آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم
بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

جان اریک جردن

  1. بدانید چرا این کار را می‌کنید.

شاید بدیهی به‌نظر برسد اما اگر دلیل خوبی برای یادگیری یک زبان نداشته باشید، احتمال‌اش کم است که در درازمدت باانگیزه و مشتاق بمانید. مثلاً اینکه بخواهید با دانستن زبان فرانسه، انگلیسی‌زبانان را تحت تاثیر قرار دهید دلیل خوبی نیست ولی اینکه بخواهید یک فرانسوی را به زبان خودش بشناسید تماماً چیز دیگری است. جدای از دلیل یادگیری، وقتی تصمیم گرفتید، حیاتی است که متعهد شوید:  

«خب، من می‌خواهم این زبان را یاد بگیرم پس قصد دارم هرچه که بتوانم در این زبان، با این زبان و برای این زبان انجام بدهم»

  1. درگیر آن زبان شوید.

خب حالا متعهد به انجام این کار هستید ولی چگونه باید پیش رفت؟ آیا روش مناسبی برای یادگیری زبان وجود دارد؟ متیو یک رویکرد همه‌جانبه را پیشنهاد می‌کند: مهم نیست از کدام ابزار آموزشی استفاده می‌کنید. مهم این است که هر روز آن زبان جدید را تمرین کنید.

«از همان شروع کار تمایل‌ داشتم هرچه‌قدر که ممکن است آن زبان را به چنگ آورم. پس وقتی چیزی یاد می‌گرفتم با جان و دل همه تلاش‌ام برروی آن متمرکز می‌شد و سعی می‌کردم در طول روز از آن استفاده کنم. رفته‌رفته سعی کردم به آن زبان فکر کنم، به آن زبان بنویسم و حتی با خودم به آن زبان صحبت کنم. برای من موضوع این است که چیزی که یاد می‌گیرم را واقعاً در عمل هم تمرین کنم. مثلاً با نوشتن ایمیل، صحبت کردن با خودم، گوش دادن به موسیقی و رادیو. اینکه توسط فرهنگِ زبان جدید احاطه شوید و در آن غوطه بخورید بی‌نهایت مهم است»

به یاد داشته باشید که بهترین نتیجه‌ی ممکن که از صحبت به یک زبان عاید‌اتان می‌شود این است که دیگران هم با شما صحبت می‌کنند. توانایی برقراری یک مکالمه ساده خودش یک پاداش بزرگ است. رسیدن به این‌چنین دست‌‌آورد برجسته‌ای در مراحل اولیه‌ی یادگیری زبان، باانگیزه ماندن و ادامه دادن به تمرینات را آسان‌تر خواهد کرد:

 

منبع:

http://www.babbel.com/magazine/10-tips-from-an-expert


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٦/٧/۱٤ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

چرا زبان خارجی یاد بگیریم؟ فواید دوزبانه بودن

یادگیری یک زبان خارجی چیزی فراتر از تقویت رزومه یا راحتی در سفر است. یادگیری زبانی خارجی شما را باهوش‌تر و قاطع‌تر می‌کند و حتی زبان خودتان را هم بهتر می‌کند.

مطالعات فیزیولوژیکی نشان داده‌اند که صحبت به دو زبان یا بیشتر برای فرایند شناختی بسیار مفید است. عمل‌کرد مغز افراد دوزبانه با افراد تک‌زبانه فرق دارد و این تفاوت‌ها فوایدی ذهنی ایجاد می‌کند. در ادامه هفت مزیت شناختی یادگیری یک زبان خارجی را خواهیم گفت. خیلی از این ویژگی‌ها فقط در افرادی دیده می‌شود که به‌صورت مدام چند زبان را صحبت می‌کنند. پس اگر خیلی وقت است که زبانی خارجی را صحبت نکرده‌اید شاید مغزتان از این فواید بهره‌ای نبرد. ولی افرادی که در سنین بزرگسالی شروع به یادگیری زبان می‌کنند می‌توانند به همان سطح روان‌ بودن و مهارت زبان‌آموزان جوان‌تر برسند و مغزشان نیز از آن مزایا برخوردار خواهد شد.

باهوش‌تر می‌شوید.

صحبت کردن یک زبان خارجی با به چالش کشیدن مغز برای تشخیص، فهم معنی و برقراری ارتباط در سیستم‌های زبانی مختلف، باعث بهبود عمل‌کرد مغزتان می‌شود. این مهارت، توانایی فهم معنی در سایر موقعیت‌های حل مساله را نیز تقویت می‌کند.

دانشجویانی که زبان خارجی یاد می‌گیرند نسبت به هم‌کلاسی‌های تک‌زبانه خود نمرات بهتری کسب می‌کنند. به‌خصوص در ریاضی، خواندن متن و یادگیری واژگان.

مهارت‌های چندوظیفه‌گی کسب می‌کنید.

افراد چندزبانه، به‌ویژه کودکان در تعویض دو سیستم گفتار، نوشتار و ساختار ماهر هستند. بنابر تحقیقی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا این مهارت در تعویض، آنها را تبدیل به افرادی می‌کند که می‌توانند چندین کار را هم‌زمان و به‌خوبی انجام دهند چون می‌توانند به‌راحتی ساختارهای متفاوت را تعویض کنند. در یک مطالعه شرکت‌کنندگان در حال رانندگی با یک شبیه ساز رانندگی، هم‌زمان کارهای دیگری انجام می‌دادند که حواس را پرت می‌کرد. این تحقیق نشان داد افرادی که به بیش از یک زبان صحبت می‌کردند در حین رانندگی خطاهای کمتری داشتند.

آلزایمر و زوال عقلی را از خود دور می‌کنید.

در این مورد چندین تحقیق صورت گرفته است و نتایج همگی هماهنگ است. اولین علایم زوال عقلی در افراد تک‌زبانه به‌طور میانگین در ۷۱ سالگی دیده می‌شود ولی در افرادی که به دو زبان یا بیشتر حرف می‌زنند، میانگین ۷۵ سالگی است. فاکتورهای دیگری هم‌چون سطح تحصیلات، درآمد، جنسیت و سلامت جسمی نیز در تحقیقات لحاظ شدند ولی در نتایج تغییری حاصل نشد.

مهارت‌های تصمیم‌گیری شما بهتر می‌شود.

بنابر مطالعه‌ای که در دانشگاه شیکاگو صورت گرفته، افراد دوزبانه‌ها بیشتر از بقیه تصمیمات منطقی می‌گیرند. هر زبانی دلالت‌ها و مفاهیم دقیق و لطیفی در واژگان خود دارد و این‌ها می‌تواند به صورت ناخودآگاه بر روی قضاوت شما تاثیر بگذارد. دوزبانه‌ها پس از اینکه به تصمیمات‌شان در زبان دوم هم می‌اندیشند و می‌فهمند که آیا نتیجه‌گیری اولیه‌شان هنوز به قوت خود پابرجاست یا نه، در مورد تصمیمات‌شان مطمئن‌تر می‌شوند.

زبان بومی‌تان را هم بهبود می‌بخشید.

یادگیری زبانی خارجی توجه شما را به سازوکارهای زبان جلب می‌کند. مثلاً گرامر، صرف افعال و ساختار جمله. این شما را نسبت به زبان و روش‌های ساختاربندی و به‌کار بستن زبان هوشیارتر می‌کند. این مهارت‌ها می‌تواند شما را تبدیل به نویسنده و ویراستاری دقیق‌تر کند و فردی خواهید بود که در ارتباطات‌اش تاثیرگذارتر است. کسانی که زبانی خارجی را یاد گرفته‌اند، توانایی شنیداری‌شان بهتر شده است چون در تشخیص معنی از صداهای مجزا و گسسته از هم مهارت یافته‌اند.

 

منبع:

http://www.telegraph.co.uk/education/educationopinion/10126883/Why-learn-a-foreign-language-Benefits-of-bilingualism.html

بیشتر

[ ۱۳٩٦/٧/۱٤ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

بطور خاص برای زبان فرانسه و بطور کلی برای یادگیری هر زبان خارجی دلایل متنوع زیادی وجود دارد.

چرا فرانسوی یاد بگیریم؟

اگر گویشور بومی زبان انگلیسی هستید یکی از بهترین دلایل یادگیری زبان فرانسه برای شما این است که زبان انگلیسی را بهتر بفهمید. اگرچه انگلیسی یک زبان ژرمنی تبار است و فرانسوی زبانی رومی تبار ولی فرانسوی تاثیر بیشماری بر زبان انگلیسی داشته است و درواقع بیشترین تعداد لغات خارجی را زبان فرانسوی به زبان انگلیسی وام داده است. اگر دایره واژگان انگلیسی شما خیلی بیشتر از حد معمول نباشد، یادگیری زبان فرانسوی میتواند دایره واژگان انگلیسی شما را بشدت افزایش دهد.

زبان بومی بیشتر از ۲۵ کشور در پنج قاره دنیا زبان فرانسوی است. بسته به منابع مختلف، زبان فرانسوی با داشتن ۷۹ میلیون (۲) یا ۷۲ میلیون (۳) گویشور بومی، یازدهمین (۲) یا سیزدهمین (۳) زبان بومی دنیاست و ۱۹۰ میلیون نفر هم بعنوان زبان دوم به فرانسوی سخن میگویند (۳). زبان فرانسوی دومین زبان رایجی است که بعنوان زبان دوم یاد گرفته میشود (بعد از انگلیسی) درنتیجه بسیار محتمل است که آشنایی با زبان فرانسوی هنگام مسافرت به هرجای دنیا مفید واقع شود.

زبان فرانسوی در دنیای تجارت

در سال ۲۰۰۳ میلادی آمریکا بزرگترین سرمایه گذار در فرانسه بود و ۲۵ درصد مشاغل ناشی از سرمایه گذاری خارجی را ایجاد کرده بود. دو هزار و چهارصد شرکت آمریکایی ۲۴۰ هزار شغل در فرانسه ایجاد کرده اند (۴). ازجمله شرکتهای آمریکایی که در فرانسه دفتر دارند: آی بی ام، مایکروسافت، فورد، کوکاکولا، موتورولا، اچ پی، جانسون اند جانسون، SaraLee ، Mattel ، Dow Chemical و AT&T .

فرانسه دومین سرمایه گذار بزرگ در آمریکاست و بیش از سه هزار شرکت فرانسوی شعباتی در آمریکا دارند و تقریباً ۷۰۰ هزار شغل ایجاد کرده اند. شرکتهایی همچون Mack Trucks ، زنیت ، RCA-Thomson ، بیک و دنون.

زبان فرانسوی در آمریکا

سومین زبان غیر انگلیسی که در خانواده های آمریکایی صحبت میشود زبان فرانسوی است (۵) و بعد از زبان اسپانیایی دومین زبانی است که به عنوان زبان خارجی در آمریکا آموخته میشود (۶) .

زبان فرانسوی در دنیا

زبان فرانسوی زبان رسمی و کاری ده ها سازمان بین المللی ازجمله سازمان ملل، کمیته جهانی المپیک و صلیب سرخ جهانی است.

فرانسوی زبان مشترک فرهنگ یعنی هنر و آشپزی حرفه ای و رقص و مد است. کشور فرانسه بیش از هر کشور دیگری برنده جایزه نوبل ادبیات شده است و یکی از برترین تهیه کننده های فیلمهای بین المللی است.

دومین زبان پرکاربرد در اینترنت زبان فرانسوی است.

همچنین زبان فرانسوی دومین زبان مهم و پرنفوذ دنیاست.

 

منابع:

۲) Summer Institute for Linguistics Ethnologue Survey, 1999

 

۳) Weber, George. “The World’s 10 Most Influential Languages,” Language Today, Vol. 2, Dec 1997

 

۴) “Franco-American Business Ties Rock Solid,” News from France vol 04.06, May 19, 2004

 

۵) United States Census, Ten Languages Most Frequently Spoken at Home Other than English and Spanish: 2000, figure 3

 

۶) Rhodes, N. C., & Branaman, L. E. “Foreign language instruction in the United States: A national survey of elementary and secondary schools.” Center for Applied Linguistics and Delta Systems, 1999

 

منبع:

http://french.about.com/od/francophonie/a/whylearnfrench_2.htm

[ ۱۳٩٦/٧/۱٤ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

 

بسیاری از اساتید زبان شکایت دارند که زبان آموزان به مقدار کافی صحبت نمیکنند، خیلی ساکت هستند و روی صندلی نشسته و چیزی نمیگویند. سکوت شاگردان دلایل بسیاری دارد و تعجب خواهید کرد اگر بدانید یکی از دلایلش خود شما هستید.

البته برداشت اشتباهی نکنید. مشکل از شما نیست و کارتان را خوب انجام میدهید ولی شما هرچه بیشتر صحبت کنید آنها کمتر صحبت خواهند کرد و مطمئناً شما هم نمیخواهید که زبان آموزانتان بیایند سرکلاس و فقط نشسته و به شما گوش دهند. بهمین دلیل در این مقاله هفت تکنیک را معرفی خواهیم کرد که از زمان صحبت شما کاسته و به زمان صحبت زبان آموزان میافزاید.

  1. وقت کافی برای پاسخ دادن به آنها بدهید.

آیا این انتظاری واقع بینانه است که همه زبان آموزان بتوانند بلادرنگ و فوری پاسخی صحیح به پرسشهایتان بدهند؟ البته که نیست. شاید بعضی از شاگردانتان قادر باشند بلافاصله پاسخی سریع بدهند ولی همه اینطور نیستند. فهم و تحلیل گفته ها یا سوالات شما برای اکثر زبان آموزان زمانبر است. حتی سپس بازهم به زمانی نیاز دارند تا پاسخ صحیح سوالتان را سرهم بندی کنند. پس اگر میخواهید خودتان کمتر حرف زده و آنها بیشتر انگلیسی صحبت کنند باید این وقتها را به آنها بدهید. اگر انتظار کشیدن برایتان سخت است، آرام پیش خود تا پنج یا بیشتر بشمارید. شاید این چند لحظه سکوت بین اتمام پرسش شما و شروع پاسخ آنها در اوایل کار برای شما و شاگردانتان عجیب باشد ولی ارزشش را دارد که صبر کرده و عادت کنید.

  1. همه سوالات را خودتان پاسخ ندهید.

حتماً به این نتیجه رسیده اید که وقتی یکی از زبان آموزان سوالی میپرسد، یکی دیگر از شاگردان هست که جواب آن سوال را میداند. پس از این موضوع استفاده کنید. وقتی یکی سوالی میپرسد، خودتان چیزی نگوید و به سایر شاگردان نگاه کنید طوری که بفهمند میخواهید آنها جواب بدهند. حس بسیار خوبیست که شاگردانتان بهم کمک کرده و نیازی نیست شما چیزی بگویید.

  1. تمرینات و فعالیتهای دونفره یا گروهی ترتیب دهید.

هنگام تدریس زبان انگلیسی بسیار پیش میاید که با یکی از شاگردان نقشی را بازی کنیم (مثلا مسافر و راننده تاکسی، برای آموزش آدرس دادن) ولی اگر زبان آموزان را به گروههای دو نفره تقسیم کنید و آنها اینکار را انجام داده و شما فقط در کلاس قدم بزنید و کمکشان کنید، باعث میشود که کمتر صحبت کرده و درعوض آنها بیشتر صحبت کنند. همین نتیجه را با تمرینات گروهی هم میتوانید کسب کنید. تمرین نوشتاری بدهید مثلاً نوشتن گروهی یک داستان یا تمرین گفتاری همچون بحث گروهی.

  1. توضیحات آموزشی کتاب درسی را بخوانند و به بقیه توضیح دهند.

اگر کتابی که تدریس میکنید دارای دستورالعملهای ساده آموزشی یا توضیح نکات گرامری است، بگذارید زبان آموزان آن را در کلاس با صدای بلند بخوانند و به همکلاسیهایشان توضیح دهند. میتوانید این وظیفه را به دو نفر از مشتاقترین و پرکارترین شاگردانتان بدهید تا یکی بخواند و دیگری توضیح دهد. با اینکار هم شاگردان زرنگ و پرکار راضی میشوند و هم شاگردانی که خیلی قوی نیستند هم میتوانند ایراداتشان را از همکلاسیهایشان بپرسند.

  1. سوالاتی بپرسید که جوابی مفصل داشته باشند.

تا وقتی لازم نشده است، سوالاتی نپرسید که جوابی کوتاه داشته باشند وگرنه فقط yes یا no و ندرتاً maybe خواهید شنید. پس بیشتر از where, why, how often, when و چیزهایی از این قبیل استفاده کنید. در ضمن بیاد داشته باشید که بیش از یک سوال بپرسید. به نمونه زیر توجه کنید:

T: What kind of music do you listen to? 
S1: I listen to rock music. 
T: Why? 
S1: Because I like it. 
T: Where do you listen to it? 
S1: I listen to it everywhere: at home, on the bus, on my way to school… 
T: (asks S2) How about you, Tommy?

پس شاگرد دوم که در این مثال تامی است، بخوبی خواهد دانست که در مورد موسیقی مورد علاقه اش چه چیزی خواهد گفت.

  1. در حد نیاز حرف بزنید.

صحبتهای شاگردان را ادامه ندهید و خاطره تعریف نکنید. مجبور نیستید سکوت کلاس را با پرحرفی بشکنید. البته صحبتهای روزمره برای خودمانی و راحتتر کردن جو کلاس خوب است ولی اینکار را در اول و آخر جلسه و یا ترجیحاً در وقت استراحت وسط کلاس انجام دهید. طی زمان کلاس تمرکزتان روی این باشد که زبان آموزان بیشتر صحبت بکنند.

  1. پاسخ مستقیم ندهید، سرنخ بدستشان بدهید.

وقتی جواب را حاضر و آماده کف دستشان میگذارید، درواقع زبان آموزان نقشی منفعل خواهند داشت. مثلاً وقتی لغت انگلیسی میخکوب یعنی stapler را فراموش کرده اند مشخصاً برای شما و آنها آسانتر است که حاضر و آماده بگویید stapler ولی لزوماً همیشه آسانترین راه بهترین راه نیست. در عوض سعی کنید با دادن سرنخهایی ذهنشان را تحریک کنید تا لغت را بیاد بیاورند. درواقع لغت را از ذهنشان استخراج کنید. به این نمونه توجه کنید:

S1: What’s this? 
T: Oh! You mean this device we use to staple papers together? What’s this called? 
S1: It’s a stapler.

خیلی وقتها میگوییم: “یادتان هست که در کلاس در مورد انواع هوا صحبت کردیم؟ گفتیم که هوا می تواند ابری، آفتابی، بارانی،…باشد.”

این اشتباه است. به آنها کلمه ای را که دنبالش هستند مستقیم نگویید، بلکه کاری کنید که زبان آموز خودش آنرا به یاد و به زبان بیاورد.

نسبت صحیح میان زمان صحبت استاد و زمان صحبت زبان آموزان

بستگی به این دارد که چقدر میشود از زبان آموزان انتظار صحبت کردن داشت. مثلاً در کلاسهای سطوح مقدماتی نسبت پنجاه-پنجاه معقول است و هرچقدر سطح زبان آموزان بالاتر میرود این نسبت هم باید تغییر کند و به ۷۰ درصد صحبت شاگردان و ۳۰ درصد صحبت استاد برسد. در کلاسهای سطح بالا این نسبت میتواند تا ۹۰ درصد به ۱۰ درصد بالا برود. البته بازهم شما باید تصمیم بگیرید که چه حالتی بهترین نتیجه را برای هر کلاس بخصوصی در پی دارد ولی در اکثر موارد سعی کنید بیشتر از شاگردان صحبت نکنید.

یک روش بسیار ساده برای بیشتر صحبت کردن زبان آموزان این است که خیلی ساده جلوی خودتان را بگیرید و حرف نزنید. چرا ما اساتید اینهمه حرف میزنیم؟ بعضی وقتها چون سکوت آزاردهنده است. بعضاً هم چون از صحبت کردن و گپ زدن خوشمان میاید ولی بهتر است نگهش داریم برای اتاق اساتید.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://busyteacher.org/13959-how-to-increase-student-talking-time-7-techniques.html

[ ۱۳٩٦/٧/۱٤ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

 

رشد مغزی، جلوگیری از زوال عقل، تقویت حافظه و بهبود قدرت تمرکز از جمله فواید یادگیری زبای جدید است.

«دانستن زبان دوم مثل داشتن روح و روان دوم است» شارلمانی

قبلاً بار بر این بود که یادگیری زبان دوم باعث آشفتگی فکری میشود و بهتر است یک زبان را بخوبی آموخت و زحمت یادگیری زبان دوم را نکشید. حتی باور غلط و پوچی وجود داشت که یادگیری زبان دوم باعث دوگانگی شخصیت و شیزوفرنی میشود.

البته بعضی تحقیقات هم هستند که به ظاهر از مشکل ساز شدن یادگیری زبان دوم پشتیبانی میکنند. مثلاً این نکته که افراد دو یا چند زبانه شاید دایره لغات کوچکتری داشته باشند و دسترسی شان به لغات کند و آهسته است.

امروزه این باورهای غلط و معایب کوچک زیر سایه نتایج تحقیقات جدیدی قرار گرفته است که فواید فوق العاده روانشناخی یادگیری زبان دوم را ثابت میکنند. فوایدی بسیار مهمتر از توانایی آدرس پرسیدن در کشوری بیگانه!

  1. رشد مغزی

یکی از مهمترین فواید یادگیری زبان دوم، رشد مراکز زبانی در مغز است. هرچه بهتر زبان دوم را یاد بگیرید، این مراکز حیاتی هم بیشتر رشد میکنند (Mårtensson et al., 2012)

  1. پیشگیری از زوال عقلی

دوزبانه یا چند زبانه بودن باعث میشود افراد مستعد به آلزایمر حداقل پنج سال دیرتر دچار این بیماری بشوند (Craik et al., 2010). این فوق العاده است و هر تحقیق جدیدی که انجام میشود هم این نتایج را تایید میکند. جالب است بدانید که تاثیر مثبت یادگیری زبان جدید بر پیشگیری از آلزایمر، بیشتر از تمام داروهایی است که تابحال ساخته شده است.

  1. تقویت تواناییهای شنیداری

دو یا چند زبانه بودن باعث بهبود مهارتهای شنیداری میشود چون مغز باید برای تشخیص آواهای دو زبان، بهتر و دقیقتر کار کند. (Krizman et al., 2012)

  1. حساسیت بیشتر به زبان

نوزادانی که در خانه های چند زبانه هستند، میتوانند زبانهای جداگانه ای که تابحال نشنیده اند را تشخیص دهند (Werker & Sebastian-Galles, 2011).

یعنی اگر کودکی زبانهای فارسی و ترکی را در خانه شنیده باشد، میتواند اختلاف زبانهای انگلیسی و فرانسوی را هم تشخیص دهد. این هم یک مزیت دیگر دوزبانه بودن.

  1. تقویت حافظه

کودکانی که در محیطی دوزبانه بزرگ میشوند نسبت به کودکان یک زبانه حافظه قویتری دارند (Morales et al., 2013). درنتیجه در خواندن و درک مطلب، محاسبه ذهنی و بعضی از سایر مهارتهای اساسی بهتر هستند.

  1. بهتر بودن در انجام همزمان چندین کار

افراد دو یا چند زبانه سریعتر میتوانند از کاری به کار دیگر بروند و انعطاف شناختی بیشتری نشان میدهند و با شرایط جدیدی که پیش میاید راحتتر سازگار میشوند (Gold et al., 2013).

  1. تمرکز بیشتر

دوزبانه ها کنترل بیشتری روی تمرکزشان دارند و بهتر میتوانند حواس پرتی ها را دور کنند (Bialystok & Craik, 2010).

  1. دو برابر شدن فعالیت

شاید دلیل تقویت مهارتهای شناختی همچون تمرکز و چندکارگی بهتر به این دلیل باشد که افراد دوزبانه هر دو زبان را به صورت فعال و آماده بکار در ذهنشان دارند و باید هر لحظه تصمیم بگیرند که بهتر است به کدام زبان صحبت کنند (Francis, 1999). همین رفت و برگشت بین زبانها و فعالیت دائمی، از مزایای یادگیری زبان جدید است.

  1. نگاه از منظری دیگر

 

یادگیری یک زبان جدید باعث میشود نگرشتان به دنیا هم عوض شود. مثلاً در زبان ژاپنی برای آبی کمرنگ و پررنگ لغات متفاوتی وجود دارد و یادگیری زبان ژاپنی باعث میشود نسبت به رنگها دید جدیدی داشته باشید (Athanasopoulos et al., 2010).

  1. تقویت زبان اول

یادگیری زبان دوم دقت و توجه شما را به قوانین و ساختارهای زبانی جلب میکند و درنتیجه به زبان اولتان هم دقت بیشتری خواهید داشت و بهتر از آن استفاده خواهید کرد.

همچنانکه جفری ویلیانس گفته است: «تا وقتی حداقل دو زبان یاد نگرفته اید نمیتوانید یک زبان را بخوبی بفهمید»

علاوه بر این ده مزیتی که شمردیم، با یادگیری زبان دوم درواقع در فرهنگ آنها جذب خواهید شد و فرهنگ خودتان را از چشم دیگری خواهید دید و درمجموع واقعاً چیزی شبیه روح وروان دوم نصیبتان خواهد شد.

توجه داشته باشید بعضی از نکاتی که برشمردیم بیشتر در مورد کسانی صادق است که دو زبان را در کودکی آموخته اند ولی در مورد بزرگسالان هم چنان بیربط نیست.

 

 

منبع: http://www.spring.org.uk/2013/09/10-superb-psychological-advantages-of-learning-another-language.php

[ ۱۳٩٦/٧/٩ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

 

اسکار وایلد نویسنده ایرلندی گفته است: «تجربه نامیست که بر اشتباهاتمان میگذاریم». این جمله برای همه کسانی که به تازگی شغلی را شروع میکنند هم صادق است و اساتید زبان انگلیسی مستثنی نیستند. بهتر این است که قبول کنیم اشتباه میکنیم و هر اسمی میخواهیم رویش بگذاریم نه اینکه اصلاً برویمان نیاوریم و به اشتباهاتمان ادامه دهیم. در ادامه پنج اشتباه بزرگ اساتید کم تجربه را خواهیم گفت و امیدواریم همگی از اشتباهاتمان درس بگیریم.

  1. پرحرفی کردن

اصلی ترین دلیل ثبت نام در کلاس آموزش زبان انگلیسی چیست؟ صحبت کردن به زبان انگلیسی. ولی اگر اکثر زمان کلاس به حرف زدن استاد بگذرد، زبان آموزان وقتی برای تمرین مهارتهای گفتاری نخواهند داشت. اکثر اساتید تازه کار این اشتباه بزرگ را مرتکب میشوند و به دو دلیل اکثر زمان کلاس را حرف میزنند: یا از سکوت و وقفه خوششان نمیاید یا خیلی مشتاق آموزش و به اشتراک گذاشتن دانسته هایشان هستند. بهرحال کار اشتباهیست ولی چگونه نسبت مناسب بین زمان صحبت زبان آموزان و زمان صحبت استاد را برقرار کنیم؟

با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت که ۷۰ درصد زمان به زبان آموزان و ۳۰ درصد به استاد اختصاص یابد. اگر سطح کلاس مقدماتی بود، نسبت را ۵۰-۵۰ کنید و اگر کلاس پیشرفته داشتید نسبت را ۹۰ به ۱۰ کنید چون بشدت نیاز به صحبت کردن دارند. خلاصه اینکه در اکثر موارد، سهم استاد باید به توضیح نکات اصلی و از همه مهمتر آسانتر کردن هرگونه فعالیت گفتاری و کمک به یادآوری کلمات و پاسخها محدود شود.

  1. از بین رفتن حد و حدود بین زبان آموز و استاد

اساتید زبان باید رفتاری دوستانه داشته باشند و سعی کنند به شاگردان نزدیک شوند تا بیشترین مقدار یادگیری رخ دهد ولی بین دوستانه بودن و دوست بودن فرقی هست. کنترل باید دست استاد باشد و فرقی با شاگردان داشته باشد.

این مشکل بین اساتید جوان بسیار شایع است مخصوصاً وقتی همسن شاگردانشان هستند. هیچ اشکالی ندارد که بعضی مسائل شخصی همچون صحبت در مورد خانواده، حیوانات خانگی، علایق و تفریحات به اشتراک گذاشته شود ولی حواستان باشد که بیش از حد شخصی و خودمانی نشوید. اگر صحبت از مسایل شخصی هم بشود باید در راستای آشنایی زبان آموزان با موضوع درس باشد نه اینکه بدلیل کسب محبوبیت و پذیرش بین شاگردان اینکار را انجام دهید چون باعث از بین رفتن حد و مرزتان با شاگردان شده و آنها را هم سردرگم میکند. باعث از بین رفتن اقتدار و کنترل شما شده و اقدامات مدیریتی تان در کلاس هم بخطر میافتد.

دوستانه رفتار کنید و مثلاً در مورد آخر هفته تان صحبت کنید ولی بنحوی رفتار کنید که شاگردان بدانند حد و مرزی بین شما و آنان هست که باید رعایت شود.

  1. مدیریت ضعیف و غیرمنسجم کلاس

اینهم از مشکلاتی است که بدلیل کم تجربگی اساتید تازه کار بسیار رخ میدهد. البته مدیریت کلاس هم یک علم و فن دقیق و مشخصی نیست و مثلاً اصول مشخصی همچون تدریس فعل گذشته ساده ندارد. هر گروهی از زبان آموزان با گروههای دیگر تفاوت دارند و قوانین مدیریت بر کلاس نیز باید با توجه به هر کلاس تعیین شود.

ریشه این مشکل در این است که اساتید تازه کار روش و استایل تدریس قاطع و مشخصی ندارند و گاهی آسان و گاهی سخت میگیرند. در اینترنت هم مقالات زیادی در مورد تکنیکهای مدیریت کلاسی هست که شاید با بعضی از آنها مخالف باشید و بخواهید روشهای خودتان را اجرا بکنید. مثلاً شاید نخواهید بعنوان تشویق به شاگردانتان برچسب صد آفرین بدهید و از روش دیگری استفاده کنید.

کلاً بحث سختگیر بودن نیست بلکه بحث از ثبات و انسجام است. چیزی بدتر از وعده های توخالی و بدقولی و تهدیدات ضعیف برای مدیریت کلاس نیست. اگر چیزی گفتید و روشی را برای مدیریت کلاس انتخاب کردید، حتماً به آن پایبند باشید.

  1. نادیده گرفتن اختلافات فرهنگی

بعضی اساتید آنقدر درگیر توضیح نکات مربوط به فرهنگ انگلیسی زبان میشوند که فرهنگ شاگردانشان را فراموش میکنند. مثلاً نشان دادن انگشت شست که تقریباً بمعنی اوکی است، در بسیاری از فرهنگها توهین آمیز تلقی میشود. مثلاً در بعضی از کشورها دانش آموزان با تحقیق و ارائه آن در کلاس بصورت سخنرانی هیچ آشنایی ندارند و یا ممکن است در بعضی از کشورها شاگردان رغبتی به بازیهای کلاسی نداشته باشند. این نوع مشکل بیشتر در کلاسهای تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) در کشورهای عربی و اسلامی رخ میدهد که فرهنگشان با فرهنگ کشورهای غربی بسیار متفاوت است. بهتر است استاد در مورد آداب و رسوم و نحوه احوالپرسی آنها بداند و از آنها استفاده کند تا جوی مثبت برای یادگیری در کلاس ایجاد شود.

  1. داشتن اطلاعات کم در مورد گذشته، پیشزمینه و نیازهای زبان آموزان

اساتید تازه کار زیادی دیده ایم که شروع به تدریس در کلاسی میکنند ولی در مورد اینکه قبلاً کجا و چقدر زبان انگلیسی آموخته اند و چه نتایجی گرفته اند هیچ نمیدانند. شاید شاگردی دارید که در بیست سال گذشته چندین و چندین باز به یادگیری زبان انگلیسی روی آورده و پس از مدتی ول کرده است ولی هنوز در سطح متوسط است. مهم نیست از آموزشگاه این اطلاعات را کسب کنید یا از خود شاگردان، اگر میخواهید مهارتهای زبان انگلیسی شاگردانتان پیشرفت کند، اینها اطلاعات مهمی است که حتماً باید بدانید.

 

نباید الکی نگران باشید چون بهرحال اشتباهاتی رخ خواهد داد و درسهای بسیار مهمی از تک تک اشتباهات میتوان گرفت. کافیست ازین پنج اشتباهی که گفتیم اجتناب کنید تا شغل استادی را با گامهای بجا و درستی آغاز کنید.

دوست داریم اساتید باتجربه درمورد چیزهایی که از اشتباهاتشان آموخته اند برایمان بگویند.

آموزش زبان انگلیسی گلدفیش

 

منبع: http://busyteacher.org/4113-5-worst-mistakes-all-beginner-esl-teachers-make.html

[ ۱۳٩٦/٧/٩ ] [ ۸:٥۳ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]


به کلماتی همچون unfriend‌ و selfie‌ نگاه کنید که وارد زبان شده اند. بعنوان کاربران شبکه های اجتماعی هم از طرفی شاهد رشد و تغییر روزافزون شبکه های اجتماعی هستیم و هم از طرف دیگر تاثیر شبکه های اجتماعی بر همه زبانها را شاهد هستیم.

لغات مربوط به شبکه های اجتماعی که بصورت روزمره در ذهن و زبانمان است بر سایر لغات و بر کل زبان تاثیر میگذارند. امروزه اکثر متون را روی گوشی هوشمند، تبلت یا کامپیوتر میخوانیم و بنابراین بخشی از فرگشت و تغییر زبان هم از طریق تعامل با این فناوریها صورت خواهد گرفت. زبان گفتاری نسبت به زبان نوشتاری همیشه تمایل بیشتری به انعطاف پذیری دارد و بهمین دلیل ترکیب زبان غیر رسمی و ارتباطات شخصی بهمراه مخاطب وسیعی که شبکه های اجتماعی فراهم کرده است، شرایط بسیار مناسبی را برای تغییرات سریع زبانی مهیا کرده است.

چه بصورت معرفی لغات جدید و چه بصورت دادن معنی جدید به لغات موجود، حضور شبکه های اجتماعی در تغییر ارتباطات را حس میکنیم.

روشهای جدید ارتباط

مجموعه ای از حروف اختصاریِ کلمات طولانی یا عبارات رایج به اضافه لغات جدید در فضای ارتباطات دیجیتال بشدت رایج شده است که همچون مجموعه ای از حروف است که همین چندین سال پیش مبهم و بیمعنی بنظر میرسیدند ولی اینک کار ارتباط و انتقال معنی را آسانتر کرده است. بعضی از ما که سن بیشتری دارند، قبل از رایج شدن اس ام اس یا ظهور شبکه های اجتماعی موبایلی، این حروف اختصاری را در چتهای اینترنتی یاد گرفته ایم که با استفاده از آنها، منظورمان را با تعداد کلمات کمتر و با سرعت بیشتری به طرف مقابل میرساندیم. امروزه اکثر مکالمات اینترنتی از طریق موبایل انجام میشود که تایپ کردن در آن سختتر هم هست پس بیشتر از گذشته به ساده سازی و نوشتن حروف اختصاری روی آورده ایم تا حدی که مثلاً در توییتر با ۱۴۰ حرف میتوانیم حرفمان را بگوییم. همین توییتر بود که باعث فراگیر شدن هشتگ (#) شد که امروزه در همه جای دنیای دیجیتال و زندگی مدرن به آن برمیخوریم.

شکلک هایی (emoticon) همچون و مخففهایی مثل LOL (مخفف laughing out loud که بمعنی قهقهه زدن است) مولفه های مفید ارتباط غیرکلامی را به ارمغان آورده است و البته با استفاده بی مورد و بیش از حد هم گاهاً باعث آزار و لوث شدن گشته اند. حتی این مورد را در بخش هایی از فیلمنامه یا زیرنویس که داخل ستاره می آیند و خبر از یک حالت صورت یا عملی فیزیکی می‌دهند، مانند : من دیگر تحمل ندارم . *اخم می کند*

شبکه های اجتماعی باعث یک تغییر و تحول آرام و نامحسوس در شیوه ارتباطهای ما هم شده اند و اینک هم با تعداد افراد بیشتری نسبت به گذشته در ارتباط و تعامل هستیم و هم اطلاعات شخصی بیشتری را با سایرین به اشتراک میگذاریم که درنتیجه ارتباطاتمان را غیررسمی تر و گشوده تر کرده است و حتی این گشودگی و غیررسمی بودن به سایر حوزه های فرهنگ و زندگی هم سرایت کرده است. نوشته هایمان در شبکه های اجتماعی موجزتر شده و سعی میکنیم منظورمان را سریعتر رسانده و مثلاً در مورد توییتر نهایتاً با ۱۴۰ حرف، سخنمان را به پایان برسانیم.

کلمات و معانی جدید

فیسبوک بیشتر از سایر شبکه های اجتماعی توانسته است برای لغات از پیش موجود مثل friend, like, status, wall, page, profile معانی جدید بسازد. معانی جدید دیگری هم بواسطه شبکه های اجتماعی ایجاد شده اند که نیمه تاریک بشر را به نمایش گذاشته اند: لغت troll قبلاً یکی از شخصیتهای فولکلور اروپای شمالی بود ولی امروزه به کسی گفته میشود که در شبکه های اجتماعی کامنتها و پستهای توهین آمیز و تحریک کننده میگذارد، لغت sockpuppet قبلاً به عروسکهایی گفته میشد که با استفاده از جورابهای کهنه ساخته میشدند ولی امروز به پروفایلهای جعلی شبکه های اجتماعی گفته میشود که معمولاً به منظور حمایت غیرمستقیم و تبلیغ سازمانها و افراد ایجاد شده اند. یا مثلاً astro turf که یک برند مشهور چمن مصنوعی است ولی امروزه لغت astroturfing به فرایندی میگویند که طی آن سازمانها یا جریانات اجتماعی و اقتصادی سعی میکنند حرکت و یا اعتراض خود را بشکل حرکت خودجوش مردمی و بی ارتباط با سازمان خود نشان دهند.

شبکه های اجتماعی ممکن ساخته اند که مشارکت در فرگشت زبان آسانتر از همیشه باشد. دگر لازم نیست که حتماً نویسنده ای سرشناس باشید تا توجه مردم را به بعضی لغات جلب کنید. در روزگار پیشااینترنت این روزنامه نگاران بودند که برای پدیده های جدید لغتی میساختند ولی امروزه دایره انجام این کار گسترش یافته و در اینترنت هم لغات جدید ساخته میشود که نمونه اش لغت Selfie است که در سال ۲۰۱۳ توسط دیکشنری آکسفورد به عنوان لغت سال برگزیده شد. این لغت برای اولین بار در سال ۲۰۰۲ میلادی و در یک فوروم اینترنتی استرالیایی استفاده شده است. امروزه با وجود فورومهای اینترنتی، توییتر، فیسبوک و سایر شبکه های اجتماعی و کانالهای ارتباطی، رایج کردن یک لغت جدید بسیار آسان شده است.

بروز ماندن

شاید بعضی از ما ازین قافله عقب مانده باشیم و بعضی از ما هم ممکن است نگران این باشند که استفاده از این لغات غیررسمی باعث بکارگیری ناصحیح گرامر هم بشود. ولی واقعیت این است که شبکه های اجتماعی برای علاقه مندان به لغت شناسی جای ایده آلی است که محیطی غنی برای تجربه، توسعه و دستکاری در زبان فراهم کرده است.

شبکه های اجتماعی برای بروز ماندن در زمینه لغات جدید هم بسیار مفید است. کافیست به مکالمات شبکه های اجتماعی دقت کنید تا لغات جدیدی که رایج میشوند یا معانی جدید برای لغات موجود را ببینید. شاید هم خودتان لغتی بسازید و سعی کنید رایجش کنید.

 

 

منبع: http://blog.oxforddictionaries.com/2014/06/social-media-changing-language/

[ ۱۳٩٦/٧/٩ ] [ ۸:٥۱ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

من زبان شناس نیستم ولی افراد وقتی میبینند که من به شش زبان (انگلیسی، فرانسوی، استونیایی، چکی، روسی و اسپانیایی) مسلط هستم و آنها را نه در کلاس و مدرسه بلکه با مسافرت آموخته ام، از من میپرسند که چگونه اینکار را کرده ام.

هیچ جادویی برای یادگیری زبان در کار نیست. اتفاقاً یادگیری زبانی خارجی میتواند چالش برانگیز و سردرگم کننده بشود و گاهی هم نیاز به تواضع و فروتنی خواهد بود. با این وجود چرا باید کسی بخواهد زبانی خارجی بیاموزد؟

برای من یادگیری یک زبان خارجی همچون دروازه ای به روی ارتباط و یادگیری است. صحبت به زبان اشخاص دیگر باعث برقراری رابطه میشود و غالباً درهای تجربه های جدیدی را به رویم میگشاید و صحبت به زبانی خارجی برای کسانی که زیاد مسافرت میروند در خدمت هدفی کاربردی است: مثلاً یافتن اتوبوس یا متروی مناسب، رسیدن به سرویس بهداشتی عمومی یا خلاصی از موقعیتی بغرنج.

اگر میخواهید بدانید چگونه حین مسافرت میتوانم زبان بیاموزم باید به این هفت نکته توجه کنید:

 

  1. دوره های پایه آن زبان را بگذرانید.

شاید بنظر بیاید خلاف ادعایم حرف میزنم که گفته بودم اکثر اطلاعتم از این زبانها را نه در کلاسهای معمول بلکه در موقعیتهایی آموخته ام که حین مسافرت پیش آمده اند. اما بهرحال داشتن فهمی کلی از ساختار، گرامر، افعال و قوانین تلفظ آن زبان کمک خواهد کرد تا پایه ای برای آن زبان در ذهنتان شکل بگیرد.

 

منبع: http://uncorneredmarket.com/learning-foreign-languages-while-traveling/

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٦/٧/٩ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

Teaching English as a foreign language (TEFL) refers to teaching English to students whose first language is not English. TEFL usually occurs in the student's own country, either within the state school system, or privately, e.g., in an after-hours language school or with a tutor. TEFL teachers may be native or non-native speakers of English.

This article describes English teaching by native Anglophones working outside their own country, a small subset of English taught worldwide. To learn about other aspects of English teaching, see English language learning and teaching, which explains methodology and context, and explains abbreviations (e.g., the difference between ESL and EFL, or TESOL as a subject and an organization). For information on foreign language teaching in general, see language education and second language acquisition.


[ ۱۳٩٦/٧/۸ ] [ ٥:٥۸ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]

Some people say that you cannot make a conscious effort to learn a foreign language.  They hate to study grammar and say you must simply allow the language to sink in gradually. 

 

Others argue that language learning is a conscious and systematic process.   It is necessary to study hard, practise, and constantly ask for explanations and rules.

 

            Which idea do you believe in?    

 

2)         Some people think that to learn a new language you must completely forget your native language.  Others say you cannot and should not.  To what extent do you find that comparing your native language with the foreign language helps you to learn a new language?

[ ۱۳٩٦/٧/۸ ] [ ٥:٤٤ ‎ق.ظ ] [ غلامعلی عباسی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

غلامعلی عباسی متولد 1340 دبیر بازنشسته زبان انگلیسی در شهرستان اردبیل هستم . این وبلاگ به نوعی دفتر یادداشت بنده محسوب می کردد . هر مطلبی که به یادگیری بیشتر زبان انگلیسی کمک نماید و به نظر من مفید باشد در این وبلاگ جمع آوری نموده و با علاقه مندان زبان انگلیسی به اشتراک گذاشته ام . اطمینان کامل دارم که انتقادات و ایرادهای بیشماری متوجه این وبلاگ می تواند باشد ولی بنده به عنوان مدیر این وبلاگ در بهبود این کار انتظار راهنمایی و پیشنهاد از طریق دوستداران زبان و اهل فن را دارم . تا حد ممکن منابع اعلام میگردد . امیدوارم مورد قبول و پسند دانش آموزان و دانشجویان زبان انگلیسی واقع گردد .
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب