نفوذ خارجی بدست نیامده، بلکه از طریق به کار انداختن استعداد های خاص ملت و شوق بی پایان آنها به کار بهتر و بیشتر، حاصل شده است.

با نگاهی به تاریخ معاصر ژاپن، می­ توان به این جمع بندی رسید که تنها غرش توپ­ های مهاجمان امریکایی، موجب پاره شدن چرت دویست ساله ژاپن نشد بلکه، زمینه­ های قبلی این بیداری از مدت­ها پیش فراهم شده بود. دگرگونی­ های اقتصادی و رشد طبقه­ی سرمایه­ دار شهری و به ویژه افزایش و گسترش اختلاف­ های درونی، موجب ضعف حکومت وقت شد و لذا با نخستین فشار خارجی، از هم گسست. این فروپاشی تنها در ارکان حکومت رخ داد و جامعة ژاپن از نظر روابط اجتماعی و باورهای قومی و سنتی، یکپارچگی خویش را هم چنان حفظ کرد. انسجامی که در فاصلة دو قرن ( 1868 – 1603 ) بر اثر تدبیر حکومت­ های وقت، بر سراسر این کشور سایه افکند.

آیین بودا که بدبینی و فنا اندیشی را به پیروان خود دیکته می­ کرد، در ورود به ژاپن، فضایلی چون قناعت، مسالمت طلبی و فرمانبری را، به مردم تلقین کرد لذا هر پدیدة تازه ­ای که وارد ژاپن می­ شد، تغییر شکل می یافت و با طعم ژاپنی، به سفره ­ها  می­ رسید.

در این اختصار موارد تمایز اساسی آموزش و پرورش ژاپن و علل موفقیت­ های آموزش آن کشور بررسی شده است. ارضای نیازهای بچه­ ها برای دوست یابی، احساس تعلق و وابستگی به یکدیگر و ایجاد فرصت برای توسعه آن احساسات، زندگی مدرسه ای ایشان را شکل می­ دهد. ردیف­ های ذیل تا حدودی ساختار فکری و تشکیلاتی آموزش را در دوره­ های پیش دبستان و دبستان ژاپن ترسیم می­ نماید:


 
 
نظام آموزشی ژاپن و یادگیری همه ی زندگی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٩
 

نظام آموزشی فعلی ژاپن که بعد از انقلاب میجی تاسیس شده است یکی از موفق ترین نظام های آموزشی در جهان هست. در ژاپن سعی می شود در مدارس علاوه بر علوم رایج، راه و رسم زندگی و کار نیز به دانش آموزن آموخته شود تا آن ها را برای زندگی در جامعه آماده شوند.

نظام آموزش و پرورش هر کشور در اصل تکمیل کننده ی وظیفه مهم خانواده در امر تعلیم و تربیت است. مدرسه بعد از خانه دومین مأمنی است که کودک خردسالی را در آغوش خود به فرد بالغی تبدیل می کند که همان آیند ساز کشوراست. در میان کشور های مختلف، ژاپن به عنوان یک کشور توسعه یافته نظلم آموزشی متفاوتی را تجربه می کند. تاریخ آموزش و پرورش ژاپن را می شود به دو دوره ی قبل و بعد از « انقلاب میجی» تقسیم کرد. این انقلاب 20 سال بعد ازاصلاحات امیرکبیر در سال 1868 میلادی آغاز و ادامه پیدا کرد. تا قبل از این انقلاب 2 نوع مدرسه در ژاپن بود «مدارس هانکو» ویژه ی سامورایی‌ها و «مدارس تراکویا» مخصوص آدم های عادی. در سال 18771 یعنی 3 سال بعد از انقلاب میجی، آموزش وپرورش ژاپن تاسیس شد. در سال 1872 تقریباً 28 درصد از افراد لازم التعلیم به مدرسه ی ابتدایی می رفتند و یکصد هزار نفر در دبیرستان ثبت نام کرده بودند. در سال 1920 این میزان به یک میلیون و دویست هزار نفر افزایش پیدا کرد، در سال 1948 آموزش نابینایان اجباری شد، در سال 1986 بیش از 90 درصد کودکان ژاپنی به پیش‌دبستانی رفتند و 94 در صد دانش آموزان به مرحله ی دوم دبیرستان راه یافتند.

http://ghanoonnegar.ir/


 
 
چالش‌های بازاندیشی در تولید ادبی ژاپن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٩
 

دکتر یونس شکرخواه:
نمی‌دانم چرا به یاد سامورایی‌ها می‌اندازدم. اما او استاد برجسته ادبیات است و هر سال‌ به خاطر دعوت‌هایی که از او به عمل می‌آید از چین تا فرانسه، از توکیو تا نیویورک و از قاهره تا سیدنی سفر می‌کند.

پروفسور سادامی سوزوکی (Sadami Suzuki) فارغ‌التحصیل دانشگاه توکیو در سال1974 و از نویسندگان برجسته ژاپن است.  نگاه انتقادی منحصر به فردی دارد و بسیار با مکث حرف می‌زند.

درپیش درآمد این گفتگو مثل متن آن؛ باز هم چشم‌هایش را می‌بندد و می‌گوید خیلی دلم می‌خواهد روزی در تهران با ادیبان ایران به گفتگو بنشینم.

کتاب مفهوم ادبیات در ژاپن؛ روزترین اثر پروفسور سادامی سوزوکی در بازار کتاب ژاپن است که به زبان انگلیسی هم ترجمه شده است

  • در کتاب‌تان نوشته‌اید که حدود 50 سال پیش در جلسه‌ای با ژان پل سارتر همزمان مطرح کردید که ادبیات چیست؟ اکنون با گذشت این همه زمان چگونه در باره ادبیات می‌اندیشید؟

 
 
سخن بزرگان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٧
 


 
 
نشانه های بهار
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٧
 


 
 
how to Study English Effectively
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٥
 

 

By Kenneth Beare,

There are many ways to study English, but many students ask which is the most effective. Unfortunately, I don't think there is a single answer that is right for every student. However ... I can certainly give advice I some helpful guidelines as to how to study that should help.

Warming-up to Study English

Just as there are exercises to help you warm up before you play some basketball or other sport, there are exercises which can help you warm up to study English. Here are some simple exercises to help you warm up.

1.     Study English I: Activating Your Vocabulary

Activate your vocabulary by thinking or speaking briefly about the subject you are about to work on. For example, if you are going to study English on topics that focuses on vacations, take a moment to think about your last vacation, what you did, what you enjoyed, etc. This simple exercise will help your brain warm-up to vocabulary that you are likely to encounter as you study English about this particular subject.

1.     Study English II: Activating Your Grammar

Activate your grammar by thinking about the general grammar area before you begin to study. For example, if you are going to study English grammar focusing on the past, stop to think about what you did last weekend, where you went, etc. to help activate what you already understand about using the past. As with activating vocabulary, you'll help your brain bring up what it knows about the past simple in an easy way before you begin to focus on studying English grammar in detail.

1.     Study English III: Singing a Song

Before class begins, or before you sit down to study English sing a song in English to yourself. Make sure to use a song that you understand and know very well. This short and fun exercise will help your brain focus on the English language in a relaxing manner. It's important to be relaxed when you study English! Singing a song also helps activate the creative side of your brain which can help you come up with more examples as your practice conversation or do some creative writing.

1.     Study English IV: Typing e a Short Paragraph in English

If you going to study English at your desk, begin by typing a simple paragraph in English. You can type about your day, your hobbies, your friends, etc. Anything will do. Typing helps activate the kinetic part of your brain that helps improve learning through physical activity. I also recommend typing while you study your English grammar. This will help solidify your knowledge with movement.

1.     Study English V: A Thousand Words ...

As the saying goes in English: A picture is worth a thousand words. Help activate the creative side of your brain by trying to describe a photo or other image. You can combine use this also to activate your vocabulary by choosing a picture that has something to do with the subject your are going to study in English.

Study English - Tips for Success

Here are some tips for success to help you as you study English.

1.     Study English Every Day

It's important to study English every day. However, don't exaggerate! Study for thirty minutes every day instead of two hours once a week. Short, steady practice is much better for learning than long periods on an irregular basis. This habit of studying English every day will help keep English in your brain fresh.

1.     Study English Using Different Methods to Learn

Don't just use one way to study English. Use a variety of methods which will help all the parts of your brain (multiple intelligences) help you. For example, if you are learning new vocabulary, create a word map, describe a picture, make a list and study that, type out the words five times. All of these methods together help to reinforce your learning.

1.     Study English by Finding some Friends

There is nothing like having a few friends to study English together. You can practice the exercises together, have conversations together (in English!), and, as you study English together, help each other with exercises you may not understand.

1.     Study English by Choosing Topics that Interest You

One of the most important things to do is to study English using topics that you like. This will help motivate you because you will also be learning about a topic you find interesting while you study English.

 



 
 
Feelings and Motivation
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٥
 

 

The following questions concern your feelings about your language learning experience.

1)                   Many language learners feel very negative about their learning experiences.  They say they feel discouraged, frustrated, impatient, or confused by the difficulties of learning a language. 

Have you ever experienced any of these feelings?  Can you explain? 

2)         Others say they feel shy or embarrassed expressing themselves in the foreign language.   

Have you ever felt this way?    Can you explain?

            4)         If you have experienced some of these feelings, what did you do to overcome them?      

3)         When you are learning a language, are you usually:   

a.      highly motivated, and do everything possible to learn the language.

b.      quite motivated, and try to do what you can to learn the language, but it is not your priority.

c.      not very motivated, because you are too busy or tired to concentrate on it.  You are learning out of necessity.

d.      not very motivated, because you find learning languages boring. 

6)                   Do you give yourself encouragement, by saying things to yourself like: “I’m doing okay” or “I’m right, I know it.”

Do you have any other comments about your language learning experiences that you would like to tell me?



 
 
become, get, go, turn
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٥
 

The words "become", "get", "go" and "turn" are not always used correctly. We've listed some phrases which are wrong and some which are correct. Always use a good dictionary if you're not sure.

correct phrase

common error

I got a present from him.

I became a present from him.

When do I get my steak?

When do I become my steak?

He got a shock when he saw his car.

He became a shock when he saw his car.

The tea does him good.

The tea becomes him good.

I want to become a teacher.

I will a teacher.

He became famous.

He would famous

We became friends.

We were friends.

It became clear that she wanted to leave.

It would clear that she wanted to leave.

It's getting dark.

It will dark.

He turned red.

He was red.

She went white when she saw the accident.

She was white when she saw the accident.

The word "get" is very common in spoken English, "become" is more formal.
German native speaker sometimes use "become" in an incorrect way



 
 
نظام آموزشی ژاپن در گفت‌وگو با پروفسور اوئه یاما
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٥
 

 

دکتر یونس شکرخواه:
پروفسور تاکه یوکی اوئه یاما (Takeyuki Ueyama)، فارغ التحصیل آموزش و پرورش ازدانشگاه نیهون در توکیو است.

او پس از تکمیل دکتری خود در ژاپن به دانشگاه یوتا در آمریکا رفت و در رشته مدیریت آموزشی دکتری گرفت. در سال 1992 در دانشگاه کلرادوی جنوبی به عنوان استادیار آموزش زبان و فرهنگ ژاپنی استخدادم شد. در سال 1995 به ژاپن بازگشت و تدرس را در کالج روابط بین الملل آغاز کرد. او هم اکنون به عنوان دانشیار در این دانشگاه مشغول به تدریس دروس آموزش و توسعه، نظام های آموزشی، مهارت‌های حرفه‌ای معلمان و زبان انگلیسی است. گپ و گفتی با او درباره شرایط آموزش در ژاپن:

  • مایلید از شرایط ورود به دانشگاه‌های ژاپن و از مزایا و موانع ورود به آن‌ها شروع کنیم؟

بله حتما. کسانی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوند از جنبه‌های مختلف به دانشگاه نگاه می‌کنند، بعضی از منظر کسب درآمد، بعضی از جهت شغل و موقعیت شغلی و کسانی هم از جنبه‌های دیگر. بسته به اینکه شما چه هدفی دارید دانشگاه‌تان را انتخاب می‌کنید و دانشگاه‌ها هم، بسته به نوع‌شان، شیوه‌های مختلفی برای انتخاب و جذب دانشجو دارند. بیشتر دانشگاه‌ها امتحان ورودی برای انتخاب دانشجو برگزار می‌کنند. به همین دلیل صحبت کردن در باره موانع ورود به دانشگا‌ه‌ها چندان آسان نیست.


 
 
چهره به‌ چهره با طراح اندیشه برنامه ‌درسی در ژاپن
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٥
 

دکتر یونس شکرخواه:
دکتر کی‌سوکه فوکویا (Keisuke Fukaya) متخصص روش‌های آموزش از دانشگاه ناگویاست. فوکویا طراح اندیشه برنامه درسی در مدارس ژاپن است.

 

او که بیست سال سابقه معلمی هم دارد هم اکنون معاون مجتمع آموزشی رتسومی‌کان بزرگترین و قدیمی‌ترین مجتمع خصوصی آموزشی در ژاپن است.

  • رسانه‌های ژاپن شما را به عنوان مجری اندیشه تازه‌ای در مدارس ژاپن معرفی می‌کنند؛ اندیشه شوق انگیزی در دانش‌آموزان ابتدایی برای پژوهش و یادگیری. در این باره توضیح می‌دهید؟‌

مهم‌ترین کار من تدوین الگویی برای گسترش خودآموزی دانش‌آموزان در مدارس ژاپن است. اینکه دانش‌آموزان چگونه از همان پایه‌های اول شوق آموختن پیدا کنند، در جست و جوی یادگیری باشند و یادگیری را به خارج از کلاس درس گسترش دهند. شما

شاید شنیده باشید که دانش‌آموزان پایه اول هم در ژاپن از فرهنگ لغت استفاده می‌کنند. این، کاری استثنایی در ژاپن بود. قبل از اینکه من این الگو را معرفی کنم کمتر معلمی تصور می‌کرد که می توان در پایه اول هم از فرهنگ لغات استفاده کرد و استفاده از آن را برای دانش آموزی که تازه کلاس و مدرسه را تجربه می‌کند یاد داد. این مثال بیانگر آن است که می توان بچه‌ها ‌را از اینکه صرفا یادگیرنده چیزی باشند به مسیری راهنمایی کرد که خودشان تبدیل به جستجوگر شوند و از این کار لذت هم ببرند. این تحول به نظر غیرممکن می‌رسد، به خاطراینکه بچه‌ها ‌حتی از چیزهای ساده ای که ما می خواهیم به آن‌ها ‌بیاموزیم فراری هستند. رمز میسر کردن این امر به ظاهر ناممکن، تدوین برنامه درسی است که مبتنی بر علاقه دانش آموز باشد و تا حد ممکن در مدرسه نهیه شود.

  • تدوین چنین برنامه ای اساسا چگونه امکان پذیر است؟

برای اینکه این نوع برنامه درسی را تهیه کرد لازم است قبل از اینکه معلم‌ها ‌چیزی به بچه‌ها ‌بیاموزند چند هفته ای از بچه‌ها ‌یاد بگیرند. منظورم دریافت توانایی ها، ایمان به قابلیت‌ها ‌و تدوین برنامه ای متناسب با شور و شوق کودکان است. اگر این کار را بتوان انجام داد آن وقت بیش از آنچه می خواهیم به کودکان بیاموزیم، که کاری دشوار است، خود بچه‌ها ‌در پی یاد گرفتن برخواهند آمد. من در کلاس درس، دانش آموزم را روزنامه نگار کوچک، یک مخترع کوچک، یک مدیر کوچک صدا می‌زنم و متناسب با توانایی هر کدام برنامه‌ام را تنظیم می کنم. به این ترتیب هم دانش‌آموزان به آموختن علاقه مند می شوند و هم من تشویق می شوم محیط شوق انگیزی برای یادگیری ایجاد کنم.

  • شما واقعا به ارزیابی توانایی تک تک دانش‌آموزان می پردازید؟ این کار خیلی دشوار نیست؟

چرا. البته که دریافتن علاقه تک تک دانش‌آموزان و فهم میانگین علاقه مندی کلاس برای یک معلم کار بسیار دشواری است. برای انجام این کار معلم باید در زمانی که از بچه‌ها ‌یاد می گیرد به دو نکته مهم توجه داشته باشد: یکی اینکه مشاهده گر خوبی باشد و دیگری اینکه بچه‌ها ‌را در یک محیط شوق انگیزی به بازی کردن ترغیب کند. در واقع بچه‌ها ‌به بازی بپردازند و معلم آن‌ها ‌را مشاهده کند. چنین است که می توان علاقه ها، توانایی ها، و انگیزه‌ها ‌را شناخت و بر اساس آن برنامه درسی را تدوین کرد. بنابراین قبل از اینکه بخواهیم چیزی را به دانش‌آموزان بیاموزیم باید از آن‌ها ‌یاد بگیریم. اگر در این کار موفق شویم دیگر نزاعی میان معلم و دانش آموز به وجود نمی آید. در عین حال هر کودکی که از مدرسه به خانه باز می گردد احساس می کند از باغ مدرسه میوه ای با خود همراه آورده است و شادمان به منزل باز می گردد. مقصودم از باغ مدرسه همان برنامه مدرسه است.

 

  • گفتید برنامه درسی حتی الامکان باید در هر مدرسه تدوین شود؛ منظورتان همان برنامه ریزی آموزشی مدرسه محور است؟

کاملا درست متوجه شده‌اید. البته دیدگاه برنامه ریزی درسی مدرسه محور در ژاپن پیشینه ای 100 ساله دارد. به اعتقاد من، که یک پژوهشگر تاریخ آموزش هستم، اگر در گذشته خودمان بازاندیشی کنیم ممکن است بتوانیم بعضی الگوهای کاربردی را بازکشف کنیم. در واقع ما همیشه نیاز به بازاندیشی در فرهنگ و آموزش خود داریم . از این بازبینی خیلی چیزها می توان یاد گرفت. البته آنچه من در کار خود از بررسی تاریخ آموختم از یک جنبه نیز برایم بسیار دردناک است و آن اینکه با وجود رواج چنین دیدگاهی در ژاپن 100 سال پیش، اما کشورمان درگیر و سهیم جنگ های بسیار خونین هم بوده است.

  • اندیشه خودتان را چگونه عملیاتی کردید و به اجرا درآورید؟

از پانزده سال پیش کوشیدم این به این الگو سامان بدهم. ده سال طول کشید تا در عمل به این نتیجه برسم که این مدل  می‌تواند فراگیر شود. خوشبختانه امروزه این الگو در بسیاری از مدارس اجرا می شود.

  • در مدارس دولتی یا خصوصی؟

هر دو. جالب اینکه مدارس خصوصی فراوانی هم به اجرای این مدل علاقه مند شده اند. نتیجه به دست آمده از اجرای این مدل توسط معلمان متفاوت در مدارس مختلف نشان دهنده افزایش چشمگیر علاقه دانش‌آموزان است. می دانید چرا؟ به خاطر اینکه اجرای این روش مبتنی بر مهارت معلم، نوع مدرسه و عواملی از این دست نیست، بلک مبتنی بر توانایی، درک قابلیت و علاقه دانش آموز است. به همین دلیل در هر جا که این الگو به اجرا در آمده، نتیجه کار افزایش علاقه دانش آموز به یادگیری است.
دومین نتیجه مشترک، صرف نظر از سطوح مختلف مدارس و امکانات شهر، معلمان همگی اذعان می‌کنند که با اجرای این الگو چیزهایی از دانش‌آموزان می آموزند. به این ترتیب یادگیری از کودکان به معلمان امکان می دهد که بیشتر بیاموزند و یادگیری در مدرسه توسعه یابد. اما اجرای این الگو تفاوت مهمی را هم میان معلمان مدارس گوناگون آشکار می‌کند. این تفاوت عبارت است از میزان توانایی معلمان در یادگیری از کودک که به آن «درک کودک» هم می‌گوییم.

 

  • به نظرم آنچه می‌گویید ایده‌ای برای یک شروع خوب است، اما چگونه می‌توان به این روند و تحول ادامه داد؟

 پاسخ صریح من این است که تا معلمان تغییر نکنند کودکان یاد نمی‌گیرند. به عبارت دیگر رشد کودکان به میزان یادگیری معلمان بستگی دارد. البته در نظر من یادگیری معلمان یعنی تغییر نگرش و مدل ذهنی آن‌ها ‌که کار بسیار دشواری است.
برای مثال معنای تغییر نگرش در درک کودک و یا آموختن از کودک این است که معلم یاد بگیرد به کودکان احترام بگذارد؛ منظورم احترام معمول و آنچه همه به صورت یک کلیشه می گویند نیست، بلکه به رسمیت شناختن توانایی ها، ناتوانی ها، امکان ها، علاقه‌ها ‌و ناخوشایندی های دانش آموز است. این چیزی است که امروزه بسیار به آن احتیاج داریم. در دنیای امروز ما به عنوان معلم و یا والدین بیش از قلب کودکان به ذهن آن‌ها ‌توجه داریم. به همین خاطر بیش و پیش از توجه به روحیه و دل آن‌ها ‌به سراغ میزان دانش و ذهن شان می رویم. اگر بخواهیم از کودکان بیاموزیم باید قبل از آموختن علم به آن‌ها ‌و اولویت دادن به ذهن شان به سراغ قلب وروح شان برویم. یعنی به پرورش روان و اخلاق آن‌ها ‌بپردازیم.
اگر این تغییر اتفاق بیفتد آن وقت تعبیر من از اینکه باید قبل از آموزش دادن به کودکان باید از آنان آموخت محقق می شود. در غیر این صورت ممکن است تعبیری که به کار بردم برای برخی مخاطبان شما خنده دار جلوه کند.
همان طور که گفتم این تغییر اساسا باید از مشاهده کودکان آغاز شود. ما باید از مادران، معلمان و همه مربیان بخواهیم به دقت در رفتار و هیجانات کودکان در حین بازی بپردازند. همین مشاهده دقیق یعنی آموختن معلم از دانش آموز. اگر معلمی بتواند این کار را انجام دهد شوق جست وجو را در خود تقویت و در کودک بیدار می کند. حاصل این فرایند دو سویه ایجاد انرژی مثبت ناشی از هم بودن و توسعه و تعمیق یادگیری است.

  • من فکر می‌کردم رویکرد حاکم بر آموزش و پرورش ژاپن توجه تؤامان به قلب و ذهن کودکان است. اما فکر می کنم شما بیشتر معتقد به پرورش قلب هستید تا ذهن. این طور نیست؟

پرسش سختی را مطرح می‌کنید. با قاطعیت تمام نمی توان از اولویت یکی از این دو صحبت کرد، ولی به هرحال بنیان پیش فرضی که مرا به تدوین این مدل رهنمون کرد این بود که پرورش قلب مقدم بر ذهن است و تا یک معلم رویکرد تربیتی به آموزش نداشته باشد، نمی تواند معلم تأثیر گذاری باشد. به معنای دیگر بیش ازاینکه بتواند یاد بدهد، دانش‌آموزان را از آموختن فراری می‌دهد. بر همین اساس آنچه من در این مصاحبه در باره آموختن از دانش‌آموزان و یا درک کودکان گفتم‌‌‌معطوف به توجه به قلب کودکان است بیشتر از ذهن آنها.

 

  • چه شد که به این رویکرد رسیدید؟

ما در مدارس ژاپن مسائل فراوانی داریم؛ در محتوای درسی، نظم و انضباط دانش آموزان، چگونگی پیشرفت تحصیلی و موضوعات دیگر. فکر می کنم در فرصتی که اینجا هستید با بخشی از مشکلات آموزشی ما دقیق تر آشنا شده اید. فکر می کنم رویکرد من در جهت بهسازی آموزش در مدارس ابتدایی است.
البته این رویکرد به معنای یافتن دارویی برای حل همه مسائل آموزشی کشورمان نیست، ولی پنجره ای به سوی راه حل هاست. با این الگو فضای روانی مدارس ابتدایی برای یادگیری بهتر شده است.

  • شما به هر دلیل به یک رویکرد رسیدید و آن را در یک مدرسه به اجرا درآورید. چطور در ژاپن فراگیر شد؟

می دانید، در کشور ما مهم ترین عامل تحول در آموزش و پرورش کشورمان علاقه معلمان به تولید دانش حرفه ای است. وقتی من هم این ایده را به صورت کتاب منتشر کردم، معلمان سراسر کشور واکنش مثبتی نسبت به آن نشان دادند. عامل دوم، حمایت بی دریغ وزارت آموزش و پرورش از کار من بود و عامل سوم استقبال کم نظیر رسانه‌ها ‌از گسترش این روش در مدارس کشور.
دو عامل دیگر هم به مدد من آمدند: همزمان شدن طرح این رویکرد با آغاز اجرای برنامه اصلاحات آموشی دولت در ژاپن و جست و جوی دولت برای یافتن روش های مؤثر بهسازی آموزش در مدارس و همکاران بسیار خوبی که در دانشگاه و مدارس داشتم. اگر اجازه بدهید علاقه مندم از یکی از آن‌ها ‌حتما نام ببرم؛ استاد برجسته هیدئو کاگه یاما در دانشگاه رتسومی کن در کیوتو.

  • مایل هستید نکته‌ای برای معلم‌ها ‌و آموزگاران ایرانی طرح کنید؟

البته. به اعتقاد من راه حل بسیاری از مسائل ما با کودکان در خود کودکان نهفته است؛ البته به شرط اینکه ما یاد بگیریم از کودکان بیاموزیم. فهم این نکته می تواند از مادر، معلم، مربی و اساسا هر کسی که با کودک سر و کار دارد می تواند یک محقق بسازد. اگر به دقت عمیق در رفتار کودکان بپردازیم راه حل بسیاری از مسائل مان را خواهیم یافت. مهم این است که یاد بگیریم به کودکان توجه و آن‌ها ‌را درک کنیم. این کار هم سهل و هم ممتنع است.
حتما در تاریخ فرهنگ و آموزش ایرانی هم رگه های عمیقی از توجه و احترام به کودک وجود دارد. امیدوارم شما هم با کشف دوباره آن‌ها ‌به تحول در آموزش و نگرش نسبت به کودکان کمک کنید.

hamshahrionline.ir


 
 
← صفحه بعد