آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم

بانک سوالات دبیرستان و پیش دانشگاهی . مکالمه . مقالات . آپدیت روزانه Nod 32

تحلیل درس زبان انگلیسی کنکور سراسری رشته¬ ی ریاضی 91
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

             تهیه وتنظیم   زهره جوادی

سؤال­های بخش گرامر:

تفاوت نسبت به سال­های گذشته:کاهش تعداد سؤال­ها از 4 سؤال به 3 سؤال

توجه­ی سؤال­های گرامر بیش­تر به مبحث ربط­دهنده­های مقطع پیش­ دانشگاهی بود که شامل 2 سؤال (سؤال­های 76 و 77) از 3 سؤال می­شد. از مبحث افعال وجهی نیز امسال مانند سال گذشته سؤال مطرح شده بود.

 

تعداد کل سؤال­های گرامر

درس 1 پیش ­دانشگاهی

(ربط­ دهنده­ های دلیل، زمان و شرط)

درس 1 پیش­ دانشگاهی

(ربط ­دهنده­ ی مغایرت غیرمنتظره)

درس 8 پیش­دانشگاهی

(کاربرد افعال وجهی)

3 سؤال

1 سؤال

1 سؤال

1 سؤال

 

سؤال­های بخش واژگان:

تفاوت نسبت به سال­های گذشته:افزایش تعداد سؤال­ها از 6 سؤال به 7 سؤال به ­دلیل کم شدن تعداد سؤال­های گرامر

ساقه­ ی سؤال­های واژگان امسال نسبت به سال­های گذشته طولانی ­تر بود و بیش­تر سؤال­ها به نیم­سال اول پیش ­دانشگاهی اختصاص داشت.

تعداد کل سؤال­های واژگان

درس 1

 پیش ­دانشگاهی

درس 2

پیش­ دانشگاهی

درس 7

 پیش ­دانشگاهی

درس 8

پیش ­دانشگاهی

7 سؤال

2 سؤال

3 سؤال

1 سؤال

1 سؤال

 

 یک سؤال واژگان (سؤال 84) واژه­ی ““lately مربوط به واژه­ های کتاب زبان­ انگلیسی 1 بود، البته در درس­های زبان انگلیسی 3 و پیش­ دانشگاهی نیز وجود دارد.

 

سؤال­های بخش “Cloze Test:

متن““Cloze Testیک متن ساده همراه با 5 سؤال از درس 2 زبان­ انگلیسی پیش­ دانشگاهی بود که لغات خارج از کتاب درسی آن بسیار اندک بود. فاصله ­ی بین جای­ خالی­ های متن منطقی بود و تقریباً در هر سطر یک جا­ی­ خالی وجود داشت. 4 سؤال واژگان ““Cloze Test مربوط به واژگان درس­های زبان­ انگلیسی 3 بود و یک سؤال گرامر آن نیز به مبحث کاربرد افعال وجهی درس 8 زبان انگلیسی پیش ­دانشگاهی مربوط می­شد و در واقع از لحاظ موضوع گرامری با سؤال 78 بخش گرامر یک­سان بود.

نکته قابل توجه دو سؤال از یک مبحث گرامری در یک آزمون مورد توجه قرار گرفته است.

تعداد کل سؤال­هایCloze Test

درس 3 سوم

درس 5 سوم

درس 4 سوم

درس 2 سوم

درس  8 پیش­دانشگاهی

 (کاربرد افعال وجهی)

5 سؤال

1 سؤال

1 سؤال

1 سؤال

2 سؤال

1 سؤال

 

سؤال­های بخش درک­مطلب:

تفاوت نسبت به سال­های گذشته:کوتاه و ساده شدن متن­های دو درک­ مطلب و کم شدن لغات خارج از کتاب درسی

موضوع متن دوم درک­ مطلب به درس 2 زبان­ انگلیسی پیش­ دانشگاهی مربوط بود که از لحاظ موضوعی با متن ““Cloze Test یکی بود. تیپ سؤال­های درک­مطلب دوم جدید، مفهومی ­تر و طولانی بود.

نکته­ ی قابل توجه در کنکور ریاضی سال 91، آسان­تر بودن سؤال­ها و توجه به زبان ­انگلیسی پیش­ دانشگاهی مخصوصاً نیم­سال اول بوده است.

 

 

 


 
 
تحلیل درس زبان انگلیسی کنکور سراسری رشته¬ ی ریاضی 91 ) 2 (
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

             تهیه وتنظیم   حبیب اله سعادت

 

بودجه‌بندی مباحث سؤال‌ها:

به طور کلی آزمون سراسری ریاضی، حاوی 3 سؤال در بخش گرامر، 7 سؤال در بخش واژگان، 5 سؤال در بخش Cloze Test و10 سؤال در بخش درک مطلب بود.

سؤال‌های گرامر و واژگان:

نسبت به سال­های گذشته تغییر قابل توجهی وجود نداشت. توجه به این نکته قابل ملاحظه است که 2 سؤال اول گرامر (سؤال­های 76 و 77) هر دو مربوط به مبحث ربط­دهنده­ها هستند و هم­چنین سؤال سوم گرامر (سؤال 78) و سؤال گرامری مطرح­شده در بخش Cloze Test (سؤال 87) هر دو به یک مبحث گرامری (کاربرد افعال وجهی در زمان گذشته) اشاره دارند.

گرایش‌های جدید در سؤال‌های درک‌مطلب:

در بخش درک­مطلب در سؤال­های 93 و 95 از داوطلبان خواسته­ شده است که موضوع اصلی پاراگراف­های دوم و سوم را تشخیص دهند در سؤال 97 از درک­مطلب دوم نیز جمله­ای از متن بیرون کشیده شده است و از داوطلبان خواسته­شده که مفهوم این جمله را در گزینه­ها بیابند، این سه سؤال به نوعی جدید محسوب می­شوند و قابل ملاحظه­تر می­باشند.

 




 
 
تحلیل درس زبان‌انگلیسی سراسری ریاضی 91
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

  تهیه و تنظیم: شهاب اناری

نگاه کلی

بودجه بندی: آزمون در قالب 25 سؤال در  بخش‌های گرامر و لغت، متن کلوز و متن‌های درک‌مطلب طرح شده بود.

تعداد سؤالات گرامر نسبت به سال قبل یک عدد کم‌تر و تعداد سؤالات لغت یکی بیش‌تر بود. تعداد سؤالات کلوز و متن درک‌مطلب مانند سال‌های قبل بود.

 

سؤالات گرامر: کیفیت سؤالات خوب بود. شاید تنها اشکال بارز بخش گرامر این بود که  از 3 سؤال گرامر ابتدای آزمون (76 تا 78) و نیز یک سؤال گرامر بخش کلوز، همگی تنها از دو مبحث کلمات ربط و افعال مدال طرح شده بود و از هیچ مبحث دیگر گرامری سؤالی طرح نشده بود. به‌عبارت دیگر پراکندگی سؤالات به اندازه کافی مناسب نبود.

 

سؤالات لغت: بسیار خوب بود و از 7 سؤال این بخش 5 سؤال از پیش و 2 سؤال از سال سوم طرح شده بود. از نظر نقش واژگان 3 سؤال از افعال، 2 سؤال از اسم، 1 سؤال از صفت و یک سؤال از قید داشتیم که پراکندگی مناسبی بود. پرسشی از معنای افعال دو‌قسمتی یا بحث مترادف و متضاد نداشتیم.

 

در بخش کلوز: سؤالات از نظر کیفی خوب و (طبق انتظار) بیش‌تر از دانش لغت و کم‌تر از مباحث گرامر بود. اشکال فنی طراحی بخش کلوز این بود که جمله اول نقطه چین داشت که در کلوز استاندارد نباید این‌طور باشد.

 

سؤالات متن خوانی: خوب بود. متن اول نسبت به متون سال‌های قبل آسان‌تر و متن دوم در حد قابل‌انتظار بود. البته از نظر پراکندگی انواع سؤالات، تعداد پرسش‌های استنباطی و مفهومی بیش‌تر از سال قبل شده بود:

 

پراکندگی انواع سؤالات درک متن:

 

سؤالات صریح از متن: 3 سؤال    سؤال از مرجع ضمیر/حدس معنی لغت:2 سؤال   

سؤال از موضوع اصلی: 3 سؤال     سؤال استنباطی: 2 سؤال




 
 
کاربرد زمان حال کامل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

کاربرد

۱- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:


  • I have studied English since 1990 (از سال ۱۹۹۰ به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)
  • She‘s lived in Tehran for 10 years (او به مدت ۱۰ سال در تهران زندگی کرده است)
  • ?How long have you lived in Tehran (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)
  • I‘ve lived in Tehran all my life (همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

 

 

توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

forنشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی sinceبا مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

seven o’clock

 

since

a year

 

I have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

2- برای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

  • I have never been to England (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)
  • She has had several operations up to now (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)
  • He‘s written a lot of short stories(او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

۳- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:

 

 

از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.

  • I‘ve just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)
  • I’ve already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)
  • The bus hasn’t arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسیده است)
  • I still haven’t finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

 

 

 

1- اگر ارتباطی با زمان حال موجود نیست (مثلاًچیزهایی که مدتها قبل اتفاق افتاده‌اند) از حال کامل استفاده نکنید.

  • Hafiz wasa Persian poet. Hewrotemany poems.
  • but:My father is a writer. Hehas writtenmany books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کردیم تا نشان دهیم که او (حافظ) دیگر شعر نمی‌نویسد، ولی در مثال دوم برای اینکه نشان دهیم که او هنوز کتاب می‌نویسد از حال کامل استفاده کردیم.

۲- ما از حال کامل برای ارائه اطلاعات جدید استفاده می‌کنیم. ولی اگر بخواهیم به صحبتمان درباره آن ادامه دهیم، معمولاً از گذشته ساده استفاده می‌کنیم:

A: “Ben has broken his leg.”

B: “Really? How did that happen?”

A: “He fell off a ladder.”

ساختار زمان حال کامل

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have (‘ve)
have not (haven’t)

I, you, we, they

has (‘s)
has not (hasn’t)

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

چند مثال:

  • We‘ve beento Paris
  • Hehasn’t livedin Paris
  • ?Haveyoumethim yet




 
 
3- حال استمراری (Present Progressive)
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

از حال استمراری برای بیان یک برنامه یا یک قرار بین افراد در آینده استفاده می‌شود و معمولاً به آینده نزدیک اشاره دارد:

  • I'm meeting my friend this evening.
    (امروز بعدازظهر دوستم را ملاقات می‌کنم)
  • They are driving to Scotland at the weekend.
    (آنها آخر هفته به اسکاتلند می‌روند)

گاهی اوقات تفاوتی نمی‌کند که برای بیان یک برنامه یا قرار از حال استمراری و یا از ساختار be going to استفاده شود، به عنوان مثال:

  • We're going to see a play tonight.
    or: We're seeing a play tonight.

 

4- راه‌های دیگر بیان آینده

راه‌های دیگری نیز برای صحبت درباره‌ آینده وجود دارد، به عنوان مثال:

a) Will + be + verb-ing

  • Next week I'll be talking about how to use a microscope.
    (هفته آینده درباره نحوه استفاده از میکروسکوپ صحبت خواهم کرد)

b) Be + to + verb

  • Iranian president is to visit Russia.
    (رئیس جمهور ایران از روسیه بازدید می‌کند)

c) Be + about + to + verb

The mayor is about to announce the result of election.
(شهردار به زودی نتایج انتخابات را اعلام خواهد کرد)


 
 
کاربرد زمان گذشته کامل
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٥
 

 

کاربرد

ما از زمان گذشته کامل استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم عملی پیش از عمل دیگری در گذشته اتفاق افتاده است (گذشته در گذشته). در واقع گذشته کامل معادل گذشته‌ی زمان حال کامل است. (با گذشته ساده مقایسه کنید).


به مقایسه بین زمانهای حال کامل و گذشته کامل توجه کنید:

گذشته کامل


حال کامل


* We weren’t hungry. We‘d just had dinner.

 * I didn’t know who he was. I‘d never seen him before.

* We aren’t hungry. We‘ve just had dinner.

* Who is that man? I‘ve never seen him before.

چند مثال دیگر از زمان گذشته کامل:

  • .It was the first time he had ever seen a tiger
  • .When I arrived at the cinema, the film had already begun
  • She didn’t want to go to the theatre with the others because she‘d seen the play before

مقایسه بین گذشته کامل و گذشته ساده

به تفاوت میان جملات زیر دقت کنید:

  • .When I arrived home, my wife went out
  • but: When I arrived home, my wife had gone out
  • ساختار

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

had (‘d)

had not (hadn’t)

I, you, we, they

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

he, she, it

had

hadn’t




 
 
مجموعه سخنان ژان پل سارتر
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

 

از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد.

 

دمی بی خبری کافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را که با تلاش به دست آورده ای، نابود می شود و از دست می رود.

 

هیچ کس نمی داند در زمانهای بحرانی، وفاداری به کدام سو رو می کند.

 

 

همه نیاز به زمان دارند. آدم نباید پیش از اینکه بداند چه می گوید، نتیجه گیری کند.

 

 

بی دانش، نه می توان امیدوار بود نه ناامید.

 

 

هنگامی که چیزی از دست می رود، دیگر نمی توان آن را پس گرفت .

 

 

تصمیم هایی وجود دارد که هیچ کس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود.

 

 

تا زمانی که مطمئن نشوم، امیدم را از دست نمی دهم.

 

 

هرگز دری را نزن، مگر اینکه بدانی در آن سویش چه می گذرد.

 

 

اینکه چه چیزی در کجا گفته شود، تفاوتی ندارد، اینکه آنچه نخست گفته شود، دومی باشد یا دومی، واپسین.

 

 

مسئله تنها این نیست که چیزها ناپدید می شوند، بلکه پس از آن، یادشان نیز نابود می شود.

 

 

هر بار که می پنداری پاسخ پرسشی را یافته ای، پی می بری که آن پرسش، هیچ مفهومی ندارد.

 

 

همه ی چیزهای زیبایی را که می بینی، به ذهن بسپار، تا همیشه با تو باشند، حتی در زمانهایی که آنها را نمی توانی ببینی.

 

 

ناامیدی کامل می تواند در کنار درخشان ترین نوآوری ها به سر بَرَد. از کار افتادگی و شکوفایی، یکدیگر را جذب می کنند.

 

 

هر کس نیازمند دوستانی است.

 

 

هنگامی که آغاز به نوشتن موضوعی می کنم، ناگهان پی می برم که درک من از آن چه اندازه اندک است.

 

مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.

 

 

برای زنده ماندن، باید خودت را از درون بکُشی؛ از این رو بیشتر آدمها همه چیز را رها کرده اند، چون می دانند که هر اندازه هم تلاش کنند، سرانجام می بازند و زمانی که به این نقطه رسیدی، هر گونه مبارزه ای بیهوده است.

 

 

شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.

 

 

هیچ چیز ساده تر از قلب نمی شکند.

 

کمابیش کسی نیست که بخش کوچکی از زندگی را چنان که در گذشته بود، در وجود خود به دوش نکشد.

 

 

اگر بخواهی از راه دویدن، خودکشی کنی، ابتدا باید خوب دویدن را یاد بگیری.

 

مرگ، تنها چیزی است که حسی را در ما برمی انگیزد. مرگ، شکل هنری ما و تنها راه ابراز درون ناپیدا است.

 

 

آدم باید به این امر خو بگیرد که به کمترین ها خرسند باشد. هرچه کمتر بخواهی، با چیزهای کمتری خشنود می شوی و هر اندازه نیازهایت را کم کنی، امور زندگی ات بهتر خواهد شد.

 

هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های کوچکِ بچگانه و داستانها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.

 

 

نگذارید بچه ها گریه کنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می کند.

 

همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم! 

 

 

 

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.

 

 

نبوغ، جوهر تفکر است.

 

 

امروز آدمی ناگزیر به دیروز تبدیل خواهد شد، اما امکان دارد فردای شما هرگز امروز نشود.

 

 

بشر جاودانه بیرون از خویشتن است. بشر با پی ریزی "طرح" خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی، بشر و بشریت را به وجود می آورد.

 

انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست، بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد. 

 

 

بشر آفریننده ی ارزشها است.

 

"ارزش"، چیزی نیست جز معنایی که شما برای آن برمی گزینید.

 

 

من هنگامی آزادم که همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد.

 

 

همیشه باید اخلاق را آفرید و ابداع کرد.

 

بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلکه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.

 

هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.

 

 

فلسفه ی متکی به احتمالات که وابسته به حقیقتی نباشد، محکوم به نیستی است. 

 

 

من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم، اما باید بدانم که اگر انتخاب نکنم، باز هم انتخابی کرده ام.

 

شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان می کند.

 

 

آنچه به بشر امکان زندگی می دهد، تنها عمل است. 

 

 

امکان عشق، چیزی جز آنچه از عشق تجلی می کند نیست.

 

 

آنچه آدمی را سست عنصر می سازد، عمل گریز یا تسلیم است.

 

 

بشر وجود ندارد، مگر در حدی که طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.

 

 

عشقی جز آنچه به مرحله ی تحقق درمی آید، وجود ندارد.

 

 

بشر، محکوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه ی کارهایی است که انجام می دهد.

حقیقتی وجود ندارد، جز در عمل. 

 

شما آزاده اید؛ راه خود را برگزینید؛ یعنی بیافرینید.

 

منبع:jomalatziba.blogfa.com


 
 
فیش برداری چیست ؟
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

در آستانه شروع کار دانشجویان کارشناسی ارشد برای تحقیق و تدوین پایان نامه های خود ، این مطلب را می گذارم :

فیش (fiche) واژه اى فرانسوى و در زبان فارسى به معناى ( برگه) است و در اصطلاح به معناى برگه هاى یک شکل و یک اندازه اى است که چکیده مطالعات و گزیده تحقیقات در آن یادداشت مى شود تا بتوان به آسانى و در زمانى کوتاه و با اسلوبى خاص و منظم از آن بهره جست. اما مشخصات فیش چیست ؟ اول : جنس فیش : چون مطالعه کنندگان و محققان با فیش ها مرتباً در تماس هستند و ضمناً ضخامت فیش ها نباید به گونه اى باشد که حجم زیادى را دربرگیرد؛ از این رو جنس فیش ها معمولاً از کاغذ ضخیم انتخاب مى شود تا دو ویژگى نسبى مقاوم بودن و کم حجم بودن را دربرداشته باشد و درنتیجه از استهلاک برگه ها در مراجعات مکرر جلوگیرى شود و قرار دادن آنها در برگه دانن به آسانى صورت پذیرد. دوم : اندازه فیش که معمولاً به موضوع تحقیق و نوع کار و سلیقه محقق بستگى دارد ؛  ولى غالباً از اندازه هاى استاندارد  10 در 7 یا 5/12 در 8 و موارد دیگر تبعیت می کند..

انواع فیش بردارى : فیش بردارى و یا همان یادداشت بردارى وثبت مطالعات از گذشته تا کنون به یکى از انواع زیر صورت مى گرفته است:

1-  علامت گذارى یا خط کشى در متن کتاب و یا حاشیه نویسى در اطراف صفحه هاى آن

2- خلاصه نویسى در آستر بدرقه کتاب

3- یادداشت نویسى هاى پراکنده و غیر منظم درمجموعه هایى به نام کشکول

4- ثبت در مجموعه هایى به نام(جُنگ) که به صورت (الفبایى) یا (موضوعى) تنظیم شده اند مانند کلاسور، زونکن و پوشه.

5- نوشتن مطالب روى برگه ها یا کارت هاى یک شکل و یک اندازه به نام  فیش

6-استفاده از ماشین هاى حافظه دار الکترونیکى نظیر کامپیوتر. مراحل فیش بردارى

اما فیش مورد استفاده در تحقیقات کتابخانه‌ای به دو نوع تقسیم می‌شود بشرح زیر:  

1-  فیش ماخذ : فیشی است که مشخصات کتاب مقاله یا مدرک مورد استفاده در تحقیق را بر روی آن می‌نویسیم. از قطعه کاغذ یا مقوایی به طول دوازده و عرض هشت سانتیمتر می‌توان یک فیش ماءخذ تهیه نمود. فیش ماخذ حاوی نکاتی است که به قرار زیر :  نام کتاب    -  نام نویسنده  - نام مترجم یا مصحح و یا گردآورنده و.. - نام ناشر  -  سال انتشار - چاپ( در صورتی که برای دومین بار با دفعات متعدد کتاب به چاپ رسیده است)  - تعداد صفحات – نام محل نگهداری  کتاب  و..

2- فیش موضوعی  : فیشی است که برای استخراج محتوای کتب و مقالات مورد استفاده قرار می‌گیرد. در قطع‌های مختلف تهیه می‌شود ولی رایجترین آنها فیشی است به طول پانزده و عرض ده سانتیمتر محتوای کتب و مقالاتی را که بعنوان منابع تحقیق قبلاً از طریق فیش ماخذ مشخص نموده‌ایم به حسب موضوعات اصلی و موضوعات فرعی در فیش های موضوعی وارد کرده و بدین ترتیب می‌توانیم در پایان مرحله استخراج ، عصاره منابع استخراج شده را بصورت صدها و هزاران فیش موضوع داشته باشیم و سپس با استفاده از آنها نوشتن گزارش خود را آغاز کنیم.

-  مراحل فیش بردارى و یادداشت نویسى که از مسائل اساسى در مطالعات وتحقیقات به شمار مى رود با رعایت امور زیر انجـام مى گیـرد:

موضوع نویسى : موضوع نویسى فیش ها از امور مهم در مراحل فیش بردارى است زیرا مراجعه به فیش ها و ارتباط با آن ها بر همین اساس صورت مى گیرد و اشتباه در این امر تحقیقات پژوهنده و طبقه بندى و بازیابى فیش ها را با مشکلاتى روبه رو مى سازد.

کُد گذارى : کُد عبارت از عدد علامت یا حرف خاصى است که براى تشخیص هویت اجمالى موضوعات کتاب ها مؤلفان مترجمان و به کار مى رود و از تکرار در نوشتن و زیاده نویسى و ضایع شدن وقتِ پژوهنده جلوگیرى مى کند. کد گذارى به ویژه در مواقعى که تعداد فیش ها زیاد مى شود لزوم خاصى پیدا مى کند(1); مثلاً به جاى آن که بارها موضوعات کلى عام وحتى در برخى موارد موضوعات خاص و اخص را در بالاى فیش ها بنویسیم با نوشتن کدهاى آن ها از وقت خود به خوبى استفاده مى کنیم و یا به جاى آن که درهنگام فیش بردارى بارها به ذکر مأخذِ مطالب بپردازیم با کد گذارى مآخذ از ضایع شدن عمر جلوگیرى مى کنیم. و یا در مطالعات وتحقیقات (کامپیوترى) مى توانیم از کد گذارى به شایستگى کمک بگیریم. در فیش بردارى غالباً از دو نوع کدگذارى(موضوعات) و(مآخذ) استفاده مى گردد اگر چه ممکن است براى مؤلفان و مترجمان  نیز کدهاى معّینى به کار گرفته شود.

1-  کدگذارى موضوعات : درکد گذارى موضوعات ابتدا باید سعى شود اسامى تمامى موضوعات (کلى) فیش ها از قبیل :

تاریخ ، فلسفه ، ادبیات ، هنر  ، علوم اجتماعی و.. … جمع آورى شوند و بر اساس (حروف الفبا) تنظیم و مرتب گردند.

سپس به هر کدام از موضوعات کلى کد معیّنى طبق شماره هاى مسلسل داده شود و در نخستین صفحه دفتر فهرست راهنما به صورت دقیق و منظم ثبت گردد.

در فیش بردارى باید اصول ونکات زیر را رعایت کرد:

1- مطالب مفصّل و طولانى باید خلاصه شود و از نوشتن مطالب جزئى و فرعى روى فیش خوددارى گردد زیرا در این صورت از یک سو به فیش هاى متعددى نیازمند خواهیم شد واز سوى دیگر خواندن مطالب جزئى و فرعى وقت گیر خواهد بود. البته درصورت مهم بودن تمام مطالب مى توان فقط مأخذ و آدرس آن را به طور کامل روى یک فیش نوشت و در برگه دان مربوط به خود قرار داد که قبلاً نیز به آن اشاره شد.

2- پشت فیش مطلبى نوشته نمى شود زیرا از یک طرف به تجربه دیده شده است درهنگام مراجعه ومطالعه هر دو طرف فیش مقدارى وقت ضایع مى گردد و اسراف در وقت زیانش از اسراف در کاغذ بیش تر خواهد بود و با رعایت این نکته فتوکپى از فیش ها به آسانى و با هزینه کمتر صورت مى پذیرد. زیرا مثلاً اگر سه یا چهار فیش کوچک یک رو را در زیر هم قرار دهیم تنها به یک صفحه A4 و یک بارفتوکپى گرفتن نیازمند خواهیم بود در صورتى که اگر فیش ها دو رو باشند به بیش از یک بار فتوکپى نیاز مى شود. و از طرف دیگر نیز ممکن است به مرور زمان وبر اثر رطوبت و مانند آن مطالب یک طرف فیش به طرف دیگرش نفوذ کند و مطالب آن را از بین ببرد اگر چه به خاطر احترام گذاشتن به عقیده آنان که با ما دراین مورد هم عقیده نیستند پشت فیش هاى پیشنهادى این کتاب نیز خط کشى شده است.

3-آیین نگارش و ویرایش و قواعد درست نویسى علامت گذارى زیبا نویسى ویا دست کم خوانا نویسى وصفحه آرایى در هنگام نوشتن فیش ها رعایت شود.

4-مقدارى فاصله ـ حدود نیم تا یک سانتى مترـ در چهار طرف فیش در نظر گرفته شود تا در اثر مرور زمان و یا پارگى برگه ها عناوین ومطالب فیش از بین نرود و نکته هاى ضروریِ به جا مانده در حاشیه آن وارد گردد. البته این فاصله در فیش پیشنهادى این کتاب خود به خود رعایت شده است.

5-همراه داشتن تعدادى فیش درمواقع مختلف براى فیش بردارى شایسته یک محقق نکته بین است زیرا گفته اند هر کس کاغذ و قلم به همراه خود نداشته باشد حکمت در قلبش جاى نخواهد گرفت

6-  استفاده کامل از (تمام صفحه) فیش و نوشتن مطالب با (قلم نوک ریز) به کارگیرى تعداد اندکى برگه را به ارمغان خواهد داشت.

7-ممکن است در نقل مستقیم مطالب از یک مأخذ ویا ترجمه عبارت هاى آن به تقطیعِ متن و حذف برخى قسمت هاى غیر مهم نیاز شود در این صورت محل تقطیع و حذف مطلب با علامت سه نقطه(…) روى فیش مشخص مى شود.

8-بهتر است متن فیش ومطالب آن با (مداد) نوشته نشود زیرا در اثر سایش دست و مانند آن مطالب فیش درهم شده یا از بین خواهند رفت.

10-در پشت فیش پیشنهادى این کتاب کلمه (نقد و نظریه) آورده شده است تا چنان چه فیش نویس نظریه و یا انتقادى نسبت به مطالب فیش داشته باشد در پشت برگه ها آن ها را منعکس کند. پس از آن کلمه (نمایه نامه) نوشته شده است تا واژه هاى کلیدى و اساسى و مهم درمتن هر فیش در این قسمت یادداشت گردد و سپس به (کامپیوتر) داده شود . به مرور زمان و با ثبت و نگه دارى تعداد زیادى از واژه هاى کلیدیِ موجود در فیش ها هر محققى مى تواند در کوتاه ترین فرصت و با استفاده از کامپیوتر به انبوهى از مواد خام و اطلاعات مورد نیاز خود در باره هر کدام از این واژه هاى کلیدى دست یابد و در تحقیقات خود از آن ها بهره مند گردد.

10-در قسمت سمت راست فیش کوچک پیشنهادى این کتاب دو دایره کوچک با فاصله استاندارد و رایج در کلاسورهاى متوسط چهار حلقه اى در نظر گرفته شده است تا بتوان هر دو فیش را با هم و زیر هم و پس از سوراخ کردن در کلاسور قرار داد.

11-درهنگام مطالعه باید مطابق موضوع تحقیق خود در کنار هر مطلب مهمى علامتى گذاشت و سپس در مطالعه مجدد ازآن خلاصه نویسى وفیش بردارى کرد که لازمه اش درک درست مطالب مهم است.

12-درقسمتى از پشت فیش به گونه اى مختصر مشخص ومعّین شود که از مطالب این فیش تا کنون چند بار و در چه موضوعات و مواردى استفاده شده است زیرا رعایت این نکته در تحقیقات و مراجعات بعدى براى محقق و فیش نویس راه نما و راه گشا خواهد بود.

13-مطالبى که از یک کتاب فیش بردارى شده است در همان کتاب به گونه اى مشخص شود که این جا فیش بردارى شده است مثلاً مى توان حرف (ف) را که علامت اختصارى کلمه (فیش بردارى) است در اول مطلب نهاد. این کار بدین منظور انجام مى شود که از یک مطلب دو بار فیش بردارى نشود.

** برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتابروش فیش برداری: عبدالرحیم موگِهی و کتابهای طاهره خدادوست و بهرام طوسی و دیگران


 
 
مطالب مفید و خواندنی سری اول
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/٢
 

 

بدن شما حدود 25 میلیون گلبول قرمز دارد که همیشه در مویرگ جریان دارند .

عمر گلبول های قرمز فقط 4 ماه است و سپس اکثرا در طحال از بین برده می شوند .

یکی از مهمترین مواردی که باعث غش ناگهانی شخص می گردد ، عدم رسیدن خون کافی به مغز است .

4 – بدن انسان 639 عضله دارد . عضلات در حقیقت گوشت بدن هستند .

5 – به دلیل وجود مفاصل است که قادر به حرکتیم .

6 – هر جا دو استخوان بر روی هم بلغزند در آنجا مفصل وجود دارد .

7 – مفصل اجازه می دهد تا استخوان ها به نرمی و آهستگی بلغزند و حرکت کنند .

8 – در بدن انسان چهار نوع مفصل وجود دارد .

-      یک نوع آن از نوع توپی و حفره ای است . مانند مفصل شانه ها .

-      مفصل بیضوی است  . مانند مفصا مچ

-      مفصل لولا دار نیمه چرخشی است . مانند مفصل لولای انگشتان دست .

-      مفصل گردنده مثل مفصل آرنج و مفصل زیر جمجمه ما .

بدن ما به چیزی بیش از پروتئین – چربی و کربوهیدرات ها نیاز دارد . باید مواد معدنی نیز به آن برسد . 18 درصد ماده معدنی ضروری برای بدن وجود دارند که برخی از آنها مانند کلیسم و فسفر برای رشد و سلامت استخوانها و دندان ها ضروری اند .

 

-      آهن به فعالیت صحیح سلول ها کمک می کند . مس باعث رشد بدن و تولید هموگلوبین می شود . ید نیز به کار بدن کمک می کند .

 

-      علم کشف کرده که ویتامین ها نیز برای کنترل مراحل خاصی در بدن مورد نیازند ، آنها یقینا برای سلامتی ضروری می باشند .

 

هر ویتامین در بدن به گونه ای خاص عمل می کند و هیچ ویتامینی جایگزین ویتامین دیگر نمی شود .همه آنها با هم ، رشد بدن را تامین کرده و انسان را سالم و قوی می سازند .

یک ر‍ژیم غذایی خوب و متعادل برای سلامتی انسان حیاتی است .

 

غذایی که می خوریم شامل مواد بسیارمهمی نظیر پروتئین ها ، چربی ها ، کربوهیدرات ها ، آب و مواد معدنی است ولی اینها نیز به تنهایی برای بدن کافی نیستند و برای ادامه حیات به ویتامین ها نیز نیازمندیم .

 

ویتامین ها موادی هستند که توسط گیاهان و یا جانوران تولید می شوند .

 

انسان ، میمون و خوکچه هندی تنها پستاندارانی هستند که قادر به تولید ویتامین  ( سی )

در کبد خود نمی باشند .

 

در صورت کمبود ویتامین  سی رگ های خونی ترد و شکننده شده و به راحتی خونریزی میکنند . لکه های سیاه و آبی رنگی  پوست و نزدیک چشم ظاهر می شوند ، لثه ها به راحتی خونریزی می کنند . هورمون ها و آنزیم ها به خوبی عمل نکرده و مقاومت بدن در برابر عفونت باکتری ها کاهش یافته و ممکن است التهاب و آماس در گلو ظاهر شود .

 

انسان دارای 3000 پرز چشایی در زبان خود است .

 

انتهای زبان بیشتر به مزه تلخی ، طرفین زبان شوری و ترشی و نوک زبان به شیرینی حساس می باشد .

 

 


 
 
نمونه سئوالات زبان 3 دبیرستان خرداد ماه
نویسنده : غلامعلی عباسی - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
 

 

In The Name of God

 

English 3 – Final Exam

 


 

الف) دیکته:

- کلمات ناقص متن زیر را در پاسخنامه بطور کامل بازنویسی نمایید. ( 4 نمره )

A)  They can remember  the  s-enes they have seen.

B-C-D) Your aver-ge is low , Im sure  practi-e in great details will  impr-ve  it.

E-F)  What is your p-rpose  to  have a university degr-e ?

G-H)  Teams or indiv-duals who place second  receive a silver med-l.

I- J )  He was too exc-ted to say hello. He was also afra-d  that the other person wouldn’t hear him.

K-L)   D-sabled people can not use some parts of their body pr-perly.

M-N)  New words are b-rn whenever they are ne-d-d.

O-P)  Who de-ides the site of the Olympic Games and org-nizes the events?

 

 

 

                            Good  Luck : Abbasi


 
 
← صفحه بعد
 



افزایش آمار
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس