آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

مجموعه سخنان ژان پل سارتر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

 

از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد.

 

دمی بی خبری کافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را که با تلاش به دست آورده ای، نابود می شود و از دست می رود.

 

هیچ کس نمی داند در زمانهای بحرانی، وفاداری به کدام سو رو می کند.

 

 

همه نیاز به زمان دارند. آدم نباید پیش از اینکه بداند چه می گوید، نتیجه گیری کند.

 

 

بی دانش، نه می توان امیدوار بود نه ناامید.

 

 

هنگامی که چیزی از دست می رود، دیگر نمی توان آن را پس گرفت .

 

 

تصمیم هایی وجود دارد که هیچ کس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود.

 

 

تا زمانی که مطمئن نشوم، امیدم را از دست نمی دهم.

 

 

هرگز دری را نزن، مگر اینکه بدانی در آن سویش چه می گذرد.

 

 

اینکه چه چیزی در کجا گفته شود، تفاوتی ندارد، اینکه آنچه نخست گفته شود، دومی باشد یا دومی، واپسین.

 

 

مسئله تنها این نیست که چیزها ناپدید می شوند، بلکه پس از آن، یادشان نیز نابود می شود.

 

 

هر بار که می پنداری پاسخ پرسشی را یافته ای، پی می بری که آن پرسش، هیچ مفهومی ندارد.

 

 

همه ی چیزهای زیبایی را که می بینی، به ذهن بسپار، تا همیشه با تو باشند، حتی در زمانهایی که آنها را نمی توانی ببینی.

 

 

ناامیدی کامل می تواند در کنار درخشان ترین نوآوری ها به سر بَرَد. از کار افتادگی و شکوفایی، یکدیگر را جذب می کنند.

 

 

هر کس نیازمند دوستانی است.

 

 

هنگامی که آغاز به نوشتن موضوعی می کنم، ناگهان پی می برم که درک من از آن چه اندازه اندک است.

 

مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.

 

 

برای زنده ماندن، باید خودت را از درون بکُشی؛ از این رو بیشتر آدمها همه چیز را رها کرده اند، چون می دانند که هر اندازه هم تلاش کنند، سرانجام می بازند و زمانی که به این نقطه رسیدی، هر گونه مبارزه ای بیهوده است.

 

 

شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.

 

 

هیچ چیز ساده تر از قلب نمی شکند.

 

کمابیش کسی نیست که بخش کوچکی از زندگی را چنان که در گذشته بود، در وجود خود به دوش نکشد.

 

 

اگر بخواهی از راه دویدن، خودکشی کنی، ابتدا باید خوب دویدن را یاد بگیری.

 

مرگ، تنها چیزی است که حسی را در ما برمی انگیزد. مرگ، شکل هنری ما و تنها راه ابراز درون ناپیدا است.

 

 

آدم باید به این امر خو بگیرد که به کمترین ها خرسند باشد. هرچه کمتر بخواهی، با چیزهای کمتری خشنود می شوی و هر اندازه نیازهایت را کم کنی، امور زندگی ات بهتر خواهد شد.

 

هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.

 

 

نگذارید بچه ها گریه کنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می کند.

 

همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم! 

 

 

 

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.

 

 

نبوغ، جوهر تفکر است.

 

 

امروز آدمی ناگزیر به دیروز تبدیل خواهد شد، اما امکان دارد فردای شما هرگز امروز نشود.

 

 

بشر جاودانه بیرون از خویشتن است. بشر با پی ریزی "طرح" خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی، بشر و بشریت را به وجود می آورد.

 

انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست، بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد. 

 

 

بشر آفریننده ی ارزشها است.

 

"ارزش"، چیزی نیست جز معنایی که شما برای آن برمی گزینید.

 

 

من هنگامی آزادم که همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد.

 

 

همیشه باید اخلاق را آفرید و ابداع کرد.

 

بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلکه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.

 

هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.

 

 

فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است. 

 

 

من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم، اما باید بدانم که اگر انتخاب نکنم، باز هم انتخابی کرده ام.

 

شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان می کند.

 

 

آنچه به بشر امکان زندگی می دهد، تنها عمل است. 

 

 

امکان عشق، چیزی جز آنچه از عشق تجلی می کند نیست.

 

 

آنچه آدمی را سست عنصر می سازد، عمل گریز یا تسلیم است.

 

 

بشر وجود ندارد، مگر در حدی که طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.

 

 

عشقی جز آنچه به مرحله ی تحقق درمی آید، وجود ندارد.

 

 

بشر، محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.

حقیقتی وجود ندارد، جز در عمل. 

 

شما آزاده اید؛ راه خود را برگزینید؛ یعنی بیافرینید.

 

منبع:jomalatziba.blogfa.com


 
 
فیش برداری چیست ؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

در آستانه شروع کار دانشجویان کارشناسی ارشد برای تحقیق و تدوین پایان نامه های خود ، این مطلب را می گذارم :

فیش (fiche) واژه اى فرانسوى و در زبان فارسى به معناى ( برگه) است و در اصطلاح به معناى برگه هاى یک شکل و یک اندازه اى است که چکیده مطالعات و گزیده تحقیقات در آن یادداشت مى شود تا بتوان به آسانى و در زمانى کوتاه و با اسلوبى خاص و منظم از آن بهره جست. اما مشخصات فیش چیست ؟ اول : جنس فیش : چون مطالعه کنندگان و محققان با فیش ها مرتباً در تماس هستند و ضمناً ضخامت فیش ها نباید به گونه اى باشد که حجم زیادى را دربرگیرد؛ از این رو جنس فیش ها معمولاً از کاغذ ضخیم انتخاب مى شود تا دو ویژگى نسبى مقاوم بودن و کم حجم بودن را دربرداشته باشد و درنتیجه از استهلاک برگه ها در مراجعات مکرر جلوگیرى شود و قرار دادن آنها در برگه دانن به آسانى صورت پذیرد. دوم : اندازه فیش که معمولاً به موضوع تحقیق و نوع کار و سلیقه محقق بستگى دارد ؛  ولى غالباً از اندازه هاى استاندارد  10 در 7 یا 5/12 در 8 و موارد دیگر تبعیت می کند..

انواع فیش بردارى : فیش بردارى و یا همان یادداشت بردارى وثبت مطالعات از گذشته تا کنون به یکى از انواع زیر صورت مى گرفته است:

1-  علامت گذارى یا خط کشى در متن کتاب و یا حاشیه نویسى در اطراف صفحه هاى آن

2- خلاصه نویسى در آستر بدرقه کتاب

3- یادداشت نویسى هاى پراکنده و غیر منظم درمجموعه هایى به نام کشکول

4- ثبت در مجموعه هایى به نام(جُنگ) که به صورت (الفبایى) یا (موضوعى) تنظیم شده اند مانند کلاسور، زونکن و پوشه.

5- نوشتن مطالب روى برگه ها یا کارت هاى یک شکل و یک اندازه به نام  فیش

6-استفاده از ماشین هاى حافظه دار الکترونیکى نظیر کامپیوتر. مراحل فیش بردارى

اما فیش مورد استفاده در تحقیقات کتابخانه‌ای به دو نوع تقسیم می‌شود بشرح زیر:  

1-  فیش ماخذ : فیشی است که مشخصات کتاب مقاله یا مدرک مورد استفاده در تحقیق را بر روی آن می‌نویسیم. از قطعه کاغذ یا مقوایی به طول دوازده و عرض هشت سانتیمتر می‌توان یک فیش ماءخذ تهیه نمود. فیش ماخذ حاوی نکاتی است که به قرار زیر :  نام کتاب    -  نام نویسنده  - نام مترجم یا مصحح و یا گردآورنده و.. - نام ناشر  -  سال انتشار - چاپ( در صورتی که برای دومین بار با دفعات متعدد کتاب به چاپ رسیده است)  - تعداد صفحات – نام محل نگهداری  کتاب  و..

2- فیش موضوعی  : فیشی است که برای استخراج محتوای کتب و مقالات مورد استفاده قرار می‌گیرد. در قطع‌های مختلف تهیه می‌شود ولی رایجترین آنها فیشی است به طول پانزده و عرض ده سانتیمتر محتوای کتب و مقالاتی را که بعنوان منابع تحقیق قبلاً از طریق فیش ماخذ مشخص نموده‌ایم به حسب موضوعات اصلی و موضوعات فرعی در فیش های موضوعی وارد کرده و بدین ترتیب می‌توانیم در پایان مرحله استخراج ، عصاره منابع استخراج شده را بصورت صدها و هزاران فیش موضوع داشته باشیم و سپس با استفاده از آنها نوشتن گزارش خود را آغاز کنیم.

-  مراحل فیش بردارى و یادداشت نویسى که از مسائل اساسى در مطالعات وتحقیقات به شمار مى رود با رعایت امور زیر انجـام مى گیـرد:

موضوع نویسى : موضوع نویسى فیش ها از امور مهم در مراحل فیش بردارى است زیرا مراجعه به فیش ها و ارتباط با آن ها بر همین اساس صورت مى گیرد و اشتباه در این امر تحقیقات پژوهنده و طبقه بندى و بازیابى فیش ها را با مشکلاتى روبه رو مى سازد.

کُد گذارى : کُد عبارت از عدد علامت یا حرف خاصى است که براى تشخیص هویت اجمالى موضوعات کتاب ها مؤلفان مترجمان و به کار مى رود و از تکرار در نوشتن و زیاده نویسى و ضایع شدن وقتِ پژوهنده جلوگیرى مى کند. کد گذارى به ویژه در مواقعى که تعداد فیش ها زیاد مى شود لزوم خاصى پیدا مى کند(1); مثلاً به جاى آن که بارها موضوعات کلى عام وحتى در برخى موارد موضوعات خاص و اخص را در بالاى فیش ها بنویسیم با نوشتن کدهاى آن ها از وقت خود به خوبى استفاده مى کنیم و یا به جاى آن که درهنگام فیش بردارى بارها به ذکر مأخذِ مطالب بپردازیم با کد گذارى مآخذ از ضایع شدن عمر جلوگیرى مى کنیم. و یا در مطالعات وتحقیقات (کامپیوترى) مى توانیم از کد گذارى به شایستگى کمک بگیریم. در فیش بردارى غالباً از دو نوع کدگذارى(موضوعات) و(مآخذ) استفاده مى گردد اگر چه ممکن است براى مؤلفان و مترجمان  نیز کدهاى معّینى به کار گرفته شود.

1-  کدگذارى موضوعات : درکد گذارى موضوعات ابتدا باید سعى شود اسامى تمامى موضوعات (کلى) فیش ها از قبیل :

تاریخ ، فلسفه ، ادبیات ، هنر  ، علوم اجتماعی و.. … جمع آورى شوند و بر اساس (حروف الفبا) تنظیم و مرتب گردند.

سپس به هر کدام از موضوعات کلى کد معیّنى طبق شماره هاى مسلسل داده شود و در نخستین صفحه دفتر فهرست راهنما به صورت دقیق و منظم ثبت گردد.

در فیش بردارى باید اصول ونکات زیر را رعایت کرد:

1- مطالب مفصّل و طولانى باید خلاصه شود و از نوشتن مطالب جزئى و فرعى روى فیش خوددارى گردد زیرا در این صورت از یک سو به فیش هاى متعددى نیازمند خواهیم شد واز سوى دیگر خواندن مطالب جزئى و فرعى وقت گیر خواهد بود. البته درصورت مهم بودن تمام مطالب مى توان فقط مأخذ و آدرس آن را به طور کامل روى یک فیش نوشت و در برگه دان مربوط به خود قرار داد که قبلاً نیز به آن اشاره شد.

2- پشت فیش مطلبى نوشته نمى شود زیرا از یک طرف به تجربه دیده شده است درهنگام مراجعه ومطالعه هر دو طرف فیش مقدارى وقت ضایع مى گردد و اسراف در وقت زیانش از اسراف در کاغذ بیش تر خواهد بود و با رعایت این نکته فتوکپى از فیش ها به آسانى و با هزینه کمتر صورت مى پذیرد. زیرا مثلاً اگر سه یا چهار فیش کوچک یک رو را در زیر هم قرار دهیم تنها به یک صفحه A4 و یک بارفتوکپى گرفتن نیازمند خواهیم بود در صورتى که اگر فیش ها دو رو باشند به بیش از یک بار فتوکپى نیاز مى شود. و از طرف دیگر نیز ممکن است به مرور زمان وبر اثر رطوبت و مانند آن مطالب یک طرف فیش به طرف دیگرش نفوذ کند و مطالب آن را از بین ببرد اگر چه به خاطر احترام گذاشتن به عقیده آنان که با ما دراین مورد هم عقیده نیستند پشت فیش هاى پیشنهادى این کتاب نیز خط کشى شده است.

3-آیین نگارش و ویرایش و قواعد درست نویسى علامت گذارى زیبا نویسى ویا دست کم خوانا نویسى وصفحه آرایى در هنگام نوشتن فیش ها رعایت شود.

4-مقدارى فاصله ـ حدود نیم تا یک سانتى مترـ در چهار طرف فیش در نظر گرفته شود تا در اثر مرور زمان و یا پارگى برگه ها عناوین ومطالب فیش از بین نرود و نکته هاى ضروریِ به جا مانده در حاشیه آن وارد گردد. البته این فاصله در فیش پیشنهادى این کتاب خود به خود رعایت شده است.

5-همراه داشتن تعدادى فیش درمواقع مختلف براى فیش بردارى شایسته یک محقق نکته بین است زیرا گفته اند هر کس کاغذ و قلم به همراه خود نداشته باشد حکمت در قلبش جاى نخواهد گرفت

6-  استفاده کامل از (تمام صفحه) فیش و نوشتن مطالب با (قلم نوک ریز) به کارگیرى تعداد اندکى برگه را به ارمغان خواهد داشت.

7-ممکن است در نقل مستقیم مطالب از یک مأخذ ویا ترجمه عبارت هاى آن به تقطیعِ متن و حذف برخى قسمت هاى غیر مهم نیاز شود در این صورت محل تقطیع و حذف مطلب با علامت سه نقطه(…) روى فیش مشخص مى شود.

8-بهتر است متن فیش ومطالب آن با (مداد) نوشته نشود زیرا در اثر سایش دست و مانند آن مطالب فیش درهم شده یا از بین خواهند رفت.

10-در پشت فیش پیشنهادى این کتاب کلمه (نقد و نظریه) آورده شده است تا چنان چه فیش نویس نظریه و یا انتقادى نسبت به مطالب فیش داشته باشد در پشت برگه ها آن ها را منعکس کند. پس از آن کلمه (نمایه نامه) نوشته شده است تا واژه هاى کلیدى و اساسى و مهم درمتن هر فیش در این قسمت یادداشت گردد و سپس به (کامپیوتر) داده شود . به مرور زمان و با ثبت و نگه دارى تعداد زیادى از واژه هاى کلیدیِ موجود در فیش ها هر محققى مى تواند در کوتاه ترین فرصت و با استفاده از کامپیوتر به انبوهى از مواد خام و اطلاعات مورد نیاز خود در باره هر کدام از این واژه هاى کلیدى دست یابد و در تحقیقات خود از آن ها بهره مند گردد.

10-در قسمت سمت راست فیش کوچک پیشنهادى این کتاب دو دایره کوچک با فاصله استاندارد و رایج در کلاسورهاى متوسط چهار حلقه اى در نظر گرفته شده است تا بتوان هر دو فیش را با هم و زیر هم و پس از سوراخ کردن در کلاسور قرار داد.

11-درهنگام مطالعه باید مطابق موضوع تحقیق خود در کنار هر مطلب مهمى علامتى گذاشت و سپس در مطالعه مجدد ازآن خلاصه نویسى وفیش بردارى کرد که لازمه اش درک درست مطالب مهم است.

12-درقسمتى از پشت فیش به گونه اى مختصر مشخص ومعّین شود که از مطالب این فیش تا کنون چند بار و در چه موضوعات و مواردى استفاده شده است زیرا رعایت این نکته در تحقیقات و مراجعات بعدى براى محقق و فیش نویس راه نما و راه گشا خواهد بود.

13-مطالبى که از یک کتاب فیش بردارى شده است در همان کتاب به گونه اى مشخص شود که این جا فیش بردارى شده است مثلاً مى توان حرف (ف) را که علامت اختصارى کلمه (فیش بردارى) است در اول مطلب نهاد. این کار بدین منظور انجام مى شود که از یک مطلب دو بار فیش بردارى نشود.

** برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتابروش فیش برداری: عبدالرحیم موگِهی و کتابهای طاهره خدادوست و بهرام طوسی و دیگران


 
 
مطالب مفید و خواندنی سری اول
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

 

بدن شما حدود 25 میلیون گلبول قرمز دارد که همیشه در مویرگ جریان دارند .

عمر گلبول های قرمز فقط 4 ماه است و سپس اکثرا در طحال از بین برده می شوند .

یکی از مهمترین مواردی که باعث غش ناگهانی شخص می گردد ، عدم رسیدن خون کافی به مغز است .

4 – بدن انسان 639 عضله دارد . عضلات در حقیقت گوشت بدن هستند .

5 – به دلیل وجود مفاصل است که قادر به حرکتیم .

6 – هر جا دو استخوان بر روی هم بلغزند در آنجا مفصل وجود دارد .

7 – مفصل اجازه می دهد تا استخوان ها به نرمی و آهستگی بلغزند و حرکت کنند .

8 – در بدن انسان چهار نوع مفصل وجود دارد .

-      یک نوع آن از نوع توپی و حفره ای است . مانند مفصل شانه ها .

-      مفصل بیضوی است  . مانند مفصا مچ

-      مفصل لولا دار نیمه چرخشی است . مانند مفصل لولای انگشتان دست .

-      مفصل گردنده مثل مفصل آرنج و مفصل زیر جمجمه ما .

بدن ما به چیزی بیش از پروتئین – چربی و کربوهیدرات ها نیاز دارد . باید مواد معدنی نیز به آن برسد . 18 درصد ماده معدنی ضروری برای بدن وجود دارند که برخی از آنها مانند کلیسم و فسفر برای رشد و سلامت استخوانها و دندان ها ضروری اند .

 

-      آهن به فعالیت صحیح سلول ها کمک می کند . مس باعث رشد بدن و تولید هموگلوبین می شود . ید نیز به کار بدن کمک می کند .

 

-      علم کشف کرده که ویتامین ها نیز برای کنترل مراحل خاصی در بدن مورد نیازند ، آنها یقینا برای سلامتی ضروری می باشند .

 

هر ویتامین در بدن به گونه ای خاص عمل می کند و هیچ ویتامینی جایگزین ویتامین دیگر نمی شود .همه آنها با هم ، رشد بدن را تامین کرده و انسان را سالم و قوی می سازند .

یک ر‍ژیم غذایی خوب و متعادل برای سلامتی انسان حیاتی است .

 

غذایی که می خوریم شامل مواد بسیارمهمی نظیر پروتئین ها ، چربی ها ، کربوهیدرات ها ، آب و مواد معدنی است ولی اینها نیز به تنهایی برای بدن کافی نیستند و برای ادامه حیات به ویتامین ها نیز نیازمندیم .

 

ویتامین ها موادی هستند که توسط گیاهان و یا جانوران تولید می شوند .

 

انسان ، میمون و خوکچه هندی تنها پستاندارانی هستند که قادر به تولید ویتامین  ( سی )

در کبد خود نمی باشند .

 

در صورت کمبود ویتامین  سی رگ های خونی ترد و شکننده شده و به راحتی خونریزی میکنند . لکه های سیاه و آبی رنگی  پوست و نزدیک چشم ظاهر می شوند ، لثه ها به راحتی خونریزی می کنند . هورمون ها و آنزیم ها به خوبی عمل نکرده و مقاومت بدن در برابر عفونت باکتری ها کاهش یافته و ممکن است التهاب و آماس در گلو ظاهر شود .

 

انسان دارای 3000 پرز چشایی در زبان خود است .

 

انتهای زبان بیشتر به مزه تلخی ، طرفین زبان شوری و ترشی و نوک زبان به شیرینی حساس می باشد .

 

 


 
 
نمونه سئوالات زبان 3 دبیرستان خرداد ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
 

 

In The Name of God

 

English 3 – Final Exam

 


 

الف) دیکته:

- کلمات ناقص متن زیر را در پاسخنامه بطور کامل بازنویسی نمایید. ( 4 نمره )

A)  They can remember  the  s-enes they have seen.

B-C-D) Your aver-ge is low , Im sure  practi-e in great details will  impr-ve  it.

E-F)  What is your p-rpose  to  have a university degr-e ?

G-H)  Teams or indiv-duals who place second  receive a silver med-l.

I- J )  He was too exc-ted to say hello. He was also afra-d  that the other person wouldn’t hear him.

K-L)   D-sabled people can not use some parts of their body pr-perly.

M-N)  New words are b-rn whenever they are ne-d-d.

O-P)  Who de-ides the site of the Olympic Games and org-nizes the events?

 

 

 

                            Good  Luck : Abbasi


 
 
نمونه سئوال سال سوم نظری ( میان ترم )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
 

 

Family Name: ………….                         English (3) midterm exam                                     Time: 90 minutes

Class:..............                                                       دبیرستانNumber:………

I) Spelling:          4   املاء: حروف افتاده کلمات زیر را پیدا نموده و شکل کامل کلمات را درپاسخنامه بنویسید                                                                        

[A, B] I'm sure that pr - ct - ce will impr – ve your average.                                                                                              

[C, D] We have to understand  that any s – ciety needs different s - rv - ces

[E, F ] Psych – log – sts believe that forgetting does not take place at an even p – ce

[G,H] The l – ss of large areas of memory oc – urs in some mental and physical illnesses.

 
 

II) Vocabulary: الف) جاهای خالی جملات زیر را با کلمات داده شده پر کنید.(یک کلمه اضافی است)                                          

 

1)   You should be…………… of hurting little children.

2)   He says that he is not…………… for breaking the cup.                                                                                            4

3)     The only purpose of education is to…………… children for life.

4)    There are some ways to help our…………… work better.

5)   Martina's……………in painting is wonderful for her age.

6)     This computer program corrects your spelling……………

7)    Over learning makes things…………… in our mind.

8)       He is an……………man. He has a university degree.

 

Good Luck


 
 
اعضای خانواده به انگلیسی وجملات و اصطلاحات انگلیسی در مورد روابط خانوادگی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۸
 

حتما به ذهن شما هم خطور کرده که ببینید "پدر زن شوهر عموی عمه ی خاله بزرگ جان مادر بزرگ مادری" تون به زبان انگلیسی چی میشه! پس جدول زیر رو ببینین :

 

 

Son

پسر

Mother

مادر

Father

پدر

Parents

والدین

Stepbrother

نا برادری - برادر خوانده

Sister

خواهر

Brother

برادر

Daughter

دختر

Half-brother

نا برادری - برادر خوانده

Stepmother

نا مادری - مادر خوانده

Stepfather

نا پدری - پدر خوانده

Stepsister

نا خواهری - خواهر خوانده

Grandmother

مادر بزرگ

Grandfather

پدر بزرگ

Grandparents

پدر بزرگ و مادر بزرگ

Half-sister

ناخواهری - خواهر خوانده

Grandson

نوه - پسر پسر - پسر دختر

Grandchildren

نوه

Great grandmother

مادر جد

Great grandfather

پدر جد

Cousin

عموزاده - دایی زاده - عمه زاده - خاله زاده

Uncle

عمو - دایی - شوهر عمه - شوهر خاله

Aunt

عمه - خاله - زن دایی - زن عمو

Granddaughter

نوه - دختر دختر - دختر پسر

Sister-in-law

خواهر زن - خواهر شوهر - جاری - زن برادر زن

Brother-in-law

برادر شوهر - برادر زن - باجناق

Nephew

پسر خواهر یا برادر - پسر برادر زن و خواهر شوهر

Niece

دختر برادر یا خواهر

Twins

دوقلو

Only-child

تک فرزند

Mother-in-law

مادر زن - مادر شوهر

Father-in-law

پدر زن - پدر شوهر

Husband

شوهر

Wife

زن

Girl friend

دوست دختر

Boy friend

دوست پسر

Ex-girlfriend

دوست دختر سابق

Ex-boyfriend

دوست پسر سابق

Ex-husband

شوهر سابق

Ex-wife

زن سابق

 

منبع: http://sweetenglish.wordpress.com/

 

من خانواده کوچکی دارم.

I have a small family.

 

2- من خانواده پر جمعیتی دارم.

I come from a large family.

 

3- به عکس های خانوادگی مان نگاه کن. اینها پدر و مادرم هستند.

Look at our family pictures. These are my parents.

 

4- و این  منم. من تنها فرزند خانواده هستم.

And this is me. I am an only child.

 

5- اینهم عکس پدر  و مادر بزرگم است. این پدر بزرگم است و اینهم مادر بزرگم است.

Here's a picture of my grandparents. This is my grandfather and this is my grandmother.

 

6- مادر بزرگ زنده است ولی پدر بزرگ مرده.

Grandma is alive, but Grandpa is dead.

 

7- زنده اند؟

Are they alive?

 

8- و اینها هم اجدادم هستند. جد پدریم افسر ارتش بوده است.

These are my great- grandparents. My great- grandfather was an army officer.

 

9- تو چطور ؟ خانواده ات پر جمعیت است؟

How about you? Do you come from a large family?

 

10- بله. من سه برادر و دو خواهر دارم.

Yes, I do.  I have three brothers and two sisters.

 

11- این برادر بزرگم ( مسن ترین ) و اینهم خواهر بزرگم (مسن ترین) است.

This is my eldest brother and this is my eldest sister.

 

12- این برادر بزرگترم است. چهار سال از من بزرگتر است.

This is my elder brother. He is four years older than me.

 

13- این عکس پدر و مادر بزرگم با نوه هایشان است.

This is a picture of my grandparents with their grandchildren.

 

14- جانی نوه(پسر) و جین نوه(دختر) آنهاست.

Johnny is their grandson and Jean is their granddaughter.

 

15- این عمو/ دایی/ شوهر خاله/ شوهر عمه من است.

This is my uncle.

 

16- این خاله/ عمه/ زن عمو/ زن دایی من است.

This is my aunt.

 

17- cousin به معنای دختر عمو یا پسر عمو، دختر دایی یا پسر دایی، دختر خاله یا پسر خاله و دختر عمه یا پسرعمه می باشد.

These two are David and Alice. They're my cousins.

 

18- او عمو/ دایی من است.

He's my paternal/ maternal uncle.

 

19- او دختر عمو( یا دختر عمه)/ دختر خاله ( یا دختر دایی) من است.

She's my paternal/ maternal cousin.

و یا می توان چنین گفت:

She's a cousin on my father's / mother's side.

 

20- تام برادرم است. البته ما برادر ناتنی هستیم.

Tom is my brother. Of course, we're half-brothers.

 

21- پت خواهر نانتی جین است.

Pat is Jean's half-sister.

 

22- این نامادری/ ناپدری مری است.

This is Mary's stepmother/ stepfather.

 

23- این برادر خوانده/  خواهر خوانده من است.

This is my stepbrother/ stepsister.

 

24- اینها جین و جورج هستند. برادر و خواهرند.

This is Jane and George. They're brother and sister.

 

25- اینها تام و باربارا هستند. زن و شوهرند.

This is Tom and Barbara. They're husband and wife.

 

26- اینها پت و پنی هستند. دو قلواند.

This is pat and penny. They're twins.

 

27- این الکس است. برادر دوقلوی مری است.

This is Alex. He's Mary's twin brother.

 

28- این پدر زن/ پدر شوهرم و اینهم مادر زن/ مادر شوهرم است.

This is my father- in-law and this is my mother- in- law.

 

29- پدر و مادر زنم/ شوهرم نسبتا جوانند.

My in- laws are pretty young.

 

30- اینها جیل و تام هستند. زوج تازه ازدواج کرده ای هستند.

This is Jill and Tom. They're a newly-married couple.

 

31- این خانم میانسال یک از اقوام نزدیک مری است.

This middle-aged woman is one of Mary's close relatives.

 

32- هیچ نسبتی با پیتر ویلیامز داری؟

Are you related to Peter Williams in any way?

 

33- نه هیچ نسبتی با او ندارم.

No, I'm not related to him in any way.

 

34- نام نزدیک ترین خویشاوند خود را ذکر کنید.(مخصوص فرم های رسمی)

Give the name of/ indicate your next of kin.

 

35- شجرنامه مرا دیده ای؟

Have you seen my family tree?

کلمات مربوط به اعضای خانواده و اقوام

Some of the relationships

Elder brotherبرادر بزرگتر

Eldest brother برادر ارشد

Paternal uncle عمو

Maternal uncleدایی

Nephewپسر خواهر     - پسر برادر

Nieceدختر خواهر  - دختر برادر

Paternal cousinدختر عمو – دختر عمه

Maternal cousinدختر خاله – دختر دایی

She"s a cousin on my father"s sideدختر عممه / دختر عمومه.

She"s a cousin on my mother"s side.دختر خاله / دختر دایی

Half-brotherبرادر ناتنی

Step-father ناپدری

Are you related to Reza?  چه نسبتی با رضا دارید؟

I"m not related to himنسبتی نداری


 
 
لیست کاملترین دسته بندی لغات در زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۸
 

Vocabulary Word Lists (Word Banks) by Theme

These are lists of K-12 vocabulary words related to various topics.


 

Adjectives
Adverbs
Alliteration
Amphibians
Anagrams
Animals
Antonyms
April Fool's Day
Art
Astronomy
Autumn/Fall
Backyard
Baseball
Bathroom
Beach
"Big"
Birds
Biomes
Birthday
Boats/Ships
Bodies of Waters
Body
Buildings
Business and Office
Camping
Carnivals and Fairs
Car Parts
Cars
Castles, Kings, Queens
Cats
Chinese New Year
Christmas (secular)
Circus and Carnival
Clothing
Colors
Columbus Day
Compound Words
Computers
Constitution
Conjunctions
Containers
Cooking Terms
Cooking Tools

Country Names
Dance
Dentist
Desserts
Dogs
Doctors and Dentists
Dolch Words
Driving
Duos
Elections
Elements
Emotions and Feelings
Energy
Fall/Autumn
Family
Farm
Fire Fighting
Fish
Flowers
Food
Food Web
Friends, Acquaintances, and Other People
Fruit
Furniture
Geography
Good Luck Symbols
Grammar
Groundhog Day
Halloween
"Happy"
Hats
Herbs and Spices
Holidays
House
Household Devices
Housing and Dwellings
Insects
Interjections
Irregular Verbs
Jobs and Occupations
Kitchen

Landforms
Languages
Leaders
Legal Terms
Long E Words
Long U Words
Mammals
"Many"
Martin Luther King, Jr.
Math and Numbers
Measurement
Metals
Military
Money
Mother's Day
Musical Instruments
Music Theory
New Year's Eve
Negative Words
Nouns that are Verbs
Ocean
Office and Business
Opposites
Pairs
Palindromes
People (Non-Family)
Personal Qualities
Pirates
Plants
Positive Words
Post Office
Prepositions
President's Day
Pronouns
Regular Verbs
Reptiles
Restaurant
Roadways
Rocks and Minerals
Rooms
"Said"

School
Science
Science Fields
Sewing
Shapes
Ships/Boats
Shoes
Spices and Herbs
Sports
Spring
Stores and Public Buildings
Summer
St. Patrick's Day
Thanksgiving
Time
Tools
Transportation and Vehicles
Trees
Types of Cars
US Constitution
US Flag Day
US States
Vacation
Valentine's Day
Vegetables
Vehicles and Transportation
Verbs
Verbs, Irregular
Verbs, Regular
Verbs that are Nouns
Virtues
Water
Ways to Say "Big"
Ways to Say "Happy"
Ways to Say "Many"
Ways to Say "Said"
Weapons
Weather
Weights and Measures
Winter
Yard

 منبع: www.majazionline.ir


 
 
صحبت در مورد اعضای خانواده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۸
 

هدف ما در این درس از مجموعه آموزش زبان انگلیسی سطح مبتدی اینه که بتونیم در مورد اعضای خونواده و خصوصاٌ درباره سن و تعدادشون صحبت کنیم. مثلاً بتونیم بگیم "من 2 خواهر دارم."، "برادرت چند سالشه؟"، "مادربزرگ من 5 نوه داره"

قبلاً در درس شناسایی افراد خانواده یک سری کلمات اصلی راجع به اعضای خانواده یاد گرفتیم از جمله father، mother، brother و ...

در این درس تعدادی لغت جدید به شما معرفی میکنم:

grandparent: مادر بزرگ  یا پدر بزرگ / granddaughter:نوه دختر / grandson: نوه پسر grandchildren: نوه

niece: دختر برادر یا خواهر / nephew: پسر برادر یا خواهر / uncle: دایی یا عمو / aunt: خاله یا عمه 

cousin: دختر یا پسر عمه یا خاله یا دایی یا عمه

 

نکته ی گرامری: برای صحبت کردن در مورد اعضای خانواده دو نکته رو باید بدونید. یکی استفاده از فعل have یا has به معنی داشتن و دیگری استفاده از فاعل (به صورت اسم) و یا ضمایر فاعلی هست.

مثال: 

I have a sister. (من یه خواهر دارم.)

You have a sister. ( تو یه خواهر داری.)

We have a sister. ( ما یه خواهر داریم.)

They have a sister. (انها یه خواهر دارن.)

He has two brothers. (اون مرد دو برادر داره.)

She has two brothers. ( اون زن دو برادر داره)

 

نکته: اگر فاعل جمله به جای ضمیر یک اسم باشد باید از has استفاده کنیم، مگر این که بیش از یک اسم داشته باشیم. مثلا: 

Marry has 3 sisters. (مری سه خواهر داره)

John has one brother and two sisters. (جان یه برادر و دو خواهر داره)

Kelly and Rose have 4 cousins. (کلی و رز چهار تا پسر خاله دارن)

بد نیست برای شمارش اعضای خانواده و هم چنین صحبت در مورد سن و سال آنها نگاهی هم به اعداد بیندازیم:

21: twenty-one / 22: twenty-two / 23: twenty-three / 24: twenty-four / 25: twenty-five / 26: twenty-six / 27:twenty-seven / 28: twenty-eight / 29: twenty-nine / 30: thirty / 31: thirty-one / 32: thirty-two / .... / 40: forty/ 50: fifty / 60: sixty / 70: seventy / 80: eighty / 90: ninety / 100: one hundred or a hundred / 101: one hundred one

نکته: هنگام تلفظ اعداد معمولا اعدادی مانند 13 و 30 با هم اشتباه گرفته می شوند در حالی که از نظر آهنگ صدا و محل استرس کاملا با هم متفاوت اند. 

13: thirteen (استرس روی بخش دوم)      

30: thirty (استرس روی بخش اول)

همین امر در مورد 14 و 40، 15 و 50، 16 و 60، 17 و 70، 18 و 80 19 و 90 نیز صادق است.

نکته ی گرامر: چگونه با how old و فعل be سوال بسازیم؟

کلمه سوالی how old اول جمله می آید و بعد فعل be متناسب با فاعل جمله و سپس فاعل قرار می گیرد. 

How old are you? (تو چند سالته؟) I'm 19 years old. (من 19سالمه)

How old is he? ( اون چند ساشه؟) He's thirty-five. (اون 35 سالشه.)

how old is her brother? (برادر اون دختر چند سال داره) He's eleven months old. (اون 11 ماهشه)

How old are they? (اونها چند سالشونه؟ ) They're twenty-two. (اونها 22 سالشونه.)

How old are your grandchildren? (نوه هات چند ساشونه؟) They're thirteen and thirty. (اونها 13 ساله و 30 ساله هستن.)

How old is Joe's wife? (زن جو چند سالشه؟ ) She's sixty-five years old. (اون 65 سالشه.)

How old are Sara's parents? (والدین سارا چند ساله اند؟) They're forty-one and forty-five. (اونها 41 ساله و 45 ساله اند.)

حالا شما می توانید به راحتی در مکالمه ای شبیه به این شرکت کنید:

A: I have three brothers and one sister. من سه برادر و یک خواهر دارم

B: really? How old are your brothers? جداً؟ برادرات چند سال دارند؟

A: they're seven, eleven and fifteen years old.  هفت، یازده و پانزده سال

B: And your sister? خواهرت چند سال داره؟

A: she's twenty-two. How about you? اون 22 سال داره. شما چطور؟

B: I'm nineteen. من 19 سال دارم

لیست لغات مربوط به خانواده به ترتیب حروف الفبا
Family Vocabulary Word List

Family-related vocabulary list in English
.

adoption به فرزندی پذیرفتن
adoptive father پدر خوانده 
adoptive mother مادر خوانده 
ancestor جد 
aunt عمه 
B
bachelor مجرد
birth mother مادر هنگام تولد 
blood relative نسبت خون 
bride عروس 
bridegroom داماد 
brother برادر 
brotherhood برادری 
brotherly برادری
brother-in-law برادر خوانده / داماد

care-giver دایه
child کودک 
childhood دوران کودکی 
children کودکان 
clan قبیله 
close-knit طایفه
connection ارتباط 
cousin عمو/ عمه/ خاله/ دایی زاده ها

dad پدر 
daddy بابا 
daughter دختر 
daughter-in-law دختر خوانده / زن پسر
descendant نسل 
divorce طلاق 

eligible واجد شرایط 
engaged نامزد کرده
engagement تعامل 
estranged جدا 
ex سابق 
ex husband شوهرسابق 
ex wife زن سابق 
extended family خانواده گسترده 

faithful وفادار 
family خانواده 
family tree شجره نامه 
father پدر 
father-in-law پدر خوانده / پدرزن / پدر شوهر
fiancee نامزد 
first born زایش شکم اول
first cousin پسر عموی اول / بزرگ / ارشد
flesh and blood گوشت و خون 
folks مردمان
foster پرورش 
foster child فرزند خوانده 
foster father پدر خوانده 
foster mother مادر رضاعی 
foster parent پدر و مادر رضاعی 
fraternal برادرانه 
friend دوست
foster child فرزند خوانده 
foster parent پدر و مادر رضاعی 

G G 
genealogy شجره نامه 
grampa پدریزرگ
gramps پدریزرگ 
grandchild نوه 
grandchildren نوه ها
granddaughter نوه دختر
grandfather پدر بزرگ 
grandma مادر بزرگ 
grandmother مادر بزرگ 
grandpa پدر بزرگ 
grandparent پدربزرگ و مادر بزرگ 
grandson نوه پسری
granny مادر بزرگ 
great-granddaughter نتیجه / بچه ی نوه
great-grandfather پدر جد
great-grandmother مادر جد
great-grandparent والدین اجدادی
great-grandson نوه بزرگ پسری
great-aunt عمه بزرگ عمه ی بابا یا مامان
great-uncle عموی بزرگ عمه ی بابا یا مامان
groom داماد 
grownup بالغ

half-brother برادر ناتنی 
half-sister خواهر ناتنی
heir وارث 
heiress ارث برنده زن 
helpmate همسر 
hereditary ارثی 
heritage میراث 
history تاریخ 
home خانه 
household خانه داری
husband شوهر 
identical twin دو قلوی مشابه 
inherit به ارث برنده
inheritance ارث 
infant نوزاد 
infancy دوران نوزادی
in-law خوانده

juvenile نوجوان 
K
kin خویشاوندان نزدیک 
kindred قوم و خویشی 
kinfolk ا قوام 
kinship خویشاوندی 
kith اداب معاشرت

lineage اصل و نسب 
love عشق
loyalty وفاداری 

M M 
ma مامان
maiden name نام قبل از ازدواج 
mama مامان 
marriage ازدواج 
mate همسر 
maternal مادر 
matriarch مادر 
matrimony ازدواج 
minor نابالغ 
Miss خانم 
mom مادر 
mommy مادر 
monogamy تک همسری
mother مادر 
mother-in-law مادر خوانده
Mr. آقا
Mrs. خانم 
Ms. دوشیزه
N
nana نانا / مامان
natal پس از وضع حمل 
nephew برادر زاده پسر
nest لانه 
newlywed تازه ازدواج کرده 
niece برادر یا خواهر زاده دختر
nuptial عروسی 
nurture پرورش 

offspring فرزندان 
orphan یتیم 

pa بابا
papa پدر 
parent پدر و مادر 
partner شریک 
paternal پدری 
patriarch ایلخانی 
pop پاپا
posterity آیندگان 
progenitor پدر 
progeny فرزندان 

quadruplets چهار قلو 
quads چهار قلو 
quints پنج قلو
quintuplets پنج قلوها

related مرتبط 
relations روابط 
relative نسبی 

senior ارشد 
separation جدایی 
sibling خواهر و برادر
single تک 
sister خواهر 
sisterhood خواهری 
sister-in-law خواهر خوانده / عروس (همسر فرزند پسر)
sisterly خواهرانه 
son پسر 
son-in-law پسر خوانده / داماد
spouse همسر 
stepbrother نابرادری 
stepchild فرزند خوانده 
stepchildren فرزندخوانده ها
stepdad پدر خوانده
stepdaughter دختر خوانده 
stepfather ناپدری 
stepmom مادر خوانده
stepmother نامادری 
stepsister خواهر خوانده
stepson فرزند پسر خوانده 
support پشتیبانی 
surrogate mother مادر جانشین 
T
tribe قبیله 
triplets سه قلو
trust اعتماد 
trustworthy قابل اعتماد 
twin brother دو برادر دوقلو 
twin sister خواهر دوقلو
twins دوقلوها 

uncle دایی عمو شوهر خاله شوهر عمه

value ارزش 

wed به نکاح در اوردن 
wedding عروسی 
wedlock زناشویی 
wife همسر زن

youngster نوجوان 
youth جوانان


 
 
خانواده
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۸
 

 

29- چند تا خواهر و برادر داری؟

How many brothers and sisters do you have?

 

30- خواهر و برادر بزرگتر از خودت هم داری؟

Do you have any elder brother and sister?

 

31- نه، تک فرزندم.

No, I am an only child.

 

32- در ناز و نعمت بزرگ شدم.

I was brought up in the lap of luxury.

 

33- من از یک خانواده اصیل هستم.

I am connected with a noble family.

 

34- او با تو نسبتی دارد؟

Is he related to you?

 

35- بله، او از اقوام درو من است؟

Yes, she is a distant relative of mine.

 

36- او دوست خانوادگی ماست.

He’s a friend of the family.

 

37- خانواده ام هر کدام یک جایی هستند.

My family is scattered across the country.

 

38- آیا خانواده ات پر جمعیت/ کم جمعیت است؟

Do you have a large/small family?

 

39- یک نفر دیگر به زودی به جمع خانواده مان اضافه می شود.

We are going to have an addition to the family soon.

 

40- پدر بزرگم زنده است، اما مادر بزرگم فوت کرده است.

My grandpa is alive, but my grandma is dead.

 

41- این عکس برادر بزرگم است.

This is the picture of my eldest brother.

 

42- اقوام ما آخر هفته می آیند.

 We have got the relations coming over the weekend.

 

43- خانواده همسرم آخر همین هفته سرمان خراب می شوند.

My wife’s family is descending on us this weekend.

 

44- در خانواده اش همه مردها کچل هستند. فکر می کنم ارثی باشد.

All the man in his family are bald; I suppose it’s hereditary.

 

45- همه بچه هایش اهل هنر هستند. انگار هنر تو خون آنهاست.

All her children are very artistic; it must run in the family.

 

46- بچه هایت را خوب بار آورده ای.

You have given your children a good upbringing.

 

47- بچه بزرگ کردن کار ساده ای نیست.

Bringing up children is never easy.

 

48- نان آور خانه شما کیست؟

Who is the breadwinner in your family?

 

49- پدرم دنبال یک کار می گرده که خانواده را تامین کند.

My father is looking for a job to support his family?

 

50- او به سختی خرج خورد و خوراک و پوشاک خانواده اش را در می آورد.

He can barely feed and clothe his family.

 

51- او باید یک خانواده بزرگ را نان بدهد.

She has a large family to food.

 

52- خانواده ام از من حمایت می کند.

My family is right behind me.

 

53- او خواهر دوقلوی توست؟

Is she your twin sister?

 

54- برادرم گاو پیشانی سفید خانواده است.

My brother is the black sheep of the family.

 

55- او باعث ننگ و آبروریزی خانواده ما بوده است.

He has brought shame and disgrace to our family.

 

56- او باعث شرمندگی خانواده اش است.

He’s an embarrassment to his family.

 

57- شرافت خانوادگی در خطر است.

He’s family honor is at stake.

 

58- می خواهم شجره نامه خانوادگی ام را بهت نشان بدم. دوست داری ببینی؟

I want to show you my family tree now. Are you interested to see it?


لغات بیشتر


نفقه: alimony                                                          

ساقدوش مرد: best man

عروس: bride                                                 

حجله: bride chamber

داماد: bridegroom                                          

ساقدوش(زن): bridesmaid

برادر شوهر/برادر زن:brother- in- law  

عروس: daughter-in-law

جهیزیه:dowry  

پدر شوهر/ پدر زن:father-in-law

نامزد مرد:fiancé    

فرزند خوانده:foster child

خواهر/ برادر ناتنی:half-sister/half-brother  

ازدواج مصلحتی:marriage of convenience 

مادر شوهر/ مادر زن:mother –in-law                 

پسر برادر یا خواهر:nephew

دختر برادر یا خواهر:niece                               

چند همسری: polygamy

چهار قلو:quads   

داماد:son-in-law  

سه قلو:triples 

سالگرد ازدواج:wedding anniversary

بیوه زن:widow  

بیوه مرد:widower

خواهر شوهر/ خواهر زن/ زن برادر: sister-in-law

خواهر ناتنی/ برادر ناتنی:stepsister/stepbrother 


 
 
جملات زبان انگلیسی در مورد موسیقی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٦
 

 

Music


در این پست 20 جمله اساسی در ارتباط با موسیقی و ابزار آلات موسیقی عنوان شده است.

 

1- چه نوع موسیقی دوست داری؟

What kind of music do you like?

 

2- موسیقی پاپ را به موسیقی راک ترجیح می دهم.

I prefer pop music to rock music.

 

3- به انواع مختلف موسیقی گوش می دهم، از قبیل موسیقی کلاسیک، موسیقی محلی و جاز.

I listen to different sorts of music, including classical music, folk music and jazz.

 

4- عاشق موسیقی ام.

I’m a music lover.

 

5- موزارت آهنگ ساز (موسیقی دان) محبوب من است. عاشق کارهایش هستم.

My favorite musician is Mozart. I love his works.

 

6- تا حالا آهنگ خوندی؟

Do you ever sing a song?

 

7- معمولا وقتی مشغول کار هستم، خیلی آروم با خودم می خونم.

I usually sing softly to myself while I’m working.

 

8- به نظر شما بهترین خواننده کیست؟

Which singer do you think is the best?

 

9- شخصا فکر می کنم اصفهانی بهترین است.

I personally think Esfehani is the best.

 

10- وسیله موسیقی ای هست که بتونی بنوازی؟

Can you play any musical instruments?

 

11- می تونی پیانو / ارگ / ویلن / گیتار بزنی؟

Can you play the piano / the organ / the violin / the guitar?

 

12- فقط می تونم سه تار / طبل / چنگ بزنم.

I can just play the sitar / the harp / the drum.

 

13- با ترومپت و ساکسیفون هم آشنایی دارم.

I’m familiar with the trumpet and saxophone too.

 

14- آخرین باری که اپرا رفتی کی بود؟

When did you last go to the opera?

 

15- وقتی رسیدم، اونها مشغول سنج زدن بودند.

When I arrived, they were banging the cymbals.

 

16- صدای سنج و شیپور آزارم می دهد.

The sound of cymbals and bugles bother me.

 

17- او نوازنده نی / فلوت / ویلن است.

He is a piper / flutist / violinist.

 

18- می تونم پشت پیانون بنشینم و فی البداهه بزنم.

I can sit at the piano and improvise.

 

19- ساز دهنی را بیشتر از نی دوست دارم.

I like the harmonica more than the pipe.

 

20- سازهای بادی را ترجیح می دهی یا سازهای زهی؟ کوبه ای چطور؟

Do you prefer wind instrument or stringed instrument? How about percussions?


 
 
← صفحه بعد
 



افزایش آمار
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس