abbasibe.persianblog.ir Website ValueWebsite Value Calculator
abbasibe.persianblog.ir Website Value
Website Value Calculator آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

درس 6 - انگلیسی سوم دبیرستان
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢
 

 

 
 
 
 
 
 

  تمرین
گزینه صحیح را از میان گزینه های داده شده انتخاب کنید.

1- Very good cars…….in this factory.
1) make
2) made
3) are make
4) are made

2 –All the students …….the problem in a few minutes.
1) solved
2) are solved
3) had been solved
4)must solved

3 – That picture…….by Ali.
1) take
2) took
3) has been taken
4) had taken

4- This bicycle……for me by my parents.
1) was bought
2) has bought
3) had bought
4) must bought

5- The room……by Mary.
1) has cleaned
2) had cleaned
3)must be cleaned
4)can cleaned

6 – This lesson…..before.
1) is taught
2)has been taught
3) had taught
4) can be taught

7- These questions ………easily.
1) can answer
2) can be answered
3)must answered
4) could answer

8 – This engine………a lot of energy every day.
1) use
2) is used
3)uses
4) had used

9 – Computers and videos are …….things to have at school.
1) use
2) useless
3) useful
4) used

10 – Her success brought ……to her poor family.
1) happy
2)happiness
3) sad
4) sadness
 



 

  پاسخنامه

2

6

4

1

2

7

1

2

3

8

3

3

3

9

1

4

2

10

3

5



 
 
زبان انگلیسی سال سوم متوسطه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢
 


 

  درس ششم


لغات درس

Action=فعالیت – کار
Activity=فعالیت
Airline= خط هوایی
Aspect= بُعد - جنبه
Available=   موجود - در دسترس
By means of = توسط – بوسیله
Block=بلوک – ساختمان
Capacity =- توانایی  ظرفیت
Central= مرکزی
Chemist= شیمیدان
Come in = داخل شدن
Constantly = پیوسته – همواره
Deny= انکار کردن
Design= طرح
Disabled= معلول - ناتوان
Drug=دارو
Endeavour =- تلاش  کار
Entertainment = سرگرمی– تفریح
Exactly= دقیقاً
Furthermore=بعلاوه
Giant =‌خیلی بزرگ  

Go straight on = مستقیم برو
Handle=  کنترل کردن - دستگیره
In addition to =‌علاوه بر – بعلاوه
Influence= تأثیر گذاشتن
Inform= اطلاع دادن
On your left = شما سمت چپ

Orbit = ‌چرخیدن
Otherwise = در غیر اینصورت
Perform =- اجرا کردن اجرا
Pocket sized = سایز جیبی
Process=پردازش – پردازش کردن
Programmable= قابل برنامه ریزی
Project = پروژه – طرح
Properly= به درستی
Research= تحقیق – تحقیق کردن  
Right hand side = سمت راست
Separate = جدا کردن
Series =سری ا –مجموعه
Spacecraft= سفینه فضایی
Success=‌موفقیت
Superhuman =انسان فوق العاده – فوق بشری
Switch = عوض کردن
Task=‌کار
Tower= برج
Turn= عوض کردن – چرخیدن
Turning= نوبت - چرخش
Wind power = قدرت باد


 

 

 

Monitor

 

Case

 

 

Laptop computer

 

 

Printer

 

 

 

 

 

 

Scanner

 

 

Speakers

 

 

Keyboard

 

 

Mouse

 

 

 

 

 

 

Floppy disk

 

 

Compact disk

 

 

Joystick

 

 

Headphones

 

 

 

 

 

 

Microphone

 

 

Microchip

 

 

Mouse pad

 

 

 



صیغه مجهول

1– گرامر این درس درباره صیغه مجهول می باشد. شما در زبان فارسی با صیغه های معلوم و مجهول آشنا شده اید. صیغه مجهول، اشاره به کاری می کند که انجام می شود ولی انجام دهنده یا فاعل آن مشخص نیست ( و یا برای بیان کننده مهم نیست) مانند :
علی اتومبیل را شست (صیغه معلوم)

Ali washed the car.

اتومبیل شسته شد. (صیغه مجهول)

The car was washed.

اگر ما بخواهیم می توانیم انجام دهنده کار را نیز با کمک حرف by مشخص کنیم. اتومبیل شسته شد توسط علی (صیغه مجهول)

The car was washed by Ali.  



 

2 – فعل مجهول (passive)، از فعل be به اضافه قسمت سوم فعل (p.p)، تشکیل می شود. به چند مثال توجه کنید:

من مری را به مهمانی دعوت کردم . معلوم

I invited Mary to the party.

مری به مهمانی دعوت شد . مجهول

Mary was invited to the party.

آنها یک اتومبیل برای علی خریدند. معلوم

They bought a car for Ali.

یک اتومبیل برای علی خریده شد.مجهول

A car was bought for Ali.

من باید یک نامه به علی بنویسیم .معلوم

I must write a letter to Ali

یک نامه باید به علی نوشته شود. مجهول

A letter must be written to Ali.

ما میتوانیم یک اتاق اینجا بسازیم . معلوم

We can build a room here.

یک اتاق در اینجا می تواند ساخته شود.مجهول

A room can be built here.

رضا اتومبیل را تعمیر کرد. معلوم

Reza repaired the car.

اتومبیل تعمیر شد (توسط رضا) .مجهول

The car was repaired (by Reza).

 

صیغه مجهول (passive voice)

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل یا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای بیان اینکه فاعل چه کاری را انجام دهد استفاده می‌کنیم. به این مثالها توجه کنید:

  • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)
  • My father built this house in 1960. (پدرم این خانه را در سال 1960 ساخت)

ولی جملات مجهول (passive) به ما این اجازه را می‌دهند که کسی یا چیزی را که کننده یا انجام دهنده عملی نیست (غیر عامل) در جای فاعل قرار دهیم. در واقع از افعال مجهول برای بیان اینکه چه عملی بر روی فاعل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود:

 

 

 

  • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)
  • This house was built in 1960. (این خانه در سال 1960 ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشید که در اغلب موارد اینکه چه کسی یا چه چیزی عمل را انجام می‌دهد نا معلوم یا بی‌اهمیت است. مثلاً در جمله زیر اینکه چه کسی اتاق را تمیز می‌کند برای گوینده اهمیتی ندارد:

  • This room is cleaned every day. (این اتاق هر روز تمیز می‌شود)

ولی اگر بخواهیم بیان کنیم که چه کسی (یا چه چیزی) آن عمل را انجام داده است، در این صورت باید از حرف اضافه by استفاده کنیم:

 

 

  • This house was built by my father.
     (این خانه توسط پدرم ساخته شد)
  • This picture was painted by a great painter.
    (این نقاشی توسط یک نقاش بزرگ کشیده شده )

 

ساختار

بطور کلی برای ساخت صیغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم می‌آوریم و اسم مفعول همان فعل را به آن می‌افزاییم:

  • معلوم: Somebody cleans this room every day.
  • مجهول: This room is cleaned every day.
  • معلوم: He bought this car last week.
  • مجهول: This car was bought last week.

در جدول زیر می‌توانید فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنید:

 

زمان

معلوم

مجهول

حال ساده

keeps
نگه می‌دارد

is kept
   نگهداری می‌شود

حال استمراری

is keeping
دارد نگه می‌دارد

is being kept
در حال نگهداری شدن است

گذشته ساده

kept
نگه داشت

was kept
نگهداری شد

گذشته استمراری

was keeping
داشت نگه می‌داشت

was being kept
در حال نگهداری شدن بود

حال کامل

has kept
نگه داشته است

has been kept
نگهداری شده است

گذشته کامل

had kept
نگه داشته بود

had been kept
نگهداری شده بود

آینده

will keep
نگه خواهد داشت

will be kept
نگهداری خواهد شد

شرطی

would keep
نگه می‌داشت

would be kept
نگهداری می‌شد

شرطی کامل

would have kept
نگه داشته بودند

would have been kept
نگهداری شده بود

مصدر

to keep
نگه داشتن

to be kept
نگهداری شدن

مصدر حال کامل

to have kept
نگه داشتن

to have been kept
نگهداری شدن

وجه مصدری اسم مصدر

keeping
نگهداری

being kept
نگهداری شدن

منبع جدول: کتاب آموزش و خودآموز گرامر انگلیسی آکسفورد،


 
 
نکته های گرامری زبان انگلیسی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢
 

 

ترتیب قرار گرفتن کلمات در یک جمله

قید زمان + قید مکان + قید حالت + (مفعول) فعل + فاعل

 

مفعول را در داخل پرانتز قرار دادیم چون بعضی از مواقع مفعول لازم نداریم. زیرا بعضی وقت ها جمله ما لازم است و مفعول ندارد و بعضی اوقات فعل متعدی است که مفعول دارد.
تست:

 

1) Which sentence is grammatically right?
a) I studied my book carefully yesterday.*
b) I studied carefully my book yesterday.
c) I studied my book yesterday carefully
d) I studied yesterday my book carefully.

*سه گزینه دیگر به دلایلی غلط است. جایگاه carefully اشتباه است. گزینه c قید حالت در آخر جمله است و اشتباه است و گزینه d قید حالت در انتهای جمله قرار گرفته است و yesterday بعد از فعل غلط است.

2) A: where did you eat your sandwich?
B: I ate ………..
a) my sandwich quickly here*
b) quickly my sandwich here
c) here my sandwich quickly
d) here quickly my sandwich

*در گزینه b قید حالت قبل از مفعول قرار گرفته و اشتباه است. در گزینه c قید مکان در اول جمله آمده و اشتباه است. در گزینه d مفعول در انتهای جمله قرار گرفته و غلط است. گزینه a صحیح است.

3) Which sentence is grammatically wrong?
a) Students must do their homework carefully.*
b) I usually go to the library on Mondays.
c) John can ride the bicycle now.
d) Mary ate quickly lunch in that restaurant yesterday.

*گزینه a درست است. در گزینه b، usually بین فاعل و فعل قرار گرفته است و درست است. گزینه c جان می تواند دوچرخه را الان براند. فاعل داریم فعل کمکی can بعد فعل ساده فعل است. گزینه d بعد از فعل ate که نوشته eat است باید مفعول قرار بگیرد و جای quicklyاشتباه است و باید قبل از قید مکان قرار بگیرد. گزینه d اشتباه است.


 
 
زبان انگلیسی پیش دانشگاهی درس چهارم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

 

گرامر درس چهار پیش

Part B: Grammar Explanation

 

STRUCTURE 1: enough + noun + infinitive
(to verb)

در این جملات enough
بمعنی “ کافی” می باشد و قبل از اسم بکار می رود.

a. They didn’t haveenoughmoney
to buythe house.

b. My friend didn’t haveenough
informationto applyfor the job.

 

STRUCTURE 2: adjective/adverb + enough +
(for+object pronoun) + infinitive (to verb)

در این جملات enough
بمعنی “ به اندازه ی کافی” می باشد و قبل از اسم بکار می رود.

a. She isqualifiedenough to apply
for the job.

b. After a few minutes, the coffee wascool
enoughfor usto drink.

c. The foreigner spokeslowlyenoughfor
herto understand.

نکته: اگر در این ساختار ضمیر مفعولی باشد که به فاعل جمله
برگردد، بایستی حذف شود. زیرا اینگونه جملات از نظر دستوری یک جمله محسوب می شوند
و فاعل و مفعول نمی توانند یک کلمه باشند.

Correct: The suitcasewas
light enough for me to carry.



Incorrect: The suitcasewas light
enough for me to carryit.*

 

STRUCTURE 3: too + adjective/ adverb +
(for + object pronoun) + infinitive (to verb)

از این ترکیب می توان در ترکیب جملاتی استفاده کرد که مفهوم منفی دارند.
در این ساختار، جملات از نظر شکلی مثبت بوده ولی از نظر مفهوم منفی
هستند و too
به معنی “ خیلی زیاد، بیش از اندازه” می باشد.

a. He wastoosleepyto
drivehome.

b. He spoketooquickly for me
to understand.

c. The suitcase istooheavy
for a little child like herto carry.

در جمله a که گفته می شود که ( او خیلی خواب آلود
بود که به طرف خانه رانندگی کند.) یعنی نمی توانست رانندگی کند. و به همین
ترتیب در جملات b
و c شکل
جمله مثبت ولی مفهوم آن منفی است.

نکته: اگر در این ساختار ضمیر مفعولی باشد که به فاعل جمله
برگردد، بایستی حذف شود. زیرا اینگونه جملات از نظر دستوری یک جمله محسوب می شوند
و فاعل و مفعول نمی توانند یک کلمه باشند.


Correct: The teais too hot for me
to drink.


Incorrect: The teais too hot for me
to drinkit.*

STRUCTURE 4: so + adjective/ adverb + that
+ a complete sentence

در این ساختار so….that
به معنی “ بقدری ... که یا آنقدر ...
که ” استفاده میشود.

a. He issoillthat
he can’t eat anything.

b. The students practiced in the labsooften
thattheir pronunciation improved a lot.

c. The professor spokesoslowly
thateveryone could understand him.

نکته: در این ساختار قید های زمان و
مکان (yesterday, today, last week, ……, here, there, ……)
و عبارات حرف اضافه ای (with ……, in ……, at ……)
در جواب هیچ گونه تاثیری ندارند.

a. The prices aresohighin
this department storethatyou can’t buy anything.

b. She issoangrywith
the childrenthatno one can talk to her.

c. It wassocoldyesterday
thatwe had to stay home all day.

نکته: اگر بخواهیم در
ساختار ( مصدر باto + صفت + too
) یا ( that + صفت + so
) از اسم استفاده کنیم باید قبل از اسم از یکی از کلمات much ، many
، little ، few بستگی به نوع اسم و مفهوم موردنظر در ترکیب
بجای صفت استفاده کرد (many
و few برای اسامی قابل شمارش و much و little
برای اسامی غیر قابل شمارش).

a. There wastoo muchdustfor usto
seewhat was happening.

There wasso muchdustthat
we couldn’t see what was happening.

b. She hadtoomanychildrento
knowwhat to do.

She hadso manychildrenthat
she didn’t know what to do.

 

STRUCTURE 5: such(a/an) + (adjective) +
noun + that + a complete sentence

در این ساختار وجود اسم بعد از کلمه such الزامی می باشد، حال اینکه ممکن است قبل از
اسم صفتی بکار رفته باشد یا نه. بستگی به نوع اسم ممکن است سه حالت پیش بیاید:

 

1) such a (حرف
بیصدا ) + (صفت) + اسم مفرد قابل شمارش

2) such an (حرف
صدا دار ) + (صفت) + اسم مفرد قابل
شمارش

3) such + اسم جمع یا اسم
غیر قابل شمارش + (صفت)

1. This issuch a beautifulpiano
thatI’m sorry I have to sell it.

2. It wassuch an interestingstory
thatI couldn’t stop reading it.

3a. They aresuch boringpeople
thatwe hate to visit them.

3b. It wassuch fineweather
thatwe decided to go on a picnic.

نکته: کلمه ی very
از کلمات شدت می باشد که مثل too
و so قبل از صفت استفاده می شود، با این تفاوت که
فقط در جملات ساده (جملاتی که نتیجه ی انجام کار در آنها نمی باشد) بکار می رود.

I’m very tired. But: (I’m very tired to study.)

I’m too tired (to study).

I’m so tired (that I can’t study).

نکته: می توان از کلماتی مثل much ، a
lot ، rather
، a little ، a bit قبل از too برای تغییر دادن شدت عبارت بیان شده
استفاده کرد.


It’smuchtoo hot. But: (It’s
too much hot.)

The soup isa bit (a little)
too saltyfor me.

نکته: اگر کلمه ی time
بهمراه صفت استفاده شود، قبل از آن در کاربرد such از a یا an استفاده می شود.

such agoodtime

such aninterestingtime

البته در آخر این مبحث یادآوری می شود که می توان enough ، too
، so و such
(a/ an) را نیز قبل از اسم یا صفت به تنهایی بکاربرد:

a. He hasenoughinformation
about the job.

b. He couldn’t study. He wastootired.

c. The food issodelicious.

d. You can’t findsuchbeautifulflowers
anywhere.

ولی در صورت استفاده از جمله بعد از آنها باید از قوانین بالا پیروی
کرد.

×××××××××××××××××××××××××

کلمات زیر را بخاطر بسپارید:

غیر قابل شمارش: homework
(تکلیف)، weather
(آب و هوا)، furniture (اثاثیه منزل)، و time
(زمان)، information
(اطلاعات)، news (خبر، اخبار)

قابل شمارش: assignment(s)
(تکلیف- تکالیف)، climate(s)
(آب و هوا)، time(s)
(مرتبه- دفعه)،

For example: too/ somuchhomework,
too/ somuchtime

too/ somanyassignments,
too/ somanytimes



 
 
زبان انگلیسی پیش دانشگاهی درس دوم
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

گرامر درس دوم

 کاربرد افعال  help, let, make , force

 

کاربرد فعل  help

بعد از فعل  help ابتدا مفعول وسپس مصدر با  to  یا بدون to  به کار می رود.

 

 Help  + مفعول    + to  مصدر بدون/ to  مصدر با  

به مثال های زیر توجه کنید.

Our new teacher helped us answer / to answer the question.

 

در مثال بالا بعد از فعل help  ما می توانیم فعل بعدی (answer) را به صورت با to یا بدون to  به کار ببریم.

 

نکته : در ساختار can / could ( not )  help ( doing ) sthکه به مفهوم اجتناب کردن یاجلو گیری کردن ازچیزی می باشد بعد از help  شکل ing  دار  به کار می رود.

 

 به مثال های زیر توجه کنید.

 

  It was such a funny jock that we couldn’t help laughing.

  We can’t help thinking he’s still alive.

 

کاربرد فعل let

فعل  let  به معنای ‹‹ اجازه دادن›› می باشد و بعد از آن مصدر بدون to   به کار می رود.

 

Let + مصدر بدون + مفعول to  

 

 به مثال زیر توجه کنید.

He let me use his car.

 

نکته :let  معمولا در جملات مجهول به کار نمی رود. در جملات مجهول به جای letاز افعال permitو allow  استفاده می شود.

 

به مثال های زیر توجه فرمایید.

Amin is allowed to have a copy of the letter.

          Passive   infinitive

After questioning, he was permited to go out.

                                Passive          infinitive

 

همان طور که در مثال های بالا مشاهده می شود در ساختار مجهول بعد از افعال allow  و permit  مصدر با to استفاده می شود.

 

 

نکته:به کاربرد let  در جملات امری توجه فرمایید.

1- جملات امر معلوم مثبت:

 

Let’s go home.

Let meuse your motorcycle.

2- جملات امرمجهول مثبت:

Letthis letter be written.

                       be +  p.p

Let your books be opened.

                         be + p.p

3- جملات امر معلوم منفی:

Let’s not get  angry.

                                                                                                                                                               not + فعل ساده

 

Let’s not play outside.

                                                                                                                                                                 not  + فعل ساده

 

4- جملات امرمجهول منفی:

Letthis letter notbe written.

                     not + be +  p.p

Let your books not be opened.

                         not + be +  p.p   

 

کاربرد فعل  permit و allow

فعل allow  به معنای ‹‹ اجازه دادن ›› می باشد و بعد از آن مصدر با to به کار می رود.

 

Allow+ مصدر با + مفعول to  

 

به مثال زیر توجه کنید.

The teacher allowed us to ask any questions.

They do not allow / permit people to smoke in public transportation.

                                                                                   مفعول شخصی

 

نکته: اگر مفعول شخصی در جمله نباشد بعد از این دو فعل Gerund  یعنی فعل همراه با ing استفاده می شود.

 

Allow/ permit + Gerund

 

They don’t allow / permit smoking in public transportation.

 

کاربرد فعل  make

بعد ار فعل  make  به معنای ‹‹ مجبورکردن ››  مصدر بدون to به کار می رود.

 

make +    مصدر بدون+ مفعول to

 

 به مثال زیر توجه کنید.

 

The teacher made the students give a lecture during the term.

 

نکته :در شکل مجهول بعد از فعل make  مصدر با to  به کار می رود. مثال:

 

The students were made to give a lecture during the term.

 

کاربرد BY :

By +فعل    +  ing

 

بعد از حرف اضافه  by   (و سایر حروف اضافه )  فعل به صـورت  ing    دار به کار مــی رود  باید  توجه داشت که این ساختــار هنگامی به کار می رود که ما بخواهیم وسیله ی انجام کاری یا روش انجام کاری را نشان دهیم.

 

 به مثال  زیر توجه کنید.

 

Put feeling and energy into your voice by practicing.

 

در جمله ی بالا می توانیم by practicing   را در ابتدای جمله نیز به کار ببریم که در این صورت باید بعد از آن کاما به کار برده شود.

By practicing, put feeling and energy into your voice.

 

نکته:در شکل منفی آن قبل از فعل ing  دار not  استفاده می کنیم.

به مثال  زیر توجه کنید.

You worried your mother by not writing.

 

نمونه سؤال:گزینه درست را انتخاب کنید.

 

1- They talk to each other ………….moving their hands.

  a) with           b) in                c) by                  d) for

 

2- We can improve our speaking ability by………..hard.                       

  a) practice    b) to practice    c) practicing      d) being practiced

 

3-I wasn’t feeling very well, but the medicine made me ….... better.                                                                                                                                    

  a) feel         b) felt             c) to feel              d) feeling

 

4- He told a funny joke and we couldn’t help……….. .

  a) to laugh        b) laugh          c) laughing         d) laughed

 

5-All the students were made………..a lecture during the term.

  a) gave          b) to give               c) giving            d) give

 

6- If I write a list, it will help me……all the things I want to buy.

  a) remember                 b) remembering    

  c) to remembering         d) remembers

 

7- Since he was ill during the exams, they let him…………the English teat again.

  a) take              b) to take           c) taking           d) took                                             

 

8- “What did she do when she discovered his plan?” “ She made him……."                                                                  

  a) leaving           b) to leave          c) left              d) leave                                   

 

9- Will you help me………the door?                                                               

  a) open          b) opening         c) that I open      d) that you open

 

10- I allowed my son………. outside to play with his friends.

    a) go             b) to go              c) going              d) goes

 



 
 
حروف ربط هدف یا جمله واره های قیدی
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

 

این حروف ربط عبارتند از:

So that        in order that          so as     in order

بعد از این حروف از جمله کامل خبری استفاده می شود.

He worked day and nightso thathe would save some money.

                               جمله خبری

او شب و روز کار می کرد به این منظور که مقداری پول پس انداز کند.

استفاده می کنیم ساختار جمله به صورت so that-in order that هنگامیکه از

زیر در می آید:

جمله پایه(حال یا آینده) +so that /in order that+فاعل+will ,can ,may

 

A

 نیز برای بیان هدف به کار می رود. so as –in order

  و پس از آن ادامه جمله قرار می گیرد. to نکته: بعد از این کلمات مصدر با

Amir went to Canadain orderto continuehis studies.

He went to post officeso asto postthe letter.

 نیز می تواند برای بیان مقصود و هدف به کار رود و پس از آن نیز   for حرف اضافه

می توانیم از از اسم –عبارت اسمی یا اسم مصدر استفاده کنیم.

The knife is usedforcuttingbread.

                                   اسم مصدر

I went to supermarketforsome cake

عبارت اسمی

این کارد برای برش نان استفاده می شود.

من برای مقداری قهوه به سوپر مارکت رفتم.




 
 
ضرب المثل های انگلیسی با معنی فارسی در مورد پول
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

 

A fool and his money are soon parted

افرادی که با بیدقتی پولشان را خرج می کنند و بالاخره فقیر می شوند.

A good name is better than riches
آبرو و نام نیک بهتراز ثروت است بقول سعدی: نام نیکو گر بماند زادمی  به کزو ماند سرای زرنگار

A good payer is master of another’s purse
کسی  که درمورد بازپرداخت بدهی خود خوش قول و درستکار باشد می تواند هرموقع که لازم شد پول قرض بگیرد.

Early to bed and early to rise makes a man healthy,wealthy and wise
سحر خیزی باعث کامیابی است.

He who pays the piper calls the tune
کسی که به نوازنده پول می دهد تصمیم می گیرد که چه آهنگی بنوازد.(پول داشته باش رو سبیل شاه نقاره بزن )

Health is better than wealth
سلامتی بهترین ثروت است.

If you pay peanuts you get monkeys
کارفرمایی که به کارکنانش حقوق کمی بدهد کارکنان خوبی نخواهد داشت.

Money doesn’t grow on trees
پول علف خرس نیست که راحت بشود آن را بدست آورد.

Money is a good servant but a bad master
پول بودنش برایت خدمت می کند اما اگر نباشد و قرضش بگیری آنوقت روزگارت سیاه میشود.

Money is the root of all evil
عشق به پول ریشه تمام بدی هاست.

Money isn’t everything

چیزهای بسیار زیبایی نیز دراین دنیا وجود دارد همه اش پول نیست.

Money makes money
با سرمایه گذاری می شود از پول پول درآورد.

Neither a borrower nor a lender be
بهتر است نه قرض بدهی و نه قرض بگیری ( تا راحت باشی )

Pay beforehand was never well served
اگر برای خدمتی یا سرویسی اول پولش را بپردازی بعید بنظر می رسد کار خوبی برایت ارائه دهند.

Riches have wings
پول و ثروت مانند پرنده بال دارد و اگر دقیق نباشی فورا” می پرد.

The best thing in life are free
چیزهای با ارزشی در زندگی وجود دارند که رایگان هستند مانند عشق- دوست – صحت بدن

The rich knows not who is his friend
آدم پولدار که باشد دوستان واقعی خود را نخواهد شناخت ( مگسانند گرد شیرینی )

Where there is muck there is brass
پول از کارهای پست هم به دست می آید مثل جستجوی زباله ها برای مواد بازیافتنی.

You can’t take it with you when you die
همه چیز دراین دنیا خواهد ماند خوش بحال آنانکه کم چیزی دارند که بگذارند و بروند.درست مثل مسافری که کوله بارش سبک است.

look after the pennies and the pounds will look after themselves
خرد خرد چیز خریدن ثروت آدم را بر باد می دهد باید از پول خردها مواظبت نمود وگرنه اسکناسهای درشت خودشان مواظب خودشان هستند.

ناصرخلیل زاد


 
 
ضرب المثل های ایرانی به ترتیب حروف الفبا ( الف )
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 


اجاره نشین خوش نشینه !
ارزان خری، انبان خری
از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم
از اونجا مونده، از اینجا رونده
از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره
از این امامزاده کسی معجز نمی بینه
از این دم بریده هر چی بگی بر میاد
از این ستون به آن ستون فرجه
از بی کفنی زنده ایم
از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه
از تنگی چشم پیل معلومم شد — آنانکه غنی ترند محتاج ترند
از تو حرکت، از خدا برکت .
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است
از خر افتاده، خرما پیدا کرده
از خرس موئی، غنیمته
از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟
از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده
از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی
از دور دل و میبره، از جلو زهره رو
از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه
از شما عباسی، از ما رقاصی
از کوزه همان برون تراود که در اوست ! ” گر دایره کوزه ز گوهر سازند ”
از کیسه خلیفه می بخشه
از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند
از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد
از ماست که بر ماست
از مال پس است و از جان عاصی
از مردی تا نامردی یک قدم است
از من بدر، به جوال کاه
از نخورده بگیر، بده به خورده
از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن
از هر چه بدم اومد، سرم اومد
از هول هلیم افتاد توی دیگ
از یک گل بهار نمیشه
از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه
اسباب خونه به صاحبخونه میره
اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند
اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور
اسب دونده جو خود را زیاد میکنه
اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده
اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند
استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟
اصل کار برو روست، کچلی زیر موست
اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد
اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن
اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره
اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی
اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد
اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید
اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم
اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز
اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد
اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود
اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله
اگر دانی که نان دادن ثواب است — تو خود میخور که بغدادت خرابست
اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند
اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت
اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی
اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه
اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .
اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره
اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن
اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه
اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه
اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم
اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد
اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده
اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر
امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری
امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی
انگور خوب، نصیب شغال میشه
اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم
اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام
اول بچش، بعد بگو بی نمکه
اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن
اول بقالی و ماست ترش فروشی
اول پیاله و بد مستی
اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد
ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک
این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست
اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه
این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه
این قافله تا به حشر لنگه
اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات
اینو که زائیدی بزرگ کن
این هفت صنار غیر از اون چارده شی است
اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟
اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !

 

بیتوته


 
 
Paradox of Our Times
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time;

We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment;

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness.

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom.

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often.

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years.

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints.

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less.

We’ve been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

We’ve conquered outer space, but not inner space. We’ve split the atom, but not our prejudice;

We write more, but learn less; plan more, but accomplish less.

We’ve learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals.

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality.

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships.

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes.

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion.


 
 
سلامتی‌ چیست‌ ؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 

سلامتی‌ چیست‌ ؟

عبارتست‌ از رفاه‌ کامل‌ جسمی‌، روانی‌ و اجتماعی‌، نه‌ فقط‌ نبودن‌ بیماری‌ و معلولیت‌، شخص‌ سالم‌ کسی‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر سلامت‌ جسم‌ از سلامت‌ روان‌ نیز برخوردار بوده‌ و از نظر اجتماعی‌ و روحی‌ در آسایش‌ باشد.

● بهداشت‌ چیست‌ ؟

بهداشت‌ عبارتست‌ از نگهداری‌ و ارتقای‌ سلامت‌ و پیشگیری‌ از بیماریها و افزایش‌ قدرت‌ روحی‌، جسمی‌ و اقتصادی‌ در افرادی‌ که‌ به‌ علت‌ بیماری‌ ناتوان‌ شده‌اند.

● بهداشت‌ عمومی‌ چیست‌ ؟

یکی‌ از فعالیتهای‌ سازمان‌ یافته‌ اجتماعی‌ است‌ که‌ به‌ منظور حفظ‌، ارتقاء و بازسازی‌ سلامت‌ افراد انجام‌ می‌گیرد و در برگیرنده‌ خدماتی‌ است‌ که‌ به‌ کل‌ جامعه‌ ارایه‌ می‌شود.

● بهداشت‌ فردی‌ چیست‌ ؟

شامل‌ دستورالعملهایی‌ است‌ که‌ در جهت‌ تأمین‌، حفظ‌ و ارتقای‌ بهداشت‌ و سلامتی‌ فرد بکار می‌رود.

▪ بهداشت‌ پوست‌ :

پوست‌ یکی‌ از اعضاء مهم‌ و وسیع‌ بدن‌ است‌. که‌ حاوی‌ غدد مواد چربی‌ است‌، در نتیجه‌ فعالیت‌ این‌ غدد، آب‌، مواد زائد، املاح‌ و مقداری‌ چربی‌ از طریق‌ پوست‌ از بدن‌ دفع‌ می‌شود. دفع‌ مواد مزبور به‌ همراه‌ فعالیت‌ باکتریهایی‌ که‌ در نقاط‌ مختلف‌ پوست‌، خصوصاً در نواحی‌ گرم‌ و مرطوب‌ زندگی‌ می‌کنند سبب‌ تخمیر مواد موجود در عرق‌ و پوست‌ می‌شوند. به‌ این‌ ترتیب‌ بوی‌ نامطبوعی‌ ایجاد می‌نماید که‌ جهت‌ رفع‌ آن‌، اقداماتی‌ باید انجام‌ داد.

فعالیت‌ غدد مولد عرق‌ در سنین‌ بلوغ‌ فوق‌العاده‌ زیاد بوده‌ و با ورزش‌، گرمی‌ هوا، پوشیدن‌ لباسهای‌ ضخیم‌، خستگی‌، عصبانیت‌، نگرانی‌، هیجان‌، بیشتر می‌شود و به‌ منظور محافظت‌ از پوست‌ و رعایت‌ بهداشت‌ توجه‌ به‌ موارد زیر ضروری‌ است‌:

هر کس‌ باید بدن‌ خود را حتی‌الامکان‌ همه‌ روزه‌ یا حداقل‌ هفته‌ای‌ دوبار با آب‌ و صابون‌ بشوید.

تعداد دفعات‌ استحمام‌ با توجه‌ به‌ دمای‌ هوای‌، میزان‌ فعالیت‌، آلودگی‌ هوا و محل‌ کار متفاوت‌ است‌ .

شستشوی‌ بدن‌ با آب‌ و صابون‌، پوست‌ را از وجود مواد زائد پاک‌ می‌کند. مواد قلیایی‌ موجود در صابون‌، سبب‌ حل‌ شدن‌ در چربیها و مواد زائد موجود بر پوست‌ شده‌ و جلوی‌ انسداد منافذ پوستی‌ را می‌گیرد.

استحمام‌ با آب‌ گرم‌ نه‌ تنها سبب‌ بهتر حل‌ شدن‌ مواد زائد و نرمی‌ و لطافت‌ پوست‌ می‌شود بلکه‌ رفع‌ خستگی‌ عضلانی‌ و افزایش‌ خون‌ گیری‌ پوست‌ را نیز شامل‌ می‌شود.

استحمام‌، بلافاصله‌ پس‌ از صرف‌ غذا، موجب‌ گشاد شدن‌ عروق‌ پوست‌ بدن‌ شده‌ و خون‌ را از معده‌ و دیگر اندامهای‌ داخلی‌ متوجه‌ پوست‌ می‌کند.

برای‌ استفاده‌ از انواع‌ صابون‌ و شامپو باید به‌ نوع‌ پوست‌ (چرب‌، خشک‌، معمولی‌) توجه‌ کرد.

استفاده‌ از وسایل‌ شخصی‌ در استحمام‌ ضروریست‌ . چرا که‌ استفاده‌ مشترک‌ از این‌ وسایل‌ سبب‌ انتقال‌ بیماریهای‌ عفونی‌ و قارچی‌ می‌شود.

از آنجا که‌ بسیاری‌ از بیماریهای‌ انگلی‌ و عفونتهای‌ روده‌ای‌ از طریق‌ دستها و ناخنهای‌ آلوده‌ انتشار می‌یابند، شستن‌ صحیح‌ دستها و کوتاه‌ کردن‌ ناخن‌ها بطور مرتب‌ ضروری‌ است‌ .

قبل‌ از غذا خوردن‌، طبخ‌ غذا، هنگام‌ آماده‌ کردن‌ ظروف‌ و وسایل‌ سفره‌، بعد از رفتن‌ به‌ توالت‌ و دست‌ زدن‌ و نظافت‌ کردن‌ حیوانات‌ ـ باغبانی‌ و زراعت‌ و پس‌ از ملاقات‌ و تماس‌ با بیماران‌ مبتلا به‌ بیماریهای‌ واگیر، شستن‌ صحیح‌ دستها، توصیه‌ می‌شود.

عادات‌ جویدن‌ ناخن‌ غیر بهداشتی‌ بوده‌ و سبب‌ ابتلای‌ فرد به‌ بسیاری‌ از بیماریها خواهد شد.

شست‌ و شوی‌ روزانه‌ پاها، از تجزیه‌ عرق‌ و بوی‌ نامطبوع‌ پا جلوگیری‌ می‌کند.

استفاده‌ از کفش‌ مناسب‌ به‌ نحوی‌ که‌ هیچ‌گونه‌ فشاری‌ به‌ پا وارد نکرده‌ و سبب‌ تغییر فرم‌ طبیعی‌ استخوان‌ بندی‌ پا نشود، از نکات‌ مهمی‌ است‌ که‌ باید در مورد سلامت‌ پا و ستون‌ فقرات‌، بدان‌ توجه‌ نمود.

▪ بهداشت‌ مو :

ـ موی‌ سالم‌، ظاهری‌ درخشان‌، مرتب‌ و قابل‌ انعطاف‌ دارد نکات‌ اساسی‌ که‌ در بهداشت‌ مو باید مورد توجه‌ قرار گیرد عبارتند از:

نوع‌ شامپو و سایر مواد پاک‌ کننده‌ مهم‌ بوده‌ و انتخاب‌ صحیح‌ آنها با توجه‌ به‌ مشخصات‌ مو، به‌ ویژه‌ میزان‌ چرب‌ بودن‌ آنها است‌ و باعث‌ تقویت‌ رشد مو و سالم‌ ماندن‌ آنها می‌شود.

برس‌ کشیدن‌ روزانه‌ موها باعث‌ تشدید سرعت‌ جریان‌ خون‌

در پوست‌ سر شده‌ و از جمع‌ شدن‌ گرد و غبار و مواد زائد در پوست‌ سر جلوگیری‌ به‌ عمل‌ می‌آورد.

شوره‌ سر با شستن‌ مرتب‌ موها، شانه‌ کردن‌ و برس‌ زدن‌ قابل‌ کنترل‌ خواهد بود.

پس‌ از شست‌ شوی‌ موها، برای‌ خشک‌ کردن‌ آنها باید از مالش‌ شدید با حوله‌ خودداری‌ شود و بجای‌ آن‌، موها را با فشار دادن‌ به‌ حوله‌ خشک‌ کرد.

دفعات‌ شست‌ و شوی‌ موها به‌ نوع‌ آن‌ (چرب‌ ـ خشک‌ ـ معمولی‌) بستگی‌ دارد.

▪ بهداشت‌ چشم‌ :

ـ اختلال‌ در بینایی‌، سبب‌ کاهش‌ ارتباط‌ فرد با محیط‌ و توان‌ یادگیری‌ وی‌ می‌شود. به‌ منظور پیشگیری‌ از بروز اختلال‌ در قوه‌ بینایی‌، رعایت‌ این‌ نکات‌ بهداشتی‌ ضروری‌ است‌ :

استفاده‌ از حوله‌ شخصی‌ و تمیز، در پیشگیری‌ از عفونتهای‌ چشمی‌، امری‌ بسیار مهم‌ است‌.

هنگام‌ مطالعه‌ می‌بایست‌ از نور کافی‌ که‌ از پشت‌ سر و طرف‌ چپ‌ می‌تابد، استفاده‌ نمود و فاصله‌ چشمها از سطح‌ مطالعه‌ باید بین‌ ۴۵ـ۳۰ سانتی‌ متر باشد.

در صورت‌ بروز عوارضی‌ مانند تاری‌ دید، اختلال‌ در قدرت‌ بینایی‌، خستگی‌ در هنگام‌ مطالعه‌ و ... سریعاً به‌ چشم‌ پزشک‌ مراجعه‌ کنید.

مصرف‌ غذاهای‌ متنوع‌ و مناسب‌، خصوصاً غذاهای‌ حاوی‌ ویتامین‌ A ، در سلامت‌ چشمها نقش‌ اساسی‌ دارد.

در صورت‌ مشاهده‌ هر گونه‌ اختلال‌ در ظاهر چشم‌ها، اعم‌ از افتادگی‌ پلک‌، قرمزی‌، تورم‌، انحراف‌ و ... باید سریعاً به‌ پزشک‌ مراجعه‌ نمود.

در صورت‌ ورود اجسام‌ خارجی‌ و یا مواد شیمیایی‌ به‌ چشم‌ها از مالش‌ آنها خودداری‌ نمایید و سریعاً چشم‌ را با مقادیر فراوان‌ آب‌، شست‌ و شو داده‌ و با یک‌ گاز تمیز پوشانده‌ و سریعاً به‌ پزشک‌ مراجعه‌ نمایید.

برای‌ شست‌ و شوی‌ چشم‌ از ماساژ آن‌ به‌ هنگام‌ شست‌ و شو، جداً خودداری‌ نمایید. بهترین‌ راه‌ این‌ است‌ که‌ پلک‌ ها را از دو طرف‌ کنار زده‌ و چشم‌ را در زیر شیر آب‌ نگهدارید


 
 
← صفحه بعد